• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 673)
جمعه 20/11/1391 - 20:11 -0 تشکر 588298
بررسی وضعیت شعر پیش از انقلاب اسلامی و پس از آن

منبع:روزنامه رسالت ( www.resalat news.com ) دکتر غلامرضا کافی



الف)محتوا

بدیهی است که ارزیابی محتوایی شعر این چند دهه، بدون شناخت سیاسی و وضعیت اجتماعی کشور، میسر نخواهد بود.درکنار آن باید از چگونگی مطبوعات وکتابها و حتی کیفیت داستان نویسی وسیر و سیره آن دراین عصراطلاع داشت.

اصولا کشور ما در صد ساله اخیر، درکنارتحولات سیاسی اجتماعی، تحولاتی در ادبیات داشته است. در عصر" مشروطیت" با بروزتفکرات غربی در بین صاحبان قلم و اندیشه، ادبیات بیش از صورت و قالب در محتوا دگرگون شد ونوعی تعهد ومبارزه در آثار نوشتاری پدید آمد. به وجود آمدن نوعی آزادی بیان که حاصل زحمت اهل قلم بود، این فرصت را برای ادبا و شعرا به وجود آورد تا به بیان تفکرات خود بپردازند. البته برخی از تفکرات غربی که از طریق رفت و آمد به غرب یا شیوه آموزش مدارس غربی در داخل صورت می گرفت، درمواردی با ارزشهای ملی ومذهبی جامعه ما در تضاد بود، سخن از خلق و رنج و اندیشیدن به توده ، ازتاثیرات نمایان" انقلاب روسیه" بود که در آثار ادبی آن روز دیده می شود. در این ارتباط، یکی از اهل نظر، ادبیات پیش ازانقلاب را نشات گرفته از " سکولاریسمی" می داند که در کشور نفوذ داشت و در فکر واندیشه وعمل و زبان گروهی رسوخ یافته بود و از نظر ایشان، این " سکولاریسم همزاد مشروطیت از بن و بنیاد و با دین و اعتقادات دینی سر ناسازگاری داشت."

البته این جماعت متهم به خود باختگی و سرگردانی اند که از روی نادانی به تالیف وانتشارمطالبی مبادرت کرده اند که به خلاف مسیر کلی ادبیات پربار گذشته است واین موضوع دلیل پریشانی ادبیات معاصر شناخته شده است. اگر چه اعتقادبر این است که در این عصر، در حوزه هایی از جمله ایماژ وتصویر شاعرانه موفقیت هایی حاصل شده است، اما فقر محتوا و بی هویتی فرهنگی بسیارمشهود است. سالها پیش ازدهه های مورد نظر، در عصر پادشاهان قجر پای فرنگیان به کشورباز شده بود. یکی ازسوغات های این ارتباط، داستان نویسی به شیوه نوین بود. این سوغات ازمنظری که همانا تحول نثر و بهره های مفید نگارش داستان باشد، خشنود کننده بود. اما برخی نویسندگان به پیروی از اروپاییان، مسائل جنسی را بر مبنای عقاید " فروید" محور همه چیز دانستند و تحت تاثیر تعلیم های فرهنگ غرب، آثار خود را شکل دادند. " آنچه این نویسندگان دنبال می کنند، بریدن مردم از سنت ها و اعتقادات ملی–مذهبی و گام برداشتن به سوی تجدد و فرنگی شدن است."

البته در آغاز نهضت داستان نویسی، داستانها بر اساس روش تاریخی وکهن گرایی پرداخته می شد، اما این شیوه به دلیل رویکرد خوانندگان به مسائل روز،به پرداخت اجتماعی منتهی شد. درست به همین دلیل، به بهانه ارائه تصویرهایی از اجتماع، شخصیت هایی چون معتادان و دختران فریب خورده به حوزه ادبیات منثور راه یافتند.

جمعه 20/11/1391 - 20:11 - 0 تشکر 588299

علاوه بر مسائل سیاسی واجتماعی و تاثیر داستان نویسی ، تفکر هنر بدون التزام نیز که دراین چند دهه به شدت مطرح بود به رواج بی بندو باری وهرزگی در آثار ادبی دامن زد. آثار کسانی چون " مستعان" ، " همایونفر" و " محمد مسعود" را در این رابطه می توان نام برد.



درنقد و نظر همین قسم نوشته ها و نویسنده ها در کتاب" صد سال داستان نویسی" آمده است: " نوشته هایشان چنان کثیف است که نمی توان تصور کرد کسانی به جز عقب افتادگان ذهنی آنها را نوشته باشند. این کالای فاسد که به فراوانی توسط مجلات هفتگی عرضه می شود، خوانندگان بسیار می یابد و ذوق واستعداد جوانان را منحرف می کند."



حال با این در آمد بحث شعر را در این دوره پیش می گیریم و در آغاز با انعکاس آرا و نظرات چند تن از شاعران وادیبان عصر، با موقعیت این هنر نوشتاری آشنا می شویم:



" شعر پارسی پس از دومین جنگ جهانی در کشور ما دو رویه را در پیش گرفت . در گرایش نخستین، شعر در برگیرنده نوعی مضامین غنایی و عاشقانه محض بود. این نوع شعر میدان وسیعی را برای خود ایجاد کرد. از عوامل اصلی بروز این پدیده می توان فرهنگ منحط حاکم بر جامعه ، گرایش جوانان به فرهنگ غرب و



خود باختگی آنان در برابر این فرهنگ را نام برد. همین عوامل،دست به دست هم داد و زمینه را برای بسط این نوع شعر آماده کرد و حتی تواناترین شاعران ما نیز به این آتش دامن زدند که از آن جمله می توان به سرایندگانی مثل" خانلری" ، " توللی" ، " گلچین معانی"، " ندوشن"، " منوچهر شیبانی" و " نادرپور" اشاره کرد. این افراد در سایه رمانتیسم ، دست به نوآوریهایی زدند که هیچ کدام از آنها خارج ازمحدوده عشق وعاشقی ومضامین عاشقانه نبود.



گروه دوم شاعرانی بودند که به مکتب سمبولیسم معتقد بودند و راه را برای اصلاح طلبان و روشنفکران جامعه بازکردند. این گروه، رمانتیسم را پدیده ای بی خاصیت معرفی کردند و خود راهی دیگر را برگزیدند. از شاعران پیشتاز این سیر می توان " نیمای بزرگ" ، " اخوان" ، " سهراب سپهری" ، " هوشنگ ابتهاج" ، " م. آزرم"، " شاهرودی " و " سیاوش کسرایی" را نام برد.



با این وصف ، شعر فارسی از نیمه دوم دهه چهل تا پنجاه روح تازه ای پیدا کرد. بسیاری از افکار کهنه وقدیمی والفاظ تکراری جای خود را به الفاظی تازه بخشید که محور آن توجه به مسائل اجتماعی و بیان دردها در بحبوحه فشار و خفقان و یاس حاکم برجامعه بود. در دهه پنجاه، مخصوصا از گروه دوم، می بینیم که شعر، خودش را از بن بست کسالت بار شعر قدیم نجات داده ورسالت تازه ای را در پیش گرفته است."



جمعه 20/11/1391 - 20:13 - 0 تشکر 588300

علاوه بر آنچه در بالا عینا نقل شد، در متن همین مقاله ویژگی هایی نیز برای شعر گروه دوم یا " نمادگرایان" برشمرده شده است که عبارتند از :



الف) تکیه بر زبان نو



ب) آمیختگی شعر با زندگی فردی واجتماعی



ج) رواج تصاویر حسی وملموس



د) پیوند عاطفه واحساس با مفاهیم ذهنی



هـ) گسترش حوزه واژگانی شعر.



اندک تفحصی در اشعار شاعرانی که در این گروه از آنان نام برده شد گفته های بالا را تائید می کند. هرچند این ، جو غالب آن روزگار نبود. دلیلش هم نوپایی و نوسرایی شاعران بود؛ ( نه از حیث سن و سال وتجربه شعری، بلکه بیشتر از جهت طرز تازه و قوام نیافته آنان) این شاعران، اولا در اقلیت بودند ، دوم اینکه با شیوه جدید نیما برخوردی دوگانه می شد. برخی آن را تنها راه تنفس شعر و ادامه حیات ادب فارسی می دانستند و بعضی نیز آن را خصم سابقه ازل شعر می خواندند.



بنابراین ازحیث محتوا، شعر این دوره به شدت ملول است. ناهنجاری های اجتماعی و فساد رایج جامعه از یک سو وتاثیر پذیری از نهضت داستان نویسی نوین از سوی دیگر، باعث شد تا شعر از آرایه عفاف و تقدس برهنه شود؛ رواج نفسانیات در شعر چندان شایع گشت که به قول "دکتر شریعتی" : " اعتراف به انحرافات جنسی در اشعار جزء افتخارات در آمد وازعوامل نبوغ شناخته شد."



" عبدالعلی دستغیب" یکی از منتقدین معاصر، در تحلیلی از شعر قبل از انقلاب آورده است: " در شعر این دوره ، عموما ازتن های برهنه و هوس های برهنه تر سخن می رود. عشق گنهکار و طرح قامت یار و چشم اندازهای جنسی ،درونمایه شعر شاعران است."



در یک جمله می توان گفت شعر در این دوره به دنبال لذت جویی(Hedonism) است. به همین دلیل ، پرداخت حسی زمینی و ملاحظه نفسانیات یکی از مضمون های فراگیر این جریان است:



آن فتنه که چون جلوه مهتاب تنی داشت



نازکتر از اندیشه من پیرهنی داشت



( سعید نیاز کرمانی)



شبی همرهت گذر به سوی چمن کنم



زتن جامه برکنم، زگل پیرهن کنم



به قهرم گذاشتی، مرا با توآشتی



به تقدیم جان نشد به تسلیم تن کنم



بر ودوش و سینه را به لبهات بسپرم



سپید شکوفه را کبود سمن کنم



( سیمین بهبهانی)



و البته مضمون هایی به مراتب سخیف تر از آنچه که گذشت نیز دراین دوره دیده می شود که عمدتا از شاعرانی است که چندان ارزش ادبی ندارند ویاد کرد آنان و اشعارشان شایسته نمی نماید.



در این وانفسای نفس، گوهر نفیس شعر را فریاد رسی نیست و به فرمایش " جلال آل احمد": " صاحب نظران هم در ادبیات معاصر اغلب به سکوت برگزار می کنند و صاحب دستان نیز ازصد سال پیش به این طرفتر نمی آیند؛ زیرا سخت مشغول نبش قبرهای کهنه اند و در بحث ازادبیات زنده معاصر ، خطری برای اسب و علیق خود می بینند!"



جمعه 20/11/1391 - 20:14 - 0 تشکر 588301

ب) قالب



درچهار–پنج دهه قبل از انقلاب، دو جریان شعری وجود دارد که در موازات یکدیگر حرکت می کنند. یکی " نوگرایی" که درسطرهای قبل گفته شد که با آن برخوردی دوگانه می شود و دیگر شعر با موازین کهن . قالب "چارپاره" یا" دوبیتی پیوسته" که در پایان دوره مشروطیت ظهور کرده است، به عنوان حلقه و پیوندی در میان این دوجریان، حضوری نسبتا خوب دارد .از میان قالب های کهن، غزل به فراوانی حضوردارد. سایر قالب ها کم و بیش منسوخ شده اند و از مثنوی طرح کمرنگی باقیمانده است.



درجریان" کهن گرایی" این چند دهه، اگر چه گه گاه به غزل های دل انگیزی تحت تاثیر نوگرایی های آغاز شده برمی خوریم، اما کهنگی و تکرار مضامین در کنار افراط درنفسانیات اهمیت ادبی آن را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. تکرار مضمون ،استفاده از واژه ها، ترکیبات و اصطلاحات و حتی حس عاریتی شاعران پیشین خاطر آزار خوانندگان این نوع غزلهاست:


شب این سرگیسوی ندارد که تو داری



آغوش گل این بوی ندارد که تو داری



نرگس که فریبد دل صاحب نظران را



این چشم سخنگوی ندارد که تو داری



(رهی معیری)



گویند مخور باده که درشهر حرام است



چیزی که در این شهر حلال است کدام است



درگریه بود شیشه و در خنده بود جام



وین گریه شیشه سبب خنده جام است



( محمدعلی مصباحی "عبرت")



خراب باده نابیم و مست بانگ رباب



خراب ترزدل ما کسی ندیده به خواب



خرابی دل عشاق عین آبادی است



مباد میکده خالی زرهروان خراب



( حامدکرمانی)


قابل اشاره اینکه ، نهضت " غزل نو" که در سطرهای بعد از آن خواهیم گفت، مربوط به همین عصر است با شاعرانی مشخص و سبک و سیاقی ویژه. از شاعران نام آشنای جریان غزل کهن می توان به کسانی چون: بهادر یگانه، رهی معیری ، محمد حسین شهریار، علی اکبر دلفی، نیاز کرمانی، ابوالحسن ورزی، غلامحسین وجدی، پژمان بختیاری ، علی اشتری، علی اطهری کرمانی، عماد خراسانی ، مشفق کاشانی و معینی کرمانشاهی اشاره کرد.



به راستی سخن " نیما " درد دل آگاهانه ای است که " آیا شاعری که امروز زندگی می کند و وسایل زیادی را می شناسد ، می تواند خود را خفه و کور نگاه داشته، فقط به چند نمونه غزل اکتفا کند؟"اما این اندوه و نگرانی نیما با ظهور غزل سرایان نوگرا تا حدودی التیام یافت. یعنی تحت تاثیر نو آوری های پدید آمده در این عصر "غزل نو" شکل گرفت و در آن واژگان و اصطلاحات شعر آزاد به کار گرفته شد. درکنار این تحول زبانی در وزن اشعار نیز تصرفاتی پدید آمد تا این تاثیر به خوبی نشان داده شود.



شاعرانی همچون " نیستانی"، "بهمنی" ،" درودیان" ،"سیمین بهبهانی" وکمی بعد" حسین منزوی" هر کدام با روش مخصوص به خود این راه را پی گرفتند ودر غزل تحول چشمگیری پیدا شد. این شیوه بعدها به " غزل نو" موسوم شد.



نکته دیگری که در باب قالب های این برهه می توان گفت؛ تقسیمات و انشعاباتی است که در طرز نیما به وجود آمد. اگر شیوه " عدم تساوی مصراع ها" را" آزاد" بخوانیم، بدون شک آغازین آن قالب موزون نیماست که از آن به " نیمایی" تعبیر می شود و پس از آن قالب " سپید" که متکی به موسیقی درونی، بدون وزن عروضی است، پدید آمد.



با اقبال یافتن شعر آزاد و سرعت یافتن رشد آن گرایش های مختلف نیز به سرعت در آن پیدا آمد . به عنوان مثال، تنها در دهه پنجاه می توانیم دوگرایش" شعر حجم" و " موج نو" را نشان کنیم.



با این همه باید اذعان داشت که اعتبار ملی شعر، باظهور شاعران اندیشمند و مبارز در این سیاق، در دهه سی تا پنجاه، بردوش همین طرز تازه بود.مقایسه شعر پیش ازانقلاب و پس از آن در نظر برخی از معاصران: در سطرهای قبل ویژگی هایی را برای شعر موفق قبل از انقلاب از دیدگاه یکی از شاعران برشمردیم که به طورخلاصه عبارت بود از: زبان نو، آمیختگی با زندگی فردی و اجتماعی، تصاویر حسی، پیوند عاطفه واحساس با مفاهیم ذهنی وگسترش حوزه واژگانی. در ادامه همین مقاله آمده است: " اما زبان شعر جنگ و دهه انقلاب زبانی است عاطفی، با پشتوانه ای از حماسه که ما این تلفیق را در گذشته کمترمی یابیم."



همین مقاله ، آمیختگی شعر جنگ را با زندگی فردی واجتماعی مثل خود جنگ می داند که درتمام زوایای زندگی مردم حضوردارد و معتقد است که این شعر بیشترین مخاطب را برای خود برگزیده است. همچنین اذعان دارد که ما در شعر دهه اول انقلاب شاهد ملموس ترین تصاویر شاعرانه بوده ایم. درادامه نیز گستره حوزه واژگانی شعر جنگ را بسیار بیشتر از قبل، یعنی قبل ازانقلاب می داند. عبدالجبار کاکایی، هنرمندان مسلمان را که قبل ازانقلاب و با تفکر خاص مذهب گرایی شعر می سروده اند، شاعران عصر رنسانس اسلامی خوانده و اظهار داشته است که این گروه شبکه ای منظم در ذهن و زبان خود نداشتند. اما معتقد است که شعر شاعران آن" جنبش آرمانگرایان مذهبی" یعنی سخن سرایان انقلاب، چه در قالب های کلاسیک و چه غیر کلاسیک، تحول هایی اساسی را به خود دیده است، هرچند در فرم وشکل هیچ قدمی برداشته نشده است و باید منتظر تحول در شکل بود.حضور شاعران جوان وفراوانی تعداد آنان پس از انقلاب، از ویژگیهای دیگر این دوره است؛این در حالی است که پیش از انقلاب راه برجوانان بسته بود.



" عملا شعرقبل از انقلاب در انحصار چند نام محبوس بود و جوانان شاعربا دور ماندن از بحث ونقد ادبی در بیراهه گام می سپردند، بعد ازانقلاب رهایی صورت گرفت. با قدم گذاشتن جوانان در صحنه های سیاسی – اجتماعی ودرک فرهنگ جامعه و آشنایی با فرهنگ های ملل مختلف، انصافا شاهدکارهای ارزشمندی بوده ایم."دکتر سادات ناصری تفاوت میان شعر قبل و بعد ازانقلاب را به اندازه تفاوت بین " جنید"، پیش از جنید شدن و پس از آن یا " بایزید" پیش از بایزید شدن و پس از آن می داند.مهدی رستگار معتقد است " من شاعر" در شعر انقلاب ، تبدیل به فردی اجتماعی شده است که هم نزدیک را می بیند و هم چشمی دور نگر دارد و شعر در این دوره از حالت های فردگرایی، اومانیستی، لائیک و درددل های شخصی و خصوصی خارج شده است.با توجه به نو شدن زبان شعر پس از خطر کردن نیما و نوشدن اندیشه وتفکر مردم پس از انقلاب ، شعر این برهه فرصت خوبی برای نوشدن و پوست انداختن دارد که تا حدودی نیز این امرصورت گرفته است ووجه موجه شعر جنگ و شعر انقلاب حضور مذهب با مجموعه نمادها، اصطلاحات وواژگان خاص خود است و باید در قسمت شعر جنگ، اصطلاحات و واژگان نظامی را نیز برآن افزود و بالاخره اینکه یکی ازاهل تحقیق، ضعف شعرهای آغازین انقلاب را در دو چیز می بیند:



الف) عظمت و شکوه وصف نشدنی حرکت انقلاب



ب) جوانی شاعران.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.