• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 320)
چهارشنبه 13/10/1391 - 10:32 -0 تشکر 582528
اربعین در شعر

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (ع)

اربعین سالار شهیدان کربلا تسلیت باد

((اربعین))

زینب خونین دل غمگین زار

آمد اینک با اسیران بلا

رنج ره بر جان خریده تا رسد

بر سر خاک شهید کربلا

تا که آمد با اسیران ستم

تازه شد شور عزای نینوا

ناله طفلان و زنها از عطش

می رسد از سوی خیمه بر سما

پیش چشمش در میان قتلگه

زنده شد قتل شهیدان خدا

آه حسین افتاده از زین بر زمین

دست و پا می زد به زیر نیزه ها

اکبرش از ضرب شمشیر ستم

با نوا گفتا که ادرک یا ابا

بهر آب سوی فرات گشته روان

آن ابوالفضل رشید با وفا

زنده شد در ذهن زینب ناگهان

یاد آن دستی که شد از تن جدا

قاسم لب تشنه گفتا عمه جان

من عمویم را نمی سازم رها

گشته پرپر روی دستان پدر

اصغر ششماهه از کید دغا

همره مولا حسین شاه شهید

جعفر و عونش به راه دین فدا

یاد تیر و نیزه و شمشیر و سنگ

یاد خون و کشته های سرجدا

اربعین شاه مظلومان رسید

گشته زینب شکوه گر با صد نوا

گفته زینب یا حسین مولای من

درد دل دارم برایت یا اخا

گویم از شلاق و زنجیر و ستم

سیلی و مشت و لگد در کوچه ها

مانده زخم تازیانه یا حسین

بر تنم از حیله قوم جفا

از رقیه من نمی گویم سخن

آن سه ساله دختر شیرین ادا

یا حسین بی تو نخواهم زندگی

روی خاکت من بمیرم بی صدا

ای برادر من دگر بی طاقتم

رنج یاران می کشد آخر مرا

من چه سازم بعد تو ای جان من

بر سرم ریزد فلک خاک عزا

از غمت پیرم خمیده قامتم

زینبم من دختر شیر خدا

یا حسین برخیز آب آورده ام

بهر تو ای وارث خون خدا

زینب آمد عقده دل وا نمود

آن یگانه مظهر عشق و صفا

شیعیان در اربعین شاه دین

همچو زینب در غم و رنج و عزا

شد «رها» مداح شاه تشنه لب

تا شفیع او شود روز جزا

بهروز رها

چهارشنبه 13/10/1391 - 13:9 - 0 تشکر 582560

اربعین روضه خواهر چه قدر می چسبد


روضه ی نیزه و یک سر چه قدر می چسبد


به سوی مقتل ارباب بدو ای نوکر


گریه با ناله ی مادر چه قدر می چسبد


و حرامی به خودش گفت ته آن گودال


بزنم نیزه به پیکرچه قدر می چسبد


بعد از آن خنجر شیطان به رگ گردن گفت :


 نفس پاره حنجر چه قدر می چسبد


ز روی نیزه قاتل  تو بگو ای خوبم


دیدن ناله ی خواهر چه قَدَر می چسبد؟


به روی نیزه ی قاتل به سوی یک دختر


نگه پر غم اکبر چه قدر می چسبد


یک حرامی به رفیق بد خود گفت ببین


زدن چنگ به معجر چه قَدَر می چسبد


دیگری گفت ببین که زدن این شلاق


روی این پیکر لاغر چه قّدَر می چسبد


سر پر نور حسین با ضربات چکمه


بشود یک شبه اختر چه قَدَر می چسبد


به روی نیزه بخواند کمی از سوره کهف


سرت ای سید و سرور چه قَدَر می چسبد


نوکر بی سر و پای تو به وقت موتش


بشود ناظر حیدر چه قدر می چسبد




سروده جعفر ابوالفتحی

چهارشنبه 13/10/1391 - 13:10 - 0 تشکر 582561

((شرح ِ غم))
آهم كشید شعله به وقت شهادتت
بودم سفیر بی تو به قصد نیابتت
آن خواهری كه از غم توقدكمان شده
آمدكنارخاك مزارت عیادتت
هفتاد وچند قطعه شده قلبم ازغمت
یادم نشد دقایق آخر عبادتت
پیداترین ستارهْ دور قمرشدی
تا آسمان رسیده جلال وقداستت
بودم پناه خیل اسیران داغدار
گشته قدم خمیده زداغ شهادتت
تا زنده ام بجان توگریم برای تو
رمزبقای دین خداشد حمایتت
حالاپس از گذشت چهل روز و شب حسین
ازمن سؤال كن،چه شده سرو قامتت؟
گویم تورا زكوفه وشام و ره بلا
درداكه نیست غمزدگان را اجابتت
خواهم نشان دهم تن مجروح و خسته را
ترسم ببینی و رود از دست طاقتت
سیلاب اشك من همه سوغاتی من است
ریزم گلاب دیده خود روی تربتت
آورده ام زشام بلا عترت تورا
شرمنده ام ز داغ گل با طراوتت
جانا حدیث بی تو شدن قاتلم شده
یادش بخیر هُرم نگاه و صلابتت
دیگر گمان زندگیم بعد تو نبود
من مانده ام واشاعه به من شد شجاعتت
شاه دو عالم است گدای تو یا حسین
هركس گرفت ذرّه ای از تو شفاعتت
شرح غمت شكسته دل جمله انبیاء
باشدكه (میثمی)بكف آردرضایتت
التماس دعا
شاعر : رسول میثمی

چهارشنبه 13/10/1391 - 13:13 - 0 تشکر 582562

به زخم های تنت چون اشاره می کردم
به دامن از مژه جاری ستاره می کردم
برای رفتنِ تا کوفه ، داشتم تردید
به مصحف بدنت استخاره می کردم
ز سیل گریه لرزان خویش در کوفه
خراب پایه دارالاماره می کردم
کبوتران حریم تو را به هر منزل
به قصد منزل دیگر شماره می کردم
شبی که یک تن از آنان میان ره گم شد
به سینه پیرهن صبر، پاره می کردم
به طشت زر به لبت چوب خیزران می زد
یزید و  من به تحیر نظاره می کردم
به سینه چنگ زنان خیره می شدم به رباب
چو یاد تشنگی شیرخواره می کردم
به قطره قطره اشکم ازین سفر (تائب)
هماره آب، دل سنگ خاره می کردم
شاعر : حسین اخوان

چهارشنبه 13/10/1391 - 13:15 - 0 تشکر 582563

بی گل رویت پدر از زندگی دل برگرفتم
دست شستم از دو عالم چون ترا در بر گرفتم
یاد داری قتلگه نشناختم جسم شریفت
خم شدم بابا نشانت را ز انگشتر گرفتم
هر چه کردم جستجو انگشت و انگشتر ندیدم
پس سراغ حضرتت از عمّه مضطر گرفتم
در مقام قرب بودم مات جسم چاک چاکت
تا برای شیعیان پیغام زان حنجر گرفتم
سوختم آتش گرفتم چون شنیدم ناله تو
ز اولین پیغام تو دستور تا آخر گرفتم
داشتم می مردم از غم در کنار کشته تو
لب بر آن حنجر نهادم زندگی از سر گرفتم
بر تن آزردهٔ من بوسه می زد تازیانه
من برای توشهٔ ره بوسه زان پیکر گرفتم
بس که سیلی زد عدو در راه وصلت بر رخ من
صورتم نیلی شده سنّت ز نیلوفر گرفتم
خواهر کوچک ترم چون دید رأست در خرابه
داد جان در پیش رویم من غمی دیگر گرفتم
خوش به حال او که جان را کرد قربان سر تو
من گران جانم که ماندم قبر تو در بر گرفتم
این من و این جان ناقابل فدای خاک کویت
تا نپنداری که جز تو مونس دیگر گرفتم
مجلس نامحرمان دیدی مرا بازوی بسته
آستین را پیش رویم همچنان معجر گرفتم
خوب می خواندی تو قرآن ای فدای اشک چشمت
تا میان طشت زر بودی تو، من آذر گرفتم
ای پدر بعد از تو من دیگر نخواهم زندگی را
مرگ را زین زندگانی ای پدر خوشتر گرفتم
شاعر:سید جواد مظلوم پور

چهارشنبه 13/10/1391 - 13:16 - 0 تشکر 582564

دلم به وسعت یک اربعین پر از غم شد


دوباره کرب و بلا خیمه گاه ماتم شد


زِ ناله های غم انگیز زینب کبری


دوباره چشم فلک توتیای شبنم شد



شاعر:محمدمهدی عبدالهی

چهارشنبه 13/10/1391 - 19:25 - 0 تشکر 582581

سرد و سنگین ابرها را سوگوار آورده اند
شرحه شرحه ماجرایی ناگوار آورده اند
بازهم یک زخم کهنه ماجرای خیر و شر
افتضاحی فاش را مردم به بار آورده اند
خاک و خاکستر نشانده بر دل تقویم ها
سینه هایی نصف جان را داغ دار آورده اند
درد در جانها نمی گنجد، قیامت می کند
خون و آتش را به صحن نیزه زار آورده اند
تیغ بر خورشید و بر انوار مشرق می زنند
کورهایی سنگ دل، شب های تار آورده اند
در سپاه کفر، قرآن را به خون آلوده اند
لکّه ی ننگ بزرگی یادگار آورده اند
نینوا در نینوا گویی جهنم پیش روست
ذوالجناح غرق خون را بی سوار آورده اند
اشک می بارد پیاپی چشم عالم ناگزیر
روی نیزه هاتفی را سر به دار آورده اند
بغض و خون در سینه های پاره پاره یخ زده
چهره های کوفیان را شرمسار آورده اند
رنگ و رویی زرد بر ماه محرم مانده است
چشم ها را داغ دار و زار زار آورده اند
ازگلو ی دشت و صحرا آب خوش پایین نرفت
ناله های العطش از جویبار آورده اند
دل تهی کرده تمام آسمان ها و زمین
سر به روی نیزه و نی آشکار آورده اند
محتشم ها را به میدان می کشد این سوگ و غم
کس نمی فهمد چه ها بر روزگار آورده اند
کوچ باید کرد از این مردم نفرین شده
دسته دسته سارها را خاکسار آورده اند
گردو خاک تیره ی دل را نمی شوید زمان
ماه خون آلود را جای بهار آورده اند
 شاعر: سید مهدی نژاد هاشمی

پنج شنبه 14/10/1391 - 11:4 - 0 تشکر 582640

تازه رسیده از سفر کربلا سرت
بین تن تو فاصله افتاده تا سرت
با پهلوی شکسته و با صورت کبود
کنج تنور کوفه کشانده مرا سرت
پیشانی ات شکسته و موهات کم شده
خاکستر تنور چه کرده ست با سرت؟
رگ های گردنت چِقَدَر نامرتب ست
ای جان من چگونه جدا شد مگر سرت؟
این جای سنگ نیست، گمان می کنم حسین -
افتاده است زیر سم اسب ها سرت...
باید کمی گلاب بیارم بشویمت
خاکی شده ست از ستم بی حیا سرت
چشمان تو همیشه به دنبال زینب ست
تا اربعین اگر برود هر کجا سرت
 شاعر: علی اکبر لطیفیان

پنج شنبه 14/10/1391 - 11:5 - 0 تشکر 582641

حزن سنگین صفر یک لحظه خنثی می شود
با قدم های نگارم قد غم تا می شود
قد غم ها تا شد و تا سرزمین کاظمین
مرغ دل پرواز کرد و عشق پیدا می شود
بر لب شیخ الائمه غنچه ی لبخند شوق
با نگاهی سوی گهواره شکوفا می شود
عشق را احساس و با احساسِ قلبم عشق کن
زیر و رو کن خاک را کی مثل موسی می شود
در تمام دوره ها حجّت به دنیا لازم ست
اولین حجّت پس از اتمام حجّت کاظم ست
 وارث بر حق علم باقری و صادقی ست
بین شیخ عشق و سلطان بودن او منطقی ست
عاشق دین خدا از نسل یاس و مرتضی
عشق بازی از تبار ذوالفقار عاشقی ست
پنجمین پشتش گل یاس ست نسل او به پنج
می رسد با عطر نرگس شاید او هم رازقی ست
کربلا کشتی آزادی و ساحل حیدرست
کاظمین ما بین این کشتی و ساحل قایقی ست
از علی بود و علی گفت و علی شد وارثش
این علی خو، خود کلام الله ناب و ناطقی ست
تکیه گاه حضرت موسی اگر در غم عصاست
تکیه گاه و پشت هفتم رهبر عالم رضاست
آمدم از او بگویم تا رضاییم کند
با نگاهش مرغ ایوان طلاییم کند
حضرت باب الحوائج بود و حاجت داشتم
آمدم از کاظمینش کربلاییم کند
چشمم از غم های مشک خشک صحرا خیس بود
اشک آوردم که جایش نینواییم کند
یاد زینب، یاد ویران و مصیبت می کنم
تا برای غصّه ی عمّه فداییم کند
اربعین می آید و ذکر لبم لبیک حسین
خواستم از او که وقف روضه خوانیم کند
تا توسّل بر دم موسی ابن جعفر می کنم
یاد زندان غم و هجران دلبر می کنم
 شاعر: حسین ایمانی

پنج شنبه 14/10/1391 - 11:6 - 0 تشکر 582642

بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد
دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد
دلش چون کربلا کوی حسین است و نمی‏داند
که همچون دوردستان آروزی کربلا دارد
به یاد کاروان اربعینی با گریه می‏گوید
به هر جا هست زینب رو به سوی کربلا دارد
اگر چه برده از این سر زمین آخر دلی پرخون
ولی دلبستگی از جان به کوی کربلا دارد
به یاد آن لب تشنه هنوز این عاشق خسته
به کف جامی‏لبالب از سبوی کربلا دارد
اگر دست قضا مانع شد از رفتن به پابوسش
همی بوسیم خاکی را که بوی کربلا داردغع
شاعر : عبدالعلی نگارنده

پنج شنبه 14/10/1391 - 19:15 - 0 تشکر 582674

تو ساحل خون دلم، که غرق موج ماتمه
پهلو می گیره کشتی ای، که تو تلاطم غمه
من تو طواف عشقمو، تو روح کعبه ی منی
زمزمه دارم رو لبم، با چشمایی که زمزمه
یوسف کنعان دلم، هر جا باشم تو پیشمی
تا وقتی بوی پیرهن پاره ی  تو همراهمه
چله نشین داغ این، دشت گلای لاله ام
هر جای کربلا برام، یه روضه مجسمه
روزا میون قافله، شبا تو اوج نافله
برای زخم سلسله، تسبیح اشکم مرهمه
با اینکه از هرم صدام، آتیش میگیره آسمون
با اینکه روی شونه هام، بار غم دو عالمه
ولی اسیر عشقم و سفیر آزادگیَم
تو راه دین هر قدمم مثل یک کوه محکمه
تو این سفر چشم ترم به جز قشنگی ندیده
حماسه های اربعین ادامه محرمه
شاعر : محمد امین سبکبار

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.