• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن حوزه علميه > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
حوزه علميه (بازدید: 233)
سه شنبه 12/10/1391 - 10:14 -0 تشکر 582403
پاسخ استدلالى آیت الله العظمی روحانی به شبهات موجود درباره بیدار نمودن افراد براى نماز

بسم الله الرحمن الرحیم

با توجه به شبهاتی که در جامعه و مخصوصا در بین جوانان در مورد عدم لزوم بیدار نمودن افراد برای نماز مطرح می باشد، حضرت آیت الله العظمی سید محمد صادق روحانی در رساله ای استدلالی و در جهت پاسخگویی به شبهات موجود، به اثبات لزوم بیدار نمودن شخص نائم پرداخته اند که متن کامل آن در ادامه می خوانید :
 
هو العالم; كسى كه وظیفه اش پاسدارى از دین است اگر در مورد بیدار نمودن افراد براى نماز که  وظیفه ای بسیار مهم است، سكوت كند، قطعا موجب ترك این عمل عظیم خواهد شد. پس در این حال بر خود لازم دیدم كه مسأله را به خوبى روشن كنم ، لذا از طریق كتاب و سنت، عقیده خود را، در ارتباط با این مسأله اظهار مى نمایم. در كلمات فقهاء به جواز و رجحان آن و بلكه به وجوبش تصریح شده است. که نظر من هم بر وجوب بیدار نمودن شخص نائم هست .

1ـ مفید (ره) در مسأله جواز اذان قبل از دخول فجر، مى گوید: قبل از دخول وقت گفتن اذان براى بیدار كردن نائم و واداشتن به نماز، مانعى ندارد.
2ـ علامه در این مسأله بعد از اختیار جواز مى گوید: به عقیده ما در گفتن اذان فائده هست،كه نائم بیدارشود و اقامه نماز نماید.
3ـ محقق اردبیلى مى فرماید: در احادیث وارد شده كه تكرار فصول اذان براى انجام جماعت و اخبار ناسى و نائم، جایز است و این بر جواز ایقاظ نائم براى اقامه نماز، دلالت مى كند.
تعداد دیگرى از فقهاء هم در كلماتشان همین را قبول كرده اند.

و در كتب حدیث دو باب آورده شده و در آنها احادیث زیادى است كه به مطلوبیت ایقاظ (بیدار نمودن) نائم دلالت مى كند:

1ـ باب حكم ایقاظ نائم براى نماز، (در ابواب مواقیت صلوة آمده).
2ـ (بابى است در مورد كسى كه نماز شب مى خواند لازم است خانواده اش را متوجه كند و آنها را براى نماز بیدار نماید.)

به هر حال براى رجحان بیدار كردن و بلكه بر وجوبش چند وجه و دلیل وجود دارد:

دلیل اول: ادله امر به معروف و نهى از منكر است. دلالت ادله امر به معروف و نهى از منكر بعد از بیان دو مقدمه آشكار مى شود:

مقدمه اول: این از قواعد قطعى است كه امتناع اختیارى منافى اختیار نیست و براى این قاعده دو مورد وجود دارد :

1ـ امتناع فعل اختیارى به خاطر عدم تعلق اراده و اختیار به آن، با خود اختیار منافاتى ندارد و اشاعره در این خصوص مخالفند و به جبر قائل اند، مدعایشان این است هر فعلى از افعال ممكنات به علتى نیاز دارد و آن یا موجود است و یا معدوم، به حسب اول وجود فعل واجب مى شود و نسبت به دومى ممتنع مى گردد. پس هیچ اختیارى نخواهد بود كه توضیح مطلب و پاسخش در محل مناسبى باید داده شود.

2ـ فعل اختیارى با واسطه، امتناعش به خاطر اختیار واسطه، منافى اختیار نیست، مانند این كه كسى خودش را از بلندى پرتاب مى كند، سقوط قبل از القاء هم یك كار ممكن است به واسطه قدرتى كه او نسبت به القاء  و عدم آن دارد.

پس امتناع او از اختیار القاء، با اختیار منافاتى ندارد چون همین امتناع خودش به اختیار باز مى گردد و این مسأله بیشتر در خصوص عقاب و مجازات مورد توجه است و عقلاء مولا را مذمت نمى كنند، اگر چنین شخصى را مجازات كند چون این كار را درست مى دانند و اما در مورد خطاب، امتناع منافى آن است هر چند كه با اختیار است و در این مورد ابوهاشم مخالف است زیرا وى معتقد است كه امتناع اختیارى، با اختیار در خطاب هم منافاتى دارد و احدى از عقلاء در عدم منافاتش، با اختیار اختلافى ندارد.

مقدمه دوم: گاهى قدرت اصلا دخالتى در ملاك حكم ندارد بلكه خود فعل به مصلحت توصیف مى شود مكلف قادر باشد یا نباشد، و در این مورد، مسئله قدرت، یك شرط عقلى است.

و گاهى قدرت شرط و دخیل در ملاك حكم و هم چنین توصیف فعل را به مصلحت بودن به خود اختصاص مى دهد، در این مورد قدرت، شرط شرعى مى گردد، مانند باب وضوء، كه قدرت داشتن بر وجود آب، شرط شرعى است كه این از آیه كریمه (1) هم استفاده مى شود لیكن به قرینه آنچه در تفصیل موجود، در میان، (وجدان الماء، و عدم وجدان آن) آمده، بر واجب بودن وضوء و غسل در صورت اول، و تیمم در صورت دوم دلالت دارد.

و اما مقام، یعنى وجوب نماز بر نائم، از قبیل اولى است به این معنا كه نائم در حال نوم به خاطر قدرت نداشتن بر نماز، نسبت به آن مكلف نمى باشد، ولى قدرت در وجوب نماز شرعاً هیچ تأثیر ندارد بلكه تقید به حكم عقل است چون اطلاق ادله وجوب نماز را شامل مى شود، روى همین قاعده، كسى كه قدرت را مؤثر در حكم نمى داند، نسبت به حكم و تكلیف براى غیر مقدور مانعى نمى بیند و هنگامى كه بر این مطلب ثمره عملى مترتب شود، (كه ما هم بعید ندانستیم) شكى در وجوب صلاة بر نائم نیست، و این مضافاً بر دلیل وجوب قضاء برنائم، كه متوقف بر صدق فوت است و تفاوت نمى كند، فائت، خود واجب باشد یا ملاك ملزم آن. بنابراین تردیدى نیست كه نماز نسبت به نائم ملاك ملزم دارد ولى عدم قدرت او در حال خواب منشأ مى گردد براى عدم حكم به وجوب، بعد از آنكه این دو مقدمه ملاحظه گردید.

ظاهر مى شود كه كسى كه مى خوابد و مى داند یا احتمال مى دهد كه براى نماز صبح بیدار نمى شود چنانچه بیدار نشود و نماز ترك شود مستحق عقاب مى شود و او از خداوند دور مى گردد، پس ادله امر به معروف و نهى از منكر، به اطلاق یا به فحوى بر وجوب ایقاظ نائم دلالت مى كند تا نمازش را اقامه كند و معاقب نشود.

دلیل دوم: به علاوه عقل هم به حسن امر به معروف و نهى از منكر حكم مى كند و همین حكم مستلزم آن است كه شرعاً هم به این دو موضوع امر شود. به خاطر ملازمه اى كه در میان حكم عقل و حكم شرع وجود دارد، همین عقل مستقلا بر خوبى نجات دادن كسى از عقاب و دورى از پروردگار، حكم مى كند. این را هم مى توان وجه دیگرى، بر وجوب بیدار كردن نائم، غیر از ادله امر به معروف لفظى قرار داد، چون براى خودش دلیل است.

دلیل سوم: بیدار كردن رجحان دارد، چون بدین وسیله در حق نائم احسان مى شود و عذاب از او رفع مى گردد و تعاون بر عمل خیر است و غیر از این از عناوینى كه در شریعت به مقتضاى اطلاق احادیث مطلوبیت دارند. پس تمام آن روایات بر مطلوب بودن بیدار كردن دلالت دارد.

دلیل چهارم: آیه كریمه: (ولتكن منكم امة یدعون الى الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون) (2) ظاهر آیه بر وجوب دعوت به خیر و امر به معروف و نهى از منكر دلالت مى كند و در ذیل آن تأكید مى كند كه رستگارى و سعادت اجتماع و اصلاحشان بر این است كه منحرفین از طریق حق بسوى آن، دعوت شوند و كسانى كه در پرتگاه سقوط واقع شده اند آنها را نجات دهند و خلاصه آیه شریفه رستگارى را در دعوت به خیر و امر به معروف و نهى از منكر محصور كرده است و بدیهى است كه نماز براى نائم خیر است و بیدار كردنش دعوت به خیر است پس به دلیل همین حكم در آیه، بیدار كردن واجب مى شود.

دلیل پنجم: نصوص زیادى كه به این مسئله تصریح دارند.

1ـ صحیح معاویة عن الامام الصادق (ع) قال لى، اقرأ فى الوتر فى ثلاثتهن بقل هو الله و سلم فى الركعتین توقظ الراقد و تأمر بالصلاة (3).
2ـ معتبره الاخرعنه (ع) فى التسلیم فى ركعتى الوتر ـ فقال توقظالراقد و تكلم بالحاجة (4).
3ـ معتبریعقوب بن سالم بن ابى عبدالله(ع)عن الرجل یقوم من آخر اللیل فیرفع صوته بالقرآن، فقال (ع): ینبغى للرجل اذا صلى فى اللیل ان یسمع اهله لكى یقوم النائم و یتحرك المتحرك (5). (و این حدیث در علل و نظیرش در تهذیب آمده است). (6)
4ـ و خبر الجعفریات باسناده عن جعفر بن محمد عن ابیه علیهما السلام ـ قال ان علیا (ع) كان یخرج الى صلاة الصبح و فى یده درة فیوقظ الناس بها فضربه ابن ملجم لعنه الله ـ الخبر (7)
5ـ و نحوه خبر قرب الاسناد عن السندى بن محمد البزاز عن ابى البخترى عن جعفر بن محمد عن ابیه (ع).
6ـ خبر لوط بن یحیى عن اشیاخه و اسلافه فى خبر طویل فى كیفیة شهادة امیرالمومنین على (ع) الى ان قال ـ و كان صلوات الله علیه اذا اذن لم یبق فى بلدة الكوفة بیت الا اخترقه صوته الخبر (8).
7ـ خبر ابى سعید الخدرى عن النبى (ص): اذا ایقظ الرجل اهله من اللیل فتوضئا وصلیا، كتبا من الذاكرین الله و الذاكرات (9).
8ـ خبر البكرى در بیان شهادت امیرالمؤمنین (ع) كه راوى گوید: و كان من كرم اخلاقه(ع)انه یتفقد النائمین فى المسجد و یقول للنائم الصلاة یرحكم الله، الصلاة مكتوبة علیك الخ (10)
9ـ خبر عبدالرحمن الوارد فى الدعاء و السواك عند القیام باللیل ـ و كان ابوعبدالله (ع) اذا قام آخر للیل یرفع صوته حتى یسمع اهل الدار (11).
10ـ و خبر القطب الراوندى فى لب اللباب عن النبى (ص)، رحم الله عبداًقام من اللیل فصلى و ایقظ اهله فصلوا (12).
11ـ خبر محمد بن یحیى الصولى قال حدثنى امى و اسمها عذر ـ قال اشتریت مع عدة جوار من الكوفة و كنت من مولداتها قالت فحملنا الى المأمون و كنا فى داره فى جنة من الأكل والشرب و الطیب و كثرة الدنانیر فوهبنى المأمون للرضا (ع) فلما صرت فى داره فقدت جمیع ما كنت فیه من النعیم و كانت علینا قیمة، 1ـ تنبهنا باللیل 2ـ و تأخذ نا بالصلاة و كان ذلك من اشد شىء علینا (13).

دلیل ششم: ممكن است بر موضوع مذكور استشهاد شود به نصوصى كه در اذان وارد شده.

1ـ احادیثى كه دلالت مى كند بر جواز اذان قبل از دخول وقت در هنگام صبح مانند معتبر ابن سنان در مورد صدا زدن قبل از طلوع فجر ملاحظه شود. حضرت در این رابطه فرمود: عیب ندارد ولى سنت این است كه به موقع فجر این كار انجام داده شود و همین عمل (یعنى اذان قبل از فجر) به نفع همسایگان مى انجامد (14).
2ـ معتبرة دیگر از امام صادق (ع) قال قلت له، ان لنامؤذنا یؤذن باللیل فقال (ع) اما ان ذلك ینفع الجیران لقیا مهم الى الصلاة، و اما السنة فانه یتادى مع طلوع الفجر (الخبر) به حضرت عرض كردند ما مؤذنى داریم كه در شب (قبل از طلوع فجر) اذان مى گوید فرمود: این كار به سود همسایه ها تمام مى شود چون به نماز برمى خیزند، و اما سنت این است كه اذان با طلوع فجر همزمان باشد (15).
و به این حدیث عده اى از فقهاء مانند، مفید و علامه ،در جواز ایقاظ نائم و مطلوبیت آن استناد نموده اند.
3ـ آنچه بر تكرار فصول دلالت مى كند، مقصود اینكه همه (حى على الفلاح) را، به جاى (الصلاة خیر من النوم) در اذان صبح بگویند و محقق اردبیلى به آن در جوز ایقاظ استدال نموده.
4ـ حدیثى كه دلالت دارد بر استحباب قیام مؤذن در مكان مرتفع، و این كه وى باید صداى مناسب اذان را داشته و با صداى بلند گوید (16).
5ـ از میان نصوصات، آن حدیثى كه در مورد حضرت امیر المؤمنین على (ع) وارد شده كه حضرت هر وقت اذان مى گفت در شهر كوفه منزلى پیدا نمى شد كه صداى ایشان را نشنود (17).
6ـ احادیثى كه متضمن این معناست كه در اذان صبح جایز است این جمله را گفتن (الصلاة خیر من النوم) یا بعد از (حى على الصلاة) و یا بعد از اتمام اذان، نه به نسبت این كه آن از وظایف و شئونات نماز است، بلكه بخاطر ایقاظ نائم است كه در معناى این جمله آمده است (18).

محمد صادق حسینی روحانی

-------------------------------------------------------------------------------

1- مائده/ 9 ـ نساء /43.
2- آل عمران / 104
3- التهذیب ج 2/128
4- مصدر سابق
5- جامع احادیث الشیعه ج 7/173
6- جامع احادیث الشیعه ج 4/221
7- مصدر سابق
8- جامع احادیث الشیعه ج 4/699
9- مجمع البیان 4/358
10- جامع احادیث الشیعه 7/175
11- جامع احادیث الشیعه، 7/174
12- مستدرك الوسائل باب 49 من ابواب مواقب الصلواة 84
13- نفس المصدر 174
14- وسایل باب 8 من ابواب الاذان و الاقمة حدیث 8 ـ 7
15- وسایل باب 23 من ابواب الازان و الاقامة و باب 22 حدیث 2
16- وسایل باب 16 من ابواب الاذان و الاقامة
17- جامع احادیث الشیعه ج 4 ص 700
18- وسایل باب 22 من ابواب الاذان و الاقامة.

منبع: http://www.rohani.ir/page-4865.htm

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.