• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن اجتماعي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
اجتماعي (بازدید: 296)
شنبه 11/9/1391 - 20:42 -0 تشکر 576949
آینده جامعه شناسی سیاسی

 

 آینده جامعه شناسی سیاسی



نویسنده: مایکل راش
مترجم: منوچهر صبوری

مقدمه

جامعه شناسی سیاسی می کوشد رابطه بین پدیده های اجتماعی و سیاسی را تبیین کند و سیاست را در زمینه اجتماعی آن قرار دهد. جامعه شناسی سیاسی به منزله یک حوزه مطالعه میان رشته ای از شالوده هایی که به گونه ای متناوب و اتفاقی توسط مارکس و وبر بنیاد نهاده شده سود جسته است و در حالی که دستاوردهای بسیاری داشته است، هنوز کارهای زیادی باقی است که باید انجام شود. همه کسانی که به توسعه جامعه شناسی کمک کرده اند لزوماً نمی خواهند خود را جامعه شناسان سیاسی توصیف کنند، اما آنچه مهمتر است شناخت اهمیت کار آنها برای کسانی است که علایقشان دقیقاً در محدوده جامعه شناسی سیاسی قرار می گیرد؛ چرا که این گروه اخیر نه تنها به طور گسترده از کار جامعه شناسان و دانشمندان سیاسی، بلکه همچنین از بسیاری رشته های دیگر و بویژه تاریخ، فلسفه، اقتصاد، روانشناسی و مطالعه ارتباطات استفاده می کند. بنابراین دستاوردها چه بوده اند و چه کارهایی هنوز باید انجام شود؟

شنبه 11/9/1391 - 20:42 - 0 تشکر 576950


دستاوردهای جامعه شناسی سیاسی


بسیاری از نویسندگان سیاسی استدلال کرده اند که قدرت مفهوم اساسی سیاست است، اما ماکس وبر بود که توجه خاصی به اعمال قدرت به صورت اقتدار و بنابراین، به مفهوم مشروعیت نشان داد. قدرت، اقتدار و مشورعیت همچنان در مرکز توجه جامعه شناسی سیاسی است و معمولاً بین توانایی گرفتن تصیمات سیاسی با پذیرش آن تصمیمات و شیوه های گرفتن تصمیمات، ارتباط برقرار می شود. قدرت اکنون پدیده بسیار پیچیده تری در نظر گرفته می شود؛ تا اندازه ای به علت رابطه اش با اقتدار و مشروعیت، اما همچنین به این دلیل که اعمال آن ممکن است بیشتر به صورت ضمنی باشد تا مشهود، و بیشتر پنهان باشد تا آشکار؛ و با شناخت اینکه توانایی اعمال کنترل بر تعیین دستور کار تصمیم گیری سیاسی به اندازه خود تصمیم گیری سیاسی مهم است، اکنون قدرت مفهوم چند بُعدی در نظر گرفته می شود که با ارزشهای واقعی و تصوری کسانی که آن را اعمال می کنند و ارزشهای کسانی که قدرت بر آنها اعمال می شود، رابطه دارد.
قدرت برای شناخت دولت نیز اهمیت اساسی دارد: ما در جهانی متشکل از دولتهای زندگی می کنیم که هر یک از آنها مدعی اعمال قدرت مشروع بر قلمروها و ملتهای معیّنی است. پژوهشهای بسیاری درباره پیدایش و توسعه دولت مدرن، هم در شکلهای سرمایه داری و هم در شکلهای غیرسرمایه داری آن و درباره ظهور دولت ملی (1) به عنوان یک الگوی نقشی (2) انجام شده است. در نیتجه این پژوهشها، اکنون توسعه تاریخی دولت و رابطه آن با عوامل اجتماعی -فرهنگی و اقتصادی بهتر درک می شود.
در درون جوامعی که اساس دولت مدرن را تشکیل می دهند، شناخت بیشتری درباره رفتار سیاسی افراد و گروهها و چگونگی رابطه این رفتارها با محیط اجتماعی آنها وجود دارد. تعداد و دامنه مطالعات اجتماعی شدن سیاسی، مشارکت و گزینش سیاسی افزایش یافته و تصویر کاملتری از رفتار سیاسی در زمینه اجتماعی آن پدیدار گشته است.
رفتار سیاسی همچنین در زمینه گسترده تری در نظر گرفته می شود که در آن اهمیت ارتباطات سیاسی و نقش ارزشها مدنظر قرار می گیرد. ارتباطات سیاسی به جای اینکه بدیهی تصور شود از توجه فزاینده ای برخوردار می گردد، بویژه در تلاش برای آشکار ساختن شکل گیری افکار عمومی. بعلاوه، احیای تضادهای ایدئولوژیک در تعدادی از کشورهای غربی تحت تأثیر اندیشه های اقتصادی و سیاسی نولیبرالی نقش ایدئولوژی را در مرکز توجه بیشتری قرار داده است.
حتی پیش از سقوط رژیمهای کمونیستی در اروپای شرقی و اتحاد شوروی نیز این شناخت به گونه ای آشکارتر به وجود آمده بود که جهان سیاسی ایستا نیست و جوامع گاهی به طور ناگهانی و سریع و گاهی به گونه ای کمتر آشکار و کندتر تغییر می کنند. اینکه چگونه جوامع نوآوری می کند و دگرگون می شوند یا خود را با شرایط متغیر انطباق می دهند اکنون یک حوزه مهم از پژوهش شناخته شده است. در واقع، تغییرات چشمگیر و گسترده در اروپای شرقی و اتحاد شوروی مسلما جامعه شناسی سیاسی را به بزرگترین رویارویی آن فراخوانده است. این رویارویی نه تنها به دگرگونی اجتماعی، بلکه به نقش دولت، به همه جنبه های رفتار سیاسی و به نقش ارزشها و ایدئولوژی مربوط می شود.

شنبه 11/9/1391 - 20:43 - 0 تشکر 576951

آنچه هنوز باید انجام شود


هیچ حوزه ای از جامعه شناسی سیاسی وجود ندارد که در آن کارهای بسیار دیگری هنوز باقی نمانده باشد که باید انجام شود. اگر این صرفاً به دلیل اینکه جوامع و سیاستهای آنها تغییر می پذیرند بود، در آن صورت ممکن بود مایه خرسندی باشد؛ اما چنین نیست و در آینده قابل پیش بینی نیز احتمال نمی رود که چنین باشد. بنابراین آنچه در زیر می آید کوششی است برای روشن ساختن آن حوزه هایی که هنوز نیاز به تبیین بیشتر دارند، ولو آنکه در بسیاری از موارد پیشرفتهای زیادی قبلاً به دست آمده باشد.
در حوزه های قدرت، اقتدار و مشروعیت هنوز مشکلات جدی مربوط به تعاریف وجود دارند، اما یک شکاف جدی تر کمبود مطالعاتی است که این سه مفهوم مرتبط با یکدیگر را با واقعیت اجتماعی و سیاسی ارتباط می دهد. در مورد اینکه مردم درباره اعمال قدرت چه می اندیشند و چه باورهایی دارند چیز زیادی نمی دانیم و هنگامی که ادراکات مردم درباره اقتدار و مشروعیت مطرح می گردد، وضعیت تنها اندکی بهتر می شود. چرا مردم اعمال قدرت برخود را می پذیرند؟ این امر تا چه اندازه ناشی از ترس یا احساس درماندگی و بیچارگی است؟ مردم تا چه اندازه واقعاً معتقدند که دیگران حق دارند بر آنها اعمال قدرت کنند؟ و در مواردی که این حق وجود دارد در چه شرایطی منسوخ می شود؟
آنچه مردم می اندیشند و باور دارند مسأله ای است که در تمام جامعه شناسی سیاسی نافذ است و پاسخی را می طلبد. مفهوم دولت از دیرباز اندیشه متفکران را به خود مشغول کرده و در کتابهای فلسفه، تاریخ، جامعه شناسی و نظریه سیاسی و علم سیاست از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بوده است، با وجود این مفهومی اغفال کننده است: آیا دولت را می توان بدرستی تعریف کرد و اگر چنین است، برای اعضای جامعه ای که در آن عمل می کند چه معنایی دارد؟ آیا چیزی بیش از یک تجرید تحلیلی (3) سودمند نیست، یا واقعیت نهادی (4) دارد؟ این واقعیت که بسیاری هستند که ادعا می کنند از جانب دولت عمل می کنند، در تأیید اعمال خود به نام دولت استناد می کنند یا تقاضا می کنند که دولت از جانب آنان عمل کند، خود گواه نیاز به تحقیقات بیشتر است.

شنبه 11/9/1391 - 20:44 - 0 تشکر 576953



اگر ادراکی که مردم در جامعه درباره دولت دارند نادیده گرفته شده است، رفتار سیاسی آن ها به طور گسترده ای مطالعه گردیده است. دست کم در بعضی جوامع، نکات بسیاری درباره اینکه چه کسی چه چیزی را و چه زمانی از نظر آگاهیها و ارزشهای سیاسی فرا می گیرد، درباره اینکه چه کسانی در سیاست مشارکت می کنند و چه کسانی مشارکت نمی کنند و درباره اینکه چه کسانی در سیاست مشارکت می کنند و چه کسانی مشارکت نمی کنند و درباره اینکه چه کسانی برای مقامات سیاسی و اداری گزینش می شوند و چه کسانی گزینش نمی شوند روشن شده است. اما درباره اینکه «چگونه» مردم آگاهیها و ارزشهای سیاسی شان را کسب می کنند، درباره اینکه «چرا» مردم در سیاست مشارکت می کنند و «چرا» داوطلب کسب مقامات بالای سیاسی هستند نکات بمراتب کمتری مشخص شده است. تأملات نظری صِرف بسیار است، اما اطلاعات دقیق و واقعی نسبتاً اندک است. برخی از آن تأملات نظری بر نیازهای روانی و امیال افراد متمرکز گردیده است، اما جامعه شناسی سیاسی در نخستین مرحله توسعه خویش است. با وجود این، بُعد روانی رفتار اجتماعی و سیاسی به زیان کسانی که می خواهند رفتار سیاسی را بدرستی تبیین کنند نادیده گرفته شده است.
ارتباطات سیاسی حوزه دیگری است که تعداد کمی از جامعه شناسان سیاسی تنها توجه مختصری و آن هم بیشتر در بررسی شکل گیری افکار عمومی به آن نشان داده اند. با وجود این، مطالعات ارتباطات یک حوزه رو به گسترش دانشگاهی است و نظریه ارتباطات از دیرباز برای هر جامعه شناس سیاسی که ممکن بود به آن علاقه مند باشد وجود داشته است. بدون ارتباطات نه جامعه و نه سیاست می تواند وجود داشته باشند. معرفت، ارزشها، نگرشها و ایدئولوژی هیچ یک نمی توانند بدون ارتباطات وجود داشته باشند، و از مدتها پیش یعنی از سال 1963 کارل دویچ در کتاب اعصاب حکومت این واقعیت اساسی را به دانشمندان سیاسی گوشزد کرده است. اندیشه های او به طور گسترده ای پذیرفته و ستایش شد، اما چندان کاری در ارتباط با آن انجام نگرفت؛ ارتباطات، متغیری معیّن در نظر گرفته می شد که به جای بررسی باید فرض شود. مطالعه ارتباطات پژوهشهای فراوان ارزشمندی ارائه کرده و مدلهای بسیاری را به وجود آورده است، اما نظریه ها چند پاره اند و هیچ مدلی که عموماً پذیرفته شده باشد به وجود نیامده است.
افکار عمومی و ایدئولوژی نیز نسبتاً کمتر مورد توجه جامعه شناسان سیاسی قرار گرفته اند، اگرچه کتابها و مقالات در مورد هر دو فراوان است و از حوزه های گوناگون مطالعه بهره گرفته شده است. این موضوعات باید به طور کاملتری به حوزه جامعه شناسی سیاسی کشانده و هم در زمینه رفتار سیاسی و هم در زمینه ارتباطات سیاسی بررسی شوند. گنجینه ای از اطلاعات درباره افکار عمومی بویژه به صورت سنجش عقاید (5) و بررسیهای پیمایشی (6) وجود دارد، اما تحلیل آن اغلب دقیق و ظریف نیست و به ویژگیهای اساسی شدت، برجستگی و همسازی توجهی اندک می شود یا هیچ توجهی نمی شود. نظریه های شکل گیری افکار عمومی نیز معمولاً چندپاره اند و آزمون آنها به طور تجربی دشوار است. بنابراین هنوز کارهای بسیاری باید در این زمینه انجام شود. ایدئولوژی از دیرباز برای محققان بسیاری از رشته ها جاذبه داشته است، اما هنوز اختلاف نظر بسیاری درباره آن وجود دارد. کوششهایی که برای قرار دادن ایدئولوژی در زمینه گسترده تری از فرهنگ سیاسی به عمل آمده، موفقیت آشکاری نداشته است و تضاد بین دیدگاه مارکسیستی و غیرمارکسیستی (مانند بسیاری از حوزه های دیگر جامعه شناسی سیاسی) در این زمینه نیز ادامه دارد. مهمتر از همه، روابط میان ایدئولوژی و افکار عمومی و سرانجام نقش آنها در رفتار سیاسی چندان بررسی نگردیده، اما چشم انداز هیجان انگیزی برای پژوهشهای آینده ارائه می کنند.
اگر ارتباطات به طور گسترده در جامعه شناسی سیاسی نادیده گرفته شده، دگرگونی اجتماعی به هیچ وجه نادیده گرفته نشده است. نظریه های انقلاب فراوانند و نظریه های توسعه نیافتگی و وابستگی انگیزه ای برای بحثها و نوشته های بسیار در این زمینه فراهم کرده اند. به همین گونه، نظریه های مربوط به دگرگونیهای تدریجی- نظریه توسعه، ملت سازی و نوسازی- توجه افراد زیادی را به خود جلب کرده اند، اما هیچ کس به طرح نظریه ای کلی درباره دگرگونی اجتماعی که بتواند هم دگرگونی ناگهانی و هم تغییرات تدریجی را تبیین کند موفق نگردیده است و تعداد اندکی کوشش کرده اند که چنین نظریه ای به وجود آورند . ممکن است دلیل آن این باشد که انقلاب اغلب در ارتباط با یک تغییر بزرگ و ناگهانی در نظر گرفته می شود، هنگامی که در واقع انقلاب بخشی از یک فرایند گسترده تر دگرگونی است. جوامع بکلی نابود گردیده اند، اما تاریخ نشان نمی دهد که هیچ جامعه ای آنچنان سریع دگرگون شده باشد که گذشته اش کاملاً بی معنی باشد. نیاز به یک نظریه کلی دگرگونی اجتماعی به دنبال فروپاشی رژیمهای کمونیستی در اروپای شرقی و اتحاد شوروی بیش از پیش اهمیت پیدا کرده است.
یک مانع قابل توجه در راه پیشرفت بیشتر پژوهشهای علوم اجتماعی به طور کلی و بویژه جامعه شناسی سیاسی چندپارگی دانش است. این امر به دو صورت ظاهر می شود. نخست، شکافهایی در دانش ما درباره همه جوامع وجود دارد، اما حتی از این مهمتر این واقعیت است که درباره بعضی از جوامع بسیار بیشتر می دانیم تا جوامع دیگر، تا جایی که شکافهایی که در زمینه دانش ما وجود دارند اغلب از خود این دانش بیشترند. دانشمندان اجتماعی گاهی از مواجه بودن با اطلاعات بیش از اندازه زیاد اظهار ناخرسندی می کنند، در حالی که در واقع مسأله اغلب وجودِ اطلاعات بسیار اندک است. دوم، توسعه علوم اجتماعی در دانشگاه ها بخش بخش شده است. همان گونه که سارتوری به گونه ای کاملاً اقناع کننده خاطر نشان کرده است:
هر آنچه برای یک رشته، «مسأله» است برای رشته مجاور به یک «داده» (7) و یک عامل خارجی (8) تبدیل می شود. برای مثال اقتصاددانان ساختارهای سیاسی را، جامعه شناسان ساختارهای اقتصادی را و به همین ترتیب دانشمندان سیاسی ساختارهای اجتماعی را داده فرض می کنند. هر رشته، دقیقاً به این علت که عوامل دیگر خارجی، دور و برابر فرض می شوند یک مجموعه از متغیرها را روشن می کند (سارتوری، 1969، ص 196).
با وجود این، رشد پژوهشهای میان رشته ای نشانه امیدوارکننده ای برای حوزه های موضوعی ای مانند جامعه شناسی سیاسی و برای کسانی است که علاقه آنها بر رابطه بین سیاست و جامعه متمرکز گردیده است. مناسب است که این مقاله را با این سخن که همه ما اکنون جامعه شناس سیاسی هستیم یا شاید باید باشیم به اتمام رسانیم.

شنبه 11/9/1391 - 20:44 - 0 تشکر 576954

پی نوشت ها :


1. nation-state
2. role model
3. analytical abstract
4. institutional reality
5. opinion polls
6. surveys
7. given
8. external factor


منبع:راش؛مایکل، 1377، جامعه و سیاست: مقدمه ای بر جامعه شناسی سیاسی، صبوری؛منوچهر، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت) مرکز تحقیق و توسعه علوم انسانی ، دهم.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.