• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
فرهنگ پایداری (بازدید: 130)
شنبه 4/9/1391 - 0:48 -0 تشکر 575738
آغاز جنگ علیه ایران

با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران واز دست رفتن مهمترین پایگاه استکبارجهانی در خاورمیانه ،جنگ داخلی از اولین توطئه هایی بود که توسط دشمنان داخلی وخارجی برای به نابودی کشاندن این انقلاب به اجرا درآمد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران رژیم عراق تحركاتی را علیه نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران آغاز كرد. علاوه بر تحركات مرزی اقدامات گسترده‌ای در داخل کشور وبه ویژه خوزستان در پشتیبانی از گروه‌های ضد انقلاب داخلی به عمل می‌آورد.
در این میان عرب زبان بودن بخشی از مردم این منطقه دستاویز مناسبی برای طرح جدایی خوزستان از ایران شده بود. به همین جهت عراق با گردآوری عناصر گروهک منحل شده خلق عرب و همچنین برقراری ارتباطات گسترده با برخی از سران عشایر عرب به آموزش، تسلیح و تحریك آنان برای راه‌اندازی درگیری‌های منطقه‌ای، ایجاد زمینه جداسازی خوزستان مبادرت ورزید. عناصر گروه خلق عرب در ماه‌های اردیبهشت، خرداد و تیر 1358 علاوه بر درگیری مسلحانه به اقداماتی همچون ایجاد آشوب، بمب‌ گذاری، ترور و سرقت سلاح و مهمات مبادرت می‌ورزیدند.

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

شنبه 4/9/1391 - 0:49 - 0 تشکر 575739

این اقدامات چندان افزایش یافت كه مردم شهربه جان آمدند و در تاریخ 23 تیر ماه سال 1358 به مراكز استقرار گروه‌های خلق عرب هجوم بردند و ضمن دستگیری عده‌ای از عناصر فعال ضد انقلاب بقیه را متواری كردند. حكومت عراق پس از فروكش كردن آشوب سازمان خلق عرب در خرمشهر همچنان به توطئه‌های خود در خوزستان ادامه می‌داد.
علاوه بر اقداماتی نظیر انفجار و خرابكاری كه به وسیله گروه‌ها و عناصر وابسته انجام می‌شد، تحریكات مرزی عراق از جمله احداث استحكامات، شناسایی، نقل و انتقال و تجمع نیرو، حركات ایذایی، آزمایشی و تخریبی و... به تدریج افزایش می‌یافت. این روند به سه دوره زمانی از پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان مرداد 1359، از اول تا 25 شهریور ماه 1359 و از 26 تا 30 شهریور 1359 قابل تفكیك است.
در تاریخ 26 شهریور ماه سال 1359 رییس جمهور عراق، صدام حسین در نطقی در مجلس این كشور با ملقا اعلام كردن قرارداد 1975 الجزایر وتاكید بر وضعیت روابط قانونی بر شط‌العرب (اروند رود) به وضع قبل از مارس 1975 گفت: باید تمام حقوق تعریف شده به حاكمیت كامل عراق بازگردد.

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

شنبه 4/9/1391 - 0:49 - 0 تشکر 575740

آغاز جنگ علیه ایران
بعدازظهر 31 شهریور ماه سال 1359 خرمشهر زیر آتش سنگین ارتش عراق قرار گرفت. انبوهی از آتش خمپاره‌ها و توپ‌های دشمن روی شهر، همه غافلگیر شده بودند و حیران.
شهر در آتش می‌سوخت و صدای انفجار لحظه‌ای قطع نمی شد. طولی نكشید كه بیمارستان پر شد از انبوه مجروحان و شهیدان. زنان و كودكان و سالخوردگان، آواره بیابان‌ها و جاده‌ها شده بودند. مردم به خصوص جوانان روی به مسجد جامع و دیگر پایگاه‌ها آوردند تا برای مقاومت سازمان‌دهی شوند.

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

شنبه 4/9/1391 - 0:49 - 0 تشکر 575741

دفاع مردمی 34 روزه مقاومت
گروه‌های مقاومت به سرعت شكل گرفت و در محورهای هجوم جنگ و گریز شروع شد. آن طرف هواپیماهای جنگی،توپخانه، تانك، خمپاره‌انداز، ‌مسلسل‌های سنگین و قوای زرهی، این طرف تفنگ‌ ام 1، ژ3، بطری‌های آتش‌زا و چند قبضه آر، پی، جی 7.
34 روز مقاومت و تلاش در این وضعیت اگر چه بسیاری از مدافعان خرمشهر را به كام شهادت كشاند ولی دشمن را در دست‌یابی سریع به اهدافش واشغال سریع خوزستان ناكام گذاشت. هر چند كه خرمشهر خونین شد و به دست دشمن افتاد.
روز 4 آبان 1359 را باید روز پایان حماسه خونین‌ شهر نامید. حماسه‌ای كه در 34 روز جلوه كرد. اما بی‌گمان فداكاری ‌ها وایستادگی تحسین برانگیز مدافعان خونین‌شهر در برابر ارتش متجاوز و مجهز به انواع جنگ افزارها در تاریخ و در خاطر انسان‌ های حق‌جو و ظلم‌ ستیز جاوید خواهد ماند.
بازخوانی خاطرات آنروزها ،بهترین راه برای پی بردن به عمق فاجعه ای است که زورمداران جهان در کمال نامردی به مردم شریف وفهیم ایران وبه خصوص خرمشهر قهرمان روا داشتند.

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

شنبه 4/9/1391 - 0:49 - 0 تشکر 575742

نویسنده كتاب پوتینهای مردم درباره سیده زهرا حسینی راوی خاطرات کتاب "دا"چنین می گوید:
[...عصر روز دوم یا سوم جنگ بود. دختره سبزه رو و بلند قدی به مسجد جامع خرمشهر آمد و شروع كرد به داد و بیداد كردن . شما برادرها چرا سری به قبرستان جنت آباد نمی زنید؟ چرا به ما كمك نمی كنید؟ چرا ما را با آن همه جسد تنها می گذارید؟ اگر خودتان نمی آیید لا اقل اسلحه ای به ما بدهید.. اسمش زهرا حسینی بود. از همان روز اول به زنهای مرده شور قبرستان كمك می كرد ،خیلی كلافه بود . سر و وضع مرتبی نداشت. لباسهایش خونی بود چون با خاك و اجساد زیادی سرو كار داشت، بوی تعفن می داد سرو و صورت و دستانش خاك بود...]
در حالی كه مردم زنها و بچه ها را از شهر خارج می كردند،‌زهرا و چند دختر دیگر امدادگر می شوند و در مسجد جامع خرمشهر به كمك مجروحین رفته و بعد از چند روز مطب یكی از دندانپزشكان را در نزدیكی مسجد به درمانگاه سرپایی تبدیل می كنند.
زهرا خوددر قسمتی از خاطراتش در کتاب "دا"چنین می گوید:
[...رفتم طرف شیلنگ آبی كه گوشه باغچه افتاده بود. شیر را باز كردم . خدا را شكر آب می آمد. اول دستم را كه بعد از جمع كردم مغز پیرمرد خاكمال كرده بودم شستم. بعد دستم را پر از آب كردم و به طرف دهان بچه بردم. صدای گریه اش آرام شد و دهانش را به آب نزدیكتر كرد ولی سریع سرش را برگرداند و گریه اش را از سر گرفت... بی تابی بچه را كه می دیدیم به بی كسی و بی پناهیش فكر می كردم و می خواست دلم بتركد. دیگر نتوانستم جلوی اشكهایم را بگیرم. رفتم توی همان وانتی كه هنوز مشغول تخلیه جنازه هایش بودند. نشستم. چهره زنهای كشته شده به نظر می آمد. یعنی كدامیك از اینها مادر این طفل معصوم بودند؟...]
هنوز زهرا در غم شهادت پدر عزادار است كه ناگهان برادر پاسدارش علی هم شهید می شود و بدون آنكه مادرش بویی ببرد علی را با دستان خودش در كنار پدر دفن می كند.
خاطرات سیده زهرا حسینی گاهی آنقدر تكان دهنده می شود كه خواننده جرات خواندن آن را پیدا نمی كند او در جای دیگری می گوید:
[...صدای انفجار گلوله ی توپی از سمت محرزی شنیدم. صدای مهیبی بود. موجش برای یك لحظه همه چیز را در آن طرف لرزاند. از دور گرد و خاك شدیدی بلند شده بود كه محل اصابت گلوله ی توپ را نشان می داد. با دوستم به طرف آن دویدیم. آن طرف شط بین نخلها و خانه های محقر روستایی به دنبال محل انفجار گشتیم صدای گریه و زاری زنی ما را به سوی خود كشاند. از بین كوچه ها و خانه های كاهگلی گذشتیم . صدای ضجه و گریه هر لحظه شدیدتر می شد. پرسیدم كجایید؟ جواب بدهید ولی باز صدای گریه و زاری می آمد. فریاد كشیدم - آهای جواب بدهید و این بار جوابم را دادند.
به نقطه اصلی رسیدیم و با حادثه عجیبی روبرو شدیم . گلوله توپی توی سنگر كنار خانه نشسته و كل سنگر را از هم پاشیده بود. دیوار خانه فرو ریخته بود. انگار زمین جلو خانه شخم خورده بود. در آهنی بر اثر انفجار از جا درآمده و به طرف داخل حیاط كج شده بود. كمی آن طرف تر پیكر پسر جوانی را دیدم كه به شكل دلخراشی به شهادت رسیده بود. نمی توانستم به او نگاه كنم چه رسد به او دست بزنم و یا جابه جایش كنم. پایین پیكرش از قسمت كمر و لگن شكافته و به هم پیچیده شده بود. پاهایش خلاف جهت تنه و روبه بالا افتاده بود.تقریبا تمام بدن جوان تكه تكه و لهیده شده بود. احساس كردم اگر به او دست بزنم استخوانهایش از هم جدا می شوند. دردناكتر از همه وضع پدر و مادر سالخورده آن جوان بود كه با گریه و زاری او را صدا می زدند عبدالرسول - عبدالرسول
وقتی دیدم پیرزن خود را روی زمین انداخت و كورمال كورمال روی زمین دست می كشد تا خودش را به جنازه برساند،‌تازه فهمیدم كه چشمانش نمی بیند . به شوهرش نگاه كردم.
او هم نابینا بود... پیرزن روی جنازه دست می كشید و می گفت مادر- مادر و پیرمرد كه جلو درگاهی خانه ایستاده بود صدا می زد عبدالرسول - بابا جواب بده - انگار پیرزن فهمیده بودكه برای پسرش اتفاقی افتاده . با صدای زنش به جنازه نزدیك شد - دستش را روی پیكر بی جان پسرش كشید و تكانش داد هر دو انتظار داشتند بی هوش شده باشد. قلبم می خواست از جا كنده شود. با گریه گفتم مادر بیا این ور - ولش كن...
گفت شهید كه نشده ؟ نه؟ نمی توانستم حقیقت را بگویم. او جنازه را بغل كرد و خودش را به او چسباند... گفتم می خوایم بریم ماشین بیاریم پسرتونو ببریم بیمارستان. گفت من و باباش هم میایم....
... بالاخره دل به دریا زدم و گفتم مادر پسرتون شهید شده.. .این را كه گفتم آه از نهاد آنها برآمد و با شدت بیشتری خودشان را زدند...
... تا سر جاده دویدیم و لودری را با كلی التماس به آنجا آوردیم. نمی دانستیم چطور جنازه را توی ماشین بگذاریم- پرسیدیم پتو ندارین؟..
... ماشین كه همراه جسد راه افتاد؛ دیدم پدر و مادر عبدالرسول كه به ماشین چسبیده بودند به زمین افتادند... پیرزن چهار دست و پا راه افتاد بعد بلند شد . می خواست خودش را به ما برساند ولی دوباره زمین خورد- این بار دیگر توان بلند شدن نداشت. منظره رقبت باری بود. از خودم بدم می آمد...]
در یكی از شبها زهرا همراه امدادگران و مدافعان به گمرك خرمشهر می رود و از ناحیه كمر و ستون فقرات و بازوی چپ مورد اصابت تركش خمپاره قرار می گیرد و مدتها دربیمارستان بستری می شود. او خبر سقوط خرمشهر را در بیمارستان می شنود . بعد از آوارگی با خانواده واقامت در كمپهای مختلف و ساختمانی در تهران كه مخصوص جنگ زدگان بود با پاسداری ازدواج می كند و پس از آزادی خرمشهر همراه همسرش برای بازدید به آنجا می رود. اما نمی تواند خیابانها و كوچه ها را پیدا كند زیرا همه جا به تلی از خاك تبدیل شده و عراقی ها قبرستان جنت آباد را هم صاف كرده بودند.

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

شنبه 4/9/1391 - 0:49 - 0 تشکر 575743

چهارم آبان 1359 اشغال خرمشهر
این روز، روز اشغال شهری است كه مدافعانش طی 34 روز نبرد و تلاش شبانه‌روزی كوشیدند با ادای تكلیف الهی خود دشمن را از گسترش تجاوز به ایران اسلامی بازدارند. خرمشهر اشغال شد. لكن حماسه‌ها، ایستادگی ‌ها و جانبازی ‌هایی آفرید كه اولا افتخاری بزرگ را در تاریخ این مرز و بوم به ثبت رساند، ثانیا سبب گردید كه دشمن بیش از این خطر پذیری نكند و طعم تصرف خوزستان و حتی آبادان را از سر بیرون كند و ثالثا این مقاومت اعتماد به نفسی را برای اردوی خودی به ارمغان آورد كه دست مایه رزمندگان برای بیرون راندن دشمن از سرزمین اسلامی ایران گردید. در حالیكه اشغال خرمشهر توسط عراق به عنوان آخرین و مهمترین برگ برنده این كشور برای وادار ساختن به شركت در هر گونه مذاكرات صلح تلقی می‌شد، آزادسازی این شهر می‌تواسنت سمبل تحمیل اراده سیاسی جمهوری اسلامی ایران بر متجاوز و اثبات برتری نظامی‌اش باشد.


سابقه تاریخی توطئه ی شوم
اندیشه‌ی پلید جنگ عراق علیه ایران برای جداسازی استان خوزستان را اولین بار انگلیسی‌های استعمارگر در سال 1329 شمسی پی‌ریزی نمودند اما چون در آن زمان حكومت پهلوی در ایران تحت اختیار خودشان بود از این جنگ صرفه نظر كردند.

یكی از روزهای تیرماه 1359 شمسی، مرز اردن و عراق، در یك ملاقات شوم و شیطانی بین دو ابلیس، جنگی نابرابر و ناخردانه پی‌ریزی می‌شود تا آفتاب تابان انقلاب نور، انقلابی كه تاریكی‌های دنیای ستم را محو می‌‌‌كند، خاموش شود.
صدام حاكم نظامی عراق و زبینگو برژینسكی مشاور امنیت ملی جیمی كارتر رئیس جمهور وقت آمریكا، در این ملاقـــــــات، حمله‌ی نظامی عراق به ایران را بررسی و برژینسكی به صدام قول می‌دهد: «آمریكااز تهاجم عـــراق به ایران حــمایت خواهد كرد.»
بعد از این ملاقات سخنان حاكمان عراق حالت خصومت و جنگ می‌گیرد، آشكارا ایران را به جنگی فراگیر تهدید می‌كنند و آشوبهای زیادی را در خوزستان به راه می‌اندازند. 

تاریخ دقیق آغاز تجاوزات دشمن به مرزهای ایران
هر چند اگر بخواهیم تاریخ دقیق شروع جنگ ایران و عراق را مشخص كنیم، باید شروع آن را 21/12/1357 یعنی یكماه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی قرار دهیم، چون در این روز ارتش عراق برای اولین بار به پاسگاه مرزی میروان حمله هوایی كرد.
از این تاریخ تا 31 شهریور 1359 كه عراق حمله‌ی سراسری و همه جانبه‌ی خود را در ساعت 14 علیه ایران آغاز كرد، 636 نوبت حمله هوایی، زمینی و توپخانه‌ای به خاك ایران انجام داد. اسناد و اعتراض‌های ایران در این زمینه در سازمانهای بین المللی موجود است.
صدام جنگ را با الهام گرفتن از جنگ 6 روزه اعراب و اسرائیل طراحی و شروع كرد. در این جنگ كه بین كشورهای عربی و اسرائیل رخ داد، اسرائیلی‌ها با بهره‌گیری از اصل غافلگیری در مدت 6 روز ارتش‌های كشورهای عربی را در هم كوبیدند و جنگ را به نفع خودشان تمام كردند.
ارتش عراق در آن روز با استفاده از 192 هواپیمای جنگی حمله گسترده و از پیش طراحی شده‌ایی را آغاز كرد.
در اولین روز جنگ، مناطق مسكونی، فرودگاهها و كارخانه های شهرهای تهران، بوشهر، اهواز، دزفول، كرمانشاه، همدان، تبریز، اصفهان، سنندج، شهر كرد و … مورد حمله‌ی هواپیماهای عراقی قرار گرفت.
روز بعد خلبانان شجاع و قهرمان ایران با 140 هواپیمای جنگی تا عمق خاك عراق نفوذ و با بمباران پایتخت و سایر شهرهای عراق و نابودسازی پایگاههای نظامی این كشور، پاسخ قاطعی به حملات هوایی عراق دادند.
شهرهای سرپل ذهاب، قصر شیرین، سومار، مهران، موسیان، بستان و هویزه در روزهای آغازین جنگ به اشغال ارتش عراق درآمد و مدافعان این شهرها به ناچار ازاین شهرهاعقب نشینی کردند.


صدام در ابتدای حمله، اهداف شیطانی خود را به این شرح اعلام کرد:
1- لغو قرارداد 1975 میلادی الجزایر
2- تجزیه استان خوزستان یا جداسازی آن از ایران
3- حمایت از اقلیتهای غیر فارس یا تقسیم ایران به پنج كشور كوچك و ضعیف
4- براندازی حكومت جمهوری اسلامی و نابود سازی كشور ایران
او با اتكاء به حمایتهای قدرتهای شیطانی دنیا و به خیال خام خود ،وعده فتح چند روزه ایران را داد. برژینسكی مشاور امنیت ملی رئیس جمهور وقت آمریكا 23 روز قبل از شروع جنگ د رمصاحبه با روزنامه السفیر لبنان گفته بود: «جنگ حداكثر ده روزو با پیروزی عراق   پایان خواهد یافت.»
ارتشی كه برای فتح چند روزه تمام ایران تجهیز و آماده شده بود واز حمایت آشكار حداقل 36 كشور قدرتمند ازجمله آمریکا وشوروی دوابرقدرت آن روز،کشورهای اروپایی ،کشورهای عربی و...برخوردار بود ، غیر از اشغال چند شهر كوچك مرزی و محاصره آبادان و سوسنگرد در یكماه اول جنگ نتوانست كار دیگری انجام دهد و زمین‌گیر شد.

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

شنبه 4/9/1391 - 0:49 - 0 تشکر 575744

حماسه مقاومت در پایتخت دفاع مقدس
صدام در ابتدای حمله دو گردان از نیروهای خود یعنی 600 نفر را مأمور اشغال خرمشهر كرده بود اما وقتی آنها نتوانستند كاری انجام دهند دو لشكر زبده كه تعداد نفراتشان 5400 نفر بود، مأمور این كار شدند.
اشغال یك شهر توسط دو لشكر كه برخوردار از انواع سلاحهای پیشرفته روز دنیا هستند واز سوی هواپیماهای جنگی پشتیبای هوایی می شوند،كاری ساده است.
به خصوص كه مدافعان آن یعنی حدود هشتصد نفر از رزمندگان ارتشی، پاسدار، خواهران و برادران بسیجی و پاسداران كمیته انقلاب اسلامی سابق، با كمترین و ابتدائی‌ترین سلاحها مانند تفنگ، آرپی‌جی 7 و كوكتل مولوتوف از این شهر حفاظت كنند. اما این اصل در جایی كارساز است كه عنصر ایمان به خدا، عشق به وطن و فرهنگ ایثار و مردانگی جبهه حضور نداشته باشد.
دو لشكر و دو گردان از نیروهای عراقی كه از طریق هواپیماها وبالگردهای جنگی و توپخانه‌های دوربرد مورد حمایت بودند، در برابر تعداد اندكی از مدافعان شهر كه مورد بی‌مهری برخی مسئولین كشور از جمله رئیس جمهور و فرمانده وقت كل نیروهای مسلح ایران، بنی‌صدر خائن، بودند، نمی‌توانند كاری انجام دهند و پس از گذشت روزهای متوالی همچنان خرمشهر در دست مدافعان شهر می‌ماند. صدام كه قول فتح چند روزه تهران را داده است حالا چند هفته‌ای است پشت دروازه‌های خرمشهر زمین‌گیر شده. او به ناچار یك لشكر دیگر هم وارد جبهه خرمشهر كرد. 
مهاجمان عراقی با شدت تمام شهر را می‌كوبیدند، آتش توپخانه، تانك و بمبهایی كه از هواپیماهای عراقی بر روی شهر می‌ریخت، بی‌وقفه ادامه داشت. فریادهای مدافعان شهر در كمك خواستن به جایی نمی‌رسید.
رفته رفته رزمندگانی كه در خرمشهر مشغول دفاع مردانه بودند به شهادت می‌رسیدند، مجروح می‌شدند و یا به اسارت دشمن در می‌آمدند. تمام نامردان خارجی و داخلی دست به دست هم می‌دهند تا با قربانی كردن صدها نفراز اسطوره‌های این ملت در قربانگاه خرمشهر، تلخ‌ترین روز تاریخ معاصر ایران را رقم بزنند، خرمشهر پس از 34 روز مقاومت مردانه در مقابل هزاران نفر از مهاجمان عراقی و غیر عراقی سرانجام در سوم آبان 1359 سقوط كرد و حزن و اندوه این شكست نابرابر در سینه‌های تك‌تك ایرانیان ماند تا در سوم خرداد 1361 فرزندان قهرمان این ملت با انجام عملیات غرور آفرین بیت المقدس و پس از 25 روز نبرد با مهاجمان عراقی و با كشتن 000/16 نفر از آنها و به اسارت گرفتن 000/19 نفر، بار دیگر خرمشهر را به آغوش میهن اسلامی بازگردانند.
روزی كه خرمشهر سقوط كرد تنها حدود 150 نفر نیرو از مدافعان شهر باقیمانده و بقیه به شهادت رسیده بودند. این 150 نفر هم با دست خالی در مقابل هزاران نیروی نظامی و 200 دستگاه تانك تا آخرین نفس مردانه جنگیدند.
بخشی از نامه دریابان علی شمخانی که آن موقع فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی  استان خوزستان بود، شاید قدری از وضعیت آن زمان را روشن كند. ایشان در بخشی از نامه خود خطاب به مسئولین و به خصوص بنی صدر خائن این چنین می‌نویسد:
«... مسئولین، مسلمین به داد ما برسید. این چه سازمان رسمی شناخته شده ایی است که اسلحه انفرادی ندارد؟ ... از150پاسدارخرمشهرتنها           30 نفرباقی مانده ... مامی توانیم با30 خمپاره خونین شهر رابرای 30 ماه نگه داریم و امروز 30تفنگ نداریم ....»
وقتی دشمنان وارد خرمشهر شدند، دست به غارت شهر زدند.
5000 خودرو خارجی از گمرك خرمشهر
 15000  یخچال از خانه‌های مردم
 000/700 تن كالای موجود در انبارهای بندر خرمشهر
 و هر آنچه از اموال مردم در این شهر بود، همه را به یغما بردند.
 بعد از غارت شهر به دستور سرتیپ احمد زیدان فرمانده اشغالگران خرمشهر، با 300 تن مواد منفجره تمام خانه‌‌های شهر را ویران كردند.

جاءالحق
این سنت الهی است که هیچ گاه باطل پایدار نمی ماند وچون اشغال خرمشهر یکی از مصادیق بارز وآشکار باطل بود،پایدارنماند.
پس از اتمام عملیات فتح‌المبین در حالیكه قوای ارتش عراق در منطقه بومی خرمشهر تقویت می‌شدند ؛به تمامی یگان‌های تحت امر قرارگاه مركزی كربلا دستور داده شد تا ضمن بازسازی و تجدید قوا به شناسایی و طراحی عملیات بپردازند. تلاش برای طرح‌ ریزی و اجرای عملیات بیت‌المقدس در موقعیت بسیار حساسی انجام شد. وضعیت داخلی كشور با انهدام بقایای ضد انقلاب به تدریج رو به بهبودی و ثبات پیش می‌رفت. اوضاع منطقه نیز به دلیل نگرانی آمریكا از نتایج پیروزی ایران بر عراق به گونه‌ای آشكار ملتهب بود.
ضمن اینكه مناسبات اعراب و اسراییل با آمادگی اسراییل برای تهاجم به جنوب لبنان در وضعیت حساسی قرار داشت. در چنین موقعیتی بی‌گمان نتیجه عملیات بیت‌المقدس برای ایران، منطقه و عراق بسیار سرنوشت ساز و تعیین كننده بود. زمینه اجرای عملیات بیت‌المقدس متاثر از نتیجه سلسله عملیات‌های پیشین بود كه با شكستن حصر آبادان آغاز شد و پس از آن نیز ادامه یافت. در طراحی عملیات، عملیات تهاجم از طریق عبور رودخانه كارون و پیش روی به سوی مرز بین‌المللی و سپس آزادسازی شهر خرمشهر مد نظر گرفته شده بود و چنین استدلال شده بود كه حمله به جناح دشمن كه عمدتا به سوی شمال آرایش گرفته بود، عامل موفقیت عملیات است. همچنین شكستن خطوط اولیه دشمن و عبور ازرودخانه و گرفتن سرپل در غرب كارون تا جاده آسفالته اهواز – خرمشهر به عنوان اهداف مرحله اول و ادامه پیش روی به سمت مرز و تامین خرمشهر به عنوان مرحله دوم تامین شد.
هنگامی که اخبار ساعت 14 روز سوم خرداد1361خبر از آزادسازی خرمشهر داد،گویی خدا تمام خواسته های مردم ایران ودوستداران انقلاب اسلامی را در سراسر جهان ،یکجا به آنها داده بود.

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.