• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 146)
پنج شنبه 2/9/1391 - 2:22 -0 تشکر 575413
چرا امام حسین با اینکه میدانست شهید خواهد شد قیام کرد؟

پرسش :
آیا امام حسین(علیه السلام) می‎دانستند شهید می‎شوند؟ اگر چنین است، چرا با پای خویش به سوی قتلگاه رفتند؟

پاسخ :
بر اساس احادیث و روایات شیعی علم امام(ع) موهبتی الهی است و نه اكتسابی؛ بدین صورت كه هرگاه هر چه را بخواهد بداند، می‎داند. خداوند متعال می‎فرماید:
عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احداً الّا من ارتضی من رسولٍ.[1]
این آیه نشان می‎دهد كه اختصاص علم غیب به خداوند به این معنی است كه غیب را مستقلاً و از پیش خود ـ با لذات ـ كسی جز خدا نمی‎داند، ولی ممكن است پیامبر با رضایت پروردگار متعال، بداند و نیز ممكن است دیگر انسان‎ها به تعلیم پیامبران از آن آگاهی یابند.
نكته‎ی قابل توجه، این است كه علم موهبتی یاد شده تخلف ناپذیر می‎باشد، زیرا علم ثبت شده در لوح محفوظ آگاهی به چیزی است كه قضای حتمی خداوند بدان تعلق گرفته است.
مرحوم علامه طباطبایی (ره) ـ صاحب تفسیر المیزان در ـ این باره می‎گوید: سیدالشهدا(ع) به عقیده شیعه‎ی امامیه سومین جانشین از جانشینان پیامبر اكرم(ص) و صاحب ولایت كلیّه می‎باشد. علم امام(ع) به اعیان خارجیه و حوادث و وقایع ـ طبق آن چه از ادلّه نقلیه و براهین عقلیه بر می‎آید ـ دو قسم است؛ قسم اول: امام(ع) در هر شرایطی ـ به اذن خداوندی ـ به حقایق جهان هستی آگاه است، اعمّ از آن‎ها كه تحت حس قرار دارند یا آن‎ها كه از دایره‎ی حس بیرون می‎باشند؛ مانند موجودات آسمانی و حوادث گذشته و وقایع آینده؛ قسم دوم: علم عادی است. پیامبر(ص)، به نصّ قرآن كریم و همچنین امام(ع) بشری است مانند سایر افراد و اعمالی كه در مسیر زندگی انجام می‎دهد، مانند اعمال سایر افراد، در مجرای اختیار و براساس علم عادی است و آنچه را شایسته می‎بیند انجام می‎دهد.[2]
لازمه‎ی قسم اول این است كه هیچ گونه تكلیفی بر متعلق این گونه علم از آن جهت كه حتمی‎الوقوع است، تعلق نمی‎گیرد و نیز قصد و طلبی از انسان با آن ارتباط پیدا نمی‎كند؛ زیرا تكلیف همواره از راه امكان، به فعل تعلق می‎گیرد و لازمه‎ی امكان هم اختیاری بودن فعل و ترك است و متعلق علم امام از جهت ضروری الوقوع و متعلق قضای حتمی بودن آن، محال است مورد تكلیف قرار گیرد؛ پس علم به قضای حتمی در زندگی عملی انسان تأثیر ندارد و تكلیف‎آور نیست. این شخص با علم به خطر، زندگی عادی خود را ادامه می‎دهد اگر چه به خطر منتهی خواهد شد و مشمول آیه‎ی:
و لا تلقوا بایدیكم الی التهلكة. [3]
نیست؛ زیرا در تهلكه واقع شده است نه این كه خود را به هلاكت انداخته باشد. شایان ذكر است كه این آیه از آیات مربوط به جهاد است؛ زیرا از پیش از آن كه می‎فرماید:
وأنقفوافی سبیل الله و لا تلقوا بایدیكم الی التهلكة.
این گونه فهمیده می‎شود كه اگر اموالتان را در راه جهاد، انفاق نكنید پس همانا دشمن بر شما مستولی می‎گردد و شما را به هلاكت می‎رساند. روایتی در این زمینه از براء بن عازب نقل شده است كه در یكی از جنگ‎ها مردی از مهاجرین بر صف دشمن حمله كرد، مردم فریاد زدند كه خودش را به هلاكت انداخت و به كشتن داد و آیه‎ی مذكور را قرائت كردند سپس ابوایوب انصاری گفت: من از شما به این آیه عالم‎تر هستم، همانا این آیه در شأن ما انصار نازل شده است كه پیامبر(ص) را همراهی، و وقتی اسلام قوّت گرفت و اهلش زیاد شد، به سوی اهل و اموال خودمان برگشتیم و خودمان را به هلاكت افكندیم و منظور از هلاكت، ترك جهاد است.[4]
آری متعلق قضای حتمی و مشیّت قاطعه‎ی حق تعالی، مورد رضا به قضاست؛ چنان كه سیدالشهدا(ع) در آخرین ساعات زندگی خود، در میان خاك و خون می‎فرمود: «ای خدا بر قضا و حكم تو صبر پیشه می‎كنم، ای فریادرس كسی كه جز تو فریادرسی ندارد.»[5] همچنین در خطبه‎ای كه به هنگام بیرون آمدن از مكه ایراد فرمود، آمده است:
رضی الله رضانا اهل البیت.

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

پنج شنبه 2/9/1391 - 2:22 - 0 تشکر 575414

آنچه باید بدان توجه داشت این است كه علم قطعی امام به حوادث تغییرناپذیر، مستلزم جبر نیست؛ چرا كه در جهان هستی كه مخلوق الهی است، چیزی جز با مشیّت الهی و اذن خداوندی به وجود نمی‎آید و مشیّت خداوندی به افعال اختیاری انسانی، از راه اراده و اختیار تعلق گرفته؛ مثلاً خداوند خواسته است كه انسان فعلی، را با اختیار و اراده انجام دهد. بدیهی است كه تحقق این فعل با این اوصاف، لازم و قطعی خواهد بود و با این همه، اختیاری هم هست؛ زیرا اگر اختیاری نباشد اراده‎ی خداوند از مرادش تخلف می‎كند
و ما تشاؤون الّا ان یشاء الله رب العالمین.[6]
بنابراین می‎توان گفت: امام(ع) می‎دانست كه تلاش در برابر قضای حتمی سودی ندارد؛ چنان كه خداوند در كلام خود در سوره‎ی آل عمران در برابر آن‎ها كه در جنگ احد گفته بودند: اگر یاران كشته شده پیش ما بودند، نمی‎مردند. می‎فرماید: «بگو اگر در خانه‎هایتان نیز بودید كسانی كه برایشان قتل نوشته شده بود به سوی آرامگاه‎های خود بیرون می‎آمدند.»[7]
اما درباره‎ی قسم دوم از علم امام: این نوع علم امام تكلیف آور است، بر خلاف قسم اول از علم امام(ع) كه علم غیبی است و تكلیف آور نیست. امام حسین(ع) از جهت عادی خود نیز به شهادت خود و یارانش آگاهی داشت؛ بنابر ادله‎ای كه در پی خواهد آمد، ولی از این جهت كه اسلام در خطر بود، ملاحظه و ترسی از كشته شدن نداشت و اهداف بلند و عالی آن حضرت بود كه در این راه او را از انجام هر كاری برای اسلام باز نمی‎داشت.
مدارك و مصادر معتبر تاریخی دلالت دارند كه امام از شهادت خود و به دست نیامدن پیروزی نظامی، علم و آگاهی داشت و می‎دانست كه شرایط تأسیس حكومت اسلامی فراهم نیست؛ پس هدف آن حضرت از قیام، اساساً اعلان بطلان حكومت یزید، احیاء دین، رفع شبهات و انحرافات فكری و نجات نظام حكومت اسلامی و دفع ضربات كشنده‎ی حكومت یزید، از دین بود. اینك برخی از فقرات كلام سیدالشهدا(ع) را كه بر علم ایشان دلالت دارد، بیان می‎كنیم:
1. به عبدالله بن زبیر در مكه می‎فرمود: به خدا سوگند اگر من در هر پناهگاهی باشم، مرا بیرون می‎آورند، تا مقصود خود را انجام دهند. به خدا سوگند! در تعدّی و ستم بر من از حد بگذرند؛ چنان‎كه یهود در مورد شنبه از حد گذشتند[8] (و احترام روز شنبه را از بین بردند.)
2. امام حسین(ع) می‎فرمود:
والله لا یدعونی حتی یستخرجوا هذه العلقة من جوفی فاذا فعلوا سلط الله علیهم من یذلهم حتی یكونوا اذلّ من فرام الامة (والفرام خرقة تجعلها المرأة فی قلبها اذا حاضت).[9]
به خدا سوگند! مرا رها نمی‎كنند تا خون قلبم را بیرون آورند؛ پس وقتی چنین كردند، خداوند كسی را از آنان بر آن‎ها مسلط سازد كه آن‎ها را ذلیل كند آن قدر كه از خرقه‎ی زنان هم خوارتر گردند. و مانند این، شواهد بسیار است كه برای جلوگیری از اطاله‎ی كلام به همین مختصر اكتفا می‎كنیم.
اما هدف امام حسین(ع) را با توجه به سخنان آن حضرت می‎توان چنین بیان كرد: امر به معروف و نهی از منكر، امام حسین(ع) برای ارائه دادن الگویی برتر و واحد، با توجه به آیه‎ی شریفه‎ی 104 از سوره‎ی آل عمران كه می‎فرماید:
و لتكن منكم امة یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون
به این حركت نمادین اقدام نمود و این مطلب از كلام خود آن حضرت، در وصیتی كه به محمد‎بن‎حنفیه نگاشته است، به دست می‎آید؛ چرا كه فرمود:
انی لم اخرج اشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً ... انما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی محمد(ص) ارید أن آمر بالمعروف و أنهی عن المنكر و اسیر بسیرة جدی و ابی علی بن ابی طالب...[10]
من از روی خودخواهی و سرمستی و گردنكشی و فساد و ظلم خارج نشده‎ام و جز این نیست كه خارج شدم برای اصلاح در امت جدّم رسول خدا(ص) و اراده دارم كه امر به معروف و نهی از منكر كنم و مطابق سیره‎ی جدم(ص) و پدرم، علی بن ابی طالب(ع)، رفتار نمایم.
آری به راستی حضرت حسین بن علی(ع) از خطری كه متوجه دین شده بود، آگاه بود؛ از این رو در همان آغاز كار كه مروان در مدینه به آن حضرت توصیه كرد كه با یزید بیعت كند و به اصطلاح او، محترمانه و با آسایش خاطر زندگی نماید، فرمود:
انا لله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید؛[11]
همانا ما از خداییم و به سوی او باز می‎گردیم؛ باید با اسلام وداع كرد؛ زیرا امت به شبانی مثل یزید مبتلا شده است. دلایل فراوان دیگری نیز وجود دارد كه حضرت سیدالشهدا(ع) اهدافی الهی و دور ازهوای نفس را جستجو می‎كرد و در راه رسیدن به این اهداف، جان گران‎قدر خویش و یارانش را فدا كرد.
در پایان توضیح این نكته را لازم می‎دانیم كه قیام امام حسین(ع) صرفاً یك قیام نظامی نبود، بلكه یك قیام سیاسی بود كه تبعات نظامی نیز در برداشت؛ چرا كه امام حسین(ع) بنابر شواهد تاریخی؛ به تجهیز و تهیه سپاه جنگی، ادوات و نفرات اقدام نكرد.
پی نوشتها:
[1]. دانای نهان است. و كسی را بر غیب خود آگاه نمی‎كند جز پیامبری كه از او خشنود باشد»، سورة جن، آیة 26.
[2]. چهره‌ی درخشان حسین بن علی(ع)، علی ربانی خلخالی، ص 134 ـ 140، انتشارات مكتب الحسین(ع)، چاپ 6، سال 1379 ش، قم.
[3]. بقره، 195.
[4]. تفسیر كبیر، فخر رازی، ج 5، ص 150، مكتبة الاعلام الاسلامی، قم، و مقدمه لهوف سید ابن طاووس.
[5]. «صبراً علی قضائك یا رب لا اله سواك یا غیاث المستغیثین مالی رب سواك و لا معبود غیرك، صبراً علی حلمك یا غیاث من لا غیاث ‎له» مقتل الحسین(ع)، ص 283، سید عبد الرزاق مقرم، دارالكتاب بیروت.
[6]. تكویر، 29.
[7]. آل عمران، 145، «قل لو كنتم فی بیوتكم لبرز الذین كتب علیهم القتال الی مضاجعهم».
[8]. «وایم الله لو كنت فی جحر هامّة من هذه الهوام لاستخرجونی حتی یقضوا بی حاجتهم و الله لیعتدن علیّ كما اعتدت الیهود فی السبت»، الكامل فی التاریخ، ج 4، ص 39، ابن اثیر، نشر دار صادر، دار بیروت، سال 1385 هـ ق.
[9]. الارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 78 ، انتشارات علمیه اسلامیه، مترجم، سید هاشم رسولی محلاتی.
[10]. بحارالانوار، تهران، ج 44، ص 329.
[11]. مثیرالاحزان، ابن نما، تحقیق و نشر مدرسه الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، قم، سال 1406 هـ ق، محقق سید محمد باقر موحد ابطحی.
منبع: نهضت عاشورا (تحریف‌ها و شبهه‌ها)، مركز مطالعات و پژوهش‌‌های فرهنگی حوزه‌ی علمیه (1381)

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.