• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
فرهنگ پایداری (بازدید: 87)
سه شنبه 9/8/1391 - 1:30 -0 تشکر 570425
وقتی فاطمه مطمئن شد که مردش ماندنی نیست

«علی اکبر محکم کار دامغانی» به سال ۱۳۲۴ در روستای «گلوگاه» مازندران متولد شد و چهل و یک سال بعد ، در سرزمین شلمچه و طی نبرد کربلای 5 ، پنجه بر بام عرش گرفت و بر سفره ی مولایش حسین(صلوات الله علیه) نشست. او در زمان شهادت ، از جهادگران شهر دامغان بود:

آب را از فاطمه گرفت .سر كشید، سلام بر حسینی گفت و سراغ یوسف را گرفت. بعدش مكثی كرد و ادامه داد:« همون بهتر كه خونه نیست ». هنوز حرفش تمام نشده بود كه فاطمه به زبان آمد :« اكبر آقا! تورو خدا به ما رحم كن ! درسته جنگه . جنگم ماله مرده اما حداقل صبر كن بچه­ ها حالشون خوب بشه! بعدش برو. خودت بگو! من دست تنها با شیش تا بچۀ قد ونیم قد چی كار كنم ؟». می گفت و اشك هایش را با پر روسری پاك می كرد:« هنوز داغ حسین و زینب تازه اس. دارم می ترکم از غصه به خدا».
اكبر آقا با همان لباس های بیرون اش نشست و به پشتی تكیه داد . چشمی چرخاند و عیال و بچه­ ها را سیر تماشا كرد. بچه­ ها هم شروع كردند بالا رفتن از سر و كول بابا. چه کیفی داشت بازی با این کوچولوها.
فاطمه با سینی چای و میوه برگشت. صدای برنامۀ كودك تلویزیون، بچه­ ها را یكی یكی از دور بابا پراکنده و میخشان کرد دور تلویزیون 14 اینچ سیاه و سفید. فاطمه سینی را جلوی اكبر آقا گذاشت و روبرویش نشست. 
اکبر آقا زبان باز نمی کرد و صبر فاطمه، برای شكستن سكوت شوهر بی فایده بود. حوصله­ اش سر رفت و زنانه نهیبی زد :« اكبر آقا ». اكبر ، انگار که از خواب بیدار شده باشد، گفت :« معذرت می خوام. فکرم از منطقه بیرون نمیاد. کارا مونده رو زمین.». 
فاطمه دلش هری ریخت پایین. گفت :« آقا رو! تو خونه هم دست بردار نیس ، همه ش جبهه ، پس ما چی؟!». 
اكبر سر پایین انداخت و زبان چرخاند :« فقط خدا می دونه که تو و بچه ها رو چقدر دوست دارم . می­ دونم تنهایی برات سخته. دو نفری هم از پس این جقله ها بر نمی­یایم، چه برسه تویِ تنها !». سرش را بالا کرد و نیم نگاهی به چشم های فاطمه کرد. دل فاطمه سوراخ شد. سوخت،لرزید. چقدر این مرد دوستش داشت، فقط خدا می دانست.حالا فاطمه سرش را انداخت پایین. 
اکبر مكثش را زیاد طولانی نکرد و ادامه داد:« من بابای شیش تا بچه ام، اما آخه مگه امام حسین زن و بچه نداشت؟ امام گفته، تكلیفه، اگه نرم دیوونه می­شم! »
حالا فاطمه مطمئن شد که مردش ماندنی نیست.
*راوی: همسر شهید

روحمان با یادش شاد

سنگرساز بی سنگر ، جهادگر شهید ، «علی اکبر محکم کار دامغانی»

 

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی