• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
امر به معروف؛نهی از منکر (بازدید: 147)
سه شنبه 18/7/1391 - 1:35 -0 تشکر 565243
سردم شـده ...

هوا بس ناجوانمردانه سرد است...!

سردم شده... احساس می کنم از شدت سرما گوشه ای نشسته ام و به خود می لرزم... احساس می کنم سرما امانم را بریده و تاب و توان را از من ربوده... احساس میکنم یخ زده ام.

نه فقط خودم، بلکه می بینم انگار تمامی مردم این شهر یخ زده اند و منجمد شده اند. بعضی ها که از شدت سرما جرات بیرون آمدن از چهاردیواری گرم و نرم خود را ندارند و بعضی هم طوری بیرون می آیند و بر می گردند که اصلا نمی بینیشان! از بس که می ترسند یخ بزنند و سریع کار و بارشان را می کنند و به لانه ی خود بر می گردند! چرا اینگونه شده ایم ما...؟! نه.. اینطور پرسش صحیح نیست! اجازه دهید اول این تیشه را بر سر خودم بزنم... چـرا اینـطور شـده ام...؟!

خیلی مسائل و وقائع برایم عادی شده، یا بهتر است بگویم عادت شده. خواب زیاد، دیر بلند شدن از خواب، نماز بی موقع و لنگان لنگان، بی اهمیتی به خمس و زکات و انفاق، حرافی، غیبت! دروغ! تهمت! کسالت و بی حالی، افسردگی و درخود تنیدگی، اتلاف فرصت ها و و و...

بدحجابی در شهرمان برایم عادی شده!!! گوش دادن به موسیقی ناهنجار ضبط صوت تاکسی برایم عادت شده، سیگار کشیدن اطرافیان و افراد، مصرف دخانیات و قلیان در جامعه، بی تقاوتی نسبت به اتفاقات، بی غمی در مورد اجتماع و سیاست و دیدن جرم و جنایت و آسان گذشتن از کنارشان برایم عادی شده!!!!

آسان و مغرور گذشتن از کنار فقیر و محتاج، برایم آب خوردن شده!!! مثل آب خوردن حرامخواری میبینم و سکوت میکنم! مثل آب خوردن گرانفروشی و کم فروشی میبینم و خاموشم! خیلی راحت زورگویی و چپاول و غارت می بینم و سایلنتِ سایلنت سر میکنم!! تجاوز به مال و ناموس مردم و انگار نـه انگار کـه من هستـم و در این شهـر نفس می کشـم!

چقدر منکر که می توانستم نهی کنم و نکردم! و چقدر معروف که می توانستم توصیه کنم و باز هم نکردم و نکردم...! خاموش خاموشم. فقط یاد گرفتم که بگویم: "پس این شهر مگر مسئول ندارد...!؟ مگر صاحب ندارد...!؟" یاد گرفتم از همه کس و همه چیز بنالم و شکایت کنم و فریاد کنم، الا از تقصیر خودم! یاد گرفتم در کم کاری و بی مسئولیتی همه را ببینم، غیر از خودم. اصلا کار من درستِ درست است و هیچ کس حق ایراد وارد کردن به کار و شغل و امرار معاش و زندگانی من را ندارد!

آری سردم شده است... مثل غذایی که از دهن افتاده! ... حس می کنم همانند یک کرم ابریشم در پیله ی خود تنیده ام و با هیچ کس و هیچ چیز کاری ندارم و هر چه دوست داشتم می کنم و از همه هم غیر از خود انتظار دارم. یخ زده ام! اما دیگر طاقت این سرما را ندارم. میخواهم بلند شوم و حرکتی کنم، دستی بجنبانم و این همه درخواست و مطالبه را ابتدا از خود بخواهم.

گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست...

سه شنبه 18/7/1391 - 11:11 - 0 تشکر 565340





چاره اش چیه جز همت واقی برای بنده تر شدن 

برای انسان شدن 



مقاومت می خواد، صبر و تحمل می خواد، برنامه ریزی می خواد، دانش و معرفت می خواد، فکر می خواد، برای اینکه یک انسان واقعی بشیم باید خیلی همت کنیم. 

باید سرچشمه امیالمون درست بشه، باید خدایی تر بشیم، باید یادمون بیفته که اینجا یک مسافرخونه است و وقت زیادی نداریم و همین روزهاست که بخونن الرحیل 



سپاس از شما  




خدا در همین نزدیکی است
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.