• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
سينما و تلویزیون (بازدید: 196)
جمعه 14/7/1391 - 18:4 -0 تشکر 564534
گفتگو با کارگردان (( کلاه پهلوی ))

كارگردان «كلاه پهلوی» به انتقادها پاسخ داد

«یا هله‌هوله می‌سازیم یا پرت‌وپلا می‌گوییم»

 

كارگردان «كلاه پهلوی» با پرداختن به انتقادهایی كه در روزهای اخیر درباره‌ی این سریال مطرح شده است، بر این نكته تاكید داشت كه با پخش تنها سه قسمت نمی‌توان درباره‌ی یك سریال نظر داد.

 

سید ضیاءالدین دری همچنین اذعان كرد كه ساخت «كلاه پهلوی» در این سال‌ها به حدی با وقفه مواجه شد كه كلافه‌كننده شده بود و خودشان هم دوست داشتند زودتر این سریال روی آنتن برود.

 

*** 14 ماه مهمان خانه‌های مردم هستیم


سید ضیا‌ء‌ الدین دری با بیان اینكه «كلاه پهلوی» قرار بود 70 قسمت باشد، خاطرنشان كرد: ولی در شرایط كنونی این سریال 56 قسمت می‌شود؛ یعنی اگر تعطیلی نخورد، حدود 14 ماه مهمان خانه‌های مردم می‌شود.


به گزارش خبرنگار سرویس تلویزیون خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا، كارگردان «كلاه پهلوی» درباره طولانی بودن پروسه ساخت این سریال توضیح داد: راستش خودمان هم دلمان می‌خواست زودتر برویم روی آنتن؛ یعنی آنقدر وقفه به كار خورده بود كه كلافه‌كننده شده بود سپس مورد عنایت ریاست سازمان قرار گرفت كه حداقل روی آنتن برویم ما هم استقبال كردیم. با وجود اینكه مراحل بعد از تولید ما داستانی دیگر و دنیای دیگر است و ما اصلا مهیا نبودیم به جز اینكه می‌دانستییم فقط 56 قسمت خواهد شد. ولی با فشاری كه از اردیبهشت ماه به كار آوردیم تا نوروز امسال آماده كردیم كه نقص تصویری نداشته باشیم. اما از قسمت‌های 30 به بعد متوجه شدیم كه نقص تصویری دارد. جنس كار، عنوان این فیلم‌نامه كه به رژیم گذشته به نام پهلوی می‌پردازد، آنقدر صریح بوده و جنبه نمایشی و دراماتیك داشته كه حساسیت‌هایی را به وجود آورده است. حالا تأخیرها و طولانی شدن پروسه كه ما پیش‌بینی هم نمی كردیم از سال 85 به این طرف طولانی شود، ولی شده و معمولا اجتناب‌پذیر است، باعث شده حساسیت روی كار ایجاد شود.

 

*** اگر 10 قسمت جلو بیفتیم ...


وی كه در برنامه «هفت اقلیم» رادیو حاضر شده بود، ادامه داد: متاسفانه طوری تصور می‌شود كه گویا اطلاعات نادرستی از طریق این مجموعه منتشر می‌شود و بعد به مراجع كشیده می‌شود كه خیلی برای ما محترم‌اند؛ بنابراین اظهارنظرهایی كه می‌گویند محترم است اما اساسا باید بدانیم قضیه چیست؟ پرداختن به جزییات منجر به این شده است كه سه ـ چهار قسمت اول یك مقدار وقت‌گیر شود یعنی ما مجبوریم با جزییات خیلی حساسیت‌زدایی كنیم و مشكلی نداشته باشد. اگر حدود 10 قسمت جلو بیفتیم و بتوانیم نقص تصاویرمان را فیلمبرداری كنیم، انشاء‌الله مساله‌ای پیش نخواهد آمد. تقریبا بعد از یك ماه فیلم‌برداری كه در پیش داریم تمام شود به امید خدا می‌توانیم بنشینیم و مثل بچه‌ها مشق‌مان را از اول تا آخر هفته انجام دهیم.

 

*** یا هله هوله می‌سازیم یا پرت و پلا می‌گوییم


وی درباره‌ی مرحوم علی حاتمی كه پیش از این گفته بود روایت خودش از تاریخ را دارد، خاطرنشان كرد: مرحوم علی حاتمی همكار پیشكسوت ماست و جایش سال‌هاست كه بین ما خالی است، مطلبی كه اشاره كرده منحصر به ایشان نیست و این را دیگرآن هم در مقاطع دیگری گفتند چون ما با سینما و ابزار سینما كار داریم، آن موقع احتمالا ممكن است اكثر كسانی كه در حوزه‌ی تاریخ وارد می‌شوند همین حرف را بزنند و بگویند من روایت خودم را از تاریخ دارم. اما باید بدانیم این روایت خود داشتن از كاری چه اندازه مجاز است، می‌تواند محل بحث باشد كه آیا به فرض ما می‌توانیم به میزان شادروان حاتمی، روایت خودمان را از تاریخ داشته داشته باشیم یا نه. این برمی‌گردد به تعریف و وجود فرهنگ عمومی در حوزه استفاده از این مفاهیم كه ممكن است دری بگوید نه كارگردان دیگری بگوید آری. متاسفانه اشكال در ایران این است كه وقتی می آییم و فیلم می‌سازیم یا هله هوله می‌سازیم با پرت و پلا می‌گوییم یا فیلمی می‌سازیم كه نمی‌دانیم كه یك كار سرگرمی است یا یك كار انتقال پیام رسمی و جدی. تكلیف در جامعه ما هنوز روشن نیست.

 

او ادامه داد: در همین بلبشو و نداشتن یك مشی مقبول كل جامعه و از طرفی چون تعاریف مشكل دارد زمانی كه دو قسمت از سریال پخش شد، كارگردانی علیه من مطلب می‌نویسد. ایشان همكار من است هم شغل من است ولی چون جای خود را گم كرده است بلند می‌شود و علیه سریال من مطلب می‌نویسد و شروع می‌كند به نقد كردن. چون ما ساز را از سر گشادش می‌زنیم این اتفاق می‌افتد. بنده تاریخ را به روایت خودم نگاه می‌كنم به روایتم از فهم تاریخ نه جابجا كردن تاریخ به آن مفهومی كه مثلا بگویم من چون می‌خواهم روایت خودم را بگویم واقعیت‌های تاریخ را تحریف كنم. تعجب می‌كنم! این یك سوژه می‌شود، در نشریه‌ای چاپ می‌شود 70 ـ 80 هزار تیراژ دارد و در سرتاسر مملكت می‌رود و مردمی كه با دل خوش آمدن سریال را ببینند و آرام آرام جذب شوند، ذهنیتشان آشفته شود.

 

*** قصه «كلاه پهلوی» از این هفته وارد ایران می‌شود

 

دری در ادامه در پاسخ به این پرسش كه برای اینكه قلاب قصه به مخاطب گیر كند تا بتواند هفته‌ای یك بار بنشیند و سریال را ببیند، چه تمهیدی دارید؟ گفت: من شاید هشت بار این سه قسمت را در دوره‌های مدیریت مختلف نوشتم. از آن جایی كه خواسته یا ناخواسته با مقوله‌ی بی‌حجاب در این داستان مواجه بودیم، مجبور بودیم به خط قرمزها نزدیك‌تر شویم و روی لبه تیغ حركت كنیم كه معمولا فیلم‌هایی كه در این دوره ساخته می‌شوند به دلیل شرایط بیرونی و بصری‌شان گرفتار این معضل هستند؛ برای اینكه از انتقادات پیشگیری شود باید پایه قصه را جایی قرار می‌دادیم كه توجیه خودش را داشته باشد، سعی كردیم بحث سیاسی قضیه یك مقدار بچربد. از قسمت سوم به بعد مشخص می شود كه بینندگان چه كسانی را تعقیب كنند و چه كسانی را بشوند. از هفته جاری قصه وارد ایران می‌شود.

 

*** برخی منابع به 18 سالگی‌ام تعلق دارد


دری در بخش دیگری از صحبت‌هایش درباره‌ی اینكه از چه منابعی برای نگارش فیلمنامه و روایت تاریخ استفاده كرده است، توضیح داد: منابعی كه استفاده كردم خیلی متنوع بوده است؛ از نوجوانی به این دوران ـ هم معماری و هم افرادی كه در آن دوران زندگی می‌كردند ـ علاقه داشتم. یك علاقه عجیبی بود و از 12 سالگی از این جور جاها عكس می‌گرفتم؛ بنابراین جذب حرف‌های قدیم می‌شدم،‌ من یك چیزهایی را دیدم هم در حوزه سیاسی كشور دیدم و هم در بخش معماری و رفتار و فرهنگ و آداب؛ بنابراین مطالعاتم به گونه‌ای بود كه جذب این مباحث شدم. در برخی موارد از منابعی استفاده كردم كه مربوط به سن 18 سالگی‌ام است.

 

*** زیرنویس‌ها به تصویر سریال لطمه می‌زند

 

این كارگردان همچنین درباره‌ی حضور بازیگران جدیدی كه در این سریال خوب جا افتاده‌اند، گفت: باید این اتفاق می‌افتاد به دلایل زیادی؛ به خاطر اینكه كار برای صدا و سیماست و به هر حال كار در صدا و سیما به جنبه‌ی انتفاعی را ندارد.

 

او ادامه داد: درست است كه تلویزیون آگهی تجاری پخش می‌كند و پولی سنگین هم می‌گیرد و ما نیز از این قضیه خوشحالیم، ولی زیرنویس‌هایی كه پخش می‌كنند، خوب نیست و به اعتبار تصاویر سریال و كار هنری لطمه می‌زند. البته این كار پیگیری می شود و مدیر شبكه هم تذكر داده است. ما باید این پول‌ را خرج خود مردم می‌كردیم و هیچ جایی مثل صدا و سیما نمی‌تواند روی چهره‌های جدید و بكر سرمایه‌گذاری كند.

 

*** آغاز «كلاه پهلوی» 63كیلو بودم اما 59 كیلو شدم

 

دری گفت: ساخت كلاه پهلوی دشواری‌های خاص خود را داشت. بگذریم كه 63كیلو بودم و 59 كیلو شدم. در پایان اعلام خواهیم كرد كه چه تعداد افراد تحصیل كرده و تلاش كرده برای این حرفه وجود دارند و در این كار برای اولین بار جلوی دوربین آمدند. این تعداد شاید بالای 50 نفر باشند. ما حتی بازیگران نقش اول را از چهره‌های جدید استفاده كردیم و امیدوارم بالای 10 نفر از آنها در آینده به چهره‌های جوان خوب سینما تبدیل شوند.

 

كارگردان كلاه پهلوی در پایان خاطرنشان كرد: این مجموعه جز در نظام جمهوری و این مملكت امكان نداشته است كه ساخته شود. به خاطر جسارت و شهامتی كه در طرح مفاهیم پیچیده‌اش وجود دارد. از مردم خواهش می‌كنم این فیلم را ببینید، با دقت ببینید، نظر بدهند، این فیلم متعلق به شماست و با پول شما ساخته شده است.

 

ایسنا

لبخند تنها گلی است که خار ندارد .
-------------------------------------------------

 

جمعه 14/7/1391 - 18:10 - 0 تشکر 564537


کارگردان کلاه پهلوی از 10 سال کار بر روی این پروژه می گوید




احتمالا اگر بپرسند کارگردان فیلم سینمایی «من و دبورا» کیست خیلی ها نمی دانند اما کافی است نام سریال «کیف انگلیسی» به میان بیاید تا همه نام سید ضیاءالدین دری را به خاطر بیاورند. چشم بسته می شود قضاوت کرد که دری، سریال ساز موفق تری نسبت به کارگردان سینمایی است.
خیلی ها تلویزیون را بستر بلوغ دری می دانند. «کیف انگلیسی» او به اندازه کفایت خوب بود که این توصیف درباره اش واقعی به نظر برسد. شاید برای گفت و گو با دری، خیلی زود باشد که هست. می خواستیم از حال و هوای پخش اولین قسمت این سریال بعد از این همه فراز و نشیب با او حرف بزنیم که حرفمان گل انداخت. مطمئن باشید باز هم سراغ او و دیگر عوامل فیلمش خواهیم رفت. فعلا این نقد را بچسبید تا نسیه مان بعدا پرداخت شود.


شاید سوال خیلی زودهنگامی باشد اما وقتی سریالی بعد از 10 سال خبرسازی و انتظار، بالاخره پخش می شود، در همان قسمت اول هم می شود این را پرسید: بازخوردی که داشتید، چطور بود؟

- بازخورد مخاطبان تلویزیون و از روی نظرسنجی ها هنوز معلوم نیست ولی بازخورد در اینترنت و فضاهای مجازی، خوب بوده است. به نظرم پخش سریال، هیجانی میان تماشاگران ایجاد کرده که در اینترنت به اظهارنظرهای شخصی در این باره پرداخته اند. همین نشان میدهد که سریال دیده شده و ایجاد نظر کرده است. اظهار نظرها هم عموما مثبت بوده اند. نکته ای که در حرف ها وجود داشت، این بود که گفته شده این سریال به احتمال زیاد می تواند مخاطبان را با تلویزیون آشتی دهد.


البته نگاه دیگری هم از سوی سلطنت طلبان خارج از کشور وجود دارد، که با این سریال به واسطه موضوعش که به کشف حجاب می پردازد، تند برخورد کرده و شروع به سم پاشی کرده اند. از طرف دیگر بچه مسلمان های داخل هم واکنش نشان داده اند و در همین قسمت اول، صف آرایی این دو گروه روبروی هم به وجود آمده است. من بعد از پخش قسمت اول، برخورد منفی با سریال ندیده ام.


یعنی سریالتان به واسطه موضوع کشف حجاب، بیشتر دیده و مورد نقد قرار می گیرد؟

- من در پی این نبودم سراغ موضوعی بروم که بحث برانگیز و جنجالی باشد. ما در «کلاه پهلوی» به این موضوع بدون غرض نگاه کرده ایم. بیایید همین اول راه، به این سریال، نگاهی اصولی داشته باشیم. مگر ما چندتا رسانه ملی داریم؟ رسانه ملی همین یکدانه است. من این سریال را ساخته ام و کم فروشی هم نکرده ام. مردم با رسانه و کارهای نمایشی تازه آشنا شده اند. تلویزیون ما هنوز هم پوشش سراسری ندارد. یعنی پوششی 95 درصدی دارد و هنوز شهرستان هایی هستند که دسترسی به شبکه های ملی ندارند.


در این شرایط شهرنشینان هم یک مرتبه با هجوم ماهواره ها هم روبرو شدند و طبیعی است که می توانند تحت تاثیر قرار بگیرند. پس باید به قدر سهمشان از رسانه ها، برای شان مایه گذاشت اما متاسفانه مدیران تلویزیون تنها به اظهار رضایت های اهالی شهرستان استناد می کنند، چون در شهرستان ها در هر شرایطی، برنامه ها 60 درصد بیننده دارند.


پس به نظر شما مدیران تلویزیون خیلی توجهی به مخاطبان شهری نمی کنند؟

- بالاخره وقتی بعضی از کارهای سرهم بندی نوشته و ساخته و پخش می شود، ممکن است مخاطبت را از دست بدهی ولی من در این کار کم فروشی نکرده ام. این داستان سال 61 نوشته شد و به تلویزیون ارجاع شد. آقای منوچهر محمدی که عضو گروه فیلم و سریال بودند طرف قرارداد  من هم بودند. قرار شد به صورت یک tele-play فیلم سه قسمتی بازنویسی شود که پس از عقد قرارداد با سازمان هیچ وقت آن را به انتها نرساندم و به همسرم گفتم روزی این فیلمنامه قیمت واقعی اش را در همین سازمان پیدا خواهد کرد. هر چند من به عنوان یک نویسنده هرگز حقوق مادی که انتظارش را داشتم دریافت نکردم اما طبق عرف سازمان شاید این کار قیمتش را پیدا کرد. خوشحالم و خدا را شکر می  کنم که این فیلمنامه، فیلمنامه ای بود که در تمام دوره های مدیریتی سازمان صدا و سیما مورد تصویب واقع شد ولی قسمت بود تا در دوره دوست عزیزم، آقای مهندس ضرغامی، به ساخت و نمایش برسد. ناگفته نماند نسخه سینمایی آن در سال 65 به صورت کتاب منتشر شد.


با این توضیحات، «کلاه پهلوی» از بی نقص ترین فیلمنامه های تلویزیونی است؟

- من نمی توانم درباره فیلمنامه ای که خودم نوشته ام، نظر بدهم. تنها می توانم بگویم این سریال به نسبت داستان اولیه اش کمی سنگین تر و سیاسی تر شده است. طبیعتا بخشی از این تغییرات هم به واسطه ممیزی های تلویزیون است که بخش عمده اش هم منطقی بودند. به هر حال ما در این سریال دنبال جذابیت های امروزی و رومانس و ... نبوده ایم. حتی همین سه قسمت اول و 20 دقیقه قسمت چهارم که در فرانسه می گذرد، هم بیشتر فضایی سنگین دارد چون ما آنجا هم به فکر ساخت سریالی ایرانی با شرایط ایرانی بوده ایم، نه به تصویر کشیدن جاذبه های بصری شهری مثل پاریس.


همین دقت را در همه بخش ها داشته اید؟ به هر حال 10 سال کار کردن روی یک اثر، ممکن است کمی فضا را از دستتان خارج کرده باشد.

- خیر؛ حتی هر کلامی که در این سریال گفته می شود، ریشه در تاریخ دارد و برای آن زحمت کشیده شده و مطالعه ها شده است. تعدادی از شخصیت های این سریال، شخصیت های واقعی تاریخی هستند مثل شخصیت حسن تقی زاده با بازی قطب الدین صادقی، شخصیت محتشم السلطنه با بازی غلامرضا اکبری و مستشارنیا با بازی جمشید شاه محمدی.


برای خود شما چه چیزی در این سریال هست که به عنوان یک مخاطب حاضرید آن را ببینید؟

- موضوع کشف حجاب، بپذیرید که حجاب پدیده ای اورجینال و اصیل در جامعه ما تا پیش از صدور فرمان کشف حجاب بوده است. اگر این روزها بحث بی حجابی وجود دارد، قبول کنیم که از طریق فرهنگ بیگانه به ما سرایت کرده چون بانوی ایرانی مقید به حجاب بوده است. من خودم روشنفکر هستم اما خجالت نمی کشم بگویم ما بی حجابی نداشتیم. قبول کنید این چیزی که ما امروز مثلا از یک دختر تهرانی در خیابان می بینیم شکل خیلی بد حجاب است. یک مدل من درآوردی بد و بدترکیب که بی حجابی واقعا از آن بهتر است.


مگر چقدر وقت از سال 1314 که اپیدمی بی حجابی بوده، گذشته است؟ روزی که انقلاب شد تنها 40 سال از ماجرای کشف حجاب می گذشت ولی این اوضاع امروز، واقعا با فضای اصیل بانوان ایرانی فرق دارد. باید یادمان باشد که همواره زن ایرانی، عفیف و پاکدامن بوده است. این بی حجابی که اعمال شد، خواست بیگانه است. شک نکنید که به این بی حجابی و بدحجابی، بیگانه دامن زده است. من نمی خواهم بگویم که باید به زمان قبل رجعت کنیم ولی دختر امروز تهرانی با همین حجاب من درآوردی باید بداند که مادرش را به زور بی حجاب کردند تازه اگر توانسته باشند بکنند.


با «کلاه پهلوی» می خواهید چنین کاری بکنید؟

- این سریال قولی در این زمینه نمی دهد. نه من و نه هیچ کسی از این سریال هم قولی نمی دهند. حجاب برخاسته از باورهای یک ملت است و بی حجابی هم برخاسته از باورهای یک ملت. ما فقط می گوییم که طبیعت ما، عریان بودن زن نیست.


شما قسمت اول سریال را کجا و با چه کسانی دیدید؟

- مثل همه ایرانی ها با خانواده دیدم.


بعد از 10 سال کار کردن روی این سریال، موقع پخش استرس داشتید؟

- استرس نداشتم اما تا حدودی نگران بخش های فنی کار بودم. به دلیل تنگناهایی که برای پخش در آن قرار گرفته بودیم، می ترسیدم بخش فنی کار، مشکلی داشته باشد. بعد از پخش سریال، با مدیر شبکه تلفنی حرف زدم. به ایشان هم گفتم. من قسمت اول سریال را با وضو دیدم.


این کار عملا حاصل عمر شماست. از حاصل عمرتان راضی هستید؟

- از قسمت اول و دوم و سوم بسیار راضی هستم، به دلیل اینکه حاصل کار یک گروه ایرانی در آمیختگی و همکاری با گروهی آمریکایی و فرانسوی و انگلیسی است. ما با یک زن و مرد بازیگر آمریکایی و یک بازیگر مرد انگلیسی و چند نفر بازیگر فرانسوی همکاری داشتیم. به تماشاگران هم پیشنهاد می کنم این سه قسمت و نیمی از قسمت چهارم را که در فرانسه می گذرد، به زبان اصلی ببینند. سینما و تلویزیون ما نیاز به بین المللی شدن دارد. باید کم کم به سمت انجام پروژه های بین المللی برویم.


درباره انتخاب امیرعلی دانایی بگویید. شما نقش اصلی کارتان را به کسی دادید که در این زمینه تجربه ای نداشت. بازیگران دیگری هم بودند مثل نگین محسنی. چرا این ریسک ها را کردید؟

- این انتخاب ریسک بود ولی من این ریسک را پذیرفتم. مطمئن بودم که امیرعلی دانایی جواب می دهد. حالا هر قدر پیش برود خواهید دید که پخته تر و مسلط تر ظاهر می شود. من دوست داشتم در کارم چهره های جدید حضور داشته باشند. نمی خواستم برای نقش اصلی کار، بازیگرانی باشند که تماشاگر احساس کند آنها را می شناسد. امیدوار هم هستم که این حس من به مخاطب منتقل شود. نگین محسنی و بهاره کیان افشار هم بازیگران مستعد بسیار باوقار و جدی و از خانواده های بسیار خوب هستند.


در «کلاه پهلوی» داستان معماگونه ای وجود دارد و پر از شخصیت هایی است که سرنوشت همگی به هم گره خورده است. ممکن است در طول سریال، شخصیتی کمرنگ یا پررنگ شود ولی در نهایت سهم همگی در سرنوشت داستان زیاد است. سینمای ما از فقدان بازیگران جوان با چهره های متنوع و صدای مناسب به شدت رنج می برد و من در پروژه ای که با بودجه بیت المال ساخته می شد خود را شرعا موظف می دانستم که جا را برای افراد شناخته نشده و جدید باز کنم تا پول بیت المال خرج خود مردم شود. در این فیلم بالغ بر 50 جوان برای اولین بار مقابل دوربین قرار می گیرند. ما به زودی نمایشگاهی از تصاویر چهره هایی که در «کلاه پهلوی» حاضر شدند، برای عموم می گذاریم.


شما خودتان کدامیک از کاراکترهای «کلاه پهلوی» را بیشتر از بقیه دوست دارید؟

- من همه را دوست دارم. اصلا نمی توانم دقیق بگویم اما اگر بخواهم به لحاظ پیبچیدگی های دراماتیک بگویم، شخصیت کریم با بازی امین حیایی و شخصیت صمصام با بازی داریوش فرهنگ را خیلی دوست دارم. شخصیت میرزا رضا تدین با بازی محمدرضا شریفی نیا هم خوب است. شریفی نیا برای اولین بار چنین شخصیت مثبت و مذهبی بازی می کند. البته قبلا هم او شخصیت مذهبی در کارنامه کاری اش داشته ولی مطمئن باشید که این کاراکتر مذهبی، با آنچه تا حالا از او دیده اید، فرق می کند.


حالا که بالاخره «کلاه پهلوی» رو به پایان است، دست به کار بعدی نیستید؟

- نمی دانم. کارهای زیادی در دست دارم اما در این میان از همه مهمتر یک کار سینمایی است که به دوران رئیس علی دلواری و دلیران تنگستان مربوط می شود. چند کار سینمایی با موضوعات روز هم در دست دارم. الان هنوز یک ماه دیگر فیلمبرداری «کلاه پهلوی» مانده. اینها تمام شود و پخش سریال روی مدار خودش بیفتد، تصمیم خواهم گرفت، فعلا تا شب عید با «کلاه پهلوی» در خدمت مردم هستیم.


چند نفر از دوستانتان در این 10 سال حالا دیگر در میان شما نیستند؟

- خانم گلچین بودند که ما را داغدار کردند. ما طی این سال ها دیگر یک خانواده شده بودیم. خانم گلچین با دلسوختگی بازی می کرد. وقتی ایشان بازی می کردند من حس خاصی پیدا می کردم. البته آن زمان، حالشان آنقدر بد نبود ولی طوری بازی می کرد که انگار آخرین بار است که بازی می کند. البته اجل مهلت نداد و دو سه تا صحنه را هم از دست دادند. حتی می خواستیم به خانه شان برویم و فیلمبرداری کنیم که گفتند اصلا شرایطشان برای چنین کاری مساعد نیست. عباس امیری دیگر بازیگری بود که از میان ما رفت و همینطور سعید جم که اگرچه بازیگر پرکاری نبود اما خیلی خوب بازی می کرد. خدا همگی را بیامرزد.

روزنامه تماشا

لبخند تنها گلی است که خار ندارد .
-------------------------------------------------

 

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.