• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن عمومی > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
عمومی (بازدید: 142)
چهارشنبه 22/6/1391 - 11:22 -0 تشکر 559081
شهادت امام جعفر صادق(ع)

بنام آنكه جان را فكرت آموخت {اِنَّما یُریدُ الله لِیذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ البَیْتِ وَ یُطِهِّرَکُم تَطْهیرا }

شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع) مؤسس مذهب تشیع بر تمامی عاشقان آن حضرت به ویژه بر صاحب عصر مهدی (عج ) موعود منجی عالم بشریت تسلیت باد .
در مطالعه تاریـخ بشریت ، از بـدو پدیـد آمدن دنیـا تا به امـروز ، به سـرگذشت انسان های متعالی بر می خوریم كه هر یك می توانند برای بشریت الگو و سرمشق قرار گیرند ، و از سوی دیگر مقام و منزلت این گونه انسان ها به عنوان یك انسان و به عنوان یك مخلوق كه مورد نظر ما در این نوشته است ، اگر به دقت در تاریخ بنگریم ، انسان هایی را می بینیم كه در اوج انسانیت و قدرت ، در سخت ترین شرایط ، زندگی را سپری كرده اند و بویژه در تاریخ انبیاء و پیشوایان دینی ما مسلمانان ، به انسان هایی بر می خوریم كه همانا جانشین واقعی خداوند در روی زمین بوده اند و هر یك از آنها در جایگاه خویش ارزش و منزلت خود را داشته و دارند . ولی امام جعفرصادق (ع) ، از نسل آخرین رسول خدا و دردانة محمد (ص) فاطمه زهرا سلام الله علیها ، انسانی است متعالی تر از دیگران و با ویژگی های خاص خود .
امام صادق (ع) در نگاهی گذرا

چهارشنبه 22/6/1391 - 11:23 - 0 تشکر 559082

مشخصات حضرت
اسم : جعفر
لقبها : صادق- مصدق - محقق - کاشف الحقایق - فاضل - طاهر - قائم - منجی - صابر
كنیه : ابوعبدالله - ابواسماعیل - ابوموسی
نام پدر : حضرت امام محمد باقر (ع)
نام مادر : فاطمه ( ام فروه ) دختر قاسم بن محمد بن ابی بكر
زمان تولد : هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری در روز جمعه یا دوشنبه (بنا بر اختلاف) در هنگام طلوع فجر مصادف با میلاد حضرت رسول . بعضی ولادت ایشان را روز سه شنبه هفتم رمضان و سال ولادت ایشان را نیز برخی سال 80 هجری ذكر كرده اند
محل تولد : مدینه منوره
عمر شریفش : 65 سال
مدت امامت : 34 سال
زمان شهادت
: 25 شوال سال 148 هجری درباره زمان شهادت نیز گروهی ماه شوال و دسته ای دیگر 25 رجب را بیان كردند .
قاتل : منصور دوانیقی بوسیله زهر
محل دفن : قبرستان بقیع
فرزندان پسر : موسی (ع) - اسماعیل - عبدالله - افطح - اسحاق - محمد - عباس - علی
فرزندان دختر : ام فروه - فاطمه - اسماكه اسماعیل ، عبدالله وام فروه مادرشان فاطمه دختر حسین بن علی بن حسین (ع)

( نوه امام سجاد ) است . و امام موسی كاظم (ع)، اسحاق و محمد كه مادرشان حمیده خاتون می باشد . و عباس ، علی ، اسماء و
فاطمه كه هر یك از مادری به دنیا آمده اند .
نقش روی انگشتر حضرت : ما شاء الله لا قوه إلا بالله ، أستغفرالله .

چهارشنبه 22/6/1391 - 11:24 - 0 تشکر 559083

اصحاب معروف امام صادق (ع) : ابان بن تغلب - اسحاق بن عمار- برید - صفوان بن مهران - ابوحمزه ثمالی حریر بن عبدالله سجستانی زراره بن اعین شیبانی- عبدالله بن ابی یعفور- عمران بن عبدالله اشعری قمی .
روز زیارت ایشان : روزهای سه شنبه می باشد .
رخسار حضرت :
بیشتر شمایل آن حضرت مثل پدرشان امام باقر (ع) بود . جز آنكه كمی لاغرتر و بلند تر بودند . مردی میانه بالا ، سفید روی، پیچیده موی و پیوسته صورتشان چون آفتاب می درخشید . در جوانی موهای سرشان سیاه و در پیری سفیدی موی سرشان بر وقار و هیبتشان افزوده بود . بینی اش كشیده و وسط آن اندكی برآمده بود وبر گونه راستش خال سیاه رنگی داشت . ریش مبارك آن جناب نه زیاد پرپشت و نه زیاد كم پشت بود . دندانهایش درشت و سفید بود ومیان دو دندان پیشین آن گرامی فاصله وجود داشت . بسیار لبخند می زد و چون نام پیامبر برده می شد رنگ از رخسارش تغییر می كرد .
گوشه ای از حیات امام صادق (ع)
پدرش 26 ساله بود كه او زاده شد . دوازده تا 15 سال بنابر اختلاف از عمر شریفش را درکنار جدش امام سجاد (ع) و نوزده سال را در كنار پدرش امام باقر (ع) گذراند . پیامبر اكرم (ص) در خصوص انتخاب نام و لقب امام ششم فرموده است : وقتی كه فرزندم جعفر متولد شد نام او را صادق بگذارید زیرا فرزند پنجمش جعفراست و ادعای امامت می كند و او در نظر خداوند جعفر كذاب است .
ابن بابویه و قطب راوندی روایت كرده اند : كه از حضرت امام زین العابدین (ع) پرسیدند كه امام بعد از تو كیست ؟
فرمود : محمد باقر شكافنده علوم است . پرسیدند كه : بعد از اوامام كه خواهد بود ؟ گفت : جعفر كه نام اونزد اهل آسمانها صادق است.امام ششم شیعیان و رئیس مذهب تشیع درسال 114 هجری قمری در سن 31 سالگی به امامت رسید و ردای ولایت بردوش گرفت.
دوران امامت آن امام 34 سال بوده كه با اواخر حكومت امویان واوایل حكومت عباسیان مصادف می باشد .
كه حدود هجده سال آن ( 132-114 ) همزمان با حكومت امویان و شانزده سال آن ( 148-132 ة ) همزمان با حكومت عباسیان بود .
جآن حضرت با پنج تن از خلفای بنی امیه - هشام بن عبدالملی ( 125-105 ه. ق )، ولید بن یزید بن عبدالملی( 126-125 ه. ق) ،یزید بن ولید بن عبدالملی ( 126 ه. ق ) ، ابراهیم بن ولید (126 ه. ق"( به مدت 70 روز )) و مروان بن محمد ملقب به حمار( 132-126 ه.ق ) و دو تن از خلفای بنی عباس ابوالعباس ( عبدالله بن محمد ) معروف به سفاح ( 132- 136 ( 137 ) ه. ق ) و ابوجعفر معروف به منصور دوانیقی ( 158-136 ( 137 ) ه. ق ) معاصر بود .
در یك دسته بندی ، زندگانی امام جعفر صادق (ع) می توان به سه دسته كلی تقسیم نمود :
الف- زندگانی امام در دوره امام سجاد و امام باقر (ع) كه تقریبا نیمی از عمر حضرت را به خود اختصاص می دهد . در این دوره
( 83-114 ) امام صادق (ع) از علم و تقوی و كمال و فضیلت آنان در حد كافی بهره مند شد .
ب - قسمت دوم زندگی امام جعفر صادق (ع) ازسال 114 هجری تا 140 هجری می باشد . دراین دوره امام از فرصت مناسبی كه بوجود آمده ، استفاده نمود و مكتب جعفری را به تكامل رساند . در این مدت ، 4000 دانشمند تحویل جامعه داد و علوم و فنون بسیاری را كه جامعه آن روز تشنه آن بود ، به جامعه اسلامی ارزانی داشت .
ج - هشت سال آخرامام (ع)
قسمت سوم زندگی امام را تشكیل می دهد . دراین دوره ، امام بسیار تحت فشار و اختناق حكومت منصور عباسی قرار داشت در این دوره امام دائما تحت نظر بود و مكتب جعفری عملا تعطیل گردید.
عصر امام صادق (ع)
عصر امام صادق (ع)
یكی از طوفانی ترین ادوارتاریخ اسلام است كه ازیك سو اغتشاشها و انقلابهای پیاپی گروههای مختلف ، بویژه از طرف خونخواهان امام حسین (ع) رخ میداد ، كه انقلاب ابو سلمه در كوفه و ابو مسلم در خراسان و ایران از مهمترین آنها بوده است . و از دیگر سو عصر برخورد مكتبها و ایده ئولوژیها و عصر تضاد افكار فلسفی و كلامی مختلف بود كه از برخورد امت اسلام با مردم كشورهای فتح شده و نیز روابط مراكز اسلامی با دنیای
خارج ، به وجود آمده و درمسلمانان نیز شور و هیجانی برای فهمیدن وپژوهش پدید آورده بود .
عصری كه كوچكترین كم كاری یا عدم بیداری و تحرك پاسدار راستین اسلام یعنی امام (ع) ، موجب نابودی دین و پوسیدگی تعلیمات حیاتبخش اسلام ، هم از درون و هم از بیرون میشد . زمان امام صادق(ع) ، زمان تزلزل حكومت بنی امیه و فزونی قدرت بنی عباس بود واین دوگروه مدتی درحال كشمكش و مبارزه با یكدیگر بودند . از زمان هشام بن عبدالملی ، تبلیغات و مبارزات سیاسی عباسیان آغاز گردید و در سال 129 وارد مرحله مبارزه مسلحانه و عملیات نظامی گردید و سرانجام در سال 132 به پیروزی رسید .
بنی امیه در این مدت ، گرفتار مشكلات سیاسی فراوانی بودند ، لذا فرصت فشار و اختناق نسبت به شیعیان را نداشتند . عباسیان نیز چون از دستیابی به قدرت در پوشش شعار طرفداری از خاندان پیامبرو گرفتن انتقام خون آنان عمل می كردند ، فشاری از طرف آنان مطرح نبود . از اینرو این دوران ، دوران آرامش و آزادی نسبی امام صادق (ع) و شیعیان بود و آن حضرت از این فرصت استفاده كرده و تلاش فرهنگی وسیعی را آغاز كرد .
پیشوای ششم در چنین دورانی به فكر نجات افكار توده مسلمان ازالحاد وبدبینی وكفر و نیز مانع انحراف اصول و معارف اسلامی از مسیر راستین بود ، و از توجیهات غلط و وارونه دستورات دین كه به وسیله خلفای وقت صورت می گرفت جلوگیری می كرد .
اینجا بود كه امام(ع)
دشواری فراوان در پیش ومسئولیت عظیم بر دوش داشت . امام صادق (ع) در ظلمت بحرانها و آشوبها دنیای شیعه را به فروغ تعالیم خویش روشنی بخشید و حقیقت اسلام را از آلایش انحرافات وگزند فریبكاران حفظ نمود . او آن قدر فقه و دانش اهل بیت را گسترش داد و زمینه ترویج احكام و بسط كلام شیعی را فراهم ساختكه مذهب شیعه به نام او به عنوان مذهب جعفری شهرت یافت . آن اندازه كه دانشمندان و راویان از دانش امام بهره مند برده واز ایشان حرف و حدیث نقل كرده اند از هیچ یك از دیگرائمه نقل نكرده اند . لیكن طولی نكشید كه بنی عباس پس از تحكیم پاییهای حكومت و نفوذ خود ، همان شیوه ستم و فشار بنی امیه را پیش گرفتند و حتی از آنان هم گوی سبقت را ربودند . وضع به حدی ناگوار شد كه همگی یاران امام (ع) را در معرض خطر مرگ قرار می داد ، چنانچه زبده هایشان جزو لیست سیاه مرگ بودند .
امام صادق (ع) كه همواره مبارزی نستوه و خستگی ناپذیر وانقلابی بنیادی درمیدان فكر و عمل بوده ، كاری كه امام حسین (ع) به صورت قیام خونین انجام داد ، وی قیام خود را درلباس تدریس وتأسیس مكتب وانسان سازی انجام داد و جهادی راستین كرد .
رحلت امام را به سبب مسمومیت دانسته اند . از ارتكاب این جنایت را كه منصور درتوان خود نمی دید به جعفر بن سلیمان پسر عموی خویش و والی وقت مدینه محول كرد . فرزند برومندش امام موسی بن جعفر(ع) او را دو جامه سفید مصری كه درآن احرام می بست ودر پیراهنی مه می پوشید ودرعمامه ای كه ازامام زین العابدین(ع)
به او رسیده بود ، كفن نمود و بر آن نماز خواند واو رادر بقیع در كنار قبر پدربزرگوارش سید الساجدین (ع) به خاك سپرد. سلام بر او از میلاد تا میعاد.
شخصیت علمی امام صادق (ع)
در دوره امامت امام صادق (ع) مسلمانان بیش از پیش به علم و دانش روی آوردند و در بیشتر شهرهای قلمرو اسلام بویژه در مدینه ، مكه ، كوفه ، بصره و ... مجالس درس و مناظره های علمی دایر واز رونق خاصی برخوردار گردید .
در این زمان با استفاده از فرصت به دست آمده امام صادق (ع) توانست نهضت علمی فرهنگی پدرش امام باقر(علیه السلام) را ادامه داده و علوم و معارف اهل بیت را بیان كرده در همه جا منتشر كند .
سفرهای اجباری و اختیاری امام به عراق و به شهرهای حیره ، هاشمیه و كوفه و برخورد با اربابان دیگر مذاهب فقهی وكلامی نقش بسزایی در معرفی علوم اهل بیت و گسترش آن در جامعه داشت . در این شهرها گروههای مختلف برای فراگیری دانش نزد آن حضرت می آمدند و از دریای دانش او بهره مند می بردند . برخورد وی با گروههای مختلف مردم سبب شد كه آوازه شهرتش در دانش و بینش دینی ، علم و تقوی ، سخاوت و جود وكرم و ...
در تمام قلمرو اسلام طنین انداز شود و مردم از هر سو برای استفاده از دانش بیكران وی رو سوی كنند . در این دوره علوم و فلسفه ایرانی ، هندی و یونانی به حوزه اسلامی راه یافت و بازار ترجمه علوم گوناگون از زبانهای مختلف به زبان عربی گرم و پررونق گردید.
همچنین مكتبهای كلامی و فرقه مذهبی و فقهی در این عصر پایه گذاری شد .
امام صادق (ع) با تمام جریانهای فكری و عقیدتی آن روز برخورد كرده و موضوع اسلام و تشیع را در برابر آنها روشن ساخته و برتری بینش اسلام تشیعی را ثابت كرده است . مناظرات امام صادق (ع) با اربابان دانشهای گوناگون چون پزشكان ، فقیهان ، منجمان ، متكلمان ، صوفیان و... بویژه مناظرات وی با ابوحنیفه مشهور و در منابع شیعه و سنی ثبت است .

چهارشنبه 22/6/1391 - 11:24 - 0 تشکر 559084

شاگردان امام باقر (ع) پس از درگذشت آن حضرت به گرد شمع وجود امام صادق (ع) حلقه زدند .
امام (ع) نیز با جذب شاگردان جدید به تأسیس یك نهضت عظیم فكری و فرهنگی و بالنده مبادرات ورزید ، به گونه ای كه طولی نكشید مسجد نبوی در مدینه منوره و مسجد كوفه در شهر كوفه به دانشگاهی عظیم تبدیل شد .
درگیری شدید بین بنی عباس و بنی امیه ، آنان را آن چنان به خود مشغول كرده بود ، كه فرصتی طلایی برای امام صادق (ع)
و یارانش به دست آمد . آن حضرت با استفاده از این فرصت به بازسازی و نوسازی فرهنگ ناب اسلام پرداخت و شیفتگان مكتب حق از اطراف و اكناف ، از بصره ، كوفه ، واسط ، یمن و نقاط مختلف حجاز به مركز اسلام ؛ یعنی مدینه ، سرازیر شدند وچون پروانگی دلباخته به گرد شمع وجود امام صادق (ع) تجمع كردند .
امام صادق (ع) هر یك از شاگردان خود را رشته های كه با ذوق و قریحه او سازگار بود ، تشویق و تعلیم می نمود و در نتیجه ، هر كدام از آنها در یك یا دو رشته از علوم مانند : حدیث ، تفسیر ، فقه و كلام ، تخصص پیدا می كردند .
دردانشگاهی كه امام بوجود آورده بود شاگردان بزرگ و برجسته ای همچون هشام بن حكم- محمد بن مسلم- ابان بن تغلب- هشام بن سالم - مومن الطاق - مفصل بن عمر - جابر بن حیان و... تربیت كرد كه هر یك از آنها شخصیتهای بزرگ علمی و چهره های درخشانی بودند كه خدمات شایانی انجام دادند .
به عنوان نمونه هشام بن حكم 31 جلد كتاب و جابر بن حیان بیش از 200 جلد در زمینه علوم گوناگون بخصوص رشته های عقلی طبیعی و شیمی كتاب نوشته است و به عنوان بدر علم شیمی مشهور است . دانشمندان علم حدیث شمار كسانی را كه مورد اعتماد بوده اند - راویان ثقه - و از آن حضرت نقل كرده اند تا چهار هزار نفر را نوشته اند . شاگردان دانشگاه امام منحصر به شیعیان نبوده بلكه پیروان اهل تسنن نیز از مكتب آن حضرت برخوردار می شدند .
بزرگان اهل سنت چون مالی بن انس ، ابوحنیفه ، سفیان ثوری ، سفیان بن عیینه ، ابن جریح ، روح ابن قاسم و... ریزه خوار خوان دانش بیكران او بودند .
ابو حنیفه كه دو سال شاگرد امام بود این دوره را پایه علوم و دانش خود معرفی كرده می گوید :
اگر آن دو سال نبود " نعمان " از بین رفته بود .
گوشه ای از سیره زندگانی امام صادق (ع)
آراستگى ظاهر
در لباس پوشیدن هم ظاهر را حفظ مى كرد و هم توانایى مالى را و مى فرمود : «
بهتـریـن لباس در هر زمان, لباس معمـول مردم همان زمان است. »
هم لباس نو می پوشید و هم لباس وصله دار ، هم لباس گران قیمت مى پوشید و هم لباس كم بها و مى فرمود : « اگر كهنه نباشد ، نو هـم نیست . »
لباس كم بها و زبر را زیر و لباس نرم و گران قیمت را روى آن مى پوشید وچون « سفیان ثورى »
زاهد به وى اعتراض كرد كه « پـدرت علـى (ع) لبـاسـى چنین و گرانبها نمى پوشید »
فرمـود :
« زمان على (ع) زمان فقر و ندارى بود واكنون همه چیزفراوان است . پوشیدن آن لباس دراین زمان لباس شهرت است وحرام خداوند زیبا است و زیبایى را دوست دارد و چون به بنده اش نعمتىمىدهد ، دوست دارد بنده اش آن را آشكار كند . »
سپس آستین را بالا زد و لباس زیر را كه زبر و خشن بود ،
نشان داد و فرمود :
« لباس زبر و خشن را براى خدا پوشیده ام و لباس روئین را كه نو وگرانبها است براى شما . »
هنگام احرام و انجام فریضه حج ، برد سبز مى پوشید و به گاه نماز پیراهن زبر و خشن و پشمین .
به وضع ظاهر خود بسیار اهمیت مى داد . ظاهرش همیشه مرتب و لباسش اندازه بود.
لباس سفید را بسیار دوست داشت و چون به دیدن دیگران مى رفت آن را برتن مى كرد.
نعلین(كفش) زرد مى پوشید و به كفش زرد رنگ و سفید علاقه مند بود.
موهاى سر و صورتش را هر روز شانه مى زد.
عطر به كار مى برد و گل مى بـوئید.
انگشترى نقره با نگین عقیق در دست مى كرد و نگیـن عقیق بسیار دوست مى داشت.
هنگام نشستـن گاه چهار زانـومـى نشست وگاه پـاى راست را بـر ران چپ مـى نهاد.
در اتـاقـش نزدیك در و رو به قبله مى نشست .
لباسهایـش را خود تا مى كرد.
گاه بر تخت مى خـوابید و گاه بر زمیـن .
چـون از حمام بیرون مـى آمد لباس تازه و پاكیزه مى پوشید وعمامه مى گذاشت.
بااین همه حضرت همگام وهمسان با مردم بود واجازه نمى داد امتیازى براى وى وخانواده اش درنظر گرفته شود. واین ویژگى هنگام بروز بحران هاى اقتصادى و اجتماعى بیشتر بروز مى یافت . ازجمله در سالى كه گندم درمدینه نایاب شد , دستور داد گندم هاى موجود در خانه را بفروشند و ازهمان, نان مخلوط از آرد جو وگندم كه خوراك بقیه مردم بود, تهیه كنند و فرمود:
فان الله یعلم انى واجدان اطعمهم الحنطه على وجهها ولكنى احب ان یرانى الله قداحسنت تقدیرالمعیشه.
خدا مى داند كه مى توانم به بهترین صورت نان گندم خانواده ام را تهیه كنم; اما دوست دارم خداوند مرا در حال برنامه ریزى صحیح زندگى ببیند.
یعقوب سراج مى گوید : براى تسلیت گفتن همراه امام صادق (ع) راهى منزل بعضى از خویشاوندان آن حضرت شدم. در بین راه
بند كفش امام صادق (ع) پاره شد. آن حضرت كفش خود را به دست گرفت و با پاى برهنه به راه خود ادامه داد. ابن ابى یعفور كفش خود را درآورد و تقدیم امام صادق (ع) كرد. اما آن حضرت نپذیرفت و فرمود:

صاحب مصیبت سزاوارتر است ازصبر برآن . امام صادق (ع) با پاى برهنه به راه خود ادامه داد.
در مجموع بسیار بـا ابهت بودند . چنـدانكه چـون دانشمنـدان زمانـش به قصـد پیـروزى براو بـراى مناظره هاى علمى به دیـدارش
مـى رفتنـد, با دیدن او زبانشان بند می آمد.
همـواره با وقار و متیـن راه مى رفت و به هنگام راه رفتـن عصا در دست می گرفتند .

چهارشنبه 22/6/1391 - 11:25 - 0 تشکر 559085

غذا خوردن
به هنگام غذا خـوردن چهار زانـو مـى نشست و گاهـى هـم بر دست چپ تكیه مى كرد و غذا مى خورد. رعایت بهداشت را بـویژه به هنگام غذا خوردن بسیار مهم مى شمرد.
همواره هـم پیـش از غذا خوردن دستانـش را مى شست وهم بعد از غذا, با ایـن تفاوت كه پیش از غذا بعد از شستـن , با چیزى چـون حوله خشك نمى كرد ولى پـس از غذا آنها را مى شست و خشك مى كرد. اگرهنگام غذا خـوردن دستانـش تمیز بود آنها را نمى شست.
بعد از غذا خـوردن خلال مـى كرد. همیشه غذا را با گفتـن « بسم الله » شروع مى كرد و با جمله« الحمدالله » به پایان مـى برد. نیز غذا را با نمك آغاز وبـا سـركه تمـام مـى كـرد.
جبه هنگـام خوردن غذا « الحمـدلله» بسیار مى گفت و نعمتهاى خـدا را سپاس مـى گفت. غذا را داغ نمى خـورد بلكه صبر مى كرد تا معتدل شـود. به وقت خوردن از آن قسمت ظرف كه مقابلـش بـود غذا مى خـورد. هیچگاه درحـال راه رفتـن غذا نمـى خـورد. و هیچ وقت شـام نخورده نمى خوابید.
همـواره به انـدازه غذا مـى خورد و از پرخورى پرهیز میكرد.
عبادت امام صادق (ع)
از اعاظم عباد واكابر زهاد بـود . از سه حال خارج نبـود : یا روزه داشت، یا نمازمى خـوانـد ویا ذكر مـى گفت.
قرآن را بسیار بزرگ مى داشت و آن را در چهارده بخش قرائت مى فرمود . وقتى مى خواست قرآن تلاوت كند ، قرآن را كه به دست راست خویش مى گرفت ، دعایى مى خواند كه به عهد بودن قرآن وتعهدات انسان در قبال این قرار داد ، اشاره دارد.
مضمون آن دعا چنین است :
خداوندا ! من عهد و كتاب تو را گشودم. خدایا! نگاهم را در این كتاب , عبادت قرار بده و قرأتم را تفكر، و تفكرم را عبرت آموزى. خدایا! مرا ازآنان قرار بده كه از مواعظ تو در این كتاب ، پند مى گیرند و از نافرمانى ات پرهیز مى كنند. وقتى كتاب تو را مى خوانم ، بر دل وگوشم مهر مزن و بر دیدگانم پرده میفكن وقرأت مرا خالى از تدبرمگردان، بلكه مرا چنان قرار بده كه درآیات واحكامش ژرف بنگرم، دستورهاى دین تو را بگیرم و عمل كنم و نگاه مرا در این كتاب, غافلانه و قرأتم را بیهوده و بى ثمر مساز.
چـون نیمه شب براى خـواندن نماز شب بر مـى خاست با صداى بلند ذكر مى گفت و دعا مـى خـواند تا اهل خانه بشنـوند و هركـس بخـواهد براى عبادت برخیزد. ذكر ركوع و سجود را بسیار تكرار مى كرد.
در سجده چنین مى گفت: ( اللهم اغفرلى و لاصحاب ابى فانى اعلم ان فیهم من ینقصنى ); خداوندا! مرا ویاران پدرم رابیامرز. مى دانم در میان آنان كسانى هستند كه بدى من را مى گویند.
روایت شـده است كه : آن حضـرت در نمازش قرآن مـى خـوانـد سپـس غش مى كرد ، روزى از او سـوال شد چرا غش
مى نمایى؟
فرمود: آنقدرآیات قرآن را تكرارمى كنـم تا به حالتى روحانى مى رسـم مثل اینكه آن را از خداوند بلا واسطه مى شنوم.
و نیز دراحـوالات آن حضرت نـوشته انـد كه : هرگاه مـى خـواست بگـویـد: قال رسـول الله (ص) ، رنگـش تغییرمى كـرد و گاهى سبز مـى گشت وگاهـى زرد به حـدى كه او را نمـى شناختنـد.
چـون روزه مى گرفت بـوى خـوش به كار مى برد و بعد از ماه رمضان بى درنگ زكات فطـره روزه خـود, خانـواده وخـدمتكارانـش را مـى پـرداخت. شبهاى قدررا ـ اگرچه مریض بـود ـ تا صبح درمسجـد به نیایـش و عبادت مى گذراند.
امام صادق(ع) خـداونـد را همه جا حاضـر واو را بـراعمال خـود ناظرمى دانست. از ایـن رو به گاه نیایش مجذوب خداوند
مى شد.
ابن ابى یعفور مى گوید : امام صادق (ع) درحالى كه سرمبارك خود رابه طرف آسمان بلند كرده بود ، چنین مى گفت: ( رب لاتكلنى الى نفسى طرفه عین ابدا لااقل ولااكثر) ; خداوندا ! مرا به اندازه یك چشم به هم زدن ، به خود وامگذار; نه كمتر ونه بیشتر.
آن گاه اشكهاى آن حضرت سرازیر گشت و به طرف ما روى گرداند و فرمود: اى فرزند یعفور! خداوند یونس بن متى را كمتر از یك چشم به هم زدن به خودش واگذار نمود ، اوآن گناه را مرتكب گشت.
عرض كردم: آیا به كفر رسید؟
ـ خداوند كارهاى شما را بهبود بخشد. فرمود: خیر, ولى مرگ در آن هنگام , هلاك و نابودى است. مالك بـن انـس مـى گـوید: « با امام صادق ـ بر او درود خـداى باد ـ حج گزاردم ، به هنگام تلبیه هرچه مى كوشید تا لبیك بگوید ، صدایـش درگلـو مى مانـد و چنان حالتـى به او دست مـى داد كه نزدیك بـود از مركبـش به زیرافتاد. گفتـم: چاره اى نیست باید لبیك گفت.
فرمود : چگونه جرأت كنـم لبیك بگویـم ، مـى ترسـم خـداونـد بگـوید: « لا لبیك ولا سعدیک » ( باسخ نه بدهد ) چـون زبان به لبیك مى گشود، آن قدرآن را تكرار مى كرد كه نفسـش بند مى آمد.
كار و تلاش و دستگیرى از مستمندان
امام صادق(ع) در زندگى برنامه اى منظم داشت و هركارى را به موقع انجام مىداد; چنانكه خود فرمود
: « بى حیا بى ایمان است و بى برنامه بى چیز »
مجلـس درس و بحث و مناظره ها و مذاكرات علمى بـا شـاگـردان ، یـاران و سـران مذاهب دیگـر وقت معینــى داشت و پرداختـن به امور زندگى و كار در مزرعه و باغ نیز وقت خاص خودش را .
آن حضرت یاران و پیروان خـود رابه كسب مال حلال تشـویق مى كرد واز آنان مى خواست كه دركارخـود كـوشا باشند و از هر گونه تنبلى و كسالت دورى كنند. كار كردن و تجارت را مـوجب عزت و سـربلنـدى انسان مى دانست و مـى فـرمـود: « صبح زود بـراى به دست آوردن عزت خود بروید. »
ولى تاكید مى كرد كه تجارت باید سالـم باشد و كسب در آمـد از راههاى درست و مشـروع بـاشد.
آن گرامـى هر گـونه كـوشـش و تلاش را براى تـوسعه زنـدگـى خـود و خانـواده ، حج و زیارت رفتـن, صدقه دادن و صله رحـم كردن را تلاش براى آخرت مى دانست نه دنیا.
تنها به كار و كوشـش سفارش نمى كرد, بلكه خـود نیز كار مـى كـرد و در روزهاى بسیار گرم تابستان ، عرق ریزان در مزرعه و باغ خـود كـار مـى كـرد . بـاغش را بیل مـى زد و آبیارى مى كرد. یكـى از یارانـش مـى گـوید: « آن حضرت را در باغش دیـدم، پیـراهنـى تنگ, زبـر وخشـن دربـروبیل در دست بـاغ را آبیارى مى كرد وعرق ازسرو صورتـش سرازیر بـود. گفتـم : « اجازه بفرمایید من كار را انجام دهـم. » فرمود:
ج« مـن كسى را دارم كه ایـن كارها راانجام دهد، ولـى دوست دارم كه مرد در راه به دست آوردن روزى حلال از گرمـى آفتاب آزارببیند و خـداوند ببینـد كه مـن در پى روزى حلال هستم. »
یكى از یارانش كه آن حضرت را در یك روز بسیار گـرم تابستـان دیـد كه كـار مـى كنـد، معتـرضـانه گفت:
« فـدایت شـوم، شمـا بـا مقـام والایـى كه نزد خـداونــد دارى و خـویشاوندى نزدیكى كه با پیغمبردارى، درچنین روزى، ایـن گونه سخت كار مـى كنـى؟ » امام (ع)
پاسخ داد:
ج« در طلب روزى حلال بیرون آمدم تا از چـون تـویى بى نیاز شوم. »
امام صادق(ع)
هـم خود كارمى كرد وهم غلامان وخدمتكاران خـود را به كاروا مـى داشت وهـم كارگران روز مزد را به كار
مـى گرفت.
هـر وقت كارگـرى را به كار مى گرفت پیـش از خشك شدن عرقـش مزدش را مـى پرداخت.
هنگام برداشت خـرما هم در جمع آورى آن كمك مـى كرد و هم در وزن كردن آن. و هـم به هنگـام فـروش و تقسیـم بـر فقـرا و نیـازمندان.
حقیقت این است كه امام (ع)
درنهایت علاقه به كار و تلاش, هرگز فریفته درخشش درهم و دینار نمى شد و مى دانست كه بهترین كاراز نظر خداوند تقسیم دارایى خود با نیازمندان است ، حقیقتى كه ما هرگز ازعمق جان بدان ایمان عملى نداشته و نداریم.
امام خود درباره باغش مى فرمود:
وقتى خرماها مى رسد , مى گویم دیوارها را بشكافند تا مردم وارد شوند وبخورند.همچنین مى گویم ده ظرف خرما كه بر سرهر یك ده نفر بتوانند بنشینند ، آماده سازند تا وقتى ده نفر خوردند، ده نفر دیگربیایند وهریك، یك مد خرما بخورند.آن گاه مى خواهم براى تمام همسایگان باغ (پیرمرد، پیرزن، مریض، كودك و هر كس دیگر كه توان آمدن به باغ را نداشته، ) یك مد خرما ببرند.
پس مزد باغبان و كارگران و... را مى دهم و باقى مانده محصول را به مدینه آورده بین نیازمندان تقسیم مى كنم و دست آخر از محصول چهار هزار دینارى، چهارصد درهم برایم مى ماند.
تجارت
امام صـادق(ع) نه تنها پیـروان و یارانـش را به كـارهاى درست و تجارت صحیح تشویق مى كرد بلكه خـود نیزگاهى به تجارت مى پرداخت. اما نه به دست خـویـش. بلكه سرمایه اش را دراختیاركارگزاران و افراد مطمئن قرار مى داد تا با آن تجارت كنند.
چـون مـى شنید كه سـودى برده و روزى به او رسیـده شادمان مـى شـد. با ایـن حال بر تجارت سالـم بسیار تاءكید داشت و هنگامـى كه كارپرداز وى مصادف كه با سرمایه وى به تجارت مصر رفته بـود, با سـودى كلان باز گشت فرمـود : « این سـود خیلـى زیاد است با كالاها چه كردید كه چنیـن سـودهنگفتـى به دست آوردیـد؟ »
مصادف پاسخ داد: « چـون به مصرنزدیك شدیـم از كاروانهاى كه از مصر مىآمدند از وضع كالاى خویـش پـرسیـدیم. دانستیـم كه ایـن كالا مـورد نیازمردم مصر است و در بازار آنجا بسیار نایاب است.
از ایـن رو با هـم پیمان بستیم كه كالایمان را جزدربرابر هر یك دینار سرمایه یك دینار سـود, كمترنفروشیم, ایـن بـودكه سـودزیادى بـردیـم. »
امام (ع) فـرمـود: « سبحان الله ، علیه مسلمانان هـم پیمان مـى شـوید كه كالایتان را جزدر برابـر هر دینار سرمایه یك دینار سـود كمتـر نفروشیـد! »
سپـس اصل سرمایه اش را بـرداشت و فرمـود: « مـن را به ایـن سـود نیازى نیست. اى مصادف ، چكاچك شمشیـرها از كسب روزى حلال آسان تـر است. »
چـون امـام (ع)
ایـن گـونه سـود بـردن را اجحـــاف در حق مسلمانان مى دانست به كارگزار خـود اعتراض كرد و از آن سود چیزى بر نگرفت.
آموزش نیكی ها
حضرت آن چه را كه مى خواست به دیگران بیاموزد عملی مى آموخت . برهیچ معروفى امر نمى كرد ، جز آنكه خود بـیشتر وپـیشتر از دیگران بـدان عملى مى كرد و از هیچ منكرى نهى نمى كردند; جـز آن كه خـود همیشه از آن اجتناب مى نمودند. و به یارانش نیز مى فرمود:
« كونوا دعاه للناس بغیر السنتكم »
مردم را به غیر زبانتان به نیكى فرا خوانید.
یكى از بـستـگان امام صادق(ع) از آن حـضرت بـدگویى كرده بـود.
وقتى بـه آن حضرت خبـر رسید. بـدون آن كه عكس العمل شدیدى از خود نشان دهند، بـا آرامش بـرخاستند و وضو گرفتند ومشغول نماز شدند. یكى از حـاضران بـه نام « حـماد لحـام » مى گوید:
من گمان كردم حـضرت مى خواهد آن شخص را نفرین كند ، ولى بـرخلاف تـصور خود دیدم آن بزرگوار بعد از نماز چنین دعا كرد: خدایا من حقم را به او بخشیدم. تواز من بزرگوارتر و سخى ترى او را بـه من بـبـخش و كیفر مكن!

چهارشنبه 22/6/1391 - 11:26 - 0 تشکر 559086

بازداشتن از بدی ها
امام صادق(ع) شنیده بـودند كـه ازمـسـلـمـانان مـردى بـه نام « شقرانى » شراب خورده است و به دنبـال فرصتى بـودند كه نهى از منكر كنند.
روزى او بـراى دریافت سهمى از بـیت المال نزد حـضرت آمد . حضرت ضمن این كه سهمى از بیت المال بـه او دادند بـا لحنى ملاطفت آمیز فرمودند:
كار خوب از هركسى خوب است ، ولى از تو بـه واسطه آشنایى كه بـا ما دارى و آزاد شده پـیامبـر هستى زیبـاتراست. وكار بد از هر كسى بد است، و از تو بـه خاطر همین انتساب زشت تر و قبیح تر است. شقرانى بـا شنیدن این جـمله دانست كه امام از شراب خـوارى او آگاه بـوده و در عین حال بـه او محبـت كرده است. نادم گشت و در درونش تحولى ایجاد شد.
اختصار در سخن
از ویژگى هاى تمام معصومین اختصار درسخن وخطابـه وپرهیز از سخنان زاید بوده است. امام صادق (ع) مى فرماید:
«ثلاثه فیهن البلاغه التقرب من معنى البـغیه والتعبـد من حشوالكلام والدلاله بالقلیل على الكثـیر»
سـه چـیز از بـلاغت اسـت :
استفاده از رساترین عبارات براى رسانیدن مطالب، مخاطبان و دورى از سخنان زاید و بـیهوده كه شنونده را خسته مى كند واستفاده از
جملات كوتاه و پرمعنا.
مهمان نوازی
ابن ابى یعفور مى گوید: شخصى نزد امام صادق (ع)
میهمان بود.
میهمان برخاست تا برخى از كارهاى منزل آن حضرت را انجام دهد. وى نپذیرفت وخودش آن كار را انجام داد. آن گاه فرمود:
پیامبر (ص) از به كار گرفتن میهمان نهى نموده است.
مالك بن انس, فقیه مدینه مى گوید: هرگاه نزد امام صادق (ع)
مى رفتم ، آن حضرت بالش به من مى داد تا برآن تكیه كنم. او ارج و منزلتى برایم قأل بود و مى فرمود: مالك! دوستت دارم. من از این گفته او خرسند مى گشتم و به این جهت، حمد و سپاس الهى را به جاى مى آوردم.
همزیستى و مدارا با مسلمانان
امام صادق(ع) شیعیان رابه همزیستى با اهل سنت دعوت مى كرد تا به این طریق هم شیعیان از جامعه اكثریت منزوى نشوند و هم بتوان احكام واصول شیعى رابا ملاطفت به آنان منتقل كرد.
ازاین روى در مدار حق با مسامحه با آنان رفتار مى شد، اما این سهل گرفتن هرگز به معناى زیر پاى گذاشتن اصول نبود و آن جا كه مسئله اصولى در میان بود ، حضرت هرگز تسلیم نمى شد.
از جمله دریكى از سفرها ، امام صادق (ع) به حیره ( میان كوفه و بصره ) آمد.
در آن جا منصور دوانیقى به خاطر ختنه فرزندش جمعى را به مهمانى دعوت كرده بود. امام نیز ناگزیر در آن مجلس حاضر شد.
وقتى كه سفره غذا انداختند, هنگام صرف غذا,یكى ازحاضران آب خواست ولى به جاى آن, شراب آوردند , وقتى ظرف شراب را به او دادند ، امام بى درنگ برخاست ومجلس را ترك كرد و فرمود: رسول خدا (ص) فرمود: (ملعون من جلس على مأده یشرب علیها الخمر.)
ملعون است كسى كه دركنار سفره اى بنشیند كه در آن سفره شراب نوشیده شود.
شجاعت
امام صادق(ع)
در برابر ستمگران از هر طایفه و رتبه اى به سختى مى ایستاد و این شهامت را داشت كه سخن حق را به زبان آورد واقدام حق طلبانه راانجام دهد ، هرچند باعكس العمل تندى رو به رو شود .
لذا وقتى منصور از او پرسید: چرا خداوند مگس را خلق كرد؟ فرمود: تا جباران را خوار كند. وبه این ترتیب منصور را متوجه قدرت الهى كرد.و آن گاه كه فرماندار مدینه در حضور بنى هاشم در خطبه هاى نماز به على (ع)
دشنام داد ، امام چنان پاسخى كوبنده داد كه فرماندار خطبه را ناتمام گذاشت و به سوى خانه اش راهى شد.
برخورد با حاكمان
امام حتى در مجالس عمومى خلیفه نیز حاضر نمى شد ; زیرا حكومت را غاصب مى دانست وحاضر نبود با پاى خود بدان جا برود، زیرا با این كار از ناحق بودن آنان ، چشم پوشى مى شد و تنها زمانى كه اجبار بود به خاطر مصالح اهم به آن جا مى رفت; لذا منصور ضمن نامه اى به وى نوشت : چرا تو به اطراف ما مانند سایر مردم نمى آیى ؟ امام در پاسخ نوشت :
نزد ما چیزى نیست كه به خاطر آن از تو بترسیم و بیاییم ، نزد تو در مورد آخرتت چیزى نیست كه به آن امیدوار باشیم.
تو نعمتى ندارى كه بیاییم و به خاطر آن به تو تبریك بگوییم و آنچه كه اكنون دارى آن را بلا و عذاب نمى دانى تا بیاییم و تسلیت بگوییم.
منصور نوشت: بیا تا ما را نصیحت كنى. امام نیز نوشت : كسى كه آخرت را بخواهد ، با توهمنشین نمى شود و كسى كه دنیا را بخواهد، به خاطر دنیاى خود تو را نصیحت نمى كند.
تاكید بر ذكر نام خدا
مرازم بن حكیم مى گوید :
امام صادق (ع) دستور داد تا نامه اى براى او نوشتند. در آن نامه جمله ان شاءالله را ننوشته بودند . نامه را خواند و فرمود :
چگونه امیدوارید كه این كار ( كه به خاطرآن این نامه نوشته شده است. ) به سرانجام برسد ، در حالی كه در آن جمله ان شاءالله وجود
ندارد ! آن گاه دستور آن جمله به نامه اضافه گردد .
مرثیه ‏خوانی امام صادق‏
ابن عبدربّه نقل می‏کند: امام صادق‏(ع) بر کنار قبر جدش حسین‏(ع) ایستاد و گفت: «اشهد انّک قد اقمت الصلاة و آتیت الزکاة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر و اطعت اللَّه و رسوله، و عبدته مخلصاً و جاهدت فی سبیله صابراً محتسباً حتی اتاک الیقین، فلعن اللَّه امة قتلتک ولعن اللَّه امة ظلمتک، ولعن اللَّه امة سمعت بذلک فرضیت به»؛ «گواهی می‏دهم که همانا تو نماز را به پا داشته و زکات را پرداختی و به معروف امر کرده و از منکر نهی کردی و خدا و رسولش را اطاعت کرده و او را با اخلاص عبادت نمودی. و در راه او جهاد کرده در حالی که صبور بوده و همه را به حساب خدا گذاردی تا آن که تو را یقین فرا رسید. پس خدا لعنت کند امتی که تو را به قتل رساند. و خدا لعنت کند امتی را که به تو ظلم کرد. و خدا لعنت کند امتی را که کشته شدنت را شنید و به آن رضایت داد.»
احادیثی از امام صادق (ع) در كتب اهل سنت :‏
با مراجعه به کتب اهل سنت پی به وجود احادیث ارزشمندی از امام صادق‏(ع) می‏بریم که می‏توان با عمل کردن به آن‏ها راه‏گشایی به سوی سعادت باشد. اینک به برخی از آن‏ها اشاره می‏کنیم:

چهارشنبه 22/6/1391 - 11:27 - 0 تشکر 559087

1 - ابونعیم اصفهانی از امام صادق‏(ع) نقل کرده که فرمود: «اذا انعم اللَّه علیک بنعمة فاحببت بقاءها و دوامها، فأکثر من الحمد و الشکر علیها، فانّ اللَّه عزوجل قال فی‏کتابه:«لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ» و اذا استبطأت الرزق فأکثر من الاستغفار، فانّ اللَّه تعالی قال فی کتابه: «اِسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفّاراً، یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً، وَیُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَبَنِینَ وَیَجْعَلْ لَکُمْ جَنّاتٍ وَیَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهاراً».یا سفیان! اذا حزنک امر من سلطان او غیره فأکثر من لاحول و لاقوة الاّ باللَّه، فانّها مفتاح الفرج و کنز من کنوز الجنة...»؛«هرگاه خداوند بر تو نعمتی عنایت فرمود و دوست داشتی که آن نعمت باقی مانده و دوام داشته باشد، بسیار بر آن حمد و شکر نما؛ زیرا خداوند عزّوجلّ در کتابش فرمود: "اگر شما سپاس‏گزار باشید من بر شما زیاد خواهم کرد". و هر گاه روزی به تو دیر رسید، زیاد استغفار نما؛ زیرا خداوند متعال در کتابش فرمود: "از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است، تا باران‏های پر برکت آسمان را پی در پی بر شما بفرستد و شما را با اموال و فرزندان فراوان کمک کند و باغ‏های سرسبز و نهرهای جاری در اختیارتان قراردهد". ای سفیان! هر گاه امری از سلطان یا غیر سلطان تو را محزون کرد بسیار "لاحول و لاقوّة الاّ باللَّه" بگو؛ زیرا آن ذکر کلید فرج و گنجی از گنج‏های بهشت است...».
2 - و نیز از حضرت نقل شده که فرمود: «اصل الرجل عقله، و حسبه دینه، و کرمه تقواه، و الناس فی آدم مستوون»؛ «اصل مرد عقل او است، و حسب او دینش، و کرمش تقوای او است. و مردم در این‏که از آدم زاده شده‏اند با یک‏دیگر مساوی هستند.»
3 - و نیز نقل شده که فرمود: «یابن آدم! ما لک تُأَسِّف علی مفقود لایردّه الیک الفوت، و ما لک تفرح بموجود لایترک فی یدیک الموت»؛ «ای فرزند آدم! تو را چه شده که تأسّف می‏خوری بر شی‏ء مفقودی که فوت و زمان، آن را به سوی تو باز نمی‏گرداند، و تو را چه شده که به شی‏ء موجودی شاد می‏شوی که مرگ، آن را در دست تو رها نخواهد کرد.»
4 - و نقل شده که فرمود: «الغضب مفتاح کلّ شرّ»؛ «غضب کلید هر پلیدی است.»
5 - «رأس الخیر التواضع. فقیل له: و ما التواضع؟ فقال: ان ترضی من المجلس بدون شرفک، و ان تسلّم من لقیت، و ان تترک المراء و ان کنت محقّاً»؛ «رأس خیر تواضع است. به حضرت عرض شد: تواضع چیست؟ فرمود: این‏که در مجلس به مکانی پایین‏تر از شرفت راضی شوی، و این‏که هر کس را مشاهده نمودی بر او سلام کنی، و جدال را ترک کنی گرچه حقّ با تو باشد.»
6 - «من اراد عزّاً بلاعشیرة و هیبة بلاسلطان، فلیخرج من ذلّ المعصیة الی عزّ الطاعة»؛ «هر کس عزّتی بدون عشیره و هیبتی بدون سلطنت می‏خواهد، باید از بار ذلت معصیت خارج شده و در عزّت اطاعت وارد شود.»
7 - «من یصحب صاحب السوء لایسلم، و من یدخل مدخل السوء یتّهم، و من لایملک لسانه یندم»؛ «هر کس با انسان بدکار
مصاحبت کند سالم نمی‏ماند، و هر کس در مکان بد داخل شود متّهم می‏شود، و هرکس زبانش را مالک نباشد پشیمان می‏گردد.»
8 - «حکمة تحریم الربا ان لایتمانع الناس المعروف»؛ «حکمت تحریم ربا آن است که مردم از کار خیر بی بهره نشوند.»
11 - «ثلاثة لایزید اللَّه بها الرجل المسلم الاّ عزّاً: الصفح عمّن ظلمه، و الإعطاء لمن حرمه، و الصلة لمن قطعه»؛ «سه عامل است که خداوند توسط آن‏ها عزّت مردم مسلمان را زیاد می‏کند: گذشتن از کسی که به او ظلم کرده است. و بخشش بر کسی که او را محروم ساخته است. و صله رحم از کسی که با او قطع رحم کرده است.»
13 - «منع الجود سوء الظنّ بالمعبود»؛ «امتناع از بخشش، سوء ظن به خدا است.»
14 - «البنات حسنات و البنون نعم، و الحسنات یثاب علیها و النعم مسؤول عنها»؛ «دختران حسنات، و پسران نعمت‏های الهی‏اند، بر حسنات ثواب داده می‏شود، و از نعمت‏ها سؤال می‏گردد.»
15 - «لا زاد افضل من التقوی، و لا شی‏ء أحسن من الصمت، و لا عدوّ اضرّ من الجهل، و لاداء ادوی من الکذب»؛ «توشه‏ای بهتر از تقوا نیست. و چیزی بهتر از سکوت نیست. و دشمنی باضررتر از نادانی نیست. و دردی بی درمان‏تر از دروغ نیست.»
امام صادق (ع) از دیدگاه علمای اهل سنت :
با مراجعه به کلمات مورّخین و صاحبان تراجم و رجال از اهل سنت پی می‏بریم که امام صادق‏(ع) از موقعیّت و منزلت بالایی نزد آنان برخوردار بوده است. اینک به کلمات برخی از آنان راجع به حضرت اشاره می‏کنیم:
1 - ابوعثمان عمرو بن بحر جاحظ (ت: 250 ه.ق)
«... وجعفر بن محمّد الّذی ملأ الدنیا علمه وفقهه. ویقال: انّ اباحنیفة من تلامذته وکذلک سفیان الثوری...»؛ «... و جعفر بن محمّد؛ کسی که علم و فقه‏اش دنیا را فراگرفته است و گفته می‏شود که ابوحنیفه و سفیان ثوری از شاگردان او بوده‏اند...».
2 - محمّد بن ادریس، ابوحاتم رازی (ت: 277 ه.ق)
او درباره امام صادق‏علیه السلام می‏گوید: «جعفر بن محمّد ثقة لایسأل عن مثله»؛ «جعفر بن محمّد ثقه است و او بی‏نیاز از تحقیق است».
3 - محمّد بن حبّان بن احمد، ابوحاتم تمیمی بستی (ت: 354 ه.ق)
او می‏گوید: «جعفر بن محمّد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب - رضی الله عنه - کنیته ابوعبداللَّه، یروی عن ابیه، وکان من سادات اهل البیت فقهاً وعلماً وفضلاً. روی عنه الثوری ومالک وشعبة والناس»؛ «جعفر بن محمّد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب - رضوان اللَّه علیهم - کنیه او ابوعبداللَّه است. از پدرش روایت نقل می‏کند. او از سادات اهل بیت در فقه و علم و فضل است. ثوری و مالک و شعبه و مردم از او روایت نقل کرده‏اند...».
4 - عبداللَّه بن عدی جرجانی (ت: 365 ه.ق)
«و جعفر من ثقات الناس کما قال یحیی بن معین»؛ «و جعفر - علیه السلام - از ثقات مردم بود، همان‏گونه که یحیی بن معین گفته است».


5 - ابوعبدالرحمن سلمی (ت: 412 ه.ق)
او در کتاب «طبقات مشایخ الصوفیة» می‏گوید: «جعفر الصادق فاق جمیع أقرانه من اهل البیت وهو ذو علم غزیر فی الدین وزهد بالغ فی الدنیا وورع تام عن الشهوات وادب کامل فی الحکمة»؛ «جعفر صادق‏علیه السلام سرآمد تمام هم‏ردیفان خود از اهل بیت بود. او دارای علم بسیار در دین، و زهد فراوان در دنیا، و ورع تام از شهوات و ادب کامل در حکمت بود».
6 - ابوالفتح محمّد بن عبدالکریم شهرستانی (ت: 548 ه.ق)
«جعفر بن محمّد الصادق هو ذو علم غزیر وادب کامل فی الحکمة وزهد فی الدنیا وورع تام عن الشهوات وقد اقام بالمدینة مدة یفید الشیعة المنتمین إلیه ویفیض علی الموالین له اسرار العلوم...»؛ «جعفر بن محمّد صادق، دارای علم بسیار و ادب کامل در حکمت و زهد در دنیا و ورع تام از شهوات بود. او مدتی در مدینه اقامه کرد و به شیعیان منسوب به خود افاده رسانده و بر موالیان خود اسرار علوم را افاضه نمود...».
7 - جمال الدین ابوالفرج ابن الجوزی (ت: 597 ه.ق)
او در ذکر وفیات سال 148 ه.ق می‏نویسد: «جعفر بن محمّد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب ابوعبداللَّه جعفر الصادق... کان عالماً زاهداً عابداً...»؛ «جعفر بن محمّد بن علی بن الحسین بن علی ابن ابی طالب، ابوعبداللَّه، جعفر صادق... مردی عالم، زاهد و عابد و... بود».
8 - ابوسعد عبدالکریم سمعانی (ت: 562 ه.ق)
«... لقّب لجعفر الصادق، لصدقه فی مقاله»؛ «... او را به جهت صدق در گفتار، صادق نامیدند».
9 - عزّالدین ابن اثیر جزری (ت: 630 ه.ق)
«... لقّب به لصدقه فی مقاله وفعاله... ومناقبه مشهورة»؛ «... او را به جهت صدق در گفتار و کردار، صادق نامیدند... و مناقب او مشهور است».
10 - محمد بن طلحه شافعی (ت: 652 ه.ق)
«هو من عظماء اهل البیت وساداتهم‏علیهم السلام ذو علوم جمّة وعبادة موفّرة، واوراد متواصلة وزهادة بیّنة، وتلاوة کثیرة. یتتبع معانی القرآن ویستخرج من بحر جواهره ویستنتج عجائبه...»؛ «او - جعفر بن محمّدعلیه السلام - از بزرگان اهل بیت و سادات آنان ‏علیهم السلام است. دارای علوم فراوان و عبادت وافر و وردهای پیاپی، و زهد روشن، و تلاوت بسیار بود. او معانی قرآن را دنبال کرده و از دریای آن جواهرانش آن را استخراج نموده و عجائبش را استنتاج می‏نمود...».
11 - ابن ابی الحدید معتزلی (ت: 655 ه.ق)
او درباره امام باقرعلیه السلام می‏گوید: «و هو سیّد فقهاء الحجاز ومنه ومن ابنه جعفر تعلّم الناس الفقه»؛ «او سید فقهای حجاز بود. و مردم فقه را از او و فرزندش جعفر فرا گرفتند».
12 - ابوالعباس احمد بن محمّد بن ابراهیم بن ابوبکر بن خلکان (ت: 681 ه).
«و کان من سادات اهل البیت. ولقّب بالصادق لصدقه فی مقالته. وفضله اشهر من ان یذکر...»؛ «... او از سادات اهل بیت بود. و به جهت صدق در گفتارش، او را صادق نامیدند. و فضلش مشهورتر از آن است که ذکر شود...».
13 - ابن صبّاغ مالکی (ت: 855 ه.ق)
«کان جعفر الصادق‏(ع) من بین اخوته خلیفة ابیه ووصیّه والقائم من بعده... وصّی إلیه ابوجعفرعلیه السلام بالامامة وغیرها وصیة ظاهرة ونصّ علیه نصاً جلیاً... وامّا مناقبه فتکاد تفوت من عدّ الحاسب»؛ «جعفر صادق از بین برادرانش، جانشین پدر و وصیّ او و قائم مقام او بود... ابوجعفر - امام باقر(ع) - بر او وصیت به امامت و امور دیگری به طور وضوح نمود و بر او نصّ جلی کرد... و اما مناقب او از شمارش حساب‏گر بیرون است...».
14 - عبدالرحمن بن محمّد حنفی بسطامی (ت: 858 ه.ق)
«جعفر بن محمّد ازدحم علی بابه العلماء واقتبس من مشکاة انواره الأصفیاء، وکان یتکلّم بغوامض الأسرار وعلوم الحقیقة وهو ابن سبع سنین»؛ «جعفر بن محمّد کسی بود که علما بر درب خانه‏اش ازدحام می‏کردند، و از چراغ انوارش منتخبان امت بهره می‏بردند.او در حالی که هفت ساله بود به غوامض اسرار و علوم حقیقی سخن می‏گفت».

15 - احمد بن عبداللَّه خزرجی (ت: بعد از سال 923 ه.ق)
«جعفر بن محمّد بن علیّ بن الحسین بن علیّ بن ابی طالب الهاشمی ابوعبداللَّه، احد الأعلام... حدّث عنه خلق کثیر لایحصون،... قال الشافعی وابن معین وابوحاتم: ثقة»؛ «جعفر بن محمّد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب، هاشمی، ابوعبداللَّه، یکی از بزرگان امت است... از او افراد بسیاری که قابل شماره نیستند حدیث نقل کرده‏اند... شافعی و ابن معین و ابوحاتم او را توثیق نموده‏اند».
16 - شمس الدین محمد بن طولون (ت: 953 ه.ق)
«کان من سادات اهل البیت ولقّب بالصادق لصدقه فی مقالته وفضله اشهر من ان یذکر»؛ «او از سادات اهل بیت است. او را به جهت صدق در گفتارش، صادق ملقّب ساختند. و فضلش مشهورتر از آن است که ذکر شود».
17 - احمد بن حجر هیتمی (ت: 974 ه.ق)
«و نقل عنه الناس من العلوم ما سارت به الرکبان وانتشر صیته فی جمیع البلدان»؛ «از او به حدّی علم نقل کرده‏اند که قافله‏ها برای آن به حرکت درآمده و موقعیّت او همه کشورها را فراگرفته است».

چهارشنبه 22/6/1391 - 11:28 - 0 تشکر 559088

رویدادهای مهم
1. شهادت امام باقر (ع)
، پدر امام جعفر صادق (ع) ، در سال 114 هجری
2. قیام زید بن علی (ع)
، عموی امام جعفر صادق (ع) بر ضد امویان و شهادت او در این واقعه ، در سال 121 هجری
3. گسترش نهضت بنی هاشم ( علویان و عباسیان ) ، در سراسر قلمرو حكمرانی امویان .
4. سرنگونی سلسله امویان و پیروزی عباسیان وتسخیر خلافت اسلامی توسط ابو العباس سفاح ، در سال 133 هجری .
5. قیام علویان بنی الحسن (ع)
بر ضد عباسیان و سركوب شدن آنان به دست منصور دوانیقی .
6. بهره جویی امام صادق (ع) از فرصت به دست آمده از نبرد میان عباسیان و امویان ، برای تشكیل حوزه علمی اسلامی و تربیت هزاران شاگرد در رشته های فقه ، تفسیر و علوم قرآن ، كلام ، شیمی ، تاریخ و غیره ، در زمینه مشرفه .
7. فراخوانی امام صادق (ع)
از مدینه به بغداد ، توسط سفاح عباسی و زیر نظر قرار گرفتن آن حضرت .
8. فراخوانی مجدد امام صادق (ع) از مدینه به بغداد ، توسط منصور دوانیقی و اذیت و آزار آن حضرت .
9. وفات اسماعیل ، پسر امام صادق (ع)
، در سال 142 هجری و اندوه فراوان آن حضرت در این مصیبت .
10. رفتار نا مناسب عاملان منصور دوانیقی ، در مدینه ، با امام صادق (علیه السلام) و بسیاری از علویان .
11. مبارزه علمی و فرهنگی امام صادق (ع)
و یاران ایشان با مخالفان ، ملحدان و مدعیان دروغین .
12. مسمومیت امام صادق (ع) و شهادت آن حضرت ، در سال 148 هجری ، به دستور منصور دوانیقی .
13. به خاك سپاری پیكر مطهر امام صادق (ع)
، در قبرستان بقیع ، در كنار قبر پدر ، جد و عمویشان ، امام حسن مجتبی (ع)

چهارشنبه 22/6/1391 - 11:55 - 0 تشکر 559103

سلام

ممنون از مطلب خوبتون منم شهادت امام جعفر صادق و به تموم شیعیان عزیز به خصوص دوستان خوب انجمن تسلیت عرض میکنم.

 

  به طواف كعبه رفتم ،به حرم رهم ندادند          كه برون درچه كردي، كه درون خانه‌آئي

 

                                    

چهارشنبه 22/6/1391 - 15:44 - 0 تشکر 559204



شهادت ششمین نور از انوار الهی حضرت امام جعفر صادق (ع) پایه گذار مذهب شیعه را به همه ی عاشقان و پیروان آن امام همام تسلیت عرض می نمایم.

قال الصادق (ع) :
مومن به اندازه ی كارهای خوبش آزمایش می شود پس هر كه دینش درست و كارش نیكو باشد بلایش سخت گردد چرا كه خداوند عز و جل دنیا را نه برای پاداش مومن قرار داده و نه كیفری برای كافر و هركس دینش سست و عملش ضعیف باشد بلایش اندك باشد . ( بحارالانوار ۶۷ )


[تصویر:  sadegh89.jpg]


برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.