• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 198)
يکشنبه 19/6/1391 - 14:44 -0 تشکر 553393
درسنامه علوم قرآنی

درسنامه علوم قرآنی، حسین جوان آراسته، ج 1، 496 ص، چ نخست، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم،1377خ

علوم قرآن مطابق اصطلاح مرسوم روزگار ما آن دسته از دانش هایی است که مبانی، ابزارها و راهبردهای فهم قرآن کریم را تسهیل می کند. (1)

علوم قرآن، مباحثی مقدماتی برای تفسیر و برداشت از قرآن است. (2)

درسنامه علوم قرآنی، به منظور آموزش سطح متوسط از علوم قرآنی صورت می پذیرد. در طرح مطالب، سعی بر این بوده است که حد وسطی، مبنای هر بحث قرار گیرد، به گونه ای که طالبان آشنایی با علوم قرآنی به سادگی و سهولت با مجموعه ای از این علوم آشنا گردند. (3)

نویسنده محترم آورده است:

دشواری چنین کاری بر اساتید گرامی پوشیده نیست و اینک که راهی آغاز گشته، انتقادها و یادآوری ها و راهنمایی های شما بزرگواران، بی گمان این مجموعه را گام به گام به نقطه مطلوب خویش نزدیک تر خواهد کرد. (4)

راقم این سطور، گرچه از توفیق تدریس و یا مطالعه همه کتاب محروم مانده ام و کوچک تر از آنم که مخاطب پیام مؤلف محترم باشم، ولی فروتنی مؤلف محترم این جرئت را داده که در اجابت دعوت شان آن چه را به نظر ناقص می رسد، یادآور شوم تا راهی آغاز شود و چنین مجموعه های درسی را گامی به نقطه مطلوب، نزدیک تر کند.

الف) این اثر ارزشمند، یکی از جامع ترین تالیفات فارسی علوم قرآن و سرشار از مطالب سودمند است که از منابع و مآخذ گسترده و قابل اعتماد، سود جسته و به طالبان علوم قرآنی خدمتی در خور قدردانی تقدیم داشته است.

ب) گرچه از افتخار شناخت مؤلف بی نصیبم، ولی حسن انتخاب وی را در خدمت به کتاب خدا و ترویج فرهنگ آسمانی بین خاکیان و نیز ارائه متنی درسی برای پژوهش گران و خادمان قرآن کریم، به وی تبریک و تهنیت عرض می کنم و توفیقات روزافزون شان را از ولی توفیق و معلم بیان و نازل کننده قرآن مسئلت دارم.

ج) این اثر ارزنده، برای سه واحد درسی یعنی پنجاه ساعت، سامان یافته و دارای فواید فراوان و نظم منطقی و چینش متناسب فصل ها در ده بخش ذیل است:

نخست: کلیات (علوم قرآنی و سیر تاریخی نگارش ها، عناوین قرآن، معانی قرآن، وجه تسمیه، علت علمیت قرآن و عربی بودن قرآن).

بخش دوم: تعریف وحی، وحی در قرآن، وحی پیامبران و اقسام آن و چگونگی وحی بی واسطه و با واسطه.

بخش سوم: نزول قرآن و بعثت، نزول دفعی و تدریجی، اسباب نزول، آیه و سوره در قرآن و مکی و مدنی.

بخش چهارم: تدوین قرآن در عصر رسول خدا (ص)، جمع آوری حضرت علی (ع) جمع آوری خلیفه اول، جمع آوری خلیفه سوم، اعراب و اعجام قرآن.

بخش پنجم: پیدایش قرائات، عدم تواتر قرائات، احرف سبعه، قرائات سبعه، ضابطه صحت قرائات.

بخش ششم: تحریف ناپذیری قرآن; آرای دانشمندان، دلایل عدم تحریف.

بخش هفتم: اعجاز، تحدی و ابعاد اعجاز.

بخش هشتم: سیر نگارش های ناسخ و منسوخ، امکان و وقوع نسخ

بخش نهم: محکم و متشابه، حکمت وجود متشابه، نمونه هایی از متشابهات، تاویل

بخش دهم: هشتاد نکته در باره قرآن کریم.

برخی از امتیازات این اثر درسی عبارت است از:

1- در ابتدای هر بخش به اهداف مورد نظر اشاره شده است که ضمن ایجاد انگیزه، نمایی از مباحث را به خوانندگان ارائه می دهد.

2- چکیده مطالب هر فصل، در پایان همان فصل آمده است.

3- در آغاز بخش ها، بعضی از منابع مهم و سودمند به سه منظور کتاب شناسی و مطالعه آزاد و پاسخ یابی قسمت «پژوهش » معرفی شده است این اثر، تعلیقات و بخشی به نام «مطالعه آزاد»دارد.

4- در پایان هر بخش، سؤال هایی در دو قسمت پرسش از متن و پژوهش در باره متن طرح شده است.

نویسنده، در کمال حق شناسی و فروتنی، نام مصادر و مآخذ مورد استفاده خویش را مکرر یاد کرده و نخواسته است صرفا از تلاش و کوشش آماده دیگران، بدون ذکر نام آن ها، کتاب سازی کند.

نیز در صدد ارائه متنی مناسب برای تدریس و بی غلط به حوزه ها است. از این رو، در نهایت تواضع، ترجمه آیات را از ترجمه استاد فولادوند آورده و برای اصلاح این اثر از اساتید استمداد کرده است. و چه به جا است که هر استادی، منتقدانه تدریس کند و سرانجام، حاصل نقادی ها، در اختیار مؤلفان قرار گیرد تا کتاب ها تهذیب و تنقیح گردد.

بحمد الله از این اثر، استقبال گسترده و شایانی شده و با آن که به تعداد زیادی منتشر شد، باز در آستانه چاپ مجدد قرار گرفته و همین، نمایانگر مزایا و فواید فراوان این اثر است.

با نظری گذرا، از دیدگاه یک متن آموزشی، انتقادهایی به نظر رسید که طرح آن ها بی اثر نیست.

1- حجم وسیع و گسترده این اثر، به هیچ وجه، شایسته یک متن آموزشی نیست و متون آموزشی باید پرمحتوا و کم حجم باشد.وضعیت کنونی، با کتاب های کمک آموزشی متناسب تر است.

2- لفاظی و عبارت پردازی این اثر، خیلی بیش از مطالب آن است و می توان همین مطالب را در نیمی از این الفاظ تلخیص کرد.

3- این اثر، با عنایت به آثار گذشتگان، تالیف و مباحث کم ارزش -که در رده های چندم اولویت قرار دارند- آورده شده است.مثلا اکثر آن، مطالب تاریخی است، ولی مباحث مورد ابتلا و شبهات روز علوم قرآنی وامانده اند. همان گونه که بسیاری از مباحث کلامی کتب عقاید مثل برخی نزاع های بی فایده اشاعره و معتزله و شبهه ابن قبه را باید به موزه تاریخ سپرد، می توان به بسیاری از مباحث تاریخی علوم قرآن، کم ترین بها را داد و به جای آن، به مباحث مهم و مفید امروزی پرداخت. از این منظر، مباحث دو سه فصل اواخر کتاب، مفیدتر از مباحث پیشین هستند.

امروزه، شبهه های فراوانی در ماهیت و ارزش وحی، اهداف قرآن کریم و...مطرح است; مبحث زبان دین، زبان قرآن، تفسیر متون دینی، هرمنوتیک کتاب و سنت، روش های تاویل قرآن،... به شدت مورد ابتلا و از مسائل جنجالی روز است و یک مفسر نمی تواند از این ها بی خبر باشد.

پیشنهاد می شود که لجنه هایی از اساتید علوم قرآن و اساتید کلام حوزه، تشکیل گردد و با مباحثه و همفکری، مباحث جدید و مورد نیاز را منقح و وارد متون درسی کنند. و از طرفی با رعایت اصل اهم و مهم، برخی فصل های کم فایده و یا غیر کاربردی را که فقط ثمره علمی دارند، در موزه تاریخ علم، بایگانی کنند.

در یک سخن، چنان نباشد که دشمن، بر سر بزند و ما سپر را بر کمر بگیریم! گفتنی است که مرحوم شهید صدر،(ره)، در پرداختن به مسائل مورد ابتلا، بسیار موفق بوده است. برخی از نوشته های ایشان که در بعضی دانشکده های بغداد تدریس می شد، به قلم حضرت استاد، سید محمد باقر حکیم، دام ظله، تکمیل و به نام علوم القرآن بارها منتشر شده است. مبحث «شبهه هایی در مسئله وحی » بسیار غنی تر از کتاب هایی است که سال ها پس از آن منتشر شد. نیز آقای محمد باقر سعیدی روشن در کتاب علوم قرآن، در گزینش بهترین سرفصل ها، حسن انتخاب داشته است گرچه در کتاب شان تنها چهار فصل آمده است.

4- جدول نقل 23 قول در اختلاف آیات قرآن کریم که اختلاف مسلمانان در 666 آیه را می نماید، مایه وهن قرآن کریم است. آیا اگر برخی نویسندگان یا مستشرقان سخنی گفتند، ما باید با اهتمام تمام، کار اشتباه آنان را زنده نگه داریم؟! آیا یک جوان ناآگاه، اگر این همه تفاوت در شماره آیات را بنگرد که طبعا همین شبهه در ذهنش مستقر می گردد چه تضمینی هست که سایر کتاب ها را هم بخواند و شبهه اش برطرف گردد؟ آیا با تردید، به سخنان نویسندگان علوم قرآن و مفسران نمی نگرد؟ آیا در عصر رایانه، باز هم باید چشم از قرآن موجود در همه جا ببندیم و منتشر کنیم که فلانی گفته قرآن 6666 و بهمانی گفته 6000 آیه دارد؟

مسئله قرآن کریم -که اساس اعتقادات و مایه عقاید اصیل ما است- با متد صرف میر تفاوت دارد و روا نیست بگویم: «صرفی ها چنین کردند، ما هم چنین می کنیم.»!

در این جا باید اولا، اصح الاعداد یعنی 6236 که مشهور هم هست ذکر شود، آن گاه به تفاوت های معقول و اندکی که در اطراف این رقم وجود دارد و ملاک تعدد شمارش و رمز اختلاف ها، اشاره کرد تا بیش از این، ذهن خوانندگان مشوش نشود.

5- در یک متن درسی، باید در نقل مبانی بزرگان، خیلی دقت شود.در این اثر مواردی ملاحظه شد که سخنان اساتید به شکلی ناقص، نقل و نقض شده است. مرحوم علامه (قدس سره) نمی پذیرد که ترتیب چینش کنونی تمامی آیه ها توقیفی باشد و می فرماید:

جمهور، بر توقیفی بودن همه آیات اصرار دارند، ولی برخی از آیه ها به اجتهاد صحابه تنظیم شده است.

نویسنده با این که در ص 154، بند اول ضمن پنج خط، بخشی از سخنان مرحوم علامه را خیلی خوب نقل کرده است، ولی در ادامه، «بعض الایات » در کلام آن مرحوم را به «آیات فراوانی » (5) و تعبیرهای ذیل، ترجمه کرده است. ترجمه ایشان، چنین است:

«... ملتزم شدن به آنچه علامه (ره) در المیزان فرموده است، پیامدهای نامقبولی دارد... اگر چنین ترتیبی به صورت گسترده پس از رحلت درهم ریزد و بسیاری از آیات به ترتیبی غیر از ترتیب مورد نظر پیامبر (ص) تنظیم گردند، بدون شک، خدشه ای بر قداست و مصونیت قرآن وارد گشته است... تغییر و جا به جایی، آن هم در بعد وسیع آن به نوعی تحریف می انجامد... اصل این عقیده نیز با مبنای علامه (قدس سره) سازگاری ندارد; زیرا، علامه (قدس سره) که از گستردگی آیات مستثنیات، سخن به میان آورده است... ترتیب پیامبر (ص) آن هم با این گستردگی » (6) و اصل سخن مرحوم علامه (قدس سره) چنین است:

و ثالثا: ان وقوع بعض الآیات القرآنیه... و یدل علی ذالک ...الآیات ...

ببین تفاوت ره از کجا است تا به کجا!; وانگهی مرحوم علامه (قدس سره)، اصلا در مقام بیان این مطلب نیست که اجتهاد صحابه، در ترتیب چه تعداد آیه مؤثر بوده، بلکه تنها در مقام رد احراز جمهور بر توقیفی بودن ترتیب تمامی آیات است.

6- در مسئله پیش گفته، نویسنده، صلاح را در این دیده که دلیل اصلی مرحوم علامه، (قدس سره) را نبیند و به توضیح وی بتازد و چنین بنویسد:

از پیامدهای چنین التزامی که بگذریم، اصل این عقیده نیز با مبنای علامه سازگاری ندارد; زیرا، علامه (قدس سره) که از گستردگی آیات مستثنیات سخن به میان آورده است، به استناد و اتکای روایات غیر قابل شمارش اسباب نزول در این زمینه است. (7)

دلیل مرحوم علامه (قدس سره) به این ترتیب است:

و ثالثا ان وقوع بعض الآیات القرآنیة التی نزلت متفرقة موقعها الذی هی فیه الآن لم یخل عن مداخلة من الصحابة بالاجتهاد کما هو ظاهر روایات الجمع الاول و قد تقدمت (8) .

... و یدل علی ذالک الروایات المستفیضة ... کان النبی (ص) لا یعرف فصل السورة حتی تنزل علیه بسم الله الرحمن الرحیم... (9) .

... توضیح ذلک ان هناک ما لا یحصی من روایات اسباب النزول (10) .

7- کم لطفی دیگر نویسنده در نقل و نقد مبنای مرحوم علامه (قدس سره)در روایات اسباب نزول است که بین کل روایات یا روایات فراوان خلط نموده و چنین نوشته است:

علامه که از گستردگی آیات مستثنیات سخن به میان آورده است، به استناد و اتکای روایات غیر قابل شمارش اسباب نزول در این زمینه است و این، در حالی است که خود ایشان در موارد دیگر، به شدت، اعتبار روایات، اسباب نزول را مورد تردید قرار می دهد. (11)

اولا: اتکای آن استاد (قدس سره)، روایات جمع و ... بود نه خصوص اسباب نزول.

ثانیا:مبنای ایشان در باره اسباب نزول را نمی توان از رفتار ایشان در سراسر تفسیر شریف المیزان و سایر کتاب هایش در استفاده از روایات شان نزول، جدا کرد.

ثالثا: بی اعتبار دانستن روایات فراوانی از یک باب حتی اکثریت آن ها مساوی با نبود روایت قابل اعتماد در آن باب نیست.

رابعا: ممکن است در تک تک روایات مستفیضه یک باب، به علت تنافی و تعارض و... تردید شود، ولی از مجموعه همان روایات مستفیضه بتوان نکته ای استنباط کرد، چنان که علامه (قدس سره)، استفاده کرده است.

8- برخی ارجاع ها، دقیق نیست. به این موارد برخورد شد: ص 50 پانوشت چهارم در دو مورد المیزان و مجمع البیان; ص 146 پانوشت 2; ص 155 پانوشت، ارجاع به المیزان ج 11.

9- آدرس و ماخذ برخی مطالب، بیان نشده، مثل پانوشت 3 در ص 50.

10- برخی آدرس ها در متن آمده و یک دست نیست، مثل ص 50، ص 176، ص 177.

11- نقل برخی آرا، از منابع واسطه و دست چندم است. این، موجب می شود، که مراد گوینده، اندکی ناقص و عاری از قرائن منعکس می گردد. در مثل ص 58-59، بهتر بود از معجم مقاییس اللغه، ج 6، ص 93 یا مجمل اللغه، ج 2، ص 919 نقل می شد.

12- برخی ارجاع ها، رجما بالغیب است مثلا در ص 105 آمده است:

حتی بعضی مفسران، عقیده دارند که هر سوره، یک هدف خاصی را تعقیب می کند و آدرس آن را چنین داده است: «رک: کتب تفسیر از جمله المیزان در اوائل تفسیر سوره ها.» بگذریم که اصل این مطلب محل تامل است، ولی این گونه آدرس، مثل آن است که حدیثی که در باره نماز است را ارجاع دهیم به کتاب الصلاه جوامع روایی!

13- شایسته است یک متن درسی، از این گونه استدلال ها و مطالب بی اساس غیر برهانی خنک و خطابی، خالی باشد. در ص 102 در بیان معنای «آیه » در بند 2 و 4 و 5 مصداق با مفهوم آیه اشتباه شده است و چنین آمده است:

آیه، یعنی آفریده:

(فارسلنا علیهم الطوفان و الجراد و القمل و الضفادع و الدم آیات مفصلات) [اعراف (7): آیه 133]

بدیهی است که قرآن نمی فرماید طوفان، ملخ، کنه ریز، غوک ها و خون را به عنوان آفریده و مخلوقات مفصلات فرستادیم!

مورد دیگر: انبیا و اولیای الهی:

(لقد کان فی یوسف و اخوته آیات للسائلین)[یوسف(12):آیه 7]

سرگذشت انبیا و اولیا، مصداق آیه هستند، نه معنا و مفهوم آن، و اگر در حد و رسم، مصادیق، به جای معانی ذکر گردد، مثنوی هفتاد من کاغذ شود!

مورد دیگر: معجزه:

(هذه ناقه الله لکم آیه) [اعراف (7): آیه 73]

بدیهی است که این جا، مثل معنای شماره یک، آیه، به معنای نشانه و علامت و مصداقش ناقه صالح (ع) است. (12)

14- در بیان فلسفه تقسیم قرآن کریم به سوره ها آمده است:

یکی از هنرمندی های قرآن و جنبه های اعجاز آن، همین تقسیم بندی کتاب به قطعات مستقلی به نام سوره است. (13)

اگر تبویب و تفصیل و تقسیم از جنبه های اعجاز به شمار رود، باید بیش تر مؤلفان امروزی، معجزه گر باشند! از قدیم تاکنون، نویسندگان، معمولا آثار خویش را با عناوینی چون فصل ها، باب ها، وصل ها، غرر و درر و اسفار، تنظیم می کرده اند. اگر به فرض، آیه ها، با شماره پیاپی مشخص می شد، اعجاز نداشت؟

15- مؤلف آورده است: قرآن را قرآن، یعنی خواندنی نام نهاده اند تا این نام، یادآور حقیقتی عالی باشد و جایگاه دیگر و مصدر اولیه آن را که لوح محفوظ است و در مقام سخنی از الفاظ و واژه ها نیست، به ما گوش زد کند... (14)

چگونه از کلمه «خواندنی » به بی لفظی لوح محفوظ می رسیم؟

16- استدلال عقلی مؤلف بر صیانت قرآن از تحریف قابل خدشه است.او می گوید:

سوم دلیل عقلی; قرآن، کتابی است که برای هدایت و راهنمایی بشر نازل شده است و به تصریح آیات آن، خداوند انسان را از مراجعه به قرآن ناگزیر می داند و به ضرورت عقل نیز، باید معارف دینی و اصول کلی و قانون اساسی اسلام در قالب یک کتاب مدون، همواره در اختیار بشر باشد; همان گونه که در ادیان گذشته نیز وجود داشته است [و بارها تحریف شده است]. حال این معقول نیست که خداوند، کتابی را در اختیار بشر قرار دهد، سپس آن را رها کند [لابد نظیر تورات و انجیل]، تا هر کس به میل خود از آن کم نماید و یا بر آن بیفزاید. به عبارت دیگر این خود، نقض غرض الهی می شود. [مثل این همه ظلم و گناه که در عالم واقع، و نقض غرض تشریعی الهی به دست دیگران می شود] چرا که در صورت وقوع تحریف! در کتابی که هدی للناس و نذیرا للعالمین و برای همه عصرها و نسل ها است، هدف از انزالش، تامین نگشته و اعتبار آن از بین رفته است. فرضا با سقوط پنج سطر از آیات الاحکام، یا آیه هایی که مشابه آن، در جای دیگر قرآن وجود دارد، هم هادی و نذیر بودن بر باقیمانده آیات صدق می کند و هم نعوذ بالله تحریف وانگهی اگر میلیون ها نفر عاصی و کافر پیدا شوند و جمیع بنی آدم در هر عصر و مصری، موحد و منقاد نباشند، آیا هدف از ارسال رسل یا خلقت انسان تامین نگشته است؟ وی، در ادامه گفته است:ممکن است گفته شود مسئله هدایت و راهنمایی انسان ها از رهگذر کتاب دین، در تورات و انجیل نیز وجود داشته ... اما ویژگی خاص قرآن در خاتمیت و مهیمن بودن آن است.اگر خصم شما، مسلم یا معتقد به این دو صفت قرآن کریم نباشد، این، چگونه برهان عقلی ای خواهد شد؟.

او ادامه می دهد:

از سوی دیگر، با از بین رفتن حجیت و اعتبار قرآن، اعتبار سنت و روایات نیز از بین خواهد رفت، محل نزاع، تحریف موهوم تا قبل از عهد وحدت مصاحف است و از آن به بعد، کافر و مسلم بر مصونیت قرآن اجماع دارند. از طرفی، روایات مربوط به عرضه سنت بر قرآن، پس از توحید المصاحف صادر شده و ناظر به کتاب موجود است.

مؤلف، ادامه داده است:

حجیت گفتار معصومان (علیهم السلام) از حجیت گفتار پیامبر (ص) ناشی شده و حجیت گفتار پیامبر نیز از قرآن که حجت بالذات است (15) .

چرا همانند سال های آغازین بعثت و یا انبیای پیشین (علیهم السلام)حجیت گفتار معصومان (علیهم السلام) ناشی از سایر معجزه های آنان نباشد.؟

نکاتی قابل تامل

مؤلف، نوشته است:

1- قرآن، به تدریج، در مدت 20 یا 23 یا 25 سال -به حسب اختلافی که در مدت اقامت پیامبر (ص) در مکه بعد از بعثت وجود دارد- نازل گشته است (16)

به فرض صحت پنج سال اختلاف در مدت نزول قرآن و پنج سال اختلاف در مدت اقامت حضرت، اختلاف نخست، ناشی از اختلاف دوم نیست، بلکه مسئله انقطاع وحی طبق برخی برداشت ها و وجود روایاتی در مدت نزول قرآن و ... نیز در این مسئله مؤثرند.

2- در باره کاتبان وحی آمده است: «نویسندگان دوران مکه: خلفای چهارگانه...» (17)

با توجه به این که مورخان گویند: هنگام بعثت، باسوادان سراسر جزیرة العرب اندک و کم تر از 20 نفر بودند و همگی هم در مکه مکرمه نبودند و از سویی تعصبات و انگیزه های معلوم، سعی دارد همواره در میدان فضائل، آن دو نفر نخست را در صدر قرار دهد، کاتب وحی بودن آن دو نفر، آن هم در مکه جای تردید و تامل دارد.

3- محمد بن سیرین از عکرمه نقل کرده است که پس از بیعت مردم با ابوبکر، علی بن ابیطالب (ع) در خانه نشست. به ابوبکر گزارش دادند که او، از بیعت با تو کراهت دارد. ابوبکر آن حضرت را خواست و به او گفت: « از بیعت با من سر باز زدی؟ » علی (ع) فرمود: « نه; به خدا سوگند! دیدم در کتاب خدا چیزهایی افزوده می شود. پس با خود گفتم که جز برای نماز، ردا بر دوش نگیرم، تا آن که قرآن را جمع کنم. » ابوبکر گفت چه کار شایسته ای! (18)

4- مناسب بود بر نکات پایانی این اثر، تعلیقه بیش تری بنویسند. مثلا: «70- قدیم ترین تفسیرهای شیعه یکی تفسیر علی بن ابراهیم قمی و دیگر تفسیر فرات کوفی است » این دو تفسیر، روایی هستند و تفسیر زید بن علی بن الحسین (ع)که چندبار تصحیح و چاپ شده، قدیم تر است. (19)

در این فصل، از تفسیر التبیان مرحوم شیخ الطائفه (م 460) نامی نیامده است و از تفاسیر مجمع البیان و المیزان و روض الجنان به عنوان تفسیر شیعی و از تفسیر طبری و المنیر، به ترتیب، با تعبیر مهم ترین تفسیر قدیم جهان اسلام و جدیدترین و مهم ترین تفسیر جهان اسلام (اهل سنت) یاد شده است. (20)

اولا: با وجود تفاسیری چون التحریر و التنویر ابن عاشور، دیگر تفسیر المنیر مهم ترین تفسیر نخواهد بود.

ثانیا: برنده جایزه کتاب سال جهانی جمهوری اسلامی نشد، فقط در سال 1372 در خور تقدیر شناخته شد و بینهما بون بعید.

در پایان مواردی از اغلاط چاپی -که خوشبختانه اندک است- تقدیم می شود:

ص 45: لعلی حیکم لعلی حکیم.

ص 252: و در سال 322 و در سال 323.

ص 272: رد نموده اند رد نموده اند.

ص 250: صحیح السند صحیح السند.

ص 59: حروف عله حرف عله

ص: دفتر فرهنگ و معارف مرکز فرهنگ و معارف.

پی نوشت ها:

1- علوم قرآن، محمد باقر سعیدی روشن، ص 16.

2- درسنامه علوم قرآنی، ص 22.

3- درسنامه علوم قرآنی، ص 23.

4- درسنامه علوم قرآنی، ص 23، (با اختصار).

5- درسنامه علوم قرآنی، ص 154.

6- درسنامه علوم قرآنی، ص 154 155، پانوشت.

7- درسنامه علوم قرآنی، ص 155.

8- المیزان، ج 12، ص 127، ذیل سوره حجر، آیه 9 .

9- همان .

10- المیزان، ج 12، ص 128، ذیل سوره حجر، آیه 9 .

11- درسنامه علوم قرآنی، ص 155 پانوشت.

12- درسنامه علوم قرآنی، ص 102.

13- درسنامه علوم قرآنی، ص 106.

14- درسنامه علوم قرآنی، ص 46.

15- درسنامه علوم قرآنی، ص 320 322.

16- درسنامه علوم قرآنی، ص 85.

17- درسنامه علوم قرآنی، ص 143.

18- درسنامه علوم قرآنی، ص 162.

19- درسنامه علوم قرآنی، ص 488.

20- درسنامه علوم قرآنی، ص 487 489.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.