• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 74)
شنبه 18/6/1391 - 22:9 -0 تشکر 551420
دل شكستن هنر نمی باشد

خانم نیلچی زاده
سوال- لطفاً در این خصوص اینکه چکار کنیم تا دل دیگران را نشکنیم توضیح بفرمایید.
پاسخ – دل شکستن یکی از آن چیزهایی است که معمولاً ما آن را خیلی جدی در نظر نمی گیریم . وقتی که کاری می کنیم ، حرفی می زنیم و به گونه ای نگاه می کنیم که دل دیگری می شکند احیاناً خیلی راحت از کنار آن می گذریم. مقوله ی دل شکستن یکی از آن چیزهایی است که باید در روابط عاطفی درون خانواده خیلی جدی به آن بپردازیم . نوع نگاه ما ، نگاه اعتدال هویتی و روحی است . قرآن این فرمول را برای ما می گذارد: تعادل هویتی برای خود ایجاد کنید که راه میانبر خوشبختی است . چون تقوی راه رسیدن به بهشت ملکوتی در دنیا و آخرت است . در نگاه و اندیشه ی اهل بیت (ع) که اسرار خوشبختی را به ما آموزش می دهند این است که مراقب باشید مبادا رفتار شما دل دیگران را بشکند و آنها را دچار غم و اندوه کند . برای اینکه ما بتوانیم از این رفتار دور شویم ، آسیب های جدی که در اثر این نوع رفتار ما را گرفتار می کند به ما یادآوری می کنند . از پیامبر داریم که هر کس مومنی را غمگین کند و با نگاه و رفتار خود به گونه ای طرف مقابل را تحقیر کند ، بخاطر غمی که در دل مومنی ایجاد کرده آنقدر آسیب به سمت او می آید و آنقدر ظلمت های درونی و بیرونی او را احاطه می کند که ویژگی اصلی او این خواهد بود . این آدم اگر همه ی دنیا را به فردی که او را غمگین کرده ببخشد ، فرض کنیم که مالک همه ی دنیا باشد و همه ی آنچه را دارد به او ببخشد ، کفاره ی کار او نیست . و خداوند در قبال این بخشش برای او پاداشی قرار نخواهد داد . این روایت از حضرت رسول (ص) در کتاب شریفه ی بحار نقل می شود . این نشان دهنده ی عظمت خطر بزرگی است که همه ی ما را تهدید می کند، در صورتی که نسبت به نوع رفتار خود مراقبت نکنیم . مثلاً کسی به خواستگاری می رود، در نوع برخورد و تعامل خود به گونه ای رفتار می کند که دل خانواده ی مقابل را می شکند . نوع نگاه او به سرویس ، پرده ، فرش و مبل آن خانه طوری است که همراه با تحقیر است. به گونه ای که مثلاً اینها چیست و چقدر ارزش دارد ؟ یا در حرف زدن ممکن است طوری شروع کند به تعریف از دارایی های مادی و معنوی خود که باعث تحقیر دیگری شود . مثلاً همه ی فرزندان من درس خوانده هستند ، فلان موقعیت علمی و اجتماعی را دارند . حالا اینها خانواده ای هستند که خیلی ویژگی های منحصر به فردی ندارند و یا دارند ولی این آدم احساس می کند که باید خود را به رخ آنها بکشد . به رخ کشیدن یکی از آن زمینه های آسیب دل شکستن است. همان زمینه ی تفاخری که گفتیم . یا اینکه در همین بحث خواستگاری چندین بار زنگ می زنند تا به خواستگاری دختر خانم بروند و تعداد زیادی سوال از پشت تلفن می پرسند . به گونه ای که این فرد احساس آسیب می کند و می گوید آیا من فقط این مقدار ارزش داشتم ؟ این دل شکستن متأسفانه خیلی جدی در مسائل خواستگاری رخ می دهد. از آن سوال های عجیب و غریب و از آن نگاه های سرزنش گر و هم از اینکه احیاناً این جلسه ی خواستگاری به نتیجه ای نرسیده و خانواده ی رفته اند و دیگر نیز خبری از آنها نمی شود . تماس نگرفتن مجدد یکی از آن مواردی است که خیلی جدی به خانواده ی دختر و خود او آسیب روحی می زند . در اینجا باید آن روایت پیامبر را به خاطر بیاوریم و حواس ما باشد که دچار یک نوع شکست روحی و عاطفی می شویم وقتی که دل دیگران را می شکنیم . چون در اندیشه ی اهل بیت است که خارترین و ذلیل ترین آدم کسی است که به دیگران اهانت کند . امکان دارد برخی از دوستان بگویند که نظر ما منفی بوده نیست به این دختر ، مگر نمی دانید وقتی نظر خانواده ی داماد منفی باشد دو یا سه روز که بگذرد و زنگ نزنند خانواده ی دختر متوجه می شود که نظر آنها منفی بوده است. این عرف است اما عرف غلطی است . ما باید در مقابل رفتارهایی که عادی شده اما غلط مشهود است ایستادگی کرده و آنها را اصلاح کنیم . وقتی که این خانواده به نتیجه ی مثبت رسید خیلی طبیعی است که زنگ بزند تشکر کند و فرصت بعدی را بگیرد و ماجرا را ادامه دهند . اما اگر به نتیجه نرسیدند ،چون از بین چندین خواستگاری که رخ می دهد قطعاً یکی از آنها به نتیجه می رسد. اما درخصوص مابقی ممکن است شما یک تعداد زیادی آسیب با خود بیاورید . چکار کنید که این آسیب ها از بین برود . وقتی که این دختر خانم و خانواده ی او به هر دلیلی در ارزیابی شما به نتیجه ی مثبت نرسیدند ، شرعاً واز نظر اخلاقی لازم است که تماس بگیرند . بابت زحمتی که ایجاد کردند وبابت گفتگویی که داشتند ، یک تشکر و عذرخواهی کنند و برای آن دختر آرزوی خوشبختی کنند . این حداقل کاری است که می توان انجام داد و این حداقل ها در روز قیامت حداکثر است . این خیلی مسئله ی جدی است . مثل این است که گاهی اوقات خانواده ی پسر به چند خانه برای خواستگاری می رود ، هنوز با اولی به نتیجه نرسیده به خانه ی دومی و سومی می رود که این کار از نظر اخلاقی غلط است و از نظر شرعی نیز اشکال دارد . یعنی هنوز یک خواستگاری به نتیجه نرسیده ، دو یا سه دختر دیگر نیز به او معرفی می کنند. این کار باعث می شود که خانواده ی داماد و خود او دچار یک نوع تنوع طلبی شود . در این نوع تعامل باید دقت کنند که با خود بار گناه و بار رنجش دیگران را حمل نکنند . ما گاهی اوقات از خود سوال می کنیم که چرا فلانی با اینکه آدم خوبی است اما در زندگی دچار مشکل است ؟ ما باید به پشت سر خود نگاه کنیم برخی از خوبی ها را در جای دیگری گذاشته ایم اما در جاهای دیگری به دنبال آن می گردیم . ببینیم آیا ما ادب دینی و اخلاقی را در آداب خواستگاری رفتن رعایت می کنیم یا خیر؟ می گویند اگر ما زنگ بزنیم ناراحت می شوند و غصه می خورند و به این طریق بیشتر اذیت می شوند . ما بلد نیستم که چه چیزی به آنها بگوییم که ناراحت نشوند . ما خیلی آدم های صریح و رکی هستیم، مثلاً اگر به آنها بگوییم که قد دختر شما کوتاه و یا بلند بود. یا اینکه مثلاً برخورد شما به گونه ای بود که با خانواده ی ما هماهنگی ندارد و ما از جهت موقعیت اجتماعی به شما نمی خورد . اینها بیشتر ناراحت می شوند ،همان بهتر که چیزی نگوییم خود آنها می فهمند. ما نیازی نداریم که بهانه گیری منفی کنیم . شما می توانید بهانه گیری مثبت کنید، این همان فرمولی است که ما همیشه به دوستان گفته ایم . شما می توانید از لیوانی که نیمه پر و نیمه خالی است ، نیمه ی پر آن را ببینید . خوبی های طرف مقابل را بگویید ، ولی بگویید در جمع بندی نهایی ما به این نتیجه رسیده ایم که اینها نمی توانند با یکدیگر زوج خوشبختی باشند . تصمیم ما نیز جدی است ، از این نظر از شما تشکر می کنیم ولی برای دختر شما آرزوی خوشبختی می کنیم . من فکر می کنم خیلی وقت سایه ی آسیب های رنجش ها خیلی از توفیقات را از ما می گیرد . در نگاه اهل بیت است که خیلی اوقات ما توفیق برخی از عبادات و توفیق بعضی از لذت ها را در زندگی خود می بازیم به این علت که جای دیگری انبان زندگی ما از رعایت حال و دل دیگران خالی شده است . خداوند در خصوص پیامبر می فرماید: ای پیامبر اگر تو خیلی آدم سفت و محکم و سختی بودی ، آنقدر که نتوان با تو گفتگو و تعامل زیبا و دلنشینی کرد ، مردم از اطراف تو پراکنده می شدند . آدم هایی که دل دیگران را می شکنند معمولاً ویژگی آنها این است که دیگران از اطراف آنها پراکنده می شوند . حتی اگر یک پدر بزرگ و مادر بزرگی باشد که زبان او کمی تیز باشد . آنقدر انتقادات را رک و صریح بگوید و یا اینکه یک چیز کوچکی را خیلی بزرگ کند . مثلاً این چه طور غذا پختنی است ؟ شما میهمان دعوت کرده اید چرا غذای شما شور است ؟ چرا خانه ی شما مرتب نیست؟ نوع انتقادی که می کند آنقدر صریح است که دل طرف مقابل را می شکند . من می خواهم دقت کنیم بر روی مصادیقی که دل شکستن است اما از کنار آن عبور می کنیم . با خود نیز می گوییم ما چون آدم های صادق و صریحی هستیم نمی خواهیم پشت سر افراد حرف بزنیم بهتر است جلوی روی آنها بگوییم . اینجا اهل بیت می گویند: کسی که در روبروی مومن به او طعنه بزند ، بسیاری از خیر ها وبرکت ها را در زندگی خود می بازد . به اسم اینکه من آدم صریح و صادقی هستم حق ندارم دل دیگران را بشکنم . مثلاً امکان دارد کسی خیلی آداب دان و اهل مراعات های ویژه باشد ، در نوع برخورد ، مسافرت و پذیرایی از میهمان یک نوع دقت هایی را بکند . اگر خود او میهمان شود و یا کسی که به او نزدیک است میهمانی بدهد فوراً شروع به ایراد گرفتن می کند . به گونه ای نیز می گوید که باعث می شود یک نفر در آشپزخانه گریه کند و دیگری نیز در اتاق دیگر غصه بخورد . زمینه ی قهر و دوری و آسیب پیدا می شود به چه علت ؟ به این خاطر که خیلی راحت به خود اجازه داده که هر حرفی را بزند و هرطور که دل او می خواهد بگوید . نوع گفتن و رفتار ما مهم است . مثلاً گاهی اوقات یکی از دوستان شما از شما یک جزوه ی درسی یا کتابی را می خواهد ، شما به هر دلیلی نمی خواهید این کتاب را به او بدهید . یا بدسابقه است کتابی را گرفته و بموقع تحویل نداده است . یا آن را گرفته و آسیبی به آن زده و یا اینکه دقیقاً شب امتحان که خود شما نیز به آن احتیاج دارید می خواهد آن کتاب را بگیرد . بالاخره یک دلیل منطقی پشت آن وجود دارد. اتفاقاً این یکی از آن چیزهایی است که به ما سفارش شده که مبادا کسی به شما احتیاج داشته باشد و بتوانید نیاز او را برطرف کنید اما در عینی که توانمند هستید اهمیت ندهید . اینجا خداوند شما را محتاج خواهد کرد . یعنی کسی که به رفع نیاز مومن توجه نکند . یک موقع است که من خودم می توانم مشکل او را حل کنم و یک موقع است که می توانم زمینه ای را فراهم کنم که دیگران مشکل او را حل کنند . اما در یک چنین حالتی که شما دلیل منطقی برای ندادن دارید اما طرف مقابل آدم غیر منطقی است و نمی تواند استدلال شما را بذیرد . شما نه حق دارید که دروغ بگویید و نه حق دارید که دل او را بکشنید . و نه حق دارید کاری را بکنید که با رضایت خدا هماهنگی ندارد . در این صورت شما باید زمینه ای را فراهم کنید که نیاز او برطرف شود بدون اینکه به خود شما آسیبی برسد . امکان دارد کسی بگوید من به او می گویم . چون تو هر بار کتاب را گرفته ای و به آن آسیب زده ای ، دل من نمی خواهد که به تو کتاب بدهم . شاید بگویید این دل شکستن نیست . اما چرا این دل شکستن است زمانی که او خیلی نیاز دارد . چون ما گاهی اوقات نیاز طرف مقابل را در نظر نمی گیریم . نیاز و اضطراری که پیدا کرده او را به سمت شما آورده است . اما شما خیلی راحت بر روی قله نشسته اید و می گویید الان من خودم نیاز دارم و نمی توانم آن را به شما بدهم . اینکه چگونه شما به این فرد بگویید که این کار برای من امکان پذیر نیست مهم است . اینکه بگویید من الان خودم به این جزوه نیاز دارم و در صورتی که همراه تو بیایم و تو آن را کپی بگیری امکان پذیر است ولی الان نیز متأسفانه وقت این کار را ندارم . بعضی از اوقات در شهرستان ها ودر جاهای مختلف بعد از جلسات به من می گویند که اگر امکان دارد شما شماره ی تلفن خود را برای مشاوره به ما بدهید . اگر بگویم نه دل آنها می شکند چون فکر می کنند چون یک برنامه ی تلویزیونی است ما گران فروشی می کنیم و می گوییم نه و می خواهیم برای خود یک جایگاه ویژه قائل شویم . من واقعیت را به آنها می گویم اما سعی می کنم به گونه ای بگویم که آنها دچار آزردگی نشوند . با این عبارت می گویم که من شرمنده هستم از اینکه بخواهم شماره تلفن را به شما بدهم، برای من امکان پذیر نیست . دلیل آن هم این است که اگر شما تماس بگیرید من نمی توانم جواب بدهم و شرمنده می شوم . وقتی که این را با نهایت صداقت می گویم که واقعاً برای من امکان پذیر نیست ، بیش از نود و هشت درصد افراد در عین اینکه ممکن است دلخور شوند، اما دلشکسته نمی شوند . یعنی فکر نمی کنند که این آدم نمی تواند بفهمد که مشکل من چیست و چقدر مشکل من جدی است . من می خواهم بگویم که در نوع برخوردها و رفتار خود دقت کنیم . گاهی اوقات کسی برای شما هدیه ای می آورد ، مشهد یا کربلا رفته و یا به مکه مشرف شده و یا به هرکشوری دیگری رفته و برای شما هدیه ای آورده است ، چطور امکان دارد شما این هدیه را دریافت کنید که دل او بشکند ؟ در صورتی که پسندیدن خود را به او نشان دهید و یا اینکه از قیمت آن بپرسید و بگویید که اینقدر ارزان است. من که خیلی بهتر از آن را دارم . بعد بروید و آن چیزی را که دارید بیاورید و به او نشان دهید . یا اینکه بدون اینکه قدردانی جدی بکنید آن را کناری بگذارید . حتی اینکه از آن استفاده نکنید . استفاده نکردن از آن یک نوع دل شکستن است . امکا ن دارد این حالت در هدیه دادن هم رخ دهد . اما رضا (ع) می فرمایند که هدیه دادن کینه را از بین می برد . تأکید شده به ما که هدیه بدهید اما حواس شما باشد که برای رضای خدا باشد نه برای اینکه بخواهید سهم بیشتری پیدا کنید . در روایتی از امام صادق (ع) داریم که اگر من بدانیم مومنی به چیزی احتیاج دارد برای من شیرین تر است که به او هدیه بدهم تا اینکه به او صدقه بدهم . چون هدیه دادن کرامت فرد را حفظ می کند . وقتی که کسی هدیه ای را بیاورد که شأن و شعونات طرف مقابل را رعایت نکند و یا اینکه تبعیض قائل شود دل طرف مقابل را می شکند . این تبعیض متأسفانه بابی است که باز است . مثلاً یک عروس خانم و آقا دامادی بعد از چندین سال به مسافرت می روند ، عروس خانم برای مادر خود یک هدیه ی خوب و جدی می گیرد اما برای مادر شوهر مثلاً یک وسیله ی آشپزخانه می گیرد . در حالی که برای مادر خود یک هدیه ی کاملاً شخصی گرفته است . این حالت در روز مادر و یا روز پدر نیز امکان دارد رخ دهد . امکان دارد این کار را مادر شوهر نیز بکند مثلاً برای این عروس یک هدیه ی خوب و جدی تهیه می کند اما برای عروس دیگر یک هدیه ی کاملاً کوچک می گیرد . این تبعیض هایی که گذاشته می شود . گاهی اوقات پدر و مادر نیز برای فرزندان خود این کار را می کنند . مثلاً پدر و مادری می بینند که یکی از فرزندان آنها خیلی حرف گوش کن است و همانطور که آنها می خواهند به دل آنها راه می رود، او را همه جور حمایت مادی و معنوی می کنند . از او مراقبت می کنند و نسبت به او کم توقع هستند. اما نسبت به بچه های دیگر خود اینگونه نیستند . اینها جزءآن مواردی است که دود آن هم به چشم کسی که دل شکسته شده می رود و هم به چشم فردی که دل دیگران را شکسته می رود . آن کسی که دل او شکسته زمینه ی یک نوع بیماری در او ایجاد شده است که اهل بیت به ما می گویند مراقب باشید این بیماری از نوع بدی است یعنی کینه است. کسی که دل او شکسته مانند دستی است که خیلی عمیق ببرد . اگر از این دست مراقبت نکند عفونی می شود . کینه عفونت روح و سرطان اخلاقی است . فردی که مدام در معرض کم توجهی ، بی اعتنایی و عدم رعایت قرار می گیرد، مانند یک عروسی که به خانه ی مادر شوهر می رود و یا مادر شوهری که به خانه ی عروس می رود و آن طور که باید از او پذیرایی نمی شود و به صدر نمی نشیند ، بعد از یک مدت دل او چرکین می شود . این اصطلاحی است که مردم از آن استفاده می کنند ، این همان کینه است . یعنی در دل خود احساس آزردگی دارد . بعدها حتی ممکن است اگر اسم فرد مقابل را نیز بشنود آزرده شود . مثلاً شما می بینید که رابطه ی یک عروس و مادر شوهر به هر دلیلی با هم خوب نیست ، عروس خانم حتی اجازه نمی دهد که نوه ها را پدر بزرگ و مادر بزرگ ببینند . این دل شکستنی است که زمینه ی قطعی آن خیلی زود خود را نشان می دهد . همین بچه هایی که شما آنها را از پدر بزرگ و مادر بزرگ جدا کرده اید. و این زمینه را فراهم کرده اید که دو نفر که باید با یکدیگر ارتباط عاطفی برقرار کنند و در این ارتباط به یک تعادل عاطفی برسند بین آنها فاصله بیفتد ، خداوند قطعاً بین تو و کسانی که دوست داری فاصله خواهد انداخت . اصلاً روی این مسئله شک نکنید چون قانون عالم ، قانون کنش و واکنش است . خوبی خوبی است و زمانی که بدی می کنید اول به خود شما باز می گردد . من پدر بزرگ و مادر بزرگ هایی را دیده ام که می گویند ما حسرت این را داریم که نوه ی خود را ببینیم اما چون عروس ما از ما خوشش نمی آید نه خود او می آید و نه اجازه می دهد که بچه ها را بیاورند . برعکس این مسئله نیز امکان دارد رخ دهد . یعنی اینکه پدر و مادر آقای داماد خیلی دوست نداشته باشند که عروس خانم را ببینند . یعنی نوع برخورد آنها به گونه ای است که به پسر خود می گویند تو اگر می خواهی به خانه ی ما بیا اما خانم خود را نیاور. اینها جزء آن دل شکستن های عمیق است که اثر نزدیک و صریح آن این است که روابط عاطفی بین این افراد را دچار شکنندگی می کند . معمولاً بر سر هر موضوعی با یکدیگر دچار چالش و اصطکاک می شوند . در زندگی اینها یک برشکستگی عاطفی وجود دارد . و وقتی این برشکستگی عاطفی خیلی زیاد شود فرد خود را باخته و ضریب اعتماد به نفس او خیلی پایین می آید . وقتی که فرد نتواند در ارتباط معنوی خود با خداوند و با روابط سالم عاطفی با دیگران نتواند خود را تأمین کند امکان اینکه نفس او را به زمینه های غلط بیندازد وجود دارد . و نتیجه ی بلند مدت آن این است که در دنیا این فرد دوستان صادق خود را از دست خواهد داد . یعنی از کسانی در زندگی خود آسیب می بیند که اتفاقاً خیلی به آنها خدمت کرده بوده . بعد می پرسد که چرا من اینگونه شدم ؟ باید ببیند کجا عمیقاً دل دیگران را شکسته و آنها را دچار آسیب کرده است . این زمینه موجب شده که او خیلی از توفیقات مادی و معنوی خود را از دست بدهد . این دل شکستن گاه اوقات در قیامت همه ی اعمال ما را از بین می برد و چیزی برای ما باقی نمی گذارد .

امیدوارم لبخند امام زمان روزی شما باشد.

سایت برنامه سمت خدا

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.