انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 633)
شنبه 18/6/1391 - 16:43 -0 تشکر 550719
سیف فرغانی

 
 
مولانا سیف‌الدّین ابوالمحامد محمد فرغانی از شاعران ایرانی قرن هفتم و هشتم هجری بود، وی اصلاًّ از فرغانه‌ی ماوراءالنهر بود که در دورهٔ سلطهٔ ایلخانان و مغولان در آسیای صغیر می‌زیست. وی در حالی که نزدیک به هشتاد سال داشت در سال ۷۴۹ هجری و در یکی از خانقاه‌های آقسرا وفات یافت.
 
 

يکشنبه 19/6/1391 - 20:27 - 0 تشکر 554205

سیف فرغانی نسبت به سعدی ارادت تمام داشت و او را استاد سخن می‌نامید و با آن استاد بزرگ نوشت و خواند داشته‌است. او در مدح سعدی شیرین سخن، قطعاتی دارد :

نمی‌دانم که چون باشد به معدن زر فرستادن به دریا قطره آوردن به کان گوهر فرستادن
چو بلبل در فراق گل از این اندیشه خاموشم که بانگ زاغ چون شاید به خنیاگر فرستادن
حدیث شعر من گفتن کنار طبع چون آبت به آتشگاه زرتشت است خاکستر فرستادن
ضمیرت جام جمشید است و در وی نوش جان‌پرور برٍ ِاو جرعه‌ای نتوان از این ساغر فرستادن
تو کشورگیر آفاقی و شعر تو تو را لشکر چه خوش باشد چنین لشکر به هر کشور فرستادن

به جای سخن گر به تو جان فرستم چنان دان که زیره به کرمان فرستم
تو دلدار اهل دلی شاید ار من به دلدار صاحب دلان جان فرستم
سخن از تو و جان ز من این به آید که تو این فرستی و من آن فرستم
اگر چه من از شرمساری نیارم که شبنم سوی آب حیوان فرستم
تویی بحر معنی و من تشنهٔ تو نگویی زلالی به عطشان فرستم؟

سیف فرغانی چند گاهی را در تبریز گذراند و در آن‌جا با همام تبریزی آشنا شد.

يکشنبه 19/6/1391 - 20:27 - 0 تشکر 554207

سیف و شعر


موضوع قصیده‌های سیف فرغانی که معرّف مهارت او در سخن پارسی‌است، غالباً حمد خدا، نعت پیامبر اسلام و وعظ و اندرز و تحقیق و انتقاد از نابه‌سامانی‌های زمان و نیز در استقبال و جواب‌گویی به استادان مقدّم بر خود چون رودکی و خاقانی و کمال‌الدّین اسمعیل و سعدی و همام تبریزی‌است؛ خود سیف نیز اعتقاد داشت که شاعر استاد کسی‌است که بتواند از عهدهٔ نظیرگویی شاعران پیش از خود برآید. سیف تنها یک بار به مدح شاهان پرداخت و آن قصیده‌ای در ستایش غازان‌خان، ایلخان مغول بود که به اسلام گروید و این آیین را در قلمرو ایلخانی گسترش داد. وی در قالب‌های قصیده، قطعه، رباعی و غزل، شعر سروده است[ که از ۱۲ هزار بیت بیشتر است]؛ در قصیده‌های خود ردیف‌های دشوار را برمی‌گزید و در ترکیبات و مفردات از وارد کردن آثار لهجهٔ محلّی ابا نداشت.


وی در سخن از سبک خراسانی در قرن ششم هجری متأثر بود و به همین دلیل بود که وی را به سرزمین فرغانه و ولایت سمرقند منتسب می‌داشتند. کلام او ساده و روان است، و در آن واژه‌های عربی کم به کار رفته است- هر چند گاه ترکیب‌های عربی را با ترکیب‌های فارسی در بعضی از شعرهای خود درهم آمیخته، و گاه نیز حتی یک مصراع را تماماً عربی آورده‌است. مانند «روی از خلق بگردان که حق در اینست که توکلّت علی الله اینست».

يکشنبه 19/6/1391 - 20:28 - 0 تشکر 554208

باورها

غزل‌های سیف که شاید بیشتر متمایل به آن‌هاست، عادتاً وقف بر موعظه‌ها و انتقادهای اجتماعی و بیان حقیقت‌های عرفانی‌است و به شاعران دیگر نیز سفارش می‌کنند که از مدیحه‌گویی پرهیز کنند و قناعت پیشه کنند یا طبع خود را به غزل‌گویی و ستایش معشوق و یا وعظ و اندرز بگمارند.

بیان نقیصه‌های اجتماعی و برشمردن زشتی‌ها و پلیدی‌های طبقهٔ فاسد جامعه، در اشعار سیف دیده می‌شود. این نقدهای صریح و جدّی، خالی از هزل و مطایبه‌است. سیف فرغانی مسلمان و از اهل سنت بود و در فقه مذهب حنفی داشت؛ در عین حال از قدیم‌ترین سخنورانی‌است که در مرثیهٔ شهیدان کربلا شعر گفته‌است. این قصیده، یکی از معروف‌ترین واکنش‌های اجتماعی اوست که در زمان حمله‌ی مغول‌ها به ایران سروده شده است.

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوِم محنت از پی آن تا کند خراب بر دولت آشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایّام ناگهان برباغ و بوستان شمانیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام برحلق و بردهانِ شمانیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز این تیزی سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان دربقا نکرد بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غُرّش شیران گذشت و رفت این عوعو سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غُبارش فرونشست گرد سُم خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمع ها بکُشت هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروان سرای بسی کاروان گذشت ناچار کاروان شما نیز بگذرد
ای مُفتخر به طالعِ مسعود خویشتن تاثیر اختران شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شماناکسان رسید نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بیش از دو روز بود از آن دگر کسان بعداز دوروزاز آن شمانیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمّل سپر کنیم تا سختیِ کمان شما نیز بگذرد
در باغ دولت دگران بود مدّتی این گُل، ز گُلستان شما نیز بگذرد
آبیست ایستاده دراین خانه مال وجاه این آب ناروان شما نیز بگذرد
ای تو رمه سپُرده به چوپان گرگ طبع این گُرگیِ شبان شما نیز بگذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حُکم اوست هم بر پیادگان شما نیز بگذرد
ای دوستان خواهم که به نیکی دُعای سیف یک روز بر زبان شما نیز بگذرد

يکشنبه 19/6/1391 - 20:29 - 0 تشکر 554209

مولانا سیف­الدین ابوالمحامد محمد فرغانی از شاعران نامی و چکامه­سرایان چیره­دست ایران­زمین در سده­های هفتم و هشتم هجری است که با مرتبه والای خویش در کار سرایش شعر، به سبب دوری­گزینی از دنیا و گوشه­گیری از دونان و برائت جستن از مدح زمامداران ستمکار و فاسد روزگار سال­های عمر را در یکی از خانقاه­های شهر کوچک، آقسرا، سپری نمود و سرانجام نیز همانجا به گمنامی درگذشت. سیف فرغانی که نسبت به سعدی، شاعر شیرین سخن شیراز، ارادت تمام داشت و از او به عنوان استاد سخن یاد کرده و با وی مکاتباتی نیز داشته است، از سوی بزرگان هم­عصر خویش به القابی چون امام عالم، زاهد متقی، سیدالمشایخ و المحققین، نورالله، روح العزیز، سیف المله و الحق و الدین ملقب شد. ناگفته پیدا است القابی چنین، خود برهانی آشکار و دلیلی متقن درجهت اثبات مقام و مرتبه­ بلند او در نزد معاصران خویش است .


موضوع اشعار این صوفی صافی و وارسته که بیانگر مهارت او در سخن پارسی می باشد­، ستایش خداوند­، مدح پیامبر اسلام، پند، اندرز، تحقیق و انتقاد از نابه‌سامانی‌های افزون روزگار و نیز در استقبال و پاسخگویی به استادان مقدم بر خود چون رودکی، خاقانی شروانی، کمال‌الدین اسمعیل اصفهانی، سعدی و همام تبریزی ‌است.

يکشنبه 19/6/1391 - 20:29 - 0 تشکر 554210

سیف فرغانی که در شیوه سخن­سرایی به شدت تحت تأثیر سبک سخنوران خراسان در سده ششم هجری قرار داشت، چنانکه پیشتر نیز گفته شد از قید مدح و تعلق به دستگاه­های حکومت و قدرت آزاد بود. سیف فرغانی تنها یک بار به مدح شاهان پرداخت و آن قصیده‌ای در ستایش غازان‌خان، ایلخان دانشمند و دانش دوست مغول، بود که به اسلام گرویده و این آیین را در قلمروی گسترده ایلخانی توسعه بخشیده بود. با این وصف، او که همواره آرزو می نمود خداوند همه اسباب نیازمندی که موجب توجه به مراکز قدرت و ثروت است را از او منعزل گرداند تا چون چهارپایان در « اصطبل ثناخوانی » به خواری و مذلت نیفتد، در پایان مدح­نامه غازانی خویش پیامی چنین نیز برای آن ایلخان نومسلمان نگاشت:


من نیم شاعر که مدح کس کنم ، مر شاه را      از برای حق نعمت پند دادم این قدر


خیر و شر کس نگفتم از هوای طبع و نفس        مدح و ذم کس نکردم از برای سیم و زر


ما که اندر پایگاه فقر دستی یافتیم                   گاو از ما به که گردون را فرود آریم سر

يکشنبه 19/6/1391 - 20:29 - 0 تشکر 554211

سیف فرغانی که دنیای نابه­سامان و آشفته روزگار خود را تنها از راه تمسک به عروه­الوثقی حق و حقیقت، رعایت اخلاق و پیروی تام و تمام تعالیم اسلام و به کار بستن احکام قرآنی قابل اصلاح و آرامش می دانست، به دیگر شاعران نیز سفارش می­کرد که از ستایش این « سیم پرستان گدا » خودداری ورزند. علاوه بر این، او نه تنها خود از مداحی امتناع می کرد، بلکه به انتقاد از حاکمان و به تبع آن اوضاع ناگوار جامعه نیز می پرداخت. به تعبیر دکتر ذبیح الله صفا، نگارنده کتاب ارزشمند، تاریخ ادبیات در ایران، وی « در بیان نقائص و برشمردن مثالب و مساوی طبقات فاسده و ذکر مفاسد و معایب پهلوانی است بی باک و دلاور، که چون هر دو عالم را زیر پای همت دارد، از هیچکس و هیچ مقام نمی ترسد ». درحقیقت، او بزرگترین شاعر و سرآمدترین سخنوری بودکه در  عصر خود بی­پروا به چنین نقدهای صریح ولی بسیار جدی و عاری از هزل و مطایبه مبادرت می­کرد. آنچه روشن است، او در کنار انتقادات، با رهنمودهای خود چراغ بر می­داشت و راه می نمایاند و البته امید می­آورد تا درد و نومیدی رخت بر بندد. ابیات ذیل نمونه هایی از اشعار انتقادی او است:


ای صبا گر سوی تبریز افتدت روزی گذر            سوی درگه شه عادل رسان از ما خبر


پادشاه وقت غازان را اگر بینی بگو                 کای همه ایام تو میمون تر از روز ظفر


تو مسلمان گشته­ای و از نامسلمان حاکمان   اندر این کشور نمانده از مسلمانی اثر


عارفان بی­جای و جامه عالمان بی نان و آب  خانقه بی­فرش و سقف و مدرسه بی­بام و در


هم شفای جان مظلومان شده زهر جگر         هم غذای روح درویشان شده خون جگر


هتک استار مسلمانان چنین تا کی کنند         ظالمان خانه­سوز و کافران پرده­در

يکشنبه 19/6/1391 - 20:29 - 0 تشکر 554212

ای که اندر ملک گفتی می­نهم قانون عدل         ظلم کردی ای اشاراتت همه بیرون ز عدل


این امیرانی که بیماران حرصند و طمع               همچو صحت از مرض دورند از قانون عدل


دست چو شمشیرشان هر ساعتی در پای ظلم      بر سر میدان بیدادی بریزد خون عدل


سیف فرغانی­، نه تنها حاکمان ستمگر را مورد نکوهش قرار می­داد، بر زهدفروشان ریاکار نیز می­تاخت و بر آنان سرزنش­های تند و عتاب آمیزی روا می­داشت­. چرا که دریافته بود بسیاری از این زاهدنمایان دست در دست ستمکاران و تبهکاران دارند­:


ای تو را در کار دنیا بوده دست افزار دین                  وی تو از دین گشته بیزار و ز تو بیزار دین


ای به دستار و به جـبـه گشته اندر دین امام                تـرک دنـیـا کـن که نبـود جـبـه و دستار دین  


ای لـقـب گـشـتـه فـلان الدیـن و الـدنیا تو را            نـنـگ دنـیــایی و از نــام تـو دارد عــار دین  


نـفــس مکارت کجــا بـازار زرقـی تـیـز کـرد کـز پـی دنـیـا درو نـفـروخـتـی صـد بــار دین


قـدر دنـیـا را تـو میـدانی که گـر دسـتـت دهـد یک درم از وی بدست آری به صد دینار دین


کـز بــرای ســـود دنـیـــا ای زیـــان تـو ز تـو          بهــر مـال ارزان فـروشـد مـرد دنـیـادار دین

يکشنبه 19/6/1391 - 20:30 - 0 تشکر 554213

درحقیقت، فرهنگ ایران و به ویژه تصوف و عرفان ایران چندان توانمند بود که در دوران خون­آلود فرمانروایی مغولان نیز می توانست فرهیختگانی چون سیف فرغانی را بپروراند.  البته این وضع دردناک و غم­انگیز ایران­زمین نیز مورد توجه دست­پروردگان فرهنگ ایرانی و از جمله سیف فرغانی قرار می­گرفت. آنچه هویدا است، سیف فرغانی به­سان کمال­الدین اصفهانی که اندک زمانی پیش­تر و با توجه به اوضاع ناگوار روزگار سروده بود:


مساجد شده خندق پارگین              منابر شده هیزم شوربا


سگ مرده افتاده در موضعی           که بر جای پیشانی اولیا


چو اوتاد در مسجد افتاده سقف      چه ابدال گشته ستون­ها دو تا


امامان چون قندیل آویخته              چو سجاده افکنده محراب­ها


نه بر طفل رحمت نه از پیر شرم        نه آزرم خلق و نه ترس خدا

يکشنبه 19/6/1391 - 20:30 - 0 تشکر 554215

دریافته بود که روزگار روزگاری است که در آن به تعبیر خواجه عطاملک جوینی، نگارنده کتاب معروف و مشهور تاریخ جهانگشای، هر مزدوری دستوری، هر مزوری وزیری، هر مسرفی مشرفی، هر شیطانی نایب دیوانی، هر شاگرد پایگاهی خداوند حرمت و جاهی، هر فراشی صاحب دورباشی، هر غادری قادری، هر دستاربندی بزرگوار دانشمندی، هر آزادی بی زادی و هر رادی، مردودی شده است و بدین سبب بود که دردمندانه سرود:


جهان سر بسر ظلم و عدوان گرفت                درو عدل و احسان نخواهیم یافت


به دوری که مردم سگی می­کنند                 درو گرگ چوپان نخواهیم یافت


شیاطین گرفتند روی زمین                         کنون در وی انسان نخواهیم یافت


يکشنبه 19/6/1391 - 20:31 - 0 تشکر 554216

سیف فرغانی به رغم آنکه سنی­مذهب و از پیروان امام ابوحنیفه نعمان بن ثابت بوده، در زمره قدیم­ترین سخنورانی است که در رثای شهیدان کربلا شعر گفته و مردمان را به برپای داشتن مراسم تعزیت عاشورا دعوت کرده است. سیف فرغانی در مجموعه اشعار خویش گریه برای امام حسین(ع) را موجب نزول رحمت و شستشوی غبار کدورت از دل برشمرده است.


ای قوم درین عزا بگریید               برکشته کربلا بگریید


با این دل مرده خنده تا چند           امروز درین عزا بگریید


فرزند رسول را بکشتند                  از بهر خدای را بگریید


از خون جگر سرشک سازید         بهر دل مصطفی بگریید


و ز معدن دل به اشک چون در       بر گوهر مرتضی بگریید


اشک از پی چیست تا بریزید         چشم از پی چیست تا بگریید


در گریه به صد زبان بنالید             در پرده به صد نوا بنالید


تا شسته شود کدورت از دل          یک دم ز سر صفا بگریید


نسیان گنه صواب نبود                 کردید بسی خطا بگریید


و ز بهر نزول غیث رحمت             چون ابرگه دعا بگریید



برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی