• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
بهداشت و سلامت (بازدید: 1551)
شنبه 18/6/1391 - 7:57 -0 تشکر 549754
درباره هیستری چه می‌دانیم؟

هیستری یك اختلال روانی است، كه بدون وجود توجیه طبی مشخص، با یك یا چند علامت عصبی مانند فلج اندام، كوری و بی‌حسی مشخص می‌شود.

شنبه 18/6/1391 - 8:0 - 0 تشکر 549756


بیماری هیستری به عنوان یك اختلال روانی در زنان بیش از مردان دیده ‌شده و شیوع آن در نوجوانان و جوانان بیشتر استبه گزارش سرویس بهداشت و درمان ایسنا، هیستری یك اختلال روانی است، كه بدون وجود توجیه طبی مشخص، با یك یا چند علامت عصبی مانند فلج اندام، كوری و بی‌حسی مشخص می‌شود.



این اختلال بر اساس آمارها در روستاییان و در سطوح فرهنگی - اقتصادی پایین شیوع بیشتری دارد.



این اختلال بر اساس یك نظریه‌ی روانكاوی از سركوب ناآگاهانه‌ی یك تضاد و تبدیل اضطراب ناشی از این سركوب به یك یا چند شكایت جسمانی ناشی می‌شود، تضاد ذكر شده بین یك تكانه‌ی غریزی و نیروهایی كه مانع بروز آن تكانه می‌شوند، رخ می‌دهد.



شایع‌ترین علامت بیماران هیستریا شامل فلج اندام، كوری و موتیسم (ساكت و بی‌صدا شدن) است، از علایم جالب توجه این اختلال می‌توان به بی‌تفاوتی اشاره كرد، به این مفهوم كه بیمار چنین وانمود می‌كند، كه ناراحتی ایجاد شده هیچ اهمتی برای او ندارد و چیز مهمی نیست.



نكته بسیار مهم در مورد اختلال هیستری كه به تمایز هیستری از تمارض و اختلالات ساختگی كمك می‌كند، این است كه رفتارهای بیمار مبتلا به هیستری كاملا ناآگاهانه است و در اختیار بیمار نیست، این بیماران نفع اولیه‌ای از بیماری خود ندارند، هر چند كه، كاهش اضطراب را می‌توان یك نفع ثانویه در نظر گرفت، این ویژگی درست برعكس آن چیزی است كه در تمارض یا اختلالات ساختگی می‌بینیم.



گفتنی است، با توجه به نظر دانشمندان در سال 1968، اختلال هیستری جمعی یك نمونه از رفتارهای جمعی است كه شامل گسترش سریع و ناگهانی یك علامت یا یك سری علایم در یك گروه از افراد سالم است، كه هیچ توجیه فیزیكی و طبی برای آن یافت نمی‌شود، در حقیقت این افراد به طور ناگهانی اعتقاد پیدا می‌كنند، كه به وسیله‌ی یك عامل خارجی بیمار شده‌اند، به تعبیر دیگر،‌ هیستری جمعی بروز یكسری علایم فیزیكی در عده‌ای از افراد به صورت دسته جمعی است به صورتی كه یك بیماری ارگانیك را مطرح می‌كنند ولی در واقع از یك علت روانی منشا می گیرند.



در اغلب موارد بدون توجه به علت و عامل شروع، تشابه زیادی بین نشانه‌ها و علایم این اختلال وجود دارد، بعضی از این خصوصیات مشترك عبارتند از: شروع ناگهانی، گسترش سریع و بهبود كامل و سریع، این بیماری خوش خیم است و علایم، معمولا در مدت چند روز تا چند هفته از بین می‌رود.



درگیری در زنان جوان بین 60 تا 90 درصد است. زنانی كه با هم كار می‌كنند، در یك كلاس هستند، با هم زندگی می‌كنند، در معرض بیشتر خطر هستند.

شنبه 18/6/1391 - 8:1 - 0 تشکر 549758



مشاهده‌ی دوستی كه به این علایم مبتلا شده است، در ابتلای سایرین موثر بوده و وجود یك محرك آغازین، انتقال از راه دید یا شنیدن این اختلال اغلب از راه دیدن منتقل می‌شود و افرادی كه نمی‌بینند گرفتار نمی‌شوند، نبود شواهدی آزمایشی در تایید یك عامل ارگانیك یا یك بیماری خاص، وجود عامل استرس فیزیكی یا روانی زمینه‌ای كه می تواند یكی از مواد زیر باشد:



الف: استرس‌های فردی مانند اضطراب از یك شغل جدید



ب: استرس‌های اجتماعی مانند جنگ و بیماری‌های همدیگر



ج: استرس‌های وابسته به محیط كار یا مدرسه مانند آغاز سال تحصیلی جدید یا امتحانات آخر دوره، خستگی احساس كسالت، احساس كمبود پشتوانه‌ی عاطفی یا اجتماعی، غیر عمدی بودن علایم، علایم غیر اختصاصی مانند افزایش تعداد تنفس، غش كردن، تورم و قرمزی لب‌ها، كهیر و عود بیماری می‌باشد.



از آنجایی كه اغلب هیچ علت فیزیكی یا شیمیایی قابل توجهی برای این اختلال پیدا نمی‌شود، گاهی به عنوان یك بیماری نوظهور و مرموز از آن یاد می‌كنند. این حالت در بسیاری از موارد به بروز ترس و نگرانی و گسترش شایعه‌های مختلف می‌انجامد. به علت اثرات مخرب و طولانی مدتی كه این بیماری می‌تواند بر افكار عمومی ایجاد كند، باید عموم مردم و به خصوص افرادی كه با دانشجویان و دانش‌آموزان سر و كار دارند درك درستی از آن داشته باشند.



ملاحظات درمانی كه باید مورد توجه قرار گیرد عبارت است از: حفظ خونسردی و آرامش، جدا كردن افراد مبتلا از غیر مبتلا، خالی كردن محل بروز برای بررسی دقیق‌تر مثلا تعطیل كردن مدارس، بررسی دقیق تمام علت‌های احتمالی بروز علایم، بهره‌گیری از تكنیك‌های كاهش اضطراب، گزارش صریح و جامع به مردم به وسیله‌ی افراد مسئول كه باعث ختم شایعات و كاهش اضطراب عامه مردم می‌شود، روان درمانی كه با توجه به منشا روانی این اختلال می‌تواند موثر باشد.



فراموش نكنیم كه پافشاری در یافتن یك علت اگرانیك و یك بیماری خاص می‌تواند سبب از بین رفتن وقت و تحمیل هزینه‌های گزاف شود.

شنبه 18/6/1391 - 8:4 - 0 تشکر 549764

علل و درمان بیماری هیستری

نمایش یا بیماری
جام جم آنلاین: اطرافیان، بیمار را با حال بد به اورژانس می‌آورند. پزشك بیمار را می‌بیند و بر خلاف همراهان كه با نگرانی مدام به این‌طرف و آن طرف می‌روند و دلواپس شده‌اند، می‌گوید: نگران نباشید، هیچ اتفاقی نیفتاده، او كاملا سالم است. جمله‌ای كه برای همراهان ثقیل است، اما گذشت زمان نشان می‌دهد كه حق با پزشك بوده است. كلمه‌ای هم كه در جواب سوال خود از نام بیماری از پزشك می‌شنوند، لغت هیستری است.

هیستری چیست؟

هیستری نمایش یك سری از علائم جسمی به دلیل عوامل روحی است. این علائم جسمی در حقیقت وجود ندارند. كلمه هیستری به طب یونان باستان بازمی‌گردد و استعمال آن كلمه بازتاب یك اعتقاد قدیمی است كه هیستری منحصرا یك بیماری زنانه و معلول ناراحتی‌های اندام زنانه است.

در كاربرد روان‌پزشكی منظور از هیستری، حالتی در فرد است كه اضطراب را به نشانه‌های بیماری تبدیل كند كه آن نشانه‌ها بعدا كم و بیش از بقیه شخصیت فرد هیستریك منتقل می‌شوند.

برای مثال سربازی كه اضطراب او در جنگ غیرقابل تحمل می‌شود، ممكن است ناگهان بینایی خود را از دست بدهد. آزمایش‌ها نقصی از نظر ارگانیكی در چشمان او نمی‌یابند؛ با این همه سرباز هیستریك اصرار دارد كه نابیناست و تا زمانی كه او را از خط مقدم جبهه دور نكرده‌اند، بینایی او باز نمی‌گردد.

هیستری دو نوع عمده تبدیلی و انتزاعی دارد، در هیستری تبدیلی، مهم‌ترین و مشخص‌ترین علامت، تظاهرات جسمانی است؛ بدون آن‌كه علل فیزیولوژی و جسمی در میان باشد. این تظاهرات به اشكال مختلف جلوه می‌كند؛ گاهی به صورت فلج اعضا و اندام‌ها، كوری و كری ظاهر می‌گردد. در اكثر موارد علائم هیچگونه تغییرات جسمانی از نظر ساختمان اندام‌ها یا فیزیولوژی ندارند.

واكنش هیستری انتزاعی بدین صورت است كه بیمار قسمتی از زندگی خود را به كلی فراموش می‌كند. گاهی اوقات فراموشی كامل بوده و سراسر زندگی گذشته بیمار را شامل می‌شود. مدت فراموشی نیز در افراد مختلف متفاوت است؛ گاه طولانی و زمانی بسیار كوتاه. در این حالت به‌رغم فراموش كردن خاطرات گذشته، مهارت‌ها و عادات خود را به دست فراموشی نمی‌سپارد.

از مكانیسم‌های شایع هیستری، فلج هیستری است و به وسیله افرادی مورد استفاده قرار می‌گیرد كه ناخودآگاه می‌خواهند از موقعیت‌هایی كه آنها را پریشان می‌كند، اجتناب كنند.در این حالت مثلا بازو از كار می‌افتد.

باید توجه داشت كه مفهوم هیستری با مفهوم تمارض - تظاهر به بیماری كردن- به كلی متفاوت است؛ چرا ‌كه شخص هیستریك واقعا و بدون آن كه خود بخواهد، علائم بیماری‌ها را تقلید می‌كند، اما شخص تمارض‌كننده، خود بخوبی می‌داند كه بیمار نیست، اما به دلایلی تظاهر به بیماری می‌كند.

شنبه 18/6/1391 - 8:4 - 0 تشکر 549765

درمان

هر چند هیستری خطر جسمی ندارد، اما یك بیماری روحی تلقی می‌شود كه روان‌پزشك باید آن‌را تشخیص دهد و درمان كند.

این بیماری نیز مانند سایر مشكلات روانی، قبل از هر نوع تجویز دارویی، باید از طریق روان‌درمانی بررسی و درمان شود. به این ترتیب كه با بیمار صحبت می‌شود و سعی می‌كنند هر‌آنچه را كه بیمار به اعماق ضمیر ناخودآگاه خود فرستاده و نیز هیجانات، احساسات و عواطف سركوب شده را به خودآگاه بیاورند.

در حقیقت روان‌پزشك در خلال صحبت با بیمار او را آماده می‌كند تا آنچه را كه اتفاق افتاده به خاطر بیاورد و آنها را به گونه‌ای منطقی حل كند تا در نهایت نگرش فرد نسبت به اطرافش تغییر كند.

درمان دارویی، معمولا زمانی انجام می‌شود كه در مرحله اول، درمان روان‌‌شناختی، جوابگوی مشكل فرد نباشد یا این‌كه اختلال فرد، با سایر اختلالات روانی همچون اضطراب، افسردگی و‌... همراه باشد. __________________

شنبه 18/6/1391 - 8:5 - 0 تشکر 549767

افراد هیجانی بیشتر مستعد هیستری هستند




خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: بهداشت و درمان

زنانی كه با اغراق صحبت می‌كنند، دارای هیجانات سطحی و افراد هیجانی، كسانی كه تمایل دارند مورد توجه قرار گیرند بیشتر مستعد ابتلاء به اختلال تبدیلی هیستری هستند.

دكتر سیدسعید صدر روانپزشك و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشكی شهید بهشتی با بیان این مطلب به خبرنگار سرویس بهداشت و درمان خبرگزاری دانشجویان ایران گفت: بروز هیستری با یك علامت جسمی بدون وجود بیماری واقعی جسمی با منشا روانپزشكی است. در این بیماری هیچ ضایعه ارگانیك و عضوی وجود نداشته اما فرد به طور ناگهانی حركت یا حس یك اندام خود را از دست می‌دهد بدون هیچگونه قطع عصب و یا وجود اشكال در مركز فرماندهی مغز.

وی از جمله علایم جسمی را نابینایی، ناشنوایی و یا حتی فلج بخشی از بدن ذكر كرد و افزود: بدنبال بروز استرس و یا یك مشكل روانی در افراد مستعد تعارضات روانی به صورت علامت جسمی تظاهر می‌كند.

دكتر صدر یادآور شد: از عوامل موثر در بروز آن در درجه اول عوامل فردی و استعدادهای شخصیتی است؛ شخصیت‌های آسیب‌پذیر و نپخته بیشتر مستعد این بیماری هستند افرادی كه دوست دارند مورد توجه واقع شوند نیز از این امر مستثنی نیستند.

وی در خصوص درمان این افراد اظهارداشت: باید به اطرافیان آگاهی داد كه این یك بیماری روانپزشكی است باید به بیمار تلقین كرد كه می‌تواند عضو را حركت و یا تكلم كند و درمان درازمدت این بیماری «روان‌درمانی» است.

دكتر صدر در پایان خاطرنشان كرد: در صورت بروز بیماری در سنین بالاتر باید بدنبال بیماری روانی دیگری بود و در برخی از زمینه‌ها در درمان افسردگی و اضطراب نیاز به دارودرمانی است.

شنبه 18/6/1391 - 8:6 - 0 تشکر 549768

معجزه آب مقطر


نکاتی درباره هیستری .....


بیمار اول خانم جوانی است که با تشنج مداوم به اورژانس آورده شده. دوازده ساعت پیش برای اولین بار دچار تشنج شد. ابتدا می خندیده و حرکات شدیدی به کمر خود می داده و به اطراف نگاه می کرده، بعد از مراجعه به بیمارستان یک بار دیگر در حضور پزشکان دچار همان حالت می شود. آمپولی زیرجلدی به او تزریق می شود (آب مقطر) و با تشخیص هیستری و در حالی که به خواب عمیقی فرو رفته بوده، از بیمارستان مرخص می شود. دو ساعت بعد در منزل دچار همان حالت می شود. به بیمارستان دیگری مراجعه می کند. در آنجا تحت نظر قرار می گیرد، ولی با تکرار تشنج ها (باز هم به همان ترتیب) به او آب مقطر تزریق می شود. بارها تشنج ها تکرار می شود که دارو همان آب مقطر است. با رضایت خود بیمارستان را ترک می کند و با تشنج های مداوم به بیمارستان سوم مراجعه می کند. دیگر از آن خنده ها خبری نیست و او به صورت مداوم دچار سفتی اندام ها و لرزش و کبودی دست و پا می شود. بیمار واقعاً مبتلا به حملات صرعی است. اکنون در استاتوس اپی لپتیکوس است که این وضعیت، عوارض و خطرات متعددی دارد. او هیستری ندارد.

بیمار دوم خانم جوانی است که با تشنج های مکرر به اورژانس مراجعه می کند. با تشخیص حمله صرع ابتدا تحت درمان با دیازپام و فنی تویین قرار می گیرد و چون حملات کنترل نمی شود این داروها تکرار می شود و نهایتاً به دلیل عدم کنترل تشنج ها بیمار بیهوش می شود و یک هفته در آی سی یو می ماند. مدت ها بعد از ترخیص از بیمارستان در یک مصاحبه روانپزشکی مشخص می شود تشنج ها منشاء روانی داشته اند و بیمار مبتلا به هیستری بوده است.
«هیستری» در یک کلام عبارت است از نمایش بیماری که اساساً وجود ندارد یا اغراق در بیان علائم بیماری یا مصیبتی که نازل شده. تاریخ هیستری در واقع تاریخ تصورات پزشکی و تبارشناسی تصوراتی است که ما از تن خود و بیماری خود داریم. از سوی دیگر رفتار آموخته شده یی است که ریشه در زمینه های فرهنگی اجتماعی دارد. به هیستری می توان از زوایای بسیاری نگریست و نکات بسیاری هست که می توان آنها را در آینه مفهوم هیستری در نظر آورد یعنی می توان به هیستری از نظرگاه های مختلف نگریست و بازتاب بسیاری از مسائل اجتماعی فرهنگی خود را دید.
ابتدا باید به نظرگاه پزشکی هیستری پرداخت یعنی ببینیم پزشکان هیستری را در عمل چگونه در نظر می آورند و با آن چگونه برخوردی دارند.
بی تردید هیستری یکی از مهم ترین بیماری هایی است که پزشکان جوان بلافاصله پس از شروع کار عملی با آن آشنا می شوند و این آشنایی هیجان انگیزی است، برای اولین بار طبیب جوان درمی یابد که او چیزهایی می بیند و درک می کند که بیمار و همراهان او آن را نمی بینند. او می داند که بیمار مشکلی ندارد، ولی آنها نمی دانند و همه به شدت نگران این بیمار هستند. از آن مهم تر او با معجزه «آب مقطر» آشنا شده است. درمان معجزه آسایی که با نیروی تلقین می تواند مرده را زنده کند،
اما این تنها نکته نیست. در بسیاری از موارد به نظر می رسد پزشکان عالمانی هستند که جهان پیرامون را به قدر دانش خود می بینند و این نکته را هم نمی دانند. یعنی نمی دانند بخش مهم تر واقعیت بیماری ها هنوز کشف نشده و آن بخش کشف شده را هم ممکن است هر کسی نداند، به طور خلاصه قرار نیست مردم فقط بیماری هایی را که ما می شناسیم آن هم با علائمی که ما می دانیم، بگیرند و اگر بیماری یا علامت دیگری پیدا کردند، طبعاً «هیستری» است،
اما حالا چرا هیستری؟ چرا با این وسعت در اورژانس های «داخلی» هیستری تشخیص می دهیم. تمایل به هیستری در میان اطبا را صرفاً با معجزه آب مقطر نمی توان توجیه کرد. به نظر می رسد ویزیت های تقطیع شده در زمان، برخوردهای دلخواه و غیریکنواخت در این مراکز و... پزشکان را گاه به برخوردی همراه با مقابله با بیمار سوق می دهد؛ برخوردی حاکی از سوءظن و بازجویانه، گاه تصور می کنی هدف، کمک و یاری نیست بلکه هدف مچ گیری و کشف حقیقت است. اما پزشکان نه تنها هیستری را بیش از حد و با سرعت مطرح می کنند بلکه برخورد ایشان با هیستری احتمالی هم چندان درست نیست. پزشکی که به دنبال کمک و یاری، آن هم به کسی است که به اورژانس آمده یا آورده شده با او به عنوان یک مجرم یا کسی که فقط درخور تزریقی دردناک، آن هم با آب مقطر است در نظر نمی آورد بلکه این نکته را هم در نظر می گیرد که ممکن است هیستری تنها راه حل باقیمانده برای انسانی باشد که در شرایط غیرقابل تحملی قرار گرفته.
شاید بدون هیستری او دیگر نتواند به آن شرایط ادامه دهد؛ دختر جوانی که به تازگی به عقد ازدواج خانواده یی درآمده، مردی که زیر بار مخارج و مشکلات در حال نابودی است و.... تازه این در حالی است که تشخیص هیستری داده شده باشد که در بسیاری از موارد اینگونه نیست و همانطور که توضیح دادم در بسیاری موارد بیماری های واقعی به سرعت انگ هیستری می خورند. اما احتمال این اشتباه در انواع مختلف هیستری متفاوت است. در تشنج این افتراق از همه دشوارتر است (همانگونه که در دو مورد اشاره شد) اولاً انواع و اقسام تشنج ها در افراد مختلف وجود دارد و هیچ نکته طلایی قطعی برای افتراق وجود ندارد. اما اگرچه افتراق هیستری با علائم فلج و اغما آسان تر است اما در این موارد هم پزشکی که از بیماری های متنوع تری اطلاع دارد، نمی تواند به آسانی و با اطمینان هیستری را از فلج واقعی افتراق دهد. در نهایت پزشکان باید دو نکته را در نظر داشته باشند؛
▪ اولاً؛ هیستری یک بیماری روحی روانی است که فقط روانپزشکان صلاحیت تشخیص آن را دارند. پزشکانی که به کار جسم می پردازند (منجمله متخصصان مغز و اعصاب) بهتر است بیماری هایی را که می شناسند، بررسی کنند و تشخیص هیستری را به روانپزشک واگذارند.
▪ ثانیاً؛ تشخیص ندادن هیستری خطری را متوجه بیمار نمی کند فقط ممکن است پزشک معالج احساس فریب خوردن بکند یا احساس کند به او پوزخند می زنند، اما اگر پزشک یک بیماری جسمی نظیر تشنج را به حساب هیستری بگذارد، خطرات جدی متوجه بیمار خواهد کرد.
اگر هیستری را به معنای بیان بیماری غیرواقعی یا مبالغه در بیان یک بیماری واقعی در نظر آوریم، باید گفت درجات و اشکال مختلفی از هیستری در تمامی جوامع و فرهنگ ها قطع نظر از میزان توسعه یافتگی آن جامعه وجود دارد، اما تبارز آن به شدت متفاوت است. در فرهنگ های توسعه نیافته که در برخی از آنها اساساً نوعی رفتار هیستریک اجتماعی شالوده آن فرهنگ را تشکیل می دهد، هیستری اشکال خام، عریان و خشنی دارد، در حالی که در بسیاری فرهنگ ها که یا توسعه یافته ترند، یا به رغم توسعه نیافتگی در سکوت و تحمل شکل گرفته اند هیستری از آن شکل ابتدایی خود خارج شده و به صورت دردی مرموز، ظریف و پیچیده و با طناب هایی محکم تر در ارتباط با بیماری های واقعی در نظر می آید. اگر در جوامع نوع اول هیستری شکل مرگ، اغما، فلج و تشنج های لجام گسیخته را به خود می گیرد در جوامع نوع دوم، هیستری شکل دردهای مبهم و طولانی در بخش های گوناگون بدن را به خود می گیرد مثل سردردهای مزمن، احساسات غیرعادی، طولانی و لاعلاج در ارگان های مختلف بدن از دستگاه گوارش تا دستگاه تنفس یا دستگاه ادراری و... اما نکته کلیدی در تمام این بیانات غیرواقعی یا اغراق آمیز ابهامی است که حدود و ثغور این علائم و نشانه ها را از بیماری های واقعی در ذهن بیمار و اطرافیان و آن فرهنگ خاص مخدوش می سازد. اگر این ابهام نبود هیستری هیچ آبشخوری نمی یافت. هرچه با وسایل مختلف بر این ابهام می افزاید، به نفع هیستری کار می کند و آنچه در جهت روشنایی و کاستن از این ابهام انجام می شود، از شیوع هیستری یا حداقل از خامی و خشونت علائم آن می کاهد و کاستن از هیستری یا از شدت و خشونت آن معنایی ندارد به جز روشنایی و وضوح بیشتر در روابط انسانی. ابراز عواطف و دلتنگی ها به شیوه یی انسانی تر (یعنی با استفاده از زبان و کلام عاقلانه تر یعنی بدون استفاده از بیماری و صرفاً با استفاده از منطق) و مدرن تر یعنی کاراتر، شاهد این مدعا بسیار آشکار است. اگر در جوامع مدرن کمتر می بینیم که هیستری شکل مرگ به خود بگیرد عمدتاً به این دلیل است که در این جوامع اطلاعات عمومی کافی درباره علائم و نشانه های مرگ و دلایل مرگ در اذهان جا افتاده خود بیمار و اطرافیان مرگ را می شناسند و باور نمی کنند که کسی همین طور بمیرد، اما هنوز در جوامع بدوی ممکن است هیستری به صورت ادعای مرگ هم دیده شود. در عوض در جوامع مدرن این تبارز مبالغه آمیز شکل دردهایی را به خود می گیرد که هنوز برخی از آنها در درسنامه های پزشکی به عنوان بیماری هایی مستقل و جسمی یا به شکل بیماری هایی که منشاء جسمی یا روحی-روانی آنها مورد بحث است، درمی آیند. به طور مثال بیماری فیبرومیالژی که یکی از بیماری های رشته روماتولوژی محسوب می شود و بنابراین می باید یک بیماری جسمی در نظر آورده شود، اولاً به استناد توصیف کنندگان این بیماری در درسنامه های روماتولوژی، منشاء آن روحی - روانی است ثانیاً تاکنون هیچ یافته یی که دال بر اختلالی عینی در یکی یا چند قسمت از بدن باشد، گزارش نشده، صرفاً دردهای مزمنی است که در مناطق مختلف بدن به چشم می خورد. دردهایی که با هیچ یافته عینی همراه نیستند و مرتب بیان و تکرار می شوند در واقع بقایای همان هیستری تاریخی و خشنی هستند که زمانی به صورت مرگ یا فلج نیمی از بدن بیان می شد اما نکته اینجاست که زمانی مرگ همانقدر مبهم و نامتعین بود که امروزه فیبرومیالژی هست. اما آنچه در عمل در جوامع نیمه توسعه یافته (یعنی جوامعی که هنوز پایی در قرون و پایی در دنیای مدرن دارند، مثل کشور ما) به وفور و به عنوان هیستری دیده می شود نه مرگ است و نه فیبرومیالژی، بلکه تابلوهایی از علائم و بیماری هایی است که منشأ و علت آنها در آن جوامع همچنان نامتعین و در ابهام است. مثل تشنج که در بسیاری از موارد ارتباط انواع واقعی آن (یعنی صرع) با استرس و فشارهای روحی در ابهام است، مثل سکته مغزی یا فلج نیمی از بدن که در بسیاری از اذهان، به غلط ارتباط تنگاتنگی با فشارهای روحی دارد مثل اختلالات مختلف تکلم، راه رفتن و... در هر حال وقتی خودآگاه یا ناخودآگاه بیمار تن را برای بیان یک مساله روحی برمی گزیند، نوع بیماری ادعایی به درک و برداشت عمومی از ریشه های آن بیماری برمی گردد.
از همه اینها گذشته به نظر می رسد میزان واکنش در برابر بیماری و بخصوص میزان بروز «درد» در فرهنگ های مختلف به شدت متفاوت باشد. در بسیاری از فرهنگ ها اساساً تفاوتی بین درد و بیان آن وجود ندارد؛ کسی که بیان نمی کند اساساً درد ندارد یا ناراحت نیست، در نتیجه ابراز مبالغه آمیز تالم از فوت بستگان نوعی ارزش به حساب می آید کسی که فریاد نمی زند و نمی گرید ناراحت نیست مثل شهرهایی که تمام افرادشان، تمام سال در مرگ بستگان سیاهپوشند. چنین خرده فرهنگ هایی پیش زمینه یی برای هیستری به شمار می روند. در عوض در برخی فرهنگ ها اساساً سکوت عالی ترین مرتبه تاسف است، واکنش افراد به یک تحریک دردناک واحد مثل یک معاینه پزشکی مختصری دردناک نیز در فرهنگ های مختلف به شدت متفاوت است. پس بروز هیستری و اشکال مختلف هیستری به شدت به چارچوب فرهنگی- اجتماعی افراد وابسته است. برخی عوامل نظیر آنچه به سطح ادراک عمومی از ریشه های این یا آن بیماری برمی گردد، کاملاً قابل درک است، اما تاثیر عوامل فرهنگی که ریشه های آنان به سهولت قابل درک نیست مثل آنچه در واکنش به درد توضیح داده شد را هم نمی توان از نظر دور داشت.
در هر حال باز هم باید تاکید کرد که شیوع و گسترش هیستری باعث کاهش کیفیت حیات و محدود کردن آن باعث افزایش کیفیت حیات است.
چگونه می توان از شیوع یا حداقل از شدت هیستری کاست؟ حداقل چگونه می توان هیستری را از آنچه هست، گسترش بیشتری نداد؟
توضیح علل بیماری ها به زبانی ساده و همه فهم و مقابله با خرافه های مدرنی نظیر «استرس» به عنوان علت العلل کلیه بیماری ها، بی تردید بهترین روش برای مقابله با هیستری است، در حالی که سناریوهای کارشناسی نشده رسانه ها (بخصوص تلویزیون) در ارتباط دادن دعواها با سکته ها و مصیبت ها با بیماری ها، جایی که سناریست از درام کم می آورد و نمایش تحسین آمیز رفتار مبالغه آمیز در برخورد با درد و مصیبت و مرگ عزیزان باز هم در رسانه ها، اقدام هایی است در جهت گسترش هیستری،
از سوی دیگر باید استفاده از گفت وگو و کلام را برای بیان عواطف به جای استفاده از زبان تن ترویج کرد. باید ابراز محبت و درخواست محبت را بر زبان آورد، باید درباره نفرت هم گفت وگو کرد، باید آنچه را که حق پایمال شده به حساب می آوریم به گفت وگو بگذاریم. شاید پس از گفت وگویی منصفانه چیزی برای فرو دادن و سرانجام برای ابراز، به تن سپردن باقی نماند،


دکتر بابک زمانی

متخصص مغز و اعصاب

شنبه 18/6/1391 - 8:6 - 0 تشکر 549770

سرگردان میان جسم و روان
بیماری


در یك لحظه ناگهان احساس كردم تمام دنیا روی سرم خراب شده و عرق سردی روی پیشانی ام نشسته است. در حالی كه از سرزنش های مكرر اطرافیانم به ستوه آمده بودم خود را بر روی تخت بیمارستان می دیدم.

نمی توانستم حرف بزنم ولی صدای آنها را می شنیدم. حس می كردم نیمی از بدنم فلج شده و حتی قادر به راه رفتن هم نیستم. همه دوروبرم را احاطه كرده اند و می شنوم كه می گویند انگار به كما رفته . همسرم را می دیدم كه با نگرانی مدام به این طرف و آن طرف می رود و كسانی كه همیشه مرا مورد آزار قرار می دادند حالا بیش از اندازه دلواپس شده اند. همین احساس خوبی به من می داد. در میان این فضای تشویش زده ناگهان صدای پزشكی را شنیدم كه می گفت: نگران نباشید. هیچ اتفاقی نیفتاده، او كاملاً سالم است.

با واكنش هیستری تا چه حد آشنا هستید؟ آیا با مرور خاطره فوق به این فكر كردید كه شاید شما هم در زمان هایی از زندگی خود به این حالات دچار شدید و یا این كه شكایت های جسمی مكرری داشته اید در حالی كه هیچ كدام از آنها واقعیت خارجی نداشتند و حتی پزشك هم آن را تایید نكرده است؟
هیستری پدیده ای است كه شاید بتوان آن را در زمره بیماری های اعصاب و روان قرار داد.

واكنش هایی كه در نتیجه این اختلال ظاهر می شوند به صورت شكایات مختلف جسمی از قبیل سردرد، درد اعضا، دردهای شكمی، تهوع و استفراغ است كه می توان كری، كوری، فلج به خصوص فلج نیمه بدن را به آن اضافه كرد. هیستری معمولاً در پی ناكامی، محرومیت و شكست بروز می كند و بیمار با بروز این واكنش ها به طور ناخودآگاه خود را ارضا می كند.

در مورد این اختلال، علت آن و همچنین تصورات غلط برخی از پزشكان در مورد هیستری با دكتر بابك زمانی متخصص مغز و اعصاب گفت وگو كرده ایم. ایشان معتقدند تشخیص بیماری هیستری و درمان آن فقط باید از سوی روان پزشك انجام گیرد و تشخیص آن از سوی پزشكانی كه تخصصی در زمینه بیماری های اعصاب و روان ندارند اصلاً كار صحیحی نیست.

* آقای دكتر! بهتر است بحث مان را از تعریف هیستری شروع كنیم.

هیستری نمایش یك سری از علائم جسمی به دلیل عوامل روحی است. این علائم جسمی در حقیقت وجود ندارند. ممكن است كسانی كه دچار هیستری هستند مبتلا به بیماری باشند كه به آن واكنش تبدیلی می گوییم و یا این كه مبتلا به تمارض شوند. كسی كه دچار فلج نیمه بدن شده ولی سكته مغزی نكرده ممكن است دچار تمارض یا واكنش تبدیلی شده باشد.

* آیا تمارض و واكنش تبدیلی شكلی از اختلال هیستری هستند؟


بله، به عنوان مثال در اختلال تبدیلی فرد مشكلاتی را در زندگی عاطفی، اجتماعی، اقتصادی و... دارد كه این مشكلات فشارهای زیادی را بر او تحمیل می كنند و همین باعث می شود كه این فشارها به صورت علائم جسمی خودشان را نشان دهند. البته خود فرد متوجه نیست كه مشكلات روحی سبب شده تا او یك سری از علائم جسمی را از خود نشان دهد. در واقع فرد احساس می كند خودش را در معرض نمایش گذاشته و به این صورت ارضا می شود.

در تمارض نیز در واقع فرد، بیمار نیست بلكه كسی است كه خود را كاملاً از روی عمد به بیماری می زند تا از این طریق از طرف مقابلش امتیازی به دست بیاورد. مثل سربازی كه خود را به مریضی می زند تا به هدفش كه گریز از انجام وظایف است برسد. به همه این واكنش ها هیستری می گویند. البته باید مواظب بود كه این موارد را از هم كاملاً افتراق داد یعنی به كسی كه تمارض دارد مارك اختلال تبدیلی نزد و بالعكس.

* نوع هیستری و علائم آن به چه عواملی بستگی دارد؟


در طول تاریخ نوع هیستری همواره در حال تغییر بوده و به فرهنگ جامعه بستگی دارد. مثلاً در گذشته علائم جسمی بارزتر بوده و افراد اغلب خودشان را به مردن می زدند و یا علائم كمای شدید در آنها دیده می شد. ولی به تدریج این علائم شكل حركتی به خود گرفت و به خصوص در فرهنگ های پایین تر، فلج نیمه بدن و یا فلج اندام تحتانی شایع شد.

در حال حاضر نیز هرچه بیشتر جلو می رویم اشكال هیستری ظریف تر می شوند و شكل پیچیده تری به خود می گیرند. سردردهای عجیب و غریب، دردهای مبهم، سندرم خستگی روزانه و... از انواع آن هستند. البته اغلب اوقات این علائم خود را به شكل هیستری واضح نشان نمی دهند و این باعث می شود كه پزشكان فكر كنند فرد واقعاً دچار بیماری جسمی است.

* نحوه برخورد پزشكان و اطرافیان با بیمار مبتلا به هیستری به چه گونه ای باید باشد؟


همان طور كه گفتم در این اختلال هدف بیمار جلب محبت اطرافیان است؛ بلكه از این طریق شرایطش كمی تغییر كند، در حالی كه هر محبت و توجهی از طرف اطرافیان ممكن است این بیماری را تشدید كند.

متاسفانه اطرافیان بیمار حتی بعد از این كه پزشك تشخیص می دهد او بیماری خاصی ندارد همچنان به محبت و توجه بیش از حد خود نسبت به فرد ادامه می دهند. از طرف دیگر نیز بعضی از پزشكان وقتی كه می بینند بیمار هیچ مشكل جسمی خاصی ندارد حالت تمسخرآمیزی به خود می گیرند كه این اصلاً صحیح نیست و باز هم متاسفانه بعضی از پزشكان جوان فكر می كنند كه كشف هیستری در یك بیمار كشف بزرگی است و در موارد اورژانس سعی می كنند این بیماری را در او كشف كنند.

با ادامه این روند ما تعداد بسیار زیادی از بیمار نیازمند مداوای پزشك را می بینیم كه به آنها مارك هیستری زده شده و از آنها مراقبت پزشكی صورت نمی گیرد؛ مخصوصاً كسانی كه دچار تشنج می شوند. از این پیچیده تر این است كه در بسیاری از واكنش های تبدیلی یك هسته ارگانیك وجود دارد. یعنی دچار بیماری است ولی چون نمی تواند آن را بیان كند سعی می كند آن را با حركاتش نشان دهد (مثل تشنج) و چون نقش خود را ماهرانه بازی نكرده پزشك آن را هیستری قلمداد می كند.

* آیا پزشكانی كه فقط در حیطه سلامت جسمی بیمار دخالت دارند می توانند هیستری را تشخیص دهند؟


این نكته بسیار مهمی است. پزشكانی كه به كار جسم می پردازند فقط متولی بیماری های جسمی هستند و اگر نتوانستند وجود بیماری جسمی را در فرد تشخیص داده و ثابت كنند، صلاحیت این را ندارند كه ببینند بیمار مشكل روحی یا هیستری دارد یا نه. در این موارد آنها باید بیمار را به روان پزشك ارجاع دهند و یا این كه خودشان با این پزشكان وارد مشورت شوند.

به نقل از همشهری

شنبه 18/6/1391 - 8:9 - 0 تشکر 549778

ختلالات تجزیه‌ای و تبدیلی که برای سهولت بیان در منابع قدیمی‌تر علمی، با اصطلاح کلی هیستری (hysteria) خوانده می‌شوند، دلالت بر طیف گسترده‌ای از انواع بیماری‌های جسمی و روانی دارد که در ارتباط با مفهوم تلقین هستند.

شنبه 18/6/1391 - 8:9 - 0 تشکر 549779




منفعت طلبی، جلب توجه اطرافیان، نیازمندی عمیق به مهر و محبت، حذف خاطرات بد و مقابله با تجربه‌های نامطلوب و تلخ زندگی و مسائل بسیار دیگری از این قبیل سبب می‌شوند شخص به صورت ناخودآگاه (یعنی بدون آن که خودش متوجه باشد) علائم بیماری‌های مختلف جسمی و روانی را تقلید کند و در واقع به یک حالت هیستریک مبتلا گردد؛

به عنوان مثال شخصی که در یک محیط بسیار پرسر و صدا و شلوغ، کار یا زندگی می‌کند ممکن است به طور ناگهانی دچار ناشنوایی کامل ـ کری عصبی ـ گردد، حال آن که دستگاه شنوایی او کاملاً طبیعی و سالم است و هیچ اشکالی در آن دیده نمی‌شود؛ یا کودکی را در نظر بگیرید که از ورود به مدرسه، متنفر است،

شنبه 18/6/1391 - 8:10 - 0 تشکر 549781

اما هنگامی که مجبور به رفتن مدرسه می‌شود، هر صبح قبل از حرکت، دچار دردهای شدیدی می‌شود که با معاینات پزشکی، مشکلی دیده نمی‌شود. یا زن جوانی که دوست ندارد همسرش او را در خانه تنها بگذارد، به همین دلیل به طور ناخودآگاه، دچار حملات شدید تهوع واستفراغ و … می‌گردد.
البته لازم به توجه است که حالات هیستریک معمولاً در افرادی به وقوع می‌پیوندد که دارای شخصیت‌های خاص و به شدت تلقین پذیر ـ هیستریونیک ـ هستند.
ضمناً باید توجه داشت که مفهوم “هیستری” با مفهوم تمارض ـ تظاهر به بیماری کردن ـ به کلی متفاوت است، چرا ‌که شخص هیستریک واقعاً و بدون آن که خود بخواهد، علائم بیماری‌ها را تقلید می‌کند، اما شخص تمارض کننده، خود به خوبی می‌داند که بیمار نیست، اما به دلایلی تظاهر به بیماری می‌کند.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.