• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن سياسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
سياسي (بازدید: 112)
جمعه 17/6/1391 - 22:57 -0 تشکر 549377
بدون دست می‌توان زندگی کرد، ولی بدون مردم هرگز

سلام به تمام دوستان عزیزم

دکتر غلامعلی رجایی از جمله پژوهشگرانی است که در خصوص زندگی شهید رجایی دست به تحقیقات جامعی زده است و حاصل این تحقیقات در کتابی منتشر و چاپ شده است.

جمعه 17/6/1391 - 22:58 - 0 تشکر 549379

اگر عواملی وجود نداشته باشد که انقلابها را بر مبنای اهداف اولیه آن حفظ کند، قاعدتاً شخصیتهایی که برای پیروزی و به ثمر رسیدن آن تلاش کرده اند، ممکن است از آن آرمانها و ارزشهای اولیه فاصله بگیرند. می‌توان گفت، چون پس از پیروزی راه طولانی می‌شود، لازم است در هر چند قدم علایم و پرچمهایی برای نشان دادن راه وجود داشته باشد. مثل فردی که در بیابان حرکت می‌کند و برای گم نشدن در بیابان به ستارگان نگاه می‌کند. این نشانه های انقلاب می‌توانند، انقلاب را حفظ کند تا نسلهایی که پس از آن می‌آیند، به آنها نگاه کنند و انقلاب را در آینه آنها ببینند.
یکی از دلایلی که باعث شد این کار را در 15 سال پیش انجام دهم، این بود که احساس می‌کردم ممکن است انقلاب به سوی تجملات و دور شدن از ارزشهای خود حرکت کند، در آن مقطع یکی از چهره‌هایی که تشخیص دادم می‌تواند پس از امام در این مسیر مؤثر باشد، شهید رجایی بود؛ فردی است که به قول خود کارش را از پابرهنگی و دستفروشی شروع می‌کند و با سختی‌های بسیار خود را به کسوت معلمی می‌رساند و پس از آنکه در تهران معلم نمونه می‌شود و قرار است وزیر فرهنگ وقت به وی مدال بدهد، در مراسم شرکت نمی کند؛ چون معتقد است نظام حاکم نظامی غیر مردمی است.

جمعه 17/6/1391 - 22:59 - 0 تشکر 549382

چطور می‌توان ساده زیستی شهید رجایی را باور کرد و آن را نوعی تظاهر ندانست؟
**برجسته ترین صفت شهید رجایی ساده زیستی ایشان بود. این ساده زیستی مظاهر بسیاری دارد؛ مثلاً رئیس دفتر وی می‌گوید ما دو سه دست مبل راحتی در اتاق انتظار نخست وزیر گذاشته بودیم. ایشان وقتی مبل ها را دید، گفت : هر کسی روی اینها بنشیند، خوابش می‌برد. اینجا اتاق بیداری است و گفت همین صندلی های معمولی که خودتان هم نشسته‌اید، کفایت می‌کند. ایشان بخشنامه‌ای صادر کرده بود که وزیران در بدترین اتاقهای وزارتخانه ساکن شوند و یا در بخشنامه‌ای دیگر به مسؤول بازرسی گفته بود، هر جا خودروی بنز دیدی، آن را متوقف کن.
م.

جمعه 17/6/1391 - 22:59 - 0 تشکر 549383

آیا چون خاستگاه ایشان از طبقه محروم جامعه است این گونه عمل می‌کند. نه، این گونه نیست. شهید رجایی معتقد بود که اگر نیروهای انقلاب به ظواهری همچون مبل و ماشین بنز دل خوش کنند، بتدریج استحاله و در فرهنگ تشریفاتی هضم می‌شوند و دیگر انقلاب را درک نمی‌کنند.
خواهر ایشان روزی شهید رجایی را در حال سخنرانی می‌بیند، به فرزندش می‌گوید: «یوسف! بیا ببین دایی‌ات کت نو پوشیده است»؛ یعنی حتی پوشیدن لباس نو برای خواهر آن بزرگوار عجیب بود.

جمعه 17/6/1391 - 23:0 - 0 تشکر 549384

شهید رجایی در سفری به مشهد وقتی استقبال کنندگان را می‌بیند، می‌گوید من از خودرو پیاده نمی‌شوم. می‌گویند آخر اینها مدیرکل هستند برای استقبال آمده‌اند. می‌گوید پس چرا کار مردم را تعطیل کرده‌اند و آمده‌اند اینجا؟ سرانجام از خودرو پیاده شد و دستور داد همه جمع شوند. به آنها گفت : مردم در ادارات منتظر شما هستند و هر کسی که با شما کار داشته باشد، می‌گوید رفته است استقبال نخست وزیر و مردم به من و شما فحش می‌دهند. برگردید و به کارهایتان برسید. ایشان حتی وقتی می‌خواست هیأت دولت را به دیدار امام ببرد، آنها را با اتوبوس می‌برد و جالب اینکه در ابتکار سفرهای استانی ، شهید رجایی از اتوبوسی استفاده می‌کرد که صندلی‌هایش را جمع کرده بود تا هیأت دولت بتوانند گردهم بنشینند و کارشان را دنبال کنند.

جمعه 17/6/1391 - 23:0 - 0 تشکر 549385

* معمولاً در تمامی تصاویری که از ایشان منتشر شده است، چهره آرامی را می‌توان مشاهده کرد. ایشان چقدر در تصمیمگیری هایشان به رغم این چهره آرام، قاطعیت داشت؟
** ایشان چون لذت ایمان را چشیده بود، به اطمینان رسیده بود و این موضوع نفی قاطعیت ایشان نیست؛ چنانکه دیدید که در مقابل انحرافات بسیار ایستاد. رجایی در زندان اوین با مجاهدین خلق هم بند بود و حتی در مقطعی منزلش محل مخفی شدن اعضای سازمان بود، اما پس از آنکه انحرافات این گروه مشخص شد، در برابر آنها ایستاد و یا در مورد انحراف بنی صدر به نیروهای متخصص و مکتبی ارزش بسیاری داد و در این راه پایمردی کرد. نمونه بارز قاطعیت ایشان، در تبعیت از امام و خط امام بود. حتی دشمنان شهید رجایی نیز نمی توانند سستی و انحرافی در پایمردی ایشان بیابند و دوست و دشمن ایشان را می‌ستایند.

جمعه 17/6/1391 - 23:1 - 0 تشکر 549386

* یکی از شیوه‌های انقلاب برای از میدان به در کردن نیروهای انقلاب، تخریب آنها با تهمت و افتراست. در مورد شهید رجایی این شکل چگونه دنبال شد؟
** در زمان حیات ایشان افرادی مثل بنی‌صدر، شهید رجایی را به نداشتن دانش و خرد مدیریتی محکوم می‌کردند. در صورتی که خود بنی‌صدر بدون هیچ گونه تجربه‌ای رئیس جمهور شد. امام از شهید رجایی دفاع می‌کرد و می‌گفت، «می‌گویند رجایی علمش کم است. بله، ایشان عقلش از علمش بیشتر است».
مجاهدین خلق نیز به ایشان تهمت می‌زدند و می‌گفتند که ایشان در زندان سازش کرده است؛ اتهامی مضحک که هیچ کسی آن را باور نمی کند. یا اینکه برخی ایرادهایی به مسایل اجرایی ایشان می‌گرفتند؛ نکته ای که در مورد خیلی از مسؤولان آن زمان صادق بود، مثلاً کسی که اولین بار وزیر کشور شد، می‌گوید وقتی اولین بار به من کارتابل دادند و گفتند پاراف کن، گفتم پاراف یعنی چه؟
شهید رجایی خودش هم می‌گوید، من تازه داشتم یاد می‌گرفتم نخست وزیر شوم، شدم رئیس جمهور و الان باید از اول شروع کنم و برخی چیزها را یاد بگیرم. انقلابها وقتی طوفانی ایجاد می‌شوند، نیروهای انقلاب باید بسرعت خود را با آن وفق دهند و در این مسیر خلل‌هایی ایجاد می‌شود که البته با صداقت آنها از میان می‌رود. نیروهای انقلاب عمدتاً در زندانها بودند؛ در زندان که نمی‌شود مدیر و وزیر تربیت کرد. همه انقلابها نیز این گونه بوده‌اند.

جمعه 17/6/1391 - 23:1 - 0 تشکر 549387

* شهید رجایی حدود 9 ماه نخست وزیر و یک ماه هم رئیس جمهور بود. به عنوان فردی که در خصوص ایشان تحقیقات جامعی داشته است، مهمترین ویژگی دولت شهید رجایی را در چه دیده‌اید؟
** بزرگترین ویژگی ایشان این بود که دولتی مردمی فراهم کرد. به گونه ای که می‌گفت، تمام اعضای کابینه ام از مناطق پایین شهر انتخاب می‌شوند. به هیچ عنوان در این دولت از افراد متمول خبری نیست. نکته دیگر پایمردی ایشان بر حفظ ارزش‌هاست. مثلاً وقتی میتران نخست وزیر فرانسه به ایشان تبریک می‌گوید. در پاسخ می‌گوید، تو هم به من تبریک می‌گویی و هم به عراق کمک می‌کنی!
با همین دید هم در برابر یک فرد عادی خاضع و خاشع بود. کیومرث صابری به من می‌گفت، روزی در قم از دو طرف دستش را می‌کشیدند. می‌گفت : دو دستم داشت قطع می‌شد. گفتم محافظانتان را بیشتر کنید. گفت: بدون دست می‌توان زندگی کرد ولی زندگی بدون مردم ممکن نیست. رجایی در زندگی خود اعتدال داشت و چیزی را فدای چیز دیگری نمی کرد. وقتی می‌خواست شب به منزل برگردد، مقابل آیینه موهایش را مرتب می‌کرد. می‌گفتند ساعت 12 شب است. می‌گفت: خانواده‌ام نباید من را ژولیده ببینند. من مرتب بیرون می‌آیم و درست نیست که ژولیده به منزل برو

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.