• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
زن ریحانه آفرینش (بازدید: 582)
جمعه 17/6/1391 - 19:53 -0 تشکر 548984
زن و خانواده در پاکستان

مرداد ماه، سالروز اعلام استقلال کشور پاکستان است. جایگاه مهم پاکستان در میان کشورهای اسلامی و نیز فضای سیاسی، اجتماعی ویژه ای که این کشور دارد مناسب می نمود که در پی سری مباحثی که تاکنون در زمینه بررسی وضعیت زنان در کشورها یا جوامع اسلامی داشته ایم نگاهی نیز از این زاویه به کشور همسایه، پاکستان داشته باشیم. آنچه در پی می خوانید، اولین بخش این بررسی است که آرزو می کنیم آگاهیهای خوبی را در اختیار علاقه مندان قرار دهد. ان شاءاللّه «پیام زن»

پاکستان سرزمینی است با زیباییهای بسیار و چشم اندازهای به غایت متنوع، مانند کوههای همواره پوشیده از برف، بیابانهای سوزان، دشتهای پر بار کشاورزی و حاصلخیزترین گندمزارهای آسیا. در این کشور شهرهای بزرگ پیشرفته نیز وجود دارد، ولی به طور عمده پاکستان سرزمینی روستایی است و کشاورزی پشتوانه اصلی اقتصاد آن به شمار می آید. با آنکه کوششهای فراوانی برای وارد کردن صنعت به کشور به عمل آمده، دو سوم از زحمتکشان کشور را دهقانان تشکیل می دهند. هر چند در جای جای این کشور مشکلات بسیاری وجود دارد که غلبه بر آنها دشوار می نماید، مشکل اصلی بار فقری است که بر دوش بیشتر مردم سنگینی می کند. مردم صحراهای سوزان برای محصولات عمده خود، گندم و ارزن، به بزرگترین شبکه کانالهای جهان که با جریان رود سند مرتبط است وابستگی دارند. اما به رغم تکیه پاکستان بر کشاورزی، تنها در حدود یک پنجم این سرزمین آفتاب سوخته و غبارخیز قابل کشت است. حتی زمینهای زیر کشت نیز به واسطه افزایش میزان نمک و فرسایش خاک رو به کاستی است. گرچه پاکستانیها آثار فرهنگی مشترک بسیار دارند اما همه به یک زبان صحبت نمی کنند. بعضی از مناطق برای خود زبان محلی ویژه ای دارند. بیشتر پاکستانیها به یکی از چهار زبان مادری سخن می گویند. رایج ترین زبان، زبان پنجابی است که 64 درصد از مردم بدان سخن می گویند.

خوشبختانه زبان اردو در سر تا سر کشور تا اندازه ای فهمیده می شود و با اینکه کمتر از ده درصد مردم به عنوان زبان مادریشان بدان سخن می گویند، زبان ملی پاکستان انتخاب شده است. این اغتشاش زبانی تا حدودی مانعی بر سر راه وحدت ملی است. هر چند عوامل جداسازنده زبان و جدایی طلبی منطقه ای بر مشکلات پاکستان افزوده اند، اما یک واقعیت مسلم هنوز به قوت خود باقی است. در جامعه عمدتا زراعی پاکستان، ثباتی بنیادی به چشم

می خورد. اگر چه رادیوها و مدرسه ها آهنگ زندگی روستایی را دگرگون می سازد، هنوز مردان برای قلیان کشیدن گرد هم می آیند و زنان، سر چاههای آب برای نجواهای دوستانه توقف می کنند. مردان و زنان پاکستانی در مواجهه با سختیها تحمل شگفت انگیزی از خود نشان می دهند. آنان مردمی هستند بسیار مهربان، مصمّم و با توان روحی بسیار.

جمعه 17/6/1391 - 19:54 - 0 تشکر 548985


نگاهی به پاکستان


پاکستان که از نظر جغرافیایی بین خاورمیانه و سایر قسمتهای آسیا قرار دارد، از موقعیتی سوق الجیشی برخوردار است. این کشور در ضلع غربی شبه قاره هند، سرزمین سه پهلوی پهناوری که در جنوب قاره آسیا پیشرفتگی دارد، واقع شده است. در امتداد ضلع شمالی این سه پهلو رشته کوههای بلند، زیبا و باهیبت هیمالایا سر بر آورده است.


پاکستان در شرق با هند، همسایه ای که پیوسته با آن در کشمکش بوده، هم مرز است. در چند سده پیش شیوه استقرار مسلمانان در شبه قاره هند به رشد دو جامعه بزرگ مسلمانان در کرانه های غربی و شرقی هند منجر شد. اسلام در عربستان پا گرفت و در سر تا سر خاورمیانه اشاعه یافت و در اوایل سده هشتم میلادی به شبه قاره هند رسید. پیروان اسلام در مقابل خدایان بسیار هندوان هند به خدای یکتا اعتقاد داشته و ادیان اسلام و هندو تقریبا همواره در ستیز بودند.


با آنکه بخش وسیعی از شبه قاره هند بیش از پانصد سال از سده دوازدهم تا هفدهم میلادی زیر فرمان حکمرانان مسلمان قرار داشت، پیروان این دو مذهب به ندرت با هم درآمیخته اند و آنها چنان از هم بیگانه اند که حتی امروز نیز در روستاهای این شبه قاره، هندوان و مسلمانان، جوامع جداگانه ای ساخته اند.



جمعه 17/6/1391 - 19:55 - 0 تشکر 548986


پاکستان مستقل


ظهور پاکستان به عنوان کشوری مستقل سیر زندگی دو رهبر بزرگ، اقبال فیلسوف و جناح حقوقدان و سیاستمدار را به اوج خود رساند. در جریان جنگ جهانی اول بود که مسلمانان در هند بریتانیایی، نگران آینده فرهنگی و سیاسی خود شدند. و اقبال چنین می گفت: «... که بی تفاوتان را به بیتابی آرام ناپذیر آرامش دهد، و گرما گرم به تلاشی نوین بکشاند، چندان که به مدافعان روح نوین آوازه یابند.»


این روح نوین ادعایی اقبال به یک دمکراسی اسلامی آرمانی منتهی می شود که از طریق یک کشور مسلمان جداگانه در هند حاصل می آمد. تا سال 1309 (1930 میلادی) اقبال آزادانه از استقلال کامل مسلمانان دفاع می کرد و سه سال بعد جمعی از دانشجویان پیشنهاد کردند که کشور اسلامی جدید، پاکستان نامیده شود. از نام پاکستان می توان مفهوم «سرزمین پاکان» را دریافت، کلمه ای که ظاهرا از حروف اول شماری از استانهای هند که تصمیم به تشکیل کشور جدید گرفتند مأخوذ بود: «پ» از پنجاب «الف» از استان مرزی افغانستان (نواحی پتهان نشین استان شمال غرب)، «ک» از کشمیر، «س» از سند، به اضافه تان از بلوچستان.


با آنکه اقبال فیلسوفی نظریه پرداز بود تا سیاستمداری حرفه ای، تأثیرش بر نهضت پاکستان فزون از اندازه بود. شعرهایش برای مسلمانان هند به صورت فریادهای آزادیخواهی در آمد. استقلال در قالب چیزی فزونتر از رهایی از حاکمیت بریتانیا جلوه گر گشت و راهی شد به سوی عدالت اجتماعی اسلامی برای همه انسانها.


اگر چه اقبال در سال 1317 (1938 میلادی) دهسال پیش از آنکه پاکستان به کشوری مستقل تبدیل شود، چشم از جهان برو بست، اما اندکی پیش از مرگش محمدعلی جناح را رهبر سیاسی معرفی کرد تا جوامع مسلمانان از او راهنمایی گیرند.


محمدعلی جناح پس از تأسیس پاکستان فقط یک سال و اندی زیست و کلیه تلاشهای او این بود که از حیث سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظامی، بنیه مملکت جدیدالتأسیس را تقویت بخشند. او موضع خویش را بیش از زندگی خود ارج می نهاد. او به ملت پاکستان چنین خاطرنشان ساخت: «تأسیس پاکستان که برای این مقصود ما از ده سال پیش سعی می کردیم، به فضل خداوند است که اکنون به شکل واقعیت در آمده است. ولی ایجاد کشور هدف نبود، بلکه وسیله ای جهت تأمین هدف بوده است. بدین معنی نظریه ایجاد پاکستان این بود که ما باید کشوری داشته باشیم که در آن زندگی آزادانه را ادامه بدهیم و مطابق عقاید، سنن و فرهنگ و تمدن خودمان زندگی کنیم. جایی که اصول اسلامی مانند مساوات و عدالت اجتماعی حکمفرما باشد».


در این جا به مسأله زنان و چگونگی حضور آنها در کشور پاکستان قبل از استقلال و پس از استقلال می پردازیم.



جمعه 17/6/1391 - 19:55 - 0 تشکر 548987


زنان و استقلال پاکستان



در نخستین سالهای پس از استقلال و پیدایش کشور پاکستان (چهاردهم اوت سال 1947) زنانی که در نهضت ملی گرایی و سپس نهضت استقلال شرکت داشتند، غالبا به خانواده های رهبران سیاسی حزب «مسلم لیگ» وابسته بودند که تحت رهبری خانم «رعنا لیاقت علیخان» همسر اولین نخست وزیر پاکستان سازماندهی شدند و سرانجام تشکیلات «سازمان پیشاهنگان» را تأسیس کردند. مسأله فعالیت اجتماعی زنان سابقه ای تاریخی دارد و به زمان استقلال کشور پاکستان برمی گردد. در آن برهه از زمان، تمامی توجهات معطوف اسکان دادن به میلیونها مهاجری شده بود که مرز هندوستان را پشت سر گذاشته و وارد کشور جدید می شدند. در آن دوران تلخ، زنان نیز مشغول امدادرسانی، رساندن کمکهای اولیه به بیماران، توزیع مواد غذایی، رسیدگی به مشکلات بهداشت و سلامتی مردم بودند و در یک کلام در کلیه فعالیتهای اجتماعی فعالانه شرکت داشتند. دو سازمان دیگر به نامهای «گارد ملی زنان» و «نیروهای ذخیره زنان پاکستان» به وسیله «رعنا لیاقت علیخان» به منظور دفاع از کشور، فعالیت خود را آغاز کردند. اما این اقدام به شدت مورد انتقاد جامعه سنتی آن روز قرار گرفت و سرانجام در سال 1333 (1954) منحل گردید. در این راستا «سازمان پیشاهنگان» با استقلال روبه رو شد و از سال 1328 (1949) به نام جدید «انجمن سراسری زنان پاکستان» فعالیت خود را گسترش داد. هدف این سازمان امدادرسانی به زنان از طریق آموزش، امور اجتماعی، امور فرهنگی و فراهم نمودن امکانات شغلی بود. اعضای این سازمان را بیشتر زنان شهری از طبقات متوسط و مرفه تشکیل می دادند. سازمان مذکور تشکیلاتی غیر سیاسی و تحت حمایت دولت اقدام به گشایش مدارس، مراکز امداد و تأسیس کارخانجات کوچک می نمود تا از این طریق زمینه فعالیت در خارج از منزل برای زنان فراهم گردد. همچنین دفتری حقوقی داشت که مسائل حقوقی و قانونی مربوط به زنان را مورد توجه قرار می داد. بی درنگ پس از استقلال، نهضت زنان برای رسیدن به حقوق مادی، اقتصادی و قانونی خود آغاز شد. در سال 1327 (1948) هزاران نفر زن تحت هدایت خانم «جهان آرا شاهنواز» و عده ای دیگر در برابر ساختمان مجلس ایالتی دست به تظاهرات زدند و تقاضای رسیدگی و بازنگری لایحه شریعت را نمودند. در نتیجه این اقدامات، حق زن برای ارث بردن از املاک، شامل املاک غیر منقول کشاورزی به رسمیت شناخته شد. علی رغم چنین حرکتها و قوانینی، به دلیل ریشه دار بودن سنتهای اجتماعی، محدودیتها همچنان ادامه داشت. نشانه هایی برای بازگرداندن زنان به کنج خانه حتی در مجلس ملی کشور به چشم می خورد. برخی از اعضای مرد مجلس از نشستن در کنار اعضای زن پارلمان که کمتر از 50 سال سن داشتند، خودداری می ورزیدند. تقاضای افزایش سهمیه کرسیهای زنان در مجلس از 4% به 10% رد شد البته منشور حقوق زنان توسط مجمع قانون اساسی تصویب گردید و در سال 1335 (1956) قانون اساسی رسما به زنان حق رأی و شرکت در انتخابات را داد.


انجمن سراسری زنان پاکستان، جبهه ای مبارزاتی را علیه نخست وزیر آقای محمدعلی بگرا، به دلیل ازدواج دومش به راه انداخت. این حرکت زنان باعث گردید کمیسیونی معروف به کمیسیون رشید تشکیل شود. آقای رشید در خصوص زنان گزارشی تهیه کرد که با اعتراض شدید افراطیون مذهبی روبه رو گردید و سرانجام به دست فراموشی سپرده شد. علی رغم آمادگی ذهن سیاسیون در خصوص رعایت حقوق زنان و مخالفت آنان با افراط گرایی، در عین حال برای جلب نظر متعصبین مذهبی اقدامی در جهت به کارگیری گزارش مذکور نکردند. در سال 1335 (1956) طبق قانون اساسی عنوان «جمهوری اسلامی پاکستان» به این کشور داده شد و به علمای مذهبی نیز حق ابراز نظر مشورتی در قوانین اعطا گردید. اگر چه به نظر آنان در خصوص منع شرکت زنان در انتخابات توجهی نشد. تا سال 1337 (1958) که حکومت نظامی اعلام شد، نهضت زنان در دو جبهه «سیاسی» و «اجتماعی» فعالیت داشت. زنان برای دستیابی به حقوق خود و کسب آزادی بیشتر در فعالیتهای اجتماعی مبارزه می کردند. دولت نظامی ایوب خان ظاهری لیبرال و مدرن داشت و ایوب خان شخصا از عوامل مرتجع که عامل عقب ماندگی مردم بودند متنفر بود. به همین دلیل گزارش تهیه شد، توسط کمیسیون رشید که مدتها به فراموشی سپرده شده بود در سال 1340 (1961) اساس حقوق خانواده گرفت. تعدد زوجات عملی قبیح شمرده شد و مسأله طلاق مقررات خاصی یافت. علیرغم چنین اقداماتی نشانی از زنان در احراز پستهای کلیدی و یا حضور آنان در تصمیم گیری به چشم نمی خورد. در سال 1341 (1962)، طبق قانون اصل حق انتخاب زنان بر اساس حوزه های انتخاباتی از بین رفت و انتخابات غیر مستقیم موقعیت زنان را بیشتر تضعیف کرد. در سال مذکور فقط 6 زن توانستند به مجلس راه یابند و تعداد کمی وزیر شدند. بنابراین اگر چه زنان در سطح سیاسی بعضی از زمینه های اشتغال را از دست دادند (همان طور که کل جامعه به دلیل حکومت نظامی از حقوق دموکراسی محروم گردید) ولی هیچ مانعی بر سر راه آموزش و زمینه های مختلف درجه دوم اشتغال زنان وجود نداشت. حتی در میدان سیاست مطرح بودن خانم فاطمه جناح خواهر محمدعلی جناح بنیانگذار پاکستان، به عنوان فردی شاخص و مخالف «ایوب خان» و پذیرفته شدن وی از سوی احزاب سیاسی و نیروهای مذهبی و مردمی برای نامزدی مقام ریاست جمهوری در انتخابات سال 1344 (1965) این جو را ایجاد کرد که زن می تواند مقام ریاست جمهوری کشور را احراز نماید. در حالی که «انجمن سراسری زنان پاکستان» همچنان به عنوان سازمان اجتماعی و خدماتی مطرح بود، گروهها و تشکیلات دیگری مانند «انجمن خوانین جمهوریت پسند» تشکیل شدند که ماهیت و فعالیت سیاسی داشتند.



جمعه 17/6/1391 - 19:56 - 0 تشکر 548988


مرحله دوم حرکت سیاسی زنان



این مرحله در سال 1349 (1970 میلادی)، هنگام اعلام انتخابات و تشکیل حزب مردم به رهبری ذوالفقار علی بوتو و مبارزه علیه حکومت ژنرال ایوب خان شروع شد. زنان تحصیلکرده، دانشجویان، زنان کارگر و دهقان و خانه دار و ... شعار تساوی حقوق اجتماعی و اقتصادی را سر دادند. خانم «نسیم جناح» یکی از اعضای بنیانگذار حزب مردم با همکاری زنان طبقات متوسط و مرفه جامعه که شعار حمایت از زنان محروم و مستضعف را می دادند، در نقاط مختلف کشور تشکیلات مخصوص زنان را سازماندهی نمودند. در سال 1351 (1972) اولین قدم به حمایت از زنان برداشته شد. در این سال چارچوب قانون اساسی به وسیله عده ای از جمله دو تن از زنان تهیه گردید. در سال 1352 (1973) طبق قانون اساسی با بیان این مطلب که هیچ گونه تبعیضی بر اساس جنسیت نخواهد بود، زنان به حقوقی مساوری دست یافتند. اگر چه زنان به طور غیر مستقیم برای عضویت در دو مجلس انتخاب می شدند، در آن موقع زنان در وضعیت و شرایط مناسبی قرار گرفته بودند و امکان انجام خدمات اجتماعی و حتی احراز پستهای مشاغل نظامی به روی زنان گشوده شد. در سال 1354 (1975) به مناسبت روز بین المللی زن، در کشور مراسم عمومی برگزار شد و پاکستان بیانیه مکزیک را در این خصوص امضا کرد و همزمان «مؤسسه زنان» در شهر لاهور تأسیس گردید. در سال 1353 (1976) «کمیته حقوق زنان» با 13 نفر عضو که 9 عضو آن را زنان تشکیل می دادند به منظور بررسی و پیشنهاد وضعیت بهتری برای زنان پاکستان کار خود را آغاز کرد. در «حزب مردم» به سرپرستی خانم نصرت بوتو همسر ذوالفقار علی بوتو واحد زنان تشکیل شد. این تشکیلات باعث تشویق زنان می شد تا با سازماندهی و سامان دادن خویش، همگام با مردان در شرایط لازم اجتماعی حضور توده های زن و مرد را به نمایش بگذارند.


«سازمان دانشجویی» جبهه زنان و «شرکتگاه» از جمله سازمانهایی بودند که در دوران حکومت بوتو تشکیل شدند. پیشرفتهایی که در زمینه وضعیت و موقعیت زن به دست آمده بود با تشکیل حکومت نظامی در سال 1356 (1977) متوقف شد.


تصمیم ژنرال ضیاءالحق برای اسلامی کردن قوانین پاکستان، به تندروهای مذهبی این امکان را داد تا مبارزات و تلاش خود را به بهانه مسائل اخلاقی اسلامی برای محدود ساختن زنان سازمان دهند. بحث و مذاکره در باره جایگاه زن در اسلام کاملاً مطرح شد. مسأله پوشش اسلامی برای زن، نوع آموزشی که زن می بایست فرا گیرد و حقوق و نقش زنان در اسلام، مورد تحقیق و بررسی قرار گرفت. فرمان اجرای «حدود» در سال 1358 (1979) صادر گردید و حقوق خانواده در معرض تهدید قرار گرفت. در سال 1360 (1981) چند سازمان مربوط به زنان و شماری افراد و شخصیتها گرد هم آمدند و تشکیلاتی به نام «سازمان زنان مبارز» را تأسیس نمودند. این حرکت موجب شد که آنان از سمتهای دولتی و اجتماعی برداشته شوند تا موقعیت رسمی آنان تنزل یابد. تشکیلات خانم «رعنا لیاقت علیخان» نیز از سازمان جدید حمایت کرد. سالهای 1360 (1981) تا 1367 (1988) مبارزه زنان پاکستان علیه بازگشت به قهقرا و تفکرات افراطی مذهبی بود که جایگاه رسمی و قانونی داشتند.


یک دهه رکود زنان در سال 1362 (1985) به پایان خود رسید. در این سال حکومت نظامی رسما لغو گردید و انتخابات غیر حزبی در پاکستان برگزار شد. در حالی که زنان در «مجلس سنا» هیچ سهمیه ای نداشتند، مهمترین واقعه، نامزد شدن دو زن برای انتخابات سراسری بود، نزدیک به یک دهه موقعیت زن در جامعه تضعیف شده و محدودیتهایی برای شرکت زن در فعالیتهای اجتماعی ایجاد شده بود. در این دوران «سازمان زنان مبارز» و «نهضت اجرای دموکراسی»، جلسات، تظاهرات خیابانی و کنفرانسهای مطبوعاتی را ترتیب دادند.


«مرکز اندیشه زنان» در شهرهای بزرگ کراچی، لاهور و اسلام آباد به منظور گردآوری اسناد و اطلاعات در خصوص بالا بردن شرایط اشتغال، برنامه های آموزشی برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی زنان ایجاد شد. همزمان، اکثر سازمانهای زنان مانند «کلوپ تجارت و تخصصی زنان»، «انجمن حقوقدانان زنان پنجاب» و بسیاری دیگر، مسأله تساوی حقوق زن و مرد را در برنامه خویش گنجانیدند. حتی محافظه کاران و گروههای مذهبی زن نیز پیشرفتهای مذکور را احساس کردند و در شعاعی محدود اقداماتی را آغاز نمودند. با بازگشت دموکراسی در سال 1367 (1988) و انتخاب شدن خانم بی نظیر بوتو دبیر کل حزب مردم پاکستان به عنوان نخست وزیر، فضایی جدید به وجود آمد. علی رغم وجود اصلاحیه هشت و نه قانون اساسی مصوب سالهای 5 ـ 1364 (6 ـ 1985) و لایحه شریعت سال 1365 (1986) که مانعی بر سر راه بودند، شرکت زنان و فعالیت آنان در سطوح اقتصادی، سیاسی و اجتماعی افزایش یافت.


آنچه را که مرور کردیم در واقع کلیاتی از وضعیت زنان، قبل و بعد از استقلال کشور پاکستان. حال به تفکیک به اوضاع اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و حقوقی و ... زنان پاکستان می پردازیم. با این یادآوری و تأکید حتمی که آنچه در شرح ارگانها و سازمانهای مورد بحث و یا سیر تاریخی مسائل زنان در این سری مقالات آورده می شود تنها به انگیزه بیان جریانات و رویدادهاست و به معنای تأیید یا ردّ این جریان یا آن قضیه نیست. روشن آن است که برخی از حرکتهایی که به نام زنان و به عنوان حمایت از جایگاه اجتماعی آنان صورت می گیرد مورد تأیید نیست و برخلاف موازین شرعی می باشد.



جمعه 17/6/1391 - 19:57 - 0 تشکر 548989


وضعیت اجتماعی زنان در پاکستان



زن پاکستانی مانند مرد پاکستانی تحت تأثیر نظام، ناحیه و طبقه ای که به آن تعلق دارد، قرار می گیرد و در هر یک از ایالتهای چهارگانه پاکستان تفاوتهایی وجود دارد. در ایالتهای کم جمعیت تر بلوچستان و سر حد شمالی، زندگی تحت تأثیر قوانین بسیار شدید قبیله ای و الگوهای رفتار قرار دارد. در اینجا کمترین انحراف از این قوانین نتایج بسیار وخیمی در بر دارد. یک کلمه بی احتیاطانه با جنس مخالف که شخص با او نه ازدواج کرده و نه نامزد شده است، منجر به مرگ سریع هم زن و هم مرد می شود. در ایالات پر جمعیت تر و فئودال سِند و پنجاب، مجازات انحراف از قوانین اجتماعی ممکن است نه به این شدت و نه به این سرعت باشد. در اینجا یک زن حتی بعد از ازدواج با خانواده خود ارتباط برقرار می کند و می تواند هنگام جدایی یا طلاق به حمایت برادران یا پدر خود تکیه کند.


اکثریت زنان پاکستانی به جوامع روستایی ساکت و معمولی و طبقه کارگر در مراکز صنعتی تعلق دارند. این اکثریت فقیر و بی سواد هستند که زندگی سختی را می گذرانند. اکثر این زنان بار مسؤولیت کار خانه و کار بیرون را بر دوش دارند. در نتیجه آنها صبح اول از همه بیدار می شوند و آخر از همه می خوابند. در پاکستان نگرش نسبت به زنان به عنوان یک موجود پایین تر از زمان تولد یک دختر مشهود است.


برای اکثریت دختران پاکستانی اسباب بازی ضرورتی ندارد زیرا زمانی که به سن 6 یا 7 سالگی می رسند، غالبا باید از خواهران یا برادران کوچکتر خود مراقبت کنند. زنان پاکستانی اغلب در یک گروه خانوادگی موجودیت دارند تا به عنوان یک فرد. هنگام تولد


دختران علاقه بسیار کمتری نشان داده می شود تا وقتی که نوزاد پسر است. زن معمولی روستایی در خانواده ای فقیر و بی سواد به دنیا می آید، تحصیل کمی می کند، در سن 16 یا 17 سالگی ازدواج می کند، حدود 7 بچه به دنیا می آورد و میانگین سن مرگ وی از مردان بیشتر است. زنان فقط به پسران خود امید دارند. یک زن از طریق پسرانش موقعیت و وسیله ای برای تصمیم گیری در خانواده پیدا می کند. به همین دلیل ترجیح دادن فرزندان پسر بر فرزندان دختر همان قدر که در میان مردان بسیار رایج است، در میان زنان هم از قوت زیادی برخوردار است. به طور خلاصه می توان گفت، زن معمولی پاکستانی در محیطی نسبتا محدود رشد می کند. اکثر تصمیماتی که در زندگی تأثیر دارد توسط دیگران گرفته می شود. او در میان افراد زیادی زندگی می کند و با آنان ارتباط دارد. او قوانین اخلاقی و اجتماعی را از ابتدای زندگی خود فرا می گیرد و اغلب آنها را رعایت می کند.


در جامعه پاکستان تصور می شود که زنان بی حاصل هستند. این تصور غلط که آمار و اسناد رسمی آن را ثابت می کنند، به عنوان دلیلی برای در نظر نگرفتن زنان در تصمیم گیری و هم در سیاستهای توسعه دهنده استفاده می شود. در این تصور، زنان به عنوان افرادی بی مصرف که خیلی کم حرف برای گفتن دارند معرفی می شوند. اکثر سیاستگزاران، تصمیم گیرندگان و متفکرین این تصور را دارند که زن موجودی است ناآگاه و بنابراین در موقعیتی نیست که بتوان با او مشورت کرد. به دلیل تمام این مسائل، او باید به خاطر خیر خودش دور نگه داشته شود، هرگز نباید در کارهای مالی یا مسایل اقتصادی به او اطمینان کرد و در نتیجه هرگز نباید به او اجازه داد در باره چیزی، حتی زندگی خودش تصمیم بگیرد!


از آنجایی که زنان نه به علم و نه به قدرت دسترسی دارند، برای کمک و رسیدن به آرامش به خرافات رو می آورند. نگرشهای اجتماعی که وضعیت موجود را حفظ و توجیه می کند، انتزاعی ترین وسایل برای کنترل زنان هستند. از نظر واقعی تر، این کنترل با دور نگه داشتن آنها از قدرت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است.


در پاکستان مانند سایر کشورهای جهان سوم، بسیار مشکل است که زنان میانگین را تعریف کرد. یک زن پاکستانی بر اساس موقعیت جغرافیایی اش یا در محیطی قبیله ای، یا فئودالی یا شهری به دنیا می آید. او می تواند شخصی توانا و متخصص معتمد به نفس باشد، یا رعیتی دورافتاده که کنار شوهرش زحمت می کشد. او می تواند زندگی کاملاً جدایی از تصمیمات و اطلاعات که در طبقه های متوسط شهری یا در مناطق قبیله ای وجود دارد، داشته باشد. یا می تواند شخصیت مهم قدرتمندی در حلقه محدود زنان باشد که در دوایر دولتی و شغلی فعالیت دارند. جامعه زنان در پاکستان را می توان به دو دسته تقسیم نمود:


ـ زنان متوسط که بسیار متعصب و سنت گرا می باشند و به خاطر جو مذهبی ولی غلط حاکم همیشه از مسایل اجتماعی و مذهبی در کشور بدورند و حتی حق شرکت در مراسم مذهبی از جمله نمازهای جمعه را ندارند.


ـ تشکیلات کانون فعالیتهای زنان (W.A.F)متشکل از زنان کارمند، استادان و قضات که توانسته است به سرعت نقش یک حامی را برای سایر احزاب و گروهها ایفا نماید. برنامه این کانون حمایت از حقوق زن و احترام گذاشتن به تعهداتی است که پاکستان در مسایل بین المللی زن متعهد شده است.


در مجموع باید گفت که زنان در پاکستان دارای موقعیت بسیار پایینی هستند. آنچه که زنان پاکستانی را با یکدیگر متحد می کند تمام نگرشهای منفی است که به آنها و شرایط آنها دارند: این حقیقت که زنان هیچ گونه هویّتی از خود ندارند، قدرت اجتماعی و اقتصادی ندارند، بار سنگینی بر دوش خانواده هایشان هستند و تهدیدی همیشگی برای آبروی خانواده هستند. دقیقا همین اسطوره ها و شرایط اجتماعی که فرهنگ به آنها شکل داده است، می باشد که زن پاکستانی را تعریف می کند.



جمعه 17/6/1391 - 19:58 - 0 تشکر 548991


گوشه نشینی زنان در پاکستان



همان طور که قبلاً گفته شد، اکثر زنان پاکستانی از خود هویتی ندارند. آنها به عنوان خواهر، دختر، مادر یا همسر مردی شناخته می شوند و برای احتیاجات اقتصادی خود کاملاً وابسته به آن مرد هستند. در فرهنگ پاکستانی، تمام زنان باید در خانه هایشان بمانند و فقط زمانی از خانه بیرون بیایند که کاملاً پوشیده و غیر قابل تشخیص باشند. زنانی که از خانه خود بدون پوشش خارج می شوند جامعه آنها را یا نانجیب و یا فقیر می داند.


کمترین بدرفتاری از طرف یک زن منجر به بی آبرویی خانواده اش می شود. منظور از بدرفتاری بیشتر ارتباط با جنس مخالف است. از آنجایی که پدر یا برادران یک دختر ناگزیر هستند آبروی خانواده را با سرپرستی کامل دختر حفظ کنند، برای مردان آسان ترین راه این است که امکان برخورد و مواجهه دختران با جنس مخالف را کمتر کنند. با ماندن زنها در خانه از خطراتی که در جامعه است نیز حفظ می شوند. خطرات واقعی که یک زن بین عموم با آن روبه رو می شود چه به صورت لفظی و چه به صورت فیزیکی این مسأله را که «زن نجیب» در خانه باقی می ماند، قوّت می دهد.


در مناطق روستایی زنان به هیچ وجه حق ورود به بازارهای دام و سبزی را ندارند حال به هر طبقه ای که تعلق داشته باشند. در روستاهای بزرگ که مغازه های زیادی در آن موجود است، برای تمام زنان به جز زنهای فقیر، محدوده ممنوع است و زنان دیگر اصلاً به آنجا وارد نمی شوند. در جامعه روستایی زمینهای کشاورزی به عنوان محل عمومی در نظر گرفته نمی شوند، به جز برای ملاّکین ثروتمند.


هر مکانی خارج از روستا مکان عمومی در نظر گرفته می شود و در مواقع بسیار نادری که زنان مجبور هستند روستای خود را ترک کنند، آنها کاملاً خود را می پوشانند. مکانهای ممنوع در شهر به طبقه، هویت قومی و وسعت شهری که در آن زندگی می کنند، بستگی دارد. به گروههای مختلف زنان قوانین مختلفی تعلق می گیرد. زیرا در مناطق شهری هر جایی خارج از محل سکونت، مکان عمومی در نظر گرفته می شود. اصول کلی را می توان بدین شرح تعیین کرد:


1ـ زنان بلوچ و تپان، بدون توجه به اینکه آیا آنها در ایالات خود هستند یا در جای دیگر، از نظر گروههای قومی کم تحرک ترین زنان هستند.


2ـ هر چه شهر کوچکتر باشد، محدودیت آنها نیز بیشتر خواهد بود.


3ـ درست مانند روستاها، زنان فقیرتر، آزادتر از دیگر زنان هستند. ولی ظاهرا آزادتر از زنان فقیر، زنان بالاتر طبقه متوسط هستند. این مسأله نیز قابل درک است؛ زیرا زمینه طبقاتی این گروه آنها را از هر گونه توبیخ و سرزنشی دور نگه می دارد. به علاوه رعایت نکردن قوانین از طرف آنها کمتر از زنان «نسبتا فقیر» قابل توجه است. زنان پایین طبقه متوسط بیش از دیگران رنج می برند و می توان گفت که در چهاردیواری خانه هایشان زندانی هستند. محدودیتهایی که برای زنان ایجاد شده است از مرزهای خانواده هم فراتر می رود. تقسیم جامعه به دو بخش عمومی و خصوصی، دسترسی یک زن را به اطلاعات، تحصیل و اشتغال کم می کند و این امر منجر به وابستگی و نداشتن هر گونه قدرتی می شود.



جمعه 17/6/1391 - 19:58 - 0 تشکر 548994


ریشه های افکار در خصوص زنان پاکستانی



زنان پاکستانی در فرهنگی زندگی می کنند که قرنها سن دارد و بسیار قدیمی است. عرفها، عقاید، نگرشها و آداب و رسوم کنونی تاریخی طولانی شکل گرفته اند که طی آن شبه قاره هند توسط


مسلمانان فتح شد. و این فتح باعث شد که اقلیت قابل توجهی از ساکنین محلی به دین اسلام روی آورده و مسلمان شوند. دومین واقعه مهم تاریخی، حکومت استعماری انگلیسیها در شبه قاره از اواخر قرن هفدهم تا سال 1324 (1947) است، زمانی که شبه قاره استقلال خود را به دست آورد و پاکستان به وجود آمد.


طی مبارزه برای رهایی از حاکمیت انگلستان، مسلمانان شبه قاره تشخیص دادند که آنها به عنوان مسلمان نمی توانند تحت سلطه اکثریت هندو زندگی کرده و مذهب خود را حفظ کنند. اتحادیه مسلمانان در حالی که با کنگره استقلال، همکاری می کرد، روی فرضیه دو ملتی نیز کار می کرد. یک کشور مستقل مسلمان برای مسلمانان شبه قاره بسیار لازم به نظر می رسید تا مسلمانان بتوانند بر اساس دستورات اسلامی زندگی کنند.


در این کشور اسلامی هنوز سنتهای هندو رایج بود. چندین تصویر منفی در باره نقش و موقعیت زنان در مذهب هندو حفظ شده بود. این پندارها قبل از دگرگونی توسط ساکنین محلی حمایت می شد. بعد از تحول و گرویدن به اسلام، اکثر این پندارها و عقاید باز هم نقش و موقعیت زنان مسلمان را معین می کرد و تأثیر آنها اکنون نیز در پاکستان به چشم می خورد.


در مذهب هندو زنان بگونه ای توهین آمیز موهنی توصیف می شوند: «دمدمی مزاج، حساس، فریبنده مردان، درغگو، حقّه باز، حریص، ریشه تمام اعمال شیطانی، بی وفا و ظالم.»


مذهب هندو اظهار می دارد که: «زن در زمان کودکی اش باید تحت نظارت پدرش باشد. در جوانی تحت نظارت شوهرش و زمانی که شوهرش می میرد، با پسرش باشد. او نباید هرگز مستقل و آزاد باشد». «خدمت کردن و فرمانبرداری از شوهر بسیار مهم بوده و یک زن بدون وجود شوهر از خود هیچ موجودیتی ندارد.» این نگرش و تفکر دین هندو در خصوص زنان است. زمانی که اسلام در قرن هشتم در شبه قاره حکمفرما شد، اکثر نظامهای عقیده ای قدیمی آنهایی که به اسلام گرویدند، تغییر پیدا نکرد. طی حکومت مسلمانان در شبه قاره، بعضی از زنان مسلمان، بخصوص زنان متعلق به طبقه اشراف، به تحصیل دسترسی داشتند ولی اکثریت زنانی که به دین اسلام گرویده بودند باز هم به زندگی در جامعه ای با همان ساختارها، ارزشها و عقاید غیر اسلامی کهن ادامه دادند.


اشتباه است اگر بگوییم که وضعیت کنونی زنان پاکستانی فقط به وسیله شرایط تاریخی مشخص می شود، ولی در عین حال قدرت سنت و آداب و رسوم را نباید در چنین تحلیلی نادیده گرفت.



جمعه 17/6/1391 - 19:59 - 0 تشکر 548996


قانون پرده در پاکستان


در پاکستان معمولاً زندگی زنان توسط مردان مشخص می شود و قانون پرده (PURDAH) بر آن حکمفرماست. منظور از پرده جدایی زنان و مردان و گوشه نشینی زنان است. پرده مانع دست یافتن زنان به اطلاعات، تحصیل، شغل و ... می شود. زنان در خانه کار می کنند و دنیای بیرون فقط متعلق به مردان است. زنان هیچ گونه دسترسی به بیرون از خانه ندارند و در داخل خانه هم مردان حکمفرمایی می کنند. در جامعه پاکستان، مردی که از ارتباط همسر، خواهر و مادر خود با دیگر مردان جلوگیری می کند، بسیار محترم و آبرودار است.


در مناطق روستایی «پرده» به این معناست که فقط زنان فقیر می توانند در اماکن عمومی کار کنند و به ندرت زنی را با شغل مغازه داری و فروشندگی می توان دید. سپورها یا بناهایی که در خیابان کار می کنند به پایین ترین طبقه جامعه تعلق دارند. ولی زنان متعلق به طبقه متوسط پایین یا طبقه کارگر از قانون پرده به جدیت پیروی کرده و با مشکلاتی روبه رو هستند.


به طور کلی قانون حجاب یا پرده، بر اشتغال زنان تأثیر گذارده و دسترسی آنها را به اطلاعات، مهارتها و موقعیتهای کاری محدود کرده و همچنین توانایی و اعتماد آنها را در انجام کار کاهش داده است. ولی در شرایط متحول کنونی، زنان متعلق به طبقه متوسط که به عنوان متخصص مشغول به کار هستند، برخی محدودیتهای حجاب را طرد کرده و یا آن را به طور مجدد تعریف کرده اند و در نتیجه به کسب موقعیتهای جدید برای آنها انجامیده است اما می توان گفت زندگی روزانه اکثریت زنان پاکستان به وسیله عوامل دینی و اجتماعی ـ فرهنگی زیادی تعیین می شود و آمیخته ای از قوانین هندو و احکام اسلامی با عنوان نظام پرده، شرکت در زندگی عمومی را برای زنان بسیار محدود می کند.


قانون پرده به طور اساسی از سه عامل مختلف ولی مربوط به هم تشکیل شده است:


الف ـ جدایی زنان


ب ـ جدایی دو جنس


ج ـ پوشش (پوشاندن زنان در اماکن عمومی)


اگر چه این عوامل به هم مربوط هستند ولی لزوما نباید در یک جا مورد عمل واقع شوند و در نتیجه ویژگیهای خاص خود را دارند. اگر چه همه مظاهر و چارچوبهای قانون پرده ریشه مذهبی ندارد، ولی احکام آن را گروههای مذهبی با حرارت مورد دفاع قرار می دهند و اکثر زنان از آن پیروی می کنند. گاهی قانون پرده حتی در داخل خانه نیز اجرا می شود. بدین ترتیب که در خانه ها بخشهای جداگانه ای برای زنان و مردان در نظر گرفته می شود و زنها در اکثر موارد اجازه ندارند وارد قلمرو مردان شوند؛ قلمرویی که غالبا راحت تر از بخش زنان است. ولی اکثریت زنان روستایی قادر نیستند قوانین پرده را رعایت کنند، زیرا آنان باید به عنوان کارگر بدون دستمزد، در کارهای خارج از خانه کار کنند.


در مناطق شهری، پرده از نظر سنتی بیشتر به موقعیت اجتماعی و کنترل و برتری مرد بر زن مربوط است و قانون پرده باعث پیشرفت بیشتر مرد و برتری او بر زن می گردد.


از آنجایی که پرده نمایانگر ثروت یک خانواده است، خانواده هایی که وضع مالی خوبی ندارند از آن پیروی می کنند تا خود را در جامعه بالا ببرند. طبقات فقیرتر جامعه از این قانون پیروی نمی کنند ولی به محض آنکه از نظر مالی کمی بهتر شوند شروع به اجرای آن می کنند. زنان طبقات بالا از پرده پیروی نمی کنند بویژه دختران جوانتر. قانون پرده بیشتر در مناطق شهری اجرا می شود تا روستایی و بیشتر توسط طبقات متوسط پایین.



جمعه 17/6/1391 - 20:0 - 0 تشکر 548999


اشتغال زنان در پاکستان و نظام پرده



به طور کلی در مناطق روستایی پاکستان به دلیل نیاز به زنان به عنوان کارگر بدون دستمزد در کارهای خانه و امور خانواده، اکثریت جمعیت نمی توانند از قوانین حجاب و جدایی زن و مرد از یکدیگر پیروی کنند.


قانون پرده به چند طریق بر اشتغال زنان تأثیر می گذارد:


1ـ پرده نشانه روشنی از این مسأله است که زنان ترجیح می دهند در خانه کار کنند؛ کارهایی مثل خیاطی، گلدوزی، بافندگی نه در خارج از خانه، بویژه در شرکتها و اداراتی که زن و مرد با هم یک جا کار می کنند. و از آنجایی که شغلهای خانگی بسیار محدود است، بنابراین کار زنان نیز محدود می شود.


2ـ جدایی زنان مانع انجام کارهایی می شود که در انحصار زنان نیست.


3ـ زنان در انتخاب مشاغل آگاهی کافی ندارند و منابع اطلاعاتی آنها غالبا، همسایگان، بستگان یا دلالها هستند و آنها از این طریق آشنایی پیدا می کنند. بنابراین در انتخاب شغل آزاد نیستند و آنچه شرایط ایجاب می کند، انجام می دهند.


4ـ به دلیل رعایت قانون پرده، حقوق زنان بسیار پایین است و مورد استثمار قرار می گیرند.


5ـ پرده کلیه فعالیتهای شغلی زنان را محدود می کند و از آنجایی که مرد وظیفه نگهداری خانواده را دارد، مردی که زنش بیرون از خانه کار می کند، نشانه فقر خانواده است. زنان شاغل که قانون پرده را رعایت نمی کنند، اغلب مسن ترها، بیوه ها و یا طلاق گرفته ها و جدا شده ها هستند.


زنان در پاکستان در خانه و یا خارج از خانه بدون گرفتن دستمزد کار می کنند و بنابراین، کار آنها برایشان منبع درآمد نیست. این مسأله در فرهنگ پاکستان بسیار قوی است که زنان نباید قدرت اقتصادی داشته باشند.



جمعه 17/6/1391 - 20:0 - 0 تشکر 549000


اشتغال زن پاکستانی در بخشهای مختلف



زنان روستایی پاکستانی به طور متوسط روزانه 14 تا 16 ساعت کار می کنند. زن روستایی نه تنها تمام مسؤولیت غذا، نظافت و فراهم کردن شرایط راحتی زندگی خانواده را به عهده دارد، بلکه باید سوخت و علوفه را تهیه کند، اجاق ابتدایی گلی و دیوارهای گلی خانه را درست و تعمیر کند و از هر گونه دامی که خانواده دارد نگهداری نماید.


در امر کشاورزی، زمینها هیچ وقت به نام زنها اجاره گرفته نمی شود و در نتیجه آنها به عنوان کارگر کشاورز در نظر گرفته نمی شوند. و از آنجایی که زمین به نام مرد است، تمام تولید کشاورزی نتیجه کار مرد در نظر گرفته می شود و زنان به ندرت دستمزد خودشان را دریافت می کنند و به جای آن، مرد تمام دستمزد کار خود، همسر و فرزندانش را دریافت می کند. شراکت در کشاورزی به زنان حق تصمیم گیری را نمی دهد و آنها را از تمام تصمیماتی که در زمینه کشاورزی گرفته می شود، کنار می گذارند.


در مناطق شهری، بر خلاف آمار رسمی، تخمین زده شده که 24 درصد زنان در بخش خدماتی کار می کنند. اکثر این 24 درصد در بخش غیر رسمی کار می کنند، مانند نظافت چی در بیمارستانها، ادارات، خانه ها و خیابانها، و نیز به عنوان نگهبان مدارس، مسافرخانه ها و بیمارستانها و به عنوان خدمتکار، آشپز، ظرفشو، پرستار بچه، رختشو، پرستار و ... تمام این کارها به عنوان مشاغل «سنتی» زنان در نظر گرفته می شود. هر کدام از این کارها موقعیت و پرداخت متفاوتی دارد و هیچ ارتباطی با هم ندارند.


اگر چه در مناطق شهری، زنان زیادی در بخش خدمات کار می کنند ولی بعضی از این نوع کارها از نظر فرهنگی برای زن منع شده است. در حالی که یک زن در خانه شخص دیگری به عنوان آشپز کار می کند ولی هیچ زنی در پاکستان در رستوران کار نمی کند. فقط در بوتیکهای خیلی شیک و گران است که گاهی اوقات زنان کار می کنند. بر خلاف کشورهای دیگر جهان سوم زنان در بازار سبزی و میوه نیز به عنوان فروشنده حضور ندارند. منع کردن زنان از اشتغال در غذاخوریها به این دلیل است که آنها با مردان غریبه برخورد و تماس نداشته باشند، و در بازار میوه و سبزی به این دلیل است که آنها را از معاملات مالی دور نگه دارند. در بخش رسمی، تعداد زنان شاغل در کارخانجات بویژه در صنایع بافندگی، داروسازی و بسته بندی، و در کراچی در صنعت صید ماهی رو به افزایش است. به نظر می رسد که صاحبان کارخانجات تمایل بیشتری نسبت به استخدام کارگران زن پیدا می کنند.


تعداد زیادی از زنان در خانه های خود، کار می کنند. این گونه زنها به خانواده خود تعلق دارند و از موقعیت اجتماعی نسبتا بهتری برخوردار هستند. همسران این زنها نسبت به کار کردن زن خود در بیرون از خانه به طور آشکار و برای گرفتن دستمزد بسیار حساس هستند. ارزشهای اشتباه در رابطه با حجاب، که باعث می شود زنها را از جامعه جدا سازد، تعداد زنانی که می توانند کارگران خوبی باشند را کاهش می دهد. این گونه زنها استثمار می شوند. این واقعیت که زنان هم در مناطق روستایی و هم در مناطق شهری کار می کنند، نتوانسته است از این فکر جامعه که زنان بی حاصل هستند، جلوگیری کند. این جریان که از اسناد و آمار رسمی به دست آمده است، بسیار مضرّ است زیرا از آن به عنوان دلیلی برای در نظر نگرفتن زنان در تصمیم گیریها و سیاستها استفاده می شود.


نیروهای اجتماعی اقتصادی، اشتغال زنان را تشویق نمی کنند. متغیری که بویژه در این مسأله مؤثر است تحصیل شوهر می باشد. هر چه شوهر تحصیل کرده تر باشد زن کمتر کار می کند. یک عامل اجتماعی اقتصادی دیگر که به طور منفی بر اشتغال زنان تأثیر می گذارد، مالکیت کالاهای پایایی از قبیل دوچرخه، رادیو، چرخ خیاطی و مانند اینها می باشد.


آمارهای گوناگون نشان می دهد که بیش از 70% زنان شاغل پاکستان در زمینه کشاورزی کار می کنند. بر اساس آمار سال 1340 (1961) 76 درصد این تعداد از زنان شاغل بدون دریافت دستمزد برای کمک به کار خانواده کار می کنند. این وضعیت از سال 1342 (1961)، زیاد تغییر نکرده است.


از بین زنان کارگری که در کارهای کشاورزی نیستند، ظاهرا بیشتر در کارهای تولیدی مانند خیاطی، بافندگی و مانند اینها هستند. دومین دسته از نظر اکثریت، آنهایی هستند که در کارهای خدماتی مشغول می باشند. کارهای تخصصی مانند معلمی، پزشکی و پرستاری، بیشتر در مناطق شهری متمرکز است و حدود 10 درصد زنان شاغل در این بخش می باشند. اکثر شغلهای زنان غیر تخصصی هستند.


کار کردن دختران جوان مجرد در پاکستان به طور سنتی کم بوده ولی در نتیجه همکاری آنها در صنعت کلبه سازی در روستاها، نشانه های تغییر دیده می شود. ارزش اجتماعی، روانی و البته اقتصادی دختری که پول نقد به دست می آورد احتمالاً از ارزش دختری که این گونه نیست بیشتر می باشد. احتمالاً والدین، ازدواج دختر را به تأخیر می اندازند تا بتوانند جهیزیه بهتری برای او تهیه کنند.


میزان بیکاری زنان و مردان به طور سنتی در پاکستان بسیار پایین بوده است. سن کار بین 15 سالگی تا 59 سالگی است. زنانی که به کار احتیاج دارند، اکثر عمر خود را به کار می پردازند. از مقایسه بین بعضی از ویژگیهای اقتصادی، اجتماعی زنان شاغل و غیر شاغل می توان نتیجه گرفت که به طور متوسط، زنان شاغل جوانتر هستند و تعداد فرزندانشان از زنان غیر شاغل کمتر است. درصد بیشتری از زنان غیر شاغل بی سواد هستند یا شوهران بی سواد دارند. به ندرت کسی در آنها پیدا می شود که از کلینیکهای برنامه ریزی زندگی اطلاع داشته باشد. اما آنچه که مسلم است نوع نگرش نسبت به اشتغال زنان، به تدریج تغییر می یابد. در سالهای اخیر شرکت دختران جوان در کارهای بافندگی به دلیل تقاضای روزافزون برای قالیهای دست باف افزایش یافته است. از میان دانشجویان زن دانشگاهها، حدود 80 درصد دانشجویان هنر و تمام دانشجویان علوم نشان دادند که آنها تصمیم دارند بعد از پایان یافتن تحصیلاتشان کار کنند. علی رغم این فشارها، اکنون زنان وارد کارهای غیر سنتی می شوند، مانند تلویزیون؛ جایی که مرد و زن تقریبا همیشه باید در کنار هم کار کنند. بعضی از ادارات دولتی و خصوصی تلاش می کنند تا اشتغال زنان را افزایش داده و آسان تر کنند. اما اطلاعات آماری نشان می دهد که بیش از 32 نیروی کار زن پاکستان در بخش کشاورزی مشغول به کار هستند. همچنین طبق این آمار، موفقیت و تفوّق زنها در شغلهای خیاطی و ریسندگی یا بافندگی قابل توجه است. رشد صنعتی اخیر در پاکستان نشان می دهد که اقدامات صنعتی مانند تولید لباسهای آماده و فرش و قالی، بسیار گسترش یافته است. در این صنایع به طور سنتی، زنان بسیار زیادی مشغول به کار هستند و به همین صورت هم باقی خواهد ماند.


یکی از دلایل افزایش امکان در شرکت در این گونه کارها به انعطافی که محل این گونه کارها فراهم می کند ارتباط دارد.


بررسی بیشتر در باره زنان شاغل در بافندگی و خیاطی نشان می دهد که تقریبا تمام زنهایی که به این نوع کار اشتغال دارند هم در مناطق روستایی و هم در مناطق شهری در خانه کار می کنند.



برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.