انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 9492)
جمعه 17/6/1391 - 7:54 -0 تشکر 546516
حدیث کساء

حدیث شریف کساء و آثار شگفت

حدیث شریف کساء که توسط بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نقل شده و جابر مستقیما از ایشان روایت میکند از گنجینه های ارزشمند شیعه چه در بعد اعتقادی و چه در بعد معنوی است از همین رو یکی از طرق حل مشکلات و سختی های شیعه در طول تاریخ خواندن و توسل پیدا نمودن به این حدیث شریف است.

جمعه 17/6/1391 - 7:54 - 0 تشکر 546517

جناب آقای دکتر نوری مطلق در ارتباط با آثار و برکات حدیث کساء در زندگی شان چنین نقل کرده اند :
بیش از چهار سال است که شب پانزدهم هر ماه در منزل جلسه قرائت حدیث کساء برگزار می کنیم. علت انتخاب شب پانزدهم آن است که مرحوم پدرمان که از فضلای حوزه علمیه بودند به بزرگداشت یاد و خاطره اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام عنایت ویژه ای داشتند. به ویژه به مناسبت میلاد مسعود امام زمان عجل الله فرجه در نیمه شعبان مراسم باشکوهی برگزار می کردند. ما هم پس از رحلت ایشان آن برنامه را ادامه داده و خواندن حدیث کساء را در شب پانزدهم هر ماه قرار دادیم. از آغاز این برنامه تاکنون جلسه حدیث کساء در هر وضعیتی برقرار بوده است ، هر چند از نظر مالی در مضیقه قرار داشتیم. مواردی اتفاق افتاده که برای برپایی جلسه مجبور به قرض گرفتن شدیم ، ولی هیچ گاه برای ادای قرض به زحمت نیفتادیم و به برکت این جلسه هزینه ها به راحتی پرداخت شده است. در این مراسم سعی بر این بوده است که از شرکت کنندگان با مختصر شامی پذیرایی شود. در این چهار سال بارها اتفاق افتاده که مشکلات بزرگی که حل آنها از راه های معمولی برای ما و دیگر شرکت کنندگان جلسه ناممکن بوده حول و حوش برقراری جلسه حدیث کساء برطرف شده است و ما این عنایت را از لطف و توجه اهل بیت علیهم السلام به جلسه حدیث کساء می دانیم.
اما آنچه به طور خاص در زمینه آثار و برکات حدیث شریف کساء واقع شده آن است که : دو سال قبل ( سال 1382 ) برای جلسه ماه ذی قعده از برخی دوستان ، همسایگان و بستگان برای شرکت در جلسه دعوت کردیم ، اما کسانی که از آنها دعوت به عمل آمده بود هر یک به دلیلی موفق نشدند در جلسه شرکت کنند و به همین دلیل آن مجلس با جمع بسیار مختصر و به صورت بسیار غریبانه ای برگزار شد. این موضوع مرا غمگین ساخت و دلم شکست و از خداوند متعال و حضرات معصومین ، به ویژه حضرت زهرا سلام الله علیها خواستم که عنایتی خاص به این جلسه داشته باشند که موجب دلگرمی ما شود. در آن جلسه همگی از حضرت حق ، توفیق زیارت کربلا را طلب کردیم. خدا شاهد است ماه بعد ( ذی حجه 1382 ) همه افرادی که در جلسه قبل حضور داشتند ، از پیر و جوان و کودک و زن و مرد بی آنکه با یکدیگر هماهنگی کرده باشند در کربلا بودند و این امر با وضعیت بحرانی عراق در آن زمان نمی توانست چیزی جز عنایت حضرات معصومین علیهم السلام باشد. نکته جالب دیگر آنکه در همان ایام سامرا بسیار ناامن بود و به کسی اجازه نمی دادند به زیارت امام هادی و امام عسکری علیهما السلام مشرف شود. حتی یکبار تا چند کیلومتری سامرا هم رفتیم ولی ما را بازگرداندند. شب پانزدهم ماه ذی حجه که شب میلاد امام هادی علیه السلام بود مراسم قرائت حدیث کساء را با همان جمع و با توجه به مشکلات و شلوغی های بین الحرمین و ممانعتهایی که به عمل می آمد برگزار و از آن امام همام توفیق زیارتشان را طلب کردیم. بحمدالله صبح روز پانزدهم ماه روز تولد امام هادی علیه السلام ، با همان جمع در قالب کاروانی عازم سامرا شدیم و توفیق زیارت امام هادی و امام عسکری علیهما السلام را پیدا کردیم و بعد از ظهر به کربلا بازگشتیم. پس از آن سایر افراد به ایران بازگشتند ، ولی ما و خانواده توفیق یافتیم عید غدیر را نیز در نجف باشیم و پس از آن به ایران بازگردیم.
پس از این عنایت ، دوستان ، بستگان و همسایگان با توجه بیشتری در این جلسه شرکت می کنند.
امید آنکه مجالس اهل بیت علیهم السلام هر روز رونق بیشتری یابد و همه ما توفیق پیروی از راه آن بزرگواران را پیدا کنیم.

جمعه 17/6/1391 - 7:54 - 0 تشکر 546518



تشرف به محضر امام زمان با خواندن حدیث شریف کساء

یکی از سادات بزرگوار و روضه خوانهای خوب امام حسین علیه السلام که امام جماعت مسجدی را در اصفهان برعهده دارد می گفت :
خدمت یکی از علمای بزرگ اصفهان رسیدم. ایشان به من فرمودند آمادگی دارید به مجلس روضه ای در خارج شهر بروید ؟ سپس صاحب مجلس را که از بازاریان اصفهان بود به من معرفی کردند.. اعلام آمادگی کردم و به آن مجلس رفتم. خانه ای که در آن روضه برقرار بود بالاتر از بیمارستان قلب شهید چمران و از مرکز شهر بسیار دور بود. هوا هم سرد و جاده بسیار لغزنده بود ، به همین دلیل با احتیاط و آرام حرکت می کردم. با این حال ماشین به ناگاه شروع به چرخیدن دور خود کرد. ترس شدیدی مرا فرا گرفت. توسلی به حضرت زهرا سلام الله علیها پیدا کردم. یکباره ماشین ایستاد و به طور مستقیم در جاده قرار گرفت. با نیم ساعت تاخیر به مجلس رسیدم. اهل مجلس از رنگی که به چهره داشتم متوجه شدند که برایم اتفاقی افتاده است. حادثه را برای آنان شرح دادم و گفتم به من الهام شده که امشب در این مجلس حدیث کساء بخوانم. چراغها را خاموش کردند. خواندن حدیث کساء نیم ساعتی به طول انجامید. نیم ساعت هم روضه خوانی طول کشید. جلسه یک حال استثنایی پیدا کرده بود. صدای ضجه و شیون مرد و زن بلند بود. در حال توسط گفتم : یقینا عنایتی به مجلس شده است و از مردم خواستم تا در حق خودشان و من دعا کنند.
پس از پایان مراسم چراغها را روشن کردند. در اثر شدت گریه همه چشمها قرمز شده بود. سفره را انداختند و مقداری غذا برای خانواده من جدا گذاشتند. هنگام برگشت در آن بیابان یخ بندان و تاریک تنها صدای سگ ها به گوش می رسید. حس غریبی به من دست داده بود. خطاب به امام زمان علیه السلام عرض کردم ای آقا ! عده ای آنچنان وضع زندگیشان خوب است که هر ساله مکه ، شام ، کربلا و مشهد و... می روند. ولی من باید در این بیابان به عشق شما با این سرما و یخ بندان و خطرات دست و پنجه نرم کنم و از همه آن نعمتها محروم باشم. نه کربلایی ، نه مکه ای و نه زیارت شما. نه در خواب و نه در بیداری... خدا می داند آن شب چه حالی داشتم. ساعت یک بعد از نیمه شب بود که به خانه رسیدم. همان شب یکی از حاجی های محترم که حالات خوبی داشت و برای امام حسین علیه السلام مجالس عزاداری برپا می کرد فوت کرده بود. نماز لیله الدفن او را خواندم و چون به رد امانات حساس هستم همان شب ظرفهای غذایی را که به من داده بودند شستم و آماده کردم تا فردا به صاحبش بازگردانم. پس از آن به رختخواب رفتم. در اثر خواندن حدیث کساء و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها در عالم خواب دیدم که در مکه خدمت آقایی هستم که بسیار زیبا و نورانی است. آن آقا روی سنگها به سجده افتاده و حال دعا و انابه عجیبی داشتند. من صورت آن آقا را نمی دیدم، اما به من الهام شد که به آن آقا سلام کنم ، تا در موقع جواب صورتشان را ببینم. سلام کردم ؛ برای جواب سر از زمین برداشتند و پس از آن از زمین برخاستند و به راه افتادند. کسی همراه ایشان بود. من هم همراه آنان حرکت کردم. به فکر افتادم که وقت نماز است. باید خود را آماده کنم تا با آن شخصیت بزرگوار نماز بخوانم. در همین حال از خواب بیدار شدم. گریه ای عجیب مرا فرا گرفت. با اینکه خیلی کم خواب می بینم ، پس از دو ساعت گریه بار دیگر خوابم برد. دوباره در خواب آن آقا را دیدم؛ در حالی که عمامه و لباسهای رسول خدا را به تن داشتند و چند نفر با ایشان بودند. من روی پله دوم منبر نشسته بودم. حضرت از جلوی من رد شدندو توجهی به من کردند و لبخندی زدند. مجددا از خواب برخاستم و از شدت ذوق ، بی تابی و گریه می کردم و در فکر بودم که تعبیر این خواب چیست.
پانزده روزی از این واقعه گذشت ؛ از خانه همان کسی که در آن حدیث کساء خوانده بودم به من تلفن زدند و خود را معرفی کردند و گفتند آقایی تصمیم گرفته فیش مکه خود را به شما واگذار کند و پول گوسفند قربانی و پنجاه هزار تومان برای مخارج سفر را هم به عهده بگیرد. وقتی آن بنده خدا این مطلب را برای من شرح داد بدنم شروع به لرزیدن کرد. نشستم و شروع کردم به گریستن و عرض کردم : ای آقا ! با توسل به حدیث کساء زیارت شما و مکه نصیبم شد. به دنبال این عنایت توفیق یافتم خانواده و بچه هایم را هم به مکه ببرم.
پس از آن متوجه شدم با عنایات متعددی که به وسیله برپایی مجلس حدیث کساء و روضه حضرت زهرا سلام الله علیها به مردم آن منطقه شده، روضه ای که بنا بود فقط یک سال برقرار باشد سالها ادامه یافته است.


جمعه 17/6/1391 - 7:55 - 0 تشکر 546519

شفای بیمار سرطانی به وسیله حدیث کساء

یکی از پزشکان متدین اصفهان که همگان به بزرگواری وی اعتراف دارند می فرمود :
چندی پیش پیرمردی برای درمان سینه درد به من مراجعه کرد. پس از معاینه داروهایی برای او تجویز کردم. پس از مدتی پیرمرد به مطب من آمد و گفت داروهایی که تجویز کرده اید هیچ تاثیری بر من نداشته است. برای پی بردن به علت درد آزمایشی برای او نوشتم. هنگامی که جواب آزمایش آمد دریافتم که سرطان تمام سینه او را فراگرفته است. پیرمرد از نگاه من مشکوک شد و گفت نکند سرطان دارم که این طور به من نگاه می کنی ؟ پس از گرفتن جواب مثبت از مطب بیرون رفت و حتی جواب آزمایش خود را هم نگرفت. دو ماه از این واقعه گذشت و دیگر خبری از او نشد. من یقین کردم که پیرمرد مرده است و حتی گاه گاهی هم برای او طلب آمرزش می کردم.
روزی به طور ناگهانی پیرمرد به مطب آمد و من هیچ اثری از درد در او ندیدم. با تعجب از او پرسیدم هنوز زنده ای ؟ با سرطانی که تمام سینه ات را فرا گرفته بود چه کردی ؟ در پاسخ گفت : با حدیث کساء این بیماری سخت را پشت سر گذاشتم. او را برای گرفتن آزمایشی دیگر به آزمایشگاه معرفی کردم و هنگامی که جواب آزمایش را دیدم هیچ اثری از سرطان در آن پیرمرد وجود نداشت.
این طبیب متدین هر بار که این مطلب را نقل می کرد اشک می ریخت و بر خلوص و پاکی آن پیرمرد غبطه می خورد که چگونه توانسته است بیماری سختی همچون سرطان را به سادگی از خود دور کند.

جمعه 17/6/1391 - 7:55 - 0 تشکر 546520



زنده شدن مرده به برکت حدیث شریف کساء

جناب آقای امیرحسین بانکی ، از مدرسان گروه معارف دانشگاه اصفهان تعریف می کرد : حدود سال 1371 در اصفهان با جمعی از دوستان و دانشجویان در مرکز فرهنگی عترت واقع در مسجد یزد آباد به فعالیت های قرآنی و فرهنگی مشغول بودیم. در آن زمان همسایه های مسجد با انجام این قبیل فعالیتها در مسجد مخالف بودند و روی خوشی به دانشجویان نشان نمی دادند. بعد از ظهر جمعه ای حدود ساعت یک، جلسه شورا در مسجد برگزار شد. در حین گفتگو ناگهان صدای ناله و شیون بلندی از خانه همجوار مسجد به گوش رسید. اعضای شورا به کوچه آمدند و دیدند که آن خانواده با اضطراب بسیار از مرگ دختر تازه عروس خود سخن می گویند. آقای دکتر سید ناصرالدین مصطفوی ، برادر دو شهید که در آن زمان دانشجوی سال آخر پزشکی بود و هم اکنون (سال 1384) دانشجوی فوق تخصص اطفال در دانشگاه شیراز است ، در جمع ما بود. وی به سرعت بالای سر بیمار رفت و پس از انجام معاینه دستور داد آمبولانس را خبر کنند. گویا آن دختر خانم دچار عارضه ای بوده که باید داروهایش را در ساعت مشخصی می خورده است و به علت تاخیر در مصرف دارو این مشکل برایش پیش آمده بود. افراد خانواده به قدری مضطرب و وحشت زده شده بودند که نمی توانستند کاری انجام دهند. دوستان با اورژانس تماس گرفتند و پس از آمدن آمبولانس دکتر مصطفوی و یکی از بستگان بیمار به همراه بیمار با آمبولانس به سمت بیمارستان حرکت کردند.
من که به شدت تحت تاثیر این حادثه قرار گرفته بودم ، یاد سفارش جناب حجت الاسلام معمار منتظرین ، در ارتباط با آثار قرائت حدیث کساء افتادم. از اهالی آن خانه خواستم تا به مسجد بیایند تا همراه دیگر جوانان حاضر در مسجد حدیث کساء را به قصد شفای آن دختر خانم بخوانیم. اهالی آن خانه با ظاهری در شان مسجد وارد مسجد شدند و همه مشغول خواندن حدیث کساء شدیم. گریه اهل آن خانه همه را منقلب کرده بود. بی اغراق می توانم بگویم این با حال ترین و خاطره انگیزترین حدیث کسائی بود که تاکنون خوانده ام.
دقایقی پس از خواندن حدیث کساء و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها ، از بیمارستان تماس گرفتند و بهبود یافتن آن دختر خانم را خبر دادند. فردای آن روز حال آن خانم خوب شد و از اورژانس به بخش عمومی منتقل و پس از چند روز از بیمارستان مرخص شد.
آقای دکتر مصطفوی وضعیت بیمار را از زمانی که برای معاینه به خانه آنها رفته بود تا زمانی که حال بیمار رو به بهبود گذاشت چنین نقل می کرد :
وقتی بالای سر بیمار حاضر شدم و او را معاینه کردم دریافتم که تنفس و ضربان قلب بیمار مختل شده است. به همین دلیل درخواست آمبولانس کردم. در طول راه تنفس و ضربان قلب بیمار به طور کامل قطع شد. به طوری که وقتی به بیمارستان رسیدیم اورژانس بیمارستان بیمار را قبول نمی کرد و می گفت این شخص مرده است و ما نمی توانیم او را تحویل بگیریم. خودم را به دکترها و پرسترها معرفی کردم و گفتم من دکتر هستم و مسوولیت بیمار را به عهده می گیرم. به همین دلیل وارد اورژانس شدیم و عملیات احیای قلبی و تنفسی را آغاز کردیم.. الحمدلله این اقدام موثر افتاد و تنفس و ضربان قلب بیمار بازگشت.
گفتنی است پس از این حادثه و موثر بودن حدیث کساء و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها و نقشی که اعضای آن کانون فرهنگی در این زمینه داشتند ، اهالی آن محل نظرشان به مسائل دینی – فرهنگی و فعالیت دانشجویان در مسجد عوض شد. اعضای خانواده بیمار شفا یافته نیز از لحاظ حجاب و رفتارهای ظاهری وضعیت بسیار مناسب تری پیدا کردند.


جمعه 17/6/1391 - 7:55 - 0 تشکر 546521



حل مشکل ازدواج و اشتغال!
جناب حجت الاسلام معمار منتظرین ، بیش از 21 سال است که به لطف خدا و عنایات حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها صبحهای پنجشنبه در منزلشان جلسه حدیث کساء برپاست. ایشان در باب برپا داشتن حدیث کساء بسیار اصرار داشته و نکات ارزشمندی از راز و رمز این حدیث را در صحبتهای خود بیان می کنند. از جمله نکاتی که ایشان از حدیث کساء برداشت کرده اند آن است که در این حدیث حضرت فاطمه سلام الله علیها بی واسطه از گفتگوی خداوند با ملائکه و جبرئیل نقل حدیث می کنند و این امر نشان دهنده مقام والای حضرت زهرا سلام الله علیها است. از جمله خاطرات چشم گیری که ایشان درباره آثار شگفت حدیث کساء نقل می کنند این خاطره است :
یکی از دوستان ما که اهل زواره اصفهان بود برایم نقل کرد که دختری داشتم که سالها در جامعه الزهرای قم درس خوانده بود و مدرک کارشناسی الهیات داشت. خیلی دوست داشتم که همسری سید و با تقوا و از خانواده ای معتبر برای او پیدا شود. خواستگاران بسیاری هم برای دخترمان می آمد ولی هیچ یک از آنها این شرایط را نداشتند. نذر کردم که چهارده شب متوالی حدیث کساء را برای برآورده شدن این خواسته قرائت کنم. در چهاردهمین شب ، خانواده ای از تهران تماس گرفتند و خواستند که برای خواستگاری به منزل ما بیایند. آن شب خجالت کشیدم از خانواده داماد بپرسم آیا از سادات هستند یا نه ؟ به هر روی قراری گذاشته شد و آن خانواده همراه پدربزرگ داماد به خانه ما در زواره آمدند. در میان صحبتها پدربزرگ داماد گفت : خدمت رسیدیم تا دختر شما را برای آقا سید احمد کسائیان خواستگاری کنیم. همین یک جمله دربردارنده نشانه هایی بود از اینکه توسل به حدیث کساء مورد قبول قرار گرفته است. یکی آنکه آن خانواده از سادات بودند و مهمتر از آن نام خانوادگی آنان کسائیان بود و تماس آنها با خانواده هم در چهاردهمین شب نذر انجام گرفته بود.
به هر روی این ازدواج سر گرفت. پس از چندی دخترم برای ادامه زندگی به تهران رفت.. چند ماه گذشت. دخترم با خانواده تماس گرفت و گفت در این چند ماه هر چه دنبال کار گشته ام کاری پیدا نکرده ام ؛ من با داشتن مدرک کارشناسی الهیات از اینکه در خانه بنشینم خسته شده ام... من بار دیگر به حدیث کساء متوسل شدم. پس از چند روز دخترم تماس گرفت و گفت که مساله اشتغالم نیز با اوضاع کنونی اشتغال در شهر تهران درست شد. داستان از این قرار بود که فردای روزی که من حدیث کساء را به منظور حل مشکل دخترم خواندم ، دخترم به مجلس زنانه ای که در همسایگی او بوده می رود. دخترم می گفت مجلس خیلی سرد و بی حال بود و من که قبلا سابقه تبلیغ در اهواز داشتم و خداوند هم نفس گرمی به من داده بود از صاحبخانه برای خواندن روضه اجازه گرفتم. او هم اجازه داد و با روضه خوانی و صحبتهای من مجلس گرم شد. صحبتهای من با استقبال شرکت کنندگان روبرو شد. پس از پایان جلسه صاحب مجلس از من پرسید شما کجا ساکن هستید ؟ گفتم من همسایه شما هستم و به تازگی به تهران آمده ام و از جامعه الزهرای قم لیسانس الهیات گرفته ام. صاحبخانه از شغل من پرسید. در جواب گفتم در این چند ماه که به تهران آمده ام هنوز موفق به پیدا کردن شغل مناسبی نشده ام. در اینجا صاحبخانه که خود مدیر دبیرستان دخترانه ای بود از من خواست به عنوان معلم تربیتی در آنجا مشغول به کار شوم. جالب آنکه نام آن دبیرستان دخترانه نیز دبیرستان کساء بود.


جمعه 17/6/1391 - 7:56 - 0 تشکر 546522

شفای فلج با شنیدن حدیث کساء منظوم

یکی از مومنان علاقه مند به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام در اثر سکته مغزی یک طرف بدنش فلج شد و از کار افتاد به طوری که برای برآورده شدن حوائج شخصی خود مجبور بود از اطرافیان کمک بگیرد. این حادثه برای او و خانواده اش مشکلاتی پیش آورده بود. بستگان بیمار کسی را که برای برآورده شدن خواسته ها ترجمه منظوم حدیث کساء را می خواند کنار بستر این مومن آوردند و او شروع به خواندن اشعار حدیث کرد. وقتی که به شعرهای مربوط به عبارت " هم فاطمه و ابوها ..." رسید به ناگاه بیمار از بستر برخاست و نشست و بدنش به حرکت درآمد. از آن پس مشکل آن مومن شفا یافته تا حد زیادی برطرف شد. به طوری که می توانست کارهای خود را در خانه و حتی بیرون خانه انجام دهد. پس از مدتی از او پرسیدند در آن مجلس چه اتفاقی برایت افتاد ؟ او گفت وقتی خواننده اشعار به شرح عبارت " هم فاطمه و ابوها..." رسید یکباره مثل اینکه برقی در بدن من جریان پیدا کند حالتی برایم پیدا شد که توانستم برخیزم و سستی و بی حرکتی بدنم برطرف شد.
از این داستان معلوم می شود آثار و برکاتی که برای حدیث کساء و توسل به اهل بیت علیهم السلام و یادآوری و ترویج معارف آن بزرگواران بیان شده اختصاصی به خواندن متن عربی ندارد، بلکه هدف پیدا کردن حال و هوای معنوی و بیان معارف بلند به قصد بهره مندی فکری و عملی است ، هر چند در قالب نظم و نثر فارسی یا دیگر زبانها باشد.
جناب صابر شوشتری نیز که حدیث شریف کساء را به نظم درآورده است در مقدمه شعر خود می نویسد : " قسم به ذات پاک خداوند که این دو منظومه شریفه را برای هر حاجتی که خواندم روا شد و هر گرفتاری که بود رفع و هر دشمنی که داشتم منکوب و دفع شد، مگر جایی که صلاح خداوند متعال نبوده و بعد علت روا نشدن حاجت برای من معلوم گردیده است. تاثیر گذاری این حدیث شریف و محتوای این دو منظومه عربی و فارسی از آنجا سرچشمه می گیرد که همه اش مدح خاندان عصمت و طهارت است."
این مطلب نشان از آن دارد که توسل به اهل بیت علیهم السلام و ذکر معارف آنها با هر زبانی که باشد مورد عنایت اهل بیت قرار گرفته و منشا اثر خواهد شد.

جمعه 17/6/1391 - 7:56 - 0 تشکر 546523



شفای لکنت کودک به برکت حدیث کساء

فرزند آقای حاج سید محمد کاظم اعظم پور، در نامه ای به برادر گرانقدر نگارنده، جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا حجت موحد ابطحی، چنین نوشته است :
حدود دو سال قبل فرزند چهار ساله یکی از بستگان نزدیک ما به لکنت زبان دچار شد و همه را متاثر کرد.. معالجه و توسل زیادی انجام گرفت، ولی به نتیجه ای نرسید. تصمیم گرفتم برای شفای کودک به زیارت علی بن موسی الرضا علیه السلام مشرف شوم. با توفیق الهی به زیارت مشرف شدم. چند روزی که در خدمت آن حضرت بودم تمام توسلاتم برای شفای آن کودک بود.
شبی در صحن مطهر امام رضا علیه السلام هیئتی عزاداری می کرد. بنده هم در عزاداری آنها حضور یافتم و حال خوشی پیدا کردم. تمام هدفم شفای آن بچه بود. پس از مراجعت به اصفهان، شبی پدرتان مرحوم آیت الله حاج سید مرتضی موحد ابطحی را در خواب دیدم. ایشان به من فرمودند برای شفای طفلتان ده مرتبه حدیث شریف کساء بخوانید. پس از عمل به دستوری که آن مرحوم در خواب به ما دادند، بحمدالله بیمار ما شفای کامل یافت.

به نقل از کتاب حدیث کساء و اثار شگفت تالیف حضرت ایة الله سید علی موحد ابطحی


جمعه 17/6/1391 - 7:58 - 0 تشکر 546524



برطرف شدن مشکل مالی به سبب قرائت حدیث شریف کساء

نسخه اولیه کتاب " حدیث کساء و آثار شگفت آن " را به یکی از فضلای حوزه علمیه قم دادم تا نظر خود را در ارتباط با مطالب کتاب بیان کند. وی نیز این کار را قبول کرد. پس از گذشت دو هفته ، در جلسه ای که با وی داشتیم واقعه ای را که در این مدت برایش رخ داده بود را چنین نقل کرد :
من با توجه به نظر برخی اساتید در ارتباط با سند و متن حدیث کساء ، اعتقادی به آن نداشتم و خود نیز در ارتباط با آثار قرائت حدیث کساء چیزی مشاهده نکرده بودم. گرچه اصل واقعه را با توجه به احادیث مربوط به آیه تطهیر خدشه ناپذیر می دانستم. البته در چند جلسه حدیث کساء شرکت کرده بودم ، ولی اعتقاد چندانی به آن نداشتم. در مدتی که مشغول مطالعه کتاب " حدیث کساء و آثار شگفت آن " بودم و نظراتم را در ارتباط با متن کتاب می نوشتم ، به خصوص زمانی که به بخش مربوط به آثار شگفت حدیث کساء رسیدم ، تحت تاثیر قرار گرفتم و به یاد مشکلی افتادم که چند ماه بود با آن درگیر بودم و تصمیم گرفتم حدیث کساء را به امید رفع مشکل خود بخوانم. حکایت از این قرار بود که وام کوتاه مدت سنگینی گرفته بودم و در بازپرداخت چهار قسط آخر آن که حدود شش میلیون تومان بود با مشکل جدی روبرو بودم. تصمیم گرفتم منزلی را که در آن ساکن هستم رهن بدهم تا بتوانم اقساط عقب افتاده را بپردازم و مشمول جریمه های دیرکرد نشوم. از شهریور ماه ( 1384 ) به امید رسیدن پول منتظر بودم ، اما خبری نشد. به چند دفتر معاملات املاک سپرده بودم که به دنبال مستاجری برای خانه ام باشند. از آن موقع سه چهار ماه می گذشت و خبری نشده بود.. از زمانی که خواندن کتاب " حدیث کساء و آثار شگفت آن " را شروع کردم ، تصمیم گرفتم برای برطرف شدن این مشکل ، با خواندن حدیث کساء به حضرت زهرا سلام الله علیها متوسل شوم. از این رو هر شب حدیث کساء را خواندم. از طرف دیگر چند روزی بود که برخی دوستان به من سپرده بودند که وقتی به بنگاه ها سر می زنم مشخصات خانه آنها را هم به بنگاه معاملات بدهم تا برای آنها هم مشتری پیدا شود و من هم این کار را انجام می دادم. اما با توجه به اینکه منزل خود را برای رهن به چند جا سپرده بودم دیگر کار خود را پیگیری نمی کردم. در شام میلاد امام رضا علیه السلام بود که چشمم به یک دفتر معاملات املاک افتاد که در نزدیکی های منزل ما تازه افتتاح شده بود.. با خودم گفتم خوب است مشخصات خانه دوستان را به این دفتر هم بدهم. وارد دفتر معاملاتی شدم و مشخصات و تلفن خانه های دوستان را دادم ، اما اصلا به این فکر نبودم که مشخصات خانه خودم را هم به همین بنگاهی بدهم. در همین زمان شخصی وارد بنگاه شد و سراغ خانه اجاره ای گرفت. صاحب بنگاه که تازه کار خود را آغاز کرده بود در پاسخ گفت خانه برای فروش دارم اما برای رهن و اجاره فعلا خانه ای سراغ ندارم. در همین هنگام به یادم افتاد که من خود نیز دنبال مستاجر برای خانه می گشتم. به آن آقا گفتم من یک خانه برای اجاره سراغ دارم. قیمت را پرسید. گفتم 6 تا 7 میلیون قرض الحسنه و مبلغی هم به عنوان اجاره. او آدرس منزل را خواست. منزل را که همان نزدیکی ها بود نشانش دادم. پرسید کی می شود خانه را دید ؟ گفتم هر وقت که بخواهید. گفت همین الان مشکلی ندارد ؟ گفتم نه. به همراه آن شخص به منزل رفتیم. او منزل را دید و پرسید می توانم بروم و خانواده را هم بیاورم تا او هم خانه را ببیند ؟ گفتم اشکالی ندارد. همان لحظه رفت و نیم ساعت بعد خانواده خود را هم آورد. آنها خانه را دیدند و پسندیدند و قرار شد که آن را رهن و اجاره کنند. در ضمن آن شخص خانه را برای خود می خواست و قرار بود عید نوروز ( 1385 ) عروسی کند ، ولی چون زیاد دنبال خانه گشته بود و با مشکل مواجه شده بود از من خواست که همان لحظه قرارداد اجاره را بنویسم. گفتم باشد برای فردا تا من متن قرارداد را آماده کنم. گفت اگر همین الان باشد بهتر است. چون قبلا هم خانه هایی را دیده ام و وقتی قولنامه نوشتن به فردا موکول شده قرار به هم خورده و خانه از دستم رفته است. به هر حال با اصرار آن بنده خدا همان شب قرارداد دست و پا شکسته ای نوشتم. من در حال نوشتن بودم که آقای مستاجر مبلغ شش میلیون تومان چک پول در برابرم گذاشت و قرارداد را امضا کرد. پس از رفتن آنها من به خانواده گفتم : این هم عیدی امام رضا و اهل بیت علیهم السلام. فردای آن روز پولها را به بانک بردم و حسابم را با بانک تسویه کردم. من مصادف شدن این واقعه را با میلاد امام رضا علیه السلام و پیدا شدن یک چنین مشتری را برای خانه پس از سه چهار ماه و انجام قرار داد در ظرف نیم ساعت را نشان از تاثیر حدیث کساء در برآورده شدن حاجات می دانم. نکته دیگر آنکه در همین ایام من دیوان اشعاری را بررسی می کردم به نام " گنجینه نور " که در مدح و منقبت و مرثیه پنج تن آل عبا تهیه شده بود و همان روز ( روز میلاد امام رضا علیه السلام ) بخش مربوط به حضرت زهرا سلام الله علیها را تمام کرده بودم. تمام این شواهد و قرائن نشان از عنایتی دارد که من نمی توانم آن را به چیزی جز توسل به اهل بیت علیهم السلام و خواندن حدیث کساء نسبت دهم.
این حکایت نویسنده را به یاد یکی از داستان های کتاب " زیارت عاشورا و آثار شگفت آن " انداخت که در آن حروفنگار کتاب ، حین مطالعه محتوای کتاب تحت تاثیر قرار می گیرد و برای برطرف شدن مشکل بینایی خود متوسل به زیارت عاشورا می شود و به برکت زیارت عاشورا مشکلش برطرف می گردد.



به نقل از کتاب حدیث کساء و اثار شگفت تالیف حضرت ایة الله سید علی موحد ابطحی


جمعه 17/6/1391 - 7:59 - 0 تشکر 546525

فواید خواندن حدیث کساء



حضرت آیت الله میرسیدعلی موحد ابطحی اصفهانی
روشـن است كه براى ارتباط با خداوند عالم، هـیچ‌گونه محدودیت مكانى وجود ندارد. در هر مكانى مى‌توان با پروردگار عالم ارتباط برقرار كرد و حاجات خود را از او طلبید؛ ولى مسلم است كه مكان‌هاى پاك و مقدس، از یك سو، در ایجاد زمینه‌ى روحى بهتر، براى توجه قلبى به عالم اعلا و از سوى دیگر، به دلیل عنایات خاص پروردگار به آن مكان‌ها، داراى آثار ویژه‌اى هستند. آن‌چه در جمع بندى روایات در ارتباط با مكان دعا قابل بیان است، آن‌كـه اگـر دعـا و نـیـایـش در مكان‌هایى چون مسجدالحرام، كنار خانه‌ى كعبه، حرم مطهر امام حسین(علیه السلام) به ویژه زیر قبّه آن بزرگوار[1] و اگر هیچ یك از این‌ها میسر نشد، در مسجد مقدسى صورت گیرد، زودتر به نتیجه مى‌رسد. به منظور روشن شدن نقش مكان در استجابت دعا به ذكر یك روایت بسنده مى‌كنیم.

خداوند دوست دارد در مكان‌هایى او را یاد كنند
ابوهاشم جعفرى، یكى از یاران برجسته‌ى امام هادى(علیه السلام) مى‌گوید: روزى امام(علیه السلام) بیمار شدند و از من و محمد بن حمزهـ از دیگر یاران حضرتـ خواستند كه نزد ایشان برویم. محمد بن حمزه پیش از من نزد امام(علیه السلام) رفته بود و پس از بازگشت از منزل امام(علیه السلام)، به من گفت: حضرت مى‌خواهند كسى را به كربلا بفرستیم تا در حرم امام حسین(علیه السلام) براى شفاى ایشان دعا كند. به محمد بن حمزه گفتم: چرا به امام(علیه السلام) جواب مثبت ندادى؟ من خود به كربلا مى‌روم و براى شفاى حضرت دعا مى‌كنم. پس از آن وقتى به خانه‌ى امام هادى(علیه السلام) رفتم و خدمت ایشان رسیـدم، در پـاسـخ به خواسته‌ى حضرت گفتم: فدایتان شوم! خودم به كربلا مى‌روم و در آن‌جا براى شمـا دعـا مـى‌كنـم. پـس از آن از محضـر امـام هـادى(علیه السلام) مرخص شدم. در راه، على بن بـلالـ یكى از یاران امام(علیه السلام)
ـ را دیدم و دستور امام را به اطلاع او رساندم. على بن بلال با تعجب پرسید: امام هادى(علیه السلام) به كربلا چه كار دارند؟ ایشان خود امام هستند و عظمت دارند و عظمت ایشان كمتر از كربلا نیست و ...
دیگر بار نزد امام(علیه السلام) رفتم و سخن على بن بلال را خدمت ایشان عرض كردم. امام در پـاسـخ سـخـن او فـرمودند: به على بن بلال مى‌گفتى كه رسول خدا( صلی الله علیه و آله ) با آن‌كه عظمتشان از كعبه و حجرالاسود برتر بود، به دور كـعـبــه طـواف مـى‌كـردنـد و حـجـرالاسـود را مى‌بوسیدند. با آن‌كه حرمت مؤمن از كعبه برتر است، ‌خداوند دستور داده است كه مؤمنان دور كعبه طواف كنند. پس مكان‌هایى وجود دارد كه خداوند دوست دارد در آن‌ها او را یاد كنند و از او چیزى بخواهند. من هم دوست دارم كه در این گونه مكان‌ها ]‌كه نمونه‌اى از آن كربلاست‌[ برایم دعا شود.
سپس امام(علیه السلام) خطاب به من فرمودند: «اى ابوهاشم! چرا این مطالب را به على بن بلال نگفتى؟» من در پاسخ عرض كردم: «فدایتان شوم! اگر من نیز به این خوبى این نكات را مى‌دانستم، به طور حتم آن‌ها را به او مى‌گفتم و در مورد دستور شما چون و چرا نمى‌كردم».[2]

تسلیم بودن در برابر ولایت اهل بیت(علیهم السلام)، شرط پذیرش دعا از سوى خداوند است
اگر چه هرگونه توجهى به پروردگار عالم تأثیرى انكار ناپذیر دارد، ولى این نكته را نیز باید در نظر گرفت كه براى وارد شدن به هرجا و كسب توفیق كامل در هر كار، باید از راه آن وارد شد. قرآن مجید در این زمینه مى‌فرماید: «وَلَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ اتَّقَى وَاْءْتُـوا الْبُیُـوتَ مِـنْ اْءَبْـوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ».[3]
بهترین راه در زمینه‌ى دعا و توسل، ‌راه‌هایى است كه اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) خود به ما نشان داده‌اند و آن، پذیرفتن ولایت آن‌ها و تلاش و كوشش خالصانه در این راه است. محمـدبن مسلم، از اصحاب امام باقر و امام صادق(علیه السلام)، در حدیثى نقل مى‌كند: ‌ ‌
از امام(علیه السلام) پرسیدم: كسى را مى‌شناسیم كه در عبادت، خضوع و خشوع بسیار دارد، ولى امامت شما را نپذیرفته است؛ آیا عبادت‌ها و كـوشش‌هاى دینى او به حالش سودى دارد؟ امام(علیه السلام) در پاسخ فرمودند: اى ابامحمد! مثال ما اهل بیت، مثال آن خاندانى است كه در بنى اسرائیل بودند كه هرگاه چهل شب به درگاه خـدا راز و نیاز مى‌كردند، دعایشان به اجابت مى‌رسید، ولى یكى از آن‌ها چهل شب عبادت و راز و نیاز كرد و دعایش مستجاب نشد. آن شخص نزد حضرت عیسى(علیه السلام) رفت و گلایه كرد و از آن بزرگوار خواست كه براى او دعا كنند. حضرت عیسى(علیه السلام) وضو گرفتند و نمازى خواندند و براى آن شخص دعا كردند. پس از آن، خداوند به پیامبرش وحى فرمود: بنده‌ى من از غیر آن درى كه باید نزدم آید، آمد و دلش به نبوت شما ثبات و قرار نداشت و به همین دلیل دعایش مستجاب نگردید.
این حدیث شریف نشان مى‌دهد كه اعتقاد كامل و یقین استوار به پروردگار عالم، ‌پیامبر گرامى و ائمه اطهار(علیهم السلام)، شرط لازم براى استجابت دعاست و بدون باور داشتن ولایت اهـل بـیـت(علیهم السلام)، استجابت دعا با مانع روبه‌رو خواهد شد. ذكر حكایاتى چند در زمینه‌ى نقش اعتقاد به ولایت اهل بیت(علیهم السلام) و تلاش در راه آن‌ها در استجابت دعاها، مى‌تواند در توجه و آماده ساختن هرچه بیشتر خوانندگان عزیز سودمند افتد.

انگشتى كه براى اهل بیت(علیهم السلام)
قلم مى‌زند باید شفا بخش باشد
نقل است زمانى فرزند محدث كبیر، مرحوم آیت الله حاج شیخ عباس قمى، صاحب كتاب‌هاى متعدد علمى و كتاب مشهور "مفاتیح الجنان"، دچار عارضه بسیار سختى مى‌شود و آقایان پزشكان از معالجه او نومید مى‌شوند. خبر به حاج شیخ عباس قمى مى‌رسد؛ ایشان در همان حال، انگشت خود را در استكان چاى مى‌زنند و مى‌گویند این را به فرزندم بدهید بخورد. اطرافیان همین كار را انـجـام مى‌دهند و بیمارى فرزند ایشان رو به بهبود مى‌رود. از مرحوم حاج شیخ عباس قمى مى‌پرسند: بر آن چاى چه دعایى خواندید، كه این همه اثر داشت؟ ایشان در پاسخ مى‌گویند: »اگر انگشتى كه یك عمر در مسیر اهـل بـیـت(علیهم السلام) قلم زده اسـت؛ چنین اثرى نمى‌داشت، باید آن را قطع مى‌كردم».

جمعه 17/6/1391 - 8:1 - 0 تشکر 546526

فضیلت و اثر حدیث شریف كساء
به نقل از رسول خدا( صلی الله علیه و آله )
در بـخـش نهایى حدیث شریف كساء كه راوى آن حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) هستند؛ آمده است كه حضرت على(علیه السلام)، از رسول خدا( صلی الله علیه و آله ) پرسیدند: چه اثر و فضیلتى براى این واقعه از جانب خداوند قرار داده شده است؟ رسول خدا( صلی الله علیه و آله ) در پاسخ فرمودند: «قسم به آن‌كه به حق، مرا به پیامبرى مبعوث كرد، این حدیث در مجلسى از مجالس اهل زمین كه جمعى از دوستان و شیعیان ما در آن باشند، نقل نمى‌شود، مگر این‌كه از جانب پروردگار عالم بر آن‌ها رحمت نازل مى‌شود و ملائكه بر آن جمع احاطه نموده و براى آن‌ها طلب مغفرت مى‌كنند و اگر در بین آن‌ها انـدوهـناك و غمگینى باشد، اندوه و غمش برطرف مى‌شود». امیر مؤمنان على(علیه السلام) پس از شنیدن این آثار و فضایل فرمودند: »به خدا سوگند! ما و شیعیانمان در دنیا و آخرت رستگار شدیم و سعادت یافتیم».
سند حدیث شریف كساء
تا كنون در تحقیقات انجام شده، درباره‌ى سند حدیث شریف كساء، چند سند به دست آمده، كه در ذیل بدان اشاره مى‌شود:
قدیمى‌ترین كتابى كه تا كنون به دست آمده و در بردارنده‌ى بخشى از حدیث شریف كساء، به شكل فعلى است، كتاب "غُرَر الاخبار و دُرَر الا~ثار دیلمى]"4[، است كه "محى الدین غریفى [5] در كتاب خود، [6]حدیث كساء را به نقل از آن آورده و گفته كه این نسخه را در كتابخانه‌ى شیر محمد همدانى دیده است.
گفتنـى اسـت مـؤسسـه تحقیقاتى "مكتبة العلامة المجلسى" نسخه‌ى خطى این كتاب را یافته و در دست تحقیق دارد و به زودى به طبع خواهد رساند. اختلافات میان این متن و متن حدیث كساء كه منتخب طریحى آن را نقل كرده و حدیث كساء كنونى از آن اخذ شده است، نشان دهنده‌ى وجود طرق مختلف براى حدیث كساء است. ]
كتاب دیگرى كه تاریخ كتابت آن، سال 1033 هـ.ق است، در بردارنده‌ى متن و ترجمه‌ى حدیث شریف كساء است. نسخه‌ى خطى این كتاب، در كتابخانه‌ى آیت الله العظمى مرعشى نجفى( رحمه الله علیه) به شماره‌ى 8954 موجود است و از آن نگهدارى مى‌شود.
كتاب دیگرى كه متن حدیث كساء را نقل و آن را از حضرت فاطمه‌ى زهرا (سلام الله علیها) روایت كرده، "منتخب طریحى" است.[7] فخرالدین محمد طریحى )979-1085 هـ .ق( از علماى قرن یازدهم و هم عصر علامه‌ى مجلسى و نویسنده‌ى كتاب‌هاى چندى از جمله "مجمع البحرین"، "تفسیر غریب القرآن" و "ضوابط الاسماء و الـرجـال" و ... است. علامه‌ى مجلسى( رحمه الله علیه) و علامه‌ى بحرانى از كتاب "منتخب طریحى" نقل حدیث كرده‌اند.(8)
آیت الله العظمى مرعشى نجفى نیز او را بزرگ داشته و چنیـن ستوده‌اند: »علامه‌ى جلیل القدر ثقة و ثبت، "فخـرالدین محمد على الطریحى الاسدى النجفى"، صاحب "مجمع البحرین]. ... "(9)
یكى دیگر از سندهاى حدیث كساء مربوط به علامه "شیخ عبدالله بحرانى"، صاحب كتاب "عوالم العلوم" است. ایشان در حاشیه‌ى كتاب "عوالم "(نسخه‌ى میرزا سلیمان یزد) ، سند حدیث شریف كساء را چنین نقل كرده است:
»راْءیت بخطّ الشیخ الجلیل السیّد هاشم، عن شیخه السیّد ماجد البحرانى عن الحسن بن زین الدین الشهید الثانى، عن شیخه المقدس الاردبیلى، عن شیخه على بن عبدالعالى الكركى، عن الشیخ على بن هلال الجزائرى، عـن الشیخ احمدبن فهدالحلّى، عن الشیخ على بن الـخازن الحائرى. عن الشیخ ضیاء الدین على بن الشهید الاول عن ابیه، عن فخرالمحققین، عن شیخه العلّامة الحلّى، عن شیخه المحقق، عن شیخه ابن نما الحلّى، عـن شیخـه محمد بن ادریس الحلى عن ابن حـمزة الطوسى صاحب "ثاقب المناقب" عن الشیخ الجلیل محمد بن شهر آشوب عن الطبرسى صاحب "الاحتجاج" عـن شـیـخه الجلیل الحسن بن محمد بن الحسن الطوسى، عن ابیه، شیخ الطائفه، عن شیخه الـمـفـیـد، عن شیخه ابن قولویه القمى عن شیخه الكلینى، عن على بن ابراهیم بن هاشم، عن ابیه، عن احمد بن محمد بن ابى نصر البزنطى عن قاسم بن یحیى الجلاء الكوفى، عن ابى بصیر، عن ابان بن تغلب البكرى، عن جابر بن یزید الجعفى عن جابر بن عبدالله الانصارى عن فاطمة الزهراء (سلام الله علیها) بنت رسول الله( صلی الله علیه و آله )».
تعدّد منابع موجود در قرن دوازدهم نشان مى‌دهد كه حدیث شریف كساء در آن زمان، حدیثى شناخته شده بوده است.
بزرگترین علماى شیعه مستنداً حدیث كساء را از حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نقل مى‌كنند
آیت الله العظمى حاج سید صادق شیرازى نیز حدیث كساء را به این طریق از جابر بن عبدالله انصارى نقل مى‌كنند:
«عن والدى، عن الشیخ عباس القمى، عن المیرزا حـسین النورى، عن الشیخ مرتضى الانصارى، عن المولى احمد النراقى، عن السید بحرالعلوم، عن الوحید البهبهانى، عن ابیه الشیخ محمد اكمل، عن المولى مـحـمدباقر المجلسى، عن ابیه المولى محمد تقى المجلسى، عن الشیخ البهایى، عن ابیه الشیخ حسین عبدالصمد، عن الشهید الثانى، عن احمد بن محمد بن خاتون، عن الشیخ عبدالعالى الكركى، عن على بن هلال الجزائرى، عن الشیخ على بن خازن الحائرى، عن احمد بن فهد الحلى، عن ضیاء الدین على بن الشهید الاول، عن ابیه محمد بن مكى العاملى، عن فـخر المحققین عن ابیه العلامه الحلى، عن خاله المحقق الحلى، عن ابن نما، عن محمد بن ادریس الحلى، ‌عن ابن حمزه الطوسى، عن محمد بن شهر آشوب، عن الطبرسى صاحب "الاحتجاج"، عن الحسن بن محمد بن الحسن الطوسى، عن ابیه شیخ الطائفه عن الشیخ المفید، عن الشیخ الصدوق، عن ابیه عن على بن ابراهیم )حیلولة( و عن ابن قولویه، عن الشیخ الكلینى، عن على بن ابراهیم، عن ابیه ابراهیم بن هاشم، عن احمد بن محمد بن ابى نصر البزنطى، عن القاسم بن یحیى الحذاء الكوفى، عن ابى بصیر، عن ابان بن تغلب، عن جابربن یزید الجحفى، عن جابربن عبدالله انصارى رضوان الله تعالى علیهم جمیعاً عن سیّـدتنـا و مـولاتنا الصدیقة الكبرى فاطمه الزهراء (سلام الله علیها) بنت رسول الله( صلی الله علیه و آله ) اْءنها قالت دخل علىّ ابى رسول الله( صلی الله علیه و آله ) فى بعض الایام، الى آخر الحدیث الشریف».
از دیگر كتاب‌هایى كه حدیث كساء در آن‌ها نقل شده اســـت، مـــى‌تـــوان بـــه رســالــه‌ى "آیــت اللــه بافقى)رحمةالله‌علیه]"(10)[، كتاب "ملحقات احقاق الحق]"(11)[، اثــر حـضــرت آیــت اللــه الـعــظـمــى "مــرعشـى نـجفى)رحمةالله‌علیه"(، كتاب "آیة التطهیر فى احادیث الـفـریـقین(12)، اثر نگارنده، كتاب "من فقه الزهراء )سـلام‌اللّـه‌علـیها]"(13)[، اثر آیت الله العظمى "سید محمد شیرازى)رحمةالله‌علیه"، و كتاب "حسین علوى دمشقى"(14)... [ اشاره كرد، كه این امر نشان از اعتبار این حدیث، نزد نویسندگان آن كتاب‌ها دارد.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی