• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن عمومی > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
عمومی (بازدید: 139)
چهارشنبه 15/6/1391 - 18:29 -0 تشکر 544434
چرا باید بگوییم امام خامنه ای؟

این مقاله بارها و بارها در وبلاگ ها کپی شده است . از آنجا که خیلی عالیه و یقینا بسیار بسیار دشمن سوز، من هم با افتخار به کپی کنندگان این متن ملحق می شوم:

 

چهارشنبه 15/6/1391 - 18:38 - 0 تشکر 544435

غربی‌ها با سه کلیدواژه‌ی آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر افکار عمومی را اداره می‌کردند. شرقی‌ها با دو کلیدواژه‌ی مبارزه‌ی پرولتاریا با امپریالیسم و برابری. امام پنج کلیدواژه‌ی قرآنی را در مقابل آن پنج کلیدواژه قرار دادند.  


اصل «امامت‌محوری» مهم‌ترین کلیدواژه بود. سیستم امت-امامت حرف جهانشمول اسلامی بود که در عرصه‌ی سیاست احیا شد.  

چهارشنبه 15/6/1391 - 18:38 - 0 تشکر 544437

ده سال هر کاری کردیم، یک رسانه‌ی غربی پیدا شود که بگوید «امام خمینی»، نشد! همه می‌گفتند «آیت‌الله خمینی».


سال 59 به یکی از اساتید یهودی آلمان گفتم «استاد! چرا رسانه‌های شما نمی‌گویند امام خمینی؟». خنده‌ای کرد و گفت «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم!». کیف‌اش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمه‌ی آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود. گفت «آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم "امام"، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص می‌شود. چون کلمه‌ی "امام" قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم "رهبر"، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار می‌دهیم. کلمه‌ی "رهبر" به نفع ما و کلمه‌ی "امام" به نفع آقای خمینی است. از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان می‌گوییم "آیت‌الله"، اما "امام" یک بار معنوی دارد! از طرفی ایشان آن طور می‌شود امام امت اسلامی که مسلمان‌های دنیا را دور خودش جمع بکند!». با این صراحت این را به من گفت.  


یک رسانه‌ی غربی یا شرقی را پیدا نمی‌کنید که گفته باشد «امام خمینی». آن موقع ما امتحان کردیم رسانه‌های غربی آیا می‌پذیرند ما یک آگهی بدهیم به نام «امام خمینی»؟ می‌خواستیم 60،000 مارک بدهیم که یک آگهی چاپ کنند، قبول نکردند! 


شهریور 58 که در مجلس خبرگان قانون اساسی شهید بهشتی کلمه‌ی امامت را در قانون اساسی گذاشت، ریاست آن مجلس با آقای منتظری بود. امام خمینی گفت شما نمی‌توانی مجلس را اداره کنی، برو کنار، آقای بهشتی اداره کند. وقتی شهید بهشتی آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولی فقیه نائب امام زمان و امام امت اسلامی است، کشور ریخت به هم. بازرگان اعلام استعفای دسته‌جمعی دولت را کرد. امیرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل شود. سر یک کلمه کشور ریخت به هم! 

چهارشنبه 15/6/1391 - 18:38 - 0 تشکر 544438

امامت‌محوری، امّت‌گرایی، عدالت‌گستری، و دوقطبی مستکبرین-مستضعفین اساس تئوری امام خمینی بود.


امام خمینی از دنیا رفتند. آقای هاشمی رفسنجانی آمدند پنج روز بعد از رحلت امام خمینی در دومین خطبه‌ی اولین نمازجمعه‌ی بعد از رحلت امام، راجع به ولایت فقیه دو جمله گفتند. یک : «ما نمی‌خواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشی ایشان "امام" بگوییم». این همه دعوا داشتیم با شرق و غرب؛ امام حاضر شد شهید بهشتی را قربانی کند برای این کلمه؛ قانون اساسی پنج بار روی امامت ولی فقیه تأکید کرده، امام این را از سال 48 مطرح کرده، شما می‌گویی نمی‌خواهیم؟ به اسم اعزاز امام خمینی گفتند به جانشین‌اش نمی‌گوییم امام! انگار یکی به شما بگوید من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را می‌خواهم با شما دفن کنم! جمله‌ی دوم‌شان این بود : «خبرگان مرجع تعیین نکرده است». یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع است و نه امام.

چهارشنبه 15/6/1391 - 18:39 - 0 تشکر 544439

وقتی ایشان جای «امام» گذاشت «رهبر»، «امّت» شد «ملّت». یعنی عملاً سیستم ملت-رهبر انگلیسی‌ها را پذیرفتیم و سیستم امت-امامت امام خمینی را کنار گذاشتیم. وقتی «امّت» شد «ملّت»، عناصر امّت یعنی «خواهران و برادران قرآنی» -که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند-، تبدیل شدند به عناصر ملت یعنی «شهروند» و « هموطن». 

چهارشنبه 15/6/1391 - 18:39 - 0 تشکر 544440

اما کلمه‌ی سوم یعنی «عدالت»؛ مقدس‌ترین کلمه‌ای که آقای هاشمی در دوران ریاست‌جمهوری‌شان ابداع و به تحمیل کردند به نظام اسلامی، کلمه‌ی «توسعه» بود. فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا و پیغمبر (ص) و علی مرتضی (ع) تعریف می‌کنند، اما «توسعه» را صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و صهیونیست‌های عالَم.


در عرصه‌ی بین‌الملل هم دو کلیدواژه‌ی قرآنی «مستکبرین» و «مستضعفین» را ایشان اصلاح کردند و گفتند «مستکبرین» فحش و توهین‌آمیز است! به جایش بگوییم «قدرت‌های جهانی»! خب وقتی گفتی «مستکبرین» باید با آن‌ها «مبارزه» کنی، اما وقتی گفتی «قدرت‌های جهانی» باید با آن‌ها «تعامل» کنی. «مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیب‌پذیر»؛ یعنی آدم‌های بی‌عرضه‌ای که خودشان پذیرای آسیب‌اند! پنج کلیدواژه‌ی قرآنی امام خمینی که اساس گفتمان نهضت اسلامی بود، توسط ایشان تغییر پیدا کرد به همان کلیدواژه‌هایی که دشمنان می‌خواستند. 


تا موقعی که کلیدواژه‌های قرآنی امام خمینی –که رأس آن‌ها امام بودن ولی فقیه است- احیا نشود، هر کاری که بکنیم، وصله‌پینه کردن است.

چهارشنبه 15/6/1391 - 18:40 - 0 تشکر 544441

شما هر لعنی که به ...... بکنید، این قدر جگر دشمنان نمی‌سوزد که بگویید «امام خامنه‌ای».


مشکلی که هست هم این است که همه می‌گویند «دیگران بگویند ما هم می‌گوییم!». اصولگراها می‌گویند صداوسیما شروع کند، ما هم می‌گوییم! صداوسیما می‌گوید ما که از روحانیون نمی‌توانیم جلو بیفتیم! روحانیون می‌گویند تا مدیران ارشد نظام خودشان نگویند که ما نمی‌توانیم جلوی مردم بگوییم! مدیران ارشد می‌گویند وقتی جوانان انقلابی هم نمی‌گویند، ما بگوییم و هزینه بدهیم؟! و...


بعضی هم می‌گویند نگوییم چون قبلاً کسی (حشمت‌الله طبرزدی) این کار را کرده و سابقه‌ی خوبی ندارد این کار در ذهن مردم! خب خوب‌ها باید پرچمدار این کار شوند که این کار به اسم آن‌ها ثبت شود و آن سابقه پاک شود.


آیت‌الله سید محمدباقر حکیم پا می‌شود می‌رود نجف. از آن‌جا نامه می‌نویسد به «حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای». یک هفته بعد شهیدش می‌کنند. آن مرد بزرگ می‌فهمد که باید از آن‌جا پیغام دهد «امام خامنه‌ای». سید حسن نصرالله می‌فهمد در سخت‌ترین شرایطی که دارد، باید بگوید امام خامنه‌ای! ما اینجا نشسته‌ایم و نمی‌گوییم!


اگر نعمت خدا را قدر ندانیم، می‌فرماید «انّ عذابی لشدید». روز قیامت هم آن‌جا ندا داده می‌شود که «وقفوهم انّهم مسئولون، ما لکم لا تناصَرون». هی حرف را انداختند از این طرف به آن طرف.



دکتر سعید جلیلی


 ...

چهارشنبه 15/6/1391 - 18:41 - 0 تشکر 544445

یشنهاد نوشت:حالا که دیگر حجت بر ما تمام شده منتظر دیگران نمونیم، از این به بعد در تمام نوشته ها و گفته ها یادمان نرود فقط "امام خامنه ای".

چهارشنبه 15/6/1391 - 18:42 - 0 تشکر 544446














پاسخ :


ابتدا ریشه‌های استبداد را بررسی می كنیم، سپس مقایسه‌ای داشته باشیم با جامعه ولایی، آن‌گاه قضاوت را برعهده مخاطب یا مخاطبین عزیز می‌گذاریم كه آیا جامعه‌ای كه ولی فقیه در رأس آن قرار گرفته مترادف با جامعه‌ای كه یك حاكم مستبد بر آن حكومت می‌كند، خواهد بود یا خیر.



از مهم‌ترین عوامل انگیزش استبداد، بی‌تقوایی و تبعیت از هوی و هوس، فقدان مشروعیت و وابستگی قدرت‌های خارجی و ثروت‌اندوزی می‌باشد و اساساً واژه مستبد به كسی اطلاق می‌شود كه كارها را به اراده و رأی خویش و بدون مشورت با دیگران انجام دهد.[1] در مقابل ولی فقیه در آیات و روایات به كسی اطلاق می‌شود كه داشتن علم و تقوی و دوری از هوی و هوس از ویژگی‌های خاص او باشد ولی فقیه در انجام هر عملی باید خواست الهی و مصلحت عموم را در نظر بگیرد و آن را بر رأی و نظر شخصی مقدم بداند وی در چارچوب قوانین و مقررات الهی عمل می‌كند و نمی‌تواند همانند یك حاكم مستبد به هر كاری كه دلش خواست اقدام كند. اساساً رفتار او برخلاف فرد مستبد دل بخواهانه و مطلق نیست بلكه در واقع حكومت ولی فقیه حكومت قانون است در حالی كه فرد مستبد، قانونی جز رأی خود نمی‌شناسد.


و امّا برای این‌كه حكومت یك ولی‌فقیه تبدیل به حكومت استبدادی نشود در قانون تمهیداتی اندیشیده شده است و حداقل 4 نوع كنترل برای منتفی شدن چنین فرضی در قانون اساسیِ‌ها پیش‌بینی شده است:
1. كنترل صفاتی رهبر: در این بخش، قانون شرائط و صفات ممتاز و خاصی را برای ولی فقیه حاكم در نظر گرفته تا به اصطلاح، یك فرد ظالم و مستبد بر جامعه حاكم نشود.[2]
2. كنترل قانونی رهبر: كه توسط مجلس خبرگان كه خود منتخبین مردم هستند انجام می‌شود.[3]
3. كنترل مالیِ رهبر: توسط قوه قضائیه.[4]
4. كنترل رهبر به وسیله مشورت:[5] در قانون اساسی پیش‌بینی شده كه رهبر ناگزیر از مشورت با متخصصین و كارشناسان مختلف می‌باشد تا تصمیمات او دقیقاً در راستای تأمین منافع و مصالح عموم باشد در حالی كه حاكم مستبد جز به مصلحت شخصی به چیز دیگری نمی‌اندیشد و هرگز چنین كنترل‌ها و اعمال نظرهایی بر وی وجود ندارد او آزاد است تا هر طور میل اوست عمل كند و كسی هم حق اعتراض ندارد. ولی فقیه در جامعه هیچ امتیازی بر سایرین ندارد و در برابر قانون با دیگران یكسان شمرده می‌شود.[6] حكم و دستور ولی فقیه برخلاف حاكم مستبد،‌ هرگز حالت استبدادی و ظالمانه ندارد به این دلیل كه اگر فقیه، حكم و فتوائی صادر كرد خودش هم مشمول آن حكم خواهد بود زیرا حاكم اصلی خداست نه او تا هر آنچه بخواهد انجام دهد.[7]
با مطالبی كه بیان شد به وضوح روشن می‌شود كه اساساً حكومت و زمامداری در اسلام، یك تكلیف و وظیفه سنگین الهی محسوب می‌شود نه یك فخر و بزرگی نسبت به دیگران. لذا ولیِّ فقیه و حاكم مسلمین تا زمانی كه ولایت داشته باشد هرگز احساس نمی‌كند دیگران زیرسلطه او قرار دارند چه كه در غیر این صورت ولایت او ساقط می‌شود و بیان شد كه قانون اساسی هم به اهرم درونی نظارت تأكید بسیار كرده و بر لزوم تقوایِ رهبر و دنیاگریزی او تاكید نموده است بطوری كه قبول اوصاف لازم رهبری یا كشف خلاف بعدی را موجب عزل رهبری توسط خبرگان می‌داند و بر همین اساس هم كمیسیون تحقیق در مجلس خبرگان شكل گرفته است.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . فرهنگ معین.
[2] . قانون اساسی، اصول 5 و 109.
[3] . همان، اصل 111.
[4] . همان، اصل 142.
[5] . همان، اصل 112.
[6] . همان، اصل 107.
[7] . آیت‌الله جوادی آملی، عبدالله، ولایت فقیه، مركز فرهنگی رجاء، 1367. 



چهارشنبه 15/6/1391 - 18:42 - 0 تشکر 544447
















حضرت حجت(عج) در حدیثی مشهور به اسحاق بن یعقوب میفرمایند : 


و اما الحوادث الواقعه ،فارجعوا الی رواه حدیثنا. فانهم حجتی علیکم و انا حجت الله علیهم. (کمال الدین ، شیخ صدوق؛ ج 2 ؛باب 45 ؛ص 483)


و در مورد رویداد های زمان؛ به راویان حدیث ما رجوع کنید که آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنها هستم. 


از اینكه فرموده اند آنان حجت من بر شمایند می فهمیم می فهمیم وظیفه ی ما گردن نهادن به حكم آنان است زیرا حكمی كه آنان كنند برای ما به مثابه حكم امام زمان عج است اطاعت ما از آنها، اطاعت ما از ایشان عج است، رضایت آنها رضایت ایشان عج است نارضایتی آنها، نارضایتی ایشان عج است


خب حالا اگر بین فقها اختلاف نظر بود چی؟ عقل حكم می كند كه باید از حکم مرجع اعلم پیروی کرد که آن شخص اعلم را خود علما انتخاب میکنند. یعنی اگر فتوای یک عالم با آن شخص اعلم فرق کرد(در احکام مدنی)؛ ما ملزم به اجرای حکم فرد اعلم هستیم. در کنار این که نظارت بر آن فرد اعلم باز به عهده ی خود علما است.


در حدیثی كه هم از امام صادق و هم از امام حسن عسگری علیهما السلام رسیده  هم می خوانیم:


عن الصادق ـ علیه‌السّلام ـ :فما کان من الفقها صائنا لنفسه ؛حافظا لدینه ؛مخالفا لهواه ؛مطیعا لامر مولاه ؛فللعوام ان یقلدوه و ذلک لا یکون الا لبعض فقها الشیعه لا کلهم (بحار ؛ ج 2 ,ص 6 - احتجاج طبرسی، چاپ نجف ، ج2 ، ص 263 تا 265)


عن ابی محمد العسكری (علیه السلام): «فاما من كان الفقها صائنا لنفسه حافظا لدینه مخالفاً علی هواه مطیعاً لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه و ذلك لا یكون الا فی بعض فقها‏الشیعه لاكلهم(تفسیر الامام العسكری (علیه ‏السلام) تحقیق و نشر مدرسه الامام المهدی، قم 1409 ق، ص 300؛ احمد بن علی الطبرسی (م 560 ق)، الاحتجاج، تحقیق سیدمحمد باقر خراسانی، نجف، درالنعمان، ج 2، ص 263


ترجمه:هر کس از فقها که نگهبان دین خود ؛مخالفت کننده با هوی نفس خود ؛فرمان بردار فرمان خداوند خود باشد ؛پس بر مردم است که از او پیروی کنند. این ویژگی ها وجود ندارد مگر در بعضی فقیهان شیعه نه در همه ی آنها.  


همانطور كه قبلا گفته شد همه ی فقها حجت امام زمان بر مردم نیستند بلكه آنهایی چنین اند كه آن شرایط را داشته باشند خب در امور حكومتی كه همه می دانند باید یك تصمیم گیرنده ی نهایی وجود داشته باشد وگرنه فساد ناشی از اختلاف نظر ها و تشخیص ها واضحه یقینا ما مجبوریم یك تصمیم گیرنده ی نهایی داشته باشیم


اون تصمیم گیرنده ی نهایی در ایران اسلامی توسط خود علما انتخاب شده یعنی عالمان به این نتیجه رسیده اند كه فلان فرد از همه علما عالم تر است اعلم است او را به عنوان ولی فقیه معرفی كردند


ایشان در امور حكومتی و ولایتی حجت امام زمان بر تك تك ما هستند


حالا هركس می خواد بهانه تراشی كنه یا مطیع باشه ، دیگه خودش می داند و خدای خودش


ولی لطفا به نفس پرستی ها رنگ توجیه ندیم



برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.