انجمن ها > انجمن اجتماعي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
اجتماعي (بازدید: 381)
چهارشنبه 15/6/1391 - 11:59 -0 تشکر 544106
نقش پیامبر (ص)‏ در احیا و توسغه حقوق بشر

منبع:  فصلنامه حكومت اسلامی، شماره 46. عبدالحکیم سلیمی

از دیدگاه پیامبر(ص) حیات به طور كلی نشانی از رحمت الهی است: چنین برداشتی، همانگونه كه به حیات، ارزش واقعی می بخشد، آن را امانتی در دست انسان می داند. پس حیات، نه تنها حق افراد است؛ بلكه حفظ آن، یك تكلیف است.

چهارشنبه 15/6/1391 - 12:1 - 0 تشکر 544107

اشاره:


از آنجا كه بیان تفصیلی حقوق بشر از دیدگاه پیامبر اعظم (ص) در این مقاله، نه منظور است و نه مقدور، فقط به حقوق اساسی بنیادین بشر از نظر آن حضرت اشاره می كنیم:



1 كرامت انسانی


در دورانی كه كرامت انسانی، جایگاهی در زندگی اجتماعی بشر نداشت، پیامبر اعظم (ص)بر اساس آموزه های اسلامی اعلام كرد كه كرامت انسان، موهبتی الهی است؛ مانند وجدان و عقل كه دو نعمت بزرگ خداوندی برای انسان است. این كرامت، از پشتوانه ای منطقی برخوردار است و ریشه در بُعد معنوی وروحانی انسان دارد؛ چون این كرامت را خدا به انسان عطا كرده است. از دیدگاه پیامبر(ص) بشر دارای دو نوع كرامت است: كرامت ذاتی و كرامت اكتسابی (ارزشی).

چهارشنبه 15/6/1391 - 12:2 - 0 تشکر 544108


1ـ 1 كرامت ذاتی


كرامتی كه همه انسان ها در آن مساوی هستند؛ چنانكه خداوند فرمود: «و لقد كرّمنا بنی آدم و حملناهم فی البر والبحر و رزقناهم من الطیبات وفضّلناهم علی كثیر ممّن خلقنا تفضیل»؛ «ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم و آن ها را در خشكی و دریا (برمركب های راهوار) حمل كردیم و از انواع روزی های پاكیزه به آنان روزی دادیم و آن ها را بر بسیاری از موجوداتی كه خلق كرده ایم؛ برتری بخشیدیم.» (اسراء (7): 70).


در آیه دیگر می فرماید: «الله الذی جعل الارض قراراً والسماء بناءً وصوركم فاحسن صوركم ورزقكم من الطیبات ذلكم الله ربكم فتبارك الله رب العالمین» (غافر (40): 64)؛ «خداوند كسی است كه زمین رابرای شما جایگاه امن قرار داد و آسمان را همچون سقفی (بالای سرتان) و شما را صورتگری كرد و صورتتان را نیكو آفرید و از چیزهای پاكیزه به شما روزی داد. این است خداوند پروردگار شم؛ جاوید وبا بركت است خداوندی كه پروردگارعالمیان است.»


در آیه دیگری بر این حقیقت، تأكید بیشتری دارد: «ولقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم»؛ (تین (95): 4) «ما انسان رابه بهترین صورت و نظام آفریدیم.» منشأ این كرامت، رابطه مهم و ارزشمند خداوند با انسان است كه در قرآن به آن اشاره شده است: «فاذا سّویته ونفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین» (ص (38): 72؛ اسراء (17): 70)؛ «هنگامی كه آن را نظام بخشیدم و از روح خود درآن دمیدم، برای او به سجده افتید».


بر اساس آیات شریفه، خداوند انسان را ذاتاً مورد تكریم قرار داده است. به بیان دیگر، تجلّی تكریم ذاتی خداوند از انسان را در امور زیر می توان ردیابی كرد:


خداوند انسان را جانشین خود در زمین معرفی كرد (بقره (2): 30؛ نور (24): 55؛ قصص (28): 5) و به فرشته ها فرمان داد كه در برابر او سجده كنند (ص(38): 71 - 74؛ حجر(15): 28 - 31؛ بقره (2): 34). انسان را محور كتاب های آسمانی و رسالت انبیای الهی قرار داد (حدید (57): 25؛ بقره (2): 38؛ اسراء (17): 9 - 10؛ آل عمران (3): 4؛ مائده (5): 44 و 46). جهان هستی را مسخر او ساخت (ملك (67): 15؛ لقمان (31): 20؛ نحل (16): 10 - 16؛ اسراء (17): 12؛ نبأ (78): 10 - 16؛ یس (36): 71 - 73). برای استفاده بهینه از مواهب خدادادی، او را به نعمت عقل مجهز كرد (آل عمران (3): 190 - 191؛ رعد (13): 3 - 4) و سرانجام به اخلاق و فضائل انسانی بشر را تكریم نمود (قلم (68): 4؛ آل عمران (3): 104 و 110؛ مائده (5): 2؛ توبه (9): 71) به این ترتیب، كرامت ذاتی ناشی از تكریم الهی از انسان با كرامت ذاتی كه در اعلامیه جهانی حقوق بشر مطرح است، تفاوت اساسی دارد و در تعالیم نبوی، انسان كرامتش را مرهون الطاف پروردگار است و این كرامت، امانت الهی است كه باید در حفظ آن كوشا باشد.

چهارشنبه 15/6/1391 - 12:3 - 0 تشکر 544109


2ـ 1 كرامت اكتسابی


مراد، كرامتی است كه در اثر تلاش مخلصانه در مسیر «حیات طیّبه» به دست می آید. اساس كرامت اكتسابی (ارزشی)، تقوا و پرهیزگاری است «انّ اكرمكم عند الله أتقاكم» (حجرات (49): 13). كرامت اكتسابی، دارای مراتب است.


در نگاه پیامبراعظم (ص) كرامت انسان، هم منشأ حق است و هم تكلیف. از این رو، انسانی كه از حّقِ كرامت بهره مند است، نه تنها دیگران وظیفه دارند كرامت او را پاس بدارند، كه خود او نیز به حفظ كرامت خویشتن مكلف است و اجازه ندارد تن به ذلت و خواری دهد.


از دیدگاه قرآن كریم همه نیروهای نهفته در وجود انسان، مقتضی كرامت ذاتی اوست. مادام كه انسان در مسیر كمال حركت كند از حق كرامت، برخوردار است. انسانی كه گوهر گرانبهای كرامت خود را ارزان نفروشد، قرآن او را می ستاید وكسی كه درصدد طغیان و هواپرستی بر آید و توانایی خود را در مسیر انحراف به كار بگیرد، نه تنها كرامت ندارد، بلكه به آن دلیل كه كرامت انسانی را مخدوش می سازد، مجرم و مستحق كیفر است. به همین دلیل عملكرد فرعون و فرعونیان ـ كه مردم را به دو گروه ممتاز و غیر ممتاز تقسیم كردند و اصل كرامت عام و شامل انسانی را نادیده گرفتند ـ در قرآن كریم مذمت شده است. بر این اساس در نظام حقوق بشر الهی اسلام، همه انسانها در برخورداری از زمینه های حیات طیبه انسانی و امكان برخورداری از شرایط كمال آدمی، یكسان هستند (قصص، (28): 4 - 5)

چهارشنبه 15/6/1391 - 12:5 - 0 تشکر 544110


2. حق حیات و آثار آن


از دیدگاه پیامبر(ص) حیات به طور كلی نشانی از رحمت الهی است: «فانظر الی آثار رَحمتِ الله كیف یُحی الارض بَعد مَوتِه» (روم، (30): 50)؛ «به آثار رحمت خداوندی بنگر كه چگونه زمین را پس از مرگ و پژمردگی آن، احیا می كند» و در مورد انسان نفخه ای از روح خدایی است: «فاذا سوّیته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجِدِین» (حجر، (15): 29)؛ «آن گاه كه گِل آدم را ساختم و از روح خود در او دمیدم (در برابر او) به سجده بیفتید.»


چنین برداشتی، همانگونه كه به حیات، ارزش واقعی می بخشد، آن را امانتی در دست انسان می داند. پس حیات، نه تنها حق افراد است؛ بلكه حفظ آن، یك تكلیف است.

چهارشنبه 15/6/1391 - 12:6 - 0 تشکر 544111

تعبیر «حرمت نفس» در قرآن كریم و عنوان «نفس محترمه»، در فقه اسلامی ناظر به همه انسان هاست. منظور این است كه نفس هر انسانی از آن جهت كه انسان است، از احترام و حرمت برخوردار است؛ مگر كسی كه آگاهانه در اثر ارتكاب جرم، این حرمت را مخدوش نماید. مهم ترین احكام مترتب بر عناوین مزبور، عبارت اند از:


1ـ 2 حرمت قتل نفس


احترام خون انسان و حرمت قتل نفس از مسائل مورد وفاق است. نظام های حقوقی (الهی و بشری) قتل را از جرایم بزرگ می شمارند. در آموزه های پیامبر اعظم (ص)عنایت بیشتری به این موضوع شده است؛ تاآنجا كه كشتن یك انسان برابر با قتل همه انسان ها و نجات یك انسان از هلاكت به منزله نجات همه انسان ها تلقی شده است: «من قتل نفساً بغیر نفس او فساد فی الارض فكانما قتل الناس جمیعاً و من احیاها فكانما احی الناس جمیع» (مائده، (5): 32)؛ «هر كس كه نفسی را بدون عنوان قصاص یا فساد در روی زمین بكشد، مانند این است كه همه انسان ها را كشته است و هركس انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است كه گویی همه مردم را از مرگ رهانیده است.»


آیه شریفه، یك حقیقت اجتماعی و تربیتی را بازگو می كند؛ زیرا اولاً: كسی كه انسان بی گناهی را به قتل می رساند، از نظر روحی این آمادگی را دارد كه دستش را به خون بی گناهان دیگری نیز بیالاید. و كسی كه به دلیل نوع دوستی، انسانی را ازمرگ نجات بخشد، این روحیه را دارد كه چنین رفتار عاطفی را در مورد كسان دیگر نیز انجام بدهد. ثانیاً: سرنوشت جامعه انسانی به هم گره خورده است. هر فردی به تناسب شعاع وجودی خود در ساختار جامعه انسانی ورفع نیازمندی های آن تاءثیرگذار است. همانگونه كه زنده كردن یك فرد در زندگی سایر اعضای جامعه نقش دارد، طبیعی است كه فقدان یك فرد هم، لطمه به كل جامعه وارد می كند. به همین دلیل،


خداوند از كشتن انسان ـ بدون مجوز شرعی و قانونی ـ به طور جدی نهی كرده است: «و لاتقتلوا النفس التی حرّم الله الابالحق» (انعام، (6)، 151؛ اسراء (17)، 33)؛ «و نفسی را كه خداوند، محترم شمرده است، جز به حق نكشید.»


قرآن كریم از یك سو، بندگان واقعی خداوند را چنین توصیف می كند: «والذین لا یدعون مع الله الهاً آخر ولایقتلون النفس التی حرم الله الا بالحق» (فرقان، (25)، 68)؛ «(موءمنان) كسانی هستند كه معبود دیگری را با خداوند نمی خوانند و انسانی را كه خداوند خونش را حرام شمرده، جز به حق نمی كشند.»


در دورانی كه فرزند كشی ـ به دلایلی ـ امری پذیرفته تلقی می شد، قرآن كریم این كار جاهلانه را ممنوع اعلام كرد: «قد خسر الذین قتلوا اولادهم سفهاً بغیر علم» (انعام، (6): 140)؛ «آنان كه فرزندانشان را نابخردانه كشتند، زیان كردند». «لا تقتلوا اولادكم خشیه املاق نحن نرزقهم و ایاكم انّ قتلهم كان خطأً كبیر» (اسراء، (17): 21)؛ «فرزندان خود را از بیم تنگدستی نكشید، ما هم آن ها و هم شما را روزی می بخشیم؛ مسلّماً قتل آن ها گناه بزرگی است».


ممنوعیت قتل فرزند یكی از پیش شرطهای بیعت زنان با پیامبر خدا(ص) شمرده شده است؛


«لا یقتلنّ أولادهن» (ممتحنه، (60): 12)؛ «كه فرزندان خود را نكش یعنی كسی كه می خواهد با پیامبر در جامعه نبوی زندگی كند، باید حرمت قتل نفس را پاس بدارد و از ریختن خون ناحق اجتناب ورزد. در وسائل الشیعه، حدود چهارده حدیث، ناظر به حرمت و ممنوعیت قتل نفس است. در آموزه های پیامبر(ص)نه فقط ارتكاب قتل نفس، بلكه معاونت بر آن، حتی بی تفاوتی در این خصوص یا پناه دادن به قاتل فرد بیگناه، جرم تلقی شده وحرام است (حر عاملی، 1412 ق، ج 19: 483).

چهارشنبه 15/6/1391 - 12:6 - 0 تشکر 544113


2ـ 2 ممنوعیت خودكشی


از آنجا كه در تعالیم اسلام، حیات امانت الهی است، انسان نه تنها حق تعدی به آن را ندارد، بلكه مكلف است كه از آن مواظبت نماید؛ چرا كه خداوند از خودكشی نهی كرده است: «ولاتقتلوا انفسكم ان الله كان بكم رحیماً و من یفعل ذلك عدواناً وظلماً فسوف نصلیه ناراً وكان ذلك علی الله یسیر»(نساء، (4): 29 و 30)؛ «و خودكشی نكنید؛ زیرا خداوند به شما مهربان است و هركس چنین كاری را از روی عداوت و ستم مرتكب شود، به زودی او را در آتشی وارد خواهیم ساخت و این كار برای خدا آسان است».


امام صادق‏(ع)می فرماید: «من قتل نفسه متعمداً فهو فی نار جهنم خالداً فیها قال الله عزوجل و لا تقتلوا انفسكم...» (حر عاملی، 1412 ق، ج 19: 13)؛ «هر كس از روی عمد خودكشی كند، جایگاه ابدی اش در آتش دوزخ است، چون خداوند فرموده: خودكشی نكنید.»


روزی پیامبر درباره كسی فرمود: «این فرد به جهنم خواهد رفت.» گروهی از شنیدن این سخن، سخت شگفت زده شدند؛ زیرا آن فرد از پیشگامان در انجام كارهای خیر و حضور در صحنه های مبارزه و سیاست به شمار می رفت. بعدها وی در یكی از جنگ ها مجروح شد و برای رهایی از درد جراحت، دست به خودكشی زد. بدینسان سخن حضرت درباره او تفسیر شد. آری، حق حیات به قدری ارزشمند است كه حتی انسانی با آن پیشینه مبارزه در راه گسترش اسلام، اگر به آن تجاوز كند به دوزخ ره می سپارد و سرانجام نیكی ندارد (جوادی آملی، 1375: 183).


چهارشنبه 15/6/1391 - 12:7 - 0 تشکر 544114

3ـ 2 تشریع قصاص


یكی از مهم ترین دلایل عظمت و ارزش حق حیات در اسلام، تشریع قصاص به عنوان كیفرمناسب برای قاتل نفس محترمه است؛ «ولكم فی القصاص حیاه یا اولی الالباب» (بقره، (2): 197)؛ «ای صاحبان اندیشه، در قصاص قاتلان برای شما حیات است». جالب توجه آن كه همه‌ِِی‌ انسان ها در حكم قصاص مساوی هستند؛ «یاایهاالذین آمنوا كتب علیكم القصاص فی القتلی الحر بالحر و العبد بالعبد والاءنثی بالاءنثی» (بقره، (2): 178)؛ «ای افرادی كه ایمان آورده اید، حكم قصاص در مورد كشتگان بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد، برده در برابر برده، زن در برابر زن». در آیه دیگر، احكام قصاص را به صورت جزئی تر بیان می كند: «وكتبنا علیهم ان النفس بالنفس والعین بالعین والاءنف بالاءنف والاءذن بالاءذن والسن بالسن والجروح قصاص فمن تصدق به فهو كفاره له ومن لم یحكم بما انزل الله فاولئك هم الظالمون» (مائده، (5): 45)؛ «و بر آنان (بنی اسرائیل) مقرر داشتیم كه جان در برابر جان، چشم در برابر چشم، بینی در مقابل بینی، گوش در برابر گوش و دندان در مقابل دندان است. هر زخمی هم قصاص دارد و اگر كسی آن را ببخشد (از قصاص صرف نظر نماید) كفاره گناهان او محسوب می شود و هركس به احكامی كه خدا نازل كرده حكم نكند، ستمگر است».


در اهمیت حق حیات در اسلام، همین بس كه از نظر قرآن كریم، تجاوز به آن در حكم محاربه با خدا و پیامبر (ص)تلقی شده است. تجاوزگران به جان و مال مردم به شدیدترین مجازات كیفر می شوند (مائده، (5): 33). این تعبیر بیانگر عنایت فوق العاده اسلام درباره حقوق بشر و رعایت آن است.

چهارشنبه 15/6/1391 - 12:7 - 0 تشکر 544115


3ـ حق برابری


مقصود از این حق آن است كه همه انسان ها در برابر قانون مساوی هستند و قانون درباره آنان باید بدون تبعیض اجرا شود. درآموزه های پیامبر گرامی اسلام (ص)ابعاد گوناگون این برابری، مورد عنایت قرار گرفته و شایان توجه است كه به طور اجمال به آن ها اشاره می كنیم:



1ـ 3 برابری در اصل انسانیت


در نگاه توحیدی پیامبر اسلام، اصل تساوی انسان ها به عنوان یك حق بنیادی مطرح است؛


زیرا در این نگرش همه انسان ها از یك نفس واحد (نساء، (4): 1) و از یك مرد وزن آفریده شده اند (حجرات، (49): 13). از روح الهی در همه انسان ها به طور یكسان دمیده شده است (سجده، (32): 9). همه انسان ها از كرامت ذاتی برخوردارند (اسراء، (17): 70). استعداد نیل به سعادت جاویدان و قابلیت كسب كرامت عالی و ارزشی در همه انسان ها نهفته است كه تقوا ملاك اصلی این كرامت است (حجرات، (49): 13).


پیامبر خدا(ص)اصل برابری را بسیار زیبا به تصویر كشیده است:


ایهاالناس ان ربكم واحد و ان اباكم واحد كلكم لادم و آدم من تراب، ان اكرمكم عندالله اتقاكم و لیس لعربی علی عجمی فضل الا بالتقوی (مجلسی، 1404 ق، ج 73: 348).


ای مردم، بدانید خدای شما یكی است و پدرتان یكی است همه از آدمید و آدم از خاك است. همانا گرامی ترین شما نزد خداوند، پرهیزگارترین شما است. عرب را بر عجم برتری نیست جز به تقوا. نه عرب برعجم برتری دارد و نه عجم بر عرب، مگر به تقوا و پرهیز گاری.


به این ترتیب، اصل تساوی انسان ه، قرن ها زودتر از این كه در اسناد بین المللی حقوق بشر به آن تصریح شود، مورد توجه قرآن بوده است كه لازمه آن برابری در حقوق و تكالیف و برابری در اجرای قانون است.


چهارشنبه 15/6/1391 - 12:9 - 0 تشکر 544116

2ـ 3 برابری اجتماعی


خاستگاه برابری اجتماعی، تساوی در اصلِ انسانیت است. در جامعه نبوی، همه انسان ها از نظر حقوق اجتماعی برابرند. سیره گفتاری و رفتاری ایشان می تواند الهام بخش جهان بشریت باشد. رفتار حضرت با «زیدبن حارثه»، از نمونه های بارز مساوات اجتماعی است. زید غلام خدیجه بود، وی پس از ازدواج زید را به پیامبر بخشید. زید شیفته پیامبر بود، حتی زمانی كه پدرش اورا یافت و برای بردنش به مكه آمد و پیامبر او را در رفتن و یا ماندن مخیّر گذاشت، زید ماندن در كنار پیامبر را ترجیح داد. پیامبر خدا با او همانند فرزند خودش رفتار می كرد.


آن حضرت برای آن كه نشان دهد معیار برتری، تشخّص خانوادگی و طبقاتی نیست، زینب ـ نوه عبدالمطلب ـ را به عقد زید در آورد. بر خلاف سنت عمومی و حاكم آن روز كه اشراف نباید با تهی دستان ازدواج كنند، پیامبر این گونه برتری جویی ها را منكوب ساخت. با این رفتار، مساوات اجتماعی را به جامعه آن روز آموخت كه چگونه نگرش و رفتار اجتماعی خود را اصلاح نمایند (ابن سعد، 1405 ق، ج 3: 40 - 47، به نقل از دلشاد تهرانی، 1372، ج 2: 292 -293).


نمونه دیگری از مساوات اجتماعی، ازدواج «جویبر» و «ذلف» است. جویبر اهل یمامه، مردی بود كه جمال و زیبایی نداشت و از نظر اقتصادی نیز فقیر و تنگدست بود؛ اما به رغم ظاهر نازیب، باطنی زیبا و روحی بلند داشت. روزی پیامبر به او فرمود: چه خوب است كه ازدواج كنی تا هم پاكدامنی خود را حفظ كرده باشی و هم آن زن در كار دنیا و آخرت یاور تو باشد. جویبر گفت: ای پیامبر خد، چگونه ؟ در حالی كه من نه حسب دارم و نه نسب، نه مال و نه جمال؛ چه كسی به من زن می دهد؟ و كدام زن رغبت می كند كه همسر من باشد؟!


پیامبر فرمود: جویبر! خداوند به وسیله اسلام كسانی را كه در جاهلیت، عزیز و شریف بودند، پایین آورد و كسانی را كه در جاهلیت، خوار و بی مقدار بودند، بالا برد. خداوند به وسیله اسلام، نخوت های جاهلی و افتخار به نسب و فامیل های بالا را منسوخ كرد. اكنون همه مردم از سفید و سیاه، قرشی و غیر قرشی، عرب و عجم یكسان اند كه همه از آدم اند و آدم از گِل آفریده شده است. بی گمان، محبوب ترین مردم نزد خداوند در روز قیامت، فرمانبرترین آنان نسبت به خدا و با تقوی ترین شان است.


پیامبر(ص)ذلفا را ـ كه دختر زیاد بن لبید از محترمان و بزرگان انصار بود، برای جویبر خواستگاری كرد، این ازدواج صورت گرفت و آن دو باهم زندگی سالم و اسلامی را آغاز كردند. پس از شهادت جویبر در یكی از غزوات، هیچ زنی در انصار به اندازه ذلفا مورد احترام نبود و به اندازه او خواستگار نداشت (كلینی، 1388 ق، ج 5: 340 - 343). از امام صادق‏(ع)نقل شده كه پیامبر خدا(ص)«مقداد بن اسود» را با «ضباعه» دختر زبیربن عبدالمطلب به ازدواج هم درآورد. ایشان در مورد سبب این ازدواج فرمود: پیامبر این ازدواج را ترتیب داد تا سطح ازدواج ها پایین بیاید و به رسول خدا اقتدا كنند و بدانند كه گرامی ترین انسان ها نزد خدا با تقواترین آن هاست. (همان: 344).


پیامبر اكرم‏(ص)هرگز اجازه نداد كه تفاخر جاهلانه رشد یابد و مساوات اجتماعی نادیده گرفته شود. روزی میان غلام سیاهی با «عبدالرحمان بن عوف» ـ كه از بزرگان عرب بود ـ نزاع شد. عبدالرحمان با عصبانیت به او گفت: ای سیاه زاده ! چون این سخن به گوش پیامبر رسید، بر آشفت و فرمود: «لیس لابن بیضاء علی ابن سوداء سلطان الا بالحق» (التشریع الجنایی فی الاسلام، 1373، ج 1: 356)؛ «هیچ سفیدزاده ای بر سیاه زاده ای برتری ندارد، مگر به حق» (قرشی، 1402 ق: 208).


چهارشنبه 15/6/1391 - 12:9 - 0 تشکر 544118

3ـ 3 برابری در بهره گیری از طبیعت


در آموزه های قرآنی پیامبر اعظم (ص)انسان ها به رغم تفاوت ها و گوناگونی های ظاهری، در بهره گیری از نعمت های موجود در طبیعت برابرند؛ یعنی همه انسان ها از آن جهت كه انسان اند، حق بهره مند شدن از این سفره بیكران الهی را دارند «یا ایهاالناس اعبدوا ربكم الذی خلقكم والذین من قبلكم لعلكم تتقون * الذی جعل لكم الارض فراشاً والسماء بناءً و انزل من السماء ماءً فاخرج به من الثمرات رزقاً لكم فلا تجعلوا لله انداداً وانتم تعلمون» (بقره، (2): 21 - 22)؛ «ای مردم، پروردگار خود را پرستش كنید؛ آن كس كه شما و كسانی پیش از شما ر، آفرید تا پرهیزگار شوید. آن كس كه زمین را بستر شما و آسمان (جّو زمین) را همچون سقفی در بالای سر شما قرارداد و از آسمان، آبی فرو فرستاد و به وسیله آن، میوه ای را پرورش داد تا روزی شما باشد، بنا براین، برای خدا همتایانی قرار ندهید، در حالی كه می دانید [هیچ یك از آن ها نه شما را آفریده اند و نه به شما روزی می دهند»].


خطاب «یا أیهاالناس» كه در قرآن حدود بیست بار تكرار شده (مكارم شیرازی و دیگران، 1378، چ 36، ج 1: 117)، خطابی عام و جامع و بیانگر این حقیقت است كه اسلام و قرآن كریم به قوم، نژاد، جنس یا زمان ومكان معین اختصاص ندارد. همانگونه كه همه انسان ها در اصل خلقت برابرند و خالق بشر نیزخدای یكتاست، مواهب نهفته در طبیعت نیز به همه انسان ها مربوط است. قرآن كریم در بهره گیری از طبیعت و نعمت های فراوان آسمانی به دسته بندی نپرداخته و هیچ عاملی را ـ جز سعی وتلاش انسان ـ د ر آن دخیل ندانسته است.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی