• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن مهدویت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
مهدویت (بازدید: 6438)
سه شنبه 14/6/1391 - 12:17 -0 تشکر 543019
در انتظار یار

رجعت‏ سبز

ظهور
 

اى آفتاب مهر! افزون بر یك هزاره است كه خورشید جمالت‏بر ایوان هستى ما نتابیده و ما منتظران شیفته تو چشم بر آسمان ولایت دوخته و به انتظار طلوع آفتاب عدالت نشسته‏ایم .

مولاى من! دلسوختگان وادى عشقت، دشت‏هاى طلب و معرفت و عشق را درنوردیده و بر آستانه فنا رسیده‏اند . بر ما تشنگان وادى فنا، جرعه‏اى از ساغر مهر تو عین بقاست . ما باده پرستان میخانه عشق، در انتظار پیمانه‏اى از دست دلبریم .

به غیر از راه میخانه، رهى دیگر نداند دل

كه مست از جام عشق است و بسى مستانه مى‏سوزد

بگردان دور مشتاقان، سبوى عشق را ساقى

ز شور و جذبه آن مى، لب و پیمانه مى‏سوزد

حجاب از چهره بگشاى و دمى از حجله بیرون آ

زلیخاى دل ما بین، چه سان دیوانه مى‏سوزد

اى زیباترین گلواژه دیوان عشق! تو چون غزال رمیده در غزل رام گشته و مطلع یك شعر خوب و عاشقانه خواهى شد . تو تفسیر واژه «عشق‏» گردیده و در دیوان عشق براى همیشه جاودانه خواهى ماند .

اى ماه من! چه زیباست هر شب با خیال روى تو آرمیدن و هر نیمه شب آفتاب دیدن .

چه زیباست نقد جان را با عشق تو سودا نمودن و نرد عشق با تو باختن!

چه زیباست كشته مسلخ عشق تو بودن و بر آستان مهر تو جان سپردن!

اى غمگسار غمزدگان!

گویند كه ماواى تو در دل شكستگان است .

اى دوست! خراب‏آباد دل ما، جز با حضور سبز تو آباد نمى‏شود و ما ویرانه‏نشینان كوى عشق در انتظار «رجعت‏سبز» توایم .

what`s life?life is love.
سه شنبه 14/6/1391 - 12:18 - 0 تشکر 543022

سیمای نابسامان جهان پیش از ظهور



ظهور

قسمت اول


جهان پیش از ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، به گونه ای است که ظلم و ستم بیداد می کند و جامعه انسانی را به جایگاهی می رساند که از خویشتن خویش ناامید شده و موعود وعده داده شده را می طلبند تا بنیان هر چه ظلم و ستم را از ریشه برکند و عدل و داد را در میان مردم جاری و ساری کند. این جهان دارای ویژگی هایی است که در ادامه از لسان روایات به بیان برخی از آنها خواهیم پرداخت.



نفوذ زنان در حكومت ها


امام صادق علیه السلام در حدیثی درباره نقش زنان در دوران پیش از ظهور فرموده است: « و می بینی كه زنان در حكومت داری چیره شده و هر كاری كه روی می دهد، مطابق میل آن هاست».(1) 


در این دوران مردان شخصیت خود را از دست داده و از كثرت معاشرت با زنان مصداق بارز اشباه الرجال می شوند و با این روحیه، در همه زمینه ها چه زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی مغلوب هواهای نفسانی زنان هستند و همین معنا در رابطه با خود حكومت داران نیز وجود دارد و كشورها زنان را در كارهای حكومتی دخالت می دهند و یا با رأی خود مردم، زنان را به عنوان مهره های اصلی حكومت انتخاب می كنند.


امام علی علیه السلام نیز فرموده است: «هنگامی كه زنان بر امور جامعه مسلط شوند و دختران زمام كار در دست گیرند و كودكان به امارت رسند... .»(2)



در دوران قبل از ظهور ملاك ارزش ها به طور كلی عوض می شود و پول و قدرت و ریاست و هواپرستی حرف نخست را می زنند، در چنین محیطی احكام الهی نیز زیر پا گذاشته می شود؛ زیرا زندگی مردم مطابق با امیال نفسانی شان می شود و در نتیجه دیگر جایی برای اجرای احکام الهی باقی نمی ماند


بی توجهی به احكام


در سخنی از امام صادق علیه السلام در توصیف چنین شرایطی می خوانیم: « خواهی دید كه مردانی خواهند آمد كه ثروت فراوان داشته و هرگز زكاتی از آن نداده اند».(3) رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز فرموده است: « خواهید دید كه اندوخته حرام غنیمت شمرده می شود و پرداخت زكات زیان و خسارت»(4) و باز در سخن دیگری از امام صادق علیه السلام آمده است: « در آن هنگام خواهی دید كسی كه روزی حلال را می جوید، مذمت شده و آن كه حرام را می طلبد، ستایش و تعظیم می شود».(5)


ثروت آمریکایی

در دوران قبل از ظهور ملاك ارزش ها به طور كلی عوض می شود و پول و قدرت و ریاست و هواپرستی حرف نخست را می زنند، در چنین محیطی احكام الهی نیز زیر پا گذاشته می شود؛ زیرا زندگی مردم مطابق با امیال نفسانی شان می شود و در نتیجه دیگر جایی برای اجرای احکام الهی باقی نمی ماند.



مساجد ویران


در این دوران وضعیت مساجد به گونه ای است که در ظاهر از بهترین سنگ ها و كاشی ها آذین شده و با بهترین فرش ها مفروش گردیده و عود و عنبر در مجمرهایش می سوزند، اما واقیعت و بطن آن طوری است که از درِ آن تا محرابش سراسر نیرنگ و دروغ و بر منبرها كفر و الحاد رخنه كرده و مسلمانان را از اسلام ناب دور می سازد.


امام صادق علیه السلام در سخنی در این باره فرموده است: «مساجد را خواهی دید كه لبریز از افرادی است كه از خدا نمی ترسند. برای غیبت و خوردن گوشت اهل حقیقت جمع می شوند و به توصیف شراب مست كننده می پردازند».(6) در سخنی از امام علی علیه السلام نیز می خواینم: « مسجدها در آن زمان از گمراهی، آباد و از هدایت، ویران است. قاریان و عامران [سیاست گذاران اعتقادی و اجتماعی] آن ناامیدترین مردم به خدایند، گمراهی از ایشان شروع شده و به آنان باز خواهد گشت؛ پس حاضر شدن در مسجدهای آنان و قدم برداشتن به سوی آن ها كفر به خدای بزرگ است، مگر كسی كه از گمراهی آنان با خبر بوده باشد؛ در این حال مسجدهای آنان با عملكردشان از هدایت ویران خواهد شد».(7)



هر یك از دین شناسان كه نفس خود را حفظ كرده و از دین خود مراقبت نموده و با هوا و هوس مخالفت ورزیده و مطیع امر مولای خود است، مردم می توانند [در احكام خدا] از او پیروی كنند


اوضاع دین


مهم ترین ضربه ای که در این دوران به جامعه انسانی وارد می شود و در سایر ابعاد نیز اثری عظیم بر آن می گذارد، دین داری و دین باوری انسان هاست كه از میان تمام جوامع، جامعه مسلمین این ضربه را بیشتر بر كالبد خود احساس می كند؛ چرا كه او از بهترین معارف و اصیل ترین فرهنگ های آسمانی برخوردار بوده و اینك پوچ بی محتواست. امام صادق علیه السلام در این زمینه فرموده است: « آن هنگام قرآن كهنه می شود و بدعت ها در آن صورت می گیرد ... و خواهی دید كه دین دست خوش نظرها گشته و كتاب و احكام خدا تعطیل می شود ... ».(8)




ریا گرگ انسان

فقیهان دنیا دوست


در این دوران جامعه بشری در اثر دوری از مربی دلسوز، انسان كامل و ولی خدا، ارزش های اصیل خود را فراموش می كند و رو به پوچی می گذارد؛ زیرا اندک اندک در اثر کم شدن فقیهان راستین و پابرجا در طریق اهل بیت علیهم السلام، گروهی فقیه نما جای ایشان را خواهند گرفت كه این خود موجب انحطاط هر چه بیشتر و فراگیرتر جوامع خواهد شد. امام عسکری علیه السلام در سخنی این دوران را این چنین توصیف کرده است: « هر یك از دین شناسان كه نفس خود را حفظ كرده و از دین خود مراقبت نموده و با هوا و هوس مخالفت ورزیده و مطیع امر مولای خود است، مردم می توانند [در احكام خدا] از او پیروی كنند؛ البته چنین شخصی نیست، مگر برخی از فقیهان نه همه آنان؛ چرا كه بعضی از آن ها زشتی ها و جنایاتی مرتكب می شوند كه پست ترین طبقه مردم مرتكبند. پس از ایشان به نام ما چیزی را نپذیرید كه آن ها كرامتی نزد ما ندارند».(9)


امام علی علیه السلام نیز فرموده است: « و دانشمندان به سوی كذب و دروغ روی آورده و به شك و شبهه مایل می شوند؛ آنگاه است كه پرده از حجاب ها برگرفته شده و خورشید از مغرب طلوع می كند. در آن هنگام منادی از آسمان فریاد می كند: "ای ولی خدا! ظاهر شو برای زنده سازی"»(10)



وضعیت امنیت


شرایط به گونه ای می شود که دیگر خبری از امنیت باقی نخواهد ماند و اساساً نابود می شود. حتی امنیتی برای نفس كشیدن وجود ندارد. سمیای این جهان، جهان در هم ریخته و پرآشوبی است؛ زیرا هنگامی كه انسان از دایره بندگی و اطاعت خالق خود بیرون رود و نظم درونی اش بر آشوبد و از حقیقت انسانی خود خارج شود، تمام نظام بیرونی او نیز آشفته خواهد شد. در حدیثی آمده است: « آسمان و این زمین لایتناهی غبارآلود می شود و امنیت از راه های زمینی و هوایی برداشته می شود...».(11)

what`s life?life is love.
سه شنبه 14/6/1391 - 12:18 - 0 تشکر 543023

شکیبایی در عصر غیبت


دوران غیبت

ابهام‏های موجود در زمینه فلسفه و چرایی غیبت آخرین حجّت حق، حضرت مهدی(عج)، از یك سو، و سختی‏ها و ناگواری‏های بسیاری كه در دوران غیبت و حضور نداشتن امام(علیه السلام) در جامعه به مردم روی می‏آورد، از سوی دیگر، گاه موجب می‏شود كه گروهی زبان به گلایه یا، خدای نخواسته، اعتراض بگشایند كه: مگر ظلم و بی‏عدالتی و فساد و فحشا به نهایت خود نرسیده است، پس چرا خداوند وعده خود را محقّق نمی‏سازد و حجّتش را آشكار نمی‏كند؟ آیا دیگر زمان رهایی انسان‏های در بند فرا نرسیده است؟ آیا دیگر زمان آن نشده كه به دوران دیرپای ظلمت و تاریكی در كره زمین پایان داده شود؟ چرا امام مهدی(عج) این همه ظلم و فساد را می‏بیند، امّا ظهور نمی‏كند؟ و...


 قطعاً توان، درك و ظرفیت تحمل مردم متفاوت است و چه بسا كه با افزون شدن امواج ناملایمات و سرعت گرفتن توفان فتنه‏ها گروهی به گرداب یأس و ناامیدی دچار شوند و به انكار اصل وعده ظهور منجی موعود بپردازند؛ از این روست كه پیشوایان معصوم امّت(علیهم السلام) در موارد متعددی از مردم خواسته‏اند كه با دعا و التجا به درگاه خداوند از او بخواهند كه به آنها پایداری، شكیبایی و استواری عطا كند تا بتوانند در مقابل فتنه‏ها و آشوب‏های عصر غیبت مقاومت كنند و ایمان و اعتقاد راستین خود را تا زمان ظهور حفظ نمایند. از آن جمله می‏توان به این بخش از زیارت حضرت صاحب‏الزّمان(عج) اشاره كرد:


 خداوندا! مرا بر دین خود پایدار دار و به طاعت خود وادار ساز. قلبم را برای ولی امرت نرم كن و مرا از آنچه آفریدگانت را با آن می‏آزمایی معاف فرما و به طاعت ولی امرت ثابت قدم بدار. همو كه از آفریدگانت نهانش داشتی و به اذن تو از دیده‏ها پنهان شد و فرمان تو را انتظار می‏كشد.



مگر ظلم و بی‏عدالتی و فساد و فحشا به نهایت خود نرسیده است، پس چرا خداوند وعده خود را محقّق نمی‏سازد و حجّتش را آشكار نمی‏كند؟ آیا دیگر زمان رهایی انسان‏های در بند فرا نرسیده است؟ آیا دیگر زمان آن نشده كه به دوران دیرپای ظلمت و تاریكی در كره زمین پایان داده شود؟


 تو دانایی به وقتی كه به صلاح ولی امر توست تا اجازه‏اش دهی امرش را آشكار كند و پرده [غیبت]اش را بردارد، بی آنكه تو را معلمی باشد. پس مرا بر این امر شكیبا ساز تا دوست نداشته باشم تعجیل در آنچه را كه تو به تأخیر انداخته‏ای و تأخیر در آنچه تو تعجیلش را خواسته‏ای و پرده برداشتن از آنچه تو پوشیده‏اش داشته‏ای و كاوش در آنچه تو نهانش داشته‏ای و به ستیز برنخیزم با تو در آنچه كه تدبیر فرموده‏ای و نگویم:«برای چه، چگونه و چرا ولی امر ظهور نمی‏كند، با اینكه زمین از ستم پر شده است؟» و همه كارهایم را به تو وامی‏گذارم.


 آرزو می‏كنیم كه خداوند به همه توفیق شكیبایی در ناملایمات، پایداری در سختی‏ها و استواری در انجام وظیفه عطا كند، تا بتوانیم با ایمانی پسندیده و اعمالی شایسته به خدمت ولی و صاحب خود حاضر شویم و پاداش صبر و بردباری خود را از دست آن امام بزرگوار دریافت كنیم. آمین یا رب العالمین.



همچنین در دعای دیگری كه از ناحیة مقدّس خود حضرت، توسط نایب ایشان در زمان غیبت كبری صادر شده است، می‌خوانیم:


خدایا ... مرا در اطاعت از ولیّ امر خود كه او را از خلق خویش پنهان ساخته‌ای، ثابت قدم بدار. او با اجازة تو از مخلوقات غایب شده و در انتظار امر تو است



.(1)


اللهم عجل لولیک الفرج

what`s life?life is love.
سه شنبه 14/6/1391 - 12:18 - 0 تشکر 543026

سرداب سامراء


سرداب سامرا

از بررسی كاربردهای گوناگون واژة سرداب در لغت و عرف عامه مردم به خوبی معلوم می‌شود كه این كلمه در كتاب‌های لغت و اصطلاح رایج در زبان اغلب مردم در طول تاریخ به یك معنی به كار می‌رود. توضیح آنکه سرداب و سردابه به خانه‌ای گفته می‌شود كه آن را در زمان‌های سابق ـ به ویژه در مناطق گرمسیر ـ در آن موقع كه هنوز وسایلی چون كولر، پنكه، یخچال و... ساخته نشده بود، در زمین می‌ساختند تا در ایام بسیار گرم تابستان از طریق سكونت در آنجا از گزند گرما در امان باشند و به وسیله قرار دادن اغذیه و اشربة فاسد شدنی در این مكان، از فاسد شدن آنها جلوگیری نمایند. مرحوم  دهخدا دراین‌باره می‌نویسد:



سرداب خانه‌ای را گویند كه در زمین سازند، خانه‌ای كه در زیرزمین سازند تا در گرما به آن پناه برند و آب در آنجا نگاه دارند تا سرد بماند...(1)




سرداب غیبت


متوكل عباسی نسبت به شیعیان و دوستداران اهل‌بیت(علیهم السلام) بسیار سخت‌گیری می‌كرد. تاریخ‌نگاران نقل می‌كنند كه هیچ‌كس مثل متوكل به گماردن جاسوس و جمع‌آوری اخبار مناطق گوناگون اهتمام نداشت. وقتی جاسوسان وی و فرماندار نظامی مدینه، عبدالله بن محمد هاشمی، در مورد فعالیت‌های سیاسی امام هادی(علیه السلام) و نفوذ معنوی او در بین مردم و به ویژه شیعیان گزارش‌هایی به متوكل دادند او بسیار نگران شد؛ زیرا شرایط به گونه‌ای نبود كه بتواند آن حضرت را به زور به زندان یا تبعید بفرستد یا جلوی فعالیت‌های او را بگیرد؛ از این رو به حیله و نیرنگ متوسل شد و به ظاهر نامه محبت‌آمیزی به امام هادی(علیه السلام) نوشت و او را به سامرا دعوت كرد.



خانه امام عسكری(علیه السلام) از آن جهت كه محلّ سكونت و عبادت سه نفر از امامان شیعه یعنی امام هادی، امام حسن عسكری و امام مهدی(عج) بوده همواره در طول تاریخ مورد توجه و احترام مردم واقع شده است. علاوه بر آن به شهادت اسناد معتبر تاریخی، قبر بیش از بیست و دو تن از امام‌زادگان نیز در آن محل واقع شده كه این امر در نوع خود نشانگر اهمیت و ارج این مكان شریف در نزد اولیای الهی است و از همین‌رو هماره مورد احترام شیعیان بوده است


آن‌گاه بدون معطلی یحیی بن هرثمه را با سیصد سرباز مأمور كرد كه امام هادی(علیه السلام) را به همراه خانواده به سامرا، مركز خلافت عباسی، منتقل نماید تا در سامرا از هر جهت بتواند آن حضرت را زیر نظر داشته باشد. به این ترتیب حضرت هادی(علیه السلام) در سال 236ق. به سامرا برده شد و در بدترین شرایط، تحت‌نظر دژخیمان عباسی در شهر سامرا زندگی كرد و در نهایت با توطئه‌ای كه متوكل چیده بود به شهادت رسید و بدن مطهر آن حضرت در همان خانه مسكونی خودشان به خاك سپرده شد.


پس از شهادت امام هادی(علیه السلام) حضرت عسكری(علیه السلام) در همان خانه‌ای كه پدر بزرگوارشان در آنجا زندگی می‌كردند سكونت گزیدند.



دربارة سرداب دو دیدگاه وجود دارد:


بسیاری بر این باورند با توجه به شرایط جغرافیایی منزل، همانند دیگر خانه‌ها از ابتدا این سرداب با همین عنوان و کارکرد وجود داشته است؛


برخی مانند مرحوم علامه عسکری بر این باور بوده اند که شهرهایی مانند سامرا و شهرری با گذر ایام به واسطه اختلاف ارتفاع پدیدار شده شهرهای جدید روی شهرهای قدیم ساخته می‌شده اند. بنای شهر جدید روی شهر قدیم باعث می‌شود که خانه‌های مسکونی شهر قدیمی کارکرد سردابی شهرهای جدید را پیدا کند. بنا بر این نظر، سرداب مورد بحث ما همان منزل مسکونی ائمه(ع) بوده که با ساخت شهر جدید چون در ارتفاع پایین‌تری قرار گرفته به مانند سرداب به نظر می‌آید.


امام حسن عسگری

هرکدام از دو نظر فوق را بپذیریم بنا بر گزارش‌های مسلم تاریخی و روایات معتبر متعدد تعداد قابل توجهی از تشرفات به محضر امام عصر(علیه السلام)  تا  آغاز غیبت کبرا و خصوصاً در دوره حیات امام عسکری(علیه السلام)  در این خانه و سرداب شریف انجام گرفته است؛ از آن جمله‌اند: دیدار علی بن بلال، احمد بن هلال، محمد بن معاویه بن حكم و...


خانه امام عسكری(علیه السلام) از آن جهت كه محلّ سكونت و عبادت سه نفر از امامان شیعه یعنی امام هادی، امام حسن عسكری و امام مهدی(عج) بوده همواره در طول تاریخ مورد توجه و احترام مردم واقع شده است. علاوه بر آن به شهادت اسناد معتبر تاریخی، قبر بیش از بیست و دو تن از امام‌زادگان نیز در آن محل واقع شده كه این امر در نوع خود نشانگر اهمیت و ارج این مكان شریف در نزد اولیای الهی است و از همین‌رو هماره مورد احترام شیعیان بوده است.



دشمنان امام عصر(عج) در دورة معاصر که همراه با اشغالگران اروپایی و آمریکایی، گستاخی و جسارتی افزون یافته اند در کنار دیگر جنایات جانسوز و بی‌رحمانه خود، طیّ دو نوبت بمب گذاری به تخریب این مکان نورانی همت گماشتند و تا حدّ زیادی به خواسته پلید خود دست یافتند


یكی از مهم‌ترین علل تحت نظر قرار گرفتن امام هادی(علیه السلام) و امام عسكری(علیه السلام) دستیابی به حضرت مهدی(عج) بود؛ چون خلفای عباسی از طریق ده‌ها روایت ـ كه از پیامبر اكرم(ص) نقل شده بود ـ خبر داشتند كه فرزند حضرت عسكری(علیه السلام)، امام مهدی(عج) بساط حكومت‌های جائر و غاصب را در هم خواهد پیچید. از این‌رو همیشه در كمین بودند تا به محض تولد فرزند امام عسكری(علیه السلام) او را دستگیر نموده، به شهادت برسانند. حتی سال‌ها پس از شهادت امام حسن عسكری(علیه السلام) خلفای عباسی منزل امام عسكری(علیه السلام) را زیرنظر داشتند و گاهی به طور ناگهانی به آنجا یورش می‌بردند تا بلكه بتوانند حضرت مهدی(عج) را دستگیر كنند؛ زیرا در جریان شهادت امام عسكری(علیه السلام) وقتی امام مهدی(عج) عموی خود ـ جعفر ـ را از نماز خواندن بر پیكر امام عسكری(علیه السلام) باز داشتند و خود بر پیكر آن حضرت نماز خواندند تقریباً بر همگان معلوم شد كه امام مهدی(عج) علی‌رغم مراقبت‌های دژخیمان عباسی متولد شده‌اند و هم‌اكنون جانشینی حضرت عسكری(علیه السلام) را برعهده دارند. بنابراین، پس از شهادت امام یازدهم نه تنها از شدت تعقیب و جست‌وجوی عوامل حكومت كاسته نشد بلكه به جهت احساس خطر بیشتر بر شدت این كار افزوده شد. در یك مورد معتضد (شانزدهمین خلیفه عباسی) عده‌ای از سربازان خود را از بغداد به سامرا فرستاد تا به طور ناگهانی، در فرصتی مناسب در حالی كه اطراف خانه امام عسكری(علیه السلام) را به محاصره در می‌آورند به داخل منزل یورش ببرند و اگر حضرت مهدی(عج) را در آنجا یافتند دستگیر نمایند.


امام زمان

وقتی سربازان خلیفه وارد حیاط خانه امام عسكری(علیه السلام) شدند و بخش‌های مختلف خانه را مورد بررسی قرار دادند به در سرداب منزل رسیدند، از صدای تلاوت قرآن كه به گوش می‌رسید متوجه شدند كه امام مهدی(عج) در سرداب مشغول تلاوت قرآن هستند. با مشاهده این كار آنجا را به طور كامل به محاصره خود درآوردند و در پشت در سرداب منتظر ماندند تا موقع خارج شدن آن حضرت او را دستگیر نمایند. مدتی بعد امام(عج) در جلو چشم سربازان خلیفه از سرداب بیرون آمدند و آنجا را ترك كردند بدون اینكه حتی یك نفر از سربازان جرئت پیدا كنند تا كاری انجام دهند.


وقتی كه امام(عج) كاملاً از دید سربازان دور شدند فرماندة نیروهای خلیفة عباسی به نیروهای خود دستور داد تا وارد سرداب شوند و امام(عج) را دستگیر نمایند. سربازها به او گفتند: مگر ندیدید كه او از سرداب خارج شد و از مقابل شما عبور كرد و از خانه خارج شد؟ به محض شنیدن این خبر فرماندة دژخیمان عباسی در حالی كه بسیار آشفته و نگران شده بود گفت: من كسی را ندیدم اگر شما او را دیدید چرا دستگیرش نكردید؟ آنها در پاسخ گفتند: ما گمان می‌كردیم كه خود شما او را می‌بینید و لزومی نمی‌بینید كه او را دستگیر كنیم در نتیجه ما هم هیچ‌گونه عكس‌العملی نشان ندادیم.(2)


از این تاریخ به بعد سرداب امام حسن عسكری(علیه السلام) به سرداب غیبت مشهور شد. این در حالی بود كه سال‌ها پیش از آن؛ یعنی در سال 260ق. به دنبال شهادت حضرت عسكری(علیه السلام) دوران غیبت صغرا شروع شده بود.3


دشمنان امام عصر(عج) در دورة معاصر که همراه با اشغالگران اروپایی و آمریکایی، گستاخی و جسارتی افزون یافته اند در کنار دیگر جنایات جانسوز و بی‌رحمانه خود، طیّ دو نوبت بمب گذاری به تخریب این مکان نورانی همت گماشتند و تا حدّ زیادی به خواسته پلید خود دست یافتند.



شیعیان این مکان را محل آغاز غیبت نمی‌دانند و از آن جهت برای آنان مورد احترام بوده که خانة سه امام معصوم(علیهم السلام) و محل سکونت و عبادت ایشان بوده است. نه تنها شیعیان در اطراف این چاه، انتظار نمی‌کشند که اساساً محلّ ظهور را بنا بر روایات متواتر و مکرر با کیلومترها فاصله از این چاه در باشرافت‌ترین نقطة روی زمین و کنار کعبه می‌دانند



در هرحال این سرداب در طول تاریخ به اندازه‌ای مورد توجه مردم بوده است كه در آن آثار ارزشمندی از منبت‌كاری و كاشی‌كاری و سایر هنرهای معماری به كار رفته است. از جمله این اشیا، درِ چوبی نفیسی است كه از دوران خلافت عباسیان به جای مانده است و از ویژگی‌های هنری و تاریخی ارزشمندی برخوردار است.

دشمنان مكتب تشیع در طول تاریخ، گاه از سر جهالت و گاه به خاطر عنادی كه با اهل‌بیت(ع) داشتند، با به كارگیری عوامل خود، از راه جعل افسانه‌های خیالی و بی‌اساس و نسبت دادن آن به شیعیان، اصل مكتب تشیع را زیر سؤال ببرند و پیروان آن را مورد تمسخر و استهزا قرار دهند. ابن خلدون در این زمینه می‌نویسد:


«غلو كنندگان شیعه مخصوصاً دوازده امامی‌ها می‌پندارند: دوازدهمین امامشان كه محمدبن حسن العسكری است كه از او به لقب مهدی یاد می‌كنند، داخل سرداب خانه‌شان در شهر حله متولد شد و در حالی كه در آغوش مادرش مخفی بود غائب گشت و او در آخرالزمان ظهور و زمین را از عدل و داد پر می‌كند...(3)


و در ادامه اضافه می‌كند:


... شیعیان هم‌اكنون نیز بعد از نماز مغرب جلو در این سرداب، با اسب‌های آماده جمع می‌شوند واو را به اسم صدا می‌زنند كه: ای سرور ما اكنون ما آماده‌ایم ظهور كن...!!!»


همان طور که دیدیم شیعیان این مکان را محل آغاز غیبت نمی‌دانند و از آن جهت برای آنان مورد احترام بوده که خانة سه امام معصوم(علیهم السلام) و محل سکونت و عبادت ایشان بوده است. نه تنها شیعیان در اطراف این چاه، انتظار نمی‌کشند که اساساً محلّ ظهور را بنا بر روایات متواتر و مکرر با کیلومترها فاصله از این چاه در باشرافت‌ترین نقطة روی زمین و کنار کعبه می‌دانند. البته این را نمی‌توان منکر شد که شرافت این مکان و انتساب آن به پدر و جدّ امام زمان(عج)  می‌تواند دلیل قابل توجهی برای حضور ایشان در نوبت‌های زیاد و زمان‌های نامشخص باشد و شاید بر همین اساس بوده که تشرفات زیادی در این مکان اتفاق افتاده و این مکان را از جمله مکان‌هایی قرار داده که بیش از دیگر بناها و اماکن شرف پذیرایی از آن وجود نازنین یافته است.



پی‌نوشت‌ها:


1 . لغت‌نامه، ج 9، ص 13586.


2 . بحارالانوار، ج52، صص53-52.


3 . این واقعه در زمان معتضد كه در سال 279ق. حكومت را به دست گرفته بود اتفاق افتاده است؛ یعنی حداقل نوزده سال پس از آغاز دوره غیبت صغری...

what`s life?life is love.
سه شنبه 14/6/1391 - 12:19 - 0 تشکر 543027

چگونگی اطلاع مردم از ظهور


ظهور

از سوى پیامبر(صلى الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) علامت ها و نشانه هایى براى ظهور آن حضرت ذكر شده است كه مردم با دیدن آن علائم و نشانه ها، از ظهور امام مهدى (عج) با خبر مى شوند. این علائم، از یك حیث، دو گونه اند:


1- علائم خاص; این علامت ها، خاص و مختص وجود پر بركت حضرت صاحب الامر(علیه السلام)است و حضرت بدان وسیله مى داند كه خداوند او را اذن و اجازه ى ظهور داده است.


در روایتى طولانى، ابى بن كعب از پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) درباره ى علامت هاى ظهور امام مهدى(علیه السلام)سؤال مى كند. آن حضرت مى فرماید:


او (امام مهدى) (عج) پرچمى دارد كه چون وقت ظهورش فرا رسد، خود به خود باز مى شود و خداى تعالى آن را به سخن مى آورد و عرض مى كند: «یا ولى الله فاقتل اعدالله; اى ولىّ خدا! دشمنان خدا را بكش!». و این دو علامت است (اوّلى باز شدن پرچم، دومى، صدایى است كه از پرچم بر مى آید.


و نیز او شمشیرى دارد كه در غلاف است و چون هنگام ظهور حضرتش فرا رسد از غلاف بیرون مى آید و خداوند آن را به سخن مى آورد و صدا مى زند: «اخرج یا ولىّ الله! فلایحل لك أنْ تقعَد فی أعداء الله; اى ولىّ خدا! قیام كن كه دیگر جاى درنگ نیست و نشستن براى تو روا نیست كه از دشمنان خدا دست بردارى». پس حضرت خروج مى كند و قیام مى كند و دشمنان خدا را هر كجا كه بیابد به قتل مى رساند...».(1)



خروج سفیانى، متّصل به ظهور امام زمان (عج) است و او با آن حضرت جنگ خواهد كرد. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «... زمانى كه سفیانى مالك مناطق پنج گانه ى شام: (دمشق، حمص، فلسطین، اردن، قنسرین) شد، در آن زمان، متوقع فرج باشید...


2- علائم عامه; علائم عامه، علامت هایى هستند كه جنبه ى عمومى دارد و براى مردم ظاهر خواهد شد و هر كس از عوام و خواص، در طول زندگى خود، برخى از آن ها را خواهد دید. این علامت ها بسیار است. در این جا به برخى از مهم ترین آن ها اشاره مى شود:


1- خروج سفیانى.


2- گرفتن خورشید در نیمه ى ماه مبارك رمضان.


3- گرفتن قرص ماه در آخر ماه مبارك برخلاف عادت.


4- فرو رفتن زمین «بیداد» كه سرزمینى است میان مكه و مدینه.


نشانه های ظهور

5- فرو رفتن زمین یا جمعیتى در مشرق.


6- توقّف خورشید از آغاز ظهر تا وسطِ وقت عصر.


7- طلوع خورشید از مغرب.


8- كشته شدن نفس زكیه كه سیّدى است هاشمى در پشت كوفه ـ یعنى: نجف ـ با هفتاد نفر از صالحان.


9- خراب شدن دیوار مسجد كوفه.


10- نمایان شدن پرچم هاى سیاه از طرف خراسان.


11- خروج یمانى از طرف یمن.


12- فرود آمدن ترك ها در جزیره (شمال عراق كنونى).


13- ورود رومیان در رمله.


14- پیدا شدن سرخى شدید در آسمان كه در اطراف آن پراكنده شود.


15- پیدایش آتش در طول مشرق كه تا سه روز یا هفت روز در هوا بماند.


16- عربان استقلال پیدا كنند و كشورگشایى كنند و از زیر بار و نفوذ دیگران بیرون روند.


17- اهل مصر، فرمانرواى خود را بكشند.


18- شام خراب شود و سه پرچم در آن جا پدیدار گردد.


19- رودخانه ى فرات طغیان كند یا شكافته شود، به حدّى كه آب در كوچه هاى كوفه داخل شود.


20- پلى در بغداد در كنار محله (كرخ) ساخته شود.



علامت خروج دجال، این است كه نماز را سبك شمارند و امانت را ضایع كنند و دروغ را حلال بدانند و ربا بخورند و رشوه بگیرند و ساختمان ها را بلند سازند و دین را به دنیا بفروشند و سفیهان را به كار گیرند و با زنان مشورت كنند و قطع رحم كنند و از هواهاى نفسانى تبعیت كنند و خون ریزى را سبك شمارند و حلم، ضعف شمرده شود و ظلم فخر باشد و حاكمان، فاجر و وزیران، ظالم باشند و عارفان ضعیف و قاریان، فاسق باشند



21- ترسى عمومى و مرگى سریع و همگانى، همه ى اهل عراق و مردم بغداد را فرا گیرد كه قرار و آرام یا راه فرار نداشته باشند.

22- صدایى از آسمان بلند شود كه همه ى مردم روى زمین آن را به زبان خود بشنوند.(2)


علامت ها و نشانه هاى دیگرى نیز هست كه در كتاب هاى مبسوط، مانند بحارالأنوار، (جلد پنجاه و دوم) ذكر شده است و ما، در این قسمت، به برخى از این احادیث كه شامل چندین علامت است، اشاره مى كنیم.


1- امام صادق(علیه السلام) فرمود: «پنج اتّفاق قبل از ظهور قائم(علیه السلام) اتفاق مى افتد: قیام یمانى; خروج سفیانى; منادى كه از آسمان ندا مى كند; فرو رفتن زمین در بیدا; كشته شدن نَفْسِ زكیه.».(3)


2- از امام باقر(علیه السلام) نقل شده است: «... در آخرالزمان، نشانه هایى هست. از آن جمله است: دابّه الأرض; دجال; نزول حضرت عیسى; طلوع خورشید از مغرب.»(4)


دجال

3- در حدیثى طولانى، صعصعه بن صوحان از امیرالمؤمنین على (علیه السلام) در مورد خروج دجّال كه از علائم ظهور امام مهدى(عج) است، مى پرسد. آن حضرت مى فرماید: «... علامت خروج دجال، این است كه نماز را سبك شمارند و امانت را ضایع كنند و دروغ را حلال بدانند و ربا بخورند و رشوه بگیرند و ساختمان ها را بلند سازند و دین را به دنیا بفروشند و سفیهان را به كار گیرند و با زنان مشورت كنند و قطع رحم كنند و از هواهاى نفسانى تبعیت كنند و خون ریزى را سبك شمارند و حلم، ضعف شمرده شود و ظلم فخر باشد و حاكمان، فاجر و وزیران، ظالم باشند و عارفان ضعیف و قاریان، فاسق باشند و شهادت دروغ آشكار شود و فسق و فجور و بهتان و گناه و طغیان علنى شود و قرآن ها، تزیین شود و مساجد آراسته گردد و مناره مرتفع شود .... زنان با شوهران خود به خاطر حرص دنیوى، در تجارت شریك شوند و...»(5)


بنابراین، علامت ها و نشانه هاى فراوانى براى ظهور امام زمان(علیه السلام) وجود دارد كه مردم با دیدن آنها به ظهور امام زمان(عج) پى خواهند برد، لكن باید توجّه داشت كه برخى از این علائم، نشانه ى نزدیكى ظهور است و برخى دیگر، نشانه ى وقوع ظهور. به عنوان مثال علامت هایى كه حضرت على(علیه السلام) در این حدیث بیان داشتند، نشانه هاى نزدیك شدن ظهور است، امّا خروج سفیانى، متّصل به ظهور امام زمان(عج) است و او با آن حضرت جنگ خواهد كرد. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «... زمانى كه سفیانى مالك مناطق پنج گانه ى شام: (دمشق، حمص، فلسطین، اردن، قنسرین) شد، در آن زمان، متوقع فرج باشید... .»(6)



پی نوشت ها:


[1]. بحارالأنوار، ج 52، ص 310 و 311.


[2]. زمینه سازان انقلاب جهانى مهدى(علیه السلام)، ص 22 تا 27; ارشاد، شیخ مفید، ص 356 ـ 358، چاپ بیروت.


[3]. بحارالأنوار، ج 52، ص 203.


[4]. همان، ج 52، ص 181.


[5]. بحارالأنوار، ج 52، ص 193.


[6]. بحارالأنوار، ج 52، ص206.

what`s life?life is love.
سه شنبه 14/6/1391 - 12:19 - 0 تشکر 543029

رمز ارتباط معنوی با امام زمان(عج)


ارتباط

همه ما کم و بیش با مفهوم گناه و اثرهای آن تا حدودی آشنا هستیم. گناه ـ که همان تخلف از دستورهای الهی است ـ اثرات ویرانگری بر دنیا و آخرت انسان داشته و موجودیت و هویت معنوی او را به شدت متزلزل می‌کند. این اثرات در کتاب‌های اخلاقی نوشته شده که مطالعه آن پر سود است؛ اما در این مقاله از دو جهت به گناه و اثر آن پرداخته می‌شود: اول؛ اثر گناه بر قلب و بنیان اعتقادی انسان و دوم؛ اثر گناه بر رابطه معنوی با امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف .



اثر گناه بر قلب و اعتقاد انسان


از میان تمام آثار معاصی، مخرب‌ترین و خطرناک‌ترین اثر گناهان، اثری است که بر قلب یعنی مرکز ادراکی و اعتقادی انسان و جایگاه محبت الهی گذاشته می‌شود و باعث فساد و سرنگون شدن قلب می‌گردد. استمرار بر گناه باعث ایجاد حالاتی در انسان می‌شود که منشأ این حالات، تحول و دگرگونی قلب است.


پیشاپیش بر این مطلب اصرار داریم که چون اثرات گناه، مانند اثرات تقوا و اعمال صالح، کم‌کم و به آرامی صورت می‌پذیرد، شاید سال‌ها طول بکشد تا چنین حالاتی در انسان در اثر گناه ایجاد شود؛ از این‌رو شخص گناه‌کار متوجه نمی‌شود که با خود چه می‌کند؟(1)



از میان تمام آثار معاصی، مخرب‌ترین و خطرناک‌ترین اثر گناهان، اثری است که بر قلب یعنی مرکز ادراکی و اعتقادی انسان و جایگاه محبت الهی گذاشته می‌شود و باعث فساد و سرنگون شدن قلب می‌گردد. استمرار بر گناه باعث ایجاد حالاتی در انسان می‌شود که منشأ این حالات، تحول و دگرگونی قلب است


استمرار گناه باعث ایجاد حالاتی در آدمی می‌شود که هر چند نمی‌توان به‌طور دقیق‌تر مراحل و ترتیب آنها را بیان و بر همه افراد تطبیق نمود، امّا این حالات مشابه و در غالب گناه‌کاران کم و زیاد مشهود است. از خطرناک‌ترین این حالات در اثر تکرار گناه، به‌وجود آمدن حالت «شک» در مسائل اعتقادی و دینی، همچون توحید، معاد، نبوت و قرآن است که البته در ابتدا چون شخص هنوز با ایمان است او را آزار می‌دهد. آزار دهنده‌تر از آن این که این شک با استدلال و مطالعه کتاب برطرف نمی‌شود؛ از این‌رو شخص آلوده به گناه، به این در و آن در می‌زند تا آتش شک را در قلبش خاموش کند، اما نمی‌تواند. تنها راه اصلاح از این نوع شک آزار دهنده، ترک معصیت است و الاّ کم‌کم این شک به گونه‌ای در قلب تثبیت می‌شود که نتیجه آن، انکار اعتقادات خواهد بود.


از دیگر آثار ویران‌گرانه گناه، پذیرش آسان شبهات و قبول نکردن جواب استدلالی به آن می‌باشد. البته نه این‌که نمی‌پذیرد، بلکه قلبش نمی‌تواند بپذیرد.


گناه

از اثرات دیگر مخرّب گناه در گناه‌کار، جبهه‌گیری در مقابل حق و اهل حقیقت و دفاع از باطل و اهل باطل است؛ گرچه نمی‌توان در همه افراد این حکم را جاری کرد، ولی گاهی دیده می‌شود که شخص گناه‌کار به امام معصوم و افعال وی اشکال دارد، اما از دشمنان وی دفاع می‌کند. و بدتر از آن این که در قلبش، نسبت به دشمنان اهل‌بیت، محبت دارد! گاهی هم می‌فهمد و از این نوع محبت‌ها در قلبش به ترس می‌افتد، ولی نمی‌داند ریشه آن از کجاست و چه باید بکند، نمی‌داند که باید گناه را کنار بگذارد تا قلبش درمان شود.


از دیگر آثار خانمان سوز گناه، بی‌علاقگی و بی‌حوصلگی نسبت به عبادات و مساجد و اماکن مذهبی است که در بعضی مواقع با پیدا شدن سئوال‌هایی مثل این‌که فلسفه نماز خواندن چیست؟ چرا باید نماز بخوانیم؟ روزه گرفتن ما چه فایده‌ای برای خدا دارد و نظایر آن بروز می‌کند. البته گاهی هم این سؤال‌ها برای فهم حکمت و پایبندی بیشتر به فرایض الهی پرسیده می‌شود. از آن طرف علاقه به لهو و لعب و بازی و افراط در شوخی و خنده در آنها زیاد می‌شود.


آیاتی نظیر آیه«ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَی أَن كَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَ كَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِؤُون؛(2) سپس سرانجام کسانى که اعمال بد مرتکب شدند به جایى رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به مسخره گرفتند!» و نیز آیه «كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا یَكْسِبُونَ؛(3) چنین نیست که آنها مى‏پندارند، بلکه اعمالشان چون زنگارى بر دل‌هایشان نشسته است!» و یا آیه «فَإِنَّهَا لَا تَعْمَی الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ؛(4) چرا که چشم‌هاى ظاهر نابینا نمى‏شود، بلکه دل‌هایى که در سینه‏هاست کور مى‏شود.» که در قرآن کریم آمده، بیان‌گر همین نکته مهم است.


در بسیاری از روایات نیز به موضوع مورد بحث تصریح شده است، به گونه‌ای که در یکی از سخنان امام صادق (علیه اسلام) آمده است: «به جان خودم سوگند که مردمان نادان و خدانشناس را خدا نادان نیافریده است. آنان دلالت‌های آشکار و نشانه‌های روشن را در آفرینش خود می‌بینند و ملکوت آسمان‌ها و زمین و آفرینش شگفت آوری را که در کمال نظم است و بر وجود آفریدگار دلالت دارد، مشاهده می‌کنند، اما مردمانی هستند که درهای گناهان را بر خود گشوده و راه شهوت‌ها را بر خویش هموار کردند و در نتیجه هوا‌های نفس به دل‌هایشان چیره گشت و به سبب ستمی که بر خویش روا داشتند شیطان بر ایشان مسلط گشت و خدا این چنین به دل‌های متجاوزان مهر می‌نهد».(5)



حضرت آیت‌الله بهجت رحمه الله علیه می‌فرمود: «ترک واجبات و ارتکاب محرمات حجاب و نقاب دیدار ما از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است


اثر گناه بر ارتباط معنوی با امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف


در حدیث شریفی از امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف  آمده است: «آنچه باعث تأخیر افتادن دیدار ما با شیعیان ما می‌شود، اعمال ناشایست آنهاست. پس باید هر یک از شیعیان از اعمالی که باعث ناراحتی ما می‌شود دوری کنند».


علاوه بر آن توصیه بزرگان اخلاق، برای تحصیل رضایت حضرت ولی عصر(عج)، دایر مدار ترک گناه است. حضرت آیت‌الله بهجت رحمه الله علیه  می‌فرمود: «ترک واجبات و ارتکاب محرمات حجاب و نقاب دیدار ما از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف  است»(6) و در جواب این‌که چگونه می‌توان رابطه خویش را با اهل‌بیت(علیهم السلام) و محضر صاحب العصر(عج) تقویت کنیم، فرمود: «اطاعت و فرمان برداری از خدا بعد از شناخت او.»(7) همچنین مرحوم آیت‌الله حسن صافی اصفهانی(ره) می‌فرمود: «کسی که واقعاً در مسیر تقوا [ترک گناه] قرار بگیرد، محال است که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف  به او علاقه نداشته باشد و با او ارتباط برقرار نکند، [این امر] حتمی و قطعی است.»(8) شکی نیست که رابطه با امام عصر(عج) و رضایت حضرتش و حتی تشریف به محضر ملکوتی ایشان را فقط باید در ترک گناه جست‌وجو کرد.




غفلت

راهی برای ترک گناه


حال که این‌قدر گناه اثرات بسیار بدی بر روح و جسم آدمی می‌گذارد، باید به سراغ راه‌های ترک گناه رفت. از مهم‌ترین راه‌های ترک گناه ـ مطابق با روایات و توصیه‌ های علمای اخلاق‌‌ ـ یاد مرگ است، اما این امر باید مرتّب و مداوم باشد، این عمل مؤثر باید هر شب و در موقع خواب انجام شده و ادامه پیدا کند. یاد مرگ، داوری بسیار قوی برای اصلاح قلب و رفع اثرات گناه است.


عاشق دیدار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ، اگر حقیقتاً به دنبال مطلوب خود هست، باید به دنبال این مطلب باشد و اسباب گناه را از خود دور کند. هر شب مرگ و مسائل بعد از مرگ را یاد کرده و جهت سهولت در کار، کتاب‌هایی درباره مرگ و معاد  و عواقب گناهان را مطالعه نماید و از خدا و اهل بیت (علیهم السلام) با گریه و تضرع بخواهد تا کم‌کم اثر گناهان از قلبش زدوده شده و میل به گناه در وی آن‌قدر ضعیف شود که شخص بر هوای نفسش غالب گردد، چرا که این امر، همان رضایت امام زمان (عج)  و نقطه اتصال به آن حضرت است.



پی نوشت ها:


[1]. از آن سو، ‌چون اثرات تقوا و مستحبات تدریجی است، لذا غالباً انسان استقامت خود را از دست می‌دهد. به همین جهت قرآن و روایات بر استقامت تأکید ویژه دارند.


[2]. سوره روم/10.


[3]. سوره مطففین/14.


[4]. سوره حج/46.


[5]. بحارالانوار، ج3.


[6]. در محضر بهجت، ج1.


[7]. به سوی محبوب.


[8]. شوق وصال.

what`s life?life is love.
سه شنبه 14/6/1391 - 12:19 - 0 تشکر 543030

امنیت در حکومت مهدوی(2)


در قسمت اول به دو مولفه مهم یعنی، امنیت اقتصادی و امنیت سیاسی و نظامی در حکومت حضرت ولی عصر(عج) پرداختیم. در این شماره نیز با دیگر مصادیق امنیت در حکومت مهدوی آشنا خواهیم شد.



امام زمان

امنیت اجتماعی


در روایتی آمده است: «بدانید آن کس از ما که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر در آن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر و امامان معصوم رفتار می کند تا گره ها را بگشاید، بردگان و ملت های اسیر را آزاد نماید، جمعیت های گمراه و ستمگر را پراکنده و حق جویان پراکنده را جمع آوری کند. او سال های طولانی در پنهانی از مردم به سر می برد؛ آن چنان که اثرشناسان اثر قدمش را نمی شناسند گرچه در یافتن اثرها و نشانه ها تلاش فراوان می کنند. سپس گروهی برای در هم کوبیدن فتنه ها آماده می گردند و چونان شمشیرها صیقل می خورند. دیده هایشان با قرآن روشنایی می گیرد و در گوش هایشان تفسیر قرآن طنین افکند و در صبح گاهان و شام گاهان جام های حکمت سر می کشند».(1)



آنگاه که حضرت ظهور کرد... علم و دانش در دل های مؤمنین قرار می گیرد تا جایی که مؤمنی نیازمند دانش برادرش نمی شود


مرور تاریخ بیانگر بحران های داخلی و بین المللی است که ریشه در قومیت گرایی، تعصبات نژادی و نبود هدایت واحد دارد. آنچه زیبا و امید بخش به نظر می رسد، تجلی و تحقق حضور مردی است که در آینده ای نزدیک به این مسائل پایان می بخشد. در عرصه حکومت مهدوی آنچه مایه ارزش و تعالی بشر است، تقوا و اسلام است. کرامت انسانی در این نظام بر پایه ایمان و عمل صالح است. این ملاک ارزشی، هویت دینی واحد به مردم می بخشد که در هم شکننده هویت های کاذبی چون ناسیونالیسم که نتیجه تلاش بشری برای ایجاد همرنگی در درون ملت هاست و یا جنبش فمنیسم که به دنبال تعریف هویت بر مبنای جنسیت و وارد کردن آن به عرصه سیاست و قدرت است، خواهد بود.


امام رضا علیه السلام در تفسیر آیه «وَ لَهُ أَسْلَمَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ طَوْعًا وَ كَرْهًا وَ إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ»؛ «حال آنکه آنچه در آسمان ها و زمین است خواه و ناخواه تسلیم فرمان او هستند و به نزد او بازشان می گردانند»(2) فرمود: «در شأن قائم فرود آمده است. زمانی که خروج کند، یهود و نصاری و آفتاب‌ پرستان و زندیقان و مرتدان و کافران، شرق و غرب زمین را گرفته باشند؛ پس اسلام را بر آنان عرضه می ‌دارد. هر کدام که اسلام آورد، او را به نماز خواندن و دادن زکات و آنچه مسلمانان به آن مأمور می‌ باشند، امر می ‌کند و هر‌ که اسلام نیاورد، گردن او را می ‌زند تا آنکه در مشرق و مغرب کسی نماند، مگر آنکه خدا را به یگانگی بشناسد.»(3)


توحید

حاکم شدن کلمه‌ توحید بر تمام سرزمین‌ ها، وحدت و یگانگی هویتی را بر بشر حاکم می کند و امت اسلامی به تمام معنای کلمه به وجود می ‌‌آید. پی‌آمد این امر، کنار گذاشتن اختلافات قومی و تعصبات نژادی و خروج از بحران ‌های اجتماعی است. 



امنیت فرهنگی و معنوی


فرهنگ، از موضوعات مهم عرصه‌ اجتماعی و مسائل امنیتی است. با مطرح شدن بحث جهانی ‌شدن و خطر یک‌ پارچه ‌سازی فرهنگی، همچنین شکستن مرزهای امنیتی به وسیله وسایل ارتباطی، اهمیت این حوزه افزون ‌تر گردیده است. در اصطلاح کلی فرهنگ، به مجموعه‌ باورهایی اطلاق می‌ شود که در ذهن افراد جامعه نهادینه شده است. بنابراین، می ‌توان گفت که نقش تک‌ تک افراد جامعه و طبایع آن ها در شکل‌ گیری هر تفکر و فرای آن، فرهنگی برجسته است.



علوم بشری همواره در تغییر و تحول است و نمی تواند حکم قطعی در مورد مسائل ارائه دهد؛ زیرا عقل بشری بر علوم و قوانین طبیعی احاطه کامل ندارد و همه چیز را با تجربه می آموزد. به طور کلی حوزه علوم بشری همواره با ناامنی های فکری و دگرگونی ها رو به روست



اگر چه طبع بشری، در شکل ‌گیری فرهنگ‌ ها یا ناامنی ‌های اجتماعی دخیل است، با توسعه‌ آموزشی، اخلاقی و مذهبی، می ‌توان امیدوار بود که بشر جایگاه اصلی خود را بشناسد و اصول اخلاق و ارزشی را در جامعه اجرا کند. با ظهور امام که حکومت عدل الهی بر پا می شود، اسلام که بر طبق روایات جز اسمی از آن در آخرالزمان باقی نمی ماند، ایا و زنده می شود: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ ‏بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ» ؛ « او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین درست، فرستاد تا آن را بر هر چه دین است پیروز گرداند، هر چند مشرکان خوش نداشته باشند».(4)

در روایتی نیز آمده است که هنگامی که قائم قیام کند ـ هر کس اهل هر دینی باشد ـ به اسلام گرایش پیدا کند و به آن ایمان آورد.(5)


آگاهی و معرفت از لوازم اصلی تأمین امنیت فرهنگی است. با زنده شدن اسلام و برپایی حکومت الهی، طبیعت بشر به جایگاه اصیل خود ـ مقام خلیفه اللهی ـ واقف می شود. آنگاه فرهنگ غنی اسلامی بر پا می شود و آرامش و طمأنینه فرهنگی و معنوی باز خواهد گشت.


امام زمان

در دنیای زر و زور و تزویر کنونی که تبلیغات فریب افکار عمومی و شعارهای دروغین در قالب ارزش ها نقش مهمی یافته و ابرقدرت های جهانی با بهره گیری از این راهکارها اعمال ننگین خود را ارزش مند و منطبق بر عدالت جلوه می دهند. ظهور امام می تواند چنین راه دشواری را بر بشر هموار کند. امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه 41 سوره حج می فرماید: « این آیه در مورد آل محمد و مهدی و یاروان آن هاست که خداوند آنان را مالک شرق و غرب زمین می گرداند و دین را آشکار می سازد و به وسیله او و یارانش، بدعت ها را نابود می کند؛ همانطور که بی خردی را به وسیله حق نابود نمود و چنان کند که اثری از ستم دیده نشود و به نیکی ها فرمان می دهد و از زشتی ها جلوگیری می کند» .(6)



امنیت علمی


بشر در طول ادوار مختلف با کشف قوانین طبیعی پا به عرصه علوم طبیعی گذاشت و با بهره مندی از عقل واستعدادها و توانایی های ذاتی توانست بر نظام طبیعت چیره شود، اما علوم بشری همواره در تغییر و تحول است و نمی تواند حکم قطعی در مورد مسائل ارائه دهد؛ زیرا عقل بشری بر علوم و قوانین طبیعی احاطه کامل ندارد و همه چیز را با تجربه می آموزد. به طور کلی حوزه علوم بشری همواره با ناامنی های فکری و دگرگونی ها رو به روست. با این گستردگی علوم، مردم در زمان غیبت تنها دو حرف از 27 حرف علم را آموخته اند. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با ظهور خود تمام حروف را در میان مردم منتشر می کند. در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است: «علم و دانش 27 حرف است. آنچه تا کنون همه پیامبران آورده اند جز دو حرف بیشتر نیست و مردم تا امروز جز دو حرف از علم آگاهی ندارند. وقتی قائم قیام کند، 25 حرف دیگر را آشکار و در میان مردم پخش می کند و آن دو حرف را به آن ضمیمه می نماید و 27 حرف علم در میان مردم پخش می شود.»(7)


در روایت دیگر نیز آمده است: «(آنگاه که حضرت ظهور کرد)... علم و دانش در دل های مؤمنین قرار می گیرد تا جایی که مؤمنی نیازمند دانش برادرش نمی شود.»(8)



زمانی که قائم قیام کند، با حکم داوودی میان مردم حکم می کند و نیازی به گواه ندارد. خدای تعالی به او الهام می نماید او با علم خود حکم می کند و هر پرسشی را پاسخ می گوید. او با فراست و زیرکی دوست را از دشمن باز می شناسد


علمی که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به مردم عرضه می کند، علم الهی است و قطعیت و ثبات به همراه دارد، نه شکاکیت و نسیبت را، در نتیجه آرام بخش فکری است.



امنیت قضایی و حقوقی


حقوق بشر از جمله موضوعات و مجادلات جهانی است که حتی دست آویز قدرت های بزرگ برای پیگیری اهداف شوم و توسعه طلبانه قرار گرفته است. تدوین حقوق بشر و تشکیل دادگاه های کیفری در بسیاری موارد دچار نقصان های جدی است؛ چرا که عقل بشر قادر نیست بر همه وجود احاطه یابد و ممکن است اشتباه کند و یا منافع شخصی را در تدوین قواعد و تشکیل دادگاه لحاظ کند.


عدالت، وجدان، ایمان، سعه صدر و ... از عناصر مهم و کلیدی در حوزه قضاوت هستند. امام علی علیه السلام تضمین امنیت قضایی افراد در جامعه را مستلزم رعایت سه اصل انتخاب قاضی، شرایط قاضی و وظایف دولت در برابر قاضی می داند.(9)


بی شک حاکمیت الهی از نظر قواین و اجرای آن ها مشکل نخواهد داشت؛ زیرا قوانین الهی کامل ترین و جامع ترین قوانین است و مجری آن ها در حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، شخص امام است که منتخب الهی است. امام صادق علیه السلام فرموده است: « زمانی که قائم قیام کند، با حکم داوودی میان مردم حکم می کند و نیازی به گواه ندارد. خدای تعالی به او الهام می نماید  او با علم خود حکم می کند و هر پرسشی را پاسخ می گوید. او با فراست و زیرکی دوست را از دشمن باز می شناسد.»(10)


در حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قوانین به بهترین نحو اعمال می شود و دست هر صاحب نفوذ منفعت طلبی کوتاه خواهد شد.



پی نوشت ها:


1. نهج البلاغه، خطبه 15.


2. آل عمران: 83.


3. بحار الانوار، ج 52، ص 340.


4. صف: 9.


5. مستنبط، سید احمد، قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام، ج1، ص735.


6. تفسیر قمی، ص 441.


7. بحارالانورا، ج52، ص 336.


8. قطره ای دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام، ج2، ص 784.


9. فصل نامه علوم سیاسی، ش 34، ص261.


10. مستدرک الوسایل، ج4، ص304.

what`s life?life is love.
سه شنبه 14/6/1391 - 12:20 - 0 تشکر 543031

حسرت دیدار امام زمان


امام جواد

بیماری تاب و توانش را ربوده بود. رنج و درد جسمی آزارش می داد. رنگ چهره‌اش به زردی می زد. درد را هرطور که بود، تحمل می کرد، ولی خانه‌نشین شدن و دوری از دوستان و آشنایان و مهم‌تر از همه دور شدن از امامش بیش از هر چیز دیگری روحش را می آزرد. گاهی که تنهایی کلافه‌اش می‌کرد، کتاب می‌خواند، فرصتی بود تا اعمال روزانه و شبانه و مستحبات و مکروهات را از کتابی که یونس بن عبدالرحمان نگاشته بود، مطالعه کند. خواندن آن کتاب نیز اگرچه مورد تایید اهل بیت بود، آه و حسرتش را افزون‌ می ساخت، زیرا با خود می گفت: ای کاش سلامت جسمی داشتم تا می‌توانستم این اعمال را انجام دهم.


گاهی در اوج تنهایى، دلش هوای دیدار امام زمانش را می‌کرد. حسرت استشمام عطر امامت، صبرش را ربوده و بی‌تاب کرده بود، اما با خود می‌اندیشید: من کجا و محمد بن على کجا؟! مگر می‌شود امام به دیدن من بیاید؟ نه! من چنین لیاقتی ندارم.



با خود می‌اندیشید: من کجا و محمد بن على کجا؟! مگر می‌شود امام به دیدن من بیاید؟ نه! من چنین لیاقتی ندارم


درد جسمی از یک‌سو، تنهایی و غربت از سویی و هجوم این افکار از دیگر سو، امانش را بریده بودند که ناگاه در خانه به صدا درآمد.


تا نگاهش به نگاه امام علیه السلام افتاد، تمام درد و رنج خود را فراموش کرد. حضور امام، نشاط عجیبی در دلش پدید آورد.


وقتی امام جواد علیه السلام کنار بسترش نشست، شوق و امید به زندگى در دلش شکوفه زد. امام احوالش را پرسید و نگاه پر محبتش را به او هدیه کرد....

what`s life?life is love.
سه شنبه 14/6/1391 - 12:20 - 0 تشکر 543032

به ما نگفتند که ...


ظهور الإمام المهدی ( علیه السلام ) بین الشیعة والسنة







راستش‌ را به‌ ما نگفتند یا لااقل‌ همة‌ راست‌ را به‌ ما نگفتند.


 گفتند: تو كه‌ بیایی‌ خون‌ به‌ پا می‌كنی‌،جوی‌ خون‌ به‌ راه‌ می‌اندازی‌ و از كشته‌ پشته‌ می‌سازی‌ و ما را از ظهور تو ترساندند.


 درست‌ مثل‌ اینكه‌ حادثه‌ای‌ به‌ شیرینی‌ تولد را كتمان‌ كنند و تنها از درد زادن‌ بگویند.




 ما از همان‌ كودكی‌، تو را دوست‌ داشتیم‌. با همة‌ فطرتمان‌ به‌ تو عشق‌ می‌ورزیدیم‌ و با همة‌ وجودمان‌ بی‌تاب‌ آمدنت‌ بودیم‌.


 عشق‌ تو با سرشت‌ ما عجین‌ شده‌ بود و آمدنت‌، طبیعی‌ترین‌ و شیرین‌ترین‌ نیازمان‌ بود.


 اما ... اما كسی‌ به‌ ما نگفت‌ كه‌ چه‌ گلستانی‌ می‌شود جهان‌، وقتی‌ كه‌ تو بیایی‌.


 همه‌، پیش‌ از آنكه‌ نگاه‌ مهرگستر و دست‌های‌ عاطفه‌ تو را توصیف‌ كنند، شمشیر تو را نشانمان‌ دادند.


 آری‌، برای‌ اینكه‌ گل‌ها و نهال‌ها رشد كنند، باید علف‌های‌ هرز را وجین‌ كرد و این‌ جز با داسی‌ برنده‌ و سهمگین‌، ممكن‌ نیست‌.


 آری‌، برای‌ اینكه‌ مظلومان‌ تاریخ‌، نفسی‌ به‌ راحتی‌ بكشند، باید پشت‌ و پوزة‌ ظالمان‌ و ستمگران‌ را به‌ خاك‌ مالید و نسلشان‌ را از روی‌ زمین‌ برچید.



دل‌های‌ بندگان‌ را آكنده‌ از عبادت‌ و اطاعت‌ می‌كنی‌ و عدالت‌ بر همه‌ جا دامن‌ می‌گسترد و خدا به‌ واسطة‌ تو دروغ‌ را ریشه‌كن‌ می‌كند و خوی‌ ستمگری‌ و درندگی‌ را محو می‌سازد و طوق‌ ذلت‌ و بردگی‌ را از گردن‌ خلایق‌ برمی‌دارد


 آری‌، برای‌ اینكه‌ عدالت‌ بر كرسی‌ بنشیند، هر چه‌ سریر ستم‌آلودة‌ سلطنت‌ را باید واژگون‌ كرد و به‌ دست‌ نابودی‌ سپرد.


 و اینها همه‌، همان‌ معجزه‌ای‌ است‌ كه‌ تنها از دست‌ تو برمی‌آید و تنها با دست‌ تو محقق‌ می‌شود.


 اما مگر نه‌ اینكه‌ اینها همه‌ مقدمه‌ است‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ بهشتی‌ كه‌ تو بانی‌ آنی‌ .


 آن‌ بهشت‌ را كسی‌ برای‌ ما ترسیم‌ نكرد.


 كسی‌ به‌ ما نگفت‌ كه‌ آن‌ ساحل‌ امید كه‌ در پس‌ این‌ دریای‌ خون‌ نشسته‌ است‌، چگونه‌ ساحلی‌ است‌؟!



كسی‌ به‌ ما نگفت‌ كه‌ وقتی‌ تو بیایی‌:


 پرندگان‌ در آشیانه‌های‌ خود جشن‌ می‌گیرند و ماهیان‌ دریاها شادمان‌ می‌شوند و چشمه‌ساران‌ می‌جوشند و زمین‌ چندین‌ برابر محصول‌ خویش‌ را عرضه‌ می‌كند.(1)



 به‌ ما نگفتند كه‌ وقتی‌ تو بیایی‌:


 دل‌های‌ بندگان‌ را آكنده‌ از عبادت‌ و اطاعت‌ می‌كنی‌ و عدالت‌ بر همه‌ جا دامن‌ می‌گسترد و خدا به‌ واسطة‌ تو دروغ‌ را ریشه‌كن‌ می‌كند و خوی‌ ستمگری‌ و درندگی‌ را محو می‌سازد و طوق‌ ذلت‌ و بردگی‌ را از گردن‌ خلایق‌ برمی‌دارد.(2)


 به‌ ما نگفتند كه‌ وقتی‌ تو بیایی‌:


 ساكنان‌ زمین‌ و آسمان‌ به‌ تو عشق‌ می‌ورزند، آسمان‌ بارانش‌ را فرو می‌فرستد، زمین‌، گیاهان‌ خود را می‌رویاند... و زندگان‌ آرزو می‌كنند كه‌ كاش‌ مردگانشان‌ زنده‌ بودند و عدل‌ و آرامش‌ حقیقی‌ را می‌دیدند و می‌دیدند كه‌ خداوند چگونه‌ بركاتش‌ را بر اهل‌ زمین‌ فرو می‌فرستد. (3)



آری‌، برای‌ اینكه‌ عدالت‌ بر كرسی‌ بنشیند، هر چه‌ سریر ستم‌آلودة‌ سلطنت‌ را باید واژگون‌ كرد و به‌ دست‌ نابودی‌ سپرد. و اینها همه‌، همان‌ معجزه‌ای‌ است‌ كه‌ تنها از دست‌ تو برمی‌آید و تنها با دست‌ تو محقق‌ می‌شود


 به‌ ما نگفتند كه‌ وقتی‌ تو بیایی‌:


 همة‌ امت‌ به‌ آغوش‌ تو پناه‌ می‌آورند همانند زنبوران‌ عسل‌ به‌ ملكه‌ خویش‌.


 و تو عدالت‌ را آنچنان‌ كه‌ باید و شاید در پهنة‌ جهان‌ می‌گستری‌ و خفته‌ای‌ را بیدار نمی‌كنی‌ و خونی‌ را نمی‌ریزی‌. (4)


 به‌ ما نگفته‌ بودند كه‌ وقتی‌ تو بیایی‌:


 رفاه‌ و آسایشی‌ می‌آید كه‌ نظیر آن‌ پیش‌ از این‌، نیامده‌ است‌. مال‌ و ثروت‌ آنچنان‌ وفور می‌یابد كه‌ هر كه‌ نزد تو بیاید فوق‌ تصورش‌، دریافت‌ می‌كند. (5)


 به‌ ما نگفتند كه‌ وقتی‌ تو بیایی‌:


 اموال‌ را چون‌ سیل‌، جاری‌ می‌كنی‌، و بخشش‌های‌ كلان‌ خویش‌ را هرگز شماره‌ نمی‌كنی‌. (6)



به‌ ما نگفتند كه‌ وقتی‌ تو بیایی‌:


 هیچ‌كس‌ فقیر نمی‌ماند و مردم‌ برای‌ صدقه‌ دادن‌ به‌ دنبال‌ نیازمند می‌گردند و پیدا نمی‌كنند. مال‌ را به‌ هر كه‌ عرضه‌ می‌كنند، می‌گوید: بی‌نیازم‌.(7)



 ای‌ محبوب‌ ازلی‌ و ای‌ معشوق‌ آسمانی‌!


 ما بی‌آنكه‌ مختصات‌ آن‌ بهشت‌ موعود را بدانیم‌ و مدینة‌ فاضلة‌ حضور تو را بشناسیم‌ تو را دوست‌ می‌داشتیم‌ و به‌ تو عشق‌ می‌ورزیدیم‌.


 كه‌ عشق‌ تو با سرشت‌ها عجین‌ شده‌ بود و آمدنت‌ طبیعی‌ترین‌ و شیرین‌ترین‌ نیازمان‌ بود.


 ظهور تو بی‌تردید بزرگترین‌ جشن‌ عالم‌ خواهد بود و عاقبت‌ جهان‌ را ختم‌ به‌ خیر خواهد كرد.


 كلك‌ مشاطه‌ صنعش‌ نكشد نقش‌ مراد


 هركه‌ اقرار بدین‌ حسن‌ خداداد نكرد



پی‌نوشت‌ها:


1. پیامبر اكرم‌ (ص) : فعند ذلك‌ تفرح‌ الطیور فی‌ اوكارها و الحیتان‌ فی‌ بحارها و تفیض‌ العیون‌ و تنبت‌ الارض‌ ضعف‌ اكلها: ینابیع‌ المودة‌، ج‌ 2، ص‌ 136.


 2. پیامبر اكرم‌ (ص): یفرج‌ الله‌ بالمهدی‌ عن‌الامه‌، بملا قلوب‌ العباد عبادة‌ و یسعهم‌ عدله‌، به‌ یمحق‌ الله‌ الكذب‌ و یذهب‌ الزمان‌ الكلب‌ و یخرج‌ ذل‌ الرق‌ من‌ اعناقكم‌: بحارالانوار، ج‌51، ص‌ 75.


 3. پیامبر اكرم‌ (ص): یحبه‌ ساكن‌ الارض‌ و ساكن‌ السماء و ترسل‌ السماء فطرها و تخرج‌ الارض‌ نباتها. لاتمسك‌ منه‌ شیئا، یعیش‌ فیهم‌ سبع‌ سنین‌ او ثمانیاً او تسعا. یتمنی‌ الاحیاء الاموات‌ لیروالعدل‌ و الطمأنینه‌ و ما صنع‌ الله‌ باهل‌ الارض‌ من‌ خیره‌ : بحارالانوار، ج‌ 51، ص‌ 104.


 4. پیامبر اكرم‌ (ص): یأوی‌ الی‌ المهدی‌ امته‌ كمال‌ تأوی‌ النحل‌ الی‌ یعسوبها و یسیطر العدل‌ حتی‌ یكون‌ الناس‌ علی‌ مثل‌ امرهم‌ الاول‌ . لا یوقظ‌ نائماً و لا یهریق‌ دماً: منتخب‌الاثر، ص‌ 478.


 5. پیامبر اكرم‌ (ص)9  : تنعم‌ امتی‌ فی‌ دنیاه‌ نعیماً لم‌ تنعم‌ مثله‌ قط‌. البر منهم‌ و الفاجر و المال‌ كدوس‌ یأتیه‌ الرجل‌ فیحثوله‌: البیان‌، ص‌ 173.


 6. پیامبر اكرم‌ (ص): یفیض‌المال‌ فیضاً و یحثوالمال‌ حثوا و لایعده‌ عدا :صحیح‌ مسلم‌، ج‌ 8، ص‌ 185.


 7. پیامبر اكرم‌ (ص): یفیض‌ فیهم‌ المال‌ حتی‌ یهم‌ الرجل‌ بماله‌ من‌ یقبله‌ منه‌ حتی‌ یتصدق‌ فیقول‌ الذی‌ یعرضه‌ علیه‌: لا ارب‌ لی‌ به‌ : مسند احمد، ج‌ 2، ص‌ 530.


what`s life?life is love.
چهارشنبه 15/6/1391 - 18:3 - 0 تشکر 544378

ز دلایل تاخیر در ظهور امام زمان عج به فرموده خودشان 


قال الامام المهدی علیه السلام:

«لَوْ أَنَّ أَشْیاعَنا وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ عَلَى اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِى الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الُْیمْنُ بِلِقائِنا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا.»:

(طبرسی، احتجاج، ج 2، ص 600، ش 360)

امام زمان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمودند:


اگر شیعیان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خویش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پیمان الهى اتّحاد و اتّفاق مى داشتند و عهد و پیمان را محترم مى شمردند، سعادت دیدار ما به تأخیر نمى افتاد و زودتر به سعادت دیدار ما نائل مى شدند.

..............

كمی با دقت تر این حدیث را بخوانیم. وظیفه ی ما چیست؟

برای هم دعا كنیم

يکشنبه 19/6/1391 - 1:16 - 0 تشکر 551973

یک شب جمعه/شکایت از خود



تویی که وقتی نیستی، آزرده‌ام...


تویی که بودنت، سلام و سلامت و سُرور است...


جز سلام، سخنی را نیاموخته‌ام... وگرنه، این- همین سلام ساده- کمتر از آن است که نثارت شود.


چگونه پشت نوازش لرزان حروفِ رسمی، تو را که از محدوده رسم آدم‌ها بیرونی، مقابلم بنشانم؟!


چگونه می‌توانم با همین لب‌های دوخته و جان افروخته، صدایت کنم؟!



نمی‌شود...


بهشت

نمی‌شود عزیز دل!... این را بارها آزموده‌ام.


در شب‌ها و روزهای فراوانی که اندوهگین و خاموش، قلم را به صحرای کاغذ دواندم و شکسته ناتوانی، بازگشت؛ این را آزموده‌ام.


وبلاگ، خوب است... اگر بتواند مرا با احساس خواندنِ تو پیوند دهد.


وبلاگ، خوب است... اگر به جای من، آرامش نگاه تو را احساس کند.


مگر می‌شود بی تو ماند؟!


مگر می‌شود در هزارتوی دنیایی که این روزها برایم ناآشناست، بی حضور ساده، صمیمی و شکوهمند تو، نَفَس کشید و سرفه‌ای نکرد؟!


اینجا، هوا آلوده است...


هوا، بسیار آلوده‌تر از آن است که عمر قناریِ نُدبِه، به دنیا باشد.


وقتی تو نیستی، آدم‌ها کمتر از اندازه عاشق می‌شوند... عاشقانه‌ها ناقص می‌مانند و آدم‌ها نمی‌فهمند که چشم‌هایشان نیز باید به راه دل‌ها بروند... وگرنه، آدم‌ها را باد خواهد برد... یا باد... یا یاد... یادِ چیزهایی که روز آمدنت، مثل حادثه‌های تلخِ کودکی، فراموش می‌شوند.


من به اندازه کافی، شرمنده‌ام... اما تو از من گلایه نکن!...



بهار آمده است... گل‌ها شکفته‌اند... شکوفه‌ها روییده‌اند... من، هفت‌سین را برچیده‌ام تا زودتر سفره اِطعامِ آمدنت را بچینم... اما کجایی که دو دهه گمشده‌ام را از کنار سفره آمدنت برداری؟!



سنگ و چوب نیستم... به اندازه کافی، خوب نیستم... اما این را می‌دانم که جز در پناه اسم دلربای تو،«نیستم».

آنقدر مهربانی که امشب نیز زبانم را مجال نهادنِ بارهای سنگین داده‌ای... اجازه داده‌ای تا در پرده شب، شب آدینه، بنشینم و بی«اَللهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ‌الفَرَج»، سکوتم را به مهمانیِ گوش شنوای تو ببرم.


عزیز دل!


هزار و صد و چند سال، چند سال است؟


یک بار بنشین و بشمار... تا آتش درونم را باور کنی.


خوب نیستم... گاهی بدم و گاهی میانه‌ام... مانند استخاره‌های پدربزرگ که هنگام عهد قهر با پرچم هیئتِ تو می‌گرفت!...


من، سایه اویم... بخش رنگین سایه‌اش که بی‌حرکت او، حرکتی ندارم.


میان من و او، هزار فرسنگ است.


او، برای آمدنت، ثانیه‌ها را می‌شمرد و من، جمعه‌ها را... من، از پدربزرگ، کُلّی‌ترم.


صبح‌های جمعه که می‌رسیدند؛ پدربزرگ، کتاب خواب را از نیمه‌شب می‌بست و گوش به رِیلِ اذان، تا صبح راه می‌رفت... خودش که دیگران را در این حال می‌دید، اسمشان را مرغِ پَرکَنده می‌گذاشت.


میان من و او، هزار فرسنگ است.


پدربزرگ، در صبح‌های جمعه، همان لباس روزهای جشن را می‌پوشید و از درگاه هیئت، کنار نمی‌رفت... مبادا که عبورت را نبیند.



بهار آمده است... گل‌ها شکفته‌اند... شکوفه‌ها روییده‌اند... من، هفت‌سین را برچیده‌ام تا زودتر سفره اِطعامِ آمدنت را بچینم... اما کجایی که دو دهه گمشده‌ام را از کنار سفره آمدنت برداری؟!



میان من و او، چهار انگشت فاصله است... او، تو را«می‌دید» و من، فقط از تو«شنیده‌ام».

عزیز دل!


من، نوح و ابراهیم و موسی و عیسی نیستم... طاقت مرا دست کم بگیر!


تمسخرِ کشتی‌سازی در بیابان، غرقم می‌کند.


آتشِ عاشقانه‌های پیاپی‌ام، گلستان نمی‌شود.


تور قدمگاه‌های فراوان، مرا از صاحب قدم دور کرده‌اند.


... و شِفای دل و جانم که تویی، به چشمم نمی‌آیی.


وقتی تو نیستی، آدم‌ها یادشان می‌رود که بهترین راه فرار از مرگ، شهادت است.


بی تو، غسالخانه، وحشتناک است... مرده‌شو، هم‌سفره کسی نیست... و مرده، هرچه فریاد می‌کشد، کسی نمی‌شنود.


انتظار

بهار آمده است... گل‌ها شکفته‌اند... شکوفه‌ها روییده‌اند... من، هفت‌سین را برچیده‌ام تا زودتر سفره اِطعامِ آمدنت را بچینم... اما کجایی که دو دهه گمشده‌ام را از کنار سفره آمدنت برداری؟!


کودک بودم، دوستت داشتم و نمی‌شناختم و می دیدمت...


نوجوان بودم، دوستت داشتم و نمی‌شناختم و نمی دیدمت...


جوان بودم، دوستت داشتم و می‌شناختم و باز، نمی دیدمت...


امروز، چه بر سرم آمده که سه داستان پیش را ناتمام، رها کرده‌ام اما شناخته، نمی بینمت؟!


ای کاش باز کودک می‌شدم... هرچند، دیدن و نشناختن نیز رنج‌آور است.


عزیز دل!


کیفرخواستی که پیش پای توست... در این نیمه‌شب آدینه... عادلانه نیست.


کسی مانند منِ عاشق، تا کِی می‌تواند تو را نبیند و عاشق سایه‌ها نشود؟!


می‌دانم که می‌دانی... اما حال کسی را دارم که نشانیِ جایی را برداشته و برای نخستین بار، سر به کوچه‌های ناآشنا گذاشته است...


می‌دانم که می‌دانی... اما حال کسی را دارم که در میان دریا، رهاست و می‌داند که دست و پا زدن، او را بیشتر به درون می‌کشد...


می‌دانم که می‌دانی... اما حال کسی را دارم که مدام فریاد می‌کشد اما سرنوشتِ گُنگِ خواب‌دیده مولانا منتظر اوست...


می‌دانم که می‌دانی... اما کِی و کجا، آدم‌های اطراف، این‌گونه بی‌تعارف، نفرت را به هم هدیه می‌کردند؟!


می‌دانم که می‌دانی... اما مگر می‌شود در هجوم چشم‌ها، چشمه‌ها را تماشا کرد؟!


می‌دانم که می‌دانی... اما... می‌دانم که می‌دانی.


عزیز دل!


بهشت

این رشته‌های سپید، تار و پود سال‌های گذشته‌اند... سال‌هایی که زبانم، از تو گفت و چشم‌هایم باریدند تا دیگران بدانند که گفتنم، همگام باور است.




اینک، پناه برده به پرده شب، به سوی تو آمده‌ام... نیامده‌ام، رَمیده‌ام... از دیگران، نه! از خود رمیده‌ام که مدام تو را یافته و گم کرده‌ام.


عزیز دل!


در کدام روز تقویم نود، بلیتِ حجاز را حتی در صفی طویل هم نخواهیم یافت... چون تو چهره گشوده‌ای؟


در کدام روز تقویم نود، زیر بالش سپید خواب شبانه‌ام، دعوت‌نامه پیوستن به تو را خواهم دید؟


در کدام روز از تقویم نود، بهشت را به ایستادنِ کنار تو خواهم فروخت و از لَحَد، به اسم دلاویز تو برخواهم خاست؟


در کدام روز از تقویمِ آینده نزدیک، وبلاگم را به پاس نخستین سخنرانیِ همگانی‌ات به روز خواهم کرد؟


در کدام روز از تقویمِ آینده نزدیک، تازه‌ترین شعرم را برای اصلاح، مقابل چشم‌هایت خواهم گذاشت؟


در کدام روز از تقویمِ آینده نزدیک، همسایه تازه‌اخراج‌شده را به کار پیشینش خواهی گمارد تا آشنای کسی، جای کسی را اشغال نکند؟


...


در کدام روز، جشن‌ها نیز هفتگی و دهگی خواهند شد؟


...آن روز، من کجایم؟... با توأم یا بی تو؟

what`s life?life is love.
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.