• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 440)
دوشنبه 13/6/1391 - 0:43 -0 تشکر 541600
شرحی متفاوت بر غزلِ « طربنامۀ عشق» حافظ

نویسنده: حافظ عزیزی نقش ( محقق و حافظ پژوه)    http://www.daneshsara.net/adabi/----l--r-.html

تحقیقاتی كه در بارۀ حافظ بعمل آمده است از حدود شرح دیوان ، ایهامات ، تشبیهات ، تمثیل ، و استعارات و مختصری درباره مكتب و مَشرب و جهان بینی خاص او فراتر نمیرود . در مقایسه با مكتب و فلسفه و غزلیّات عارفانه او كه به حد ایجاز رسیده است و او را برای همیشۀ تاریخ جاودانه ساخته است -اینهمه ، جز مقدّمه و الفبای حافظ شناسی چیز دیگری نمی تواند باشد بی گمان بحث و صحبت درباره حافظ بسیار سخت است بخصوص اگر قرار باشد پا را فراتر گذ ارد و هر آنچه را كه از حافظ و مكتب حافظ مایه میگیرد مورد مداقّه قرار داد. درباره ماهیّت فلسفی، علمی، اخلاقی و اجتماعی حافظ –تصوّف خاصّ و عرفان عاشقانه و مشرب ملامتی و قلندری او – اصول مكتب رندی – اصطلاحات و رموز دیوان او – آنچه تا كنون موضوع بحث اندیشمندان بوده است بقدری ناكافی و به اختصار بوده است كه این باور را بوجود میاورد كه حافظ و مكتب او بخوبی و به اندازه كافی شناسانده نشده است و رسالت عظیمی را كه ادبا و محققان كوشا بر عهده دارند آنطور كه باید و شاید به انجام نرسانیده اند .

دوشنبه 13/6/1391 - 0:44 - 0 تشکر 541602

شناختن حافظ تنها با بر پایی یك نهضت علمی و ادبی میسر میگردد تشنگان وادی عشق و ادب ، علمداران این نهضت خواهند بود شراره های این نهضت عظیم را بزرگانی چون شهریار بر افروخته اند . شهریار باور داشت كه حافظ ، شعر قدیم را به كمال رسانده است شهریار نیز از جمله مردان گرانقدری است كه پیرو حافظ بوده و به سبك و سیاق او شعر سروده است . گوته درباره او میگوید : دیوان شرقی را در وصف حافظ سروده ام و اعتراف میكند كه عشق را تنها از حافظ میتوان فرا گرفت . زبان عشق حافظ دلهای هر آنكه را با غزلیات او آشنایی دارد به وجد میآورد و شوری می آفریند كه زیبایی آنرا نهایتی نیست

دوشنبه 13/6/1391 - 0:45 - 0 تشکر 541604

حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است كسی آن آستان بوسد كه جان در آستین دارد
سرّ عظمت ومحبوبیت حافظ درشوری است كه ازاشعارش میبارد . در حرارتی است كه از غزلیاتش می تراود. در اسراری است كه در دیوانش مستور است . گوته ، قافله سالار ادبیات غرب می گوید : وقتی دوّاوین شعرای جهان را در كتابخانه ام می چینم همیشه دیوان حافظ را در بالای همه قرار میدهم چون میترسم حرارت اشعارش آثار دیگر و كتابهایم را بسوزاند . بعقیدۀ حافظ راز عشق دریافتنی است نه آموختنی .

دوشنبه 13/6/1391 - 0:45 - 0 تشکر 541605

حافظ عقل را وسیله ناقصی میداند كه بر پایه طبیعت قرار گرفته است و قادر به درك ماوراء طبیعت و جهان علوی نیست . بعقید او تنها راهی كه میتوان از حضیض خاك به اوج افلاك رسید و چون قطره ای در دریای ابدیت فانی شد و بی پرده بوصال جانان و درك جمال بی حجاب او نائل گشت عشق است و بس . حافظ عشق را التهاب و انجذاب و حركت بسوی معبود مطلق و تأ ثر و شیفتگی در برابر سرچشمه حسن ازلی میداند 1.
در طول ادوار و سالیان گذشته ، حافظ شناسان و آشنایان خواجه همواره سعی در شرح و بسط غزلیات دلنشین وی داشته و هر یک با شناخت و بضاعت ادبی خویش، حافظ را شناسانده است.

دوشنبه 13/6/1391 - 0:45 - 0 تشکر 541606

چندان بیراه نخواهد بود در این مقال به نمونه ای از شرح غزل باشکوه« طربنامۀ عشق» حافظ بقلم یکی از اساتید ادبیات کشور بپردازیم:
در ازل پرتو حسنت ز تجّلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
در روز نخست فروغ حسن تو ای محبوب ازلی آهنگ ظهور و جلوه گری كرد ، از این نمایش جمال عشق پدید آمد و چون عشق زاده حسن است، جهان را در شور افكند و همه را در آتش خود سوخت .
جلوه ای كرد رخت ، دید مَلَک عشق نداشت عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد
جمال تو نمایان شد ، ابلیس دید ، چون در فطرتش عشق نبود تا تو را عاشقانه بپرستد ، از شدّت رشك مانند آتش سوزان شد و راه بر دل آدم زد و به گمراه كردنش پرداخت ( تلمیحی دارد به آیه 16 سوره اعراف = شیطان : حال كه مرا نومید ساخته ای ، من هم ایشان را از راه راست تو منحرف می كنم آنگاه از پیش و از پس و از چپ و از راست بر آنها می تازم و بیشترین شان را شكر گزار نخواهی یافت ) .

دوشنبه 13/6/1391 - 0:46 - 0 تشکر 541608

عقل میخواست كزان شعله چراغ افروزد برق غیرت بدرخشید و جهان بر هم زد
خرد مصلحت جو مایل بود كه از آن درخش ایزدی چراغ خود را فروغی بخشد و سودی جوید ، برق رشك عشق تابان شد و شوری بپا كرد و جهان را دگرگون ساخت .
مدّعی خواست كه آید به تماشا گه راز دست غیب آمد و و بر سینه نا محرم زد
عقل مصلحت اندیش به ادّعای رقابت با عشق خواست كه در معرض اسرار غیب گام نهد ، دست نهان حق نمایان شد و برسینه خرد كه راز دار غیب نمیتوانست باشد ، كوفت و اورا دور كرد .
دیگران قرع قسمت همه بر عیش زدند دل غمدید ما بود كه هم بر غم زد
جز دل محنت كشیده ما كه غم عشق را برگزیدو درصف عاشقان بلا كش درآمد،دیگران بهره مطلوب خودرا درزندگی خوش وآسوده جستند .

دوشنبه 13/6/1391 - 0:46 - 0 تشکر 541609

جان علوی هوس چاه زنخدان تو داشت دست در حلق آن زلف خم اندر خم زد
روح قدسی یا جان پاك می خواست كه چاه ذقن تورا ببیند بكنایه یعنی خواستار وصال تو بود ، ناگزیر در چنبر گیسوی دراز شكن بر شكن تو دست آویخت ، مقصود آنكه جان از جهان برین به جهان فرودین یا عالم كثرت آمد ، چه جان را در قالب تن برای عشق ورزی با تو آفریده اند .
حافظ آنروز طرب نامۀ عشق تو نوشت كه قلم بر سر اسباب دل خرّم زد
حافظ آن زمان نامۀ شادی فزای عشق تو را به نگارش آورد كه بر سرو سامان دل شاد خود قلم محو كشید و به غم تو دل خوش كرد
.

دوشنبه 13/6/1391 - 0:47 - 0 تشکر 541610

اما تحقیقات ، مطالعات و پژوهش های بعمل آمده توسط نگارنده مؤید این مطلب است که غزل فوق ورای این تفاصیل بوده و اسرار پیدا و پنهان بسیاری در آن نهفته است. در این مقاله به شرح و توضیح غزل « طربنامۀ عشق» پرداخته ام. امید است منظور و مقصود خواجه از این غزل بر همگان آشکار گردیده و این گفتار ، سرآغاز یک نهضت ادبی - علمی در شناخت بهتر « حافظ » باشد.

دوشنبه 13/6/1391 - 0:47 - 0 تشکر 541611

شرح غزل « طربنامۀ عشق » حافظ :
در ازل پرتو حسنت ز تجلّّی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
در لحظۀ آفرینش، ( چون این مصرع دلالت بر وقوع فعلی در زمانی معیّن دارد - دم زدن- حافظ اشاره به زمانی دارد كه قبل از آن ، وجود و معنی ندارد - مراد از ازل ، آغاز غیر زمانی است ) عالم از فروغ و پرتو حسن ( كمال و جلال و جمال ) خداوند متجّلی و پدیدار گشت( ظهور یافت ) و عشق بی پایان الهی بر آن تابیدن گرفت. یعنی خدا بود و دیگر هیچ نبود ، خلقت هنوز قبای هستی بر عالم نیاراسته بود تا اینکه مادۀ نخستین ( حالت چگالی و تراكم بینهایت ماده ) به عشق لا یزال الهی آراسته گشت . دچار انفجار و آتش شد ( آتشگوی نخستین ) و عالم را تشكیل داد .
بزرگترین سؤال فیزیکدانان و کیهانشناسان معاصر این است که این روند چگونه و چرا آغاز شد؟ یعنی جهان کنونی ( آتشگوی آغازین ) از چه نشأت گرفت؟ طبق نظریۀ کوانتومی- جهان کنونی از خلاء نشأت گرفته است! از هیچ!.
ولی چگونه چنین چیزی ممکن است؟ مطابق نظریه های کوانتومی، خلاء همان هیچ نیست بلکه آکنده از ذرات بسیار ریز کوانتومی است! - اقیانوسی از ذرات ریز نامرئی – سؤال اساسی تر این است که:بر اقیانوس ذرات نامرئی کوانتومی، شعوری باید حاکم می بود و گرنه ساز و کار منظم نمی داشت و از حالت ناپایدار و نامرئی- به حالتی پایدار و مرئی- تلاشی نمی یافت. دانشمندان مباحث فوق هنوز پاسخ این سؤالات را نیافته اند ولی عرفان ، پاسخ و توضیحی روشن دارد : آیا «اقیانوسی از ذرات پنهان کوانتومی » توصیف علمی و فیزیکیِ « کنز مخفیأ لم اعرف » نیست؟ یعنی « گنج پنهانی ناشناخته»! بعبارت دیگر :« اقیانوس ذرات پنهان ناشناخته»، تعریف علمی « خداوند» است که همانا منشأ هستی است.

دوشنبه 13/6/1391 - 0:47 - 0 تشکر 541612

فیزیکدانان دلیل آفرینش یا بهتر بگوییم، دلیل ظهور و آشکار گشتن این «گنج پنهانی» را نمیدانند ولی عرفا به استناد حدیث کَنز، علت فاعلی و غایی جهان هستی را عشق می دانند:« فََاََحبَبتُ اَن اُعرَفَ»] چون دوست داشتم شناخته شوم. [ بیان علت فاعلی است و « لِکَی اُعرَف » ، بیان علّت غاییِ خلقت جهان است. بله ، دلیل آفرینش این بود که خداوند دوست داشت شناخته شود. حال وقتی سؤال میشود: خداوند دوست داشته توسط چه و که شناخته شود؟ پاسخ این است که « فخلقت الخلق لكی أعرف» ، پس خلق کردم مخلوقات ( خلق ) را، تا مرا بشناسند. این را خدا شناسی نامیم.
مولانا نیز معتقد است: جهان از عشق، و برای عشق پدید آمده است.
گنج مخفی بُد ، ز پرّی چاک کرد خاک را تابان تر از افلاک کرد
گنج مخفی بَد ، ز پرّی جوش کرد خاک را سلطانِ اطلس پوش کرد

دوشنبه 13/6/1391 - 0:48 - 0 تشکر 541613

ظلمت بود ، جهل بود ، عدم بود ، سرد و تاریك
و در دایره امكان هنوز تكیه گاهی وجود نداشت .
خدا كلمه بود . كلمه ای كه هنوز القا نشده بود ، خدا خالق بود .
خالقی كه هنوز خلا قیتش مخفی بود ، خدا رحمان و رحیم بود.
ولی هنوز ابر رحمتش نباریده بود . خدا زیبا بود .
ولی هنوز زیباییش تجّلی نكرده بود . خدا قادر و توانا بود .
ولی قدرتش هنوز قدم به حوزه عمل نگذاشته بود .
در عدم چگونه كمال و جلال و جمال خود را بنمایاند ؟
در سكوت چگونه زاییده شود ؟ در جمود چگونه خلاقیت و قدرت تظاهر كند ؟
حافظ پژوهان معتقدند: این غزل مصداق حدیثِ نبویِ ] كنت كنزا مخفیا لم اعرف، فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكی أعرف...[ بوده و یقیناً حافظ ،علت آفرینش را به انگیزه عشق می داند و آنرا « حرکت حبّی » یا « انگیزش عشقی » می خواند و اگر این عشق و محبت نبود عالم به عین وجود در نمی آمد
.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.