• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 729)
يکشنبه 12/6/1391 - 18:0 -0 تشکر 541181
صحت ازدواج حضرت یوسف (ع) با زلیخا

آیا ازدواج حضرت یوسف علیه السلام با زلیخا (و جوان شدنش بعد از پیری) واقعیت دارد و دلایلی از قرآن یا احادیث معتبر بر این مساله داریم؟

ماجرای ازدواج حضرت یوسف(ع) تنها در بعضی منابع و برخی روایات بیان شده است. مثلا در روایتی آمده است:

وقتی عزیز مصر در سال های قحطی از دنیا رفت و حضرت یوسف(ع) در آن زمان عزیز و بزرگ کشور مصر شده بود، همسر عزیز مصر که همان زلیخا بود به تنگدستی و فقر گرفتار گردید به گونه ای که از مردم در خواست کمک می کرد. به او گفتند: خوب است نیاز خود را به نزد حضرت یوسف(ع) ببری و از او یاری و کمک بطلبی؛ زلیخا در جواب گفت: من از او خجالت می کشم ولی به قدری به او اصرار کردند تا بالاخره قبول کرد و بر سر راهی که محل عبور موکب پادشاهی حضرت یوسف(ع) بود، نشست.

زلیخا، حضرت یوسف(ع) را دید، ایستاد و گفت: سبحان الذی جعل الملوک بالمعصیه عبدا و جعل العبید بالطاعه ملوکا؛ منزه و پاک است خداوندی که پادشاهان را به خاطر گناه و نافرمانی، بندگان و بندگان را به واسطه فرمانبری و اطاعت ، پادشاه می گرداند. حضرت یوسف(ع) به او فرمود: تو همان زن (زلیخا) هستی؟ گفت: بله. حضرت فرمود: آیا هنوز به من علاقه مندی؟ زلیخا گفت: آیا مرا مسخره می کنی؟ من به سن پیری و سالخوردگی رسیده ام، مرا رها کن. حضرت(ع) فرمود: پرسش من از روی راستی و درستی است نه از روی تمسخر. زلیخا در جواب گفت: بله، من هنوز دل در گرو عشق و محبت تو دارم.
حضرت(ع) دستور داد او را به منزل و قصر سلطنتی ببرند سپس از او پرسید: آیا تو نبودی که آن رفتارهای زشت را با من داشتی و مرا گرفتار بلا و زندان کردی؟ زلیخا در پاسخ گفت: ای پیامبر خدا! مرا سرزنش مکن، چون به بلایی گرفتار شدم که هیچ کس به آن مبتلا نشد. حضرت یوسف(ع) پرسید: آن گرفتاری و بلا چه بود؟ زلیخا گفت: به محبت تو که در زیبایی بی نظیر هستی گرفتار شدم و خود من نیز از همه زنان مصر زیباتر بودم و از همه ثروتمند تر. آن زیبایی و ثروت از من گرفته شد و به شوهری ناتوان دچار شدم.

حضرت(ع) پرسید: چه می خواهی؟ گفت: از خدا بخواه، جوانی را به من برگرداند. حضرت(ع) از خداوند درخواست کرد و خداوند جوانی را به زلیخا برگرداند و حضرت با او ازدواج کرد. (1 )
همچنین در تفسیر مجمع البیان، مرحوم طبرسی این حدیث با این مضمون آمده ولی درباره آن بیانی ندارند

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

يکشنبه 12/6/1391 - 18:3 - 0 تشکر 541200

همچنین در بعضی منابع دیگر اینطور ذکر شده که:

وقتی که عزیز مصر از دنیا رفت، یوسف به جای او نشست. و زلیخا روز به روز به سیه روزی گرفتار می شد، تا جائی که کارش به گدائی کردن از مردم کشیده شد. بعد از آن به امر خداوند یوسف با زلیخا ازدواج کرد، و با هم سی و هفت سال زندگی نموده صاحب اولاد شدند. (2)


در هر صورت با فرض صحت و درستی این حدیث و این جریان، مطلبی که با اصول و قواعد کلی قرآن و سنت مخالف و ناسازگار باشد در این حدیث و این قضیه به چشم نمی خورد. شاید زلیخا پس از آن درماندگی و سقوط از تخت عزت به خاک ذلت، بیدار شده باشد و دست از افکار آلوده و کارهای غلط خود کشیده باشد و با توجه و بازگشت به سوی خدا، تحولی عمیق و ریشه دار در افکار و باروها و اعمال او حاصل شده باشد. چون شکسته بالی و افتادگی گاهی انسان را به اوج می رساند و احساس فقر و نیاز و درک بیچارگی خود از ویژگی های اولیای الهی و بندگان برجسته خداوند است که البته اگر در حال داشتن ثروت و مقام و عزت کسی به این حقیقت و این ادراک برسد از ارزش و الایی برخوردار است وگرنه معمولا بعد از فقر و ذلت و سقوط این حالت در همه پیدا می گردد.


احتمال دارد خداوند با گرفتار کردن او به این حالت درماندگی، آن روحیه خودخواهی و هوسرانی و جاه طلبی را از او گرفته باشد و زمینه توجه به خدا و احساس نیاز به خود را در او ایجاد کرده باشد و این مطلب عجیبی نیست. تا انسان زنده است هر لحظه می توان انتظار معجزه و امر خارق العاده ای را از او داشت و این از ویژگی های انسان است که می تواند با اراده و تصمیم و انتخاب وضع موجودش را تغییر دهد و به هیچ وجه محکوم وضع موجود نباشد.


چه بعد و تعجبی دارد که با نفس گرم و تصرف ولایی پیامبر بزرگ و معصوم و مقرب خداوند یعنی حضرت یوسف(ع) جوانی به پیرزنی برگردد و چنان شایستگی و لیاقتی در او پیدا شود که همسر پیامبر والایی چون حضرت یوسف(ع) گردد. تا انسان زنده است نمی تواند مأیوس شود و نباید از او مأیوس شد. زلیخایی که همه هستی و سرمایه خود را از دست داده و آن زیبایی و جوانی و قدرت و عزت از او گرفته شده ، یک دفعه بیدار شده و متوجه خطاهای خود گردیده و برگذشته اسفبار خود اشک ندامت ریخته و صادقانه و خالصانه به درگاه خداوند نالیده و زمینه رشد و تعالی و تحول در او ایجاد گشته و خداوند نیز با چنین بنده ای چنین رفتار و معامله شایسته ای می کند.


پی نوشتها:


1- تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 471، ح 218 و نیز احادیث 217 و 219 ؛ بحارالانوار، ج 12، ص 25.
2- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دارالکتب الاسلامیه، ج12، ص282؛ و قمی، عباس، سفینه البحار، ج1، ص554؛ و ص278.

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

سه شنبه 14/6/1391 - 22:11 - 0 تشکر 543602

به نام خدا
سلام
آیا زلیخا با یوسف ازدواج می كند و در چه سنی؟ حكمت این موضوع چه بوده است؟
ماجرای ازدواج حضرت یوسف(ع) تنها در بعضی منابع و برخی روایات بیان شده است. مثلا در روایتی آمده است: وقتی عزیز مصر در سال های قحطی از دنیا رفت و حضرت یوسف(ع) در آن زمان عزیز و بزرگ كشور مصر شده بود، همسر عزیز مصر كه همان زلیخا بود به تنگدستی و فقر گرفتار گردید به گونه ای كه از مردم در خواست كمك می كرد. به او گفتند: خوب است نیاز خود را به نزد حضرت یوسف(ع) ببری و از او یاری و كمك بطلبی؛ زلیخا در جواب گفت: من از او خجالت می كشم ولی به قدری به او اصرار كردند تا بالاخره قبول كرد و بر سر راهی كه محل عبور موكب پادشاهی حضرت یوسف(ع) بود، نشست. ولی زلیخا، حضرت یوسف(ع) را دید، ایستاد و گفت: سبحان الذی جعل الملوك بالمعصیه عبدا و جعل العبید بالطاعه ملوكا؛ منزه و پاك است خداوندی كه پادشاهان را به خاطر گناه و نافرمانی، بندگان و بندگان را به واسطه فرمانبری و اطاعت ، پادشاه می گرداند. حضرت یوسف(ع) به او فرمود: تو همان زن (زلیخا) هستی؟ گفت: بله. حضرت فرمود: آیا هنوز به من علاقه مندی؟ زلیخا گفت: آیا مرا مسخره می كنی؟ من به سن پیری و سالخوردگی رسیده ام، مرا رها كن. حضرت(ع) فرمود: پرسش من از روی راستی و درستی است نه از روی تمسخر. زلیخا در جواب گفت: بله، من هنوز دل در گرو عشق و محبت تو دارم. حضرت(ع) دستور داد او را به منزل و قصر سلطنتی ببرند سپس از او پرسید: آیا تو نبودی كه آن رفتارهای زشت را با من داشتی و مرا گرفتار بلا و زندان كردی؟ زلیخا در پاسخ گفت: ای پیامبر خدا! مرا سرزنش مكن، چون به بلایی گرفتار شدم كه هیچ كس به آن مبتلا نشد. حضرت یوسف(ع) پرسید: آن گرفتاری و بلا چه بود؟ زلیخا گفت: به محبت تو كه در زیبایی بی نظیر هستی گرفتار شدم و خود من نیز از همه زنان مصر زیباتر بودم و از همه ثروتمند تر. آن زیبایی و ثروت از من گرفت شد و به شوهری ناتوان دچار شدم. حضرت(ع) پرسید: چه می خواهی؟ گفت: از خدا بخواه، جوانی را به من برگرداند. حضرت(ع) از خداوند درخواست كرد و خداوند جوانی را به زلیخا برگرداند و حضرت با او ازدواج كرد. (تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 471، ح 218 و نیز احادیث 217 و 219) ؛ بحارالانوار، ج 12، ص 25 ) این حدیث در تفاسیر ارزشمند و معتبری مانند تفسیرالمیزان ذكر نشده و شاید مرحوم علامه طباطبایی این حدیث را نپذیرفته باشند و به همین خاطر آن را ذكر نفرموده اند. در تفسیر نمونه نیز از این حدیث و این مضمون خبری نیست. ولی در تفسیر مجمع البیان، مرحوم طبرسی این حدیث با این مضمون آمده ولی درباره آن بیانی ندارند.
همچنین در بعضی منابع دیگر اینطور ذکر شده که: وقتی كه عزیز مصر از دنیا رفت، یوسف به جای او نشست. و زلیخا روز به روز به سیه روزی گرفتار می شد، تا جائی كه كارش به گدائی كردن از مردم كشیده شد. بعد از آن به امر خداوند یوسف با زلیخا ازدواج كرد، و با هم سی و هفت سال زندگی نموده صاحب اولاد شدند. (مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دارالكتب الاسلامیه، ج12، ص282؛ و قمی، عباس، سفینة البحار، ج1، ص554؛ و ص278.)
در هر صورت با فرض صحت و درستی این حدیث و این جریان، مطلبی كه با اصول و قواعد كلی قرآن و سنت مخالف و ناسازگار باشد در این حدیث و این قضیه به چشم نمی خورد.
در مورد حکمت این واقعه هم باید گفت شاید زلیخا پس از آن درماندگی و سقوط از تخت عزت به خاك ذلت، بیدار شده باشد و دست از افكار آلوده و كارهای غلط خود كشیده باشد و با توجه و بازگشت به سوی خدا، تحولی عمیق و ریشه دار در افكار و باروها و اعمال او حاصل شده باشد. چون شكسته بالی و افتادگی گاهی انسان را به اوج می رساند و احساس فقر و نیاز و درك بیچارگی خود از ویژگی های اولیا الاهی و بندگان برجسته خداوند است كه البته اگر در حال داشتن ثروت و مقام و عزت كسی به این حقیقت و این ادراك برسد از ارزش و الایی برخوردار است وگرنه معمولا بعد از فقر و ذلت و سقوط این حالت در همه پیدا می گردد. احتمال دارد خداوند با گرفتار كردن او به این حالت درماندگی آن روحیه خودخواهی و هوسرانی و جاه طلبی را از او گرفته باشد و زمینه توجه به خدا و احساس نیاز به خود را در او ایجاد كرده باشد و این مطلب عجیبی نیست. تا انسان زنده است هر لحظه می توان انتظاری معجزه و امر خارق العاده ای را از او داشت و این از ویژگی های انسان است كه می تواند با اراده و تصمیم و انتخاب وضع موجودش را تغییر دهد و به هیچ وجه محكوم وضع موجود نباشد. چه بعد و تعجبی دارد كه با نفس گرم و تصرف ولایی پیامبر بزرگ و معصوم و مقرب خداوند یعنی حضرت یوسف(ع) جوانی به پیرزنی برگردد و چنان شایستگی و لیاقتی در او پیدا شود كه همسر پیامبر والایی چون حضرت یوسف(ع) گردد. تا انسان زنده است نمی تواند مأیوس شود و نباید از او مأیوس شد. زلیخایی كه همه هستی و سرمایه خود را از دست داده و آن زیبایی و جوانی و قدرت و عزت از او گرفته شده ، یك دفعه بیدار شده و متوجه خطاهای خود گردیده و برگذشته اسفبار خود اشك ندامت ریخته و صادقانه و خالصانه به درگاه خداوند نالیده و زمینه رشد و تعالی و تحول در او ایجاد گشته و خداوند نیز با چنین بنده ای چنین رفتار و معامله شایسته ای می كند.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. قصه های قرآن، محمدجواد مهری، ص 167.
2. قصص انبیاء، سیدنعمت الله جزایری، ترجمه: یوسف عزیزی، ص 260.
3. تاریخ انبیا، راوندی.
4. قصص القرآن، ابن كثیر.

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

سه شنبه 14/6/1391 - 23:12 - 0 تشکر 543699

سریالی که چند سال پیش پخش شد خیلی خوب و پله پله سیر تحول زلیخا را به تصویر کشیده بود
البته شکی نیست یک فیلمنامه تلویزیونی تا حدود زیادی براساس برداشت آزاد نویسنده صورت می گیرد ولی همین هم براساس منابع و مواخذ تاریخی و مشاوران مذهبی شکل گرفته است.

صحنه هایی که زلیخا در قصر غبارآلود و بدون سرباز و محافط و خدمتکار خود با خدایگان خود سخن می گوید و آنرا با خدای یوسف مقایسه می کند و رفته رفته به خدای خود کافر می شود و رو به خدای یوسف می آورد هنوز یادم نرفته.

این تحول در شخصیت زلیخا آنقدر عمیق و خوب پرداخته شده بود که در شخصیت بازیگر این سریال هم تحولاتی ایجاد کرد که ایشان بعد از آن تا حدود زیادی از فعالیتهای هنری فاصله گرفته و به کارهای دیگر از جمله فعالیتهای بین المللی بشردوستانه مشغول شده اند.

هزار دشمنم ار مي كنند قصد هلاك  گرم تو دوستي از دشمنان ندارم باك

حافظ عليه الرحمه

امضا: نيري

سه شنبه 14/6/1391 - 23:49 - 0 تشکر 543781

بنام خدا


سلام


اگه در تهیه سریالهای مذهبی به موضوع به این خوبی پرداخته بشه واقعا تاثیر گذاره...من که دوباره این سریال دارم می ببینم بخصوص این قسمتهارو واقعا لذت می برم.... از اینکه یک انسانی یک با این همه تمایلات نفسانی چطور میشه به معبودش رهنمون بشه اینها همه از لطف خداوند متعال که در حق بندگانش میکنه...


یه تلنگری که آدم فکر می کنه باید در ارتباط خودش با تجدید نظر کنه....

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی