• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن حوزه علميه > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
حوزه علميه (بازدید: 239)
يکشنبه 12/6/1391 - 15:32 -0 تشکر 540685
گفت وگو با حجة الاسلام والمسلمین استاد سید هادی خسروشاهی

جریان تابناکِ روشن اندیشی و روشنفکری دینی در حوزه های علمیه, تاریخ پرفراز و نشیب و هیجان انگیزی دارد. هر برگی از آن, آکنده از نکته هاست, نکته های درس آموز, شورانگیز, حرکت آفرین, حماسه ساز, راهگشا و بیانگر رنجها, تلاشها و تکاپوهایی که عالمان, فرزانگان و هوشمندانِ روشن اندیش, برای رویش, شکوفایی و ماندگاری و ثمردهی آن کشیده, به جان خریده و انجام داده اند.

باید برای آگاهی از چند و چون این جریان شکوه مند, افتخارآفرین, حیاتبخش و احیاگر, به گذشته برگشت, تاریخ را ورق زد و به تاریخ شفاهی و نوشتاری آن, دقیق و همه سویه و تیزنگرانه نگریست, تا دریافت چگونه و از چه نقطه ای این جریان آغاز شد, چه کسانی, با چه هدفی و در پرتو چه اندیشه ها و باورهایی, آن را آفریدند, شکل دادند, بنیاد و بُنلادِ آن را ریختند, آن را رهبری و طلایه داری کردند, از گزندها, آفتها و کژراهه ها در امان اش داشتند و در هنگامه های سخت, شکننده, نفس گیر, توان فرسا, مدبرانه, هوشیارانه و قدرت مندانه, از گردنه های دشوار گذر و هراس انگیز, به سلامت گذرش دادند و رایَتِ آن را, بی هیچ هراسی از دشنه ها, دَستان هاو دسیسه ها افراشتند.

و نیز بایسته است که با مطالعه دقیق فراز فراز تاریخ و برهه برهه این جریان و نیوشیدن جانِ کلام آنان که با جان و دل, همراه این حرکت بوده و نقشی بنیادین در رویش, شکوفایی, ماندگاری, دامن گستری و روشنگری آن داشته اند, دریافت که این موجِ بزرگ برخاسته و سرچشمه گرفته از دلِ اقیانوس معارفِ ناب اسلامی, با چه صخره هایی برخورد داشته و با چه موج شکنهایی به رویارویی برخاسته, از چه راه ها و روشها و ابزاری در این رویارویی سهمگین بهره برده است. و یا چه جریانها و صاحبان چه تفکری برای گل آلود کردن این چشمه زلال, به تکاپو برخاستند و کمر به هدم و نابودی آن بستند و بر آن شدند تا این شجره طیبه را از ریشه درآورند و با لجن پراکنی و پرتاب تیرهای زهرآگین, چهره اش را بیالایند و قلب اش را از تپش و جاری ساختن خون به رگهای حوزه و جامعه باز ایستانند و یا با زشت و نفرت انگیز جلوه دادن چهره این جریان و چهره پردازان آن, از حرکت آفرینی, شورانگیزی, دگرگون کردنِ روح و روان طلاب جوان, شیفتگان و تشنگانِ معارفِ ناب و زلال اسلامی بازش بدارند و…

آگاهی از اینها و ده ها مقوله و جُستاری که در برگ برگ تاریخ جریانِ زنده, شاداب, پویا و اثرگذار و عزت آفرین روشنفکری و روشن اندیشی دینی در حوزه ها, بازتاب یافته و شیوه های عالمانه و دقیق روشنفکران و روشن اندیشان حوزه, در برخورد و رویارویی با متحجران, کژ اندیشان و بسته ذهنان و خون دلهایی که در این آوردگاهِ هراس انگیز خوردند از یک سو; و رفتارهای نابخردانه, اندیشه های تاریک, بازدارنده, رخوت زا و سستی آفرین مقدس مآبان و بسته ذهنان از دیگر سو, برای امروز حوزه ها, حوزویان و طلاب, برای هرگونه دگرگونی, نوسازی, اصلاح و به روز کردنِ بخشهای آموزشی, پژوهشی و تبلیغی این نهاد مقدس, بسیار حیاتی, کارساز و راه گشاست.

باید کاری کرد و ساز و کاری را به کار بست و برنامه ای ریخت تا طلاب جوان و حوزویان, نقش و کارآیی روشن اندیشی و روشنفکری دینی را در حیات, شکوفایی و پویایی دین و زیبا جلوه دادن آیین محمدی (ص) و مکتب اهل بیت به روشنی دریابند و لذت آن را در بُن جان خویش بچشند و درد زخمهای عمیقِی که بسته ذهنان, متحجران و مقدس مآبانِ نابخرد. آن به آن, به کالبد دین و روح و روان دین باورانِ ناب اندیش, وارد می سازند, احساس کنند. که تا آن لذت و این درد را یکایک علمای نقش آفرین, صاحب نفوذ و طلاب جوان, با تمام وجود نچشند و احساس نکنند, حوزه ها از رکود به در نخواهند آمد و به دنیای روشنِ روشن اندیشی, که هرگونه دگرگونی, شکوفایی, بالندگی و به روز بودن حوزه ها, بستگی تام و تمام به آن دارد, راه نخواهند یافت.

با همین نگاه و برای آگاهی اجمالی از جریان روشن اندیشی دینی و حوزوی در حوزه های ایران و کشورهای اسلامی و آشنایی با طلایه داران ناب اندیش این جریان و نقشی که این خیزش بزرگ حوزوی در بیداری ملت ایران و دیگر ملتها داشته است و آسیب شناسی آن, گفت و گویی را با حجة الاسلام و المسلمین سید هادی خسروشاهی, روشنفکر و نویسنده بنام, پرتلاش و اثرگذار در شکوفایی, ماندگاری و دامن گستری جریان مقدس روشن اندیشی و روشنفکری دینی, سامان دادیم, تا از آگاهیها, تجربه ها و دانش ایشان بهره بریم و در حدّ امکان زمینه را برای بهره مندی دیگر شیفتگان و علاقه مندان به این گونه بحثها و مقوله ها, آماده سازیم.

حوزه

يکشنبه 12/6/1391 - 15:33 - 0 تشکر 540687


حوزه: بسم اللّه الرحمن الرحیم. از این که گفت و گوی با ما را پذیرفتید و این مجال را فراهم آوردید تا سخنان حضرت عالی را در باب روشنفکری و روشنفکری دینی, و تاریخچه و فراز و فرودهای آن بشنویم, سپاسگزاریم. حضرت عالی از روشنفکران دینی و حوزوی هستید و از نویسندگان پرکار و اثرگذار و آشنای به جریانهای روشنفکری و موجهایی که این جریانها انگیخته اند.


اکنون برای آگاهی ما و خوانندگان محترم مجله حوزه بفرمایید جریان روشنفکری در ایران چگونه پدید آمد و با چه کارکردهایی همراه شد و چه آثار و آسیبهایی یافت؟


استاد: بسم اللّه الرحمن الرحیم. نخست باید دید که واژه (روشنفکر) چه معنایی دارد و سپس باید پرسید که مراد از (جریان روشنفکری) چیست؟ (روشنفکری عام)؟ یا (روشنفکری دینی)؟


برای واژه روشنفکر, بعضی از نویسندگان, بیش از پنجاه تعریف نقل و مورد بحث و بررسی قرار داده اند که به طور کلی می توان این تعاریف را در سه دسته خلاصه کرد:


الف. روشنفکر کسی است که در پیدایش و نگهبانی ارزشهای انسانی در زمینه حقیقت و عدالت, نقش دارد.


ب. روشنفکر تبیین کننده عقاید اصیل و صحیح و ناقد وضع حاکم است.


ج. روشنفکر آن عنصری است که با آگاهی در توسعه و پیشبرد فرهنگِ سودمند جامعه, فعالیت می کند.


اینها مفاهیمی است که از تعاریفِ واژه روشنفکر به دست می آید, امّا باید دید که مراد از جریان روشنفکری در ایران چیست؟ بی تردید, مراد روشنفکری عام که شامل: عناصر سکولار, غرب گرا, نیهلیست, عمله نظامهای حاکم و… مانند: آخوندزاده, طالبوف تبریزی, میرزا ملکم خان, تقی زاده, علی دشتی و امثالهم نیست.


پس می ماند (جریان روشنفکری دینی در ایران) که مرادف با نواندیشی دینی, با حفظ اصالت و واقعیتهای راستین مذهبی است که به قول شهید استاد مرتضی مطهری, طلیعه دار آن در ایران و بلکه در همه مشرق زمین سید جمال الدین حسینی اسدآبادی معروف به افغانی است و پس از آن و در عصر ما شخصیتهایی چون: آیت اللّه طالقانی, استاد مرتضی مطهری, مهندس مهدی بازرگان, شهیدمحمد حسین بهشتی, دکتر علی شریعتی و…


در واقع جریان نواندیشی دینی که به موازات خود, تحولات اجتماعی سیاسی را همراه داشت, با پیدایش حرکت سید جمال الدین در ایران آغاز گردید و موجب تحولات عمیقی, نه تنها در ایران, بلکه در کل جهان عرب و اسلام شد… البته بررسی عمیق کارکردها و آثار این حرکت, خود نیازمند یک یا چند جلد کتاب است و در چهارچوب یک گفت و گوی کوتاه قرار نمی گیرد.



يکشنبه 12/6/1391 - 15:33 - 0 تشکر 540688


حوزه: قبل از انقلاب اسلامی ایران, جریان روشن اندیشی حوزوی با چه دیدگاه ها و جریانهایی در چالش و تعارض بود؟ تمایزها و امتیازهای این جریان در مقایسه با جریانی که موسوم به روشنفکر دینی است, در چه زمینه هایی بود؟


استاد: باید پذیرفت که متأسفانه جریان روشن اندیشی حوزوی در قم و یا نجف, خیلی دیرتر از موقعی که لازم بود, آغاز شد و نمی توان تاریخ آن را بیش از نیم قرن فراتر دانست.


بعد از حوادث سیاسی سالهای: 1328 تا 1332 و سرکوب حرکت فدائیان اسلام, که برای نخستین بار, با نشر کتاب (راهنمای حقایق) خواستار تشکیل حکومت اسلامی بودند (1328) جریان نواندیشی دینی در حوزه علمیه قم شکل گرفت که در طلیعه آن, عناصر و شخصیتهایی چون: امام موسی صدر, آیت اللّه ناصر مکارم شیرازی, دکتر محمدحسین بهشتی, آیت اللّه جعفر سبحانی, آیت اللّه سید عبدالکریم موسوی اردبیلی, آیت اللّه حسین نوری, دکتر محمد مفتح, آیت اللّه شیخ مجدالدین محلاتی و دیگران, قرار داشتند.


این جریان, به طور طبیعی با جریانهای سنتی متحجر و ارتجاعی و روشنفکری دینی خارج از چهارچوب اصالتهای مذهبی, در تعارض و چالش بود, تا آن جا که متحجران ساکن قم, حتی آماده پذیرایی نشر یک مجله به نام (مکتب اسلام) که مورد موافقت و تأیید مرحوم آیت اللّه بروجردی هم قرار داشت نبودند و یا روشنفکران دینی مانند مرحوم بازرگان و دکتر شریعتی هم یک نقد کوتاه دیدگاه های خود را در آن مجله و توسط آن جریان روشن اندیش حوزوی برنمی تابیدند!


امتیاز این جریان در مقایسه با جریان موسوم به روشنفکری دینی عام, عمدتاً در زمینه شناخت و آگاهی آن از متون اصیل اسلامی بود که متأسفانه پرچمداران روشنفکری دینی دیگر, علی رغم معلوماتی که در این زمینه داشتند, فاقد این (امتیاز) بودند… .


تشکیل جلساتی برای بحث در زمینه عقائد, مذاهب و مسائل روز از جمله مسأله اقتصاد و حکومت اسلامی توسط آیت اللّه ناصر مکارم شیرازی, آیت اللّه حسین نوری, شهید دکتر محمد مفتح و شهید دکتر محمد حسین بهشتی, در واقع زمینه را برای روشن شدن طلاب جوان حوزه های علمیه در قم و مشهد و تبریز و غیره آماده ساخت و… به تدریج نسل جدید حوزه, کوشاتر و پویاتر, در این راستا, گامهای بلند و ارزشمندی برداشتند تا آن جا که می بینیم بعدها به جای یک مجله ماهانه (مکتب اسلام) و فصلنامه به نام: (مکتب تشیع), چندین نشریه و مجله ماهانه, حتی برای کودکان و نوجوانان و یا به زبان عربی برای نخستین بار و تحت عنوان الهادی از حوزه علمیه قم منتشر گردید و هم اکنون این رقم, به حدود پنجاه مجله و نشریه و فصلنامه می رسد که به نظر من در خیلی زمینه ها, بسیار عمیق تر و غنی تر از مجلات و نشریات آغازین هستند.



يکشنبه 12/6/1391 - 15:34 - 0 تشکر 540689


حوزه: روشنفکران حوزه در حوزه های علمیه عربی (عراق, لبنان و… ) چه کارکردهایی را داشتند؟ نقاط اشتراک و امتیاز آنان با روشن اندیشان حوزه های علمیه ایران (قم, مشهد و… ) چه بود؟


استاد: در واقع نمی توان گفت: (حوزه های علمیه عربی), بلکه باید فقط از حوزه علمیه نجف و کربلا نام برد که حرکت مشابه را, آن هم در همان زمان آغاز کرد و طلابِ کشورهای عربی دیگر مانند لبنان در واقع محصول حوزه علمیه نجف هستند.


در طلیعه این روشن اندیشان حوزه نجف, شهید آیت اللّه محمد باقر صدر, آیت اللّه سید مرتضی عسکری, آیت اللّه محمد تقی حکیم, آیت اللّه محمد رضا مظفر که نشریات و مجلاتی چون (الاضواء) و (النجف) و رساله هایی در زمینه های ایدئولوژیک را منتشر می کردند قرار داشتند که شخصیتهایی چون: آیت اللّه محمد حسین فضل اللّه, آیت اللّه محمد مهدی شمس الدین, آیت اللّه محمد جواد مغنّیه را برای حوزه لبنان تربیت کردند…


البته قبل از جریان فوق در حوزه های علمیه عراق شخصیتهای روشن اندیشی چون آیت اللّه محمد حسین کاشف الغطاء, آیت اللّه شیخ محمد مهدی خالصی زاده, آیت اللّه سید هبة الدین شهرستانی و… وجود داشتند که نقشی در حرکت فکری فرهنگی عراق ایفا کردند, ولی تحولی که جریان بعدی در حوزه های عراق به وجود آورد, به مراتب وسیع تر و عمیق تر از آثار حرکت جریان قدیمی روشن اندیشی حوزه های علمیه عراق بود…


عملکرد این جریان, تقریباً مشابه کارکرد جریان حوزه علمیه قم بود و نقاط اشتراک شان هم تقریباً هماهنگ و زیاد بود و امتیاز ویژه ای به جز در تأسیس (حزب الدعوة الاسلامیة) دیده نمی شود که توسط شهید آیت اللّه سید محمد باقر صدر و همراهانش, شکل گرفت و در پیدایش حرکت سیاسی در حوزه نجف و حرکت عام در بین شیعیان عراق نقش اساسی داشت… و متأسفانه در حوزه علمیه قم, حتی در بین روشن اندیشان, تفکر تشکل حزبی و یا واحد سیاسی سازمان یافته وجود نداشت که ظاهراً تا امروز هم این نوع اندیشه غیر حزبی حاکم است…


حوزه علمیه کربلا هم شاهد حرکتی توسط مرحوم آیت اللّه سید محمد شیرازی و شهید آیت اللّه سید حسن شیرازی بود که بی تردید نقشی در بین بخشی از شیعیان عراق و کشورهای عربی خلیج فارس داشت; ولی متأسفانه این جریان را که در نشر آثار جدید و مجلات و تبلیغ بسیار فعال بود, نمی توان جریان نواندیشی نامید… چون در زمینه هایی چون مخالفت با روشنفکران نجف و یا تجویز اعمالی چون (قمه زنی) که موجب وهن شیعه و هتک حرمت تشیع در سطح جهانی است پیشگام بود و… من خود در کربلا در روز عاشورا شاهد بودم که (موکب تطبیر الطلاب العلوم الدینیّة) هیئت قمه زنی طلاب! راه افتاد که وابسته به این جریان بود, و بی تردید این قبیل اعمال, نمی تواند با روشن اندیشی دینی سازگار باشد…


ییادم رفت اشاره کنم که تأسیس (کلیة الفقه) در نجف توسط علامه آیت اللّه مظفر و (کلیة اصول الدین) در بغداد, توسط آیت اللّه سید مرتضی عسکری که اولی فصلنامه (النجف) و دومی فصلنامه (رسالة الاسلام) را منتشر می ساخت از کارهای مثبت و از امتیازات جریان روشن اندیشی حوزه نجف بود که علی رغم جوّ ارتجاعی حاکم بر آن, توانستند طلاب جوان بسیاری را تربیت کنند که حامل درجه لیسانس و دکتری بودند… و البته تحمل تبعات این نوع اقدامات در نجف, صبر و استقامت ویژه ای را می طلبید که خوشبختانه جریان نواندیشی نجف, آن را داشت…


البته نباید فراموش کرد که پشتیبانی عملی و معنوی آیت اللّه حکیم و آیت اللّه خوئی در پیشرفت این نهادهای جدید و استقامت آنها در مقابل ارتجاع متحجر, نقش عمده ای داشت… بویژه که بعضی از فرزندان مرحوم آیت اللّه حکیم, از جمله آیت اللّه شهید سید محمد باقر حکیم, از شاگردان این مکتب نواندیشی در حوزه نجف بودند… .



يکشنبه 12/6/1391 - 15:34 - 0 تشکر 540690


حوزه: روشنفکران مسلمان از کشورهای عربی اسلامی (از سید جمال به بعد) در چه گروه هایی قابل طبقه بندی هستند؟ به نظر حضرت عالی مهم ترین توفیقات و نیز اهم آسیبهای جریان روشنفکری اسلامی در جهان اسلام در چه مقوله هایی است؟


استاد: وضع روشن اندیشان دینی و یا روشنفکران مسلمان در جهان اسلام را نمی توان در یک مصاحبه کوتاه بررسی کرد… هم اکنون 55 کشور اسلامی در جهان داریم که حدود 20 کشور از آنها عرب هستند… چگونه می توان در مسأله ای به این گستره, به داوری نشست؟


مغرب عربی: الجزائر, تونس, مراکش روشنفکران مسلمان ویژه خود: مانند: مالک بن نبی, علال الفاسی, شیخ سحنون, شیخ یاسین و… را دارد…


اندونزی و مالزی, رهبری نهضت علماء و حزب اسلامی را در جناح روشنفکران مسلمان خود جای داده است…


ترکیه مسلمان نواندیشی چون ملا سعید نورسی را در طلیعه روشنفکران مسلمان قرن اخیر می شناسد که پیروان و هواداران او تحت عنوان: نورجی ها, یا نور طلبه لری, تقریباً همه جریانهای روشنفکری دینی و احزاب اسلامی ترکیه را زیر چتر خود قرار داده است… مصر و سودان و سوریه و لبنان و یمن و لیبی هم از 75 سال به این طرف, شهید شیخ حسن البنا و شهید سید قطب و شیخ حسن ترابی و دکتر مصطفی السباعی و ده ها روشنفکر مسلمان دیگر را در کنار خود دارند که هر کدام به نحوی در ایجاد حرکتهای اسلامی روشنفکرانه, تأثیرگذار بوده اند.


در شبه قاره هند پاکستان, بنگلادش, هند پس از اقبال لاهوری, مولانا ابوالاعلی مودودی به عنوان رهبر روشن اندیشی اسلامی, شناخته می شود و همچنین کشورهای دیگر, شخصیتهای خاص خود را دارند.


در واقع امکان پذیر نیست که بحثی با این وسعت را در گفت و گو, یا حتی چندین جلد کتاب مورد بررسی و ارزیابی قرار داد, بلکه در این زمینه باید (دائرة المعارفی ویژه) با همکاری گروهی از دوستان تألیف شود که به نظرم کتاب اسپوزیتو تاکنون تنها کتابی است که تحت عنوان: (دائرة المعارف اسلام مدرن) و در چهار جلد در این زمینه به انگلیسی چاپ شده است و اخیراً شنیدم که توسط بعضی از دوستان به فارسی ترجمه می شود.


به هر حال, می توان گفت که روشنفکران مسلمان در کشورهای عرب و اسلامی, در کل ّ, در طبقه بندی (حرکتهای اسلامی معاصر) مانند اخوان المسلمین در بلاد عربی و حرکت نور در ترکیه و قفقاز و جماعت اسلامی در شبه قاره هند قرار دارند…


مهم ترین توفیقات این جریانها, سازماندهی و تشکل قدرت مند و استمرار حرکت آنها, علی رغم همه فشارها و سرکوبها و اعدامها و قتل عامهای ملوک و سرهنگها و حاکمیتهای ظالم مسلط بر این بلاد است که همچنان نفوذ معنوی و تشکیلاتی خود را در میان اکثریت حفظ کرده اند… .


آسیب عمده این جریانها در بلاد عربی و اسلامی, همکاری آنها با حاکمیتها و یا ائتلاف با احزاب لیبرال و حتی سکولار مثلاً اخوان و حزب وفد در مصر و حزب رفاه با حزبی لائیک در ترکیه است که متأسفانه علی رغم (تسامح) اینها و اعلام همکاری, در عمل سرکوب شده و یا به نتیجه مطلوب نرسیده اند و حتی این روش, موجب پیدایش گرایشهای (تُندروانه) بخشی از نسل جوان مسلمان این بلاد شده که آثار منفی تُندروی و انحراف فکری آنها, نه تنها در بلاد اسلامی, بلکه در کل جهان قابل مشاهده است…


عناصری مثل: شکری مصطفی, دکتر ایمن الظواهری و حتی اسامه بن لادن را می توان از این گروه نامید… که مدتها با اخوان, یا جماعت اسلامی مصر و سودان همکاری داشتند و وقتی ائتلاف موقت اخوان را با حزب الوفد می بینند و یا همکاری شیخ حسن الترابی با ژنرال جعفر نمیری عامل معروف آمریکا در آفریقا را مشاهده می کنند, نخست به اندیشه های تند (سید قطب) در (معالم فی الطریق) گرایش پیدا می یابند و بعدها خود (صاحب نظر)! شده و جماعتهای جهادی تکفیری از نوع (القاعده) را سازماندهی می کنند که علاوه بر شیعه, حتی اغلب اهل سنت را هم (کافر) می دانند و نمونه اخیر آنها (ابومصعب الزرقاوی) اردنی بود که در عراق به جای مبارزه با اشغالگران به قتل عام شیعیان مشغول بود…



يکشنبه 12/6/1391 - 15:34 - 0 تشکر 540691


حوزه: روشنفکری در حوزه های شیعی با روشنفکری در حوزه های اهل سنت (الازهر و… ) چه وجوه افتراقی دارد؟ وجوه تشابه و یا قابل اخذ و اقتباس کدام اند؟


استاد: شاید فرق اساسی بین حوزه های علمی شیعی با حوزه های سنی در این باشد که متأسفانه برادران اهل سنت, حتی در الازهر (باب اجتهاد) به مفهوم واقعی آن را, علی رغم ادعا, بسته اند و هنوز حاضر نیستند که از چهارچوب فتاوی (ائمه اربعه) خود خارج شوند… این بینش, عملاً موجب استمرار (جمود) در میان اغلب علمای اهل سنت گشته است, ولی در حوزه شیعه, مفتوح بودن باب اجتهاد, مسیر آن اندیشه را بازتر می کند و به (مجتهد) امکان می دهد که حتی در مسائل قطعی, به (مصلحت) روز بیندیشد و احکام را, (ولو با عناوین ثانویه) تغییر دهد. البته موضوع این که در این زمینه فقهای معاصر تا چه حدی موفق بوده اند, امر جداگانه ای است و بررسی خاص خود را می طلبد.


اما ویژگی حوزه های اهل سنت بویژه الازهر تخصصی و سیستماتیک بودن حوزه های درسی علوم اسلامی در آنهاست… فارغ التحصیل رشته تفسیر, فارغ التحصیل رشته حدیث, کلام, فقه, ادبیات, تاریخ و… در زمینه تحصیل و تخصص خود کار می کند, در صورتی که در حوزه های ما, همه علوم اسلامی یکجا, برای همه! تدریس می شود و فارغ التحصیلان ما که هیچ گونه مدرک تحصیلی رسمی ندارند, برخلاف الازهر که حتی امام الاکبر آن, شیخ ازهر هم, درجه دکتری دارد در همه زمینه های زندگی فردی و اجتماعی, اظهار نظر می کنند که ظاهراً این امر, تبعات و آثار منفی زیادی می تواند داشته باشد… نمونه های متأسفانه زیادی در این زمینه داریم که اشاره به آنها ضرورتی ندارد و شاید دوستان و خوانندگان محترم خود شاهد کم و کیف آن باشند…



يکشنبه 12/6/1391 - 15:35 - 0 تشکر 540692


حوزه: امروز, در جهان اهل سنت و شیعه شاهد دو گرایش افراطی تحجرگرا و تجددزده هستیم جبهه روشن اندیشان اسلامی به چه نکته های اصلی می توانند تأکید کنند و نقاط تقارب و تقریب را بیابند؟


استاد: جریان یا جبهه روشن اندیشی اسلامی, در هر دو حوزه سنی و شیعه, باید به تبیین دقیق و اصولی مفاهیم اسلامی, با استناد به کتاب و سنت و عقل, بپردازد و پس از بررسی کامل, کتابهای حدیثی را, که متأسفانه مملّو از (اسرائیلیات) است… قد دسست فی احادیث جدکم ثلاثة آلاف… تنقیح و تهذیب بنماید, تا راه و زمینه پیدایش (تحجر گرائی) که خود موجب پیدایش (تجددزدگی) است, مسدود شود… برای تقریب و تقارب بین این دو گرایش, چه در حوزه های ما و چه در حوزه های الازهر و قیروان و غیره, باید به (روشنگری) پرداخت و حقایق را آن طور که هست, بدون واهمه و ترس بیان نمود و از (عوام زدگی) در تبیین مفاهیم اصیل اسلام راستین, دوری جست… و (اظهار علم) درباره موارد انحرافی افراطی, همگام با (خلوص) نیّت و (شجاعت) می تواند کارگشا باشد…


اگر فقها و علمای حوزه های ما در قبال بدعتها و کجرویها و کج اندیشیها, در بین اهل علم و یا نخبگان مذهبی و مردم دیگر مثلاً مداحان اهل بیت (ع) که اغلب به جای (مدح خوانی) به (مصیبت خوانی) مشغول اند در زمره علمای (اظهار کننده علم خود) نباشند, آیا مشمول بخش بعدی حدیث نخواهند بود؟ بازگشایی این مسأله. باز نیازمند فرصت دیگری است و دوستان را این اشارت شاید کافی باشد.



يکشنبه 12/6/1391 - 15:36 - 0 تشکر 540694


حوزه: مهم ترین کارکردهای امروزین را برای یک جریان روشنفکر حوزه ای چه می دانید؟


استاد: یک جریان روشنفکر واقعی حوزوی, باید با توجه به (مقتضیات زمان و مکان) مسائل مورد نیاز جامعه را در همه سطوح با دقت و همکاری جمعی, و دوری از تحریک عناصر مخالف, با استناد به (محکمات آیات) و (مسندات روایات) بررسی و تبیین نماید و نسل جدیدی را که در حوزه ها حضور می یابند, با این روش تربیت کند تا ولو در دراز مدت از آسیبهای عمده ای که حتی ممکن است بر اساس دین و ایمان و زندگی مردم وارد شود, بکاهند… .


(شعار گرایی) و (عوام زدگی) و (ترس و واهمه) با رسالت جریان روشنفکری واقعی حوزوی سازگار نیست… و البته این امر, ارتباطی با روشنفکری تجددزده و یا غربگرای به ظاهر دینی ندارد که گاهی دیده می شود در پوشش (روشنفکری!) در مسلمات و قطعیات دینی, ایجاد شک و تردید می نمایند و عقاید مردم را متزلزل می سازند, بدون آن که خود بتوانند (بدیل) مناسب و (جایگزینی درخور), ارائه دهند…



يکشنبه 12/6/1391 - 15:36 - 0 تشکر 540698


حوزه: نقاط آسیب, لغزش و یا انحراف در روند جریان روشنفکری در حوزه را در چه مسائلی می بینید؟


استاد: بستر اصلی لغزش یا انحراف در جریان روشنفکری حوزوی, (بی سوادی) و (عدم آگاهی) و (فقد تسلط بر علوم اسلامی) است… . سرمنشأ همه لغزشها و انحرافهای حوزوی, بی سوادی و به تعبیر امام, (نیمه ملا) شدن است.


اگر ملاحظه کنید می بینید که در طول تاریخ اسلامی, حتی در عصر ما, از (سید محمد علی باب) بگیرید تا (سید احمد کسروی) و بقیه دین سازان و انحراف یافتگان و روشنفکر نمایانی چون: تقی زاده و علی دشتی و امثالهم, همه و همه تحصیل کردگان (حوزه ها) بوده اند. پس باید ریشه یابی کرد که چرا اینها, از راه راست منحرف شده و حتی به (دین سازی) پرداختند؟ یا خواستار (فرنگی شدن همه جانبه ایرانیان) شده و یا کتاب (بیست و سه سال) را نوشتند؟… با صرف نظر از عوامل خارجی و یا سیاسی, باید در درون این گونه عناصر زمینه انحراف وجود داشته باشد, تا تحت تأثیر عوامل گونه گون, به انحراف کامل کشیده شوند؟…


در این جا نقل یک خاطره بی مناسبت نخواهد بود: پس از حوادث قیام 15 خرداد و دستگیری و زندانی شدن امام خمینی, رحمة اللّه علیه, و به دنبال حوادث بعدی و آزادی و برگشت ایشان به (قم), روزی در (یخچال قاضی) خدمت ایشان رسیدم و گفتم: نسخه ای از کتاب (کشف اسرار) را من دارم در آن ایام کم تر کسی نسخه ای از این کتاب را داشت اگر اجازه دهید آن را تجدید چاپ کنیم؟


امام خمینی گفتند:


(تجدید چاپ آن چه ضرورتی دارد؟ در آن روزگاری که (حکمی زاده) رساله (اسرار هزار ساله) را منتشر کرد, من بر خود واجب دیدم که پاسخ او را بنویسم و در مدت کوتاهی این کتاب را نوشتم, حالا نشر مجدد آن که همراه با شبهات اوست و در مقام پاسخ, آنها را نقل کرده ام, چه ضرورتی دارد؟)


بعد افزودند:


(متأسفانه این قبیل افراد که در تاریخ حوزه های ما پیدا شده اند, به علت عدم اطلاع از عمق مفاهیم اسلامی, دچار این نوع انحرافات شده اند و در واقع (نیمچه ملا) بودند [این عین تعبیر امام بود] و چون حقیقت را درک نکرده اند, به گمراهی افتاده اند…. )


البته به علت عدم رضایت امام, ما آن کتاب را تجدید چاپ نکردیم, ولی بعدها بعضی از تجار! آن را منتشر ساختند که جملاتی از آن, هم اکنون مورد سوء استفاده دشمنان تقریب بین مذاهب اسلامی است.


به هر حال, نخبگان جریان روشن اندیشی حوزه ها, باید در این رابطه چاره اندیشی کنند.



يکشنبه 12/6/1391 - 15:37 - 0 تشکر 540701


حوزه: درباره مناسبات روشنفکران دینی قبل و بعد از انقلاب, چه تحلیلی دارید و چه نقاط قوت و آسیبی را در این زمینه معتقدید؟


استاد: اشاره کردم که مسأله روشنفکر دینی, به مفهومی که امروز در جامعه ما و جوامع اسلامی دیگر, مطرح است یک پدیده نوظهور است و از یک قدمت تاریخی سابقه دار برخوردار نیست.


بدین ترتیب, آن چه را که شما (روشنفکران حوزه) و یا (روشنفکران دینی) قبل و بعد از انقلاب نام می نهید, در گذشته نه چندان دور, با این مفهوم اصولاً مطرح نبوده بلکه تا گذشته های نزدیک, شخصیتهایی به عنوان: دانشمندان دینی, روشن بین یا نواندیشان و روشنفکران متدین یا مذهبی آن هم به طور محدود و معدود, در حوزه ها یا دانشگاه ها حضور داشتند که در واقع به موازات تبحر در علوم اسلامی, یا علوم روز, به بررسی مسائل جامعه, نیازهای فکری و معنوی جوانان, دانشجویان, مشکلات روزمره مردم مسائل مستحدثه و این قبیل امور می پرداختند و در حل این مسائل و مشکلات, کوشا بودند و البته هر کدام هم به نحوی, سهمی در این راستا داشتند.


روشنفکر دینی, سالها بعد, عمدتاً در مورد شادروان دکتر شریعتی و سپس دکتر سروش توسط یاران و هواداران آنها به کار رفت… ولی اگر بخواهیم واژه نواندیش را که مفهوم روشن تر و دقیق تری در این زمینه دارد, در مورد کسی به کار ببریم, بی شک آن شخص سید جمال الدین حسینی معروف به اسد آبادی یا افغانی است که بعضی ها, او را پدر نواندیشان مسلمان, در یک قرن و نیم اخیر نامیده اند… و البته بعدها شاگردان و یا پیروان مکتب وی مانند: شیخ محمد عبده, رشید رضا, عبدالرحمن کواکبی و… در جهان عرب راه او را ادامه دادند و در کشورهای اسلامی غیر عرب نیز, شخصیتهای برجسته ای چون: اقبال لاهوری, ابوالاعلی مودودی, ملا سعید نورسی, امام موسی صدر, آیت اللّه طالقانی, شهید آیت اللّه سید محمد باقر صدر, شهید مطهری, علامه محمدحسین فضل اللّه, شیخ محمد مهدی شمس الدین و ده ها نمونه دیگر, در حوزه های سنتی و فرهیختگانی چون: دکتر عطاءاللّه شهاب پور, دکتر محمد قریب, مهندس مهدی بازرگان, دکتر یداللّه سحابی, سید غلامرضا سعیدی, و دکتر سید جعفر شهیدی و… در حوزه های غیر سنتی, مطرح شدند که به علت همسویی در اندیشه و هدف, همکاری همه جانبه ای با همدیگر داشتند, تا آن جا که در محافل و مجالس ویژه آنان, مانند انجمن های اسلامی دانشجویان, مهندسین, پزشکان, بانوان, که توسط عناصر غیر سنتی غیر حوزوی تأسیس شده بودند, شرکت می نمودند و سخنرانی می کردند, یا با مجلات آنها مانند: نور دانش, آیین اسلام, گنبح شایگان و فروغ علم همکاری می کردند و دوستان دانشمند غیر سنتی, در مجلات حوزوی چون: مکتب اسلام, مکتب تشیع, مجموعه حکمت, معارف جعفری و غیره, مقالاتی می نوشتند که نشان از همکاری ظاهری و معنوی ریشه داری بود و این همکاری در واقع, آثار مثبت فراوانی هم در بین نسل جوان و طلاب حوزه های علمیه و انجمن های دانشجویی در دانشگاه ها داشت.


این همکاری و تعاون مثبت و مفید, با تأسیس حسینیه ارشاد توسط آیت اللّه شهید مرتضی مطهری که با همکاری مالی بعضی از آقایان انجام گرفت به اوج خود رسید و در واقع داشت منشأ تحول عظیم فکری و عملی با همکاری شخصیتهایی چون صدر بلاغی, سید مرتضی شبستری, سید ابوالفضل موسوی زنجانی, مهندس بازرگان, دکتر شریعتی, فخرالدین حجازی و محمدتقی شریعتی و ده ها نفر دیگر می شد که متأسفانه منافقان و سودجویان فرصت طلب, با نفوذ در سازمان حسینیه, به خاطر اهداف مادی خود, باعث پیدایش اختلاف و جدایی عمیق این دو گروه گردیدند که درواقع عامل اصلی شکست این حرکت سازنده و ارزنده و عامل اصلی سقوط و بسته شدن حسینیه ارشاد گردید.


البته بعدها که اصطلاح روشنفکران دینی عام تر مطرح شد, باز کارگردان اصلی همین بزرگواران بودند, چون ما, کسان دیگری به عنوان روشنفکران دینی, به غیر از دانشمندان دینی از هر دو طرف نداشتیم که بتوانند در همه جریانات مذهبی یا سیاسی جامعه اسلامی تأثیرگذار باشند.


نقاط قوت این همکاری, صدق و صفا و وفا و همسویی و وجود هدف مشترک بین هر دو گروه بود و علی رغم پاره ای اختلاف سلیقه ها یا تفاوت در برداشتها و اجتهادها, در کلیت امو,ر تشریک مساعی وجود داشت… ولی متأسفانه باز فرصت طلبی و یا انحصارگرایی و تندروی بعضی از آقایان و روشنفکرنمایان به ظاهر دینی غیر حوزوی, باعث جدایی گردید و ناگهان تز (اسلام منهای روحانیت) توسط عامل مشکوکی در حسینیه ارشاد مطرح شد و متأسفانه شخصیتهایی چون دکتر شریعتی هم, که مدافع سرسخت روحانیت اصیل بود و در همه آثارش نمونه هایی در این زمینه وجود دارد, به مطرح ساختن مسائلی از قبیل لوتریسم و پروتستانتیسم اسلامی! و رنسانس مذهبی! پرداخت, که با سوء استفاده دشمنان از این تعبیرات, آسیب بسیاری بر کل حرکت و تعاون و همکاریها بین دو گروه زد و اصلاح طلبی و آشتی جویی شخصیتهایی چون آیت اللّه خامنه ای, آیت اللّه هاشمی رفسنجانی, شهید دکتر بهشتی, شهید دکتر باهنر, به علت توطئه ای که در پشت پرده بود و رژیم هم به آن کمک رسانی می کرد, به نتیجه مطلوب نرسید و همین نقطه ضعف که منشأ آسیبهای جدی بعدی شد, به دوران پس از انقلاب کشیده شد و تمامت خواهی همه گروه ها و جریانها, باعث گردید که شاهد وضع ناگوار و اسف باری بشویم که همگی از کم و کیف آن آگاهیم و من فعلاً ضرورتی بر بازبینی و بررسی چگونگی آن نمی بینم.



يکشنبه 12/6/1391 - 15:37 - 0 تشکر 540702


حوزه: وضعیت روشن اندیشی دینی را در حوزه های کنونی چگونه ارزیابی می کنید؟


استاد: نواندیشی و روشن بینی دینی در حوزه های مذهبی, پس از طلیعه دارانی چون امام موسی صدر, شهید بهشتی و اساتید دیگر… به نسل جدید و جوان حوزه رسید که تعداد انگشت شماری بیش نبودند و با مشکلات عدیده ای روبه رو بودند!… و حتی به نحو تحقیرآمیزی انگشت نما شده و (روزنامه نویس) لقب گرفتند… و این دوره گذشت و قبل از انقلاب, تحول خاصی به وجود آمد و طلبه های جوان, با شناختی که از مسائل جهانی به دست آوردند, متوجه شدند که استمرار راه سنتی حوزوی در همه زمینه ها, ثمربخش نخواهد بود… بحث درباره (بول زیر شجره مثمره)! که ثمره اش هم فقط در نذر ظاهر می شود! دردی را از مردم و جامعه و نسل جوان دوا نمی کند. و با خواندن کتابهایی که أشاب الصغیر و أفنی الکبیر, مانند مطول و قوانین و چندین کتاب در ادبیات عرب, که هیچ کدام هم از لحاظ پراتیک مفید فایده ای نبودند و طلاب ما علی رغم خواندن ده ها کتاب, و حتی حفظ (الفیّه ابن مالک), از دو سطر عربی نوشتن و یا دو کلمه حرف زدن, عاجز بودند نمی توان به مقصد رسید… این بود که به طور خودجوش و یا به اصطلاح, به حکم (جبر تاریخ) حرکت به وجود آمد. و بعضی از بزرگان حوزه ها هم که تا آن وقت به دلایل عوام زدگی؟ و جوّ تحجری حاکم نمی خواستند وارد میدان حرکت جدید بشوند, وارد شدند و به یاری حق تحول چشمگیری در این زمینه ها به دست آمد…


و خوشبختانه زمینه ها, پس از پیروزی انقلاب, آماده تر شد و تجربه 8 سال جنگ تحمیلی و دفاع مقدس, فعالیت دشمنان خارجی و عوامل داخلی و هجوم گستاخانه آنها به اسلام و مقدسات و معتقدات مذهبی و آشنایی طلاب با زبانهای خارجی و سفرها و مطالعه ها و تماس ها… باعث گردید که در مرحله جدید, با استفاده از وسائل و تکنولوژی و ابزار جدید: اینترنت, سایت, کامپیوتر, سی دی و… طلاب جوان, در مرحله کامل تر و پیشرفته تری قرار گیرند و به طور طبیعی بازده کارهای تحصیلی و تحقیقی و پژوهشی آنها پربارتر و عمیق تر از سابق گردید که جای سپاس دارد.



برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.