• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن حوزه علميه > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
حوزه علميه (بازدید: 313)
يکشنبه 12/6/1391 - 9:42 -0 تشکر 540277
گفت وگو با حجة الاسلام والمسلمین استاد محمد حکیمی

روشنفکر مسلمان, آن به آن, از آفتاب همیشه تابانِ اسلام ناب پرتو می گیرد و همه گاه از چشمه همیشه جوشان معارف نبوی و علوی می نیوشد و جامِ جانِ خویش را لبالب می سازد.

از این روی, آن چه از فکر و ذهن و ضمیر او می تراود, شادابی آفرین, نوکننده و کهنه زداست و گشاینده راه های نو برای زندگی سعادت مندانه در سایه سار آموزه های روشن اسلام.

روشنفکر مسلمان و حوزوی, در این اندیشه است که تفسیر عصری از دین ارائه بدهد و در هر کوی و برزن, رایَتِ آن برافرازد و مشعل آن بیفروزد و با رَهنامه ای که در اختیار دارد, انسان امروز را از سرگردانی, گرفتاری در برهوت و گردابِ بی هویتی, بی اعتقادی و مادی اندیشی برهاند و به ساحل امن وَحی مأوایش دهد.

تفسیر عصری از دین, ریشه در یک باور ژرف, شکوفان, رخشان و زلال دارد که تا شعله های آن در وجود انسانِ باورمند زبانه نکشند, جان او را نیفروزند و نگدازند, به این درک دقیق و دقیقه شناسی ژرف نخواهد رسید که نیازهای انسان در حال دگرگونی است و اسلام چون دین زنده و همیشه جاری در زمان است و توانایی و جوهر آن را دارد که همه زمانها را به نافه خویش عطرآگین و همه سینه ها را به آبشار بلند خود, اِشراب کند و همه جانها را به آتشزنه خود بگیراند, برای سعادت دنیوی و اخروی انسان برنامه دارد.

روشنفکر مسلمان, بویژه حوزوی, که با استدلال, استنباط و اجتهاد راه ها را درنوردیده و راه های نو را کشف کرده, به تفسیر عصری اسلام می اندیشد, به تفسیر و برداشتی که راه بگشاید, راه های ناهموار را هموار سازد, گاهواره زندگی را در دست بگیرد و بجنباند, کاروان زندگی را از راه های بی سنگلاخ به پیش برد و انسان مسلمان را به کمال و اوجی از دانشِ دین و به باوری همه سویه از توانایی دین برای اداره جامعه برساند که هیچ گاه تن به دریوزگی در کوی و برزن مکتبهای مادی و ضدتوحیدی ندهد و از نیاز بردنِ به درگاه حقیرکننده آنها, بی نیازش سازد.

انسان مسلمان, وقتی با پرتوگیری از اندیشه های روشن دینی, به این باور رسید و آن را به جان نیوشید که اسلام, برای خوشبخت زیستن او در این دنیا, با همه فراز و نشیبها و نو به نو شدن و دگرگونیهای آن, برنامه دارد و مؤمنانه به آن گردن نهد و سعادت خود را از آن بخواهد و در آموزه های وَحیانی آن بجوید, و دَمادَم بَر بِرکه زلال و گوارای آن فرود آید, هیچ گاه گرفتار نظامهای سرمایه داری و مادی نخواهد شد; زیرا او, به چشمه خورشید دست یافته, وادی که در آن تاریکی راه ندارد, همیشه روشن است و روشنایی می افشاند.

سرمایه داری و مکتبهای مادی و انسانیت سوز و برده پرور, در تاریکی رشد می کنند, در جامعه های تاریک, در زمینه های تاریک, در ذهنها و مغزهای تاریک در دلهای تاریک و بی بهره از تابش و پرتوهای وَحی و آموزه های وَحیانی و در آوردگاه ها و عرصه های خالی از میان داری اندیشه های زلال وَحیانی, والا, زندگی ساز, اوج دهنده, بیدارگر, تحجرزدا, سعادت بخش, ریشه کن کننده فقر سیاه و برآورنده نیازهای آن به آن انسان.

سرمایه داری و نظامهای مادی و تباه کننده انسانیت انسان و تبدیل کننده او به موجودی خوار, بی مایه, خس سان, بی اختیار و بی اراده در چنگ بادهای از هر سوی تازنده و توفنده, در زمینه ها, زمانه ها, سینه ها و کانونهایی ریشه می دوانند, بارور می شوند, شاخ و برگ می گسترانند, عقیده و مرام می شوند, در اندیشه ها می تنند که وَحی, آن نغمه همنوای با فطرت, از میان داری, جلوداری, پیشاهنگی, عرصه داری, بازمانده باشد.

وقتی پیامهای روشن, زندگی ساز, شورانگیز و حماسی وَحی, از هر سوی بر روح و روان مردمانی, نور نیفشانند, نَوَزَند و حیات نَدَمَند, مادی گری, بر روح و روان چنگ می اندازد و همه روزَنهای به سوی روشنایی را می بندد و در بیغوله تاریک و بی روزَنِ خود, انسانهای مسخ شده ای می سازد و می پرورد که نه تشنه حقیقت اند و نه به جست و جوی آن برمی خیزند و فقط در این اندیشه اند که شکم خود را بینبارند و دنیای خود را با هزارها دسیسه و دستان بیارایند.

روشنفکر مسلمان دغدغه و درد دین دارد و برای سعادت مردم, جان می افشاند و با دردها و رنجهایی که انسان را در حصار خود گرفته اند, به مبارزه برمی خیزد و با اندیشه ها و دستهایی که دامنه درد و رنج را می گسترانند و بر عمق آن می افزایند, به رویارویی دقیق, عالمانه و روشنگرانه می پردازد.

استاد محمد حکیمی, از معمارانِ کاخ باشکوه, چشم نواز و روح انگیز و سر به آسمان سوده (الحیات), همچنان رو به سوی (فجر ساحل) دارد و منتظرانه (عصر زندگی) را ترسیم می کند و جهانی سازی مهدوی را و در این گفت وگو, روشنفکر مسلمان و حوزوی را کسی می داند که در راه (جهانی سازی مهدوی) تلاش می کند, به انسان و انسانیتها می اندیشد و در جست و جوی نجات انسان است و در این شب یلدای زندگی, سپیده روشن زندگی را می جوید.

يکشنبه 12/6/1391 - 9:43 - 0 تشکر 540279


حوزه: آثار بسیاری از شما منتشر شده است. در این آثار ایده روشنفکری دینی را چگونه دنبال کرده اید.


استاد: هدف از این نگارشها, تبیین به روز و تفسیر عصری دین است. تا انسان امروز به این باور برسد که امروز هم به دین و آموزه های دین نیاز دارد. زیرا دین زنده و به زندگی برتر می اندیشد و نیازهای امروزِ انسان را پاسخ می دهد.


اسلام همچنان که سعادت ابدی و آخرتی را تأمین می کند, برای سعادت و سلامت و بهزیستی بشر, و روابط فردی, و اجتماعی, و نظام خانواده, دستور و برنامه دارد. این اندیشه در ذهن نیاید که دین فقط برنامه عبادت و برای آخرت است. و چون چنین است پس برنامه زندگی و معیشت و اقتصاد و تربیت و اخلاق و جامعه سازی و پیشرفت زندگی را باید از مکاتب دیگری جز دین گرفت. همان چیزی که با نام سکولاریسم مطرح می شود. آنان که دین را از قلمرو دنیای انسان تبعید کردند, گرفتار نظامهای سرمایه داری گشتند و مالکیت را اصل قرار دادند, و انسان را در چرخه تولید و توزیع و مصرف محدود ساختند و انسانها به دو گروه تقسیم شدند: گروهی بی شمار محروم و تهیدست و افراد اندکی سرمایه دار. در اقتصاد جدید, اگرچه شعار برای عدالت بسیار است, ولی در حقیقت عدالت مفهومی ندارد; زیرا در مجموع, هدف سرمایه داریِ حاکم بر جهان, به این فرمول باز می گردد که: رشد تولید برای رشد مصرف و رشد مصرف برای رشد تولید. این نتیجه حذف و تبعید دین از ساحت زندگی این دنیایی است.



يکشنبه 12/6/1391 - 9:43 - 0 تشکر 540280


حوزه: در آثارتان موضوعِ روشنفکری دینی چگونه توصیف شده است.


استاد: من در هیچ یک از نوشته هایم, به گونه مستقیم, از روشنفکری دینی و روشنفکر کیست و روشنفکری چیست, بحث نکردم, ولی, همان گونه که در آغاز اشاره کردم, در تمام نوشته ها این هدف در نظر بوده است که انسان امروز و جامعه امروز و نیازهای انسان امروز چیست و دین برای آنها چه برنامه و پیام و رسالتی دارد. بی تردید کسی که اینها را تبیین کند, به راستی با زمان آشنا است و ماهیت زمان را می شناسد و مسائل زندگی امروز را می کاود و این یعنی روشنفکری به معنای واقعی کلمه.



يکشنبه 12/6/1391 - 9:43 - 0 تشکر 540281


حوزه: آخرین اثرتان (جهانی سازی مهدوی) است. هدف یاد شده چگونه در آن بازتاب یافته است.


استاد: در این کتاب, جهانی سازی مهدوی در برابر جهانی سازی غربی است. ما باید ماهیت جهانی سازی غرب را بفهمیم که با چه اهدافی است. در اساس, حرفهایی که غربیها می زنند, دروغ و نیرنگ است, حتی خدایی که غرب می گوید دروغ است و تظاهر آنان به مذهب نیز فریب است. تاریخ نشان می دهد که ما از آنان سخن راست و درستی نشنیدیم. به حتم جهانی سازی آنان نیز از همین مقوله بیرون نیست و هیچ هدفِ انسانی برای آن مشاهده نمی کنیم و هیچ چیز را دنبال نمی کند, جز سلطه بیش تر. می خواهند مرزهای کشورهای در مسیر توسعه را برای کارهای خودشان باز کنند و با روش نو و نامهای عوام فریب آنها را به سود خودشان به گردش درآورند.



يکشنبه 12/6/1391 - 9:44 - 0 تشکر 540282


حوزه: جهانی سازی مهدوی را با چه هدفهایی معرفی کرده اید.


استاد: آن جا بیان کردیم که جهانی سازی غربی خدعه و تقلب و فریب و نیرنگ است. شیوه ای نو در استعمارگری است, گسترش سلطه و گشودن بازارهای جهان سومی ها است.


اما جهانی سازی مهدوی در واقع, بر محور عدالت دور می زند و برای نجات انسان است. جهانی سازی مهدوی انسانیت را جهانی می کند, عدالت را جهانی می کند, آسایش و رفاه را جهانی می کند, سلامت را جهانی می کند, امنیت را جهانی می سازد.


غرب با شعار جهانی سازی می خواهد جیب سرمایه دارانش را پر کند, و حضرت مهدی(عج) می خواهند این دستهای چپاولگر را قطع کنند و کفاف و دارایی و رفاه را جهانی کنند. دانش و بینش را جهانی سازند, مهرورزی و انسان دوستی را جهانی کنند, حق و حقیقت خواهی را به سراسر آبادیها بگسترانند. اینها هدفها و ایده های واقعی برای روشنفکری دینی نیز هست. روشنفکری که به انسان و انسانیتها بیندیشد, و در جست و جوی نجات انسان باشد, و در این شب یلدای زندگی, سپیده روشن زندگی را بجوید.



يکشنبه 12/6/1391 - 9:44 - 0 تشکر 540284


حوزه: با توجه به این که استعدادها و توان مندیهای روشنفکری دینی, در جای جای تاریخ معاصر, در حوزه ها پرورش و رشد یافته است, حوزه های امروز را در این رابطه, چگونه ارزیابی می کنید.


استاد: من اکنون, برای کثرت کارها, با طلبه ها و حوزه ایها ارتباط چندان نزدیکی ندارم, ولی از مجموع نشریه ها و کتابها و مطالعات اجمالی در این زمینه, می توانم بگویم روشنفکری اصولی و عالمانه اندک است, بیش تر ادعایی و ظاهری است. بی تردید روشنفکری اگر بر مبنای درست و عالمانه نباشد, به جایی راهبر نیست. نمی گویم روشنفکری عالمانه وجود ندارد, ولی آن را در حوزه ها اندک می بینم, و در افرادی معدود.



يکشنبه 12/6/1391 - 9:44 - 0 تشکر 540286


حوزه: به نظر شما مراکز آموزش و پژوهش و موسسه های فرهنگی فکری, که به گونه گسترده در حوزه فعال اند, تلاش موفقی ندارند؟


استاد: به نظر من اگر موفق بودند, الان ما برای سخن گفتن و پاسخ به همه سؤالهای نسل امروز, نباید کمبود نیرو داشته باشیم.


مثلاً همین اشکالی که بیش تر از سوی خانمها در جلسات مطرح می شود که چرا خداوند برای زن و مرد دو گونه حقوق قرار داده است. در حوزه چه تعدادی هستند که براستی بتوانند از عهده پاسخ گویی به این نوع اشکالها برآیند و نسل جوان و دانشگاهی را از این گونه دغدغه های فکری نجات دهند. نمی گویم در حوزه نیستند, ولی به اندازه ای که نیاز است, نداریم. هستند طلابی که تواناییهای خوبی دارند, اما اندک اند و همان هایند که در این عرصه ها دین را نگه داشته اند.


اندوه! که چرا نظام آموزشی حوزه نمی تواند چنین افرادی را بپروراند و اینان باید با برنامه شخصی و یا در مراکز آموزشی حاشیه حوزه پرورش پیدا کنند. در گذشته نیز افرادی مانند شهید بهشتی ها و شهید مطهری ها خود ساخته بودند, الان هم چنین است, حوزه اینان را نساخته است والا نباید اندک باشند, بلکه باید ده ها مانند آنان را می داشتیم. این واقعیت تلخ را نباید نادیده انگاشت که سخنرانیهای دینی از تریبونهای گوناگون ارائه می شود, اما عیار پاسخ گویی به پرسشهای روز نیست. همایشها به بهانه ها و با عنوانهای گوناگون با خوردنیها و نوشیدنیها و هزینه های گزاف برگذار می شود, ولی نتیجه مطلوب و اثرگذاری از آنها برای جامعه به دست نمی آید; چرا به سخن پیامبر(ص) توجه نمی کنیم که فرموده است:


(عَلِّموهُم وأترکوُهُم)


به انسان چیزی بیاموز و رهایش کن, چون واکسینه شده است. اما وقتی آموزش ندادی و تهی ذهن بود, شبهه به سراغش می آید و گاه با اولین شبهه تا پایان کجروی پیش می رود. از این منظر که نگاه کنیم, می بینیم نهج البلاغه نیز مظلوم است; زیرا اگرچه همایشها و کنگره ها برگذار می شود; اما جامعه و مردم چه اندازه از آنها بهره می برند. با این همایشها چه مقدار نهج البلاغه و آموزه های آن به جامعه شناسانده می شود. در زمان طاغوت, نهج البلاغه گفتن مشکل بود, ساواک تعقیب می کرد, حتی برای ترجمه کردن آن, گرفتاری به وجود می آوردند. جواد فاضل, نامه امام علی(ع) را به مالک اشتر, با تعبیرهای این گونه: افسر من! افسر من! ترجمه کرد و به چه سرنوشتی گرفتار شد؟ مرگ مشکوکی مانند مرگِ جلال آل احمد و تختی و صمد بهرنگی, برایش پیش آمد. اما اکنون که مانعی در کار نیست چه اندازه از نهج البلاغه گفته و ژرفا کاوی می شود. و اصول بهزیستن از آن استخراج می گردد. و راهکارهای عملی به مدیریتهای اقتصادی و سیاسی و حتی فرهنگی ما می دهد. و تا چه اندازه جامعه همخوان و همسان با آموزشهای علوی در نهج البلاغه است؟ کجا رفتار مدیران با مردم چون رفتار مدیران به مدل نهج البلاغه, با مردم است؟ آیا قوه قضائیه بدان سان است که امام علی(ع) فرموده و در عینیّت و عمل نشان داده است, و یا توزیع ثروت و منابع عمومی ثروت, بدان گونه تقسیم و توزیع می گردد که نهج البلاغه فریاد می کند.



يکشنبه 12/6/1391 - 9:45 - 0 تشکر 540287


حوزه: فعالیتهای مکتوب و نشریات حوزوی را نیز مانند فعالیتهای شفاهی می بینید.


استاد: من در جریان تمام مکتوبات حوزوی نیستم, ولی به اندازه ای که اطلاع دارم, مکتوبات بهتر است. اهل قلم حوزه بهتر به میدان آمده اند. ولی باز هم در برابر تهاجم فرهنگی, کم است. به نظر بنده فیلم و سکس ضعیف ترین وجه از تهاجم فرهنگی است, وجه قوی و نیرومند آن, مبانی فکری نادرستی است که به نسل جوان تزریق می کنند.



يکشنبه 12/6/1391 - 9:45 - 0 تشکر 540288


حوزه: فرمودید نظام حوزه به گونه ای نیست که روشنفکر بپروراند, آیا حوزه مشهد و قم را یکسان می بینید.


استاد: خیر تفاوت دارد. وجود امام خمینی, رحمة اللّه علیه, و پیش از ایشان مرحوم آیت اللّه بروجردی, رحمة اللّه علیه, در روشن اندیشی حوزه قم خیلی موثر بوده اند. در دهه سی, اولین نشریه اسلامی, که به قلم روز منتشر شد, در حوزه قم بود: مجلّه مکتب اسلام و مکتب تشیع, ولی در حوزه مشهد و جاهای دیگر چنین حرکتی نبود.


در آن زمان, جوّ حوزه مشهد در دست مرحوم حاج میرزا احمد کفایی بود و نمی گذاشتند مسائل روشنفکری در حوزه باشد. مثلاً مرحوم استاد محمد تقی شریعتی می خواست در حوزه درسهای جدیدی برگزار کند, ولی متاسفانه نگذاشتند و بدین گونه هر نواندیشی دیگری را در نطفه خفه می کردند. اگر این کارها شده بود و نواندیشی و نوگرایی و مبانی علمی آن, آن زمانها در حوزه نشر شده بود, این رکود در حوزه مشهد مشاهده نمی شد, و یقیناً حوزه مشهد هم, با وجود استعدادهای بسیاری که داشته و دارد, وضع متفاوتی پیدا می کرد البته پس از انقلاب و شکسته شدن آن همه سدّها و موانع بر سر راه حوزه, دگرگونیهایی پدید آمده است که ان شااللّه روز به روز رشد کند, و سراسر حوزه را دربرگیرد, و تفکرات واپس گر کنار زده شود.



يکشنبه 12/6/1391 - 9:46 - 0 تشکر 540290


حوزه: بنیادهای معرفتی و عناصر فکری فرهنگی روشنفکری حوزوی, که پدیده روشنفکری را در حوزه تبیین و تفسیر می کند, چه چیزهایی می دانید.


استاد: اساسی ترین عنصر معرفتی در روشنفکری, علومی است که به نام (علوم انسانی) نامیده می شود. انسانی که در پی روشنفکری است, باید این رشته علوم را فرا بگیرد و نیک بداند, چون: جامعه شناسی, سیاست, اقتصاد, روا ن شناسی, روان شناسی اجتماعی و… .


این نکته را یادآور شوم که در دانشگاه های کشورهای پیشرفته, (علوم انسانی)از رشته هایی مانند صنایع و فیزیک و شیمی, ارزش و رتبه بالاتری دارد و دانشجویان برتر در علوم انسانی پذیرفته می شوند, ولی در دانشگاه های ما دانشجویان تراز اول به رشته های فیزیک و شیمی و صنعت می روند و پذیرفته می شوند و درجه دوم و سوم ها به رشته های علوم انسانی. حتی دانشجویان ما در خارج از ایران نیز همین گونه اند; آنان که برترند صنعت و تکنولوژی و ریاضی و… را انتخاب می کنند و شاید عمدی در کار باشد که آنان را به رشته های علوم انسانی راه ندهند. زیرا علوم انسانی مدیریت انسان و جامعه را برعهده دارد و این مهم است. صنعت و کارخانه در خدمت اهداف و سیستمهای مدیریتی است که علوم انسانی تعیین می کند و به جامعه نظم و توسعه می بخشد. همان تعبیری که در روایات درباره عاقل آمده است:


علی(ع) در پاسخ کسانی که گفتند: صِفِ لنا العاقل, فرمود:


(هوالذی یَضَعُ الشی مواضِعَه)1


خردمند کسی است که هرچیزی را به جای خودش بنهد.


برای جامعه سازی و ایجاد نظم به مدیریتهای قوی و متخصص نیاز است و علوم زیربنایی آن چند رشته از علوم انسانی است, از جمله:


انسان شناسی عام و انسان شناسی خاص


روان شناسی


اقتصاد


سیاست


تاریخ


و شناخت شیوه های برخورد با کشورهای سلطه گر و استعماری


زمانی که شهید بهشتی در مرکز اسلامی آلمان(هامبورگ) بودند و مجله ای آن جا منتشر کردند. ایشان در برگشت از آلمان نجف آمده بودند. چندین ملاقات با ایشان داشتیم. در یکی از این دیدارها, من طرحی آماده کردم درباره این که طلاب چه دانشهایی را باید فرا بگیرند, تا در این زمانه بتوانند رسالت خویش را به انجام برند, بعضی از مواد آن که الان یادم هست, عبارت بود از: علوم سیاسی, روان شناسی, جامعه شناسی, روان شناسی اجتماعی, شناخت نظام صنعتی و انسان صنعتی و تفاوتهای انسان صنعتی با انسان غیر صنعتی, شناخت جامعه های صنعتی و روابط آنها با دیگر جامعه ها, بویژه جامعه های اسلامی, یک بخش هم مربوط به تاریخ بود. من این طرح را ارائه کردم و حس کردم ایشان کاملاً خرسند گشتند, چون تا آخر شنیدند و هیچ نقدی نکردند, و آن هفت صفحه نوشته مرا گرفتند و با خود بردند. دو یا سه روز بعد ایشان را دیدم در ضمن خداحافظی فرمودند:


(طلبه ها از من می پرسند که به چه کسی مراجعه کنیم و از آنها برنامه بگیریم. من شما را معرفی کرده ام و در میان طلاب عرب زبان جناب آقای شیخ مهدی آصفی را.)


از این برخورد شهید بهشتی فهمیدم که طرح را کاملاً پسندیده است. همان گونه که گفتم, تمام مواد این طرح علوم انسانی بود.


در میان علوم انسانی, یکی از عناصر معرفتی که در روشنفکری حوزوی باید سخت به آن توجه شود, موضوع خانواده است. انسان امروز در ساحَتِ خانواده ویژگی تاریخی دارد. صنایع و تکنولوژی روی خانواده اثر گذاشته و خانواده گسترده را به خانواده محدود و بسته تبدیل کرده است و این یکی از مشکلات بزرگ بشر امروز است.


توین بی, مورخ انگلیسی, می گوید:


(این نخستین مدنیتی است که در درون خانواده, بزرگ ترها پیش کوچک ترها جایی ندارند!)


بی تردید این وضع اسف بار در خانواده از آثار جامعه صنعتی امروز است. البته کشورهایی مانند چین و ژاپن به لحاظ توجهی که به فرهنگ نیاکان خود دارند, تا اندازه ای سنتهای خود را در خانواده حفظ کرده اند. در بعضی از کتابهای اقتصادی دیدم که در ژاپن بزرگ ترها بیمه جوان ترها هستند. ولی در غرب این گونه نیست. یکی از مشکلات غرب تلاشی خانواده است. در کتاب (موج سوم) آلوین تافلر می گوید:


(یکی از عوامل تلاشی این تمدن آن است که خانواده را متلاشی کرده است و در موج سوم (تمدن), خانواده جایگاه خودش را پیدا می کند.)


به هر روی, جریان روشنفکری حوزوی نباید از این نوع مسائل غفلت بورزد و این نیاز دارد که حوزویان میدان مطالعاتی خود را توسعه دهند; پدیده های جدید در زندگی انسان امروز را به درستی بشناسند.


شهید مطهری, رحمة اللّه علیه, در کتاب اقتصادش می گوید:


(تجارت امروز از مسائل مستحدثه است و با تجارتهای قدیم تفاوت دارد; یک کشتی از وقتی که حرکت می کند تا به مقصد می رسد, روی دریا محموله اش چندین بار معامله می شود.)


ییا تجارت الکترونیکی که امروز رواج دارد, این نوع تجارتها با کاروانهای تجارتی که در گذشته بود, یکسان نیستند. صنایع و تکنولوژی جدید, بر بدنه فرد و جامعه و روابط اقتصادی و خانوادگی براستی اثر گذاشته است. من یک وقتی کتابی دیدم با عنوان (انسان صنعتی و نظام صنعتی) هفت نویسنده از شوروی سابق داشت. این کتاب ما را متوجه این نکته می کند که انسان صنعتی نیازها و اقتضاءها و پرسشهایی دارد که انسان دیروز نداشت باید آن را شناخت.


تمام سخن این است که این شناخت در چند رشته از علوم انسانی میسر می شود. اگر فردی بزرگ ترین شیمی دان یا فیزیک دان یا ریاضی دان بشود, این گونه دانشها, انسان را با انسان امروز و مدیریت جامعه امروز آشنا نمی کند. اگر در فیزیک ماکس پلانک بشود و در شیمی فلان… , با این علوم, مهندسی انسان و جامعه انسانی به دست نمی آید. علوم انسانی است که فرد را با نیازهای به روز انسان و پیوندهای گوناگون اش و اداره و برنامه ریزی صحیح جامعه آشنا می کند.



يکشنبه 12/6/1391 - 9:46 - 0 تشکر 540291


حوزه: در حوزه روشنفکری, اصلی از گذشته مطرح بوده است که روشنفکران همواره بیرون حکومتها و علیه حاکمیت بوده اند, و وارد حکومت نمی شده و با حکومتها همراه نبوده, بلکه منتقد آن بوده اند؟


استاد: پیش تر گفتم که وقتی کسی جامعه و فرد را شناخت, و رابطه فرد و دولت را فهمید, سلطه محض از سوی دولت را غلط می داند و نیز بردگی محض از سوی مردم نسبت به دولتها را نادرست می شمارد. یکی از مسائل اساسی در روشنفکری, تنظیم رابطه فرد و جامعه است, و تعیین حوزه رابطه فرد و دولت, و تبیین اصل و ماهیت (اتوریته) و قدرت دولت, که از کجا سرچشمه می گیرد؟ و خاستگاه اصلی آن چیست؟


پس از تبیین این نوع رابطه, حدود و قلمرو اختیارات و قدرت دولت معلوم می شود, و قلمرو آزادی افراد نیز مشخص می گردد.



برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.