• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 315)
پنج شنبه 9/6/1391 - 14:26 -0 تشکر 535144
شجاعت و هیبت على علیه السلام

صفت شجاعت یكى از اركان اصلى فضائل نفسانى است و عبارت است از عدم تزلزل نفس در امور خطیره و هولناك،و مظهر تام و مصداق حقیقى آن وجود على علیه السلام بود.

اگر چه در فصول پیشین ضمن شرح خدمات نظامى آنجناب چه در غزوات رسول اكرم صلى الله علیه و آله و چه در جنگهاى دوران خلافتش (جنگهاى جمل و صفین و نهروان) شمه‏اى از هیبت و شجاعت او نگارش گردید لیكن هر چه در اینمورد گفته و نوشته شود اندكى از بسیار و یكى از هزار بیشتر نخواهد بود.

بنا بنقل مورخین رنگ على (ع) گندمگون،چشمان مباركش درشت و جذاب،ابروانش پیوسته و پر پشت،دندانهایش محكم و سفید و چون مروارید بود.دست و بازو و ساعد بى نهایت قوى و گوشت آن پیچیده و محكم و در تمام عرب بسطبرى بازو و محكمى عضلات مشهور بود چنانكه گوئى گوشت و پوست و استخوان آنرا كوبیده و آنگاه دست بازو و ساعد ساخته‏اند.

على علیه السلام متوسط القامه بود و تمام گوشت بدن او ورزیده و محكم و چون آهن صلب بنظر میآمد و بطور كلى آنحضرت در اعتدال مزاج و رشد جسمانى و در نهایت نیرومندى بود.مورخین عموما معتقدند كه شجاعت و زورمندى على علیه السلام در تمام عرب منحصر بفرد بود،پدرش ابو طالب او را با جوانان عرب بكشتى وا میداشت و آنحضرت با اینكه از جهت سن خیلى كوچكتر از آنان بود ولى با سرعت عجیبى آنها را بر زمین میزد.از زبیر بن عوام نقل كرده‏اند كه قسم یاد كرد و گفت در هیچیك از جنگها از هیچ شجاعى نترسیدم مگر در مقابل على علیه السلام كه از شدت وحشت خود را گم میكردم.و این تنها زبیر نبود كه از مقابله با او وحشت مینمود بلكه تمام قهرمانان نیرومند و مردان رزم از تصور مقابله با او بوحشت افتاده و در برابرش عرض اندام نمیكردند چه خوب گفته شاعر:

اغمد السیف متى قابله‏
كل من جرد سیفا و شهر (1)

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

پنج شنبه 19/5/1391 - 22:17 - 0 تشکر 500630

آیه 43 سوره بقره می باشد: «وَ اَقیموُا الصَلاة وَ ء اتوُا الزَکاةَ وَارکَعوُا مَعَ الراکِعین». ترجمه ظاهری این آیه این است که می فرماید: «رکوع کنید با کسانی که رکوع می کنند». یعنی نمازتان را به جماعت بخوانید، اما نکته دوم در این جا این است که می گوید با کسانی که رکوع می کنند رکوع کنید، نفرموده با کسانی که سجده می کنند یا با کسانی که قیام می کنند قیام کنید. منظور این است که تمام نماز وابسته به این رکوع است. حال باطن آیه چیست و ولایت آیه کجاست؟                  

امام باقر علیه السلام فرمودند: «خدا فرموده است نماز بخوانید، رکوع کنید با رکوع کنندگان، بعد فرمودند: می دانید اینهایی که رکوع به جا می آورند چه کسانی هستند که شما باید پیش آنها و با آنها نماز بخوانید؟ حضرت فرمودند: یعنی رسول الله صلی الله علیه وآله و علی بن ابی طالب علیه السلام». حال سؤال پیش می آید که ما چگونه با پیغمبر صلی الله علیه وآله و علی بن ابی طالب علیه السلام نماز بخوانیم؟ جواب در کلمه «مَعَ» است. نفرموده اند نمازتان را اقتدا کنید به پیغمبر صلی الله علیه وآله یا حضرت علی علیه السلام و نفرموده پشت سر ایشان نماز بخوانید. بلکه باید توجه کنید که امام علیه السلام چگونه و چه ساعتی نماز می خوانند نماز می خوانند، شما هم به همان صورت نمازتان را بخوانید. اگر به آن صورتی که امامتان نماز می خوانند، نماز خواندید در اصل با امامتان نماز خوانده اید.

آیه دیگری که می خواهیم بررسی کنیم آیه 58 سوره بقره است. ظاهر آیه در باره قوم بنی اسرائیل می باشد. در قرآن آمده که قوم بنی اسرائیل خیلی حضرت موسی را اذیت می کردند و کار آنها به جایی رسید که بنا شد وارد یک شهری شوند (چون از مصر خارج شده بودند) این شهر بیت المَقدَس بود. آنها گفتند که ما حاضر هستیم وارد این شهر بشویم، لکن یک قومی در این شهر زندگی می کردند که خیلی ظالم بودند و نسبت به اقوام دیگر برتری جویی می کردند. موسی بن عمران به آنها گفت که بیایید جنگی آسان با این قوم جبار کنیم و وارد این شهر شویم. جواب قوم به موسی بن عمران این بود که گفتند: تو و خدای خودت بروید بجنگید وما در این جا استراحت می کنیم، کار که تمام شد به ما خبر بده. این جمله را که گفتند خدای متعال آنها را به عذاب سرگردانی مبتلا نمود، عذابی که این ها 40 سال در بیابان سرگردان بودند. حضرت موسی از دنیا رفت و جناب هارون هم قبل از موسی از دنیا رفته بود، لکن آنها متوجه شدند که عذاب است. نمی دانستند چکار کنند. آمدند نزد پیرمردهای قوم بنی اسرائیل، این پیرمردها یادشان بود که دوران قبل چگونه توبه می کردند، گفتند بچه ها را از مادرانشان جدا کنید و گوساله ها را از گاوها، و بره ها را از گوسفندان، تا به این طریق همه از دوری هم  در یک گوشه از بیابان ضجه بزنند.

امام صادق علیه السلام فرمودند: «چهارصد سال آنها به چهل سال تبدیل شد و بعد از چهل سال که توبه کردند، خدای متعال بیت المقدس را به آنها نشان داد و پیغمبری به نام یوشع را مبعوث نمود. یوشع گفت: اگر می خواهید وارد این شهر شوید یک شرط دارد و آن این است که دم درِ شهر روی زمین بیفتید و بگویید «حطّه»، یعنی خدایا ما را ببخش و خدا هم شما را می آمرزد.

روایت است از امام عسکری علیه السلام که می فرماید: خدای متعال بالای این در تصویر حضرت رسول صلی الله علیه وآله و امام علی علیه السلام را متمثل کرد و به قوم بنی اسرائیل فرمود مقابل این دو تصویر سجده کنید و از من طلب غفران کنید. یعنی به سمت این دو عکس سجده کنید برای خدا. در بحارالانوار جلد23 صفحه122 روایت از قول امیرالمؤمنین علیه السلام که فرمودند: قوم بنی اسرائیل را خدا برایشان درِ حطّه نصب کرد که توبه آنها قبول شد و اما شما امت پیغمبر صلی الله علیه وآله درِ حطّه شما، درِ خانه اهل بیت علیهم السلام است، به شما گفتند از اینها تبعیت کنید و به دنبال اینها بروید تا گناهان شما را ببخشم.

پنج شنبه 19/5/1391 - 22:20 - 0 تشکر 500631

وصیت امیر مومنان علی (ع) 

ابوالفرج در مقاتل الطالبیین روایت كرده كه پس از ضربت خوردن امیر مؤمنان، اطباى كوفه را به بالین آن حضرت آوردند و در میان آنها هیچ یك در معالجه زخم و جراحى استادتر از اثیر بن عمرو نبود و او متخصص در معالجه زخمها و جراحات بود و از جمله چهل نفر جوانى بود كه در زمان ابوبكر در عین التمر به دست خالد بن ولید اسیر گشته و در كوفه ساكن شده بود.

طبیب مزبور همین كه زخم سر آن حضرت رامشاهده كرد، دستور داد شُش گوسفندى را بیاورند و از میان آن رگى را بیرون آورد و آن رگ را در زخم مزبور نهاد و پس از اندكى بیرون آورد و آن را مشاهده كرد. سپس رو بدان حضرت كرده، گفت: «اى امیر مؤمنان، هر وصیتى دارى، بكن كه ضربت شمشیر این دشمن خدا به مغز سررسیده و معالجه سودى ندارد.» در این وقت بود كه امیر المؤمنین كاغذ و قلم و دواتى طلبید و شروع به وصیت كرد.


وصیتنامه حضرت على(ع) را در كتابهاى حدیث به اجمال و تفصیل به طور مختلف نقل كرده‏اند كه یكى را ابوالفرج نقل كرده است و در كافى مرحوم كلینى هم نظیر همین وصیت را كه ابوالفرج روایت كرده، نقل مى‏كند و در نهج البلاغه نیز (در ذیل نامه شماره 47) اجمالى از این وصیت ذكر شده و خلاصه‏اى از آن در كشف الغمه و روایات دیگر آمده كه همه آنها را مجلسى(ره) در بحار الانوار نقل كرده است و ما همان روایت ابوالفرج را كه نسبتاً جامعتر از دیگران است، نقل مى‌كنیم.

بسم‏الله الرحمن الرحیم

این وصیتنامه‏اى است كه امیرالمؤمنین، على بن ابیطالب بدان وصیت مى‏كند: گواهى مى‏دهد كه معبودى جز خداى نیست كه یگانه است و شریك ندارد و نیز گواهى دهد كه محمد(ص) بنده و رسول اوست، كه خداوند او را به راهنمایى و دین حق فرستاد تا بر همه ادیان پیروزش كند، اگرچه مشركان آن را ناخوش دارند. درود و بركات خدا بر او باد! «همانا نماز و پرستش و زندگى و مرگ من از آن خداوندى است كه پروردگار جهان است و شریكى براى او نیست و بدان مأمور گشته‏ام و منم از نخستین مسلمانان».1

اى حسن! من تو را و تمام فرزندان و خاندانم و هر كسى‏كه این وصیتنامه به او برسد، به تقوا و ترس از خداوندى كه پروردگار شماست، سفارش مى‏كنم و باید نمیرید جز اینكه مسلمان باشید و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراكنده نشوید؛ زیرا به راستى من از رسول خدا(ص) شنیدم كه مى‏فرمود: اصلاح دادن میان مردمان از همه نماز و روزه بهتر است و آنچه دین را تباه ساخته و از بین مى‏برد، افساد میان مردمان است، ولا قوه الا بالله العلى العظیم [نیرویى جز به وسیله خداى بزرگ نیست]. به خویشان و ارحام خویش توجه داشته باشید و به آنان پیوند كنید، صله رحم كنید تا خداوند در روز قیامت حساب را بر شما آسان گرداند.

الله الله فى الایتام، فلا تغبوا افواههم، ولا تضیعوا بحضرتكم: از خدا بترسید، از خدا بترسید، درباره یتیمان، پس براى دهنهاشان به سبب سنگدلى‏تان نوبت قرار ندهید (كه گاهى سیر و گاهى گرسنه نگاهشان دارید).

الله الله فى جیرانكم، فانهم وصیه نبیكم...: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره همسایگانتان كه رسول خدا(ص) درباره آنان سفارش كرده و پیوسته درباره آنان توصیه مى‏فرمود، به اندازه‏اى كه ما گمان كردیم براى همسایگان از همسایه خود ارث قرار مى‏دهد و حرمت آنان به حدى است كه سهمى در مالشان براى همسایه تعیین كرده!

الله الله فى القرآن، فلایسبقكم الى العمل به احد غیركم: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره قرآن مبادا كسى به عمل‏كردن بدان بر شما سبقت جوید.

الله الله فى الصلاه فانه خیر العمل وانها عمود دینكم: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره نماز؛ زیرا كه نماز ستون دین شماست.

الله الله فى بیت ربكم لاتخلوه ما بقیتم...: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره خانه پروردگارتان (خانه كعبه)، مبادا تا زنده هستید، آن خانه از شما خالى‏ بماند، كه اگر رها شد، مهلت داده نمى‌شوید و به عذاب دچار مى‏گردید و اگر از شما خالى ماند، كیفر خداوند فرصت زندگى به شما نمى‏دهد.

الله الله فى الزكاه فانها تطفى غضب ربكم: از خدا بترسید، از خدا بترسید در دادن زكات اموال خود كه زكات خشم پروردگار را فرونشاند.

الله الله فى شهر رمضان فان صیامه جُنه من النار: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره روزه ماه رمضان؛ زیرا كه آن براى شما چون سپرى است از آتش دوزخ.

الله الله فى الفقراء والمساكین فشاركوهم فى معاشكم...: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره بینوایان و مسكینان و آنها را در زندگى خود شریك سازید و از خوراك و لباس خود به آنها نیز بدهید.

الله الله فى الجهاد باموالكم وانفسكم والسنتكم: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره پیكار كردن در راه خدا به مالها و جانها و زبانهاى خویش.

الله الله فى ذریه نبیكم...: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره امت پیغمبرتان، مبادا در میان شما ظلم و ستمى واقع شود.

الله الله فى اصحاب نبیكم...: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره اصحاب پیغمبرتان؛ زیرا كه رسول خدا(ص) درباره آنان سفارش فرموده.

الله الله فى النساء وفیما ملكت ایمانكم...: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره زیردستانتان، غلامان و كنیزان؛ زیرا كه آخرین سفارش و وصیت رسول خدا(ص) این بود كه فرمود: «من شما را درباره دو دسته ناتوان كه زیردست شما هستند، سفارش مى‏كنم».2

آنگاه فرمود:

الصلاه الصلاه، لا تخافوا فى الله لومه لائم...: نماز! نماز! درباره خداوند از سرزنش مردمان نهراسید؛ چه، هر كس به شما ستم كند یا اندیشه بد داشته باشد، خداوند شر او را كفایت فرماید. با مردم به نیكى سخن بگویید، همان‏طور كه خدا فرمود. امر به معروف و نهى از منكر را ترك مكنید كه رشته كار از دست شما بیرون شود، آنگاه هر چه دعا كنید و از خداوند دفع شر خواهید، پذیرفته نگردد و به اجابت نرسد.

بر شما باد هنگام معاشرت، به فروتنى و بخشش و نیكویى درباره یكدیگر. و زنهار از جدایى و تفرقه و پراكندگى و روى‏گردانیدن از هم. و در نیكوكارى، یار و مددكار یكدیگر باشید و بر گناه و ستمكارى كمك مباشید كه شكنجه و عذاب خدا بسیار سخت است.

خداوند نگهدار شما خاندان باشد و حقوق پیغمبرش را در حق شما حفظ فرماید، اكنون با شما وداع مى‏كنم و شما را به خدا مى‏سپارم و سلام و رحمتش را بر شما مى‏خوانم.

***

در كافى آمده است كه پس از پایان وصیت پیوسته مى‏گفت: «لااله‏الاالله» تا وقتى كه روح مقدس آن حضرت به ملكوت اعلى پیوست. در نهج البلاغه است كه در پایان وصیت، امام(ع) فرزندان خود را مخاطب ساخته بدانها فرمود:

اى فرزندان عبدالمطلب، نیابم (و نبینم) شما را كه در خون مسلمانان فرو روید (و دست به كشتار مردم زنید) به بهانه اینكه بگویید: «امیرالمؤمنین كشته شده» (و هر كارى بخواهید، به این بهانه انجام دهید) و بدانید كه در برابر من، جز كشنده من كسى نباید كشته شود. بنگرید چون من از ضربت او از دنیا رفتم، یك ضربت به او بزنید و او را مثله مكنید كه من از رسول خدا(ص) شنیدم كه مى‏فرمود: «از مثله كردن بپرهیزید. اگر چه به سگ گزنده و هار باشد!»

پنج شنبه 19/5/1391 - 22:37 - 0 تشکر 500644

قطره‏هاى باران 

تقدیر الهى همانند قطره‏هاى باران ، براى هرکس که مقدر شده خواه اندک و خواه بسیار ، از آسمان به زمین مى‏آید . پس اگر کسى مال و منال برادر خود را بیش از خود یابد ، نباید که بر او رشک برد . زیرا مسلمان تا زمانى که آلوده فرومایگى نشده به گونه‏اى که چون از آن یاد شود اظهار حقارت و خشوع کند و زبان طاعنان سفله در حق او دراز گردد همانند قمار کننده تیز چنگى است که چشم به راه نخستین پیروزى خود در تیرهاى قمار است ، که براى او مالى در پى دارد و باختهاى او را نیز جبران نماید . به همین گونه ، مسلمان از خیانت بیزار از خداى تعالى خواستار یکى از این دو خوبى است :

یکى آنکه دعوت حق را اجابت کند و به نزد او رود ، که هر چه در نزد خداوند است ، خیر اوست . دیگر آنکه ، در این جهان روزیش عطا کرده و صاحب زن و فرزند و مال و منال بود . و در عین حال ، دین و حیثیت و شرف او هم در امان مانده است .

مال و فرزندان کشته این جهان‏اند و عمل صالح کشته آخرت است و بسا باشد که خداوند این هر دو نعمت را نصیب مردمانى کند . پس بترسید از خدا ، بترسید از آن چیزها که خدا شما را از آنها بیم داده است . و بترسید ، ولى نه از آنگونه که عذرخواه

نهج البلاغه/علی (ع)

پنج شنبه 19/5/1391 - 22:39 - 0 تشکر 500646

مولا علی علیه السلام فرمود :

در شگفتم از بخیل كه فقرى را،كه همواره از آن مى‏گریزد،بشتاب‏مى‏طلبد و آن توانگرى

را،كه در طلب اوست،از دست مى‏دهد.پس در دنیا،زندگیش‏به زندگى بینوایان ماند و در

آخرت چون توانگران از او حساب مى‏كشند.

و در شگفتم از متكبر كه دیروز نطفه بود و فردا مردارى بیش نخواهد بود.

و در شگفتم از كسى كه در خدا شك مى‏كند و آفریدگان خدا را مى‏بیند.

و در شگفتم از كسى كه مرگ را فراموش مى‏كند و مردگان را مى‏بیند.

و در شگفتم از كسى كه منكر روز رستاخیز است و حال آنكه،پدید آمدن‏نخستین را مى‏بیند.

و در شگفتم از كسى كه دنیاى فانى را آباد مى‏سازد و جهان باقى را وا مى‏گذارد.

پنج شنبه 19/5/1391 - 22:42 - 0 تشکر 500650



خدا رو شکر مولایم علی شد...

جمعه 20/5/1391 - 11:59 - 0 تشکر 501863

ما را از رهروان حقیقی امام علی قرار بده

جمعه 20/5/1391 - 12:1 - 0 تشکر 501872

صلوات

جمعه 20/5/1391 - 21:49 - 0 تشکر 502703

هوالعزیز
سلام


سلمان فارسی که رحمت خدا بر او باد فرمود: 
روزی در محضر حضرت رسول الله(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نشسته بودم که حضرت علی بن ابی طالب علیه السّلام وارد شد، 
رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به وی فرمود: می خواهی بشارتت دهم؟
عرض کرد: آری یا رسول الله، 

حضرت فرمود: این دوست من جبرئیل است که از جانب خدای جلیل آگاهم نمود که همانا خدای بزرگ به دوستان و پیروانت هفت امتیاز مرحمت فرموده:

1. به هنگام مرگ مدارا

2. در موقع ترس، آرامش
3. در تاریکی(قبر)، روشنایی
4. به وقت وحشت(روز قیامت)، آسودگی خاطر
5. در کنار میزان(عدل الهی)، برخورد عادلانه
6. جهت عبور از صراط، پروانه ی عبور بی رنج
7. هشتاد سال قبل از سایر امتها وارد بهشت خواهند شد.


منبع:
1. معالم الزلفا، ص 255.
2. نَمی از یَم، ص 19.

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ

 
جمعه 20/5/1391 - 22:30 - 0 تشکر 502776

هوالعزیز
سلام

ایام شهادت مولای متقیان علی (ع) را خدمت شیعیان حقیقی آن حضرت(ع) تسلیت عرض میکنم

حضرت علی در خطبه ای فرمود :
 اما بعد، جهاد، درى است از درهاى بهشت كه خدا به روى گزیده دوستان خود گشوده است، و جامه تقوى است، كه بر تن آنان پوشیده است.

 زره استوار الهى است كه آسیب نبیند، و سپر محكم اوست كه تیر در آن ننشیند.

هر كه جهاد را واگذارد و ناخوشایند داند، خدا جامه خوارى بر تن او پوشاند و فوج بلا بر سرش كشاند، و در زبونى و فرومایگى بماند.

 دل او در پرده هاى گمراهى نهان، و حق از او روى گردان.

به خوارى محكوم و از عدالت محروم.

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ

 
جمعه 20/5/1391 - 22:31 - 0 تشکر 502778

اگر برای دوستداران حضرت چنین مراتبی باشد باید دید برای شیعیان و رهروان ایشان چه عظمتی درنظر گرفته شده ....

هزار دشمنم ار مي كنند قصد هلاك  گرم تو دوستي از دشمنان ندارم باك

حافظ عليه الرحمه

امضا: نيري

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.