• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
فرهنگ پایداری (بازدید: 223)
چهارشنبه 8/6/1391 - 15:12 -0 تشکر 533999
شهید دکتر محمد جواد باهنر(به مناسبت هفته دولت و سالروز شهادت شهید باهنر)

Shahid Bahonar.jpg



محمد جواد باهنر، در سال 1312 در شهر کرمان متولد شد. دومین فرزند خانواده بود و غیر از ایشان هشت خواهر و برادر دیگر هم بودند. محله ایشان معروف به «محلة شهر» از محله‌های بسیار قدیمی و مخروبة شهر کرمان به شمار می‌رفت. پدرش، پیشه‌ور ساده‌ای بود. زندگی بسیار محقرانه‌ای داشت، مغازه کوچکی در سرگذر، که از این راه امرار معاش می‌کرد.

چهارشنبه 8/6/1391 - 15:20 - 0 تشکر 534012

در پنج سالگی به مکتب خانه‌ای سپرده شد که نزدیک منزلشان بود، چون اولاً در آن ایام مدارس چندان زیادی نبود، اگر هم بود، خانواده‌های امثال خانواده‌ ایشان به آن دسترسی نداشتند.  در مکتبخانه  بانوی متدینه‌ای بود که قرآن را نزد ایشان خواند.

 در همان خانه، نزد ایشان خواندن و نوشتن و درسهای معمول آن روز را فرا گرفت. با راهنمایی حجت‌الاسلام حقیقی به مدرسة‌ معصومیه کرمان راه یافت. از آن به بعد، درسهای رسمی ایشان درس طلبگی بود.

چهارشنبه 8/6/1391 - 15:25 - 0 تشکر 534020

مدرسة‌ معصومیه بعد از سالها بسته بودن در دورة‌ رضاخان، بعد از شهریور 20 باز شده و چند نفر طلبه جمع‌آوری کرده بود. بعد از گذشت دو سه سال، ایشان  نیز همراه چند نفر از دوستان خود وارد این مدرسه شد، تحصیلات جدید به صورت متفرقه و داوطلبانه انجام می شد. در سال 32 که 20 ساله شده بود، توانست ضمن ادامة‌ تحصیلات دینی، به گرفتن پنجم علمی قدیم موفق شود. تا آن سال، درس را تا حدود سطح رسانده بود. در اوایل مهرماه 32 به قم عزیمت نمود. وضع مالی خانواده‌ طوری بود که به هیچ وجه، قادر به پرداخت مخارج تحصیلی ایشان نبودند، ایشان از شهریة‌ محدودی که آیه‌الله بروجردی در آن زمان می‌دادند (23 تومان درماه)، زندگی می‌کرد، البته بعد از مدتی 50 تومان هم از حوزة علمیه کرمان به آنجا حواله می‌شد. همچنین، سر درس مرحوم آیه‌الله بروجردی که درس فقهی بود، حاضر می‌شدم. با اینکه به خاطر مرجعیت ایشان و گستردگی درس، از نظر شاگردان، کلاس صورت خاصی پیدا کرده بود، ولی تا پایان سال 40 که سال فوت ایشان بود، درس ایشان را ادامه داد، استاد دیگرش علامه طباطبایی بود که درس فلسفة «اسفار» را مدت شش سال در خدمت ایشان خواند و از درس تفسیر ایشان نیز استفاده کرد.

چهارشنبه 8/6/1391 - 15:27 - 0 تشکر 534022

شهید حجت الاسلام دکتر محمد جواد باهنر، در سال 1312 در یک خانواده پیشه ور ساده در شهر کرمان به دنیا آمد و خواندن و نوشتن و قرائت قرآن را در مکتب آموخت و سپس به تحصیل علوم دینى در مدرسه معصومیه آن شهر پرداخت .
همزمان ، تحصیلات ابتدایى و متوسطه را نیز ادامه داد و پس از اخذ دیپلم در سال 1332 به قم رفت و سطوح عالى علوم اسلامى را در حوزه علمیه قم طى کرد. وى فقه را در محضر مرحوم آیت الله بروجردى ، فقه و اصول را در محضر امام خمینى ((ره )) و تفسیر و فلسفه را نزد علامه طباطبایى فراگرفت .
شهید باهنر سپس به تحصیلات دانشگاهى رو آورد و حدود سال 1337 موفق به اخذ لیسانس در رشته الهیات و بعد از آن موفق به اخذ فوق لیسانس در رشته علوم تربیتى و سپس دکتراى الهیات از دانشگاه تهران شد.
شهید باهنر ضمن تدریس و ایراد خطابه و برنامه ریزى ، دینى ، به تالیف کتب درسى اشتغال ورزید و حدود سى کتاب و جزوه تعلیمات دینى را براى تدریس (از دوره ابتدایى تا دانشسرا) تالیف کرد؛ وى همزمان ، فعالیتهاى اجتماعى خود را نیز ادامه داد و در تاسیس ((دفتر نشر و فرهنگ اسلامى )) کانون توحید و ((مدرسه رفاه )) نقش موثرى داشت .
شهید باهنر در سال 1341، همکارى خود را با نهضت اسلامى و سیاسى روحانیت به رهبرى امام خمینى ((ره )) آغاز کرد و در اسفند ماه 1342 پس از ایراد سخنرانى هایى در مساجد، ((هدایت ))، ((الجواد)) و ((حسینیه ارشاد))، به مناسبت سالگرد حادثه ((فیضیه ))، دستگیر شد و پس از آن متناوبا شش بار به زندانهاى کوتاه مدت محکوم شد و از سال 1350 ممنوع المنبر گردید و بالاجبار در جلساتى که به عنوان کلاس درس ‍ برپا مى شد، سخنرانى و به بیان نقطه نظرات اسلامى ، انقلابى خود مى پرداخت .
وى در سال 1357 به فرمان امام ((ره )) و به همراه چندتن از یاران ، مامور تنظیم اعتصابات شد و در همان سال نیز با فرمان امام ((ره )) به عضویت شوراى انقلاب اسلامى در آمد.
دیگر مسئولیتهاى شهید باهنر پس از پیروزى انقلاب اسلامى عبارتند از:
مسئولیت نهضت سواد آموزى ، نماینده مردم کرمان در مجلس خبرگان ، نماینده شوراى انقلاب اسلامى در وزارت آموزش و پرورش ، نماینده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى .
شهید باهنر که به سرنوشت آموزش کشور و آینده نونهالان انقلاب بى اندازه توجه داشت و مدام در فکر بهبود و پیشرفت آن بود، سرانجام در کابینه محمد على رجائى به سمت وزیر آموزش و پرورش منصوب شد. پس از فاجعه شوم بمب گذارى در دفتر حزب جمهورى اسلامى و شهادت دکتر بهشتى ، شهید باهنر به عنوان دبیر کل حزب جمهورى اسلامى انتخاب شد و به دنبال انتخاب شهید رجائى به سمت ریاست جمهورى ، به عنوان نخست وزیر جمهورى اسلامى به مجلس معرفى شد که با راى قاطع مجلس به تشکیل کابینه خود پرداخت .
این شهید فرزانه و سراسر اخلاق و اخلاص و تواضع ، که خود را وقف خدمت به مردم ستمدیده کرده
بود، سرانجام پس از سالها مبارزه تلاش ، به همراه یار و یاور دیرینه اش ((محمد على رجائى )) رئیس جمهور اسلامى ایران ، در هشتم شهریور 1360 در انفجار ساختمان نخست وزیرى که به دست منافقین کوردل صورت گرفت به مقام منیع شهادت دست یافت .

چهارشنبه 8/6/1391 - 15:27 - 0 تشکر 534023

در سال سوم اقامت ایشان در قم و مدرسه فیضیه، به مدرسه حجتیه نقل مکان کرد و در حجره ای با بزرگانی چون حجةالسلام هاشمی رفسنجانی، آیت الله موحدی کرمانی، حجت الاسلام مهدوی کرمانی و ... هم اطاق شد و این آشنایی زمینه همکارهای فرهنگی، مطبوعاتی و انقلابی آینده را فراهم نمود. در سال ۱۳۳۶ با همکاری و کمک آقایان هاشمی رفسنجانی و مهدوی کرمانی نشریه مکتب تشیع را منتشر نمود. نوع مقالات و مطالب مطروحه در نشریه باعث تحول فکری و فرهنگی عمیقی در حوزه علمیه قم شده بود و به علت استقبال طلاب و علما انتشار آن به صورت فصلنامه در آمد و به دلیل اقبال بیش از انتظار و حساسیت و توجه رژیم به این مسئله در نتیجه پس از انتشار هفت شماره، توقیف شد. جناب آقای هاشمی رفسنجانی در این رابطه می گوید: "ایشان در اداره مجله مکتب تشیع نقش درجه اول داشت. در سال ۳۶ یا ۳۷ من و ایشان و عده دیگری از دوستان که حدوداً چهار پنج نفر می شدیم تصمیم گرفتیم یک مجله منتشر کنیم... عمده مسئولیتهای فرهنگی مانند چاپ و رسیدگی به مقالات، به دوش آقای باهنر افتاد. البته ما هم همکاری می کردیم اما چون ایشان قلمش از ما بهتر بود و یک مقدار سابقه کار مطبوعاتی داشت، آمادگی بیشتری در ایشان وجود داشت.... لذا مجموعاً کاربسیار خوبی در آمد و در آن روزها که تیراژ ده هزار و پانزده هزار خیلی بود اولین چاپ ما با تیراژده هزار بود که بلافاصله تمام شد و پیش فروش کرده بودیم."

چهارشنبه 8/6/1391 - 15:28 - 0 تشکر 534024

شهید باهنر که در سال ۳۷ جهت انجام سفر تبلیغی به آبادان عزیمت کرده بود به مناسبت تقارن به رسمیت شناختن دولت اسرائیل توسط دولت ایران به صورت دو فاکتو (de fact ) حمله شدید و سختی به این مسئله نمود و پس از پایان سخنرانی توسط شهربانی دستگیر شد و این اولین بر خورد شهید با رژیم پهلوی بود. دومین دستگیری ایشان مصادف بود با جریانات خرداد ماه سال ۴۲؛ قرار بود در محرم سال ۴۲ مبلغینی از حوزه علمیه به سراسر کشور اعزام شوند و مطالب یکنواخت و هماهنگی را در جهت محکومیت رژیم طاغوت و دین ستیزی رژیم در منابر بیان کنند. دستگاه امنیتی رژیم شاه از این جریان مطلع شد و اقداماتی را جهت کنترل و فشار بر سخنرانان پیش بینی نمود. شهید باهنر در آن سال به همدان اعزام شد و در روز هفتم محرم سال ۴۲ به دنبال یک سخنرانی پرشور دستگیر شد اما به دلیل هجوم و فشار مردم و اجتماعی که مردم همدان برگزار کردند، دستگاه مجبور شد شهید باهنر را آزاد کند آزادی ایشان همراه بود با اخراج از شهر همدان؛ اما ایشان تا ۱۲ محرم به سخنرانیهای خود ادامه داد و نهایتاً مخفیانه از شهر خارج شد. شهید باهنر خود در این باره می گوید: "خاطرم هست دستور این بود که از روز ششم ماه محرم سخنرانی ها اوج بیشتری پیدا کند و مبارزه شدت گیرد و علتش هم این بود که گفتند نگذارید جلسات پر جمعیت باشد و الا اگر بخواهید از اوائل شروع کنید قبل از اینکه اجتماعی از مردم باشد، شما را دستگیر می کنند و از همان روز ششم که اوج گرفت ظاهراً روز هفتم بود که ما دستگیر شدیم". سومین دستگیری همزمان بود با سخنرانی های تند و انقلابی ایشان در مسجد جامع بازار تهران به مناسب سالگرد حمله رژیم به مدرسه فیضیه. پس از پایان سخنرانی ایشان در شب سوم، سرهنگ طاهری و دیگر ماموران شهربانی وی را دستگیر و به زندان قزل قلعه اعزام کردند و پس از محاکمه در دادگاه نظامی به چهار ماه زندان محکوم شد. شهربانی کل در تاریخ ۲۱/۱۲/۴۲ موضوع دستگیری ایشان را چنین به ساواک گزارش کرد: "شیخ محمد جواد باهنر در شبهای ۱۸و۱۹ اسفند در شبستان مسجد جامع بالای منبر مطالب تحریک آمیز ایراد و قضیه مدرسه فیضیه در سال گذشته را به میان کشیده و اظهارات ناروایی نموده بود لذا ساعت ۲۱ روز ۱۹ اسفند در موقع خروج از مسجد به وسیله مامورین ویژه دستگیر و با پرونده مقدماتی جهت تعقیب قانونی به ساواک اعزام و تحویل گردید."

چهارشنبه 8/6/1391 - 15:28 - 0 تشکر 534025

یکی از مهمترین فعالیت های شهید باهنر در ابتدای حضورشان در تهران، آشنایی با هئیت موتلفه بود. شهید باهنر به وسیله شهید بهشتی به تشکیلات هئیت موتلفه وارد شد و در حوزه ها و کانون های آن به آموزش عقیدتی نیروهایی موتلفه پرداخت. شهید باهنر در تعمیق مفاهیم و آموزش های دینی اعضای هیئت موتلفه از مباحث و مطالبی که شهید مطهری تهیه کرده بودند و نیز بحثهایی که خودشان آماده می کردند، بهره برداری و استفاده می کرد. پس از ترور حسنعلی منصور توسط هیئت موتلفه و دستگیری سران آن و متلاشی شدن سازمان، به منظور ایجاد وحدت و انسجام و جلوگیری از فروپاشی و انزوا و پراکندگی نیروهای مبارز و متعهد، شهید باهنر با همفکری دیگر بزرگان چون شهید بهشتی، شهید مطهری، هاشمی رفسنجانی و ... تصمیم گرفتند یک تشکیلات نیمه علنی به وجود آورند.

چهارشنبه 8/6/1391 - 15:29 - 0 تشکر 534026

پوششی که برای این تشکیلات تدارک دیده شد در واقع یک پوشش اجتماعی و خدماتی بود. نام این تشکیلات موسسه تعاونی و رفاه بود که از جمله اهدافش کارهای امداد، تشکیل صندوق های قرض الحسنه و تاسیس مدارس بود. در پوشش فعالیت های علنی موسسه رفاه، ارتباطات مخفی نیروهای مبارز و فعالیت های غیر علنی صورت می گرفت و توسط این موسسه کانونهای موتلفه هدایت می شد. شهید رجائی یکی از کسانی بود که رهبری بعضی از کانون ها را برعهده داشت و با نام مستعار"امیدوار" در جلسات آنان شرکت و برنامه های آموزشی و تعلیماتی خود را اجرا می کرد. آقای هاشمی رفسنجانی در توضیح تشکیل موسسه رفاه چنین می گوید: "معمولاً در نهادهایی که در زمان رژیم گذشته توسط مسلمانان انقلابی تشکیل می شد یک عده معینی بودند که به صورتهای مختلف به عنوان مشاور، کمک یا عضو، در این کارها نقش داشتند. در موسسه رفاه چون یک موسسه فرهنگی، رفاهی و خدماتی و هم چنین انقلابی بارزی بود، ایشان از اول عضو بودند و عضو هیئت امنا و هیئت مدیره هم بودند و بیشتر کارهای فرهنگی را به ایشان و آقای رجایی سپرده بودیم. در کارهای جنبی مانند سخنرانیها واردوها و جلسات و کارهای دیگری هم که داشتیم، ایشان جزو افراد اساسی بودند و در حقیقت باید از ایشان به عنوان یک عضو نیرومند مهم رفاه و به عنوان یکی از موسسین نام برد". هر چند شهید باهنر عملاً از موسسین رفاه بود اما بطور رسمی ساواک با در خواست عضویت ایشان در هیئت موسسین مخالفت نموده بود.

چهارشنبه 8/6/1391 - 15:30 - 0 تشکر 534027

شهید باهنر پس از ورود به تهران و آغاز فعالیت های فرهنگی و سیاسی خود، از سال ۴۴ اقداماتی را جهت ارشاد و تبلیغ مبانی دینی برای اقشار مختلف مردم، انجام داد. در سال ۴۵ و ۴۴ در مسجد جلیلی، سخنرانیها مهمی ایراد کرد. این مسجد که توسط آیت الله مهدوی کنی اداره می شد و امامت جماعت آن نیز بر عهده ایشان قرار داشت یکی از مراکز تجمع نیروهای مذهبی متعهد و مبارز بود و به دلیل حساسیت و توجه رژیم به آن معمولاً از طرف ساواک چند منبع برای آن گمارده شده بود تا گزارش کاملی از فعالیت های آن دریافت دارد. هم چنین دکتر باهنر در سالهای ۴۵ و۴۶ در هئیت مکتب الحسین حضور می یافت و در مورد مسائل اسلامی و مشکلات جامعه و وظایف مسلمانان و چگونگی هدایت و رشد مردم بیاناتی می فرمود با عنایت به اینکه در مکتب الحسین عناصری از موتلفه اسلامی و حزب ملل شرکت می کردند و پایگاه نیروهای مبارز مذهبی محسوب می شد، ساواک چند منبع را مامور این هیات ها کرده بود و گزارشات آن را پیگیری می کرد. منبع ساواک از جلسه ۱۶/۳/۴۶ مکتب حسین (ع) چنین گزارش می دهد: "... سپس شیخ باهنر واعظ اظهار داشت ما باید از امام حسین (ع) سرمشق بگیریم و با یزید و ظالمین بیعت نکنیم و تسلیم حکومت بی دین و ظالم نشویم. رهبر عالیقدر اگر بیعت می کرد خیلی راحت تر بود ولی در عوض دین از دستمان می رفت. نامبرده افزود رهبر عالی مقام شیعیان جهان و آیت الله حکیم به اتفاق در مورد جنگ با اسرائیل فتوی داده اند و این موضوع مورد استقبال کشورهای اسلامی قرار گرفته است." هم چنین ایشان در تاریخ ۳۰/۳/۴۶ می گوید: "... هیچ کس جز امام وقت نمی تواند و حق ندارد معارف و قوانین اسلام را تغییر دهد و در آن دخل و تصرف کند؛ امام و یا جانشین او باید در کشور اسلامی زمامدار مسلمین باشد که حق مظلوم را از ظالم بگیرد. اگر زمامداران پاک و منزه باشند رباخواری در مملکت رایج نمی شود. سینما و مرکز فساد دایر نمی گردد. این همه جنایت به وقوع نمی پیوندد بنابر این باید بالاها وضع خود را اصلاح کنند و سپس از طبقات پایین متوقع باشند. ما نباید بنشینیم و بگوییم کارها درست می شود. آخر تا کی صبر کنیم باید چاره ای اندیشید و فکر کرد." شهید باهنر در ادامه روشنگری های خود و توجه مردم به اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور، در تاریخ ۱۴/۴/۴۶ چنین می گوید: " آقایان حالا بعد از ۱۴۰۰ سال در مملکت ما وضع سابق تکرار شده است. اگر یک نفر مسلمان یا یک روحانی بگوید شراب نخورید و زنا نکنید و اموال عمومی را چپاول ننمایید و به بانکهای خارج نسپارید به رگ غیرتشان بر می خورد. فوری حبس و شکنجه و تبعید را به میان می کشند. بنابر این بر هر فرد مسلمان واجب است که امر به معروف و نهی از منکر نماید و از طریق تشکیل جلسات خصوصی و عمومی و پخش اعلامیه و تبلیغات دیگر مبارزه نماید و این همه فساد جبران ناپذیر را که دامن اسلام را گرفته را بین برد." و نیز در تاریخ ۱۱/۵/۴۶ می گوید: "... مردم مسلمان باید توجه داشته باشید که اسلام می گوید علم و دانش و تقوی باید با یکدیگر توام باشد؛ یعنی یک فرد مسلمان باید با فضیلت و دانش باشد تا بتواند گرفتاریهای روزمره مسلمانان را برطرف نماید تا محتاج مستشار و دخالت خارجیان نگردند. متاسفانه در دستگاه فعلی ما به غیر از رشوه خواری و رقاصی و عیاشی کار دیگری مشاهده نمی شود." به دنبال بیانات بیدارگر و روشنگر شهید باهنر، ساواک مرکز به ساواک تهران چنین دستور می دهد: "نامبرده بالا اخیراً ضمن شرکت در جلسات متشکله مکتب حسین مبادرت به ایراد مطالب خلاف مصالح می نماید که ادامه این روش در حال حاضر به مصلحت نمی باشد. علیهذا خواهشمند است دستور فرمایید ضمن دادن آموزش به منابع مربوطه، اعمال و رفتار و تماسهای وی را تحت نظر قرار داده و ترتیبی اتخاذ گردد که به موازات آن مدارک محکمه پسند و قاطعی در مورد مشارالیه جمع آوری و مراتب را به موقع به این اداره کل منعکس نمایند." همزمان با سخنرانی شهید باهنر در مکتب الحسین، شخصیت های مبارز دیگری نیز برای سخنرانی دعوت می شدند از جمله آقایان هاشمی رفسنجانی، شهید هاشمی نژاد، علی اصغر مروارید و ... در سالهای ۴۹- ۴۸ عمده سخنرانیها و مواعظ شهید باهنر در مسجد هدایت صورت می گرفت. آیت الله طالقانی امام جماعت این مسجد بودند و بدین واسطه افرادی از نهضت آزادی، روشنفکران مذهبی و دانشجویان مسلمان دانشگاه ها در آن حضور می یافتند. در زمانی که آیت الله طالقانی در مسجد حضور داشتند و در حصر و یا تبعید نبودند این مسجد رونق زیادی می یافت و اقشار گوناگونی در آن شرکت می کردند. حضور مهندس بازرگان، دکتر سحابی و آیت الله طالقانی در این مسجد، توجه هر چه بیشتر ساواک را به این کانون موجب گردید؛ و در هر جلسه و مراسمی که در این مسجد برگزار می شد حداقل سه منبع گزارش آن را به ساواک منتقل می کردند. سخنرانیهای دکتر باهنر در این مسجد مورد استقبال فراوان مستمعین قرار می گرفت، بطوری که به در خواست آیت الله طالقانی برنامه های سخنرانی متعددی برای ایشان گذاشته می شد. شهید دکتر باهنر در این زمینه می گوید: "مسجد هدایت، مسجد مرحوم طالقانی، پاتوق ما بود، که تا سه سال ماه رمضان را آنجا صحبت می کردیم؛ شبهای جمعه زیادی آنجا صحبت کردم. " شهید باهنر طبق روال گذشته و همیشگی با سخنان و بیانات متین و دقیق خود که متناسب با نیازها، ضرورت ها و خواسته های مخاطبین و شرایط اجتماعی و سیاسی روز بود توانست اقشار مختلفی را جذب مسجد و منبر نماید و مورد توجه نیروهای مذهبی قرار گیرد. شهید باهنر در فرازی از سخنان خود در مسجد هدایت به تاریخ ۲/۱۰/۶۷ که توسط منبع ساواک گزارش شده چنین می گوید: "... بیایید قدری در زندگی اجتماعی تحرک پیدا کنید و جامعه را از این نکبت و رکورد برهانید و آنگاه از بی عفتی بانواند در جامعه اسلامی انتقاد کرد و بیان داشت کسانی که ندای آزادی زن را در دنیا بلند کردند بزرگترین ضربه را به پیکر جامعه وارد آورند. این همه سقط جنین و روابط نامشروع معلول این افکار پوچ می باشد." و در تاریخ ۸/۸/۴۸ می گوید: "... هر قوم و ملتی که در قید استعمار هستند اگر همبستگی نداشته باشند نمی توانند از قید اسارت آزاد شوند؛ هر حکومتی در خور لیاقت افراد آن جامعه تشکیل می شود، تا دسته و جمعیتی روش خود را تغییر ندهد وضع آنها عوض نخواهد شد. " به دنبال این اظهارات، اداره کل سوم ساواک در تاریخ ۲۸/۸/۴۹به ساواک تهران چنین دستور می دهد: "با توجه به اینکه اظهارات نامبرده تحریک آمیز می باشد خواهشمند است دستور فرمایید مشارالیه را احضار و تذکرات لازم داده و نتیجه را به این اداره کل اعلام دارند."علیرغم تذکرات و تهدیدات ساواک، شهید باهنر به رسالت فرهنگی و دینی خود ادامه داده و آموزش های دینی و اجتماعی خود را تداوم می بخشد. در این راستا در آستانه برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله در محافل و مجالس مختلف و بخصوص در مسجد هدایت به افشاء چهره مزورانه طاغوت پرداخته و در سخنرانی مورخه ۳۰/۵/۵۰ در مسجد هدایت چنین می گوید: "... ملت آن ملتی است که به قدرت صنعت و تکنیک و پیشرفت فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی فعلی خود ببالد نه اینکه به ستایش مردگان بپردازد و افتخارات باستانی و گذشتگان خود را تمجید و تحسین کند." در پی تشدید اقدامات رژیم جهت مقابله با مخالفین و گروههای مبارز و وحشت از بحرانی شدن اوضاع اجتماعی در جریان برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله و نیز صراحت در گفتار شهید باهنر از سوی ساواک در تاریخ ۱۶/۶/۵۰ به شهربانی کل کشور ممنوع المنبر شدن ایشان چنین ابلاغ می شود: "نامبرده بالا که از وعاظ افراطی و ناراحت مقیم تهران می باشد اخیراً مبادرت به ایراد مطالب تحریک آمیز و خلاف مصالح در مسجد هدایت تهران نموده است .علیهذا خواهشمند است دستور فرمایید نام وی جزو وعاظ ممنوع المنبر منظور و از نتیجه معموله این سازمان را آگاه سازند"..

چهارشنبه 8/6/1391 - 15:30 - 0 تشکر 534028

مسجد الجواد و حسینیه ارشاد از جمله مراکز دیگری بودند که شهید دکتر باهنر در آنجا به سخنرانی می پرداخت در سالهای ۴۹ و تا اواسط ۵۰ این دو محل نیز مرکز اجتماع نیروهای مذهبی متعهد و روشن جامعه بود که حضور سخنرانان برجسته، نواندیش و انقلابی موجبات رونق و جذب تعداد بیشتری از مردم به خصوص جوانان می گردید. شهید باهنر در کنار این مساجد و مراکز در برخی محافل مذهبی از جمله هیاتها و جلساتی که در برخی منازل تشکیل می گردید نیز حضور می یافت و به ارشاد و هدایت اقشار مختلف جامعه اسلامی می پرداخت. فی الجمله اینکه شهید باهنر و دیگر روحانیون مبارز از زمینه ها و شرایط به دست آمده توسط مساجد، روضه ها، هیئت ها و حسینیه ها ضمن ابلاغ اندیشه های امام، و برنامه های نهضت امام خمینی، به افشاگری و روشنگری مردم مسلمان می پرداختند واین فرصتی بود تا ملت مسلمان ایران آمادگی اعتقادی و عملی مبارزاتی ضد رژیم را به دست آورد.

چهارشنبه 8/6/1391 - 15:30 - 0 تشکر 534029

به دنبال اظهارات و سخنان شهید باهنر در خصوص جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی و بیاناتی که به تعبیر رژیم تحریک آمیز بود، وی توسط ساواک احضار و سپس ممنوع المنبر گردید. ممنوع المنبر بودن ایشان تا آستانه پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت. با این وجود ایشان به مناسبت های مختلف در محافل و هیاتها مبادرت به سخنرانی می نمود. دکتر شیبانی در رابطه با حوادث انقلاب چنین نقل می کند: "خاطراتی که از شهید باهنر دارم سخنرانی ایشان در شیراز بود که ساواک به شدت جلوگیری می کرد و قرار بود که این سخنرانی حتماً برگزار شود. ایشان عبا و عمامه را کنار گذاشت و باکت و شلوار سخنرانی کرد و تا ساواک آمد جریان را بفهمد از جلسه فرار کرد".

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.