• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
سينما و تلویزیون (بازدید: 203)
سه شنبه 7/6/1391 - 14:36 -0 تشکر 532770
بهنوش بختیاری: می خواهم جدی باشم

برگرفته از مجله زندگی ایده آل

بهنوش بختیاری را از نقـــش‌آفرینــی در سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی طنز می‌شناسیم؛ هرچند این بار تصویر او را در یک نقش جدی در سریال «خداحافظ بچه» دیدیم. اتفاقی که باعث تعجب خیلی‌ها شد اما شاید برایتان جالب باشد که بدانید این ماجرا ادامه خواهد داشت. بهنوش بختیاری مه‌مان این شماره اولین‌ها در گفت‌وگو با زندگی ایده‌آل اعلام کرد که تصمیم دارد از این به بعد حجم کاری طنز را کمتر کرده و در کارهای جدی حاضر باشد. تصمیمی که البته هنوز مشخص نیست با توجه به تجربیات قبلی او تا چه اندازه عملی باشد. اگر می‌خواهید علت این تصمیم‌گیری را بدانید گفت‌وگوی ما با او را بخوانید.

سه شنبه 7/6/1391 - 14:39 - 0 تشکر 532782

رؤیایم بازیگری نبود

اولین‌بار چه زمانی حس علاقه به بازیگری در وجودت شکل گرفت؟

از بچگی تنها رؤیایی که نداشتم رؤیای بازیگری بود. در آن دوران به پزشکی و مهمانداری هواپیما علاقه داشتم اما به مرور این رؤیا‌ها تغییر کرد. در تابستان سال ۷۴ در کلاس‌های مختلف ثبت‌نام کردم. از کلاس زبان و خطاطی گرفته تا تئا‌تر. هیچ فکرش را نمی‌کردم یک روز بازیگری برایم جدی شود. برای تفریح در کلاس تئا‌تر خانم نصیرپور شرکت کردم. آنجا بود که متوجه شدم چقدر به بازیگری علاقه دارم و چقدر حس‌های من به این کار نزدیک است. دلیل آن همه شوریدگی من هم این بود که به هنر علاقه داشتم و تا آن روز این موضوع را نمی‌دانستم.

از‌‌ همان جا بودکه تصمیم گرفتم بازیگری را دنبال کنم. البته نمی‌دانستم روزی آنقدر برایم جالب می‌شود که تبدیل به تنها شغل من می‌شود.

سه شنبه 7/6/1391 - 14:39 - 0 تشکر 532784

آن موقع چقدر این حس را جدی گرفتی؟

در آن دوره به طرز عجیبی شیفته بازیگری شدم. کم‌کم عاشق تمام لحظاتی شدم که تمرین بیان داشتیم یا اتود می‌زدیم، تمام ساعاتی که نمایشنامه‌خوانی داشتیم؛ غروب‌هایی که دور هم جمع می‌شدیم و تمرین‌های فشرده می‌کردیم، در واقع یک جورهایی به این کار وابسته شدم. نوجوانی بودم که توانسته بود عشق واقعی‌اش را پیدا کند. هنوز که هنوز است دلم برای آن لحظات تنگ می‌شود. فکر می‌کنم کاش آن همه عشقی که آن موقع به آن کار داشتم ماندگار بود.

سه شنبه 7/6/1391 - 14:40 - 0 تشکر 532786

اولین جرقه با هوای تازه

قبل از اینکه بازیگر شوی چه کار می‌کردی؟

آن موقع دانشجوی مترجمی زبان فرانسه بودم، تقریبا ۱۹ ساله بودم. وقتی وارد دنیای بازیگری شدم سه ترم دانشگاهم را مرخصی گرفتم اما بعد تصمیم گرفتم که درسم را تمام کنم. خیلی خوشحالم که توانستم با آن همه فشردگی کار درسم را ادامه دهم.

سه شنبه 7/6/1391 - 14:40 - 0 تشکر 532788

اولین بار علاقه به بازیگری‌ات را با چه کسی در میان گذاشتی؟

با خانم مهتاب نصیرپور که استاد تئاترم بودند صحبت کردم. ایشان گفتند من فکر می‌کردم علاقه‌مند به بازی هستی اما باورم نمی‌شود که اینقدر علاقه‌ات جدی باشد. آن زمان با خانم نگار عابدی همکلاس بودم. خانم عابدی وقتی اشتیاق من را دید، گفت می‌توانی در سریال «هوای تازه» که همسرم کارگردانی می‌کند بازی کنی.

سه شنبه 7/6/1391 - 14:41 - 0 تشکر 532791



یک روح سرگردان بودم

اولین‌بار که مقابل دوربین قرار گرفتی چه حسی داشتی؟

واقعا ترسیده بودم، اضطراب تمام وجودم را گرفته بود. نمی‌توانستم بازی کنم. البته کسی متوجه این حال من نشد. بعد از آن سریال بود که دوستان لطف کردند و من را به پروژه‌های مختلف معرفی کردند، یکی، دو سال به دفترهای مختلف می‌رفتم و فرم‌های متعددی را پر می‌کردم. روزهای سختی را پشت‌سر گذاشتم چون به راحتی من را برای بازیگری انتخاب نمی‌کردند. خلاصه مدت‌ها مثل یک روح سرگردان بودم تا اینکه در کار «معجزه ازدواج» با خانم «حمیده خیرآبادی» خدابیامرز آشنا شدم. خانم خیرآبادی خیلی به من لطف داشتند؛ مرتب من را به دفا‌تر مختلف می‌برد و معرفی می‌کرد. به هر حال روی حرف خانم خیرآبادی هم حرفی زده نمی‌شد. اینطور بود که به سریال «داستان یک شهر» کار آقای اصغر فرهادی معرفی شدم. نقش کمی داشتم اما کار خیلی خوبی بود، بعد از آن در پروژه‌های خوبی بازی کردم اما متاسفانه دیگر تجربه‌های خوش آن زمان برایم تکرار نشد. به خصوص تجربیاتی که در کارهای آقای میهن‌دوست داشتم فوق‌العاده بودند.

سه شنبه 7/6/1391 - 14:42 - 0 تشکر 532795



 گفتند خودت را سبک نکن

واکنش اطرافیانت چطور بود؟

خانم نصیرپور دوست نداشتند در هر کاری بازی کنم. معتقد بودند که باید صبر داشته باشی تا اتفاق خوبی برایت پیش بیاید. اما خب آدم وقتی ذوق کاری را دارد دیگر نمی‌تواند صبور باشد. به نظرم نیاز نبود که بایستم تا فرصتی پیش بیاید و بخواهم خودم را ثابت کنم. فکر می‌کردم باید دیده شوم، آدم‌ها من را ببینند و بشناسند. ناامید نمی‌شدم که نخواهم کارم را دنبال کنم. بعضی‌ها می‌گفتند خودت را سبک نکن اما من اصلا این حرف‌ها برایم مهم نبود.

سه شنبه 7/6/1391 - 14:43 - 0 تشکر 532797

خانواده‌ات راضی بودند که بازیگری را به عنوان شغل آینده‌ات دنبال کنی؟

نه موافق بازیگری من نبودند. پدرم هنوز نتوانسته با این کار من کنار بیاید. به خصوص با زمان آن مشکل دارد. می‌گوید چه معنی دارد که پنجشنبه غروب بروی سرکار. آن موقع که خانه پدرم بودم زمان کار من اذیتش می‌کرد. به هر حال سخت‌گیری‌های خودش را داشت. مادرم هم دوست داشت من پزشکی بخوانم اما خب الان از من راضی‌اند؛ البته مطمئن هستم که اگر پزشک می‌شدم خوشحال‌تر می‌شدند.

سه شنبه 7/6/1391 - 14:43 - 0 تشکر 532799

دستمزد اول و لباس نو

اولین دستمزدت چقدر بود؟

اولین دستمزدم برای فیلم «پشت دیوار شب» بود و ۲۰ هزار تومان گرفتم. دومین دستمزدم که برای بازی در نقش «همسر شهید» بود، ماهی ۱۰۰ هزار تومان به من دستمزد می‌دادند.

سه شنبه 7/6/1391 - 14:44 - 0 تشکر 532802



با اولین دستمزدت چه کار کردی؟

لباس خریدم. هنوز هم با دستمزد‌هایم لباس و کیف و کفش می‌خرم (می‌خندد) کلا عاشق خریدهستم.

سه شنبه 7/6/1391 - 14:44 - 0 تشکر 532803



روند زندگی‌ات بعد از مشهورشدنت چه تغییری کرد؟

من واقعا دنبال شهرت نبودم. چون اصلا برنامه زندگی‌ام چهره شدن نبود. همیشه به تحصیلات و درس و یادگرفتن فکر می‌کردم. اما واقعا مسیر زندگی‌ام به طور ناگهانی تغییر کرد و پیچیده شد. اتفاقاتی که هیچ‌وقت رویای آن را نداشتم برایم افتاد.

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.