• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن روانشناسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
روانشناسي (بازدید: 3973)
شنبه 4/6/1391 - 1:56 -0 تشکر 527941
طلاق چیست ؟ از تاریخچه تا پیامدهای آن

طلاق از نظر لغوی به معنی رها شدن می‌باشد و در اصطلاح عبارت از پایان دادن زناشویی به وسیله زن و شوهر طلاق را اغلب راه‌حل رایج و قانونی عدم سازش زن و شوهر ، فروریختن ساختار زندگی خانوادگی ، قطع پیوند زناشویی و اختلال ارتباط والدین با فرزندان تعریف كرده‌اند . در حقیقت همانگونه كه پیوند بین افراد طبق آیین و قراردادهای رسمی و اجتماعی برقرار می‌شود .

 

چنانچه طرفین نتوانند به دلایل گوناگون شخصیتی ، محیطی و اجتماعی و … بایكدیگر زندگی كنند به ناچار طبق مقررات و ضوابطی از هم جدا می‌شوند . از این نظر خانواده همچون عمارتی است كه زن و شوهر ستون‌های آن را تشكیل می‌دهند و فروریختن هرستون استحكام و استواری عمارت را دچار تزلزل و گسستگی می‌كند . طلاق با این دید ، یكی از غامض‌ترین پدیده‌های اجتماعی ، اركان خانواده را در هم ریخته و بیشتر اثرات مخرب خود را بر روی فرزندان برجای می‌گذارد . طلاق گسستن و فروپاشیدن و نابودی كانون گرم و آرام‌بخش زندگی است كه اثرات جبران ناپذیری بر اعضاء خانواده می‌گذارد .
در تحقیقی كه توسط جی‌هبر ( 1990) صورت گرفت مشخص گردید ازدواج‌هایی كه به طلاق منجر شده‌اند ، كاهش شدیدی در اعتماد به نفس اعضاء خانواده به وجود می‌آورد . چنین كمبودی می‌تواند ماهیتی اجتماعی ، روانی یا جسمی باشد . كاهش اعتماد به نفس در نتیجه طلاق منشأ مهم اختلالات اعضاء خانواده در حین و بعد از طلاق می‌باشد . در این تحقیق همچنین مشخص شد نه تنها طلاق سطح اعتماد اعضاء‌خانواده را كاهش می‌دهد بلكه باعث می‌گردد یكی از ازدواج‌ها یا هر دو به طور قابل ملاحظه‌ای احساس پوچی كنند . این تحقیق مدلی را نشان می‌دهد كه در آن افراد از هم جدا شده به علت كاهش اعتماد محتاج همیاری و كمك هستند . گذشته از این طلاق پدیده‌ای است كه بر تمامی جوانب جمعیت یك جامعه اثر می‌گذارد ، زیرا از طرفی بر كمیت جمعیت اثر می‌نهد ،‌ یعنی واحد مشروع و اساسی تولید مثل یعنی خانواده را از هم می‌پاشد ، از طرف دیگر بر كیفیت جمعیت نیز اثر می‌گذارد ، زیرا موجب می‌شود فرزندانی محروم از نعمت‌های خانواده تحویل جامعه گردند كه احتمالاً فاقد سلامت كافی روانی در احراز مقام شهروندی یك جامعه‌اند . بنابراین آسیب اجتماعی ناشی از این اقدام نه تنها متوجه اعضاء خانواده ، بلكه متوجه كل جامعه و نسل آینده می‌باشد .

 

 

شنبه 4/6/1391 - 1:57 - 0 تشکر 527948

تاریخچه اجمالی در زمینه طلاق

تاریخچه طلاق به تاریخچه ازدواج برمی‌گردد . به همان علت كه بشر بنا به درخواست طبیعی خود پیوند ازدواج می‌بندد تا در كانون گرم خانواده و دركنار همسر خود به سكون و آرامش برسد ،‌ به همانگونه نیز ممكن است به دلایلی از ادامه زندگی خودداری كرده ، طلاق را بپذیرد . ولتر می‌گوید : « طلاق و ازدواج در یك زمان در عالم پدید آمدند » قدر مسلم این است كه طلاق در بسیاری از ادیان الهی و غیرالهی پیش از اسلام وجود داشته است .

شنبه 4/6/1391 - 1:58 - 0 تشکر 527952

عصر جاهلیت

در عصر جاهلیت طلاق به دست زن بود و اینگونه كه اگر زن درهای خانه را كه به طرف راست بود به طرف چپ قرار می‌داد ، مرد با دیدن چنین وضعیتی متوجه می‌شد كه همسرش او را طلاق داده و دیگر نزد او نمی‌‌آمد . هنگامی كه زنی با مردی ازدواج می‌كرد و شب را نزد او می‌گذارند حق انتخاب با او بود ،‌ اگر می‌خواست نزد شوهر می‌ماند و اگر نمی‌خواست می‌رفت و علامت رضایت او از مرد این بود كه وقتی صبح می‌شد ، خوراك خوبی برای او تهیه می‌نمود . در منابع دیگر بر خلاف این مسأله آمده است كه طلاق در جاهلیت بسیار ساده و با الفاظ توهین‌آمیز صورت می‌گرفت .

شنبه 4/6/1391 - 1:59 - 0 تشکر 527959

یونان بوستان

دراعصار گذشته زن آلت‌ دست شیطان به حساب می‌آمد . بنابراین تنها به اندازه یك كالا ارزش داشت و خرید و فروش و معامله می‌شد . هرچیز بر او ممنوع بود به جز خانه‌داری و تربیت كردن كودكان ، مرد می‌توانست او را بفروشد یا هدیه یا وصیت كند كه متعه هركسی كه می‌خواهد باشد قطعاً حق طلاق از او سلب شده بود . در آن روزگار در یونان باستان حتی بحث از این مسأله به میان می‌آمد كه آیا اصلاً زن‌داری روح می‌باشد یا خیر ؟ اگر روح دارد آیا روح او حیوانی است یا اینكه به طوركلی شایستگی دارد كه در میان اجتماع مردان باشد یا از این شایستگی محروم است ؟

شنبه 4/6/1391 - 2:0 - 0 تشکر 527964

هند

زن در هند حتی پست‌تر از مار افعی یا بیماری و یامرگ بوده و در صورتی كه شوهرش فوت می‌كرد وی نیز باید زنده زنده در آتش سوزانده می‌شد تا جایی كه در سرزمین یكی از پادشاهان هندی ، 17 زن وی پس از مرگش در آتش سوزانده شدند .
چون زن هندو كسی درعاشقی مردانه نیست سوختن بر شمع مرده كار هر پروانه نیست
( صائب تبریزی)

شنبه 4/6/1391 - 2:0 - 0 تشکر 527966

ایران باستان

طلاق در ایران باستان جایز بود و به دست مرد انجام می‌گرفت و زنان در جامعه بسیار مورد ستم قرار می‌گرفتند حتی شوهر می‌توانست همسرش را برای همیشه حبس كند یا به قتل برساند .

شنبه 4/6/1391 - 2:1 - 0 تشکر 527969

طلاق مسیحیت « حلال نفرت‌انگیز »

در مذهب مسیحیت بر خلاف اسلام و یهود طلاق حرام است و ازدواج مجدد برابر با زنا می‌باشد . حضرت عیسی (ع)‌ می‌فرماید : همانا كه موسی به دلیل قساوت قلب قومش ، اجازه داد تا زنهایشان را طلاق دهند ، زن و شوهر به منزله‌ی جسم واحد هستند و از یكدیگر دور نیستند . پس در صورتی كه خداوند آنها را با یكدیگر جمع كرده و انسانی نباید میان آن دو تفرقه بیاندازد .

شنبه 4/6/1391 - 2:1 - 0 تشکر 527972

فلسفه طلاق در اسلام

از نظر اسلام طلاق آخرین راه مداوای ناسازگاری زن و شوهری می‌باشد . اسلام معتقد است اگر راهی برای جدایی زن و شوهر (زوجین) نباشد زندگی ایشان دشوار و عذاب‌آور خواهد بود و ممكن است نتایج ویران كننده‌ای مثل انتقال ، خودكشی ، فساد و قتل داشته باشد . امروزه مردم باغم و تشویش كمتری در مقایسه با گذشته به ازدواج روی می‌آورند چرا كه طلاق برای آنان د رحكم بیمه‌ای تلقی می‌شود و می‌توان از آن به عنوان بیمه ازدواج نام برد . چرا كه اگر ازدواج با موفقیت نباشد همسران یكدیگر را رها خواهند كرد . دكتر باقر ساروخانی در باب ویژگی‌های طلاق می‌نویسد :
طلاق پدیده‌ای چند بعدی است . شاید كمتر پدیده‌ای به پیچیدگی طلاق وجود داشته باشد آن روز كه خانواده‌ای از هم پاشید به نظر می‌رسد یك دعوای ساده عامل این انفجار بوده است حال آن كه چنین نیست و مجموعه‌ای از عوامل روانی – اجتماعی ، اقتصادی ، پدید آمده به هم پیوسته‌اند و بنیان خانواده را برباد داده‌اند .
بنابراین طلاق به عنوان پدیده‌ای اجتماعی مطرح است ، زمانی كه جامعه در معرض آسیب‌های بنیادی قرار گیرد روابط اجتماعی نیز بیمار بوده و فساد گوشه به گوشه جامعه را در برگرفته است . علاوه بر این طلاق پدیده‌ای روانی نیز هست . بسیاری از خانواده‌ها در برابر تكانه‌های اقتصادی یكسان قرار می‌گیرند اما همگی دست به طلاق نمی‌زنند . میزان سازش افراد در طلاق مؤثر است . اما آمار نشان می‌دهد زن‌ها بیشتر از مردها در امر طلاق پیش قدم می‌شوند كه این خود قابل بررسی است .

شنبه 4/6/1391 - 2:2 - 0 تشکر 527974

نقش جنسیتی و جنسی زنان در جامعه

بیش از نیمی از جمعیت را زنان تشكیل می دهند . وقتی صحبت از منافع به میان می‌آید . قاعدتاً انتظار می‌رود كه نیمی از این منافع به زنان تخصیص یابد و آنان به طور مساوی با مردان از منابع زندگی اجتماعی بهره گیرند . باید در نظر داشت كه به جهت اختلافات جنسیتی و جنسی ، زنان دارای احتیاجات خاصی هستند و به دلیل اینكه جامعه تمركز خاصی روی نیازهای اساسی كودكان دارد ، بنابراین باید چنین تمركزی روی احتیاجات خاص مادران قرار گیرد و عبارت « احتیاجات خاص زنان » را به عنوان خاص با «مسایل مربوط به جنسیت » كه ناشی از نقش‌های سنتی زنان است اشتباه گرفته می‌شود ، تقسیم كارهای اجتماعی برحسب جنسیت مربوط به اختلافات بیولوژیكی تمایز جنسی نیست . ( اگرچه باور وجود دارد كه این تمایزها بر حسب تفاوت‌های بیولوژیكی می‌باشد ) بنابراین فرق بین جنسیتی و نقش جنسی كاملاً قابل تمیز می‌باشد .
بارداری و شیردادن به كودك به وضوح نقش جنسی هستند چرا كه فقط زنان هستند كه می‌توانند این نقش را برعهده گیرند . برعكس تربیت كودكان یك نقش جنسیتی است . چه زن و چه مرد می‌تواند كاملاً این وظیفه را به عهده بگیرد . باید در نظر داشت كه وظایفی مانند تربیت فرزندان تعیین شده برحسب جنس نیست ، بلكه مربوط به ساختارهای اجتماعی و فرهنگی موجود می‌باشد . یعنی تعیین نقش جنسیت بستگی به نوع جوامع دارد و این موضوع نشان می‌دهد كه این نقش‌ها برحسب نوع جنس ( زن یا مرد) تعیین شده و اعتقادات و ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی جوامع تعیین كننده این امر می‌باشد . هرچند كه افراد آن اجتماع بر این امر واقف نبوده و به آن معترف نباشند .
امروزه مشكلات ناشی از مصالح امور زنان ناشی از نابرابری جنسیتی است كه می‌تواند ناشی از مسایل و محدودیت‌ها در زمینه تقسیم ناعادلانه منابع و كار ، ازدواج و طلاق گردد . تمایز میان مسایل مربوطه به زنان و مسایل جنسیتی بیشتر تحلیلی به نظر می‌رسد تا اینكه بتواند به عدد و رقم تبدیل شوند . به عبارت دیگر در جوامع امروز مسایل جنسیتی در هر سطحی روی فعالیت‌های مختلف مربوط به امور زنان تأثیر می‌گذارد . به عنوان مثال برخی از این محدودیت‌ها ، مهیا كردن احتیاجات تغدیه‌ای مادران باردار كه قسمتی از « احتیاجات خاص زنان » است اما زنان سهم ناعادلانه‌ای از غذای موجود در خانواده نصیبشان می‌گردد . همچنین كنترل ناچیزی روی بودجه خانواده كه از آن ، خوراك خانواده تهیه می‌گردد ، دارند .
یا به عنوان مثال ازدواج و گزینش همسر كه در این زمینه زنان با انتخاب‌های یك‌طرفه و تحصیلی بیشتر از مردان متضرر می‌شوند و نیز در مورد طلاق كه همیشه برای زنان به عنوان فاجعه‌ای قلمداد گردیده و همیشه بر زندگی‌شان سایه می‏‌افكند و پی‌آمدهای روانی بسیاری برایشان دربرداشته و دارد . بنابراین مسایل جنسیتی به انحاء مختلف به عنوان سدی در راه فائق آمدن بر مشكلات زنان مطرح بوده است .

شنبه 4/6/1391 - 2:2 - 0 تشکر 527978

زنان و طلاق

در كتاب خانواده در امروز و فردا نوشته‌ آلاكوونتو آمده است :
« در روزگار پیشین ، طبیعت انسان با امروز فرق داشت . در آن روزگار نه مردی بود و نه زنی ، در نتیجه نه دعوایی بوده و نه برخوردهای خانوادگی ، در آن روزگار مردانی زندگی می‌كردند كه در جنسی بودند . آنها بی‌اندازه عاقل ، مهربان و خوش‌قیافه بودند . آنها همچنین بی‌اندازه قوی بوده و هرسال نیز قدرتمندتر می‌شدند . در یك روز آفتابی توجه زئوس ( یكی از خدایان در افسانه‌های یونان قدیم ) به این طبقه از موجودات معطوف گشت و از ترس اینكه مبادا آنها خیلی قدرتمند شوند و ادعای خدایی كنند ، آنها را به دو قسمت مرد و زن تقسیم كرد و در تمام جهان پراكند . از این روست كه انسان همیشه به دنبال نیمه گمشده خود می‌گردد … و در بعضی مواقع انسان نیمه دوم خود را پیدا نمی‌كند ، بلكه نیمه كسی دیگری را می‌یابد .
این افسانه نشان‌گر این است كه زن و مرد برای یكدیگر آفریده شده‌اند همانگونه كه پیوند آنها طبق آیین‌ و قراردادهای رسمی و اجتماعی برقرار می‌شود . اما چنانچه طرفین به دلایل گوناگون شخصیتی ، محیطی و اجتماعی با یكدیگر زندگی كنند به ناچار باید طبق مقررات و ضوابطی هم از هم جدا شوند و این حق را دارند كه دوباره در صدد برآیند تا جفت مناسب و در خور خود را بیابند .
متأسفانه در جامعه ما شمار جدایی زن و شوهرها رو به افزایش است و در حال حاضر در برخی از كشورهای صنعتی پیشرفته نیز میزان طلاق تا رقم 50 درصد افزایش یافته است . این گفته بدان معنی است كه نیمی از زنان و مردانی كه روزی با شوق و هیجان ازدواج می‌كردند ، تصمیم گرفته‌اند این پیوند را پس از مدتی از هم بگسلانند . دشواری‌های این جدایی گاهی چنان ناگوار است كه منجر به سرخوردگی یا افسردگی نه تنها در والدین به ویژه مادران ، بلكه آسیب‌های روانی جبران ناپذیری در فرزندان خواهد شد . در سال‌های اخیر مسأله طلاق چنان متداول گشته كه نیمی از ازدواج ها قبل از پایان ده‌ سال به جدایی می‌كشد . با این همه و با وجود متداول شدن این پدیده ، طلاق هنوز یكی از بحران‌های وحشتناك زندگی به شمار می‌آید . بنابراین هرچه دیدگاه‌ ما در زمینه بررسی طلاق فنی‌تر باشد احتمال كاهش بحران و یافتن راه‌حل‌های منطقی و مؤثر برای آن ، بیشتر خواهد بود . در حقیقت مطالعه و بررسی مسایل زناشویی و مشكلات ناشی از قطع این پیوند در حوزه روانشناختی و به ویژه روانشناسی مشاوره است . در این رشته از روانشناسی كاربردی ، سه موضوع اساسی تحصیل ، شغل و زناشویی مورد بررسی قرا رمی‌گیرد كه اركان اصلی زندگی اجتماعی هر فرد است . بنابراین می‌توان با بررسی و ارزیابی كارآیی و حسن سلوكی كه فرد از خود نشان می‌دهد .
موقعیت و پیشرفت او را دراین سه زمینه پیش‌بینی كرد ، گرچه قبل از پیمان زناشویی ، میزان تحصیل و موقعیت اجتماعی معیارهای مهمی در انتخاب همسر به شمار می‌آیند ، لیكن در این میان ، زناشویی حوزه‌ای است كه بر نتایج تحصیل و شغل تأثیر مستقیم می‌گذارد .
چنانچه ازدواج به موفقیت نینجامد و زن و شوهر نتوانند به تفاهم كافی برسند ، ثمره‌های تحصیل و شغل عمداً به هدر خواهد رفت و ازدواج نافرجام سوابق تحصیلی و شغلی او را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد تا آنجا كه به آشفتگی روحی و اختلال شخصیت منجر می‌گردند

شنبه 4/6/1391 - 2:4 - 0 تشکر 527981

دلایل بیشماری را می‌توان ذكر كرد كه یك ازدواج را به ناكامی و بن‌بست بكشاند ، بعضی از دلایل مورد نظر را می‌توان در خلال مصاحبه‌های به عمل آمده ملاحظه كرد :

1- به طور مثال در مصاحبه‌ای كه از خانم 30 ساله‌ای در یكی از دادگاه‌های عمومی به عمل آمد ایشان وضعیت خود را این‌طور تشریح كرد : پس از آن كه دارای فرزند گردیدم متوجه شدم كه همسر دوم آن مرد هستم . با این وجود آن وضعیت را تحمل كردم و با آن مرد كه از شهرستان تبریز بود زندگی را ادامه دادم تا اینكه شوهرم زن سوم خود را گرفت و می‌خواست مرا طلاق دهد ، هرچه التماس كردم به حرف‌هایم توجهی ننمود و مرتباً تكرار می‌كرد كه من سواد درستی ندارم و زشتم و الان با امتناع من از طلاق گرفتن ،‌كارمان به دادگاه كشیده شده است . به نظر می‌رسد دلایل طلاق را می‌توان در مشكلات ناشی از اختلاف سطح تحصیلات زوجه با زوج ‌،‌ عدم مسؤولیت‌پذیری مرد ، كاهش علاقه زوج و ضعف قوانین در برخورد با رفتار مرد دانست .

2- در مصاحبه دیگری كه با زوجه مردی 46 ساله و دارای مدرك لیسانس در رشته مدیریت به عمل آمد مشخص شد 15 سال از ازدواج آنها می‌گذرد ولی صاحب فرزندی نشده‌اند . زن در مهد كودك مشغول كار است و دائماً به علت اخلاق تند همسرش درگیر جر و بحث‌ها و دعواهای مداوم است . با تداوم دعواها ، لجبازی زن نیز افزایش می‌یابد و مرد چند رتبه دعوا را با كتك‌كاری خاتمه داده است . با قهر نمودن زن و رفتن به منزل پدرش ، طلاق راه‌حل قطعی شناخته می‌شود . دلایل اختلاف زوجین را می‌توان در بی‌فرزندی آنها ، رفتارتند مرد ، بی‌علاقگی زن و عدم همفكری صحیح و مؤثر آنها برای رسیدگی به مشكلاتشان و قبول بچه‌ای به فرزندخواندگی یافت .

3- مصاحبه سوم با زنی بود كه علی‌رغم زندگی خوب و همسری با وضعیت مالی قابل توجه ، تقاضای طلاق كرده بود . « دلیل عمده وی برای تقاضای طلاق ، اعتیاد همسرش ذكر گردید . با دستگیری مرد و زندانی شدن وی ، زن تقاضای طلاق را پی‌گیری نموده است . »

4- مصاحبه چهارم با دختر دانشجویی صورت گرفت كه در رشته ادبیات تحصیل می‌كرد و 27 سال سن داشت . وی به اتفاق پدرش جهت رسیدگی به پرونده طلاقش به دادسرا آمده بود . در مصاحبه اعلام نمود یك سال پیش با پادرمیانی خانواده‌های آشنا و فامیل ، جوان فوق لیسانسی را جهت ازدواج به خانواده‌ام معرفی نمودند كه به علت سطح تحصیلات وی موافقت نمودم ولی متأسفانه پس از سه ماه كه از عقد ما می‌گذشت شاهد رفتارهای عجیب و غربی از وی بودیم كه شك ما را برانگیخت . با پی‌گیری متوجه شدم كه وی بیمار روانی بوده و تحت درمان است و خانواده‌اش این مسأله را از ما پنهان كرده‌اند . با تماس با روانپزشك معالج همسرم وضعیت وی علنی شدو الان 4 ماه است كه تقاضای طلاق داده‌ایم و پرونده‌مان در جریان رسیدگی است . با پنهان كردن بیماری مرد ، نه تنها خانواده وی سودی نبرده‌اند بلكه با احساسات و عواطف و آرزوهای یك جوان نیز بازی كرده‌اند و می‌بینیم كه یكی از دلایل طلاق كه بعدها صورت می‌گیرد پنهان كردن وضعیت مالی ، اجتماعی و روانی زوجین توسط خانواده‌هاست . به این امید كه با ازدواج ، كارها به خودی خود درست شوند در صورتی كه امروزه ثابت گردیده بنیان و شالوده‌ی سستی كه ما اقدامات خود را بر آنها بنا می‌گذاریم ( مانند پنهان كاری ، دروغ گویی و كتمان شرایط موجود ) با ازدواج نه تنها قوام نمی‌گیرد بلكه سست‌تر نیز می‌گردد .
بنابراین كاملاً مشخص است كه بار سنگین مسؤولیت زندگی خانوادگی را باید به كسی سپرد كه هم از لحاظ جسمی و روانی به بلوغ رسیده باشد و هم بتواند از لحاظ اقتصادی – اجتماعی جوابگوی نیازها خود و خانواده‌اش باشد . بنابراین زناشویی حیاتی‌ترین و سرنوشت‌سازترین تصمیمی است كه فرد در زندگانی خود می‌گیرد به گونه‌ای كه زناشویی موفق تصمیم‌گیری در زمینه‌های تحصیلی ، شغلی و اجتماعی را شكوفاتر گردانیده و زناشویی ناموفق تصمیم‌گیری‌های فوق را تضعیف می‌سازد .

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.