انجمن ها > انجمن روانشناسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
روانشناسي (بازدید: 631)
جمعه 3/6/1391 - 20:58 -0 تشکر 527317
روانشناسی اعتراض

دوستانی که با "نه "گفتن مشکل دارم وبهنگام نگفتن حتی وقتی که حق با آنهاست احساس گناه می کنند و می خواهند که بیاموزند چه کنند

با این مطلب همراه باشند


امیدوارم که مفید باشد

جمعه 3/6/1391 - 21:0 - 0 تشکر 527319

این مبارزه عملی با سلطه جویی دیگران است و از همه مهمتر مبارزه با «سلطه جویی خود شما»
سلطه جو کیست؟ بنا به پژوهش روان شناسان به خصوص «شوستروم»، سلطه جو کسی است که انسانها را «شی» می بیند و مصر به شی کردن انسان ها است و می دانیم که «انسان شی» عامل فسادها، بی عدالتی ها می تواند باشد. در واقع کمتر عاملی در زندگی انسان به اندازه ظلم و سلطه جویی آفت سلامت، حقیقت، عدالت و سد راه رشد و تکامل و اتحاد انسان است.

جمعه 3/6/1391 - 21:2 - 0 تشکر 527320

تکنیک هایی چون تایید منفی، سراب دریایی، صفحه خط افتاده و پیشنهاد توافق، نسبی هستند و استفاده درست از آنها بستگی به این دارد که اول، در جای خود بکار روند و نحوه کاربرد آنها به گونه ای باشد که ما را به هدفی که از استفاده از تکنیک داشتیم برساند.
قاطعیت جنبه هنری دارد و نیاز به تمرین و ممارست تا در انسان عادت و شرطی شده از قوه به فعل درآید.
برخورد با ظلم و سلطه مستلزم روحیه ای قوی و متعادل است به همین دلیل یک قسمت از آموزش قاطعیت روحیه سازی، و قسمت دیگر آگاهی از تکنیک ها و بکاربستن آنهاست.
در بالا رفتن فرهنگ قاطعیت بجا کمک کنیم و بجاست همگی ابتدا در خود به شناخت و رفع سلطه جویی بپردازیم.
دنیا به کفر باقی می ماند اما به ظلم باقی نمی ماند

جمعه 3/6/1391 - 21:3 - 0 تشکر 527321

فصل اول: واکنش های موروثی بقا، جنگ،گریز،گفت و گو
اغلب کودکان طبقه متوسط جامعه های غربی طوری تربیت می شوند که در رویایی با دشواری ها برخورد انفعالی داشته باشند: «جواب نده» و یا «بگذار هرچه می خواهد بگوید» این ها واکنش انفعالی است. واین اغلب به زیان ما تمام می شود، و به خواسته مان نمی رسیم. به جای برخورد انفعالی بهتر است حقوق حقه مان را مطالبه کنیم.
چنانچه در برخورد با مشکل به شیوه جنگ یا گریز واکنش نشان دهیم از نظر روحی در موقعیت نامناسبی قرار می گیریم اینطوری خشم یا ترس بر وجودمان مستولی می شود. و در ارتباط با مردم شکست می خوریم در نتیجه افسردگی، یاس، غم و نومیدی بر وجودمان حاکم می شود.
در حالیکه حیوانات در تنها سلاحشان برای تنازع بقا جنگ یا گریز، با انسان شریک هستند، ما به لطف نیاکانمان علاوه بر این توانایی از نیروی تکلم بهره مند هستیم که از آن برای حل مشکلاتمان استفاده می کنیم و با گفت و گو با یکدیگر به تفاهم می رسیم.

جمعه 3/6/1391 - 21:4 - 0 تشکر 527322

اگر کلام و گفت و گو رفتاری انسانی است که تا این اندازه برای تنازع بقا ارزشمند است. چرا اغلب از واکنش های ابتدایی(جنگ یا گریز) استفاده می کنیم که بی فایده است؟ برای یافتن این پاسخ باید به دوران کودکی برگردیم و اتفاقات آن دوران را مرور کنیم.
در دوران شیرخوارگی روی هم رفته حق مان را می گیریم. اگر از چیزی خوشمان نیامد با گریه اعتراض می کنیم و تا مشکلمان را حل نکنند از اعتراض دست بر نمی داریم. کمی بزرگتر که می شویم هنوز هرکاری دلمان می خواهد می کنیم.در این شرایط پدر و مادر به ناگزیر گهواره می خرند و ما را در آن محبوس می کنند. کودک بزرگ می شود، کم کم راه می رود و حرف های پدر و مادرش را می فهمد.

جمعه 3/6/1391 - 21:5 - 0 تشکر 527323

. حالا کنترل جسم به کنترل روان تغییر شکل می دهد و پدرو مادر به دو دلیل عقاید و باورهایی درباره خودمان و طرز رفتار دیگران را، که موجب بروز احساساتِ اضطراب، جهل و تقصیر می شود به ما درس می دهند. اول، برای کنترل رفتارمان و سلطه جویی های طبیعی ِ دوران کودکی و دوم اینکه از والدین خودشان یاد گرفته اند که احساس اضطراب، جهل و تقصیر کنند. با اینکار زحمت پدر و مادر در رابطه با کودک کم می شود و حق طلبی کودک کنترل می شود. اما اشکالش این است که در سال های بلوغ که مسئول زندگی خودمان می شویم این احساسات به سهولت از بین نمی روند و در ما باقی می مانند تا دیگران با آن به هرسازی که می خواهند ما را برقصانند و در جهت اهدافشان حرکت دهند

جمعه 3/6/1391 - 21:5 - 0 تشکر 527324

فصل دوم
حق قاطعیت، چگونه حق ما را می خورند
برای همه مان اتفاق افتاده که در موقعیت مشکلی گیر می افتیم و راه به جایی نمی بریم. برای مثال دوستتان از شما خواهشی دارد و شما علاقه مند به انجامش نیستید در اینگونه مواقع احساس خاصی به آدم دست می دهد، انگار با خود می گوییم «نه» که می گویم احساس گناه می کنم، اما «بله» هم که گفتم انوقت از خودم متنفر می شوم. با این احساس امیال واقعی تان با آموزش دوران کودکی(احساس نادانی اضطراب و تقصیر) تضاد پیدا می کند در می مانید که چه باید بکنید.
نخستین قدم بسوی حق طلبی این است که: تا نخواهید هیچ کس نمی تواند بر احساسات یا رفتارتان مسلط شود. برای برخورد موثر با سلطه جویی دیگران باید ذهنتان را از باورهای ساده لوحانه و کودکانه پاک کنید.
به اعتقاد من، قاطع بودن یعنی به خود اطمینان کنید و توانایی هایتان را دست کم نگیرید «هراتفاقی که می خواهد بیفتد، با آن مقابله می کنم».

جمعه 3/6/1391 - 21:6 - 0 تشکر 527325

اعلامیه حقوق انسانی قاطع بودن» که در اینجا مطرح می کنیم در برگیرنده نکاتی درباره خودمان بعنوان انسان و نکاتی درباره مسئولیت های حقیقی است که در قبال خود و رفاهمان داریم. و در برابر آنچه دیگران می تواحق اول قاطعیت
حق دارید رفتار، افکار و احساساتتان را قضاوت کنید و مسئولیت نتایج آن را بپذیرید.
قضاوت نهایی با شماست. داور نهایی کارهایمان باشیم . اگر پای این حق ایستادید و آنرا اعمال کردید مسئولیت زندگی خود را رأسا به دست گرفته اید. اگر قبول نکردیم، زمام سرنوشت خویش را از دست می دهیم و هرچه احساس امنیت کمتری داشته باشیم در برابر رفتار دیگران که قاعده ای بر آن حاکم نیست آسیب پذیرتر می شویم.
آیا استفاده شخص سلطه جو از «ساخت»، یعنی راهی که او تعیین می کند و می کوشد به شما درست بودن، غلط بودن، منصفانه بودن یا حتی منطقی بودن موضوعی را بقبولاند بدین معنی است که همه آن راه ها سلطه جویانه است؟ پاسخی که بیشتر با حقیقت می خواند این است که احتمالا بله.

جمعه 3/6/1391 - 21:6 - 0 تشکر 527326

می توانید مناسبات و روابط خود با دیگران را به سه دسته کلی تقسیم کنید:1)روابط تجاری یا رسمی 2) رئیس و مرئوس یا اقتداری 3)روابط مبتنی بر تساوی.
در روابط تجاری: معاملات تجاری پیش از شروع گفت و گوی خریدار فروشنده از قواعدی مایه می گیرد که از پیش درباره اش توافقی وجود نداشته است و با اینکار حق قضاوت شما را ضایع می کند.
روابط رئیس مرئوسی: روابط بالادست و زیردست مانند رئیس و کارمند، بعضا از پیش مشخص شده است. در این ارتباط همه رفتارها از قبل مورد توافق طرفین قرار نگرفته است اما شدت آن به اندازه مورد مناسبات تجاری نیست

جمعه 3/6/1391 - 21:6 - 0 تشکر 527327

در ارتباط با شرایط برابر: «ساخت» از پیش منظم شده ای بر رفتار هیچ یک از طرفین ارتباط تحمیل نمی شود. بلکه ساخت در جریان ارتباط با توافق طرفین به وجود می آید. در این ارتباط با آنکه بیشترین آزادی برای رسیدن به خواسته ها وجود دارد، امکان لطمه خوردن هم هست. برای نمونه در ازدواج های ناموفق احتمالا متوجه می شوید که یکی از طرفین یا هردو برای یکدیگر نقش تعیین شده ای در نظر گرفته اند. نقش های تحمیلی مانع آن می شود که زن یا شوهر بتواند داور نهایی رفتار خود باشد. برای زندگی موفق باید جزئیات هر یک از نقش ها در عمل تعیین شود. زن یا شوهری که احساس فقدان امنیت کند «ساخت» مستبدانه ای بر طرف دیگر تحمیل می کند تا از شر دلواپسی برخورد ضعیف با او نجات یابد.

جمعه 3/6/1391 - 21:6 - 0 تشکر 527328

قضاوت نهایی با شماست. این مهمترین اصل حق طلبی است که با رعایت آن هیچکس نمی تواند بر شما مسلط شود. چه بسا قضاوتی که هرکدام از خود می کنیم منطقی و یا حتی برای دیگران قابل قبول نباشد اما به هر صورت قضاوتی است که به شخصیت و طرز زندگی هر کدام از ما مربوط است. ناگزیریم که به قضاوت خودمان متکی باشیم زیرا حقیقتی است که چه بخواهیم و چه نخواهیم در قبال خودمان مسئول هستیم

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی