• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
سينما و تلویزیون (بازدید: 1102)
جمعه 3/6/1391 - 15:15 -0 تشکر 526814
فیلمسازانی كه واقعیت تاریخ را می دانند ولی خود را به ندانستن می‌زنند

در حالی كه رسانه‌ی ملی امسال هم با پخش سریال‌هایی با موضوعات دسته‌چندم و انحرافی در ایام ماه مبارك رمضان، كام مخاطبان راتلخ نمود، رسانه‌های عربی با پخش سریال«الفاروق عمر» تلاش نمودند تا با پرداختن به یك موضوع مهم و حساس و نیز با حربه‌ی تحریف تاریخ اسلام، از اوقات این ماه مبارك در جهت القای دروغ‌ها و باورهای غلط خود حداكثر استفاده را ببرند و حتی از نشان دادن مكرر واژه های مجعولی مثل «خلیج ع ر ب ی» هم دریغ نكنند. جالب آنكه در میان لیست عوامل این سریال موهن، نام تعداد زیادی از هنرمندان ایرانی و متخصصین سریال‌های تاریخی از جمله «عبدالله اسكندری»(گریمور)، «جلیل فتوحی‌نیا» (طراح صحنه) و «آذر مهرابی» (طراح لباس) هم دیده می‌شد كه با پشت پا زدن به عرق دینی و حتی عرق ملی خود، به كارفرمایان قطری و عربستانی، خدمات زیادی ارائه داده بودند.

اما در میان حجم بالای اخبار مربوط به حواشی این سریال، عموم رسانه‌ها از بررسی موشكافانه‌ی تاریخی و محتوایی آن غافل شدند و تقریباً هیچ رسانه‌ای به صورت دقیق به نقد این سریال نپرداخت. از همین رو، بر آن شدیم تا در این زمینه از نظر  و قلم كارشناسان امر و متخصصینی كه این مجموعه‌ی تاریخی را تماشا كرده‌اند، استفاده كنیم تا شاید این خلأ مهم برطرف و پشت پرده‌ی ساخت چنین مجموعه‌هایی افشا گردد.

مجموعه مقالات زیر كه در چند نوبت در رجانیوز به چاپ خواهد رسید، توسط عباس مرادیان -نویسنده و کارگردان سریال «ترجمه‌ی زخم» و سریال تاریخی «ذبیح» (با موضوع زندگی پدر گرانقدر رسول اکرم (ص)كه مطالعات زیادی در عرصه‌‌ی تاریخ اسلام داشته- نوشته شده است و با تكیه بر روایات اهل سنت به بررسی تاریخی و محتوایی این سریال اختصاص دارد. آنچه در ادامه می‌خوانید، بخش اول این سلسله مقالات است:

جمعه 3/6/1391 - 15:18 - 0 تشکر 526825

شخصیت حقیقی و حقوقی عمر به عنوان خلیفه‌ی دوم مسلمین به دلایل فقهی، تاریخی، سیره و تأثراتی که در مسیر تاریخ اسلام ایجاد نموده است، در میان اهل سنت و جهان تشیع از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این تأثیرات به حدی است که ایشان را می‌توان به معنای واقعی کلمه فاروقی میان فرق مسلمین نامید.(1)


بنابراین باید این حق رابرای جهان تسنن قایل باشیم که درباره‌ی خلیفه‌ی دوم خود آثار تصویری خلق نمایند؛ همان‌طور که جهان تشیع نیز به فراخور توان خود در مورد مفاخر دینی خود آثاری بی‌بدیل خلق نموده‌است. در این میان «سریال الفاروق عمر» به دلایل تاریخی، مذهبی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و هنری قابل ارزیابی است؛ چه اینکه در تمامی مراحل ساخت این سریال تا مرحله‌ی پخش، مضامین اشاره شده در آن مورد مناقشه‌ی اهل اسلام بوده و عالمان بزرگ شیعه و سنی بر عدم ساخت و ارائه‌ی این مجموعه تاکید داشته اند. حال اینکه چرا با همه‌ی این مخالفت ها، مراحل تولید این اثر در امنیت کامل انجام و به پخش رسیده، موضوعی است که ریشه‌ی آن را در بیرون از جهان اسلام باید جستجو کرد.


اینکه فایل تمامی قسمت‌های سریال به فاصله‌ی یک شب بعد از پخش و قبل از تکرار آن از شبکه های عربی، در سایت‌های متفاوت برای دانلود گذاشته می‌شود، از تلاش برای افزایش دامنه‌ی بازدید این سریال حكایت دارد. همانطور که عرض کردم منصفانه و بدون از هرگونه تعصبی باید به برادران اهل تسنن حق بدهیم که در باره افاضل دینی، تاریخی و مذهبی خود فیلم و سریال و یا هر اثر هنری دیگری که در توانشان باشد را، تولید نمایند و باید پذیرفت که طبیعی است كه در ساخت این نوع از سریال‌ها تلاش زیادی صورت گیرد تا دیدگاه های دینی و مذهبی بر پایه‌ی روایات مختلف میان فرق اهل سنت به تصویر کشیده شود. حتی می‌توان ادعا نمود كه این مهم، در جای خود نه تنها بد نیست که می‌تواند کمک شایانی به روشنگری تاریخ بنماید؛ زیرا در این نوع از هنرنمایی‌هاست که می‌توان با نقد و بررسی واقع‌گرایانه‌ی یک اثر هنری، مسائل مبتلابه آن را به معرض قضاوت مخاطب گذاشت. اما باید به این نکته نیز توجه کرد که ساخت آثاری بر پایه‌ی منابع اسلامی می بایست با تجمیع نظرات علمای اسلام صورت پذیرد. در غیر این صورت ساخت سریال‌ها و فیلم‌های متعدد تاریخی و دینی به یک جنگ رسانه ای میان اهل سنت و شیعه تبدیل می‌شود که همانا آب ریختن به آسیاب دشمن است. با این مقدمه می‌توان بررسی نمود که سریال « الفاروق عمر»، اثری موفق هست یا نه.


نگارنده به عنوان یک فیلمساز مسلمان وظیفه‌ی خود می داند تا حد مقدور به بررسی نکاتی بپردازد که در این سریال به عمد مغفول مانده‌است و تلاش بر این بوده است كه به پیروی از روش مباحثه‌ی علمای بزرگوارمان، بر اساس مستندات علمای اهل سنت به نقد تاریخی این اثر بپردازم. پر واضح است که در میانه‌ی راه به نقدهایی درباره‌ی توفیق و یا عدم توفیق نویسنده و کارگردان اثر در ارائه‌ی مفهوم مورد نظرشان اشاراتی را خواهم داشت.

جمعه 3/6/1391 - 15:34 - 0 تشکر 526838


تقلب بزرگ


حضرت امام خمینی (ره) می فرمایند: «اگر چنانچه اختلافی مابین برادران اهل سنتِ ما با برادران اهل تشیع ما واقع شود، این به ضرر همه‌ی مسلمین است و آنهایی که می‌خواهند ایجاد تفرقه بکنند، نه اهل سنت هستند و نه اهل تشیع؛ آنها کسانی هستند که به نفع دشمنان اسلام مشغول توطئه هستند و می‌خواهند دشمنان اسلام را بر مسلمین غلبه دهند... ما باید بیدار باشیم و بدانیم که این حکم الهی که فرموده است: «انما المومنون اخوه» -مومنان برادر هم هستند- اینها هیچ حیثیتی جز برادری با هم ندارند و مکلفند که مثل برادر با هم رفتار کنند.» 


رهبر فرزانه‌ی انقلاب نیز می فرمایند: «اگر کسی تصور می کند که با بدگویی و تهمت به اهل تسنن می‌تواند از شیعه دفاع کند، بداند که جز برانگیختن آتش دشمنی هیچ نتیجه‌ای نخواهد گرفت و این کار در واقع دفاع از ولایت نیست؛ بلکه دفاع از آمریکا و صهیونیست‌هاست.... ما اطلاع داریم که پول برخی کتاب‌های سراسر دشنام و تهمت را که علیه شیعیان و اهل تسنن چاپ می‌شود، یک مرکز وابسته به استکبار می‌دهد و آیا این واقعیت خطرناک هشداردهنده و بیدارکننده نیست؟ و کمک به تعهد اهداف امریکا و صهیونیست نمی باشد؟ .... همه بدانند که این گونه کتابها هیچ شیعه‌ای را سنی نمی کند و دل هیچ یک از اهل تسنن را جذب عقاید شیعه نخواهد کرد.» (۲۸ /۰۹/ 87)


اینکه نوشته‌ی خود را با کلامی از امام راحل آغاز و به سخنانی مهم از بیانات رهبر معظم و فرزانه انقلاب ادامه دادم به آگاهی از سیاست پنهانی برمی‌گردد که در ورای ظاهر اسلامی ساخت سریال عمر قرار دارد. سریالی که با ظرافت تمام تلاش دارد میان عرب و عجم و میان شیعه و سنی اختلافات دامنه داری را آغاز نماید. از نمایش نام مجعول «خلیج ع ر ب ی» به جای خلیج همیشه فارس در تیتراژ آن گرفته تا جنگهای وحشیانه ای که میان اعراب مسلمان و ایرانیان زرتشتی شکل داده شده و نمایش قساوت ایرانیان در کشتن مسلمین (كشتن مجروحین مسلمانان پس از پیروزی لشگر ایرانی) و همچنین نمایش چهره‌ی خلفای راشدین در حالات گوناگون (علیرغم حرمت صریح آن) و نمایش رضایت‌مندی امام شیعیان در بیعت با خلیفه‌ی اول و همراهی بدون قید و شرط با خلیفه‌ی دوم و تأسی گرفتن از جناب عمر در زمان خلافت خود .... همه و همه تلاش برای به انحراف کشیدن تاریخ است. این نکته در تبلیغات سریال كه گفته می شود سعی وافر شده تا تاریخ مسلمین به دست خود مسلمین به تصویر کشیده شود تا از تحریف به دور بماند، از آن دست ادعاهایی است که در ساخت سریال اصلاً به آن توجهی نشده است. البته از نظر دور نمی-داریم که نویسنده و کارگردان در نمایش چهره‌ی امام اول شیعیان تلاش زیادی کرده تا هم در چهره پردازی (گریم) و هم به لحاظ نمایش قدرت و جهاد در اسلام و هم به لحاظ پاره ای از احترامات خلفای اول و دوم به ایشان، به خواسته‌ی عوام شیعی نزدیک شود تا در فریب اذهان عوام الناس موفق عمل کند؛ ولی در باطن با عدم نمایش واقعیات تاریخی به اختلافات میان شیعه و سنی دامن زده و با مقصر جلوه دادن فارسیان در قتل خلیفه‌ی دوم بر مبنای تعصبات قومی، دعوای عرب و عجم را برجسته می-نماید.


از سوی دیگر نویسنده و کارگردان محترم علیرغم استفاده از چند تن از عالمان مسائل دینی در میان علمای اهل سنت، به مستندات و تواریخ اهل سنت هم احترام نگذاشته و در آنجا که باید حق را بیان نمایند، به راحتی از کنار بسیاری از وقایع مهم تاریخ اسلام که به صراحت در تاریخ و اسناد بزرگترین عالمان اهل سنت بیان شده، گذشته  است که در ادامه، جهت تنویر افکار مخاطبین، به آنها اشاراتی می نمایم:


1. حدیث الدار یا دعوت از خاندان:


رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) از همان آغاز اعلان رسالت با  نزول آیه‌ی شریفه: وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَكَ الْأَقْرَبِینَ (سوره شعراء آیه‌ی 214) تعداد زیادی از سرشناسان مكه و قریش را جمع كرد و در آن مجمع ویژه، 3 امر اساسی را مطرح كرد:


توحید و و قولوا لا إله إلا الله تفلحوا برای برچیده شدن بساط شرك....


إعلان رسالت خودش. پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) فرمود: «من كسی را سراغ ندارم كه هدیه‌ای را بهتر از هدیه‌ی من برای قومش آورده باشد. من با خیر دنیا و آخرت به میان شما آمده‌ام و من همان پیامبری هستم كه أنبیاء گذشته بشارت آمدن مرا به پیروان خود داده بودند.»


انتخاب جانشین و خلیفه.


طبری 2 در روایتی صحیح كه تمام راویان آن مورد وثوق علماء رجال اهل سنت هستند، آورده است:


«حدثنا ابن حمید، قال: حدثنا سلمة، قال: حدثنی محمد بن إسحاق عن عبد الغفار بن القاسم عن المنهال بن عمرو عن عبد الله بن الحارث بن نوفل بن الحارث بن عبد المطلب عن عبد الله ابن عباس عن علی بن أبی طالب، قال: لما نزلت هذه الآیة على رسول الله صلى الله علیه و سلم «وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَكَ الْأَقْرَبِینَ»، دعانی رسول الله صلى الله علیه و سلم فقال لی: یا علی! إن الله أمرنی أن أنذر عشیرتی الأقربین ... ثم تكلم رسول الله صلى الله علیه و سلم فقال: یا بنى عبد المطلب! إنی و الله! ما أعلم شابا فی العرب جاء قومه بأفضل مما قد جئتكم به، إنی قد جئتكم بخیر الدنیا و الآخرة و قد أمرنی الله تعالى أن أدعوكم إلیه، فأیكم یوازرنی على هذا الأمر على أن یكون أخی و وصیی و خلیفتی فیكم؟ قال: فأحجم القوم عنها جمیعا و قلت: و إنی لأحدثهم سنا و أرمصهم عینا و أعظمهم بطنا و أحمشهم ساقا، أنا یا نبی الله! أكون وزیرك علیه. فأخذ برقبتی، ثم قال: إن هذا أخی و وصیی و خلیفتی فیكم، فاسمعوا له و أطیعوا. قال: فقام القوم یضحكون و یقولون لأبی طالب: قد أمرك أن تسمع لإبنك و تطیع.»


«...چه كسی از میان شما هست كه در امر رسالت مرا یاری كند تا برادر و وصی و جانشین من بعد از من باشد؟ ... علی علیه السلام می‌فرماید: «با این‌كه من جوان‌ترین فرد جلسه بودم، برخاستم و گفتم: من حاضر هستم با تمام توانم در مساعدت و یاری شما كوشش كنم. نبی مکرم (صلى الله علیه و آله) دست بر شانه من زد و فرمود: این علی، برادر و وصی و جانشین من در میان شماست. در همان جلسه، مردان قریش، این كار را به تمسخر گرفته و شروع كردند به خندیدن و به ابوطالب طعنه زدند كه این شخص به تو دستور می‌دهد از این فرزند خردسال خود طبعیت كنید و فرمان ببری3.»


همانطور که می بینیم بزرگان اهل سنت، همه به صحت این روایات اعتراف دارند. حاکم نیشابوری در مستدرک، ج3، ص130، جناب هیثمی در مجمع الزوائد، ج7، ص119، متقی هندی در کنزالعمال، ج12، ص128 و ده‌ها تن از بزرگان دیگر که بر صحت روایت تأکید دارند.


علاوه بر علمای اسلام از شیعه و سنی،  مورخین یگانه از سایر ملل که تاریخ اسلام نوشته‌اند، با نداشتن تعصب مذهبی -چراکه نه سنی بوده‌اند و نه شیعه- این مجلس مهمانی را نقل می‌نمایند. از جمله آنها مورخ و فیلسوف غرب «توماس کارلل»  انگلیسی بوده که در قرن هیجدهم در اروپا شهرت جهانی داشته و در کتاب مشهور خود که مصری‌ها به عربی ترجمه نمودند -تحت عنوان «الابطال و عباده المبطوله»- شرح مجلس مهمانی قریش را در منزل جناب ابوطالب (علیه السلام) داده‌است.


موسیو پول لهوژور فرانسوی- معلم دارالفنون پاریس- در رساله‌ی مختصری که در حالات حضرت محمد(ص) نوشته و در سال 1884 در پاریس چاپ شده نیز به همین موضوع اشاره کرده و هاشم نصرانی شامی در «مقاله فی الاسلام» از ص 83 تا 86 با وجود تعصب و مخالفتی که با اسلام و مسلمین داشته، نیز به همین موضوع اشاره کرده است. مستر جان دیویت پرت در ص 20 کتاب ارزشمند و ذی قیمت خود تحت عنوان «محمد و قرآن» نیز به این مسئله اشارت دارد. 


حال با چنین پشتوانه ی استنادی محکم و قدرتمند چگونه است که نویسنده محترم این سریال که مدعی استفاده از اسناد متقن و متواتر در میان علمای اهل سنت است به راحتی از کنار این موضوع می گذرد. برای آنانی که این سریال را ندیده اند، عرض می‌کنم که این سریال به نحو چشمگیری به دوران رسالت حضرت ختمی (ص) مرتبت پرداخته و جزئیات مختلفی را به تصویر کشیده است. البته پر واضح است که در این نمایش، تمام نگاه کارگردان و نویسنده به فیلم «الرساله» -كه در ایران با عنوان «محمد رسول الله» شناخته می‌شود- بوده و تلاش زیادی کرده تا روایتش مشابه این فیلم ارزشمند باشد و البته، پرواضح است كه در این موضوع توفیقی نمی‌یابد. با این‌حال نویسنده‌ی محترم زمان بسیار زیادی از وقت سریال را به جلسات متعدد سران قریش و سخنرانی های مطول آنها در‌باره‌ی امر نبوت پیامبر (ص) و جزئیات این مباحث و همچنین به زندگی وحشی -قاتل حمزه سید الشهداء- و عشق نافرجام او و رفاقت میان او و بلال و شرح عاقبت به خیری او (در روایتی جعلی که نویسنده‌ی سریال به آن استناد کرده است)4 و جزئیاتی از این دست که در تاریخ کمتر نشانی از آنها یافت می شود، اختصاص داده اما از کنار آیه‌ی بسیار مهمی که به آن اشاره شد و واقعه ای که در تاریخ رسالت پیامبر عظیم الشان اسلام بسیار مهم محسوب می شود، شتاب‌زده عبور کرده و تنها به خواندن آیه‌ی شریفه آن هم از زبان خلیفه‌ی دوم بسنده می کند.


تصویر بالا از بازیگری است که نقش حضرت علی(ع) را در این سریال بازی می‌کند و گفته می‌شود که بر اساس تمثال‌های شیعیان از امام علی(ع) انتخاب و گریم شده است.

در نمایش ماجرای شعب ابی‌طالب نیز نویسنده و کارگردان محترم کم فروشی می کنند. در شرایط تحریم اقتصادی مسلمین، بازیگران نقش‌های ابوطالب و علی (ع) در نهایت خوش پوشی و فربه بودن به سر می برند، حال آنکه تاریخ در بیان مصیبت‌های شعب ابی طالب میگوید که پیامبر از فرط گرسنگی سنگ بر شکم مبارک خود می بستند تا در برابر خواسته‌ی کفار مکه تسلیم نشوند و این دوران سخت ترین دوران زندگی پیامبر (ص) بوده است؛ زیرا ایشان خدیجه بانوی اول اسلام و همسر با وفای خود را از دست می دهند و دریغ از یکبار بیان نام بانوی اول مسلمین در این سریال!!!




پرداخت شتابزده به شعب و  لیله المبیت (شب هجرت پیامبر (ص) که حضرت علی (ع) به جای ایشان خوابیدند) و امثالهم نشان می‌دهد که نویسنده در این باره کم اطلاع نبوده، اما به عمد از پرداختن به آن خودداری کرده‌است. شاید عنوان شود که این سریال به زندگی شخصیت عمر می پردازد نه پیامبر؛ پس باید به جزئیات زندگی شخصیت عمر بپردازد. اما این توجیه در جایی مصداق پیدا می کند که روش روایت داستان در مورد دیگر شخصیت‌های سریال هم این‌گونه باشد، لیکن نویسنده و کارگردان نیمی از زمان سریال خود را به جزئیات زندگی وحشی، خالد ابن ولید، سعد بن عباده، ابوعبیده ثقفی و .... اختصاص داده‌اند. باید دید عدم پرداختن به زندگی خاندان پیامبر (ص) از روی کدام دستور و عمد بوده و پرداخت بیش از حد به زندگی امثال خالد و وحشی و امثال اینان با چه هدفی شکل می گیرد. تاریخ اسلام از وحشی جز به قتل عموی عزیز پیامبر (ص) و مثله کردن بدن او و کمک به خوردن جگرش توسط آکله الاکباد (هند مادر معاویه لعنته الله علیهم) چیزی به خاطر نمی آورد. بنابراین پرداختن به چنین موجودی و تاکید بر جهاد او بعد از پذیرش اسلام، تنها می تواند توجیهی برای گناهان و اعمال امثال یزید و معاویه و .... باشد. در واقع ابتدا با حدیثی جعلی «وحشی» را بهشتی می کنند، سپس استدلال می کنند که کشتگان جنگ جمل هم همین طورند و قاتل و مقتول در بهشتند! مانند این روایت که قاتل علی (ع) به خاطر عمل به تکلیف در بهشت خواهد بود (العیاذ بالله).


همین‌طور پرداختن به زندگی کسانی مانند خالد بن ولید و ابوعبیده ثقفی با جزئیات تمام به این دلیل است که از آنها در برابر قوای ایرانی و رومی پهلوانانی ساخته شود تا بحث دعوای میان عرب و عجم دامن زده شده و به این توهم تاریخی بپردازند که ما عربها یک بار ایران را فتح کرده و بار دیگر نیز می‌توانیم فتح کنیم. همان توهمی که صدام حسین به واسطه آن خود را سردار قادسیه نامید...


ادامه دارد...


چهارشنبه 15/6/1391 - 20:30 - 0 تشکر 544561

آنچه در ادامه می‌خوانید، بخش دوم این سلسله مقالات است:


در بخش نخست در مورد اهداف سازندگان سریال در جهت اختلاف افکنی میان شیعه و سنی توضیحاتی داده شد و با ارجاعاتی به بیانات حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری، از قبح توهین و بدگویی به اهل تسنن تلاش جهت‌دار دشمنان اسلام برای تفرقه افکنی میان فرق مختلف اسلامی سخن به میان آمد. همچنین با ذکری مواردی از سریال و با ارجاع دادن به منابع تاریخی خود اهل سنت، تا حد امکان نشان داده شد که سریال «الفاروق عمر» تا چه حد از واقعیات تاریخی به دور است. در ادامه‌ی متن، موارد دیگری از این تحریفات تاریخی مورد اشاره قرار خواهد گرفت: 


ماجرای مهاجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه


نکته‌ی بزرگ دیگری که از نظر دور مانده است، ماجرای همراهی خلیفه‌ی اول با پیامبر (ص) در مهاجرت از مکه به مدینه است. اما پیش از پرداختن به آن، ابتدا باید از قصور عامدانه‌ی نویسنده در به تصویر نکشیدن افراد مهمی چون «ابوذر غفاری» انتقاد کرد؛ چرا که خروج پیامبر (ص) از مکه آن هم در آن شرایط محاصره‌ی نظامی مسلمین، بدون حضور ابوذر میسر نبود. البته در این سریال اعتقاد بر این است که مکه یک شهر دموکراتیک و رفت و آمد به آن آسان بوده است؛ به طوریکه پدران، فرزندان مسلمان خود را با رضات خاطر تا دروازه‌ی شهر بدرقه می‌کنند!!! همراهی در غار توسط خلیفه‌ی اول، همواره برای اثبات لیاقت او در موضوع خلافت و جانشینی رسول خدا، در نزد اهل سنت اهمیت داشته است. این مهم در قرآن کریم این چنین بیان شده است:


«الاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ كَفَرُواْ ثَانِیَ اثْنَیْنِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ یَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَكِینَتَهُ عَلَیْهِ وَأَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِینَ كَفَرُواْ السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللّهِ هِیَ الْعُلْیَا وَاللّهُ عَزِیزٌ حَكِیمٌ». (سوره‌ی توبه آیه‌ی 40)


«اگر او را یارى نکنید خداوند (او را یارى خواهد کرد، همانگونه که در مشکل‌ترین ساعات او را تنها نگذارد) آن هنگام که کافران او را (از مکه) بیرون کردند، در حالى که دومین نفر بود (و یک نفر همراه او بیش نبود) در آن هنگام که آن دو در غار بودند و او به همسفر خود مى‏گفت غم مخور خدا با ماست! در این موقع خداوند سکینه (و آرامش) خود را بر او فرستاد و با لشکرهایى که مشاهده نمى‏کردید، او را تقویت نمود و گفتار (و هدف) کافران را پائین قرار داد (و آنها را با شکست مواجه ساخت) و سخن خدا (و آئین او) بالا (و پیروز) است و خداوند عزیز و حکیم است.»


این موضوع، که بعدها در ماجرای سقیفه مورد استناد قرار گرفته و تا امروز هم بحث میان علمای شیعه و سنی است، چگونه می‌تواند از منظر نویسنده و کارگردان این سریال دور بماند؟ حال آنکه سلف ایشان یعنی «مصطفی عقاد» در فیلم معروف خود –«محمد رسوال الله»- با تمام توان در جهت اثبات این حقوق کوشیده است؟ البته در این مقال از اثبات یا رد آن می‌گذرم .

چهارشنبه 15/6/1391 - 20:53 - 0 تشکر 544585

جنگ خندق و باز هم فراموشی آقای نویسنده!


موضوع بعدی نقش خلیفه‌ی دوم در جنگها و غزوات پیامبر است. جالب است بدانید که کارگردان سریال هم تمامی لحظات سخت جنگ را بر دوش علی علیه السلام و حمزه و سایر مسلمین گذاشته است. حال بگذریم از اینکه کارگردان در انتخاب نقش حمزه بسیار بد سلیقگی به خرج داده و شاید هم از روی عمد قصد داشته ابهتی که بوسیله‌ی «آنتونی کوئین» در فیلم «الرساله» ایجاد شده بود را، با انتخاب بازیگری کوتاه قد بشکند! (5)




نکته‌ی مهم دیگر در جنگ خندق است. جایی که پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) اقدام به شکستن سنگی بسیار سخت می‌کنند و سه بار برقی از سنگ می‌جهد که در این سه بار ایشان مسلمین را به فتوحاتی مانند فتح بلاد روم و فارس و صنعا بشارت می‌دهد. نویسنده‌ی سریال در اینجا حدیث پیامبر اسلام (ص) را درباره‌ی سلمان ذکر می¬کند که او از اهل بیت است، اما یادش می رود که اهل بیت کیستند که سلمان می‌تواند لیاقت یابد تا یکی از آنها باشد و این شرفی است که به گفته‌ی همین سریال نصیب هرکسی نمی شود. به طور قطع و یقین نویسنده می‌داند که اهل بیت پیامبر (ص) بر مبنای آیه‌ی مباهله و آیه‌ی تطهیر و حدیث معروف کساء و آیاتی مشابه همانا خاندان ایشان یعنی علی؛ فاطمه و حسنین علیهما آلاف التحیته و والثناء هستند.اما حقوق این اهل بیت در کجای این سریال قرار دارد؟


در همین جنگ خندق وقتی عمر بن عبدود مبارز می طلبد؛ نویسنده‌ی محترم اشاره ای نمی کند که هیچ کدام از صحابه جرأت نداشتند پاسخ او را بدهند جز علی (ع) و اینجاست که پیامبر (ص) فرمودند امروز همه‌ی کفر در برابر همه‌ی اسلام ایستاده است و یا ضربه‌ی شمشیر علی (ع) در خندق از عبادت همه‌ی جن و انس بالاتر است. ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه می‌گوید: عمر بن خطاب در چندین جاگفته است: به خدا سوگند! اگر شمشیر علی نبود، عمود خیمه‌ی اسلام استوار نمی‌شد.


البته این را باید به حساب فراموشی عمدی نویسنده‌ی سریال نوشت. از این دست فراموشی‌ها بسیار است و در تورق تاریخ هر کجا که به فرار خواص از میادین جنگ می رسیم (منقول در تواریخ اهل سنت) نویسنده به سرعت موضوع را عوض می کند. مانند جنگ با اصحاب بنی قریضه که تکلیف آن را روشن نمی کند و جنگ خیبر که اصلا یادی از آن نمی کند یا غزوه‌ی تبوک و یا لشگرکشی اسامه ...

چهارشنبه 15/6/1391 - 21:0 - 0 تشکر 544603

حذف «حجۀ الوداع» از سریال!


اما فراموشی متعمّدانه‌ی بزرگ دیگری که نویسنده در میان تمام تحریفات تاریخی خود بکار می¬برد، حذف «حجۀ الوداع» از زندگی پیامبر (ص) است. البته او تلاش کرده که این واقعه را از زبان ابوبکر آن هم در حالی که نگران سلامت رسول خداست و برای خانواده‌ی خود اظهار ناراحتی می کند، به تماشا بگذارد و زیرکانه تلاش دارد تا کلام رسول خدا (ص) در غدیر خم را از دهان  خلیفه‌ی اول خارج کند تا از نظر تصویری، ذهنیت مخاطب را برای جانشینی ایشان فراهم نماید. پر واضح است که در چنین شرایطی هیچ اشاره ای به موضوع تعیین علی علیه السلام به جانشینی پیامبر نشود.


طبری در ذخائر العقبی می‌نویسد: براء نقل می‌كند در سفر حجه‌الوداع خدمت رسول خدا بودم وقتى به غدیرخم رسیدیم دستور داد آن مكان را پاكیزه نمودند. سپس دست على را گرفته طرف راست خودش قرار داده فرمود: آیا اختیار دار شما نیستم پاسخ دادند: اختیار ما بدست شما است. پس فرمود: هر كس من مولا و صاحب اختیار او هستم على مولاى او خواهد بود؛ پس عمر بن الخطاب به على گفت: این مقام گوارایت باد كه تو مولاى من و تمام مؤمنین شدى. 



 غسان مسعود بازیگر نقش ابوبكر


با این تعریفی که سریال از ماجرای غدیر خم می‌کند؛ تماشاگر عامی شیعه و یا اهل سنت که اهل تحقیق هم نیست به راحتی ماجرای سقیفه را خواهد پذیرفت؛ زیرا هم شخصیتِ تحریف شده از ابوبکر خیلی خوب کار شده و هم بازیگر توانایش (غسان مسعود) در خدمت منویات نویسنده و کارگردان قرار گرفته است. تماشاگر هم او را به عنوان مردی آرام و بی تکلف می‌پذیرد و آرزو می‌کند که ای‌کاش مردی با نرم خویی او خلیفه باشد.

چهارشنبه 15/6/1391 - 21:4 - 0 تشکر 544615

ماجرای سقیفه و جای خالی یک سوال


این موضوع از این نظر مهم است که بدانیم نویسنده و کارگردان به موضوعاتی پیش پا افتاده نظیر ارتباط وحشی با دختری از کنیزکان مکه در چند قسمت متوالی پرداخته است، اما وقتی به سقیفه می‌رسد، سرعتش را چند برابر کرده و در یک تعارف میان شیخان، خلافت به ابوبکر می‌رسد و خلاص. 


یادمان باشد به سند همین سریال، جناب عمر، با شنیدن خبر مرگ پیامبر (ص) از خود بیخود شده و مردم را مورد سرزنش قرار می‌دهد که پیامبر نمرده و او مانند عیسی و موسی به آسمان رفته است!


جالب‌تر اینکه در موضوع سقیفه همه‌ی آنها که جمع شده‌اند، اصلا از خود نمی‌پرسند که پیامبر (ص) دفن شده یا نه؟ .... در حالی‌که بدن مطهر پیامبر (ص) دو روز در خانه‌ی خود بود و روز سوم به خاک سپرده شد. اما همان‌روز و هنوز زمانی که بدن مبارکش کفن نشده، صحابه متاثر از مرگ عزیزترین موجود روی زمین با چشمانی اشکبار خلیفه انتخاب می‌کنند و البته این سریال تلاش می‌کند از کنار این موضوع مهم به سرعت عبور کند و به هیچ عنوان این موضوع که چه در خانه‌ی پیامبر (ص) می‌گذرد را مطرح نمی‌کند!!!

چهارشنبه 15/6/1391 - 21:16 - 0 تشکر 544629

یک دروغ بزرگ؛ بیعت علی (ع) با خلیفه‌ی اول


موضوع بعدی که انحراف عجیبی را به تصویر می‌کشد، بیعت علی (ع) با خلیفه‌ی اول است. نوع طراحی داستان اینگونه بیان می‌کند که ایشان با رضایت کامل خود و در جواب توطئه¬ای که ابوسفیان پایه ریزی کرده است، به مسجد رفته و دست ابابکر را در دست خود می‌گیرد و بیعت می‌کند؛ آن‌هم با دلیلی من درآوردی که از لسان بازیگر نقش حضرت علی (ع) صادر می‌شود تحت عنوان اینکه پیامبر اسلام پادشاه نبوده که بعد از خودش جانشینی انتخاب کند و یا اینکه خلافت امری موروثی نیست که بعد از پیامبر میان خاندانش بماند! یا لاالعجب!!! وقاحت در این سریال تا جایی می رسد که دروغ خود را در دهان شخصیت علی (ع) قرار می‌دهند. مگر می‌شود کسی که در سیزده سالگی به خلافت پیامبر (ص) رسیده و در همه‌ی صحنه-های مختلف زندگی پیغمبر عزیز اسلام به خلافت ایشان تصریح شده، کسی که داماد پیامبر است و کسی که پدر نوه های اوست، ماجرای خلافت خود را فراموش کند و این کلام غیر عقلانی را بیان کند؟

چهارشنبه 15/6/1391 - 21:22 - 0 تشکر 544632

مسئله‌ای که فقط برای پیامبر جرم بود!


فراموشی نویسنده‌ی دروغگوی این سریال جالب است؛ زیرا درباره‌ی خلافت بعد از ابوبکر می‌بینیم که ایشان خودشان خلیفه‌ی بلافصل خود را انتخاب و انتصاب می نمایند. یعنی فقط انتخاب خلیفه برای پیامبر جرم است و برای خلیفه‌ی اول اشکالی ندارد. البته بهانه ای هم از زبان ابوبکر می آورند این است که من به بزرگان قوم گفتم کسی را انتخاب کنید و آنها مرا مخیر کردند و من هم عزیزتر از عمر کسی را نیافتم. و این بزرگان قوم کسی نیست جز عثمان و عبدالرحمان بن عوف! 


هیچ تاریخ دان با انصافی نیست که از تلاشهای مثبت خلیفه دوم در تاریخ خلافتش چشم بپوشد. اینکه وی تلاش ناتمام خلیفه‌ی اول در ارسال لشگر به نقاط مختلف و به نتیجه رساندن پیش بینی پیامبر (ص) در فتح ایران و روم و سایر بلاد را تکمیل نموده، امری است که در تمام تواریخ و اسناد مشترک شیعه و سنی به چشم می‌خورد. اما درباره‌ی شخصیت ایشان بعد از خلیفه شدن، آنچه که در تاریخ آمده، با آنچه که به تصویر کشیده شده تفاوتهای محسوسی دیده می‌شود.

چهارشنبه 15/6/1391 - 21:35 - 0 تشکر 544646

حذف سلمان، ابوذر، عمار و دیگر صحابه‌ی پیرو علی (ع)


نکته‌ی دیگر سریال عمر این است که در میان اصحاب خلیفه‌ی دوم خبری از صحابه‌ای که به پیامبر قرابت خاصی داشتند نیست و البته در اطرافیان خلیفه‌ی اول هم حضور نداشتند. کسانی مانند ابوذر که کلا از این سریال حذف شده است و وجود خارجی ندارد! زیرا اگر نویسنده می‌خواست حضور این بزرگ مرد راستگو را به نمایش بگذارد، مجبور بود از عنصری به نام صداقت استفاده نماید که در نگارش این سریال کمتر نشانی از صداقت می¬بینیم. کسانی مانند عمار که به ناگهان و بعد از جنگ احد به یکباره حذف می‌شود؛ مقداد که اصلا حضور ندارد، طلحه و زبیر که فقط در جلسه‌ی مرگ عمر دیده می‌شوند و بسیاری از متقدمان در اسلام به دلایلی که عدم صداقت نویسنده در آن موج می¬زند، از این سریال حذف شده اند و از میان بنی‌هاشم تنها به ابوطالب در ابتدای رسالت و به علی (ع) اشاره می¬شود. آن هم نه در حد شخصیت پردازی (که البته از توان این نویسنده و کارگردان خارج است) بلکه فقط به عنوان یک تیپ با آن چهره پردازی که عبداله اسکندری انجام داده و تلاش نموده که در جهت منویات تهیه‌کنندگان فیلم این بازیگر را تا حد امکان به عکس‌هایی که منتسب به علی (ع) است، نزدیک گرداند. حال آنکه اصحاب و پیروان حضرت علی (ع) به خواست ایشان در فتوحات دوران عمر، نقش به سزایی ‌داشتند. عده‌ای از آنان‌، فرماندهی بخشی از سپاه را عهده‌دار بوده و در این جهت تلاش‌ها و جان‌فشانی‌های بسیاری از خود نشان دادند، تا آنجا كه به جرأت می‌توان گفت پیروزی ‌سپاه اسلام در بسیاری از مقاطع‌، مرهون كوشش‌ها و فرماندهی عالی این افراد بود. اما در این سریال بیشتر روی خالد بن ولید تاکید می شود. در اینجا مناسب است به نام برخی از این اصحاب امیرالمومنین با مناصب‌شان در نبردها اشاره شود:




1- سلمان فارسی‌: وی در فتح مدائن كه در سال 16 هجری روی داد در جایگاه سفیر مسلمانان حضور داشت و با ایراد سخنان پرشور و حماسی‌، نقش به سزایی در بالا بردن ‌روحیه مسلمانان و تشویق آنان به نبرد ایفا كرد.6


2ـ حذیفة بن الیمان‌: حذیفه در جنگ نهاوند از فرماندهان سپاه بود و به گزارش ‌دینوری‌، مَقْدِسی و ابن عبدالبرّ، پس از نُعمان بن مُقَرّن فرماندهی كل سپاه اسلام را به ‌عهده گرفت‌. او در فتح شوشتر، سِمَت فرماندهی پیاده نظام سپاه ابوموسی اشعری را عهده‌دار بود.همچنین شهرهای همدان‌، ری و دینور به دست وی فتح شده است‌.7


3ـ مقداد بن اسود كندی‌: مقداد در فتح مصر در رأس سواره نظام‌ها شركت داشت‌. هم چنین در فتح دیار بكر به همراهی عمار یاسر حضور داشت‌.8


4ـ هاشم بن عتبة بن ابی وقاص المرقال‌: هاشم بن عتبه‌، برادرزاده سعد بن ابی‌ وقاص و از یاران با وفا و مخلص حضرت علی(علیه‌السلام) بود كه در جنگ صفین به شهادت رسید. وی در روزگار خلافت عمر در نبرد قادسیه‌، فرماندهی جناح چپ سپاه اسلام را عهده‌دار بود. هم چنین از سوی خلیفه مأموریت یافت با سپاه دوازده هزار نفری به مقابله با سپاه ‌یزدگرد به جلولاء اعزام شود.هاشم بن عتبه نیز در فتح بیت المقدس‌، فرمانده پنج هزار سواره نظام بود.9


5ـ عمار بن یاسر: عمار از شیعیان خاص امیرمؤمنان بود كه در فتح مصر، فرماندهی‌ سواره نظام را به عهده داشت‌. وی در فتح دیار بكر نیز به اتفاق مقداد بن اسود شركت ‌كرد. عمار در فتح شوشتر نیز فرماندهی دسته سواران را به عهده داشت‌. وی در این ‌زمان‌، حاكم كوفه بود. چون خلیفه طی نامه‌ای از او تقاضای كمك به ابوموسی اشعری را كرد، عمار عبدالله بن مسعود را جانشین خویش در كوفه كرد و خود به همراه شش هزار سوار به كمك ابوموسی شتافت‌.10


6ـ مالك اشتر نخعی‌: وی در جنگ قادسیه حضور داشت‌. شهرهای آمِد و مَیافارِقِین به دست او فتح شد. مالك اشتر در این روزگار در نبردهای مسلمانان با رومیان به فرماندهی گروهی از سپاهیان منصوب و با رشادت‌های فراوان‌، شماری از رومیان را نابود كرد. او نیز به فرماندهی هزار سوار در فتح عَزاز شركت داشت‌. چنان ‌كه در فتح مصر نیز از فرماندهان سپاه به شمار می‌رفت‌. 11


7ـ حجر بن عدی كِندی‌: حُجر در نبرد جلولاء همراه دو هزار سوار خویش فرماندهی ‌جناح راست را به عهده داشت‌. او نیز در جنگ قادسیه حضور فعالانه داشت‌. هم چنین ‌سخنان حجر در «مرج عذراء» محل شهادت وی‌، زمانی كه خود را برای شهادت آماده ‌می‌كرد، حاكی از آن است كه وی در فتح شامات نقش به سزایی داشته است‌.12


می‌توان حدس زد که حذف عوامل اصلی کمک کننده به پیامبر (ص) در این سریال به دلیل این است که شخصیت خلیفه دوم بیشتر و بهتر دیده شود. تلاش کارگردان در میزانسن نیز به گونه‌ای‌است که عمر همواره در پشت سر ابوبکر، عثمان پشت سر او و علی در پشت سر ایشان باشد. یعنی ترتیب خلفا را با همین نوع میزانسن تعیین می‌کند.  جالب اینجاست که مشاوران  اصلی عمر در تمام طول سریال عثمان و قنفذ و مغیره هستند و گاهی نیز علی علیه السلام.

چهارشنبه 15/6/1391 - 21:50 - 0 تشکر 544680

و حالا؛ پرده‌برداری از شخصیت ابولؤلؤ!


همانطور که اشاره شد، نویسنده و کارگردان از هنگام به خلافت رسیدن عمر تلاش خود را برای قدیس نشان دادن او آغاز می‌کنند. از نمازهای داخل خانه و عبادات گرفته تا پرسه های نیمه شب در خیابان‌ها و گوش دادن به زمزمه‌ی خصوصی مردم در خانه های‌شان تا رسیدگی کردن به فقرا و.... البته در تاریخ ثبت است که عمر انسان زاهدی بوده و در بسیار از موارد به خانواده‌ی خود سخت می‌گرفته است. او خود را در حد نازل‌ترین مردم نگه می‌داشته تا همواره به عنوان خلیفه‌ی مسلمین الگو باشد. اما در این سریال کار تا جایی پیش می‌رود که در خشکسالی معروف مدینه خلیفه به نماز باران می‌ایستد و یک روز بعد باران می‌بارد و همه از خشکسالی رهایی می‌یابند که این مورد در هیچ کجای اسناد تاریخی اهل تسنن که بنده مطالعه کرده‌ام یافت نشد.


آخرین تیر ترکش نویسنده‌ی محترم در باره ابولؤلؤ است که قاتل خلیفه‌ی دوم محسوب می‌شود. نویسنده تلاش زیادی می‌کند که او را یک ایرانی  متعصب و دو آتشه نشان دهد که تنها به دلیل اینکه خلیفه و مسلمین ایران را اشغال کرده اند، او را می‌کشد و در این راه تلاش می‌کند که اولین تروریستهای اسلامی را ایرانی معرفی نماید. حال آنکه او در این راه ناصواب عمل کرده و از روایات اهل سنت هم در این زمینه غافل مانده است.


«ابولؤلؤ (د 23ق/644م)، قاتل عمربن خطاب کسی است که از زندگی او چیز زیادی مشخص نیست و شهرت او تنها به دلیل قتل عمر است. بیشتر منابع نام او را فیروز ضبط کرده‌اند. 13 درباره‌ی اصل و نسب و اعتقاد او میان منابع، اشتراک اندکی دیده می‌شود. منابع متأخرتر نیز جز تکرار گفته‌های منابع پیشین کمتر اطلاع سودمندی به دست می‌دهند. بنابر خبر مشهوری، او از مردم نهاوند بود که در جنگ به دست مسلمانان اسیر شد و به غلامی مغیره بن شعبه فرمانروای کوفه درآمد. 14در منابع کهن‌تر او را مجوسی شمرده‌اند. 15 با این همه گروهی دیگر از مورخان او را مسیحی دانسته‌اند.16 بنابر نقل نه چندان قابل اعتماد طبری (4/136) از سیف بن عمر، ابولؤلؤ نخست به اسارت رومیان درآمد و سپس مسلمانان او را اسیر کردند. درباره‌ی انگیزه‌ی قتل عمر به دست ابولؤلؤ همسانی چندانی در منابع تاریخی وجود ندارد. بنابر کهن‌ترین روایات، مغیره بن شعبه از کوفه نامه‌ای به عمر در مدینه نوشت و از او خواست تا اجازه دهد غلامش ابولؤلؤ به مدینه بیاید و مردم از فنون او مانند نقاشی، آهنگری، و درودگری بهره‌مند شوند. عمر با آنکه ورود غیرعرب را به مدینه ممنوع شمرده بود، موافقت کرد. پس از چندی، ابولؤلؤ نزد عمر از مولای خود مغیره شکایت کرد که خراجی سنگین بر او بسته است، ولی خلیفه شکایت او را روا ندانست و ابولؤلؤ که از بی‌اعتنایی خلیفه در خشم شده بود، کلمات تهدیدآمیز بر زبان راند، چندی پس از آن گفت‌وگو، ابولؤلؤ در مسجد کمین کرد و هنگام نماز صبح عمر را از پای درآورد و پس از آنکه چند نفر دیگر را هم زخم زد، خودکشی کرد. 17 از دیگر نظراتی که دربارة انگیزه‌ی قتل عمر گفته شده این است که برخی از بزرگان صحابه که از سخت‌گیری‌های عمر ناراضی بودند، نقشه‌ی قتل خلیفه را طرح کردند و ابولؤلؤ تنها وسیلة اجرا بوده است.18 شواهدی نیز دردست است که نشان می‌دهد کسانی مانند کعب الاحرار یهودی از پیش در این‌باره به خلیفه هشدارهایی داده بوده‌اند. 19 


برخى از محقّقان بر این عقیده‏اند كه در پشت صحنه‌ی قتل خلیفه‌ی دوّم ‏دست حزب اموى در كار بوده است. بویژه آنكه عمر در اواخر دوران‏ خلافتش بسیار بر آنان سخت گرفته بود. این عمرو بن عاص است كه با افسوس و حسرت مى‏گوید: خداوند زمانى را كه در آن استاندار عمر بن‏خطّاب گشتم، نفرین كند. مغیره نیز بر عمر كینه مى‏ورزید. چراكه عمر پس از متّهم ساختن او به زنا، وى را از استاندارى بصره عزل كرد و مغیره ‏را بارها مورد خطاب قرار مى‏داد و به او مى‏گفت: به خدا قسم گمان‏نمى‏كردم كه ابوبكر بر تو دروغ بندد. عبدالرحمن بن ابوبكر بر این باور بود كه جفینه غلام سعد بن ابى‏وقاص‏در جریان قتل عمر شركت دارد و از طرفى سعد نیز با جناح امویّون‏ خویشاوندى نزدیكى داشت، چراكه مادرش خواهر ابوسفیان بود. در واقع عوامل و اسبابى كه مرگ عمر در مورد شکایت از مغیره را ملاک قرار می‌دهند و آن را پیش زمینه‌ی ترور عمر توسّط ابولؤلؤ دانسته‏اند، سُست و بى‏پایه است و قابل نقد و بررسى است. زیرا همین كه مغیره، غلامش را كه خراج بر او مقرّر شده بود، رد كرد دلیل آن‏ نمى‏شود كه كمر به ترور عمر ببندد. بلكه این امر باید وى را به ترور مولایش كه مستقیماً خراج را براى او مى‏برد، ترغیب مى‏كرده است. از سوی دیگر خلیفه‌ی دوم فردی سختگیر بوده که قبل از مرگش عمرو عاص را بنا به روایت همین سریال مورد عتاب قرارداده و فرزند او را کتک می‌زند. توطئه‌ی قتل او هم در بسیاری از اسناد به اولین صهیونیست‌هایی که در اسلام ظهور کرده اند، مرتبط دانسته شده است. حال چرا نویسنده‌ی محترم از میان این همه سند و روایات متعدد و مختلف تنها به این بسنده می‌کند که ابولولو یک ایرانی متعصب و دو آتشه است، تنها می‌تواند به دلیل متهم کردن ایرانی‌ها در قتل خلیفه ای باشد که از نظر اهل سنت دارای مقام ارزشمندی است و قطعا بر روی مخاطب ناآشنا به تاریخ تاثیرات عظیمی برجای می گذارد. آیا رفتار تولید کنندگان این سریال نمی‌تواند زمینه‌ساز توطئه‌ای شوم بر علیه اتحاد مسلمین باشد؟ آیا هدف از تولید این سریال عظیم با بودجه‌ی نفتی وهابیون، نباید تنها و تنها به قسمت آخر این سریال و ترور عمر خلیفه‌ی دوم مربوط دانست؟ آیا با نگاه ضد ایرانی نمی‌خواهند که مسلمان فارسی زبان را با مسلمانان عرب زبان درگیر نمایند؟ .... باید بدانیم که  آرزوی اسرائیل و صهیونیزم این است که هیچ مسلمانی و باز هم تاکید می‌کنم که هیچ مسلمانی را بر روی زمین باقی نگذارند و این با لطایف الحیل در حال پیگیری است. اینک که دنیای اسلام با بیداری اسلامی در حال بالندگی است، باید دانست که هر گونه تلاشی برای ایجاد تفرقه میان دو فرقه‌ی بزرگ اسلامی چیزی است که آنها بدان نیاز دارند. مطمئنا و به جرأت میتوان سریال عمر را یک اقدام اساسی در این راه دانست.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.