• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعلیم و تربیت (بازدید: 989)
جمعه 3/6/1391 - 9:42 -0 تشکر 526354
والدین و تربیت فرزندان اول

شما چند فرزند دارید؟ فرزند دوم شما با فرزند اول چقدر تفاوت دارد؟ آیا روش تربیتی این دو یکسان بوده است؟ آیا تجربه‌هایی که درباره فرزند اول داشته‌اید درباره فرزند دوم هم به کار برده‌اید؟ یا نه آن را اصلاح کرده‌اید و یا اصلا تغییر داده‌اید؟ در تربیت کدامیک موفق‌تر بوده‌اید؟ فرزند اول یا دوم؟ اصلا تربیت کدامیک برای شما سخت‌تر بوده است و کدامیک راحت‌تر؟

جمعه 3/6/1391 - 9:43 - 0 تشکر 526355

 ترتیب فرزندان در خانواده در تربیت و شكل‌گیری شخصیت فرزندان و البته رفتار والدین تاثیرگذار است. فرزندان بر اساس این كه فرزند چندم خانواده هستند رفتار متفاوتی از والدین می‌بینند كه این رفتار‌ها دلایل مشخصی دارد. در این نوشتار قصد داریم راجع به بچه‌های اول خانواده صحبت كنیم.


وقتی فرزند اول خانواده به دنیا می‌آید پدر و مادر بسیار خوشحالند و فرزند خود را بهترین و استثنایی‌ترین بچه می‌دانند. این احساس به دلایل مختلفی به وجود می‌آید كه اولین آن به دلیل بی‌تجربگی در روند رشد كودكان است. والدین چون در جریان ریز اتفاقاتی كه طی رشد فرزند می‌افتد قبل از این نبوده‌اند تصورشان بر این است كه فقط فرزند آنها دارای این رفتار است، برای همین فكر می‌كنند كه فرزندشان منحصر به فرد است. دلیل دوم این است كه معمولا والدین می‌خواهند بهترین والدین باشند. زن و شوهری كه هنوز بچه‌دار نشده‌اند هرگاه كودكی را در حال گریه می‌بینند و یا وقتی كودكی را در حال رفتار ناشایستی می‌بینند با خود می‌گویند كه عجب والدین بی‌مسوولیتی دارد، من كه به هیچ‌وجه نمی‌گذارم فرزندم این‌گونه شود. در حالی كه خیلی از اتفاق‌ها و رفتار‌ها برای همه بچه‌ها است و جزو روند رشدی آنهاست. آنها در ابتدا با خود می‌گویند من كاری می‌كنم كه فرزندم بهترین باشد و در تربیت او مانند بقیه پدر و مادرها رفتار نمی‌كنم، در صورتی كه ماهیت پدر و مادری یك چیز است و آن تربیت و پرورش روحی و جسمانی همه‌جانبه فرزند و هیچ والدین و فرزندی خالی از اشكال نیستند به این دلیل كه هیچ انسانی كامل نیست. والدین وقتی دارای اولین فرزند خود می‌شوند احساس می‌كنند كه خودشان و فرزندشان كاملا منحصربه‌فردند در حالی كه باید بدانند روند رشدی متعادل كودكان روندی است كه در همه یكسان است (البته تفاوت‌های بسیار كمی ‌با هم دارند كه به مسائل مختلف مربوط می‌شوند اما به‌طور كل می‌توان از یك روند طبیعی نام برد) این دانش با چیزی غیر از مطالعه و مشاوره با افراد كاردان صورت نمی‌گیرد. شما به عنوان والدین باید بدانید كه فرزندتان چه موقع به پزشك احتیاج دارد و چه موقع مثلا یك دل‌درد ساده دارد و اینها در اولین فرزند احتیاج به مطالعه و دقت فراوانی دارد چرا كه شما كاملا بی‌تجربه هستید.

جمعه 3/6/1391 - 9:43 - 0 تشکر 526356

حساسیت والدین


والدین روی فرزند اول خود تا وقتی زنده هستند حساسیت بیش از حد دارند، به این صورت كه از او توقع بیشتر دارند. می‌خواهند فرزندشان بهترین باشد. از اشتباهات او بیش از حد ناراحت می‌شوند. او را همیشه بچه می‌دانند. خود را در تصمیم‌گیری‌های او بیشتر از بقیه بچه‌ها دخیل می‌دانند و معمولا بیشتر ایرادات او را می‌گویند تا خوبی‌هایش را. این حساسیت‌ها معمولا باعث می‌شود كه فرزندان اول همیشه از والدین خود شاكی باشند كه چرا بین او و دیگر فرزندانشان تفاوت قائلند. بچه اول معمولا وقتی می‌خواهد تفریح كند از نظر والدین بزرگ شده است و هرگاه می‌خواهند تصمیم بگیرند هنوز بچه‌اند. این حساسیت‌ها برای این است كه والدین فكر می‌كنند فرزند اول مثل پرچم خانواده و معرف والدین می‌ماند. والدین همیشه دارند در برابر دیگران به او می‌بالند پس اگر اشتباهی كند این خانواده است كه زیر سوال می‌رود پس باید چهار چشمی‌ مراقبش بود و برای هر اشتباهی تنبیهش كرد. این حساسیت‌های دست و پاگیر معمولا باعث می‌شود فرزندان اول كمتر از بچه‌های دیگر پیشرفت كنند با این كه هوش فرزندان اول معمولا بیشتر از بقیه فرزندان خانواده است. آنها بیشتر از فرزندان دیگر احساس تنهایی می‌كنند و بیشتر در معرض افسردگی قرار می‌گیرند، چرا كه معمولا آزادی تصمیم‌گیری ندارند و همیشه تحت مراقبت هستند و كمتر فرصت تجربه دارند چون معمولا والدین‌شان می‌خواهند راه درست را به آنها در همه چیز نشان دهند.

جمعه 3/6/1391 - 9:43 - 0 تشکر 526357

تجربیات بعد از واقعه


والدین برای بچه اول معمولا بسیار شتابزده تصمیم می‌گیرند. منظور از شتابزده این است كه فقط به دانش خود بسنده و فكر می‌كنند همه چیز را در مورد فرزندشان می‌دانند مخصوصا در زمان‌های بحرانی. مثلا اگر فرزندشان كار اشتباهی كند معمولا در اولین فرصت با او برخورد می‌كنند و بدون این كه آن مسئله را ریشه‌یابی كرده و به دلایل آن پی ببرند فرزندشان را تنبیه و یا توبیخ می‌كنند. والدین برای این كه فرزند دیگری نداشته‌اند و تجربیاتی ندارند با فرزندشان كه معمولا یك یا چند نسل از آنها جلوتر است تازه به تجربه می‌نشینند. به دلیل اختلاف نسل‌ها و عوض شدن جامعه و دوران معمولا فرزندان رفتارهایی دارند كه با نسل‌های‌پیشین‌شان متفاوت است و چون والدین از این اختلاف‌ها آگاهی ندارند و معیارهایشان براساس نسل خودشان است براحتی به قضاوت رفتارهای كودكشان دست می‌زنند و به نتیجه می‌رسند كه این رفتار بد یا خوب است. برای همین وقتی فرزندان دوم به دنیا می‌آیند والدین به خاطر این كه یك تجربه داشتند راحت‌تر با فرزند دومشان كنار می‌آیند و یكی از شكایت‌های فرزندان اول همیشه این است كه خواهر و برادران دیگر ما بسیار آزادترند. والدین معمولا فرزندان اول خود را در درس خواندن اجبار می‌كنند و در انتخاب رشته تحصیلی او را به آنچه خودشان می‌خواهند سوق می‌دهند اما به راحتی ممكن است دست فرزندان دیگر خود را در انتخاب رشته آزاد بگذارند. در زمینه‌های دیگر نیز از انتخاب وسایل شخصی، لباس پوشیدن، آرایش موها و... تا انتخاب همسر همیشه فرزندان اول بیشتر تحت ‌فشار والدین هستند. این تجربیاتی كه هنگام رشد فرزند اول به دست می‌آید معمولا همه‌اش به درد فرزندان بعدی می‌خورد و فرزندان اول معمولا از خودشان به اسم موش آزمایشگاهی والدین نام می‌برند. در واقع فرزندان اول راهگشای فرزندان دیگرند.

جمعه 3/6/1391 - 9:43 - 0 تشکر 526358

مساله این است


نمی‌توان به این دلیل كه پدران و مادران بی‌تجربه هستند به آنها حق داد كه هر طور خواستند با فرزند اول رفتار كنند و هر تجربه‌ای را با هر آزمایشی می‌خواهند با فرزند اولشان به دست آورند. گاهی والدین به فرزندان خود ضربات جبران‌ناپذیری می‌زنند كه باعث از بین رفتن مقطعی از زندگی فرزندشان می‌شود، مثلا فرزندی كه در دوران بلوغ است و والدینی كه هیچ تجربه‌ای ندارند و حساسیت شدیدی در تربیت فرزندشان به خرج می‌دهند را تصور كنید، ناگفته پیداست كه تمام این مسائل باعث می‌شود كه فرزندشان را بدون این كه بخواهند آزار دهند و نتوانند در این دوران به او كمكی كنند و با او دوست باشند. معمولا والدین فكر می‌كنند ایراد از فرزندشان است كه نمی‌توانند با او ارتباط برقرار كنند و فرزند دومشان كه با او ارتباط خوبی دارند برای این است كه خود او خوب است و می‌تواند با آنها ارتباط برقرار كند. در صورتی‌كه اگر به رفتارهای خود نگاه كنند متوجه می‌شوند كه رفتار آنها با دو فرزندشان متفاوت است. اشتباه دیگر والدین این است كه بدون این كه به رفتارشان دقت كنند نیتشان را در نظر می‌گیرند. آنها همیشه می‌گویند ما به نفع فرزندمان تصمیم می‌گیریم، برای او دلسوزیم و خیرش را می‌خواهیم و متاسفانه گاهی پشت این نیات پنهان می‌شوند و رفتارهای خود را توجیه می‌كنند. والدین باید بدانند كه بی‌تجربه‌اند و فرزند اولشان در هر سنی كه باشد آنها تجربه قبلی آن دوران را نداشته‌اند و امكان دارد اشتباه كنند.

جمعه 3/6/1391 - 9:44 - 0 تشکر 526359

چه باید كرد؟


با این همه هستند پدر و مادرانی كه در تربیت فرزند خود بسیار موفقند و فرزندشان نیز از آنها راضی است. والدینی كه با فرزندان اول خود مشكل دارند می‌توانند با رعایت نكات زیر به موفقیت‌هایی در این زمینه دست یابند.
اول از همه والدین باید باورشان را تغییر دهند. آنها باید بدانند هر چقدر باكفایت باشند تجربه كافی ندارند و امكان دارد خطا كنند. اگر با این دید به تربیت فرزندانشان بپردازند همیشه دقت كافی را در رفتارهایشان به خرج می‌دهند. اما اگر فكر كنند كاری را كه می‌كنند درست است همیشه حق به جانب‌ هستند و هیچگاه صدای فرزندشان را كه در حال اعتراض است نمی‌شنوند.
دوم این كه بدانند هیچ اعتراضی از طرف فرزند بیجا نیست و باید آن را ریشه‌یابی كنند و جای اعتراض را در رفتارشان نگذارند. مثلا اگر فرزندشان معترض است كه چرا به او آزادی نمی‌دهید از او بپرسید كه منظورش از آزادی چیست و در چه زمینه‌هایی آزادی می‌خواهد و بعد با نظارت غیرمستقیم‌تان بر آزادی‌های او بیفزایید. همیشه یادتان باشد زندگی یعنی تجربه و هر كس كه دارای تجربیات بیشتری باشد بیشتر زندگی كردن را آموخته است. البته شما باید بدانید هر تجربه‌ای برای چه سن و چه شرایطی است و این كه بعضی از تجربیات هزینه‌های زیادی دارند كه به تجربه كردنشان نمی‌ارزند. ولی با تمام اینها نباید فرصت تجربه كردن را از فرزندان خود بگیرید.
همیشه اول دوست فرزند خود باشید بعدا مراقبش، چرا كه بچه‌ها بیشترین رفتار‌ها را از دوستان خود می‌آموزند. پس اگر شما بتوانید یك دوست و یك مشاور خوب برای فرزندتان باشید بیشتر از یك مراقب و محافظ به او كمك كرده‌اید.
اگر اشتباهی كردید و بعدها متوجه شدید كه رفتارتان اشتباه بود از فرزندتان معذرت‌خواهی كنید. هیچ اشكالی ندارد كه والدین از فرزند خود عذرخواهی كنند، بلكه با این كار او را شرمنده كرده و این جسارت را به او می‌دهند كه او نیز از رفتار‌های بد خود عذرخواهی كند.
به جای این كه اشتباهات فرزندتان را بشمرید و او را تحقیر كنید و حتی اشتباهات خواهر و برادران كوچك‌تر از خودش را هم تقصیر او بدانید با این استدلال كه آنها نیز از تو الگوبرداری می‌كنند، از كارهای خوب او در میان خواهر و برادرانش تعریف و او را تشویق كنید.
به جای این كه فرزندانتان را با هم مقایسه كنید به مقایسه رفتارتان با آنها بپردازید، مثلا اگر پیشرفت یكی از فرزندانتان بیشتر بود دقت كنید ببینید كدامیك از فرزندانتان را بیشتر مورد تشویق قرار می‌دهید. درخواهید یافت فرزندی پیشرفت بیشتری داشته بیشتر نیز مورد تشویق قرار گرفته و میدان عمل بیشتری داشته.
در كل همیشه در حال آموختن و مطالعه و مشورت با افراد كاردان در زمینه تربیت فرزندان باشید تا بتوانید از راهكارهای جدید بهره ببرید و اشتباهات خود را برطرف كنید. همیشه بدانید یك رفتار بد فرزند شما از برخورد نادرست شما تبدیل به چند رفتار بد خواهد شد و یك رفتار خوب نیز اگر بازخورد مناسبی نبیند از بین خواهد رفت. یادتان باشد همانقدر كه رضایت والدین از فرزند مهم است رضایت فرزندان نیز از والدین آنها مهم است. / حدیث میرزایی / جام جم

جمعه 3/6/1391 - 9:44 - 0 تشکر 526360

نگرانی‌های فرزند اول


شما چند فرزند دارید؟ فرزند دوم شما با فرزند اول چقدر تفاوت دارد؟ آیا روش تربیتی این دو یکسان بوده است؟ آیا تجربه‌هایی که درباره فرزند اول داشته‌اید درباره فرزند دوم هم به کار برده‌اید؟ یا نه آن را اصلاح کرده‌اید و یا اصلا تغییر داده‌اید؟ در تربیت کدامیک موفق‌تر بوده‌اید؟ فرزند اول یا دوم؟ اصلا تربیت کدامیک برای شما سخت‌تر بوده است و کدامیک راحت‌تر؟


آنچه مسلم است رفتار والدین با اولین فرزند خود با رفتاری که با فرزندان بعدی دارند متفاوت است. نگرش‌ها، انتظارات و مهارت‌های فرزندپروری و نیز نگرانی‌های آنان در نتیجه تجربه‌ای که با فرزند اول به دست می‌آورند تغییر می‌کند، به طور کلی والدین به اولین فرزند خود توجه بیشتری می‌کنند و با او بیشتر حرف می‌زنند در مقابل از او توقع و انتظارات بیشتری نیز دارند.


از این‌روست که برخی روان‌شناسان معتقدند که فرزندان اول در مقایسه با فرزندان بعدی بسیار جویای موفقیت هستند، برونگراترند، به حمایت دیگران نیاز بیشتری دارند، بیشتر به اطاعت از مراجع قدرت و جلب نظر و تایید بزرگسالان راغبند، وجدان اخـلاقـی نـیـز در آنان بیشتر است، بیشتر مستعد گناه‌اند، همکاری و احساس مسوولیت بیشتری دارند و کمتر پرخاشگرند.


براساس یک کار تحقیقاتی، انگیزه پیشرفت در فرزندان اول بیش از بچه‌های دیگر است و آن هم به این دلیل است که بچه‌های اول به حرف پدر و مادرشان درباره خوب درس خواندن و دیگر موارد گوش می‌دهند.


نکته جالب این که به ترتیب تولد از اول به آخر از میزان انگیزه پیشرفت به طرز منفی کاسته می‌شود که شاید علت این امر این باشد که والدین برای فرزندان بعدی وقت کمتری را صرف می‌کنند و بیشتر وقت و حوصله خود را برای تربیت و توجه به فرزند اول اختصاص می‌دهند.


مـایـکـل گـروس یـک کـارشـنـاس امـور تـربـیـتی استرالیایی در کتاب خود با عنوان این که چرا فرزندان اول خانواده بر دنیا حکومت می‌کنند و فرزندان آخر مـی‌تـوانـنـد دنـیـا را عوض کنند، می‌نویسد: تمام فضانوردان آمریکایی اولاد اول خانواده بوده‌اند. بیش از نیمی از تمام روسای جمهوری آمریکا و بـیـشـتـر برندگان جوایز نوبل فرزند اول خانواده بوده‌اند. به گفته وی تنها تک‌فرزندان، ویژگی‌های شبیه اولاد اول را دارند. تحقیقات نشان می‌دهد تک فرزندان اعتماد به نفس و قدرت بیان بیشتری نسبت به سایر کودکان دارند. از قوه تخیل خود بیشتر اسـتـفــاده مــی‌کـنـنـد و از عـزت نـفـس سـالـم‌تـری برخوردارند. او معتقد است که والدین باید بسته به ایـن که کودک فرزند چندم خانواده است رفتار متفاوتی با او داشته باشند.
چرا رفتارهای متقاوت
اولین فرزندان در هر خانواده از یک موقعیت برتری برخوردارند. این موقعیت تا زمان تولد دومین فرزند ادامه می‌یابد ولی با تولد فرزند دوم ناگهان محبت و توجه والدین و دیگر اطرافیان نسبت به آنان کمتر می‌شود. از آنجایی که والدین و اطرافیان الگوی رفتاری خاصی برای نحوه برخورد خود با فرزند اول در مقابل این تنزل ندارند و اغلب با رفتارهای ناشیانه خـود فـرزنـد اول را نسبت به فرزند دوم نه‌تنها بی‌علاقه می‌کنند، بلکه حسادت را در وجود او تحریک می‌کنند.بررسی‌ها نشان داده است که رفتارهای روانی ناهنجار در فرزندان اول بیشتر است که دلیل آن تنزل مرتبه فرزند اول پس از کودک دوم است.


خـصـوصـا زمـانـی کـه مـادر و پدر به جنسیت فرزندشان توجه داشته باشند و فرزند دوم جنس مورد علاقه‌شان باشد.الـبـتـه هـمه پدر و مادرها چنین نیستند. برای بعضی‌ها فرزند ارشد، علی‌رغم تولدهای بعدی فرزند مورد احترام است و از چنان اعتبار و حیثیتی برخوردار است که فرزندان دیگر دارای آن احترام نیستند.


آنچه مسلم است تربیت فرزند اول بیش از تربیت سایر فرزندان مستلزم دقت و کاردانی است، به طوری که در تربیت فرزند ارشد باید خیلی دقت شود، چون شیوع اختلالات رفتاری و روانی فرزندان اول ناشی از رفتار نادرست والدین است. باید روشی به کار برد که گمان نکنند سزاوار احترام و امتیاز خاصی هستند و از سوی دیگر فکر نکنند که حقوق آنان نسبت به دیگران کمتر رعایت شده و حقی از آنان ضایع شده است.


کارشناسان می‌گویند که فرزند ارشد این تمایل را دارد که گمان کند از یک طرف والدین خصوصا مادر او را ترک کرده و به حال خود گذاشته‌اند و از سوی دیگر برادر و یا خواهر کوچکتر او را از حق خود محروم کرده‌اند.


بـنـابراین رفتارهای تربیتی در فرزند اول بایدبه‌گونه‌ای باشد که فرزند فکر نکند که مادر فقط منحصر به اوست و ازطرفی فکر نکند که با آمدن فرزند دیگر فراموش شده است. والدین نیز باید فرزند ارشد را راهنمایی کنند که نسبت به برادران و خواهران کوچکتر همانند پدر و مادر رفتار حمایتگر داشته باشد، حتی می‌توانند او را در مراقبت‌های بچه نوزاد شرکت دهند. هرگز نباید فرزند ارشد را در مقایسه با کوچکتر خود تحقیر کرد، هرچند که افراط در توجه نسبت به فرزند ارشد سبب بروز نخوت و غرور زیاد او می‌شود. والدین باید با تدبیر و مهارت فرزند ارشد را وادار کنند که کاردانی و فداکاری و محبت خود را به سود کوچکترها به کار ببرد و از به کار بردن نیروی تعرضی علیه آنها خودداری کند. نتیجه این که فرزند ارشد با دو خطر روبه‌روست او را کمتر یا بیشتر از ارزش واقعیش گرفتن که هر دو مـوجـب اختلال رشد اجتماعی او شده و گاهی هـماهنگی و تعادل میان گروه برادران را به هم می‌زند.


تقریبا همه فرزندان اول مانند تک فرزند هستند بهره‌مندی از توجه تمام و کمال والدین هم موهبت و هم مصیبت برای آنان است. از سویی اعتماد به نفس و قاطعیت در تنها فرزند پرورش می‌یابد و از سویی تنها مرکز توجه بوده و می‌تواند به توقعات زیاد غیرواقع‌بینانه‌ای منجر شود. تک‌فرزندها معمولا در کنار بزرگ‌ترها احساس راحتی می‌کنند اما آنها به واقع به دوستی و نزدیکی با بچه‌ها نیاز دارند به همین خاطر قرارهایی برای بازی با همسالان فرزند خود تـنـظـیـم کـنـیم تا بدترین وسیله مهارت‌هایی مثل مشارکت دوستی و حل مشکلات را تعریف کنید.

جمعه 3/6/1391 - 9:45 - 0 تشکر 526361

مقصر کیست؛ شما یا کودکتان؟
قبل از آن که کودکتان به دنیا بیاید حتما شما و همسرتان به روشی که مایل هستید او را بزرگ کنید می‌اندیشید. این مشغولیت فکری امری طبیعی است چرا که دانستن شیوه برخورد با کودک در مراحل مختلف رشد امری ضروری است لذا سعی دارید قبل از تولد یکایک شیوه‌های تربیتی روحی و جسمی نوزاد را مورد بررسی قرار دهید تا در ادامه راه دچار اشتباه نشوید.

امروزه شیوه تعلیم و تربیت وارد مرحله جدیدی شده است. پیشتر پدر و مادر بودن یک امر ساده بود. هر کس چندین بچه داشت و آنها را برحسب شعور و قوه ادراکش و براساس آداب و رسوم قدیمی بزرگ می‌کرد و بچه‌های بد تربیت بچه‌هایی بودند که نتوانسته بودند از آموزش خوبی که به آنها داده شده بود به خوبی بهره بگیرند چنانچه اگر کودکی دچار خطایی می‌شد همه کاملا معتقد بودند که این فقط تقصیر خودش است و نه هیچ‌کس دیگر. مقررات تربیتی سخت و خشن بود. اما کودک در سال‌‌های اول زندگیش موظف به رعایت آنها نبود. نوزاد موجود کوچکی بود که احتیاج به خوردن و شستشو داشت و هیچ آموزشی برایش لازم نبود.مادران هم هر وقت که نوزاد تقاضای شیر می‌کرد به او شیر می‌دادند اگر گریه می‌کرد او را در آغوش می‌‌گرفتند و او را برای این که به خواب رود تکان می‌دادند اما با تـغـییر اصول تعلیم و تربیت مادران دریافتند که کودکشان فقط به غذا و شستشو نیاز ندارد باید تعلیم و تربیت را از گهواره آغاز کرد دیگر هر کس آزاد نیست بر طبق آنچه که درک می‌کند بچه‌اش را بزرگ کند. برای این که آینده کودک به خطر نیفتد باید از همان آغاز تولد والدین روش منظمی را به کار گیرند. تکان دادن بچه وقتی که خوابش نمی‌آید، در آغوش گرفتنش به محض این که گریه کرد و دادن شیر به او هر وقت که خواست منع گردید. حال باید به ساعت نگاه کرد نه به کودک.


با آمدن علم روانشناسی تحولی در روش تعلیم و تربیت به وجود آمد. فروید کشف کرد که انسان در ضـمـیــر نـاخـودآگـاهـش، خـاطـرات بـد، تـمـایـلات غیرمنطقی، نگرانی‌ها، اضطرابهایش را پنهان می‌کند که بازتاب آن در ضمیر آگاه به صورت اختلالات روانی، بیماری عصبی، وسواس و عقده خواهد بود. از نظر فروید همه اختلالات روانی افراد از تمایلات سرکوب شده دوران کودکی سرچشمه می‌گیرند. به نـظر برخی از روانکاوان اضطراب بشر ناشی از نخستین ضربه لحظه تولد است.


روش تربیتی روانکاوان اثرات خوب فراوان و نامطلوب اندکی برجای گذاشت. یکی از اثرات خوب این بود که این واقعیت را آشکار ساخت دیگر نوزاد یک حیوان کوچک نیست و از همان روز تولد نه تنها قادر است رفتارهای انعکاسی داشته باشد بلکه رفتارهای عاطفی نیز از او سر می‌زند. در واقع نوزاد از همان لحظه که اندام‌های بدنش به وجود می‌آید روانش نیز تشکیل می‌گردد. براساس روش تربیتی روانکاوان برای این که روان کودک دچار اختلال نشود و عقده‌‌ای به وجود نیاید سعی می‌شد هر خواسته کودک فورا ارضا گردد بخصوص در سنین اولیه کودکی، یعنی به کودکتان هر وقت که خواست غذا بدهید. بگذارید کودک برای این که تمایل به پرخاشگریش را ارضاء کند اسباب‌بازی‌هایش را بـشـکند در غیر این صورت آن تمایل در ضمیر ناخودآگاه کودک پنهان می‌شود. اگر چیزی را از او دریغ کنید او دچار احساس حقارت خواهد شد با این روش تربیتی کودک اگر مرتکب خطایی می‌شد کسی او را سرزنش نمی‌کرد بلکه خانواده را مورد سرزنش قرار می‌دادند که نتوانسته بود فرزند خود را به خوبی درک کند. بدین طریق روانکاوی وارد زندگی مردم شد و همه والدین و مربیان بدون این که متوجه باشند آن را به کار می‌برند. / منبع:چاردیواری


جمعه 3/6/1391 - 9:48 - 0 تشکر 526362

رفتار با فرزند اول وقتی فرزند دوم به دنیا می آید



آیا میدانید كه وقتی فرزند دومتان به دنیا می آید، چگونه باید فرزند اولتان را آماده ورود او كنید؟ ابتدا باید دقت داشته باشید كه فرزند اولتان نیازمند دنیایی از توجه و علاقه است تا اطمینان پیدا كند كه بچه دوم و جدید جایگزین او نخواهد شد. در اینجا به ده شیوه مفید و سودمند اشاره می كنیم كه با به كار بستن آنها می توانید به راحتی فرزند اولتان را برای ورود بچه دوم آماده سازید.

۱- برنامه ای ترتیب دهید كه فرزند اولتان اوقات زیادی را با پدرش تنها باشد.
باید بدانید كه اختلاف سنی خیلی كم ( كمتر از سه سال ) بین بچه ها، همیشه می تواند باعث به وجود آمدن برخوردها و اختلافاتی بین بچه ها شود، چرا كه هر دو نیاز شدید و فراوانی به توجه والدین دارند. پس، در صورتی كه اختلاف سن بین فرزند اولتان با فرزند دوم كمتر از سه سال است، اطمینان حاصل نمایید كه وقت كافی در اختیار بچه اول قرار می دهید تا او احساس كمبود پیدا نكند. به خصوص، او نیاز خواهد داشت كه اوقات زیادی را با پدرش به تنهایی به سر ببرد.


۲- كتابهای مربوط به اطفال شیرخواره و كوچك را برای فرزندتان بخوانید.
حتی زمانی كه باردار و در انتظار ورود فرزند دومتان هستید، توجه، عشق و علاقه كامل و صددرصد شما معطوف به فرزند اولتان خواهد بود و همین به او كمك می كند كه خودش را با آن موقعیت جدید منطبق و سازگار سازد. كتابهایی را برایش بخوانید كه با به دنیا آمدن بچه های كوچك و اضافه شدن آنها به جمع خانواده مرتبط هستند و در مورد طفل داخل شكم تان با او صحبت كنید. گرچه، ممكن است فرزند اولتان، به طور كامل صحبت های شما را درك نكند. ولی به این شكل، اطلاعات لازم را كسب می كند و در رابطه با ورود بچه جدید به خانواده توجیه و آماده می شود.


۳- زمان تغییر دادن ها را به طور متناوب تنظیم كنید.
اگر لازم می دانید كه تخت یا اتاق جدیدی را برای ورود فرزند دومتان تهیه كنید، این تغییرات را دست كم چهار تا شش هفته قبل از به دنیا آمدنش صورت دهید. به این ترتیب، احتمالش خیلی كم خواهد بود كه فرزند اولتان در رابطه با این تغییر و تحولات احساس ناراحتی پیدا كند و حس حسادتش تحریك شود. به هر صورت، هر گونه تغییر و تحولی را كه لازم می دانید صورت دهید وبه هیچ وجه این تحولات نباید همزمان با به دنیا آمدن بچه جدید انجام شود.


۴- فرزند اولتان را تشویق كنید كه رابطه ملایم و خوبی با بچه جدید برقرار كند.
به او مفهوم ملایمت در نوازش طفل شیرخواره را یاد بدهید و قبل از به دنیا آمدن بچه دوم، این اعمال ملایم را با او تمرین كنید. به این ترتیب، قبل از آن كه خواهر یا برادر بزرگ یك بچه شود، مفهوم برقراری یك ارتباط ملایم را می فهمد.


۵- بگذارید كه فـــــرزند اولتان یك بچه باقی بماند و دوران خوش و خاطره انگیـــز خردسالــــی اش حفظ شود.
علیرغم این حقیقت كه فرزند اولتان تبدیل به خواهر یا برادر بزرگتر میشود، او را از فعالیتهای مختص دوران خردسالی اش محروم نكنید و نشاط وسرخوشی مختص آن زمان را از او نگیرید. تصور نكنید كه با به دنیا آمدن بچه جدید، فرزند اولتان مجبور است كه به جای خوابیدن در گهواره اش،روی یك تخت دیگر بخوابد،به خصوص اگر احساس میكنید كه از خوابیدن در گهواره اش،هنوز لذت میبرد و در آن راحت است. اگر هنوز از پوشك استفاده میكند، بگذارید اوضاع به همان روال پیش برود و اگر به او شیر میدهید آنرا قطع نكنید.چرا كه او هنوز خودش یك بچه است و نیازهای خاص خودش را دارد! انتظار این را داشته باشید كه او دوست داشته باشد مثل سابق در آغوش گرفته شود و از گرمای تن شما و زمزمه ها و راز و نیازهایی كه زیر گوشش نجوا میكردید، برخوردار شود.


۶- خودتان را آماده مواجهه با بداخلاقی ها، عصبانیت ها، تندخویی ها، بی حوصلگی ها و ترشرویی های او كنید.
اگرفرزند اولتان نق نقوتر، بداخلاق تر و وابسته تر از همیشه به نظر رسید، غافلگیر و شوكه نشوید. او نیاز دارد كه ابراز وجود كند و اطمینان یابد كه جایش در خانواده هنوز ایمن است. با گذشت زمان و ملاحظات خاص شما، فرزند اولتان به جای حسادت نشان دادن از خودش، در رابطه با نقش جدیدش در خانواده، حس تسلط و كنترل پیدا می كند و خودش را با وضعیت جدید سازگار و منطبق می سازد.


۷- به او یادآوری كنید كه زمانی خودش هم یك طفل شیرخواره و كوچك بود.
به او عكسهای دوران نوزادی اش و هدایایی را نشان دهید كه وقتی تازه متولد شده بود، دریافت میكرد و علاقه و توجهی را به یادش بیندازید كه در آن زمان كسب می كرد.


۸- چند اسباب بازی ویژه و مخصوص برایش بخرید.
خریدن اسباب بازی های جدید برای فرزند اولتان هم مفید و سودمند واقع خواهد شد. چرا كه وقتی فرزند دومتان به دنیا می آید و دنیای توجه و هدایا معطوف او می شود، فرزند اولتان چیزهایی برای خودش خواهد داشت كه سرش با آنها گرم باشد وبه خواهر یا برادر كوچكش حسادت نكند.


۹- پیشاپیش فرزند اولتان را تشویق كنید كه بعد از به دنیا آمدن بچه دوم،كمكتان كند.
این عمل به او حس توانایی، كاردانی، شایستگی، لیاقت و توانمندی می بخشد. وقتی بچه جدید به دنیا می آید، فرزند اولتان می تواند با آوردن پوشك برای مادرش یا تكان دادن یك اسباب بازی مقابل صورت بچه كمك سودمندی ارائه دهد.


۱۰- به او مزایای خواهر یا برادر بزرگتر بودن را نشان دهید.
فرزند اولتان را درگیر فعالیت هایی كنید كه قادر به انجامشان است و می تواند او را از بچه تازه متولد شده مجزا كند، و به این ترتیب این پیام را به او برسانید كه چون دیگر یك طفل كوچك نیست، می تواند كارهای خاصی را انجام دهد. او را در آغوش بگیرید، درحالی كه برایش كتاب می خوانید عكس هایش را به او نشان دهید، یك جدول یا معمای ساده را باهم حل كنید و دیگر فعالیت هایی را با او انجام دهید كه لازمه و متناسب با سن و رشدش هستند، به این ترتیب، شور و شوق او از بزرگ شدنش و انجام كارهایی ادامه پیدا می كند كه وقتی نوزاد بود قادر به انجامشان نبود، ولی حالا از توانایی انجام آن برخوردار است. خواه بچه جدیدی به جمع خانواده اضافه شود و یا فرزند نوجوانتان به قصد تشكیل زندگی یا ادامه تحصیل، جمع خانواده را ترك كند، همواره تغییر و تحولات در خانواده ها نیازمند سازگاری های بنیادین و ریشه ای روانی، ذهنی، روحی و جسمانی هستند.


پژوهشگران و محققان مسایل خانوادگی، پیدایش این تغییر و تحولات در زندگی روزمره اعضای خانواده را تنش زاترین حالت ممكن معرفی كرده اند. پس، اگر فرزندان نوپا و كوچك تان در خلال این چارچوب زمانی، تا حدی سیر قهقرایی را طی كنند، نبایستی نگران شوید و باید آن را امری طبیعی بدانید كه بسیار موقتی، گذرا و زود گذر است.
به دنیا آمدن فرزند جدید احساسات خاصی را در فرزندان قبلی بوجود می آورد. بروز نوعی حسادت در این موقعیت می تواند طبیعی باشد اما عملکرد شما و عدم غفلت از فرزند قبلی همهء اعضاء خانواده را در گذر از این موقعیت یاری می کند. نقش شما اساسی است. بیشتر بدانید...


برای کودکان اضافه شدن یک عضو جدید به خانواده ممکن است چندان خوشایند نباشد. واقعیت این است که اکثر کودکان در چنین موقعیتی احساس حسادت می کنند و به راحتی این احساس را در رفتارشان نشان می دهند. پذیرفتن فرزند جدیدی در خانواده برای کودکان سنین 1 تا 3 سال و نیمه مشکلتر است زیرا هنوز خیلی به والدینشان وابسته هستند. حتی گاهی عکس العملهای شدیدی از خود نشان می دهند که دقت شما را می طلبد. البته اگر حساسیتها خیلی بحرانی شد بهتر است نزد مشاور بروید. اما والدین برای آماده کردن فرزند بزرگتر چه اقداماتی می توانند به عمل آورند؟ آمادگی برای ورود عضو جدید، به حفظ آرامش طی این دوره انتقالی کمک می کند. خانم سارا ف. که یک پسر سه ساله و یک نوزاد دختر دارد تجربهء خود را برای ما نقل کرده است:


وقتی به دخترم شیر می دادم، سامان (پسرم) از من خواست با او توپ بازی کنم. او از دست کودک جدید خیلی ناراحت شد چون احساس کرد من درخواستش را رد کرده ام، و شروع به گریه کرد. لازم بود تا کاری کنم که غصه نخورد و بین او و خواهرش کینه بوجود نیاید. به او گفتم: وقتی خواهرت شیرش را خورد می توانی با او بازی کنی. بعد توپ کوچکی را که برای دخترم خریده بودم به او دادم تا بعد از شیر، به آرامی با او بازی کند. دراینجا حس کردم که از خوشحالی چشمانش برق زد و احساس یک برادر بزرگتر به او دست داد. ضمنا عکسی از اولین بازی دونفرهء آنها گرفتم و در اتاقشان قاب کردم.

جمعه 3/6/1391 - 9:48 - 0 تشکر 526363

در اینجا به ذکر چند نکته می پردازیم که شما می توانید به کودکتان کمک کنید فرد جدید را راحتتر بپذیرد:

۱. با هم نقش مـــــادر را بازی کنید.
برای فرزند بزرگتر عروسک یا خرس مورد علاقه اش را بخرید و او را مامان عروسک بکنید. برایش توضیح دهید که نوزاد جدید خیلی ظریف و حساس است. بگذارید غذا دادن، بغل کردن و تمیز کردن نوزاد را با عروسکش امتحان کند. اجرای نقش مادر باعث می شود به هردوی شما خوش بگذرد .وقتی خوب از عهدهء کارش برآمد تشویقش کنید.


۲. اتاق نـــــوزاد را با هـــم تــــزئین کنید.
بگذارید فرزند بزرگتر یک نقاشی قشنگ مخصوص این اتاق بکشد و آن را همانجا نصب کنید. این کار باعث می شود احساس کند از گردونهء فعالیتهای خانه خارج نشده و در احساس خوشحالی ورود فرزند جدید سهیم است.


۳. از او بخواهیـــد در ماجــــــرا سهیـــــم باشد.
وقتی نوزاد را به منزل آوردید اجازه دهید کودک بزرگتر به شما کمک کند و از او یاری بخواهید. گرچه شما تلاش کرده اید ذهن او را برای ورود فرزند جدید آماده کنید ولی هنوز احتمال دارد از خود مقاومت نشان دهد. ممکن است دوباره مانند سالهای قبل بچگانه حرف بزند یا شیشه شیرش را بخواهد. این یک رفتار طبیعی است و زیاد طول نخواهد کشید. بگذارید این رفتار را داشته باشد و با او برخورد نکنید. حتما او را مانند قبل بغل کنید و نوازش نمائید و ببوسید و ابراز محبت به او را از قبل نیز بیشتر کنید. اوقات خاصی را فقط به او اختصاص دهید و با یکدیگر خلوت کنید. می توانید با هم بازی کنید یا برایش اختصاصا داستان بخوانید یا با او غذا بخورید.


۴. با هــــم کتاب بخـــوانید.
کودکان عاشق داستان خواندن شما هستند، مخصوصا اگر ماجرای کتاب در مورد آنها باشد. با هم به سمت یک کتابفروشی یا کتابخانه قدم بزنید و کتاب یا داستانی درمورد "برادر یا خواهر بزرگتر شدن" برایش بگیرید. از اوقاتی که تنها با هم هستید لذت ببرید و کتاب را برایش بخوانید. ملاحظه می کنید که راههای مختلفی برای آماده کردن فرزندان بزرگتر جهت قبول فرزند جدید وجود دارد. درک و آگاهی شما از فشارهائی که ورود فرد تازه به خانواده وارد می کند اعضاء خانه را در گذر از این دوره یاری خواهد کرد.

جمعه 3/6/1391 - 9:49 - 0 تشکر 526364

تولد فرزند دوم به منزله استرس برای فرزند اول است



فرزندان اول با تولد فرزند بعدی احساس می کنند توجه و محبت والدین را از دست داده اند، به همین دلیل این مورد برای آنها به منزله استرس می باشد.به گزارش سلامت نیوز به نقل ازمهر ، کارشناسان تربیتی معتقدند در حدود 6 تا 8 هفته اول پس از تولد عضو جدید، نیازها ، خواسته ها و حتی بهانه های فرزند اول به اوج می رسد و چنانچه والدین از این تغییرات اطلاع داشته باشند ، بهتر می توانند به هماهنگ شدن و تعادل اوضاع کمک کنند.براساس اعلام نظر کارشناسان ، البته برخی از این تغییرات عادی است اما چنانچه تغییرات عمیق در اخلاق و برنامه خواب او ایجاد شود بهتر است با متخصص مشورت نمایید.


برای فرزند اول خیلی سخت است که مطمئن شود شما او را نیز به اندازه فرزند دوم دوست دارید، زیرا او می بیند شما وقت زیادی را با فرزند دوم می گذرانید.


در چنین مواردی عموما" فرزند اول احساساتی از قبیل حسادت، هیجان و نفرت را با ورود عضو جدید تجربه می کند. البته این امر در خصوص کودکان کم سن از آنجایی که نمی توانند احساسات خود را در قالب کلمات بیان کنند، با بد رفتاری و لجبازی و بهانه گیری خود را نشان می دهد.حتی ممکن است کودک در این موارد انگشت خود را بمکد و یا به خوردن شیشه بپردازد.


در مورد کودکان بزرگتر از آنجایی که می خواهند ظرفیت صبر شما را بسنجند، ممکن است رفتار بدی داشته باشند، اشیاء را پرت کنند و یا اینکه از خوردن غذا خودداری کنند. این موارد ممکن است تا زمان پذیرش فرزند دومی توسط اولی ادامه یابد. / منبع خبر : سلامت نیوز

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.