• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 489)
جمعه 3/6/1391 - 0:30 -0 تشکر 525144
فهم قرآن از نگاه امام خمینی

بر گرفته از http://hawzah.net/FA/magart.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=0&MagazineArticleID=65893
پدید آورنده : ابوالقاسم مقیمی حاجی

امام خمینی یکی از عارفان فرهیخته ای است که در سایه معارف قرآن و عمل به آنها به مقامات والایی رسیده و شعله عشق به حق و جذبه معارف قرآنی در سراسر وجود او فراگیر شده بود. امام قرآن را نازله غیبی و مظهر رحمت الهی می دانند که جامع تمامی کمالات و صورت اسم اعظم و منتهای انسان کامل است.

ایشان قرآن را کتاب الهی و یک سفره گسترده ای معرفی می کند که همه اشخاص به قدر سعه وجودی خود و ظرفیتی که دارند از آن استفاده می کنند و بالاترین هدف قرآن و هدف انبیای بزرگ توسعه معرفت است2 و به تعبیر امام، عرفان بزرگترین معجزه قرآن است.3عظمت این کتاب در بیان امام به عظمت فرستنده وحی و عظمت واسطه وحی و عظمت کسی که بر او وحی شده و عظمت پیام و هدف این کتاب می باشد.

پیرامون قرآن و ویژگی ها و فهم این کتاب مقدس مباحثی مطرح است. در این مقاله به بررسی دیدگاه امام خمینی در مباحثی چون امکان فهم قرآن؛ اقسام آیات قرآن؛ زبان قرآن(ظاهر و باطن)؛ مراتب فهم و شرایط و موانع فهم قرآن و فهم کامل و عالمان حقیقی به آن، می پردازیم.

جمعه 3/6/1391 - 0:33 - 0 تشکر 525148

بخش اوّل: امکان فهم قرآن


توجه به چند مطلب ما را به لزوم بحث از فهم قرآن رهنمون می سازد:


1. قرآن مفتاح معرفت الهی است: قرآن همانند همه کتب انبیاء دیگر برای معرفت حضرت حق نازل شده است تا بشر در پرتو شناخت حق تعالی به کمال دست یابد، امام خمینی نیز بر این نکته تأکید کرده است:


«آرمان اصلی وحی این بوده است که برای بشر معرفت ایجاد کند، معرفت به حق تعالی، در رأس همه امور این معناست.»
2. قرآن سراسر سِرّ الهی است: امام خمینی قرآن را کتابی مشحون از اسرار الهی می داند که چندین مرتبه تنزل کرده تا به این مرتبه رسیده است و اگر انسان بخواهد به حقیقت آن برسد باید واقف بر اسرار شود. ایشان دراین باره می آورد:


«قرآن در حدّ ما نیست، در حد بشر نیست، قرآن سرّی است بین حق و ولی الله اعظم که رسول خداست، به تبع او نازل می شود تا می رسد به این جایی که به صورت حروف و کتاب درمی آید.».
 3.لزوم فهم کتاب مستور: از همین جا روشن می شود که هدف خلقت و رسیدن به کمال در پرتو دست یابی به حقایق و معارف قرآنی است و از طرف دیگر کتاب مشحون از اسرار است، پس باید اول آن را فهمید و به حقیقت آن دست یافت و بعد به آن عمل نمود. لذا باید مراتب فهم، شرایط و موانع آن را شناخت. از این روی حضرت امیرالمؤمین(ع) در نهج البلاغه می فرماید:


«تَعلَّمُوا القُرآنَ فَإنَّه أحسَنُ الحَدیثِ، وَ تَفَقَّهوا فیه فَإنَّه رَبیعُ القُلُوب، وَ إستَشفُوا بِنُورِهِ فَإنَّه شِفاءُ الصُّدُورِ»


«قرآن را بیاموزید که بهترین گفتار است، و آن را نیک بفهمید که بهار دلهاست. از نور آن شفا و بهبودی خواهید که شفای سینه های بیمار است.»


ولی باید دانست فهم قرآن به طور کامل و به جمیع مراتب آن برایمان میسر نیست، هر چند ما درصدد فهم قرآن برآئیم اما از آنجا که از مبدأ کمال مطلق و بی نهایت و فیض و علم لایزال الهی نازل شده است، رسیدن به باطن قرآن و تمام حقیقت آن مانند درک ذات الهی برای بشر ممکن نیست.


امام خمینی: «آرمان اصلی وحی این بوده است که برای بشر معرفت ایجاد کند»


امام خمینی قرآن را کتابی مشحون از اسرار الهی می داند که چندین مرتبه تنزل کرده تا به این مرتبه رسیده است


  هرچند فهم قرآن به طور کامل برای انسان میسر نیست، اما انسان ها می توانند به تبع مخاطبان اصلی وحی و با کمک آنها به حقایق قرآن دست یابند و خداوند نیز از روی حکمت خود آن را به گونه ای نازل کرده است که دربردارند ظاهر و باطن است و از ظاهر آیات و قرآن منزّل نیز هرکس به قدر فهم و اشتهای خود بهره می برد.


در این باره کسانی که مسلک اخباری گری را برگزیده بودند قائل به تعطیلی فهم انسان ها در قرآن شدند و فهم قرآن را منحصر در اهل بیت (علیهم السّلام) دانسته و برای دیگران بهره ای جز ثواب قرائت قائل نبودند و تنها در مواردی که از جانب اهل بیت (علیهم السلام) روایاتی در تفسیر و بیان مراد آیات وارد شده استفاده و استناد به آیات را مجاز می دانستند.


اخباریون برای اثبات حرف خود به این روایت استشهاد می نمودند: «إنّما یعرف القرآن من خوطب به»9، «بدرستی قرآن را کسی می شناسد که مخاطب آن قرار گرفته است» و مخاطبین قرآن جز وجود مبارک پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و اوصیاء بر حق ایشان نمی باشند.10 همچنین آنان به روایاتی که نهی از تفسیر به رأی کرده و یا قرآن را در جایگاهی معرفی می کند که خارج از دسترس عقول مردمان است،11 تمسک می جویند.


اما در مقابل آن، علمای اصولی شیعه و دیگران به نقد تفکر آنها پرداخته و دلایل آنها را مورد نقد قرار دادند که در آثار استاد کل وحید بهبهانی و دیگر علما همچون شیخ انصاری ذیل بحث حجیت ظواهر الفاظ دیده می شود. که مجال نقل و بیان همه آنها در این جا میسور نیست و تنها به جوابی که مرحوم امام خمینی در کتب اصولی خود به آن اشاره فرمودند اکتفا می کنیم:


امام خمینی در راستای اثبات حجیت ظواهر قرآنی و امکان فهم قرآن به بناء عقلاء در محاورات عرفی و نحوه سخن گفتن آنان تمسک می جوید و برای آن مراحلی را ترسیم می نماید:


1. اثبات اصل صدور کلام از متکلم.


2. اثبات اصل ظهور کلام که از ناحیه تبادر و ارتکاز عرفی ودیگر علامات حقیقت و مجاز و قول اهل لغت می توان به آن دست یافت.


3. اثبات جهت صدور و کشف مراد جدّی متکلم و این که او ظواهر کلام خود را اراده نموده و موانعی از آن مانند تقیه موجود نیست.


برای هر کلامی با طیّ این سه مرحله حجیّت ظهور محقق شده و قابل استناد و فهم می باشد و در این فرقی میان قرآن و سایر سخنان مردم نیست؛ زیرا خداوند نیز در نحوه گفتار و انتقال مطالب به مردم، شیوه عقلا را برگزیده است.


ایشان در پاسخ به حدیث «من خوطب به» آن را اشاره به بالاترین مرتبه فهم و فهم حقیقی و باطن قرآن می داند که منحصر به وجود مقدس پیامبر (صلی الله علیه و آله) است که حتی جبرئیل و غیر او از دست یابی به آن محروم اند مگر به واسطه خود پیامبر (صلی الله علیه و آله)13 و احادیث مربوط به دور بودن قرآن و دین از عقول را مربوط به احکام تعبّدیه به دین و در مقابل فقهای عامه می داند.


امام خمینی در راستای اثبات حجیت ظواهر قرآنی و امکان فهم قرآن به بناء عقلاء در محاورات عرفی و نحوه سخن گفتن آنان تمسک می جوید و برای آن مراحلی را ترسیم می نماید:


1. اثبات اصل صدور کلام از متکلم.


2. اثبات اصل ظهور کلام که از ناحیه تبادر و ارتکاز عرفی ودیگر علامات حقیقت و مجاز و قول اهل لغت می توان به آن دست یافت.


3. اثبات جهت صدور و کشف مراد جدّی متکلم و این که او ظواهر کلام خود را اراده نموده و موانعی از آن مانند تقیه موجود نیست.


برای هر کلامی با طیّ این سه مرحله حجیّت ظهور محقق شده و قابل استناد و فهم می باشد و در این فرقی میان قرآن و سایر سخنان مردم نیست؛ زیرا خداوند نیز در نحوه گفتار و انتقال مطالب به مردم، شیوه عقلا را برگزیده است.


ایشان در پاسخ به حدیث «من خوطب به» آن را اشاره به بالاترین مرتبه فهم و فهم حقیقی و باطن قرآن می داند که منحصر به وجود مقدس پیامبر (صلی الله علیه و آله) است که حتی جبرئیل و غیر او از دست یابی به آن محروم اند مگر به واسطه خود پیامبر (صلی الله علیه و آله)13 و احادیث مربوط به دور بودن قرآن و دین از عقول را مربوط به احکام تعبّدیه به دین و در مقابل فقهای عامه می داند.

جمعه 3/6/1391 - 0:34 - 0 تشکر 525152

دوم: اقسام آیات قرآن و فهم آن

1ـ محکم و متشابه


قرآن به صراحت آیاتی مانند «مِنهُ آیاتٌ مُحکَمَاتٌ هُنَّ اُمُّ الکِتابِ و اُخَرُ مُتَشابِهاتٌ»15 مشتمل بر آیات محکم و متشابه می باشد و همین امر موجب گردیده حضرت امیرالمؤمنین(ع) آن را (حَمّالٌ ذُوالوُجُوه) بنامد.


واژه (محکم) برگرفته از ریشه (حَکَم) به معنای (منع) می باشد بر این اساس آیه محکم به آیه ای گفته می شود که از حیث لفظ و معنا شبهه ای بر آن عارض نگردد.در مقابل آن (متشابه) به دو چیزی می گویند که مناسبت و مشاکلت از نظر شکل و صورت ظاهر داشته باشند. پس محکمات آیاتی هستند که تأویلی ندارند و همه آن را می فهمند. اما متشابه از قبیل رمز است و تأویل آن را جز خدا و راسخان در علم کسی نمی داند.


امام خمینی به تبع نص کتاب و همانند بسیاری از عالمان و اندیشه مندان، آیات را به محکم و متشابه تقسیم می کند.


مفسرین بسیاری دراین باره به بحث پرداخته اند و مطالب مفیدی را در بیان مراد از محکم و متشابه و جواز تأویل قرآن ذکر نمودند که در این جا مجال ذکر آنها نیست

جمعه 3/6/1391 - 0:35 - 0 تشکر 525154

2ـ تنوع سطح مضامین آیات


امام، آیات قرآن را از حیث سطح مضامین آن، متنوع دانسته که برخی از آیات برای عموم مردم و طبقات مختلف جامعه است و آن آیاتی است که جنبه عملی داشته باشد و در کشور باید اجرا شود.


اما دسته دیگری از آیات، آیات علمی است که آنها برخی مخصوص ارباب وحی است و برخی برای دانشمندان و طبقه عالی است، همانند براهین که برای تجرّد واجب و احاطه قیّومی او وارد است که شایسته همانند ملاصدرا و فیض کاشانی است.


در روایات ما نیز بر این نکته تأکید شده و این سخن امام برگرفته از آنها است. امام صادق (علیه السلام) می فرماید:


«کتاب الله علی أربعة أشیاء: البعارة و الإشارة و اللطایف و الحقایق. فأمّا العبارة فللعوام. والإشارة للخواصّ و اللطایف للأولیاء و الحقایق الأنبیاء.»


کتاب خدا بر چهار گونه است: عبارت، اشارت، لطایف و حقایق. اما عبارت آن برای عوام است و اشارات آن برای خواص و لطایف آن برای اولیاء و حقایق آن برای انبیا است.


همین روایت برای آنچه بیش تر ذکر شد در اثبات امکان فهم و وجود ظاهر باطن قرآن که در صفحات آتی می آید قابل استفاده است

جمعه 3/6/1391 - 0:36 - 0 تشکر 525157

3ـ حروف مقطعه

در آغاز بیست وهشت سوره از سوره های قرآن حروف مقطّعه دارد، مانند بقره، آل عمران، اعراف، یونس، هود و... تا سوره های قاف و قلم.


امام، در ذیل بحث از محکم و متشابه به بیان حقیقت حروف مقطعه پرداخته است؛ اما در میان اندیشه مندان علوم قرآن دو دیدگاه اساسی در این باب وجود دارد:


دیدگاه نخست مراد از این حروف را امر مشخص و معیّنی می داند، که این عدّه در بیان مراد از آن اختلاف نمودند و در برخی از کتب تفسیری بیش از بیست معنا برای آن ذکر نمودند.


و دیدگاه دیگر آن را از علم مستور الهی و یا از قبیل آیات متشابه می داند.


در ذیل به برخی از انظار در معانی حروف مقطعه اشاره می کنیم:


1. حروف مقطعه اسامی سوره ها است.


2. آنها اسامی قرآن می باشند.


3. آنها اسامی خداوند می باشند. که این نظریه خود به شاخه هایی تبدیل می شود: آنها برخی از اسماء الهی هستند؛ یا هر یک از آنها دلالت بر اسمی از اسامی الهی یا صفتی از صفات او دارد؛ یا برخی از آنها اسماء الذات و برخی دیگر اسماء صفات و یا اجزاء اسم اعظم و... می باشند.


4. برخی از آنها اسامی خداوند و برخی اسامی پیامبر (صلی الله علیه و آله) و جبرئیل (علیه السّلام) می باشد.


5. حروف مقطعه برای تحدّی کفار است که قرآن از جنس همین حروف تشکیل شده است و شما از آوردن مثل آن عاجزید.


6. آنها خلاصه و بیان اجمالی سوره ها هستند.


7. اشاره به این دارد که غالب حروف آن سوره از این حروفی است که در آغاز آن قرار دارد و به نوعی دلالت بر اعجاز لفظی و عددی آیات قرآن دارد.


امام، همانند مشهور ـ مثل مرحوم علامه طباطبایی و برخی دیگر ـ آنها را از رموز الهی می داند و امکان تفسیر آن را جز برای کسانی که مخاطبین خطاب الهی هستند محال می داند و اعتقاد دارند جهل دیگران در این امر، ضرری را موجب نمی شود.


امام خمینی، حروف مقطّعه را از قبیل رمز بین محّب و محبوب دانسته که کسی را از علم آن بهره نیست. آنچه مفسّرین به حسب حدس و تخمین خود ذکر کرده اند غالباً حدس های بارد و بی مأخذ است.در این باره به حدیث سفیان ثوری استشهاد می کند.که در آن امام صادق (علیه السلام) در مقابل سؤال سفیان از معانی حروف مقطعه به برخی از معانی و اشارات آنها پرداخته و برخی از رموز آن را بیان فرمودند.


ایشان در کتاب کشف اسرار نیز بر این معنا تأکید کرده و می نویسند: هیچ بعدی ندارد که اینها از اموری باشد که از حوصلة فهم بشر خارج است و خدای تعالی به مخصوصین به خطاب خود اختصاص داده است، همانند تلگراف ها.در نامه (ره عشق)26 نیز بر اسرار میان عاشق و معشوق بودن تأکید دارد. این در حالی است که مفسرین احتمالات دیگری ذکر کرده اند.

جمعه 3/6/1391 - 0:37 - 0 تشکر 525159

بخش سوم: زبان قرآن (ظاهر و باطن)


درباره چگونگی زبان قرآن نظریاتی مطرح است عده ای تنها بر ظاهر قرآن اکتفا کردند و در مقابل عده ای دیگر ظواهر را به تأویل برده و قائل به رمزگرایی شدند و تنها بر باطن اکتفا نمودند و در مقابل این دو دیدگاه، ترکیب زبان قرآن و جمع میان ظاهر و باطن است.




1. ظاهرگرایی


عده ای قائل به فهم قرآن شده اما آن را در حدّ فهم ظاهری نگاه داشتند و فهم قرآن را در محدوده قرائت قرآن و فهم ظواهر و معانی ظاهری کلمات آن تجویز کردند، این دسته از غور در معارف توحیدی و آیاتی که پیرامون خداوند و عرش الهی و سایر دقایق قرآنی است ابا داشتند که تأثیرات آن در مباحث کلامی و پیدایش مسلک هایی در اصول فقه به خوبی نمایان است که در بحث امکان فهم قرآن به اختصار به آن اشاره کردیم.


علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان می آورد که از طبقه صحابه مباحثی پیرامون این آیات دیده نمی شود بلکه آنها از محدوده ظواهر دینی تجاوز نکرده و به آن اکتفا نمودند. و بر همین روش تابعین از صحابه و قدما از مفسرین مشی نمودند. ایشان این تفکر را مورد نقد قرار می دهند.


شهید مطهری نیز در نقد و بررسی تفکر این دسته می آورد:


«سران اهل حدیث مانند مالک بن انس و احمد بن حنبل اساساً بحث و چون و چرا و استدلال را در مسائل ایمانی حرام می شمردند و بدعت می دانستند... و با روی کار آمدن ابوالحسن اشعری... جمود و قشری گری اهل حدیث بر عالم تسنن غلبه و استمرار پیدا کرد.»


ایشان در جایی دیگر می آورند:


«در مورد قرآن اینها محترمانه ادعا می کردند که قرآن برزگ تر از آن است که ما آدم های حقیر بتوانیم بیندیشیم فقط پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السّلام) حق دارند در آیات غور کنند، ما فقط تلاوت آیات را داریم...»


امام نیز تمسک به ظواهر را موجب تعطیلی فهم می داند30 بلکه بر این نکته تصریح دارند که قرآن جلوه تام الهی است و با همة اسماء و صفات تجلّی کرده و هدف و مقصود اصلی آن معرفی حق تعالی است و برای عامه مردم مراتبی از قرآن قابل فهم است و خواص هم مراتب بالاتر را از آن استفاده می کنند.ایشان بر تفکر و تدبر در آیات قرآن به ویژه در بخش معارف و اعتقادات و باب اثبات صانع و توحید و اثبات معاد و غیر آن تأکید می نماید.32 با این بیان روشن می شود که مسلک امام، و عده ای دیگر از علمای شیعه و مفسران قرآن، امکان فهم قرآن در مرتبه ای فراتر از ظواهر قرآنی است و برای انسانها به حسب قدرت و استعداد ادراکی و عرفانی امکان دست یابی به مراتب بالاتر و عمیق تر وجود دارد. از همین جا بحث مراتب فهم قرآن مطرح شده که در صفحات آینده به آن می پردازیم.

جمعه 3/6/1391 - 0:38 - 0 تشکر 525161

2ـ رمزگرایی


در مقابل دیدگاه اول که برای قرآن تنها قائل به ظاهر بود و امکان دست یابی باطن را برای غیرمعصومین ممکن و مجاز نمی دانست عده ای دیگر همانند باطنی ها و اسماعیلیه و متصوفه قائل شدند ظواهر قرآنی مراد کلام الهی نیست و آنچه ما از نصوص و ظواهر قرآنی مشاهده می کنیم تنها مقصود نبوده بلکه حقیقت وحی و کلام اهلی در پس پرده این الفاظ قرار دارد و این الفاظ رمزی است برای آن حقایق. از این روی پیروان این دیدگاه دست به تأویلات ذوقی زده که مرحوم شهید مطهری به نمونه ای از آن اشاره کرده، و مورد نقد قرار می دهد. آیة (یا بُنّی أری فی المنام انّی أذ فانظر ماذاتری...»33 که مربوط به داستان حضرت ابراهیم و ذبح اسماعیل است که آن را تأویل بردند که مقصود از ابراهیم عقل است و مقصود از اسماعیل، نفس است و عقل سعی داشته تا نفس را ذبح کند.


شهید مطهری در نقد این تفکر می آورد: «روشن است که چنین برداشتی بازی کردن با قرآن است و ارائه یک نوع شناخت انحرافی و دربارة همین برداشت های انحرافی و مبتنی بر خواست ها و امیال شخصی و گروهی است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «من فسّر القرآن برأیه فلیتبوأ مقعده من النار»، این چنین بازیث با آیات خیانت به قرآن محسوب می شود، آن هم خیانتی بسیار بزرگ».


از آنچه امام و دیگران در باب تفسیر به رأی ذکر کرده علاوه بر مطالبی که در بیان دیدگاه جمع بین ظاهر و باطن و ترکیبی بودن زبان قرآن ذکر می شود ردّ دیدگاه فوق به خوبی روشن می شود. ایشان تصریح دارند که أخذ تنها باطن قرآن موجب گمراهی می شود

جمعه 3/6/1391 - 0:39 - 0 تشکر 525163

3. ظاهر و باطن


در طول تاریخ اسلام اندیشه مندان بزرگی زبان قرآن را ترکیبی از ظاهر و باطن دانسته اند و بر پیوند میان این دو تأکید کرده اند. این مطلب در آثار امام، غزالی، ابن عربی و ملاصدرا و دیگران37 به صراحت دیده می شود. در روایات متعددی بر وجود ظاهر و باطنی برای قرآن کریم تأکید شده است که از جمله آنها:


از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمودند:


«لکل آیة ظهر و بطن، و لکلّ حرف حدّ، و لکلّ حدّ مطلّع.»


برای هر آیه ای ظاهر و باطنی است و برای هر حرفی حدّی و حدودی و برای هر حدّی مرادی است.»


از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السّلام) نقل شده فرمودند: «ما من آیة إلّا و لها أربعة معان: ظاهر و باطن و حدّ و مطّلع، فالظاهر التلاوة، و الباطن الفهم، والحدّ هو أحکام الحلال والحرام والمطلع هو مرادالله من العبد منها.»39


«هیچ آیه ای نیست مگر این که برای آن چهار معنا است: ظاهر و باطن و حدّ و مطّلع، پس ظاهر آن تلاوت است و باطن آن فهم است و حدّ آن احکام حلال و حرام الهی است و مطلع آن، مراد خداوند از آنها نسبت به عبد است.»


 انسان ها می توانند به تبع مخاطبان اصلی وحی و با کمک آنها به حقایق قرآن دست یابند


 برخی از آیات قرآن برای عموم مردم و طبقات مختلف جامعه است و آن آیاتی است که در کشور باید اجرا شود


امام نیز پیرو روایات اهل بیت (علیهم السلام) برای قرآن قائل به ظاهر و باطنی شدند و قائل پیوستگی میان آن دو است.


«عارف کامل کسی است که همه مراتب را حفظ کند... ظاهر و باطن کتاب را قرائت کند و در صورت و معنایش، و تفسیر و تأویلش تدبر نماید که ظاهر بدون باطن و صورت بدون معنا مانند پیکری است بدون روح و دنیایی است بدون آخرت؛ همان گونه که باطن را به جز از رهگذر ظاهر نمی توان به دست آورد... پس کسی که فقط ظاهر را بگیرد و در همان جا بایستد، تقصیر کرده و خود را معطّل نموده است و آیات و روایات بسیاری نیز بر ردّ آن است که دلالت دارد بر این که تدبر در آیات الله و تفکر در کتاب های الهی و کلماتش را نیکو شمرده و بر آن کس که از تدبر و تفکر روی بگرداند و در قشر و ظاهر آیات و روایات متوقف گردد اعتراض دارند. و کسی که فقط راه باطن را پیش گیرد بدون آن که به ظاهر نگاه کند خودش از صراط مستقیم گمراه و دیگران را نیز گمراه خواهد نمود. و اما کسی که ظاهر را برای وصول به حقایق بگیرد و نگاهش (همچون نگاه) به آینه برای دیدن جمال محبوب باشد، اوست که راه مستقیم را پیموده و قرآن را همچنان که شاید، تلاوت نموده [است].»


ایشان در کتاب شرح دعای سحر در ضمن بحث از مراتب بالای کمال و آماده شدن سالک برای فراگرفتن ارواح معانی و بطون آن راه دستیابی به باطن را باز شدن درب تأویل بر دلهای سالک می داند که موجب راهیابی به شهر علما راسخین و پشت سر گذاشتن راه حس و سفر به منازل کتاب الهی است؛ زیرا که قرآن را منزل ها و مرحله ها و ظاهرها و باطن هایی است که پست ترین آنها آن است که در پوسته الفاظ محصور و در گورستان تعینات مدفون است.


در نتیجه امام خمینی اکتفا به ظاهر تنها و یا باطن را باطل دانسته و قائل به جمع بین ظاهر و باطن است و بر پیوستگی ظاهر و باطن و این که راه باطن از ظاهر می گذرد، تأکید دارند.

جمعه 3/6/1391 - 0:40 - 0 تشکر 525164

مراد از ظاهر و باطن قرآن


با مطالب پیش گفته مراد از ظاهر قرآن به خوبی روشن شده است، اما بنا بر نظریه صحیح که در کنار ظاهر باطنی قرار دارد، باید دید مراد از باطن قرآن چیست؟


از مطالب گذشته و آنچه در ردّ رمزگرایی و مسلک باطنیه گفته شده، روشن گردید که باطن به معنای بریده و جدای از ظاهر و تأویل ذوقی آیات صحیح نبوده و مراد اندیشه مندان علوم قرآنی نیست.


اما در این میان دو دیدگاه وجود دارد که آیا مراد از باطن همان چیزی است که از سنخ معانی و مفاهیم ذهنیه است و انسان به واسطه قدرت تعقّل و تفکر و اجتهاد عقلی و با کمک دقت نظر و شرح صدر به آن دست می یابد و تفسیر، بیانگر ظاهر آیات و تأویل بیانگر باطنی آن است و یا باطن همان معنایی است که آیات به دلالت تضمینه در خود دارد و با باطن از سنخ دلالت التزامیه آیات است و یا باطن همان اشارات و لطائف و حقائق قرآنی است که در پس پرده الفاظ پنهان است و انسان با تدبر و تعمّق؛ تدبر و تعمّق به آن دست می یابد.


همه این نظریات در یک امر اشتراک دارند که باطن را از سنخ معانی و مفاهیم می دانند.42 در مقابل دیدگاه فوق عده ای دیگر از دانشمندان علوم قرآن قائل هستند که باطن قرآن حقیقتی وراء لفظ دارد و آن حقیقت ذات مراتب است که در پس پرده لفظ پنهان است اما الفاظ و ظاهر قرآن تنها حکایت از مرتبه اخیر و پوسته آن می کند. امام غزالی، ابن عربی، ملاصدرا43 قائل به این معنا بودند و هر یک از آنها بنابر مشرب عرفانی ـ اخلاقی و یا فلسفی که داشتند دست به اثبات آن زدند. خلاصه این نظریه را می توان چنین بیان نمود: کلام الهی به تناسب با خداوند و متکلم آن در بدو امر عاری از هرگونه تعینات و قبول، اما از آن جا که چنین کلامی فراتر از ادراک همه موجودات است در طی مراحل و مراتبی تنزّل پیدا کرده تا در حجاب حروف و الفاظ درآمده است تا قابل فهم برای بشر باشد و آنان مشمول فیض و رحمت الهی گردند پس قرآن مرتبه نازله کلام الهی است و مراحل بالاتر در آن پنهان است که هر یک از آنها موجوداتی مختلف و حقایقی مستقل می باشند.


امام خمینی به پیرو فلسفه صدرایی و ذوق عرفانی خود همین قول را پذیرفته و در قالب عبارات متعددی بر آن تأکید نموده است. ایشان در تفسیر سوره حمد می گویند:


«قرآن سرّ است، سرّ سرّ است... باید تنزّل کند، بیاید پایین، تا این که برسد به این مراتب نازله. حتی به قلب خود رسول الله که وارد می شد، باز تنزل بود، یک تنزلی کرده بود تا به قلب وارد می شد. بعد هم از آن جا باید نازل بشود تا برسد به آنجایی که دیگران هم بفهمند چنانچه انسان هم این طوری است. انسان هم سّر و سرّ سر است... یک وقت هم گفته می شود «عالم غیب»، «عالم ملائکة الله»، «عالم عقول» از این تعبیرات. خود آنها هم سرّ و ظاهر دارند، ظهور و بطون است؛ والظاهر و الباطن هم همین است. در همان چیزی که ظهور کرده، بطون هم هست؛ در همان بطون هم یک ظهوری هست.»


امام خمینی در کتاب شرح دعای سحر بعد از بیان هدف از نزول قرآن و چگونگی کشف سرّ آن برای سالک به نقل عبارتی از ملاصدرا پرداخته و می آورد:


«صدر حکمای متألهین و شیخ عرفاء کاملین در اسفار فرماید: «بدان ای مسکین که این قرآن با هزار حجاب از نزد حق تعالی به خلق نازل شده است به خاطر آن که چشم دلها ضعیف است و دیده ها همچون شب پره از دیدن نور آن عاجزند و اگر به فرض باء بسم الله با آن عظمتی که در لوح دارد به عرش نازل می شد عرش از عظمت او گداخته می شد و از بین رفت.»


ایشان در ادامه، «کتاب تکوینی الهی و قرآن ناطق ربانی نیز [را کتابی می داند که] از جهان غیب و گنجینه مکنون الهی با هفتاد هزار حجاب نازل شده است تا این کتاب تدوینی الهی را حامل گشته و نفوس برگشته زندانی در زندان طبیعت را از زندان طبع و جهنم طبیعت آزاد کند... و کسی را یارای آن نبود که ظاهر و باطن این کتاب الهی را حمل کند مگر همین اولیاء مرضیین، چنان که... در کافی از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود: «کسی را نرسد که ادعا کند همه قرآن ظاهرش و باطنش نزد اوست به جز اوصیا را.

جمعه 3/6/1391 - 0:42 - 0 تشکر 525165

بخش چهارم: مراتب فهم قرآن


با توجه به آنچه در صفحات پیشین پیرامون ظاهر و باطن قرآن و مراد از باطن گفته شده به خوبی روشن می شود که باطن قرآن ذو مراتب بوده و دارای درجات بسیار مختلفی است و بنابر هر دو نظریه موجود در معنای باطن قرآن، ذو مرتبه بودن فهم قرآن معنا پیدا می کند چه باطن را از سنخ مفاهیم و معانی بدانیم و یا حقایقی که قرآن در مراتب تنزّل طی نموده است هر چند بنابر نظریه اخیر مراتب فهم قرآن عمیق تر و به صورت گسترده تری مطرح می شود.


1. مراتب فهم به حسب مدلول مطابقی الفاظ آیات ـ علامه طباطبائی در این باره معتقد است که اشتمال آیات قرآن بر معانی که برخی از آن مترتب بر برخی دیگر و برخی در لوای دیگری پنهان است از مسائلی است که قابل انکار نمی باشد مگر کسانی که از نعمت تدبّر محروم باشند اما همة اینها ـ به ویژه اگر قائل شویم از لوازم معنی هستند ـ از مدالیل لفظیه بوده و افراد از حیث قدرت فهم و ذکاوت و تدبّر مختلف می باشند.ایشان در همین باره در جای دیگر مراتب قرآن را در طول یکدیگر و مترتب بر هم دانسته که معانی مطابقی الفاظ هستند که لفظ به حسب مراتب فهم و به دلالت مطابقی بر هر یک از آنها دلالت می کند.در این مسلک برخی دیگر همچون آیت الله جوادی از ایشان تبعیت نمودند.


امام نیز در موارد متعدد بر این گونه تعدد فهم و مراتب آن اشاره دارد و قرآن را کتابی می داند که برای همه طبقات قابل استفاده است و هر یک به قدر فهم و ظرفیت خود از آن بهره


از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده است که فرمودند: برای هر آیه ای ظاهر و باطنی است و برای هر حرفی حدی و حدودی و برای هر حدی مرادی است


ظاهر بدون باطن و صورت بدون معنا مانند پیکری است بدون روح و دنیایی بدون آخرت، همان گونه که باطن را به جز از رهگذر ظاهر نمی توان بدست آورد


  می جویند و عامی و عالم و فیلسوف و عارف و فقیه از آن فیض می برند.


2. در کنار مراتب فهمی که از ناحیه دلالت الفاظ حاصل می شود عده ای بر مراتب فهم قرآن به حسب مراحل تنزّل قرآن و حقایق موجود در طی این مراحل، تأکید دارند امام نیز بر این معنا تصریح نمود و این مراتب فهم را نیز برای قرآن قائل است:


«[قرآن] تنزل کرده و با دست روح الامین آمده... آن هم که به قلب او وارد می شود باید نازل بشود به مراتب از این بطن به آن بطن از این حد به آن حد، تا برسد به حدّی که به صورت الفاظ درآید.»


در جای دیگر دارند که قرآن آن قدر تنزیل پیدا کرده تا جایی که با این مردم در بند در چاه ظلالت مخاطبه کند. دست و زبان پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) هم بسته است، نمی توانند آن را که واقعیت است برسانند مگر تنزّل بدهند.


با این عبارات به خوبی روشن می شود که امام برای قرآن و فهم آن مراتب وجودی قائل هستند و فهم قرآن به حسب مراتب وجودی که دارند و حقایقی که در مراحل تنزّل پیدا نمودند متفاوت است؛ لذا ایشان در راستای رسیدن به حقیقت قرآن و درک مراتب آن و امکان فهم عمیق از آن تأکید می کنند که درک این مراتب مربوط به ادراک عقلی و برهان نیست بلکه قضیه مشاهده است آن هم «مشاهده غیبیه» مشاهده از طریق چشم و نفس و عقل و قلب نیست، بلکه تنها مشاهده با قلبی است که قلب عالم است و آن قلب نبی (صلی الله علیه و آله) است و ایشان نیز آنچه را درک کرده بودند در لفافه انتقال می دادند و برایشان انتقال همه حقایق میسور نبود.


قرآن کریم بنا به تعبیر امام خمینی سفره گسترده الهی است که همه می توانند از آن بهره برند و فرد به قدر ظرفیت خود از آن استفاده می کنند اما بدیهی است که قد و اندازه این بهره برداری متفاوت است و فهم افراد از آیات الهی مراتب مختلفی را دارا می باشد.


ایشان همچنین در کتاب چهل حدیث بر این نکته تأکید می کند که قرآن تنها این قشر و پوسته نیست و اگر کسی بر همین ظاهر و صورت قرآن اکتفا نموده و به مغز و باطن قرآن نرسد به خطا رفته و به هلاکت رسیده است و این ریشه همة جهالت ها و انکار نبوت و ولایت ها می باشد. شیطان اول کسی بوده که بر ظاهر اکتفا نموده و چشم از باطن فرد بسته، زیرا به ظاهر آدم(ع) نگریست و حقیقت امر بر او مشتبه شد. او تنها به ظاهر آدم که از خاک و گل است نگاه نمود و از توجه به مقام نورانیت و روحانیت باطن آدم غفلت ورزید.


طبیعی است انسان زمانی می تواند به همه مراتب قرآن دست یابد که ظاهر و باطن را بشناسد و مراتب باطن را بداند و لکن دست یابی به باطن برای انسان ها به طور مستقل ممکن نیست مگر به تبع کشف تام حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله) و متصل شدن به حقایق و معارفی که از جانب ایشان منتشر می گردد.


پس امام، برای قرآن هم قائل به ظاهر است و هم باطن و برای باطن مراتب مختلفی. ایشان دست یابی به مراتب باطنی قرآن را مشروط به ایمان و مراتب تقوی می داند که در ادامه ذکر می شود.

جمعه 3/6/1391 - 0:43 - 0 تشکر 525166

پنجم: شرائط فهم قرآن


فهم درست و کامل آیت الهی دارای شرایط و ضوابطی است که بدون آنها راه یابی به حقیقت کتاب الهی ممکن نیست. در ذیل به پاره ای از آنها که در سخنان و نوشته ای امام به آنها اشاره شده است می پردازیم:


1. طهارت باطن:


همان گونه که دست زدن به ظاهر آیات قرآن بدون طهارت و وضو جایز نیست، دست یابی به معارف و حقایق قرآن و باطن آن برای کسی که قلبش آلوده به گناهان و تعلقات بوده و با نور ایمان و عرفان به طهارت نرسیده باشد ممکن نیست. خداوند در سورة واقعه می فرماید:


(إنّه لقرآن کریم، فی کتاب مکنون، لایمسّه إلّا المطهّرون).


مرحوم علامه طباطبایی در ذیل این آیه می آورد: منظور از (مسّ)، مس ظاهر نیست، بلکه به قرینه این که مراد مس قرآن است معنای واژه (مسّ)، علم به قرآن می باشد و از(مطهّرون) نیز کسانی اراده شدند که خداوند نفوس آنها را از أرجاس معاصی و آلودگی گناه پاک کرد و یا حتی معنایی فراتر از این یعنی کسانی که قلوب آنها از تعلقات غیرحضرت حق پاک گشته است و این معنای از تطهیر مناسب یا معنای مس به واسطه علم است نه طهارت از حدث و خبث که برخی گفته اند.


امام در بیان مراد از آیه آن را شامل طهارت ظاهر و باطن می داند و در این باره می آورد: «کسی که بخواهد از معارف قرآن استفاده کند و از مواعظ الهیه بهره بردارد، باید قلب را از این أرجاس تطهیر کند و لوث معاصی قلبیه را، که اشتغال به غیر است، از دل براندازد؛ زیرا که غیرمطهر محرم این اسرار نیست. قال تعالی: انه لقــرآن کریم فی کتاب مکنون لایمسّه الّا المطهّرون.


چنانچه از ظاهر این کتاب و مس آن در عالم ظاهره، غیرمطهّر ظاهری ممنوع است تشریعاً و تکلیفاً، از معارف و مواعظ آن و باطن و سرّ آن ممنوع است کسی که قلبش متلوّث به أرجاس تعلّقات دنیویه است... .


غیرمؤمن به حسب تقوی و ایمان عامه از انوار صوریه مواعظ و عقاید حقه آن محروم است؛ و غیرمتقی و مؤمن به حسب مراتب دیگر تقوا، که تقوای خاصّ و خاص الخاص و أخصّ الخواص است از دیگر مراتب آن محروم است.»


ایشان در کتاب شرح دعای سحر نیز بر این نکته تأکید می نماید:


«انت إذا کنت ذا قلب منوّر بالأنوار الالهیه و ذا روح مستضیء بالاشعة الروحانیة، و اضاء زیت قلبک لو لم تمسسه نار التعالیم الخارجیة، و کنت مستکفیاً بالنور الباطنی الذی یسعی بین یدیک لانکشف لک سرّالکتاب الالهی، بشرط الطهارة اللازمة فی مسّ الکتاب الالهی.»


«تو اگر دارای قلبی روشن به انوار خدایی و روحی پرتو گرفته از شعاع های روحانی باشی و قلبت بدون بهره گیری از تعالیم خارجی روشن شده باشد. و از نور باطنی که پیشاپیش تو در حرکت است بهره مند باشی سرّ و حقیقت کتاب الهی، به شرط داشتن طهارت لازم در مس حقایق قرآن، برای تو کشف گردد.»

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی