• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن روانشناسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
روانشناسي (بازدید: 580)
پنج شنبه 2/6/1391 - 1:22 -0 تشکر 524145
بررسی و نقد رویکرد فروید به دین

فروید، باور به خدا را به عنوان پایه بیشتر ادیان، امری توهّمی می داند و معتقد است خدا، همان مفهوم پدر است که در ذهن آدمی تعالی یافته و بر اثر یادآوری ناتوانی دوران کودکی و توجه به نیازهای همیشگی خود، بدان روی آورده است.او دین و دین داری را در ردیف رفتارهای روان رنجورانه، همچون وسواس به شمار می آورد و بر آن است که با افزایش افق های علمی در زندگی انسان، سرانجام دین از صحنه حیات آدمی زدوده خواهد شد.

پنج شنبه 2/6/1391 - 1:23 - 0 تشکر 524146

در نقد نگاه فروید به دین، باید گفت:


الف) فروید، بی دینی تمام عیار و بلکه ضد دین بود. بنابراین، نمی توان گفت که او توانسته است بدون سوگیری درباره دین اظهار نظر کند.


ب) جهان بینی فروید درباره جهان هستی، مادی گرایی صرف است. این جهان بینی، با نظر اکثریت مردم و دانشمندان که در ورای ماده، به هستی برتری معتقدند، در تعارض است.


ج) برداشت فروید از «خود» و نیز رویکرد او به دین و دین داری، غیر از برداشت های خود فروید که برپایه داستان پردازی های غیرعلمی است، هیچ سند قابل اعتمادی ندارد.


د) از زمان نظریه پردازی فروید درباره ماهیت دین و دین داری در میان مردم، بیش از صد سال می گذرد. در این مدت، بی گمان شناخت آدمی درباره قواعد حاکم بر جهان فزونی یافته است و به باور برخی اندیشمندان، دست کم فن آوری گام های نهایی خود را برمی دارد، ولی برخلاف تصور فروید، از جریان ها و نهضت های دینی کاسته نشده است.

پنج شنبه 2/6/1391 - 1:23 - 0 تشکر 524148

زیگموند فروید، در ششم ماه می سال ۱۸۵۶م. در فرایبورگ در موراویا زاده شد. پدرش، یعقوب فروید تاجر پشم و شخصی یهودی بود که البته به آموزه های دین یهود، التزام چندانی نداشت. مادرش نیز فردی مذهبی نبود. در این فضا، فروید به طور رسمی به بی دینی و الحاد روی آورد.


فروید در زندگی علمی و شغلی اش، فراز و نشیب های زیادی را پشت سر گذاشت. او بسیار علاقه داشت که راز معماهای جهان را بگشاید. در بسیاری از دانش های مربوط به انسان؛ مانند پزشکی، عصب شناسی، دین شناسی و روان شناسی گام نهاد و حتی در بسیاری از این حوزه ها، برای خود نام و نشانی دست و پا کرد. دین و دین داری، یکی از حوزه های کاری فروید بود. او درباره بسیاری از زمینه ها و مفاهیم دینی، همچون پیدایش دین در زندگی آدمیان، مفهوم خدا، داستان های دینی مانند داستان خلقت و هبوط آدم و حوا به تفصیل سخن گفت. او دین را در زندگی آدمیان، امری زائد و برخاسته از ذهن کودکانه بشر می دانست و می گفت: سرانجام با رشد علمی انسان، بندهای توهم از پایش باز می شود و خورشید علم همچون فروریزی هیئت بطلمیوس، لایه های تار دین را از اندرون روان آدمی برون خواهد راند.


فروید با همین نوع رویکرد به تجزیه و تحلیل روان شناختی دین پرداخت. روش پژوهشی او، روانْ تحلیل گری، یعنی کاوش در لایه های پنهان روان یا ناخودآگاه بود. فروید برای بررسی ریشه های دین در زندگی انسان، فرضیه هایی را مطرح کرد و سال ها در تبیین فرضیه های خود کوشید. نتیجه تلاش های وی در این زمینه، همان چیزی است که امروزه در کتاب ها، به نام روان شناسی دین از نگاه فروید شهرت دارد. در هر صورت، می توان گفت فروید رویکرد روان شناسی را به دین گشود و از همین رو، به تدریج دین با نگاه روان شناختی بررسی شد. امروزه، نگاه روان شناختی فروید به دین، در کنار دیگر دیدگاه ها، مطرح است

پنج شنبه 2/6/1391 - 1:24 - 0 تشکر 524149

فروید و روان شناسی دین

فروید، خود را یهودی رها شده، شکاک و کاملاً بی دین می دانست. او بی دینی معمولی نبود، بلکه از دین یا دست کم از باورهای کاتولیک ها در فرایبرگ و وین تنفر داشت. او در پاسخ نامه رنه لافورگ که از او خواسته بود به دلیل هجوم نازی ها فرار کند، نوشت: «دشمن واقعی، نازی ها نیستند، بلکه دشمن واقعی دین و کلیسای کاتولیک است».


می توان گفت فروید نه تنها از سنت کاتولیک نفرت داشت، بلکه از اعمال دینی یهود نیز متنفّر بود. فروید با بی رغبتی، دعاهای عبری مراسم ازدواجش را فرا گرفت و پس از ازدواج نیز، با سنگدلی تمام، همسرش را از آموزه های یهودی باز داشت. فرزندانش نیز مجبور بودند به دور از هر گونه آموزش های تکالیف دین یهود، پرورش یابند؛ زیرا او تمامی شعائر دینی را از خانواده اش دور می داشت.


وی دین را اموری روانی می دانست که به خارج فرافکنی می شود و حتی اسطوره های بهشت و هبوط انسان، خدا، خیر و شر و جاودانگی و غیره را به همین صورت تبیین می کرد.

پنج شنبه 2/6/1391 - 1:24 - 0 تشکر 524150

خدا در اندیشه فروید


لئوناردو داوینچی، پیش فرض اصلی فروید درباره روان شناسی دین است. داوینچی، خارج از یک ازدواج رسمی زاده شد و در چند سال اول زندگی اش پدر نداشت. به باور فروید، همین امر سبب شد که او از دین روی گردان شود و چون از تهدید حضور پدر در اوائل کودکی به دور بود، خود را از قید و بندهای دین رها یابد.


پیش فرض فروید آن است که عمیق ترین ریشه های دین داری، در عقده اُدیپ قرار دارد. خدای شخصی از نظر روان شناختی، چیزی نیست، جز همان مفهوم پدر که تعالی رتبه یافته است. از نگاه زیستی نیز، فرزند انسان بسیار ناتوان است و در نتیجه، به دیگران نیاز دارد. از این رو، وقتی در آینده درماندگی و ضعف خود را در مقابل عوامل قدرتمند زندگی درمی یابد، با واپس روی و احیای دوباره نیروهایی که او را در کودکی حفظ می کردند، می کوشد تا شاید نومیدی خود را انکار کند. حسرت از پدر که همواره ریشه هر شکلی از دین را رقم می زند، گرفتاری های ناشی از عقده ادیپ، از جمله احساس گناه و ترس را به صحنه می آورد. تسلیم پذیری ناشی از فرمان برداری از قدرت مطلقِ پدر در دوران کودکی که به صورت «منِ آرمانی» درون فکنی می شود، به صورت خدا فرافکنی می گردد.

پنج شنبه 2/6/1391 - 1:25 - 0 تشکر 524151

پدرکشی سرنوشت ساز

فروید، توتم گرایی را ریشه خداگرایی در میان انسان ها می داند. او برای توجیه توتم گرایی، سناریوی زیر را امری مسلم پنداشته است.


عشیره ای کوچک تحت سیطره مردی قدرتمند و بسیار حسود زندگی می کردند. مرد قدرتمند، تمام زنان آنان را در اختیار گرفته بود و تمام رقیبان، از جمله پسران خود را از صحنه بیرون رانده یا کشته بود. یک روز برادران رانده شده با تبانی یکدیگر، پدر را کشتند و او را با حرص و ولع خوردند. آنها با نابودی او، همانندسازی با او را در پیش گرفتند و هر کدام بخشی از قدرت او را به دست آوردند. آنان پس از مرگ پدر، برای تملک زنان به رقیبان همدیگر تبدیل شدند. از سوی دیگر، به دلیل عمل هولناک خود و سوختن در آتش ندامت، حیوانی را، چونان توتم، جانشین پدر قرار دادند و خوردن گوشت آن را تحریم کردند. آنان با تحریم کشتن توتم، عمل گذشته خود را فسخ کردند و با چشم پوشی از ادعای خود درباره زنان که اکنون آزاد شده بودند، از پی آمدهای کردار خود اظهار انزجار کردند.


این رویداد وحشتناک، در خاطره پسران باقی ماند و به سرعت یاد و خاطره آن گرامی داشته شد. فروید، همانند روبرتسن اسمیت، همین امور را آغاز سنت های دینی می داند.


به باور فروید، تأثیر عقده ادیپ بر تمامی صورت های اعمال دینی از جمله در دوران ما باقی می ماند. به باور او، هر کدم از نسل های بعدی تا زمان ما، احساس گناه را از کشتن و خوردن پدر به ارث برده اند و یا با فرض قدرت مطلق، پندار این اعمال را تنها در خیال خود پرورانده اند. فروید فرض می کند توتم گرایی که نخستین گام در پیدایش سنت های دینی به شمار می آید، شروع بازگشت امور سرکوب شده را به تدریج به ذهن بشر آورده است. این بازگشت، فرایندی تحولی و تدریجی بوده است که در آن، جای حیوان توتمی را یک خدای انسان انگاره واحد پر کرد.

پنج شنبه 2/6/1391 - 1:25 - 0 تشکر 524152

دین در ردیف اعمال روان رنجورانه

برای فروید این پرسش مطرح بود که خاستگاه دین در میان افراد با این گستردگی چیست؟ فروید در نخستین مقاله خود در این زمینه، به شباهت های ویژه ای میان آیین های نِوْروزی و مراسم دینی اشاره می کند. او می گوید هر دو دسته این اعمال، با دقت موشکافانه در امور جزئی انجام می پذیرند؛ تحمل هیچ وقفه ای را ندارند و بی توجهی به آنها به نگرانی و احساس گناه می انجامد. البته مناسک دینی بر خلاف مراسم نوروزی، هماهنگ با دیگر افراد جامعه انجام می شوند. همچنین مراسم دینی در تمام جزئیات پرمعنا و هدف مند هستند؛ در حالی که اعمال نوروزی کاملاً غیر منطقی و بی معنا به نظر می رسند. البته به نظر فروید، نوع عبادت کنندگان به اهمیت اعمال خود بسیار کم توجه اند و چه بسا این افراد نیز از انگیزه های رفتارهای آیینی شان بی خبر باشند.


فروید از فعالیت های بالینی خود به این نتیجه رسید که آیین های نوروزی اجباری، بر اثر فشار برخی تکانه های جنسی پدید می آیند. رفتارهای آیینی، تا حدودی در دفاع از وسوسه هایی پدید می آیند که افراد را به ارتکاب رفتارهای ممنوع وامی دارند. افزون بر این، این اعمال به منزله حفاظی در مقابل بدشانسی احتمالی هستند که روانْ رنجور، با ترس انتظار آن را می کشد. اعمال وسواسی نیز، گونه ای مصالحه هستند. در نتیجه، این اعمال تا اندازه ای لذتی را که برای جلوگیری از آن طراحی شده اند، فراهم می آورند. به باور فروید، شکل گیری دین نیز به ظاهر بر پایه سرکوب و بیزاری جستن از برخی تکانه ها تحقق می یابد، ولی در اینجا تکانه های کنار گذاشته شده، تنها تکانه های جنسی نیستند، بلکه افزون بر آنها، مجموعه ای از تکانه های خودخواهانه را دربرمی گیرند که از نظر اجتماعی برای فرد زیان آورند.

پنج شنبه 2/6/1391 - 1:27 - 0 تشکر 524153

آینده مخاطره آمیز دین

فروید، در کتاب آینده یک پندار می پرسد آیا ممکن است روزی آدمی بدون مراجعه به «پندارهای» باور دینی، رفتار کند؟ البته فروید نمی خواهد افراد دین دار را به ضرورت، فریب خورده یا گمراه بخواند، بلکه بدین وسیله بر نقش برجسته آرزوهای انسان در میان انگیزه های پدیدآورنده باورها و اعمال تأکید می کند. به باور فروید، ماهیت قدرتمند، پایا و جزمی دین را، مشاهده و دلیل تأیید نمی کند، بلکه در واقع برای کودک، کشف سه امر، آرزوی دست یابی دوباره به پدر قدرت مند را زنده می کند:


۱) توجه به پایان نیافتن ناتوانی ها، پس از سپری شدن دوران کودکی؛


۲) کشف اینکه افراد در تمام دوران زندگی شان، از سوی انسان های دیگر و حتی نیروهای درونی در معرض خطر قرار دارند؛


۳) درک اینکه سرانجام مرگ تعادل نامطمئن زندگی را بر هم خواهد زد.


از این رو، اندیشه خدای مهربان، عالم و قادر مطلق زاده می شود؛ موجودی که انسان را از نیروهای هراس انگیز طبیعت پاس می دارد، پاداش می دهد و رفتار ناشایست را مجازات می کند و کمال زندگی را از پی مرگ وعده می دهد.


به گمان فروید، این خاستگاه غیر عقلانی، اندیشه های دینی را از ویژگی تقدس و نقض ناپذیری برخوردار می کند. هیچ کدام از درخواست های زهدگرایانه و دلداری های موعود دین، برای بازداشتن بیشتر افرادی که ممنوعیت فرهنگ را درون سازی نکرده اند، کافی نبوده است. حتی روشن نیست در دورانی که آموزه های دینی بیش از امروز تأثیرگذار بوده اند، آیا مردم از تمدن دینی حاکم بیشتر رضایت خاطر داشته اند و یا تنها کمتر با آن مخالفت می کرده اند. فروید می گوید اگر دست آوردهای دین درباره سعادت انسان، آسیب پذیری او در قبال مراقبت های فرهنگی، و نیز اخلاق به میزانی باشد که گفته شد، این پرسش مطرح می شود که آیا ما در ضرورت دین برای زندگی آدمی مبالغه نکرده ایم؟ و آیا در بنای نیازهای فرهنگی بر آن، عاقلانه عمل کرده ایم؟


به گفته فروید پاس داشت مقررات یک فرهنگ با مجازات ها و پاداش های دینی، لوازم متعدد و مهمی را در پی دارد. مهار تکانه ها به صورت آرمانی، به کمک عقل، عملی می شود، ولی دین، این عمل را به کمک عواطف انجام می دهد. در چنین روندی، آحاد مردم از ابراز تکانه های خود به روش عقلانی دست بر نمی دارند، بلکه به دلیل ترس این گونه عمل می کنند. افزون بر این، هاله تقدسی که نهادهای جامعه را دربرگرفته است، انعطاف ناپذیری را در آنها پدید می آورد که این امر از تجدید نظر و تفسیر دوباره جلوگیری می کند. نگران کننده ترین موضوع در این نهادها آن است که فرمان برداری به پذیرش اصول جزمی بستگی دارد که برای توجیه ممنوعیت های فرهنگی به کار می روند. بنابراین، افت اعتقاد دینی می تواند به معنای هرج و مرج باشد.


فروید بر آن است که دین برای افراد نیز کمتر از جامعه خطر ندارد. معرفی اصول جزمی دین به کودکان، پیش از آنکه خود بدان علاقه مند شوند یا بتوانند اهمیت آن را درک کنند و نیز نهی از انتقاد نسبت به آن، تنها پی آمد زیر را خواهد داشت: «غلبه بر اثر ممنوعیت های فکری و مهار روانْ رنجور گونه تکانه به مدد سرکوب».


ادعای اینکه پذیرش این روانْ رنجوری همگانی، دینداران را از خطرهای برخی اختلال های روان رنجوری حفظ می کند، بی گمان برای جبران چنین محدودیت های دینی کافی نیست. به باور فروید تنها کنارگذاری دین و آموزه های جزمی آن درباره واقعیت یک جامعه و افرادش، آن را از این مرحله رشدنایافته، خواهد رهانید تا به ماورای آن سر بزنند. فروید در کتاب تمدن و نارضایتی های آن با صراحت می نویسد: «همه چیز، آشکارا کودکانه و در نتیجه دور از واقعیت است. برای هر فردی که نگرشی دوستانه به انسانیت داشته باشد، دردناک است که بپذیرد بیشتر انسان ها هرگز نمی توانند در زندگی بر این دیدگاه غلبه کنند»، ولی فروید می داند به جای دین باید چیزی در اختیار انسان گذاشت. او علم را بدین منظور پیشنهاد می دهد و معتقد است علم تنها راهی است که با آن می توان به تدریج به واقعیت بیرونی دست یافت. نیز آنچه را که علم و عقل در اختیارمان نمی گذارد، باید بدون آنها انجام دهیم. افرادی که به طور منطقی پرورش یافته اند و از واقعیت به اندازه لازم آگاهند، خانه آسایش دوران کودکی را ترک خواهند کرد و با شجاعت و رضایت، با درماندگی و بسیاری از امور بی اهمیت روبه رو می شوند. با گذشت زمان، زندگی تحمل ناپذیر می شود و سرانجام دیگر تمدن توان فرسا نخواهد بود.

پنج شنبه 2/6/1391 - 1:28 - 0 تشکر 524154

ریشه مردانه دین در دیدگاه فروید

فروید، آشکارا روان شناسی دین را بر واکنش های مردانه متمرکز می کند؛ به اعتقاد فروید، تنها رابطه دوگانه جنس مذکر با پدر در دوران کودکی فرد و نژاد او، محور دین را تشکیل می دهد. حتی همه مطالعات موردی فروید به غیر از یک مورد از جنس مذکر بودند. او جز مقاله ای کوتاه درباره پیوستگی نیایش الهه دایانا با نیایش حضرت مریم و اشاره های دیگر به الهه های مادر، چیز دیگری درباره جنس مؤنث ارائه نکرده است. البته از گفتار فروید برمی آید که او به اصل چندعاملی بودن دین متعهد بوده و امری پیچیده مانند دین را به یک عامل نسبت نمی داده است. به باور فروید وظیفه روان تحلیل گری تنها آن است که بر یک علت خاص پافشاری می کند. در واقع، او با این بیان منکر می شود که چنین علت خاصی تنها علت یا حتی مهم ترین علت در میان علت ها باشد. در هر صورت، فروید بر عقده ادیپ مردانه تأکید می کند و می نویسد: «به نظر می رسد جنس مرد در اکتساب دین، اخلاق و درک اجتماعی، نقش رهبری را بر عهده داشته است و زنان، این امور را از مردان به ارث برده اند».

پنج شنبه 2/6/1391 - 1:30 - 0 تشکر 524155

خلاصه تحلیل فروید از دین

تحلیل فروید از دین، سه جنبه دارد:


۱)عقده ادیپ که سازه بنیادین او در تبیین دین است؛


۲) پدیده های ویژه دینی مانند مراسم انسان های اولیه و شکل گیری سنت یهود؛


۳) نگرش منفی او به دین.

پنج شنبه 2/6/1391 - 1:31 - 0 تشکر 524156

نقش عقده ادیپ

ارنست جونز می گوید: «آنچه از پژوهش های دو دهه نخست روان تحلیل گری درباره دین به دست می آید آن است که زندگی دینی نمایشی است درباره سطحی جهانی از عواطف، ترس ها و آرزوهایی که در ارتباط کودک با والدین پدید می آیند. به باور جونز، به کمک همین بینش، پنج ویژگی را که دانشمندان در پی آشکارسازی آن در دین بوده اند، می توان تبیین کرد:


۱) تمام ویژگی هایی که به نظام معنوی خاص نسبت داده می شود و نیز بازخوردهای هیجانی درباره آن؛


۲) نگرانی ترسناک درباره مرگ؛


۳) احساس معنا و ارزش های متعالی؛


۴) پیوند با اخلاق؛


۵) احساس بی کفایتی؛ یعنی اعتقاد به گناه و جرم.


روبرت کَیْسی همانند ارنست جونز، رفتار دینی یک پیرزن را دلیل بر آرزوهای طولانی مدت درباره پدر و نیرومندی او در نظر می گیرد. سرانجام، رفتارهای دینی کنت نیکلاس لادوینگ زنیزندرف در زمره تصعیدهای یک پای تیست به شمار می آیند و به عنوان انشعاب های بالقوه مرحله ادیپی و نیز صورت های نادر عقده ادیپ در نظر گرفته می شود. فیستر درباره زینزندرف که پای تیستی پروپاقرص بود، می گوید لیبیدوی دینی زینزندرف، به «حفره کناری» بدن اختصاص یافته بود. به گفته فیستر، زینزندرف زخم کنار بدن را از دو نظر به اعضای جنسی زنان توصیف کرده است:


الف) نقش اعضا به عنوان مسیر تولد؛


ب) نقش آنها به عنوان عضوی برای روابط جنسی.


البته دین داری همه افراد، آشکارا همانند زینزندرف، پویایی عقده ادیپ را نشان نمی دهد.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.