انجمن ها > انجمن روانشناسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
روانشناسي (بازدید: 209)
پنج شنبه 2/6/1391 - 0:13 -0 تشکر 523981
قران و درمان افسردگی

به تازگی گرایش جدیدی در میان روان شناسان و روان درمانگران پدید آمده است تا به تاثیر عوامل فرهنگی و اجتماعی در شخصیت و نیازهای انسان بیشتر توجه شود. این گرایش طرفدار توجه بیشتر به دین برای سلامت روان و درمان بیماریهای روانی است. آنان بر این باورند که در ایمان به خدا نیروی خارق العاده ای وجود دارد که نوعی قدرت معنوی به انسان دیندار می بخشد و در تحمل سختی های زندگی او را کمک می کند و از نگرانی، اضطراب و در نتیجه پیامدهای زیانباری چون افسردگی و خودکشی باز می دارد.

پنج شنبه 2/6/1391 - 0:15 - 0 تشکر 523984

قرآن به عنوان یک درمانگر و درمان خود را معرفی می کند:


و خدا را نیز به عنوان درمان و دارو بیان می دارد که بسیاری از بیماری های روحی و روانی را درمان کرده و شفا می بخشد. با یاد خدا دلها آرامش می یابد. افزون بر این قرآن می کوشد تا با پیشگیری و بیان روشهای مطلوب تعادل شخصیت را در انسان پدید آورد تا دچار پیامدهای زیانبار عدم تعادل شخصیتی نشود. شخصیت و تضادهای درونیبرای شناخت درست محرک های رفتاری و تهدیدهای اضطراب انگیز باید ماهیت انسان و شخصیت او را به دست آورد تا اسباب و عوامل ایجاد بیماریهای روانی و عقلانی دانسته و پیشگیری و یا درمان شود.


معمولا مردم به شخصیت از جهت تاثیری که فرد در دیگران ایجاد می کند و یا مهم ترین تاثیراتی که در دیگران به جا می گذارد، می نگرند؛ از این رو، شخص را پرخاشگر یا مهربان، تندخو یا گرم می دانند. اما روان شناسان به هنگام بررسی «شخصیت»، به آن، به عنوان مرکز ساختمانها و عملیات روانی ثابت می نگرند که سازمان دهنده مهارت های فرد و موجب کنشها و واکنش های او در محیط زندگی است که مایه تمایزش از دیگران است. به سخنی دیگر، شخصیت نوعی سازماندهی میکانیکی دستگاه ها و سیستم های بدنی و روانی فرد است که سرشت و فطرت ویژه او را در سازگاری با محیط، مشخص می سازد.در قرآن توصیف شخصیت انسان و خصوصیات عمومی آن که باعث تمایز انسان از دیگر آفریده ها می شود، آمده است، چنان که برخی از نمونه های عمومی شخصیت انسان همراه با ویژگی های اساسی آن نیز وصف شده است.


این نمونه های عینی چنان عمومی و رایج هستند که امروزه در جامعه ما و به طور کلی همه جوامع بشری دیده می شوند.در قرآن هم چنین شخصیت بهنجار و نابهنجار و نیز عوامل سازنده بهنجاری و نابهنجاری شخصیت توصیف شده است. برای درک دقیق و درست شخصیت انسان، لازم است عوامل مختلف مشخص کننده شخصیت به دقت مورد مطالعه قرار گیرد. در شناخت عوامل شخصیت ساز باید به عوامل محیطی، وراثتی، اجتماعی و فرهنگی توجه کرد. عوامل مشخص کننده شخصیت را می توان به دو گروه اصلی، عوامل وراثتی (درونی) و عوامل محیطی و بیرونی (فرهنگی، اجتماعی) تقسیم کرد. در بررسی عوامل درونی نباید تنها به عوامل جسمی و بیولوژیک توجه نمود و از جنبه روانی انسان غافل ماند. شاید علت فراموشی این عامل، روش پژوهشی است که روان شناسان در پیش می گیرند و تنها به روش مشاهده و کاوشهای آزمایشگاهی بسنده می کنند. شاید عذر ایشان تا اندازه ای پذیرفته باشد زیرا روشهای پژوهش های علمی- تجربی نمی تواند به روان انسان دست یابد؛ اما ناتوانی آنان در رسیدن به این جنبه نباید باعث شود که برای درک درست از شخصیت انسان و علل رفتارهای او، این بعد از شخصیت انسان به فراموشی سپرده شود؛ زیرا فراموشی این بعد از شخصیت انسان موجب عدم دستیابی به روش درست روان درمانی می شود.بدون شناخت ماهیت و حقیقت عوامل تعیین کننده شخصیت اعم از مادی و معنوی، درونی و بیرونی، درک روشن و کامل شخصیت انسان امکان پذیر نیست. اصولا اکتفاکردن به بررسی عوامل جسمی و بیولوژیک و نادیده گرفتن جنبه روانی انسان تصویری مبهم و غیردقیق از شخصیت به دست می دهد.


قرآن انسان را ترکیبی از ماده و روح می داند. خداوند از روح خویش پس از طی مراحلی از تبدیل شدن گل (ماده) در انسان می دمد به همین دلیل ساختار وجودی انسان با سایر آفریدگان تفاوت دارد؛ زیرا انسان در بیشتر خصوصیات جسمانی و انگیزه ها و انفعالات حفظ ذات و بقای نوع و نیز قدرت درک و یادگیری، با حیوان شریک است و تنها خصوصیات روحی او را از جانوران جدا می سازد. خصوصیاتی که موجب گرایش و توجه انسان به شناخت و عبادت خداوند متعال و تشویق او به کسب فضایل و اخلاقیات والایی است که او را به سطوح بالای کمال انسانی می رساند.باید دانست که روح و ماده در انسان، دو چیز جدا و مستقل از هم نیستند بلکه در یک کل متکامل و هماهنگ به هم آمیخته اند و هویت و شخصیت انسان از این آمیزش متکامل و هماهنگ تشکیل می یابد.


نسان از نظر شخصیت دارای دو نوع خصوصیات مادی و معنوی است که گاهی میان آنها تعارض پیش می آید و نیازهای جسمانی و یا اشتیاقات او را به سوی خود جلب می کند به گونه ای که انسان خود نیز این نزاع درونی را میان دو جنبه شخصیتی خود احساس می کند. قرآن به حالت نزاع میان جنبه های جسمانی و روانی انسان در سوره های شمس و نازعات آیات ۷ و ۳۷ اشاره دارد.بنابراین ساختمان وجود انسان به طور فطری هم استعداد انجام کارهای زشت، پیروی از هوای نفس و شهوات جسمانی و لذتها و تمایلات دنیوی را دارد و هم آمادگی ارتقا به اوج فضیلت، تقوا و اخلاقیات عالی انسانی را. به همین دیل طبیعی است که فطرت انسان بالقوه متضمن تضاد میان خیر و شر، فضیلت و رذیلت است. همین تضادها و افراط و تفریط ها موجب می شود که شخصیت از تعادل خارج و دچار بیماری های جسمی و روحی شود. قرآن برای آن که شخصیت از تعادل برخوردار باشد دستورها و آموزه هایی را بیان داشته است. مناسب ترین راه حل مشکل تضاد میان جنبه های جسمانی و روانی انسان درواقع ایجاد هماهنگی میان آن دو است. به این معنا که انسان در حدود شریعت نیازهای جسمانی خود را ارضا کند و همزمان با آن به ارضای نیازهای روانی نیز بپردازد.


اگر انسان در زندگی به میانه روی و اعتدال و دوری از زیاده روی و افراط و ارضای انگیزه های جسمانی و روانی ملتزم باشد، ایجاد و هماهنگی میان نیازهای جسم و روح کاملا امکان پذیر است؛ زیرا در اسلام نه رهبانیتی وجود دارد که با ارضای انگیزه های جسمانی مخالف باشد و در جهت سرکوب آن عمل کند و نه نوعی اباحه مطلق که انگیزه های جسمانی را به طور کامل ارضا کند. اسلام خواهان هماهنگی انگیزه های جسم و روح است. برای تحقق این تعادل در شخصیت انسان به روشها و شیوه هایی اشاره می کند که با بکارگیری آن می توان به هدف فوق رسید. یکی از شیوه های مورد اشاره آن است که در این آیه بدان توجه می دهد: و در آن چه خدا به تو داده سرای آخرت را جستجو کن و بهره ات را از دنیا فراموش مکن. تعادل جسم و روح در شخصیت انسان، نمایانگر توازن موجود در کل هستی است؛ زیرا خداوند هر چیزی را در اندازه و میزان قرار داده است.شخصیت بهنجار، شخصیتی است که جسم و روح در آن متعادل و نیازهای هرکدام ارضا شود. انسانی که دارای شخصیت بهنجار است، به جسم و سلامت و نیرومندی آن اهمیت می دهد و نیازهای آن را در حدودی که شرع مقدس روا می داند برآورده می سازد و همزمان با آن به خدا ایمان می آورد. بنابراین از نظر اسلام فردی که پیرو هوای نفس خویش باشد، فردی نابهنجار است و کسی که خواسته های جسمانی خود را سرکوب و مقهور می کند و با رهبانیتی افراطی و ریاضتی شدید باعث ضعف جسمی خود می شود و تنها به ارضای نیازها و تمایلات معنوی می پردازد، شخص نابهنجار است؛ زیرا این گونه گرایش های افراطی و تفریطی با طبیعت و فطرت انسان مخالف و متضاد است. به همین دلیل هیچ کدام از این دو گرایش به شکل گیری و تحقق ماهیت حقیقی انسان نمی انجامد. چنان که او را به کمال حقیقی شخصیتی نیز نمی رساند.

پنج شنبه 2/6/1391 - 0:16 - 0 تشکر 523987

نگرش توحیدی قرآن به شخصیت :


قرآن مردم را از لحاظ شخصیتی به انواع سه گانه مومن، کافر و منافق تقسیم کرده است.  هر یک از این انواع سه گانه، خصوصیات اصلی و عمومی ویژه خودرا دارد که از دو نوع دیگر جدایش می سازد. از آنجا که قرآن کتاب عقیده و هدایت است این گونه تقسیم بندی با اهداف آن نیز هماهنگ است. از سوی دیگر، این تقسیم بندی نشان دهنده اهمیت عقیده در ساختار شخصیت انسان و تشخیص خصوصیات متمایزکننده او است و نیز رفتار انسان را به شکل خاص و مشخص که موجب تمایز او از دیگران شود، جهت می دهد.


این تقسیم بندی هم چنین نشان می دهد که عامل اصلی ارزشیابی شخصیت از نظر قرآن عقیده است.قرآن بیان می دارد که عدم تعادل شخصیتی انسان موجب می شود که به گروه منافقان و کافران بپیوندد. کفر و نفاق از منظر قرآن یک بیماری است. به این معنا که شخصیت کافر و منافق، یک شخصیت نامتعادل و بیمار است. این بیماری روحی و روانی است که تاثیر خود را در جسم انسان نیز نشان می دهد. کافران و منافقان دچار بیماری های روحی و روانی هستند و تنها در صورتی درمان می شوند که به نسخه اعتدال بخش قرآن عمل نمایند. اگر گروهی از مومنان نیز دچار بیماری های روحی و روانی هستند، علت و عامل آن را باید در عدم عمل به نسخه قرآنی جستجو کرد. هرکس به نسخه شفابخش قرآن پای بندتر باشد از بیماری های روانی رسته تر است.


بنابراین مومنان باید کوشش نمایند تا با بهره گیری از قرآن به اعتدال و تعادل شخصیتی دست یابند.قرآن از این رو بهترین نسخه برای درمان بیماری های روحی بشر است و نمی توان با دوری از این نسخه درمان قطعی دیگری یافت. علیرغم کوشش های فراوانی که جوامع در زمینه های تعلیم و تربیت جوانان به عمل می آورند تا از آنها انسان های متعادل شخصیتی و مفید بسازند، اما این کوشش ها نتیجه مطلوب را به بار نمی آورد و انحرافات و بیماری های روحی و روانی و در نتیجه اضطراب، افسردگی و خودکشی در جوامع افزایش می یابد. حتی کوشش های روان درمانی با معیارها و روش های غربی نیز نتوانسته است دردی از این مشکل را درمان کند. نقش ایمان در کاهش اضطرابدر سال های اخیر کوشش های زیادی در زمینه روان درمانی افرادی که دچار بیماری های روانی و اضطراب های شخصیتی و عدم تعادل آن هستند، انجام شده است و در این زمینه روش های مختلفی برای روان درمانی پدید آمده است که هیچ کدام موفقیت مورد انتظار را درباره از میان بردن یا پیشگیری از بیماری های روانی کسب نکرده است.


برخی از تحقیقات نشان می دهد که میانگین درمان از هفتاد درصد تجاوز نمی کند.وانگهی حال عده ای از بیماران پس از درمان های روان درمانگران گاه بدتر هم شده و یا بیماری پس از مدتی عود کرده است. این گونه پژوهش ها نشان می دهد که میانگین درمان ناشی از روان درمانی بر پایه روش های علمی هنوز به میزان رضایت بخشی نرسیده است.از این رو، گرایش و توجه بیشتر به دین برای سلامت روان و درمان بیماری های روانی درمیان روان شناسان و درمانگران روانی افزایش چشم گیری یافته است. آنان بر این باورند که «ایمان بدون شک مؤثرترین درمان بیماری های روانی به ویژه اضطراب و افسردگی است.» ویلیام جیمز فیلسوف و روان شناس آمریکایی می گوید: ایمان نیرویی است که باید برای کمک به انسان در زندگی وجود داشته باشد. فقدان ایمان زنگ خطری است که ناتوانی انسان را در برابر سختی های زندگی اعلام می دارد. و در جای دیگر می گوید: همان طور که امواج خروشان اقیانوس نمی تواند آرامش ژرفای آن را برهم زند و امنیت آن را پریشان سازد، شایسته است که دگرگونی های سطحی و موقت زندگی، آرامش درونی انسان را که عمیقاً به خداوند ایمان دارد، برهم نزند، چرا که انسان متدین واقعی، تسلیم اضطراب نمی شود و توازن شخصیت خویش را حفظ می کند و همواره آماده مقابله با مسایل ناخوشایندی است که احتمالاً روزگار برایش پیش می آورد.


کارل یونک روانکاو می گوید: در طول سی سال گذشته افراد زیادی از ملیت های مختلف جهان متمدن، با من مشورت کردند و من صدها تن از بیماران را معالجه و درمان کرده ام، اما از میان بیمارانی که در نیمه دوم عمر خود به سر می برند- یعنی از سی و پنج سالگی به بعد- حتی یک بیمار را نیز ندیدم که اساساً مشکلش نیاز به گرایش دینی در زندگی نباشد. به جرأت می توانم بگویم که تک تک آنان به این دلیل قربانی بیماری روانی شده بودند که آن چیزی را که ادیان موجود در هر زمانی به پیروان خود می دهند فاقد بودند و تک تک آنان تنها وقتی که به دین و دیدگاه های دینی بازگشته بودند به طور کامل درمان شدند.


بسیاری از روان شناسان متأخر بر نقش مؤثر ایمان به خدا تأکید می ورزند زیرا اعتماد به قدرت او موجب افزایش صبر و شکیبایی و تحمل سختی ها می شود و احساس امنیت و آرامش را در نفس انسانی مستقر می سازد و آسودگی درونی را پدید می آورد. همه مکاتب روان درمانی در این که دلیل اصلی بروز عوارض بیماری های روانی اضطراب است اتفاق نظر دارند.ولی در تعیین عوامل اضطراب برانگیز، اختلاف نظر هایی باهم دارند. این مکاتب هدف اصلی روان درمانی را رهایی از اضطراب و به وجود آوردن احساس امنیت در نفس انسان می دانند، اما برای تحقق این هدف از روش های مختلفی پیروی می کنند.قرآن نشان می دهد که ایمان به خدا، در درمان این گونه بیماری ها و تحقق احساس امنیت و آرامش و پیشگیری از اضطراب و بیماری های روانی ناشی از آن کاملاً موفق بوده است. باید توجه داشت که درمان معمولاً پس از ابتلای شخص به بیماری روانی شروع می شود، اما ایمان به خدا اگر از کودکی در نفس انسان استقرار یابد نوعی مصونیت و پیشگیری از آسیب بیماری های روانی به شخص می بخشد. قرآن، امنیت و آرامشی را که ایمان در نفس مؤمن ایجاد می کند چنین توصیف می کند: «تنها آنهایی که ایمان به خدا آورده و آن را به عبادت هیچ معبودی نیامیخته اند سزاوار آرامش، امنیت و طمأنیه هستند.»


اصولاً آرامش، استقرار و امنیت نفس برای مؤمن متحقق می شود، زیرا ایمان راستینش به خداوند او را نسبت به کمک و حمایت و نظر و لطف خداوند امیدوار می سازد. مؤمنی که به خدا ایمان دارد از هیچ چیز در این دنیا نمی هراسد چون می داند تا خدا نخواهد هیچ شر و آزاری به او نمی رسد. و تا خدا نخواهد هیچ انسان و یا قدرتی در دنیا قادر نیست به او ضرری رساند یا چیزی را از او منع کند، به همین دلیل مؤمن انسانی است که امکان ندارد ترس یا اضطراب بر او چیره شود. از مرگ نمی هراسد و به آن با دیدی واقع بینانه می نگرد و آن را دروازه ای برای زندگی جاودانه می بیند. روزی اش را در دست خدا می داند و درباره رزق و روزی اصولاً ترس و ناآرامی را نمی شناسد زیرا خدا را روزی دهنده می داند. از مصیبت های روزگار و حوادث دهر نمی هراسد زیرا می داند که حوادث خوب یا بدی که برای مردم روی می دهد آزمایش خداوندی است.


مؤمن هرگز دچار اضطراب ناشی از گناه نمی شود، احساسی که بسیاری از بیماران روانی از آن رنج می برند این عدم اضطراب مؤمن معلول تربیت صحیح اسلامی اوست به گونه ای که دچار گناه نمی شود و پس از اشتباه و خطا خداوند را آمرزنده و غفار می یابد و توبه می کند. اعتراف مؤمن به گناه و توبه به درگاه خداوندی او را از کوشش برای دور نگه داشتن فکر گناه از ذهن به منظور رهایی از ناراحتی روانی ناشی از احساس گناه- بازمی دارد. کسانی که ایمان ندارند برای دور نگه داشتن فکر گناه از ذهن به سرکوب ضمیر ناخودآگاه خود می پردازند. این سرکوب فکر گناه باعث نمی شود که آن نیروی انفعالی احساس پستی و حقارتی که همراه فکر گناه وجود داشته است نیز از میان برود.


بنابراین نیروی انفعالی مزبور به شکل اضطرابی مبهم و پیچیده در انسان بروز می کند که باعث رنج و ایجاد تشنج روانی در شخص می شود و در نتیجه انسان سعی می کند با پناه بردن به عوارض برخی از بیماری های روانی از شدت آن بکاهد. اصولا روانکاوان می کوشند تا ضمیر ناخودآگاه را آشکار سازند و بیمار را به یادآوری مجدد آن کارها و مقابله با آ نها وادار می سازند تا به جای این که آنها را انکار کرده و با سرکوبشان از رودررویی با آنها فرار کنند، نوعی داوری و قضاوت عقلانی درباره آنها پیدا کنند، یعنی به صدور حکم درباره آنها بپردازند. به همین دلیل است که یادآوری گناه توسط مومن و اعتراف به آنها و استغفار و توبه باعث جلوگیری از سرکوب ناخودآگاه احساس گناه می شود، زیرا این گونه سرکوب کردن ایجاد اضطراب و بروز عوارض بیماری های روانی می گردد.  


مومن احساس گناه را سرکوب نمی کند بلکه به آن اعتراف می کند و از خدا آمرزش می طلبد، از این رو مومن همواره دارای امنیت خاطر روانی و آرامش قلبی و احساس رضایت و آرامش خاطر است. فقدان ایمان به خدا موجب می شود که انسان دچار سرگردانی و پوچی شود. قرآن حالت تعارض و اضطراب و سرگردانی انسان فاقد ایمان را به حالت انسانی تشبیه می کند که حس نماید از آسمان فرو افتاده است و پرندگان او را در میان آسمان و زمین می ربایند یا تندبادی به مکانی دور پرتابش می کند.ایمان به خدا تنها راه رهایی از اندوه و اضطراب چنانکه فقدان آن سرانجامی جز اندوه، افسردگی، پوچی و خودکشی ندارد. حتی مومن گاه در حالت خروج از تعادل شخصیتی- به دنبال اعراض از یاد خدا- دچار بحران های این چنینی می شود. از این رو خداوند بیان درمان و نسخه شفابخش خویش ذکر خدا را درمان نهایی هرگونه اضطرابی می داند: کسانی که از یاد خدا اعراض کنند در زندگی دچار سختی و تنگی می گردند. این تنگنا در ابعاد جسمی، مالی، جانی و روانی خود رانشان می دهد.

پنج شنبه 2/6/1391 - 0:16 - 0 تشکر 523988

روش های ایجاد تعادل شخصیت


یکی از روش های درمانی بیماری های روحی و روانی را قرآن ارتباط با مومنان برمی شمارد  زیرا احساس وابستگی فرد به گروه و از میان رفتن احساس انزوا و تنهایی و توجه به نقش فعال خود در جامعه، دارای اهمیت زیادی در سلامت روانی انسان است. بسیاری از روان درمانگران به اهمیت روابط انسانی به منظور تامین سلامت روانی توجه کرده اند. وابستگی فرد به گروه و دوستی گروه نسبت به فرد و ارتباط انسان میان آن ها از عوامل مهمی است که به تشکیل شخصیتی سالم و تحقق امنیت خاطر و آرامش انسان کمکی شایان می کند.قرآن روش های چندی در روان درمانی پیش گرفته است که مهم ترین آنها ایجاد تعدیل یا تغییر در شخصیت و رفتار است. از این رو نخست به تعدیل یا تغییر افکار و گرایش های فکری آنها اقدام می کند، چرا که رفتار انسان به مقدار زیادی تحت تاثیر افکار و گرایش او قرار دارد. به همین دلیل است که هدف اساسی روان درمانی را تغییر نوع تفکرات بیماران روانی درباره خود، هستی، مردم و زندگی، مشکلات و اهداف زندگی دانسته اند. اما بیمار روانی با تغییر افکاری که در اثر درمان حاصل می شود در برابر مشکلات و حل آنها توانا می شود و اضطرابش کاهش می یابد. قرآن برای پرورش شخصیت مردم و ایجاد تغییر در رفتار آنان، روش کار و ممارست عملی در زمینه افکار و عادات جدید رفتاری را که در نظر دارد در نفوس آنان تحکیم بخشد، به کارگرفته است. به همین منظور عبادات مختلفی چون نماز، روزه، زکات و حج و مانند آنها را واجب کرده است.انجام منظم ومرتب این عبادت در اوقاتی معین مؤمن را به یاد خدا می اندازد و باعث می شود که او همواره در همه جا و در همه کار خدا را در نظر داشته باشد.حالت تمدد اعصاب و آرامش روانی ناشی از نماز انسان را از اضطرابی که بیماران روانی همواره از آن رنج می برند، می رهاند؛ چون این حالت ها معمولاً تا مدتی پس از نماز نیز در انسان باقی می ماند و ادامه می یابد.


 انسان گاهی در حالت تمدد اعصاب و آرامش روانی پس از نماز با امور یا مواردی اضطراب انگیز رو به رو می شود یا آن ها را به یاد آورد. تکرار حدوث این موارد و یادآوری آنها در حالت تمدد اعصاب و آرامش نفسانی پس از نماز به «خاموش شدن» تدریجی اضطراب در انسان منجر می شود.این تأثیر مهم که نماز در درمان اضطراب دارد، همانند تأثیر روش روان درمانی برخی از درمانگران رفتارگرایی معاصر در درمان اضطراب بیماران روانی است که از طریق درمان از راه آرام سازی یا درمان از راه کاهش حساسیت انفعالی انجام می گیرد.دعا نیز موجب کاهش شدت اضطراب می شود . روشن است که اضطراب از عجز انسان در برابر حل تضادهای روانی وی ناشی می شود و اصولاً بخش بزرگی از نیروی روانی انسان برای حل تضادهای روانی مصروف می شود به همین دلیل است که بیماران روانی نمی توانند به طور صحیح توانایی و امکاناتشان را بروز دهند؛ چون تضادهای روانی آنان نیروی شان را مصرف می کند. اما وقتی همین بیماران درمان می شوند و نیروهای روانی آنان آزاد می گردد اظهار شادابی و نشاط می کنند و نیروی کار و تولیدشان افزایش می یابد .

پنج شنبه 2/6/1391 - 0:17 - 0 تشکر 523989

 روان درمانى افسردگی با قرآن    


در سال هاى اخیر كوشش هاى زیادى در زمینه ى روان درمانى افرادى كه دچار اضطراب هاى شخصیتى و بیمارى هاى روانى هستند، انجام شده است. در این زمینه روش هاى مختلفى براى روان درمانى پدید آمده است؛ امّا هیچ كدام موفقیت مورد انتظار را درباره از میان بردن و یا پیشگیرى از بیمارى هاى روانى به دست نیاورده است. برخى از پژوهش ها نشان مى دهد میانگین درمان در مورد بیمارانى كه با روش روان كاوانه معالجه و درمان مى شوند بین 60 تا 64 درصد در نوسان است و اگر توجّه كنیم كه میانگین بیمارانى كه بدون معالجه به روان درمان گران از عوارض این گونه بیمارى ها رهایى مى یابند میان 44 تا 64 درصد در نوسان است، متوجه مى شویم كه میانگین فوق درصد رضایت بخشى را تشكیل نمى دهد. وانگهى حال گروهى از بیماران پس از معالجات روان درمانگران بدتر هم شده است.
در پژوهش دیگرى روشن شده است كه شمار بیماران درمان یافته از یك گروه مورد مطالعه كه تحت مداواى درمانگران قرار نداشتند با تعداد بیمارانى كه از طریق روان درمانى معالج شدند برابر بوده است. این پژوهش نشان داده است كه حال برخى از بیماران معالجه شده توسط روان درمانگران وخیم تر هم شده است.
این گونه پژوهش ها نشان مى دهد كه میانگین درمان ناشى از روان درمانى هنوز به میزان رضایت بخشى نرسیده است.
هر انسانى در روند زندگى خود با موانعى روبرو مى شود زیرا در مقابل هر نوشى، نیش و در مقابل هر خوشى، ناخوشى وجود دارد. این موانع و مشكلات براى انسان ایجاد دلهره مى كند. در هنگام گرفتاری ها دچار اضطراب و سپس افسردگى مى شود. البته نوع مشكلات و شخصیت افراد و زمان و مكان در طولانى بودن و یا كوتاه بودن این اضطراب ها ـ كه اگر درمان نشود به افسردگى منجر مى شود ـ دخالت دارند.
هر چند وجود دلهره واضطراب در حد عادى براى آدمى لازم است؛ زیرا باعث گرفتن حالت تدافعى شده و انسان را به عكس العمل واداشته و سعى در رفع مشكل مى كند؛ اما اگر فردى بى خیال و بى تفاوت بوده و هیچ گونه اضطرابى نداشته باشد ـ بجز ائمه معصومین(ع) و بعضى از اولیاء خدا ـ براى دیگران عیب و مریضى حساب شده كه در روانشناسى آن را مرض «پسى كوپاتى» مى نامند.

پنج شنبه 2/6/1391 - 0:18 - 0 تشکر 523990

افزایش افسردگى و اضطراب در جهان امروز

در جهان كنونى بیمارى افسردگى بسیار زیاد شده است بطوری كه عده اى از مردم كشورهاى صنعتى با دارو بخواب رفته و با دارو بیدار مى شوند. به طور مثال با هم گزارشى درباره پدیده افسردگى و علل و آثار آن در ایالات متحده آمریكا مى خوانیم:
به عقیده روان شناسان، افسردگى بیماریى ناشى از مدرنیسم و فشارهاى جانبى آن است و جوانان به ویژه در آمریكا كه سرعت نوآورى در آن جا بیش از سایر نقاط جهان است در سنین پایین تر در دام این بیمارى گرفتار مى آیند.
در سال 2002 افسردگى پس از بیمارى هاى قلبى، گسترده ترین بیمارى دامن گیر بشر خواهد بود. به نوشته این مجله:
دكتر ارنست برنت و همكارانش از انستیتو تكنولوژى ماساچوست آمریكا برآورد كرده اند كه هزینه هاى مربوط به بیمارى افسردگى در آمریكا سالانه بالغ بر 44میلیارد دلار یعنى تقریبا برابر هزینه هاى بیمارى هاى عروقى است و این بدان معنا است كه هر آمریكایى سالانه 6 هزاردلار بابت بیمارى افسردگى پرداخت مى كند.
این مجله مى افزاید: هزینه هاى مربوط به درمان بیمارى افسردگى به 12 میلیارد و400 میلیون دلار بالغ مى شود و خودكشى مبتلایان به افسردگى 7 میلیارد و 500 میلیون دلار به این رقم مى افزاید كه خسارت ناشى از دست رفتن نیروى انسانى در آن به حساب نیامده است.
اكونومیست مى نویسد: در این میان، بازار داروهاى ضد افسردگى بسیار گرم است. طبق برآورد انستیتو تكنولوژى ماساچوست ارزش بازار جهانى این داروها بالغ بر 7 میلیارد دلار است كه انتظار مى رود در پنج سال آینده 50% رشد داشته باشد!
مشهورترین داروى درمان بیمارى افسردگى كه امروزه به ویژه در آمریكا رواج دارد «پروژاك» است كه شركت سازنده آن «الى لیلى»سالانه 2میلیارد و600 میلیون دلار به جیب سهام داران خود سرازیر مى كند.» «الوین تافلر، نویسنده و نظریه پردازِ معروف امریكایى: در سراسر كشورهاى مرفه فریاد عجز و لابه هاى آشنا به گوش مى رسد. میزان خودكشى نوجوانان رو به افزایش است. الكلیسم بیداد مى كند. افسردگى روانى همه گیر شده است، بربریت و جنایت مُد روز گردیده است!
در ایالات متحده اتاق هاى اورژانس بیمارستان ها مملوّ از معتادان به مارى جُوانا و دیوانه هاى سرعت و دسته هاى اراذل و اوباش و معتادان به كوكائین و هرویین و بالاخره افرادى كه گرفتار بحران شدید عصبى شده اند.
مددكارى اجتماعى و بهداشت روانى در همه جا به سرعت رو به گسترش گذاشته است، در واشنگتن یك كمیسیون بهداشت روانى وابسته به دفتر ریاست جمهورى اعلام مى دارد كه به طور كامل شهروندان ایالات متحده از نوعى فشار عصبى رنج مى برند.و روان شناسى از مؤسسه ملى بهداشت روانى ادعا مى كند كه تقریبا هیچ خانواده اى بدون نوعى ناهنجارى روانى وجود ندارد و اعلام مى كند روان پریشى، جامعه آمریكا را كه آشفته و پریشان و متفرق ونگران آینده است، فرا گرفته است!»
تافلر مى افزاید: زندگى روزمره واقعاً به طرز افتضاح آمیزى كیفیت خود را از دست داده است و اعصاب همه خورد و داغان است، دست به یقه شدن وتیراندازى در مترو یا صف هاى بنزین نشانگر این واقعیت است كه كنترل اعصاب از دست افراد خارج شده است و میلیون ها نفر از مردم به آخرین حد از ظرفیتشان رسیده اند.
بى تردید علت این افسردگى ها فرو رفتن در مادیات و دورى از مذهب، معنویات و فراموشى خدا مى باشد.

پنج شنبه 2/6/1391 - 0:21 - 0 تشکر 523991

علامتهاى افسردگى:

افسردگى داراى نشانه هایى است كه به برخى از آن ها اشاره مى شود:
1-احساس تنهائى و بى پناهى
2-وحشت واضطراب از آینده مجهول
3-دلهره از عدم موفقیت در شؤن مختلف زندگى از جمله در تحصیل، شغل، نحوه كار، انتخاب همسر و زندگى مشترك و نحوه زندگى خانوادگى، وضعیت تحصیل فرزندان و آینده آنان و...
چنان چه بتوان از راه صحیح با این دلهره ها برخورد نمود، زندگى سعادتمندانه هر انسانى تضمین شده است.

پنج شنبه 2/6/1391 - 0:26 - 0 تشکر 523993

راههاى درمان افسردگى



1. ایمان و توكل: اولین راهى كه اسلام براى مسئله اضطراب و دلهره ها پیشنهاد مى كند، ایمان و توكل به خداست. تكیه بر خالقى كه قادر است. از همه چیز خبر دارد و بندگانش را دوست دارد. تكیه گاهى همیشگى كه همه مى میرند ولى او باقى است. همه دچار مشكل مى شوند ولى او همیشه قهار و مسلط و حاكم بر همه چیز است.
على(ع)فرمود: كسی كه توكل كند، سختى ها بر او آسان و اسباب آسانى برایش فراهم مى شود.
پرفسور كارل یونگ مى گوید: بى مذهبى باعث پوچى و بى معنا بودن زندگى مى شود و داشتن مذهب به زندگى مفهوم و معنا مى بخشد. دكتر پول ارنست متخصص دانشگاه پنسیلوانیا درباره نقش ایمان مى نویسد: مهم ترین عامل شفاى مریض، ویتامین ها، داروها، معدنیت و جراحى و..نیست. بلكه امید و ایمان است. من به این نكته پى برده ام كه از این پس باید جسم مریض را با بكاربردن وسایل طبى و جراحى و روح وى را با تقویت ایمانش نسبت به خدا معالجه كرد.
در روایات آمده كه مؤمن مانند كوه استوار است و سختى ها او را تكان نمى دهد. مانند حضرت ایوب كه در مقابل بدترین مصیبت ها ایستاد و مقاومت كرد و عاقبت به رستگارى دو جهان رسید.
2. یاد خدا: دومین راهى كه قرآن كریم با یك جمله به ما نشان مى دهد یاد خدا است. آرى یاد خداست كه ترس از مرگ را به آرامش تبدیل مى نماید و ترس از هجوم مشكلات وگرفتاری ها را از بین مى برد. یاد خدا دلهره ها و ترسهاى ناشى از بى اعتمادى به آینده را كاهش مى دهد.
خداوند در قرآن درباره تأثیر یاد خدا در آرامش و رهایى از اضطراب و افسردگى مى فرماید: «الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم الا بذكر الله تطمئن القلوب؛ آنان كه ایمان آورده و دل هایشان به یاد خدا آرام است. آگاه باشید با یاد خدا دل ها آرامش مى یابد.»

اهمیت یاد خدا: ذكر خدا یعنى پذیرش حضور دائم و نزدیك بودن آن وجود مطلق در همه جا و در همه زمان ها؛ چون كه خدا به رگ هاى گردن شما نزدیك تر و حایل میان انسان و جان و قلب اوست. این نزدیكى و حضور دائمى كه برخاسته از ارتباط و فقر ذاتى همه آفریده هاست مى تواند این زمینه را فراهم آورد كه هیچ چیزى بیرون از دایره علم، قدرت و حكمت او نیست. بنابراین اطمینان مى یابد كه همواره خدا با اوست و در همه حال رفیق و همراهش است. براى ذكر در مقامات اخلاقى ـ عرفانى مراتبى گفته اند از جمله ذكر لفظى وذكر قلبى است. كه بالاترین ذكر، نماز است. اگرچه خداوند از تسبیح و تحمید مخلوقاتش مخصوصاً انسان بى نیاز است ولى این ذكرها مایه معرفت وتكامل انسان شده و او را در رسیدن به معرفت الهى یارى مى كند.


در عرف عرفا و اولیاء خدا انسان هاى عاقل و فهیم كسانى هستند كه همیشه به یاد خدا بوده و هیچ چیز حتى اشتغالات روزمره آن هارا از این امر باز نمى دارد. خداوند در آیاتى چند به این مسأله اشاره دارد از آن جمله:
«انسان هاى مؤمن كسانى هستند كه تجارت و خرید وفروش آن هارا از یاد خدا مشغول نمى كند.»؛  «آنان كه در حالت ایستاده و نشسته و خوابیده به ذكر خدا مشغول بوده و در خلقت آسمان ها وزمین تفكر كرده و مى گویند: اى خداى ما! این هارا باطل و بیهوده نیافریده اى. تو از هر نقصى منزّهى. پس ما را از جهنم دور نگه دار.»؛ «اى مؤمنین! مبادا مال و منال شما را از یاد خدا غافل كند كه در این صورت زیان كرده است؛ «خدا را بسیار یاد كنید شاید رستگار شوید»
یاد كردن خدایى كه از همه زیباتر، از همه عظیم تر، از همه مهربان تر، از همه بخشنده تر، به اسرار آشناتر، از همه نزدیك تر است؛ براى انسان صاحب معرفت از همه چیز لذت بخش تر است. به همین جهت پیامبران و امامان و اولیاء خدا، شبانه روز به ذكر خدا و به ویژه به نماز مشغول مى شدند. رسول خدا (ص) آن قدر شب ها را به نماز گذراند كه خدا به او فرمود: «اى پیامبر! ما قرآن را نازل نكردیم تا تو به زحمت بیفتى.»
على (ع) شبى هزار ركعت نماز مى خواند. امامان و اولیاء الهى نیز بسیارى از اوقات عمر خود را به نماز و ذكر الهى مى گذراندند. و شاعر چه زیبا سروده است:
خوشا آنان كه الله یارشان بى *** بحمد وقل هو الله كارشان بى          «باباطاهر»

از سیره عبادى انسان هاى برگزیده چنین به دست مى آید كه در ذكر و نماز، باید منافع و اثرات بسیار مهمى باشد كه آن گونه به آن اهمیت داده مى شود. به عكس، از اهمیت ندادن انسان هاى فاسد به نماز و ذكر الهى به این نتیجه مى رسیم كه یكى از عوامل سقوط این افراد فراموش كردن خالق خود مى باشد. كسى كه مربّى اصلى و تربیت كننده و بزرگ كننده خود را فراموش كند، غافل ترین انسان است.
یاد خدا در همه جا فضیلت دارد. به ویژه در موارد زیر:
هنگام جهاد با دشمنان، برخورد با گناه، مشاهده جلوه هاى دنیا اعم از كاخها، قصرها، ثروتمندان، دنیاطلبان، زن هاى زیبا، باغ ها، آسمان خراش ها، زرق و برق هاى ظاهرى و...
آثار دورى از یاد خدا: كسانى كه از ذكر و یاد خدا غافل باشند، دچار ضررهاى مختلف دنیوى و اُخروى مى شوند از جمله:
الف. سختى در زندگى و نابینایى در محشر: «هركس از ذكر من دورى كند، زندگى سخت و تنگى خواهد
داشت و روز قیامت، او را نابینا محشور مى كنیم! مى گوید: «پروردگارا! چرا نابینا محشورم كردى؟ من كه بینا بودم!» مى فرماید: «آن گونه كه آیات ما براى تو آمد، و تو آن ها را فراموش كردى» امروز نیز تو فراموش خواهى شد!».»
ب. همنشینى شیطان:«كسی كه از ذكر خداى رحمن دورى كند، شیطان را همراه او مى كنیم.»
ج. قساوت قلب: «خدا به موسى گفت: اى موسى! مرا در هیچ حالى فراموش نكن كه فراموشى من دل ها را قسى مى كند.»
د. خود فراموشى: «مانند كسانی كه خدا را فراموش كردند نباشید، كه خدا هم یادِ خودشان را از خودشان بُرد.»

3. صبر و تحمل: افراد صبور ماندنى تر و موفق تر مى باشند.

«اصمعى وزیر خلیفه عباسى در بیابان به خیمه اى رسید. زنى جوان و صاحب جمال در خیمه بود. اصمعى از او آب طلبید. زن گفت: شوهرم نیست و اجازه ندارم به شما آب بدهم. ولى اجازه شیر این بز به دست خودم است. زن از شیر به اصمعى داد. در این موقع یك سیاهى از دور پیدا شد. زن گفت: شوهرم است كه از صحرا بر مى گردد. وقتى شتر سوار رسید، زن به استقبال او رفت و بر او سلام كرد، پاهاى او را شست و... ولى هر چه زن محبّت مى كرد، مرد كه قیافه زشتى داشت و یك پایش لنگ بود، با بداخلاقى به او جواب مى داد. تا این كه مرد وارد خیمه شد و نگاه غضبناكى به اصمعى نمود و به آخر خیمه رفت. اصمعى به زن گفت: حیف نیست شما با این امتیازات، با همچو مردى زندگى مى كنى؟ زن گفت: من از شما كه وزیر خلیفه هستى تعجب مى كنم كه مى خواهى بین من و شوهرم جدائى بیافكنى! اگر من با این مرد زندگى مى كنم براى این است كه مى خواهم به روایت پیامبر (ص) عمل كرده باشم كه فرمود: ایمان دو نیمه است. نیمه اى شُكر و یك نیمه اش صبر است. من خدا را بر نعمت هایش شكر گفته و بر سختى هاى زندگى صبر مى نمایم. و امید به پاداش هاى آخرت دارم.»

4. معالجات فردى:
 از قبیل:

1. بازگو كردن عقده ها با محرم اسرار مانند والدین، حضور در زیارتگاه ها و مناجات هاى سحرگاهى؛


2. توبه و طلب آمرزش: بر خلاف مسیحیت كه مى گوید یكشنبه ها به كلیسا بروید! اسلام هر زمان و هر مكانى را براى ارتباط با خداوند و توبه كردن و طلب آمرزش مناسب مى داند؛


3. جستجوى راه هاى موفقیت: علاوه بر همت بلند و تلاش، در بسیارى از موارد كلید حل مشكل به دست ما است. مثلا شخصى كه در خانه نشسته و از خدا روزى مى خواهد، دعایش مستجاب نمى شود! یا كسی كه از دست همسرش به تنگ آمده و از خدا فرج و گشایش مى خواهد دعایش مستجاب نمى شود زیرا باز كردن گره به دست خودش است و آن طلاق است. (اگر راه دیگرى نمانده است.) و...


4. اقتصاد در معاش، چنان كه حضرت على (ع) فرمود: هركه مراعات اقتصاد كند من ضمانت مى كنم كه فقیر نگردد.


5. اهمیت ندادن به عشق هاى كذائى


6. راضى بودن به رضاى الهى.


7. سرگرمی هاى سالم همانند سفر، پیامبر(ص) مى فرماید: «به سفر بروید تا سالم وتندرست بمانید.»؛ 

8. توجه به نعمت هایى خداى متعال در اختیار ما قرار داده است. و در مسائل مادى به پایین تر از خود نگاه كنیم نه بالاتر.؛


9. مأیوس نشدن از رحمت الهى، خداوند در قرآن مى فرماید: «لاتیأسوا من روح الله انّه لاییأس من روح الله الاّالقوم الكافرون»؛


10. رعایت اعتدال در تمام امور حتى در گوش كردن نوارهاى روضه وعزادارى. متأسفانه عده اى خیال مى كنند علامت حزب اللهى بودن آن است كه ساعت ها نوار مداحان مشهور را گوش دهند كه البته زیاده روى در این امر موجب افسردگى مى گردد. /   محمدتقى صرفى

پنج شنبه 2/6/1391 - 0:26 - 0 تشکر 523994

 نكته روانشناسی در قرآن

 1- از دیدگاه قرآن، سه نوع شخصیت اساسی وجود دارد; مؤمن، كافر و منافق ; ( آیات 2 تا 20 سوره بقره )
2- شخصیت‏های مؤمن، خود دارای سه درجه شخصیتی می‏باشند ; آنان كه به خود ظلم می‏كنند، آنان كه میانه رو هستند و آنان كه پیشتازانند; ( فاطر/ 32 )
3- مشخصه بارز شخصیت كافر آن است كه دل و اندیشه‏اش را قفل كرده است و راهی برای نفوذ هیچ حرف تازه و اندیشه متفاوتی نگذاشته است و به همین دلیل، از درك حقایق عاجز است.
4- خصوصیت‏بارز شخصیت منافق از دیدگاه قرآن، دوگانگی ریشه‏ای در ظاهر و باطن است; به همین دلیل، مبتلا به شك و تردید و عدم قدرت تصمیم‏گیری و ناتوانی در قضاوت می‏شود; ( بقره و  8 تا 20 منافقون )
5- در قرآن كریم، در آیات فراوانی از اندوه، علل ایجاد كننده آن و راه‏های برطرف ساختن آن سخن رفته است . گاهی اندوه فراق را با دیدار و گاهی اندوه فقر را با بشارت و گاهی اندوه رسول خدا (ص) را به دلداری حضرت حق، درمان نموده است.
6- در دیدگاه قرآن، ترس دو نوع است ; ترس پسندیده و ترس ناپسند ; ترس پسندیده، همان ترس از خداوند و عدالت اوست كه منجر به اصلاح رفتار می‏شود; (انفال/2) و ترس ناپسند، اضطرابی شدید با علت مشخصی است كه تسلط بر نفس را از بین می‏برد و باید با آن مبارزه شود; ( احزاب/10 و 11 )
7- از نظر قرآن دو نوع خشم وجود دارد; خشم مفید و متعادل و خشم مخرب و نابهنجار ; خشم متعادل، راهی برای رسیدن به هدف در مواقع لزوم است و خشم مخرب را باید درمان كرد . قرآن كریم با توصیه به صبر و پاسخ گویی با عمل نیك و با وعده بهشت و پاداش اخروی، به وسیله سفارش به بخشش و عفو، یادآوری قدرت و خشم خداوند و ... به درمان بیماری سلامتی سوز خشم و عصبانیت پرداخته است.
كه به ترتیب در سوره شوری  آیه43، فصلت آیه‏34، آل عمران  آیات 133 و 143، شوری  آیات 36 و 37 ، و نور  آیه 22 بیان شده است .
8- در قرآن به سه نوع از مكانیسم‏های دفاعی - روانی اشاره شده است كه عبارتند از: فرافكنی ( منافقون/4 )، دلیل تراشی ( بقره/11 و 12 ) و واكنش سازی ( بقره/204 و 205 و منافقون/4 )
9- در فرهنگ قرآن یكی از راه‏های مؤثر و اساسی روان درمانی، استفاده از مواعظ و اندرزهای قرآنی است( یونس/57 )
10- در روش روان درمانی قرآنی، ایمان، تولید امنیت درونی و آرامش می‏نماید; ( انعام/82 و رعد/28 )
11- یاد خدا، آرام بخش دلهاست ; ( رعد/28 )

میگنا

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی