• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن اجتماعي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
اجتماعي (بازدید: 898)
چهارشنبه 1/6/1391 - 19:43 -0 تشکر 523656
سرگذشت بزرگان

سرگذشت کنفوسیوس

 

کنفوسیوس، چنان که معروف است، حکیم پرآوازه چینی است. به اعتقاد برخی افراد، کنفوسیوس برای ملت چین و گروهی از مردم خاور دور، حالت نیمه پیامبر دارد. عده ای هم با شنیدن نام کنفوسیوس، نام و حکمت سقراط برایشان تداعی می شود.

چینی ها در حالی که صحبت از کنفوسیوس به میان آید، به فکر یک سری چیزهایی مثل اخلاق، فرهنگ، کتاب "لون یو"، آموزش و پرورش و موارد دیگر می افتند. کنفوسیوس آن قدر برای فرهنگ چین مهم است که هنگام اشاره به فرهنگ سنتی چین، نام یک شخصیت در اذهان زنده می شود و او کسی جز کنفوسیوس نیست. در جامعه چین هیچکس به اندازه «کنفوسیوس» تاثیرگذار نبوده است به همین دلیل هر کسی تا اندازه ای در باره او می داند و کم و بیش تحت تاثیرتئوری مکتب «کنفوسیوس» قرار گرفته است.

 

 

 

کنفوسیوس در دوره 551 تا 479 قبل از میلاد زندگی می کرد. یعنی تقریبا در دوره هخامنشیان در ایران و در اروپا هم امپراتوری رم هنوز ایجاد نشده بود. آن زمان سلسله "جوو شرقی" (دونگ جوو) حاکم چین بود. امپراتوری جوو از 7 ایالت فوق العاده مستقل تشکیل می شد که در واقع هر ایالت یک کشور محسوب می شد و برای خودش یک شاه داشت. کنفوسیوس در ایالت "لو" که بخشی از استان شانگ دون کنونی است، به دنیا آمد. پدر کنفوسیوس به نام "شو لیان هه" (叔梁纥) افسری بازنشسته بود که با شرکت در جبهه‌های نبرد موفق شده بود تا با رضایت پادشاه زمین هایی را به تملک خود دربیاورد. او سه همسر داشت. زن اول او 9 دختر به دنیا آورد، اما هیچ پسری نداشت. از این رو، شو لیان هه به این امید که دارای فرزند پسر شود، همسر دوم اختیار کرد. زن دوم یک پسر به دنیا آورد، اما متاسفانه او از ناحیه پا معلول بود و نمی توانست حرکت کند. ولی از آن جا که شو لیان هه هنوز دوست داشت که صاحب فرزند پسر بشه، بالاخره برای سومین بار با زنی به نام "یان جنگ زای" (颜徵在) ازدواج کرد که او برای لیان شو هه پسری سالم به دنیا آورد و این پسر همان کنفوسیوس بود. از آن جا که مادر کنفوسیوس قبل از به دنیا آوردن او در تپه ای به نام "نی چیو" (尼丘) دعا کرده بود، نام کنفوسیوس را "کونگ چیو" گذاشت. "چیو" یعنی تپه". نام کنفوسیوس بعدها به منظور احترام برای او برگزیده شد. در واقع کنفوسیوس برگرفته شده از اسم فامیل او یعنی "کونگ" و "فو زی" است، یعنی استاد بزرگ.

 

 

 

زمانی که کنفوسیوس 3 سال داشت، پدرش فوت کرد. تحت فشار زن اول پدرش، مادر کنفوسیوس ناچار به ترک خانه به همراه کنفوسیوس شد و به شهر دیگری به نام "چیویه لی" (阙里) رفت.

اما کنفوسیوس در سن 19 سالگی، با دختری به نام "جی گوان شی" (丌官氏) ازدواج می کند که او یک سال پس از ازدواج پسری به نام "کونگ لی" (孔鲤) برای کنفوسیوس به دنیا می آورد.

او از 20 سالگی شروع به فعالیت در زمینه سیاسی می کند. اما کنفوسیوس، در دوران جوانی در پست های سطح پایین مانند مدیریت بر انبارها و چراگاه ها فعالیت می کند تا این که در سن 51 سالگی شهردار یکی از شهرهای کشور می شود و یک سال پس از آن در وزارت راه و ساختمان کار می کند و از آن پس نیز سمتی در وزارت دادگستری می گیرد و سال ها بعد نخست وزیر موقت کشور "لو" می شود.

 

 

اما بعدها به خاطر اصول خاص خود و وفاداری اش به شاه "لو" و خانواده امپراتوری "جووی شرقی" اقدامات و اصلاحاتی به ضرر برخی مقامات دولت انجام می دهد که این مساله باعث می شود که او نتواند اندیشه های کشورداری خود را در کشور "لو" به عمل بیاورد و در سن 55 سالگی مجبور به ترک وطن خود برای تبلیغ اندیشه هاش در دیگر کشورها می شود. او به کشورهای وی، تساو، سونگ، جنگ، چن و چو رفت، اما در هیچ کدام از این کشورها موفق نشد تا اندیشه های کشورداری خود را به حاکمان آنها بقبولاند. پس از 13 سال، یعنی در 68 سالگی، کنفوسیوس به وطن خود، یعنی کشور "لو" بر می گردد.

 

 

هر چند او بسیار مورد احترام مقامات کشور بود، اما به سمت مهمی منصوب نشد. او با توجه به این که نتوانست اندیشه های کشورداری خود را مورد توجه و استفاده دولتمردان قرار بدهد، بنابراین تصمیم گرفت تا دیگر در فعالیت های سیاسی شرکت نکند و همه اوقات و انرژی خود را به تنظیم کتاب و آموزش اندیشه های اخلاقی، سیاسی، اقتصادی و حتی هنری به شاگردان و پیروان خودش اختصاص بدهد.

 

 

البته گفتنی است که او سه هزار شاگرد داشت که بسیاری از آنها بعدها جزو شخصیت های بزرگ شدند.

کنفوسیوس در سن 72 سالگی یعنی 479 قبل از میلادی در گذشت.

پنج شنبه 16/6/1391 - 17:45 - 0 تشکر 545954


امیر کبیر







میرزاتقی‌خان امیرکبیر صدراعظم ایران در دوره ناصرالدین‌شاه قاجار بود.





میرزا تقی خان امیر کبیر, صدراعظم مشهور دورهٔ ناصرالدین شاهقاجار.نام اصلی امیرکبیر محمد تقی بود که بعدها تقی گفته می‌‌شد و عناوینو القابی که به دست آورد بدین قرار است: کربلایی محمد تقی- میرزا محمدتقیخان- مستوفی نظام- وزیر نظام- امیر نظام- امیر کبیر- امیر اتابک اعظم(شوهرخواهر ناصر الدین شاه نیز شد).




محمد تقی پسر کربلایی قربان، آشپز میرزا عیسی قائم مقام اول بود که درخانه قائم مقام تربیت یافت و در اوایل جوانی به سمت منشی قائم مقام اول بهخدمت مشغول گشت و مورد عنایت رجل سیاسی دانشمند قرار گرفت و بعداٌ دردستگاه قائم مقام دوم نیز مورد توجه واقع شد تا جایی که وی را همراه هیاتیسیاسی به روسیه فرستاد و در نامه‌ای در مورد هوش و نبوغ میرزا تقی خانچنین نوشته:




خلاصه این پسر خیلی ترقیات دارد و قوانین بزرگ به روزگار می‌‌گذارد. باش تا صبح دولتش بدمد.




در این ماموریت که برای عذرخواهی از قتل گریبایدوف که در ایران رخ دادهبود، انجام می‌‌شد، از تزار روسیه معذرت خواست و طوری عمل نمود که مور***ئید و پسند تزار و دربار ایران قرار گرفت. امیرکبیر در سفر به روسیه بهمؤسسات فرهنگی، نظامی و اجتماعی آنجا توجه نمود و به این فکر بود که راهترقی ایران نیز داشتن دانشگاه و تشکیلات نظامی و فرهنگی منظم است.




دومین ماموریت وی رئیس هیات سیاسی ایران به ارزنة‌الروم برای حل اختلافمرزی بین ایران و امپراتوری عثمانی بود. در این ماموریت که نزدیک به دوسال طول کشید علاوه بر آشنایی با زدو بندهای سیاسی شرق و غرب با دلیریخاصی توانست اختلاف مرزی را به نفع ایران پایان دهد و محمره و اراضی وسیعطرف چپ شط العرب را که مورد ادعای عثمانی‌ها بود به ایران ملحق کرد. ایناقدام و پیشنهادهای مفید امیرکبیر، مورد عناد و حسادت حاجی میرزا آغاسیقرار گرفت.




چون محمد شاه مرد، ناصرالدین میرزا که قصد حرکت به تهران و نشستن برتخت سلطنت را داشت نمی‌توانست حتی هزینه سفر خود و همراهان را به تهرانتهیه کند در این هنگام که امیرکبیر در تبریز و ملقب به امیر نظام بود باضمانت شخصی پول فراهم کرد و ناصرالدین شاه را به تهران آورد اما درباریانحتی مهد علیا مادر ناصرالدین شاه که در زد و بندهای سیاسی خارجی دست داشتمخالف امیر بودند، ولی ناصرالدین شاه هر روز بر مرتبه و مقامش می‌‌افزو*** جایی که ملقب به امیرکبیر و صدراعظم گردید. در مدت کوتاهی که امیرکبیرصدراعظم بود(در حالی که ناصرالدین شاه در آغاز سلطنت فقط 16 سال داشت) بانبوغ خاص و احساسات پر شور میهن پرستی خود، اقداماتی بس ارزنده کرد.




نخست به امنیت داخلی پرداخت. سالار را که در خراسان گردنکشی می‌‌کرد واز جانب روس‌ها و انگلیسی‌ها حمایت می‌‌شد سرکوب کرد. در نامه‌هایی که بهنمایندگان سیاسی و نظامی روس می‌‌نوشت و در جواب‌هایی که می‌‌داد، دلیری وثبات رای و میهن پرستی موج می‌‌زند.




پس از برانداختن سالار از خراسان، فارس و بلوچستان را آرام ساخت و درهمه مناطق عشیره نشین و هر جا که ممکن بود آشوبی برخیزد قراول خانه ایجادنمود و در سراسر مملکت امنیت برقرار گشت.




در دوره صدارت امیرکبیر ترکمانان که همواره از مدتها پیش به نقاط دور ونزدیک مناطق اطراف خود حمله می‌‌کردند به هیچ اقدام خلافی دست نزدند.




امیرکبیر اقدامات فراوانی در دوره کوتاه صدارت خود به شرح زیر نمود:




ایجاد امنیت و استقرار دولت.




تنظیم قشون ایران به سبک اروپایی.




ایجاد کارخانه‌های اسلحه سازی.




اصلاح امور قضایی.




جرح و تعدیل محاضر شرع.




تأسیس چاپارخانه.




تأسیس دارالفنون.





روزنامه وقایع اتفاقیه

بنای روزنامه وقایع اتفاقیه به سال 1267 از ارزنده ترین تأسیسات اجتماعی امیر است.
بنیانگزار روزنامه در ایران میرزا صالح شیرازی است. از شاگردانی بود که درزمان عباس میرزا برای تحصیل علوم جدید به انگلستان رفت. ضمناً به ذوق خودفن چاپ را آموخت، و از جمله کسانی است که در ایران مطبعه سنگی را تأسیسنمود. به علاوه او را پیشرو اندیشه های سیاسی جدید مغرب زمین در ایران میشناسیم. میرزا صالح نخستین روزنامه ایران را در زمان محمد شاه به سال 1252در تهران بر پا کرد. روزنامه ای بود که ماهی یکبار با چاپ سنگی منتشر میشد، و بیش از چند سالی دوام نکرد.
ذهن امیر درباره روزنامه و ارزش سیاسی و مدنی آن خوب روشن بود، و ازروزنامه های فرنگستان آگاهی داشت. حتی خوانده بود که: در شهر فرانکفورتآلمان (امیر اساساً به دولتهای آلمانی توجه خاص داشت) باسمه کردن کاغذاخبار که از تاریخ 1651 مسیحی.. بنا شده، الی حال مطلقاً بسته نشده، وهمیشه در کار باسمه اخبار است. توجه میرزا تقی خان معطوف به دو معنی بود:یکی اطلاع یافتن دولت از اوضاع جهان، و دیگر پرورش عقلانی مردم و آشناکردن آنها به دانش جدید و احوال دیگر کشورها.
شماره اول روزنامه وقایع اتفاقیه روز جمعه پنجم ربیع الثانی 1267 (هفتمفوریه 1851) انتشار یافت. در صفحه اول علامت شیر و خورشید ایران و عبارت"یا اسدالله الغالب" نگاشته شده بود. این شماره به عنوان "روزنامچه اخباردارالخلافه تهران" منتشر گردید. از شمارهً دوم به نام "وقایع اتفاقیه"خوانده شد. و تا ده سال بعد (1277 ه.ق.) به همین اسم نشر می شد. در اینسال هنگام تصدی میرزا ابوالحسن خان غفاری کاشانی صنیع الملک، نام آن تغییرکرد و از شماره 474 به روزنامه "دولت علیه ایران" مبدل شد؛ و ضمناً به شکلروزنامه مصور درآمد. این نخستین روزنامه مصوری است که در ایران انتشاریافت. دیری نگذشت که دوباره اسم آن تغییر کرد و به روزنامه "دولتی" بدلشد. پس از آن به نام "روزنامه ایران" منتشر گردید و تا انقلاب مشروط همیناسم را حفظ کرد.
وقایع اتفاقیه روزنامه هفتگی بود، با چاپ سنگی بطبع می رسید. شیوه نگارشآن ساده و روشن و بکلی خالی از تقلید و تکلف بود. تا شماره هفدهم آنروزهای جمعه پیش از ظهر انتشار می یافت، از شماره هجدهم به بعد انتشارش بهروزهای پنجشنبه موکول گردید. تا شماره 656 انتشار هفتگی آن مرتب بود، ازآن پس گرفتار بی نظمی شد. بهای تک شماره آن در سرتاسر ایران ده شاهی، واشتراک سالیانه اش 24 ریال بود. چون به گوش دولت رسید که کارکنان ولایاتسوای بهای روزنامه چیزی از مردم به نام"خدمتانه" گرفته اند؛ اعلام شد کهقیمت آن "در کل شهرهای ممالک محروسه بدون اخراجات دیگر" همان ده شاهی است،و مطالبه کردن چیزی بیش از آن "بسیار خلاف رأی امنای دولت" است.
مدیر روزنامه، حاجی میرزا جبار ناظم المهام کنسول سابق ایران در بغدادبود. "مباشر" روزنامه "ادوارد برجیس" انگلیسی، و نویسنده آن "عبداللهترجمه نویس" بود. روزنامه در مطبعه حاجی عبدالمحمد استاد مطبعه چی چاپ میگردید. حیف که میرزا صالح دوست دیرین امیر درگذشته بود، وگرنه هیچ کسشایسته تر از او برای کار روزنامه نبود.




پنج شنبه 16/6/1391 - 17:46 - 0 تشکر 545955


تولد لویی پاستور
"لویی پاستور" ، کاشف بزرگ جهان ، در 27 دسامبر سال 1822 در شهر دول ، از شهرهای فرانسه ، پا به عرصه حیات نهاد.
کسب علم و دانش
لویی پاستور ، با اینکه در یک خانواده تهی‌دست متولد شد و پدرش هم به کار دباغی مشغول بود، با اینحال توانست تحصیلات خود را با استعدادی درخشان به پایان برساند. پاستور درجه لیسانس خود را از کالج سلطنتی Besancon گرفته، پس از اخذ دکترا در سن 26 سالگی ، در سال 1848 به سمت استاد شیمی دانشگاه استراسبورگ انتخاب گردید و در سال 1857 به سمت ریاست آکادمی علوم ( میل ) انتخاب شد.
او همچنین عضو اصلی فرهنگستان فرانسه بود و مجلس ، ماهانه 25000 دلار مقرری برای او تعیین کرده بود.
آغاز فعالیتهای پاستور و کشف مفهوم انانتیومری
پاستور در سال 1848 در مدرسه نرمال در پاریس ، آزمایشهایی را انجام داد. همان آزمایشها چند سال بعد ، او را بر آن داشت که پیشنهادی را مطرح کند که اساس و مبنای شیمی فضایی است. او برای کشف تجربه در بلور نگاری ، مشغول تکرار کارهای یک شیمیدان دیگر روی نمکهای تارتریک اسید بود. در این آزمایشها او چیزی را دید که قبلا کسی به آن توجه نکرده بود. سدیم آمونیوم تارترات غیر فعال نوری به صورت مخلوطی از دو نوع بلور متفاوت وجود دارد که تصویر آینه‌ای یکدیگرند.
او با استفاده از یک ذره‌بین و یک پنس ، با دقت و کوشش فراوان ، مخلوط را به دو توده کوچک مجزا کرد. یکی ، بلورهای راست دست و دیگری ، چپ دست. اگرچه مخلوط اصلی از نظر تاثیر نور قطبی ، غیر فعال بود، لیکن هر قسمت از بلورها که در آب حل می‌شدند، از خود فعالیت نوری نشان می‌دادند. به علاوه ، چرخش ویژه هر دو محلول دقیقا باهم برابر اما با علامت مخالف بود.
یکی از محلولها نور پلاریزه مسطح را به راست و محلول دیگر به همان مقدار به طرف چپ می‌چرخاند. این دو مخلوط در سایر خصوصیات کاملا مشابه هم بودند. از آنجا که اختلاف در چرخش نوری در محلول مشاهده شد، پاستور نتیجه گرفت که این اختلاف به مولکولها مربوط بوده، به بلور بستگی ندارد. وی پیشنهاد نمود که مولکولهایی که آن بلورها را تشکیل می‌دادند، مانند خود بلورها تصویر آینه‌ای یکدیگرند.
بنابراین ، پاستور وجود ایزومرهایی را پیشنهاد کرد که ساختمان آنها فقط از نظر تصویر آینه‌ای و خواص آنها فقط در جهت چرخاندن نور پلاریزه متفاوت بود و به این ترتیب ، مفهوم انانتیومری توسط پاستور کشف شد.
کشف میکروب توسط پاستور
پاستور از اینکه می‌دید مواد آلی ، نور قطبی را منحرف می‌سازد، حدس زد که باید موجودات زنده ریزی در این کار دخالت داشته باشند. چون به مطالعه میکروسکوپی پرداخت، مشاهده کرد که تخمیر شیره چغندر ، نتیجه عمل موجودات بسیار ریزی می‌باشد که به شکل کپک است و در تخمیر ناقص همین کپک با کپک دیگر ، تولید جوهر شیره می‌نماید. این بود که عنوان کرد برای جلوگیری از عمل موجودات مزاحم که مانع تخمیر می‌شوند، باید آن را جوشاند.
پاستور عقیده داشت که اگر شراب در معرض هوا باشد، ترش شده، تبدیل به سرکه می‌شود. این نظریه ، منجر به کشف یکی از بزرگترین معماهای عالم گردید و آن ، وجود جهان موجودات بسیار ریز بود که میکروب نام دارد. پاستور ، نظریه بوجود آمدن خودبخودی را رد کرد. او ، نتیجه این مطالعه را در سوم اوت 1857 به آکادمی علوم داد و ثابت نمود که مخمر احتیاج به کنتزل دارد تا بتواند زندگی نماید و اظهار داشت که شیر مانند شراب ، ترش نمی‌گردد، مگر اینکه موجودات ریزی به داخل آن راه یابند و همین موجودات ، اگر بوسیله جوشاندن و حرارت دادن از بین بروند، دیگر نه چیزی تولید می‌شود و نه عمل تبخیر صورت می‌گردد.
پاستور اعلام داشت که عامل بسیاری از امراض ، همین موجودات ذره‌بینی می‌باشند و با این اکتشاف ، بزرگترین خدمت را به بشریت کرد.
اثبات چرخه حیات
پاستور ، موضوع اینکه ««هر چیز که نابود می‌شود، از طرف دیگر بوجود می‌آید»» را که لاوازیه حدس زده بود، بر پایه و اساس محکم علمی متکی ساخت و وی اظهار داشت که بعد از مرگ ، موجودات ذره‌بینی که روی نعش قرار دارند، از فقدان هوا استفاده کرده و به زاد و ولد می‌پردازند و نعش را تجزیه کرده و متعفن می‌سازند. آنگاه مواد حاصل از تجزیه جسم مرده ، به مصرف تغذیه حیوانات و نباتات دیگر می‌رسد و به این طریق به حیات ادامه می‌دهند.
اکتشافات دیگر پاستور
پاستور ، در سال 1881 ، واکسن سیاه‌زخم را برای علاج قطعی بیماری گوسفندان کشف نمود. بعد از آن ، برای درمان بیماری هاری مطالعه فراوان نموده، نتیجه مطالعات خود را در سال 1885بر روی انسان آزمایش نمود و موفق شد که انسان را از آن تاریخ به بعد ، از مرض هاری نجات دهد. همچنین تحقیقات زیادی را در مورد عمل باکتری‌ها از جمله انگور به شراب نمود.
زحمات شبانه روزی پاستور موجب نجات جان بسیاری از انسانها شد او خود را وقف کمک و خدمت به بیشتر به مردم نموده بود به قول "ارد بزرگ" اندیشمند و متفکر برجسته : یکی از بزرگترین خوشبختی ها ، خدمت بیشتر به مردم است .
و از اینجاست که متوجه می شویم چرا در هر کشوری میدان ، خیابان و یا دانشگاهی به نام لویی پاستور وجود دارد . و اما دیگر خدمات لویی پاستور :
● تضعیف میكروبها، كلید واكسیناسیون

بزودی پاستور دریافت كه موجودات زنده میكروسكوپی بیماریهای متفاوتی را سبب میشوند. او ابتدا متوجه شد كه چگونه میتواند بعضی از این موجودات را در محیط آزمایشگاه پرورش دهد. (این موجودات امروزه به باكتری مشهورند) سپس فهمید كه بعضی دیگر از این موجودات در بافتهای بدن حیوانات رشد مییابند (امروزه این موجودات به عنوان ویروس شناخته میشوند). سپس ایده تضعیف این موجودات به ذهنش خطور كرد. وی با قرار دادن باكتریها در معرض بعضی از مواد شیمیایی یا حرارتدادن آنها توانست آنها را ضعیف كند و در خصوص ویروسها این كار را با مبتلا كردن یك حیوان توسط حیوانی دیگر انجام داد. پاستور دریافت كه این موجودات زنده میكروسكوپی منجر به بیماری نمیشوند اما جانور را در مقابل موجودات میكروسكوپی مهلك از نوع مشابه كه بعد از واكسیناسیون وارد بدن میشوند ایمن میكند.
● فوریه ۱۸۸۰ اولین واكسن حیوانات
پاستور تحقیقات خود را در خصوص وبای ماكیان ادامه داد. این باكتری اولین بار توسط پاستور شناسایی شد. پروسه ضعیف كردن این باكتری به آسانی با قرارگیری در معرض هوا بمدت طولانی انجام گرفت.
● مه ژوئن ۱۸۸۱ اولین واكسن سیاه زخم
پس از تحقیقات بسیار دشوار پاستور در فوریه ۱۸۸۱ كشف واكسن سیاهزخم كه در میان گوسفندان بیش از سایر حیوانات رایج بود را رسما اعلام كرد. این بار او با نگهداری باكتری در دمای د۴۲۰ سانتیگراد و افزودن مقداری پتاسیم به آن به باكتری ضعیف شده دست یافت. دامپزشكی به نام «هیپولیت روسینگل» كه با نظریه میكروبی پاستور مخالف بود او را به مبارزه طلبید و از او خواست تا آزمایشی را با ۵۰ گوسفند در مزرعه خود روسینگل انجام دهد. پاستور مبارزه را پذیرفت و ۲۵ گوسفند را واكسینه كرد. این گوسفندان بعد از واكسیناسیون در معرض میكروب سیاهزخم قرار گرفتند. همزمان ۲۵ گوسفند باقی مانده تنها در معرض میكروب این بیماری قرار گرفتند و واكسینه نشدند. در ۲ ژوئن پاستور به مزرعه روسینگل رفت تا شاهد پیروزی خود باشد. تمام گوسفندهای واكسینه شده سالم بودند اما گوسفندان دیگر یا مرده بودند یا بشدت بیمار.
● مه ۱۸۸۴ واكسن هاری برای سگها
پاستور تحقیقات بر روی هاری را در ۱۸۸۰ آغاز كرد. تحقیقات به كندی پیش میرفت زیرا او با ویروس سروكار داشت و ویروسها در محیط آزمایشگاه رشد نمییابند. اما او از روش انتقال ویروس از یك حیوان به حیوان دیگر استفاده كرد و موفق شد. واكسن هاری برای سگها در سال ۱۸۸۴ به جهان معرفی شد. از آنجا كه این واكسن در تمام جهان مورد استفاده قرار گرفت .
● ژوییه ۱۸۸۵ واكسن هاری برای انسانها
چیزی كه بیش از واكسن هاری سگها مورد احتیاج بود واكسن هاری برای انسانها بود. تحقیقات بیشتری انجام شد. سپس در ۶ جولای ۱۸۸۵ مردی به نام «تئودور وان» به همراه پسری به نام ژوزف میستر و مادرش به نزد پاستور رفتند. دو روز قبل از آن ژوزف توسط سگ تئودور كه تمام نشانههای بیماری هاری را داشت مورد حمله قرار گرفته بودند. سگ، ژوزف را ۱۲ بار گاز گرفته بود و او بشدت مجروح بود. آیا پاستور میتوانست به او كمك كند؟
پاستور با یكی از دوستانش كه پزشك بود مشورت كرد و او پذیرفت كه ژوزف را معاینه كند. ژوزف با مرگ دست و پنجه نرم میكرد تا در ساعت ۸ شب اولین تزریق دارو انجام شد. پس از آن بمدت ۱۱ روز، ۱۲ تزریق دیگر انجام شد. ژوزف جوان نجات یافت.این دومین واكسن انسانی بود كه كشف شد. واكسن آبله اولین واكسن انسانی بود كه توسط «ادوارد جنر» ۸۹ سال قبل از كشف واكسن انسانی هاری تولید شد.
سه ماه بعد در ۱۶ اكتبر سال ۱۸۸۵ پاستور نامه ای دریافت كرد كه به او شانس دیگری می داد تا بار دیگر واكسن هاری خود را به بوته آزمایش بگذارد. بیمار چوپانی ۱۵ ساله به نام «ژان باتیست» بود كه در ۱۴ اكتبر مورد حمله سگ قرار گرفته بود و درمان در ۲۰ اكتبر یعنی ۶ روز بعد آغاز شد. آیا بیماری بیش از حد پیش رفته بود؟
در روز ۲۶ اكتبر بعد از ۸ بار تزریق دارو، ژان هنوز به مرگ تسلیم نشده بود و در این روز پاستور موفقیت خود را اعلام كرد. پاستور یك شبه به قهرمانی بین المللی تبدیل شد.
مرگ پاستور
پاستور در سال 1895 ، در حومه پاریس درگذشت و جسد وی در محل انستیتو پاستور به خاک سپرده شد.

پنج شنبه 16/6/1391 - 17:48 - 0 تشکر 545959

نیوتن

ایزاک نیوتن که در روز 25 دسامبر 1642 یعنی سال مرگ گالیله متولد شد از خانواده ای است که افراد آن کشاورز مستقل بودند و مجاور دریا در قریه وولستورپ می زیستند نیوتن قبل از موعد متولد شد و زودرس به دنیا آمد و چنان ضعیف بود که مادر گمان برد او حتی روز اول زندگی را نتواند به پایان برد پدرش نیز در عین حال اسحق نام داشت و در 30 سالگی و قبل از تولد فرزندش در گذشت. پدرش مرد ضعیف، با رفتار غیر عادی زودرنج و عصبی مزاج بود مادرش هانا آیسکاف زن خانه داری بود صاحب کفایت و صنعتگری با لیاقت ، آیزاک در دوره کودکی شادی نداشت او سه ساله بود که مادرش با کشیش مرفهی با سنی دو برابر سن خود ازدواج کرد جدایی از مادر ظاهراٌ سخت بر شخصیت او اثر گذاشت و تقریباٌ مسلم است که رفتار بعدی وی نسبت به زنان را نیز شکل داد نیوتن هیچگاه ازدواج نکرد اما یک یا دو بار نامزد کرد به نظر می آمد که تمرکز او منحصراٌ روی کارش بود نه سالی که نیوتن در وولستورپ جدا از مادر گذرانید برای وی سالهای دردناکی بود داستانهایی بر سر زبان است که نیوتن جوان از قبه کلیسا بالا می رفت تا نورث ویتام ده مجاور را که مادرش اینک در آن زندگی می کرد، از دور ببیند
آموزش ابتدایی رسمی را نیوتن در دو مدرسه کوچک گذراند که هر دو برای رفت و آمد روزانه به خانه او نزدیک بودند چنین به نظر می رسد که اول بار دایی او متوجه شد که در نیوتن استعدادی مافوق کودکان عادی وجود دارد.
بدین ترتیب دایی او مادر را مجاب کرد که کودک را به دانشگاه کمبریجکه خودش نیز از شاگردان قدیمی این دانشگاه بود بفرستد مادر نیوتن قصد داشت وی را در خانه نگهدارد تا در کارهای مزرعه به او کمک کند در این هنگام نیوتن 15 ساله بود کمبریج در آن زمان دیگر آکسفورد را از مقام اولی که داشت خلع کرده به قلب پیوریتانیسم انگلیس و کانون زندگی روشنفکری آن کشور بدل شده بود. نیوتن در آنجا مانند هزاران دانشجوی دیگر دوره کارشناسی، خود را غرق مطالعه آثار ارسطو و افلاطون می کرد نیوتن در یکی از روزهای سال 1663 یا 1664 شعار زیر را در کتابچه یادداشت خود وارد کرد.

افلاطون دوست من و ارسطو هم دوست من است، اما بهترین دوست من حقیقت است او از کارهای دکارت در هندسه تحلیلی شروع کرده سریعاٌ تا مبحث روشهای جبری پیش آمده بود در آوریل 1665 که نیوتن درجه کارشناسی خود را گرفت، دوره آموزشی او که می توانست چشمگیرترین دوره در کل تاریخ دانشگاه باشد بدون هیچگونه شناسایی رسمی به اتمام رسید.
در حدود سال 1665 مرض طاعون شیوع یافت و دانشگاه دانشجویان خود را مرخص کرد نیوتن به زادگاه خود مراجعت کرد همین موقع بود که هوش و استعداد نابغه بزرگ آشکار گشت زیرا تمام کتابها و جزوه های خود را در دانشگاه جا گذاشته بود فکر خود را آزاد گذاشت که به تنهایی از منابع خاص خود استفاده نماید در این هنگام نیوتن بیش از 22 سال نداشت ولی بیش از ارشمیدس و دکارت در باره معرفت ساختمان جهان دقیق شده بود نیوتن ضمن دو سالی که در وولستورپ بود حساب عناصر بی نهایت کوچک قانون جاذبه عمومی را کشف کرد و تئوری نور را بنیان گذاشت این داستان که سقوط سیبی از درخت نیوتن را به فکر کشف جاذبه عمومی انداخته است به نظر درست می آید او از آن لحظه این پرسشها را برای خود مطرح کرد: چرا سیب به پایین و نه بالا سقوط می کند؟ و چرا ماه بر زمین نمی افتد؟

این اندیشه ها بعدها او را به کشف قانون نیروی گرانش رهنمون شدند هنگامی که نیوتن چندین سال بعد پاسخ این پرسش را توانست بیابد در واقع یکی از قانونهای فیزیک راکشف کرده بود که بر تمام عالم حکمفرماست قانون نیروی گرانش او پس از شیوع طاعون و بازگشت به ملک مزروعی مادرش، طی 18 ماه به آگاهیها و کشفهایی بیش از آنچه که دانشمندان دیگر در طول عمر خود دست می یابند، دست یافت او در این مدت ساخت و ساز قانون نیروی گرانش را آغاز کرد او در باره نور و رنگهای آن پژوهش کرد دلیل جزر و مد را کشف کرد قوانین و حرکات بخصوصی را به درستی تشخیص دادو معادله هایی برای آن نوشت که بعدها اساس و بنیان دانش مکانیک شد در مورد نیروی گرانش نیوتن معتقد بود که نه تنها زمین چنین نیروی گرانشی دارد بلکه تمام اجسام و اجرام چنین خصوصیتی دارند روزی که او منشوری را در دست گرفت واجازه داد تا پرتو نور خورشید از میان آن بتابد او با این کار کشف کرد که نور سفید به هنگام ورود به منشور شیشه ای منحرف می شود و به 7 پرتو نور اصلی با رنگهای گوناگون تجزیه می شود آنها رنگهای رنگین کمان هستند که طیف یا بیناب نامیده می شوند و عبارتند از: سرخ، نارنجی، زرد، سبز، آبی، نیلی و بنفش او تمام این کشفیات را در یک دوره زمانی 18 ماهه به انجام رسانید بالاخره طاعون ریشه کن شد و او به لندن برگشت تا تحصیلات خود را به پایان برساند او 3 سال پس از آن را صرف کاوش و پژوهش در ماهیت و طبیعت نور کرد او همچنین نخستین دوربین نجومی آیینه ای را ساخت تلسکوپ آیینه ای رصد خانه مونت پالومار در کالیفرنیا نیز، که آیینه آن 5 متر قطر دارد بر اساس اصول و قواعد نیوتن بنا شده است.

نیوتن در اثر مطالعات فراوان مبتلا به ناراحتی عصبی شد از دو ناراحتی عصبی مه نیوتن پیدا کرد اولی ظاهراٌ در سال 1678 و دومی در سال بعد از فوت مادر او بود در این دره وی مدت 6 سال از هر گونه مکاتبه مربوط به تلاشهای ذهنی دست کشید به هر صورت عالم کیهانی بود. دوران مابین 1684 و 1686از نظر تاریخ فکری بشر مقام ارجمندی دارد در این دوران هالی توانست با تدبیر بسیار نیوتن را وادارد که اکتشافات خویش را در نجوم و علم حرکات به منظور انتشار تدوین کند و نیوتن نیز به این کار رضایت داد در سال 1686 در 45 سالگی قانون جاذبه زمین و سه قانون در باره حرکت را در کتابش مه به زبان لاتین نوشته شده بود با خرج هالی منتشر کرد نیوتن به مطالعات عظیم دیگری پرداخت که حتی امروزه نیز کامل نشده است و آن اینکه با به کار بردن قوانین علم الحرکات و قانون جاذبه عمومی فرورفتگی زمین را در دوقطب آن که نتیجه دوران روزانه زمین به دور محورش می باشد محاسبه کرد و به کمک این محاسبه درصدد برآمد سیر تکامل تدریجی سیاره را مورد مطالعه قرار دهد.

نیوتن تغییرات وزن اجسام را برحسب تغییر عرض جغرافیایی مکان به دست آورد و نیز ثابت کرد که هر جسم تو خالی که به سطوح مروی متحدالمرکز و متجانس محدود شده باشد نمی تواند هیچگونه نیرویی بر اجسام با ابعاد کوچک که در نقطه غیر مشخصی در داخل آن قرار داشته باشند اعمال کند نیوتن در پاییز سال 1692 هنگامیکه به 50 سالگی رسید نزدیک می شد به سختی مریض و بستری شد به طوریکه از هر گونه قوت و غذایی بیزار شد و دجار بی خوابی مفرط گردید که به تدریج به بی خوابی کامل تبدیل شد خبر کسالت شدید نیوتن در قاره اروپا انتشار یافت. لیکن بعد از آنکه خبر بهبودی او را دادند دوستانش شادمان گردیدند. حکمت بریتانیا به منظور قدردانی از خدمات این دانشمند برگ یک منصب بسیار بالای دولتی به وی اعطاء کرد و او در سال 1700 میلادی به عنوان خزانه دار کل سلطنتی منصوب شد منصبی که تا آخر عمرش آن را حفظ کرد در همان سال به عضویت آکادمی علمی فرانسه نیز اتنخاب شد در سال 1705 علیا حضرت ملکه (ملکه انگلستان) به وی عنوان سر اعطاء کرد و به احتمال قوی اعطای این افتخار بیشتر به مناسبت خدمات او در ضرب مسکوکات بوده است تا به علت تقدم فضل او در معبد عقل و کمال.

وی چندی پیش از وفاتش با نگاهی به زندگی علمی طولانی گذشته اش از آن این خلاصه را بدست داد: من نمی دانم به چشم مردم دنیا چگونه می آیم اما در چشم خود به کودکی می مانم که در کنار دریا بازی می کند و توجه خود را هر زمان به یافتن ریگی صافتر یا صدفی زیباتر منعطف می کند در حالیکه اقیانوس بزرگ حقیقت همچنان نامکشوف مانده در جلوی او گسترده است آخرین روزهای زندگی وی تاثر برانگیز و از جنبه انسانی قوی و عمیق بوده است اگر چه نیوتن نیز مانند سایر افراد بشر از رنج فراوان بی بهره نماند لیکن بردباری بسیاری که در مقابل درد و شکنجه دائمی دو سه سال اخیر زندگانی خویش نشان داد شکوفه های دیگری بر تاج گلی که بر فرق او قرار دارد می افزاید. در آخرین روزهای زندگی از درد جانگداز آسوده بود در نهایت آرامش در 20 مارس 1727در 84 سالگی در لندن در گذشت و با عزت و شرف بسیار در وستمینستر آبی به خاک سپرده شد برای قدردانی از این دانشمند بزرگ واحد نیرو را نیوتن نامیده اند بدون تردید می توان گفت در تاریخ بشریت نامی از مافوق نیوتن وجود نداشته و هیچ اثری از لحاظ عظمت و بزرگی مانند کتاب(اصول) او نخواهد بود

خانواده و دوران کودکی

ایزاک نیوتن که در روز 25 دسامبر 1642 یعنی سال مرگ گالیله متولد شد از خانواده‌ای است که افراد آن کشاورز مستقل و متوسط الحال بودند و مجاور دریا در قریه وولستورپ می‌زیستند. نیوتن قبل از موعد متولد شد و زودرس به دنیا آمد و چنان ضعیف بود که مادر گمان برد او حتی روز اول زندگی را نتواند به پایان برد. پدرش نیز در عین حال اسحق نام داشت و در 30 سالگی و قبل از تولد فرزندش در گذشت. پدرش مردی بوده است ضعیف ، با رفتار غیر عادی ، زودرنج و عصبی مزاج مادرش هانا آیسکاف زنی بود مقتصد ، خانه داری بود صاحب کفایت و صنعتگری با لیاقت آیزاک دوره کودکی شادی نداشت.

او سه ساله بود که مادرش با بارناباس المیت کشیش مرفه با سنی دو برابر سن خود ازدواج کرد. جدایی از مادر ظاهرا سخت بر شخصیت او اثر گذاشت و تقریبا مسلم است که رفتار بعدی وی نسبت به زنان را نیز شکل داد. نیوتن هیچگاه ازدواج نکرد اما یکبار (شاید هم دو بار) نامزد کرد به نظر می‌آمد که تمرکز او منحصرا روی کارش بود نه سالی که نیوتن در وولستورپ جدا از مادر گذرانید. برای وی سالهای دردناکی بود، داستانهایی بر سر زبان است که نیوتن جوان از قبه کلیسا بالا می رفت تا نورث ویتام ده مجاور را که مادرش اینک در آن زندگی می‌کرد، از دور ببیند. آموزش ابتدایی رسمی نیوتن در دو مدرسه کوچک دهکده‌های اسکلینگتن و راچفورد صورت گرفته بود که هر دو برای رفت و آمد روزانه به خانه او نزدیک بودند.

کشف استعداد
چنین به نظر می‌رسد که اول بار دایی او که کشیشی به نام ویلیام آیسکاف بوده است متوجه شد که در نیوتن استعدادی مافوق کودکان عادی وجود دارد. بدین ترتیب ویلیام آیسکاف مادر را مجاب کرد که کودک را به دانشگاه کمبریج (که خودش نیز از شاگردان قدیمی این دانشگاه بود) بفرستد. زیا مادر نیوتن قصد داشت وی را در خانه نگهدارد تا در کارهای مزرعه به او کمک کند، در این هنگام نیوتن 15 ساله بود. کمبریج در آن زمان دیگر آکسفورد را از مقام اولی که داشت خلع کرده ، به قلب پیوریتانیسم انگلیس و کانون زندگی روشنفکری آن کشور بدل شده بود.

نیوتن در آنجا مانند هزاران دانشجوی دیگر دوره کارشناسی ، خود را غرق مطالعه آثار ارسطو و افلاطون می‌کرد. نیوتن در یکی از روزهای سال 1663 یا 1664 شعار زیر را در کتابچه یادداشت خود وارد کرد. افلاطون دوست من و ارسطو هم دوست من است، اما بهترین دوست من حقیقت است او از کارهای دکارت در هندسه تحلیلی شردوع کرده سریعا تا مبحث روشهای جبری پیش آمده بود، در آوریل 1665 که نیوتن درجه کارشناسی خود را گرفت، دوره آموزشی او که می‌توانست چشمگیرترین دوره در کل تاریخ دانشگاه باشد بدون هیچگونه شناسایی رسمی به اتمام رسید.

در حدود سال 1665 مرض طاعون شیوع یافت و دانشگاه دانشجویان خود را مرخص کرد. نیوتن به زادگاه خود مراجعت کرد همین موقع بود که هوش و استعداد نابغه بزرگ آشکار گشت، زیرا تمام کتابها و جزوه‌های خود را در دانشگاه جا گذاشته بود فکر خود را آزاد گذاشت که به تنهایی از منابع خاص خود استفاده نماید. در این هنگام نیوتن بیش از 22 سال نداشت ولی بیش از ارشمیدس و دکارت درباره معرفت ساختمان جهان دقیق شده بود، نیوتن ضمن دو سالی که در وولستورپ بود حساب عناصر بی نهایت کوچک قانون جاذبه عمومی را کشف کرد و تئوری نور را بنیان گذاشت.

داستان سیب نیوتن
این داستان که سقوط سیبی از درخت نیوتن را به فکر کشف جاذبه عمومی انداخته است به نظر درست می‌آید او از آن لحظه این پرسشها را برای خود مطرح کرد: چرا سیب به پایین و نه بالا سقوط می‌کند؟ و چرا ماه بر زمین نمی‌افتد؟ این اندیشه‌ها بعدها او را به کشف قانون نیروی گرانش رهنمون شدند، هنگامی که نیوتن چندین سال بعد پاسخ این پرسش را توانست بیابد، در واقع یکی از قانونهای فیزیک را کشف کرده بود که بر تمام عالم حکمفرماست.

کشفیات نیوتن
قانون نیروی گرانش او پس از شیوع طاعون و بازگشت به ملک مزروعی مادرش ، طی 18 ماه به آگاهیها و کشفهایی بیش از آنچه که دانشمندان دیگر در طول عمر خود دست می‌یابند، دست یافت. او در این مدت ساخت و ساز قانون نیروی گرانش را آغاز کرد. او در باره نور و رنگهای آن پژوهش کرد، دلیل جزر و مد را کشف کرد، قوانین و حرکات بخصوصی را به درستی تشخیص داد و معادله‌هایی برای آن نوشت که بعدها اساس و بنیان دانش مکانیک شد. در مورد نیروی گرانش نیوتن معتقد بود که نه تنها زمین چنین نیروی گرانشی دارد، بلکه تمام اجسام و اجرام چنین خصوصیتی دارند.



روزی که او منشوری را در دست گرفت و اجازه داد تا پرتو نور خورشید از میان آن بتابد. او با این کار کشف کرد که نور سفید به هنگام ورود به منشور شیشه‌ای منحرف می‌شود و به 7 پرتو نور اصلی با رنگهای گوناگون تجزیه می‌شود، آنها رنگهای رنگین کمان هستند که طیف یا بیناب نامیده می‌شوند و عبارتند از: سرخ ، نارنجی ، زرد ، سبز ، آبی ، نیلی و بنفش.

او تمام این کشفیات را در یک دوره زمانی 18 ماهه به انجام رسانید بالاخره طاعون ریشه کن شد و او به لندن برگشت تا تحصیلات خود را به پایان برساند و 3 سال پس از آن را صرف کاوش و پژوهش در ماهیت و طبیعت نور کرد. او همچنین نخستین دوربین نجومی آینه‌ای را ساخت تلسکوپ آینه‌ای رصدخانه مونت پالومار در کالیفرنیا نیز ، که آینه آن 5 متر قطر دارد بر اساس اصول و قواعد نیوتن بنا شده است.

دوران میان سالی و بیماری نیوتن
نیوتن در اثر مطالعات فراوان مبتلا به ناراحتی عصبی شد. از دو ناراحتی عصبی که نیوتن پیدا کرد، اولی ظاهرا در سال 1678 و دومی در سال بعد از فوت مادر او بود. در این دره وی مدت 6 سال از هر گونه مکاتبه مربوط به تلاشهای ذهنی دست کشید، به هر صورت عالم کیهانی بود. دوران مابین 1684 و 1686 از نظر تاریخ فکری بشر مقام ارجمندی دارد، در این دوران هالی توانست با تدبیر بسیار نیوتن را وا دارد که اکتشافات خویش را در نجوم و علم حرکات به منظور انتشار تدوین کند و نیوتن نیز به این کار رضایت داد.

در سال 1687 در 45 سالگی قانون جاذبه زمین و سه قانون در باره حرکت را در کتابش که به زبان لاتین نوشته شده بود با خرج هالی منتشر کرد. نیوتن به مطالعات عظیم دیگری پرداخت که حتی امروزه نیز کامل نشده است و آن اینکه با بکار بردن قوانین علم الحرکات و قانون جاذبه عمومی فرو رفتگی زمین را در دو قطب آنکه نتیجه دوران روزانه زمین به دور محورش می‌باشد محاسبه کرد و به کمک این محاسبه در صدد برآمد سیر تکامل تدریجی سیاره را مورد مطالعه قرار دهد. نیوتن تغییرات وزن اجسام را برحسب تغییر عرض جغرافیایی مکان بدست آورد و نیز ثابت کرد که هر جسم تو خالی که به سطوح مروی متحدالمرکز و متجانس محدود شده باشد، نمی‌تواند هیچگونه نیرویی بر اجسام با ابعاد کوچک که در نقطه غیر مشخصی در داخل آن قرار داشته باشند اعمال کند.

نیوتن در پاییز سال 1692 هنگامی که به 50 سالگی رسید نزدیک می‌شد به سختی مریض و بستری شد، بطوری که از هر گونه قوت و غذایی بیزار شد و دچار بی‌خوابی مفرط گردید که به تدریج به بی‌خوابی کامل تبدیل شد. خبر کسالت شدید نیوتن در قاره اروپا انتشار یافت. لیکن بعد از آنکه خبر بهبودی او را دادند دوستانش شادمان گردیدند. حکومت بریتانیا به منظور قدر دانی از خدمات این دانشمند بزرگ یک منصب بسیار بالای دولتی به وی اعطاء کرد و او در سال 1700 میلادی به عنوان خزانه دار کل سلطنتی منصوب شد، منصبی که تا آخر عمرش آن را حفظ کرد.

در همان سال به عضویت آکادمی علمی فرانسه نیز انتخاب شد، در سال 1705 اعلی حضرت ملکه آن (ملکه انگلستان) به وی عنوان سر اعطاء کرد و به احتمال قوی اعطای این افتخار بیشتر به مناسبت خدمات او در ضرب مسکوکات بوده است تا به علت تقدم فضل او در معبد عقل و کمال.

نیوتن از نگاه خودش
وی چندی پیش از وفاتش با نگاهی به زندگی علمی طولانی گذشته‌اش از آن این خلاصه را بدست داد: من نمی‌دانم به چشم مردم دنیا چگونه می‌آیم، اما در چشم خود به کودکی می‌مانم که در کنار دریا بازی می‌کند و توجه خود را هر زمان به یافتن ریگی صافتر یا صدفی زیباتر منعطف می‌کند. در حالی که اقیانوس بزرگ حقیقت همچنان نامکشوف مانده در جلوی او گسترده است، آخرین روزهای زندگی وی تأثر برانگیز و از جنبه انسانی قوی و عمیق بوده است. اگر چه نیوتن نیز مانند سایر افراد بشر از رنج فراوان بی‌بهره نماند لیکن بردباری بسیاری که در مقابل درد و شکنجه دائمی دو سه سال اخیر زندگانی خویش نشان داد شکوفه‌های دیگری بر تاج گلی که بر فرق او قرار دارد می‌افزاید.

وداع با دنیا
در آخرین روزهای زندگی از درد جانگداز آسوده بود در نهایت آرامش در 20 مارس 1727 در 84 سالگی در لندن در گذشت و با عزت و شرف بسیار در وستمینستر آبی به خاک سپرده شد. برای قدردانی از این دانشمند بزرگ واحد نیرو را نیوتن نامیده‌اند. بدون تردید می‌توان گفت در تاریخ بشریت نامی از مافوق نیوتن وجود نداشته و هیچ اثری از لحاظ عظمت و بزرگی مانند کتاب(اصول) او نخواهد بود.

نظریات لاپلاس و لاگرانژ در مورد نیوتن
لاپلاس بزرگترین ادامه دهنده اکتشافات او درباره‌اش چنین می‌گوید: کتاب اصول بنای معظمی است که تا ابد عمق دانش نابغه بزرگی را که کاشف مهمترین قوانین طبیعت بوده است به جهانیان ملل خوهد داشت. لاگرانژ درباره او چنین می‌گوید: نیوتن خوشبخت بود که توانست دستگاه جهان را توصیف کند. افسوس که در عالم بیش از یک آسمان وجود ندارد. ولتر از مشهورترین ستایندگان او چنین نوشته است: ای رازدار آسمانها و ای جوهر ابدی راست بگو تو نسبت به نیوتن حسادت نمی‌ورزی

پنج شنبه 16/6/1391 - 17:48 - 0 تشکر 545960

زندگینامه محمدحسین عمادالکتاب

محمدحسین عمادالکتاب فرزند محمد ،كه در سال 1247 شمسی در قزوین متولدگردید. محمدحسین عمادالكتاب فرزند محمد ، در سال 1247 شمسی ، در قزوین متولدگردید. عمادالكتاب از جمله خوشنویسانی است كه در زمینه ی « نستعلیق » خود را به مرتبه ی استادی رساند و به عنوان آخرین استاد این نوع خط مطرح گردید. از راه كتابت و تعلیم خط ، امور زندگی خود را اداره می نموده است. او همچنین علاوه بر استادی خط احمدشاه ، در دربار رضاشاه نیز سمت خوشنویس مخصوص و استادی ولیعهد را به عهده داشت. وی آخرین استاد كل خط نستعلیق در ایران است كه از كتیبه تا غبار را استادانه می نوشت. این استاد اولین خوشنویسی است كه رسم المشق را برای استفاده ی نوآموزان ابداع و چاپ كرد. عمادالكتاب گذشته از كار خوشنویسی ، در دیگر زمینه های هنری نیز طبع آزمایی كرده است. او به كار نقاشی ، تذهیب ، شعر و ادبیات ، موسیقی و عكاسی علاقه داشت. سرانجام استاد محمدحسین عمادالكتاب در 26 تیر 1315 شمسی در سن 75 سالگی به سرای باقی شتافت.

عمادالكتاب در خانواده ای دیده به جهان گشود كه از جهت وضعیت اقتصادی در شرایط بسیار بدی قرار داشت. او این شرایط را اینگونه تشریح می كند : « ... فرزند ارشد شخصی هستم كه در وقت نزع روان از تمام علائق و رنگ و بو و داشته های جهان محروم و خوشبختانه دارای یك دینار نبوده و به همین جهت دو پسر و یك دختر خود را به خدای متعال می سپارد و به درود زندگی كرده ، با كمال شرافت و پاكدامنی از این نشاه می رود و فقط آرزوی دیدار آخرین مرا به زیر خاك می برد. » . عمادالكتاب در حالی پدر خود را از دست می دهد كه در شهر بادكوبه به سر می برده است ، به همین خاطر پدر در آخرین لحظه از دیدار پسر ارشد محروم گرید و از این زمان به مشكلات عماد بیش از پیش افزوده گردید. خود در این باره چنین تعریف می كند : « پدر مرحومم اسمش محمد و در موقع ارتحال از دیدار فرزند ارشد خود ( من ) محروم و من بنده ( كه شانزده سال مرحله از مراحل زندگانی را پیموده بودم ) در اولین شهر روسیه ( بادكوبه ) از فوت پدر بی خبر و گرفتار خدمات طاقت فرسای شخص تاجری از اهالی شیروان بودم و گاه و بی گاه در فراق پدر و مادر اشك حسرت می سودم و بدین منوال تا یك سال بار مشقت به دوش كشیده تا آخرالامر به وطن مالوف بازگشت كرده ، از مرگ پدر آگاه و پس از چندروز پیاده با قافله بی زاد و راحله عازم عتبات عالیات شدم و در كاظمین سه سال رحل اقامت افكنده و امرا معاش خود را به وسیله ی تحریر در كمال عسرت می گذراندم و استطاعت رفتن به كربلا نداشتم. در پایان این مدت ، وسایل حركت فراهم و با مرحوم آقاسیدمحمدباقر حجه الاسلام به كربلا رهسپار و پنج سال مجاورت اختیار و در منتهای اعسار امرار حیات كردم ، در این مدت كه اوان جوانی و عنفوان شباب زندگانی من بود ، غالبا مشغول تحصیل و پیوسته یك ذائقه ی مفرطی به كسب خطوط مختلفه داشتم ... از عمادالكتاب یك دختر به نام « ملوك سیفی » باقی ماند. عمادالكتاب پیش از دوران مشروطیت ، جزء كاتبان وزارت انطباعات بود و در زمان احمدشاه نیز مدتی به عنوان منشی در وزارت داخله خدمت نمود. وی از سال 1304 شمسی در دفتر مخصوص رضاشاه به سمت فرمان نگار مشغول خدمت شد و مامور تحریر فرامین و نامه ها گردید. در سال 1312 شمسی از طرف انجمن آثار ملی مامور نوشتن كتیبه های آرامگاه فردوسی در طوس شد و بعد از آن ، كتیبه های دارالفنون ، دانشسرای عالی ، مدرسه رضاییه ، دانشگاه تهران و دانشگاه معقول و منقول را نوشت . سرانجام استاد محمدحسین عمادالكتاب در 26 تیر 1315 شمسی در سن 75 سالگی به سرای باقی شتافت.
عمادالكتاب در سال 1312 شمسی به پاس قدردانی از خدمات صادقانه ، موفق به دریافت نشان درجه یك فرهنگ از وزارت معافی ( وزارت ارشاد فعلی ) و دریافت یك قطعه مدال نفیس و باارزش از دربار رضاشاه گردید.

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.