• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن سياسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
سياسي (بازدید: 136)
چهارشنبه 1/6/1391 - 14:57 -0 تشکر 523384
دشمن مشترک امت اسلامی


 

*درآمد

 

در این مقاله سعی کردیم نقش دولت های انگلیس و آمریکا در بروز تراژدی ملت فلسطین را بررسی کنیم . زیرا بحران فلسطین که مسلمانان و سایر ملت های آزاده جهان را اندوهگین کرده، مسئله ای نیست که به سادگی بتوان از آن گذشت . این بحران که ازاوائل قرن گذشته میلادی آغاز شده امکان دارد تا ده ها سال آینده ادامه پیدا کندمگر اینکه که ملت های مسلمان با پشتیبانی نیروهای مقاومت لبنان و فلسطین بتواند معادلات منطقه را دگرگون نمایند و طومار رژیم صهیونیستی را محو و نابود کنند. به همین دلیل شهید عزالدین القسام رویاروئی با دشمن مشترک ملت فلسطین، یعنی استعمارگران انگلیسی و صهیونیست های غاصب را در سرلوحه برنامه های جهادی خود قرار داده بود.
در حقیقت فاجعه فلسطینی از لحظه پیدایش آن در سال 1948،گریبانگیر میلیون ها فلسطینی ، لبنانی، سوری، مصری، اردنی و ده ها میلیون مسلمان و عرب، اعم از سنی و شیعه و سایر ملت های جهان شده، و تنها به ملت فلسطین محدود نبوده است. در طول سالیان گذشته هر گاه ملت های لبنان و فلسطین مورد حمله های تجاوزگرانه رژیم صهیونیستی واقع می شدند ، ملاحظه می کردیم که موج همبستگی ملت های گوناگون جهان با مقاومت مردم لبنان و فلسطین از کشورهای اروپائی گرفته تا قاره های آمریکای شمالی و جنوبی براه می افتاده است. به طور مثال در پی جنایات وحشیانه صهیونیست ها در سال گذشته در نوار غزه تا کنون چندین کاروان کمک های مردمی از کشورهای اروپائی وارد غزه شده و این نشان می دهد که همه ملت های آزاده جهان به نوعی از جنایات مستمر صهیونیست ها به شدت رنج می برند.
البته نباید فراموش کرد که غربی ها و صهیونیست ها از دیرباز به موضوع غصب فلسطین ابعاد دینی بخشیده و این سرزمین را میهن موعود قوم یهود عنوان کرده اند. به طور مثال جرج بوش رئیس جمهوری پیشین آمریکا روز 2008/5/15طی سخنانی در کنیست رژیم صهیونیستی در قدس به مناسب شصتمین سال برپائی کیان غاصب، به وجود آمدن «اسرائیل » را نشانه تحقق وعده ای که خدا به ابراهیم و موسیو داود داده بود، یاد کرد.
گوردون براون نخست وزیر انگلیس نیز روز 21ژوئیه همان سال طی سخنانی در کنیست رژیم صهیونیستی برپائی این رژیم را نشانگر تحقق وعده های الهی عنوان کرد. شکی نیست که سران دولت های غربی و سران محافل صهیونیسم به منظور توجیه جنایتی که در حق میلیون ها انسان بیگناه مرتکب شدند، و یک ملت را از سرزمین خود ریشه کن کرده و در کشورهای گوناگون جهان آواره کردند، این ادعاهای پوچ را در چارچوب عوامفریبی به خورد ملت های جهان می دهند. این در حالی است که سران غرب از هر تلاشی برای جدائی دین از سیاست و جدائی دولت از کلیسا
فروگذار نیستند.
با این وصف این پرسش به ذهن می رسد که چرا سران دولت های استعمارگر همچون انگلیس، فرانسه و آمریکا نمی خواهند پاسخ دهند که چرا ملت های عرب و مسلمان همواره از غرب متجاوز متنفرند؟ برای پاسخ به این پرسش باید گفت که دولت های غربی با تحمیل قطعنامه مورخ 29نوامبر سال 1947بر مجمع عمومی سازمان ملل متحد، مبنی بر تقسیم سرزمین فلسطین، بزرگترین جنایت تاریخ را مرتکب شدند.
در آن مرحله، دولت انگلیس به منظور شانه خالی کردن از مسئولیت اخلاقی عواقب وخیم و فاجعه آمیز ایجاد میهن قومی برای یهود که آوارگی میلیون ها فلسطینی و جنگ های خونینی در منطقه در پی داشت ، کار رسیدگی به برپائی کیان غاصب را برعهده سازمان ملل متحد واگذار کرد. این در حالی است که سه دهه پیش از اعلام رسمی موجودیت این کیان، و در سال 1917با صدور منشور جیمز آرثر بالفور، کار صدور قطعنامه سال 1947مجمع عمومی را طراحی و کارگردانی کرده بود. سازمان ملل با این رویکرد نقش انگلیس را پایان یافته تعبیر کرد و قضیه فلسطین را در بست به دست آمریکا سپرد.
با وجودی که در قطعنامه مزبور بر لزوم برپائی دو دولت فلسطینی و یهودی در فلسطین تصریح شده است، ولی نباید فراموش کرد که جورج بوش و گوردون براون در سخنان شان در کنیست اسرائیل به هیچ وجه به موضوع برپائی دولت فلسطینی اشاره نکردند. کلیمنت آتلی نخست وزیر وقت انگلیس در آن برهه به طوری زیرکانه و شیطنت آمیز با قطعنامه تقسیم فلسطین برخورد کرد که برای بسیاری از دولت های جهان قابل تصور نبود. او در ظاهر از رأی دادن به این قطعنامه خودداری کردولی پشت پرده از همپیمانان و کشورهای مشترک المنافع خواست قاطعانه به این قطعنامه رأی مثبت دهد. در حالی که هاری ترومن رئیس جمهوری وقت آمریکا با اصرار به نمایدگان سایر کشورهای عضو فشار وارد آورد به قطعنامه تقسیم فلسطین رأی مثبت دهند.
با وجودی که فلسطینی ها و اعراب با این قطعنامه به مخالفت برخاستند ، ولی غربی ها آن را منصفانه، اخلاقی و قانونی عنوان کردند. در این میان یهودیان بیدرنگ این قطعنامه را پذیرفته و آن را نخستین گام برای تحقق رؤیای دیرینه شان مبنی بر ایجا د اسرائیل بزرگ از نیل تا فرات دانستند. اعراب و فلسطینی ها اعلام کردند که این قطعنامه منصفانه، اخلاقی و قانونی نیست، بلکه نماد تجاوزگری ، بیعدالتی و پایمال کردند حقوق صاحبان اصلی این سرزمین است.
با وجودی که یهودیان مهاجر در زمان صدور قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد حدود 30درصد جمعیت فلسطینیان را تشکیل می داند، و در اقلیت بودند، ولی به موجب این قطعنامه حدود 13هزار و 400کیلومتر مربع از اراضی فلسطین به آن ها واگذار شد. ولی یهودیان در جریان جنگ سال 1948حدود ده برابراین مساحت را به تصرف خود در آوردند. دولت های غربی اکنون مقاومت مردم فلسطین برای استرداد حقوق و اراضی غصب شده شان را اقدامی تجاوزکارانه می خوانند، و جنگ افروزی ها و جنایات مستمر صهیونیست ها از سال 1948تا کنون در فلسطین و سرزمین های مجاور را اقدامات دفاعی عنوان می کنند.
تصویب طرح تقسیم فلسطین در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، دست سازمان های تروریستی صهیونیستی همچون هاگاناه و ارگون و اشترن را برای آغاز کشتار فلسطینی ها به منظور پراکنده سازی و بیرون راندن آن ها از مناطق مسکونی شان بازگذاشت . در نتیجه این کشتارهای هولناک که تا زمان برپائی کیان غاصب در تاریخ 1948/5/14ادامه یافت هزاران فلسطینی قتل عام شدند و ده ها هزار تن دیگر به کشورهای همسایه پناه بردند. صهیونیست ها با کشتارهای دستجمعی، همچنین صدها شهر و روستای فلسطین را به تصرف خود در آوردند.
در آن برهه اولین جنگ نظامی ارتش های مشترک دولت های عرب با ارتش رژیم صهیونیستی که روز 1948/5/15آغاز شد، تراژدی ملت فلسطین را پیچیده تر کرد. اصولا سرنوشت جنگ قبل از آغاز آن به نفع «دولت نوپای اسرائیل»رقم خورده بود. زیرا دولت هائی که در این جنگ شرکت کردند، دست نشانده بودند و اجازه نداشتند از دستورات استعمارگرانی که آن ها بر مسند قدرت نشانده بودند نافرمانی نمایند. لذا با دامن زدن به جنگ می خواستند خشم ملت های عرب را فرونشانند.
سران دولت های غربی نمی خواهند بپذیرند که از میان 199نماینده اقلیت یهودی جهان که در اولین کنگره یهود در سال 1897در شهر بازل سوئیس برگزار شد و جنبش صهیونیسم را تأسیس کردند فقط دو نفرشان از اقلیت یهودی ساکن فلسطین بودند. همچنین از میان 37تن از سران جنبش صهیونیسم که در تاریخ 1948/5/14در تل آویو جلسه تشکیل دادند و منشور استقلال «اسرائیل»را اعلام کردند، تنها یک نفرشان متولد فلسطین بوده است. این نشان می دهد که پدیده صهیونیسم یک پدیده محلی یا یک جنبش استقلال طلبانه نبوده است. این جنبش از آنسوی قاره های دنیا به فلسطین آمده و ماهیت استعمارگرانه دارد. صهیونیسم، هرگز یک جنبش قومی و ملی یا ضد استعماری مانند سایر جنبش های آزادی بخش در کشورهای جهان سوم نبوده است . چه این جنبش از درون قدرت های استعماری و استکباری برانگیخته شده است. سران جنبش صهیونیسم نه در فلسطین بلکه در لندن، پاریس، نیویورک و مسکو مستقر بودند، و طرح های خود را با قدرت های استعمارگر هماهنگ می کردند. نظر به اینکه سران جنبش بین الملل صهیونیسم در دوران قیمومیت انگلیس بر فلسطین در لندن سکونت داشتند، یک شهروند فلسطینی حق دارد بپرسد که چگونه است که سران این جبنش در لندن سکونت داشتند و برای استقلال «اسرائیل»بر ضد استعمار انگلیس مبارزه می کردند؟آیا می توان باور کرد که جواهر لعل نهرو یا گاندی در لندن مستقر بوده باشند و برای استقلال کشورشان از استعمار انگلیس مبارزه کنند؟ شکی نیست که مراکز اصلی جنبش صهیونیستی در کشور های استعماری بوده و به جمع آوری کمک های مالی برای مهاجرت یهودیان به فلسطین تلاش می کردند.
در بررسی هویت، ماهیت و طرز تفکر سران جنبش صهیونیستی به این نتیجه می رسیم که این جنبش ریشه در سکولاریسم، سوسیالیسم،ناسیونالیسم و نژاد پرستی کینه توزانه دارد. یهودیان به دلیل تبعیض ، حقارت، نفرت، سرکوب، ترس ، ذلت و تبعید دستجمعی اجباری که طی سالیان متمادی از سوی کلیسای مسیحیت اروپا با آن مواجه بودند آرزو داشتند از این وضعیت نجات پیدا کنند، و دولت های اروپائی به طور مشروط به آنان کمک کردند . ناعیم گیلادی نویسنده یهودی و مخالف رژیم صهیونیستی در کتابی که تحت عنوان «رسوائی های بن گوریون»نوشته و سال گذشته در بیروت انتشار یافته، گفته است که کشتار یهودیان اروپا و سایر مناطق جهان براساس هماهنگی بین سران جنبش صهیونیستی و دولت های اروپائی صورت گرفت، تا یهودیان را با ترس و ارعاب به هجرت به فلسطین وادار نمایند.
در دوران قیمومیت انگلیس بر فلسطین همه احزاب دینی و سکولار صهیونیست شعار یکسانی را مطرح کردند که سرزمین اسرائیل طبق کتاب تورات متعلق به یهودیان است. به طور مثال حییم و ایزمن، این دانشمند ملحد در دیدار و گفت و گو با کمیته سلطنتی انگلیس در فلسطین گفت که سند مالکیت این سرزمین، وعده الهی است . این در حالی است که بن گورین سوسیالیست و سکولار که گوشت خوک می خورد گفته بود که سند حاکمیت یهود بر این سرزمین کتاب تورات است.
در حقیقت صدور منشور بالفور وزیر خارجه وقت انگلیس در سال 1917، نقطه عطف سرنوشت سازی برای تحقق رؤیاهای جنبش صهیونیستی بود. این مشنور که از سوی قدرتمندترین کشوردنیا در آن مرحله صادر شد، در شکل دهی و پیدایش رژیم صهیونیستی در سال 1948نقش اساسی داشت . در حال حاضر نیز اظهارات بالفور در سخنان و رفتار دولتمردان انگلیس به روشنی تجلی یافته است . بالفور در سال 1919گفته بود :«اگر گرایش صهیونیسم برای تصرف فلسطین بر حق یا ناحق باشد، ولی به هر حال این رؤیای تاریخی می تواند در آینده آرزوهای غرب را برآورده کند . تحقق این آرزوها بیش از سرنوشت هفتصد هزار فلسطینی که در این سرزمین تاریخی سکونت دارند، اهمیت دارد. قدرت های بزرگی که در مجمع ملت ها عضویت دارند، برای سرپرستی انگلیس بر فلسطین مایل نیستند با مردم بومی این سرزمین مشورت نمایند». نگاه کنید اکنون نیز که حدود 90سال از صدور منشور بالفور گذشته است، استکبار جهانی توجهی به خواسته های برحق ملت فلسطین ندارد. هرگز نمی خواهد ملت فلسطین را برسمیت بشناسد .
حاکمیت نظامی انگلیس برفلسطین بیش ازسایر قدرت های استعماری آن مرحله جهان ویرانگر بوده است. جنایت انگلیس در فلسطین به مراتب بدتر از جنایات فرانسویان در الجزایر و ایتالیائی ها در لیبی بوده است. مردم فلسطین از سال 1917با دو دشمن مشترک انگلیسی و صهیونیستی مواجه بودند. بن گوریون و سران اقلیت یهودی در فلسطین برای تشکیل ارتش مخفی به منظور دفاع از انبوه مهاجران یهودی اروپائی که به فلسطین می آمدند در سال 1929با انگلیس وارد مذاکره شد و در نتیجه این مذاکره ارتش سری هاگاناه را پایه گذاری کرد. زمانی که این ارتش به حد کافی توان یافت و به انواع اسلحه مجهز شد. بن گوریون کوشید انگلیس را دور بزند و به سوی آمریکا گرایش پیدا کند.
در حقیقت انعطاف پذیری به سوی قدرت های بزرگ، یکی از مهمترین ویژگی های جنبش صهیونیستی را تشکیل می دهد. به طور مثال مالکولم ماکدونالد وزیر مستعمره های انگلیس در سال 1939با بن گوریون ملاقا ت کرد و از او پرسید که نظامیان انگلیس تا چه زمان باید از اقلیت یهودی در فلسطین حمایت کنند؟بن گوریون با خونسردی به او پاسخ داد که یهودیان از این پس نیازی به کمک انگلیس ندارند. ماکدونالد برای اینکه دیدگاه بن گوریون را تست کند دوباره از او پرسید اگر ارتش عراق از سمت شرق به اقلیت یهودی فلسطین حمله کرد شما چه واکنشی نشان می دهید؟بن گوروین به او گفت که از یهودیان امریکا کمک می طلبد!
زمان زیادی نگذشت تا اینکه بن گوریون که ریاست اتحادیه کارگران یهودی در فلسطین را برعهده داشت، با امضای معاهده بلتمور در ماه مه سال 1942،به جای انگلیس، لابی یهودی آمریکا را متولی امور یهودیان جهان و دفاع از جنبش صهیونیستی کرد. این معاهده به این دلیل معاهده بلتمور نامیده شد که نشست سران یهودی جهان در هتلی به همین نام در شهر نیویورک برگزار شده بود. در این نشست تصمیم گرفته شد که پس از توقف جنگ جهانی دوم، ده ها هزار تن از یهودیان آمریکا زیر نظر آژانس یهود به فلسطین انتقال یابند. در منابع تاریخی آمده است که هدف از برگزاری نشست بلتمور، اعلام همزمان جنگ سیاسی بر ضد دولت انگلیس و اعلام جنگ نظامی بر ضد فلسطینی ها بود. بن گورین در این نشست سران جامعه یهودی آمریکا را ملزم کرد تا همه امکانات خود را برای رویاروئی با انگلیس و فلسطینی ها بسیج کنند.
پیش از سال 1944به ویژه در سالهای 1946-1939که انقلاب مردم فلسطین به اوج رسیده بود. عملیات تروریستی سازمان های صهیونیستی فقط متوجه فلسطینی های بیدفاع بود . در آن مرحله سازمان های هاگاناه و ارگون و اشترن برای اولین بار تاکتیک های جنایتکارانه و شیطنت آمیز بر ضد فلسطینی ها بکار گرفتند. بازارهای، میادی شهرها، ایستگاه های اتوبوس شهری و فروشگاه ها را به وسیله مواد منفجره بمب گذاری می کردند. ولی در آن آستانه پایان قیمومیت انگلیس بر تقسیم فلسطین و اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی حملات نظامی سازماندهی شده صهیونیست ها به شهرها و روستاها ی فلسطینی ابعاد وحشتناکی به خود گرفت. انگلیسی ها که مأموریت شان را مبنی بر تقویت موقعیت نظامی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی یهودیان در فلسطین به طور کامل انجام داده بودند. در برابر کشتار فلسطینی ها به طرز زننده، بی تفاوتی نشان می دادند . گرداننده بی رحم و بی رقیب همه این جنایات شخص دیوید بن گوریون اولین نخست وزیر رژیم صهیونیستی بود، که در صحنه خاورمیانه و در اوج بزدلی و زبونی سران و پادشاهان عرب حرف اول را می زد.
با وجودی که برخی سازمان های تروریستی صهیونیست گاه و بیگاه به مراکز نظامی انگلیس حمله می کردند، ولی بن گوریون با وجودی که با انگلیسی ها اختلاف نظر داشت اما فلسطینی ها و اعراب را دشمن شماره یک قوم یهود می دانست. او در آستانه اعلام موجودیت کیان غاصب، تاریخ مصرف انگلیسی ها را پایان یافته تعبیر می کرد که بایستی از سر راه تشکیل «دولت اسرائیل»برداشته شود. لذا پس از توقف جنگ جهانی دوم در سال 1945، زنگ برپائی کیان غاصب در اراضی تحت تصرف یهودیان در فلسطین به صدا در آمد. براین اساس تلاش دامنه دار صهیونیست ها برای اخراج نظامیان انگلیسی از فلسطین آغاز گردید. اما نه با روش های نظامی. بلکه از طریق فشار لابی یهودی آمریکا بر دولتمردان این کشور و سپس فشار کاخ سفید بر لندن، و تعرض به ناوگان انگلیس در دریای مدیترانه و براه انداختن جنگ گسترده تبلیغاتی مبنی بر اینکه دولت انگلیس به یهودیان نجات یافته از جنگ های اروپا اجازه انتقال به فلسطین را نمی دهد.
آمارهای تهیه شده توسط مراکز پژوهشی بین المللی از کشتارها و قتل عام های فلسطنی ها که گروه های تروریستی صهیونیستی از سال 1937تا زمان اعلام موجودیت کیان غاصب در سال 1948مرتکب شدند، حاکی از آن است که صهیونیست ها در این مدت حدود 57کشتار فجیع و تجاوزکارانه و تخریب در شهرهای قدس، الخلیل، حیفا، یافا، بئرالسبع، طبریه، صفد، غزه و ده ها روستای فلسطینی نشین از جمله دیریاسین، کفر قاسم، عین الزیتون، سعسع، و الطیره مرتکب شدند که در نتیجه آن هزاران زن و کودک و جوان و بزرگسال فلسطینی به طرز فجیعی به شهادت رسیدند یا زنده به گور شدند. افرادی همچون بن گوریون، آرئیل شارون، اسحاق رابین، اسحاق شامیر، مناخم بگین و شیمون پرز بر این جنایات نظارت داشتند. صهیونیست ها با این قتل عام ها، فضای رعب و وحشت در دل فلسطینی ها ایجاد کردند و با این شیوه چند میلیون شهروند بومی را از سرزمین خود رانده و در کشورهای همسایه آواره کردند.
این در حالی است که انلگیس در آخرین سال های اشغال فلسطین، حدود یکصد هزار سرباز مجهز به انواع اسلحه زرهی و هوائی در این سرزمین مستقر کرده بود، و این قدرت را داشت تا از ارتکاب این قتل عام ها توسط صهیونیست ها جلوگیری کند. ولی برخی کارشناسان فلسطینی بر این باورند که در پی توافقی که بین بن گوریون ولابی صهیونیستی آمریکا صورت گرفت، هاری ترومن رئیس جمهوری وقت آمریکا به دولت انگلیس فشار وارد آورد تا دست یهودیان را برای کشتار فلسطینی ها باز بگذارد.
پژوهشگران فلسطینی تأکید کرده اند با وجودی که محافل صهیونیستی، مردم بومی فلسطین را ببیانگانی می خوانند که به طو ر غیرقانونی در سرزمین فلسطین زندگی می کنند. ولی تجب آور این است که بن گوریون در پی مطالعات 16ساله درباره تاریخ فلسطین زندگی می کنند .لی تعجب آور این است که بن گورین در پی مطالعات 16ساله درباره تاریخ فلسطین در کتابخانه عمومی نیویورک به این نتیجه رسیده که کشاورزان فلسطینی نسل واقعی عبرانیا قدیم هستند که از زمان حضرت موسی (ع)در فلسطین زندگی می کنند.
تحولات و توطئه هائی که قضیه فلسطین در قرن گذشته با آن مواجه بوده، مردم و سایر جنبش های اسلامی و نهضت های آزادی بخش ملی فلسطین را متقاعد کرده که شیخ مجاهد شهید عزالدین القسام، راهکاری را در برابر آنان ترسیم نموده که برای حل قضیه فلسطین و دستیابی به حقوق از دست رفته بهترین راهکار است . راهکار مقاومت در برابر فزون خواهی صهیونیسم بین الملل و قدرت های استعمارگر غربی زیر سایه اسلام با شیوه جنگ مسلحانه برترین میراثی است که از این شهید برجای مانده است. شهید القسام، این روحانی متعهد که عمرپربرکت خود را در راه جهاد با استعمارگران فرانسوی و انگلیسی در سوریه و فلسطین گذراند و برای رویاروئی با استعمارگران ایتالیائی در لیبی برنامه ریزی کرد می تواند برای همه ملت های آزادی خواه منطقه الگو و سرمشق باشد.
چند سالی از پیگیری مقررات اولین اجلاس سران محافل صهیونیستی جهان که در سال 1879در شهر بازل سوئیس برگزار شد، و دولت های استعمارگر غربی بر آن مقررات تأیید زدند ، نگذشته بود که مرحوم القسام هوشندانه به عمق اهداف این توطئه پی برد، و قضیه فلسطین را قضیه مرکزی و اساسی اسلام و مسلمین اعلام کرد. او در دیدار با علما و شخصیت های جهان اسلام در مصر، ترکیه ، سوریه ، لبنان و فلسطین آنان را به چاره اندیشی و بسیج همه امکانا ت مسلمانان به منظور رویاروئی با این خطر جدی فراخواند. ولی متأسفانه بسیاری از روحانیون و سران احزاب و شخصیت های اسلامی آن مرحله نه فقط به این فراخوانی ترتیب اثر نداده بلکه راه سازش یا بی تفاوتی را در پیش رگفتند ، و القسام و تعداد اندکی از یاران او را تنها گذاشتند.
در شرایطی که سکوت و بی تفاوتی مرگبار بر آسمان فلسطین و جهان عرب حکمفرما بود، و استعمارگران غرب و صهیونیست ها به قلب جهان اسلام می تاختند، و نشانه های یورش یهودیان مهاجر به فلسطین نمایان شده بود، شیخ عزالدین القسام چگونه به آگاهی کامل و شناخت صحیح دست یافته بود. در کدام مکتب آموخت که طرح غصب سرزمین فلسطین ، خطرناکترین پدیده توطئه و همدستی عوامل استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل در جهان اسلام میباشد؟ و جهاد در فلسطین به منظور ناکامی این توطئه باید در اولویت اهداف و برنام های مسلمانان قرار گیرد؟
شکی نیست که این عالم مجاهد و آگاه به مسائل زمان فارغ التحصیل الازهر و شاگرد استاد توانا شیخ محمد عبده، همه رویدادهای ناشی از فرو پاشی جهان اسلام و پراکندگی مسلمانان را درک کرده بود، با نبوغ فکری خود پیامدهای تهاجم قدرت های غربی به سرزمین اسلام را تشخیص داده بود . به همین دلیل جهاد با استعمارگران فرانسوی را در سوریه نیمه کاره گذاشت و میدان جهاد و رویاروئی را به جبهه فلسطین منتقل کرد، و به بسیج توده های فلسطینی و سایر مجاهدان عرب و مسلمان پرداخت . شهید عزالدین القسام خوب می دانست که سرنوشت رویاروئی بین جهان اسلام و کفر جهانی در سرزمین فلسطین رقم می خورد . لذا مناسب دید که با طرح مشترک دو دشمن مشترک، یعنی غرب استعمار گر و صهیونیسم متجاوز در میدان اصلی رویاروئی بجنگد.
پس از ناکامی تحقق اهداف و آرمان های جنبش های فلسطینی در پی امضای قرار داد ننگین اوسلو، همه آموختند که شیخ شهید عزالدین القسام را ه صحیح رویاروئی را می پیموده و ملت فلسطین تنها با پیمودن راه مبارزه و جنگ مسلحانه در پرتو اعتقادات و شعارهای اسلامی می تواند به حقوق خود برسد. زیرا مردم به اعتقادات و باورهای دینی خود پایبند هستند، ونجات و عزت و سربلندی خود را درادامه رویاروئی با نماینده استکبار جهانی در فلسطین می دانند. گروه ها و سازمان های فلسطینی که سالیان درازی شعارهای رنگارنگ ناسیونالیستی و کمونیستی را ملا ک عمل خود قرار دادند، در باتلاق گمگشتگی و سرخوردگی گرفتار شدند . صهیونیسم و قدرت های غربی که از تکمیل پروژه «اسرائیل»در فلسطین حمایت می کنند تا کنون حاضر نیستند هیچ کدام از حقوق ملت فلسطین به ویژه آوارگان و تشکیل دولت مستقل را برسمیت بشناسند . هم اینک نتانیاهو به گسترش شهرک سازی در کرانه باختری رود اردن و سیاست یهودی کردن قدس را ادامه می دهد.
شهید شیخ عز الدین القسام، زود هنگام ارتباط تنگاتنگ جنبش صهیونیستی با استکبار جهانی را شناخته بود، و هجوم سیل آسای مهاجران یهودی به سرزمین فلسطین در آغاز قرن بیستم را با حمایت انگلیس، این پیر استعمارگر را نشانگر سرآغاز توطئه شوم و بزرگی می دانست که در آینده موجودیت امت اسلامی را هدف قرار می دهد. لذا براساس این درک و شعور راه مبارزه مسلحانه را در پیش گرفت. القسام همچنین به خوبی می دانست که امیدی به خانواده های فئودال و مرفه جامعه نیست و این قشر توانائی حمل اسلحه را ندارد، و این تنها توده های زحمتکش مردم پرچمدار جهاد و مبارزه هستند ، و قادرند سرنوشت این مبارزه را رقم زنند، به همین دلیل زندگی میان مردم عادی را ترجیح داده و سازمان مسلح خود را از میان آنان برگزید .و شعار «مسلمانان زحمتکش پیشگامان جنگ مسلحانه »را ملاک عمل آنان قرار داد.
با وجودی که شیخ شهید، جهاد مسلحانه و مبارزه سیاسی را سرلوحه خود قرار داده بود، ولی از فعالیت های سیاسی و گسترش آگاهی و مبارزه با بیسوادی غافل نبود. او در آغاز سال 1935و در چارچوب مبارزات خستگی ناپذیر موفق شد پنج کمیته سازمانی در درون تشکیلات خود به وجود بیاورد که عبارتند از :«کمیته تبلیغات، کمیته تدارکات، کمیته آموزش نظامی، کمیته اطلاعات و کمیته روابط خارجی». این کمیته ها در شکل گیری و سازماندهی مبارزه نقش تعیین کننده داشتند. او با شناختی که از حال و وضع امت در آن مرحله داشت، به هیچ وجه به پیروزی بر دشمن و توقف روند مهاجرت یهودیان به سرزمین فلسطین، امیدی به دل نبسته بود. ولی معتقد بود که با ایثار و فداکاری و نثار خون سرخ خود می تواند دامنه آگاهی و قیام امت را گسترش دهد. امیدوار بود با این حرکت بتواند راه آزادی و استقلال و عزت را برای نسل های آینده ترسیم کند.
القسام در آستانه قیام و حرکت به سوی جنگل های یعبد، از مفتی وقت فلسطین حاج امین الحسینی تقاضا کرد تا در مناطق مرکزی و جنوبی فلسطین نیز انقلاب مسلحانه همگانی اعلام نمایند. الحسینی به بهانه نبود آمادگی مردمی، این تقاضا را رد کرد ، ولی پس از شهادت القسام و آغاز قیام همگانی به مردم پیوست. اما بسیار دیر شده بود . چون مبارزه با استعمارگری روباه صفت همچون انگلیس به رهبرانی شجاع و آگاه مانند شیخ عزالدین القسام نیاز داشت. با وجود مخالفت مفتی فلسطین به پیوستن به قیام القسام ولی القسام حرکتش را همراه تعداد اندکی از یارانش آغاز کرد تا به نشستگان تاریخ نشان دهد که راز و رمز جاودانگی در شهادت نهفته است.
اکنون پس از گذشت 75سال از شهادت القسام، ملاحظه می کنیم که از میان ملت فلسطین، افراد و گروههائی پرچم این رادمرد را به دست گرفته اند و راه جنگ مسلحانه را در سایه تعالیم اسلام ادامه می دهند. در حالی که بسیاری از گروههای مبارز در این آزمون سقط کرده و راه همزیستی مسالمت آمیز را با غاصبان و متجاوزان در پیش گرفته اند . اگر القسام از نظر مادی نتوانست به پیروزی برسد . ولی به آینده بسیار خوشبین بود.
منبع:ماهنامه شاهد یاران، شماره 55



 

شنبه 4/6/1391 - 22:28 - 0 تشکر 529373

مجاهدان مسلح فلسطینی را توسط اخوان‌المسلمین در محاصره قرار داده‌اند

فتنه بلاد الازهر به دنبال فتنه شام در حال وقوع است


پایگاه خبری انصارحزب الله: حملات مسلحانه به ارتش مصر در صحرای سینا و رخدادهای پس از آن به مجموعه اقداماتی از سوی دولت محمد مرسی انجامید که بسیاری از کارشناسان مصری از آن با عنوان انقلاب دوم یاد کردند. حملات گسترده ارتش مصر به گروه‌های مسلح در صحرای سینا و انفصال و انتصاب های مسلسل وار مقامات نظامی توسط مرسی رخدادهایی بود که برخی اقشار در مصر را به وجد آورد تا بگویند وی نه یک مسئول ضعیف بلکه یک رئیس جمهور زیرک بوده است.

این درحالی است که رسانه های داخلی جمهوری اسلامی ایران نیز تحولات اخیر را انقلابی و مثبت ارزیابی می‌کنند. 

سوای تحلیل های سطحی، زوایایی در رویدادهای اخیر مصر وجود دارد که ابهام آفرین است و اتصال زنجیر وار این رخدادها مخاطبین را به یک نتیجه منطقی رسانده و به خروج از ابهام کمک شایانی می نماید. محمدصادق الحسینی کارشناس امنیت بین الملل کسی است که در گزارش‌گونه ذیل اتفاقات سلسله وار دوهفته گذشته و اتصال زنجیرهای منفصل رخدادها را برای خوانندگان تحلیل نموده است:

حمله در افطار


یک‌شنبه شب ۱۵ مردادماه سال جاری افراد مسلح ناشناس با حمله به یک پست مرزی مصری در صحرای سینا ۱۶ نیروی پلیس را که در حال افطار بودند کشته و ۷ نفر را مجروح کردند.


بیدارباش اسرائیل برای مصری‌ها

صبح دوشنبه پس از این حادثه مرگبار، ایهود باراک وزیر جنگ اسرائیل گفت: امید است تا حمله تروریستی روز یکشنبه به سربازان مرزی مصر در صحرای سینا بیدار باشی برای حاکمان این کشور باشد و قاهره را ترغیب به اتخاذ تدابیر سخت تر بکند.شاید این حمله برای بیدار کردن مصری ها برای به‌دست گرفتن کنترل امور به شیوه ای جدی تر لازم بود.



بنی گانتس رئیس ستاد ارتش اسرائیل نیز گفت: اینگونه اقدامات تروریستی بین نوار غزه و صحرای سینا به‌هم پیوسته هستند.
مایکل اورن سفیر اسرائیل در آمریکا نیز با ارسال مطلبی بر روی صفحه توییتر خود، ایران را متهم به حمایت از این گونه اقدامات تروریستی کرد 

به دنبال انسداد رفح، تونل ها مسدود شدند

همان روز و پس از بسته شدن مرز رفح توسط دولت مصر یک منبع امنیتی مصری اعلام کرد که این کشور عملیات بستن تونل‌های موجود بین نوار غزه و مصر را آغاز و تدارکات لازم برای آن اتخاذ شده است و به این منظور بلدوزرها و تجیهزات سنگین در رفح مستقر شده‌اند و بلافاصله پس از این ارتش مصر در بیانیه‌ای اعلام کرد ۱۵۰ تونل در نوار غزه را مسدود کرده است.



ازحمله خبر داشتیم

۱۸ مرداد ماه سال جاری رئیس برکنار شده سازمان اطلاعات مصر سرلشکر «مراد موافی» گفت: سازمان متبوعش درباره وقوع حمله خونین افراد مسلح وابسته به «جماعت تکفیری» به یکی از نقاط امنیتی ارتش مصر در شبه جزیره سینا و در نزدیکی‌ مرزهای مصر اخباری در اختیار داشته است.
رئیس سازمان اطلاعات مصر در ادامه توضیح داد که اطلاعات اولیه ما تاکید می‌کند که عناصر جنایتکار که مرتکب این حادثه شدند، از جماعت تکفیری پراکنده در صحرای سینا و نوار غزه هستند. 

ابومرزوق، موافی و موساد

این سخنان با اظهارات موسی ابو مرزوق، نایب رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس مطابقت داشت که دراین رابطه گفت: موساد، گزارشی در اختیار سازمان اطلاعات مصر قرار داده که در آن فهرستی از ۹ تروریست وابسته به جماعت توحید و جهاد، پیش از وقوع این حادثه وجود داشته است.



اعتراف پرهزینه موافی

بلافاصله پس از این افشاگری موافی ، یاسر علی سخنگوی ریاست جمهوری اعلام کرد: محمد مرسی سرلشکر «مراد موافی»، رئیس سازمان اطلاعات این کشور را از سمت خود برکنار کرده است و«محمد رافت عبد الواحد شحاته» در حال حاضر به صورت موقت به عنوان جانشین موافی انتخاب شده است.وی همچنین از تعویض فرمانده گارد ریاست جمهوری و انتخاب سرلشکر «محمد احمد زکی» به جای وی خبر داد.



فشار افکار عمومی آغاز شد

همان روز موج فشار افکار عمومی مردم مصر آغاز شد و شهروندان مصری با تجمع مقابل دفتر استاندار در العریش با سردادن شعار «الله اکبر» از دولت مصر خواستند، از آنها در برابر حملات گروه‌های مسلح حمایت کند.



آغاز درگیری در۱۰ کیلومتری غزه

ساعاتی بعد و پس از حمله مجدد افراد مسلح به یک مرکز ایست و بازرسی در العریش، نیروی هوایی ارتش مصر در یک اقدام بی سابقه با زیر پا گذاشتن پیمان کمپ دیوید وارد کارزار شد و در منطقه الشیخ زوید در ده کیلومتری نوار غزه ۲۰ نفر از افراد مسلح را کشت.



باراک مرسی را تحسین می‌کند

اسرائیل نیز با درخواست ارتش مصر برای استقرار پنج بالگرد در صحرای سینا موافقت کرد . این اقدام کابینه اسرائیل درحالی بر اساس پیشنهاد ایهود باراک، وزیر جنگ اسرائیل صورت گرفت كه وی در جلسه امنیتی كابینه با ستایش از ارتش مصر گفت: اقدام ارتش مصر در استفاده از نیروی هوایی علیه افراد مسلح در صحرای سینا بی سابقه و قابل تحسین است.



امکان ندارد از جایی به غیر از تونل ها سلاح رد شود

به دنبال این حملات،۲۱ مرداد ماه سرلشکر «نبیل فؤاد» معاون سابق وزیر دفاع مصر و استاد علوم استراتژیک این کشورگفت:افرادی که دست به حمله زده‌اند آمیزه‌ای از گروه‌های اسلامی که در نوار غزه متمرکز و برخی از شهروندان مصری منطقه «جبل الحلال» هستند.افرادی که این عملیات را به اجرا گذاشتند، از تونل‌ها و نه گذرگاه به خاک مصر نفوذ کرده بودند و ممکن نیست، از گذرگاه سلاحی رد شود.



لغو کمپ دیوید برای مصر به معنای جنگ است

وی در خصوص لغو معاهده کمپ‌دیوید نیزگفت : این کار در این شرایط به معنای جنگ است که خواهان آن نیستیم، چون می‌دانیم که آمریکا تضمین کننده امنیت اسرائیل است و در بعد نظامی همواره تلاش کرده تا تفوق و برتری کمی و کیفی اسرائیل در قبال اعراب را حفظ کند، اما خواهان اصلاح بندهای نظامی و امنیتی آن هستیم.موضوعی که در حقیقت باید مورد توجه قرار گیرد، بازنگری و اصلاح توافقنامه کمپ‌دیوید در بعد امنیتی و افزایش حضور کمی و کیفی نظامی مصر در مرزهاست.



آتش در دامن دشمنان اسرائیل

صادق الحسینی در رابطه با فرایند مذکور که به بسته شدن بی سابقه راه عبور سلاح و غذا توسط دولت مرسی انقلابی و نه دولت مبارک به روی غزه انجامید، به یالثارات می گوید: امروز دو برنامه در دستور کار جبهه عربی غربی برای حفاظت از اسرائیل وجود دارد و آن شامل برنامه هایی برای شعله ور ساختن آتش هرج و مرج داخلی در کشورهای هم مرز اسرائیل و انتقال آرامش به نوار مرزی این کشورها با اسرائیل است.این برنامه به شکل وسیع تر در سوریه در حال وقوع است و به شکل ضعیف تر در سایر کشورها درحال اجراست.



محاصره مجاهدین غزه به دست اسلامگرایان مصر

لذاآنچه در مصر می گذرد نیز دنباله اجرای همین برنامه فراگیر است که هدف از آن به جان هم انداختن انقلابیون است. براین اساس همانطور که امروز نیروهای ارتش سوریه بوسیله نیروهای متمرد ارتش سوریه به شهادت می رسند. همانطور هم مجاهدین مسلح در غزه توسط اسلامگرایان مصری تحت محاصره و فشار قرار می گیرند.



کشتار انقلابیون صحرای سینا، فتنه بلاد الازهر

امروز بسته شدن تونل های غزه و کشتار انقلابیون صحرای سینا که خود را برای جهاد بزرگ با اسرائیل آماده می کنند به دست اسلامگرایان حاکم برمصر انجام می شود. این نمونه دیگری از جنگ های نیابتی است که هزینه های مادی و معنوی کمتری برای اسرائیل و امریکا دارد. بنابراین باید گفت آنچه در صحرای سینا می گذرد فتنه جدید در بلاد الازهر به دنبال فتنه شام و در راستای نابود کردن محور مقاومت انجام می شود.



استنتاج ساده لوح ها

بنابراین کشتار ۱۶ ارتشی مصر، آخرین مرحله این نوع وقایع نخواهد بود و قطعا در آینده وقایع مشابهی برای ادامه برنامه مذکور به تحقق خواهد پیوست.
این توطئه ای است که بدون اراده ملت و بر اثر استنتاج اذهان سطحی نگر و لوح و زودباور حکام جدید مصر است که به مماشات با غرب می پردازد.



باید با انقلابیون، راه خروج از فتنه را بیابیم

صادق الحسینی در ادامه شکل عملی تحقق تبلیغات اخیر داخلی مصر مبنی بر تجدید نظر در پیمان کمپ دیوید را عملیات های هوایی و زمینی ارتش مصر علیه مجاهدان می داند که با هماهنگی و چراغ سبز اسرائیل در حال اجراست؛ اما معتقد است باید نوک حمله رسانه ها به جای اخوان المسلمین به سوی اسرائیل وآمریکا باشد و در مقابل با درپیش گرفتن مذاکره و گفت وگو طرف مصری را از ادامه این روند برحذر داریم و با مشورت انقلابیون راه خروج از فتنه جدید را پیدا کنیم.



کمپ دیوید با مذاکره لغو نمی شود

باید اسلامگرایان حاکم برمصر توجیه شوند که اگر فتحی درکار است و دنیا برای حذف اسرائیل از نقشه جغرافیا آماده می شود، آنها باید با ما همراه باشند تا از باتلاق توطئه هرج و مرج داخلی پیش رو نجات پیدا کنند.



استنباط مرسی از روش اقناع و مذاکره برای تجدید نظر در کمپ دیوید، مخاطب را به یاد قولی از شهید مصطفی خمینی در مورد امام راحل می اندازد که فرموده بودند: ما با دو دست خود حلقوم شاه را گرفته و می‌خواهیم او را خفه کنیم، آنگاه یک مرجع ساده لوح(سیدکاظم شریعتمداری) به من در نجف پیام می دهد دست به دامن شاه شوید، شاید راه حلی پیدا شود. 

تصمیمات رئالیستی حلال مشکلات مصر نیست

بنابراین ماهم امیدواریم و دراین مسیر باید تلاش کنیم، در دورانی که مرحله ضعف و وهن اسرائیل است، عده ای را که با ساده لوحی گمان می کنند با مذاکره قادر به لغو کمپ دیوید و بازگرداندن حقوق فلسطینی ها هستند را از خواب غفلت بیدار کنیم. مصر نیاز به یک رهبر انقلابی دارد که از محاسبات مادی دست بردارد. باید به آنها تفهیم شود که اتحاد با محور مقاومت و جمهوری اسلامی حتی حلال مشکلات اقتصادی مصر خواهد بود.



کودتای طنطاوی لو رفت

۲۵ مرداد ماه قضایای پشت پرده برکناری ژنرال «محمد حسین طنطاوی»،‌ وزیر دفاع و «سامی عنان»، رئیس ستاد مشترک ارتش مصر فاش شدو هدف از آن جلوگیری از کودتای نظامی در اواخر ماه آگوست اعلام گردید. 

براساس این گزارش به محمد مرسی اطلاع داده می‌شود که قرار است ارتش با انجام کودتا قدرت را به دست گرفته و حتی محمد مرسی را در مراسم یادبودکشته‌‌شدگان حادثه اخیر در صحرای سینا ترور کند. 

در همین حال مرسی گزارش‌هایی هم دریافت کرده بود مبنی بر اینکه تحرکاتی برای به راه‌اندازی اعتراضات خیابانی انجام شده است. بنا بر این گزارش‌ها، ارتش به تظاهرات‌کنندگان وعده داده بوده است که از آن‌ها حمایت خواهد کرد. 

روز کودتاامیر قطر در قاهره بود

محمد صادق الحسینی در این باره به یالثارات می‌گوید: روز برکناری طنطاوی و سامی عنان به عنوان بازماندگان منحوس رژیم مبارک، امیر قطر در مصر حضور داشت و قرار بود با کمک محور ارتجاع عرب ، ارتش مصر دست به کودتا بزند. از سوی دیگر محور ارتجاع اقدام به تجمیع قوای تکفیری ها در صحرای سینا و ترتیب دادن حملات مسلحانه به ارتش مصر نمود تا راه پیش روی بیداری اسلامی به رهبری جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت در منطقه را سد کند.



موج انفصال ها و انتصاب ها در ارتش

۲۲ مرداد ماه، تلویزیون مصر اعلام کرد: «صبحی سید احمد» به عنوان رئیس ستاد مشترک ارتش ، «محمد العصار» معاون وزیر دفاع و «عبدالفتاح السیسی» به عنوان وزیر دفاع جدید و فرمانده نیروهای مسلح کشور منصوب شده اند.



وزارت خارجه آمریکا: تغییر طنطاوی بااطلاع ما بود

اما پس از این «ویکتوریا نولاند»، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در یک گفت‌وگوی مطبوعاتی در مقر وزارت خارجه در واشنگتن به بازنشستگی ژنرال طنطاوی و سامی عنان اشاره کرد و گفت: این موضوع در دو سفر متوالی «هیلاری کلینتون» و لئون پانتا به مصر مورد بررسی قرار گرفته بود، اما زمانی که برای بازنشستگی آنها انتخاب شد ، مورد توافق نبود.



تغییر مهره ها برنامه کاخ سفید بود

یک منبع دیپلماتیک غربی در قاهره نیز در این باره گفت:‌ هدف آمریکا این بود که به دوگانگی حکومت یعنی رئیس جمهوری منتخب و شورای عالی نظامی پایان داده شود و راهکار آن بازنشسته کردن نمادها و چهره‌های شاخص شورای عالی نظامی و تقویت برخی ازچهره‌های فعال این شورا بود.
این منبع اعلام کرد:‌ واشنگتن دو روز قبل از صدور حکم مرسی از آن آگاه بود و می‌دانست چنین حکمی در راه است، اما رئیس جمهوری مصر در این‌باره هیچ اطلاعی به آمریکا نداده بود.



آغاز مذاکره برای همکاری جاسوسی بین آمریکا و مصر

همان روز منابع آگاه اعلام کردند وزارت دفاع آمریکا با مقامات مصری درباره تبادل اطلاعات با ارتش و پلیس مصر در سینا گفت‌وگو کرده است واین همکاری اطلاعاتی شامل شنود مکالمات تلفن همراه و بی‌سیم فعالان و تهیه تصاویر هوایی توسط ماهواره‌ها یا هواپیماهای با سرنشین و بدون سرنشین می‌شود.



کاخ سفید: سالهاست وزیر دفاع جدید را می شناسیم

۲۴ مرداد ماه جی کارنی، سخنگوی کاخ سفید از انتصاب «عبدالفتاح السیسی» به سمت وزیر دفاع جدید مصر استقبال و ابراز کرده که ایالات متحده السیسی را مدت‌هاست که می‌شناسد.
وی در این خصوص اظهار داشت: «مهم است که نظامیان مصری و دولت غیرنظامی این کشور از نزدیک با هم تلاش کنند تا مشکلات اقتصادی و امنیتی مصر را حل کنند.»



پنتاگون :«عبدالفتاح السیسی» را قبول داریم

«جورج لیتل» سخنگوی پنتاگون نیز گفت که آمریکا انتظار داشت که مرسی چنین تغییراتی را اعمال کند. ژنرال خلیل السیسی، فردی شناخته شده برای ما است.
او یکی از مقامات شورای عالی نیروهای مسلح مصر است و ما معتقدیم که می توانیم به همکاری های نزدیک با مصر ادامه بدهیم.«لئون پانتا» وزیر دفاع آمریکا نیز در نظر دارد به زودی با وزیر دفاع جدید مصر دیدار کند. 

لیبرمن : همکاری قاهره و تلاویو سازنده است

البته همان روز آویگدور لیبرمن وزیر امور خارجه اسرائیل نیز به دوستان امریکایی خود ملحق شد و ابراز امیدواری کرد که قاهره همکاری «سازنده» با تل‌آویو را ادامه دهد.امیدوارم که تفاهم در مصر وجود داشته باشد و همکاری بین دو طرف مصلحت مشترک است.



ارتش دو طرف اسرائیلی و مصری به تداوم همکاری نیاز دارند و آنچه در سینا رخ داد و قدرت یافتن تروریست‌ها در این منطقه که در سال‌های اخیر نمایان شده است، ضربه مستقیمی به امنیت ملی مصر است. 

واقعا می خواستند کودتا کنند

محمد صادق الحسینی رخدادهای دوهفته اخیر مصر از حمله مسلحانه به ارتش و فشار افکار عمومی داخلی به دولت گرفته تا اطلاع مرسی از کودتای احتمالی و تغییر سریع مهره ها و سپس اعلام رضایت مقامات آمریکایی را اینگونه تفسیر می کند که حملات یاد شده یک عملیات هدایت شده از سوی موساد و سلفی های وابسته به عربستان بود تا با استفاده از این اهرم فشار، در صورت توفیق کودتا، دولت مرسی را سرنگون کنند. زیرا به هر حال اخوان المسلمین دشمنان تاریخی سلفی ها و وهابی ها محسوب می شوند.



آمریکایی ها کودتا را لو دادند

اما از دیگر سو سیاستمداران عملگرای آمریکا تحقق کودتا را عاملی برای تسریع در آغاز انقلاب دوم ارزیابی کردند و براین اساس با در پیش گرفتن یک حرکت نمایشی، ابتدا مرسی از توطئه کودتا آگاه می شود و پس از آن آمریکا به تعویض مهره های ارتشی مظنون به کودتا با اشخاص مورد اطمینان خودش رضایت می دهد .



انتصاب‌های مرسی بهتر از انقلاب دوم

در واقع آنچه توسط مرسی انجام شد وجه‌المعامله به‌جای وقوع یک کودتای سخت از سوی ارتش بود تا همه طرف ها راضی باشند و در ضمن با پاسخگویی نمایشی به افکار عمومی مصر عملا موفق به سرکوب گروه‌های مسلح مصری شدند که هماهنگ با برادران مجاهد در غزه قصد گشایش یک جبهه وسیع علیه اسرائیل را داشتند تا ضمن شکستن محاصره غزه زمینه جهاد مسلحانه علیه اسرائیل فراهم شود.



مردم از دولت ناراضی هستند

صادق الحسینی در پایان به یالثارات می گوید:باید به این نکته تاکید کرد که مصر در دوران گذار از مرحله مبارک به مرحله بعد از انقلاب قرار دارد؛ مرحله‌ای که هنوز اهداف انقلاب تحقق نیافته و مطالبات مردمی رنگی از عمل به خود نگرفته اند.هنوز صاحبان اصلی انقلاب و به خصوص جوانان سهمی از تصدی امور کشور ندارند. در واقع باید گفت مردم از حکومت فعلی مرسی که فاقد رنگ و بو و شکل و شمایل انقلابی است رضایتی ندارند.



آتش زیر خاکستر

بنابراین به طور خلاصه باید گفت توده های انبوه مصری اعم از مردم و احزاب و جوانان انقلابی به غیر از اخوان المسلمین یک آتش زیر خاکستر محسوب می‌شوند که منتظر سر رسیدن لحظه تاریخی جدید برای تحقق انقلاب دوم است.



البته این به مفهوم تخطئه همه عملکرد اخوان المسلمین توسط توده های مصری نیست. اما اشتباهات اخوان المسلمین نیز از دید مردم مخفی نمی ماند. اخوان المسلمین از یک طرف دست به معامله با شورای نظامی مصر زد و از طرف دیگر همین رویه را با کشورهای عربی خلیج فارس ، اتحادیه اروپا و آمریکا با عنوان «نیاز مبرم مصر ، امنیت و اقتصاد» در پیش گرفت. 

دستمایه مماشات

دستمایه مماشات دولت مرسی با شورای نظامی مصر و آمریکا و مرتجعین عرب دیدگاه‌های رئالیستی یا واقع گرایانه حاکم بر سیاست بین الملل است در حالی که واقع بینی از شرایط انقلابی مصر نمایانگر نکات دیگری است.



نادیده گرفتن پیمان کمپ دیوید و روابط با اسرائیل از سوی اخوان المسلمین و تشنگی قدرت به جای طرفداری از ادامه انقلاب و نظام مند سازی از جمله اشتباهات راهبردی اخوان المسلمین است که نتیجه اسف‌بارآن تعیین تکلیف روزانه و عادی خارجی ها برای دولت مرسی و ارتش است. 

مرسی زودتر از حد انتظار در باتلاق سلطه گرفتار شد

اخوان المسلمین و در راس آن مرسی نتوانسته اند یک نگاه واقع بینانه به تحولات جاری بین المللی داشته باشند. آنها خیلی زودتر از حد انتظار با هدف در دست گرفتن قدرت و حفظ آن در باتلاق نظام سلطه گرفتار شده اند که نتیجه آن توافقات پشت پرده با هدف ترسیم یک هندسه سیاسی برای راضی نگاه داشتن همزمان شورای نظامی، محور ارتجاع عرب و آمریکا بوده است.



مشکلات به زودی آوار خواهند شد

این رویه ای است که دیر یا زود برملا می شود و به دنبال آن مشکلات عدیده یکی پس از دیگری بر سر اخوان المسلمین و دولت مرسی آوار خواهند شد و ان‌شاءالله به دنبال آن شاهد آغاز انقلاب دوم توسط جوانان انقلابی مصری خواهیم بود که خواهان قطع رابطه با اسرائیل و آمریکا هستند. این تحقق وعده‌هایی خواهد بود که آقایان، اساسا برای تحقق آن توسط مردم به راس هرم قدرت مصر راه یافتند.



http://www.yalasarat.com/vdcivrap.t1awz2bcct.html

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.