• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن مهدویت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
مهدویت (بازدید: 1562)
چهارشنبه 1/6/1391 - 11:45 -0 تشکر 523150
ظهور و دولت جهانی

با سلام

برای جلوگیری از شلوغ شدن انجمن تبیان پستای مربوط به ظهور حضرت و دولت جهانی ایشان در این مبحث قرار می گیرند

با تشکر از استقبال شما

چهارشنبه 1/6/1391 - 11:46 - 0 تشکر 523151

آیندة جهان در قرآن

منبع:ماهنامه موعود

آیندة عالم و فرجام امت اسلامی، به شیوه‌ای در قرآن بیان شده است كه پیامبر اكرم(ص) و وارثان علم آن حضرت، یعنی ائمه(ع)، آن‌را به طور كامل می‌دانند و به تمام مراحل و تطورات آن نیز دانا هستند، اما راهی كه ما برای شناخت آن داریم، به مقداری است كه از آیات و روایات شریفی، كه در این باره به ما رسیده، می‌فهمیم.و تعداد آیاتی كه از آیندة امت و عالم صحبت می‌كند به ده‌ها آیه می‌رسد؛ از قبیل:وعد الله الذّین آمنوا و عملوا الصّالحات لیستخلفنّهم فی الأرض... .7خدا به كسانی از شما كه ایمان آورده و كارهای شایسته كرده‌اند، وعده داد كه در روی زمین جانشین دیگرانشان كند.
و این آیه:سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی أنفسهم حتّی یتبیّن لهم أنّه الحقّ ... .8زودا كه آیات قدرت خود را در آفاق و در وجود خودشان به آنها نشان خواهیم داد تا برایشان آشكار شود كه او حق است.
و آیة:و من أظلم ممّن منع مساجد الله... لهم فی الدّنیا خزیٌ... .9كیست ستمكارتر از آن كه نگذاشت كه نام خدا در مسجدهای خدا برده شود... نصیبشان در دنیا خواری است... .و آیات دیگری كه مجموعاً به ده‌ها آیه می‌رسد. و روایات و احادیث در این باره به صدها روایت می‌رسد كه در مصادر حدیثی شیعه و سنی آمده است. و برخی از آنها در ابواب مستقلی جمع‌آوری شده‌اند. مانند ابواب «ملاحم و فتن» و... كه در این روایات پیرامون حوادث بزرگ و كوچكی كه بعد از نبی‌اكرم(ص) تا آخرالزمان برای امت اسلامی رخ می‌دهد، بحث شده است.
و شاید بیشترین و صحیح‌ترین روایات نزد شیعه و سنی، روایاتی باشد كه از مرحلة ظهور اسلام و داخل شدن اقوام مختلف در اسلام و تشكیل حكومت الهی به دست مهدی منتظر(ع) از فرزندان نبی اكرم(ص) صحبت می‌كند و هنگامی كه روایت و آیه دربارة یك موضوع، اتفاق پیدا می‌‌كنند، آن قضیه دارای ارزش علمی بالایی می‌شود.همان‌طور كه در روایات وارده در تفسیر آیات مربوط به ظهور اسلام یا ظهور امام مهدی(ع) چنین است.
نگاهی اجمالی به آیات تفسیر شده به ظهور حضرت مهدی(ع)علامه بحرانی در كتاب المحجّة حدود یكصد روایت وارده دربارة تفسیر آیات به امام مهدی(ع) را گرد آورده است. بعد از بررسی بیش از چهارصد مصدر كتب تفسیری و حدیث، بیش از پانصد روایت كه ده‌ها آیه را به امام مهدی(عج) تفسیر می‌كند، یافتم؛ كه بیشتر آن روایات از طرق شیعه از امامان اهل بیت(ع) و اندكی نیز از طریق اهل سنت روایت شده است.
موضوعات این روایات بسیار متنوع می‌باشند. من جمله، صحبت از پاره‌ای وقایع قبل از ظهور ایشان؛ جمع شدن یاران آن حضرت(ع) در مكه، آغاز قیام حضرت مهدی(ع) از مسجدالحرام، حركت ایشان به سوی قدس، متوجه شدن ایشان به عالم، و جنگ‌ها و پیروزی‌های حضرت حجت(ع) و رفاه و گشایش در عصر ایشان، و عدالت و رحمت و دوست داشتن ایشان توسط مردم، و ده‌ها موضوع كلی و تفصیلی از این مرحله از ظهور اسلام بر سایر ادیان، و آنچه به دنبال این مرحله به وقوع می‌پیوندد از نزول حضرت مسیح(ع) و تصدیق حضرت مهدی(ع) و حمایت و یاری حضرت مهدی(ع) توسط ایشان، و از آنچه بعداز امام مهدی(ع) رخ می‌دهد؛ از رجعت پیامبر اكرم(ص) و ائمه (ع) به دنیا و حكومت نمودن به مدت طولانی، پس از آغاز شدن علایم قیامت، و خروج جنبده‌ای از زمین (دابة الأرض) و یأجوج و مأجوج و... .
نمونه‌هایی از مصادر شیعه و سنی1. طبری در تفسیر خود10 می‌گوید: سُدّی دربارة این سخن خداوند تعالی:و من أظلم ممّن منع مساجد الله أن یذكر فیها اسمه و سعی فى خرابها.می‌گوید: «رومیان بخت‌النصر را در تخریب بیت المقدس یاری كردند» و دربارة این قول خداوند:
أولئك ماكان لهم أن یدخلوها إلاّ خائفین.12آنان حق ندارند جز ترسان و لرزان در آن [مسجد] درآیند؛گفته است: در زمین، هیچ رومی وجود ندارد مگر اینكه اگر بخواهد وارد آن شود، می‌ترسد كه گردنش زده شود، و به پرداخت جزیه ترسانده شده، آنرا می‌پردازد. و دربارة این آیة قرآن:
لهم فی الدّنیا خزیٌ.13در دنیا، ایشان را خواری است.می‌گوید: اما خواری و ذلت رومیان در دنیا، هنگامی است كه امام مهدی(ع) قیام نموده و «قسطنطنیه» را فتح نماید و آنها را به قتل رساند؛ این ذلت آنها در دنیاست.
همین روایت را شیخ طوسی از سدی در تفسیر التبیان14 روایت كرده، و به آخر آن این جمله را اضافه نموده است: «و برای آنان، خواری در دنیا به این است كه كشته شوند، اگر حربی باشند.»مشابه این بیان را «سیوطی» در تفسیر درّ المنثور15، نقل كرده است. همچنین در كتاب العرف الوردی فی أخبار المهدیّ الحاوى16 و در كتاب البرهان17 و صاحب جریدة العجائب18، نیز این روایت نقل شده است.آنچه را كه دربارة قیمت و ارزش علمی روایت نقل شده از سدی گفتیم، در حالی‌كه فقراتی را كه سدّی بر زمان خودش تطبیق نموده است، رد نمودیم به این دلیل است كه روایت، این نكته را آشكار می‌كند كه در ذهن تابعینی مثل سدی این بوده است كه پیروزی كامل مسلمین بر روم و فتح پایتخت آنان‌، كه در این روایت قسطنطنیه نامیده شده، به دست مهدی موعود(ع) انجام شده و عزت مسلمین در مقابل آنها به دست ایشان تحقق خواهد یافت.
2. در كمال‌الدین19 از امام صادق(ع) روایت شده است كه دربارة آیة:هو الّذى أرسل رسوله بالهدی و دین الحقّ لیظهره علی الدّین كلّه و لوكره المشركون.20
او كسی است كه پیامبر خود را برای هدایت مردم با دینی درست و برحق، فرستاد، تا او را بر همة دین‌ها پیروز گرداند، هرچند مشركان را خوش نیاید.
چنین فرمودند:به خدا قسم، تأویل این آیه رخ نداده و رخ نخواهد داد تا قائم(ع) خروج نماید. پس آنگاه كه خروج نماید، هیچ كافری به خدای عظیم و هیچ مشركی به امام وجود نخواهد داشت مگر اینكه خروج آن حضرت(ع) را ناخوش دارد. حتی اگر در میان صخره‌ای مشرك یا كافری پنهان شده باشد، آن صخره ندا می‌دهد: ای مؤمن، در میان من كافری پنهان شده، مرا بشكن و او را بكش.
و بخشی از این روایت را «فرات»21 و «عیاشی»22 در تفاسیر خود، نقل كرده‌اند و همچنین در العدد القویّه23 و در تأویل الآیات24 و برخی از مصادر دیگر شیعه نیز ذكر شده است.
در مجمع البیان25 از امیرالمؤمنین(ع) روایت شده كه پس از تلاوت این آیه فرمودند:آیا دین اسلام بر سایر ادیان غالب شده است؟همراهان حضرت(ع) پاسخ دادند: بلی.ایشان فرمودند: هرگز، قسم به كسی كه جانم در دست اوست، این اتفاق نمی‌افتد تا اینكه هیچ شهر و روستایی نباشد مگر اینكه در آن، هر صبح و شام، شهادت بر وحدانیت خدا و رسالت پیامبر اسلام(ص) داده شود.همین روایت در تأویل الآیات26 و تفسیر صافی27 و دیگر مصادر شیعه نیز بیان شده است.مصادر اهل سنت، تفسیر این آیه را به نزول عیسی(ع) روایت كرده‌اند. همان‌طور كه در جامع طبری28 و سنن بیهقی29 و الدّرالمنثور30 ذكر شده است. شافعی، صاحب البیان31 از سعید بن‌جبیر در تفسیر این قسمت از آیه:لیظهره علی الدّین كلّه و لوكره المشركون.
چنین نقل كرده است كه: «او، مهدی از عترت فاطمه(س) است.» و سپس می‌افزاید:بین این قول، و قول كسانی كه می‌گویند: منظور، عیسی(ع) است؛ منافاتی وجود ندارد، زیرا همان‌طور كه گفته شد، عیسی(ع) یاری دهندة امام مهدی(ع) است.
همچنین فخر رازی در تفسیر خود32 از ابوهریره نقل می‌كند كه گفت: این وعده‌ای از جانب خداوند تعالی است كه اسلام را بالاتر و برتر از جمیع ادیان قرار دهد. او سپس گفت ... و تمامیت یافتن این امر در زمان خروج عیسی(ع) است.
سدّی می‌گوید:این امر هنگام قیام مهدی(ع) است. كه هیچ كس باقی نمی‌ماند مگر اینكه اسلام آورده یا مجبور به پرداخت خراج می‌گردد.و احادیث متواتری در نزد شیعه و سنی وجود دارد كه نزول عیسی(ع) در زمان ظهور حضرت مهدی(ع) خواهد بود و ایشان پشت سر امام مهدی(ع) نماز خواهد خواند.
3. همچنین مصادر فریقین در تفسیر آیة:ولو تری إذ فزعوا فلا فوت و أخذوا من مكانٍ قریبٍ.33
اگر ببینی، آنگاه كه سخت بترسند و رهاییشان نباشد و از مكانی نزدیك گرفتارشان سازند.
اتفاق نظر دارند كه منظور آیه، «جیش خسف» است. یعنی در ابتدای ظهور، لشكری وارد مدینة منوره شده، آنگاه جهت جنگ با امام مهدی(ع)، قصد مكة مكرمه می‌كنند كه خداوند متعال آنها را قبل از رسیدن به مكه، در زمین فرو می‌برد. این مطلب در تفسیر طبری34، و ثعلبی35 و كتاب البداء و التاریخ36 و عقد الدّرر37 و تفسیر الدّر المنثور38 نقل گردیده است.
بسیاری از مصادر شیعی نیز نظیر این تفسیر را از این آیه روایت كرده‌اند كه مجال بر شمردن آنها نیست. البته قطع نظر از این آیه، روایات متواتری از پیامبر اكرم(ص) ناظر به فرو رفتن لشكر در زمین (خسف جیش) در منابع شیعه و سنی از جمله در صحّاح سته آمده است.
4. مصادر شیعه و سنی در تفسیر آیة متعلق به نزول حضرت عیسی(ع) اتفاق نظر دارند:
و إن من أهل الكتاب إلّا لیؤمننّ به قبل موته و یوم القیامة یكون علیهم شهیداً.39
و هیچ یك از اهل كتاب نیست مگر آنكه پیش از مرگش به او ایمان آورد و عیسی در روز قیامت به ایمانشان گواهی خواهد داد.
این مطلب در تفسیر طبری40 آمده است، و شیخ طوسی نیز تبیان41 می‌فرماید:
... گویی آیه می‌خواهد بگوید: احدی از یهود باقی نمی‌ماند، مگر اینكه قبل از موت حضرت عیسی(ع) به ایشان ایمان می‌آورد. به این صورت كه با خروج امام مهدی(ع) خداوند حضرت عیسی(ع) را برای قتل دجال به سوی زمین می‌فرستد و همة مردم جهان، ملت واحد می‌شوند كه همان ملت اسلام حنیف و دین ابراهیم(ع) می‌باشد.
و ابن عباس و ابومالك و حسن بصری و قتاده و ابن زید و... همین نظر را دارند و طبری نیز این قول را اختیار كرده است. و این آیه، مخصوص یهودیانی است كه در آن زمان زندگی می‌كنند. و از شیعیان، علی بن ابراهیم این قول را در تفسیرش ذكر كرده است.
نمونه‌هایی از مصادر شیعی:
1. شیخ صدوق، در كمال الدین42، از امام باقر(ع) نقل می‌كند كه فرمودند:قائم ما (اهل بیت) با ترس و رعب (كه در دل دشمنانش ایجاد می‌شود) یاری می‌شود، با نصرت و پیروزی تأیید می‌شود، زمین رام وی می‌شود، گنج‌ها برایش آشكار می‌گردد، حكومتش شرق و غرب عالم را فرا خواهد گرفت، خداوند عزوجل به‌وسیلة او دینش را بر سایر ادیان غالب خواهد نمود، هرچند كافران اكراه داشته باشند، هیچ خرابی باقی نمی‌ماند مگر اینكه آباد می‌شود، و روح الله، عیسی بن مریم(ع) ، نزول كرده و پشت سر حضرت مهدی(ع) نماز خواهد گذارد. پس آنگاه كه حضرت بقیة الله(عج) ظهور نماید به كعبه تكیه نموده و سیصد و سیزده مرد اطرافش اجتماع می‌نمایند. و اولین چیزی كه می‌گوید این آیة شریفه است:بقیةالله خیرٌ لكم إن كنتم مؤمنین.43اگر ایمان آورده‌اید، آنچه خدا باقی می‌گذارد برایتان بهتر است.
آنگاه می‌فرمایند:من بقیةالله در زمین هستم و خلیفه و حجت خدا بر شما می‌باشم، هیچ مسلمانی بر ایشان سلام نمی‌كند مگر با این جمله:السّلام علیك یا بقیّةالله فی أرضه.2. نعمانی در كتاب غیبت44 خود، از ابوبصیر نقل كرده است كه گفت:از امام باقر(ع) دربارة این آیة شریفه پرسیدم كه:سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی أنفسهم حتّی یتبینّ لهم أنّه الحقّ.45امام باقر(ع) پاسخ فرمودند:در درونشان، مسخ را و در بیرونشان، حركت و خروش آفاق، علیه آنان را نشانشان می‌دهد. پس قدرت خدا را در انفس خویش و در آفاق می‌بینند و ضعفشان برایشان آشكار می‌شود. و معنای این سخن خداوند تعالی (حتّی یتبیّن لهم أنّه الحقّ) خروج قائم(ع) و چه بسا معنای مسخ مذكور برای سركشان، مسخ در شخصیت و روحیاتشان باشد كه با آن ضعفشان آشكار می‌شود.
3. در غیبت نعمانی46 از حضرت امیرالمؤمنین(ع) دربارة این سخن خداوند عزوجل:فاختلف الأحزاب من بینهم.47
گروه‌ها با هم اختلاف كردند.سؤال شد، ایشان فرمودند:با دیدن سه چیز منتظر فرج باشید.گفته شد ای امیرالمؤمنین(ع) آنها چیستند؟حضرت علی(ع) فرمودند: اختلاف اهل شما به خاطر آنچه كه در بین آنهاست، پرچم‌های سیاه از خراسان، فزع (صیحة) آسمانی در ماه رمضان.
دوبارة سؤال شد: این صیحه در ماه رمضان چیست؟ امیرالمؤمنین(ع) فرمودند:آیا سخن خداوند عزوجل را در قرآن نشنیده‌اید كه می‌فرماید:إن نشأ ننزّل علیهم من السّماء آیةً فضلّت أعناقهم لها خاضعین.48اگر بخواهم از آسمان برایشان آیتی نازل می‌كنیم كه در برابر آن به خضوع سر فرود آورند.
[سپس فرمودند:] آن، نشانه‌ای است كه زنان جوان را از سراپردة خود خارج می‌كند و خواب رفته را بیدار می‌نماید و كسی را كه در حال چرت است به فزع وامی‌دارد.و همین روایت را سلمی، از اهل سنت، در عقدالدرر49 و بسیاری دیگر از منابع شیعی، كه مجال ذكرشان نیست، روایت كرده‌اند. و برخی از آنها این روایت را از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) و از ابن عباس نقل كرده‌اند. و روایات دیگری صیحه یا آیه و نشانة ماه رمضان را این‌گونه تفسیر نموده‌اند كه آن صدایی است از آسمان، خطاب به همة ملت‌های عالم به این‌كه جنگ و نزاع‌ها و دوری از دین را كنار گذاشته و از امام مهدی موعود(ع) اطاعت نمایند و حضرت مهدی(ع) را با اسم و اسم پدرش نام می‌برد. با قطع نظر از تفسیر آیه، دربارة این ندای آسمانی روایات دیگری نیز در مصادر شیعه و سنی نقل شده‌است كه مجال ذكر مصادر آنها نیست.
4. در مصادر شیعه، در تفسیر آیة:و لئن أخّرنا عنهم العذاب إلی أمّةٍ معدودة لیقولنّ مایحبسه ألا یوم یأتیهم لیس مصروفاً عنهم و حاق بهم ما كانوا به یستهزؤن.50و اگر چندگاهی عذابشان را به تأخیر بیفكنیم می‌پرسند: چه جیز مانع آن شده است؟ آگاه باشید چون عذابشان فرا رسد، آن‌را بازنگردانند، و آنچه را مسخره می‌كردند، آنان را دربرخواهد گرفت.
چنین آمده است كه مقصود از «امّة معدودة» اصحاب حضرت مهدی(ع) می‌باشند و در تفسیر قمی51 ذیل این آیه از امام معصوم(ع) نقل شده است كه فرمودند:«أمّة معدودة» اصحاب قائم(ع) اند كه سیصد و ده و اندی می‌باشند.
و عیاشی نیز همین روایت را از امام باقر(ع) در تفسیر خود نقل كرده و به آن افزوده است كه؛در یك لحظه، مانند برگ پاییزی كه فرو می‌ریزد، گرداگرد آن حضرت گسیل می‌گردند.52و خود او از امام صادق(ع) با لفظ «او، قائم(ع) و اصحابش می‌باشند» روایت كرده است.53 همچنین نعمانی در آن را از امام صادق(ع) روایت كرده است.54 در تعداد دیگری از منابع شیعه نیز این مطلب موجود است كه مجال ذكرشان نیست.
همانطور كه ملاحظه می‌شود تفسیر «الأُمّة» در این آیه به «جماعتی از مردم» صحیح‌تر از تفسیر آن به «مدتی از زمان» است، كه برخی از مفسران آن‌را ذكر كرده‌اند. چرا كه اصل در استعمال‌های قرآنی، معنای حقیقی كلمه است و عدول از معنای حقیقی به معنای مجازی، تا زمانی كه راه باز است، صحیح نمی‌باشد. كلمة «الأُمّة» بر طبق آنچه در المعجم المفهرس آمده چهل و نه بار در قرآن به كار رفته است كه در مورد آن مفسران اتفاق نظر دارند كه معنایش جماعت واحدی از مردم است كه همان معنای حقیقی «الأُمّة» می‌باشد. و مفسران ذكر كرده‌اند كه در آیة مذكور و آیة 118 سورة یوسف به معنای «مدت» و در آیة 22 و 23 سورة زخرف به معنای «دین و ملت» است.و البته در همة موارد می‌توان آن‌را به معنای حقیقی‌اش با حذف مضاف یا بدون حذف مضاف تفسیر نمود، كما اینكه در آیة مذكور چنین كردیم.
5. در بعضی از روایات «مطلع الفجر» در سورة قدر را به ظهور امام مهدی(ع) تفسیر نموده‌اند؛ مانند تفسیر فرات كوفی55 و تأویل الآیات از محمد بن عباس56.
ممكن است اشكال شود به اینكه معنا ندارد كه بگوییم انتهای سلام در شب قدر، با ظهور امام مهدی(ع) می‌باشد. بلكه معنا این می‌شود كه در هنگام ظهور آن حضرت(ع) در شب قدر تحولی حاصل می‌‌شود و سلام بر حضرت مهدی(ع) و بر مؤمنین می‌باشد. لذا مقصود این است كه سلام و عطا در شب قدر، قبل از ظهور ایشان تا طلوع فجر ادامه دارد. اما هنگامی كه فجر اسلام طالع شود و با ظهورش عالم را فرا بگیرد، در سلام الهی بر اهل زمین و بر امامشان، به تبع تحول ایمانی كه در خود اهل زمین ایجاد شده است، تحول و تطوری ایجاد خواهد ‌شد.

پی‌نوشت‌ها:


منبع: سایت القرآن نور.
1. سورة نحل (16)، آیة 89.
2. سورة اعراف (7)، آیة 145.
3. سورة زخرف (43)، آیة 63.
4. سورة نحل(16)، آیة 89.
5. الكینی، محمد بن یعقوب،كافی، ج 2، ص 599، ح 3.
6. حسینی بحرانی، سیدهاشم، البرهان، ج 1، ص 378.
7. سورة نور (24)، آیة 55.
8. سورة فصلت (41)، آیة 53.
9. سورة بقره(2)، آیة 114.
10. تفسیر طبری، ج 1، صص 399ـ398.
11. سورة بقره(2)، آیة 114.
12. همان.
13. همان.
14. شیخ طوسی، تفسیر التبیان، ج 1، ص 420.
15. درالمنثور، ج 1، ص 108.
16. العرف الوردی فی أخبار المهدی الحاوی، ج 2، ص 57.
17. حسینی بحرانی، همان، ص 144.
18. العجائب، ص 275.
19. شیخ صدوق، محمد بن علی بن الحسین، كمال‌الدین و تمام‌النعمة، ج 2، ص 670، ب 57، ح 16.
20. سورة توبه (9)، آیة 33.
21. تفسیر فرات، ص 184.
22. تفسیر عیاشی، ج 2، ص 87، ح 52.
23. العدد القویه، ص 69، ح 104.
24. تأویل الآیات، ج2، ص 688.
25. شیخ طبرسی، تفسیر مجمع البیان، ج 5، ص 280.
26. تأویل الآیات، ج 2، ص 698، ج 6.
27. تفسیر صافی، ج 2، ص 338.
28. جامع طبری، ج 10، ص 82.
29. سنن بیهقی، ج 9، ص 18.
30. سیوطی، همان، ج 3، ص 213.
31. شیخ طبرسی، همان، ص 528، ح 25.
32. تفسیر فخررازی، ج 16 ، ص 40.
33. سورة سبأ (34)، آیة 51.
34. تفسیر طبری، ج 22، ص 72.
35. تفسیر ثعلبی، ج 3، ص 154.
36. البدء و التاریخ، ج 2، ص 177.
37. سلمی، عقدرالدّرر، ص 76، ب 4، ح 2.
38. سیوطی، همان، ج 5، ص 240.
39. سورة نساء(4)، آیة 159.
40. تفسیر طبری، ج 6، ص 14.
41. شیخ طوسی، همان، ج 3، ص 386.
42. شیخ صدوق، همان، ج 1، ص 330، ب 32، ح 16.
43. سورة هود(11)، آیة 86.
44. النعمانی، الغیبة، ص 229، ب 14، ح 40.
45. سورة فصلت(41)، آیة 53.
46. النعمانی، همان، ص 229، ب 14، ح 40.
47. سورة مریم(19)، آیة 37.
48. سورة شعرا(26)، آیة 4.
49. سلمی، همان، ص 104، ب4،ح2.
50. سورة هود(11)، آیة 8.
51. تفسیر قمی، ج 1، س 323.
52. تفسیر عیاشی، ج 2، ص 57.
53. همان، ج 2، ص 141.
54. النعانی، همان ص 241، ب 13، ح 36.
55. تفسیر فرات، ص 218.
56. تأویل الآیات، ج2، ص 818، ح 3 و ص 820، ح9.


چهارشنبه 1/6/1391 - 11:46 - 0 تشکر 523152

آیا همة نشانه‏های ظهور اتفاق می‏افتند؟


یكی از انبیای قوم بنی‏اسراییل، در شب اول ازدواج یك عروس و داماد، به پیروان خود گفت: فردا جنازة این دو را از خانه بیرون خواهند آورد. صبح فردا مردم در نهایت ناباوری دیدند كه آنها نمرده‏اند. از آن پیامبر توضیح خواستند و او هم از خداوند توضیح خواست. به او خطاب شد؛ مرگ آنها معلق بود، نه حتمی، و چون همان شب صدقه دادند، مرگشان به تأخیر افتاد. به مریدانت بگو اگر می‏خواهند مطمئن شوند، كه قرار بوده اینها كشته شوند، بروند زیر رختخواب آنها، ماری را كه قرار بوده قاتلشان باشد، ببینند. این همان بداء در مورد خداوند است كه خداوند یك طرف قضیه را برای ما بیان كرده و طرف دیگر را نگفته تا جایگاه آن معلوم شود.
سخنرانی حجةالسلام و المسلمین سیدابوالحسن مهدوی
موضوع صحبت، بحث نشانه‏های ظهور است كه لازم است قبل از پرداختن به آن كمی دربارة موضوع «بداء» سخن بگوییم.
مسئلة بداء و علم خداوند
مسئلة بداء از جمله مسایل بسیار مهمی است كه در سه علم فلسفه، كلام و اصول فقه به طور مفصل، دربارة آن صحبت شده است؛ ولی از آنجا كه در زمرة مسایل اعتقادی هم هست، صرفاً به همان اندازه كه به عنوان یك عقیده می‏طلبد از آن مطلع باشیم، آن را با هم مرور می‏كنیم.
كلمه بداء هم دربارة انسان‌ها به‌كار می‏رود، و هم خداوند متعال، كه دو معنای كاملاً متفاوت از همدیگر دارند. وقتی این كلمه را برای انسان‌ها به‌كار می‏بریم، منظور ما همان تغییر اراده است. مثل اینكه ما تصمیم جدی برای مسافرت داشته باشیم، و اندكی پیش از مسافرت بفهمیم این سفر خطر دارد، و رفتن به آن به صلاح نیست، و از رفتن پشیمان بشویم. در این حالت می‏گوییم كه برای ما بداء حاصل شد؛ زیرا از باطن قضایا خبر نداشتیم و الا از همان اول چنین تصمیمی نمی‏گرفتیم. چنین معنایی هیچ‌گاه دربارة خداوند متعال مصداق پیدا نمی‏كند، چون نمی‏توانیم بگوییم، نعوذبالله، خدا نمی‏دانست كار ضرر دارد و بعداً فهمید، و تصمیمش عوض شد.
بدائی كه در مورد خداوند متعال استفاده می‏شود همان «اظهار پس از خفا»ست كه با مثالی آن را برای شما توضیح می‏دهم.
یكی از انبیای قوم بنی‏اسراییل، در شب اول ازدواج یك عروس و داماد، به پیروان خود گفت: فردا جنازة این دو را از خانه بیرون خواهند آورد. صبح فردا مردم در نهایت ناباوری دیدند كه آنها نمرده‏اند. از آن پیامبر توضیح خواستند و او هم از خداوند توضیح خواست. به او خطاب شد؛ مرگ آنها معلق بود، نه حتمی، و چون همان شب صدقه دادند، مرگشان به تأخیر افتاد. به مریدانت بگو اگر می‏خواهند مطمئن شوند، كه قرار بوده اینها كشته شوند، بروند زیر رختخواب آنها، ماری را كه قرار بوده قاتلشان باشد، ببینند. این همان بداء در مورد خداوند است كه خداوند یك طرف قضیه را برای ما بیان كرده و طرف دیگر را نگفته تا جایگاه آن معلوم شود.
خداوند از ابتدا می‏دانست این دو جوان قرار نیست امشب بمیرند و تقدیرشان را با صدقه دادن عوض خواهند كرد، لیكن فقط نیمة اول مطلب بیان می‌شود، تا مردم قدر و ارزش صدقه دادن را در ادامة جریان بفهمند. این را هم بگویم كه صدقه دادن برطرف كردن نیاز فقرا و خیریه‏ها نیست، بلكه در واقع، ما نیازهایی از قبیل دفع بلا را از خود دفع می‏كنیم، و اگر چنین راه‌هایی برای برطرف كردن این نیاز نداشتیم، خود ما دچار مشكل می‏شدیم؛ نه فقرا و مستمندان.
جریان تغییر قبله هم، از این دست بود و خداوند متعال، از ابتدا می‏دانستند كه قبلة جاوید مسلمانان، كعبه است، نه بیت‏المقدس؛ ولی چند سالی فقط لازم بود تا مسلمانان قدر و ارزش آن را بفهمند.
آیه‏ای را كه در ابتدای بحث خواندم، در همین رابطه است؛ آیة شریفه می‏فرماید:
یمحوالله ما یشاء ویثبت وعنده أمّ الكتاب.1
خدا، هرچه را بخواهد، محو یا اثبات می‌كند و امّ الكتاب2، نزد اوست.
یعنی، خداوند آنچه را بخواهد، محو می‏كند، و یا آنچه را وجود نداشته، اثبات كرده و به وجود می‏آورد. بیت‏المقدس را كه قبله بود، از قبله بودن می‏اندازد و كعبه را كه تا این زمان قبله نبود، قبله می‏كند. بعد هم در ادامه‏اش می‏فرماید: «ام‏ الكتاب» نزد خداست؛ یعنی خدا، همه چیز را از اول می‏داند، ولی چون مصلحت نیست همه‏اش را بیان نمی‏كند.
نشانه‏های ظهور
معمولاً نشانه‏های ظهور را به دو دستة حتمی و غیرحتمی تقسیم‏بندی می‏كنند ولی یك دسته‏بندی دیگر هم هست، كه آن را در سه قالب «وعده»، «وعید» و «حوادث» و وقایع می‏گنجاند؛ و وعید در عربی به معنای «تهدید» است، هر چند كه ما در فارسی آن را به معنی وعده و همراه آن به كار می‏بریم.
در زیارت «آل یاسین» هم آمده است:
والوعد و الوعید بهما حقّ.
و وعده و وعید به آندو (بهشت و جهنم) حقیقت دارد.
كه وعد، به بهشت برمی‏گردد، و وعید، به جهنم. نشانه‏های از جنس وعید، مثل آنهایی است كه مثلاً گفته شده، قبل از ظهور، اكثر مردم و دوسوم جمعیت زمین می‏میرند. خداوند می‏خواهد به این وسیله یك پاك‌سازی بكند تا زحمت امام زمان(ع) كم شود. مرگ و میر آنها به سه شكل مرگ قرمز، مرگ سفید و مرگ سیاه، كه همان جنگ و بیماری‏های فراگیر و قحطی و از این دست مسایل است، خواهد بود. البته در این روایت، پس از وعیدها و تهدیدها، یك بشارت هم آمده است.
راوی می‏پرسد، اگر بنا باشد از هر سه نفر، دو تا بمیرند كه دیگر كسی روی زمین نمی‏ماند. حضرت به او چنین بشارت می‏دهند كه:
آیا تو نمی‏خواهی جزو آنها باشی كه می‏مانند.
كه اینجا منظور از تو، شخص او نبوده و تو ی نوعی را، كه همان شیعیان باشند، حضرت مدنظر داشته‏اند. و الا خود او، كه الان بیش از هزار سال است كه مرده.
به هر حال، این دسته از علایم ظهور، حتمیت ندارند و ممكن است در آنها بداء حاصل شود، چون خداوند ارحم الراحمین است و لطف دارد؛ ممكن است بخواهد از اهل زمین به هر علتی كه خودش بهتر می‏داند، عذاب را بردارد. به عبارت دیگر، ما اگر تا به حال گمان می‏كردیم كه این تهدیدها محقق خواهند شد، ولی به واسطه‏ای مشمول رأفت و رحمت الهی می‏شویم، و هیچ‌كدام از آنها اتفاق نمی‏افتند.
قسم دوم، علایم آنهاست كه جنبة وعدة مژده دارند؛ مثل نجات مستضعفان، و ظهور خود امام زمان(ع). اینها هم، به جهت رحمت رحمانی و رحیمی خداوند، قطعاً اتفاق خواهند افتاد. در روایت هم حضرت روی این آیه تأكید كرده‏اند كه:
إنّ الله لایخلف المیعاد.3
خداوند از وعده‏اش، هرگز، تخطی نمی‏كند.
و این تنها قسمی است كه بداء در آن رخ نخواهد داد. و بالاخره، قسم سوم، آن دسته از نشانه‏هایی است كه جنبة بیان حوادث و وقایع را دارد، بدون اینكه متن یا بطنش، بشارت یا تهدیدی داشته باشد؛ مثلاً در عصر یا صبح روز بیست و سوم ماه رمضان فلان حادثه اتفاق می‏افتد، یا ظهور در روز جمعه واقع می‏شود؛ كه اینها هم، هیچ‌كدام حتمی نیست و ممكن است در آنها بداء رخ بدهد.
حادثة ظهور، ناگهانی خواهد بود
آنچه را تاكنون گفتیم در یك روایت گنجانده شده است:
مثله كمثل السّاعة؛ لا یأتیكم إلّابغتةً.
مَثَل امام زمان(ع) مثل قیامت است كه ناگهانی می‏آیند.
«بغتةً» یعنی، ناگهانی و بی مقدمه. مثل زمان جنگ نیست كه برای آن آژیر قرمز بزنند، تا افراد خودشان را آماده كنند. اینها را برای این خدمتتان عرض كردم چون خبر دارم كسانی هستند، به خصوص، در جلسات مذهبی ما، مرتب به دنبال این هستند كه ببینند چند تا از علایم ظهور اتفاق افتاده‌است. روایات را هم به طور موردی نگاه می‏كنند، و نه جامع، كه مطالعه كنند روایات دیگر در كنار اینها چه می‏گویند.
آنچه كه اهمیت دارد، این است كه همه سعی كنیم پاك باشیم. این، وظیفة ماست. والا اینكه عده‏ای بگویند پنج تا از علایم ظهور اتفاق افتاده و سه تا نه؛ پس هنوز وقت داریم، حرف درستی نیست. برای چه وقت داریم؟ روایت كه این را نگفته و برعكس دقیقاً همین را رد می‏كند، و می‏گوید؛ ممكن است در بقیه بداء رخ بدهد و به قول قرآن، هر چه را قرار بوده اتفاق بیفتد خداوند محوش می‏كند و یا برخلاف آن می‏گوید منتظر اینها نباشید؛ چون مثل قیامت، كه به طور ناگهانی به سراغ شما می‏آید، و افراد غافلگیر می‏شوند، آقا هم همین طور ظاهر می‏شوند. یعنی اصلاً ممكن است حضرت در روزی غیر از جمعه ظهور كنند. از همین رو، وظیفة ما این است كه خودمان را بسازیم و همیشه آماده باشیم.
وظیفة انسان منتظر، پاك بودن است
لذا اگر قرار است كسی استغفار و توبه كند، بسم الله در همین جلسه بكند. اگر می‏خواهد ادای دین كند، از جلسه كه بیرون رفت، بلافاصله دینش را ادا كند. اتفاق نیفتادن برخی از نشانه‏های ظهور، دلیل و توجیه برای تأخیر هیچ كاری نیست؛ زیرا به هر حال، ممكن است در مورد آنها بداء رخ بدهد.
در احوالات حاجی اشرفی مازندارانی آمده است كه ایشان، هم مجتهد عالی‌مقامی بودند، و هم از نظر معنوی خیلی مقام بالایی داشتند. دكتری می‏گوید، من به مازندران رفتم، به اشتیاق زیارت ایشان، چون تعریفشان را خیلی شنیده بودم و در آنجا، دو سه روزی كه با ایشان بودم، ایشان را فوق آنچه كه شنیده بودم، یافتم. این خیلی مهم است. معمولاً افراد عكس این هستند. یك مقدار كه با كسی رفت و آمد و سفر می‏كنند، چیزهایی از آن شخص می‏بینند كه از او دور می‏شوند. خدا رحمت كند آیت الله شهید مدنی را، این شخصیت معنوی، می‏فرمودند: من به هر كس نزدیك شدم، دور شدم، جز حضرت امام (ره) كه هر چه به ایشان نزدیك شدم، نزدیك‌تر شدم. اینهایی كه گوهرند، اینچنین هستند. وقتی انسان نزدیك می‏شود می‏بیند یك چیزهایی دارد كه كسانی كه دورند، اطلاعی ندارند؛ اگر بدانند هیچ فاصله‏ای از او نمی‏گیرند. این دكتر هم همین‌طور بوده است. می‏گوید، وقتی من دو سه روزی با حاجی از نزدیك رفت و آمد كردم، دیدم عجب گوهری است. فوق آن چیزی است كه شنیده بودم. بعد از این چند روز می‏خواستم از مازندران بروم مشهد، زیارت كنم و باز بیاییم خدمت ایشان. خدمتشان كه رفتم ایشان یك نامه‏ای به من دادند و گفتند وقتی رفتی زیارت، این نامه را در ضریح بیانداز و جوابش را روزی كه می‏خواهی برگردی، بگیر و بیاور. خیلی تعجب كردم، ایشان با این اطمینان می‏گویند جواب را بگیر و بیاور. بالاخره نامه را گرفتم، رفتم مشهد، آنجا نامه را در ضریح انداختم. روز آخر كه می‏خواستم برگردم. در فكر بودم كه جواب آقا را چطور برگردم و بدهم؟ یك وقت مكاشفه‏ای برای من پیش آمد، در آن مكاشفه، دیدم هیچ كس داخل حرم نیست، امام هشتم(ع) را دیدم، حضرت جواب حاجی اشرفی را در یك بیت شعر خواندند، و فرمودند، در جواب حاجی اشرفی به او این را بگو:
آیینه شو جمال پری طلعتان طلب
جاروب كن تو خانه و پس میهمان طلب
حاجی اشرفی از امام هشتم(ع) تقاضا كرده بوده، كه چه كنیم تا خدمت امام زمان(ع) برسیم؟ ببینید حضرت وظیفه را چه چیزی تعیین می‏كنند. با یك بیت شعری فرمایند، وظیفه این است كه خودت را بسازی، پاك باش. كسی كه منتظر میهمان است، آماده است. وضع داخل منزلش به گونه‏ای است كه مناسب وضع آن میهمان است. اگر هم رعایت نكرد، معلوم می‏شود، منتظر آن میهمان نیست. برایش فرقی نمی‏كند كه بیاید یا نیاید. اما منتظر این چنین است. می‏گوید، حضرت این بیت شعر را خواندند، بعد یك مرتبه، وضع حرم به حالت قبلی برگشت. من فهمیدم كه جواب سؤال حاجی اشرفی همین است.
خدا رحمت كند، آیت الله میرجهانی را؛ یك موقعی خدمتشان بودیم. ایشان این قضیه را تعریف می‏كردند. البته این قضیه، در كتاب دارالسلام آمده و در بعضی كتاب‌های دیگر هم دیده‏ام كه این جریان را نوشته‏اند. این دكتر می‏گوید، من بیت شعر را حفظ كردم و آمدم مازندران جالب است، می‏گوید قبل از اینكه شعر را برای حاجی بخوانم، در همان ملاقات اولی كه با حاجی برخورد كردم دیدم حاجی دارد شعر را می‏خواند. نمی‏دانم ایشان از كجا خبر داشت.

پی‏نوشت‌ها:


٭ نمایندة مجلس خبرگان استان اصفهان.
1. سورة رعد(13)، آیة 39.
2. ام الكتاب، یعنی اصل كتاب، مادر كتاب، كتاب مادر یا كتاب مكنون یا كتاب مبین، لوحی یا كتابی است كه امور عالم تا ابد در آن آمده است.
3. سورة رعد(13)، آیة 31.


چهارشنبه 1/6/1391 - 11:46 - 0 تشکر 523153

جهانی شدن و حكومت جهانی حضرت مهدی(عج)

منبع:ماهنامه موعود

جهانی‌شدن الهی، با بزرگ‌ترین رویداد تاریخ بشر و عظیم‌ترین و گسترده‌ترین انقلاب تاریخ، یعنی انقلاب بزرگ جهانی حضرت مهدی(عج) روی خواهد داد. در دوران ظهور مهدی آل محمّد(ص) اسلام بر سراسر جهان حاكم می‌گردد و قطعاً حكومت جهانی اسلامی تشكیل خواهد شد.
مهدویت، الهام‌بخش جهانی‌شدن اسلام
جهانی‌شدن الهی، با بزرگ‌ترین رویداد تاریخ بشر و عظیم‌ترین و گسترده‌ترین انقلاب تاریخ، یعنی انقلاب بزرگ جهانی حضرت مهدی(عج) روی خواهد داد. در دوران ظهور مهدی آل محمّد(ص) اسلام بر سراسر جهان حاكم می‌گردد و قطعاً حكومت جهانی اسلامی تشكیل خواهد شد. آری، گسترش اسلام در سراسر جهان، وهم و خیال نیست؛ یك حقیقت قطعی است كه در عصر ظهور حضرت مهدی(عج) در سطح عالی و به طور تمام و كمال، واقع می‌شود. احادیث پیامبر و اهل بیت نبوی(ص) پیرامون مهدویت، فراوان است و در منابع معتبر شیعه و سنّی وجود دارد و در این احادیث، جهانی بودن انقلاب حضرت مهدی(عج) و جهانی شدن دولت ایشان، پیش‌بینی شده است.
پیامبر اسلام (ص) فرمود:
شما را به مهدی، بشارت می‌دهم. او در بین امت من برانگیخته می‌شود... پس زمین را از قسط و عدل پر می‌نماید، همان طوری كه از ستم لبریز شده است و ساكن آسمان و زمین از او راضی می‌شوند و مال ثروت را صحیح تقسیم می‌كند.
مردی به پیامبر خدا(ص) عرض كرد، تقسیم صحیح چیست؟ فرمود:
رعایت مساوات بین مردم.
در این حدیث دو بار واژه «زمین» و یك‌بار «مردم» وجود دارد و این هر دو جهانی بودن و جهانی‌شدن اقدامات حضرت مهدی(ع) را می‌رساند. او زمین را پر از عدالت می‌نماید، زمینیان از او رضایت دارند. ثروت را بین مردم با رعایت مساوات توزیع می‌كند، هرگز سخن از یك كشور یا یك ملت در گوشه‌ای از كره زمین نیست، بلكه تحول جهانی است و خشنودی مردم جهان را كه از بی‌عدالتی، ظهور ظلم، تبعیض، شكاف‌های طبقاتی و توزیع نادرست ثروت، خسته و بیزارند، به همراه دارد.
در حدیثی دیگر از حكومت حضرت مهدی(عج) بر سراسر كرة زمین خبر داده و فرمود:
قیامت به پا نمی‌شود تا اینكه مردی از اهل‌بیت من مالك و حاكم زمین گردد و زمین را از عدل و داد پر نماید، همان‌طور كه لبریز از بیداد شده است.1
حدیث اخیر را «ابوسعید خدری» از پیامبر(ص) نقل كرده است؛ همین حدیث به نقل از «عبدالله بن عمر» چنین است:
قیامت به پا نمی‌شود تا اینكه مردی از اهل‌بیت من مالك و حاكم گردد كه نام او نام من است و زمین را از عدل و قسط پر می‌نماید، همان‌طور كه از ستم لبریز شده است.2
«حذیفة بن یمان» از قول پیامبر(ص) رضایت اهل آسمان و زمین از خلافت جهانی حضرت مهدی(عج) را چنین گزارش كرده است:
مهدی از فرزندان من است، سیمایش مثل ماه شب چهارده است... زمین را از عدل و داد پر می‌نماید، همان طور كه از ستم لبریز شده است. اهل آسمان‌ها، اهل زمین و پرندگان در هوا از خلافات و حكومت جهانی او راضی و خشنود می‌باشند.3
«ابوداود سجستانی» در كتاب السّنن از طرق مختلف، این حدیث نبوی را نقل می‌كند:
اگر از دنیا جز یك روز نمانده باشد، خداوند آن روز را آن‌قدر طولانی خواهد كرد تا در آن مردی از اهل‌بیتم را برانگیزد. نام او نام من است؛ زمین را از قسط و عدل پر می‌كند، پس از اینكه از ستم لبریز شده باشد.
امام حسن عسكری(ع) پدر گرامی حضرت مهدی(عج) نیز به خاطر دیدن فرزند خویش، خداوند را ستایش نموده و از عدالت‌گستری جهانی ایشان خبر داده و فرمود:
ستایش خدای را كه مرا از دنیا نبرد تا جانشین پس از مرا كه در آفرینش و اخلاق شبیه‌ترین مردم به رسول خدا است، به من نمایاند. خدای تبارك و تعالی او را در غیبتش حفظ می‌كند و سپس او را آشكار می‌نماید؛ پس زمین را از عدل و عداد پر می‌كند، همان‌طور كه از ستم لبریز شده باشد.4
ایشان در صلوات بر ولی‌الله الأعظم، حضرت مهدی(عج) نیز چنین دعا كرده‌اند:
و با او، گردنكشان كفر، كافران، منافقان و همة بی‌دینان جهان را بشكن و نابود كن، در هر كجا كه باشند؛ از خاوران زمین و باخترانش، خشكی‌ها و دریاهایش، و با او، زمین را از عدل و عداد لبریز فرما!5
در این دعای امام معصوم(ع) كه قطعاً مستجاب است، تحقق جهانی سازی‌ اسلامی با نابودی كفار، منافقان و همه بی‌دینان در شرق و غرب كره زمین بیان شده است.
«محمدبن مسلم» گفته است، خدمت امام باقر(ع) رسیدم و تصمیم داشتم، دربارة قائم آل محمّد(ص) سؤال كنم؛ هنوز چیزی نپرسیده بودم كه امام سخن آغاز كرد و فرمود:
ای محمّد بن مسلم! در قائم آل محمّد ـ صلّی‌الله علیه و آله ـ پنج شباهت از پنج پیامبر موجود است... و اما شباهت او به جدش مصطفی ـ صلّی الله علیه و آله ـ خروج و قیام او با شمشیر، كشتن دشمنان خدا، دشمنان پیامبر خدا، جباران و طاغوت‌هاست. او به وسیلة شمشیر و ایجاد رعب در دل دشمنان یاری می‌گردد.
در این حدیث شریف، بهره‌گیری از شمشیر وقدرت نظامی برای سرنگونی حكومت طاغوتی جباران، نابودی دشمنان خدا و دشمنان پیامبر خدا در سراسر كره زمین به صراحت بیان شده است. بنابراین با انقلاب حضرت مهدی(عج) تمام طاغوت‌ها، جباران، دشمنان خدا و پیامبر او از بین خواهند رفت.
خدای متعال در شب معراج، ضمن بیان برخی فضائل اهل بیت و ائمه معصومین(ع) به پیامبر فرمود:
به وسیله قائم از شما، زمینم را آباد می‌نمایم و از دشمنانم پاك می‌كنم و به اولیائم ارث می‌دهم و سخن كفار را پایین و سخنم را بلند قرار می‌دهم و شهرهایم را زنده می‌گردانم. 6
در این حدیث قدسی، وعده الهی مبنی بر عمران سراسر كره زمین و نابودی همه دشمنان خدا و وراثت اولیای خدا بر زمین بیان شده است. بنابراین، در انقلاب جهانی مهدوی و حكومت جهانی حضرت مهدی(عج) تحولات بنیادین در تمام زمین و جهان بشری روی می‌دهد. پیامبر(ص) فرمود:
دنیا به پایان نمی‌رسدتا این‌ كه مردی از نسل حسین به سرپرستی امتم بر می‌خیزد و دنیا را از عدل لبریز می‌نماید، همان طور كه پر از ستم شده باشد.7
در این حدیث شریف نبوی، وعدة عدالت جهان داده شده است. سخن از اجرای عدالت در یك كشور و منطقه نیست، بلكه در انقلاب جهانی حضرت مهدی(ع) بر سراسر جهان، عدالت برقرار خواهد شد و دنیا از عدل اسلامی لبریز می‌گردد.
«ابوهریره» نقل كرده كه رسول‌الله(ص) فرمودند:
اگر از دنیا جز یك شب باقی نباشد، در دنیا مردی از اهل بیت من مالك خواهد شد.
اگر در این حدیث ضمیر «فیها» به «دنیا» برگردد، به روشنی، حاكمیت جهانی حضرت مهدی(عج) را گزارش می‌كند و اگر به «شب» باز گردد، به دلیل اهمیت این انقلاب الهی، باز هم به قدرت و تسلط آن حضرت بر جهان مرتبط است.
«محمدبن یوسف بن محمّد شافعی» در كتاب كفایةالطالب فی مناقب علیّ بن أبی طالب در «باب احادیث مهدویت» این حدیث را آورده كه پیامبر اسلام(ص) فرمود:
اگر از دنیا جز روزی باقی نماند، خداوند مردی از اهل بیتم را برانگیزد كه دنیا را از عدل لبریز كند، همان‌طور كه پر از بیداد شده است.8
امام علی(ع) نابودی تمام پادشاهان ستمگر و پاك نمودن كره زمین را از آنان در انقلاب جهانی قائم آل محمّد(ص) و امام منتظر(ع) پیش‌بینی نموده و فرموده‌اند:
قطعاً امیران ستمگر را از بین شما كنار می‌گذارد و عزل می‌كند و سراسر سرزمین را از هر آدم حیله‌گر پاك نموده و به عدل عمل می‌نماید.
با توجه به اینكه در این حدیث علوی، واژه «زمین» آمده و تمامی افعال نیز با نون تأكید ثقلیه همراه است، به طور قطع و یقین در انقلاب بزرگ حضرت مهدی(ع) تطهیر و پاك‌سازی زمین از ستمگران، تحقق خواهد یافت و بركناری امیران جائر و تطهیر جامعه از منحرفان به یك كشور و منطقه جغرافیایی اختصاص ندارد، بلكه سراسر و جهانی است.
هنگامی كه «مفضل» از امام صادق(ع) سخنانی در ستایش چهارده معصوم(ع) شنید، پرسید: «چهارده معصوم چه كسی است؟» امام فرمود:
محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین و امامان از فرزندان حسین(ع) آخری آنان قائم است كه پس از غیبتش قیام می‌نماید و دجال را می‌كشد و زمین را از هر ستم پاك می‌گرداند.9
در این حدیث شریف، پاك‌سازی زمین از هر گونه بیداد و ستم، دستاورد مهم انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج) شمرده شده است. در قیام حضرت مهدی(عج) تنها ظلم در یك شهر یا كشور و منطقه پایان نمی‌یابد، بلكه كرة زمین از هر گونه ظلمی پاك می‌شود و عدل جهانی جای‌گزین ظلم در زمین می‌گردد.
امام صادق(ع) از اشراق نور الهی به سراسر زمین در عصر ظهور و حضرت مهدی(عج) یاد نموده و می‌فرماید:
هنگامی كه قائم ما قیام كند، زمین به نور پروردگارش روشن می‌شود و به بندگان خدا از نور آفتاب بی‌نیاز شوند.10
در حدیث دیگری كه «ابوبصیر» از قول امام صادق(ع) نقل می‌كند، در زمین قدرت جهانی حضرت مهدی(عج) و گسترش حكومت جهانی ایشان چنین آمده است:
هنگامی كه كارها به صاحب‌الامر برسد، خداوند هر نقطه فرو رفته‌ای از زمین را برای او مرتفع و هر نقطه مرتفعی را پایان می‌برد، آن چنان كه تمام دنیا نزد او به منزلة كف دستش خواهد بود! كدام‌یك از شما اگر در كف دستش مویی باشد، آن را نمی‌بیند؟! 11
امام باقر(ع) به «عبدالملك بن أعین» پیرامون ویژگی‌های یاران حضرت مهدی(عج) و حاكمیت آنان بر كرة زمین فرمود:
در عصر ظهور به هر یك از مردان شما نیروی چهل مرد داده می‌شود و دل‌هایتان، مثل پاره‌های آهن نیرومند و ثابت می‌گردد، به گونه‌ای كه اگر با كوه‌ها برخورد كند، آنها را از جای می‌كند و شما به پا دارندگان امور مردم، كارگزاران، حكم‌رانان مردم در زمین و خزانه‌داران آنان خواهید بود.
در این حدیث شریف، جهانی بودن حاكمیت و اقتدار یاران حضرت مهدی(عج) و تسلط آنان بر سراسر كره زمین و تشكیل خزانه‌داری كل برای ثروت جهانیان و در دست گرفتن اقتصاد جهان برای توزیع عادلانه ثروت و برقراری عدل جهانی، یادآوری گردیده و تحقق آن گزارش شده است.
«ابوجارود» از امام باقر(ع) نقل كرده كه ایشان از قول پدر و جدّ خویش از قول امام علی(ع) چنین آورده‌اند:
مردی از نسل من در آخرالزمان قیام می‌كند... هنگامی كه پرچم او به اهتزاز درآید، مابین مشرق و مغرب برایش روشن گردد و دستش را بر سرهای بندگان گزارد، پس مؤمنی باقی نمی‌ماند، مگر اینكه دلش شدیدتر و محكم‌تر از پاره‌های آهن گردد و خداوند به او نیروی چهل مرد عطا نماید.
در این حدیث شریف علوی(ع) به اهتزاز درآمدن پرچم حضرت مهدی(عج) در شرق و غرب عالم و جهانی شدن انقلاب بزرگ مهدوی بیان شده است.
از امام باقر(ع) روایت شده كه شایسته است، سلام بر حضرت مهدی(ع) این گونه باشد.
السّلام علیك یا بقیّة‌الله فی أرضه.
«یونس بن عبدالرحمن» از امام موسی بن جعفر(ع) پرسید: ای فرزند رسول خدا! آیا شما قائم به حق هستید؟ امام(عج) فرمود:
من قائم به حق هستم ولكن قائمی كه زمین را از دشمنان خاك پاك می‌نماید و لبریز از عدل می‌گرداند همان طوری كه از ستم پر شده است. امام پنجم از فرزندان من است.12
مطابق این حدیث، پاك‌سازی كرة زمین از دشمنان خدا و برقراری عدالت بر سراسر جهان از دستاوردهای انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج) خواهد بود.
امام سجاد(ع) یاران امام زمان(عج) را حكم‌رانان، فرمان‌روایان و بزرگان روی كرة زمین دانسته و فرموده‌اند:
هنگامی كه قائم ما قیام كند، خدای عزوجلّ از شیعه ما آفت را برطرف سازد و دل‌هایشان را همچون پاره‌آهن كند و نیروی هر یك از مردان آنان را به اندازه چهل مرد قرار دهد و آنان حكم‌رانان، فرمان‌روایان و بزرگان بر سراسر گیتی خواهند بود.13
مطابق این حدیث شریف، یاران ولی عصر(عج) حاكم، فرمان‌روای یك كشور، یك قاره و یك منطقه از روی زمین نمی‌باشند بلكه بزرگ و حاكم بر سراسر جهان، خواهند شد.
«دعبل بن علی خزاعی» می‌گوید: در حضور مولایم علی‌بن موسی‌الرضا(ع) قصیده خود را كه آغازش این بیت است:

مدارس آیات حلّت من تلاوتها
و منزل وحی مقفر العرصات

خواندم تا رسیدم، به این ابیات از قصیده‌ام:

خروج إمام لا محالة خارج
یقوم علی اسم الله و البركات
یمیز فینا كلّ حقّ و باطل
و یجزی علی السّماء و النقمات

‌[قیام امام(ع) امری حتمی و غیرقابل انكار است، كه با تكیه بر اسم خدا و به بركت او انجام خواهد پذیرفت. آن حضرت(ع) در میان ما متمایز كنندة بین حق و باطل؛ و جزا دهندة بر آسمان است.]
امام رضا(ع) به شدت گریست و سر خویش را بلند نموده، به من فرمود:
ای خزاعی! در این دو بیت روح‌القدس بر زبانت سخن گفت: آیا می‌دانی این امام كیست. در چه زمانی قیام می‌كند؟
گفتم: نه ای مولای من! مگر اینكه خبر خروج و قیام امامی از شما را شنیده‌ام كه زمین را از فساد پاك می‌گرداند و پر از عدل می‌كند، همان طوری كه از بیداد لبریز شده باشد، امام(ع) فرمود:
حجت قائم كه در غیبتش انتظار او برده شود و در ظهورش مطاع می‌باشد، اگر از دنیا جز یك روز باقی نماند، خداوند آن روز را آن قدر طولانی گرداند، تا او قیام نماید و زمین را از عدل پر كند، همان طور كه از بیداد لبریز شده است.
مطابق این حدیث رضوی(ع) «فسادزدایی جهانی» و «عدالت گستری جهانی» در انقلاب مهدوی، نزد شیعیان و اصحاب ائمه(ع) معروف و قطعی بوده است، به گونه‌ای كه دعبل خزاعی در پاسخ به پرسش امام رضا(ع) از آن یاد كرده و آن حضرت نیز بر آن تصریح و تأكید نموده‌اند.
«عبدالعظیم حسنی»، نیز می‌گوید: به محضر سرورم امام جواد(ع) رسیدم و عرض كردم: من امیدوارم كه شما قائم از اهل بیت محمّد باشید كه زمین را از قسط و عدل لبریز می‌نماید، همان طور كه از بیداد و ستم پر شده باشد. امام جواد(ع) فرمود:
ای ابا القاسم! هیچ یك از ما امامان نیست، مگر قائم به امر خدا و راهنمای به سوی دین خداست ولی من آن قائمی كه خداوند به وسیلة او زمین را از اهل كفر و دروغ‌گویی و انكار حق پاك می‌گرداند، و از عدل و قسط لبریز می‌نماید، نیستم... او كسی است كه زمین برایش رام و هر سختی برایش هموار می‌گردد، و از یارانش به تعداد اهل بدر 313 تن از اقصی نقاط زمین نزد او جمع می‌شوند. هنگامی پیمان برایش كامل گردد كه ده هزار تن هستند، به اذن خدا قیام می‌كند و پیوسته دشمنان خدا را می‌كشد تا اینكه خدای تبارك و تعالی را راضی و خشنود گرداند.
عیسی(ع) در انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج)
نزول عیسی بن مریم(ع) در زمان ظهور حضرت مهدی(عج) و همكاری با ایشان در انقلاب جهانی مهدوی، در متن احادیث نبوی(ع) به صراحت و به طور روشن و واضح، به صورت شفاف و مستقیم، برای همگان بیان شده است.
در قرآن مجید نیز این حقیقت بیان شده است البته در پرتو تفسیر قرآن با حدیث است كه آشكار می‌شود و پیام قرآن در ارتباط با این موضوع، با كمك رهنمودهای امامان معصوم(ع) قابل درك می‌گردد.
قرآن كریم، دربارة سرنوشت حضرت عیسی‌ بن مریم چنین می‌گوید:
و گفتارشان (این چنین بود): ما عیسی بن مریم، پیامبر خدا را كشتیم! در حالی كه نه او را كشتند و نه به دار آویختند، لكن امر بر آنها مشتبه شد و كسانی كه در مورد (قتل) او اختلاف كردند، از آن در شك هستند و آنان علمی ندارند مگر اینكه از گمان پیروی می‌كنند، و قطعاً او را نكشتند! بلكه خدا او را به سوی خود بالا برد. و خداوند، توانا و حكیم است و هیچ یك از اهل كتاب نیست مگر اینكه پیش از مرگش به او (مسیح) ایمان می‌آورد و روز قیامت بر آنها گواه خواهد بود.14
در این سه آیه، چند نكته مهم دربارة سرنوشت حضرت عیسی(ع) بیان شده است:
الف) عیسی(ع) كشته نشده و نمرده و به دار آویخته نشده است؛
ب) به آسمان، در نزد خدا، بالا رفته و زنده است؛
ج) اهل كتاب پیش از مرگ مسیح(ع) به او ایمان می‌آورند.
مطابق آیات مذكور از یك سو، حضرت عیسی(ع) به آسمان بالا رفته است و هنوز زنده می‌باشد. آیات مذكور از یك سو، حضرت عیسی(ع) به آسمان بالا رفته است و هنوز زنده می‌باشد و از سوی دیگر، پیش از مرگ او تمام اهل كتاب به او ایمان می‌آورند و منظور از اهل كتاب بیشتر، یهودیان و بنی‌اسرائیل است كه در آیات قبل، جنایات و مفاسد آنان شمارش شده و در همین آیات نیز به ادعای آنان مبنی بر قتل حضرت عیسی(ع) تصریح گردیده و روشن است كه چنین چیزی هنوز اتفاق نیفتاده است؛ پس قطعاً در آینده، این وعدة قرآنی تحقق خواهد یافت.
در هر حال منظور آیة اخیر این است كه تمام اهل كتاب به حضرت مسیح(ع) پیش از مرگ او ایمان می‌آورند، یهودیان او را به نبوت می‌پذیرند و مسیحیان نیز دست از الوهیت او می‌كشند و این در زمانی است كه حضرت مسیح(ع) طبق روایات اسلامی، در موقع انقلاب حضرت مهدی(ع) از آسمان فرود می‌آید و پیش از رحلت ایشان همة اهل كتاب به او ایمان آورده‌اند و حضرت عیسی(ع) در انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج) نیز ایمان می‌آورند. روشن است، یهودیان، به حكم اینكه آیین آنها پیش از آیین مسیحیت بوده، باید به حضرت مسیح(ع) ایمان آورند و مجموعه یهودیان و مسیحیان نیز به حكم اینكه آئین‌نشان مربوط به گذشته بوده كه با آمدن اسلام، تاریخ آنها سپری شده، وظیفه دارند، در زمان انقلاب جهانی مهدوی به آئین حق و نهایی مكتب اسلام ایمان بیاورند، همان‌طور كه حضرت عیسی(ع) نیز به حكم اینكه آیینش مربوط به گذشته بوده، وظیفه دارد، به آیین اسلام كه رهبر و مجری آن حضرت مهدی(عج) است، ایمان آورد. از عوامل و دلایل سرعت گسترش اسلام در انقلاب جهانی مهدوی، همین فرود آمدن حضرت عیسی(ع) و شناسایی ایشان توسط همه اهل كتاب، یهودیان و مسیحیان، و روی آوردن همة آنان به او و ایمان به شخصیت آن حضرت است. ایمان آورندگان به حضرت مسیح(ع)، به اسلام و انقلاب جهانی امام مهدی(ع) ایمان می‌آورند و جهانی شدن اسلام و جهانی‌سازی اسلامی روی می‌دهد و آیین جهانی، جاویدان و جامع اسلام بر سراسر جهان حاكم خواهد شد.
امام باقر(ع) دربارة این سخن خدای متعال:
و إن من أهل الكتاب إلاّ لیؤمننّ به قبل موته و یوم القیامة یكون علیهم شهیداً.15
فرموده‌اند:
عیسی پیش از روز قیامت، به دنیا فرود می‌آید و اهل هیچ ملتی باقی نمی‌ماند، مگر اینكه پیش از مرگشان به حضرت مسیح(ع) ایمان می‌آورند و حضرت عیسی(ع) پشت سر حضرت مسیح(ع) نماز می‌گذارد.16
بر اساس این حدیث شریف، ایمان اهل كتاب به حضرت مسیح(ع) در زمانی روی می‌دهد كه عیسی(ع) پشت سر حضرت مهدی(عج) نماز گزارد و با اقتدا كردن به حضرت مهدی (عج) پیروان خود را به یاری حضرت مهدی(عج) و ایمان آوردن به آیین اسلام ناب محمدی(ص) هدایت می‌نماید.

پی‌نوشت‌ها:


٭ برگرفته از: دو ماهنامة پژوهه، مركز جهانی علوم اسلامی، شماره 13، با حذف و با تخلیص.
1. مجلسی، محمدباقر، بحارالانور، ج 51، ص 78.
2. همان، ص 81.
3. همان، ص 91.
4. همان، ص 81.
5. همان، ص 91.
6. همان، ج 51، ص 66.
7. همان، ص 66.
8. همان، ص 66.
9. همان، ج 51، ص 66.
10. مكارم شیرازی، حكومت جهانی مهدی(ع)، ص 277.
11. همان، ص 278.
12. مجلسی، همان، ج 51، ص 151.
13. ابن بابویه، الحاصل، ج 14، ص 643.
14. سورة نساء (4)، آیة 159.
15. همان.
16. سلیمان‌بن ابراهیم قندوزی، ینابیع‌ المودّة، ج 3، ص 237.


چهارشنبه 1/6/1391 - 11:47 - 0 تشکر 523154

جهانی سازی پایان تاریخ و مهدویت

منبع:www.bashgah.net

تعابیر بسیار بلندی از همة انبیاء، از ازل تا خاتم (ص) راجع به حضرت حجت (ع) رسیده و تقریباًَ جزء اجتماعی‌ترین موضوعات، بین همة ادیان الهی و ابراهیمی، بشارت موعود و وعدة منجی است و همه گفته‌اند که کار نیمه‌تمام و ناتمام انبیاء (ع) و ادیان، به دست این مرد بزرگ، کامل خواهد شد. گفته‌اند که بزرگ‌ترین تکلیف تاریخ، کار بزرگ‌ترین مرد تاریخ است. حتی مکاتبی که الوهیت‌‌زدایی و الهیت‌زدایی شده‌اند باز به نوعی و به نحوی به این مسئله اندیشیده‌اند، و گرچه نام ایشان را نبرده‌اند، اما همه بشارت ایشان را داده‌اند و حتی مکاتب الحادی چون مارکسیسم نتوانسته‌اند به مسئله آخر‌الزمان، بی‌تفاوت بمانند. بودیزم، مسیحیت و یهودیت نیز که غالب بشریت را زیر پوشش گرفته‌اند، در این خصوص، اعلام‌ کرده‌اند. یهود، هنوز منتظر مسیح (ع) است و مسیحیت، منتظر ظهور مجدد مسیح (ع) است. همة انبیاء، همة مذاهب و ادیان و فرق، منتظر گشایشی بزرگ در آینده یا در پایان تاریخ هستند و اشاره خواهم کرد که حتی امروز مکتبی که چند دهه برای نفی پایان تاریخ و نفی “غایت” از تاریخ، دست و پا زد و مدعی شد که اصلاحیات و تاریخ بشر، مبدأ و منتهای روشن ندارد و جهت اصولی خاصی بر آن حاکم نیست، یعنی “لیبرالیزم” که در واقع پنجاه، شصت سال تئوری بافت که تاریخ غایت نداشته و ندارد، آخرین نظریه‌پردازانشان چون فوکویاما از “پایان تاریخ” سخن می‌گویند، منتها “پایان تاریخ” با روایت خودشان که تثبیت و تبلیغ نظام لیبرال سرمایه‌داری است.
در روایات از حضرت مهدی (عج) تعبیر به بهار روزگاران شده است و جزء سلام‌هایی که به محضر حضرت می‌شود آورده‌اند: “السلام علی ربیع‌الانام و نضره الایام” درود بر بهار بشریت، بهاران تاریخ و طراوت روزگاران.کسانی که ایشان را دیده‌اند، توصیفاتی از شمایل ظاهری او کرده‌اند و توصیفاتی را نیز پیامبر اکرم (ص) یا ائمه دیگر از این بزرگوار کرده‌اند و در آثار محققان، چنین منعکس شده‌ است: چهر‌ه‌اش گندمگون، ابروانش هلالی و کشیده، چشمانش سیاه، درشت، جذاب و نافذ، شانه‌اش پهن، دندان‌هایش براق، بینی کشیده و زیبا، پیشانی بلند و تابنده، استخوان‌بندی او صخره‌سان، گونه‌هایش کم‌گوشت و از فرط بیداری شبها، اندکی متمایل به زردی، بر گونة راستش خالی سیاه، عضلاتش پیچیده و محکم، موی سرش بر لاله گوش‌ها ریخته و نزدیک به شانه‌ها، اندامش متناسب و زیبا، قیافه‌اش خوش‌منظر و رخسارش در هاله‌ای از شرم بزرگوارانه و شکوهمند پنهان، هیئتش سرشار از حشمت و شکوه رهبری، نگاهش دگرگون کننده و فریادش همه‌گیر و دریاسان است.
من در بخش نخست عرایضم دو نظریه، دو نقطه‌نظر به تاریخ انسان و دو تفسیر دربارة فلسفه حیات و مدنیت را به مقایسه می‌گذارم تا ببینم کدام با “مهدویت” سازگار است و کدام نیست و چرا؟ و در بخش دوم، بعضی روایاتی راجع به ایشان یا منقول از خود ایشان در این خصوص که ایشان چه جامعه‌ای را بنا خواهد کرد و چه حکومتی را خواهند ساخت و مناسبات انسانی و البته حقوق بشر در حکومت ایشان چگونه تعریف خواهد شد را عرض می‌نمائیم. فهرست‌وار و سریع مرور خواهم کرد، و البته هر یک از این روایات، خود می‌‌تواند موضوع یک کنفرانس علمی یا پایان‌نامه باشد.
“انتظار” را گفته‌اند که سنتز تضاد بین “واقعیت” و “حقیقت” است. “واقعیت” یعنی آنچه هست و “حقیقت” یعنی آنچه نیست ولی باید باشد. گفته‌اند که انتظار، سنتزی ناشی از تضاد بین واقعیت و حقیقت است، کوبیدن جادة “آنچه هست” تا “آنچه باید باشد”. پس نکتة نخست این است که دو زاویة دید برای تفسیر تاریخ بشر امروز وجود دارد: نخست، آنچه از آن،‌ تعبیر به اصل “مسیانیزم” یعنی مسیحی‌گرایی و موعودگرایی کرده‌اند و در اینجا، “مسیح” به معنی موعود است و مسیانیزم، دعوت به انتظار است. انتظار برای ظهور موعود و اعتراض به وضع موجود در سطح بشری که توأم است با وعدة پیروزی قاطع حق و عدل در پایان تاریخ و از آن نیز به اصل “فتوریزم” تعبیر کرده‌اند. “فتوریزم”، “آینده‌گرایی” و نگاه به آینده است؛ ایدئولوژی‌ای معطوف به فردا که می‌گوید همة خبرها در آینده است،‌ جهان هنوز تمام نشده، محرومان مأیوس نباشند، مبارزان و مجاهدان راه آزادی و عدالت و آگاهی، از مبارزاتشان پشیمان نشوند. آنها که دوباره، چهاربار، در نهضت جهانی “اجرای عدالت” شکست خورده‌اند نگویند که همه چیز تمام شد. به آینده نگاه کنید، سرتان را بالا بگیرید. شهید دادید، صدمات خوردید، ضایعاتی دادید، در بعضی از جبهه‌ها عقب نشستید، اما سرتان را بالا بگیرید. “فتونیزم” یعنی چشم‌هایتان را قاطعانه و امیدوارانه به آینده بدوزید و از پس غروب امروز، طلوع فردا را تصور کنید و با تصور آن، مبتهج بشوید. این ایده‌ای برای اغوای افکار عمومی نیست.
همچنین برخلاف آنچه بعضی‌ جناح‌های پراگماتیست گفته‌اند که امام زمان (عج) اگر هم وجود نداشته باشد اعتقاد به او مفید است، باید گفت: نه، امام زمان (عج)، هم حقیقت است و هم اعتقاد به او مفید است. هم حقیقت دارد و هم فایده.آنها که می‌توانند حقیقت مهدویت را بفهمند و باور کنند و درگیر دگماتیزم تجربه‌گرایی و جزمیات عالم حس هستند و حاضر نشدند از پنجره‌ای که به دست انیباء (ع) به فراسوی عالم ماده و ماورای طبیعت، باز شده به بیرون نگاه کنند، ممکن است پدیدة امام زمان‌(عج) را فاقد حقیقت و حداکثر، مفید فایده بدانند. در حالیکه واقعیت امر، این است که قصة امام زمان (عج)، اسطوره‌ نیست و نباید متهم به نگاه اساطیری مذهبی شود. قصة امام زمان (عج)، “حقیقت” و “فایده” هر دو توأم با یکدیگرند.
پس یک خط در نگاه به آیندة انسان و نگاه به تاریخ است که در غرب، از آن تعبیر به “مسیانیزم و فتوریزم” کردند و آن را با همین کوبیدند، چون تاریخ، زنده است، فعال است و از طرف یک موجود ذی‌شعور، هدایت می‌شود و عاقبت بشر به منجلاب، ختم نخواهد شد و به تاریخ بشر، خوش‌‌بین و معتقد است که از پس همة ستم‌ها و بی‌عدالتی‌ها و دروغ‌هایی که به بشرگفته‌اند و می‌گویند، خورشید “حقیقت و عدالت”،‌ طلوع خواهد کرد و خدا، انسان را با ستمگران تاریخ، وا نخواهد گذارد؛ اما متقابلاً خط دومی وجود دارد که از طرف تفکر لیبرال و سرمایه‌داری و هژمونی غرب، امروز در دنیا به آکادمی‌ها و دانشگاه‌ها پمپاژ می‌شود و در سطح افکار عمومی دنیا، به زور تبلیغات، القا می‌شود و نفی ایدة “غایت تاریخ” است.
وقتی می‌گوییم “غرب”، مردم مغرب‌زمین، مراد نیستند. مردم مغرب‌زمین، آنها که مذهبی و مسیحی‌اند به “موعود”، معتقدند و علی‌رغم همة بمباران‌هایی که علیه فطرت آنان اعمال شده‌ - ولو یک قشر اقلیت در غرب، در آمریکا و اروپا هستند – ولی هنوز لطافت باطنی خود را حفظ کرده‌اند. من به یادم می‌آورم که با بعضی دوستان در واشنگتن برای دیدار از کلیسایی که بسیار معظم و قدیمی بود و تقریباً حالت موزه داشت و شامل هفت کلیسای تودرتو بود، رفتیم در سالن کلیسا یک دختر دانشجوی آمریکایی را دیدم ایستاده، نی می‌زند و اشک می‌‌ریزد، ما رفتیم و شاید ساعتی بعد که برگشتیم این دختر را دیدم که همچنان ایستاده و نی‌ می‌نوازد. صبح یکشنبه بود. جلو رفتم و از او پرسیدم که تو را چه می‌شود؟ گفت: نذر کرده که در انتظار موعود و به عشق او هر صبح یکشنبه، تا زنده است، بر در کلیسا، نی‌ بزند. این جامعه‌ای است که معنویت،‌ انسانیت و عدالت را در آن، شبانه‌روز بمباران می‌کنند با این وجود، از پس فطرت آن دختر جوان مذهبی دانشجو، در قلب واشنگتن برنمی‌آیند. پس وقتی از غرب، سخن می‌گویم، منظور من، مردم عادی، ناآگاه و سادة مغرب‌زمین، به خصوص محرومین که حتی فاسدانشان نیز به نحوی مظلوم و قربانی هستند، نیست. مراد “هژمونی سرمایه‌داری لیبرال” و حاکمیت هسته‌های سرمایه‌داری یهود است که امروزه بر آمریکا و از طریق آمریکا بر دنیا حکومت می‌کنند، همان‌ها که در انتخابات اخیر که مملو از تقلب بود برای انتخاب یکی از این دو نفر، که هر دو هم حافظ منافع آن هستة سرمایه‌داری هستند، خرج مغزشویی افکار عمومی کردند و همة این میلیارها دلار از پول همین شرکت‌ها در واقع، سرمایه‌گذاری و ارباب واقعی غرب و دنیای امروز است و سیستم برده‌داری مدرن را همینان رهبری می‌کنند و محافظه‌کارترین هستة قدرت در طول تاریخ بشر، همین هستة تفکر لیبرال است که آمریکا و غرب را رهبری می‌کند. حال چرا محافظه‌کار هستند؟ زیرا وضع موجود در دنیا باید به نفع آنان حفظ بشود. این وضع چگونه حفظ شود؟ ابتدا باید بباورانند که وضع موجود در جهان و اتفاقی که در دهه‌های اخیر در دنیا افتاده و ایدئولوژی لیبرالیزم در ذیل منافع سرمایه‌داری جهانی و صهیونیزم، معادلة “قدرت و ثروت” را تعریف می‌کند، عین عقلانیت است و همه هم باید باور کنند و به ما بباورانند که اتفاقی که اسم آن را مدرنیته می‌گذارند، آخر خط تاریخ است.
می‌خواهند بگویند که هیچ مدینة فاضله‌ای برتر و پیشروتر از وضع کنونی در جامعة جهانی که ما آن را رهبری می‌کنیم، نه فقط وجود خارجی ندارد، بلکه حتی وجود ذهنی هم نمی‌تواند داشته باشد. پوپر در مصاحبه‌اش با اشپیگل، چند سال پیش از مرگش گفت امروز مدینة فاضله در کل تاریخ بشر، جامعة ایالات متحده است. مصاحبه‌گر از او پرسید در جامعه‌ای که هر 8 ثانیه، یک قتل و هر 9 ثانیه، یک تجاوز جنسی صورت می‌گیرد و جامعه‌ای که بزرگترین منبع درآمدش مواد مخدر و سلاح‌های کشتار جمعی هسته‌ای، شیمیایی و میکروبی است چگونه مدینة فاضله و پایان تاریخ است؟ او پاسخ می‌دهد که اصل ضرورت فکر کردن به “مدینة فاضله” دروغ بزرگی بوده که به ما گفته‌اند. هیچ مدینة فاضله‌ای در انتهای تاریخ وجود ندارد و نباید به آن فکر کرد و این فکری انحرافی در ذهن بشر و باوری اساطیری است، یا فوکویاما، نظریه‌پرداز سرمایه‌داری آمریکا، گفت: اگر تاریخ پایانی هم دارد پایان آن، همین جامعة فعلی ایالات متحده آمریکاست. این تفکر محافظه‌کاری است.
“کنسرواتیزم” دفاع از وضع موجود جهانی و دفاع از هرم قدرتی است که هم‌اکنون بر دنیا حکومت می‌کند و در رأس آن سرمایه‌دارها هستند و همة ملل دیگر، ملت‌های شرق، جنوب و همه، قاعدة این هرم و بردگانی هستند که رأس هرم قدرت را بر دوش خود باید بکشند. امروزه ثروت در دنیا چگونه تقسیم شده است؟ چند درصد بشریت، چند درصد ثروت و زمین را در دست دارند و معنی این آمار مبین چیست؟ و اگر کسی بگوید این وضع، باز ادامه پیدا کند، به چه معنی است؟
در روایت آمده است که امام زمان (عج) فاصله‌های طبقاتی را در سطح جوامع بشری بر هم خواهند زد. در روایت داریم که در زمان مهدی ما، هیچ انسان گرسنه‌ای در سراسر زمین پیدا نخواهد شد. این آن مهدویتی است که ما به آن معتقدیم و همة ادیان به آن معتقدند، ولی هیچ کس به اندازة شیعه، راجع به آن جامعة آخرالزمان و انقلاب بزرگ، شفاف سخن نگفته‌ است. و شاید دیگران، آگاهی شفاهی از وضعیت نداشته‌اند. شیعه حتی نام مقدس آن رهبر انقلاب جهانی را نیز می‌داند، روش حکومت او را توصیف کرده است و شاید در هیچ مکتب دیگری چنین نباشد. شما در اُپانیشادها، در وداها، در انجیل، در تورات و در همه منابع شرق و غرب، بشارت آخرالزمان را می‌بینید، ولی هیچ جا به اندازة منابع شیعه، شفاف و دقیق راجع به ایشان، حتی قیافه، حرف‌ها، شعارها و نحوة انقلاب و حاکمیتش بحث نشده است. هدف عمدة نظام لیبرال سرمایه‌داری که می‌گوید ما با “مدینة فاضله”سازی و مسیانیزم، با بنیادگرایی دینی، با رادیکالیزم انقلابی، با فوندامنتالیزم و با ایدئولوژی، مخالفیم. و با هر نوع اصول‌گرایی،‌ حتی غیردینی آن مبارزه می‌کند، این است که در افکار عمومی بشر، به خصوص در دانشگاه‌های شرقی و اسلامی،‌ در ذهن دانشجو و سپس در ذهن مردم، حالت تردید در وضع موجود و حالت متوقع و منتظره، پیش نباید که عجب!! پس مدرنیتة سرمایه‌داری، آخر خط نیست؟ و باید منتظر بود؟ این پرسش نباید در افکار عمومی و خصوصی بشریت، جوانه بزند!! آنها می‌خواهند بگویند که هیچ چیزی دیگر فراتر از این وضع موجود جهان نیست و آنچه هست، عین علم و عقلانیت و آخر خط و پایان تاریخ است. می‌گویند این جا ایستگاه آخر است و بشریت باید از قطار پائین بیایند. توجه داشته باشید نمی‌گویند که همة بشریت در سطح ما زندگی کنند و امکانات مردم آمریکا را در اختیار داشته باشند. که اگر بگویند، باید دست از ستم جهانی و نابرابری‌ها بردارند. چون اگر معنی “جهانی شدن” این باشد که توزیع ثروت، قدرت، آگاهی و حرمت و احترام در تمام جهان، یکسان باشد، مورد قبول است، اما جهانی شدن که آنان می‌طلبند به معنی “آمریکایی شدن” است؛ جهانی شدن از نوعی که در رأسش، سرمایه‌داران حاکم بر آمریکا باشند و بقیة بشریت، قاعدة آن هرم باشند.
گلوبالیزیشن غربی، توجیه ستم غربی بر جهان است. اینان با “گلوبالیزیشن مهدوی” مخالف‌اند و به گلوبالیزیشن سرمایه‌داری آمریکا فراخوان می‌کنند. اگر گلوبالیزیشن، عبارت باشد از جهانی کردن آمریت آمریکا و منافع سرمایه‌داری حاکم بر آمریکا، صهیونیزم و انگلیس، این گلوبالیزیشن فقط به نفع آنهاست و همان را ترویج می‌کنند، این “جهانی شدن” همة فرهنگ‌ها و ایدئولوژی‌های مقاومت را می‌بلعد و هضم می‌کند، اما اگر بگوییم که ما گلوبالیزیشن را قبول داریم، اما نه با معیارهای سرمایه‌داری یهود، بلکه با معیارهای امام مهدی (عج) که می‌گوید در تمام دنیا هیچ انسان گرسنه‌ای نباید باشد و نباید در گوشة افریقا بچه‌های یازده ساله وزنشان به اندازة بچه‌های شش ماهة واشنگتن و نیویورک باشد و نباید استخوان دنده‌ها و پهلوهایشان پوست آنها را بشکافد و از زیر پوستشان بیرون بزند، آنها این گلوبالیزیشن مهدوی یعنی عدالت جهانی را پس می‌زنند و آنگاه توهم و یوتوپیا می‌دانند، چون امام مهدی (عج) امنیت را برای همه، نه فقط برای سرمایه‌دارهای غرب، می‌خواهد. روایت داریم که در زمان حکومت جهانی امام مهدی (عج) امنیت بدان حد بر جهان، حاکم می‌شود که یک دختر نوجوان بدون کمترین توهین و تهدیدی به تنهایی از این سوی عالم به آن سوی خواهد رفت. این در روایات ماست. گلوبالیزیشن مهدوی یعنی امنیت برای همه، امنیت برای دخترهای آفریقا، مکزیک، غنا و افغانستان، نه فقط برای دختران سرمایه‌داران نیویورک. اما تفکر جهانی شدن از آن نوع که لیبرال‌سرمایه‌داری می‌گوید و می‌خواهد، در واقع عین “محافظه‌کاری” است، لذا این در مقیاس جهانی، با اصول‌گرایی، با مدینة فاضله‌سازی، با ایدئولوژی و حاکمیت ارزش‌ها مخالف‌اند و می‌گویند که ارزش‌ها اصولاً مفاهیم غیرعلمی و مقولات غیرعقلانی‌اند و لذا مسائلی شخصی بلکه جزء وسایل شخصی!! است و ارزش‌ها،‌ شخصی و نسبی است پس ربطی به حکومت و امر عمومی (پابلیک) ندارد و سکولاریزم همین است.
خط تبلیغاتی آنان، این است که سخن گفتن از مهدویت و گلوبالیزیشن و وعدة عدالت جهانی،‌ خیال‌بافی است و ممکن نیست. در بحث‌های دانشگا‌هی‌شان همین را بلغور می‌کنند تا تز کنسرواتیستی را جهانی کنند و نیز می‌گویند این ایده، اساساً ایدئولوژیک، توتالیتر و تمامیت‌طلب است و یعنی چه که یک نفر به نام مهدی (عج) می‌خواهد بر کل دنیا حکومت واحد برقرار کند؟!
چون در روایت داریم مهدی (عج) با برهان و شمشیر، از راه انقلاب جهانی به حاکمیت و عدالت جهانی دست خواهد یافت ایشان با مسیحیان به وسیلة انجیل حقیقی و با یهودیان به تورات حقیقی احتجاج و استدلال می‌کند و برای هیچ کس، عذر و بهانه‌ای نمی‌گذارد و اغلب مردم با منطق و برهان و موعظه و رحمت، متقاعد می‌شوند و آنها که لجاجت می‌کنند با شمشیر، اصلاح خواهند شد و بشریت دیگر جز مسلمان نخواهند بود.

چهارشنبه 1/6/1391 - 11:47 - 0 تشکر 523155

نبرد آخرالزمان


اشاره:
طی سال‌های اخیر، انتشار برخی مقالات و اخبار پیرامون واقعة «آرماگدون» ذهن بسیاری از علاقمندان به پیشگویی‌های مربوط به آخرالزمان را متوجه این واقعه كرده است و حتی، برخی را واداشته كه به دنبال كشف ردپای این پیشگویی مورد ادعای مسیحیان صهیونیست در میان اخبار، متون و روایات اسلامی‌ برآیند و تلاش كنند كه به نحوی این واقعه را با واقعة «قرقیسیا» كه در متون اسلامی و روایات منقول از سوی حضرات معصومین(ع) بدان اشاره شده است، منطبق سازند.
مقالة حاضر به بررسی این دو واقعه و سنجش وجوه اشتراك و افتراق آن‌ها می‌پردازد.

قرقیسیا


1. موقعیت جغرافیایی قرقیسیا


قرقیسیا، شهركی است كه در شمال كشور سوریه، در استان «الجزیره» و در شش كیلومتری شهر «رقه» در محل التقای دو رود فرات و خابور قرار دارد.1 این شهر پیش از اسلام «كیركسیون» نام داشت و در سال 19 ق. به دست مسلمانان فتح و قرقیسیا نامیده شد.
خرابه‏هایی از قرقیسیا نزدیك «دیرالزور» از شهرهای سوریه كنونی و نزدیك به مرزهای عراق باقی‌مانده كه فاصلة آن تا تركیه نیز نسبتاً نزدیك است.2 قرقیسیا حدود 100 كیلومتر با عراق و 200 كیلومتر با تركیه فاصله دارد.3

2. پیشگویی روایات دربارة قرقیسیا


روایات متعددی دربارة این منطقه و حادثة بزرگی كه در آن رخ خواهد داد، نقل شده است كه تنها به نقل یك مورد از آن‌ها به ذیل این عنوان اكتفا می‌كنیم؛
حضرت امام محمدباقر(ع) از «مسیر»، فاصله تا قرقیسا [قرقیسیا] را می‏پرسند و او پاسخ می‏دهد كه همین نزدیكی‏ها در ساحل فرات قرار دارد. آن حضرت(ع) صحبت خود را چنین ادامه می‏دهند:
اما در این ناحیه واقعه‏ای رخ خواهد داد كه مانند آن از زمانی كه خداوند تبارك و تعالی، آسمان‌ها و زمین را آفرید، اتفاقی نیفتاده و تا زمانی كه آسمان‏ها و زمین برپا هستند مانند آن اتفاق نخواهد افتاد. سفره‏ای است كه درندگان زمین و پرندگان آسمان از آن سیر می‏شوند.4

3. نبرد بزرگ قرقیسیا


اصلی‏ترین حادثه‏ای كه در قرقیسیا رخ می‏دهد، جنگ و آشوبی است كه «سفیانی» شاخص‏ترین طرف درگیر آن است:
سفیانی... در طول مسیر عراق سپاهیان او وارد قرقیسیا می‏شوند و جنگی سخت به راه می‏اندازند كه صد هزار نفر در آن كشته می‏شوند.5

4. انگیزه رویارویی و درگیری


مطلبی كه به طور اتفاق در روایات ذكر شده، این است كه علت وقوع جنگ قرقیسیا، گنجی است كه فرات آن را نمایان می‏كند و این گنج ممكن است همان‏طور كه در روایات تصریح شده از جنس طلا و نقره باشد و نیز احتمال دارد كه از جنس دیگری [مانند نفت یا غیر آن] باشد.6

5. زمان جنگ


سفیانی در ماه رجب سر به شورش برمی‏دارد و نبرد قرقیسیا در زمره فعالیت‌های وی بر شمرده شده است، اما از آنجا كه سفیانی ابتدا بر شام مسلط می‏شود و آخرین متحدانش در این منطقه ـ یعنی قوم بنی كلب - در ماه رمضان با او بیعت می‏كنند،7 و نیز روایاتی كه حاكی از آغاز جنبش‌ها، نمایان شدن جمعیت‏ها و ابتدای جنگ‌ها در ماه شوال هستند، به احتمال بسیار قوی، معركه قرقیسیا در ماه شوال پیش از ظهور بر پا خواهد ‏گردید.8

6. طرفین درگیر در قرقیسیا


با توجه به انگیزة جنگ در قرقیسیا كه صرفاً تصاحب ثروتی هنگفت می‌باشد، فرض این كه در این میدان بیش از دو طرف درگیر خواهیم داشت، مطلب دور از ذهنی نیست، كما این كه در روایات نیز چنین مطلبی را می‏توان مشاهده كرد؛ به طور خلاصه می‏توان گفت كه حاضران در این میدان نبرد عبارتند از:
ـ ترك‌ها [كه احتمالاً منظور روس‌ها باشد]: كه در جزیره (بین‏النهرین) نیرو پیاده كرده‏اند.
ـ رومیان: یهودیان و دولت‌های غربی كه وارد فلسطین شده‏اند.9
ـ سفیانی كه در آن هنگام بر شام كاملاً مسلط شده است.10
ـ دو نفر به نام «عبدالله» كه در روایات ما توضیح خاصی درباره آن‌ها اشاره نشده و احتمالاً هم پیمان غربی‌ها باشند.
ـ «قیس» كه مركز فرماندهی‏اش در مصر است.
ـ یكی از بازماندگان عباسیان.11
نكتة قابل توجه و حائز اهمیت این است كه روایات تأكید دارند كه در این جنگ و به خصوص در میان كشته‏های آن شیعیان دیده نمی‏شوند؛
آیا نمی‏بینید كه دشمنان شما در معاصی خداوند كشته می‏شوند، بدون آن‌كه شما حضور داشته باشید در حالی كه شما با آرامش و امنیت در گوشه خانه‏هایتان نشسته‏اید، برخی از آن‌ها، برخی دیگر را بر روی زمین می‏كشند. سفیانی عذاب مناسبی برای دشمنان شما و نشانه‏ای برای خودتان است.
وقتی آن فاسق سر به شورش برداشت، شما (شیعیان) اگر یك یا دو ماه پس از شورش او از خود حركتی نشان ندهید، به مشكلی بر نخواهید خورد تا این كه بسیاری از خلق، منهای شما كشته شوند.12

7. پیروز میدان قرقیسیا


با در نظر گرفتن این كه سفیانی پس از این جنگ آنقدر قوی و توانمند است كه در ابتدا به طور همزمان به ایران و عراق به خصوص شهرهای شیعه نشین حمله می‏كند و اندكی بعد در چهار منطقه شام، عراق، ایران و حجاز سپاهیانش حضور جدی و فعال دارند، می‏توان وی را پیروز میدان قرقیسیا بدانیم.13

8. تعداد كشته‏ها و سرانجام آن‌ها


روایات تعداد مختلفی را برای كشتگان این نبرد ذكر می‏كنند:
ـ صد هزار نفر: [سفیانی] سپاهیانش را به قرقیسیا می‏رساند و در آنجا هم به جنگ كردن می‏پردازد. در این جنگ صد هزار نفر از جباران و ستمكاران كشته می‏شوند. پس از آن سفیانی سپاهی را به كوفه گسیل می‏دارد.14
ـ چهار صد هزار نفر: شهری در طرف شرق ساخته می‏شود كه در آن حوادثی روی می‏دهد كه هرگز مردم آن زمان نظیرش را ندیده باشند. ... و یك حادثه دیگر در شام روی می‏دهد كه مجموعاً چهار صد هزار كشته بر جای می‏گذارد... .15
ـ از هر نه نفر، هفت نفر: قطعاً نهر فرات از كوهی از طلا پرده برمی‏دارد كه مردم برای رسیدن به آن به جان یكدیگر می‏افتند و از هر نه تن، هفت تن كشته می‏شود.16
ـ نود درصد یا (نه‌ دهم) مردم: فرات از كوهی از طلا پرده برمی‏دارد... و از هر صد نفر، نود نفر در این نبرد كشته می‏شود17 و قیامت برپا نمی‏شود مگر این كه ... نه دهم آن‌ها كشته می‏شود.18
ـ نود و نه درصد مردم: قیامت برپا نمی‏شود تا این كه ... از هر صد نفر، نود و نه نفر كشته می‏شود. هر یك از آن مردمان می‏گوید، شاید من همان باشم كه نجات می‏یابد.19
ولی آنچه مسلم است این كشته‏ها به هر تعداد كه باشند، دفن نشده و خوراك حیوانات می‏گردند:
همانا خداوند در قرقیسیا سفرة پر از طعامی دارد كه سروش آسمانی از آن خبر می‏دهد و ندا می‏كند كه ای پرندگان آسمان و ای درندگان زمین برای سیر شدن از گوشت تن سمتگران بشتابید.20
حجت‌الاسلام علی كورانی در كتاب خویش با عنوان عصر ظهور، چنین می‏نویسد:
چنان‌كه روایت اشاره می‏كند، عرصه نبرد، بیابان خشك و بی‏آب و گیاه است و آن‌ها اجساد كشتگان خود را دفن نمی‏كنند و یا قادر به دفن آن‌ها نیستند.21

9. نحوة جنگیدن در قرقیسیا


همان‌گونه كه در روایات متعدد و مختلفی كه درباره قرقیسیا ذكر شد، دیدیم، هیچ اشاره‏ای وجود ندارد كه این جنگ صورت خاصی داشته و یا در آن از ابزار خاصی برای كشتن افراد استفاده بشود.

10. زمینه‏سازی برای قرقیسیا


همان طور كه دیدیم آنچه در روایات اسلامی آمده این است كه در ابتدای شورش سفیانی، شیعیان باید هیچ حركتی از خود نشان ندهند و از تمام حوادث آن صحنه و فعالیت‌های او خود را بر كنار بدارند.

11. میزان احتمال وقوع نبرد قرقیسیا


بنابر روایات متعدد پنج حادثة حتمی پیش از ظهور حضرت مهدی(ع) اتفاق می‏افتند:
شورش سفیانی، قیام یمانی، ندای آسمانی در بیست و سوم ماه رمضان، شهادت نفس زكیه و فرو رفتن سپاه سفیانی در (سرزمین) بیداء در بیابانی میان مكه و مدینه.22
بقیه حوادث نیز در عین آن كه احتمال وقوعشان بسیار زیاد است، از احتمال بروز «بداء» در مورد آن‌ها نیز نمی‏توان چشم‏پوشی كرد23یعنی احتمال واقع نشدن آن‌ها ‏باید به طور جدی مورد نظر قرار گیرد؛ جریان قرقیسیا نیز از این قاعده مستثنی نیست.
نكته‏ای كه ذكر آن در این جا خالی از لطف نمی‌باشد، این است كه بیان فرو رفتن سپاه سفیانی (خسف) در سرزمین بیداء در میان علائم حتمی ظهور و در حالی كه خود سفیانی هم یكی از افرادی كه نابود می‌شوند شمرده شده، بیانگر عدم قطعیت دیگر اخباری است كه پس از وقوع آن حادثه به نحوی با سفیانی مرتبط می‏شود. البته فراموش نكنیم كه با استناد به حتمی بودن شورش سفیانی و جایگاه ویژه نبرد قرقیسیا در مین روایات، می‏توان ادعا كرد كه احتمال وقوع این وقایع از بقیه حوادث مطرح شده در روایات بیشتر است.

12.آثار پیشینی قرقیسیا


همان‌طور كه دیدیم قبول كردن یا قبول نكردن و عدم اعتقاد به وقوع جنگ قرقیسیا اثرخاصی را ایجاد نمی‌نماید.

آرماگدون


اكنون ویژگی‌هایی را كه دربارة جنگ آرماگدون گفته می‌شود مورد بررسی قرار می‌دهیم.

1. موقعیت جغرافیایی آرماگدون


خانم گریس‏ هالسل در كتاب تدارك جنگ بزرگ می‏نویسد:
برای این كه به تپه «مجدّو» برویم، از «تل‏آویو» حدود 55 مایل به طرف شمال سفر می‏كنیم، و به محلی می‏رسیم كه در 20 مایلی جنوب - جنوب شرقی «حیفا» قرار دارد و فاصلة آن از دریای مدیترانه حدود 15 مایل است.24
كه البته وی مطالب دیگری را هم درباره این شهر به نقل از همراه خود نقل می‌كند ولی وقتی دربارة تطبیق آن مكان با محل موعود جنگ آرماگدون می‏پرسد، جواب می‏شنود:
شما همین اسم ـ یعنی مجدّو ـ را بگیرید. كلمة «هار» (كه در زبان عبری به معنی كوه می‌باشد) را به آن اضافه كنید؛ این دو كلمه به شما «هارمجدّو» را می‏دهد كه ما آنرا «هارمجدون» [= آرماگدون] ترجمه می‏كنیم.
هالسل خود می‏گوید:
در حالی كه او صحبت می‏كند، من می‏كوشم استدلال او را با جستجوی كوه دنبال كنم، امّا كوهی پیدا نمی‏كنم. امّا با همه این‌ها آیا هارمجدّو (كوه مجدّو) بر یك محل دلالت می‏كند یا یك رویداد.25
به عبارت دیگر اگر واقع‏گرایانه بخواهیم نگاه كنیم:
1. ابداً معلوم نیست كه منظور از آرماگدون مورد بحث یك محل است یا اتفاق!
2. به فرض كه آنرا بدون دلیل به نام محل تفسیر كنیم، باز هم قابل تطبیق بر محل مورد ادعا نیست و اعتقاد مبلغان انجیلی مسیحی را اثبات نمی‌نماید زیرا اساساً در آن منطقه چنین كوهی وجود ندارد بلكه دشت مجدو (مگدو) وجود دارد، نه كوه مجدو.26
3. از همه مهم‌تر این كه حتی اگر با تسامح بگوییم هارمجدون این جا است مسئلة تحریف كتاب مقدس پیش خواهد آمد و آن موضوعی نیست كه بتوان به راحتی از آن چشم‏پوشی كرد و با در نظر گرفتن آن بنای تمام تسامح‌هایی را هم كه به كار برده بودیم فرو می‏ریزد و دیگر چیزی باقی نمی‏ماند كه بخواهیم درباره‏اش اغماض به خرج دهیم.
پس:
اصلاً مشخص نیست كه آنچه آرماگدون (هارمجدون) خوانده می‌شود، چیست یا در كجا قرار دارد.

2. پیشگویی‌ها دربارة آرمگدون


جریان «مسیحیان صهیونیست» كه همان مبدعان و مبلغان وقوع آرماگدون می‌باشند، تمام رفتارهای خود را منسوب به مشیت (تقدیر) الهی كرده و در مسیر تحقق خواسته‌هایشان اقدامات خشونت باری را تدارك نموده‌اند و آنان پیشگویی‌های كتاب مقدس را بهانة این اعمال خود قرار داده‌اند تا آنجا كه با استفاده از قدرت رسانه‌ای فوق‌العاده‌ای مدام كه تبلیغ می‌كنند خداوند مقرر كرده است، بشر هفت دوران از مشیت الهی را از سر بگذارند كه یكی از آن‌ها «جنگ هسته‏ای آرماگدون» است.
اما جالب آن است بدانیم كه واژة هارمجدون تنها یكبار در انجیل آمده است؛
و ایشان را [نیروهای اهریمنی] به موضعی كه آن را « هارمجدون» می‌خوانند، فراهم آورند.27
آشكار است كه این عبارت اساساً مدعای آنان را اثبات نمی‌كند، بلكه ریشه‌های آنرا باید در اهداف خارج از كتاب مقدس آنان دنبال نمود.
و لذا اگر بگوییم كه آرماگدون حتی در میان پیشگویی‌های تورات و انجیل تحریف نشده نیز وجود ندارد، سخنی گزاف نگفته‏ایم. 28

3. نبرد بزرگ آرماگدون


مسیحیان صهیونیست می‌گویند كه پیش از ظهور (مجدد) مسیح و برپایی قیامت و پس از یك دورة فلاكت 7 ساله كه منجر به نبرد با دجال می‏شود، جنگ آرماگدون اتفاق می‏افتد.29 آنان برای این درگیری ویژگی‌های منحصر به فردی بیان می‌كنند كه پس از این خواهیم دید كه حتی معتقدند وقوع این جنگ بزرگ جهانی بسیار نزدیك است و نسل فعلی بشریت قطعاً شاهد وقوع آن خواهد بود.30
اعتقاد به این امر موهوم چنان در میان سیاست‌گزاران آمریكایی نفوذ كرده است كه بسیاری از سیاست‌های رییس جمهورهای گذشته و كنونی آمریكا در راستای عملی شدن این جنگ مقدس بوده تا آنجا كه آنان حتی در سیاست اقتصاد نیز تلاش می‏كردند میزان كمك‌های دولت آیالات متحده به اسراییل، افزایش یابد.31

4. انگیزه درگیری و رویارویی


مسیحیان اصولگرا جنگ آرماگدون را با پسوند مقدس توصیف می‏كنند32 و نوع بیان دسته‏بندی طرفین درگیر در میدان جنگ با استفاده از الفاظ مذهبی و با عنوان «مؤمن»، «كافر» و «مشرك» است كه به خوبی نشان دهندة دینی جلوه دادن این جنگ است. خلاصه این كه همه آن‌ها كه ادعا می‏شود در آرماگدون مقابل همدیگر می‏ایستند برای دفاع از دین و آیین و مرام خودشان خواهد بود.

5. زمان وقوع نبرد آرماگدون


همان‏طور كه پیش از این متذكر شدیم مسیحیان صهیونیست عنوان می‌كنند این اتفاق در آینده‏ای بسیار نزدیك و طی چند سال آینده به وقوع خواهد پیوست و اندكی پس از آن مسیح(ع) ظهور خواهد كرد و بر دجال فائق خواهد ‏آمد.
جالب است بدانیم كه پیروان این جریان وقوع دو نشانه را پیش از رخ دادن آرماگدون ذكر می‌كنند و برای این دو نشانه هم ترتیب و توالی زمانی قائلند:
1. تجدید بنای هیكل (معبد) سلیمان: معبد سلیمان كه نماد حكومت جهانی دولت یهود است پیش از برقراری حكومت جهانی مطلوب آن‌ها می‏باید برپا شود، و به منظور وقوع این امر بر وجوب و لزوم قطعی حیات و كمك به اسراییل و مهاجرت تمام یهودیان دنیا به فلسطین اشغالی تأكید شدیدی می‌كنند. راه وصول به این مقصود نیز تخریب مسجدالاقصی است و می‌گویند باید معبد به‌جای مسجد ساخته شود؛33 حتی اگر به قیمت آغاز جنگ جهانی سوم باشد.34
2. تولد گوسالة سرخ موی: یهودیان ادعا می‏كنند كه در هنگام بنای معبد و پیش از شروع عملیات ساخت لازم است مراسم «تطهیر» انجام شود و برای انجام آن می‏بایست گوساله‏ای سرخ موی كه ویژگی‏های خاصی دارد، با آداب مخصوص به خود قربانی گردد.35
در چند دهة اخیر یهودیانی با استفاده از دانش ژنتیك اقدام به اصلاح نژادی گاو برای تولید این گوساله كرده‏اند و چندی پیش ادعای موفقیت در این راستا را نمودند كه این ادعا مورد تأیید مؤسسه معبد واقع در اورشلیم قرار گرفت و اكنون این حیوان سه ساله است.36
یهودیان برای نیل به تخریب مسجدالاقصی با قاطعیت تصمیم دارند كه حداقل در ابتدای هر ماه به طور جدی برای تحقق این تصمیم شوم اقدام كنند كه تنها در سال جاری شاهد چند مورد تقابل بسیار جدی میان یهودیان با مسلمانان در اطراف قدس بوده‏ایم.37

6. طرفین درگیر در آرماگدون


ادعا می‏شود در میدان آرماگدون دو سپاه رودرروی همدیگر قرار می‏گیرند:
1. مؤمنان: یهودیان و هم پیمایان آن‌ها (مسیحیان صهیونیست)
2. كفار و مشركان: كمونیست‌ها (شوروی (روسیه)، چین، كوبا و كره شمالی) و مسلمانان،38 كه عمدتاً شیعیان مد نظر قرار گرفته‏اند. در این میان جایگاه ویژة ایران، سوریه، لبنان و عراق39 را نمی‏توان نادیده گرفت.40
نكته قابل توجه این جاست كه تا قبل از فروپاشی شوروی، عنوان «امپراتوری شیطان» به آنجا اطلاق می‏شد و منظور از آن در تبلیغات مسیحیان صهیونیست، رهبری سپاه «شر» در جنگ آرماگدون بود41 و پس از آن، به خصوص بعد از حمله آمریكا به عراق، بارها از سوی آن‌ها ایران «محور شرارت» خوانده شده و هدف بعدی حمله آنان اعلام ‏شده است.42

7. پیروز میدان آرماگدون


بنابر آنچه مدعیان آرماگدون ادعا می‏كنند مسیح مورد نظر آنان پس از كشتار بسیاری از حاضران در میدان نبرد، پیروزمندانه از این معركه بیرون خواهد آمد و مسیحیان صهیونیست هزار سال در خوشبختی بر جهان حكومت خواهند كرد.43

8. تعداد كشته‏ها و سرانجام آن‌ها


مدعیان می‏گویند در این جنگ بزرگ میلیون‌ها نفر كشته خواهند شد44 كه 3/2 از یهودیان (غیر صهیونیست) بخشی از آن‌ها خواهند بود و طی مدت هفت ماه این كشته‏ها دفن می‏شوند.45 كه البته گاه تا سه میلیارد نفر هم ذكر شده است.46

9. شیوة جنگیدن در آرماگدون


تمام متون مسیحیان صهیونیست جدید با توجه به برخی از عبارات كتاب مقدس به آرماگدون كه در جاهای مختلفی ذكر شده و شاید هیچ‌كدام ارتباطی نیز با یكدیگر نداشته باشند ـ بیان می‏كنند كه این جنگ بزرگ، هسته‏ای خواهد بود و به عنوان مثال از چرخبالی كه از عقب آن گازی كشنده منتشر می‌شود و نظایر آن سلاح‌های كشتار جمعی سخن گفته‌اند.47

10. زمینه‏سازی برای آرماگدون


از جمله اساسی‏ترین مسائلی كه میان همة مسیحیان صهیونیست مشترك است و جملگی بر آن اتفاق دارند، این است كه ما هم‌اكنون در آخرالزمان زندگی می‏كنیم و زمینه‏سازی برای وقوع آرماگدون به عنوان مقدّمه ظهور مسیح، وظیفه ماست.48
در هم تنیدگی عقاید مسیحیان صهیونیست و سیاستمداران آمریكایی به حدی است در حال حاضر «كلید فهم سیاست آمریكا»49 چیزی جز شناخت كامل و دقیق این جریان نیست. در راستای تبلیغ این جریان امروزه بیش از 1550 شبكه رادیویی و تلویزیونی، 80,000 كشیش سخنران و مبلغ، 200 مؤسسه و كالج علمی، 100,000 و دانشجوی پروتستان به طور شبانه‏روزی مشغول فعالیت هستند50 و تنها در آمریكا مخاطبانشان در حدود جمعیت كل ایران است51 و در سطح كلان حتی رؤسای جمهور گذشته و حال این كشور آرزو دارند آغازگر این جنگ بزرگ جهانی باشند.52

11.عوارض اعتقاد به آرماگدون


مشكلاتی كه برای سوریه، عراق و ایران در خارج از آمریكا پیش آمده و حتی مشكلاتی كه گاه برای كل ساكنان زمین رخ می‏نماید، از همین روست.
جیمز وات، وزیر كشور اسبق آمریكا در جمع كمیته مجلس نمایندگان اعلام كرد:
به علت ظهور دوباره و قریب الوقوع مسیح نمی‏توانیم خیلی دربند نابودی منابع طبیعی خودمان [و صد البته دیگر كشورهای جهان] باشیم. 53

12. میزان احتمال وقوع آرماگدون


برخی از اشكالاتی كه می‏توان به رؤیای غیر قابل تعبیرآرماگدون وارد كرد، از این قرارند:
1. انتساب به كتاب مقدس كه آكنده از تحریفات است و حتی نسخه‏هایی كه در صد ساله اخیر منتشر شده‏اند، بنا به صلاحدید آن‌ها برای تحریف تاریخی قومی غیر یهودی به طور جدی ویراستاری شده و مطالبی خاص را به عمد حذف كرده‏اند.54
2. انتساب رفتارهایی ناشایست و دور از مروت و جوانمردی به پیامبر اولوالعزم الهی حضرت مسیح علی نبینا و آله و (ع). به عبارت دیگر حضرت عیسی(ع) هیچ‌گاه با آنچه می‏گویند سنخیتی نداشته و نخواهد داشت.
3. ویژگی‌های غیرقابل باور تصویف شده برای آن.55
4. هسته‏ای بودن جنگ.56
كه البته این‌ها غیراز آن اشكالاتی است كه ذیل هر عنوان به مناسبت از آن سخن گفتیم و در عین حال باز هم می‏توان موارد دیگری را برشمرد كه همگی حاكی از این هستند كه ادعای وقوع این جنگ حز توهمی بیش نیست و احتمال وقوع چنین حادثه و پدیده‏ای در حد صفر است و صیفی بعید می‏نماید كه روزی شاهد چنین حماقتی از سردمداران خون آشام آمریكا و رژیم صهیونیستی باشیم.

پی‏نوشت‏ها:


1. كامل، سلیمان، روزگار رهایی، برجمة علی اكبر مهدی پور، ج 2، ص 852.
2. كورانی، علی، عصر ظهور، ص 130.
3. ساده، مجتبی، شش ماه پایانی، ترجمة محمود مطهری نیا، ص127
4. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص291؛ نعمانی، الغیبه،‌ ص303.
5. مجلسی، همان، ج52؛ نعمانی، همان، ص279.
6. عصر ظهور، ص 131، به نقل از نسخه خطی ابن حماد، ص 92.
7. ر.ك: شش ماه پایانی، ص 123.
8. همان، ص 127.
9. مجلسی، همان، ج52، ص207؛ شبخ طوسی، الغیبه، ص462.
10. ر.ك: شش ماه پایانی، ص127؛ الفتن، ص195.
11.كلینی، همان، ج8، ص295؛ مجلسی، همان، ص246؛ نعمانی، همان، ص278.
12. الفتن، ص212.
13. مجلسی، همان، ج52، صص212و 237؛ طوسی، همان، ص441؛ نعمانی، همان،ص279؛ الاختصاص، ص255 .
14. بشاره الاسلام، ص56.
15. الفتن، ص92 به نقل از عصر ظهور، ص131.
16. الفتن، ص418.
17.البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان، ص111به نقل از ماهنامة موعود، ش31، ص52.
18. ابن طاووس، الفتن و الملاحم، ص58.
19. مجلسی، همان، ج52، ص246.
20. كورانی، همان، ص 130.
21.كلینی، همان، ج8، ص295؛ مجلسی، همان، ص246؛ نعمانی، همان، ص278.
22. ر.ك: شیخ صدوق،كمال‏الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 650؛ شیخ طوسی، همان، ص 267؛ نعمانی، همان، صص 169 و 172؛ مجلسی، همان، ج 52، ص 204؛طبرسی، اعلام الوری، ص 426؛ صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر، صص 439 و 455.
23. تفصیل مطالب را درباره بداء در بخش دوم از فصل چهارم كتاب شش ماه پایانی مطالعه نمایید.
24. هالسل،گریس، تدارك جنگ بزرگ، ترجمة خسرو اسدی، ص 37.
25. همان، صص40-38.
26. هالسل،گریس، ید الله، ترجمة قبس زعفرانی، ص 35.
27. جمعی از نویسندگان، پیشگوییها و آخرالزمان، ،‌ ج 2، ص 43.
27. مكاشفه یوحنا، 16:16.
28. ر.ك: هالسل، تدارك جنگ بزرگ، ص40 به بعد و یدالله، ص 35 به بعد .
29. صاحب خلق، نصیر، پروتستانتیزم، پیوریتانیسم و مسیحیت صهیونیستی، ص 91.
30.صاحب خلق، نصیر، تاریخ ناگفته و پنهان آمریكا، ص 177.
31. همان، ص 181.
32. ر. ك: تدارك جنگ بزرگ، صص 155 - 189 ) بر افروختن آتش یك جنگ مقدس)
33. ر. ك: هالسل، یدالله، بخش دهم (حصار مسجد)؛ صاحب خلق، پروتستانتیزم، پیوریتانیسم و مسیحیت صهیونیستی، ص 118؛ جمعی از نویسندگان، همان، مقالات سوم تا پنجم و میزگرد دوم؛ النجیری، محمود، هرمجدون، ص 90 به بعد؛ هلال، رضا، مسیح یهودی و فرجام جهان، ص 161.
34.هالسل، همان، ص 95.
35. جمعی از نویسندگان، همان، ج 2، ص 81.
36. همان، ص 83.
37. ر. ك: ماهنامه موعود، سال نهم، ش 50، ص 42 و ش52، ص 17 وجمعی از نویسندگان، همان، ج 2، صص 149-141.
38. آن‌ها از هیچ فرصتی برای متهم كردن مسلمانان به روحیات و رفتارهای غیر انسانی دریغ نمی‏كنند (ر. ك:جمعی از نویسندگان، همان، ج 1) به خصوص از جریان دست ساخته 11 سپتامبر حداكثر استفاده را بردند.)همان، ج 2، صص 52-49.
39. در مورد عراق مطالب مفصلی با این نگاه گفته شده كه به عنوان نمونه ر. ك: جمعی از نویسندگان، همان، ج 2، صص 115-123.
39. ر. ك: صقر، الشربینی، الحركة المسیحیة الاصولیة الامریكیة و علاقتها بالصهیونیة، ص 144؛ جمعی از نویسندگان، همان، ج 2، ص 197 .
40. صقر، الشربینی، همان، ص 144؛جمعی از نویسندگان، همان، ج 2، ص 48،هلال، رضا، همان، ص 147.
41. ر.ك:جمعی از نویسندگان، همان، ج 2، صص 130-122 )اهداف بعدی حمله آمریكا)؛ صاحب خلق، تاریخ ناگفته و پنهان آمریكا، صص 178 - 177؛ هالسل،تدارك جنگ بزرگ، صص 101-99.
42. نكته حاشیه‏ای كه در این جا می‏توان متذكر شد، اصرار هم‌زمان كشورهای آمریكا، انگیس و فرانسه و آلمان بر خلع سلاح هسته‏ای ایران و در عین حال كمك‌های فراوان هسته‏ای به رژیم اشغالگر اسراییل است، كه با این نگاه به راحتی می‏توان به انگیزه بروز چنین تناقض فاحشی و رفتار این دولت‌ها پی برد.
43.صاحب خلق، پروتستانتیزم، پیوریتانیسم و مسیحیت صهیونیستی، ص 91؛هالسل، یدالله، ص 39 .
44. هالسل، یدالله، ص 37 و تدارك جنگ بزرگ، ص 46 .
45. هالسل، تدارك جنگ بزرگ، ص 46.
59. جمعی از نویسندگان، همان، ج 2، ص 196.
46.. برای نمونه ر. ك: جمعی از نویسندگان، همان، ج 2، ص 46؛ هالسل،همان، صص 46 و 72؛ یدالله، صص 39-38.
47. صاحب خلق، پروتستانتیزم، پیوریتانیسم و مسیحیت صهیونیستی، ص 91؛ هالسل، یدالله، ص 37و تدارك جنگ بزرگ، ص 105 به بعد وصاحب خلق، تاریخ ناگفته و پنهان آمریكا، صص 178-177 ؛ جمعی از نویسندگان،همان، ج 2، ص 194.
48. ر. ك:جمعی از نویسندگان،همان، ، ج 2، صص41-19.
49. همان، ص 11.
50. برای نمونه ر. ك: هلال، همان، ص 320.
51. برای نمونه ر. ك:جمعی از نویسندگان،همان، ج 2، صص17-9و 123-115.
52. همان، ص 10.
53. همان.
54. برای مطالعه تفصیلی به عنوان نمونه ر. ك: پورپیرار، دوازده قرن سكوت؛ همو، ساسانیان، ج 2، صص 57-76، ذیل عنوان در آرامیان و تورات.
55. به عنوان نمونه اصلاً جمعیت مورد ادعا در منطقه «مجدو» جا نمی‏گیرند كه بخواهند با هم در گیر شده و فلان مقدارشان كشته و دفن شوند. خانم هالسل در دو كتاب خود تدارك جنگ بزرگ و یدالله مفصلاً به این مطلب و باقی مسائل مربوط به آن پرداخته است.
56. اگر جنگی به عظمت مورد ادعای آرماگدون، هسته‏ای باشد، نه منطقه و جمعیتی خاص كه كل مردم جهان از آثار و تبعات سوء آن متضرر خواهند شد.


چهارشنبه 1/6/1391 - 11:47 - 0 تشکر 523156

ضرورت آماده‌باش دائمی منتظران مهدی (علیه السلام)

منبع:ماهنامه موعود

انتظار، شعار پایداری و بیرق ایمان به طلوع خورشید زندگی است. طلوعی كه با درخشش انوار ایزدی، پرده‌های تیرة ستم و نومیدی، از هم دریده شده، و جهانی آكنده از داد و دادگری و روزگار طلایی ارزش‌های جاوید بشری پدیدار خواهد شد. بدیهی است كه چنین انتظاری، شورآور، امیدبخش و تحرك آفرین ‌باشد. منتظران ظهور مهدی(عج) با آرزوی برپایی عدالت در گستردة گیتی، در انتظاری هوشیارانه، با تهذیب نفس خود و با تزكیة جامعه در فراهم آمدن قیام «مهدی موعود» تلاشی‌ سترگ و با صلابت در پیش گرفته‌اند.منتظران مهدی، در انتظار ظهور «قائم» به «قیام انفسی» و «قیام آفاقی» می‌پردازند و ابتدا بر اساس آنچه از بزرگان توشه گرفته‌اند، در انتظار «مصلح» سعی می‌كنند خود، «صالح» باشند و لذا در تهذیب نفس خود، همتی وافر ‌دارند تا خود را بر اساس احكام حیات‌بخش اسلام تربیت نمایند. در نتیجه وقتی در «قیام انفسی» خود به پیروزی رسیدند و خود را شایستة الزام ركاب پیشوای «قائم» خود دیدند، آن‌گاه در «قیام آفاقی» با به دوش كشیدن پرچم پایداری و بیداری، در خط حماسه‌ها به راه افتاده؛ سلاح بر كف گرفته، هر لحظه گوش به ندای آن منادی آسمانی می‌مانند تا ظهور دولت یار را نوید دهد. آنان با دل‌هایی استوار، با اندیشه‌هایی روشن و عقلی كامل و با چهره‌هایی نورانی، هماره چشم در راهند و هر صبح و شام، تعجیل در ظهورش را از خداوند درخواست می‌كنند.

آماده‌باش دائم


این انتظار عظیم و شكوهمند، ابعاد گوناگونی دارد: بعد پارسایی، بعد تقید مكتبی و بعد آمادگی نظامی1 كه از اهمیت خاصی برخوردار است.بنابراین بحث ما در این گفتار، بیشتر بر روی آمادگی نظامی منتظران متمركز می‌باشد. چون ابعاد دیگر را بسیاری از بزرگان و شیفتگان حضرت مهدی(ع) مطرح كرده و بر آمادگی‌های معنوی منتظران، به طور جدّی تأكید نموده‌اند. بدین ترتیب ما، مرحلة نهایی آمادگی‌های منتظران را مطرح كرده و یقین داریم كه منتظران با ایجاد معنویات لازم، خود را شایستة برخورداری از پیشرفته‌ترین تشكیلات و سلاح‌های نظامی نموده‌‌اند، چرا كه فرد صالح، می‌داند كه كاربرد سلاح نظامی، در دفاع از مظلومان تاریخ و برای ایجاد عدالت اجتماعی است.اینك منتظران ظهور دولت یار، همیشه خود را آمادة استقبال از موكب همایونی دلدار خود می‌بینند، و در حقیقت در یك آماده‌باش دائم به سر می‌برند. اینان منتظر قیامی بزرگ و حركتی عظیم در جهانِ آكنده از ظلم بیدار و تاریكی‌ها و سردی‌ها هستند، تا به یمن این قیام، سپیده دمیده و طلوع فجر، آفاق را بشكافد و خورشید رهایی سر زند.
بدیهی است قیامی كه برای برپایی عدالت در جامعه‌ای آكنده از بی‌عدالتی، انجام خواهد گرفت، رودررویی‌هایی با جبهة كفر و باطل خواهد داشت.لذا آماده‌باش برای چنین انقلابی جهانی، به آمادگی قوی و پرصلابتی نیاز دارد. همان گونه كه در احادیث خوانده‌ایم:
«وی نبرد مسلحانة خود را تا نابودی و اضمحلال كامل حكومت‌های جابر دنبال می‌كند.» و البته «به وسیلة مبارزان و همچنین ترسی كه خداوند در دل دشمنان ایجاد می‌كند یاری می‌شود.» در نتیجه «به هیچ سرزمینی روی نمی‌آورد مگر آنكه پرچم اسلام در آنجا به اهتزاز درآید.»2
بنابراین مسلمانان بر اساس تعلیمات پیشوایان خود، همیشه بر آمادگی نظامی و تقویت نیروی سلحشوری خویش، اقدام می‌كنند تا به هنگام طلوع طلیعة حق، به صف پیكارگران ركاب مهدی(ع) بپیوندند و در آن نبرد بزرگ حق و باطل، حماسه آفرینند و حضوری فعال داشته باشند.در روایات «انتظار» دستوری انقلابی از رئیس مذهب شیعه، امام جعفر صادق(ع)، به «منتظران» صادر گردیده كه همیشه چون منشوری آسمانی، بر پرچم سپاه آنان تحریر شده است. این دستور فرماندهی، سلحشوران منتظر را به آماده‌باش دائمی و نیرومند و مسلح بودن فرا می‌خواند:
باید هر یك از شما برای خروج قائم اسلحه تهیه كند، اگر چه یك نیزه.3 به همین دلیل، می‌بینیم در گذشته، شیعیان به این امر توجه بیشتری داشته‌اند و هر كدام سلاحی تهیه می‌كردند و خود را آمادة شركت در استقرار عدل بزرگ می‌نمودند. این مطلب قابل توجه است كه انتظار فرج، از مقولة گفتار نیست، بلكه انتظاری عملی، با ایمانی محكم و خروشی در برابر ستم، و بیداد و غریوی در آفاق است:
1. قاسم‌بن زكریا می‌گوید:من در خانه عبّادبن یعقوب رواجنی (م.250 ق)، شمشیر به دیوار آویخته‌ای دیدم. پرسیدم: این برای كیست؟ او گفت: این را آماده كرده‌ام تا با آن در ركاب حضرت مهدی(عج) بجنگم.4
این دقیقاً، اجرای دستور فرماندهی شیعه ـ امام جعفر صادق(ع) ـ است. در فرازی از زیارت «سرداب مقدس» آمده است:
أللّهم كما جعلت قلبی بذكره معموراً، فاجعل سلاحی بنصرته مشهوراً.
خداوندا! همچنان‌كه دل مرا، با یاد حجّت خود، مهدی، آباد و زنده ساختی، سلاح مرا نیز در راه یاری او آماده و آخته ساز!
و در ادامة زیارت، از خدا درخواست می‌كنیم كه:
اگر چنان شد كه مرگ، مرا از درك حضور مهدی(ع) محروم ساخت، خدایا! تو مرا به هنگام ظهور او، زنده كن تا از گور خویش سر بر آورم، و كفن بر بندم و در ركاب او جنگ كنم.5
می‌بینیم كه در این زیارت نیز از «سلاح مشهور» (شمشیر آخته) و جنگ در ركاب مهدی سخن می‌رود و این به معنای آماده‌باش دائمی منتظران دولت مهدوی است.
2. ابن بطوطه در سفرنامة خود، ذیل عنوان «ندبة شیعیان حلّه برای امام زمان» آورده است كه:
در نزدیكی بازار بزرگ شهر، مسجدی قرار دارد كه بر در آن پردة حریری آویزان است و آن‌جا را مسجد صاحب‌الزمان می‌خوانند. شب‌ها پس از نماز، صد نفر مرد مسلح با شمشیرهای آویخته اسبی یا استری را گرفته و به سوی همان مسجد روانه می‌شوند. سایر مردم از طرفین این دسته حركت می‌كنند و چون به مسجد می‌رسند در برابر در ایستاده، آواز می‌دهند كه: «بسم‌الله ای صاحب الزمان بسم‌الله! بیرون آی كه تباهی روی زمین را فرا گرفته و ستم فراوان گشته، وقت آن است كه برآیی تا خدا به وسیلة تو حق را از باطل جدا كند.»6
3. یاقوت حموی، مورخ معروف قرن هفتم هجری می‌نویسد: در سال‌های نخست تسلط مغولان بر ایران، مردم شهر كاشان، هر روز هنگام سپده‌دم، از دروازه خارج می‌شدند و اسب زین كرده‌ای را یدك می‌بردند، تا حضرت مهدی(ع) در صورت ظهور بر آن اسب سوار شوند.7
4. «قزوینی» در كتاب اخبار العباد و آثار البلاد نوشته:
شیعیان قم و كاشان هر صبح جمعه مسلّح و مجهز با اسبان سواری از شهر بیرون می‌آیند و در بیابان، حالت انتظار دارند كه مهدی موعود(ع) بیاید و اینان در ركابش باشند، وقت می‌گذرد و اینان برمی‌گردند اما با تأسف می‌گویند: این جمعه هم نیامد.8
5. در زمان فرمانروایی سربداران نیز نظیر همین عمل در شهر سبزوار معمول بوده است به طوری كه میرخواند در روضة الصفا می‌نویسد: «هر بامداد و شب، به انتظار صاحب الزمان(ع) اسب كشیدندی.9» آری، مهدی طلبان، این شیعیان بیداردل و هوشیار، همیشه آماده بودند و عملاً آمادگی خود را ابراز می‌نمودند. شمشیر خود را آماده كرده و مسلحانه منتظر ظهور امام زمان، ارواحنا فداه بوده‌اند.البته این اعلام آمادگی‌ها در تاریخ منتظران نیز مشاهده می‌شود:
1. مرحوم آیت‌الله سید حسین صدر (1354ـ 1272 ق) ضمن شرح حال سید رضا موسوی آملی می‌نویسد: «من كسی را ندیدم كه بیشتر از او یاد حضرت صاحب‌الزمان بكند. در نزد او شمشیری بود كه آن‌را خریداری كرده بود تا با آن جهاد كند».10
2. مرحوم آیت‌الله سید محمد طاهر شیرازی
(م 1345 ق) روزی كه در شیراز چشم از جهان فرو بست، سه قبضه شمشیر داشت: یكی بزرگ و دو شمشیر متوسط، كه اولی را برای خود و آن دو را جهت دو فرزندش گذارده بود. به این امید كه به هنگام ظهور و فرج بقیةالله با آن شمشیر در ركاب حضرتش با دشمنان خدا به ستیز و جنگ بپردازد.11
3. در خانة مرحوم آیت‌الله سید صادق آل محمد اولین امام جمعة اهر (م 1364.ش)، شمشیری بر بالای طاق كتابخانه‌ای آویزان بود. از بعضی بزرگان منطقه و منسوبین آن مرحوم، شنیدم كه مرحوم حضرت آیت‌الله آل محمد نیز در اجرای دستور تعلیمی امام صادق(ع)، این شمشیر را همیشه در خانه داشتند تا به هنگام ظهور آقا اما زمان (عج) بتوانند در ركاب معظم‌له قرار گیرند.»
هر چند بعضی‌‌ها، این نوع سلاح‌ و حركت‌های حماسی و تجهیز اسب و شمشیر را نوعی كار نمادین و تمثیلی می‌دانند، امّا این نوع كارها خود، تأثیری بسزا در زنده نگه داشتن اعتقاد به انتظار و یادآوری دعا و تلاش برای تعجیل فرج و ظهور حضرت مهدی(ع) داشته است و انقلاب‌های مختلف شیعیان در طول تاریخ، این را ثابت كرد كه همة آن كارها، نمادین و تمثیل نبوده است و در موقع خود، همان سلاح‌ها و اسب‌ها، در حركت‌های انقلابی شیعه، حماسه آفریده‌اند.
فرمایش حضرت امام خمینی(ره) به جوانان بسیجی كه فرمود: من در 17 سالگی تفنگ داشتم»، تأییدكنندة امر است كه مسلمان باید همیشه آماده باشد و خود را در مقابل دشمنان تجهیز نماید. كه البته امروزه، با ایجاد حكومت‌ اسلامی، امر تهیه و آموزش سلاح بر عهدة حكومت می‌باشد و سپاس خدای را كه به خوبی انجام می‌گیرد.
در «زیارت اربعین» می‌خوانیم:
و نصرتی لكم معدّة...
ای پیشوایان دین! من همیشه آماده یاری شما هستم.
و این ابراز صریح آماده بودن مسلمانان است و این آمادگی قطعاً باید با كردار باشد و شیعه در این آمادگی، حتماً باید قدرت دفاعی خود را بیشتر نماید.
همچنین در «زیارت جامعه‌» می‌خوانیم:
سلمٌ لمن سالمكم، و حربٌ لمن حاربكم.
ای پیشوایان دین! من در برابر هر كس كه با شما از در اطاعت و تسلیم درآمده، در سلم و آشتی هستم، و در برابر هر كس كه با شما جنگیده است، در حال جنگم!
این شعارهای شورآور و حماسه‌ساز، تفسیر حقیقی اقدام برای آمادگی نظامی منتظران مهدی(ع) است. این است كه باید مسئله آمادگی و «تمرین نظامی» را جدّی گرفت. باید این امر را مهم دانست، خصوصاً در جهان امروز كه ظالمان با توسل به زور و خشونت و زرّادخانه‌های خود، به فكر مقابله جدی با مسلمانان می‌باشند و می‌خواهند با قدرت توپ و تفنگ، و بمب و موشك، صدای عدالت‌خواهی و عدالت‌گستری را در گلو خفه نمایند. لذا باید عدالت‌خواهان و عدالت‌‌گستران، بیشتر از قلدران و ظالمان، مجهز و مسلح به پیشرفته‌ترین سلاح‌های نظامی باشند تا با آن‌ها در دل ستمگران، رعب و وحشت ایجاد كنند و از تهدید و تحقیر آنان بشریت، جلوگیری نمایند.
امروز ما خوشحالیم كه با پیروزی انقلاب اسلامی، این امر ـ آمادگی دفاعی ـ در بین اكثریت مردم عملی شده و با همت تشكل مقدس بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی میلیون‌ها نفر با آموزش‌های نظامی به جبهة «منتظران آماده» پیوسته‌اند و همیشه آماده در سنگر مبارزه با ذلت‌پذیری و استعمارزدگی، به فراهم نمودن مقدمات تشكیل حكومت حضرت مهدی (عج) مبادرت می‌ورزند و نهادهای نظام اسلامی با ایجاد بسترهای مناسب برای تربیت منتظران مهدی(عج) در تمام ابعاد، برنامه‌ریزی می‌كنند. لیكن باید دانست كه آمادگی نظامی ما، فقط و فقط به خاطر دفاع از مظلومان و مستضعفان در قبال زورگویان و ستمگران می‌باشد و دولت مقتدر مهدوی نیز برای رفاه حال بشریت و نجات عدالت و آزادی از چنگ ظالمان، دست به اسلحه می‌برد و بر اساس نص صریح قرآن كریم، مسلمانان با یكدیگر مهربان و با كافران، برخوردی شدید دارند:
محمد رسول‌الله و الذین معه أشدّاء علی‌الكفار رحماء بینهم.12
محمد پیامبر خداست؛ و كسانی كه با اویند، بر كافران ‍‌[و] با همدیگر مهربانند.
بالاتر این‌كه، باید بدانیم باتشكیل دولت مهدی(عج)، جهانی آكنده از صلح و صفا و صمیمیت ایجاد شده و همة جهانیان از تشكیل این دولت ابراز خوشنودی خواهند نمود و بشر به بیشترین و بهترین آرامش و پیشرفت و علم و اندیشه دست پیدا خواهد كرد و این گونه، آینده از آن مسلمانان عدالت‌گستر خواهد بود.

پی‌نوشت‌ها:


1. حكیمی، محمدرضا، خورشید مغرب، صص 270 تا 273.
2. پایان شب سیه، ص 15.
3. حكیمی، همان، ص 274، به نقل از بحارالانوار ج 52، ص 366.
4. حقوق فراموش شدة امام زمان، ص 43.
5. محدث قمی، مفاتیح الجنان فصل «زیارت‌های حضرت صاحب الامر(ع)».
6. كریمی جهرمی، علی، مهدی، مقتدای مسیح، ص 139.
7. نهضت سربداران خراسان، ص 15 و 16.
8. حقوق فراموش شده امام زمان، ص 44.
9. ویژه‌نامة شمس ولایت، سال 1379، ص 103.
10. حقوق فراموش شده امام زمان، ص 44.
11. همان، ص 45.
12. سوره فتح (48) آیه 29.


چهارشنبه 1/6/1391 - 11:48 - 0 تشکر 523157

نگاهی به ویژگیهای جامعه مهدوی

منبع:روزنامه جام جم

انسانها همیشه در آرزوی رسیدن به جامعه ای هستند كه در آن، آسایش، رفاه، امنیت و خواسته های معقول وجود داشته و به آسانی به آن برسند، عدالت و برابری نیز خواسته آرمانی دیگر انسان است.در نگرش قرآن، آفرینش و كیهان برای انسان و تأمین نیازهای مادی و معنوی اوست، از این روی عظمت انسان وقتی روشن می شود كه عظمت این هستی باز شناخته شود. وقتی این رویكرد و نگرش در قرآن نسبت به انسان وجود دارد، باید هدفی مهم وغایتی بزرگ برای او در پیش روی باشد.
بعثت انبیای الهی را نیز می توان از عظمت انسان و اهمیت وجودی او شمرد كه خداوند او را بزرگ داشته و تكریم نموده (اسراء/70) و رسولانی از جانب خود برای آشنایی با زندگی درست و راه راست در خدمت انسان قرار داده است. این انگیزه نیز از غایتی بزرگ برای انسان خبر می دهد. از این روی، انسان با تأمل در این امور، به تأمل در غایتی بزرگ می رسد كه آینده او را تعیین می كند.
انسانها خواسته های مادی و معنوی بزرگی در فراروی خود دارند و این نیازهای انسان مراتبی دارد. انسان با تأمین نیازهای اولیه برای رسیدن به نیازهای عالی در حركت است. هرگاه نیازهای انسان فراتر رود، به غایت مورد نظر نزدیك خواهد شد.
دانشمندان بزرگ برای رسیدن انسان به بستر حركت به سوی تعالی و جامعه ای ایده آل برنامه و طرحهای علمی آرمانی ترتیب داده اند تا انسان ضمن رسیدن به نیازهای «ادنی» به نیازهای «اعلی» توجه و متمركز شود. افلاطون نقشه «اتوپیا» برای انسانیت طرح می كند. ابونصر فارابی از «مدینه فاضله» سخن می گوید، توماس از «شهر آفتاب» می گوید، «مور» به «بهشت زمینی» نوید می دهد، ماركس جامعه بی طبقه را برای آینده تاریخ پیش بینی می كند. رویكرد نخبگان بشری به سوی جامعه آرمانی و رسیدن به آن بوده و برای رسیدن به آن طرحهای فراوانی ارائه داده اند. بنابراین انسان در هستی مقام و منزلتی دارد و رسیدن به غایت عالی برای او مهم بوده است، این خود نكته ای مهم است كه انسانها در كنار نیازهای مادی، به یك ضرورت توجه خاص دارند و آن غایتمندی تاریخ است. هر كس بر اساس جهان بینی خود غایتی برای تاریخ پیش بینی نموده است.
پیامبران الهی از آن غایت سخن گفته و برای تحقق آن كوشیده و در این راه ایثار و جهاد نموده اند. پیشوایان راستین ما از آن سخن گفته و اهتمام داده اند تا نیازهای واقعی روشن شود و از آینده پیش روی او و شرایط آن خبر داده اند، اما همواره موانعی برای نیل انسان به این مرحله از معرفت وجود داشته، لذا انسان در طول تاریخ همواره در آرزوی نیل به مراتب نیازهای مختلف بوده است.
در این راستا سؤالهای فراوانی مطرح می شود كه؛ آیا همه انسانها یكدست و یك جهت به این مرحله از معرفت رسیده اند، كه آرمان واحد داشته باشند، آیا آرمانگرایی خواسته همه طبقات اجتماعی است؟ آیا جوامع انسانی به سوی تشكیل جامعه ای بزرگ در حركتند كه آرمانهای مشترك و بزرگ داشته باشد؟ آیا انسان از نظر معرفتی به مرحله فراتر از نیازهای مادی رسیده است؟ جهت حركت و رویكرد جامعه جهانی به كدام سوی رهبری می شود؟ توصیف جامعه ای كه فراروی بشر است، چگونه است؟
آیا جامعه ای كه شیعه در عصر ظهور در انتظار آن است، همان جامعه آرمانی تمام انسانهاست؟ خلاصه اینكه جامعه مهدوی چگونه جامعه ای است و چه مشخصاتی دارد كه بتواند جامعه آرمانی مشترك بین انسانها باشد، آیا جهانی سازی در سایه این آرمان قابل تصور است؟ و اصولاً محوریت جامعه جهانی بر اساس نیازهای فرامادی انسان شكل خواهد گرفت؟ یا محوریت جهانی سازی تنها رویكرد اقتصادی خواهد داشت.
رسیدن به جامعه عاری از هر گونه ظلم و تعدی و لبریز از عدالت، آرمان بزرگ انسان و وعده بزرگ الهی است، كه هنوز به صورت كلان و فراگیر محقق نشده تا بشریت تحت لوای این اندیشه زندگی كند، و در فرصت ایجاد شده و امنیت حاصل از آن، به نیازهای فرا مادی خود اندیشه نماید، و آنچه در كتابهای آسمانی وعده داده شده عینیت یابد؛ انسان قرنهاست در حسرت ایجاد امنیت در جهان است، سلاحهای آتشین و بمبهای اتم علاوه بر خاك و خون كشیدن انسانها، موجودات دیگر را نیز به آتش خشم و هوی و هوس می سوزاند و نظام هستی را به هم می زند، در روزگاری كه جنایتهای استعمارگران و امپریالیسم و صهیونیسم، انسانیت را به ستوه آورده و از زندگی نا امید كرده و یأس را بر زندگی انسانها حاكم نموده است، انسان عصر حاضر چشم انتظار نجات بخش آسمانی است، چنانكه پیش از برانگیخته شدن انبیای الهی، در چنین انتظاری به سر می برد.
انسان امروز از لحاظ تكامل اقتصادی و فناوری به حدی پیشرفت كرده كه فاصله آن با تكامل معرفتی و معنوی حیرت آور است، جهان غرب رو به سوی بحران بزرگ معنوی نهاده و این بحران را بر جهان حاكم كرده است. انسان متوجه این بحران بزرگ روحی شده و برای رهایی از این بحران معرفتی به دنبال راه نجات است. انواع تجارب حكومتی در جهان ناكارآمدی خود را نشان داده، طبقات حاكم با اندیشه های مختلف و برنامه های متنوع فاقد توان لازم برای اغنای روح بزرگ و عدالت گرای انسان شده اند. بشریت، ماركسیسم و فئودالیته، امپریالیسم و سایر نظامهای حكومتی را با تجربه تلخی پشت سر گذاشته و به دنبال چیزی فراتر از این ساختارهاست. دین اسلام ایدئولوژی و جهان بینی استواری برای رهایی انسان از سرابهای مهلك ارائه داده و از منجی بزرگی سخن گفته كه فراتر از اندیشه های زمینی و پوسیده است.
شیعه جامعه ای آرمانی را برای رهایی از زنگارها و زنجیرهای اسارت قابل تحقق و تجلی می داند كه با حركت تدریجی ندای فطرتهای پاك سازگار است و به تشكیل جامعه مهدوی منجر خواهد شد.

انقلاب مهدوی


انقلاب به معنی دگرگون شدن است. اساسی ترین دگرگونی و علل اصلی انقلابها را عنصر فرهنگ تشكیل می دهد. در جامعه مهدوی، اصلاح فرهنگ زیربنای تمام اصلاحات خواهد بود با دگرگونی و تكامل فرهنگی، حركت به سوی جامعه مهدوی و عدالت علوی، تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی را تحت الشعاع قرار می دهد. با ظهور امام زمان(عج) انقلابی فراگیر در جهان محقق خواهد شد. انقلاب به معنای كامل واژه روی خواهد داد؛ انقلابی فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی كه تمام ابعاد جامعه را دگرگون سازد. در انقلاب حضرت، جمعیت جهان از یك فرهنگ و دین واحد پیروی خواهند نمود؛ حكومتی بر اساس دین با تعمیق فرهنگ دینی و توسعه همه جانبه آن در جهان و یكدست شدن فرهنگ و حركت جامعه به سوی تعالی، از نتایج انقلاب مهدوی خواهد بود.
رشد معنویت و اخلاق در آن موجب رشد و تعالی خواسته های انسان خواهد بود. از ویژگیهای مهم انقلاب مهدوی و جامعه علوی، رویكرد مردم جهان بخصوص مسیحیان و یهودیان به اسلام است. (ینابیع المودة / ص422)
زدودن ناخالصی ها و خرافات از چهره اسلام و ارائه كامل اسلام ناب از عوامل گرایش مردم به دین اسلام خواهد بود. حضرت مهدی(عج) در انقلاب خود چنان به دین عمل می كند و مردم را به آن فرا می خواند كه گویا دین تازه ای آورده است. (عصر زندگی/ حكیمی/ ص253)
امام كاظم (ع) در تفسیر آیه «اعلمو ان ا... یحی الارض بعد موتها» می فرماید: خداوند زمین را با مردانی زنده می كند كه یاوران مهدی در اجرای عدالت هستند. (مكیال المكارم/ ج1/ ص81)
انقلاب فراگیر مهدی(عج) انقلابی است كه مردم جهان در انتظار آن هستند و از آن استقبال می كنند، مگر اندكی كه مخالف آن هستند و آنها نیز در سیل انقلاب آن حضرت محو می شوند. (الارشاد/ مفید/ ج2/ ص381)
اقتصاد جهان در این انقلاب دگرگون می شود، فقر از جهان برچیده می شود، خواسته های انسان بیشتر فرامادی شده و نیازهای او تغییر ماهیت می دهد. انسان از ثروت اندوزی دل می كند، از این رو همه مردم به سطحی از زندگی كه معاش خود را تحصیل كنند، خواهند رسید. یكی از علل فقر، انحصار ثروت در دست عده خاصی است؛ چنانكه امروزه 75 درصد ثروت جهان در دست اقلیت است. این نظام اقتصادی در عصر مهدوی فرو می پاشد و نظام عدالت محور جایگزین می شود و مردم با امنیت خاطر به نیاز خود می رسند و به آن قانع می شوند.
ثروت اندوزی انسان و علاقه به انباشت نقدینگی و تصاحب املاك، آز و حرص به دارایی و علایقی از این قبیل، از مشكل معرفتی انسان ناشی می شود كه اگر این مشكل حل شود، بسیاری از بحرانهای اقتصادی و فقر طبقاتی از جامعه ریشه كن خواهد شد. نبود برنامه تربیتی و معرفتی، انسان را از مسیر انسانیت به مسیر مادی سوق داده است. وقتی برای تربیت انسان و بیدار كردن وجدان و فطرت الهی برنامه ای ارائه شد، این مشكل رفع خواهد شد.
علاوه بر این، بر اساس روایات معتبر، زمین گنجهای پنهانی خود اعم از معادن و محصولات كشاورزی را در جامعه مهدوی و زیر سایه حكومت آن حضرت بیرون خواهد ریخت. این روایات با آیات قرآن سازگاری دارد. «اگر اهل آبادیها به خداوند ایمان بیاورند، درهای رحمت و نعمتهای الهی از آسمان و زمین به روی آنها گشوده خواهد شد. (اعراف/69) دوره حكومت مهدی(عج)، اوج ایمان انسان به خداوند شروع می شود «مردم در سایه حكومت مهدوی(عج) بی نیاز می شوند، با روزیهای خداوند و بركات او...» (منتخب الاثر/ ص482)
در جامعه مهدوی زمین آباد می شود و هیچ خرابه ای در آن یافت نمی شود و تمدن در اوج شكوفایی خود قرار می گیرد.
انقلاب سیاسی و حكومت امام مهدی(عج) واژگون شدن تمام حكومتهای ظالمانه را در پی خواهد داشت. امیرالمؤمنین(ع) در توصیف حكومت او چنین می فرماید: «آگاه باشید فردایی در پیش رو دارید كه زمامداری بر شما حكومت خواهد كرد كه از همه حكومتهای رایج دنیا متفاوت خواهد بود، او با كارگزاران ناشایست برخورد نموده، آنها را كیفر خواهد داد. زمین و آسمان در دوره او از داشته خود مضایقه نكنند و... گنجهای خود را به روی او نمایان و عرضه كنند. روش او عادلانه و سنت پیامبر(ص) به وسیله او زنده و با دلایل روشن و برهانهای آشكار بر شما حكومت خواهد كرد و لذت عدالت را در سایه حكومت او خواهید چشید، احكام قرآن و سنت نبوی توسط او زنده و نمایان خواهد شد». (نهج البلاغه/ خطبه183)
امام رضا (ع) می فرماید: «در حكومت او هرگونه جور و ستم برچیده و زمین از ستمگران پاكیزه و با عدالت فرمانروایی كند و در حكومت او هیچ كس تعدی به حقوق دیگری نكند». (الارشاد/ مفید/ ص384)


امنیت در جامعه مهدوی


انسانها و همه موجودات ذاتاً امنیت گرا هستند، خانه و آشیانه خود را در جای امن و محفوظ بنا می كنند، امنیت، نیاز روحی انسان و مایه ترقی و تعالی و رشد مادی و معنوی انسان است. در سایه امنیت، جوامع تشكیل شده و نسل انسان و حیوانات تزاید یافته، امنیت مساوی با حیات انسانی است، تمدنها و علوم در سایه امنیت شكل گرفته و توسعه یافته است، امنیت اساسی ترین عنصر جوانه زدن تمدن و شكوفایی آن است، امنیت عنصری است كه در رشد تمام جوانب حیاتی انسان نقش مهم دارد، امنیت در اقتصاد و توسعه تمام علوم و فنون و حفظ میراث تمدنها و اشكال آن نقش بنیانی دارد.
امروزه مهمترین نیاز از دست رفته انسانها امنیت است. امنیتی كه در قرآن مد نظر است، حقوق تمام موجودات شمرده شده و بسیار دقیق و جامع است. امنیتی كه در جامعه مهدوی مد نظر است، با معیار قرآنی برقرار می شود. عدالت گستری كه روایات در جامعه مهدوی به آن تأكید دارند، برگرفته از امنیت فراگیر و وسیع است.
در جامعه مهدوی، برچیده شدن یكسره ظلم یك وصف حقیقی است كه در سایه امنیت حاصل از بركت وجودی آن حضرت محقق خواهد شد. طبق روایات، رعب و وحشت در سایه عدل و قسط آن دادگستر بزرگ محو و نابود خواهد شد. (منتخب الاثر/ ص478)


روابط اجتماعی در جامعه مهدوی


وجود مراكز كیفری و دادخواهی، ریشه در وجود اختلافهای اقتصادی و اجتماعی دارد كه كینه ها را به گونه ای در جامعه گسترانده است كه روان انسانها را آزرده نموده و مانع رشد و تعالی انسان شده است. از ویژگیهای جامعه مهدوی، پاك شدن كینه ها از دل مردمان و گسترش صلح جهانی در بین بشریت است، مدینه فاضله ای كه قرنها انسان منتظر آن بوده، در این عصر تحقق پذیر است.پس از قیام مهدی(عج) و برقراری حكومت، رفاقت و دوستی و صمیمیت در جامعه فراگیر می شود تا حدی كه در برآوردن نیازهای همدیگر از اموال خود چشمپوشی كند. این آرمان همه ائمه(ع) بوده است.پیامبر اكرم(ص) پس از ورود به مدینه اولین اقدامی كه در راه بسط و استقرار حكومتش انجام داد، ایجاد پیمان اخوت میان مردم مدینه بود و پیمان مسالمت آمیز با دیگر پیروان ادیان. امام مهدی(عج) نیز با تأسی از سیره جدش این رابطه را در تمام جهان برقرار خواهد كرد.
صداقت و ایجاد اطمینان بین مردم در پیوند و همبستگی اجتماعی نقش مهمی دارد. وقتی دلها شفاف و نزدیك شد و قلوب متحد گردید، جامعه سرشار از ایمان خواهد بود و در سایه ایمان و اعتماد متقابل است كه انسان از نظر معنوی به رشد و ترقی می رسد.آرامش روانی و آسودگی خاطر، در سایه پیوند و برادری قابل دسترسی است. كینه، حسد، بدبینی و... رذیلتهایی هستند كه اطمینان خاطر را از بین برده و دشمنی و عقده را جایگزین می كند. امام مهدی(عج) این زمینه را با تدبیر و مدیریت الهی ایجاد خواهد كرد.
حضور امام در جامعه ما موجب آرامش دلها و نزدیكی قلوب است، چنانكه قرآن حضور پیامبر(ص) را مایه پیوند قلبهای مؤمنان می داند و از مؤمنان به «برادران همدیگر» تعبیر می كند، قرآن با این تعبیر از نقش ایمان در بین مؤمنان خبر می دهد و از یك واقعیت عینی پرده برمی دارد كه انسان در سایه ایمان و الفت قلبی تا حدی به رشد می رسد كه هیچ چیزی برای او جز خدا ارزش نیست.خدا در قرآن، پیامبر (ص) را الگوی كامل برای تمام انسانها معرفی می كند. پیامبر(ص) هیچ نیازمندی را رد نكرد و هرچه در توان داشت، امداد می كرد. خاندان آن حضرت نیز این گونه بوده و با این آرمان در فكر اصلاح انسان می كوشیدند تا همه انسانها به این مرتبه از معرفت نایل شوند. رسیدن به این پایه از معرفت در جامعه مهدوی یك آرمان عینیت یافته است.
انسان در جامعه مهدوی با تأسی از فرمانروای عادل خود كه زندگی بسیار ساده و عاری از هر گونه تظاهر دارد، با نیازهای مادی كاذب فاصله می گیرد و به آنچه نیاز واقعی است می رسد و در مرحله ای از شهود كه نهایت معرفت است، قرار می گیرد و وعده های قرآن و پیامبران جامه عمل می پوشد.
امام مهدی(عج) در اطاعت خداوند و خضوع در برابر عظمت الهی مثل جدش امیرمؤمنان به مرحله ای می رسد كه تمام كائنات مطیع او می شوند، و انسان نیز یكی از اجزای این كائنات است. تصرف در هستی و ولایت تكوینی در جامعه مهدوی، چنین نمایان می شود. با این عظمت كه در سایه آن عدالت در هستی لبریز می شود و لبریز شدن عدالت به آن معناست كه تمام ذرات هستی به تعادل و نقطه اعتدال می رسند، و گرگ و میش در كنار هم زندگی می كنند و دشمنیها از جهان ریشه كن می شود و آفرینش معنای خود را نشان می دهد و تمام لذتهای مادی در برابر این تصویر موزون و زیبا از هستی با محوریت قطب عالم امكان بسیار ناچیز است، و زیباتر از آن تصویر كرنش و عبادت و اطاعت بی سابقه انسان به ساحت قدس الهی به قیادت آن یوسف زهرا (س) و نور چشم مصطفی (ص) است

چهارشنبه 1/6/1391 - 11:50 - 0 تشکر 523159

شباهت های ظهور با قیامت - بخش اول


- ایام اللهاز مفاهیم بلند و پربار قرآن كریم عنوان ایام الله است كه در دو آیه بكار رفته است، و از مجموع احادیث معصومین‌(علیهم‌السلام) و سخنان مفسرین چنین بدست می‌آید كه مقصود از ایام الله؛ روزهایی است كه قدرت و عظمت خداوند در آنها بطور كامل نمودار گردیده و نیروهای مردم بی‌اثر مانده و از كار افتاده است.بی‌تردید همة روزها را خداوند آفریده است و به او تعلق دارند. همان‌طور كه همة مكان‌ها از آنِ اوست. اما قسمتی از زمان‌ها و مكان‌ها به سبب ویژگی خاصی به خداوند انتساب یافته‌‌اند و به نام اقدس او اضافه شده‌اند. مانند خانة‌ كعبه كه بیت‌الله نامیده شده و روزهای خاصی كه عزت و قدرت و عظمت خداوند در آن‌ها كاملاً آشكار گردیده است و ایام‌الله خوانده شده‌اند همچون روزهایی كه نعمت‌های الهی مردمان را فرا گرفته و روزهایی كه بلا و گرفتاری و عذاب بر آنان نازل گردیده است. (1)
پس از این مقدمه كوتاه شایان توجه است كه از جمله شباهت‌های دوران ظهور حضرت بقیة الله (عجل‌الله‌تعالی فرجه الشریف) به قیامت؛ آن است كه هر دو هنگام، مهم‌ترین و روشن‌ترین مصادیق ایام‌الله به شمار آمده‌اند. چنان‌كه در احادیث، امام باقر و امام صادق (علیهما‌السلام) فرموده‌اند: ایام‌الله عزوجل ثلاثة؛ یوم یقوم القائم (علیه‌السلام) و یوم الكّرة و یوم القیامة(2) (روزهای مخصوص ) خداوند عزو جل سه روز است: موقعی كه حضرت قائم (عجل‌الله‌تعالی فرجه الشریف) به پا خیزد، دوران رجعت و روز قیامت.
اكنون دو آیه‌ای كه مفهوم ایام الله در آنها به كار رفته است را مورد یادآوری قرار می‌دهیم.
(لقد ارسلنا موسی بآیاتنا أن أخرج قومك من الظلمات الی النور و ذكرهم بأیام الله؛(3) ما موسی را با آیات خود فرستادیم كه قوم خویش را از تاریكی‌ها به سوی نور بیرون ساز و آنان را به ایام الله یادآوری كن.
(قل للذین آمنوا یغفروا للذین لا یرجون ایام الله)؛ (4) به كسانی كه ایمان آورده‌اند بگو: از آنانی كه نسبت به ایام الله امیدوار نیستند، درگذرند.
در آیة نخست یادآوری ایام الله مورد تأكید قرار گرفته و در آیه دوم ناامیدی و بی‌اعتقادی نسبت به ایام الله به طور ضمنی نكوهش گردیده است . یعنی باید نسبت به ظهور امام عصر (عجل‌الله‌تعالی فرجه الشریف) و برپایی قیامت اعتقاد راسخ داشت و آنها را از یاد نبرد. به عبارت دیگر باید اندیشه و رفتارمان با هماهنگی كامل در جهت صحیحی فعالیت كنند تا آمادة حضور در آن ایام خطیر بوده و مورد لطف و عنایت خاص خداوند قرار گیریم. چنانكه مولای متقیان علی (علیه‌السلام) در وصف بندگان خاص خداوند فرموده است: یذكّرون بایام الله و یخوّفون مقامه؛ (5) روزهای خداوند را بسیار یادآوری می‌‌كنند و از جایگاه (عظمت و كیفر سخت) او را هشدار می‌دهند.

9- یوم الخروج


از مفاهیم بلند قرآنی كه مشتمل بر یكی از شباهت‌های هنگامه ظهور حضرت بقیة الله (عجل‌الله‌تعالی فرجه الشریف) به صحنة قیامت است، یوم الخروج است.
یوم الخروج فقط یك بار در قرآن كریم یاد شده و راجع به آن سه تفسیر بیان گردیده است.
ـ زمان اقدام مسلحانه حضرت امام قائم (علیه‌السلام) ؛
ـ دورة رجعت و بازگشت جمعی از اموات به جهان؛
ـ ‌بیرون آمدن تمامی مردگان از قبرها در قیامت.
خروج واژه‌ای عربی و به معنای بیرون رفتن است و نیز به معنای شورش كردن و به جنگ و مخالفت با كسی برخاستن، به كار می‌رود. در احادیث بسیاری از اقدام مسلحانة حضرت مهدی (عجل‌الله‌تعالی فرجه الشریف) برای برقراری عدل و داد با اصطلاح خروج یاد شده است كه به چند نمونه بسنده می‌كنیم:
حذیفه می‌گوید از رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله و سلم) شنیدم كه فرمود: هرگاه وقت خروج حضرت قائم (علیه‌السلام) فرا رسید منادی از سوی آسمان فریاد می‌زند: ای مردم! دوران حكومت جباران و سركشان به سرآمد و بهترین افراد امت محمد (صلی‌الله علیه و آله و سلم) كارفرمانروایی را به دست گرفته است.
پس در مكه به او ملحق شوید. در آن هنگام نجبا از مصر، و ابدال از شام، و گروه‌های عراقی كه عابدان شب و شیران روز می‌باشند و دلهایشان همچون پاره‌های آهن است بیرون می‌روند و بین ركن و مقام با او بیعت می‌كنند.(6)
روزی حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به فرزندش حسین (علیه‌السلام) نگاهی افكند و فرمود: این فرزندم سید است هم چنان‌كه رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله و سلم) او را سید نامید. خداوند از صلب او مردی را پدیدار خواهد ساخت كه همنام پیامبر شماست. در خلقت و خوی شبیه اوست. به هنگام غفلت از سوی مردم و میراندن حق، و آشكار نمودن ستم خروج خواهد كرد. به خدا سوگند اگر خروج نكند گردنش را می‌زنند. با خروج او اهل و ساكنان آسمان‌ها خوشحال می‌شوند.(7)
محمدبن علی حلبی می‌گوید از امام صادق (علیه‌السلام) شنیدم كه می‌فرمود: اختلاف بنی العباس (از نشانه‌ها یا تقدیرهای) حتمی است و ندای آسمانی از (امور) حتمی است و خروج حضرت قائم (علیه‌السلام) از (مقدرات) حتمی است. پرسیدم: ندا چگونه خواهد بود؟
فرمود: اول روز، گوینده‌ای از آسمان اعلام می‌دارد توجه كنید كه علی (علیه‌السلام) و شیعیانش رستگارند. و منادی دیگر در آخر روز بانگ می‌زند توجه كنید كه عثمان و پیروانش رستگارند.(8) گفتنی است كه در احادیث دیگر بیان شده كه ندا كنندة دوم شیطان است برای اینكه باطل جویان را به تردید اندازد. چند تن از محدثان شیعه از امام صادق (علیه‌السلام) نقل كرده‌اند كه فرمود: قائم ما اهل بیت (علیه‌السلام) روز جمعه خروج خواهد داشت. (9)
در تفسیر علی بن ابراهیم قمی ـ كه منسوب به امام صادق (علیه‌السلام) است ـ آمده كه فرمودند: منادی نام حضرت قائم (علیه‌السلام) و نام پدرش (علیه‌السلام) را بانگ می‌زند و اعلام می‌دارد بر اینكه خداوند می‌فرماید: (یوم یسمعون الصیحة بالحق ذلك یوم الخروج)؛(10)
روزی كه آن صیحه را به حق می‌شنوند آن هنگام روز خروج است. فرمود: صیحه ( و فریاد آسمانی) به نام حضرت قائم (علیه‌السلام) از سوی آسمان است. آن هنگام روز خروج است. سپس فرمود: این همان زمان رجعت می‌باشد. (11)
البته ظاهر آیة كریمه راجع به قیامت و هنگام بیرون آمدن از قبرهاست و این تعبیر محكم هرگونه توجیه و تأویلی را دربارة معاد جسمانی باطل می‌سازد،‌و جایی برای بحث و مناقشه در این زمینه باقی نمی‌گذارد. به خصوص آنكه عنوان خروج در آیة دیگر با صراحت بیشتر یاد شده است. می‌فرماید: یوم یخرجون من الاجداث سراعا؛ (12) روزی كه از گورها به سرعت خارج می‌شوند. و تعبیر به صیحه در آیة مورد بحث اگر دمیدن اسرافیل در صور باشد؛ مقصود از یوم الخروج هنگام بیرون شدن از قبرها برای تمامی افراد از اولین و آخرین است. و چنانچه مقصود صیحه و ندای جبرئیل (علیه‌السلام) باشد مربوط به خروج وبه پا خاستن مؤمنان برای جهاد و نصرت دین و یاری امام زمان (علیه‌السلام) است. و اگر راجع به رجعت باشد مقصود بازگشت ستمكاران بزرگ برای انتقام گرفتن از آنها و بازگشت مؤمنان برای تشرف به محضر ائمه اطهار (علیهم‌السلام) است.

10- یوم موعود


ظهور و برپایی دولت حقه امام عصر (عجل‌الله‌تعالی فرجه الشریف) وعدة بزرگ الهی است كه همواره توسط انبیاء‌ و اولیاء‌ و همچنین در آیات قرآن كریم مورد تأكید واقع گردیده است كه در اینجا به ذكر چند نمونه از آیات و احادیث بسنده می‌كنیم. (13)
(وعدالله الذین امنوا منكم و عملوا الصالحات لیستخلفنّهم فی الارض كما استخلف الذین من قبلهم و لیمكنّن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنّهم من بعد خوفهم امناً یعبدوننی لا یشركون بی شیئاً؛ (14) خداوند به كسانی از شما كه ایمان دارند و كارهای شایسته به جای آورده‌اند، وعده فرموده: كه (در زمان ظهور امام قائم (علیه‌السلام)) در زمین خلافت دهد. چنان‌كه كسانی‌كه پیش از شما بودند را جانشین پیشینیان خود ساخت و البته دین پسندیدة آنان را بر همه جا مسلط و نافذ گرداند و حتما بر همة مؤمنان به جای ترس و هراس (از دشمنان) ایمنی كامل عطا می‌فرماید كه مرا بدون هیچ‌گونه شرك پرستش نمایند.
(حتی اذا رأوا ما یوعدون اما العذاب و اما الساعة فسیعلمون من هو شر مكانا و اضعف جندا)؛ (15) تا آنگاه كه آن‌چه وعده شده‌اند را به چشم خود ببینند كه یا عذاب (و كیفر) دنیاست و یا فرا رسیدن ساعت (قیامت) به زودی خواهند دانست كه كدامیك (از مؤمنان و كافران) جایگاهش بدتر و سپاهش ناتوان‌تر است.
شیخ كلینی قدس سره از امام صادق (علیه‌السلام) روایت آورده كه فرمود: قول خداوند تا آ‌ن‌گاه كه وعده شده‌اند را به چشم خود ببینند؛ خروج حضرت قائم (علیه‌السلام) است. و همان ساعت است. در آن روز (كافران) خواهند دانست كه از سوی خداوند به دست ولیّ و قائم او (علیه‌السلام) چه بر سرشان خواهد آمد. و قول خداوند كدامیك جایگاهش بدتر است؛ یعنی نزد قائم (علیه‌السلام) ...(16)
(خاشعه ابصارهم ترهقهم ذله ذلك الیوم الذی كانوا یوعدون)؛(17) (آن‌ روز) در حالی (فرا رسد) كه چشمانشان به خواری فرو افتاده و ذلّت آنان را فرا گرفته است. همان روزی كه (توسط فرستادگان خداوند) به آنها وعده می‌شود.
از امام باقر‌(علیه‌السلام) روایت است كه راجع به این آیه كریمه فرمود: مقصود روز خروج (و قیام مسلحانة) حضرت قائم‌(علیه‌السلام) است.(18)
(حتی اذا رأوا ما یوعدون اما العذاب و اما الساعه فسیعلمون من هو شر مكانا و اضعف جندا)(19) تا آنگاه كه وعدة (عذاب) را به چشم خود ببینند كه یا (به كشته شدن و عقوبت) عذاب دنیاست و یا فرا رسیدن ساعت (مقرر). به زودی خواهند دانست كه كدام یك (از مؤمنان و كافران) جایگاهش بدتر و سپاهش ناتوان‌تر است.
راجع به این‌ آیه امام صادق‌(علیه‌السلام) فرمود: آن (روز) خروج حضرت قائم‌(علیه‌السلام) یعنی همان ساعت است. در آن روز به سبب آنچه از سوی خداوند به دست ولیّ او فرود می‌آید؛ (عاقبت كارشان را) خواهند دانست كه كدامیك جایگاهش بدتر است یعنی نزد حضرت قائم‌(علیه‌السلام) .(20)
حتی اذا رأوا ما یوعدون فسیعلمون من اضعف ناصرا و اقل عددا؛(21) تا آن‌گاه كه عذاب موعود خود را به چشم ببینند، خواهند دانست كه كدامیك (از شما یا آنان) یارانشان ضعیف‌تر و افرادشان كم‌تر است.
از امام موسی كاظم‌(علیه‌السلام) روایت شده كه فرمود: منظور (از آن وعده) حضرت قائم‌(علیه‌السلام) و یاران او می‌باشد.(22) گفتنی است كه از القاب مشهور امام عصر‌(عجل‌الله‌تعالی فرجه الشریف) موعود است. محدث عالی‌قدر، مرحوم حاج‌میرزا حسین نوری(‌قدس‌سره) در این‌باره فرموده است: در هدایه آن را از القاب شمرده و شیخ طوسی روایت كرده از حضرت سجاد‌(علیه‌السلام) كه راجع به آیه شریفه (و فی السماء رزقكم و ما توعدون فورب السماء و الارض انه لحق مثل ما انكم تنطقون)؛(23) و در آسمان است رزق شما و آنچه وعده می‌شوید. پس قسم به پروردگار آسمان و زمین كه آن حق است مثل آن‌كه شما سخن گویید. امام سجاد‌(علیه‌السلام) فرمود: این برخاستن و خروج قائم آل محمد‌(صلی‌الله علیه و آله و سلم) است. و ابن عباس نیز مثل آن را نقل كرده و احتمال می‌رود كه غرض آن حضرت تأویل رزق در آیه به ظهور آن جناب باشد كه سبب نشر ایمان و حكمت،‌و انواع علوم و معارف است و حقیقت رزق و حیات انسانی و عیش جاودانی در آن است.
چنانچه در آیة شریفة (فلینظر الانسان الی طعامه)؛(24) باید انسان به غذای خود بنگرد؛ طعام را به علم تفسیر فرموده‌اند،‌ و آنچه بعد از آن ذكر شده از دانه، انگور،‌زیتون، نخل و بساتین و چراگاه‌ها را به انواع علوم. در غیبت‌ نعمانی نیز از امام باقر‌(علیه‌السلام) روایت شده كه فرمود: در زمان آن حضرت به خلق حكمت داده می‌شود تا آنجا كه زن در خانة‌خود به كتاب خداوند و سنت رسول خدا‌(صلی‌الله علیه و آله و سلم) حكم می‌كند.
هم‌چنین احتمال می‌رود مقصود تفسیر (و ما توعدون) باشد. یعنی آن موعودی كه به شما داده شده و جمیع انبیاء، امت‌های خود را به آمدن او وعده داده‌اند. السلام علی المهدی الذی وعدالله به الامم ان یجمع به الكلم... و در زیارت آن جناب است والیوم الموعود و شاهد و مشهود(25). در این‌كه روز قیامت؛ موعود بزرگ خداوند است؛ نیازی به شرح و توضیح نیست. تنها به‌منظور تكمیل بحث به نقل سه آیه تبرك می‌جوییم.
(الیه مرجعكم جمیعا وعدالله حقا)؛(26) بازگشت همگی شما به سوی اوست كه این وعده حق الهی است.
فاذا جاء وعدالآخرة جئنا بكم لفیفا؛(27) و هرگاه زمان وعدة آخرت فرا رسد، شما را دسته جمعی (به صحنه رستاخیز) خواهیم آورد.
یا ایها الناس ان وعد الله حق فلا تغرّنّكم الحیاة الدنیا؛(28) ای مردم! البته وعده خداوند حقیقت دارد، پس مبادا كه زندگانی دنیا شما را بفریبد.

11- روز جدایی حق جویان از اهل باطل


از ویژگی‌های دوران ظهور حضرت ولیّ عصر‌(عجل‌الله‌تعالی فرجه الشریف) آن است كه مؤمنان و حق جویان از اهل باطل جدا می‌شوند. چنان‌كه در احادیث آمده است.
امیرمؤمنان علی‌(علیه‌السلام) فرمود: منادی در ماه رمضان از ناحیة مشرق هنگام سپیده دم ندا می‌دهد؛ ای اهل هدایت! جمع شوید. و یك منادی از سوی مغرب پس از ناپدید شدن سرخی شفق فریاد می كشد؛ ای اهل باطل! جمع شوید. فردای آن روز هنگام ظهر، رنگ خورشید تغییر می‌كند و زرد می‌شود. سپس سیاه و ظلمانی می گردد، و در روز سوم خداوند حق و باطل را از هم جدا می‌سازد و «دابة الارض» خروج می‌نماید و رومیان تا كهف پیش‌روی می‌كنند. آن‌گاه خداوند اصحاب كهف را همراه با سگشان برمی‌انگیزاند. یكی از آنان میلخا نام دارد و دیگری خملاها و اینان دو شاهدی هستند كه تسلیم حضرت قائم‌(علیه‌السلام) می‌باشند.(29)
عجلان ابوصالح می‌گوید امام صادق‌(علیه‌السلام) فرمود: روزها و شب‌ها به پایان نمی‌رسد تا این كه منادی از جانب آسمان ندا می دهد؛ ای اهل حق! جدا شوید. ای اهل باطل! جدا شوید. پس هر كدام از دیگری جدا می‌گردند. راوی گوید عرض كردم؛ اصلحك الله!(30) آیا پس از این ندا باز هم این‌ها به هم مخلوط خواهند شد؟ فرمود: خیر، خداوند در كتاب خود می‌فرماید: (ما كان الله لیذر المؤمنین علی ما انتم علیه حتی یمیز الخبیث من الطیب)؛(31) چنین نباشد كه خداوند مؤمنان را بر این حال كه هستند واگذارد تا این كه پلید را از پاكیزه جدا سازد.(32)
ابراهیم كرخی روایت كرده كه شخصی از امام صادق‌(علیه‌السلام) پرسید: آیا حضرت علی‌(علیه‌السلام) از لحاظ بدن توانا نبود و در انجام فرمان خدا قدرت نداشت؟ امام صادق‌(علیه‌السلام) فرمود: چرا. آن مرد گفت: پس چه مانعی داشت كه (از حقش) دفاع كند، یا از (غصب) حق خود جلوگیری نماید؟ امام صادق‌(علیه‌السلام) فرمود: (چون این مطلب را) پرسیدی پس جواب را بفهم. یك آیه از كتاب خداوند علی (علیه‌السلام) را از این كار بازداشت.
پرسید: كدام آیه؟ امام این آیه را خواندند: (لو تزیّلوا لعذّبنا الذین كفروا منهم عذاباً الیما)؛(33) اگر آنان (عناصر ایمان و كفر) از یكدیگر جدا شدند؛ البته افراد كافر را به عذابی دردناك معذب می‌ساختیم. در حقیقت خداوند را سپرده‌هایی بود كه در اصلاب مردمانی كافر و منافق قرار داشتند. حضرت علی‌(علیه‌السلام) پدران را نمی‌كشت تا آن‌گاه كه سپرده‌ها بیرون آیند و هنگامی كه آنان بیرون آمدند به قتال منحرفان پرداخت. قائم ما اهل بیت نیز همین‌طور است. ظاهر نخواهد شد تا این‌كه ودایع و سپرده‌های الهی بیرون آیند. و چون آنان خارج شوند بر كسانی كه باید، چیره خواهد گشت و (معاندان) را از میان برمی‌دارد(34)
از قیامت نیز در شش مورد از آیات قرآن كریم با عنوان یوم‌الفصلِ یاد شده است.(35)
و در آیات دیگری نیز جداسازی نیكان از بدان هرچند كه با هم پیوند خویشاوندی نزدیك داشته باشند بیان گردیده است.
و یوم تقوم الساعه یومئذ یتفرّقون؛(36) و روزی كه قیامت برپا گردد؛ آن هنگام مردم از هم جدا می شوند.
(وامتازوا الیوم ایها المجرمون)؛(37) امروز ای گنهكاران (از نیكان) جدا شوید.
(لن تنفعكم ارحامكم ولا اولادكم یوم القیامه یفصل بینكم؛(38) هرگز خویشاوندان و فرزندان شما روز قیامت سودی برایتان ندارند. (خداوند) میان شما جدایی می‌افكند.
(فضرب بینهم بسور باطنه فیه الرحمه و ظاهره من قبله العذاب)؛(39) در آن هنگام بین آنان (مؤمنان و منافقان) دیواری زده می‌شود كه دری دارد. در بیرون آن رحمت و برونش عذاب نمایان است.

12- عقوبت فراگیر


دوران ظهور حضرت بقیه‌الله‌(عجل‌الله‌تعالی فرجه الشریف) هنگام ریشه‌كن شدن كفّار و ظالمین است، و دست انتقام الهی همة كج‌اندیشان و بدكاران را فرا می‌گیرد. چنان‌كه در احادیث و ادعیه و زیارات بیان گردیده است.
ابوبصیر می‌گوید از حضرت امام صادق‌(علیه‌السلام) راجع به‌قول خداوند عزّوجلّ (هوالذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین كله و لو كره المشركون)؛ (40) اوست خداوندی كه رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همة دین (و تمام آیین‌ها) آشكار و پیروز سازد، هر چند كه مشركان از این امر اكراه دارند؛ سؤال كردم. امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: به خدا سوگند هنوز تأویل آن نیامده است. عرضه داشتم فدایت گردم، چه موقع (دستور) تأویل آن فرا می‌رسد؟ امام (علیه‌السلام) فرمود: آن‌گاه كه حضرت قائم (علیه‌السلام) به خواست خداوند متعال بپاخیزد. هرگاه او قیام كند هیچ كافر و مشركی نمی‌ماند، مگر اینكه از قیام آن حضرت ناخشنود باشد، تا حدی كه اگر كافر یا مشركی در دل سنگی باشد؛ آن سنگ (به اذن خدا به نطق آید و) گوید: در دل من كافر یا مشركی (پنهان) است، او را به قتل برسانید. پس مؤمنی می‌‌آید و او را می‌كشد.(41)
در دعایی كه سید ابن طاووس قدس سره نقل كرده چنین آمده است: به او (امام عصر (عجل‌الله‌تعالی فرجه الشریف) ) الهام كن تا هیچ پایه‌ای از آنان (دشمنان) را بر جای نگذارد، مگر این‌كه آن را ویران سازد. و هیچ رئیسی را، مگر این كه از پای درآورد. و هیچ نیرنگی را، جز این‌كه آن را باطل گرداند. و هیچ فاسقی را، مگر این‌كه بر او حد جاری كند. و هیچ فرعون گونه‌ای را، مگر اینكه نابود سازد. و هیچ پردة عزتی برای ظالمان را، مگر اینكه آن را بدرد. و هیچ پرچمی را، مگر این‌كه آن را سرنگون نماید. و هیچ حكومت و ریاستی را، مگر این‌كه آن را خوار سازد. و هیچ شیطانی را، مگر این‌كه آن را محدود و در فشار بگذارد. و هیچ سرنیزه‌ای را،‌مگر این‌كه آن را بسوزاند و... .(42)
در دعای دوران غیبت آمده: و اقتل به جبابرة الكفر و عمده و دعائمه، واقصم به رؤوس الضلالة و شارعة البدع و ممیتة السنة و مقویة الباطل و ذلل به الجبارین، و أبر به الكافرین و جمیع الملحدین فی مشارق الأرض و مغاربها و برها و بحرها و سهلها و جبلها حتی لا تدع منهم دیارا و لا تبقی لهم آثارا؛ به تیغ عدل او سركشان كفر پیشه را به قتل برسان و سران گمراهی را درهم بشكن و جباران و كافران عالم را به دست او خوار گردان، و منافقین و پیمان شكنان و تمام مخالفان و ملحدان را در شرق و غرب زمین و خشكی و دریا و كوه و دشت به باد فنا ده، تا این‌كه احدی از آ‌ن‌ها را باقی مگذاری و اثری از آنان برقرار نماند، و از لوث وجودشان بلاد خویش را پاك سازی.(43)
خداوند می‌فرماید: (هل اتاك حدیث الغاشیة وجوه یومئذ خاشعة عاملة ناصبة تصلی نارا حامیة)؛ (44) آیا خبر آن (عقوبت و عذاب) فراگیر به تو رسیده است؟ چهره‌هایی در آن روز ترسان و خوار است. همة كارشان رنج و مشقت است و به آتش سوزان می‌رسند.
ظاهر این آیات راجع به صحنه‌های هول انگیز قیامت است كه همة كافران وستمگران را فرامی‌گیرد و عذاب سخت آنان را می‌پوشاند. اما معنای تأویلی آن راجع به دوران ظهور و هنگامة قیام حضرت مهدی (عجل‌الله‌تعالی فرجه الشریف) است. چنانكه در حدیثی از امام صادق (علیه‌السلام) آمده كه پیرامون آیة كریمة : (هل اتاك حدیث الغاشیة)؛ آیا خبر آن (عقوبت و عذاب) فراگیر به تو رسیده است؟ فرمود: (یعنی) حضرت قائم (عجل‌الله‌تعالی فرجه الشریف) آنان (كفار و معاندین) را با شمشیر فرا می‌گیرد.
راوی پرسید: (مقصود از) چهره‌هایی در آن روز، ترسان و خوار است؛ چه می‌باشد؟ فرمود: خوارند چون توان برطرف كردن (عذاب و عقوبت) را ندارند. راوی عرضه داشت: عامله چه معنی دارد؟ فرمود: غیر از آنچه خداوند نازل فرموده است عمل كرده‌اند. راوی سؤال كرد: ناصبة معنایش چیست؟ امام (علیه‌السلام) فرمود: غیر از والیان امام (علیه‌السلام) را نصب نمودند. راوی گفت: از (تصلی نارا حامیة)؛ به آتش سوزان می‌رسند؛ مقصود چیست؟ فرمود: در دنیا به آتش جنگ در عهد حضرت قائم (علیه‌السلام) دچار می‌شوند و در آخرت به آتش دوزخ مبتلا می‌گردند.(45)

13- خواری و رسوایی مجرمان


از ویژگی‌های مهم هنگامة ظهور حضرت ولی عصر (عجل‌الله‌تعالی فرجه شریف) خواری و زبونی و ذلت كافران و ناپاكان است. روزگار روسیاهی و تباهی دشمنان دین است. دوران عزت ظاهری و قدرت پوشالی آنها به سرخواهد آمد. چنان‌كه روایات ائمه اطهار علیهم‌السلام بر این مطلب دلالت دارد.
در كافی از حضرت امام باقر (علیه‌السلام) روایت شده كه فرمود: هرگاه قائم (علیه‌السلام) بپاخیزد ایمان را بر هر ناصبی عرضه می‌كند. اگر به طور حقیقی آن را پذیرفت (كه هیچ)، وگرنه گردنش را می‌زند. یا اینكه باید جزیه بدهد، چنانكه‌ امروزه اهل ذمه جزیه می‌دهند. و همیان بر كمر می‌بندد و آنها را از شهرها به سوی شهرهای بزرگ می‌راند.(46)
همچنین از آن حضرت روایت شده كه دربارة آیة (ترهقهم ذلة ذلك الیوم الذی كانوا یوعدون)؛ (47)
ذلت آنان را فراگیرد، این همان روزی است كه (رسولان حق) به آنان وعده می‌دادند؛ فرمود: یعنی روز خروج قائم (علیه‌السلام) .(48)
معاویة دُهنی می‌گوید راجع به فرمودة خداوند (یعرف المجرمون بسیماهم فیؤخذ بالنواصی و الاقدام)؛ (49) مجرمین از چهره‌یشان شناخته می‌شوند كه از موهای جلو پیشانی و پاهایشان (آنان را) بگیرند؛ امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: ای معاویه در این‌باره چه می‌گویند؟ عرضه داشتم: چنین پندارند كه خداوند تبارك و تعالی در قیامت مجرمین را به چهره‌‌هایشان می‌شناسد. پس امر می‌شود؛ از پیشانی و پاهایشان آنان را می‌گیرند و به آتش در می‌‌افكنند. امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: چگونه خداوند تبارك و تعالی به شناختن خلایقی كه آنان را آفریده نیاز دارد؟ گفتم فدایت شوم، پس معنی این آیه چیست؟ امام (علیه‌السلام) فرمود: هرگاه قائم ما (علیه‌السلام) بپاخیزد؛ خداوند شناخت چهرها را به آن حضرت عطا می‌فرماید. آن‌گاه امر می‌كند كافران را با پیشانیها و قدم‌هایشان بگیرند و از دم شمشیر بگذرانند.(50)
در قیامت نیز خواری و رسوایی مجرمان به شكلی آشكار پدیدار می‌گردد. چنانكه در تعدادی از آیات قرآن كریم آمده است كه مجرمان به غل و زنجیر كشیده می‌شوند و صورت‌های آنها تیره وتاریك و غبارآلود است. به ذكر چند نمونه در این خصوص بسنده می‌كنیم.
(و تری المجرمین یومئذ مقرّنین فی الاصفاد)؛ (51)
مجرمان را در آن روز می‌بینی كه با هم در غل و زنجیرها بسته شده‌اند (دستهایشان به گردن‌ها زنجیر شده است.)
(یوم ینفخ فی الصور و نحشر المجرمین یومئذ زُرقاً)؛(52) روزی كه در صور دمیده می‌شود و مجرمان را با بدن‌های كبود گرد می‌آوریم.
(و یوم تقوم الساعة یبلس المجرمون)؛(53) و روزی كه قیامت برپا گردد؛ مجرمان كاملاً ناامید و اندوهگین می شوند.
(و لو تری اذ الظالمون موقوفون عند ربهم)؛(54) هرگاه بینی كه این ستمكاران در پیشگاه پروردگارشان (برای حسابرسی و جزا به چه حالی) نگه داشته شده‌اند.
(و یوم القیامة تری الذین كذبوا علی الله وجوههم مسودة)؛ (55) روز قیامت می‌بینی كسانی را كه در دنیا به خدا نسبت دروغ داده‌اند (و او را به داشتن فرزند و شریك منتسب ساخته یا خویشتن رابه ناحق برگزیدة او معرفی نموده‌اند)؛ چهره‌ای سیاه و تاریك دارند.

14- یوم الدین


واژة یوم الدین سیزده بار در قرآن كریم یاد شده و به دو معنی تفسیر گردیده است.
اول: روز قیامت؛
دوم: هنگام ظهور حضرت مهدی (عجل‌الله‌تعالی فرجه الشریف)
واژه دین در قرآن كریم به چند معنی به كار رفته است. از جمله: شریعت و آیین‌ الهی؛ جزا (ثواب یا عقاب) و طاعت و بندگی. همچنین یوم الدین را به روز جزا و روز حساب تفسیر كرده‌اند. زیرا كه قیامت هنگام رسیدگی به اعمال و جزای كامل انسانهاست. چون در این دنیا هر كسی نتیجه و سزای كردار نیك یا بد خود را نمی‌بیند؛ لذا خداوند سرای دیگری را قرار داده تا در آن پاداش و كیفر اعمال بندگان، به آنان برسد. و با توجه به اینكه در زمان ظهور حضرت بقیة الله (عجل‌الله‌تعالی فرجه‌الشریف) برخی از مشركین و مخالفین و منافقین به این دنیا بازگردانده می‌شوند تا جزای بخشی از اعمال خود را ببینند؛ آن روز نیز یوم الدین نامیده شده است. و گاهی مقصود از روز، همان روزگار است.(56)
وجه دیگری برای نامگذاری دوران ظهور آن حضرت به یوم الدین محتمل است. اینكه پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) و امامان علیهم‌السلام حقیقت و اساس دین هستند. زیرا دین و آیین الهی جز به وسیلة شناخت آنان و اطاعت از ایشان تحقق نمی‌یابد. و از طرفی دوران فرمانروایی مطلق آنان در همان هنگامة ظهور خواهد بود كه هیچ اثری از شرك و كفر و نفاق بر جای نمی‌ماند و عزت و شوكت دین به طور كامل نمایان می‌گردد. به چند روایت در این باره توجه كنید:
محمد بن مسلم می‌گوید از حضرت امام باقر (علیه‌السلام) راجع به قول خداوند: (و قاتلوهم حتی لا تكون فتنة‌ و یكون الدین كله لله)؛(57) و با آنان (كافران و معاندان) نبرد كنید تا اینكه هیچ فتنه و فسادی بر جای نماند و تمام دین از آن خداوند گردد؛ پرسیدم: امام باقر (علیه‌السلام) فرمود: تأویل این‌آیه هنوز نیامده است،‌در حقیقت رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله و سلم) به خاطر پیشرفت كار خود و اصحابش به آنان رخصت داد (و نسبت به آنها سختگیری نكرد) اما هرگاه تأویل این آیه فرا رسد هیچ عذری در ایمان نیاوردن از آنان پذیرفته نیست. بلكه یا به یگانگی خداوند بگروند و یا كشته خواهند شد، تا آنجا كه هیچ شركی برجای نماند.(58)
ابوحمزة ثمالی از حضرت امام باقر (علیه‌السلام) روایت كرده كه راجع به قول خداوند: (و الذین یصدّقون بیوم الدین)؛ (59) و آنان كه روز دین را تصدیق دارند؛ فرمود: خروج حضرت قائم (علیه‌السلام) را تصدیق خواهند كرد.(60)
در حدیث دیگری از طریق جابر از آن حضرت آمده كه راجع به قول خداوند:‌ (و كنا نكذّب بیوم الدین)؛ (61) (كافران در جهنم گویند) روز دین را دروغ می‌شمردیم تا اینكه به یقین رسیدیم؛ فرمود: مقصود آنان تكذیب روز قیام حضرت قائم (علیه‌السلام) است.
همچنین دربارة آیة (و كنا نكذب بیوم الدین حتی اتانا الیقین)؛ (62) ما روز دین را دروغ می‌شمردیم؛ امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: آن روزِ قیام حضرت قائم (علیه‌السلام) است كه همان روز حكومت كامل دین است و دربارة آیة (حتی اتانا الیقین)؛ تا اینكه یقین به ما رسید؛ فرمود: روزگار ظهور امام قائم (علیه‌السلام) می‌باشد.(63)
در انتظار آن روزی كه حكومت دین تحقق یابد و عدل و داد، سراسر عالم را فراگیرد.
اللهم انا نرغب الیك فی دولة كریمة تعز بها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله. و تجعلنا فیها من الدعاة الی طاعتك و القادة الی سبیلك و ترزقنا بها كرامة الدنیا و الاخرة.
آمین یا رب العالمین.

پی نوشت ها:


(1) تفسیر نور الثقلین، 2/526.
(2) الخصال، شیخ صدوق، 108، معانی الاخبار، 365، مختصر البصائر، 18.
(3) سورة ابراهیم، آیه 5 .
(4) سورة جاثیه، آیه 14 .
(5) منهاج البراعة، 14/245.
(6) بحارالانوار، 52/304.
(7) بحارالانوار، 51/39.
(8) روضة كافی، 310.
(9) بحارالانوار 52/279.
(10) سورة ق، آیه 42 .
(11) تفسیر القمی، 2/327.
(12) سورة معارج، آیه 43.
(13) راجع به این وعدة الهی در دفتر اول میثاق منتظران، 171-174 شرح جملة وعدا غیر مكذوب نكاتی یادآور شده‌ام.
(14) سورة نور، آیه 55 .
(15) سورة مریم، آیه 75 .
(16) الكافی: 1/431.
(17) سورة معارج، آیه 44 .
(18) تأویل الآیات الظاهرة، 726.
(19) سورة مریم، آیه 75 .
(20) كافی، 1/431.
(21) سورة مریم، آیه 75 .
(22) كافی، 1/434.
(23) سورة ذاریات، آیه 22 و 23.
(24) سورة عبس، آیه 24 .
(25) النجم الثاقب، 56-57.
(26) سورة یونس، آیه 4 .
(27) سورة اسراء، آیه 104 .
(28) سورة فاطر، آیه 5 .
(29) بحارالانوار، 52/274.
(30) جملة «اصلحك الله» در حقیقت كنایه از اقرار به امامت است. (العبقری الحسان، 2/242.)
(31) سورة آل‌عمران، آیه 179 .
(32) تفسیر عیاشی، 1/207.
(33) سورة فتح، آیه 25 .
(34) كمال الدین و تمام النعمة، 2/461؛ تفسیر القمی، 2/316.
(35) سورة صافات، آیة 21؛ سورة دخان، آیه 40؛ سورة مرسلات، آیات 13 و 14 و 38؛ سورة نبأ، آیه 17.
(36) سورة روم، آیه 14.
(37) سورة یس، آیه 59.
(38) سورة ممتحنه، آیه 3.
(39) سورة حدید، آیة 13.
(40) سورة توبه، آیه 33.
(41) تأویل الآیات الظاهرة، 688.
(42) مكیال المكارم، ترجمة فارسی، 2/142.
(43) مكیال المكارم، ترجمة فارسی، 2/112-115.
(44) سورة غاشیه، آیات 1 تا 4.
(45) روضه كافی، 50.
(46) روضة كافی، 8/237.
(47) سورة معارج، آیة 44.
(48) بحارالانوار، 51، باب الآیات المؤلّه.
(49) سورة الرحمن، آیه 41.
(50) بصائر الدرجات، 359.
(51) ابراهیم، آیه 49.
(52) طه، 102.
(53) روم، 12.
(54) سبأ، 31.
(55) زمر، آیه 31.
(56) بحارالانوار، 24/314.
(57) سورة انفال، آیه 39.
(58) روضة كافی، 201.
(59) سورة معارج، آیه 26.
(60) روضة كافی، 287.
(61) سورة مدثر، آیة 46.
(62) همان.
(63) تفسیر فرات بن ابراهیم كوفی، 194.

چهارشنبه 1/6/1391 - 11:50 - 0 تشکر 523160

شباهت های ظهور با قیامت - بخش اول


سرآغاز
الحمدلله علی آلائه و له الشكر علی نعمائه، و الصلاة و السلام علی سید رسله،‌و اشرف انبیائه، محمد و آله الطیبین الطاهرین افضل اصفیائه و امنائه سیما مولانا الامام المنتظر المهدی حجة الله فی ارضه و سمائه، القائم بامره و رحمته الواسعه لاهل طاعته و اولیائه، و نقمته الكبری علی اعدائه عجل الله تعالی فرجه و سهل مخرجه و جعلنا من خیر شیعته و احبائه.به یاری خداوند و استمداد از عنایات مولانا صاحب الزمان عجل‌الله‌تعالی فرجه در پاسخ به دعوت دبیرخانة دائمی اجلاس دو سالانة بررسی ابعاد وجودی حضرت عجل‌الله‌‌تعالی فرجه شاخه‌ای از مبحث مهم و پر دامنة موعود در قرآن با عنوان هنگامة ظهور و شباهتهای آن به قیامت، با مراجعه به قرآن كریم و استناد به احادیث تفسیری شیعی در قالب چهارده موضوع از باب تبرك به نام مقدس چهارده معصوم علیهم‌السلام به طور مختصر مورد تدوین قرار گرفت.
امید آنكه پسندیدة درگاه خداوند و مورد توجه خاص حضرت بقیة‌الله ـ ارواحنا فداه ـ واقع گردد و خوانندگان ارجمند از حظّ كافی بهره مند گردند.
سید مهدی حائری قزوینی
17 مرداد 1384 هـ.ش
4 رجب 1426 هـ.ق

مقدمه


ایمان به قیامت از مهم‌ترین باورهای دینی است كه همة پیامبران بر آن تأكید داشته‌اند و مسئلة معاد، بعد از ایمان به خداوند ركن اساسی مكتب انبیا می‌باشد.
اثبات قیامت؛ ایمان به قیامت؛ اهوال روز محشر؛ میزان و سنجش اعمال؛ وضعیت نیكان و بدان در قیامت؛ پاداش‌ها و كیفرهای آخرت؛ برخی از نشانه های قیامت و...، از مباحث مهمی است كه در بسیاری از سوره‌های قرآن كریم بیان گردیده است.
از نكات دقیق و حساس اعتقاد به قیامت آن است كه ایمان به عالم آخرت و یقین به زندگی پس از مرگ؛ بینش انسان را در این دنیا شكل می‌دهد و كارهای او را هدفمند می‌سازد. در اعماق وجود او تأثیر می‌گذارد و حس مسئولیت را در ضمیر افراد بشر بیدار می‌كند و آنان را به سمت درست‌كاری و نوع دوستی و مكارم اخلاق سوق می‌دهد. بنابراین افراد به میزان اعتقاد باطنی كه به ثواب و عقاب الهی دارند از گناه و آلودگی بر كنار می‌مانند.
ایمان به ظهور و قیام حضرت بقیة‌الله (عجل‌الله‌تعالی فرجه الشریف) و برپایی حكومت عدل و داد همه جانبة آن جناب در سراسر جهان نیز از اركان اساسی عقاید دینی است كه در تمامی كتب آسمانی از آن یاد شده و بر آن تأكید گردیده است، چنانكه خداوند می‌فرماید:
و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر ان الارض یرثها عبادی الصالحون؛(1) و به راستی كه ما در زبور، پس از ذكر ثبت كردیم كه همانا زمین را بندگان شایستة من به ارث خواهند برد.
براساس بعضی از احادیث، ذكر ـ در این آیه كریمه ـ لوح محفوظ است و زبور، جنس كتابهای آسمانی است كه بر پیامبران علیهم‌السلام نازل شده است و یا اینكه مقصود از ذكر، تورات است و زبور، كتاب حضرت داود علیه‌السلام می‌باشد. (2)
همچنین اعتقاد به امام عصر (عجل‌الله‌تعالی فرجه) و شناخت ویژگی‌های دوران قیام و برپایی حكومت آن حضرت در زندگی انسان‌ها همان تأثیر ـ بلكه از جهانی آثار قوی‌تر و نافذتری ـ بر جای می‌گذارد. یأس و ناامیدی را از دلها می‌زداید و تحرك و نشاط را در مغزها پدیدار می‌سازد و دستها را در پی دلها به فعالیت و تلاش و پشتكار وا می‌دارد.
باور داشتن ظهور یعنی ایمان به جزای اعمال در این دنیا كه نیكان و بدان نتیجة اعمال خود را خواهند دید و پاداش و كیفر خویش را خواهند چشید. پاكان و صالحان حكومت را به دست خواهند گرفت و شرك و كفر و الحاد و نفاق را از میان برمی‌دارند و بساط ستمگران و بدكاران را برمی‌چینند و عدل و داد مطلق بر سراسر گیتی حكم‌فرما خواهد شد.
از این‌رو صحنه‌های قیامت با هنگامة ظهور حضرت حجت (عجل‌الله‌تعالی فرجه) از جهات گوناگون مشابه یكدیگرند كه در این مقال خلاصه‌ای از شباهتها را كه از تفسیر و تأویل آیات قرآن برگرفته شده است تقدیم می‌دارم.

1- اجتماع بزرگ


هنگام ظهور حضرت بقیة الله (عجل‌الله‌تعالی فرجه) یاران و شیعیان آن جناب از گوشه و كنار جهان نزد او اجتماع می‌كنند و به یاریش می‌شتابند. این اجتماع بزرگ به اذن خداوند بدون قرار قبلی و به صورت سریع و معجزه‌آسا انجام می‌شود و با صحنه‌ها و رویدادهای هیجان‌انگیز و حیرت‌آوری همراه خواهد بود، چنانكه در احادیث آمده است.
امام باقر(علیه‌السلام) فرمودند: نخستین كسی كه با او بیعت كند جبرئیل (علیه‌السلام) است. آن‌گاه سیصد و سیزده مرد بیعت می‌نمایند كه هر یك از آنان پیش از آن هنگام در حال حركت بوده و به آن حضرت خواهد پیوست و هر آن كه در سفر نبوده از بستر خوابش مفقود خواهد شد.
این سخن امیرمؤمنان (علیه‌السلام) است كه فرمودند: آنان از خوابگاه‌های خود ناپدید می‌شوند. خداوند می‌فرماید: (فاستبقوا الخیرات أینما تكونوا یأت بكم الله جمیعا)؛(3) پس به كارهای نیك پیشی گیرید، هر كجا باشید خداوند همة شما را خواهد آورد.
اما باقر (علیه‌السلام) فرمود: مقصود از كارهای نیك؛ ولایت است.
امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: هرگاه امام (علیه‌السلام) اذن یابد خداوند عزوجل را به اسم عبرانیش بخواند؛ سیصد و سیزده تن اصحاب او همچون ابرهای پاییزی پیاپی در كنارش فراهم آیند كه ایشان پرچم‌داران هستند. برخی از آنان شبانه از بسترشان مفقود شوند و بامداد در مكه باشند و بعضی در روز بر ابر نشسته و حركت می‌كنند.
راوی گوید: از امام صادق(علیه‌السلام) پرسیدم فدایت شوم؛ كدامیك از این دو گروه ایمانش قوی‌تر است؟
فرمود: آن كه در روز بر ابر راه می‌پیماید و ایشان مفقود شوندگانند كه دربارة آنان این آیه نازل شده استأینما تكونوا یأت بكم الله جمیعا)؛ (4) هر كجا باشید خداوند همة شما را خواهد آورد.
در حدیثی طولانی از امام باقر (علیه‌السلام) آمده است:
به خدا سوگند سیصد و سیزده مرد كه پنجاه زن نیز همراه آنان هست؛ بدون قرار قبلی خواهند آمد و همچون ابرهای پاییزی پی در پی در مكه جمع می‌شوند. همین است معنی آیه‌ای كه خداوند می‌فرماید:
(أینما تكونوا یأت بكم الله جمیعا ان الله علی كل شی‌ء قدیر)(5)؛ پس به كارهای نیك پیشی گیرید، هر كجا باشید خداوند همة شما را خواهد آورد كه البته خداوند بر هر چیز تواناست ... .(6)
امام كاظم (علیه‌السلام) نیز در تفسیر آیة فوق فرمودند:
به خدا سوگند آن هنگام زمانی است كه قائم ما بپاخیزد، خداوند شیعیان ما را از تمامی شهرها به سوی او جمع خواهد كرد.(7)
از امام جواد (علیه‌السلام) راجع به آیة كریمه آمده است:
هرگاه این تعداد (سیصد و سیزده تن) از اهل زمین برایش جمع گردند؛ خداوند امر او را آشكار خواهد نمود و چون عِقد (كه ده هزار نفر است) برایش كامل شود به اذن خداوند قیام می‌كند و دشمنان را می‌كشد تا اینكه خداوند راضی و خشنود گردد.(8)
كیفیت اجتماع مردم در زمان ظهور به اجتماع همة مردمان در صحرای محشر شباهت دارد كه قرآن كریم در موارد بسیاری از آن اجتماع عظیم یاد كرده است. از جمله آیات شریفة: «فكیف اذا جمعناهم لیوم لا ریب فیه»؛ پس چگونه خواهد بود هنگامی كه آنان را برای روزی كه تردیدی در آن نیست جمع كنیم. الی الله مرجعكم جمیعا؛ (9) بازگشت همه شما به سوی خداوند است. «قل ان الاولین و الاخرین لمجموعون الی میقات یوم معلوم»؛ (10) بگو البته كه اولین و آخرین، همگی به سوی وعده‌گاه روز معین گردآوری می‌شوند.

2- آن رویداد حتمی است


مژدة ظهور امام عصر (عجل‌الله‌تعالی فرجه ) و برقراری حكومت جهانی عدل و داد به دست آن حضرت، با بیانی محكم در آیات و احادیث آمده است و آن را وعده‌ای حتمی و تخلف‌ناپذیر توصیف نموده‌اند، چنانكه در تفسیر آیه كریمه «اتی امرالله فلا تستعجلوه»؛ (11) امر خداوند آمد، پس آن را زود مشمارید (و در آن شتاب مكنید). امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: نخستین كسی كه با حضرت قائم (عجل‌الله‌تعالی فرجه) بیعت می‌كند جبرئیل (علیه‌السلام) است. او به صورت پرنده‌ای سفید رنگ فرود می‌آید و با آن حضرت بیعت می‌نماید. آن‌گاه یك پای بر بیت الله الحرام و پای دیگر بر بیت المقدس می‌نهد. سپس با فصاحت و صدای رسایی كه مردمان بشنوند فریاد می‌زند «اتی امرالله فلا تستعجلوه».(12)
صاحب تفسیر المیزان گوید: مقصود از أمر همان است كه خداوند در كلام خود بارها به پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) و مؤمنان مژده داده و مشركان را تهدید كرده است. اینكه به زودی مؤمنان را به پیروزی می‌رساند و كافران را خوار و زبون و عذاب می‌نماید و دین خداوند به امری از سوی خودش آشكار و گسترده خواهد شد. چنانكه می‌فرماید: «فاعفوا واصفحوا حتی یأتی الله بامره»؛ (13)
پس شما عفو كنید و گذشت نمایید تا خداوند امر خویش را به میان آورد. ضمیر «فلا تستعجلوه» نیز به همان امر باز می‌گردد به طوری كه از سیاق و روند كلام به دست می‌آید. و گویا آمدن امر؛ كنایه از نزدیك بودن تحقق و آشكار شدن است و این گونه تعبیر شایع است.
مثلاً به كسی كه منتظر ورود حاكم است می‌گویند: حاكم آمد، در صورتی‌كه آمدنش نزدیك شده ولی هنوز نیامده است. (14)
بی‌تردید اعتقاد به حضرت مهدی (عجل‌الله‌تعالی فرجه) و مسئلة قیام و تشكیل حكومت جهانی عدل و داد توسط آن جناب؛ وعده‌ای است الهی كه تخلف ندارد و آیات بسیار و احادیث بی‌شمار بر آن دلالت می‌كند و دانشوران و اندیشمندان مذاهب و ادیان مختلف به آن اهتمام نموده‌اند وآثار فراوانی را در این زمینه به رشتة تحریر درآورده‌اند. از باب تبرك فقط چند روایت كوتاه را ذكر می‌نماییم:
قال النبی (صلی‌الله‌علیه و آله وسلم): لا تذهب الدنیا حتی یقوم بامر امتی رجل من ولد الحسین یملأها عدلا كما ملئت ظلما وجورا؛ (15) دنیا از بین نخواهد رفت تا اینكه مردی از فرزندان حسین (علیه‌السلام) برای سامان دادن كار امت من به پا خیزد، آن را پر از عدل خواهد ساخت همان‌گونه كه از ظلم و ستم آكنده شده باشد.
و قال (صلی‌الله‌علیه و آله و سلم) لفاطمه (علیها‌السلام) فی مرضه: و الذی نفسی بیده لابد لهذه الامة من مهدی و هووالله من ولدك؛ (16)
همچنین پیامبر (صلی‌الله‌علیه و آله و سلم) در هنگام بیماری خود به حضرت فاطمه (علیهاالسلام) فرمودند: به آنكه جانم در دست اوست سوگند كه به طور حتم این امت را مهدی خواهد بود و او ـ به خدا سوگند ـ از فرزندان تو می‌باشد.
و عن امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) انه قال للحسین (علیه‌السلام): التاسع من ولدك یا حسین هو القائم بالحق المظهر للدین الباسط للعدل. قال الحسین (علیه‌السلام) فقلت: یا امیرالمؤمنین و ان ذلك لكائن؟ فقال (علیه‌السلام): ای والذی بعث محمدا بالنبوة و اصطفاه علی جمیع البریه و لكن بعد غیبة و حیرة لا تثبت فیها علی دینه الا المخلصون المباشرون لروح الیقین الذین اخذ الله میثاقهم بولایتنا و كتب فی قلوبهم الایمان و ایدهم بروح منه(17)؛ امیرمؤمنان(علیه‌السلام) به فرزند گرامی خود امام حسین‌(علیه‌السلام) فرمودند: نهمین فرزند تو همان قیام كننده به حق است كه دین را آشكار می‌سازد و عدل و داد را می‌گستراند. امام حسین‌(علیه‌السلام) گوید: عرض كردم یا امیرالمؤمنین! آنچه فرمودی تحقق خواهد یافت؟ فرمود: آری سوگند به خداوندی كه حضرت محمد(صلی‌الله علیه و آله و سلم) را به پیامبری برانگیخت و او را بر همة مخلوقات برتری داد. اما پس از دوران غیبت و حیرتی كه در آن ثابت‌قدم نمی‌ماند مگر مؤمنان با اخلاص كه روح یقین در آنان دمیده شده باشد، كسانی كه خداوند عزّوجلّ از آنان به ولایت ما پیمان گرفته و حقیقت ایمان را در دل‌هایشان ثبت كرده و به روحی از جانب خویشتن تأییدشان نموده است.
معاد نیز امری ثابت و مسلّم است و همة‌ ادیان الهی بر آن تأكید كرده‌اند و با دلایل عقلی و نقلی آن را اثبات نموده‌اند كه به ذكر سه آیه از قرآن كریم در این‌باره بسنده می‌كنیم.
(افحسبتم انما خلقناكم عبثاً و انكم الینا لاترجعون)؛(18) آیا پنداشته‌اید كه شما را بیهوده آفریده‌ایم و به‌سوی ما بازگردانده نمی‌شوید؟!
(لیعلموا ان وعدالله حق و ان الساعه لا ریب فیها)؛(19) تا بدانند كه وعدة خداوند (راجع به برانگیخته شدن مردگان) حق است و البته كه در مورد قیامت و رستاخیز تردید نیست.
(ان الساعه لآتیة لا ریب فیها و لكن اكثر الناس لا یؤمنون)؛(20) در حقیقت ساعت قیامت (و روز رستاخیز) به‌طور حتم آمدنی است كه تردیدی در آن نیست، ولی بیشتر مردم ایمان نمی‌آورند.

3- ناگهانی خواهد بود


در احادیث تأكید شده كه زمان قیام حضرت مهدی‌(عجل‌الله‌تعالی فرجه الشریف) نامعلوم است و هنگامة ظهور ناگهانی است و خداوند امر قیام آن حضرت را به شبی سامان می‌بخشد. به چند حدیث در این‌باره اشاره می‌كنیم:
قال رسول‌الله‌(صلی‌الله علیه و آله و سلم) المهدی منا اهل البیت یصلح‌الله له امره فی لیله و فی روایه: یصلحه الله فی لیله؛(21)
رسول خدا‌(صلی‌الله علیه و آله و سلم) فرمودند: مهدی؛ از ما خاندان است. خداوند در یك شب كار (قیام) او را برایش سامان می‌دهد و در روایت دیگر است كه: خداوند (امر قیام) او را در شبی صادر می‌فرماید.
قال الحسین بن علی‌(علیه‌السلام): فی التاسع من ولدی سنه من یوسف و سنه من موسی بن عمران وهو قائمنا اهل البیت یصلح الله تبارك و تعالی امره فی لیله واحده؛(22)
امام حسین‌(علیه‌السلام) فرمود: در نهمین فرزند من شیوه‌ای از یوسف و شیوه‌ای از موسی بن عمران است و او قیام كنندة ما خاندان می‌باشد. خداوند متعال امر (قیام) او را در یك شب سامان می‌بخشد. یعنی همان‌گونه كه كار حضرت یوسف‌(علیه‌السلام) یك شبه اصلاح گردید و پادشاه مصر آن خواب را دید و در پی تعبیر آن توسط حضرت یوسف‌(علیه‌السلام) او را از زندان آزاد كرد و بر تخت وزارت و عزّت نشانید؛ امام زمان‌(عجل‌الله‌تعالی فرجه شریف) نیز یك شبه از پرده غیبت بیرون می‌آید و جهان را پر از عدل و داد می‌سازد. همچنین همان‌گونه كه فرمان رسالت حضرت موسی‌(علیه‌السلام) در یك شب تاریك به‌صورت ناگهانی صادر گردید و درحالی كه به منظور گرفتن آتش برای خانواده‌اش رفت، به پیامبری و رسالت برانگیخته شد؛ امام عصر‌‌(عجل‌الله‌تعالی فرجه الشریف) نیز به‌طور ناگهانی آشكار می‌شود و خداوند زمینة قیام او را فراهم می‌سازد.
زراره بن اعین می‌گوید از حضرت امام باقر‌(علیه‌السلام) راجع به‌قول خداوند پرسیدم كه می‌فرماید: (هل ینظرون الا الساعه ان تأتیهم بغتة)؛(23) آیا جز آن ساعت را انتظار می‌كشند كه ناگهان ایشان را فرا رسد؟ امام باقر‌(علیه‌السلام) فرمود: آن ساعت(ظهور و قیام) حضرت قائم‌(عجل‌الله‌تعالی فرجه الشریف) است كه به ناگاه فرا می‌رسد.(24)
امام جواد‌(علیه‌السلام) فرمود: البته خداوند تبارك و تعالی امر او (حضرت قائم‌(عجل‌الله‌تعالی فرجه الشریف)) را در یك شب سامان می‌دهد همان‌گونه كه امر كلیم خود حضرت موسی‌(علیه‌السلام) را در یك شب فراهم ساخت كه به قصد آتش آوردن برای خانواده‌اش رفت، اما درحالی‌ بازگشت كه پیامبر و فرستادة خداوند بود. آن‌گاه امام جواد‌(علیه‌السلام) فرمود: افضل اعمال شیعتنا انتظار الفرج؛ بهترین كارهای شیعیان ما چشم به راه گشایش بودن است.(25)
مفضل به عمر گوید از سرورم حضرت امام صادق‌(علیه‌السلام) پرسیدم: آیا ظهور مهدی منتظر‌(عجل‌الله‌تعالی فرجه الشریف) وقت معینی دارد كه مردم آن را بدانند؟ حضرت فرمود: حاشا كه خداوند برای آن وقتی تعیین كرده باشد یا شیعیان ما برای آن وقت گذاری نمایند. مفضل گوید عرضه داشتم: ای مولای من! این از چه جهت است؟ امام‌(علیه‌السلام) فرمود: زیرا آن همان ساعت است كه خداوند ـ عزّوجلّ ـ فرموده است: (یسئلونك عن الساعه ایان مرساها قل انما علمها عند ربی لایجلیها لوقتها الا هو ثقلت فی السموات و الارض لا تأتیكم الا بغته یسئلونك كانك حفیٌّ عنها قل انما علمها عندالله و لكن اكثر الناس لا یعلمون)؛(26) (ای رسول ما) از تو دربارة آن ساعت می‌پرسند كه كی خواهد بود. بگو: علم آن نزد پروردگار من است. كسی جز او آن ساعت را ظاهر و روشن نتواند كرد (شأن آن ساعت) در آسمان‌ها و زمین سنگین و عظیم است. جز ناگهانی شما را نیاید، از تو می‌پرسند كه گویی تو كاملاً بدان آگاهی! بگو علم آن ساعت محققا نزد خداوند است ولی اكثر مردم این حقیقت را نمی‌دانند. و فرمودة خداوند: (هل ینظرون الا الساعة ان تأتیهم بغتة فقد جاء اشراطها فانی لهم اذا جائتهم ذكریهم)؛(27) آیا (كافران كه ایمان نمی‌آورند) جز این انتظار دارند كه آن ساعت ناگهان فرا رسد كه البته شروط و علایم آن (پدید) آمد، و پس از آن‌كه بیاید در آن حال تذكر و پند یافتن آنان چه سودی برایشان خواهد داشت؟! و فرمودة خداوند: (اقتربت الساعة و انشقّ القمر)؛ (28) آن ساعت نزدیك آمد و ماه شكافته شد. و فرموده خداوند: (و ما یدریك لعل الساعة قریب ستعجل بها الذین لا یؤمنون بها والذین آمنوا مشفقون منها و یعلمون انها الحق ان الذین یمارون فی الساعة لفی ضلال بعید)؛(29) و تو چه دانی شاید كه آن ساعت نزدیك باشد، آنان كه به آن ساعت ایمان ندارند (به تمسخر) تقاضای زودتر شدن آن را دارند و (اما) آنان كه ایمان آورده‌اند از آن سخت بیمناكند و می‌دانند كه آن روز بر حق است. توجه كنید آنان كه دربارة آن ساعت جدال می‌نمایند در گمراهی دوری هستند. عرض كردم ای مولای من! معنی یمارون؛ جدال می‌نمایند چیست؟ امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: می‌گویند قائم كی متولد شده،‌چه كسی او را دیده، كجاست و كی ظاهر می‌شود؟ تمام این‌ها از جهت عجله كردن در امر خداوند و شك در قضای الهی است. آنان دنیا و آخرت را زیان كرده‌اند و پایان بد از آن كافران است. مفضل گوید عرضه داشتم: سرورم! بنابراین وقتی برای آن تعیین نمی‌كنید؟ فرمود:‌ای مفضل، برای آن وقتی مگذار كه هر كس برای ظهور مهدی ما وقتی تعیین نماید خود را در علم خداوند شریك دانسته و (به ناحق) مدعی شده كه خداوند تعالی او را از اسرار خویش آگاه ساخته است... .(30) و در احادیث فراوان آمده است كه وقت گزاری برای ظهور نادرست است و كسانی كه وقت گزاری كنند دروغگو می‌باشند.(31)
زمان وقوع قیامت نیز از اسراری است كه خداوند علم آن را به خود اختصاص داده و دیگران را از آن آگاه ننموده است. همان‌گونه كه در آیات راجع به ساعت ـ كه ظاهر آن قیامت و باطن آن ظهور حضرت مهدی (عجل‌الله‌تعالی فرجه الشریف) است ـ مشاهده می‌شود. (32)

4- برانگیخته شدن مردگان


در زمان ظهور حضرت بقیة‌الله (عجل‌الله‌تعالی فرجه الشریف) جمعی از اموات مؤمنان به اذن خداوند زنده‌ می‌شوند و به زندگی دنیا باز می‌گردند و این امر چنان واضح و مسلم است كه در برخی از دعاهای مشهور به صورت یكی از حوائج و خواسته‌های مهم شیعیان و منتظران یاد شده است. به نمونه‌ای از احادیث و ادعیه‌ای كه در این باره آمده توجه فرمایید:
حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) ضمن گفتاری طولانی فرمود: ... ای شگفتا! و چگونه تعجب نكنم از مردگانی كه خداوند آن‌ها را زنده برانگیزد،‌گروه گروه با تلبیه و پاسخگویی به دعوت كنندة‌الهی به كوچه‌های كوفه وارد شوند ....(33)
امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: و چون هنگام قیامش برسد در ماه جمادی الآخر و ده روز از ماه رجب بارانی خواهد بارید كه خلایق مانند آن را ندیده باشند، پس خداوند متعال با آن گوشت‌های مؤمنین و بدن‌هایشان را در قبرهایشان خواهد رویانید، و گویا آن‌ها را می‌بینم كه از سوی جهینه پیش می‌آیند در حالی كه موهای خود را از خاك می‌تكانند.(34) همچنین از آن حضرت روایت شده كه فرمودند: هرگاه قائم آل محمد (صلی‌الله علیه و آله و سلم) به پا خیزد از پشت كعبه بیست و هفت مرد را بیرون می‌آورد. پانزده تن از قوم موسی كه به سوی حق راهبری و به آن دادگری كنند، و هفت تن از اصحاب كهف، یوشع وصی حضرت موسی، و مؤمن آل فرعون، سلمان فارسی و ابودُجانه انصاری و مالك اشتر.
از ابوبصیر آمده كه گوید به حضرت امام صادق (علیه‌السلام) عرض كردم: این كه خداوند تبارك و تعالی می‌فرماید: (و أقسموا بالله جهد أیمانهم لا یبعث الله من یموت بلی وعدا علیه حقا و لكن أكثر الناس لا یعلمون)؛(35) آنان به شدت به خداوند سوگندها یاد كردند كه خداوند هرگز كسی را كه بمیرد برنمی‌انگیزد، آری این وعدة حتمی خداوند است ولی بیشتر مردمان نمی‌دانند. منظور چیست؟ فرمود: ای ابوبصیر! در این باره چه می‌گویند؟ عرض كردم: می پندارند و قسم می‌خورند كه خداوند مردگان را زنده نمی‌‌كند.
حضرت فرمود: مرگ بر كسی كه چنین سخنی می‌گوید،‌از آن‌ها بپرس كه آیا مشركین به الله قسم می‌خوردند یا به لات و عزّی؟ ابوبصیر می‌گوید گفتم:‌فدایت شوم پس برایم بیان فرمای. فرمود:‌ای ابوبصیر! هنگامی كه قائم ما بپاخیزد خداوند گروهی از شیعیان ما را برای او برمی‌‌انگیزد و زنده می‌كند كه گیره‌های شمشیرهایشان بر روی شانه‌هایشان است.
چون این خبر به قومی از شیعیان ما كه نمرده باشند برسد به یكدیگر می‌گویند:‌ فلان و فلان و فلان از قبرهایشان برانگیخته شدند و آن‌ها با قائم (علیه‌السلام) هستند.
این سخن به گوش گروهی از دشمنان ما خواهد رسید. می‌گویند: ای گروه شیعیان چقدر دروغگو هستید! این دولت و حكومت شما است و شما دروغ می‌گویید! نه والله! این‌ها كه شما می‌گویید زنده نشده و زنده نخواهند شد تا روز قیامت، پس خداوند گفتار آن‌ها را حكایت كرده می‌ فرماید: (و أقسموا بالله جهد أیمانهم لا یبعث الله من یموت).(36)
در دعای عهد است كه اللهم ان حال بینی و بینه الموت الذی جعلته لعبادك حتما مقضیا فاخرجنی من قبری مؤتزرا كفنی شاهرا سیفی مجردا قناتی فی الحاضر و البادی؛ خداوندا! اگر میان من و (ظهور) او مرگ كه بر بندگانت قضای حتمی قرار داده‌ای، جدایی انداخت، پس مرا از قبرم برانگیز در حالی كه كفنم بر كمر بسته،‌شمشیرم را از نیام بركشیده دعوت دعوت‌كننده در هر شهر و دیار را اجابت نموده باشم. و این به مهمترین ویژگی‌های قیامت شباهت دارد كه در آن روز تمامی مردگان زنده می‌شوند تا مورد حسابرسی قرار گیرند و نیكان پاداش و بدان كیفر اعمال خود را ببینند.
در آیات قرآن كریم استدلال‌ها و احتجاج‌های فراوان راجع به معاد در برابر مشركان و ملحدان به كار رفته است و تأكید شده كه خداوند متعال نه تنها قادر است آدمیان را به حال سابق خود بازگرداند و به صورت اول برانگیزاند، بلكه می‌توان سرانگشتان انسان را هم به همان‌گونه كه بود ترتیب دهد و بازسازی كند. (بلی قادرین علی ان نسوی بنانه)(37)؛ در حقیقت ما تواناییم كه (خطوط) سرانگشتان او را هم بار دیگر بسازیم.

5- نزدیك بودن آن حادثة‌بزرگ


در تفسیر و بیان آیاتی چند از قرآن كریم نزدیك بودن زمان ظهور حضرت بقیة الله ارواحنا فداه روایت شده است،‌همان‌گونه كه بر نزدیك بودن وقوع قیامت در آیات قرآن تأكید گردیده است.
(و قالوا ربنا لِمَ كتبت علینا القتال لولا اخّرتنا الی اجل قریب)؛(38) و گفتند:‌پروردگارا چرا جنگ را بر ما لازم ساختی؟ چه می‌شد كه (مرگ) ما را تا هنگام اجل نزدیك تأخیر اندازی! (اقتربت الساعة)؛ (39) آن ساعت نزدیك شد.
ظاهر آیة كریمه بیان نزدیك بودن قیامت است و تأویل آیه، قیام حضرت قائم (عجل‌الله‌تعالی فرجه ) است.(40)
(و اخری تحبونها نصر من الله و فتح قریب)؛(41) و نعمت دیگری كه دوست دارید به شما خواهد رسید و آن یاری از سوی خداوند و پیروزی نزدیك است.
در تفسیر علی بن ابراهیم قمی راجع به این آیة كریمه آمده است: یعنی فی الدنیا بفتح القائم (علیه‌السلام) ؛ (42) مقصود پیروزی در این دنیا به سبب فتح و پیروزی حضرت قائم (عجل‌الله‌تعالی فرجه). در چند روایت نیز آمده كه مقصودشان تأخیر فرمان جهاد تا هنگام خروج و قیام حضرت قائم (عجل‌الله‌تعالی فرجه) است.(43)
(انهم یكیدون كیدا و اكید كیدا فمهل الكافرین امهلهم رویدا)؛ (44) البته آنان (دشمنان اسلام) هر چه بتوانند كید (و توطئه) می‌كنند و من (خدای متعال) هم (در مقابل آنان) كید خواهم كرد. پس تو (ای رسول ما) كافران را مهلت كمی ده. ابوبصیر به نقل از امام (علیه‌السلام) آورده كه فرمود: با رسول خدا (صلی الله‌ علیه و آله و سلم) كید نمودند و با حضرت علی (علیه‌السلام) نیز كید كردند و نسبت به حضرت فاطمه علیهاالسلام با كید و مكر رفتار نمودند. لذا خداوند فرمود: ای محمد،‌آنان هر چه بتوانند كید و توطئه می‌كنند و من هم در مقابل آنان كید خواهم كرد. پس تو ـ ای محمد ـ‌كافران را كمی مهلت ده تا وقت برانگیختن حضرت قائم (عجل‌الله‌تعالی فرجه) كه او از جباران و ستمگران قریش و بنی‌امیه و سایر مردم انتقام خواهد گرفت.(45)
(انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا)؛(46) آنان، آن روز را دور می‌بینند و ما آن را نزدیك می‌بینیم. در دعای عهد این آیة كریمه به كار رفته كه ظاهر آن راجع به قیامت است و تأویل آن ظهور و قیام حضرت مهدی (عجل‌الله‌تعالی فرجه) می‌باشد.
راجع به نزدیك بودن قیامت نیز آیات قرآن صراحت دارد و مفسران در توجیه آن گفته‌اند: هر حادثه‌ای كه وقوع آن حتمی باشد نزدیك تلقی می‌شود به خصوص كه بعد از پیامبر اكرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) هیچ پیغمبری نخواهد بود و آن حضرت را پیامبر آخر الزمان می‌خوانند كه دوران رسالتش به قیامت پیوسته است.
در پایان این بخش بی تناسب نیست كه برخی از نشانه های ساعت (قیامت یا ظهور امام عصر) را ذكر كنیم كه در بعضی از احادیث معجزه‌آمیز پیامبراكرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) بیان شده است: مردم نماز را ضایع نمایند و آن را مطابق دستور خداوند انجام ندهند و از هوسهای خود پیروی كنند. ثروتمندان را بزرگ شمارند و دین را به دنیا فروشند. زنان زمامدار شوند. و با مردان در تجارت رقابت كنند و خود را به مردان شبیه سازند و مردان نیز شبیه زنان شوند. رباخواری و رشوه شایع گردد. كودكان (و كم سالان) بر منبرها نشینند و دروغگویی را خوش خویی و لطیفه‌گویی پندارند و راستگویی را تكذیب كنند. مساجد را زیور (یا زركوب) نمایند، همان‌گونه كه معابد و كلیساها آراسته شوند و قرآن‌ها زینت شود و منارها را بلند سازند و صفها طولانی اما دلها پر از كینه‌توزی و زبان‌ها ـ‌یا رفتارها و شیوه‌ها ـ پراكنده خواهد بود. وسائل ساز و نوازندگی آشكار گردد و اغنیا برای تفریح و تماشا، ‌و طبقة متوسط جامعه به منظور درآمد و تجارت،‌ و فقرا برای ریا و نام‌آوری به حج روند! گروهی قرآن را برای غیر خدا بیاموزند و به آلات موسیقی بخوانند، و جماعتی برای غیر خدا به تفقّه (و دین‌شناسی) پردازند و امر به معروف و نهی از منكر را تعطیل كنند.(47)

6- فرمانروایی مطلق خداوند


قدرت و توانایی خداوند، حقیقی و ذاتی است و حد و مرزی ندارد. قدرتش چنان است كه به هر چه اراده‌اش تعلق گیرد در آن تصرف می‌كند و به هرگونه كه بخواهد آن را قرار می‌دهد. زیرا تمامی موجودات قائم به ذات او هستند.
در هر زمانی قدرت الهی جلوه‌هایی دارد كه خردمندان از شناخت رموز و اسرار آن عاجزند و زورمندان در برابر ارادة او فرومانده‌اند. صحنه‌های حیرت‌انگیزی كه همواره در زندگی هریك از افراد بشر روی می‌دهد؛ آتش را سرد و سلامت می‌سازد و خلیل خود را شاداب و پیروزمند از آن برمی‌آورد، كلیم خود را بر دامان دشمن خونخوارش، فرعون پرورش می‌دهد و نقشه‌های كشتن او را نقش بر آب می‌كند. لیكن قدرت نمایی كامل و فرمانروایی مطلق در هنگامة ظهور حضرت قائم‌(عجل‌الله‌تعالی فرجه الشریف) آشكار می‌گردد كه همة مردمان در برابر فرمان خداوند خاضع و تسلیم خواهند بود و بساط زورمندان و ستمكاران برچیده خواهد شد.
از سخنان روح‌بخش معصومین‌(علیهم‌السلام) در این خصوص روشنی می‌گیریم:
در تفسیر آیة كریمة (الملك یومئذ الحق للرحمن و كان یوما علی الكافرین عسیرا)؛(48) فرمانروایی حق در آن روز از آنِ خداوند رحمان است و آن روز بر كافران سخت خواهد بود؛ امام‌(علیه‌السلام) فرمود: البته فرمانروایی امروز و پیش از امروز و بعد از امروز از آنِ خداوند رحمان است. اما هنگامی كه حضرت قائم‌(عجل‌الله‌تعالی فرجه شریف) بپاخیزد جز خداوند پرستش نخواهد شد.(49)
امام باقر‌(علیه‌السلام) ضمن حدیثی طولانی از برنامه‌های امام قائم‌(علیه‌السلام) یاد كرده و فرمودند: ... روی زمین هیچ آبادانی باقی نماند مگر این‌كه در آن گواهی دادن به این‌كه هیچ معبود حقی جز الله نیست (یكتاست كه هیچ شریك ندارد) و این كه محمد فرستادة‌خداست بانگ زده شود، و این است (معنی) فرمودة خدای (تعالی): (و له اسلم من فی السموات والارض طوعا و كرها)؛(50) و هر كه در آسمان‌ها و زمین است خواه و ناخواه مطیع خداست و همه به‌سوی او رجوع خواهند نمود. و صاحب این امر چنان‌كه رسول خدا‌(صلی‌الله علیه و آله و سلم) جزیه را می‌پذیرفت آن را نمی‌پذیرد و این فرمودة خداوند است كه: با آنان نبرد كنید تا دیگر فتنه و فسادی بر جای نماند و آیین همه دین خدا گردد(51)
رفاعة بن موسی می‌گوید از امام صادق‌(علیه‌السلام) شنیدم كه راجع به آیة كریمه (و له اسلم من فی‌السموات و الارض طوعا و كرها و الیه یرجعون) فرمودند: هرگاه قائم‌(علیه‌السلام) به‌پا خیزد هیچ سرزمینی باقی نماند مگر این‌كه گواهی به لا اله الا الله و محمد رسول الله‌(صلی‌الله علیه و آله و سلم) در آن ندا گردد(52)
محدث مشهور عبدالله بن بكیر می‌گوید: از امام كاظم‌(علیه‌السلام) در مورد كلام خداوند و له اسلم من فی‌السموات والارض طوعا و كرها و الیه یرجعون(53) پرسیدم. امام‌(علیه‌السلام) فرمود: دربارة حضرت قائم نازل شده‌است كه هرگاه به‌پا خیزد اسلام را بر یهود و نصاری و صابئین و زنادقه و اهل ارتداد و كفار، در شرق و غرب زمین عرضه خواهد كرد. پس هر آن كه از روی طوع و دلخواه مسلمان شود او را به نماز و زكات و سایر كارهایی كه یك مسلمان باید انجام دهد؛ امر می‌فرماید، و هركس اسلام را نپذیرد گردن می‌زند تا آنجا كه در مشارق و مغارب نماند جز این‌كه توحید خدا بگوید. عرضه داشتم فدایت گردم، خلایق بیش از آنند؟ فرمود: همانا خداوند اگر چیزی را بخواهد بسیار را اندك و اندك را بسیار گرداند.
روایت شده كه راجع به آیة كریمة (لیظهره علی الدین كلّه ولو كره المشركون)؛(54) برای آن كه او را بر همة دین برتری بخشد هرچند كه مشركان خوشایندشان نباشد. ابن عباس گوید: این آیه تحقق نمی‌پذیرد مگر وقتی كه یهودی و نصرانی و صاحب كیشی نماند؛ مگر آن‌كه به حق (یعنی اسلام) گرویده شوند، تا این‌كه گوسفند و گرگ، گاو و شیر،‌ انسان و مار از یكدیگر در امان باشند، و موش انبان را نجود، جزیه برداشته، صلیب شكسته و خوك كشته شود. و این همان فرمودة‌خداوند متعال است كه می‌فرماید: لیظهره علی الدین كله ولو كره المشركون)؛(55) برای آن‌كه او را بر همة دین برتری بخشد. هرچند كه مشركان خوشایندشان نباشد؛ و این هنگام قیام قائم‌(علیه‌السلام) تحقق خواهد یافت.(56)
قیامت نیز مظهر تجلی مطلق و كامل قدرت و ارادة الهی است. چنان‌كه در آیات قرآن كریم چنین تأكید شده‌است:
(قوله الحق و له الملك یوم ینفح فی الصور)؛ (57) سخن او حق است و روزی كه در صور دمیده شود فرمانروایی مخصوص اوست.
(الملك یومئذ لله یحكم بینهم)؛(58) فرمانروایی در آن روز از آنِ خداوند است، میان آنها داوری می‌كند.
(لمن الملك الیوم لله الواحد القهار)؛(59) (در آن روز گفته می‌شود) امروز فرمانروایی از آن كیست؟ مختص خداوند یكتای قهار است.
(یوم لا تملك نفس لنفس شیئا والامر یومئذ لله)؛(60) روزی كه احدی نتواند كه به سود دیگری كاری انجام دهد و امور در آن روز از آنِ خداوند است.

7- عذاب بزرگ


خداوند متعال نسبت به بندگان خود كمال مهربانی را دارد و رحمت او از غضبش بیشتر و پیشتر است. او راه درست زندگانی را برای آفریدگانش ترسیم كرده و توسط فرستادگانش به آنان ابلاغ نموده و پاداشها و ثوابهای دنیوی و اخروی را برای فرمانبرداران و نیكوكاران وعده و مژده داده و بدكرداران وعصیانگران را به عذابهای خود تهدید كرده است. او به منظور بازداشتن بندگان از كج‌روی و جلوگیری از گرفتار شدنشان در باتلاق گناه و آلودگی، عواقب شوم زشتیها را به وسیلة حجتهای خویش به آنان گوشزد نموده و از كیفرها و عذابهای دنیوی و اخروی برحذر داشته است. البته عذابها و كیفرهای دنیوی بیشتر برای پیشگیری از گرفتار آمدن در عذاب اخروی است كه عذابی بزرگ و طاقت‌فرساست. برای اینكه تا دیر نشده بدی‌ها را رها كنند و گذشته را جبران نمایند و با توبه و انابه به درگاه حق آثار زشتی‌ها را از جسم و جان خود بزدایند.
از جمله شباهت‌های دوران ظهور حضرت بقیة‌الله ارواحنا فداه به عرصه‌های رستاخیز؛ كیفرهای بزرگ و سختی است كه برای بدكرداران مقرر گردیده است. زیرا در هر دو هنگام، فرصت جبران و بازگشت از دست رفته و مهلت توبه پایان یافته است. در این‌جا به برخی از متون روایی دربارة كیفرهای زمان ظهور اشاره می‌كنیم.
امام باقر (علیه‌السلام) فرمودند: هر گاه حضرت قائم(علیه‌السلام) قیام كند، به سوی كوفه می‌رود. پس از آن ده‌ها هزار نفر كه (بتریه) نامیده می‌شوند و اسلحه پوشیده‌اند،‌ بیرون آمده به آن حضرت عرضه می‌دارند: از همان‌جا كه آمده‌ای بازگرد، كه ما را به بنی فاطمه نیازی نیست. پس آن حضرت شمشیر در میان آن‌ها می‌نهد تا همگی ایشان را از میان بردارد. سپس داخل كوفه می‌شود و هر منافق تردید كننده را می‌كشد و كاخ‌های آنان را خراب می‌كند و جنگجویان آن دیار را به قتل می‌رساند تا خداوند ـ عز و جل ـ خشنود گردد.(61)
مفضل به عمر جعفی می‌‌گوید از حضرت امام صادق (علیه‌السلام) راجع به قول خداوند و (لنذیقنهم من العذاب الادنی دون العذاب الاكبر)؛ (62) البته كه ما آنان را از عذاب نزدیكتر به جز عذاب بزرگ بچشانیم؛ پرسیدم. امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: عذاب أدنی (نزدیكتر) گرانی نرخ‌هاست و عذاب اكبر (بزرگ) قیام حضرت مهدی (علیه‌السلام) است.(63)
در دعای ندبه می‌خوانیم: أین قاصم شوكة المعتدین أین هادم أبنیة الشرك و النفاق أین مبید اهل الفسوق و العصیان و الطغیان أین حاصد فروع الغی و الشقاق أین طامس آثار الزیغ و الأهواء أین قاطع حبائل الكذب و الافتراء أین مبید العتاة و المردة أین مستأصل أهل العناد و التضلیل و الإلحاد أین معز الأولیاء و مذل الأعداء؛ كجاست در هم شكنندة شوكت و عظمت پوشالی تجاوزگران؟ كجاست خراب كنندة بناهای شرك و نفاق؟ كجاست نابود كنندة اهل فسق و گناه؟ كجاست درو كنندة شاخه‌های گمراهی و دو دستگی؟ كجاست فنا كنندة اهل سركشی و طغیان؟ كجاست ریشه‌كَنندة اهل لجبازی و گمراهی و الحاد؟ كجاست عزت دهندة دوستان و خوار كنندة دشمنان؟
در قیامت نیز عذاب الهی نسبت به كافران و منافقان و ستمگران فراگیر و شدید و دردناك است. چنانكه خداوند می‌فرماید:
(ان الذین كفروا بآیات‌الله لهم عذاب شدید)؛(64)
البته كسانی كه به آیات خداوند كفر ورزیدند؛ كیفر سختی دارند.
(سیصیب الذین اجرموا صغار عندالله و عذاب شدید)؛(65) به‌زودی كسانی كه جرم كردند (و مردم را از مسیر حق بازداشتند) به حقارت نزد خداوند و عذاب شدید گرفتار خواهند شد.
(سیصیب الذین كفروا منهم عذاب الیم)؛(66)
بزودی كسانی كه كفر ورزیدند، آنان را عذابی دردناك خواهد رسید.
(و لعذاب الاخرة اشد و ابقی)؛(67) در حقیقت عذاب (و كیفر) آخر سخت‌تر و پاینده‌تر است.
(یوم یغشاهم العذاب من فوقهم و من تحت ارجلهم)؛(68) روزی كه عذاب (بزرگ الهی) آنان را از بالای سر و از زیر پاهایشان فرا می‌گیرد.
ادامه دارد.

پی نوشت ها:


(1) سورة انبیا،‌ آیه 105.
(2) تفسیر كنزالدقائق، 8/479-481.
(3) سورة بقره ، آیه 148 .
(4) همان.
(5) همان.
(6) كتاب الغیبة، نعمانی، 312 و 313.
(7) تفسیر عیاشی،‌1/64.
(8) الاحتجاج،‌2/249.
(9) سورة مائده، آیه 48 و 105 .
(10) سورة واقعه، آیه 49 و 50 .
(11) سورة نحل، آیه 1 .
(12) كمال الدین و تمام النعمة، 2/671.
(13) سورة بقره، آیه 109 .
(14) المیزان فی تفسیر القرآن، 12/216
(15) بحارالانوار، 51/66.
(16) همان.
(17) كمان الدین و تمام النعمة، 1/304.
(18) سورة مؤمنون، آیه 115 .
(19) سورة كهف، آیه 21 .
(20) سورة غافر، آیه 59 .
(21) كمال الدین و تمام النعمة، 1/280.
(22) كمال الدین و تمام النعمة، 1/317.
(23) سورة زخرف، آیه 66 .
(24) تأویل الآیات الظاهرة، 571.
(25) بحارالانوار، 5/156.
(26) سورة اعراف، آیه 187 .
(27) سورة محمد (صلی‌الله علیه و آله و سلم) ، آیه 18 و 19.
(28) سورة قمر، آیه 1 .
(29) سورة شوری، آیات 17 و 18.
(30) بحارالانوار، 53/1-3.
(31) مكیال المكارم، ترجمه فارسی، 2/387-394.
(32) به این آیات نیز توجه كنید: انعام، 31: یوسف، 107: انبیاء، 40؛ حج، 55.
(33) بحارالانوار: 52/47.
(34) بحارالانوار، 52/337.
(35) سوره نحل، آیه 38.
(36) روضه كافی: 50.
(37) سورة قیامت، آیه 4 .
(38) سورة نساء، آیه 77 .
(39) سورة قمر، آیه 1 .
(40) بحارالانوار، 51/49
(41) سورة صف، آیه 13.
(42) تفسیر قمی، 2/366.
(43) سیمای حضرت مهدی(علیه‌السلام) در قرآن، 111-113.
(44) طارق، آیات 15 تا 17.
(45) تفسیر قمی، 2/416.
(46) معارج، آیات 6 و 7.
(47) تفسیر كنزالدقائق، 12/230-233.
(48) سورة فرقان، آیه 26 .
(49) تأویل الآیات الظاهرة، 372.
(50) سورة آل‌عمران، آیه 83 .
(51) سیمای حضرت مهدی (علیه‌السلام) در قرآن، 96.
(52) تفسیر عیاشی، 1/183.
(53) سورة آل‌عمران، آیه 83 .
(54) سورة توبه، آیه 33 .
(55) همان.
(56) .المحجة: 87.
(57) سورة انعام، آیه 73 .
(58) سورة حج، آیه 56 .
(59) سورة غافر، آیه 16 .
(60) سورة انفطار، آیه 19 .
(61) بحارالانوار: 52/338.
(62) سورة سجده، آیه 21 .
(63) تأویل الآیات الظاهرة، 444.
(64) سورة آل‌عمران، آیه 4 .
(65) سورة انعام، آیه 124 .
(66) سورة توبه، آیه 90 .
(67) سورة طه، آیه 127 .
(68) سورة عنكبوت، آیه 55 .


چهارشنبه 1/6/1391 - 11:51 - 0 تشکر 523161

یاران امام زمان ـ ارواحنا فداه


منبع:www.emammahdi.com

یكى از مهمترین عوامل زمینه ساز ظهور امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ پیدایش افرادى شجاع و قوى دل است; ایشان یاران امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ خواهند بود همیشه امامان معصوم ما با كمبود رادمردانى استوار مواجه بودند و چون زمینه ى قیام فراهم نمى شد، علیه دولتهاى باطل حركتى نمى كردند. در زمان غیبت نیز این معضل وجود دارد تا نزدیك زمان ظهور، در آن زمان در اقصى نقاط دنیا عدّه اى پدید خواهند آمد كه دلهاى آنها همچون پاره هاى آهن است چنانكه در صفات ایشان بطور مفصل سخن خواهیم گفت.طبق روایات تعداد آنها 313 نفر است كه تعداد زیادى از آنها از اهل همان زمان هستند و عدّه اى هم در زمانهاى قبل مى زیسته اند كه از قبر خارج شده و براى یارى و نصرت دین خدا با امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ پیمان مى بندند.
در ستایش از این گروه وارسته و شایسته اى كه خداوند اینان را برگزیده است و به همراهى و یارى حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ مفتخرشان ساخته، روایات بسیارى وارد شده است. در این روایات ضمن ترسیم شخصیّت ارزشمند و نقش سازنده و اوصاف برجسته ى آنان، از چگونگى پیوستن آنان به امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ در مكّه، سخن رفته و فراتر اینكه، آیاتى از قرآن شریف در مورد آنان تأویل شده است. از باب نمونه در ذیل آیه ى شریفه ى:

(فاستبقوا الخیرات أینما تكونوا یأت بكم اللّه جمیعاً)([10])


در كارهاى نیك سرعت جویید كه هر كجا باشد خداوند شما را گرد خواهد آورد.
از امام صادق ـ علیه السلام ـ آمده است:
یعنی اصحاب القائم، الثلاثمائة وبضع عشر وهم ـ واللّه ـ الأمّة المعدودة یجتمعون فی ساعة واحدة كقزع الخریف([11]).
این آیه ى شریفه اشاره به 313 نفر یاران اصلى حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ دارد. بخداى سوگند! كه آنان در شمار، اندك هستند. امّا در كارآیى و ایمان و شكوه معنوى بسیار و بسان ابر پراكنده ى پائیزى (كه بناگاه به هم مى پیوندند و متراكم مى شوند) آنان ظرف لحظه اى در یك ساعت معیّن از سراسر گیتى در مكّه حاضرمى گردند.
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:

«بینا شباب الشیعة على ظهور سطوحهم نیام، اذ وافوا إلى صاحبهم فی لیلة واحدة على غیر میعاد فیصبحون بمكّة»([12])


یعنى به هنگام ظهور حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ جوانان و جوانمردان شیعه همانگونه كه بر پشت بام خانه هاى خویش در خواب اند همگى یك شب بدون وعده ى قبلى، بامداد را در مكّه حاضر و به دیدار امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ مفتخر مى گردند.
در روایات از خصوصیات اخلاقى یاران آنحضرت و تعداد آنها و جنسیت قومى ایشان تعابیر زیادى وارد شده كه بدان اشاره مى كنیم. لیك از باب مقدمه در یك بینش كلى امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ در اشاره به شخصیّت آنان مى فرماید:

«لم یسبقهم الأوّلون ولا یدركهم الآخرون»([13]).


آنان در شایستگى و امتیازات بر اوج رفیعى هستند نه از نسلهاى گذشته كسى از آنان پیشى گرفته است و نه از آیندگان كسى به مقام والاى آنان مى رسد.
در مورد نحوه ى رساندن خود به آنضحرت به مقامى رسیده اند كه زمین در زیر پاى آنها پیچیده مى شود.
امام صادق ـ علیه السلام ـ در مورد آنان مى فرماید:

«فیصیر إلیه أنصاره من أطراف الأرض، تطوى لهم الأرض طیّاً».([14])


یعنى یاران مهدى ـ ارواحنا فداه ـ از نقاط مختلف زمین بسوى او حركت مى كنند و زمین زیر پاى آنان در هم مى پیچد.

ایمان استوار یاران


یاران خاصّ حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ از نظر معنویّت و ایمان كامل و استوار و نداشتن ذرّه اى تردید در دلها بى نظیرند. آنان در اوج یقین و اخلاصند و بخاطر قوّت و استوارى و كمال ایمان به خدا، ذرّه اى ترس و دلهره در كران تا كران وجودشان نیست چرا كه انسان به هر اندازه اى كه ایمانش به خدا افزون گردد، به همان اندازه توان و تلاش او افزون مى گردد.
بر این اساس یاران آنحضرت به هنگامى كه به میدان كارزار گام مى نهند نه كسى توان ایستادن در برابر آنان را دارد و نه پدیده اى مى تواند مانع اجراى برنامه هاى نجات بخش و دستورات صادر شده از سوى فرماندهى بلند مرتبه ى آنان گردد.
از امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ آمده كه فرمودند:

«كانّهم لیوث قد خرجوا من غاباتهم مثل زبر الحدید، لو انّهم همّوا بازالة الجبال الرواسی لازالوها عن مواضعها فهم الذین وحّدوا اللّه حقّ توحیده»([15]).


آنها همچون شیرانى كه از بیشه ى خود خارج شده اند بر گرد آن حضرت حلقه مى زنند آنان براستى مانند پاره آهنى هستند كه اگر بر متلاشى نمودن كوهها تصمیم بگیرند آنها را نابود مى سازند. آنان خداى را آنگونه كه شایسته است به یگانگى مى پرستند.
اگر در این جمله كه ـ كأنّهم لیوث قد خرجوا من غاباتهم ـ براستى دقت شود وقتى شیر از بیشه ى خود خارج مى شود دیگر چه كسى جرأت مقابله با او را دارد.
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند:

«إذا ساروا یسیرا الرعب امامهم مسیرة شهر»([16])


هنگامى كه به حركت در مى آیند امواج رعب و وحشت یك ماه پیشتر از ایشان حركت مى كند.

تواضع و فروتنى یاران


آنان قهرمانانى فروتن، متواضع و برخوردار از ارزش اخلاقى و انسانى اند و هرگز مغرور و مست قدرت نمى شوند. آنها به مقام والاى حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ آنگونه كه شایسته و بایسته است اعتقاد دارند; تا آنجا كه نه تنها از وجود گرانمایه ى آنحضرت بهره مى برند; بلكه از زین مركب او نیز به افتخار تبرّك مى جویند و آن را مسّ مى كنند. آنان بسان فداكارانى هوشیار، بر گرد آن سرچشمه ى بركات و والاییها و ارزشها حلقه مى زنند و جان خویش را در همه ى فراز و نشیبها و میدانهاى جهاد و پیكار، سپر بلاى جان گرامى او مى سازند و دستورات و خواسته هایش را لبّیك مى گویند.
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند:

«كانّ على خیولهم العقبان یتمسّحون بسرج الامام یطلبون بذلك البركة ویحفّون به، یقون بأنفسهم فی الحروب ویكفونه ما یرید»([17]).


چابك بسان عقاب بر مركبهاى خویش سوارند و در عشق به حضرت چنانند كه زین مركب او را براى تبرّك جستن مسح مى كنند و بر گرد یار حلقه مى زنند و در فراز و نشیبها و پیكارها او را بسان جان شیرین با همه ى وجود محافظت مى كنند و هر دستورى دهد او را بسنده اند و به انجام رساننده.

شب زنده دارى یاران


یاران آن گرامى عبادت كنندگان خاضع و خاشعند; شبانگاهان را با نماز و نیایش و سوز و گداز عاشقانه به بارگاه خدا، به سحر رسانده و در نمازهاى خویش زمزمه اى همچون آواى زنبوران عسل از ایشان شنیده مى شود. در ركوع و سجود و قیام و قعودند و با وجود این روزها در اوج آمادگى و شهامت بر مركبهاى خویش، براى انجام دستورات حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ ایستاده اند.
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:

«رجال لا ینامون اللیل، لهم دوّى فی صلاتهم كدوّى النحل، یبیتون قیاماً على أطرافهم ویصبحون على خیولهم، رهبانٌ باللیل، لیوث بالنهار»([18]).


بزرگ مردانى كه شبها را نمى خوابند براى آنها زمزمه اى در نمازشان همچون زمزمه ى انبوه زنبوران، شبها را شب زنده دارى مى كنند و صبح مى كنند در حالى كه بر مركبهاى خویش سوارند (و آماده پیكار) راهبان شب هستند و شیران روز.

آگاهى و شناخت یاران


از ویژگیهاى آنان، اوج آگاهى و عمق دانایى و درایت آنهاست دلهاشان به نور معرفت درخشنده و نور باران است. به راهى كه مى روند یقین كامل داشته لذا همچون كنیزى كه از مولاى خود اطاعت مى كند، از امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ فرمانبردارى مى نمایند.
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند:

«ورجال كانّ قلوبهم زبر الحدید، لا یشوبها شك فی ذات اللّه أشد من الحجر . . . هم أطوع له من الأُمّة لسیّدها كالمصابیح . . . كانّ قلوبهم القنادیل»([19]).


مردانى كه دلهاشان بسان پاره ى آهن است. در ایمانشان به خدا و وعده ى او ذرّه اى تردید ندارند و باور آنان از كوه سخت تر است . . . ایشان در فرمانبردارى از سالار خویش مطیع تر از كنیز نسبت به مولاى خود مى باشند. آنان بسان چراغهاى روشنگرند . . . دلهایشان بسان مشعلهاى پر نور است.
زیبا و ژرفترین توصیف براى یارن آن حضرت را در این سخن زیبا مى توان دید كه مى فرماید:
هرگز قلب آنان به ذره اى از شك آلوده نمى شود. و این مقامى فراتر از فهم و دركهاست.

اتّحاد و برادرى یاران


از ویژگیهاى آنان، این است كه اندیشه هایشان متحدّ و یگانه، دیدگاهشان همانند، دلهایشان به هم پیوسته و به هم گره خورده است نه اختلافى در رأى و اندیشه و گفتار آنان خواهى دید و نه در رفتارشان و همگى یك دل و یك قطب و یك زبان هستند.
از امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ در وصف ایشان آمده است:

«كأنّما ربّاهم ابٌ واحد وأُمٌّ واحدة، قلوبهم مجتمعة بالمحبّة والنصیحة»([20]).


گویى یك پدر و مادر آنان را پرورانده و دلهایشان لبریز از مهر و محبّت و خیرخواهى است.

سنّ یاران


آنچه در روایات آمده این است كه اكثر یاران آن حضرت در سنین جوانى اند; از امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ آمده كه فرمودند:

«انّ أصحاب القائم شباب، لا كهول فیهم إلاّ كالكحل فی العین، أو كالملح فی الزاد وأقلّ الزاد الملح»([21]).


یاران حضرت همگى جوان هستند و سالخورده در میان ایشان نیست مگر مانند سرمه در چشم یا نمك در توشه و كمتر چیزى كه بعنوان توشه حمل مى شود، نمك است.
خلاصه تعداد پیران در بین اصحاب حضرت بسیار اندك است و اكثریّت آنها جوان هستند.
در روایات تعداد یاران آنحضرت كه ابتداى ظهور در مكّه حاضر شده و با او بیعت مى كنند 313 نفر ذكر شده است.
از امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ آمده كه فرمودند:

«. . . ثمّ إذا قام، یجتمع إلیه أصحابه على عدة أهل بدر وهم ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلاً»([22]).


هنگامى كه قیام كند یاران اصلى او كه شمارشان 313 نفر و به شمار یاران پیامبر در جنگ بدر است بسوى او اجتماع مى كنند.
امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود:

«یبایع القائم ـ بین الركن والمقام ـ ثلاثمائة و نیف عدّة أهل بدر فیهم النجباء من أهل مصر والابدال من أهل الشام والأخیار من أهل العراق»([23]).


با قائم ـ ارواحنا فداه ـ میان ركن و مقام، 313 شخصیت بزرگ ـ به شمار یاران پیامبر در بدر ـ بیعت مى نمایند در میان آنها چهره هاى برجسته از مصر و شایستگانى از شام و خوبانى از عراق هستند.

آرزوى شهادت


آرزوى بزرگ یاران خاصّ امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ به دوش كشیدن بار مسئولیت و به انجام رساندن وظایف و جهاد و شهادت در راه خداست چرا كه معنا و مفهوم حقیقى شهادت را به شایستگى دریافته و ارزش آن در بارگاه خدا را آنگونه كه باید، شناخته اند.
حضرت صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند:

«یدعون بالشهادة ویتمنّون أن یقتلوا فی سبیل اللّه، شعارهم یالثارات الحسین»([24]).


]براى خود و دیگران[ طلب شهادت مى كنند و آرزو دارند كه در راه خدا كشته شوند و شعار آنان خونخواهى حسین ـ علیه السلام ـ است.

نه غرور و مستى و نه احساس ضعف


آنان نه به آفت غرور و مستى گرفتار مى شوند و نه از شمار اندك همراهان و پیشتازان در نخستین مراحل قیام و ظهور آنحضرت احساس وحشت و تنهایى مى كنند. زیرا انسانى كه داراى ارتباط عمیق و خالصانه با آفریدگار تواناى هستى است با داشتن آن ارتباط و پیوند احساس وحشت نمى كند و نیز از پیوستن دیگران به راه و رسم نجات بخش و افتخارآفرین خویش و بسیارى همراهان، شادمان و مغرور نمى گردد.
حضرت امیرالمؤمنین على ـ علیه السلامـ فرمود:

«یؤلّف اللّه بین قلوبهم، لا یستوحشون من أحد ولا یفرحون بأحد یدخل فیهم»([25]).


خداوند بین دلهاى آنها الفت برقرار مى كند. ایشان از كسى و قدرتى وحشت ندارند و نه بخاطر پیوستن فرد یا قدرتى به گروهشان دچار شادمانى و غرور مى گردند.

پی نوشت


[10]. سوره ى بقره، 148.
[11]. بحارالانوار، ج 53، ص 91.
[12]. غیبت نعمانى، ص 316، باب 21، ح 11.
[13]. مستدرك حاكم، ج 4، ص 554.
[14]. معجم احادیث الامام المهدى، ج 3، ص 290.
[15]. الزام الناصب، ج 2؟ ص 200.
[16]. بحارالانوار، ج 52، ص 308.
[17]. بحارالانوار، ج 52، ص 308.
[18]. بحار الانوار ، ج 52، ص 308.
[19]. بحار الانوار، ج 52 ، ص 308.
[20]. الزام الناصب، ج 2، ص 200.
[21]. بحار ، ج 52 ، ص 333.
[22]. الزام الناصب، ج 2 ص 304.
[23]. بحار الانوار ، ج 52، ص 304.
[24]. بحارالانوار، ج 52، ص 308.
[25]. معجم احادیث الامام المهدی ، ج 3 ص 100، مستدرك الصحیحین ج 4 ص 554.


برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.