• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
سينما و تلویزیون (بازدید: 850)
چهارشنبه 1/6/1391 - 0:59 -0 تشکر 522412
معرفی و نقد فیلم

سلام دوستان

در این قسمت  به معرفی فیلم میپردازیم و همچنین به نقدهایی که از فیلم شده است

چهارشنبه 1/6/1391 - 1:5 - 0 تشکر 522429

انتهای خیابان هشتم

----- فروردین 91 --درام


کارگردان : علیرضا امینی http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/8th/Poster-enteha.jpg


نویسنده : علیرضا امینی، محمد باغبانی






بازیگران: حامد بهداد، ترانه علیدوستی، صابر ابر

چهارشنبه 1/6/1391 - 1:5 - 0 تشکر 522433

خلاصه داستان :


نیلوفر با خانواده‌اش زندگی می‌کند. پس از این که خانواده در معرض اتفاقی قرار می‌گیرند، نیلوفر همراه با خانواده‌اش باید برای گذر از آن اتفاق پول زیادی را فراهم کنند و این در حالی است که آنها سه روز بیشتر وقت ندارند. زمان که جلو می‌رود، نیلوفر متوجه می‌شود گویا قرار است سرنوشت دیگری .

چهارشنبه 1/6/1391 - 1:7 - 0 تشکر 522440

--- نقد فیلم



انتهای خیابان هشتم فیلمی تلخ در ژانر اجتماعی است که مثل فیلم قبلی کارگردان، هفت دقیقه تا پاییز با وقوع یک فاجعه به پایان می رسد. داستان فیلم در طول سه روز اتفاق می افتد و روایتگر زندگی اشخاصی است که باید در این مدت کوتاه برای آزادی یک اعدامی متهم به قتل 100 میلیون تومان پول فراهم کنند و رضایت شاکی را بگیرند.


امینی در فیلم خود با مطرح کردن موضوعات ممنوع سینمای ایران مثل خودفروشی، قمار و ورزش های زیرزمینی کار با ارزش و بزرگی را انجام داده است و دست گذاشتن روی همین موضوعات است که مدت ها انتهای خیابان هشتم را درگیر گرفتن پروانه نمایش کرده بود و باعث جرح و تعدیل هایی برای این فیلم شد.


ابهامات بسیاری در طول فیلمنامه وجود دارد که من بعضی از آن ها را به پای همان جرح و تعدیل ها گذاشتم اما در مصاحبه ای با علیرضا امینی خواندم که فقط 2 الی 3 دقیقه از فیلم برای اکران حذف شده پس باید این ابهامات را به پای ضعف فیلمنامه گذاشت.


این فیلم بزرگترین ضربه را از شخصیت پردازی ضعیف خود خورده است. شخصیت های فیلم همه در هاله ای از ابهام قرار دارند. سعید که در زندان است تا پایان فیلم نشان داده نمی شود و البته از این نظر خرده ای بر فیلمنامه نیست، اما لطمه از آن جایی وارد می شود که مثلاً تا پایان فیلم معلوم نمی شود این قتل چگونه اتفاق افتاده یا به طور مثال در جایی نیلوفر( با بازی ترانه علیدوستی) خواهر سعید موفق به دریافت وامی می شود اما به دلیلی که احتمالاً به پدر آن ها مربوط است و تا آخر فیلم هم مشخص نمی شود، وام را به او نمی دهند. شخصیت پدر اگر کاملاً هم از فیلم درآورده شود به روند داستان هیچ اشکالی وارد نمی شود. شخصیتی که هیچ دیالوگی ندارد و کارگردان در جاهایی از فیلم با نشان دادن کتاب های او می خواهد چیزهایی از گذشته اش به مخاطب نشان دهد که باز هم موفق نمی شود. هیچ وقت در طول فیلم به درستی به روابط آدم ها پرداخته نمی شود: رابطه موسی با بهرام، رابطه موسی با آن زن هرزه، رابطه آن زن با دختر موسی و دلیل علاقه اش به این دختر، رابطه پدر با فرزندان و حتی رابطه نیلوفر با بهرام (همسرش).


فیلم بسیار ریتمیک و تند است و فیمبرداری به شیوه دوربین روی دست برای نشان دادن التهاب و هیجانی که در داستان وجود دارد مناسب بود اما متاسفانه مرتضی غفوری در این سبک فیلمبرداری بسیار بزرگنمایی کرده که در جاهایی حتی آزاردهنده است.


موضوع اصلی که همان جور کردن پول دیه است بسیار دیر به مخاطب شناسانده می شود و بیننده دقایق ابتدایی در حالت سردرگمی است که این همه تلاش و تقلای شخصیت ها برای چیست؟ شاید این کار در جهت ایجاد تعلیق و بیشتر کردن حس اضطراب صورت گرفته، اما به روند داستان و ارتباط برقرار کردن بیننده با آن لطمه وارد کرده است.


علیرضا امینی معتقد است که هدف اصلی فیلم نشان دادن بحران های اجتماعی و فضاهایی است که افراد در مواجهه با آن اعتقادات و شخصیت خود را به طور کامل فراموش می کنند و می توانند در طول 48 ساعت و کمتر به انسان های دیگری تبدیل شوند. شخصیت موسی(با بازی حامد بهداد) که برای نجات رفیقش از اعدام حاضر می شود فرزند خود را با یک اسب تاخت بزند و یا شخصیت محکم نیلوفر که حاضر به تن فروشی می شود و شخصیت بهرام (با بازی صابر ابر) که وقتی می فهمد نیلوفر چه کار می خواهد بکند دچار جنون شده و قصد آتش زدن خود را می کند.


از بازی های خوب و روان فیلم نمی توان گذشت. ترانه علیدوستی که نقطه قوت فیلم به شمار می رود در بازی خود حس غم، اضطراب و التهاب را به خوبی نشان می دهد و به جرات می توان گفت که نقش نیلوفر یکی از بهترین اجراهای او به حساب می آید. حامد بهداد در نقش یک بکسر اجرایی کمی متفاوت داشت و بازی خوب و باور پذیری ارائه داد. یکی از بهترین صحنه های فیلم آنجایی است که نیلوفر می خواهد کلیه خود را بفروشد و با مسئول پذیرش برای این که درست جوابش را نمی دهد دعوا می کند و حسابی از خجالتش در می آید و دیالوگ های جالبی در این میان رد و بدل می شود.


با وجود همه اینها و با تمامی اشکالاتی که به فیلم وارد است، انتهای خیابان هشتم می تواند را با داستان های فرعی خود که متاسفانه به هیچ کدام از آن ها به درستی پرداخت نشده در کنار داستان اصلی ذهن مخاطب را درگیر کند و با موضوعات جذاب خود در ذهن ماندگار شود.



سایت نقد فارسی




چهارشنبه 1/6/1391 - 14:40 - 0 تشکر 523335

سلام
کار خوبی رو شروع کردید
البته نسخه سینمایی ای که سانسور شده بود
احتمالا نسخه خانگی سانسور بیشتری رو متحمل میشه

لبخند تنها گلی است که خار ندارد .
-------------------------------------------------

 

پنج شنبه 2/6/1391 - 21:4 - 0 تشکر 524993

سلام


ممنونم از توجهتون و خوشحالم که دنبال میکنید

پنج شنبه 2/6/1391 - 21:9 - 0 تشکر 525000



نقد و بررسی فیلم  خوابم میاد







کارگردان :


رضا عطاران : وی را می توان یکی از محبوب ترین کمدین های سینما و تلویزیون ایران دانست که نزدیک به دو دهه در اوج قرار داشته است. عطاران با مجموعه تلویزیونی « ساعت خوش » به کارگردانی مهران مدیری به شهرت رسید و پس از آن هم با کمک دوستانش یوسف تیموری و مجید صالی ، مجموعه « مجید دلبندم » را که محصول کودک و نوجوان شبکه یک سیما بود کارگردانی کرد که با استقبال خوبی مواجه شد. عطاران پس از « مجید دلبندم » ساخت مجموعه های طنز تلویزیونی را آغاز کرد که از میان آنها « متهم گریخت » و « خانه به دوش » شناخته شده تر هستند. « خوابم میاد » اولین تجربه کارگردانی رضا عطاران در سینما به حساب می آید.

پنج شنبه 2/6/1391 - 21:10 - 0 تشکر 525002

نام فیلم : خوابم میاد


کارگردان: رضا عطاران


فیلمنامه: احمد رفیع زاده (براساس طرحی از حمید نعمت‌اله)


بازنویسی فیلمنامه: رضا عطاران


تهیه‌كننده: محمدرضا تخت كشیان


مدیر فیلمبرداری: هومن بهمنش


طراح صحنه و لباس: حسین عالی‌نژاد


طراح گریم: ایمان امیدواری


مجری طرح: جواد فرحانی


دستیار اول كارگردان: مهدی لطیفی


بازیگران: رضا عطاران، اكبر عبدی، مریلا زارعی، ویشكا آسایش، ناصر گیتی‌جاه، اصغر سمسارزاده



پنج شنبه 2/6/1391 - 21:11 - 0 تشکر 525004

داستان :


رضا ( رضا عطاران ) یک معلم بسیار خوش قلب و مهربان است که به دلیل اینکه شاگردانش وی را آزار می دهند و او هم سعی می کرده از حق طبیعی اش برای دفاع استفاده کند، از کار بی کار می شود و تصمیم می گیرد با تدریس خصوصی زندگی اش را بگذراند. اما به مدت کمی بعد از اخراج شدن رضا از کار، او با یک خانم پاستیل فروش ( با بازی مریلا زارعی ) آشنا می شود و رفته رفته این دو به یکدیگر علاقه مند می شوند. اما مشکل اینجاست که خواهر این فروشنده برای انجام عمل جراحی پیوند کلیه نیاز شدیدی به پول دارد و این موضوع باعث رخ دادن اتفاقات غیر منتظره ای میان رضا و این فروشنده می شود.

پنج شنبه 2/6/1391 - 21:12 - 0 تشکر 525005

درباره فیلم:


نام فیلم ابتدا « هیچکس فرشته نیست » و « رضا هرگز نمی خوابد » بود.


داستان فیلم یکجورایی الهام گرفته شده از فیلم « پولها رو بردار و فرار کن » ساخته وودی آلن هست. البته همانطور که حدس خواهید زد، داستان به طرز شگفت آوری ایرانیزه شده و بسیاری از موارد فیلم وودی آلن هم در این فیلم وجود ندارد!


10 دقیقه ابتدایی فیلم طوفانی آغاز می شود و سیل شوخی های رنگارنگ بر سر تماشاگر خراب می شود. این شوخی ها در کل بامزه هستند اما احتمالاً عده ای هم پیدا خواهند شد که به این شوخی ها رکیک بگویند! عطاران در نشست خبری فیلم درباره سوال یکی از خبرنگاران درباره شوخی های رکیک فیلم این پاسخ را داده بود : « ‌هرچقدر آدم بزرگتر می‌شود، متوجه می‌شود توالت چیز بدی نیست، فحش دادن چیز بدی نیست، مسایل جنسی چیز بدی نیست و شما هم بعدا این‌ها را متوجه میشوی! »


رضا عطاران ( البته در مقام کارگردان ) « خوابم میاد » را به دو بخش تقسیم کرده، اولی کمدی آشنایی که خودش در اجرای آن تسلط دارد و قسمت دوم هم یک درام نسبتاً سیاه. اما نتوانسته توازن را میان این دو بخش به درستی ایجاد کند و منجر به ناهماهنگی نیمه اول و دوم فیلم شده است.


در نیمه اول فیلم همانطور که اشاره کردم شاهد شوخی های مختلفی هستیم که به لطف حضور عطاران و اکبر عبدی ( در نقش مادر عطاران! ) واقعاً جذاب هستند. اما در بخش دوم فیلم که بیشتر به سمت درام سوق پیدا می کند ، عطاران بسیار عجول رفتار کرده و این بخش از فیلم را کاملاً بی ارتباط با بخش اول فیلم کارگردانی کرده است چنانچه در نیمه دوم تماشاگر این سوال را از خود می پرسد که آیا تابحال در حال تماشای یک اثر کمدی بوده یا بی جهت می خندیده؟!


جنجال برانگیز ترین بخش فیلم که تا قبل از ساخته شدن فیلم هم صحبت از آن شنیده می شد ، حضور اکبر عبدی در نقش یک زن بود. اگر خاطرتان باشد عبدی سالها پیش در فیلم « آدم برفی » هم نقش آفرینی مشابهی را تجربه کرده بود که منجر به وقوع اتفاقات مختلف برای فیلم شده بود. حالا بعد از سالها بار دیگر ما شاهد حضور عبدی در یک نقش زنانه دیگر هستیم که اینبار هم با قدرت به اجرا درآمده است. اکبر عبدی بازی فوق العاده ای در نقش مادر رضا از خود ارائه کرده و اینجاست که می توان فرق نسل بازیگران گذشته را با امروز درک کرد!


اما جدای از حضور موفق اکبر عبدی در این نقش ، باید تاسفی هم به حال سینمای ایران خورد چراکه بخشی از حضور اکبر عبدی در این فیلم به دلیل محدودیت هایی بوده که می توانست با حضور یک زن در این نقش برای بازیگران فیلم ایجاد شود. مطمئناً اگر هر بازیگر زنی به جای اکبر عبدی این نقش را ایفا می کرد، بازیگران فیلم تا این حد در مقابل او راحت رفتار نمی کردند!


یکی دیگر از نکات مثبت « خوابم میاد » فیلمبرداری خوب هومن بهمنش است که با استفاده از تکنیک های روز انجام گرفته است. کم پیش می آید که در این دوره و زمانه فیلمی ایرانی ببینید و در آن دوربین به دنبال شخصیت ها راه بیفتد و کات نخورد که « خوابم میاد » یکی از همین فیلمهاست.


نمی دانم تشابه اتفاقی است یا عمداً اقدام به این کار کرده اند ، اما یکی از سکانس های ماندگار فیلم « مالنا » در « خوابم میاد » به نحوی دیگر تکرار شده!


به مانند بسیاری دیگر از فیلمهای ایرانی ، در « خوابم میاد » نیز تمام بار داستان بر دوش شخصیت اصلی داستان است و شخصیت های مکمل هیچ نقش مشخصی در پیشبرد فیلمنامه ندارند.


ویشکا آسایش یکی از همین بازیگران نقش مکمل است که بود و نبودش در فیلم تاثیری ندارد! واقعاً نمی دانم برای چه از ویشکا آسایش در چنین نقش عجیب و غریبی استفاده کرده اند!


اما زوج عطاران و زارعی به خوبی در فیلم جواب داده است. این دو قبلا هم در « خروس جنگی » با یکدیگر همبازی بوده اند و اتفاقاً آن فیلم فروش خوبی را هم در گیشه تجربه کرد. این دو در « خوابم میاد » هم مکمل خوبی برای یکدیگر هستند.


بازیگر نقش کودکی رضا ( که اسمش نمی دانم چیست! ) استعداد بسیار خوبی دارد و مطمئنم اگر افرادی پیدا شوند که این استعداد را به درستی پرورش دهند در سالهای بعد می توان او را تبدیل به یکی از سرمایه های سینمای ایران کرد.


یکی از موارد جالب و تحسین برانگیز انتخاب بازیگران در این فیلم مربوط به پیشکسوتان سینمای ایران است که شاید خیلی مدت باشد هیچکدام از آنها را ندیده باشید. اصغر سمسار زاده ، ناصیر گیتی جاه و حسین محب اهری از جمله بازیگرانی هستند که در این فیلم حضور دارند.


اما شاید بحث برانگیزترین بخش فیلم مربوط به پایان بندی عجیب و غریب اش باشد که داد خیلی ها را درآورد! این پایان بندی نه چندان خوش از آن دسته پایان بندی هایی است که مخاطب عام نمی تواند به درستی با آن ارتباط برقرار کند. معمولاً در سینمای ایران عرف هست که فیلمهای کمدی پایان بندی مشخصی داشته باشند و یا با استفاده از سلسله تصاویر ( نمونه کلاسیک اش دست و سوت زدن در هنگام نشان دادن آسمان است! این پایان بندی شاد را به تماشاگر القا کنند اما عطاران در اولین تجربه کارگردانی اش تصمیم گرفت تا مسیری خلاف جهت عرف سینمای کمدی ایران طی کند و بابت جسارتش باید به او تبریک بگویم.


این را هم اضافه می کنم که « خوابم میاد » برای اکران شرایط سختی را پشت سر گذاشت که دلیلش هنوز هم مشخص نیست. اما هرچه که بود این فیلم با چند اصلاحیه ریز و درشت بالاخره به اکران عمومی درآمد.


منتقد : میثم کریمی

شنبه 4/6/1391 - 21:48 - 0 تشکر 529350

قلاده های طلا


کارگردان: ابوالقاسم طالبی


فیلمنامه: ابوالقاسم طالبی


تهیه‌كننده: محمد خزاعی


مدیر فیلمبرداری: امیر كریمی


طراح صحنه: غفار رضایی


طراح لباس: سارا خالدی


بازیگران: امین حیایی، محمدرضا شریفی‌نیا، حمیدرضا پگاه، علی رام نورایی، نیلوفر خوش‌خلق، چنگیز جلیلوند، حسین سحرخیز، اكبر سنگی، مهدی صبایی، كیانوش گرامی، بهادر زمانی، ونوس مجلسی، داریوش اسدزاده، پوراندخت مهیمن، اكبر پاكزاد، حامد بسیاری، عباس شوقی، مجید معافی، عاطفه منصوری، داود مقدادی، محسن امیری، حمیدرضا رسولی، طناز دهقان، علی اصغر طبسی، مجید رسولیان، سیاوش اكبری صفت، محمدرضا شكریان، ساینا بازرگان، مژگان ترانه، ستاره صفی‌خانی، اسماعیل زن و گل گیاه، مریم آرادیش، هلیا امامی.



فیلم "قلاده های طلا" با فیلم نامه ی ضعیفی مواجه است اما کارگردانی خوب ابوالقاسم طالبی توانسته فیلم را به گونه ای ایجاد کند که مخاطب را تا آخرفیلم به همراه خود بکشاند.


نکته بسیار عجیب این فیلم که از نقاط مثبت فیلم به حساب می آید نفوذ بسیار هوشمندانه کارگردان به محیط سازمان اطلاعات و مطرح کردن برخی مسایلی است که تا چند سال قبل جزء خط قرمز های سینما به حساب می آمد.


اما نکته عجیب تر این است که در فضای سایبری بعضی سایتها و حزب های مختلف دست به تحریم این فیلم زده اند...


زمانی که در ایام جشنواره فجر اوالقاسم طالبی کارگردان و نویسنده فیلم در برنامه هفت حاضر شد و توضیحاتی درباره فیلم ارائه داد نکته ای را به آن اشاره کرد که بسیار قابل توجه بود و آن این بود که ایشان برای فیلم تحقیقات زیادی را انجام داده بودند که یکی از این موارد مطالعه 4 هزار صفحه پرینت از سایت وزارت خارجه اسراییل بود و همچنین تمام کتاب هایی که درباره اتفاقات سال 88 رخ داد را مطالعه کرده بودند.


در ابتدا شاید این موضوع به عنوان نقطه قوت فیلم به نظر برسد که فیلمی که می خواهد به یک مساله تاریخی درباره اتفاقات رخ داده در سال 88 بپردازد؛ قرار است اطلاعات زیادی را به مخاطبان ارائه کند اما وقتی با فیلم مواجه می شویم روشن می شود که این اطلاعات گسترده، بزرگترین ضربه را به فیلم وارد کرده وموجب شده تا فیلم نامه نویس نتواند یک سیر داستانی مناسب را برای فیلم ایجاد کند و از آن جهت که تصمیم داشته اطلاعات مهمی را به مخاطب بدهد سعی کرده هر نکته ای که از نظر خودش دارای اهمیت بوده در آن جای دهد و چون این اطلاعات زیادتر از زمان یک فیلم سینمایی بوده اند این موضوع باعث شده تا فیلم یک داستان روشنی را برای مخاطب تعریف نکند و به همین دلیل است که در فیلم می بینیم که با سرعت اتفاقات زیادی در فیلم رخ می دهد و از یک موضوع مهم بدون اینکه به تمام زوایای آن اتفاق پرداخته شود به یک موضوع دیگری پرش می کند، که خود کارگردان هم به این مطلب اشاره کردند که وقتی تمام مطالعات لازم برای فیلم انجام شد حدود 1000 فیش در مقابل خود داشتم که همه این موارد مهم بود و باید در فیلم گنجانده می شد!!


فیلم "قلاده های طلا" با فیلم نامه ی ضعیفی مواجه است اما کارگردانی خوب ابوالقاسم طالبی توانسته فیلم را به گونه ای ایجاد کند که مخاطب را تا آخر فیلم به همراه خود بکشاند. در بازسازی صحنه های اغتشاش و راهپیمایی مردم ظرافت های بسیار رعایت شده تا حدی که در بعضی موارد برای مخاطب تشخیص اینکه این صحنه ها واقعی هستند یا بازسازی شده اند بسیار سخت می شود و باید گفت که واقعا فیلم از این جهت قابل تحسین است. اما بدون شک باید این فیلم از فیلم های همتای خود که در این موضوع (وقایع بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 88) ساخته شده اند (اخراجی های 3 و پایان نامه) بسیار بهتر دانست اما درعین حال باید اعتراف کرد که فیلم با توجه به قابلیت های کارگردان و بازیگران فیلم می بایست در رتبه بسیار بهتری قرار می گرفت که متاسفانه اینگونه نشده است!


بازی "امین حیایی" در این فیلم نشان داد که در فیلم های قبلی خود تمام استعداد بازیگری خود را نشان نداده و دارای قابلیت هایی است که تا الآن رو نشده است! البته بازی دیگر بازیگران هم نسبتا مخاطب را راضی نگه می دارد و بازی "علیرام نورایی" نیز در این فیلم قطعا آینده بهتری را برای او رقم خواهد زد. 


از آنجا که این فیلم در ژانر فیلم های جاسوسی قرار می گیرد در مقایسه با سینمای ایران باید گفت که فیلم بسیار خوبیست چرا که اساسا در سینمای ایران فیلم قابل توجهی در این ژانر وجود ندارد اما فیلم از این جهت نیز خوب نتوانسته عمل کند و یکی دیگر از نقاط ضعف کارگردانی و فیلم نامه ی این فیلم همین مساله است که در فیلم سعی شده از ترفند هایی استفاده شود که مدام با رو دست زدن به مخاطب، او را تا اواخر فیلم در ابهام قرار دهد و نتواند شخصیت های مثبت و منفی فیلم را از هم تشخیص دهد اما همین مساله بصورت دقیق و حرفه ای از آب در نیامده به گونه ای که حتی ممکن است مخاطب در پایان فیلم این گونه تصور کند که فیلم را به خاطر ظرافت های زیادی که در آن به کار برده شده متوجه نشده است اما این اتفاق به عکس رخ داده و کارگردان فضای تعلیق فیلم را تا حدی بالا برده که موجب برداشت اشتباه مخاطب از فیلم می شود. 


در مجموع می توان گفت که این فیلم برای مخاطب عام بسیار راضی کننده است (البته در صورتی که با پیش زمینه فکری به تماشای فیلم ننشیند) چرا که داستان نسبتا سریعی که برای مخاطب روایت می شود اگرچه که دارای نقاط ضعفی هم باشد ولی سیر سریع داستان فیلم و پشت سر هم قرار دادن اتفاقات مهم موجب می شود که مخاطب نتواند اتفاقات قبلی را به خوبی در ذهن خود تحلیل کند؛ ولی قطعا فیلم "قلاده های طلا" رضایت کسانی که با دقت بیشتری به بررسی فیلم می پردازند را به طور کامل حاصل نمی کند.


نکته بسیار عجیب این فیلم که از نقاط مثبت فیلم به حساب می آید نفوذ بسیار هوشمندانه کارگردان به محیط سازمان اطلاعات و مطرح کردن برخی مسایلی است که تا چند سال قبل جزء خط قرمز های سینما به حساب می آمد. وقتی درباره فیلم "به رنگ ارغوان" ساخته "ابراهیم حاتمی کیا" اینگونه شنیده می شد که به دلیل مطرح کردن بعضی از ترفند های اطلاعاتی توقیف شده در حالی که این فیلم فقط یک مساله بسیار ساده (تغییر فونت) را مطرح کرده؛ باید امتیاز بسیار ویژه ای برای فیلم "قلاده های طلا" قایل شد که توانسته محیط سازمان اطلاعات را به خوبی بازسازی کند و حتی تا این حد پیش رفته که یکی از مهمترن مسئولین سازمان اطلاعات را به عنوان جاسوس بیگانه معرفی کرده (که البته فیلم طبق اسناد و مدارک این موضوع را مستند بیان می کند) و شاید همین نکته موجب شده این فیلم بتواند لقب "سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران" را از آن خود کند.


اما نکته عجیب تر این است که در فضای سایبری بعضی سایتها و حزب های مختلف دست به تحریم این فیلم زده اند چرا که فیلم را به گونه دیده اند که در صدد تخریب و کنایه به بعضی از افکار خاص است اما در فیلم این اتفاق به عکس رخ داده است و از طرفی وزارت اطلاعات را سازمانی نفوذ پذیر معرفی کرده و از طرف دیگر هم قشر معترضین به انتخابات را از گروه اغتشاش کنندگان کاملا جدا کرده است.


منتقد : حمید رضا تقی پور



برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.