• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
مقاومت اسلامی (بازدید: 486)
يکشنبه 29/5/1391 - 2:11 -0 تشکر 518851
امام، شهید را یک هنرمند می شناسد

(مصاحبه با مرتضی افشاری) بر گرفته از http://hawzah.net/fa/magart.html?MagazineID

آقای مرتضی افشاری فرکی در زمرة هنرمندان نقاشی است که سابقه و توسعة هنری ایشان به دوران انقلاب اسلامی برمی گردد. ایشان که خود به عنوان یک رزمنده در عرصه های جنگ تحمیلی حضور داشته، اینک عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد است و ضمن تدریس هنر و نقاشی، همچنان به کار هنری خویش ادامه می دهد. برای هنرمندان و دوستداران هنر نقاشی، آثار وی که بخصوص در موزة شهدا عرضه شده است، آثاری ارزشمند و شناخته شده است. مصاحبه ای با ایشان انجام داده ایم که در پی به نظر علاقه مندان می رسد.

يکشنبه 29/5/1391 - 2:12 - 0 تشکر 518852

ضمن تشکر از اینکه دعوت ما را پذیرفتید، در آغاز توضیحی دربارة فعالیتها و آثار خود بیان بفرمایید.


آقای مرتضی افشاری فرکی: متشکرم. سوابق کاری بنده بیشتر به جریانات انقلاب مربوط است. اما عمده کارهایی که داشتم در ارتباط با جنگ، شهدا و جانبازان است. این آثار در موزه شهدا و بعضاً در حوزه هنری نگهداری می شود. بخش مهمی از کارهای من نیز مربوط به حضرت امام خمینی است که در مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام است. در حال حاضر هم یک مجموعه کار در رابطه با عاشورا دارم که حدود سه یا چهار سال است که مشغول آنها هستم. قطع و ابعاد این کارها بزرگ است و فکر می کنم حدود شش سال طول می کشد تا انشاءالله مجموعه پرباری از کار درآید.

يکشنبه 29/5/1391 - 2:12 - 0 تشکر 518854

تا به حال چند تابلو بوجود آورده اید که به جامعه عرضه شده و بیشتر از چه سبکی استفاده کرده اید؟


افشاری: فکر می کنم بالای 50 کار بوده و بیشتر هم در فضایی سورآلیستی کار کرده ام. البته در حال حاضر ترکیبی از آبستره و فیگوراتیو کار می کنم.


يکشنبه 29/5/1391 - 2:14 - 0 تشکر 518855

در هر حال در سبک سورآلیستی محدوده زمان و مکان شکسته می شود و مکانها و زمانهای مختلف با یکدیگر تطبیق می یابند. مثلاً سالهای قبل ـ در زمان حیات حضرت امام ـ در حوزه هنرهای معاصر تابلوی زیبا و بزرگی را دیدم که عده ای از حجاج داشتند رمی جمرات می کردند لاکن آنچه را آنها با سنگ می زدند نمادهای مربوط به آمریکا، استکبار غرب، پول پرستان و شهوت پرستان بود. بنابراین صرف نظر از ظاهر، بعضی از عناصر نظری سبک سورآلیستی مانند امکان شکستن زمان و مکان در چنین کارهایی به چشم می خورد.


افشاری: بله، در این زمینه پیوندی بین فضاهای غیرهمزمان و مکانهای گوناگون ایجاد می شود. اما می توان به جای بازیهای ضمیر ناخودآگاه به واقعیت نزدیک شد. یکی از کارهایی که من انجام دادم و الان در موزه شهداست تصویری از حضرت امام است. ایشان در جماران بودند و جایی نمی رفتند. من از یک عکس استفاده کردم که امام را در حیاط کوچک خانه، کنار باغچه در حال قدم زدن نشان می داد. بعد فضای پشت صحنه را آرام آرام بردم به فضای منطقه عملیاتی o چون سبک سوررئالیستی جوابگوی نیاز ما بود از آن استفاده کردیم


o حدود 15 تابلو کشیده ام که تصویر حضرت امام در آنها کار شده است


o بیشتر کارهای من دربارة شهادت بود. فکر نمی کنم کاری در ارتباط با جنگ کرده باشم که در آن شهید نباشد


کرخه. یعنی جایی که امام قدم می زد دقیقاً وصل شد به کرخه که رزمندگان اردو می زدند. وقتی دوستان این تابلو را ـ که یک تابلو ساده ای بود ـ می دیدند می گفتند احساس می کنیم امام در فضای جبهه حضور دارد. در واقع این کار یک تلفیق ساده بود.


يکشنبه 29/5/1391 - 2:14 - 0 تشکر 518856

 خیلی جالب است. این موضوع ‍»حضور امام» در جبهه را که گفتید، من از یکی از رزمندگان اسلام که امروز مسئولیت مهمی دارد و از مجروحان جنگ تحمیلی است به صورت دیگری شنیدم. او می گفت در شب یکی از عملیات ها، خبر دادند که امام روی بی سیم است و می توانید با ایشان صحبت کنید. ما صدای گرم امام را شنیدم و دلگرم شدیم. ایشان پرسید چه وضعی دارید و ما گفتیم آقا آتش دشمن خیلی سنگین است. منطقه ای را که قرار بود عبور کنیم زیر منورها و آتش پرحجم دشمن بود. امام گفت من دعا می کنم و شما هم دعا کنید، ان شاءالله کم می شود. هنوز یک ربعی نگذشته بود که آتش دشمن قطع شد و بجز تک و توک گلوله خمپاره که اینجا و آنجا در فواصل زمانی طولانی به زمین می خورد، دیگر چیزی نبود و عملیات با موفقیت به اتمام رسید.آیا شما در هنگام کشیدن تابلویی که گفتید از این موضوع خبر داشتید؟


افشاری: نه، ولی من حالات خودم را بررسی می کردم و این گونه می دیدم. به هر حال این سبک، بضاعت آن را داشت که مورد استفاده ما قرار گیرد، صرف نظر از تعاریف مختلفی که برای آن می دهند و اینکه پیشکسوت سبک سورآل فروید بوده و بر نظریة ضمیر ناخودآگاه تأکید داشته است. ما، حال و احساس خود را در واقع بیان می کردیم و عناصری از این سبک به کار ما می خورد.

يکشنبه 29/5/1391 - 2:16 - 0 تشکر 518859

 آنچه ما، در موزه های مختلف از کار نقاشان انقلاب دیدیم این است که به علت لزوم ردیابی مفاهیم انقلاب اسلامی در فضای صدر اسلام بویژه واقعة عاشورا یا ترکیب این مفاهیم با یکدیگر نقاشان ما لزوماً در اکثر کارهای خود از فضاهای سورآلیستی یا مشابه آن استفاده کرده اند. در این زمینه چه توضیحی دارید؟

افشاری: اگر مفهوم واقعی سورآل را مدنظر قرار دهیم، کارهای ما سورآلیستی محسوب نمی شود. زیرا سورآل بیشتر برگرفته از ضمیر ناخودآگاه آدمی است در حالی که ما قطعاً از ضمیر آگاه خود این کارها را انجام می دهیم. لاکن به لحاظ بصری، آنچه در ظاهر آثار بوجود می آید، این سبک برای ما جوابگو بوده است. پیوند این کارها نیز با مفاهیم اسلامی است و نه لزوماً صدر اسلام. اما چون مفاهیم اسلامی در قالب روایتهای عینی نمی گنجد ناچار باید شیوه ای را انتخاب کرد که جمع میان مفاهیم ذهنی و مباحث روایتی را بتواند تصویر کند. مثلاً وقتی ما می خواهیم یک شهید را در فضایی تصویر کنیم که برگرفته از ویژگیهای معنوی درونی اوست قطعاً نمی توانیم آن را در زمینة کار ناتورال بوجود بیاوریم. بنابراین از لحاظ ظاهری چون سبک سورآل جوابگوی نیاز ما بود از آن استفاده کردیم.

يکشنبه 29/5/1391 - 2:22 - 0 تشکر 518870

در هر حال در سبک سورآلیستی محدوده زمان و مکان شکسته می شود و مکانها و زمانهای مختلف با یکدیگر تطبیق می یابند. مثلاً سالهای قبل ـ در زمان حیات حضرت امام ـ در حوزه هنرهای معاصر تابلوی زیبا و بزرگی را دیدم که عده ای از حجاج داشتند رمی جمرات می کردند لاکن آنچه را آنها با سنگ می زدند نمادهای مربوط به آمریکا، استکبار غرب، پول پرستان و شهوت پرستان بود. بنابراین صرف نظر از ظاهر، بعضی از عناصر نظری سبک سورآلیستی مانند امکان شکستن زمان و مکان در چنین کارهایی به چشم می خورد.


افشاری: بله، در این زمینه پیوندی بین فضاهای غیرهمزمان و مکانهای گوناگون ایجاد می شود. اما می توان به جای بازیهای ضمیر ناخودآگاه به واقعیت نزدیک شد. یکی از کارهایی که من انجام دادم و الان در موزه شهداست تصویری از حضرت امام است. ایشان در جماران بودند و جایی نمی رفتند. من از یک عکس استفاده کردم که امام را در حیاط کوچک خانه، کنار باغچه در حال قدم زدن نشان می داد. بعد فضای پشت صحنه را آرام آرام بردم به فضای منطقه عملیاتی


 o چون سبک سوررئالیستی جوابگوی نیاز ما بود از آن استفاده کردیم


 o حدود 15 تابلو کشیده ام که تصویر حضرت امام در آنها کار شده است


 o بیشتر کارهای من دربارة شهادت بود. فکر نمی کنم کاری در ارتباط با جنگ کرده باشم که در آن شهید نباشد


 کرخه. یعنی جایی که امام قدم می زد دقیقاً وصل شد به کرخه که رزمندگان اردو می زدند. وقتی دوستان این تابلو را ـ که یک تابلو ساده ای بود ـ می دیدند می گفتند احساس می کنیم امام در فضای جبهه حضور دارد. در واقع این کار یک تلفیق ساده بود.


يکشنبه 29/5/1391 - 2:22 - 0 تشکر 518871

خیلی جالب است. این موضوع ‍»حضور امام» در جبهه را که گفتید، من از یکی از رزمندگان اسلام که امروز مسئولیت مهمی دارد و از مجروحان جنگ تحمیلی است به صورت دیگری شنیدم. او می گفت در شب یکی از عملیات ها، خبر دادند که امام روی بی سیم است و می توانید با ایشان صحبت کنید. ما صدای گرم امام را شنیدم و دلگرم شدیم. ایشان پرسید چه وضعی دارید و ما گفتیم آقا آتش دشمن خیلی سنگین است. منطقه ای را که قرار بود عبور کنیم زیر منورها و آتش پرحجم دشمن بود. امام گفت من دعا می کنم و شما هم دعا کنید، ان شاءالله کم می شود. هنوز یک ربعی نگذشته بود که آتش دشمن قطع شد و بجز تک و توک گلوله خمپاره که اینجا و آنجا در فواصل زمانی طولانی به زمین می خورد، دیگر چیزی نبود و عملیات با موفقیت به اتمام رسید.آیا شما در هنگام کشیدن تابلویی که گفتید از این موضوع خبر داشتید؟


افشاری: نه، ولی من حالات خودم را بررسی می کردم و این گونه می دیدم. به هر حال این سبک، بضاعت آن را داشت که مورد استفاده ما قرار گیرد، صرف نظر از تعاریف مختلفی که برای آن می دهند و اینکه پیشکسوت سبک سورآل فروید بوده و بر نظریة ضمیر ناخودآگاه تأکید داشته است. ما، حال و احساس خود را در واقع بیان می کردیم و عناصری از این سبک به کار ما می خورد.

يکشنبه 29/5/1391 - 2:23 - 0 تشکر 518872

  تا به حال چند اثر درباره امام خمینی بوجود آورده اید؟


افشاری: درباره حضرت امام زیاد کار کرده ام. فکر می کنم حدود 15 تابلو هست که تصویر حضرت امام در آنها کار شده. یک سری نقاشی دیواری هم تحت عنوان «از خرداد تا خرداد» به اتفاق آقای شیرازی کار کردیم که الان در مؤسسه است.


يکشنبه 29/5/1391 - 2:23 - 0 تشکر 518874

شما به عنوان یک رزمنده که در جبهه حضور داشتید و نقاشی هم می کردید، برای دیگران، جوانان و آیندگان چه مفاهیم و تصاویری را از جبهه به ارمغان آورده اید؟


افشاری: کارهای اولیه من عمدتاً دربارة جنگ تحمیلی است. آن موقع حضرت امام در قید حیات بودند. بیشتر کارهای من دربارة شهادت بود. عنوان تابلوهای من «شهید» بود. فکر نمی کنم کاری در ارتباط با جنگ کرده باشم که در آن شهید نباشد. همه کارهای من دربارة مفهوم شهادت و در ارتباط نزدیک با شهید بود. در اواخر حیات حضرت امام چند تا کار کشیدم، چند پُرتره از حضرت امام. بعداً بیشترین کار را در رابطه با حضرت امام کشیدم. ناخودآگاه هرچه کار می کردم امام در آن حضور داشت. یک علاقة شخصی بود که باعث شده بود اکثر کارهایم این گونه باشد. دوستانم به شوخی می گفتند «افشار امام کِش» چون همه تابلوهایم در رابطه با امام بود.


 o بعد از رحلت حضرت امام به صورت ناخودآگاه هرچه کار می کردم امام در آن حضور داشت


 o اگر خیلی خوشبینانه بخواهیم درباره هنر نقاشی در زمان طاغوت اظهارنظر کنیم باید بگوییم آنها کسب تجربه ای بود از روایت تصویری غرب


يکشنبه 29/5/1391 - 2:24 - 0 تشکر 518875

تحلیل کلی شما از وضعیت هنر نقاشی ـ چه نقاشها، چه سبکها، چه موضوعها، چه بازار داخلی، چه بازار خارجی ـ در سالهای پایانی نظام شاهنشاهی از حدود سال 50 تا 57 چیست؟

 افشاری: اگر خیلی خوشبینانه بخواهیم به هنر در رژیم طاغوت نگاه کنیم می توانیم بگوییم آنها یک کسب تجربه ای کردند از روایت تصویری غرب. یعنی می شود گفت که یک کپی گری و برگردان از اطلاعات تصویری آنها بود تا بفهمیم آنجاها چه اتفاقی افتاده است. ما از دورة قاجار تا اواخر دورة پهلوی به یک چه کنم چه کنمی رسیده بودیم که با توجه به بورسیه هایی که داده می شد و با توجه به حضور هنرمندان در کشورهای صاحب هنر، هنر نقاشی در واقع روایت تصویری آنها بود. منتها آن روایت تصویری آنجا عجین بود با مسائل زمانشان. یک پروسه ای بود که یک گوشة آن نقاشی بود. حالا آنها آمدند برگردان کردند بدون آنکه به مسایل اجتماعی آن توجه کرده باشند. می شود گفت اینجا شد یک پایگاهی، یک نمایشگاهی برای برگردان کارهای برجسته غربیها. آن دورة هنری هیچ جایگاهی ندارد که بخواهیم به آن مباهات کنیم، فقط کسب تجربه بوده از به اصطلاح سیمای تصویری غرب. البته یک حرکت سادة هنری در آن زمان اتفاق افتاد که شاید بتوان به آن اشاره کرد و آن «مکتب سقاخانه» بود که با حمایتهایی که آن موقع فرح بنا به الزاماتی از این بخش از هنر داشت، نقاشان برای بوجود آوردن یکسری آثاری که توأماً سنت را با مدرنیسم ترکیب کند بعضی از المانهای نقاشی قهوه خانه ای را آورده بودند و با کارهای مدرن ترکیب کرده بودند که اکثراً به سقاخانه مشهورند. گو اینکه آنها هم جوابگوی مسایل ما نبود. شاید ناب ترین هنری که در قبل از انقلاب حضور داشت و اواخر دورة پهلوی در حال کمرنگ شدن بود، هنر قهوه خانه ای بود، آن تنها هنر اصیلی بود که ما داشتیم و بعد از انقلاب خوشبختانه احیا شد. این خوشبینانه ترین حالتش بود اگر بخواهیم از نگاه منفی به این قضایا و اتفاقات هنری نگاه کنیم، می گوییم از اواخر دورة صفوی و اوایل دورة قاجار که هنر ما از آن حالت تصویرسازی کتب خارج شد، پیوندش با ادبیات قطع شد و در قالب تصویرسازی از پادشاهان و شاهزادگان و ثروتمندان درآمد و از حالت ارزشی خودش خارج شد و از کمپوزیسیون ها و رنگهای درخشان که برای تصویر سازی کتب استفاده می شد فاصله گرفت. نقاشی به یک هنر ساده تبدیل شد که بیشتر به تصویرسازی و پُرتره کشی روی آورد. این اتفاقات منجر به آن شد که هنرمندانی به خارج اعزام شوند و آن فضاهای غربی را برگردان کنند. بعضاً هنرمندان به انحطاط کشیده شدند و فضاهای جلف و چندش آور ـ که الان هم بعضی از این گونه افراد در جمهوری اسلامی کار می کنند ـ دستمایه آنان شد.



برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.