• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
فرهنگ پایداری (بازدید: 106)
شنبه 28/5/1391 - 16:35 -0 تشکر 518231
افتخار كشته ‌شدن در جنگ بیشتر از كشتن بود

پرسه در خاك غریبه» آخرین رمان احمد دهقان است، رمانی در حال و هوای جنگ، او در این كتاب خشونت بی‌پرده‌ای از جنگ را تصویر كرده است.

داستان از یك ایستگاه متروك آغاز می‌شود، ایستگاهی با ساختمانی بی در و پیكر كه تركش جای سالم بر بدن آن نگذاشته و در گوشه‌ لشكری به انتظار قطار برای حركت نشسته‌اند.

كتاب «پرسه در خاك غریب» بهانه‌ای شد برای گفت‌وگو با احمد دهقان، نویسنده‌ای كه همیشه روایتی متفاوت از جنگ را ارائه داده است، روایتی كه شاید بخشی از آن تجربه شخصی نویسنده‌ای باشد كه در جنگ حضور داشته و بسیاری از آنها را از نزدیك دیده است.

شنبه 28/5/1391 - 16:35 - 0 تشکر 518232


شما نویسنده‌ای هستید كه در جنگ حضور داشتید و به مدد همین دیده‌ها چند كتاب در حوزه ادبیات دفاع مقدس خلق كرده‌اید، این روایت‌ها بخصوص روایت اخیر چقدر تجربه شخصی خودتان است؟


واقعیت این است اتفاقاتی كه در آثارم افتاده تك‌تك تجربه كرده‌ام، من نویسنده‌ای هستم كه به تجربه‌گرایی بسیار معتقدم، اما گاهی تجربه‌ها كامل نیستند و باید برای نوشتن از چیزهای دیگر هم مدد گرفت، از این روی تجربه‌ها را با خیال می‌آمیزم تا قصه‌ای را خلق كنم.


خیلی از تجربیات را از خواندن، دیدن و سفر كردن به دست می‌آورم، در مورد داستان پرسه در خاك غریب شاید این آدم‌ها را در واقعیت نشناسم و آنها تنها در ذهن من شكل گرفته باشند، ولی اگر آدم‌های واقعی و صحنه‌هایی شبیه صحنه‌های این اثر را ندیده بودم یا تجربه زندگی در این مناطق را نداشتم نمی‌توانستم چنین اثری خلق كنم.


شاید من كشت و كشتاری مانند آنچه در این اثر روایت كرده‌ام ندیده باشم، اما چیزهای دیگری دیده‌ام كه آنها باعث شده من بتوانم آنها را بنویسم. این تجربه‌ها عینی نیست، اما همه اینها از تجربه‌های زندگی من است.


شنبه 28/5/1391 - 16:36 - 0 تشکر 518233


در كتاب پرسه در خاك غریبه جنگ را با جزئیات تصویر كرده‌اید و بسیاری از جاها خشونت بی‌پرده‌ای را در داستان تصویر كرده‌اید، در این اثر بر خلاف آثار دیگرتان نمایش خشونت باری از جنگ داشتید به گونه‌ای كه به نظر می‌رسید به مخاطب توجهی نداشتید، چرا در این داستان اینقدر خشونت نمایش داده‌اید؟



من قبل از نوشتن داستان چارچوب و فرمولی ندارم و از اول فرم داستانم را انتخاب نمی‌كنم، در واقع باید بگویم كه من داستان‌نویسی غریزی هستم و همه چیز در حین نوشتن داستان شكل می‌گیرد، بنابراین شاید این خشونت‌ها بازتاب بیرونی باشد كه خودش را در داستان‌ نشان داده است.


وقتی مجموعه داستان من قاتل پسرتان هستم را نوشتم، بعضی‌ها گفتند داستان روایت آدم‌های بعد از جنگ است؛ وقتی كه داستان را می‌نوشتم متوجه این موضوع نبودم بعد كه تمام شد دیگران گفتند و فهمیدم كه همین‌طور است. درباره این اثر هم همین‌طور است، وقتی می‌نوشتم اصلا فكر نمی‌كردم كه اثرم خشن است، بعد از این كه كار تمام شد این موضوع را فهمیدم.


شنبه 28/5/1391 - 16:36 - 0 تشکر 518234


شما در این داستان هدفی داشتید كه خیلی برایتان مهم به نظر می‌رسد و آن مقایسه نیروی باطل و حق است. پیری كه مرشد مردم روستاست و حرف‌هایی كه درباره نیروهای حق و باطل می‌زند از سوی دیگر وضعیت بابل را با وضعیت امروز مقایسه می‌كنید آیا همین‌طور است؟




دهقان: دوست دارم جنگ به روایت امروز برسد و هم نگاه امروزی و آدم‌های امروزی جنگ را در داستان خودم وارد كنم، اما بزرگ‌ترین مشكلی كه وجود دارد، این است كه به این جنگ هشت ساله هنوز به عنوان موضوع تاریخی نگاه نمی‌شود. به این جهت با نگاه امروزین خیلی نمی‌شود به آن نزدیك شد




یكی از چیزهایی كه او بر آن باور داشت این بود كه حق بودن را تنها در جنگ نمی‌دید، می‌گفت همیشه حق باشید، او در جایی سلیمان را مثال می‌زند؛ سلیمان وقتی مرد، برپا بود تا وقتی كه موریانه‌ها عصای او را خوردند و یكباره فرو ریخت و همواره تذكر می‌داد كه شما این گونه نباشید. در داستان همه دارند برای نجات آدم‌های دیگر به طرف سرزمین موعود می‌روند و وقتی آنها به بالای آن كوه می‌رسند، به سرزمین سفیدی می‌رسند كه دیگر هیچ صدای تیری نمی‌آید و بعد مرد پیر را می‌بینند و روزگاری را با حرف‌های او خوش هستند، انگار كه او دارد با آنها اتمام حجت می‌كند و پس از آن وارد جنگ آخر می‌شوند و سپس بازگشت.


شنبه 28/5/1391 - 16:36 - 0 تشکر 518235


در كنار داستان اصلی، داستان موازی عبدالله هم وجود دارد كه با فلاش‌بك‌های او به گذشته جلو می‌رفت؛ ولی آخر داستان وقتی داشت به نتیجه می‌رسید شما به یكباره داستان را تمام كردید، چرا این داستان نیمه‌تمام ماند؟



اولین شناخت‌های عبدالله در مورد زكریاست. اول او را نمی‌شناسد و بعد آرام آرام به شناخت ابتدایی می​رسد، تا جایی كه آرپی‌جی‌زن مریض كشته می‌شود، اولین تلقی و درك خودش را از جنگ می‌گوید: «من فقط از جنگ شما همین را فهمیدم كه كشته‌شدن در آن افتخارش خیلی بیشتر از كشتن است.» و این معنای كمی نیست از كسی كه این دنیا را نمی‌شناسد.


اگر بتوانم همین نكته را از جنگ بگویم، برای من كافی است؛ یعنی آدم‌هایی كه وارد جنگ می‌شدند برای كشتن نمی‌رفتند، یعنی كشتن در نگاه آنها نبود. همواره گفته‌ام یك مستشرق فرانسوی پس از خواندن كتاب‌ها و مقاله‌ها درباره جنگ ایران و عراق گفته بود؛ هیچ‌گاه ندیدم ایرانیان در جنگ‌شان به جنگ برادران عراقی خود بروند، انگار آنها دارند به یك عرفان شرقی دست پیدا می‌كنند، آنها بیشتر به جنگ خودشان می‌روند تا یك آدم روبه‌رویشان. این معنا، بسیار بزرگ است و بسیاری از آدم‌های امروز ما هم به دنبال آن باید باشند؛ آیا باید با دیگران بجنگیم یا با خودمان؟ و ابتدا باید با خودمان بجنگیم بعد با دیگران.


عبدالله به این شناخت می‌رسد و در انتها می‌بیند كه همه دارند به سمت عقب می‌آیند، در جایی می‌ماند و به سمت پیرمرد می‌رود و می‌خواهد به شناخت بیشتر برسد و می‌رود در دهكده و سرنوشتش آن‌گونه می‌شود كه ما در پایان می‌بینیم.


شنبه 28/5/1391 - 16:36 - 0 تشکر 518237


واقعیت این است كه سال‌های زیادی از جنگ گذشته است و روایات مختلفی هم از حوزه‌های مختلف داشته‌ایم. یكی از مسائلی كه همیشه مطرح بوده، این است كه باید داستان‌های مربوط به جنگ را به گونه‌ای نوشت كه نسل امروز بتواند با آن ارتباط برقرار كند، بهتر نیست كه در آثارتان به آدم‌های بعد از جنگ بپردازید تا برای نسل امروز قابل لمس‌تر باشد؟



ببینید ما درباره جنگ به قول شما خیلی حرف می‌زنیم، كافی است كه تلویزیون را روشن كنید، می‌بینید كه یك صحنه از جنگ را نشان می‌دهد، انگار كه جنگ هنوز موضوع امروز ماست، اما در خیلی از موارد هم نتوانستیم آن‌را به دنیای امروزی‌مان منتقل كنیم، اما همچنان درباره‌اش صحبت می‌كنیم، خیلی وقت‌ها می‌خواهی موضوعی را درباره جنگ بنویسی، اما نمی‌توانی درباره‌اش بنویسی و این یكی از مشكلات داستان جنگ است، خیلی چیزها را نمی‌توان نوشت و چون نمی‌توانی بنویسی تلاش می‌كنی كه اصلا وارد این ماجرا نشوی.


اما به طور كلی من این جور داستان نوشتن را دوست دارم؛ دوست دارم جنگ به روایت امروز برسد و هم نگاه امروزی و آدم‌های امروزی جنگ را در داستان خودم وارد كنم، اما بزرگ‌ترین مشكلی كه وجود دارد، این است كه به این جنگ هشت ساله هنوز به عنوان موضوع تاریخی نگاه نمی‌شود. به این جهت با نگاه امروزین خیلی نمی‌شود به آن نزدیك شد.


ولی این حرف شما كاملا دغدغه خود من هم هست و معتقدم باید وارد این عرصه شد و داستان جنگ را از نگاه آدم‌های امروزی نوشت و این چیزی است كه داستان‌نویسی ما از آن غافل مانده است.


برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.