• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن خانواده > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
خانواده (بازدید: 911)
شنبه 28/5/1391 - 5:50 -0 تشکر 517349
خانه فیروزه ای

با هم بودن کنار سفره افطار 

 


در خانواده شما دور هم بودن چقدر مهم است؟ تعامل در خانواده شما چه تعریفی دارد؟ وقتی دور هم هستید بیشتر درخصوص چه مسائلی صحبت می‌كنید؟ در خانواده شما زمان‌های دور هم بودن معمولا چه وقت‌هایی است؟ چقدر به گفت‌وگو در خانواده شما اهمیت داده می‌شود؟

با هم بودن کنار سفره افطار

آمارهای رسمی و غیررسمی زیادی در مورد متوسط میزان ساعتی كه خانواده‌های ایرانی با هم می‌گذرانند اعلام می‌شود. مثلا گفته می‌شود پدرهای ایرانی فقط 20 دقیقه فرزندانشان را می‌بینند یا حتی گفته می‌شود خانواده‌ها تنها 15دقیقه از شبانه‌روز را كنار هم می‌گذرانند، اما از این عدد و رقم‌ها كه بگذریم هر خانواده‌ای می‌تواند به شاخص درستی از این مساله دست پیدا كند.

ممكن است در خانواده‌ای زمان‌های دور هم بودن آنها كمتر از یك ساعت باشد و ممكن است در خانواده دیگری این میزان به چند ساعت هم برسد، اما مساله این است كه به گفته جامعه‌شناسان و كارشناسان امور خانواده هر چقدر تعامل بین اعضای خانواده بیشتر باشد به همان میزان كانون خانواده بر پایه‌های محكم‌تری بنا می‌شود.

در خانواده‌ای كه فرزندشان بیشتر وقتش را پای رایانه می‌گذراند یا والدین حداقل زمان را صرف گفت‌وگو می‌كنند مسلما تعامل مثبت و لازم انجام نمی‌شود.

در حالی كه در خانواده‌هایی كه حتما زمانی را برای صحبت‌كردن و تعامل صرف می‌كنند، مسائل كمتر پنهان و پیچیده می‌ماند. تعامل شاید به شكل‌های مختلفی تعریف شود، اما مفهوم اصلی آن ارتباط موثر و مفید داشتن است. ارتباطی كه منجر می‌شود مساله‌ای پنهان نماند، در صورت مطرح شدن بدون قضاوت یا سرزنش حل شود و در نهایت روابط در خانواده بر پایه دوستی و محبت واقعی باشد.

احساس خانواده داشتن یكی از نیاز‌های اساسی برای انسان تلقی می‌شود. در واقع احساس تعلق به جایی، از طریق خانواده برطرف می‌شود. از سوی دیگر احساس تكیه‌گاه داشتن، محبت، رابطه، اعتماد به‌نفس، شایستگی و... نیازهایی است كه باید در خانواده ارضا شود و فضای گرم خانواده بستری مناسب برای ارضای این نیازهاست.

مفاهیمی چون مهر، محبت، عشق، صمیمیت، صفا و اعتماد به نفس در یك خانواده زمانی نهادینه می‌شود كه ارتباط اعضای آن بر اساس همین مفاهیم شكل گرفته باشد.

در واقع بحث سعه صدر، احترام به یكدیگر، روابط صمیمی و نزدیك، توجه به ارزش‌ها و عشق باید در فرهنگ خانوادگی با تعامل و گفت‌وگوی خانوادگی شكل بگیرد.

همه زندگی كار نیست

هدف از تعریف اوقات فراغت در جوامع صنعتی این بود كه خانواده‌ها در زمان فارغ‌شدن از كار، فرصت تفریح، گردش و پرداختن به امور زندگی بهتر را داشته باشند.

در واقع در جوامع صنعتی به خانواده‌ها آموزش داده می‌شود كه چگونه برنامه‌ریزی كنند تا بعد از انجام كار طاقت‌فرسا و خستگی، فرصت داشته باشند تا در كنار خانواده خود به امور زندگی بهتر بپردازند.

طبیعی است كه اگر برنامه‌ریزی درستی از سوی خانواده‌ها ایجاد نشود به دلیل مشغله‌های زندگی مدرن فرصت گفت‌وگو در خانواده‌ها كم می‌شود

متاسفانه برخی از خانواده‌ها قدر لحظاتی را كه كنار هم هستند ندانسته و ارتباط مفید را برقرار نمی‌كنند در حالی جزئیات رابطه بسیار مهم است

به اعتقاد كارشناسان امور خانواده هرچه این فرصت گفت وگو و با هم بودن از خانواده‌ها بیشتر گرفته شود به همان میزان ناهنجاری‌ها و آسیب‌های اجتماعی در جامعه افزایش خواهد یافت.

کیفیت را فدای كمیت نكنیم

هر كمیتی حاوی كیفیت نیست، بر همین اساس نمی‌توان هر گفت‌وگو و ارتباطی را در خانواده مثبت ارزیابی كرد.

به گفته مریم‌السادات بقایی، روان‌شناس و مشاور خانواده، هر چند كه ارتباط بیشتر و رابطه با محور صحبت و گفت‌وگو شاخص خوبی برای داشتن خانواده‌ای مثبت ارزیابی می‌شود، اما همیشه نمی‌توان به چنین شاخصی اعتماد كرد.

او معتقد است: ممكن است در خانواده‌ای ساعت‌های با هم بودن به خاطر مشغله‌كاری والدین كم به نظر برسد، اما خانواده‌های فهیم سعی می‌كنند كیفیت رابطه را هم در نظر داشته باشند.

این مشاور خانواده به زندگی شهری و صنعتی اشاره می کند و می‌گوید: كم‌شدن حضور افراد خانواده در زندگی شهری اجتناب‌ناپذیر است. با این وجود خانواده باید بیاموزد كه چگونه از حضور خود حداكثر استفاده را ببرد.

او به تعامل اولیای مدرسه و والدین اشاره می‌كند و می‌گوید: خانواده‌ها با پیگری روابط فرزندانشان در روابط دوستان و مدارس می‌توانند كیفیت رابطه‌شان را بررسی و تحلیل كنند.

بقایی ادامه می‌دهد: متاسفانه برخی از خانواده‌ها قدر لحظاتی را كه كنار هم هستند ندانسته و ارتباط مفید را برقرار نمی‌كنند در حالی جزئیات رابطه بسیار مهم است.

پدر یا مادر، مساله این است؟

ایجاد تعامل مثبت در خانواده بر عهده چه كسی است؟ این سوالی است كه اغلب خانواده در مواقع چالش به آن پاسخ می‌دهند یا به دنبال جواب آن هستند. در واقع زمانی كه به هر دلیلی نبود تعامل در خانواده سبب ایجاد مشكلی شده است، همه به دنبال این پاسخ و متهم‌كردن یكدیگر هستند.

اما حقیقت این است كه ایجاد تعامل در خانواده به همه اعضای آن بستگی دارد و هیچ‌كس به‌تنهایی مسئول ایجاد بهتر‌كردن روابط در خانواده نیست.

با هم بودن کنار سفره افطار

پدر، مادر و فرزندان هر یك وظایف مشخص خود را دارند و هیچ‌كدام به تنهایی و بدون كمك بقیه، امكان برقراری تعامل مثبت را ندارند. متاسفانه در برخی از خانواده‌ها وظیفه گرم‌كردن كانون خانواده را تنها بر عهده مادران می‌دانند در حالی كه مادران تنها بخشی از این وظیفه را بر عهده دارند. در برخی از خانواده‌ها نیز اگر تعامل درستی وجود ندارد مقصر اصلی پدر و خصوصا نبود او به دلایل مشغله كاری عنوان می‌شود در حالی كه برقراری تعامل درست تنها با حضور فیزیكی به دست نمی‌آید.

بنابراین نمی‌توان نبود تعامل مثبت در خانواده را به گردن تنها یكی از اعضای خانواده گذاشت ضمن این‌كه تعامل زمانی مثبت تعریف می‌شود كه همه اعضای خانواده نقش و جایگاه درست خود را شناخته و به آن عمل كند.

در واقع سبك زندگی امروز باعث شده اعضای خانواده به سادگی كنار هم قرار نگیرند. اشتغال پدر و چندشغله بودن او باعث شده كه پدرها كمتر در كنار فرزندان خود قرار بگیرند، در بسیاری از موارد فاصله فیزیكی باعث فاصله عاطفی با فرزندان می‌شود و اثرات مخرب تربیتی به همراه دارد.

از سوی دیگر اشتغال و فشار كار مادر در بسیاری از موارد باعث می‌شود فرزندان توجه لازم را از مادر خود دریافت نكنند. مشغول بودن با اسباب بازی یا مهد كودك و امثال اینها بخشی از نیاز كودكان را برطرف می‌كند، اما آنها نیاز دارند از طرف پدر و مادر خود مورد توجه و محبت قرار گیرند.

غذا به صرف دور هم بودن

در خانواده‌های سنتی رسم بر این بود كه باید وعده‌های غذایی بخصوص افطار و سحر حتما با حضور همه اعضای خانواده صرف می شد. بر همین اساس والدین و فرزندان موظف بودند به این مساله توجه كنند، اما در زندگی شهرنشینی كه همه چیز بر اساس سرعت و كمبود وقت می‌گذرد امكان این كار فراهم نیست. با این حال نمی‌توان از اهمیت این موضوع دور ماند.

كارشناسان امور خانواده معتقدند والدین باید بر این اساس برنامه‌ریزی كنند تا به بهانه صرف غذا در یك وعده هم كه شده كنار هم بوده و زمانی مشخصی را با هم بگذرانند.

وعده شام از جمله وعده‌های غذایی‌ای محسوب می‌شود كه بیشتر از هر زمان دیگری اعضای خانواده كنار هم هستند. بر همین اساس توصیه می‌شود اعضای خانواده در زمان صرف شام یا ساعتی پس از آن به بهانه نوشیدن چای یا خوردن تنقلات كنار هم باشند و از مسائل روزانه خود صحبت كنند تا به این ترتیب دغدغه‌ها و مسائل هر كدام از اعضای خانواده مشخص شود و مسائل و مشكلات پنهان نماند.

خانواده در میان غذاخوردن تبادل اطلاعات می‌كنند، از وضع هم باخبر می‌شوند، در مورد مشكلات صحبت، مشورت و نظرخواهی می‌كنند، به یكدیگر توجه و محبت می‌كنند و به طور كلی لحظاتی در كنار هم خانواده بودن را تجربه می‌كنند.

در واقع غذاخوردن خانوادگی زمینه‌ای برای برقراری ارتباطی عاطفی و صحیح بین اعضای خانواده برقرار می‌كند.

وقتی تعامل و گفت‌وگو در خانواده‌ها كاهش می‌یابد، فاصله بین اعضای خانواده‌ها بیشتر خواهد شد و كم‌كم وضع به شكلی پیش خواهد رفت كه اعضای خانواده بخصوص والدین احساس می‌كنند حرف یكدیگر را متوجه نمی‌شوند؛ چون تعامل مناسبی بین آنها وجود ندارد

وقتی فاصله‌ها زیاد می‌شود

وقتی تعامل و گفت‌وگو در خانواده‌ها كاهش می‌یابد، فاصله بین اعضای خانواده‌ها بیشتر خواهد شد و كم‌كم وضع به شكلی پیش خواهد رفت كه اعضای خانواده بخصوص والدین احساس می‌كنند حرف یكدیگر را متوجه نمی‌شوند؛ چون تعامل مناسبی بین آنها وجود ندارد.

در واقع وقتی تعامل در زندگی كم می‌شود، زندگی‌ها شكل انزواگونه‌ای به خود می‌گیرد و خانواده‌ها فرصت خوب دیدن نكات مثبت را ندارند و نكات منفی زندگی را هم بدون دلیل برجسته می‌كنند. در خانواده‌هایی كه گفت‌وگو و تعامل‌ كم است، مادران به مرور دچار افسردگی می‌شوند و پدران به سمت پرخاشگری پیش می‌روند و فرزندان نیز با مسائل متفرقه و كاذب پناه می‌آورند. در چنین خانواده‌ای مشكلات بیشتر می‌شود و خانواده كاركرد خود را از دست می‌دهد.

پدر، مادر، شما مسئول هستید

از آنجا كه الگوی فرزندان، والدین محسوب می‌شوند بنابراین نقش آنها در ایجاد فضای مثبت و دوستانه بسیار مهم است. اگر والدین تمایل دارند كه فرزندانشان با آنها دوست بوده و مسائلشان را با آنها در میان بگذارند باید در این زمینه الگو باشند و خودشان در عمل به گفت‌وگو و دوستانه برخوردكردن، اعتقاد داشته باشند.

والدینی كه خود نسبت به تعامل و روابط مثبت بی‌تفاوت هستند نمی‌توانند توقع داشته باشند كه فرزندان آنها الگویی غیر از این را برگزینند. زندگی سالم زمانی ممكن است كه فرهنگ گفت‌وگو و دوستی در خانواده‌ها شكل بگیرد. خانواده سالم نیز خانواده‌ای است كه اعضای آن از نظر عاطفی، اجتماعی، اقتصادی، روانی و جمعی رشد می‌كنند و با كمك یكدیگر به سوی اهداف اساسی گام برمی‌دارند.

در چنین خانواده‌ای پدر و مادر در كنار فرزندان خود مسائل و مشكلات زندگی را بررسی می‌كنند. نقاط قوت یكدیگر را می‌شناسند و برای برطرف‌كردن نقاط ضعف برنامه‌ریزی می‌كنند تا بهبود كیفیت در زندگی آنان ایجاد شود.

 

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 5:55 - 0 تشکر 517350

سی قدم طلایی تا یک سقف معنوی





خانواده در حقیقت، كانون خداشناسی، صفا، صمیمیت و معنویت است و زن و شوهر باید یکدیگر را در این مسیر متعالی یاری کنند.



معنویت در خانواده

دو انسان مۆمن، وقتی به نام خدا و اذن پروردگار با هم ازدواج می کنند و نیازهای زیستی، جسمی و روحی را هم برآورده می سازند، به یک آرامش و صفایی می رسند که به واسطه آن می توانند به معنویت برتری، هم برای خود وهم برای فرزندان دلبندشان دست یابند.


امید است با به کار بردن توصیه های ذیل، به كانون معنویت و صفایی ماندگار در خانواده دست یابیم:


1. هر یک از زن و مرد باید برای بالا بردن سطح شناخت و معرفت خود تلاش کنند تا سطح معرفتی خانواده ارتقاء یابد.


2. برای ارتقاء سطح معرفت خانواده و بصیرت دهی، باید از کلمات حکمت آمیز، روایات و سخنان معصومین ـ علیهم السلام ـ استفاده کرد که طبق فرمایش خود معصومین ـ علیهم السلام ـ احادیث اهل بیت قلوب را زنده می کند و خانه ای که کلمات حکمت آمیز در آن نباشد مثل یک خانه خراب است.


3. در فضای خانه، جوی ایجاد نماییم كه به راحتی بتوانیم اشكالات و انتقادات را به همدیگر بگوییم و با شیوه مناسب و بیان نرم و ملایم، امر به معروف و نهی از منکر کنیم كه همین امر موجب رشد و بالندگی خواهد شد.


4. با افراد و بستگانی كه تقیدات مذهبی دارند، ارتباطات و صله رحم خود را بیشتر نماییم.


5. مراقبت جدّی از افراط و تفریط در تمامی امور؛ تفریح به جای خود، عبادت به جای خود، كار، استراحت، مطالعه و ... اگر هر كدام به جای و در زمان خود و به اندازه لازم، انجام شود، بسیار زیبا، جذاب و دلنشین برای همه ما خواهد بود.


6. همواره یکدیگر را به خیر و خوبی ها دعوت کنیم.


7. یادمان باشد هرگاه توصیه ای یا امری نمودیم، قبل از بیان آن، با رفتار عملی خود، آنرا به سایرین القا كنیم و الآ ... .


8. از خداوند سعه صدر و صبر بخواهیم تا بتوانیم در برابر اشكالات همدیگر با ملاطفت و آرامش برخورد كنیم، خصوصا نسبت به فرزندان.


9. با نماز اول وقت خود، همسر و فرزندانتان را به نماز اول وقت تشویق و ترغیب کنیم.


10. با قرآن خواندن خود و عمل به آن، همسر و فرزندانتان را به قرآن خواندن وتدبر در آن ترغیب و دعوت کنیم.


11. برنامه ای منظم برای شرکت در مراسم های مذهبی برای خانواده داشته باشیم.


12. حضور هفتگی در مجالس وعظ خطابه و درس اخلاق در ایجاد و حفظ و ارتقاء سطح معنویت ما و خانواده مان بسیار مۆثر است.


13. نسبت به مناسبت های مذهبی بی تفاوت نباشیم؛ اعیاد، شهادت ها، روز عرفه و... در برقراری و حفظ رابطه معنوی با خدا و اولیاء الهی بسیار مۆثر و مفید است.[1]


14. برنامه ثابتی برای توسل و ذکر مصیبت اهل بیت ـ علیهم السلام ـ جود و کرامت داشته باشید.


15. در کنار سفرهای تفریحی، به سفرهای زیارتی هم برویم که در برقراری ارتباط عاطفی و معنوی با اولیاء خدا بسیار مفید است.



برای انجام اعمال عبادی، معنوی و مستحبات، با هم قول و قرار بگذاریم مثلاً با هم قرار بگذاریم روزانه یک حزب یا کمتر یا بیشتر قرآن بخوانیم، هر روز بعد از نماز صبح دعای عهد فراموش نشود و نماز شب و ... البته در قرار گذاشتن، باید سطح معنوی یکدیگر را لحاظ کنیم



16. رعایت عفاف، پاکدامنی، مراقبت از نگاه به نامحرم و رعایت حجاب اسلامی، خصوصا از سوی پدر و مادر، چرا الگوی مستقیم فرزندانند.

17. انسان ها به خصوص کودکان، نوجوانان و جوانان به دنبال تقلید و الگو پذیری هستند سعی کنیم الگوهای خوبی از خود و دیگران به آن ها ارائه دهید تا با مشاهده این الگوها روح تقوا و دینداری و معنویت در آن ها تقویت شود.


18. هیچ گاه برای ایجاد و ارتقاء معنویت درخانواده از سخت گیری و خشونت استفاده نکنیم و چهره زیبای دین را خراب نکنیم که مطمئناً نتیجه به عکسی گرفته می شود.


19. عنصر بسیار مهم«تشویق» را فراموش نکنیم؛ اگر یکی از اعضای خانواده مان به یک عمل عبادی و معنوی اقدام کرد و مما متناسب با سن و ظرفیت و روحیه اش، او را مورد تشویق قرار دادیم، حتماً منتظر تکرار آن عمل از ناحیه وی باید بود. در تشویق حتماً بر انگیزه های درونی باید تمركز داشت تا بیشتر تقویت گردند.


20. برای انجام اعمال عبادی، معنوی و مستحبات، با هم قول و قرار بگذاریم مثلاً با هم قرار بگذاریم روزانه یک حزب یا کمتر یا بیشتر قرآن بخوانیم، هر روز بعد از نماز صبح دعای عهد فراموش نشود و نماز شب و ... البته در قرار گذاشتن، باید سطح معنوی یکدیگر را لحاظ کنیم.


21. مواظب یکدیگر باشیم؛ اگر احیاناً یک نفر از اعضای خانواده در مسائل معنوی دچار رکود یا پسرفت شده است، با بیان خوب و شیرین و مناسب حال او به طوری که رنجیده خاطر نشود به او تذکر داده شود. البته در این امر باید مراقب بود گرفتار تجسس که مورد نهی قرآن کریم است نشویم.


معنویت در خانواده

22. اگر پدر یا مادر یا هر دو مقید به انجام واجبات و ترک محرمات در مرحله اول و مستحبات و ترک مکروهات در مرحله دوم باشند و اهل ذکر و یاد و توجه به خداوند متعال و توسل به حضرات معصومین ـ علیهم السلام ـ باشند، دیگر اعضای خانواده نیز از شمع وجود او و عطر روح معطر او بهره مند شده و تأثیر می پذیرند و در نتیجه فضای خانه و خانواده سرشار از معنویت و یاد خدا خواهد شد.


23. به فرزندان خود، به مناسبت های مختلف كتب دینی جذاب هدیه دهیم.


24. گاهی سئوالی طرح كنیم و برای آن جایزه ای در نظر بگیریم (مسابقه كتاب خوانی، حفظ حدیث و ...).


25. از نمایشگاه های مذهبی (عكس، نوار، كتاب و ...) به همراه اعضای خانواده دیدن كنیم.



26. در اماكن مذهبی، عكس دسته جمعی و تكی یادگاری گرفته و آنها را قاب بگیریم.


27. همواره در امور دینی و سوالات مذهبی، خود و اعضای خانواده را ملزم به مراجعه به علما و اهل علم كنیم.


28. هیچ رفتار نادرست و گناهی را كوچك نشماریم، چرا كه شروع گناهان كوچك، عادتهای مهلك و آثار مخرّب و در پی آنها گناهان بزرگتر را قطعا به دنبال دارد و روح ایمان، تقوی و معنویت را از بین می برد.


29. و مهمتر از همه انس و رفاقت، كه شاه كلید موفقیت و معنویت است را همواره در بین اعضای خانواده بیشتر نماییم.


30. همیشه حضور مولایمان امام زمان(عج) را در بین جمع خود احساس و باور كنیم و فرهنگ انتظار و یاری آن حضرت را به یكدیگر یادآور شویم.


نكته مهم پایانی اینكه؛ اگر بتوانیم این تفكرات ارزشمند و ریشه ای مذهبی را از كودكی در روح و جان فرزندانمان با لطافت، ظرافت و استمرار ایجاد نماییم، آینده درخشان و آسوده ای را برای خودشان و ما خواهند داشت.


[1] . آیت الله مشكینی(ره) در دروس خود توصیه می كرد كه در این ایام دو ركعت نماز بخوانید و ثواب آن را به امام مورد نظر هدیه كنید.

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 5:56 - 0 تشکر 517351

 تاثیر معنویت بر پایداری پیوند ها





نهاد مقدس خانواده، ركن بنیادین اجتماع بشری و محمل فرهنگهای گوناگون است تا آنجا كه سعادت و شقاوت جوامع، مرهون رشادت و ضلالت خانواده می‌باشد.



تاثیر معنویت بر پایداری خانواده

اولین شرط داشتن جامعه‌ای سالم و پویا، سلامتی و پایداری خانواده است. لذا همواره پرداختن به این بنای مقدس و بنیادین جامعه و حمایت و هدایت آن به جایگاه واقعی و متعالی، اصلاح خانواده بزرگ انسانی و غفلت از آن موجب دور شدن بشر از حیات حقیقی خود و سقوط به ورطه هلاكت و ضلالت بوده است.


امروزه ساختار خانواده در جهان با مشكلات متعددی دست به گریبان است و بحران خانواده یكی از رخدادهای تلخ و چالشهای پیش‌رو برای جوامع كنونی است كه باید به شدت مورد توجه قرار گیرد.


سئوال اصلی آن است كه آیا مادام كه بشریت زندگی را به زیور علم بدون تزكیه و تقوی و معنویت دینی می‌آراید و بنام تمدن از دین و معنویت فاصله می‌گیرد و خود را بی‌نیاز از ارتباط با عالم ماوراء و معنویت و اخلاق می‌انگارد و نیز قانونمندی براساس توحید و قانونگذاری الهی را سامان‌دار و نظام‌پذیر نمی‌شناسد می‌تواند بحرانهای پیش‌روی خود را در عرصه خانواده حل نماید؟


اریك فروم (روانشناس) نیاز به یك نظام اعتقادی را جزء ذاتی انسان می‌داند و می‌گوید: نیاز به دین یعنی نیاز به یك الگوی جهت‌گیری و مرجعی برای اعتقاد و ایمان است. هیچكس را نمی‌توان یافت كه فاقد این نیاز باشد. تمایلات انسان را نهایتی نیست و فردی كه برمحور توحید و مدار ارتباط با خدا حركت نمی‌نماید. پیوسته در صدد جوابگویی به این خواسته‌ها می‌باشد، در حالی كه عملاً نمی‌توان تمام تمایلات را جامه عمل پوشید و چنین فردی با وجود وسعت نعمات الهی پیوسته خود را در تنگی احساس می‌نماید.


در اسلام همة فطرت‌ها، خدایی معرفی گردیده است:فطرت الله التی فطر الناس علیها (روم/30)


لذا با توجه به اصالت و فراگیری امور معنوی در همة شئون زندگی گسترة احتیاجات انسان فراتر از نیازمندی های مادی است. و از سویی دیگر با توجه به اهمیت «خانواده» به عنوان كلیدی‌ترین واحد اجتماعی، به نظر می‌رسد دقت نظر بر بحث معنویت در خانواده، توجه ویژه‌ای را می‌طلبد.


معنویت و استحكام خانواده


زیربنای ساختار كلی خانواده در اسلام دو ركن اساسی اخلاق و حقوق است كه با حاكمیت آن، استواری و پویایی این بنا تضمین می‌شود چرا كه ركن حقوقی ضامن برپایی و استواری اصل خانواده و مانع فروپاشی آن است و ركن اخلاقی ضامن رشد و بالندگی و تأمین اهداف خانواده می‌باشد و تفكیك این دو مقوله در آن ممكن نیست.


با اقرار به زوجیت، طرفین عهده‌دار تعهداتی حقوقی، اخلاقی، اقتصادی و فرهنگی نسبت به یكدیگر می‌شوند. این تعهدات دو سویه است كه عمدة آنها عبارتند از: حسن معاشرت، جلب رضایت طرفین، نفقه، مهریه، اجرت‌المثل، توافق در داشتن فرزند و تمكین، اینها و دهها تكلیف و وظیفه خُرد و كلان دیگر كه برای پایداری خانواده و اساس تحكیم روابط رعایت آن لازم است در قرآن كریم و منابع اسلامی آمده است.



ارتباطی كه انسان با لباس خود دارد نزدیكترین، محرمانه‌ترین و بی‌آزارترین روابط است این تشبیه در هیچ امر دیگری جز رابطه زن و شوهر مصداق ندارد حتی در رابطه والدین و فرزندان



از تعامل حقوقی و اخلاقی زن و مرد و با رعایت توصیه‌هایی كه قرآن كریم برآنها تأكید می‌فرماید، یك خانواده پایدار و پویا ساخته می شود.

هنّ لباس لكم و انتم لباس لهنّ (بقره/187)زوجین در حكم لباس برای یكدیگرند.


ارتباطی كه انسان با لباس خود دارد نزدیكترین، محرمانه‌ترین و بی‌آزارترین روابط است این تشبیه در هیچ امر دیگری جز رابطه زن و شوهر مصداق ندارد حتی در رابطه والدین و فرزندان.


در ادامه به پاره ای از آموزه های دینی که موجبات استحکام خانواده را فراهم می آورند اشاره می گردد؛


توصیه به حسن معاشرت و عمل به معروف؛ «.... و عا شروهّن بالمعروف ....» (نساء/19): از جمله اصولی كه قرآن كریم در كنترل رفتارهای انسانها نسبت به یكدیگر نام می‌برد، اصل «معروف» است كه در قرآن كریم 9 بار تكرار شده است. بیشترین استعمال آن در حادترین مرحله روابط زن و شوهر هنگام طلاق است.


«و أتمروا بینكم به معروفٍ ....» (طلاق/6): روابط میان خودتان را با رفتارهای پسندیده و مورد پذیرش عرف، نیكو گردانید.


حفظ عفت و پاکدامنی: انسان دارای نگرش معنوی در همه جا خدا را حاضر و ناظر بر عملكرد و رفتار خود می بیند. از نگاه به نامحرم می پرهیزد زیرا در دستورات الهی آمده است مردان چشمان خود را از حرام بپوشانند و زنان نیز چنین وظیفه ای دارند. (نور/30و31) و نیز در پوشش خود ملاحظات دینی را رعایت نمایند.


انسان دارای گرایش معنوی ضمن اعتقاد قوی به آزادی و حریت خود این را می داند كه حیات اجتماعی و خانوادگی ایجاب می كند كه آزادی او در راستای آزادی جمع باشد، زیرا دیگران نیز می خواهند چون ما آزاد باشند ، پس لازم است هر كسی از بخشی از آزادی خود به نفع دیگران صرف نظر كند.



تاثیر معنویت بر پایداری خانواده



توصیه به كم توقعی: از دیگر آثار معنویت در زندگی خانوادگی كم توقعی می باشد. هر مرد و زنی از نظر جسمی و روحی دارای قدرتی مخصوص به خود است.


خداوند سبحان در آیه 233 سوره مباركه بقره می فرمایند :


«خداوند احدی را جز به اندازه سعه وجودیش تكلیف ننماید». بر این اساس چگونه ممكن است زن و مرد مومن در مسئله درخواستها و توقعاتشان از یكدیگر ، این اخلاق كریمانه ، و صفت رحیمه حضرت حق را سر مشق و الگوی خود قرار ندهند.كم توقعی اخلاق حق ، و خوی انبیاء و امامان و از ویژگیهای اولیای الهی است. 


مراعات گذشت و عفو: از دیگر ویژگیهای انسان خداجو گذشت و عفو است. خطا و نسیان جزء لاینفك انسان است و زوجینی كه با آگاهی از دستورات و سفارشات اسلامی زندگی مشترك خود را شروع می كنند ، بخشش و گذشت را همواره در دستور كار خویش دارند و از آن امساك نمی كنند.


چرا که مطابق آیات و روایات؛ والعافین عن الناس و الله یحب المحسنین (آل عمران /134): عفو و گذشت از موارد احسان است و خداوند نیكوكاران را دوست دارد.


احترام به همسر: از دیگر ویژگیهای انسان معنوی احترام به همسر است. در مكتب اسلام هم زنان و هم مردان توصیه به احترام به یكدیگر شده اند.



what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 5:56 - 0 تشکر 517352

تقویت عشق در خانواده با این روش





در حقیقت خانواده مهمترین جایگاه پرورش نیروی انسانی و محیطی مناسب برای رشد اعضای خود به شمار می رود زن و مردی كه با پیمان ازدواج به همسری یكدیگر در می آیند نسبت به یكدیگر احساس مسئولیت می كنند .و به خاطر مسائل اقتصادی اجتماعی –فرهنگی بیش از پیش با جامعه ی خود ارتباط خواهند داشت نه تنها موجودیت جامعه را به رسمیت می شناسند بلكه ایمان خویش را از سستی نجات خواهند داد.



پیوند با معنویت

در مواجهه ی با چالش های جدی خانواده ها در عصر حاضر می توان در جستجوی شیوه هایی بر آمد كه با تقویت معنویت در نهاد خانواده به ترمیم تقویت پیوندهای درون خانواده نیز منجر شود كه برخی از آنها عبارتند از:



تقویت پیوند والدین با معنویت


بر مبنای اصل همانند سازی فرزندان با والدین و توجه به این واقعیت كه همانند سازی همچون یك نیاز اساسی و روحی وروانی فرزندان را از درون بر می انگیزد تا در صدد ایجاد طراحی شخصیت برآیند.كه به نوعی در انطباق با نسل بالغ ولی مورد قبولشان باشد. والدینی كه بتوانند الگوی مناسب از معنویت را چه در بعد رفتار و چه در بعد گفتار در خانواده ارائه دهند فرزندانشان در صورت اعتماد به والدین تلاش خواهند كردتا از طریق همانند سازی با آنان زمینه های معنویشان را نیز با والدین تطابق بخشند. در این زمینه باید به این واقعیت نیز اشاره كرد كه لازمه همانند سازی با والدین ایجاد اعتماد است.چنان چه والدین قادر باشند اعتماد مورد نیاز را بر روابط خود و فرزندانشان حاكم كنند با مشكل چندانی در این زمینه رو به رو نخواهند شد.



معرفی الگوها و اسطوره ها ی معنوی و اخلاقی


نیاز به تعالی و كمال در وجود كودكان ،نوجوانان و جوانان ،آنان را برمی انگیزد تا به هر طریق ممكن خود را به پله های اعتلا و بالندگی برسانند بدیهی است آنان كه قله های كمال را نشانه می روند از قله نشین ها نیز غافل نیستند بلكه غالبا بر آنان متمركزند. یعنی قهرمان و الگوهای برجسته در عرصه های اخلاق ومعنویت را همچنان در شعاع نگاه خویش قرار می دهند و به آنان می اندیشند قهرمانانی تنها به فرهنگ ملت یا قومی خاص تعلق ندارند بلكه آنان متعلق به جهان بشری اند.


سایر انسان های از طریق الگو پذیری  از قهرمانان بزرگ تاریخ بشری به تكوین شخصیت خویش  اهتمام می ورزند و در صورتی كه میان خود و انسان های بزرگ و برجسته مورد احترام خویش فصل مشتركی مشاهده كنند پدیده ی الگو پذیری با عمق قوت  بیشتری تحقق می یابد.



معنویت پاسخ گوی نیازها


والدین و فرزندان یك سلسله نیازهای مشترك روحی و معنوی دارند. در صورتی كه والدین بین معنویت و نیازهای خود رابطه ی مورد نظر را بیابند ابتدا برای خود آنها آرام بخش خواهد بود. زیرا قادرند بر زندگی شان مسلط شوند و علاوه بر آن چنان چه به فرزندان خود تفهیم كنند كه معنویت قادر است به نیازهایی از قبیل خود شكوفایی،جست و جوی فلسفه ارضا كننده زندگی و نیز امنیت ،پاسخ های مناسب ارائه دهد، در ایفای وظیفه ی خویش موفق جلوه خواهند كرد به عنوان مثال چنان چه نوجوانان و جوانان از این واقعیت آگاهی یابند كه جهانی كه درآن زندگی می كنند هدفمند قانونمند و با معناست درآن صورت انگیزه ی كافی برای به كارگیری توان خود به منظور نیل به بالندگی در چنین جهانی خواهند یافت.



اعتقاد به معنویت احساس مسئولیت آدمی را در قبال زندگی انسانها و آینده ی آنها افزایش می دهد به همین سبب والدین معنوی نسبت به فرزندان و آینده آنها هرچه قدر احساس مسئولیت قوی تری كنند به همان اندازه انعكاس آن در فرزندان خود می بینند


هماهنگی خانواده و مدرسه در امور فوق برنامه


بخشی از رسالت خانواده ها در ایجاد زمینه های معنوی به نوع و میزان هماهنگی آنان با مدارس در امور فوق برنامه بستگی دارد، به ویژه آن قسمت از فعالیت های فوق برنامه كه از محتوا و ساختار اخلاقی و معنوی برخوردار است گفتنی است كه در مقایسه با برنامه ی رسمی مدارس فعالیت های فوق برنامه از اهمیت و یژه ای برخوردار است،زیرا اولا ماهیت فوق برنامه ازتنوع بیشتری برخوردار است ،ثانیا جنبه ی انتخابی و گزینشی  دارد یعنی دانش آموزان بر اساس علاقه و میل شخصی شان در فعالیت های فوق برنامه مشاركت می كنند.



رابطه دین مداری درونی و شبكه ی روابط خانوادگی


دین مداری در صورتی كه در پایه ی ایمان درونی استوار باشد شبكه ی روابط انسانی از جمله روابط خانوادگی را تحت تاثیر قرار می دهد. در اصل ،ایمان، انسان را از خود محوری خارج كرده و خدا محور می كند. ایمان رفتار را از ملاحظات مربوط به منافع خویش و ضرورت های اجتماعی خارج كرده بر محور رضایت الهی و آخرت اندیشی استوار می سازد.كسی كه نتواند از خود و جامعه ی خویش سفر كرده آهنگ مقصدی را دور نگران كند قطعا در عمل به گونه ای دیگر رفتار خواهد كرد.


 همچنین اعتقاد به معنویت احساس مسئولیت آدمی را در قبال زندگی انسانها و آینده ی آنها افزایش می دهد به همین سبب والدین معنوی نسبت به فرزندان و آینده آنها هرچه قدر احساس مسئولیت قوی تری كنند به همان اندازه انعكاس آن در فرزندان خود می بینند.


what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 5:56 - 0 تشکر 517353

مدیریت روابط عاطفی در خانواده 







فرقی نمی‌كند شخص مورد تبعیض قرار گرفته بزرگ باشد یا كوچك چه فرزندتان باشد و چه همسرتان در اثر این رفتار خشمگین و عصبانی می‏شود و در پی بهانه‌جویی برمی‌آید.






تبعیض بین فرزندان

سارا كوچولو می‌خزد زیر میز كوچكی كه مادر روی آن گلدانی قرار داده است و از آنجا قربان‌صدقه رفتن مادر را تماشا می‌كند:


ـ كاكل زری ، گل پسری، چراغ خونه ما، یكی یه دونه ما...


مادر همان‌طور كه شعرهای قشنگ در مدح پسر شش ماهه‌اش می‌خواند، او را بالا و پایین می‌اندازد و سارا چهار ساله فكر می‌كند اگر یكی یكدانه مادر این بچه است پس لابد او بچه این خانواده نیست و می‌نشیند برای خودش یك داستان غم‌انگیز می‌سازد: مامان و بابا بچه دار نمی‌شدند، من را از یك خانم گدا گرفتند. دلشان سوخته است. مادرم حتما از آن زن‌ها بوده كه كنار كوچه، بچه‌اش را می‌خواباند. مثل همانی كه همیشه سر خیابان می‌نشیند و بچه‌اش را جلوی مردم می‌گذارد تا برایش پول بریزند.


اگر مامان دوستم نداشته باشد، یك روز لقمه صبحانه و پاكت شیرم را بر می‌دارم و راه می‌افتم می‌روم تا مادرم را پیدا كنم. آنها حتما تا حالا پشیمان شده‌اند.


مامان كه تا حالا حواسش به سارا نبوده است به او تشر می‌زند كه بلند شو برو دستشویی، الان توی شلوارت جیش می‌كنی. چند وقت است آنجا نشسته‌ای؟


سارا برای این‌كه بتواند توجه مادر را جلب كند، عمدا خودش را محكم به زمین می‌زند و با اغراق شروع به گریه و داد و فریاد می‌كند و مادر یك پس”‹گردنی به او می‌زند كه چه خبرت است، حواست را جمع كن.


گاهی دودوتا چهار تا نمی‌شود


این‌كه دو تا بچه داشته باشی معنی‌اش این نیست كه به هردو یك اندازه محبت و توجه كنی.گاهی خودت می‌خواهی اما نمی‌توانی و ماجرا از دید بچه‌ها جور دیگری می‌شود. بدتر از این وقتی است كه حد و حساب محبت كردن به همسرت را هم از یاد ببری و سهم او را هم نپردازی.


نابسامانی رفتاری و مشكلات روانی در بچه‌ها و تك ‌تك افراد خانواده وقتی شروع می‌شود كه حساب و كتاب مدیریت عواطف از دست والدین خارج می‌شود.


دختر عزیزتر است یا پسر؟ فرزند بزرگ‌تر دردانه است یا بچه ته‌تغاری؟ یكی یك دانه عزیزتر است یا آقای خانه؟ برای پسر خانه بیشتر وقت دارید یا مادر او؟



 فرقی نمی‌كند شخص مورد تبعیض قرار گرفته بزرگ باشد یا كوچك چه فرزندتان باشد و چه همسرتان در اثر این رفتار خشمگین و عصبانی می‏شود و در پی بهانه‌جویی برمی‌آید



در كنار همسرتان می‌خوابید یا در كنار فرزند یكساله خود؟ همه این جواب‌ها وقتی پاسخی صحیح نیابند ترازوی عاطفی خانه را به نفع یك نفر و ضرر دیگران سنگین می‌كند و وقتی توازن عواطف در خانه به‌هم بخورد هر اتفاقی ممكن است بیفتد.

روان‌شناسان و مشاوران خانواده می‌گویند بله. تفاوت وجود دارد، اما نه در محبت به فرزندان بلكه در تقدیر از قابلیت‌های آنان.



به والدین توصیه می‌شود هنگام تفاوت گذاشتن میان فرزندان، به‌گونه‌ای رفتار كنند كه كسی آن را تبعیض به شمار نیاورد. دقت كنند كه سبب برتری فرزندی كه برتر می‌شمارند، كاملا آشكار باشد كه در این صورت نیز عنوان كردن آن باید با احتیاط صورت گیرد.



در صورت امكان، امتیاز فرزند برتر را، با عباراتی سازنده بیان كنند.


فرقی نمی‌كند شخص مورد تبعیض قرار گرفته بزرگ باشد یا كوچك چه فرزندتان باشد و چه همسرتان در اثر این رفتار خشمگین و عصبانی می‏شود و در پی بهانه‌جویی برمی‌آید.


تبعیض با ما چه می‌كند


بزرگ و كوچك ندارد. تبعیض همه را اذیت می‌كند. تبعیض در برخورد با خطاها و اشتباهات فرزندان موجب سلب اعتماد به نفس در آنان می‌شود. تاكید بسیار بر جنسیت كودك و تمایز قائل شدن زیاد میان دختر و پسر، یكی از موانع مهم رشد خلاقیت كودكان در برخی خانواده‌هاست.


تبعیض بین فرزندان

رفتارهای نسنجیده، غیردقیق و تبعیض‌آمیز والدین در میان كودكانشان، حسادت آنان را بر می‌انگیزد.


اگر توجه بیشتر شما به خاطر ناتوانی كودك كوچك‌تر یا بیماری یكی از فرزندان است این را به كودك دیگر خود بقبولانید و به او مسئولیت‌هایی در رابطه با كودك بیمار یا تازه وارد بدهید و او را هم به گردش و تفریح ببرید و برنامه‌های خاص او را فراموش نكنید.


ریشه تنفر، تبعیض است


محبت می‌تواند به نفرت تبدیل شود. می‌پرسید چگونه؟ ساده است. به كودك محبت می‌كنید و كودك دیگر جای آن محبت را در دلش با حسادت و نفرت و انباشتن حس بد انتقام‌جویی پر می‌كند. او از والدینش، فرزند دیگر خانواده و حتی خودش كه آنقدر دوست داشتنی نیست كه تا حد مورد نیاز محبت والدین را جلب كند، متنفر می‌شود و در صدد انتقام‌جویی برمی‌آید.


سمانه همایون، اعتقاد دارد: گاه جلب توجه نامناسب این فرزندان آنها را به بزهكاری می‌كشاند.


خشونت و سرقت از نمونه‌های این جلب توجه نادرست است.


وی می‌افزاید: حس حقارت و سرخوردگی در كودكان در اثر تبعیض شكل می‌گیرد و این حس، اعتماد به نفس آنان را از بین می‌برد. كودك خود را مقصر می‌شمارد كه به اندازه كافی خوب نیست. كودك خود را از اطراف والدین دور می‌كند تا با طعنه‌ها و نارضایتی آنان مواجه نشود و خیلی زود از آنان فاصله می‌گیرد و به دامان دوستان و آشنایان پناه می‌برد.


اگر كودك شما در آینده با ناكامی و عدم‌موفقیت مواجه شود شما مسئول خواهید بود.

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 5:56 - 0 تشکر 517354

شریکی از جنس مخالف 

بررسی انواع مشارکت در خانه ، جهت رسیدن به زندگی متعادل






مفهوم مشارکت در زندگی ، متکی بر تعبیری است که از حضور افراد در یک "شرکت" در ذهن خود داریم . آن گونه که مرسوم است در چنین شرکتهایی ، اعضا به امید منفعت با سرمایه گذاری مادی ، کوششی را به اتفاق هم آغاز می کنند و عواقب احتمالی آن ، اعم از زبان و حتی ورشکستگی را از پیش می پذیرند . سودها به همان نسبتی توزیع می شود که زیانها متوجه هر یک از آنهاست.



همسر

تفاوت عمده " ازدواج"  با هر نوع شرکت دیگری ، در سرمایه ای است که زن و شوهر به مشارکت می گذارند ؛ به عبارتی در این نوع مشارکت ، سخن از مال و منال به طور طبیعی نیست ، بلکه عالیترین سرمایه های انسانی یعنی قلب ، روح ،عواطف، احساسات و آرزوهای بشری است که  مورد مشارکت گذاشته می شود . زن و شوهر در چنین پیوندی باید خود را برای پذیرفتن هرگونه عواقب احتمالی ، اعم از موفقیت و شکست ، مهیا کنند و به نسبتی که مطلوب است ، سهمی را برعهده گیرند.



چنین تصویری از مشارکت در یک خانواده ی سالم ، آنگاه شکل می گیرد که هر یک از زوجین ، دستی از آستین همت برآورند و با همیاری و قبول مسئولیت در زندگی ، بهترین جلوه مشارکت را به نمایش بگذارند . دلیل اصلی برای ضرورت مشارکت این است که هیچ عاملی نمی تواند.



 مرز منافع مرد را از منافع زن و یا بالعکس ، جدا کند .همچنان که مرز آسیبهای وارده به مرد ،با آسیبهای زندگی زن ،جداشدنی نیست ، زیرا هردو در یک مجموعه و برای رسیدن به مقصودی واحد درتلاشند . چگونه می توان از نزدیکترین پیوند موجود میان دو انسان حد فاصلی میان منافع یا مضار آنها قائل شد ؟


در ازدواج ، روح فردی هر یک از زوجین ، به روح جمعی گسترش یافته و از حوزه نفع و ضرر شخصی ، چند گام فراتر نهاده و به احساسی عمیقتر و ارزشمند تر از گذشته نایل می شود .


انواع مشارکت


بر اساس موقعیتهایی که زن و شوهر به یاری هم بر می خیزند ، مشارکت ، جلوه متناسب با آن موقعیت را پیدا می کند . به طور عمده ، دو نوع مشارکت قابل تبیین و توصیف است:


**مشارکت در زندگی عادی


**مشارکت در شرایط ویژه



مشارکت در زندگی عادی


زمانی که زندگی در بستر طبیعی خویش جریان می یابد ، هر یک از زوجین مسئولیتهایی را عادلانه تقبل نموده و در پی انجام آن برمی آیند .این کیفیت ، پیوسته متضمن وظایف کلیشه ای نیست ، بلکه بخشی از امور مرتبط به همسر را نیز دربر می گیرد ؛ به عنوان مثال ، خانمی که علاوه بر وظیفه مشخص در زندگی ، با اظهار علاقه مندی به کار و شغل همسرش ، خود را بیگانه با آن نشان نمی دهد و حتی بر اساس شناخت نسبی از پیشه و حرفه همسر ، مشاور مطمئن و مطلوبی در این گونه مسایل خواهد بود . دست کم ، ابراز علاقه به شغل همسر ، مرد را نسبت به اهمیت کارش مطمئن می سازد و آن را جدی تر مورد توجه قرار می دهد.


در مثال دیگر ، از مردی یاد می کنیم که علاوه بر انجام وظیفه در خارج از منزل ، حصاری میان خود و مسئولیتهای زن نمی بیند و هرگاه نیازی احساس شود ، مشتاقانه به یاری برمی خیزد و بخشی از وظایفی را که به طور مرسوم برعهده زن است ، بر دوش گرفته و انجام می دهد . چنین روشی ، زن را بیش از پیش به ارزش کارش دلگرم می نماید و علاوه بر آن ، احساس ارزش شخصی نیز به وی دست می دهد و در نهایت به سهولت کارها و زندگی و شادکامی ناشی از آن می انجامد .




هیچ خانمی آنقدر مشغله ندارد که نتواند به همسرش کمک کند ( منظور کمک فکری نیزمی باشد ). اگر فردی از صمیم قلب مایل باشد که در کار به همسرش مساعدت کند ، باید کارهای خانه را طوری تنظیم نماید که به او وقت اضافه بدهد و احتیاجات همسرش را نیز مرتفع سازد



مشارکت از دیدگاه قانون مدنی

( ماده 1104) : « زوجین باید در تشدید (محکم کردن ) مبانی خانواده و تربیت اولاد خود به یکدیگر معاضدت (مشارکت) نمایند .»


مشارکت در شرایط ویژه


شرایط ویژه ، بیش از آنچه برای مردها مطرح است ، در مورد زنها قابل طرح می باشد . ابتدا مواردی را که تحت عنوان شرایط ویژه می توان تلقی نمود ، می آوریم و سپس آنها را مورد بحث قرار می دهیم :


شرایط ویژه برای خانمها


**کثرت اولاد ( مضاعف شدن مسئولیت زن در قبال نگهداری و تربیت آنها)


**بیماری و از کار افتادگی زن


**افسردگی زن ( به ویژه در ایام خاصی که در هر ماه پیش می آید )


**نازایی زن


**فرزندان دوقلو


**از دست دادن فرزند


**مهمانداری زیاد و بیش از حد توانایی


** زنان شاغل


**وجود فرزند معلول یا عقب مانده ذهنی در خانواده


**وضعیت نامناسب مسکن ( به ویژه سکونت مشترک با خانواده دیگری که محدودیت زیادی برای زن به وجود می آورد.)


**بیماری ، نقص عضو و معلولیت و از کار افتادگی شوهر


** اعتیاد شوهر


**باز نشستگی مرد ( لازم به یاد آوری است که باز نشستگی به تنهایی عامل مشکل آفرین نیست ولی در مواردی که زمینه مساعد از قبل وجود دارد ، موجب احساس افسردگی در مرد و درگیری میان او و همسرش می شود.)



مشارکت در خانواده



شرایط ویژه برای آقایان


**داشتن بیش از یک شغل ( به منظور تامین درآمد زندگی )


** داشتن حرفه خاصی که با برنامه معمول زندگی مطابقت ندارد.(نظیر خدماتی که شبانه روزی بوده و یا فقط شبها در محل کارحضور می یابد .)


**کارهای تحقیقی و فکری و نویسندگی و هنری ( که مرد ناچار است در منزل کار کند )


** محرومیت عاطفی مرد در دوران کودکی و نوجوانی


**نقص عضو و معلولیت مرد ( به عنوان نمونه جانبازان )


**بیماری صعب العلاج مرد ( بیماری کلیوی ، دیابت و نظایر آن که شرایط ویژه ای را برای زندگی پیش می آورد .)


** شغلهایی که نیاز به ماموریت رفتن و مسافرتهای زیاد داخل و خارج کشور دارد .


**از دست دادن شغل و حرفه


** ورشکستگی مالی و اقتصادی



توصیه های تربیتی به خانمها


** هیچ خانمی آنقدر مشغله ندارد که نتواند به همسرش کمک کند ( منظور کمک فکری نیزمی باشد ). اگر فردی از صمیم قلب مایل باشد که در کار به همسرش مساعدت کند ، باید کارهای خانه را طوری تنظیم نماید که به او وقت اضافه بدهد و احتیاجات همسرش را نیز مرتفع سازد .


**نوع همیاری به شوهر ، می تواند مقدار و سطح کارهای موثر و مهم او را بالا ببرد و نیز امتیاز و محسنات خاصی به کار شوهر می بخشد . زیرا منافع آنها وابسته به کار روزانه نیست ، بلکه بستگی به یک عمر زندگی دارد .


**بدون اطلاع و معلومات کافی از کار شوهر ، کسی قادر به انجام کمک به او نیست . هرقدر خانمها در کار همسرشان بیشتر مطالعه و فکر کنند ، برای کمک و مساعدت او مجهزتر خواهند بود . حتی اگر مرد به این همیاری زن نیازی نداشته باشد . همین قدر که زن به کار و احتیاجات او آشنا باشد ، با صمیمیت و تفاهم بیشتری با هم زندگی خواهند کرد .


**بخش اعظم زندگی و علاقه مرد ، صرف حرفه و شغلش می شود . برای زن امتیاز بزرگی است که به کاری علم و آشنایی داشته باشد که تمام ساعات بیداری همسرش را اشغال کرده است .


وقتی در مجلس ترحیم همسر علامه طباطبایی (ره) ، صاحب تفسیر قیم المیزان ، آن عالم بزرگوار را خیلی ناراحت و متأثر می بینند ، از ایشان می پرسند چرا شما بیش از حد برای فقدان همسرتان اندوهناکید ؟


ایشان می فرماید: « اگر زحمات و مساعدتهای همسرم نبود ، من توانایی نوشتن تفسیر المیزان را پیدا نمی کردم .»



معروف است که کتاب « جنگ و صلح » اثر برجسته تولستوی که یکی از ده کتاب جاودان ادبیات جهان است ، توسط همسر فداکار تولستوی بیش از دهها بار پاکنویس شد تا چنین اثری به جامعه بشری ارائه گشت.




اگر فرصتی برای همیاری با همسرتان ندارید ، حتی المقدور با انجام امور شخصی و حفظ نظافت و تمیزی محیط خانواده ، زحمت او را کم کنید و بر لطف و شادکامی زندگی بیفزایید و این در صورتی عملی است که بدانید همسرتان انتظار چه رفتارهایی را از شما در محیط خانه دارد



توصیه های تربیتی به آقایان



** « پیامبر اسلام (ص) ، آن بزرگمردی که پشت دو ابر قدرت زمانه خویش ، یعنی امپراتوری بیزانس روم و پادشاهی ساسانی را به خاک رسانید ، با آن عظمتش در منزل کار می کرد .»


**هرگز تصور نکنید که کار بیرون از منزل با ارزش و کار درون منزل بی ارزش است . ارزش کار را محیط آن تعیین نمی کند بلکه انگیزه های انسانی و اخلاقی ، تلاش و مجاهدت و نتیجه عملی آن است که بدان ارزش می دهد . لذا همیشه به همسرتان تلقین کنید که کار او برایتان فوق العاده با ارزش و مهم است .


**برخی از مردها براساس یک باور غلط ، گمان می کنند که کار کردن مرد در خانه ، او را سبک می کند . در حالی که این امر برنفوذ و محبوبیت او در دلها می افزاید و رضای خدا را در پی دارد . در حقیقت ، شخصیت مرد است که خانواده را رهبری می کند ، نه پول و ثروتش .


**اگر به دلیل مشغله زیاد و مسئولیت سنگین ، نمی توانید عملا به همسرتان همیاری نمایید ، حداقل ، انگیزه و نیت خود را به اطلاع او برسانید تا از حمایت فکری شما احساس دلگرمی کند .


انگیزه همکاری و مشارکت ، مهمتر از خود همکاری است . زیرا مقدمه هر عملی ، انگیزه ای است که در پشت آن عمل نهفته است .


**اگر فرصتی برای همیاری با همسرتان ندارید ، حتی المقدور با انجام امور شخصی و حفظ نظافت و تمیزی محیط خانواده ، زحمت او را کم کنید و بر لطف و شادکامی زندگی بیفزایید و این در صورتی عملی است که بدانید همسرتان انتظار چه رفتارهایی را از شما در محیط خانه دارد.

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 5:56 - 0 تشکر 517355

خانه ای با رنگ و بوی معنویت





نهاد مقدس خانواده، ركن بنیادین اجتماع بشری و محمل فرهنگهای گوناگون است تا آنجا كه سعادت و شقاوت جوامع، مرهون رشادت و ضلالت خانواده می‌باشد.



خانه ای با رنگ و بوی معنویت

اولین شرط داشتن جامعه‌ای سالم و پویا، سلامتی و پایداری خانواده است. خانواده به عنوان ساختاری در برابر جامعه از هویت ویژه ای برخوردار است چنین هویتی د ر پدیده هایی نظیر نظام ارتباطی میان اعضای خانواده اش و الفت آرمان های مشترك زندگی و احساس همدلی و همدردی قابل مشاهده و ارزیابی است. لذا همواره پرداختن به این بنای مقدس و بنیادین جامعه و حمایت و هدایت آن به جایگاه واقعی و متعالی، اصلاح خانواده بزرگ انسانی و غفلت از آن موجب دور شدن بشر از حیات حقیقی خود و سقوط به ورطه هلاكت و ضلالت بوده است.


امروزه ساختار خانواده در جهان با مشكلات متعددی دست به گریبان است و بحران خانواده یكی از رخدادهای تلخ و چالشهای پیش‌رو برای جوامع كنونی است كه باید به شدت مورد توجه قرار گیرد


سئوال اصلی آن است كه آیا مادام كه بشریت زندگی را به زیور علم بدون تزكیه و تقوی و معنویت دینی می‌آراید و بنام تمدن از دین و معنویت فاصله می‌گیرد و خود را بی‌نیاز از ارتباط با عالم ماوراء و معنویت و اخلاق می‌انگارد و نیز قانونمندی براساس توحید و قانونگذاری الهی را سامان‌دار و نظام‌پذیر نمی‌شناسد می‌تواند بحرانهای پیش‌روی خود را در عرصه خانواده حل نماید؟


روان شناسی می‌گوید: نیاز به دین یعنی نیاز به یك الگوی جهت‌گیری و مرجعی برای اعتقاد و ایمان است. هیچكس را نمی‌توان یافت كه فاقد این نیاز باشد. تمایلات انسان را نهایتی نیست و فردی كه برمحور توحید و مدار ارتباط با خدا حركت نمی‌نماید. پیوسته در صدد جوابگویی به این خواسته‌ها می‌باشد، در حالی كه عملاً نمی‌توان تمام تمایلات را جامه عمل پوشید و چنین فردی با وجود وسعت نعمات الهی پیوسته خود را در تنگی احساس می‌نماید.


لذا با توجه به اصالت و فراگیری امور معنوی در همه ی شئون زندگی گستره احتیاجات انسان فراتر از نیازمندی های مادی است. و از سویی دیگر با توجه به اهمیت «خانواده» به عنوان كلیدی‌ترین واحد اجتماعی، به نظر می‌رسد دقت نظر بر بحث معنویت در خانواده، توجه ویژه‌ای را می‌طلبد.


راهكارهای تقویت معنویت در خانواده


در مواجهه ی با چالش های جدی  خانواده ها در عصر حاضر می توان در جستجوی شیوه هایی بر آمد كه با تقویت معنویت در نهاد خانواده به ترمیم تقویت پیوندهای درون خانواده نیز منجر شود كه برخی از آنها عبارتند از:


تقویت پیوند والدین با معنویت


بر مبنای اصل همانند سازی فرزندان با والدین و توجه به این واقعیت كه همانند سازی همچون یك نیاز اساسی و روحی وروانی فرزندان را از درون بر می انگیزد تا در صدد ایجاد طراحی شخصیت برآیند.كه به نوعی در انطباق با نسل بالغ ولی مورد قبولشان باشد.والدینی كه بتوانند الگوی مناسب از معنویت را چه در بعد رفتار و چه در بعد گفتار در خانواده ارائه دهند فرزندانشان در صورت اعتماد به والدین تلاش خواهند كردتا از طریق همانند سازی با آنان زمینه های معنویشان را نیز با والدین تطابق بخشند.


در این زمینه باید به این واقعیت نیز اشاره كرد كه لازمه همانند سازی با والدین ایجاد  اعتماد است.چنان چه والدین قادر باشند اعتماد مورد نیاز را بر روابط خود و فرزندانشان حاكم كنند با مشكل چندانی در این زمینه رو به رو نخواهند شد.



بر اسا س یك آموزه ی دینی در اسلام: "انسان موجودی است كه از خاك رویید ه است و پس از پایان زندگی در خاك خواهد آرمید و در روز زستاخیز از خاك برمی خیزد"




تبیین آثار معنویت در زندگی

آموزش مهارت های زندگی  و آموزش زندگی توام با معنویت بخشی از وظایف والدین نسبت به فرزندان محسوب می شود. از جمله این مهارت ها تبیین آثار معنویت در زندگی است والدین می توانند چنین آموزشی را به صورت بررسی مقایسه ای بین دو نوع حیات معنوی و حیات مادی برای فرزندان ترتیب دهند.شایان ذكر است كه چنین آموزشی باید به شیوه جذاب روان و قابل فهم صورت گیرد تا مورد اقبال فرزندان واقع شود.


معرفی الگوها و اسطوره ها ی معنوی و اخلاقی


نیاز به تعالی و كمال در وجود كودكان ،نوجوانان و جوانان ،آنان را برمی انگیزد تا به هر طریق ممكن خود را به پله های اعتلا و بالندگی برسانند بدیهی است آنان كه قله های كمال را نشانه می روند از قله نشین ها نیز غافل نیستند بلكه غالبا بر آنان متمركزند یعنی قهرمان و الگوهای برجسته در عرصه های اخلاق ومعنویت را همچنان در شعاع نگاه خویش قرار


می دهند و به آنان می اندیشند قهرمانانی تنها به فرهنگ ملت یا قومی خاص تعلق ندارند بلكه آنان متعلق به جهان بشری اند.


صرف نظر از افراد معدودی كه از طریق خلاقیت به شخصیت خویش شكل داده آن را قوام می بخشند.


سایر انسان های از طریق الگو پذیری  از قهرمانان بزرگ تاریخ بشری به تكوین شخصیت خویش  اهتمام می ورزند و در صورتی كه میان خود و انسان های بزرگ و برجسته مورد احترام خویش فصل مشتركی مشاهده كنند پدیده ی الگو پذیری با عمق قوت  بیشتری تحقق می یابد.



خانه ای با رنگ و بوی معنویت



معنویت پاسخ گوی نیازها


والدین و فرزندان یك سلسله نیازهای مشترك روحی و معنوی دارند ابتدا والدین مایلند خود راهی برای پاسخ گویی به این نیازها بیابند و در ضمن تمایل دارند كه برای فرزندانشان و تامین نیازهایشان نیز طریقی روشن و مطمئن اتخاذ كنند این واقعیت ها در یك سوی قضیه وجود دارد و در آن سوی قضیه واقعیت دیگری به نام معنویت مطرح است كه به لحاظ ماهیت خود قادر است به این نیازها پاسخ دهد در صورتی كه والدین بین معنویت و نیازهای مذكور رابطه ی مورد نظر را بیابند ابتدا برای خود آنها آرامبخش خواهد بود زیرا قادرند بر زندگی شان مسلط شوند و علاوه بر آن چنان چه به فرزندان خود تفهیم كنند كه معنویت قادر است به نیازهایی از قبیل خود شكوفایی،جست جوی فلسفه ارضا كننده زندگی و نیز امنیت ،پاسخ های مناسب ارائه دهد در ایفای وظیفه ی خویش موفق جلوه خواهند كرد به عنوان مثال چنان چه نوجوانان و جوانان از این واقعیت آگاهی یابند كه جهانی كه درآن زندگی می كنند هدفمند قانونمند و با معناست درآن صورت انگیزه ی كافی برای به كارگیری توان خود به منظور نیل به بالندگی در چنین جهانی خواهند یافت.


هماهنگی خانواده و مدرسه در امور فوق برنامه


بخشی از رسالت خانواده ها در ایجاد زمینه های معنوی و نوع و میزان هماهنگی آنان با مدارس در امور فوق برنامه بستگی دارد، به ویژه آن قسمت از فعالیت های فوق برنامه كه از محتوا و ساختار اخلاقی و معنوی برخوردار است گفتنی است كه در مقایسه با برنامه ی رسمی مدارس فعالیت های فوق برنامه از اهمیت و یژه ای برخوردار است،زیرا اولا ماهیت فوق برنامه ازتنوع بیشتری برخوردار است ،ثانیا جنبه ی انتخابی و گزینشی  دارد یعنی دانش اموزان بر اساس علاقه و میل شخصی شان در فعالیت های فوق برنامه مشاركت می كنند  وثالثا  فوق برنامه نسبت به برنامه ماهیت ترسیمی و تكمیلی دارد به این معنا كه آنچه درقالب و نظام و برنامه ی رسمی نمی گنجد درفوق برنامه جای مناسب برای خود می یابد.


طبیعت زمینه ی معنویت


طبیعت در عین حال كه جذاب و زیبا است آیتی از آیات خداوندی نیز محسوب می شود این نكته قابل توضیح است كه زندگی در میان شهرها به مرور زمان رابطه ی انسان ها به ویژه كودكان نوجوانان را با طبیعت گسیخته است و نوعی احساس دوری از طبیعت و غربت و بیگانگی ناشی از آن ایجاد كرده و در نتیجه نشاط و شادابی لازم را از آنان سلب نموده است.


بر اسا س یك آموزه ی دینی در اسلام:


 "انسان موجودی است كه از خاك رویید ه است و پس از پایان زندگی در خاك خواهد آرمید و در روز زستاخیز از خاك برمی خیزد"



اعتقاد به معنویت احساس مسئولیت آدمی را در قبال زندگی انسانها و آینده ی آنها افزایش می دهد به همین سبب والدین معنوی نسبت به فرزندان و آینده آنها هرچه قدر احساس مسئولیت قوی تری كنند به همان اندازه انعكاس آن در فرزندان خود می بینند



این آموزه مبین این نكته است كه انسان به لحاظ قرابت و پیوند با طبیعت نوعی احساس انس میان خود و طبیعت می یابد حال چنانچه انس با طبیعت را نقطه ی آغاز ارتباط انسان با او تلقی كنیم در امتداد زندگی:

"مطالعه طبیعت و به مثابه ایتی از قدرت الهی در نظر گرفته شود"


حاصل آن درك عالم هستی به عنوان مجموعه ای مشحون از آیات الهی خواهد بود و تامل و مطالعه در آن به نوعی تفسیر معنوی ازدنیایی كه در آن زندگی می كنیم منجر خواهد شد و این امر به نوع نگرش به طبیعت بستگی خواهد دانست.


رعایت نكاتی كه ارائه گردید بی شك كاری بسیار سخت و دشوار است و والدینی كه با اتكای به معنویات قادرند در مواجهه با سختی ها خویشتنداری كنند و مقاوم باشند به طور عینی و مستقیم بر فرزندان خود و تقویت معنویت آنها تاثیر می گذارند؛همچنین اعتقاد به معنویت احساس مسئولیت آدمی را در قبال زندگی انسانها و آینده ی آنها افزایش می دهد به همین سبب والدین معنوی نسبت به فرزندان و آینده آنها هرچه قدر احساس مسئولیت قوی تری كنند به همان اندازه انعكاس آن در فرزندان خود می بینند.

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 5:57 - 0 تشکر 517356

موٍثرترین واکسیناسون فرزندشما 

نقش خانواده در پیشگیری از بروز بزهكاری در نوجوانان و جوانان







بی‌گزاف می‌توان گفت كودك و نوجوان ناكام هنگامی كه می‌كوشد تا خود را از عدم تعادل عاطفی رهایی بخشد به طور ناخودآگاه امكان مقاومت در برابر فشار محیط را از دست خواهد داد و.....



نوجوان و خانواده

خانواده به عنوان مهمترین جایگاه شکل گیری شخصیت کودکان و نوجوانان اساسی ترین نقش را در تربیت نوجوانان دارد.


بی شك محیط خانواده در بهداشت روانی و پیشگیری از آشفتگی‌های رفتاری نقش مهمی بازی می‌كند. خانواده محلی است كه كودك در آن چشم به جهان می‌گشاید و نخستین سنگهای بنای وجود روانی وی در آن نهاده می‌شود. بنابراین چنین مكانی می‌تواند سازنده و خلاق یا برعكس مخرب و بیماری‌زا باشد.



خانواده، نهاد جامعه‌پذیر كردن كودكان به ویژه در سال های حساس اولیه زندگی است. فرزندان در فرایند جامعه‌پذیری در خانواده، امر و نهی والدین، تقلید و همانندسازی را كه از مهم ترین شیوه‌های انتقال ارزش‌ها، هنجارها و سنت‌های اجتماعی است یاد می‌گیرند. در حقیقت در خانواده است كه فرزندان می‌آموزند چه چیزی درست و چه چیزی غلط است.



محیط خانواده در بهداشت روانی و پیشگیری از آشفتگی‌های رفتاری نقش مهمی بازی می‌كند.محیط گرم و دوستانه خانواده كه در آن پدر و مادر و اعضای دیگر خانواده، دارای روابطی خوب و صمیمانه هستند معمولاً كودكانی سالم، با شخصیت مثبت و فعال بار می‌آیند كه بازتاب عشق و علاقه خانوادگی را به صورت كار و كمك به دیگران نشان می‌دهند. برعكس، خانواده از هم پاشیده و زندگی در محیط‌های آلوده و منحرف كننده، عدم مراقبت دقیق والدین و بی‌توجهی آنان به امر تعلیم و تربیت فرزندانشان، اساس كجروی‌ها را در كودكی پایه‌گذاری می‌نماید كه این امر در نوجوانی با شدت و حدت ظاهر می‌شود.


علاوه بر تعارضات و اختلال‌های خانوادگی، كانون سرد و بی‌روح و عاطفه خانواده نیز اثر نامطلوبی بر كجروی فرزندان دارد. یافته‌های محققان از كجروان در بسیاری از نقاط جهان نمایانگر آن است كه تعداد زیادی از آنان در دوران كودكی از نوازش مادری و محبت پدری محروم بوده و همواره از این كمبود رنج برده‌اند. همچنین روانشناسان و روان‌كاوان بر روابط مادر و فرزند اهمیت زیادی می‌دهند و اعتقاد دارند مهمترین عامل بزهكاری جوانان محرومیت از داشتن مادر است. تردیدی نیست كه ناكامی‌ها یا محرومیت‌های كودكان در ارضای نیازهای اصلی از علل بزهكاری آنهاست. همچنین از دیگر عوامل مهم تاثیر گذار خانواده در بروز بزهکاری فرزندان نوجوان عبارتند از:


تبعیض:  تجربه نشان داده است که تبعیض در خانواده و توجه بیشتر به برخی از فرزندان و توجه کمتر نسبت به برخی دیگر، سبب ایجاد عقده حقارت و زمینه ساز به وجود آمدن نفرت و بدبینی در کودک و نوجوان و جوان می گردد.


خشونت: درگیری اولیا خانواده با یکدیگر و به وجود آوردن صحنه های خشونت آمیز، پیامدهای ناگواری را برای کودکان و نوجوانان در بر دارد. به نظر روان شناسان زمینه اصلی خیانتها و خشونتها در جامعه، اعمال خشوئنت آمیز و تنبیه های بدنی است که والدین در منزل انجام می دهند زیرا مشاهده صحنه های ناگوار از طرف فرزندان در خانواده عقده های روانی را در آنها شکل می دهد.



لوس کردن و توجه بیش از حد والدین- توجه بیش از حد به بعضی یا همه فرزندان باعث می شود آنها از چنین وضعیتی سواستفاده کرده و از دیگران در بیرون از خانه چنین رفتارهایی را توقع داشته باشند. در این رابطه متخصصین معتقدند که محبت بیش از اندازه همان اثر را دارد که بی مهری می تواند در بر داشته باشد.


عقب ماندگی خانوادگی: برخی از خانواده ها که سیر قهقرایی را طی می کنند و نمی توانند خود را با وضعیت موجود وفق دهند فرزندانشان را بدبین، غیر اجتماعی و عصیانگر بار آورده و به جامعه تحویل می دهند.


عدم حضور والدین در خانواده:  نقشی که اولیا خانواده به خصوص مادر در تربیت عاطفی و روانی کودکان و نوجوانان دارد بر هیچکس پوشیده نیست لذا در صورت وجود خلا و عدم حضور هر یک از والدین در محیط خانه، باعث بروز مشکلات تربیتی و اختلالات عاطفی شده که زمینه ساز بروز ناهنجاری ها و بزهکاری های مهم است.



نوجوان



انحراف والدین: در صورتی که هر دو یا یکی از والدین دارای انحرافاتی باشند، زوال اخلاقی به وجود آمده این انحرافات باعث بروز مشکلات تربیتی برای سایر افراد خانواده خصوصا نوجوانان و جوانان خواهد شد.


بی سوادی:  تنها داشتن سواد خواندن و نوشتن و یا حتی تحصیلات عالیه کافی نیست بلکه باید به کودک و نوجوان اجتماعی شدن و توجه به قوانین نیز آموخته شود. عدم اطلاعات کافی از قوانین و مقررات اجتماعی در بروز این گونه انحرافات تاثیرگذارند.


بی‌گزاف می‌توان گفت كودك و نوجوان ناكام هنگامی كه می‌كوشد تا خود را از عدم تعادل عاطفی رهایی بخشد به طور ناخودآگاه امكان مقاومت در برابر فشار محیط را از دست خواهد داد و نمی‌تواند خود را ارضا كند بنابراین دست به بزه و جنایت می‌زند.




بنابراین شرط اول تربیت خانوادگی در گرو وجود محیطی سالم، آرام و محبت آمیز است. بر این مبنا زندگی خانوادگی را پیدایش و آرایشی لازم است كه كجروی‌ها را كنترل كند. از بدآموزی‌ها مبرا باشد و موجبات تربیت مطلوب را فراهم آورد.


what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 5:57 - 0 تشکر 517357

 مشارکت همیشگی در خانه





خانواده به عنوان بنیادی ترین سازمان اجتماعی و اولین نهاد آموزشی و تربیتی همه انسان ها محسوب می شود. شخصیت و هویت اخلاقی و رفتاری همه ما تحت مدیریت و تربیت والدین شکل می گیرد.



 مشارکتی بر مبنای عشق

خانواده اولین مدرسه و والدین اولین معلمان گفتار و رفتار والدین به عنوان اولین کتاب درسی فرزندان عمیق ترین و پایدارترین تأثیرات خوب یا بد را بر روح و روان کودکان و نوجوانان برجای می گذارد.


ارتباط هدفمند و مؤثر اعضای خانواده با یکدیگر محوری ترین سرفصل پیش نیاز تعلیم و تربیت به شمار می آید، چرا که فرزندان ما آنگونه که ما آرزو داریم تربیت نمی شوند، بلکه آنگونه که ما زندگی می کنیم تربیت می شوند. با دیدن و نه با شنیدن آموزش و پرورش می یابند، بنابراین بازشناسی موانع و عوامل ارتباط موثر با همسر و فرزندان (که ذیلاً وارد می شود) ما را در هموار نمودن بستر ارتباط مناسب و پایدار یاری خواهد نمود.


عوارض


**استفاده از ابزار و شیوه های خشن (قهر، فریاد، آزار و اذیت جسمی، روحی، بی احترامی، بددهنی و ...) برای حل مشکلات


** شکاف بین اعضای خانواده – خود محوری و هر که در اندیشه تأمین مطالبات خود بودن.


** تراکم ناگفته ها و فراهم شدن زمینه های انفجار – درست مثل دیگ زود پزی که بخار آن از مجرای صحیح خارج نمی شود و انفجار و خسارت ایجاد می شود.


** فشار روحی و روانی و بدنبال آن عارض شدن بیماریهای جسمی و تحلیل هزینه های سنگین مادی و غیر مادی بر خانواده.


** احساس تنهایی و پناه بردن به افراد ناباب در بیرون از خانواده منزوی شدن، افسردگی، اعتیاد به قرص های روانگردان – ارتباط با غیر همجنس و طلاق رسمی و غیر رسمی (طلاق عاطفی).



عوامل و موانع ارتباط پایدار


**عدم ارتباط با علم و عالم و ارتباط با افراد کم مایه و ضعیف النفس، موجب اتلاف وقت، پوچ گرایی، و سطحی نگری شده و اعضای خانواده بخصوص پدر و مادر که می بایست همچون دو همکار و دوست در کنار هم به ارتقاء سطح فکری، فرهنگی و علمی، دینی خود پرداخته و ارتباط خود را با یکدیگر روز بروز عمین تر و پایدار تر نمایند. در روزمرگی و تکرار مکررات گرفتار شده و حرف ها و گفتگوهایشان خسته کننده و ملال آور شده و دیگر تحمل هم نشینی و هم صحبتی با هم را نخواهند داشت و روز بروز از هم فاصله می گیرند.


لذا برای حل این مشکل رنج آور، می بایست با مطالعه، آموزش و استفاده از سی دی های آموزشی، فکر و اندیشه و دانش خود را افزایش دهند تا ارتباط کلامی و عاطفی شان مستمر و مفید باشد.


**رسانه های مدرن – فعال بودن ماهواره، اینترنت، موبایل، تلویزیون آنهم برای تفریح و تفنن، موجب غیر فعال شدن افکار و اندیشه های اعضای خانواده و فاصله گرفتن آنان از هم می شود. مدیریت زمان و استفاده هدفمند این آفت و مانع را نیز از فرآیند ساماندهی نظام خانواده و ارتباط عاشقانه اعضای خانواده برخواهد داشت.



تصمیم گیریها باید براساس مشورت و مشارکت تمامی اعضای خانواده صورت گیرد تا همدلی و هم صحبتی و ارتباط تعمیق و تداوم یابد



**چند شغله بودن والدین و اشتغال فرسآینده و طاقت فرسای آنان پدر و مادر را تبدیل به دو ماشین بی روح نموده که از صبح تا شام در فکر بزرگتر کردن سقف و سفره فرزندان می باشند. جالب اینجاست که هر چه بر امکانات و رفاه زندگی افزوده می شود طلاق و تنش و تلخی نیز افزایش می یابد. فرزندان آشیانه ای می خواهند که والدینشان صمیمی مهربان و با سادگی و قناعت اوقات پر انرژی و مفیدی را سپری کنند.

** تجمل گرایی، مدگرایی، در مسکن، ماشین، پوشاک، اثاثیه منزل و .... موجب به هدر رفتن انرژی والدین شده و اعضای خانواده را از هم دور ساخته و هر یک در جزیره ای جدا، به امور و علائق شخصی خود مشغول می شوند. آنان که با تجمل گرایی و مدگرایی در پی رسیدن به شادی، نشاط و آرامش اند، آب در هاون می کوبند. بنزین روی آتش می ریزند، آرامش کاذب و مقطعی را به الابذکرالله تطمئن القلوب ترجیح می دهند. فراموش نکنیم، سادگی ، قناعت، بزرگترین ثروت و سرمایه است.



 مشارکتی بر مبنای عشق


**عدم آموزش مهارتهای زندگی و ارتباطی – برای همه چیز (رانندگی – نقاشی – خیاطی و...) آموزش می بینیم جز مهارتهای ارتباط با همسر و فرزندان روزانه لااقل یک ساعت آموزش مطالعه و مشاوره را در برنامه های خود بگنجانید.


**حذف محصولات فرهنگی از سبد اقتصادی خانواده لذا بخشی از درآمد خود را به خرید محصولات فرهنگی (کتاب، سی دی های آموزشی، کلاس، مشاوره) اختصاص دهید.


** تربیت و ارتباط آمرانه به جای تربیت و ارتباط عاقلانه و مشارکتی.


تصمیم گیریها باید براساس مشورت و مشارکت تمامی اعضای خانواده صورت گیرد تا همدلی و هم صحبتی و ارتباط تعمیق و تداوم یابد.


**عدم پذیرش تفاوت های فردی و جنسیتی افراد مثل اثر انگشتانشان (به لحاظ توانایی ها و ... ) با هم متفاوت هستند این تفاوت ها را باید به رسمیت بشناسیم و تلاش برای تغییر خود را جایگزین تلاش برای تغییر دیگران کنیم.

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 5:57 - 0 تشکر 517358

شاد و سرسبز مثل طبیعت





شاخه ای در لابلای شاخه ها قصد روییدن دارد، مستقیم راه نیست، کج می شود ،باز می بیند راه نیست، می پیچد؛ نه از کسی می رنجد و دلخور می شود، نه خود را می بازد و منصرف می شود ؛بلکه انقدر می پیچد و میچرخد و می گردد ،تا راه خود را پیدا می کند و اتفاقا برای همین گشتن و چرخیدن، زیباتر از همه رویش پیدا می کند و زیبایی گیاه و طبیعت را نیز صد چندان می کند.



شاد و سرسبز مثل طبیعت

اگر تنها همین درس را از طبیعت بیاموزیم هیچگاه از یکدیگر رنجیده نخواهیم شد. فرض کنیم دوست داشتیم فلان چیز مال ما باشد ولی مال دیگری شد. طبیعت در چنین شرایطی خود را اسیر یک چیز خاص نمی کند. بلافاصله با جستجوی چیز دیگری راه خود را ادامه می دهد. طبیعت خود را اسیر یک گیاه نمی کند.طبیعت یک فکر محدود ندارد. اینکه ما سر هم کلاه می گذاریم ،اینکه برای پیدا کردن روزی یا رسیدن به اهدافمان ،به هم نیرنگ می زنیم برای این است که دارای افکار محدود هستیم ما خوشبختی را تنها از یک مسیر و در انتهای یک جاده ی خاص می بینیم در حالیکه هزاران راه و مسیر برای موفقیت و خوشبختی وجود دارد .



آنکه شغل مورد نظرش را با کمک دیگران و بدون زحمت به دست می آورد ،هیچگاه به پیشرفتهای قابل توجه و رشد دهنده نمی رسد. ولی آنکه راههای سد شده ی زیادی را در مقابل خود می یابد و با کوشش و انگیزه ادامه می دهد و جستجویش را در محیط های بزرگتری ادامه می دهد ،لاجرم چیزهایی خواهد آموخت که از او انسان بزرگی خواهد ساخت .بیشتر بزرگان جهان ،موفقیتهای خود را مدیون همین درهای بسته بوده اند.



آب را در طبیعت ببینید چگونه با نشاط و پویایی حرکت می کند و تمام قوت و  شکوه و عظمتش برای وقتی است که با آبهای دیگر پیوند می خورد و به آغوش مادر خود یعنی به دریا می پیوندد.مرگ آب که مایه ی حیات همه ی موجودات است آن وقتی است که در گودالی گرفتار رکود می شود . آب به ما می آموزد که تنهایی و دوری از خویشاوندان قلب و روح ما را به فساد و تباهی می کشد .شادابی و نشاط حق کسانی است که اهل قهر و کینه نیستند و مدام با خلق خدا می جوشند و خودشان را در جمعیتی از دوستان و خویشاوندان غرق می کنند.




هرگز خشمگین نشو که خشم قبل از همه به روح و جسم خودت آسیب می رساند. خشم مولد سم در بدن توست .از خشم دوری کن و بدنت را در همان حین خشم گرفتار سم و بعد از آن گرفتار حسرت پشیمانی نکن و بدان که خشمهای نادرست آدمیزاد، هیچ مصداقی در طبیعت ندارد




همسرداری پرنده ها را ببینید. در عین اینکه برای جلب و جذب هم آواز می خوانند و برای جلب توجه هم نمایش های زیبایی بازی می کنند، بازهم، وقت پرواز، آزاد و رها در آسمان پر می کشند و هیچ پرنده ای مزاحم آزادی و پرواز جفتش نمی شود . او را به بهانه ی زندگی اسیر افکار خود نمی کند. در حالیکه بسیاری از ما عادت کرده ایم به خاطر نگرانیهای بی مورد و عادتهای ناپسند و توقعات بیجا، دائما برای همسرمان محدودیت و ممنوعیت ایجاد کنیم. اما باز هم تعهد به خانواده و پاکدامنی را نیز در همان پرنده ها مشاهده کنید که در عین شرکت در پروازهای دسته جمعی باز هم برای تفریح تنها به همسر خود مراجعه می کنند و دیگری را به او ترجیح نمی دهند.

شاد و سرسبز مثل طبیعت

اگر مثل باران بر سر همه بباری و به نیک و بد محبت کنی ،آنگاه مثل باران که حتی از سینه ی کویر و از لابلای ترکهای سخت آن هم می تواند گیاهی سبز هر چند کوچک را بیرون بکشد،از بی محبت ترین و سرسخت ترین آدمها هم محبت خواهی دید. پس مثل باران با سخاوت و در عین حال بی تفاوت و بی کینه، بر علف هرز و گل سرخ یکسان ببار تا آشنا و محبوب همه ی آدمها باشی .پس برای محبت کردن شرط و قانون نگذار. محبت را جزء خوی خودت قرار ده و به جواب آن نیندیش تا بعد از مدت کوتاهی معجزات بزرگی را ببینی .


هرگز خشمگین نشو که خشم قبل از همه به روح و جسم خودت آسیب می رساند.


 خشم مولد سم در بدن توست .از خشم دوری کن و بدنت را در همان حین خشم گرفتار سم و بعد از آن گرفتار حسرت پشیمانی نکن و بدان که خشمهای نادرست آدمیزاد، هیچ مصداقی در طبیعت ندارد .طبیعت هیچ عمل نسنجیده و بی حکمتی ندارد که از آن پشیمان شود. حتی مخرب ترین سیل و زلزله ها هم در برنامه ی دراز مدت طبیعت دارای سودها و فایده های فراوانی هستند. طبیعت به دست خالقی اداره می شود که گذشته و حال و آینده اش را با هم یکجا می بیند و در نظر می گیرد .اگر می توانی از این خالق بی نظیر، تدبیر را بیاموز و با استفاده از همان اوامری که فرموده است زندگی ات را در جاده ی طبیعت قرار ده و خلاف طبیعت حرکت نکن تا محکوم به فساد و نابودی نباشی.


what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 5:57 - 0 تشکر 517359

اقتدار از مرد ، نظارت از زن






شما به‌عنوان پدر یا مادر یک خانواده، کدام یک از این دو نظام را برای اداره خانواده خودتان می‌پسندید؛ دیکتاتوری یا دموکراسی؟




قدرت در خانواده

آیا به عنوان پدر یا مادر همیشه حرف، حرف خودتان است یا با دیگران مشورت می کنید؟ آیا همیشه خیر و صلاح خانواده را به تنهایی تشخیص می دهید یا این که در تصمیم گیری های سرنوشت ساز نظرسنجی می کنید؟ چه پدر یا مادر باشید و چه طی سال های آینده این مسئولیت را به عهده بگیرید، باید بدانید مسئله توزیع قدرت در خانواده از جمله بحث های قدیمی است که شاخ و برگ زیادی دارد و همواره پرمناقشه بوده است. واقعیت این است که والدین به عنوان اداره کننده امور منزل و خانواده، برای اعمال قدرت شیوه های متنوعی دارند و در این بین ممکن است مرتکب اشتباه هایی شوند که به ساختار خانواده لطمه جدی می زند.





الگوهای ناسالم توزیع قدرت


گاه والدین نقش جهت دهی و کنترل بر خانواده را بر عهده دارند اما به هنگام مقابله با چالش ها و مشکلات یا تصمیم گیری های سرنوشت ساز از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کنند و به تناسب قدرتی که در اختیار دارند، مداخله نمی کنند. در برخی خانواده ها هم الگوهای ناسالمی از قدرت وجود دارد به عنوان مثال ممکن است یکی از والدین به محض در اختیار گرفتن قدرت با همسر خود برخوردی داشته باشد تا قدرت مطلق را در اختیار بگیرد. در چنین شرایطی والد تصور می کند توانایی اداره خانواده را بیش از همسرش دارد و بهتر می تواند خانواده را اداره کند. گاهی ممکن است یکی از والدین مانع تسلط طرف مقابل بر امور خانواده شود و خود را محق بداند که اقتدار کامل در خانواده داشته باشد.این وضعیت سلامت روانی خانواده را تهدید می کند زیرا والد ممکن است با استفاده از روش های ناسالم مثل تنبیه، تحقیر، سرزنش، به رخ کشیدن امتیازات مالی، حرفه ای، قومی و ... طرف مقابل را خلع سلاح کند تا اقتدار خود را به اثبات برساند. گاهی اوقات هم به سبب اشکالی در ساختار خانواده مثل بیماری جسمانی یا روانی، مشکلات مالی، نیاز عاطفی، وابستگی افراطی، ترس بیمارگونه و مسائلی از این قبیل، قدرت به یک طرف واگذار می شود.



شیوه‌های والدین برای اعمال قدرت در خانواده


 خانواده‌ای که تابع اصول دیکتاتوری است، معمولا رشد فرزندانش را محدود می‌کند. در این خانواده‌ها تنها یک نفر حاکم بر اعمال و رفتار دیگران است و این فرد غالباً پدر خانواده است. اوست که تصمیم می‌گیرد، هدف تعیین می‌کند، راه نشان می‌دهد و وظیفه سایر اعضای خانواده را تعیین می‌نماید. این قبیل والدین از شیوه‌های متنوعی برای اعمال قدرت در خانواده استفاده می‌کنند که در اینجا به چند نمونه از این شیوه‌ها اشاره می‌کنیم:


ایجاد احساس گناه: یکی از روش‌های والدین اقتدارطلب این است که اعضای خانواده را با استفاده از «احساس گناه» کنترل نمایند؛ مثلاً اگر فرزندشان خواسته آنها را انجام ندهد، سعی می‌کنند در او احساس گناه ایجاد کنند؛ مثلاً با گفتن این قبیل جملات: «چرا نمی‌خواهی مثل یک پسر بزرگ رفتار کنی؟… چرا نمی‌خواهی خانواده‌ات سربلند باشد؟»


وعده و وعید دادن: «اگر معدلت 20 بشود، پول توجیبی‌ات را دوبرابر می‌کنم.»


تهدید: «فردا که مدرسه رفتم و وضع نمراتت را دیدم، به‌ات می‌گم!»


مقایسه: «وضع تحصیلی پسرخاله‌ات خیلی از تو بهتر است… از دوستت، محمود، یاد بگیر، ببین چه پسر مودبی است!»


باج گرفتن: «وای! اگر پدرت بفهمد چه کاری کرده‌ای، قیامت می‌کند!»


استفاده ابزاری از محبت: «اگر مرا دوست داری، فقط رشته پزشکی را انتخاب کن!»



بدترین شکل از توزیع قدرت در اختیار گرفتن زمام خانواده توسط فرزندان است؛ والدینی که اقتدار ضعیفی دارند، در طول زمان و با بزرگ تر شدن فرزندان، قدرت را به آن ها تفویض می کنند و این جاست که کل ساختار خانواده دچار چالش می شود



خطر، خانواده را تهدید می‌کند


پدر و مادری که معتقدند خیلی زود باید به بچه‌ها بفهمانند که چه کسی صاحب قدرت است وگرنه آنها سوءاستفاده و بر والدین غلبه می‌کنند، وقتی که با فرزندشان دچار اختلاف شوند، معمولاً اختلاف را مستبدانه و قاطعانه به نفع خودشان پایان می‌دهند؛ یعنی همیشه والدین می‌برند و بچه‌ها می‌بازند. نتیجه این روش قابل پیش‌بینی است. بی‌علاقگی فرزند برای پذیرش و انجام راه‌حل، کاهش علاقه فرزند به والدین، مشکل والدین برای زور گفتن (آنها نمی‌توانند برای همیشه قدرت خود را حفظ کنند) و ناتوانی فرزند برای اداره کردن زندگی خویش در آینده. گاهی ما می‌توانیم بلافاصله خشم و عصبانیت و نفرت را در صورت نوجوانی که والدینش او را به زور وادار به انجام کاری کرده‌اند، ببینیم. این روش بذر ویرانی و زوال رابطه بین والدین و فرزند (مخصوصا رابطه پدر – فرزندی) را می‌کارد و تنفر و بی‌علاقگی جای عشق و محبت را در خانواده می‌گیرد. والدین با به کار بردن این روش گاهی حتی بهای گران‌تری نیز می‌پردازند و آن بها این است که گهگاه مجبور می‌شوند برای تشویق فرزندشان به انجام کار مطلوب والدین، وقت زیادی صرف و نظارت کنند که آیا فرزندشان دقیقا همان کار را انجام می‌دهد یا نه.



بدترین الگوی توزیع قدرت


فرزند سالاری

بدترین شکل از توزیع قدرت در اختیار گرفتن زمام خانواده توسط فرزندان است؛ والدینی که اقتدار ضعیفی دارند، در طول زمان و با بزرگ تر شدن فرزندان، قدرت را به آن ها تفویض می کنند و این جاست که کل ساختار خانواده دچار چالش می شود. اغلب فرزندانی که در این خانواده ها تربیت می شوند، بزهکار هستند، دچار بی بند و باری می شوند، آزادی های بی حد و حصری برای خود قائل می شوند و به منافع فردی خود بیش از منافع خانواده می اندیشند؛ به این ترتیب واضح است که تضاد قدرت در مجموعه والدینی چه به صورت حذف یکی از والدین از سلسله مراتب قدرت و چه واگذاری آن به فرزندان، ساختار خانواده را دچار مشکلات اساسی می کند. بدترین پیامد تضاد و تعارض در ساختار قدرت خانواده، الگوگیری نادرست فرزندان است. این فرزندان در زندگی خانوادگی و زناشویی خود به دلیل الگو گیری نادرست به سمت حذف یا اقتدار کامل حرکت می کنند و دچار چالش می شوند. از طرفی بیشتر فرزندان در چنین خانواده هایی در همانند سازی دچار مشکل جدی می شوند. دختری که همواره شاهد تحقیر و سرزنش مادر توسط پدرش بوده است، نمی تواند همانندسازی کند و تصور ضعیف و تحقیرآمیزی نسبت به خود پیدا می کند و در آینده نخواهد توانست نقش یک والد یا همسر موفق را به خوبی ایفا کند. پسرها هم ممکن است الگوی یک پدر سلطه جو و اقتدارطلب را با خود به زندگی زناشویی ببرند و وقتی نتوانند آن را اعمال کنند، دچار چالش های اساسی می شوند.درباره خانواده های تک والد که به هر دلیلی یکی از والدین مسئولیت اداره خانواده را بر عهده دارد یا خانواده هایی که یکی از والدین به دلیل نوع کار از خانواده دور است، باید گفت نبود الگوی در دسترس برای همانندسازی جنسیتی، نبود حمایت کافی از والد غایب و گسستگی عاطفی بین فرزندان و والد غایب از مهم ترین تبعاتی است که در این مدل خانواده ها شاهد هستیم.



الگوی صحیح توزیع قدرت در خانواده


اولین اصل این است که والدین باید مجموعه خود را از فرزندان جدا بدانند و مسائل مربوط به خود را با مسائل فرزندان یکی نکنند. آن ها باید بدانند قدرت باید دست آن ها باشد و رئیس خانواده باشند. رئیس مهربانی که فرزندان آن ها را دوست و قبول داشته باشند. والدین باید بین خود تعامل مثبت داشته باشند، توانایی های یکدیگر را بپذیرند و بر آن صحه بگذارند، چارچوب  مدیریتی مشخصی داشته باشند و ضمن داشتن آزادی عمل با هم مشورت کنند. معمولا مدیریت داخلی منزل با خانم هاست و مدیریت مالی و بیرونی منزل با آقایان است و تفکیک نقش ها به درستی صورت گرفته است. درباره مسائل تربیتی باید هر دو ابتکار عمل داشته باشند و در امور مربوط به فرزندان مداخله کنند به شرط این که از قبل هماهنگی کرده باشند و شیوه های تربیتی متضاد را به کار نگیرند.



با حفظ حرمت و اقتدار مرد، زن می تواند سرپرست و نظارت کننده خوبی باشد، اما باید این نکته را در نظر داشت که هر حرکتی یا تصمیمی که به اقتدار مرد لطمه بزند و او را تضعیف کند، به تضعیف خانواده می انجامد



به هر حال در خانواده های سالم والدین از هم نظرسنجی می کنند. قدرت را دست به دست می کنند و می دانند اقتدار خانواده به این ترتیب بهتر حفظ می شود. همچنین به جای مردسالاری یا زن سالاری، به منطق سالاری معتقدند و آن چه به صلاح خانواده و منفعت آن هاست، انجام می دهند. این روان پزشک تاکید می کند: در بسیاری از خانواده ها زن به دلیل توانمندی، هوش و استعدادی که دارد، قابلیت مدیریت و کنترل خانواده را بیش از مرد دارد. توصیه ما در چنین شرایطی این است که با حفظ حرمت و اقتدار مرد، زن می تواند سرپرست و نظارت کننده خوبی باشد، اما باید این نکته را در نظر داشت که هر حرکتی یا تصمیمی که به اقتدار مرد لطمه بزند و او را تضعیف کند، به تضعیف خانواده می انجامد.

what`s life?life is love.
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.