• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن مهدویت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
مهدویت (بازدید: 1424)
شنبه 28/5/1391 - 5:37 -0 تشکر 517329
موعود در ادیان الهی

منجی گرایی در آئینه دیانت یهود

آخرالزمان

باورهای یهودی به مساله ظهور منجی، و زمان موعود، در بسیاری از معادلات و رفتارهای سیاسی نقش تعیین کننده ای داشته و منجر به واکنشها و کشمکشهای بسیار این قوم با اقوام و مکاتب دیگر شده است. چرا که از سویی باور آئینی قوم یهود به مساله ظهور موعود از یک حقیقت واحد سرچشمه گرفته، اما از سویی القاء تفکرات یک سویه، مغرضانه، و نژاد پرستانه  عالمان و سیاستگذاران این قوم، منجر به گل آلود شدن و تیره گی این اندیشه شده است.

 


روایت تاریخ به این مهم اذعان دارد که تفکر انتظار در قوم یهود به عنوان یک نگرش بسیط تاریخی در همه ادوار این قومیت به شکلی ظهور و بروز داشته است. از زمانی که قوم بنی اسرائیل زیر یوغ اسارت و بردگی فرعونیان در انتظار حضرت موسی، پیامبر قوم یهود به سر می بردند، تا زمانی که بعد از 300 سال آوارگی و بیابانگردی، در شبه جزیره عربستان و شهر یثرب به عنوان نشانه های جغرافیایی ظهور آخرین پیامبر الهی مسکن گزیدند. هر چند این قومیت در امتحان الهی انتظار این دو پیامبر بزرگ الهی مردود شدند، ولی با این حال همین نگرش تنگ نظرانه را از پیشینیان خود به ارث برده و با جمودی نا آگاهانه و تفکری قشری و کاملا قومی هم اکنون نیز مدعی ظهور یسوع یا همان عیسای نبی می باشند.

در این نوشتار، و آنچه بعد از این خواهد آمد، بر آن شده ایم که تفکرات منجی گرایانه این قومیت را مورد تحلیل و واکاوی قرار دهیم و با بازشناسی تفکرات ناب و اصیل اندیشه های یهود در محور انتظار موعود، دامنه این تفکرات را از آلودگیهای انحراف و بدعت های خود ساخته جدا سازیم. از این رو این نوشتار با رویکرد جریان شناسی تاریخی و دینی در حوزه انتظار تقدیم حضور شما عزیزان خواهد شد.

یهود اعتقادی محكم یافته بود كه روزی ناجی او خواهد آمد و به تبع نفوذ اندیشه ”¹نژاد پرستانه”؛ و باور سختی كه به آنها احساس ”¹قومی برگزیده”؛ را داده بود، مسیح را تنها نجات دهنده خود می دانست. چنانکه در آثار ”¹دانیال نبی”؛ و دیگر آثار، سخنان بسیاری درباره مكاشفات ویژه و مختصات ناجی موعود آمده است

1- تعاملات تاریخی ظهور موسی(علیه السلام) و قوم یهود:

حضرت موسی بن عمران، از نوادگان حضرت یعقوب(علیه السلام) و از خاندان بنی اسرائیل است؛ بنی‌اسرائیل در سرزمین مصر زندگی می‌كردند، آنان از هنگامی در آن جا مستقر شدند، كه حضرت یوسف(علیه السلام) پدر و برادرانش را به آن سرزمین دعوت کرد. زندگی «بنی اسرائیل» در سرزمین مصر با احترام و شرافت سپری می‌شد و جمعیت آنان رو به افزایش بود، اما رفته رفته، برای بنی‌اسرائیل محدودیت ایجاد كرده، و آنان را ضعیف ساختند. و زمانی كه «فرعون» به سلطنت رسید بنی‌اسرائیل را به شدت خوار و ذلیل ساخت و برای حفظ تخت و تاج خود نوزادهای پسر بنی اسرائیل را می كشت. در این محیط وحشتناك، حضرت موسی(علیه السلام) از پدری به نام «عمران» و مادری به نام «یوكابد» متولد شد. و به لطف خداوند نه تنها ازكشته شدن نجات یافت، بلكه دوران كودكی خود را در كاخ «فرعون» گذراند تا به سن جوانی رسید. آن‌گاه روانه شهر «مدین» شده و با یكی از دختران شعیب(علیه السلام) ازدواج كرد و پس از حدود ده سال، بار دیگر به سوی مصر آمد، به هنگام بازگشت به مصر در میان راه به پیامبری مبعوث شد. و برای دعوت فرعون به سوی توحید و هدایت قومش مأموریت یافت.(1)

از اولین روزهای حیات یهود و رحلت موسی (علیه السلام) تا زمانی كه شهر اورشلیم در سال 70 میلادی توسط رومیها از بین رفت، انتظار ظهور ”مسیح”؛ در بین قوم یهود افزایش می یافت. این انتظار ناشی از پاره ای از  آیات تورات بود كه نوید ظهور مردی عادل در آخرالزمان را می داد و از سوی دیگر  حوادث رفته بر یهود توجه آنان را به این بخش از تورات جلب می كرد. یهودیان آواره و یهودیان فلسطین در اعتقاد به مسیح تفاوتی با یكدیگر نداشتند. آنها معتقد بودند ”مردی از نسل داوود، یا از آسمان فرا خواهد آمد و نخست قوم یهود را از ستم دیگران خواهد رهانید و سپس همه اقوام را به سعادت و صلاح خواهد كشید. ولی ظهور مسیح هنگامی خواهد بود كه یهود انسانها را آماده و در خور بیند پس باید به امید ظهور مسیح  منتظر، با زهد زیست. (2)

یهود اعتقادی محكم یافته بود كه روزی ناجی او خواهد آمد و به تبع نفوذ اندیشه "نژاد پرستانه”؛ و باور سختی كه به آنها احساس ”قومی برگزیده”؛ را داده بود، مسیح را تنها نجات دهنده خود می دانست. چنانکه در آثار ”دانیال نبی”؛ و دیگر آثار، سخنان بسیاری درباره   مكاشفات ویژه و مختصات ناجی موعود آمده است.

یهود

اخبار رسیده از طریق تورات و دیگر انبیای بنی اسرائیل حكایت از آن می كند كه نوید دستیابی  به "مدینه فاضله دینی”؛ به صورت تام و تمام به یهود داده نشده است بلكه، آنها می باید ضمن اقرار آوردن به بعثت موسی (علیه السلام) و عمل به احكام و فرمانهای او منتظر فرا رسیدن لحظه ظهور منجی شوند و با گردن نهادن به  فرمان تورات، در زمره منتطران موعود قرار گیرند، نكته قابل توجه آن است كه  در میان آثار آنان  مشخصات كامل ناجی و مختصات عصری كه او در آن قیام خواهد كرد آمده بود، با همه ویژگی های شهر و سرزمینی  كه بعد از ظهورش به وجود خواهد آمد.

2- بررسی نظریه و رفتار شناسی انتظار موعود در قوم یهود

به عقیده ویل دورانت ،«دورنمایی از این جهان نوین و ظهور مسیحا،  چنانكه در آثار  دانیال و دیگر نویسندگان هم سلیقه او مسطور است از بیان این معنی  كه در آخر الزمان،  حق تعالی جهان را دگرگون خواهد فرمود و صلحا و ابرار، از ظلمه و اشرار جدا خواهند شد. و این روزگار پر از ظلم و ... به پایان خواهد رسید» (3). در متون عهد عتیق و بشارت های پیامبران بنی اسرائیل به استعاره از شخصی خبر دادند كه برخی از آرزوهای قوم یهود در را برآورده می سازد كه جامعه یهودی از آن به عنوان منجی یاد می كردند. در سفر اعداد نیز به استعاره از طلوع ستاره ای از سلاله ی یعقوب و عصایی كه پس از برخاستن فتنه گران را هلاك خواهد ساخت، خبر داده شده است.

مسیحایی‌ که جامعه  یهودی‌ انتظار می‌كشد، منجی‌ای‌ است‌ كه‌ به‌ خونخواهی‌ یهودیانی‌ كه‌ اسیر گشته‌، رنج‌ كشیده‌ و كشته‌ شده‌اند، به‌ پا می‌خیزد و آرزوی‌ دیرینه‌ی‌ جامعه‌ی‌ یهودی‌، پیامبران‌ و پادشاهانش‌ را برآورده‌ می‌سازد و دشمنان و فاسدان را هلاك می سازد. او با شمشیر خود، طعم‌ِ تلخِ‌ قهرِ خداوند را به‌ دشمنان‌ چشانیده‌ و با وقار و شكوه‌، تاج‌ پادشاهی‌ را بر سر گذاشته‌ و همگی‌ را تحت‌ فرمان ‌خود بیرون‌ می‌آورد. آن‌ تجلی‌ غرور قوم‌ یهود در مقابل‌ تمامی‌ ذلت‌ها و خفت‌های‌ كشیده‌ و شكست‌ها و امیدهای‌ به‌ یأس‌ نشسته‌ است‌.

مستر هاکس نویسنده  معروف کتاب «قاموس مقدّس»، قبل از اینکه به مساله ظهور منجی و سیر بپردازد ؛ درباره شیوع اعتقاد به ظهور، و انتظار پیدایش «منجی بزرگ جهانی» در میان قوم «یهود» چنین می نویسد:

«عبرانیان منتظر قدوم مبارک «مسیح» نسلاً بعد نسل بودند، و وعده آن وجود مبارک... مکرّراً در «زبور» و کتب انبیا، علی الخصوص، در کتاب «اشعیا» داده شده است. تا وقتی که «یحیای تعمید دهنده» آمده، به قدوم مبارک وی بشارت داد، لیکن «یهود» آن نبوآت (پیشگوییها) را نفهمیده با خود همی اندیشیدند که «مسیح» (سلطان زمان) خواهد شد، و ایشان را از دست جور پیشگان و ظالمان رهایی خواهد داد، و به اعلا درجه مجد و جلال ترقّی خواهد کرد». (4)

در متون عهد عتیق و بشارت های پیامبران بنی اسرائیل به استعاره از شخصی خبر دادند كه برخی از آرزوهای قوم یهود در را برآورده می سازد كه جامعه یهودی از آن به عنوان منجی یاد می كردند. در سفر اعداد نیز به استعاره از طلوع ستاره ای از سلاله ی یعقوب و عصایی كه پس از برخاستن فتنه گران را هلاك خواهد ساخت، خبر داده شده است

نویسنده كتاب «قاموس كتاب مقدس» در كتاب خود از علویان، زبان به شكایت می‌گشاید كه دعوت عیسای مسیح را بعد از آن همه اشتیاق و انتظار، سرانجام نپذیرفتند و او را مسیح واقعی نپنداشتند و او را با مسیح موعودی كه سلطان زمان خواهد بود و منجی واپسین و مژده‌اش را كتاب مقدسشان داده بود و سالها در انتظارش در التهاب سوزان لحظه شماری می‌كردند، مطابق نیافتند، از این رو، با او به دشمنی برخاستند، حتی وی را جنایتكار به ملت اسرائیل و تعالیمش را ضد آرمان اساسی كتاب مقدس و «عهد عتیق» (تورات و ملحقات آن) دانستند ، ناچار به محاكمه‌اش فراخواندند و به اعدام محكومش كردند. و مسیحیان ، با این كه حضرت عیسی (علیه‌السلام) را «مسیح موعود» یهودیان دانستند، چون نسبت به پیروی او احساس ناتمامی می‌كردند، یكباره امیدشان از «زمان حال» بركنده شد، حماسة انتظار را از سرگرفته و در انتظار «مسیح» و بازگشت وی از آسمان در پایان جهان نشستند.(5)

با این همه مشهود است که این نوع دکترین انتظار در اندیشه های قوم بنی اسرائیل، حکایت از باورهای نژاد پرستانه ایست که با گوشت و خون و پوست قوم یهود در هم آمیخته و حتی منجی آخرالزمانی قوم یهود هم به ناچار حتما باید از طبقه اشراف وبزرگان بنی اسرائیل باشد.

با این که نشانه های یافته شده در تورات، با دو پیامبر وعده داده شده حضرت عیسی و حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) در تاریخ یهود کاملا منطبق بود ،باز هم نتوانست شعله ناسیونالیسم دینی را در یهود فرو نشانده و آنها را از عناد و لجبازی باز دارد.در نتیجه اخلال در امر تبلیغ دین راستین در قوم یهود با موانعی رو برو شد که حتی پیامبران اولوالعزم را از گزند خویش مصون نمی گذاشت. نمونه این رفتارها را می توان به خدعه ها و مانع تراشیهای  مکرر در مقابل رسالت حضرت عیسی ،به قتل رساندن 70 پیامبر از بنی اسرائیل در یک شبانه روز،و دسیسه چینی برای به قتل رساندن پیامبر اسلام اشاره نمود. جالب توجه اینست  که قرآن کریم قوم یهود را اولین قوم در عرصه انتظار پیامبر آخرالزمانی معرفی میکند . بنابر روایت قرآن با اینکه قوم یهود از300 سال قبل از بعثت با بررسی نمودن محدوده جغرافیایی  ظهور آخرین پیامبر از صحرای سینا به سرزمین عربستان مهاجرت کرده ودر نزدیکی یثرب ساکن شده بودند، به محض اینکه مشاهده نمودند که نشانیهای پیامبر آخرالزمان در کودکی عرب و غیر اسرائیلیست از همان طفولیت نقشه قتل رسول خدا را پایه ریزی کردند که آیاتی از قرآن کریم به این مهم اشاره دارد.

 

پی نوشتها:

1- آشنایی با معارف قرآن تفسیر موضوعی1- قصه‌های قرآن، ص205وص206

2- تاریخ جامع ادیان- جان ناس-  ص 641.

3- خورشید مغرب،  محمدرضا، حكیمی، ص56.

4- قاموس کتاب مقدس- مستر هاکس- ص806 و ص219

5- مراجعه شود به قران کریم سوره بقره آیات 83-92


what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 5:40 - 0 تشکر 517330

پیشینه موعود گرایی در ایران



زرتشت





امید بشر به ظهور نجات بخشی یگانه و در هم کوبندة تمام آثار ظلم و نفاق در جهان، چنان در میان ادیان گوناگون در اقصی نقاط جهان پررنگ و هویداست که بی‌شک می‌توان اندیشة موعودگرایی را وجه اشتراک عمده ای برای ادیان اصیل و ریشه دار کلّ تاریخ برشمرد. اصولاً حضور اندیشة ظهور منجی در ساختار کلّی ادیان نشانگر نوعی پختگی و اصالت در آنهاست، چه دستورات آن دین علاوه بر ارائه دستورات و شرایعی برای پایبندی متدیّنان بدان، آغاز و انجام جهان را نیز به خوبی به تصویر کشیده و با قرار دادن جایگاهی برای ظهور منجی تاریخ، حیات بشر را با بازگشت به اصالت‌های نیک سرشت و پاک‌ترین پدیده‌های زندگی بشری، به انجام می‌رساند.





هدف مقاله حاضر تبیین و واکاوی جایگاه موعود و اندیشه موعودگرایی در میان ادیان ایرانی، به ویژه دین زردشتی و به تبع آن دین مانوی و مزدکی است. در این سطور به ارائه شمّه‌ای کلان و کلّی‌نگر به چرایی، چگونگی و فلسفه حضور موضوع ظهور منجی در این ادیان خواهیم پرداخت......



سوشیانس، موعود زرتشت


در متون اصیل زردشتی، به ویژه اوستا، منجی دین زردشت «سوشیانس» نامیده شده است، این عبارت ترکیبی از ریشه کلمه پهلوی «سو»، به معنای سود و منفعت است.(1) شاید بتوان در میان متون کهن پهلوی ـ اوستایی معانی دیگری را نیز برای این گزاره یافت، لیکن آنچه در این میان از اهمیت بیشتری برخوردار است موارد اطلاق این مفهوم و نحوه بهره‌برداری متون شرعی و مذهبی دین زردشتی از آن است. به درستی نمی‌توان موارد متعدّد اطلاق سوشیانس را در متون زردشتی احصاء نمود، برای نمونه در جایی از اوستا سوشیانس‌ها سه تن انگاشته شده‌اند که بنا بر جهان‌بینی دین زردشت که زمان کلّی عالم را به چهار بخش عمده سه هزارساله تقسیم می‌کند و هریک از سوشیانس‌ها در نقاط عطف انتقال و تبدیل این بخش‌ها به یکدیگر به وظیفة خویش عمل می‌کنند.(2) از سویی دیگر گاه سوشیانس به امری مفرد و واحد اطلاق شده که در این صورت منظور «سوشیانس سوم» خواهد بود.(3)



به سختی می‌توان مفهوم مشخّص و منحصر به فردی را که به اندیشه موعودگرایی در آیین مزدکی اشاره داشته باشد، یافت. با این حال در منابع تاریخی به گستره وسیعی از نحله های بدعت‌گذار از میانه دوره ساسانی تا قرون اوّلیه خلافت عبّاسی عنوان «مزدکی» اطلاق شده است، که با توجّه به عدم رعایت بی‌طرفی و نگرش نقّادانه علمی در هیچ یک از این منابع، نمی‌توان به گزاره‌های به ندرت متناسبی که با انگاره‌های موعودگرایی در اندیشه‌های مزدکی بیان شده، اعتماد چندانی مبذول داشت


شروح و تفاسیر متعدد و بعضاً متباینی در میان متون زردشتی که سابقه‌ای بالغ بر 6 قرن پرفراز و نشیب را برخود دیده است، یافت می‌شود. چنان‌که آمد، بدویت آیین و ابتدایی بودن تعالیم آن باعث شده که تفاسیر او‌لیه از سوشیانس با آنچه در کتب پهلوی دین زردشت در آستانة ظهور اسلام به رشتة تحریر در آمده است در ماهیّت و نه ذات تفاوت داشته باشد. گاهی اكثر روایات با مضامین اسطوره‌ای دور از ذهنی ممزوج و عجین شده‌اند، لیکن به طور کلّی می‌توان به موارد اتّفاق قاطبة روایات به شرح ذیل اشاره کرد:


نهادهای پاک سیرت سه سوشیانت که از نسل زردشت در دریاچه‌ای اسطوره‌ای به نام «کیانسه» پنهان شده‌اند، در زمان‌های مقتضی و از طریق ساز و کاری اسطوره‌ای پای به عرصه وجود و اصلاح جهان می‌نهند.(4) بنابر گمانه‌زنی‌های دراز دامن درباب مکان کنونی دریاچه یاد شده در بالا، به احتمال بسیار زیاد این دریاچه، همان دریاچه ی هامون کنونی است.(5)


دوره حضور سوشیانس که 57 سال به طول می‌انجامد، قرین با سعادت و نیک بختی بشر است؛ همه ی دیوان نابود می‌شوند، بیماری و پیری و مرگ از جهان رخت برمی‌بندد. جهان از دروغ و نیرنگ پاک می‌شود. اهریمن نابکار و متعلّقات او به کلی محو می‌گردند و جهان به مرحلة فرشکرد یا تصفیه و تجدید خواهد رسید.


رسالت سوشیانس تازه و خرّم نمودن جهان، و پاک کردن آن از وجود شیاطین و اهریمنان است. سه‌گانگی موعود های دین زردشت بی‌شک بیانگر نوعی استمرار و تداوم در نهاد بشر برای فرارسیدن روزی که جهان عاری از هرگونه عیب و کژی خواهد بود، تعبیه شده است.


در اسطوره‌های متأخّر مزدایی، ابعاد انگاره‌های موعود شناختی مزدایی گسترده‌تر از پیش و نام موعود‌ها تکثر قابل ملاحظه‌ای می‌یابند. بدون شک فزونی تعداد منجیان مزدایی در روایات این دوره، فارغ از تأکید بر جایگاه ویژه موعودگرایی در مبانی ساختاری این دین که در راستای تکامل یافتگی بیشتر، رنگ و جایگاه والاتری یافته بود، حاصل اعمال فشارها و عسرت‌هایی ست که در اثنای حملات و تهاجمات هر از چندگاهی که متوجه متدینان زردشتی در ایران می‌شد.




موعود

موعود دین مانی


دین مانوی یکی از غوامض مباحث تاریخ ادیان جهان است، دینی جهان شمول و حائز تأثیرات گسترده که در طول حیات دراز دامن خود همیشه با سخت گیری‌ها و طرد و لعن اصحاب قدرت در گوشه گوشه جهان مواجه بوده است.(6) تأثیراتی که مانی در تدوین آموزه‌های خویش از زردشت و مسیح(علیه السلام) گرفت، بسیار بیشتر از تأثیراتی است که از دیگر ادیان به خود پذیرفته است. درباب مسئله موعودگرایی در این دین به دلیل فشارها و سختی‌های فراوانی که چه در طول حیات مانی و چه در زمان‌های پس از آن گریبان‌گیر پیروان این دین بود، پرداخت و توجّه ویژه‌ای نشده است. با این وصف، مانی پایان جهان را با نبرد بزرگی قرین می‌داند که برآیندی از تمام منازعات تاریکی‌ها و ظلمات فراگرفته در جهان است. در این زمان عیسی دوباره ظهور می‌کند و عدل و دادِ از یادها رفته را دوباره احیا می‌کند. چنانکه آشکارست انگاره ی موعودگرایی در دین مانوی تفاوت چندانی با تعالیم مسیحی دراین باب ندارد، البته لازم به ذکرست که مانی در تفاسیر خود از شخصیت عیسی، از سه نوع عیسی نام می‌برد:


الف ـ عیسای درخشان یا خدای نجات بخش؛


ب ـ عیسای رنجبر؛ که در مانویت غربی به روح دردکشنده در ماده اطلاق می‌شود، روحی که چونان عیسای بر دار شده، خود بر دار کشیده شده است.


ج ـ عیسی مسیح؛ پیامبر و پسر خدا که در قامت بشر ظاهر شده و همگان برآنند که بر دار شده و از دنیا رفته است، لیکن مانی بر این نظر نیست و معتقد است او در حقیقت بردار نشده است.


گاهی در اندیشة مانوی این مفاهیم در هم آمیخته شده ، به مفاهیمی غیر قابل تفکیک و مغشوش تبدیل می‌شوند.



هدف مقاله ی حاضر تبیین و واکاوی جایگاه موعود و اندیشه موعودگرایی در میان ادیان ایرانی، به ویژه دین زردشتی و به تبع آن دین مانوی و مزدکی است. در این سطور به ارائة شمّه‌ای کلان و کلّی‌نگر به چرایی، چگونگی و فلسفة حضور موضوع ظهور منجی در این ادیان خواهیم پرداخت...


موعود مزدک و مزدکیان


از آیین نوپدیدی که شخصی به نام «زرتشت خرگان» ادّعای پدید آوردن آن را نمود، اطّلاعات مستند و متقنی در دست نیست امّا از استنتاجاتی که به نقل از منابع عموماً مخالف پیروان مزدک می‌توان دریافت، به کارگیری لفظ «آیین» بیش از «دین» با واقعیت مقارنت پیدا می‌کند. با توجه به این مقدّمه مختصر به سختی می‌توان مفهوم مشخّص و منحصر به فردی را که به اندیشه موعودگرایی در آیین مزدکی اشاره داشته باشد، یافت. با این حال در منابع تاریخی به گستره ی وسیعی از نحله های بدعت‌گذار از میانه دوره ی ساسانی تا قرون اوّلیه ی خلافت عبّاسی عنوان «مزدکی» اطلاق شده است، که با توجّه به عدم رعایت بی‌طرفی و نگرش نقّادانه علمی در هیچ یک از این منابع، نمی‌توان به گزاره‌های به ندرت متناسبی که با انگاره‌های موعودگرایی در اندیشه‌های مزدکی بیان شده، اعتماد چندانی مبذول داشت. برای نمونه در یکی از مستندترین و قابل اتّکاترین منابع تاریخی در بررسی آموزه‌های ادیان و آیین‌های گوناگون یعنی «ملل و نحل» شهرستانی، سطوری به شرح ذیل در تبیین آرای مزدکیان آمده که می‌توان آن را با اندیشه‌های موعودگرایی متناسب دانست: «ارواح از طریق ستارگان، ماه و خورشید به نجات نهایی دست می‌یافتند. احتمال دارد جدایی یاد شده به نحوی اتّفاقی، مربوط به رهایی ارواح از بند ماده باشد که بستگی به وقایع و مسیر زندگی فرد دارد و تابع قانون مشخصی نیست. اگر ثواب کردی، به بهشت می‌روی و اگر خطا ورزیدی به اسارت روح خود در این جهان مادی گرفتار خواهی شد».



پی نوشت ها :


1.اوستا، فروردین یشت، 11/129، البته قرائت های دیگری نیز از این ریشه در منابع درج شده است: «ی سو تومندی پروژ کو» به معنای رهاننده و نجات دهنده.


2.برای اطلاعات جامع در این باب بنگرید به بررسی نگرش ادیان ایرانی به موعود،ص19.


3.فی المثل بنگرید به اوستا، فروردین یشت، 11/128؛ و نیز همان، یسن ها،34،46و48.


4.زردشت سه بار با زن خود هوو(Hvov) نزدیکی کرد و نطفه او به زمین افتاد. نریوسنگ نطفه ها را برگرفت و برای محافظت از آنها 99999 فروهر پاک به پاسبانی گمارد. بنا بر نص بندهشن این سه نطفه در قعر دریاچه کیانسه محفوظ مانده‌اند.


5.بنگرید به اوستا، وندیداد، فرگرد19، فقرة پنجم و نیز زامیاد یشت، فقره 66؛ بندهشن فقره13،16؛ و نیز بررسی نگرش ادیان ایرانی به موعود، صص20-21. مخصوصا روایات افسانه‌ای از گرگ بزرگی که پهنایش415 گام و درازایش 433 گام است و یا جادوگری بدطینت به نام ملکوس و یا ماری عظیم الجثه و نیز شخصیت دژخیم شاهنامه فردوسی، ضحاک که همگی موانعی را برای ظهور موعود زردشتی فراهم می‌آورند.


6.برای اطّلاعات بیشتر درباره تاریخ مانویت و تأثیر و تأثرات آن از ادیان دیگر بنگرید به: مانی شناسی، سید حسن تقی‌زاده، به کوشش ایرج افشار، نشر توس، چ اول،1383؛ کشاکش‌های مانوی- مزدکی در ایران عهد ساسانی، به کوشش محمّد کریمی زنجانی اصل، نشر اختران،چ اول،1384؛ مانی و سنت مانوی، فرانسوا دکره، ترجمه عباس باقری، مجموعه گفت‌وگوی تمد‌ن‌ها، 1384

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 5:41 - 0 تشکر 517331

جایگاه موعودگرایی در اندیشه‌ها و باورهای انسانی



امام زمان (عج)





پیش از این در گفتار اول درباره اهمیت ادیان به آینده شناسی و آخرالزمان پژوهی مطالبی به محضر شما خواننده گرامی تقدیم شد. در این بخش به دنبال آن هستیم که نهایت و فرجام تاریخ را مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم. قبل از هر چیز باید به مقوله منجی گرایی صرف نظر از هر گونه نگاه دینی یا بین الادیانی  پرداخته شود. چرا که بالهای اندیشه انسانی از دیرباز در تکاپوی نیل به جامعه آرمانی و یا همان آرمانشهر انسانی بوده که به دور از هر گونه ظلم و تبعیض و بی عدالتی معادلات آن جامعه بر اساس کرامت انسانی و حرکت به سوی کمال شکل گیرد. در همین راستا نظریه های متفاوتی بر دیواره تاریخ اندیشه و تمدن بشری نقش بسته که هر یک با عنوانی به الگوی تکامل یافته و آرمانی جامعه بشری پرداخته که نظریاتی مانند آرمانشهر، مدینه فاضله، اتوپیا و ... از این قبیل اند.





اندیشمندان فلسفه تاریخ بر این باورند که تاریخ مجموعه ای از حوادث گسسته، جدا از هم و بی ارتباط با یکدیگر نیست. آنها معتقدند که هیچ رویداد تاریخی را نمی توان همچون جزیره ای دور افتاده و متروک در اقیانوسی وسیع و بیکران دانست، بلکه وحدت و پیوستگی زاده هدف تاریخ است.(1) بنابر این نظریه می‌توان دریافت که تاریخ، سیر واحدی است که در طول زمان استمرار دارد و همه رخدادها و اجزای آن در راستای هدف و غایتی نهایی پیش می روند. اتفاقات عبرت گونه ای که در سیر تطورات تاریخی رخ می دهد، بشریت را برای تحقق بخشیدن و دستیابی به این هدف و غایت آماده می سازند. بر این اساس تاریخ از نقطه ای آغاز می گردد که مردم خود را گرفتار ظلم و فساد و تبعیض و ناامنی می بینند، و به سوی نقطه ای پیش می روند که از امنیت، عدالت و نظم برخوردار گردند. بر این اساس جامعه انسانی در حرکت تکاملی خویش ،اهداف و غایاتی دارد، که جامع همه آنها تامین سعادت فردی و اجتماعی انسان است.


در همین راستا، ادیان الهی و اندیشه های بشری، آینده جامعه انسانی را با مساله منجی گرایی و منجی پژوهی گره می‌زنند و كاوش علمی و نظام مند آینده با رویکرد منجی پژوهی و منجی شناسی را، به عنوان یكی از آموزه‌های حیاتی و بنیادین خویش بر می شمرند. کاوش نظام مند ادیان درباره آینده انسان، با توجه  به نگرش جهان بینانه نسبت به عالم هستی، و چگونگی روایت نهایت تاریخ ، راهبرد اساسی دین برای انسانها است. این نگرش حرکتی جدید و منتظرانه در جهت حیات معقول، و آرمانی انسانی است. از این رو می توان گفت که منجی پژوهی، رویكرد نوین نظریه‌پردازی دینی در عرصه نجات‌گرایی، حقیقت‌گرایی، اصلاح‌گری، جهان‌گرایی و… است. منجی ‌پژوهی، شناخت طرح كلان الهی برای آینده بشریت و چگونگی قرار گرفتن در مدار مشیت او برای رسیدن به جامعه آرمانی است. این آموزه اندیشه‌ای معطوف به آینده است كه براساس برنامه الهی، حركت تاریخ به سوی آن برگشت ناپذیر و وعده داده شده است.



صرف نظر از روایاتی که در ادیان، به عصر طلایی بشراشاره نموده است، اندیشه های بشری در طول تاریخ به کرات، از آرزوی جامعه آرمانی و آرمان‌شهر سخن به میان آورده اند. «اتوپیا» یا جامعه آرمانی، از مفاهیمی است که سال‌ها ذهن اندیشوران زیادی را به خود مشغول کرده است


بر اساس این بینش و نگرش دینی می توان گفت که آینده، پایدارترین آموزه‌ای است كه مورد توجّه ادیان الهی ـ به خصوص اسلام ـ است. چنانکه پاره‌ای از تعالیم و آموزه‌های اسلام و بقیه ادیان، در رابطه با آینده و متوجّه ساختن انسان‌ها به فرجام جهان است. این فرجام باوری هم می‌تواند شامل معاد باوری باشد و هم پایان باوری تاریخی باشد. بر این اساس هم پیش‌گویی غیبی و هم سنّت‌شناسی تاریخی شكل می‌گیرد. بهره‌گیری از آیات و روایات و تأمّل و اندیشه در حوادث و رویدادها، می‌تواند نگاه ما را به آینده، سامان درستی بخشد و یك نوع آینده‌پژوهی متعالی، مطمئن، بالنده و مترقّی را شكل دهد.


بشارت ظهور مصلح و موعود در آینده، با سامان بخشی به شرایط بحرانی آخرالزمان، انتظاری فعال را در نهاد جوامع انسانی ایجاد می کند که حرکت و تکاپوی حرکت به سمت  عصر طلایی زندگی بشر را  رقم می زند.. تحقیقات گستر ده ای که در باب اسطوره ها و شناخت تفکرات اقوام کهن صورت گرفته، نشان دهنده این نکته است که در بیشتر ادیان زمینی و آسمانی، مردم در انتظار موعودی بودند تا آنها را از تباهی نجات داده و آرامشی جاودانی را برای آنان به ارمغان بیاورد. با مطالعه كتابهای آسمانی و تاریخ ادیان، به خوبی روشن می‌شود كه عقیده به موعود و مصلح كل،‌ اختصاص به اسلام ندارد، بلكه تمام ادیان و مذاهب آسمانی در این عقیده مشتركند، این عقیده نه تنها در ادیان الهی ‌ بلكه در كتب یونان قدیم، ‌افسانه‌های میترا،‌ كتب قدیم چینیان، ‌عقاید هندیان و در بین اهالی اسكاندیناوی و حتی در مصریان قدیم و بومیان وحشی مكزیك نیز دیده می شود كه در یك عصر تاریك و بحرانی كه جهان را فساد،‌ بیدادگری و بی‌دینی فرا گرفته،‌ نجات دهنده‌ای بزرگ طلوع می‌كند و به واسطه ‌نیروی فوق‌العاده‌ غیبی، اوضاع آشفته جهان را اصلاح نموده و خداپرستی را بر بی دینی و مادی‌گری غلبه می‌دهد. ادیان مقیاسی را برای آینده بشر در نظر گرفته اند، مخصوصاً ادیانی که از سوی خدا فرستاده شده اند. موعود در ادیان و اندیشه های الهی و انسانی به عنوان یک اصل مسلم پذیرفته شده است، هر چند که با نامهای گوناگونی از او یاد شده است.


موعود

صرف نظر از روایاتی که در ادیان، به عصر طلایی بشر اشاره نموده است، اندیشه های بشری در طول تاریخ به کرات، از آرزوی جامعه آرمانی و آرمان‌شهر سخن به میان آورده اند. «اتوپیا» یا جامعه آرمانی، از مفاهیمی است که سال‌ها ذهن اندیشوران زیادی را به خود مشغول کرده است. شاید بتوان گفت از همان ابتدا که بشر توانست مفهوم جامعه بشری را درک کند، از پس سختی‌ها و مصائب، آرزوی چنین جامعه‌ای را با خود همراه کرده. این امید، همچنان تا به امروز ادامه یافته و تسکین‌دهنده بشر برای رهایی از مشکلات شده است.


«افلاطون» از اولین کسانی است که نظریه «مدینه فاضله» را مطرح و ویژگی هایی را برای آن بیان می کند.(2) ویژگی های مدینه فاضله ی مورد نظر خویش را در «السیاسة المدنیة» مطرح می نماید.(3) ویژگی های شهر مطلوب و آرمانی خویش را با نام «شهر خدا» مطرح نموده است. (4)  «توماس مور» از مشاهیر دوره ی رنسانس انگلستان نیز نام «اتوپیا»(5) را بر مدینه ی فاضله و آرمانی خویش نهاده است.(6)


با  این همه برخی از دانشمندان و متفکران ایده و آرمان «اتوپیا»را  تخیلی و دست نیافتنی تصور می کنند. (7) اما با نگرش در اندیشه های بزرگ مشاهده می شود که اگر چنین جهانی دست نیافتنی، اتوپیایی و خیال گونه بود، حتی حرف آن هم در میان جامعه انسانی مطرح نمی شد. در حالی که وقتی به گفتارهای اندیشمندان و فلاسفه ی بزرگی تاریخ اندکی تامل می کنیم، در می یابیم که شعار حکیمانی مانند: افلاطون، ارسطو، سیسرون، اگوستین، توین بی، راسل و نظایر آن ها که افرادی  اندیشمند و صاحبان علم و معرفتند و توانسته اند تأثیرات عمیقی را بر فرهنگ و تمدن بشر محیط زندگی بر جای بگذارند چنین جهانی را تصویر و تعریف می کنند، حتماً امکان وجود خواهد داشت و دست یافتنی هم می باشد.



بشارت ظهور مصلح و موعود در آینده، با سامان بخشی به شرایط بحرانی آخرالزمان، انتظاری فعال را در نهاد جوامع انسانی ایجاد می کند که حرکت و تکاپوی حرکت به سمت عصر طلایی زندگی بشر را رقم می زند.. تحقیقات گستر ده ای که در باب اسطوره ها و شناخت تفکرات اقوام کهن صورت گرفته، نشان دهنده این نکته است که در بیشتر ادیان زمینی و آسمانی، مردم در انتظار موعودی بودند تا آنها را از تباهی نجات داده و آرامشی جاودانی را برای آنان به ارمغان بیاورد


این آرزوی بشر، توسط ادیان به اوج خود می‌رسد و با ظهور مردی که منجی جهان است، حقیقت می‌یابد. البته باید گفت که مدینه فاضله پیامبران الهی در مقایسه با آرمان‌شهرهایی که اندیشه بشر، آن‌ها را طراحی کرده است، تفاوت ماهوی دارد؛ چرا که پیامبران الهی، به دنبال استقرار نظامی مطلوب برای زندگی بشر و سعادت او رفته‌اند که قانونگذار آن، خالق انسان‌ها است. البته تعبیر آن‌ها از آرمان‌شهر نیزجامعه‌ای است که اجرا‌کنندگان آن، پروا‌پیشگان وارسته‌ای هستند که خود را برابر خدا مسؤول می‌دانند و آمادة پاسخگویی از عملکرد خویش در روز واپسین هستند و در پی آن، هدایت مردمان را هدف نهایی خود قرار داده‌اند.


بر اساس آنچه گذشت روشن شد که ایده جامعه تکامل یافته و انسان متکامل نه تنها به عنوان تمایلی دینی و بیرون از خواستگاه فطری انسان نیست، بلکه ریشه در فطرت و اصل خواسته های آرمانی دارد، ولی با این همه به مقتضیاتی از جمله: جهانبینی های موجود در عالم انسانی،ارائه تعاریف ناقص از انسان و عالم انسانی، ضعف ادراک و کوتاهی فکر انسان، تحلیل بر اساس ظواهر و عدم تکامل تجربه معنوی و .. این تعاریف متفاوت و گاهی هم در برابر هم قرار می گیرند. لذا این آرمان فطری باید بر مبنای تجربه اصیل دینی که برگرفته از کلام وحی و پیشگوئی های انبیاء الهی می باشد، تحلیل، بررسی و مقیاس بندی شود تا آنچه از جامعه آرمانی، به تنهایی در شالوده اذهان بشری نقش بسته از یک توهم و خیال به یک واقعیت بیرونی و پیش رو نزدیک تر شود.


در بخشهای بعدی برآنیم که شخص منجی و ظهور او را از لابلای متون مقدس ادیان الهی و غیر الهی بررسی نموده و مختصات اندیشه «منجی گرایی  در ادیان» را مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم.



پی نوشتها:


1-  ر ک :خط امان ج 1 ص 240 -237


2-  افلاطون، جمهوری افلاطون، (ترجمه ی رضا کاویانی و محمدحسن لطفی)، ابن سینا، تهران، 1353 ش.


3-  فارابی، ابونصر، السیاسة المدنیة، (ترجمه ی حسن ملکشاهی)، سروش، تهران، 1376 ش.


4-  مجتهدی، کریم، فلسفه در قرون وسطی، بی نا، بی جا، بی تا.


5-  Utopia.


6-  مور، توماس، آرمانشهر (اوتپیا)، (ترجمه ی داریوش آشوری و نادر افشار نادری)، خوارزمی، تهران، 1373 ش.


7-  اتوپیا (Utopia) یا جامعه ی آرمانی، ناکجا آباد: جامعه ی کمال مطلوب که از کتابی به همین نام، نوشته ی توماس مور (14ـ1535 م) دانشمند انگلیسی گرفته شده است. توماس مور در این کتاب، کشوری خیالی را که در آن عدالت و مساوات برقرار باشد، توصیف کرده است.

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 5:41 - 0 تشکر 517332

پیشگویی‌ها و هشدارها در آخرالزمان زرتشتی



زرتشت


از آنچه گذشت روشن شد که تار و پود دین زرتشت، مانند مسیحیت و یهودیت با تفکر هزاره گرایی تنیده شده که از آن به فرشو کرتی یاد می کنند. زرتشت نیز با بررسی اوضاع و احوال جهان در پایان تاریخ زمزمه هایی را بر زبان جاری می سازد که گویای آغاز دوباره عصر عسرت و سختیهای بشر است. وی در پیشگوئیهای آخرالزمانی خویش به شرایط و اوضاع طبیعی جهان در آخرالزمان التفاتی ویژه داشته و پیامدهای آن را مستقیما متوجه انسان و به واسطه رفتارهای جاهلانه انسان می داند. رفتارهایی که  گویای توسعه آسیب های اخلاقی  انسان آخرالزمانی بوده و ارزشهای انسانی را در قلمرو فضیلتهای فراموش شده و از یاد رفته وی قرار می دهد. در این گفتار بر آنیم تا نیم نگاهی هر چند کوتاه به آسیب شناسی آخرالزمانی دیانت زرتشتی انداخته و مولفه های اصلی دیدگاه زرتشتی را در این مساله مورد بررسی و ارزیابی قرا دهیم.



هشدارهای زرتشتی و مساله پایان تاریخ:  


پیشگوئی های زرتشت نسبت به آخرالزمان آمیخته با هشدارهایی است که پرده از اوضاع بحرانی جهان در روزگار واپسین بر می دارد. دین زرتشت آخرالزمان را تنیده در بحرانهای گوناگون دانسته و از بلاها، و مصائبی که پیش روی فرزند انسان قرار می گیرد، به عنوان امتحانی بزرگ و سرنوشت ساز حکایت می کند، که در نهایت به پیروزی نور بر  ظلمت ختم می شود.


زرتشت عمدتا نقطه جغرافیایی ظهور و بروز این اتفاقات را ایران زمین دانسته و دیدگاه آخرالزمانی خویش را در این قلمرو مورد مطالعه و بررسی قرار می دهد:


«دیوان ژولیده موی از خطه ی خراسان به ایرانشهر برسند و افراشته پرچم باشند. آن دیوان ژولیده موی، فریفتار (کسی که آنچه گوید را نکند) باشند مهر پدر از پسر و برادر از برادر برود (همه از هم بری شوند). محصول زمین کم شود و میوه تخم ندهد. در آن بدترین هنگام، یک مرغ را از مردم دیندار بیشتر ارزش دهند (همه به دنبال غذا باشند) . در آن هنگام سخت، پست ترین بندگان خدا به پادشاهی شهرهای ایران فراز روند همه آزمند و ناسزا دین باشند باد گرم و سرد زیاد بیاید باران به هنگام خویش نبارد سپندارمذ (فرشته ی نگهبان زمین) دهان باز کند و هرگونه گوهر و فلز مانند طلا و نقره پدیدار شود پادشاهی ایران به قبایل ترک، آتور (غیر تورانی)، توپیذ (تبتی) چون اودرک (یکی از قبایل خزر) رسد. بسا مردم نابکاریها مانند غلامبارگی و نزدیکی با زنان بی نماز کنند و هوا پرستی انجام دهند. در این هنگام سخت، شب از روز روشن تر شود.» (1)



پیشگوئیهای زرتشت نسبت به آخرالزمان آمیخته با هشدارهایی است که پرده از اوضاع بحرانی جهان در روزگار واپسین بر می دارد. دین زرتشت آخرالزمان را تنیده در بحرانهای گوناگون دانسته و از بلاها، و مصائبی که پیش روی فرزند انسان قرار می گیرد ،به عنوان امتحانی بزرگ و سرنوشت ساز حکایت می کند،که در نهایت به پیروزی نور بر ظلمت ختم می شود


«ای سپیتامان زرتشت! چون دیو ژولیده موی از تخمه ی خشم پدید آید، نخست از خراسان پرچم سیاهی پیدا شود. نزدیک اروندرود (نزدیک عراق) سه کارزار کنند آنچنان کارزاری کنند که هزار زن از پس مردی ببینند و بگریند. دشمنان خدا تباه شوند و شهرهای ایران دوباره آباد گردد.»(2)


از دیگر علائمی که در ادبیات آخرالزمانی دین زرتشت به چشم می خورد، تغییرات شگفتى است که در آسمان و جهان خاکى رخ مى‏دهد که خود باعث بروز دگرگونى‏هاى اساسى در نظام طبیعت است. از آن جمله مى‏توان به ایستادن خورشید و تغییر رنگ ماه، کوتاه شدن سال و ماه و روز، بروز زمین‏لرزه‏هاى شدید و باران‏هاى نا به ‌هنگام اشاره نمود:


«خورشید نشان سهم‌ناکى بنمایاند و ماه از رنگ بگردد و در جهان، سهم‌ناکى و تیرگى و تاریکى باشد. به آسمان نشان‏هاى گوناگون پیدا آید و زمین‏لرزه بسیار باشد و باد سخت‏تر آید و به جهان نیاز و تنگى و دشوارى بیشتر پدیدار آید… .»(3)


«در آن هنگام بادهاى سرد و گرم فراوان مى‏وزند و نظم فصول سال به هم مى‏خورد، ابرهاى بى‏باران بر فراز آسمان ظاهر مى‏شود و به ‌جاى آب از ابرها جانوران زیان‌کار مى‏بارد.»(4)


...«و ابر کام‌کار و باد تندرو، به هنگام و زمان خویش باران نشایند کرد. ابر سهمگین همه آسمان را چون شب تار کند. باد گرم و باد سرد بیاید و بر و تخمه دانه‏ها را ببرد. باران نیز به هنگام خویش نبارد و بیشتر خرفستر (جانوران زیان‌کار) ببارد تا آب. و آب رودخانه‏ها و جوی‌باران بکاهد و آن را افزایش نباشد.» (5)


در آن هنگام ستارگان گناه‌کار (سیارات هفت‌گانه) از بند رها مى‏شوند و با رها شدن آنها، آشوب و ویرانى افزایش می‌یابد و جهان را فرا مى‏گیرد:


«… نشان‏هاى آسمان پدیدار آید، یعنى ستارگان گناه‌کار از بند رسته شوند.» (6)


از مهمترین مصیبتهایی که در آخرالزمان فرزند انسان را تهدید می کند کفر، الحاد، و بی دینی است که با انواع مظاهر ریا و نفاق و تظاهر به تدین همراه است. بطوری که ارزشهای انسانی به فراموشی سپرده شده و جای خود را به حرص و طمع به مادیات و مظاهر دنیا  می دهد:


«در آن زمانه پست، همه مردم نیز چون حاکمان‌شان فریفتار و ناراستند و دیو آز بر همگان چیره شده و آنان را به سختى و گناه‌کارى کشیده است.(7)»



از دیگر علائمی که در ادبیات آخرالزمانی دین زرتشت به چشم می خورد، ، تغییرات شگفتى است که در آسمان و جهان خاکى رخ مى‏دهد که خود باعث بروز دگرگونى‏هاى اساسى در نظام طبیعت است. از آن جمله مى‏توان به ایستادن خورشید و تغییر رنگ ماه، کوتاه شدن سال و ماه و روز، بروز زمین‏لرزه‏هاى شدید و باران‏هاى نابه‌هنگام اشاره نمود


«... و مردم را که در آن زمان زاید، زور و نیرو کمتر باشد و بدگمان‌تر و فریفتارتر بس شوند که مهرِ روان [و دل‌بستگى به رستگارى روان] کمتر دارند و آزرم [و حرمت] نان و نمک ندارند. پس چون مردم بتر و بداندیش و بدکیش اهلموغ[(8)[باشند]، آن [مردم] را دوست خویش شمارند.»(9)


«در آن زمان، کشتن مرغى و انسانى نیک، برابر شود. کار نیک و کرفه (ثواب) از دست مردمان کمتر رود. خردان به بزرگى و پادشاهى رسند و بزرگان به بندگى و بی‌نوایى.»(10)


«اى زرتشت سپیتمان! در آن زمان شگفت، ... [به سبب] بدخواهى و فرمان‌روایى بد و داورى دروغ بسیار که بر ایشان آمده است، زندگى ایشان را بایسته نیست [و] مرگ را به آرزو خواهند.»(11)


«در آن دنیاى وانفسا، دین و دین‌دارى و روحانیان مذهبى که نگه‌دارندگان قوانین دینى محسوب مى‏شوند و داعیه‏دار صیانت از آداب و رسوم و آیین‏هاى مذهبى هستند، آن‌چنان به فساد و تباهى کشانیده مى‏شوند که دین‌داران و روحانیان در میان خلق، گناه‌کارترین مردمند؛ به ‌طورى که از پنج گناه، سه گناه را ایشان مرتکب مى‏شوند. آنان بدون هیچ دغدغه‏اى از انجام وظایف دینى خویش سرباز می‌زنند و بیمى از دوزخ ندارند. در حق هم بدگویى می‌کنند و یک‌دیگر را به سخره می‌گیرند و به همین دلیل، مردم نیز به قول و فعلشان بى‏اعتمادند و گفتار و فتواى دروغ‌زنان و افسوس‌گران را به جاى ایشان ارج مى‏نهند.»(12)


«در آن هنگامه از هر هزار یا ده‌هزار تن، تنها یک نفر به دین گرود و آن یک نیز بدان عمل نکند. در نتیجه دین به‌طور کلى نزار و ناتوان شود و فساد، تباهى، روسپى‏گرى، غلام‌بارگى، دروغ و مرگ همه جهان را فرا مى‏گیرد.»(13)



پی نوشتها:


1-  زند بهمن یسن، بهمن یشت چهارم


2-  همان- بهمن یشت هفتم


3-  زند وهومن یسن، 4:6


4-  داستان گشتاسب، تهمورس، ص309


5-  زند وهومن یسن، 4: 42ـ46,


6-  جاماسپی، ص88, (به نقل از: نجات‏بخشی در ادیان، ص64)


7-  زند بهمن یسن، ص306,


8-  اشموگ یا اشموغ و در اوستا: اَشِمَئوغَ و لفظاً به معنای برهم‌زن ا (راستی) است، که در اوستا غالباً به معنای گم‌راه‌کننده آمده است. به عبارت دیگر، اهلموغ و اشموغ بدعت‌گذار در دین است که آرای پوریوتکیشان را نقض می‌کند.


9-  ام. او 29، ص307,


10- زند بهمن یسن، 21:4 و 36؛ ام. او 29، ص305، 308 و 347,


11- زند بهمن یسن،49:4,


12- همان، 4: 37ـ40؛ ام. او 29، ص308ـ309,


13- زند بهمن یسن، 31:4ـ32,

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 5:41 - 0 تشکر 517333

گزاره های هزاره گرایی و آخر الزمان مسیحی (1)



حضرت مسیح


در یادداشت های قبلی، به گزیده ای از اعتقادات اقوام یهودی به اختصار پرداخته شد. در این گفتار بر آنیم تا به موضوع ادبیات آخرالزمانی مسیحی از دریچه تفکر هزراه گرایی که بخش لاینفک این دیدگاه را تشکیل می دهد، نظاره کنیم. باورهای یهودی – مسیحی به مساله آخرالزمان عموما با مفهوم هزاره گرایی به شکلی خاص تنیده شده است. توصیف آخرالزمان در الهیات مسیحی همواره با هزاره گرایی و برخی پیش گوییهای مرتبط به آن همراه بوده است. هزاره گرایی(1) یکی از باورهای آخرالزمانی و موعودگراست. که عمر جهان بشری و کره زمین را به دوره های گوناگونی تقسیم بندی می کند و پایان و شروع هر دوره را آبستن رویدادها و اتفاقاتی خاص و جهانشمول می داند. مساله هزاره گرایی از این باور حکایت می کند که عمر جهان بر هزاره های مختلفی تقسیم می شود و در هزاره پایانی، ظهور منجی(2) که از جمله پیشگوئی های میراث قدیمی ادیان است، اتفاق می افتد. پژوهشگران دریافته اند که هزاره گرایی تقریبا در همه فرهنگ های دینی و اجتماعی جهان یافت می شود. برخی از مسلمانان نیز تصور کرده اند که هزاره گرایی به عنوان یک اصل بی بدیل و حتمی الوقوع  در اسلام  وجود داشته و درباره چگونگی آن حدس و گمانهای مختلفی زده اند.


نمونه هایی از این عقیده را می توان در باور برخی از مسلمانان جستجو کرد. چرا که بعد از رحلت پیامبر اسلام، جریان های منحرف سیاسی، فقر فرهنگی، و عوام زدگی موجود در امت اسلامی، فرصتی را ایجاد کرد تا علمای یهود و نصاری دین مبین را مورد هجوم قرار داده و برخی از باورهای انگاشته شده در دین یهود و مسیح را در ساختار اعتقادی مسلمانان وارد کنند.


از این رو عده ای از مسلمانان  بر این باور بودند که عمر جهان 6000 سال بوده و پیامبر اسلام در میانه هزاره ششم برانگیخته شده است. عده ای دیگر بر این باور بودند که عمر جهان 7000 سال است و رسول خدا، در آغاز هزاره هفتم مبعوث شده که در این صورت عمر اسلام 1000 سال خواهد بود.(3)


از اواخر قرن نهم هجری نیز این باور میان گروهی از مسلمانان پیدا شده بود که بدن حضرت رسول اکرم، صلی الله علیه وآله، تنها 1000 سال در قبر می ماند و نشانه های قیامت و قیام منجی، و ظهور دجال در قرن دهم خواهد بود. جلال الدین سیوطی، دانشمند بزرگ اهل سنت (متوفای 930 ق.) که شاهد گسترش این گرایش بوده، نادرستی آن را در رساله ای به نام «الکشف عن مجاوزة هذه الامة الالف » اثبات کرده است.(4)



مساله هزاره گرایی از این باور حکایت می کند که عمر جهان بر هزاره های مختلفی تقسیم می شود و در هزاره پایانی، ظهور منجی (2)که از جمله پیشگوئیها ی میراث قدیمی ادیان است ،اتفاق می افتد


  اندیشه هزاره گرایی درمسیحیت در ابتدا به منزلة عرفان یهودیت ظاهر شد و با اعتقاد به ظهور موعود پدید آمد. در واقع، اندیشة انتظار ماشیح یا همان مسیحای یهود زیربنای مسیحیت شد.  


در این راستا برخی از كتاب‏های مكاشفه یهودیان  که به نوعی به مساله هزاره گرایی اشاره دارد، تحریف، و با آرمان‏های مسیحیان هماهنگ شد. آنان كتاب‏های مكاشفة تازه‏ای نیز نوشتند. انتظار و شوق بازگشت مسیح در بخش‏هایی از عهد جدید مانند رسالة اول و دوم به تسّالونیكیان و مكاشفة یوحنا بیشتر منعكس شده است و مسیحیان به كتاب مكاشفه یوحنّا در پایان عهد جدید بسیار اهمیت می‌دهند. برخی از رساله‏های عهد جدید مانند رساله اول و دوم به‌تیموتاؤس، رساله به تیطس و رساله‏های پطرس به تشكیل جامعة مسیحی و زندگی در این جهان اهتمام دارند.


به عقیدة مسیحیان، رستاخیز عیسی و بازگشت نهایی وی به جهان برای پایه‌گذاری پادشاهی خدا بر زمین، دنباله تحقّق پیشگویی های مربوط به رنج كشیدن او بود. بر این اساس، بخشی از پیشگوییها در زمان آن پیامبر الهی تحقّق یافت؛ ولی تحقّق كامل  آرمان مسیحایی در آخرالزمان خواهد بود. چنانکه بر این باورند که از حضرت عیسی نقل شده که: «پسر انسان خواهد آمد، در جلال پدر خویش به اتفاق ملائكه خود، و در آن وقت هركس را موافق اعمالش جزا خواهد داد. هر آینه به شما می گویم كه بعضی در اینجا حاضرند كه تا پسر انسان را نبینند كه در ملكوت خود می آید، ذائقة موت را نخواهند چشید».(5)


از رویدادهای مهم آخرالزمان در ادبیات مسیحی، ظهور جنگ فرشتگان با اژدهای بزرگ یعنی شیطان و راندن او از بارگاه کبریایی و فروافتادنش بر زمین و ناکارشدن اوست. این بند کشیدن و درماندگی ابلیس هزار سال به درازا می کشد. پس از هزار سال ابلیس رها می شود تا یاجوج و ماجوج را گمراه کند و از آن پس به دریاچه کبریت و آتش افکنده خواهد شد و تا ابد عذاب خواهد کشید.(6 و7)


این باور که گویای ظهور محسوس شیطان در آخرالزمان و سیطره وی بر عالم می باشد قریب به  دو هزار سال است که فکر بشر را به  خود مشغول کرده است و گمانه زنیهای بسیاری را ایجاد نموده است، طوری که این باور تا کنون در شکل گیری نظریه ها، گروهها، داستانها و فیلمها نقش اساسی داشته است.



عده ای از مسلمانان بر این باور وبودند که عمر جهان 6000 سال بوده و پیامبر اسلام در میانه هزاره ششم برانگیخته شده است. عده ای دیگر بر این باور بودند که عمر جهان 7000 سال است و رسول خدا، در آغاز هزاره هفتم مبعوث شده که در این صورت عمر اسلام 1000 سال خواهد بود


دوران جدید حکومت مسیح نیز بر مبنای عهد جدید یا تفسیرهای آن ، متفاوت است و به طور کلی از چهل سال کمتر و از هفت هزار سال بیشتر نیست. برخی تفسیرها از این مدت به ابهام یاد کرده اند و مدت آن را برابر آفرینش جهان تا ظهور، از طوفان نوح تا ظهور و یا به اندازه عمر سه نسل دانسته اند و بنا بر یک پندار ، این دوران تنها یک دوران انتقالی میان زندگی این جهان و رستاخیز است.عهد جدید این دوره را ظاهرا هزار سال می داند:


«و آنانی را که وحش و صورتش را پرستش نکردند، و نشان او را بر پیشانی و دست خود نپذیرفتند که زنده شدند و با مسیح هزار سال سلطنت کردند.» (8)


«پس عیسی از هیكل بیرون شده، برفت و شاگردانش پیش آمدند تا عمارت های هیكل را بدو نشان دهند. عیسی ایشان را گفت: آیا همه این چیزها را نمی بینید؟ هر آینه به شما می گویم: در اینجا سنگی بر سنگی گذارده نخواهد شد كه به زیر افكنده نشود و چون به كوه زیتون نشسته بود، شاگردانش در خلوت نزد وی آمده، گفتند: به ما بگو كه این امور كی واقع می شود و نشان آمدن تو و انقضای عالم چیست؟ عیسی در جواب ایشان گفت: زنهار كسی شما را گمراه نكند؛ از آن رو كه بسا به نام من آمده، خواهند گفت كه من مسیح هستم و بسیاری را گمراه خواهند كرد و جنگ ها و اخبار جنگ ها را خواهید شنید؛ زنهار مضطرب نشوید؛ زیرا كه وقوع این همه لازم است، لیكن انتها هنوز نیست؛ زیرا قومی با قومی و مملكتی با مملكتی مقاومت خواهند نمود و قحطی ها و وباها و زلزله ها در جای ها پدید آید؛ اما همه اینها آغاز درد است.» (9)


در نتیجه این باورداشت ودیدگاه افراط گونه به آن ،که از  واهمه مصیبتها و دشواریهای آخرالزمان و آموزه های کتابهای عهد قدیم و مکتب یهود ،سرچشمه می گیرد،برخی از مسیحیان را بر آن داشته تا با تطبیق شرایط و یا به نوعی تولید شرایط جدید،زمینه ظهور منجی را هر چه زودتر فراهم سازند. بارزترین این گروهها  در طول تاریخ مسیحیت پروتستانها ( مسیحیان صهیونیزم) ،ایوانجلیستها( افراطیون مسیحی) و پیوریتانهای مسیحی بودند که بر اساس باورهای یهودی- مسیحی و بهانه بستر سازی برای ظهور منجی ،فجایع و جنایات زیادی را از خود در دل تاریخ به جای گذاشته اند.



پی نوشت:


1-   Mellennialsim


2-   Saviuor


3-   المقدمة ابن خلدون، ص 413


4-   رساله الحاوی للفتاوی . جلال الدین سیوطی


5-    انجیل متی 16: 27-28


6-   مکاشفه یوحنا،باب12،آیه7تا12


7-   مکاشفه یوحنا،باب20،آیه1تا3وآیه7تا11


8-   مکاشفه یوحنا،باب20،آیه4


9-   انجیل متّی 11:11ـ14، 17: 11ـ13

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 5:42 - 0 تشکر 517334

گزاره‌های هزاره‌گرایی و آخرالزمان مسیحی(2)




آخرالزمان

یکی از مسائلی که اصول تفکر هزاره گرایی را در فرهنگ مسیحیت شکل می دهد، و جامعه مسیحی را نسبت به آنچه در پایان تاریخ اتفاق خواهد افتاد، دچار نگرانی و اضطراب می کند، ظهور و بروز آسیب هایی است که در آن دوران جامعه انسانی را احاطه نموده و جلوه گری آرمانهای الهی و ارزشهای بشری را در نظرگاه انسان بی معنا و پوچ می داند. دامنه این آسیبها نه تنها بافت فکری و اندیشه بشری را تحت الشعاع قرار می دهد، بلکه در معیار عمل و رفتار انسانی تاثیری مستقیم داشته و ملاکهای اخلاق فردی و رفتار اجتماعی انسانها را نیز در یک کنش فعال، از هر گونه گرایش توحیدی و الهی دور می کند و لذت پرستی(هدونیسم) را به عنوان تنها معیار رفتار و عمل سرلوحه تصمیم گیری های انسانی قرار می دهد. برای همین است که تمامی ادیان الهی با دغدغه هایی اصیل و مقدس که در میراث مکتوب و شفاهی خود به جای گذاشته اند، در پی آنند که انسانهای آخرالزمانی را نسبت به ماهیت و دامنه این آسیبها آگاه نموده و او را در این مورد انذار دهند.


مسیحیت نیز  به عنوان یکی از ادیان ابراهیمی توجه وافری به رویدادهای آخرالزمانی دارد و با ابراز نگرانی از آنچه در عصر نزدیک به پایان دوران اتفاق می افتد، به توصیف آسیب های رفتاری انسانهای آن زمان می پردازد:


«مردم پیش از ظهور، آزمند و خودپرست، بی مهر و بددل، بی دین و دور از صفات انسانی خواهند بود. فریب شیطان را خواهند خورد و از راه حق منحرف خواهند شد. ریاکاری ، منع ازدواج و احتراز از خوردن خوراکهای مجاز رواج خواهد یافت».(1)


بر این اساس آشوب و ناامنی در جهان فراگیر شده و ستمكارانی ظاهر می شوند. و جنگ های خونینی میان فرزندان انسان به وقوع می پیوندد.


«پس چون مكروه ویرانی را كه به زبان دانیال نبی گفته شده است،‌ در مقام مقدس برپا شده بینید، هر كه خواند، دریافت كند؛ آنگاه هر كه در یهودیه باشد، به كوهستان بگریزد و هر كه بر بام باشد، به جهت برداشتن چیزی از خانه به زیر نیاید و هر كه در مزرعه است، به جهت برداشتن رخت خود برنگردد؛ لیكن وای بر آبستنان و شیردهندگان در آن ایام. پس دعا كنید فرار شما در زمستان یا در سبت(شنبه) نشود؛ زیرا كه در آن زمان چنان مصیبت عظیمی ظاهر می شود كه از ابتدای عالم تاكنون نشده و نخواهد شد، و اگر آن ایام كوتاه نشدی، هیچ بشری نجات نیافتی؛ لیكن به خاطر برگزیدگان، آن روزها كوتاه خواهد شد.»( 2)


«و فوراَ بعد از مصیبت آن ایام، آفتاب تاریك گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ریزند و قوت های افلاك متزلزل گردند.»( 3)



مسیحیت نیز به عنوان یکی از ادیان ابراهیمی توجه وافری به رویدادهای آخرالزمانی دارد و با ابراز نگرانی از آنچه در عصر نزدیک به پایان دوران اتفاق می افتد، به توصیف آسیب های رفتاری انسانهای آن زمان می پردازد


پیشگوئی های دین مسیح پس از ذکر پاره ای از علائم به اندرزهایی اشاره دارد که می توان از آن به عنوان توصیه های آخرالزمانی یاد کرد. در بخش عمده ای از این اندرزها نکته هایی به انسان گوشزد می شود تا او را از آسیب ها و فتنه های پایان دوران رهایی بخشیده و زندگی و رفتار او را در فرآیندی اعتقادی  به نام انتظار منجی قرار دهد. چنانکه در انجیل لوقا آمده است:


«پس خود را حفظ کنید. مبادا دل ها از پرخوری و مستی و اندیشه های دنیوی سنگین گردد و آن روز ناگهان بر شما آید زیرا که مثل دامی بر جمیع سکنه روی زمین خواهد آمد پس در هر وقت دعا کرده بیدار باشید تا شایسته آن شوید که از جمیع چیزهایی که به وقوع خواهد پیوست نجات یابید و در ظهور پسر انسان بایستید.»(4) با اینکه برای ظهور منجی به برهه خاصی از زمان اشاره نشده، اما  به نشانه هایی مبهم اشاره شده که این نشانه ها را می توان تحت چند عنوان خلاصه کرد: ظهور هنگام رقابت دولت ها و جنگ آنان با یکدیگر خواهد بود.


«پیش از ظهور پسر انسان، دجال(مسیح دروغین) ادعای نجات بخشی خواهد کرد. پیدا شدن نشانه های مشخصی در آفتاب و ماه وستارگان، خرابی اورشلیم و بروز تنگی و حیرت برای امتها نیز از علائم ظهور است. ای بچه ها این ساعت آخر است و چنانکه شنیده ایدکه دجال می آید.الحال هم دجالان بسیار ظاهر شده اند و از این می دانیم که ساعت آخر است ... دروغگو کیست؟ جز آنکه مسیح بودن عیسی را انکار کند. آن دجال است که پدر و پسر را انکار می نماید.»(5)


بر اساس متون مسیحی آستانه قیام منجی و نبرد با دجال با حوادثی همراه است که حکایت از برافروخته شدن آتش جنگ و وقوع جنایات هولناکی می کند که این وضع نابسامان فقط با قیام منجی به سرانجام صلح و آرامش می رسد:


حضرت مسیح

«... وای بر آبستنان و شیردهندگان در آن ایام، زیرا تنگی سخت بر روی زمین و غضب بر این قوم حادث خواهد شد و بدون شمشیر خواهند افتاد و در میان جمیع امت ها به اسیری خواهند رفت و اورشلیم پایمال امت ها خواهد شد تا زمان‌های امت ها به انجام رسد، و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود و در زمین تنگی و حیرت از برای امت ها روی خواهد نمود. به سبب شوریدن دریا و امواجش، دل‌های مردم ضعف خواهد کرد. از خوف و انتظار آن وقایعی که بر ربع مسکون ظاهر می‌شود، زیرا اقوات آسمان متزلزل خواهد شد و آنگاه پسر انسان را خواهند دید که بر ابری سوار شده با قوت و جلال عظیم می آید.»(6)


در جهانی چنین آلوده به بدی، فقط شوق انتظار و بارقه های امید است که پیروان راستین مسیح را در مقابل سختی ها و مشکلات مقاوم می سازد. هر که تا به انتها صبر کند، نجات یابد.(7) «زیرا که شما را صبر لازم است تا اراده خداوند را به جا آورده و وعده را بیابید زیرا که بعد از اندک زمانی آن آینده خواهد آمد و تاخیر نخواهد نمود.»(8)


یکی دیگر از انگاره های آخرالزمانی در عهد جدید، توصیفی است  که از رستاخیز می شود و با آنچه پس از نزول مجدد مسیح روی می دهد، دارای پیوستگی و ارتباط  است. «مسیح با صدوچهل و چهار هزار نفر از یاران خویش بر زمین فرود می آید؛ اینان یاران پاکی هستند که به نور خدایی پیوسته اند و زبان به دروغ نیالوده و سایه وار فرستاده خدا را پیروی می کنند.»(9)


«جهان پایانی بر پایه اوصاف پراکنده ای که از آن یاد شده، جهانی است بی مرگ، بی غم و رنج، بی درد و ماتم ، و جاوید. خدای بزرگ هر که را که تشنه است از آب حیات سرمدی سیراب می سازد و همه نابکاران و دروغگویان را نابود می کند. جهان پر است از آب و میوه و آدمیان خدا را می پرستند، همیشه روز است و حکومت با فرمانروای توانایی است که فرمانرواییش بر دوام است» (10)


بر اساس پیش بینی انجیل، ظهور مسیح و قیام او تاریخ و روز و ساعت مشخصی و جود ندارد و جز خدا هیچ کس از تاریخ آن با خبر نیست:


اما از آن روز و ساعت هیچ کس اطلاع ندارد حتی ملائکه آسمان جز پدر من و بس.(11)



پیشگوئیهای دین مسیح پس از ذکر پاره ای از علائم به اندرزهایی اشاره دارد که می توان از آن به عنوان توصیه های آخرالزمانی یاد کرد. در بخش عمده ای از این اندرزها نکته هایی به انسان گوشزد می شود تا او را از آسیب ها و فتنه های پایان دوران رهایی بخشیده و زندگی و رفتار او را در فرآیندی اعتقادی به نام انتظار منجی قرار دهد


در انجیل لوقا ظهور مسیح همچون آمدن ملکوت خدا توصیف شده است: «و چون فریسیان از او (مسیح) پرسیدند ملکوت خدا کی می آید؟ او در جواب ایشان گفت ملکوت خدا با مراقبت نمی آید و نخواهند گفت در فلان یا فلان جاست ... زیرا چون برق که از یک جانب زیر آسمان لامع شده تا جانب دیگر زیر آسمان می درخشد، پسر انسان در یوم خود چنین خواهد بود.»(12) «او درست در ساعتی می رسد که گمان برده نمی شود. پس چون او ناگهان و بی خبر از راه رسد، بر بندگان راستکار و نیک کردار است که هر لحظه منتظر او باشند: لهذا شما نیز منتظر باشید زیرا در ساعتی که گمان نبرید پسر انسان می‌آید».(13)


دوران جدید حکومت مسیح بر مبنای عهد جدید یا تفسیرهای آن، متفاوت است و به طور کلی از چهل سال کمتر و از هفت هزار سال بیشتر نیست. برخی تفسیرها از این مدت به ابهام یاد کرده اند و مدت آن را برابر آفرینش جهان تا ظهور ، از طوفان نوح تا ظهور و یا به اندازه عمر سه نسل دانسته اند و بنا بر یک پندار ، این دوران تنها یک دوران انتقالی میان زندگی این جهان و رستاخیز است. عهد جدید این دوره را ظاهرا هزار سال می‌داند:


«و آنانی را که وحش و صورتش را پرستش نکردند، و نشان او را بر پیشانی و دست خود نپذیرفتند که زنده شدند و با مسیح هزار سال سلطنت کردند.»(14)


مجموع آنچه که در این گفتار مختصر تقدیم شد گویای دو روی سکه از اتفاقات آخرالزمانی است که در نتیجه روند تکاملی تاریخ و فراز و و فرودهای تاریخی به دست می آید. روی اول آن التهاب، آشوب و هرج و مرجی است که به واسطه خدا فراموشی و خویشتن انگاری غیر دینی دامنگیر انسانها شده و موجب افول ارزشهای انسانی و الهی در مقیاسی فراگیر و گسترده می شود. از سویی دیگر ملالت و وازدگی فطری، انسانها را به سمت معیارها و ساختارهای ارزشی و الهی سوق داده و همین وازدگی از شرایط موجود و انگیزش الهی به سوی آرمانها و زندگی مطلوب انسانی، جامعه را در آستانه پذیرش منجی و اشتیاق مجدد در احیاء ارزشهای الهی و انسانی می کند. این دیدگاه با همه نقایصی که برگرفته از میراث مکتوب مسیحی است، نشانگر شرایط دو گانه و گاملا متمایزی است که در آخرالزمان در دو بخش قبل از ظهور منجی و بعد  از ظهور او فراگیر می شود که هر یک از این شرایط بازخوردهای گوناگونی را در جامعه انسانی رقم خواهد زد.



پی نوشت:


1-  رساله اول پولس به تیموتائوس،باب4،آیه1تا4/رساله دوم پولس به تیموتائوس، باب سوم


2-  انجیل متی 24: 15ـ 22


3-  انجیل متی 24: 29


4-  انجیل لوقا،باب21،آیه34تا38


5-  رساله اول یوحنا،باب2،آیات18و22و23


6-  انجیل لوقا،باب21،آیه23تا28


7-  انجیل متی،باب24،آیه14


8-  رساله به عبریان،باب10،آیه36


9-  مکاشفه یوحنا،باب14،آیه1تا6


10-مکاشفه یوحنا،باب21،آیات4و7و8


11- انجیل متی،باب24،آیه36


12- انجیل لوقا،باب17،آیه20تا25


13- انجیل متی،باب24،آیه44


14-مکاشفه یوحنا،باب20،آیه4

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 5:42 - 0 تشکر 517335

پندارهای آخرالزمانی در دین زردتشت



زرتشت

آشنایی اجمالی با مکتب زردتشت


دین زردتشتی، مکتبی است که بسیاری از اندیشمندان و علمای اسلامی، آن را در زمره اعتقادات توحیدی دانسته اند. این مکتب در سرزمین ایران ظهور و بروز پیدا کرد، و معروف است که ریشه و اصالت زردتشت، ایرانی و اهل آذربایجان بوده است. محل برانگیختگی او را نیز کوهی نزدیک دریاچه ارومیه می دانند.(1)


آیین زردتشت حدود یک قرن قبل از میلاد تحول یافت و آن صورت تحول یافته را آیین مزدیسنی می نامند. مزدیسنا در لغت به معنای ستایش مزداست و در کتب آسمانی ادیان یهود، مسیح و اسلام پیرامون این آئین سخنانی به میان آمده است که از سابقه طولانی مکتب زردتشتی حکایت می کند.  چنانکه در کتاب اول اناجیل (انجیل متی) چنین آمده است که اولین کسانی که به دیدار عیسای (علیه السلام) تازه متولد شده آمدند، چند نفر از حکمای مشرق زمین بودند که مغ نامیده می شدند، که احتمالا همان روحانیان زرتشتی بودند کتاب زرتشتیان اوستا (معرفت) است که در پنج گروه: یسنا، ویسپرد، وندیداد، یشتها، خرده اوستا مرتب شده است.(2)


زردشتیان به نامهایی چون گبر و مجوسی و پارسی خوانده می شوند. کلمه (گبر) در زبان سریانی به معنای کافر می باشد که از سوی برخی از پیروان ادیان به آنان اطلاق گردیده است. واژه (المجوس) نیز در دستور زبان عربی، به اسم جنس جمع که مفرد آن مجوس است دلالت دارد و قرآن کریم نیز آئین زردتشت را با عبارت (المجوس) در کنار پیروان دیگر ادیان آسمانی یاد میکند  که این مساله دلالت بر شریعت توحیدی واهل کتاب بودن آنهاست(3). کتاب آسمانی زردشتیان اوستا نام دارد که به معنای اساس و بنیان و متن است. این کتاب به خط و زبان اوستایی نوشته شده است که به ایران باستان تعلق دارد و با زبان پهلوی و سانسکریت هم ریشه است . قدیمى‏ترین نسخه اوستا كه به خط «دبیره» و 1908  سال بعد از كشته شدن زرتشت نوشته شده و در دانمارك‏(4) نگهدارى مى‏شود.



به اعتقاد زرتشتیان قبل از خاتمه ی هر هزاره، دیوان و اهریمنان در زمین سلطه گری خواهند کرد رستاخیز و رسالت موعود هر دو در یک رویداد خاص اتفاق می افتد و آن نبرد نهایی خدایان خیر و شر و پیروزی موعود زردتشتی بر خدایان شر است. آغاز این بستر در سه دوره هزار ساله زمانی با آمدن زرتشت فراهم می‌گردد و پایان آن با ظهور سوشیانت انجام می‌پذیرد


زردشتیان و پژوهشگران بر این مساله اتفاق دارند که اوستا در اصل بسیار بزرگتر بوده است که به عقیده برخی روی 12000 پوست گاو نوشته بود. اوستای کنونی دارای 83000 کلمه است و احتمالا اصل آن دارای 345700 کلمه (یعنی چهار برابر) بوده است.(5) اوستای اصلی به 21 نسک (کتاب یا بخش ) تقسیم می شد و اوستای کنونی نیز 21 نسک است. کتاب اوستا از پنج بخش اصلی تشکیل گردیده که عبارتند از:


1. یسنا (یعنی جشن و پرستش )؛ که قسمتی از آن گاتها نامیده می شود.(6) این بخش که مشتمل بر ادعیه و معارف دینی و معروفترین قسمت اوستاست، به خود زردشت نسبت داده می شود، در حالی که سایر قسمتهای اوستا را به پیشوایان دین زردشت نسبت می دهند؛


2. ویسپرد (استمداد از خدایان) مشتمل بر نیایش و آداب نماز و عبادت ؛


3.وندیداد (قانون ضد شیطانی) نظامنامه روحانی مربوط به آداب و مقررات دینی ؛


4. یشتها (نیایش سرود و تسبیح ) مشتمل بر طلب کمک از بیست و یک فرشته و قهرمان دین زردتشتی.


5. خرده اوستا (اوستای کوچک ) درباره اعیاد و مراسم مذهبی و تعیین سرودهای آنها زردشتیان، علاوه بر اوستا، تفسیری به نام زنداوستا و کتب مقدس دیگری به زبان پهلوی دارند.(7)



هزاره گرایی در آئین زردتشت:


در آئین زردتشت از آخرالزمان، به فرشو کرتی یاد شده است  واژه فراش‌گرد و فرشوکرتی از ریشه فراشا (frasa) به معنای جان تازه بخشیدن است، و از این‌روی به روز رستاخیز یا آخرالزمان فراش‌گرد می‌گویند که در آن زمان، حیات جدیدی به جهان داده می‌شود. به اعتقاد زرتشتیان قبل از خاتمه ی هر هزاره، دیوان و اهریمنان در زمین سلطه گری خواهند کرد رستاخیز و رسالت موعود هر دو در یک رویداد خاص اتفاق می افتد و آن نبرد نهایی خدایان خیر و شر و پیروزی موعود زردتشتی بر خدایان شر است. آغاز این بستر در سه دوره هزار ساله زمانی با آمدن زرتشت فراهم می‌گردد و پایان آن با ظهور سوشیانت انجام می‌پذیرد.


طبق اعتقادات زرتشت، جهان در آن روز با ویژگی‌های کنونی‌اش از بین خواهد رفت و جهانی دیگر پدید می‌آید. در واقع معاد و رستاخیز در عالمی دیگر بپا نخواهد شد، بلکه همین جهان است که با نابودی اهریمن صحنه رستاخیز و بهشت موعود می‌شود.


نکته قابل توجه آنست که رویداد آخرالزمان در مکتب زرتشت(مانند ادیان یهودیت و مسیحیت)، بر مبنای هزاره گرایی بنا شده است، بطوری که زردتشتیان بر این باورند که عمر جهان نهایتا 12000  سال ادامه پیدا می کند.



در نتیجه آنچه که از مطالعه تطبیقی ادیان توحیدی پیرامون روزهای واپسین تاریخ بر می آید، اینست که همه ادیان بر این مساله اتفاق دارند که آخرین نبرد مقدس تاریخ، میان خیر و شر درخواهد گرفت ،که با پیروزی خداوند و سپاهیان خیر، بارقه ای تازه از امید در دل مردم دنیا ایجاد شده و عصر طلایی بشر برای زندگی، آغاز می شود


در اوستای ساسانی از این باورچنین حکایت شده است: «... عمر دنیا بالغ بر 12000 سال است. در سه هزار سال نخستین عالم، اوهرمزد (یا عالم روشنى) و اهریمن (یا عالم تاریكى) در جوار یكدیگر آرام مى‏زیسته‏اند. این دو عالم از سه جانب نامتناهى بوده، فقط از جانب چهارم به یكدیگر محدود مى‏شده‏اند. دنیاى روشن در بالا و عالم ظلمانى در زیر قرار داشته و هوا فاصله آنها بوده است. مخلوقات اورمزد در این سه هزار سال در حال امكانى بودند، سپس اهریمن نور را دیده درصدد نابود كردنش برآمد. اوهرمزد كه از آینده آگاهى داشت مصافى به مدت نه هزار سال با وى طرح افكند. اهریمن كه فقط از ماضى آگاه بود رضا داد. آن گاه اوهرمزد به او پیشگویى كرد كه این جدال با شكست عالم ظلمت خاتمه خواهد یافت. از استماع این خبر اهریمن سخت متوحش شد و مجدداً به عالم تاریكى درافتاد و سه هزار سال در آنجا بى‏حركت بماند. اوهرمزد در این فرصت دست به آفرینش جهان زد...»(8)


در هزاره گرایی زردشتی (9) خدای نیکی مدت 3000 سال بر جهان حکمرانی می کرد و در این مدت خدای بدی در تاریکی به سر می برد. پس از این مدت خدای بدی از تاریکی بیرون آمد و با خدای نیکی روبرو شد. خدای نیکی به وی 9000 سال مهلت داد که با او مقابله کند. وی اطمینان داشت که سرانجام خود او به پیروزی خواهد رسید. در این زمان هر دو به آفریدن نیک و بد آغاز کردند و بدین گونه با یکدیگر به مبارزه برخاستند. پس از 3000 سال زردشت آفریده شد و از این زمان به بعد توازن قوا به نفع خدای نیکی گرایید و به سیر صعودی خود ادامه داد.


در نتیجه آنچه که از مطالعه تطبیقی ادیان توحیدی پیرامون روزهای واپسین تاریخ بر می آید، اینست که همه ادیان بر این مساله اتفاق دارند که آخرین نبرد مقدس تاریخ، میان خیر و شر درخواهد گرفت ،که با پیروزی خداوند و سپاهیان خیر، بارقه ای تازه از امید در دل مردم  دنیا ایجاد شده و عصر طلایی بشر برای زندگی، آغاز می شود.



پی نوشتها:


1- از دریاچه اورمیه  در کتابهای مذهبی زردشتیان به تقدس یاد شده است


2- برگرفته از کتاب ادیان زنده جهان   رابرت ا. هیوم ص 306-310


3- سوره حج آیه17


4- تاریخ جامع ادیان،  جان بى‏ناس ص 453


5- مجموعه آثار شهید مطهرى ، ج 14، ص 188.


6- سروده های منتسب به زرتشت


7- ادیان زنده جهان  جهان   رابرت ا. هیوم ص 317-319


8- تاریخ ده هزار ساله ایران، ج 2، ص 106.4


9- Millennialism Zoroastrean





what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 5:42 - 0 تشکر 517336

انگاره های آخرالزمانی در دین یهود (1)



آخرالزمان


قوم یهود، از اقوام نژاد سامی به شمار می‌روند. این نژاد را فرزندان سام، پسر نوح علیه السلام می‌دانند. نسل یهود از طریق حضرت یعقوب علیه السلام، به حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام می‌رسد. این قوم، همراه اقوام بابلی، آشوری و کنعانی، تا چهار هزار سال پیش از میلاد، در جزیرة العرب با هم می‌زیسته و به شبانی مشغول بوده‌اند و در این میان نام‌ها و عنوان‌‌های مختلفی یافتند.





قدیمی‌ترین آن‌ها «عبری» یا «عبرانی» است که آن را از ریشه «عبور» دانسته‌اند و منظور، عبور حضرت ابراهیم علیه السلام از رود فرات به سوی جنوب است، از نام‌‌های دیگر، می‌توان به قوم «یهود» که از نام «یهودا» یکی از فرزندان حضرت یعقوب گرفته شده است اشاره كرد؛ و همچنین نام «بنی‌اسرائیل» که به علت نسبت به حضرت یعقوب که «اسرائیل» لقب داشت، بدین نام معروف شدند..


مفهوم آخرالزمان در طول تاریخ یهود تحولات زیادی را گذرانده است. در كتاب هایی كه از آخرالزمان سخن به میان آمده،‌ مطالبی مطرح شده كه از فرهنگ‌های بابلی، مصری، كنعانی، یونانی و ایرانی ریشه گرفته است. گروهی از كسانی كه در مجاورت بنی‌اسرائیل زندگی می‌كردند، به حیات پس از مرگ، به صورت زندگی در قبر عقیده داشتند. به همین دلیل، آنان همراه مردگان خود در گورها وسایل زندگی قرار می دادند تا در جهان دیگر از آنها استفاده كنند. برخی از پژوهشگران پنداشته‌اند یهودیان اعتقاد به رستاخیز مردگان را از ایرانیان عهد باستان گرفته اند. به گفته آنان، این اعتقاد پس از بازگشت از بابل پدید آمد. ایرانیان عقیده داشتند در زمان آینده، پس از آنكه «سپنته مئنیو» خدای خیر و روشنایی بر هماورد خود «اَنْگْره مِئنیو» خدای شر و تاریكی پیروز شود و او را نابود كند، مردگان برخواهند خاست. (1)


تورات کتاب مقدس یهودیان است که همراه مجموعه کتب دیگر(کتاب مقدس عبری یا کتب عهد عتیق)، کتب مقدس یهود (تنخ) را تشکیل می‌دهد. این کتب به چهار دسته تقسیم می‌شود:


1. تورا یا تورات که مشتمل بر پنج سِفر پیدایش، خروج، لاویان، اعداد و تثنیه است.



مسأله آخرالزمان و حکومت آرمانی موعود تاکنون، مورد توجه بسیاری از اندیشمندان یهودی قرار گرفته است؛ چنان ‌که اعتقاد به آن، از اصول ایمانی آن‌ها شناخته می‌شود و حتی امروزه، دولت‌مردان یهود، بعضی از سیاست‌‌های خود را با تکیه بر این موضوع توجیه کرده و آمادگی برای حکومت آخرالزمان را عامل سیاست‌‌های خود بیان می‌كنند


2. کتب انبیا (نبییم) که به دو بخش انبیای متقدم و متأخر تقسیم می‌شود. انبیای متقدم، به کتاب‌های یوشع، داوران، دو کتاب سموئیل و دو کتاب پادشاهان تقسیم می‌شود و بخش انبیای متاخر که شامل کتاب‌‌های اشعیا، ارمیا، حزقیال، هوشع، یوئیل، عاموس، میکاه، ناحوم، حبقوق، صفنیا، حجی، زکریا و ملاکی است.


3.مکتوبات یا کتوبیم (نوشته‌ها) كه کتاب‌‌های مزامیر داوود، امثال سلیمان، ایوب، غزل‌‌های سلیمان، روت، مراثی ارمیا، اِستر، جامعة سلیمان، دانیال، عزرا، نحمیا و دو کتاب تواریخ ایام را در بر می‌گیرد.


4. کتاب سبعینه (اپوکریفا) نیز یکی از کتب مهم یهودیان است و کتاب مقدس مسیحی، مطابق با آن است، این مجموعه، به سه بخش «کتاب‌‌های تاریخی»، «کتاب‌‌های حکمت، مناجات، شعر» و «کتاب‌‌های پیش گویی» تقسیم می‌شود. از سوی دیگر، «میشنا» یا همان تورات شفاهی، حاوی قوانین و مقررات الهی است و «تلمود» نیز در باره قوانین کتبی و شفاهی تورات است که پایه و اساس فقه یهود قلمداد می‌شود(2)


مسأله آخرالزمان و حکومت آرمانی موعود تاکنون، مورد توجه بسیاری از اندیشمندان یهودی قرار گرفته است؛ چنان‌که اعتقاد به آن، از اصول ایمانی آن‌ها شناخته می‌شود و حتی امروزه، دولت‌مردان یهود، بعضی از سیاست‌‌های خود را با تکیه بر این موضوع توجیه کرده و آمادگی برای حکومت آخرالزمان را عامل سیاست‌‌های خود بیان می‌كنند. در این آئین آخرالزمان «آچاریت هیامیم».(3) نام دارد كه طی آن هزاران حادثه برای واژگونی جهان كهنه و آغاز مرحلة جدیدی كه در آن همه انسان‌ها خداوند را ـ به عنوان كسی كه بر همه كس و همه چیز حكمرانی می‌كند ‌ـ می‌شناسند، رخ می‌دهد. یكی از حكیمان تلمود می‌گوید: «پایان دوران را برسان، اما اجازه بده من آن زمان را نبینم.» چون این دوره با كشمكش‌ها و رنج‌های فراوانی همراه خواهد بود.


تورات که مبنای اصول اساسی و اعتقادات و اندیشه یهودیت است، در بخش‌های نخستین، پس از شرح چگونگی تکوین جهان هستی، خلقت انسان و ذکر تاریخ پیامبران اولیه، هشدارهایی نسبت به آخرالزمان دارد، که در بیشتر پیشگویی‏های مربوط به آخرالزمان، خبرهای وحشتناك و نگران‏كننده‏ای وجود دارد. رؤیاها و هشدارها دربارة آخرالزمان و توصیف علائم ظهور موعود، از موضوع‌های رایج در ادبیات پیشگویی است و انبیا از تشویش ها و پریشانی های پیش از دوران گشایش سخن گفته‌اند.(4) در باب های 38 و 39 كتاب حزقیال، نبرد یأجوج و مأجوج(5) از نشانه‌های آخرالزمان به شمار رفته است.


توصیف و پیشگویی یوئیل از «روز عظیم و مهیب خداوند» و بلاهای طاقت‌‌فرسای آن و گردآوری «باقی‏ماندگان»، نمونه‏ای از این امور است: «آفتاب به تاریكی و ماه به خون مبدل خواهند شد؛ پیش از ظهور یوم عظیم و مهیب خداوند. و واقع خواهد شد هر كس نام خداوند را بخواند نجات یابد ...».(6)



پی نوشت:


1- آشنایی با ادیان بزرگ، ص 110ـ 111.


2- فرهنگ و بینش یهود، ص30


3- Acharit Hayamim


4- دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج 1، مدخل «آخرالزمان»


5- در ترجمه فارسی کتاب مقدس این دو نام به صورت جوج و ماجوج آمده است.


6- یوئیل 2: 31-32.

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 5:43 - 0 تشکر 517338

آخرالزمان یعنی کی؟


آخرالزمان

در ادیان آسمانی و برخی مکاتب، فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها کم و بیش هشدارهایی درباره آخرالزمان به چشم می خورد و توجه به آن با برخی هشدارها نسبت به اتفاقات آخرالزمانی همراه است. ادیان و مکاتب الهی از زمانی سخن به میان می آورند که انسان در معرض رویدادها و سختیهایی قرار گرفته و با بحرانهای فراروی خویش دست و پنجه نرم می کند. این حوادث و رویدادها با ادبیات مفهومی مشابهی، درباره آنچه اتفاق در مقطعی از تاریخ انسان خواهد افتاد، در مکاتب و ادیان الهی توصیف گردیده و هشدارهایی رمزگونه را نسبت به آن به همراه دارد. در این مجموعه بر آنیم تا با عیار نقد، آخرالزمان  و اتفاقاتی که از وقوع آن حکایت می کند را از دیدگاه مکاتب و ادیان توحیدی مورد بررسی قرار داده و با نگاهی تطبیقی، بن مایه های مشترک این موضوع را مورد کنکاش قرار دهیم.


1- تعریف و ماهیت آخرالزمان:


آخرالزمان به بخش پایانی دوران که در نهایت به قیامت می پیوندد، گفته می شود. رخداد آخرالزمان و به پایان رسیدن حیات بشر در این جهان، بدون ‌شک مهم‌ترین رویدادی است که می‌تواند در زندگی بشر تجربه شود و تصویر آن بی‌مسامحه عظیم‌ترین و آخرین پرده نمایش زندگی انسان به شمار می‌رود. اعتقاد به این دوره  از زمان که با ظهور منجی از آن به عنوان عصرگذار از تاریکیها و سختیها به «فوتوریسم‏» یاد می شود. از  جمله مسایلى است که در بحثهاى تئولوژیک تمام مذاهب و ادیان درباره آن بحث و گفتگو شده است. همه ادیان در بیان آخرالزمان و ارائه  تاویل و تفسیر های  خویش مشترکند .


همچنین اعتقاد به ظهور منجی در آخرالزمان در کیش های آسمانی از جمله زور استریانیسیم (مذهب زرتشت)، جودائیسم (مذهب یهود) و سه مذهب عمده مسیحیت: کاتولیک، پروتستان، ارتودِ کس، به مثابه یک اصل مسلم پذیرفته شده است. در این راستا، دو مذهب عمده اسلام، تشیع و تسنّن هم در ظهور " مهدی" در دوران واپسین زمان، اتفاق نظر دارند .



آخرالزمان به بخش پایانی دوران که در نهایت به قیامت می پیوندد ،گفته می شود . رخداد آخرالزمان و به پایان رسیدن حیات بشر در این جهان، بدون‌شک مهم‌ترین رویدادی است که می‌تواند در زندگی بشر تجربه شود و تصویر آن بی‌مسامحه عظیم‌ترین و آخرین پرده نمایش زندگی انسان به شمار می‌رود


آنچه که در نگاه آخرالزمانی ادیان و اندیشه ها به عنوان موضوع مشترکی مورد پرسش قرار می گیرد اینست که آینده بشر آبستن چه اتفاقاتیست و حد نهایی تاریخ بشر به کجا ختم می شود؟ بر این اساس پاسخهای گوناگون و تامل برانگیزی که به این پرسش داده می شود، انگیزه کنکاش در آینده و توجه به سرنوشت را برای بشر ایجاد می کند. لذا مشاهده می کنیم که سیاستهای متفاوتی بر اساس پژوهشها و تاویلاتی که کرسی های آینده پژوهی در جهان ارائه می دهند شکل می گیرد و دغدغه سرنوشت نهایی تمدن انسانی به صورتهای گوناگونی نظیر یک روش یا جریان سیاسی، یک گروه و بافت اعتقادی خاص، مجموعه ای از فیلمها و یا رمانهای جهت دار، مقالات و نظریه های علمی و تحلیلی، در فضای عمومی جوامع بشری رخ می نمایاند.



2-آخرالزمان و پویش آینده


شوق آگاهی از سرنوشت، در سرشت آدمی نهاده شده است. با نگرشی كوتاه به تاریخ زندگی بشر درمی‌یابیم یكی از دغدغه‏های همیشگی انسان، چگونگی فرارسیدن پایان این جهان و حیات پس از مرگ بوده است. برای مباحثی پیرامون آمدن موعود، جاودانگی روح، پایان این جهان و فرارسیدن جهان دیگر، واژه «اسكاتولوژی» به كار می‌رود. این واژه به معنای شناخت آخرالزمان‏ و آخرت، از كلمه «اسكاتوس» یونانی به معنای «آخر» یا «بعد» گرفته شده است.


در آثار برخی از اندشمندان آینده  پژوه آخرالزمان را معادل فوتورسیم یعنی تفکری که مبتنی بر کنکاش و استخراج اتفاقات آینده است ،می دانند. سه دین ابراهیمی یهودیت، مسیحیت و اسلام، از نزدیك بودن آخرالزمان و آخرت سخن گفته‏اند. جمعی از یهودیان و همه مسیحیان، این دو دوره را به گونه‏ای بر هم منطبق می‌دانند؛ اما جمعی دیگر از یهودیان و همه مسلمانان، آخرالزمان و آخرت و یا به عبارتی، عصر ظهور و روز قیامت را دو دوره جدا از هم می‌دانند.



مهم‌ترین بعد آینده‌شناسی درادیان و جلوه‌گری غایت‌مندی تاریخ و نظریه جامع و كامل «نجات گرایانه» دین، «آموزه منجی گرایی» است. این آموزه‌، آینه تمام‌نمای پیش‌گویی است. ترسیم آموزه های منجی گرایی، پاسخ‌گویی به بسیاری از دغدغه‌ها و سؤال‌های انسان در طول تاریخ و چشم‌اندازی الهی و ایمانی به جامعه‌ای برتر و كارآتر است


باورهای مربوط به آخرالزمان، بخشی از مجموعه عقیده هایی است که به مباحثی پیرامون فرجام تاریخ، پایان دوران و نهایت سرنوشت بشر دیگر معطوف شده  و ادیان بزرگ درباره آن پیشگویی هایی کرده اند، تصویری که این پیشگوئیها از آینده انسان نشان می دهد می توان آن را نوعی آینده انگاری و آینده پژوهی دانست.


در ورای همه آینده‌نگری‌ها و آینده‌نگاری‌ها در طول تاریخ، همواره بشر شاهد آینده‌شناسی دینی بوده است. این آینده‌شناسی، نگاهی روشن و جامع به كلّ تاریخ و پیش‌گویی حتمی و فراگیر آینده است. «قرآن» و «روایات معصومین علیهم السلام» در شریعت اسلام، نمونه كامل این آینده‌شناسی وحیانی و غیبی هستند و موارد فراوانی از این پیش‌گویی‌ها، در طول تاریخ محقّق شده است. البته علم به آینده فقط در دست خداوند است و او است كه پیامبران و حجّت‌های خود را از آن آگاه می‌سازد تا دلیلی بر حقانیت آنها و معجزه‌ای بر راستی آنها باشد.


مهم‌ترین بعد آینده‌شناسی درادیان و جلوه‌گری غایت‌مندی تاریخ و نظریه جامع و كامل «نجات گرایانه» دین، «آموزه منجی گرایی» است. این آموزه‌، آینه تمام‌نمای پیش‌گویی است. ترسیم آموزه های منجی گرایی، پاسخ‌گویی به بسیاری از دغدغه‌ها و سؤال‌های انسان در طول تاریخ و چشم‌اندازی الهی و ایمانی به جامعه‌ای برتر و كارآتر است.


بطوری که همه ابعاد و مؤلّفه‌های مساله «آینده‌پژوهی» در این آموزه وجود دارد: هم تفسیر كلان از حیات معقول بشری و فرجام شناسی تاریخ (فلسفه نظری تاریخ) است؛ هم تصویر و ترسیم روشنی از وضعیت‌های مختلف (و در نهایت وضعیت حتمی) و هم راه‌ و نظام رسیدن به آن. بر این اساس پیوند محکمی میان آینده‌پژوهی و منجی گرایی وجود دارد. چرا که این مساله، كاوش نظام‌مند تاریخی، اجتماعی، سیاسی، كلامی و تفسیری این مساله و شناخت و فهم آینده بر اساس آن است.



سیدحامد حسینی


بخش مهدویت تبیان








منابع:


1- دائرة المعارف جامع اسلامی ج1 ص37


2- تاریخ ابن‌خلدون، ج‌1، ص‌303.


3- نجات بخشى در ادیان، ص‌13 و 14؛ على و پایان تاریخ، ص15 25.


4- هزاره گرایى، ص‌25.


5- نجات‌بخشى در ادیان، ص‌13 و 14.


6- (قیام و انقلاب مهدى، ص‌5‌.


7- اوستا، گاهان، یسنه 46، ب‌3 و یَشتها، ؛ نجات‌بخشى در ادیان، ص‌3 ـ 71.


8- بحران دنیاى متجدّد، ص‌1 و اوپانیشاد، ص‌772 ـ 774 و 737.


9- بودا، ص‌518 و 519‌؛ على و پایان تاریخ، ص‌23.


10- کتاب مقدّس، اشعیاء 11 و 12، یوئیل 3 و 4، زکریا 9، دانیال 2: 44، و‌7: 13 و 27.


11- (کتاب مقدّس، متى 24: 15 ـ 44، و‌رسل 2: 17 ـ 21.


12- کتاب مقدّس، مکاشفه یوحنا 4 ـ 22؛ نجات بخشى در ادیان، ص‌113 133.


13- مارکس و مارکسیسم، ص‌91 ـ 94.


14- بحران دنیاى متجدّد، ص‌2، 20، 55‌، 105، 154 و 186؛ علائم آخرالزمان، ص‌188 ـ 199، 200 و 318.


15- «پایان تاریخ و آخرین انسانها» مجله اطلاعات سیاسى و اقتصادى، ص‌22.


16-  برخورد تمدّن‌ها و بازسازى نظم جهانى، ص‌485 و 516‌.


what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 5:43 - 0 تشکر 517339

مصلح آسمانی ، آرزوی همه ادیان



امام زمان علیه السلام

امید به آمدن «مصلح بزرگ آسمانی»، در آینده ای روشن و استقرار عدالت و صلح فراگیر و همگانی ، امری فطری است. این انگاره با وجود آدمی، آمیخته شده است. و محصور در زمان و مکان و ویژه قوم و ملتی خاص نیست.




همه افراد، طبق فطرت ذاتی خود، منتظرند جهان در پرتو ظهور رهبری الهی و آسمانی و با تأیید و عنایت پروردگار، از ظلم و ستم نجات یافته، از نا بسامانی ها، نا امنی‌ها و تیره روزی ها خلاص شوند و سرانجام به كمال مطلوب و زندگی شرافتمندانه، نایل آیند.


در بیشتر ادیان و مذاهب جهان، از مصلحی سخن به میان آمده كه در آخرالزَّمان ظهور کرده و به جنایت‌ها و خیانت‌ها خاتمه خواهد داد و شالودة حكومت واحد جهانی را بر اساس عدالت و آزادی واقعی، بنیان خواهد نهاد. تمامی پیامبران و سفیران الهی نیز در این زمینه به مردمِ با ایمان جهان، نویدهایی داده اند.


پیروان ادیان و مذاهب گوناگون، درباره نام آن بزرگوار با هم اختلاف نظر دارند. مسلمانان با ارائه كامل‌ترین تصویر، او را با نام «مهدی موعود» می‌شناسند.


عقیده به ظهور « نجات دهنده» و امید به یك « آینده‌ای روشن» ـ كه در آن، نگرانی‌ها و هراس‌ها مرتفع گردد و تاریكی‌ها از پهنه گیتی برچیده و ریشه ظلم و جهل و تباهی بركنده شود ـ یك اعتقاد عمومی است كه همواره بین بیشتر ملت‌ها وجود داشته است.



بر اساس تحقیقات پژوهشگران مسائل اسلامی، این عقیده پیوسته در میان بیشتر ملت‌ها و پیروان ادیان بزرگ وجود داشته وحتی اقوام مختلف جهان ـ چون اسلاوها، ژرمن‌ها، اسن‌ها و سلت‌ها ـ نیز معتقدند كه سرانجام باید پیشوایی در آخرالزمان ظهور كند و بی عدالتی ه


امام زمان(عج) ظلم را از بین ببرد و حكومت واحد جهانی تشكیل داده، در بین مردم بر اساس عدالت و انصاف داوری كند


یکی از نویسندگان از این باور با عنوان « فوتوریسم» یاد كرده، می‌نویسد:


«فوتوریسم(1)؛ یعنی، اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجی غیبی و مصلح جهانی و بزرگ، از جمله مسائلی است كه در اصول عقاید ما، جای مهمّی را اشغال كرده است. فوتوریسم عقیده‌ای است كه در كیش‌های آسمانی زوراستریانیسم (مذهب زردشت) و جودائیسم (مذهب یهود) و سه مذهب عمدة مسیحیت (كاتولیك، پروتستان و ارتودكس) و به طور كلّی در میان مدعیان نبوّت، به مثابه یك اصل مسلم قبول شده و همگی به اتفاق، بشارت ظهور همچو مصلحی را داده اند...»(2)


«فوتوریسم» یكی از مسائلی است كه در بحث‌های تئولوژیك تمام مذاهب آسمانی، از آن بحث شده است.


دار مستتر در یکی از كنفرانس هایی كه به مناسبت ظهور «مهدی متمهدی» در سودان در فوریه سال 1885 میلادی برگزار گردید، می گوید:


«می دانید كه محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) چگونه شریعت خود را بنیان نهاد؟ وقتی كه او ظهور كرد، در عربستان علاوه بر شرك ملی باستانی، سه دیانت بیگانه موجود بود: آیین یهود، دیانت عیسوی، كیش زردشت ... نكته مشتركی كه در این سه دیانت یافت می‌شد، عبارت از اعتقاد به یك وجود فوق الطبیعه بود كه بایستی در آخرالزمان ظهور كند و نظم و عدالت رفته را به جهان باز آرد و مقدمه خلود و سعادت دائم انسان را فراهم سازد» .(3)


بر اساس تحقیقات پژوهشگران مسائل اسلامی، این عقیده پیوسته در میان بیشتر ملت‌ها و پیروان ادیان بزرگ وجود داشته وحتی اقوام مختلف جهان ـ چون اسلاوها، ژرمن‌ها، اسن‌ها و سلت‌ها ـ نیز معتقدند كه سرانجام باید پیشوایی در آخرالزمان ظهور كند و بی عدالتی ها را از بین ببرد و حكومت واحد جهانی تشكیل داده، در بین مردم بر اساس عدالت و انصاف داوری كند.



پی نوشت:


1. Futurism.


2 . سیّد هادی خسروشاهی، مصلح جهانی و مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از دیدگاه اهل سنّت، ص55.


3 . همان، به نقل از: دار مستتر، مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در سیزده قرن، ترجمه محسن جهان سوز.

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 5:44 - 0 تشکر 517340

منتظران نشسته


امام زمان عج

نقل است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: یَكُونُ فِی هَذِهِ الْأُمَّةِ كُلُّ مَا كَانَ فِی بَنِی إِسْرَائِیلَ حَذْوَ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ؛ هر آنچه در بنی اسرائیل رخ داده است در این امت اسلامی هم اتفاق خواهد افتاد.[1] در تعبیر دیگری آمده است: لَتَركَبُنَّ سُنَنَ مَن كانَ قَبلَكُم ِشبراً بِشِبرٍ؛ شما امت اسلامی روش و سیره امتهای پییشین را وجب به وجب تقلید خواهید کرد.[2]



کمی دقت در تاریخ صدر اسلام و اوضاع جاری آن، این حقیقت را به خوبی روشن می کند و شاید یکی از دلایلی که قرآن کریم در آیات فراوانی به سرگذشت و تاریخ بنی اسرائیل می پردازد همین باشد. تا بخوانیم و بدانیم و مراقب باشیم تا مبادا پا جای پای آن قوم عجیب و لجوج بگذاریم.


برای حفظ خود از این خطر بزرگ ابتدا لازم است تا اندیشه و رفتار بنی اسرائیل را به خوبی بشناسیم و بعد اندیشه و رفتارمان را با آن مقایسه کنیم.



در این راستا ما نمونه ای را از قرآن کریم برگزیده و کار تطبیق و مقایسه ای را که گفتیم در مورد آن انجام می دهیم تا اگر ضعف یا انحرافی در مسلمانی ما هست خودش را در زیر این ذره بین نشان دهد.



این منتظران بر سجاده نشسته دست به دعا بی آنکه خود بدانند آن سستی و لختی و ضعف ایمان درونشان سبب می شود که به جای عمل به وظیفه و تلاش برای ادای واجبات فردی و اجتماعی و مبارزه با ظلم در هر بُعد و اندازه ای که باشد؛ با خلوص نیت دست روی دست گذاشته و منتظر کسی باشند که بیاید و مشکلات آنها را برطرف کند


داستانی از بنی اسرائیل


آیات 20 تا 26 سوره مائده به جریانی از بنی اسرائیل با موسی علیه السلام اختصاص دارد. ماجرا از آنجا آغاز می شود که بنی اسرائیل مامور می شوند تا وارد سرزمینی شوند که در آن عده ای زندگی می کردند که به دلیل داشتن قدرت اهل زور گویی بودند به همین دلیل بنی اسرائیل از فرمان الهی سرپیچی کرده و به موسی علیه السلام گفتند: یَامُوسىَ إِنَّ فِیهَا قَوْمًا جَبَّارِینَ وَ إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا حَتىَ‏ یخَرُجُواْ مِنْهَا فَإِن یخَرُجُواْ مِنها فَإِنَّا دَاخِلُون‏؛ موسی! در این سرزمین مردمان زورگویی زندگی می کنند که تا آنها هستند ما وارد آن سرزمین نمی شویم؛ هر وقت آنها بیرون رفتند ما امر تو را عملی کرده و وارد آنجا می شویم.


در بین بنی اسرائیل عده ای وجود داشتند که خداترس بودند و همین امر سبب می شد که دلواپس امر خدا باشند. دو نفر از این جمعیت با ایمان كه ترس از خدا در دل آنها جاى داشت و به همین دلیل مشمول نعمتهاى بزرگ او شده و روح استقامت و شهامت را با دوراندیشى و آگاهى اجتماعى و نظامى آمیخته بودند براى دفاع از پیشنهاد موسى علیه السلام لب به سخن گشوده و به بنى اسرائیل گفتند:


شما از دروازه شهر وارد بشوید هنگامى كه وارد شدید (و آنها را در برابر عمل انجام شده قرار دادید) پیروز خواهید شد. ولى باید در هر صورت از روح ایمان استمداد كنید و بر خدا تكیه نمائید تا به این هدف برسید. یعنی شما با توکل به خداوند متعال، عمل به وظیفه کنید و مطمئن باشید که او شما را یاری خواهد کرد و پیروزیتان قطعی است.


ولی بنى اسرائیل به دلیل ضعف و زبونى كه در روح و جان آنها لانه كرده بود بی توجه به توصیه این مردان الهی، صریحا به موسى علیه السلام گفتند: تا آنها در این سرزمینند ما هرگز وارد آن نخواهیم شد. بعد جمله ای به کار بردند که محور بحث ما همین جمله است؛ آنها به رهبرشان گفتند:


« فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُون‏» خود تو و پروردگارت بروید با آنها بجنگید و مشکل را از سر راه بردارید. ما اینجا نشسته ایم هر وقت مشکل حل شد بیا ما را خبر کن تا بیاییم.



تطبیق آن داستان با امروز ما


این عبارت بنی اسرائیلی امروز با کمی تغییر در الفاظ ولی دقیقا با همان روح و معنا در بین پیروان و شیعیان رهبر و امام عصر عج الله تعالی فرجه چنان رواج دارد که به نظر جزء فرهنگ انتظار شده است و جالب اینکه برخی متدینین با تمام اخلاص و اردات وقتی به یک معضل اجتماعی و یا مشکل بزرگ در سطح بین المللی بر می خورند آهی از درون کشیده و قیافه عارفانه به خود می گیرند و با لحن خاصی این جمله را به زبان جاری می کنند که «ان شاء الله امام زمان ع می آید و این مشکلات را خودش حل می کند.»


این منتظران بر سجاده نشسته دست به دعا بی آنکه خود بدانند آن سستی و لختی و ضعف ایمان درونشان سبب می شود که به جای عمل به وظیفه و تلاش برای ادای واجبات فردی و اجتماعی و مبارزه با ظلم در هر بُعد و اندازه ای که باشد؛ با خلوص نیت دست روی دست گذاشته و منتظر کسی باشند که بیاید و مشکلات آنها را برطرف کند.




امام خمینی

درس که حضرت امام(ره) به ما آموخت


درود و رحمت خدا به روح مطهر حضرت امام که به ما آموخت: « همه ما مأمور به اداى تكلیف و وظیفه‏ایم نه مأمور به نتیجه»[3] این سخن برگرفته از کلام خداست که فرمود: « قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى‏ وَ فُرادى‏؛ بگو من تنها شما را به یك چیز اندرز مى‏دهم، و آن اینكه براى خدا قیام كنید. دو نفر، دو نفر، یا یك نفر، یك نفر»[4]



امام(ره) منتظر واقعی بود



آن بزرگ مرد تاریخ هم اگر مانند این منتظران نشسته می اندیشید و عمل می کرد می بایست با دیدن ظلم خاندان پهلوی و تجاوز صدامیان و خیانتهای مکرر منافقان و بیداد و ستمگری هایی که مسلسل وار از داخل و خارج به پیکر اسلام و مسلمین وارد می شد؛ دست روی دست گذاشته و بر سجاده می نشست و مدام این ذکر را می گفت که ان شاء الله صاحب این دین و انقلاب بیاید و با خدایش این مشکلات را حل کند.


اما او چنین نکرد. با توکل به خدا در راه احیای دین و مبارزه به ظلم قدم برداشت؛ چه آن وقت که تنها بود و چه آن وقت که میلیون جان برکف دعوتش را لبیک گفتند. و این تمام کار او نبود بر سجاده هم می نشست و پیشانی بر مهر می سایید و با اشک چشم، پیروزی اسلام و ظهور آن منجی آخرین را طلب می کرد. ولی این دعا کجا و آن دعا کجا! یکی منتظر ایستاده است و دیگری منتظر نشسته که اگر خوابیده بگوییم شایسته تر است.




پی نوشت ها :


(1) من لا یحضره الفقیه ،ج‏1،ص 203


(2) نهج الفصاحة، ح2219


(3) صحیفه امام، ج‏21، ص 284


(4) آیه 46 ،سوره سبأ





what`s life?life is love.
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.