• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن مهدویت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
مهدویت (بازدید: 131)
شنبه 28/5/1391 - 4:5 -0 تشکر 517179
امام عصر (عج) در قرآن

ظهور و قیام نورانی امام معصوم(عج)

امام زمان

"اعْلَمُوا أَنَّ الله یُحْییِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الْآیاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ؛(1) بدانید که خداوند زمین را پس از مرگش زنده می کند. ما این آیات را برای شما آشکار می کنیم تا اندیشه کنید."

این آیه با خطاب "اعْلَمُوا" هشداری عمومی همراه با این بشارت است که خداوند با نزول برکات خویش زمین‌های مرده و بی آب و علف را با حیات تازه‌ای سرسبزی و رونق جدیدی می‌بخشد. چنین مرگ و حیاتی را در هر زمستان و بهاری می‌توان مشاهده کرد. همان‌گونه در آیات دیگری نیز می توان آن را مشاهده کرد، مانند:"وَ اللهِ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیَةً لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ؛(2) و خدا از آسمان آبی نازل کرد که با آن زمین را پس از مردنش زنده نمود، در آن نشانه‏ای برای گروهی است که می‏شنوند."

این آیه و امثال آن در حقیقت زیرمجموعه صفت محیی بودن خداوند است که نسبت به همه چیز ظهور می‌یابد. همان‌گونه که خود می‌فرماید:"فَانْظُرْ إِلی‏ آثارِ رَحْمَتِ اللهِ کَیْفَ یُحْییِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ ذلِکَ لَمُحْیِ الْمَوْتی‏ ...؛(3) پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس از مرگش زنده می‏کند. به یقین چنین خدایی زنده کننده مردگان است ..."

"مُحیی" بودن خداوند زمانی به طور کامل ظهور می‌یابد که حیات او ذاتی باشد. "اللهٌ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ"(4) زیرا تا موجودی زنده نباشد نمی‌تواند به دیگری حیاتی ببخشد. از سوی دیگر این حیات باید کامل و واقعی باشد؛ به گونه‌ای که افولی در او راه نیابد و جاودانه باشد تا همیشه و همه جا، اثرش آشکار گردد."وَ تَوَکَّلْ عَلَی الْحَیِّ الَّذی لا یَمُوتُ؛(5) و بر آن زنده که نمی‏میرد، توکّل کن."

امام موسی بن جعفر(علیه السلام) درباره سخن خداوند "یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها" فرمودند: "مراد این نیست که خداوند زمین را به وسیله باران زنده می‏کند؛ بلکه مردانی را برمی‏انگیزد که عدالت را احیا می‌کنند، زمین با احیای عدالت زنده می‏شود. اقامه عدل در زمین از چهل روز باران نافع‌تر است

جلوه‌هایی دیگر از "محیی" بودن خداوند در قرآن

حیات‌بخشی خداوند منحصر به گیاهان و درختان نیست؛ بلکه او به همه مردگانِ عالمِ هستی براساس مقدار ظرفیّت وجودیشان روح و حیات عطا می‌کند. این حیات ممکن است حیات مادّی باشد، ممکن است حیات معنوی باشد. در اینجا به نمونه‌هایی از این حیات‌های مادّی و معنوی می‌پردازیم.

1. انسان‌ها را خلق کرده، آنگاه پس از مرگ دوباره زنده می‌کند.

"کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِالله وَ کُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْیاکُمْ ثُمَّ یُمیتُکُمْ ثُمَّ یُحْییکُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُون؛(6) چگونه به خداوند کفر می‏ورزید؛ درحالی که شما مردگانی بودید که خداوند شما را زنده کرد، سپس شما را می‏میراند، سپس شما را زنده می‏کند، آنگاه به سوی او باز می‏گردید."

در جای دیگر می‌فرماید:"...وَ هُوَ الَّذی أَحْیاکُمْ ثُمَّ یُمیتُکُمْ ثُمَّ یُحْییکُمْ ...؛(7) ... و او کسی است که شما را زنده می‌کند، سپس شما را می‌میراند، سپس شما را زنده می کند..."

جای دیگر نیز می فرماید:"قُلِ اللهِ یُحْییکُمْ ثُمَّ یُمیتُکُمْ ثُمَّ یَجْمَعُکُمْ إِلی‏ یَوْمِ الْقِیامَةِ لارَیْبَ فیهِ ...؛(8) بگو: خداست که شما را زنده می‏کند، سپس می‏میراند، آنگاه به روز رستاخیز که تردیدی در آن نیست، گرد می‏آورد..."

یکی از درس‌هایی که می‌توان از بهار گرفت، یادآوری قیامت و زنده شدن مردگان است. خداوند در این‌باره می‌فرماید:... "أَحْیَیْنا بِهِ بَلْدَةً مَیْتاً کَذلِکَ الْخُرُوجُ؛(9) و با آن [آب‏] سرزمین مرده را زنده کردیم. خروج [از قبرها] نیز چنین است."

2. اجرای احکام الهی حیات‌بخش است.

"وَ لَکُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاةٌ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ؛(10) و ای خردمندان، برای شما در قصاص، زندگانی است، باشد که به تقوا گرایید."

صلح

اجرای کامل عدالت، امنیّت و آرامشی را در جامعه ایجاد می‌کند که انسان‌ها بتوانند عطر حیات را با تمام وجود استشمام کنند. بازگشت این سخن به همان تعبیری است که در بحث روایی بیان می‌کنیم که اقامه عدل در زمین از چهل روز باران نافع‌تر است.

3. دل‌های مۆمنان با پیوند به خدا و پیامبر(صلی الله علیه و آله) حیات تازه‌ای می‌یابد.

"یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُواللهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ...؛(11) ای مۆمنان! هنگامی که خدا و پیامبر شما را به چیزی که حیات می‏بخشد بخوانند، اجابت کنید ..."

در جای دیگر نتیجه این حیات را بیان می‌کند که: "مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی‏ وَ هُوَ مُۆْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ؛(12)

هر کس - از مرد یا زن - کار شایسته کند و مۆمن باشد، قطعاً او را با زندگی پاکیزه‏ای، حیات می‌بخشیم و مسلّماً به آنان بهتر از آنچه انجام می‏دهند، پاداش خواهیم داد."

4. انسان جاهل به وسیله علم و حکمت حیات دوباره‌ای پیدا می‌کند.

"کَما أَرْسَلْنا فیکُمْ رَسُولاً مِنْکُمْ یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیاتِنا وَ یُزَکِّیکُمْ وَ یُعَلِّمُکُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ یُعَلِّمُکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ؛(13) همان‌طور که رسولی در میانه شما فرستادم تا آیات ما را بر شما بخواند و تزکیه‏تان کند و کتاب و حکمتتان بیاموزد و به شما یاد دهد آنچه را که هرگز خودتان نمی‏دانستید."

با دم مسیحایی پیشوایان دینی، معنویت در سایه توحید و خداپرستی جایگزین شرک و گناه می‌شود. با تعلیم کتاب و حکمت جهل و خرافات از جامعه زدوده می‌شود. و بالأخره در سایه تلاش و مجاهدت‌هایی که در سایه رهبری حجّت‌های الهی در زمین صورت می‌گیرد، جهان پر از ستم از بین می‌رود و عدالت فراگیر می‌شود

محیطی که جهل و جهالت بر آن حاکم باشد، زندگی آنها با یک انسان مرده تفاوتی ندارد؛ امّا علم و حکمت از آثار همان حیاتی است که انسان را به رشد و کمال می‌رساند . از این رو قرآن کریم از حکمت به عنوان خیر کثیر یاد کرده است. "یُۆْتِی الْحِکْمَةَ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُۆْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثیراً وَ ما یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ؛(14) حکمت را به هر کس که بخواهد، می‏بخشد و هر که را حکمت داده شود؛ یقیناً خیر بسیاری داده شده است و جز خردمندان پند نگیرند."

5. به کافران نور ایمان می‌بخشد.

"أَوَمَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشی‏ بِهِ فِی النَّاسِ کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِجٍ مِنْها کَذلِکَ زُیِّنَ لِلْکافِرینَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ؛(15) آیا کسی که مرده بود و زنده‏اش کردیم و برایش نوری پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه برود، مانند کسی است که گویا در تاریکی‏هاست و از آن بیرون آمدنی نیست؟ بدین‏سان برای کافران اعمالی که انجام می‏دادند، جلوه یافته است."

6. خداوند به قلب‌هایی که بر اثر گناه قساوت یافته، با توبه و خشوع حیات تازه‌ای می‌بخشد.

همچنان که قبل از همین آیه مورد بحث می‌فرماید: "أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِللهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لا یَکُونُوا کَالَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثیرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ؛(16) آیا برای کسانی که

توبه

 

ایمان آورده‏اند، وقت آن نرسیده است که دل‏هایشان به یاد خدا و آن حقیقتی که نازل شده، نرم و خاشع گردد و مانند کسانی نباشند که در گذشته کتابشان داده شد، پس زمان بر آنها طولانی شد و دل‏هایشان را قساوت گرفت و بسیاری از آنها فاسق بودند."

پس از این آیه، آیه مورد بحث ماست که می‌تواند گویای این باشد که انسان با خشوع در برابر خداوند حیات دوباره‌ای پیدا می‌کند.

 7. جامعه‌ای که در اثر ظلم، آثار حیات از او رخت بر بسته و در تاریکی غوطه‌ور است، با گسترش عدل به روشنی و حیات واقعی دست می‌یابد.

رسیدن به چنین زمانی از وعده‌های خداوند در قرآن است و در مقاله‌های قبل به تفسیر آن پرداخته‌ایم. اینک روایاتی که در ذیل این آیه آمده است، بیان می‌شود:

روایت اوّل: سلام بن مستنیر از امام باقر(علیه السلام) درباره آیه "اعْلَمُوا أَنَّ اللهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها» سۆال کرد، ایشان فرمودند: "منظور از مُردن زمین، کفر اهل آن است و کافر مرده است. خداوند به وسیله قائم زمین را زنده می‏کند، در آن عدالت برپا می‏کند. سپس زمین زنده می‏شود، اهل زمین نیز پس از مرگشان زنده می‌شوند."(17)

روایت دوم: از امام حسین(علیه السلام) روایت شده که فرمودند: "ما دوازده مهدی داریم. اوّل آنها امیرالمۆمنین، علیّ بن ابی‌طالب(ع) و آخر آنها، نُهمین فرزند من است. او امامی است که قیام به حق می‏نماید، خداوند زمین را پس از آنکه مُرده باشد، به وسیله او زنده می‌کند و هم به وسیله او دین حق را بر همه ادیان غالب می‌گرداند، هر چند مشرکان نخواهند ..."(18)

روایت سوم: محمّد حلبی از امام صادق(علیه السلام) درباره قول خداوند "اعْلَمُوا أَنَّ الله یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها؛ و بدانید که خدا زمین را، زنده پس از مرگش می‌کند." پرسید:فرمودند: «یعنی عدل پس از جور."(19)

سلام بن مستنیر از امام باقر(علیه السلام) درباره آیه "اعْلَمُوا أَنَّ اللهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها» سۆال کرد، ایشان فرمودند: "منظور از مُردن زمین، کفر اهل آن است و کافر مرده است. خداوند به وسیله قائم زمین را زنده می‏کند، در آن عدالت برپا می‏کند. سپس زمین زنده می‏شود، اهل زمین نیز پس از مرگشان زنده می‌شوند

روایت چهارم: امام موسی بن جعفر(علیه السلام) درباره سخن خداوند "یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها" فرمودند: "مراد این نیست که خداوند زمین را به وسیله باران زنده می‏کند؛ بلکه مردانی را برمی‏انگیزد که عدالت را احیا می‌کنند، زمین با احیای عدالت زنده می‏شود. اقامه عدل در زمین از چهل روز باران نافع‌تر است".(20)

این روایات زندگی و بهار دیگری را ترسیم می‏کنند که به دست آخرین حجّت الهی تحقّق می‌یابد و به دست او زمینی که با ستم، خاک مرگ بر او ریخته‌اند، با حاکمیّت عدل و داد، حیات تازه‌ای در کالبد جامعه ایجاد می‌کند. به تعبیر آیت الله جوادی آملی: می‏توان مرگ زمین را دوران ستم‌زدگی و جهل و کفر و نفاق بشر در سطح بین المللی دانست و هنگامه پربرکت ظهور و قیام نورانی آخرین امام معصوم(علیه السلام) را حیات معنوی و بهار حقیقی زمین نامید که با آمدنش همه ستم‏ها و ظلمت‏ها از صفحه روزگار برچیده می‏شود و نَفَس مسیحایی او جهان خفته در کفر و شرک را بیدار و زمینِ لبریز از بیداد را از عدل و داد، سرشار می‏سازد.(21)

 بنابراین، همان طور که آب زمینه‌ساز خلقت موجودات زنده می‌باشد "وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْ‏ءٍ حَیٍّ؛(22) و هر چیز زنده‏ای را از آب پدید آوردیم، آیا [باز هم] ایمان نمی‏آورند." حجّت‌های الهی در زمین نیز مظهر آب روانی هستند که حیات معنوی را برای جامعه به ارمغان می‌آورند. این حیات معنوی این‌گونه ظاهر می شود که:

با دم مسیحایی پیشوایان دینی، معنویت در سایه توحید و خداپرستی جایگزین شرک و گناه می‌شود. با تعلیم کتاب و حکمت جهل و خرافات از جامعه زدوده می‌شود.

و بالأخره در سایه تلاش و مجاهدت‌هایی که در سایه رهبری حجّت‌های الهی در زمین صورت می‌گیرد، جهان پر از ستم از بین می‌رود و عدالت فراگیر می‌شود.

 

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره حدید (57)، آیه 17.

2. سوره نحل (16)، آیه 65.

3. سوره روم (30)، آیه 50.

4. سوره بقره (2)، آیه 255.

5. سوره فرقان (25)، آیه 58.

6. سوره بقره (2)، آیه 28.

7. سوره حج (22)، آیه 66.

8. سوره جاثیه (45)، آیه 26.

9. سوره ق (50)، آیه 11.

10. سوره بقره (2)، آیه 179.

11. سوره انفال (8)، آیه 24.

12. سوره نحل (16)، آیه 97.

13. سوره بقره (2)، آیه 151.

14. همان، آیه 269.

15. سوره انعام (6)، آیه 122.

16. سوره حدید (57)، آیه 16.

17. مجلسی، محمّدباقر، بحارالأنوار، ج ‏24، ص 325.

18. همان، ج ‏51، ص 133.

19. همان، ج ‏72، ص 353.

20. وسائل ‏الشّیعه، ج، 28 ص، 12.

21. حیات حقیقی انسان در قرآن، ص 132.

22. سوره الأنبیاء (21)، آیه 30.

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 4:7 - 0 تشکر 517186

اثبات وجود امام زمان(عج)


امام زمان

یکی از مباحث در حوزه مهدویت، اثبات وجود امام زمان ـ علیه السلام ـ است .ابتدا خوب است بدانیم  چگونه مى‌توان امام زمان‌(عج) را شناخت؟


شناخت بر دو قسم است: «شناخت تاریخى» و «شناخت واقعى»، که از قسم نخست مهم‌تر است. مسئله مهم این است که ما آن حضرت را به حقیقت بشناسیم و ایشان نیز ما را ببینند؛ نه این‌که ما حضرت را ببینیم. در زمان پیامبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم (که مقامش از همه امامان بالاتر است) عده زیادى آن وجود مبارک را مى‌دیدند، اما خداى سبحان درباره آن‌ها فرمود: «و تراهم ینظرون الیک و هم لایبصرون»(1) آن‌ها را مى‌بینى که به تو مى‌نگرند، ولى تو را نمى‌بینند. اهل نظر هستند، اما اهل بصیرت نیستند.


هنر این است که به گونه‌اى باشیم که وجود مبارک امام زمان عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف ما را ببینند. در قرآن کریم آمده است: خدا که بر همه چیز بصیر است، در روز قیامت به عده‌اى نگاه نمى‌کند: «ولایکلّمهم اللّه و لاینظر الیهم یوم القیامة و لایزکّیهم»(2) و نگاه تشریفى خود را نسبت به عده‌اى اعمال نمى‌کند. اگر ما در مسیر صحیح حرکت کنیم، آن حضرت ما را مى‌بیند.



و اما اثبات وجود امام زمان(عج)


این نکته اساس حرکت تخریبی مخالفان نیز برای ایجاد شبهه و شک در این رکن رکین است و در روایات ما نیز اشاره شده است که طول غیبت حضرت، باعث به وجود آمدن شک و شبهه در قلوب افراد متزلزل می شود تا آن جا که عده ای می گویند: اصلاً، امامی نیست و چنین فردی متولد نشده است لذا اثبات وجود امام و بلکه اثبات اضطرار به او، نکته مهمی است که در حوزه مهدی پژوهی، نقش بسزایی دارد.


قرآن مجید، این حقیقت را که هر زمانی، امامی الهی برای مردم وجود دارد، و جریان هدایت اضطرار به وجودش دارد، به بیان های مختلفی طرح کرده است. فهم این نکته، محتاج آن است که نخست، تعریف امام از دیدگاه قرآن برای ما روشن شود. قرآن مجید می فرماید: وَ إِذِ ابْتَلَی إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِی قَالَ لا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ.(3)




هر سال لیلة‌القدرى دارد و فرشتگان در شب قدر، هر سال با همراهى روح (جبرئیل سلام‌اللّه‌علیه)، همه احکام و امور را به زمین نازل مى‌کنند. وقتى فرشتگان، احکام و امور را به زمین مى‌آورند، باید آن‌را به کسى بسپارند. چون افراد عادى نمى‌توانند میزبان فرشتگان باشند و احکام صادره را تحویل بگیرند، پس تنها کسى که در روى زمین مهمان‌دار فرشتگان و تحویل‌گیرنده این امور و مقدّرات است، وجود مبارک ولى‌عصر عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف است




مرحوم علامه طباطبائی(ره) می گوید: «الامام هو الذی یقتدی و یأتم به الناس .....» امام کسی است که مردم به او اقتداء می کنند و در کردار و گفتار، از او پیروی می کنند. برخی از مفسران گفته اند: (مراد از (امام )همان نبوت است، زیرا نبی کسی است که امتش در مسائل دینی به او اقتداء می کند.) ایشان می گوید: این سخن مفسران، ناصواب است. شاهد سخن اینجا است که علامه می گوید منشاء این گونه تفاسیر نامربوط، عدم فهم صحیح امامت از منظر قرآن است که گروهی، آن را به (نبوت) و برخی (مطاع بودن) وعده به معنای «خلافت و وصایت و ریاست امور دین و دنیا تفسیر کرده اند.در منطق قرآن، هر جا امامت طرح شده است، در کنارش، هدایت هم مطرح است: وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا(4) و وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَکانُوا بِآیَاتِنَا یُوقِنُون(5).


علامه طباطبائی (ره) چنین بیان می کند: امام کسی است که مردم را در روز قیامت به سوی خدا سوق می دهد، همان طور که آنان را در ظاهر و باطن این دنیا رهبری کرد. آیه شریفه، این نکته را نیز می رساند که هیچ زمانی، نمی تواند بدون امام باشد، به خاطر این که فرموده: «کل اناس» همه مردم در همه زمان ها. نکته ای که استفاده می شود آن است که زمین مادامی که انسان در آن وجود دارد،از امام و حجت حق خالی نمی شود.(6)


قرآن مجید

ایشان در ذیل آیه هفتاد و یکم سوره اسراء که می فرماید: «یوم ندعو کل اناس بامامهم» می گوید: آن چه از این آیه استفاده می شود، این است که این فراخوان، شامل همه انسان ها از اولین و آخرین می شود... از این آیات قرآن، ضمن فهم نقش امام در هستی، همیشگی و پیوستگی این جریان زلال نیز فهمیده می شود پس درعصر ما هم وجود با برکت حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ که قطب عالم امکان و هادی دلها و افعال مومنان و سالار کاروان حق پویان است، امری مسلّم و قطعی است.


آیه دیگری که از قرآن بر اثبات وجود امام و ضرورت او دلالت دارد عبارت است از این آیه: إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِکلِّ قَوْمٍ هَادٍ(7) تو تنها بیم دهنده و برای هر گروه هدایت کننده هستی. این آیه نیز به وضوح، امام هدایتگررا برای همه اقوام ثابت می کند که این مطلب جای نقض و اشکال نیست. در تفسیر نور الثقلین حدود پانزده روایت در این زمینه نقل شده است. که از جمله: امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: هر امام معصومی هدایت گر برای زمان خود است یا هدایت گر اقوامی است که در زمان او زندگی می کنند(8).


آیه دیگری که به وضوح، بر وجود امام معصوم در همه زمان ها دلالت دارد، آیه کریمه یا ایها الذین آمنوا اتقو الله و کونوا مع الصادقین(9) ای مومنان تقوا پیشه کنید و با صادقان باشید.


دستور همراه بودن با صادقان، به طور مطلق، و جدا نشدن از آنان بدون هیچ قید و شرطی دلالت دارد که منظور «امام معصوم» است. فخر رازی چنین می گوید: کسی که جایز الخطاء است، واجب است اقتداء به کسی کند که معصوم است. معصومان کسانی اند که خدای متعال آنان را «صادقان» شمرده است. و این معنا در هر زمانی ثابت است. بنابراین درهر زمانی باید معصومی وجود داشته باشد.(10)




این نکته اساس حرکت تخریبی مخالفان نیز برای ایجاد شبهه و شک در این رکن رکین است و در روایات ما نیز اشاره شده است که طول غیبت حضرت، باعث به وجود آمدن شک و شبهه در قلوب افراد متزلزل می شود تا آن جا که عده ای می گویند: اصلاً، امامی نیست و چنین فردی متولد نشده است لذا اثبات وجود امام و بلکه اثبات اضطرار به او، نکته مهمی است که در حوزه مهدی پژوهی، نقش بسزایی دارد




اگر چه ایشان، در فهم مصداق معصوم، دچار اشتباه شده، لکن ضرورت وجود معصوم را در هر عصری پذیرفته است.


این نکته را جابر بن عبد الله انصاری از امام باقر ـ علیه السلام ـ نقل می کند که در تفسیر این آیه حضرت فرمود: منظور از «کونوا مع الصادقین» آل محمد است.(11)


از آیاتی که نقل شد چنین بر می آید که امامت، واقعیتی است که هستی، لحظه ای بدون آن نمی تواند باقی بماند و تا انسانی روی زمین هست و تا تکلیف هست، وجود چنین امامی ضروری است. بنابراین وجود امام معصوم در عصر ما نیز امر مسلّم و غیر قابل تردید است. و آن امام زمان ـ علیه السلام ـ می باشد.


مرحوم کلینى رضوان‌اللّه‌علیه نیز در کتاب شریف کافى طى بابى از ائمه علیهم‌السلام نقل کرده است: به سوره قدر احتجاج کنید، زیرا در سوره قدر آمده است، هر سال لیلة‌القدرى دارد و فرشتگان در شب قدر، هر سال با همراهى روح (جبرئیل سلام‌اللّه‌علیه)، همه احکام و امور را به زمین نازل مى‌کنند. وقتى فرشتگان، احکام و امور را به زمین مى‌آورند، باید آن‌ را به کسى بسپارند. چون افراد عادى نمى‌توانند میزبان فرشتگان باشند و احکام صادره را تحویل بگیرند، پس تنها کسى که در روى زمین مهمان‌دار فرشتگان و تحویل‌گیرنده این امور و مقدّرات است، وجود مبارک ولى‌ عصر عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف است؛ بنابراین با توجه به روایاتى که مرحوم کلینى نقل کرد، از نظر قرآن، در شب قدر که همه فرشتگان به همراهى جبرئیل سلام‌اللّه‌علیه یا روح، مقدّرات امور را نازل مى‌کنند، باید آن‌را به کسى بسپارند و به او گزارش بدهند؛ گیرنده این امور وجود مبارک ولى‌عصر ارواحنا فداه است.



پی نوشت ها:


1.اعراف:198.


2.آل عمران:77.


3. بقره : 124.


4. انبیاء :73.  


5. سجده:24.


6. المیزان، علامه طباطبائی (ره) ج 1، ص 376.


7. رعد : 7.


8. تفسیر نور الثقلین، ج 2، ص 482.


9. برائت : 119.


10. پیام قرآن، ج 9، ص51.


11. معجم احادیث الامام المهدی، ج 5، ص157.

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 4:8 - 0 تشکر 517189

ظهور زندگی تازه


امام زمان

امام موسی بن جعفر(علیه السلام) دربارة سخن خداوند «یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها» فرمودند: «مراد این نیست كه خداوند زمین را به وسیلة باران زنده می‏كند؛ بلكه مردانی را برمی‏انگیزد كه عدالت را احیا می‌كنند، زمین با احیای عدالت زنده می‏شود. اقامة عدل در زمین از چهل روز باران نافع‌تر است».


«اعْلَمُوا أَنَّ الله یُحْییِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَیَّنَّا لَكُمُ الْآیاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ؛(1)


بدانید که خداوند زمین را پس از مرگش زنده می کند. ما این آیات را برای شما آشکار می کنیم تا اندیشه کنید


این آیه با خطاب «اعْلَمُوا» هشداری عمومی همراه با این بشارت است که خداوند با نزول برکات خویش زمین‌های مرده و بی آب و علف را با حیات تازه‌ای سرسبزی و رونق جدیدی می‌بخشد. چنین مرگ و حیاتی را در هر زمستان و بهاری می‌توان مشاهده کرد. همان‌گونه در آیات دیگری نیز می توان آن را مشاهده کرد، مانند:


«وَ اللهِ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ فی‏ ذلِكَ لَآیَةً لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ؛(2)


و خدا از آسمان آبی نازل كرد كه با آن زمین را پس از مردنش زنده نمود، در آن نشانه‏ای برای گروهی است كه می‏شنوند


این آیه و امثال آن در حقیقت زیرمجموعه صفت محیی بودن خداوند است که نسبت به همه چیز ظهور می‌یابد. همان‌گونه که خود می‌فرماید:


«فَانْظُرْ إِلی‏ آثارِ رَحْمَتِ اللهِ كَیْفَ یُحْییِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ ذلِكَ لَمُحْیِ الْمَوْتی‏ ...؛(3)


پس به آثار رحمت خدا بنگر كه چگونه زمین را پس از مرگش زنده می‏كند. به یقین چنین خدایی زنده كننده مردگان است ...»


«مُحیی» بودن خداوند زمانی به طور کامل ظهور می‌یابد که حیات او ذاتی باشد. «اللهٌ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ»(4) زیرا تا موجودی زنده نباشد نمی‌تواند به دیگری حیاتی ببخشد. از سوی دیگر این حیات باید کامل و واقعی باشد؛ به گونه‌ای که افولی در او راه نیابد و جاودانه باشد تا همیشه و همه جا، اثرش آشکار گردد.


«وَ تَوَكَّلْ عَلَی الْحَیِّ الَّذی لا یَمُوتُ؛(5) و بر آن زنده كه نمی‏میرد، توكّل كن



جلوه‌هایی دیگر از «محیی» بودن خداوند در قرآن


حیات‌بخشی خداوند منحصر به گیاهان و درختان نیست؛ بلکه او به همه مردگانِ عالمِ هستی بر اساس مقدار ظرفیّت وجودیشان روح و حیات عطا می‌کند. این حیات ممکن است حیات مادّی باشد،  ممکن است حیات معنوی باشد. در اینجا به نمونه‌هایی از این  حیات‌های مادّی و معنوی می‌پردازیم.




ما دوازده مهدی داریم. اوّل آنها امیرالمۆمنین، علیّ بن ابی‌طالب(علیه السلام) و آخر آنها، نُهمین فرزند من است. او امامی است كه قیام به حق می‏نماید، خداوند زمین را پس از آنكه مُرده باشد، به وسیله او زنده می‌كند و هم به وسیله او دین حق را بر همه ادیان غالب می‌گرداند، هر چند مشركان نخواهند ...




1. انسان‌ها را خلق کرده، آنگاه پس از مرگ دوباره زنده می‌کند.


«كَیْفَ تَكْفُرُونَ بِالله وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْیاكُمْ ثُمَّ یُمیتُكُمْ ثُمَّ یُحْییكُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُون؛(6)


چگونه به خداوند كفر می‏ورزید؛ درحالی كه شما مردگانی بودید كه خداوند شما را زنده كرد، سپس شما را می‏میراند، سپس شما را زنده می‏كند، آنگاه به سوی او باز می‏گردید


در جای دیگر می‌فرماید:


«...وَ هُوَ الَّذی أَحْیاكُمْ ثُمَّ یُمیتُكُمْ ثُمَّ یُحْییكُمْ ...؛(7)


... و او کسی است که شما را زنده می‌کند، سپس شما را می‌میراند، سپس شما را زنده می کند...»


جای دیگر نیز می فرماید:


«قُلِ اللهِ یُحْییكُمْ ثُمَّ یُمیتُكُمْ ثُمَّ یَجْمَعُكُمْ إِلی‏ یَوْمِ الْقِیامَةِ لا رَیْبَ فیهِ ...؛(8)


بگو: خداست كه شما را زنده می‏كند، سپس می‏میراند، آنگاه به روز رستاخیز كه تردیدی در آن نیست، گرد می‏آورد...»


یکی از درس‌هایی که می‌توان از بهار گرفت، یادآوری قیامت و زنده شدن مردگان است. خداوند در این‌باره می‌فرماید:...


«أَحْیَیْنا بِهِ بَلْدَةً مَیْتاً كَذلِكَ الْخُرُوجُ؛(9)


و با آن [آب‏] سرزمین مرده را زنده كردیم. خروج [از قبرها] نیز چنین است


2. اجرای احکام الهی حیات‌بخش است:


«وَ لَكُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاةٌ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛(10)


و ای خردمندان، برای شما در قصاص، زندگانی است، باشد كه به تقوا گرایید


عدل

اجرای کامل عدالت، امنیّت و آرامشی را در جامعه ایجاد می‌کند که انسان‌ها بتوانند عطر حیات را با تمام وجود استشمام کنند. بازگشت این سخن به همان تعبیری است که در بحث روایی بیان می‌کنیم که اقامه عدل در زمین از چهل روز باران نافع‌تر است.


3. دل‌های مۆمنان با پیوند به خدا و پیامبر(صلی الله علیه و آله) حیات تازه‌ای می‌یابد.


«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُواللهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما یُحْییكُمْ...؛(11)


ای مۆمنان! هنگامی كه خدا و پیامبر شما را به چیزی كه حیات می‏بخشد بخوانند، اجابت كنید ...»


در جای دیگر نتیجه این حیات را بیان می‌كند که:


«مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثی‏ وَ هُوَ مُۆْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا یَعْمَلُونَ؛(12)


هر كس - از مرد یا زن - كار شایسته كند و مۆمن باشد، قطعاً او را با زندگی پاكیزه‏ای، حیات می‌بخشیم و مسلّماً به آنان بهتر از آنچه انجام می‏دهند، پاداش خواهیم داد


4. انسان جاهل به وسیله علم و حکمت حیات دوباره‌ای پیدا می‌کند.


«كَما أَرْسَلْنا فیكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ یَتْلُوا عَلَیْكُمْ آیاتِنا وَ یُزَكِّیكُمْ وَ یُعَلِّمُكُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ یُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ؛(13)


همان‌طور كه رسولی در میانه شما فرستادم تا آیات ما را بر شما بخواند و تزكیه‏تان كند و كتاب و حكمتتان بیاموزد و به شما یاد دهد آنچه را كه هرگز خودتان نمی‏دانستید


محیطی که جهل و جهالت بر آن حاکم باشد، زندگی آنها با یک انسان مرده تفاوتی ندارد؛ امّا علم و حکمت از آثار همان حیاتی است که انسان را به رشد و کمال می‌رساند . از این رو قرآن كریم از حکمت به عنوان خیر کثیر یاد کرده است.


«یُۆْتِی الْحِكْمَةَ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُۆْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً كَثیراً وَ ما یَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ؛(14)


حكمت را به هر كس كه بخواهد، می‏بخشد و هر كه را حكمت داده شود؛ یقیناً خیر بسیاری داده شده است و جز خردمندان پند نگیرند


5. به کافران نور ایمان می‌بخشد:


«أَوَمَنْ كانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشی‏ بِهِ فِی النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِجٍ مِنْها كَذلِكَ زُیِّنَ لِلْكافِرینَ ما كانُوا یَعْمَلُونَ؛(15)


آیا كسی كه مرده بود و زنده‏اش كردیم و برایش نوری پدید آوردیم كه با آن در میان مردم راه برود، مانند كسی است كه گویا در تاریكی‏هاست و از آن بیرون آمدنی نیست؟ بدین‏سان برای كافران اعمالی كه انجام می‏دادند، جلوه یافته است


قساوت

6. خداوند به قلب‌هایی که بر اثر گناه قساوت یافته، با توبه و خشوع حیات تازه‌ای می‌بخشد. همچنان که قبل از همین آیه مورد بحث می‌فرماید:


«أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِللهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لا یَكُونُوا كَالَّذینَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَثیرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ؛(16)


آیا برای كسانی كه ایمان آورده‏اند، وقت آن نرسیده است كه دل‏هایشان به یاد خدا و آن حقیقتی كه نازل شده، نرم و خاشع گردد و مانند كسانی نباشند كه در گذشته كتابشان داده شد، پس زمان بر آنها طولانی شد و دل‏هایشان را قساوت گرفت و بسیاری از آنها فاسق بودند


پس از این آیه، آیه مورد بحث ماست که می‌تواند گویای این باشد که انسان با خشوع در برابر خداوند حیات دوباره‌ای پیدا می‌کند.


7. جامعه‌ای که در اثر ظلم، آثار حیات از او رخت بر بسته و در تاریکی غوطه‌ور است، با گسترش عدل به روشنی و حیات واقعی دست می‌یابد. رسیدن به چنین زمانی از وعده‌های خداوند در قرآن است و در مقاله‌های قبل به تفسیر آن پرداخته‌ایم. اینک روایاتی که در ذیل این آیه آمده است، بیان می‌شود:


روایت اوّل: سلام بن مستنیر از امام باقر(علیه السلام) درباره آیه «اعْلَمُوا أَنَّ اللهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها» سۆال كرد، ایشان فرمودند:


«منظور از مُردن زمین، كفر اهل آن است و كافر مرده است. خداوند به وسیله قائم زمین را زنده می‏كند، در آن عدالت برپا می‏كند. سپس زمین زنده می‏شود، اهل زمین نیز پس از مرگشان زنده می‌شوند.»(17)


روایت دوم: از امام حسین(علیه السلام) روایت شده كه فرمودند:


«ما دوازده مهدی داریم. اوّل آنها امیرالمۆمنین، علیّ بن ابی‌طالب(علیه السلام) و آخر آنها، نُهمین فرزند من است. او امامی است كه قیام به حق می‏نماید، خداوند زمین را پس از آنكه مُرده باشد، به وسیله او زنده می‌كند و هم به وسیله او دین حق را بر همه ادیان غالب می‌گرداند، هر چند مشركان نخواهند ...»(18)




می‏توان مرگ زمین را دوران ستم‌زدگی و جهل و كفر و نفاق بشر در سطح بین المللی دانست و هنگامه پر بركت ظهور و قیام نورانی آخرین امام معصوم(علیه السلام) را حیات معنوی و بهار حقیقی زمین نامید كه با آمدنش همه ستم‏ها و ظلمت‏ها از صفحه روزگار برچیده می‏شود و نَفَس مسیحایی او جهان خفته در كفر و شرك را بیدار و زمینِ لبریز از بیداد را از عدل و داد، سرشار می‏سازد




روایت سوم: محمّد حلبی از امام صادق(علیه السلام) درباره قول خداوند «اعْلَمُوا أَنَّ الله یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها؛ و بدانید كه خدا زمین را، زنده پس از مرگش می‌كند.» پرسید: فرمودند: «یعنی عدل پس از جور.»(19)


روایت چهارم:  امام موسی بن جعفر(علیه السلام) درباره سخن خداوند «یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها» فرمودند: «مراد این نیست كه خداوند زمین را به وسیله باران زنده می‏كند؛ بلكه مردانی را برمی‏انگیزد كه عدالت را احیا می‌كنند، زمین با احیای عدالت زنده می‏شود. اقامه عدل در زمین از چهل روز باران نافع‌تر است».(20)


این روایات زندگی و بهار دیگری را ترسیم می‏كنند که به دست آخرین حجّت الهی تحقّق می‌یابد و به دست او زمینی که با ستم، خاک مرگ بر او ریخته‌اند، با حاکمیّت عدل و داد، حیات تازه‌ای در کالبد جامعه ایجاد می‌کند. به تعبیر آیت الله جوادی آملی:


می‏توان مرگ زمین را دوران ستم‌زدگی و جهل و كفر و نفاق بشر در سطح بین المللی دانست و هنگامه پر بركت ظهور و قیام نورانی آخرین امام معصوم(علیه السلام) را حیات معنوی و بهار حقیقی زمین نامید كه با آمدنش همه ستم‏ها و ظلمت‏ها از صفحه روزگار برچیده می‏شود و نَفَس مسیحایی او جهان خفته در كفر و شرك را بیدار و زمینِ لبریز از بیداد را از عدل و داد، سرشار می‏سازد.(21)


بنابراین، همان طور که آب زمینه‌ساز خلقت موجودات زنده می‌باشد «وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَیْ‏ءٍ حَیٍّ؛(22) و هر چیز زنده‏ای را از آب پدید آوردیم، آیا [باز هم] ایمان نمی‏آورند.» حجّت‌های الهی در زمین نیز مظهر آب روانی هستند که حیات معنوی را برای جامعه به ارمغان می‌آورند. این حیات معنوی این‌گونه ظاهر می شود که:


با دم مسیحایی پیشوایان دینی، معنویت در سایه توحید و خداپرستی جایگزین شرک و گناه می‌شود.


با تعلیم کتاب و حکمت جهل و خرافات از جامعه زدوده می‌شود.


و بالأخره در سایه تلاش و مجاهدت‌هایی که در سایه رهبری حجّت‌های الهی در زمین صورت می‌گیرد، جهان پر از ستم از بین می‌رود و عدالت فراگیر می‌شود.


به امید آن روز ...



پی‌نوشت‌ها:


1. سوره حدید (57)، آیه 17.


2. سوره نحل (16)، آیه 65.


3. سوره روم (30)، آیه 50.


4. سوره بقره (2)، آیه 255.


5. سوره فرقان (25)، آیه 58.


6. سوره بقره (2)، آیه 28.


7. سوره حج (22)، آیه 66.


8. سوره جاثیه (45)، آیه 26.


9. سوره ق (50)، آیه 11.


10. سوره بقره (2)، آیه 179.


11. سوره انفال (8)، آیه 24.


12. سوره نحل (16)، آیه 97.


13. سوره بقره (2)، آیه 151.


14. همان، آیه 269.


15. سوره انعام (6)، آیه 122.


16. سوره حدید (57)، آیه 16.


17. مجلسی، محمّدباقر، بحارالأنوار، ج ‏24، ص 325.


18. همان، ج ‏51، ص 133.


19. همان، ج ‏72، ص 353.


20. وسائل ‏الشّیعه، ج، 28 ص، 12.


21. حیات حقیقی انسان در قرآن، ص 132.


22. سوره الأنبیاء (21)، آیه 30.

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 4:8 - 0 تشکر 517192

مهدویت از دیدگاه قرآن



امام زمان

بقاى حضرت مهدى علیه السلام‏


«ما ننسخ من ءایة أو ننسها نأت بخیر منها أو مثلها ألم تعلم أنّ اللّه على كلّ شى‏ء قدیر» هر حكمى را نسخ كنیم، و یا نسخ آن را به تأخیر اندازیم، بهتر از آن، یا همانند آن را مى‏آوریم. آیا نمى‏دانستى كه خداوند بر هر چیز توانا است؟! (بقره/ 106)


مقصود از آیه، اعمّ از آیه‏ى تشریعى و حكم الهى و آیه‏ى تكوینى است كه شامل انبیا و معصومین علیهم السلام مى‏شود. بنابراین، معناى آیه‏ى فوق این است كه ما هر حكمى را نسخ كنیم هر پیامبر و امام معصومى مدتش منقضى شد، خداوند حكم دیگر یا نبى دیگر یا وصى دیگرى را مى‏آورد.


پس، از این آیه‏ى شریفه مى‏توان بقاى وجود حضرت بقیة اللّه الأعظم علیه السلام را استفاده كرد. زیرا به نصّ قرآن، دین اسلام تا قیامت باقى است و به نصّ اخبار وارده از رسول اكرم صلى الله علیه و آله اوصیاى او منحصر به دوازده نفرند و یازده نفر از آن‏ها در دنیا رحلت كرده‏اند. از این رو، لازم است وصى دوازدهم باقى باشد، و گرنه جمله «نأت بخیر منها أو مثلها» صادق نخواهد بود.


جالب این كه در این زمینه امام صادق علیه السلام مى‏فرمایند: «ما نمیت من امام أو نفسه ذكره نأت بخیر منه من صلبه مثله». (نور الثقلین/ ج 1/ ص 116؛ اطیب البیان/ ج 2/ ص 140)



اولیاى الهى منتظران حقیقى حضرت مهدى علیه السلام‏


امیر المۆمنین علیه السلام آیه‏ى شریفه‏ى «ألا انّ أولیاء اللّه لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» (یونس/ 62)  را تلاوت كردند، بعد از یاران خویش سۆال كردند، مى‏دانید «اولیاء اللّه» چه اشخاصى هستند؟ عرض كردند: شما بفرمایید. امام فرمودند: دوستان خدا، ما و پیروان ما هستند كه بعد از ما مى‏آیند، خوشا به حال ما و بیشتر از آن خوشا به حال آن‏ها.


بعضى پرسیدند: چرا بیشتر از ما، مگر ما و آن‏ها هر دو پیرو یك مكتب نیستیم؟




امیر المۆمنین علیه السلام آیه‏ى شریفه‏ى «ألا انّ أولیاء اللّه لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» را تلاوت كردند، بعد از یاران خویش سۆال كردند، مى‏دانید «اولیاء اللّه» چه اشخاصى هستند؟ عرض كردند: شما بفرمایید. امام فرمودند: دوستان خدا، ما و پیروان ما هستند كه بعد از ما مى‏آیند، خوشا به حال ما و بیشتر از آن خوشا به حال آن‏ها




فرمودند: نه، آن‏ها مسئولیت‏هایى بر دوش دارند كه شما ندارید و تن به مشكلاتى مى‏دهند كه شما نمى‏دهید؛ «هم نحن و أتباعنا، فمن تبعنا من بعدنا و طوبى‏ لنا و طوبى‏ لهم أفضل من طوبى‏ لنا. قالوا: یا أمیر المۆمنین! ما شأن طوبى‏ لهم أفضل من‏ طوبى‏ لنا، ألَسنا نحن و هم على أمر؟ قال: لا انّهم حُمّلوا ما لم تحملوا علیه و أطاقوا ما لم تطیقوا». (نور الثقلین/ ج 2/ ص 309)


در روایت دیگرى آمده است كه امام صادق علیه السلام فرمودند: «طوبى لشیعة قائمنا المنتظرین لظهوره فى غیبته و المطیعین له فى ظهوره، أولئك أولیاء اللّه الّذین لا خوف علیهم و لا هم یحزنون»؛ خوشا به حال پیروان امام قائم علیه السلام كه در غیبتش انتظار ظهورش را مى‏كشند و به هنگام ظهورش مطیع فرمان اویند، آن‏ها اولیاى خدا هستند؛ همان‏ها كه نه مى‏ترسند و نه غمى دارند. (نور الثقلین/ ج 2/ ص 309)



حضرت مهدى علیه السلام و حیات معنوى انسان‏ها


«قل أرأیتم ان أصبح ماۆكم غوراً فمن یأتیكم بماء معین» بگو: «به من خبر دهید اگر آبهاى (سرزمین) شما در زمین فرو رود، چه كسى مى‏تواند آب جارى و گوارا در دسترس شما قرار دهد؟!» (ملك/ 30)


امام باقر علیه السلام در تفسیر این آیه مى‏فرمایند: «نزلت فى الإمام القائم؛ یقول: ان أصبح امامكم غائباً عنكم لا تدرون أین هو، فمن یأتیكم بامام ظاهر یأتیكم بأخبار السّموات و الأرض و حلال اللّه و حرامه؟ ثم قال: و اللّه! ما جاء تأویل هذه الآیة و لابدّ أن یجى‏ء تأویلها»؛ آیه‏ى شریفه درباره‏ى حضرت مهدى علیه السلام نازل شده و معنایش این است: اگر امام شما پنهان گردد و ندانید كه او كجاست، پس چه كسى براى شما امامى مى‏آورد كه از اخبار آسمان‏ها و زمین شما را مطلع ساخته و حلال و حرام الهى را بیان كند؟ آنگاه فرمود: سوگند به خداوند تأویل این آیه هنوز نیامده و ناگزیر خواهد آمد. ( نور الثقلین/ ج 5/ ص 387)


امام زمان

این روایت و مانند آن از قبیل تطبیق است؛ یعنى آیه‏ى شریفه مربوط به آب جارى است كه مایه‏ى حیات موجودات زنده است و باطن آن مربوط به امام و علم و عدالتِ جهان گستر اوست كه آن نیز مایه‏ى پیدایش حیات معنوى جامعه‏ى انسانى است. (المیزان/ ج 19/ ص 349؛ نمونه/ ج 24/ ص 360)


سرّ این كه عصر ظهور حضرت مهدى علیه السلام را به آب حیات‏بخش تشبیه كرده، شاید به دلیل امور زیر باشد:


1ـ همان گونه كه نزول آب از عالم بالاست، موضوع امامت حضرت مهدى علیه السلام و ظهور آن بزرگوار نیز امر آسمانى است.


2ـ آب منشأ حیات موجودات است؛ «و جعلنا من الماء كلّ شى‏ء حىّ»، حكومت حضرت مهدى علیه السلام نیز مایه‏ى حیات فكرى و معنوى مسلمانان است.


3ـ آب مایه‏ى پاكیزگى و رفع آلودگى‏هاست. حكومت حضرت مهدى علیه السلام نیز مایه‏ى پاكیزگى و طهارت دلهاست.


4ـ سرسبزى و طراوت گیاهان و درختان به دلیل آب است، طراوت و شادابى مۆمنان نیز در زمان حكومت حضرت مهدى علیه السلام خواهد بود.



پیروزى اسلام و حكومت حضرت مهدى علیه السلام‏


«هو الّذى أرسل رسوله بالهدى و دین الحق لیظهره على الدّین كلّه و لوكره المشركون» او كسى است كه رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‏ها غالب گرداند، هر چند مشركان كراهت داشته باشند (توبه/ 33)




كنیزى شاخه‏ى گلى خدمت امام حسن علیه السلام هدیه كرد، امام در مقابل آن، وى را آزاد ساخت و هنگامى كه از علت این كار سۆال كردند، فرمود: خداوند این ادب را به ما آموخته است، آن جا كه مى‏فرماید: «و إذا حیّیتم بتحیّة فحیّوا بأحسن منها». سپس اضافه فرمود: تحیتِ بهتر همان آزاد كردن اوست




این آیه‏ى شریفه به همین صورت در سه جا آمده است: آیه‏ى 33 سوره‏ى توبه، آیه‏ى 28 فتح، آیه‏ى 9 صف. گرچه اسلام از نظر منطق و استدلال همیشه پیروز است، اما این آیه غلبه‏ى ظاهرى و وعده‏ى حاكمیت اسلام بر جهان را مى‏گوید.


از سویى، مفاد این آیه تاكنون تحقق نیافته است، از سوى دیگر، خداوند وعده‏ى حاكمیت كلى اسلام را داده و وعده‏اش دروغ نیست، در نتیجه همان گونه كه در روایات بسیارى آمده، این آیه به ظهور حضرت مهدى علیه السلام اشاره دارد. (تفسیر نور/ ج 5/ ص 42)



لطف امام علیه السلام نسبت به شیعیان‏


«و إذا حیّیتم بتحیّة فحیّوا بأحسن منها أو ردّوها» هرگاه به شما تحیّت گویند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید یا (لااقل) به همان گونه پاسخ گویید! خداوند حساب همه چیز را دارد (نساء/ 86)


كنیزى شاخه‏ى گلى خدمت امام حسن علیه السلام هدیه كرد، امام در مقابل آن، وى را آزاد ساخت و هنگامى كه از علت این كار سۆال كردند، فرمود: خداوند این ادب را به ما آموخته است، آن جا كه مى‏فرماید: «و إذا حیّیتم بتحیّة فحیّوا بأحسن منها». سپس اضافه فرمود: تحیتِ بهتر همان آزاد كردن اوست؛ «جاءت جاریة للحسن علیه السلام بطاقى ریحان، فقال لها أنت حرّة لوجه اللّه، فقلت له فى ذلك فقال: أدّبنّا اللّه تعالى فقال: «و إذا حیّیتم بتحیّة ...» و قال أحسن منها اعتاقها». (نور الثقلین/ ج 1/ ص 525)


از این آیه، با توجه به روایت پیش گفته، یك حكم كلى در پاسخ‏گویى به هر نوع اظهار محبتى، اعم از لفظى و عملى را مى‏توان استفاده كرد. بنابراین، ما شیعیان كه براى حضرت مهدى علیه السلام دعا مى‏كنیم و دعاى شریف «اللّهمّ كن لولیّك الحجة بن الحسن ...» را مى‏خوانیم، ان شاء اللّه مشمول لطف آن حضرت خواهیم بود.

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 4:9 - 0 تشکر 517194

موعود آسمانی در کتاب آسمانی


امام زمان




قرآن کتابی جاودانه است و برای همه زمانها حرف دارد و و نکاتی که به انسان و سرنوشت او مربوط می شود را در بر گرفته است. از نقاط عطف تاریخ انسان، ظهور امام عصر است و بنابراین مسأله غیبت و ظهور آن حضرت حتما باید در قرآن آمده باشد.



با یک نگاه ساده، آیاتی توجه ما را جلب می کند که به جهانگیر شدن اسلام در همه جا نوید می دهد مثلا آیه


هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (توبه، 33)


خبر می دهد که حتما قبل از قیامت، جریان حقیقت پیروز میدان خواهد بود و دوره تسلط تفکرات صحیح اسلامی بر کل جهان فرا خواهد رسید. مطالعه آیه های 55 نور و 105 انبیاء و 28 فتح و 9 صف نیز از این جهت سودمند است.


اما بجز آیات فوق که به صورت روشن بر آخرالزمان و غلبه حق بر باطل دلالت می کند، آیاتی نیز هست که به حضرت مهدی علیه السلام تأویل شده است. تأویل مرحله ای بالاتر از تفسیر است که در آن به باطن آیات می رسیم. قرآن کتابی عمیق و پرمایه است که هرچه در عمق آن وارد شویم، لایه های جدید فکری و معنایی برای ما باز می شود. تأویل آیات قرآن در اصل از ائمه معصومین باید بیاموزیم که همان راسخان در علم هستند و باطن بسیاری از معانی آیات قرآن را همان بزرگواران به ما آموخته اند.


در اینجا چند آیه را می آوریم که به ظاهر درباره موضوعات مختلفی نازل شده اند که هیچیک در ابتدا نشان نمی دهد که به قائم آل محمد اشاره داشته باشد:




امام باقر علیه السلام فرمودند که این آیه درباره قائم نازل شده است و منظور از «فرونشستن آب» غایب شدن امام است به گونه ای که نمی دانید کجاست. در آن زمان چه کسی امامی آشکار برای شما می آورد که خبرهای آسمان و زمین را برایتان بگوید و حلال و حرام خدای عزوجل را بگوید




آیه اول


وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ (قصص، 5)


معنای ظاهری آیه به نجات یافتن قوم بنی اسرائیل اشاره می کند اما در روایات آمده است که مراد از مستضعفان، آل محمد صلی الله علیهم هستند که خداوند مهدی آنان را بعد از رنج و مشقتشان بر می انگیزد؛ آنان را عزیز می کند و دشمنانشان را خوار می گرداند.


بنابراین یک آیه می تواند درباره یک موضوع خاص نازل شده باشد اما در واقع معنایش آن قدر گسترده است که می تواند در قرن های بعد هم مصداق های دیگری پیدا کند و بر آن مصداق ها تطبیق شود. مهم آن است که این تطبیق ها درست انجام شود و اهل بیت علیهم السلام دانایان حقیقی این باطنهای قرآن هستند.



آیه دوم


بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُۆْمِنینَ (هود، 86)


اگر مومن باشید بقیه خدایی برای شما بهتر است.


این آیه قسمتی از سخنان حضرت شعیب به قوم خود است که می تواند به معنای سود حلال در معامله و یا بالاتر، خود شعیب علیه السلام باشد اما این آیه به صاحب الزمان تأویل شده است.


از امام صادق سوال شد که آیا به قائم علیه السلام، به عنوان امیرالمومنین سلام داده می شود؟ امام فرمودند نه، امیرالمومنین مخصوص علی علیه السلام که قبل از ایشان بی سابقه بوده و بعد از او هم به کسی لقب نمی دهد ... مردم به آن حضرت اینگونه سلام می دهند: السلام علیک یا بقیه اللّه فى ارضه(کافی ،ج 1، ص411)




امام زمان

آیه سوم:


وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى‏ أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ لَیَقُولُنَّ ما یَحْبِسُهُ أَلا یَوْمَ یَأْتیهِمْ لَیْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ یَسْتَهْزِۆُنَ (هود، 8)


و اگر عذاب را تا مدت اندكى از آنها به تأخیر اندازیم حتما (از روى استهزا) مى‏گویند: چه چیز از آن مانع مى‏شود؟! آگاه باشید، روزى كه (عذاب) بر آنها بیاید هرگز از آنها بازداشتنى نیست و آنچه به آن استهزا مى‏كردند آنها را فرا خواهد گرفت.


از امیرالمومنین علی علیه السلام نقل شده است که منظور از «امة معدودة» در آیه فوق، اصحاب قائم علیه السلام است که سیصد و اندی نفرند.



آیه چهارم:


أُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ نَصْرِهِمْ لَقَدیرٌ (حج، 39)


به آنان كه جنگ بر آنها تحمیل مى‏شود رخصت جهاد و نبرد داده شد، زیرا به آنها ستم شده، و البته خداوند بر یارى آنها كاملا تواناست.


از امام صادق علیه السلام نقل شده است که منظور از این افراد، همانا قائم علیه السلام است که برای خونخواهی امام حسین علیه السلام وارد میدان می شود.



آیه پنجم:


قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماۆُكُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتیكُمْ بِماءٍ مَعینٍ (ملک، 30)


بگو: به من خبر دهید، اگر آب شما (در چشمه‏ها و چاه‏ها و رودها) در زمین فرو نشیند، كیست كه براى شما آبى روان و گوارا بیاورد؟


امام باقر علیه السلام فرمودند که این آیه درباره قائم نازل شده است و منظور از «فرونشستن آب» غایب شدن امام است به گونه ای که نمی دانید کجاست. در آن زمان چه کسی امامی آشکار برای شما می آورد که خبرهای آسمان و زمین را برایتان بگوید و حلال و حرام خدای عزوجل را بگوید.




یک آیه می تواند درباره یک موضوع خاص نازل شده باشد اما در واقع معنایش آن قدر گسترده است که می تواند در قرن های بعد هم مصداق های دیگری پیدا کند و بر آن مصداق ها تطبیق شود. مهم آن است که این تطبیق ها درست انجام شود و اهل بیت علیهم السلام دانایان حقیقی این باطنهای قرآن هستند




آیه ششم:                                                                                 


أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَكْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلیلاً ما تَذَكَّرُونَ (نمل، 62)


(آیا آن شریكان بهترند) یا كسى كه (دعاى) شخص گرفتار را هنگامى كه او را مى‏خواند، پاسخ مى‏دهد و آسیب و گرفتاریش را برطرف مى‏سازد، و شما را جانشینان (روى) زمین قرار مى‏دهد (آیا با خداى یكتا معبودى هست؟ بسیار اندك متذكّر مى‏شوید!


از امام صادق علیه السلام روایت شده است که مراد از مضطر در این آیه، قائم علیه السلام است که در مقام ابراهیم دو رکعت نماز می گذارد و دعا می کند و خدا دعایش را برآورده می کند و بدی را از بین می برد و او را جانشین خود در زمین می گرداند.



آیات هفتم و هشتم و نهم و دهم:


کلمه «نهار» در آیه «وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى» به صاحب الامر علیه السلام تأویل شده است و «ایام الله» در آیه  پنجم سوره ابراهیم به چند روز تأویل شده است که یکی از آنها روز ظهور حضرت است و منظور از خاضع شدن گردنها در برابر نشانه ای آسمانی، ندای آسمانی به نام صاحب الامر علیه السلام است و منظور از الَّذینَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ در آیه 41 حج، آن حضرت و اصحاب ایشان است.


علاقمندان می توانند اصل روایات تأویلی این مقاله و نیز روایات فراوان دیگری را در جلد 51 بحارالانوار تحت عنوان «الآیات المووله بقیام القائم علیه السلام» مطالعه کنند.

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 4:15 - 0 تشکر 517196

آینده جهان از منظر آیات و روایات(2)


ظهور الإمام المهدی ( علیه السلام ) بین الشیعة والسنة


در شماره گذشته ضمن طرح این سوال که آینده جامعه ها وجهان بشریت چه مى شود؟ نظر قرآن درباره سرنوشت جامعه ها چیست؟ بیان شد که قرآن در خصوص سرنوشت بشریت به روشنی سخن گفته است و رجوع به آیات قرآن، این سخن را تایید می کند. ضمنا آیات ده گانه ای را که در این موضوع وارد شده است را نیز در چند بخش از جمله: صالحان وارثان زمین مى شوند، استقرار آیین خدا و گسترش امنیت در جهان، پیروزى پیامبران، در مبارزه حق و باطل، حق، همواره پیروز است و كمك هاى غیبى در سرانجام جامعه ها مورد بررسی قرار دادیم.


اكنون باید دید كه این وعده ها و نویدهاى قرآن كه تاكنون به صورت جهانى و عالم‌گیر جامه عمل نپوشیده است كى تحقق خواهد پذیرفت، این مشكل را مى توان با مراجعه به روایات صحیح اسلامى گشود وروایات اسلامى انگشت روى این مجهول مى گذارند و از تحقق این نویدها در عصر ظهور امام زمان (علیه السلام)گزارش مى دهند.


روایات از یك رشته تكامل ها و پیشرفت ها در عقول و خردها، در صنایع و تكنیك، گزارش داده همچنان كه از جهانى شدن عدل اسلامى وآیین توحید قاطعانه خبر مى دهند، اینك این روایات را به صورت فشرده در این جا مى آوریم، و از هر موضوعى تنها به نقل یك حدیث اكتفا مى كنیم.



سرانجام جامعه ها از نظر احادیث اسلامى


1. تكامل عقول و خردها


مرور زمان، و تجارب تلخ و شیرین، مایه شكوفایى عقل انسانى مى گردد و بشر در پرتو الطاف الهى در مى یابد كه: دیگر، سازمان هاى بشرى و تدابیر انسانى قادر به حل تضادها و مشكلات نیست از این جهت بى درنگ به نداى حضرت قائم (علیه السلام) پاسخ مى گوید، و انسان ها با رضایت خاطر، به انقلاب امام مى پیوندند.


امام باقر (علیه السلام) مى فرماید:


«إذا قام قائمنا وضع اللّه یده على رؤوس العباد فجمع بها عقولهم وكملت به أحلامهم» .(1)


«آنگاه كه قائم ما قیام كند، خداوند دست لطف و رحمت خود را بر سر بندگان خود مى گذارد و از این طریق، به عقول آنان وحدت مى بخشد و به وسیله او خردهاى آنان تكامل پیدا مى كند».



احادیث اسلامى بر تكامل اخلاقى در عصر ظهور امام دوازدهم گواهى مى دهد آنجا كه همه محدثان اسلامى این جمله را از پیامبر (ص) نقل مى كنند كه یكى از ویژگى هاى حكومت امام قائم ، گسترش عدل و داد و برچیده شدن بساط ظلم و ستمگرى است و جمله (یَمْلأُ الأَرضَ قِسْطاً وعَدلاً) ، بیانگر این تكامل اخلاقى است


2. تكامل صنایع


انقلاب جهانى، بدون تكامل صنایع امكان پذیر نیست رهبر انقلابى كه مى خواهد صداى خود را به آخرین نقطه جهان برساند، بدون تكامل تكنیك، امكان پذیر نمى باشد، از این جهت احادیث اسلامى نوید مى دهد كه در عصر ظهور امام (علیه السلام) صنایع به حدى تكامل پیدا مى كند كه جهان حكم یك شهر را پیدا مى كند و افرادى كه در خاور زندگى مى كنند، كسانى را كه در باختر زندگى مى نمایند، مى بینند و سخنان آنان را مى شنوند.


چنان كه امام در این مورد مى فرماید:


«انّ المؤمن فى زمان القائم وهو بالمشرق لیرى أخاه بالمغرب وكذا الذى فى المغرب یرى أخاه الذى بالمشرق» .(2)


«در زمان قائم، فرد با ایمان كه در مشرق زیست مى كند، برادر خود را كه در مغرب زندگى مى كند مى بیند».


در حدیث دیگر مطلب به طور روشن تر بیان شده است وآن این است كه:


إنّ قائمنا إذا قام مدّاللّه لشیعتنا فی أسماعهم وأبصارهم، حتّى لا یكون بینهم و بین القائم یرید یكلّمهم فیسمعون و ینظرون إلیه وهو فى مكانه.(3)


«آنگاه كه قائم ما قیام مى كند خدا به دیدگان و گوشهاى پیروان او قدرت مى بخشد تا آنجا كه میان آنان و رهبر خود، حایلى نمى ماند او با آنان سخن مى گوید، و سخنان او را مى شنوند و به او مى نگرند در حالى كه او در جاى خود قرار دارد».


3. جهانیان در پوشش اسلام در مى آیند


احادیث نویدهاى قرآن را درباره جهانى گشتن آیین اسلام، بر ظهور امام قائم تطبیق مى كند آنجا كه امام باقر(علیه السلام) مى فرماید:


یبلغ سلطان المشرق و المغرب ویظهر اللّه عزّوجلّ به دینه على الدین كلّه ولو كره المشركون.(4)


«قدرت و تسلط او شرق و غرب را فرا مى گیرد و خدا به وسیله او دین خود را بر تمام ادیان پیروز مى گرداند هر چند مشركان دوست نداشته باشند».




مرور زمان، و تجارب تلخ و شیرین، مایه شكوفایى عقل انسانى مى گردد و بشر در پرتو الطاف الهى در مى یابد كه: دیگر، سازمان هاى بشرى و تدابیر انسانى قادر به حل تضادها و مشكلات نیست از این جهت بى درنگ به نداى حضرت قائم (علیه السلام) پاسخ مى گوید، و انسان ها با رضایت خاطر، به انقلاب امام مى پیوندند



4. تكامل اخلاقى


در محاسبات گذشته به این نقطه رسیدیم كه تكامل حقیقى باید ابعاد مادى و معنوى داشته باشد و تكامل یك بعدى، تكامل واقعى نیست.


احادیث اسلامى بر تكامل اخلاقى در عصر ظهور امام دوازدهم گواهى مى دهد آنجا كه همه محدثان اسلامى این جمله را از پیامبر (ص) نقل مى كنند كه یكى از ویژگى هاى حكومت امام قائم ، گسترش عدل و داد و برچیده شدن بساط ظلم و ستمگرى است و جمله (یَمْلأُ الأَرضَ قِسْطاً وعَدلاً) ، بیانگر این تكامل اخلاقى است.


5. ترمیم خرابى ها


احادیث اسلامى از آبادى جهان و تسلط بشر بر گنجینه هاى نهفته در دل زمین در زمان ظهور امام به روشنى گزارش مى دهد و جمله یاد شده در زیر در روایات وارد شده است:


«وتظهر له الكنوز ولا یبقى فى الأرض خراب إلاّ یعمره» .(5)


«گنجینه هاى نهفته در دل زمین در اختیار امام قرار مى گیرد و او با نفوذ و قدرت مادى و معنوى كه دارد، تمام ویرانى هاى موروث از ظلم وجور را، آباد مى كند.


نتیجه این كه آنچه را كه محاسبات عقلى و اجتماعى درباره سرانجام جامعه ها نشان مى داد، مورد تصدیق قرآن واحادیث اسلامى است چیزى كه هست احادیث اسلامى زمان و وقت این تكامل ها را به روشنى تعیین مى كند و ظهور امام قائم (عج) را همگام با این تحولات مى داند.


پی نوشتها:


1-  منتخب الأثر:ص482.


2-  منتخب الأثر:ص483.


3-  منتخب الأثر:ص483.


4-  منتخب الأثر:ص299.


5-  منتخب الأثر:ص482.

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 4:15 - 0 تشکر 517197

آینده جهان از منظر آیات و روایات(2)


ظهور الإمام المهدی ( علیه السلام ) بین الشیعة والسنة


در شماره گذشته ضمن طرح این سوال که آینده جامعه ها وجهان بشریت چه مى شود؟ نظر قرآن درباره سرنوشت جامعه ها چیست؟ بیان شد که قرآن در خصوص سرنوشت بشریت به روشنی سخن گفته است و رجوع به آیات قرآن، این سخن را تایید می کند. ضمنا آیات ده گانه ای را که در این موضوع وارد شده است را نیز در چند بخش از جمله: صالحان وارثان زمین مى شوند، استقرار آیین خدا و گسترش امنیت در جهان، پیروزى پیامبران، در مبارزه حق و باطل، حق، همواره پیروز است و كمك هاى غیبى در سرانجام جامعه ها مورد بررسی قرار دادیم.


اكنون باید دید كه این وعده ها و نویدهاى قرآن كه تاكنون به صورت جهانى و عالم‌گیر جامه عمل نپوشیده است كى تحقق خواهد پذیرفت، این مشكل را مى توان با مراجعه به روایات صحیح اسلامى گشود وروایات اسلامى انگشت روى این مجهول مى گذارند و از تحقق این نویدها در عصر ظهور امام زمان (علیه السلام)گزارش مى دهند.


روایات از یك رشته تكامل ها و پیشرفت ها در عقول و خردها، در صنایع و تكنیك، گزارش داده همچنان كه از جهانى شدن عدل اسلامى وآیین توحید قاطعانه خبر مى دهند، اینك این روایات را به صورت فشرده در این جا مى آوریم، و از هر موضوعى تنها به نقل یك حدیث اكتفا مى كنیم.



سرانجام جامعه ها از نظر احادیث اسلامى


1. تكامل عقول و خردها


مرور زمان، و تجارب تلخ و شیرین، مایه شكوفایى عقل انسانى مى گردد و بشر در پرتو الطاف الهى در مى یابد كه: دیگر، سازمان هاى بشرى و تدابیر انسانى قادر به حل تضادها و مشكلات نیست از این جهت بى درنگ به نداى حضرت قائم (علیه السلام) پاسخ مى گوید، و انسان ها با رضایت خاطر، به انقلاب امام مى پیوندند.


امام باقر (علیه السلام) مى فرماید:


«إذا قام قائمنا وضع اللّه یده على رؤوس العباد فجمع بها عقولهم وكملت به أحلامهم» .(1)


«آنگاه كه قائم ما قیام كند، خداوند دست لطف و رحمت خود را بر سر بندگان خود مى گذارد و از این طریق، به عقول آنان وحدت مى بخشد و به وسیله او خردهاى آنان تكامل پیدا مى كند».



احادیث اسلامى بر تكامل اخلاقى در عصر ظهور امام دوازدهم گواهى مى دهد آنجا كه همه محدثان اسلامى این جمله را از پیامبر (ص) نقل مى كنند كه یكى از ویژگى هاى حكومت امام قائم ، گسترش عدل و داد و برچیده شدن بساط ظلم و ستمگرى است و جمله (یَمْلأُ الأَرضَ قِسْطاً وعَدلاً) ، بیانگر این تكامل اخلاقى است


2. تكامل صنایع


انقلاب جهانى، بدون تكامل صنایع امكان پذیر نیست رهبر انقلابى كه مى خواهد صداى خود را به آخرین نقطه جهان برساند، بدون تكامل تكنیك، امكان پذیر نمى باشد، از این جهت احادیث اسلامى نوید مى دهد كه در عصر ظهور امام (علیه السلام) صنایع به حدى تكامل پیدا مى كند كه جهان حكم یك شهر را پیدا مى كند و افرادى كه در خاور زندگى مى كنند، كسانى را كه در باختر زندگى مى نمایند، مى بینند و سخنان آنان را مى شنوند.


چنان كه امام در این مورد مى فرماید:


«انّ المؤمن فى زمان القائم وهو بالمشرق لیرى أخاه بالمغرب وكذا الذى فى المغرب یرى أخاه الذى بالمشرق» .(2)


«در زمان قائم، فرد با ایمان كه در مشرق زیست مى كند، برادر خود را كه در مغرب زندگى مى كند مى بیند».


در حدیث دیگر مطلب به طور روشن تر بیان شده است وآن این است كه:


إنّ قائمنا إذا قام مدّاللّه لشیعتنا فی أسماعهم وأبصارهم، حتّى لا یكون بینهم و بین القائم یرید یكلّمهم فیسمعون و ینظرون إلیه وهو فى مكانه.(3)


«آنگاه كه قائم ما قیام مى كند خدا به دیدگان و گوشهاى پیروان او قدرت مى بخشد تا آنجا كه میان آنان و رهبر خود، حایلى نمى ماند او با آنان سخن مى گوید، و سخنان او را مى شنوند و به او مى نگرند در حالى كه او در جاى خود قرار دارد».


3. جهانیان در پوشش اسلام در مى آیند


احادیث نویدهاى قرآن را درباره جهانى گشتن آیین اسلام، بر ظهور امام قائم تطبیق مى كند آنجا كه امام باقر(علیه السلام) مى فرماید:


یبلغ سلطان المشرق و المغرب ویظهر اللّه عزّوجلّ به دینه على الدین كلّه ولو كره المشركون.(4)


«قدرت و تسلط او شرق و غرب را فرا مى گیرد و خدا به وسیله او دین خود را بر تمام ادیان پیروز مى گرداند هر چند مشركان دوست نداشته باشند».




مرور زمان، و تجارب تلخ و شیرین، مایه شكوفایى عقل انسانى مى گردد و بشر در پرتو الطاف الهى در مى یابد كه: دیگر، سازمان هاى بشرى و تدابیر انسانى قادر به حل تضادها و مشكلات نیست از این جهت بى درنگ به نداى حضرت قائم (علیه السلام) پاسخ مى گوید، و انسان ها با رضایت خاطر، به انقلاب امام مى پیوندند



4. تكامل اخلاقى


در محاسبات گذشته به این نقطه رسیدیم كه تكامل حقیقى باید ابعاد مادى و معنوى داشته باشد و تكامل یك بعدى، تكامل واقعى نیست.


احادیث اسلامى بر تكامل اخلاقى در عصر ظهور امام دوازدهم گواهى مى دهد آنجا كه همه محدثان اسلامى این جمله را از پیامبر (ص) نقل مى كنند كه یكى از ویژگى هاى حكومت امام قائم ، گسترش عدل و داد و برچیده شدن بساط ظلم و ستمگرى است و جمله (یَمْلأُ الأَرضَ قِسْطاً وعَدلاً) ، بیانگر این تكامل اخلاقى است.


5. ترمیم خرابى ها


احادیث اسلامى از آبادى جهان و تسلط بشر بر گنجینه هاى نهفته در دل زمین در زمان ظهور امام به روشنى گزارش مى دهد و جمله یاد شده در زیر در روایات وارد شده است:


«وتظهر له الكنوز ولا یبقى فى الأرض خراب إلاّ یعمره» .(5)


«گنجینه هاى نهفته در دل زمین در اختیار امام قرار مى گیرد و او با نفوذ و قدرت مادى و معنوى كه دارد، تمام ویرانى هاى موروث از ظلم وجور را، آباد مى كند.


نتیجه این كه آنچه را كه محاسبات عقلى و اجتماعى درباره سرانجام جامعه ها نشان مى داد، مورد تصدیق قرآن واحادیث اسلامى است چیزى كه هست احادیث اسلامى زمان و وقت این تكامل ها را به روشنى تعیین مى كند و ظهور امام قائم (عج) را همگام با این تحولات مى داند.


پی نوشتها:


1-  منتخب الأثر:ص482.


2-  منتخب الأثر:ص483.


3-  منتخب الأثر:ص483.


4-  منتخب الأثر:ص299.


5-  منتخب الأثر:ص482.

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 4:16 - 0 تشکر 517198

حقیقت آب حیات چیست؟


امام زمان

وجود مبارک امام زمان(عج) انسان کامل عصر ماست و وجود انسان کامل از آن جهت که مظهر اسم اعظم الهی است، واجد تمام کمالات است و بر همین اساس، امام معصوم مایه تأمین حیات معنوی و سرچشمه آب زندگانی است: (اِعلَموا اَنَّ اللهَ یُحی الارضَ بَعدَ مَوتِها)(1)؛ خداوند زمین را پس از مردنش زنده می‏کند و زندگی مرهون آب است: (وجَعَلنا مِنَ الماءِ کُلَّ شی‏ءٍ حَی)(2) و امام معصوم(علیه‌السلام) همان چشمه زلالی است که سرزمین دل‏ها با آن زنده می‏شود.


آب زندگانی، بارانی نیست که از بالا ببارد و آب چشمه یا چاه نیست که از پایین بجوشد، بلکه حقیقتی است که به صورت قانونی الهی در عرصه تشریع و درقالب انسان کامل معصوم در عرصه تکوین ظهور می‏کند. کتاب خدا دین الهی را چشمه حیات عرصه تشریع می‏شناساند و در بیان حیات‏بخشی آن می‏فرماید: (یاَایُّهَا الَّذینَ ءامَنوا استَجیبوا لِلّهِ ولِلرَّسولِ اِذا دَعاکُم لِما یُحییکُم)(3)؛ یعنی ره‏آورد دین، نه تنها افیون و مُخدّر نیست بلکه نیروی محرک و عامل حیات و پویایی است.


رسول اعظم اسلام‏صلی الله علیه و آله و سلم نیز در سخنی نورانی همان طور که گذشت شناخت انسان کامل و امام معصوم هر عصر را عامل حیات معقول فرد و جامعه معرفی فرمود: من مات و لم یعرف إمام زمانه مات میتة جاهلیة(4)؛ آن که بمیرد و امام معصوم عصر خویش را نشناخته باشد، چونان جاهلان و به مرگ جاهلیت مرده است و چون مرگ عصاره زندگی است، آن که جاهلانه مرده، زیستنی جاهلانه داشته است و فاقد حیات معنوی و والای انسانی بوده است.


مسئله زنده کردن زمین به آب حیات، پس از مرگش، در روایات عترت طاهره(علیهم‌السلام) مورد تأیید و تأکید است و بر پایه آن روایات خداوند زمینه مرده را نیز با انسان کامل زنده می‏کند، همان‏طوری که زمین مرده را با آب: عن أبی جعفر(علیه‌السلام)… قال: یحییها الله(عزّوجلّ) بالقائم(عج) بعد موتها؛ بموتها یعنی کفر أهلها و الکافر میت.(5)



ولایت و امامت، حقیقت آب زندگانی است و تمام شئون علمی و عملی وجود مبارک ولی الله الاعظم امام زمان(عج) آب زندگی است، از این‏رو با ظهورش دل‏ها و زمینه‏های مرده را احیا می‏کند


گاهی جامعه، زمانی دل‏ها و هنگامی زمینه فرهنگی ملّتی می‏میرد. آنجا که محیط جهل و جهالت باشد، فضای سیطره مرگ است که گاه با گفتن و نوشتن و هدایت‏های ظاهری دفع می‏شود؛ اما زمانی چنان عمیق و فراگیر است که باید دم مسیحایی و نفس قدسی مسیحادم آن عصر امت را زنده کند و آن که امروز نفسش دم روح القدسی است و وجودش چشمه زلال زندگانی، جز وجود مقدس ولی الله الاعظم حجة بن الحسن المهدی(عج) نیست.


معرفت امام عصر(عج) مایه حیات قلوب انسان‏ها و باریابی بشر به عرصه حیات معقول و انسانی است که ثمره‏اش معنوی و انسانی است، که همانا هجرت از خدر طبیعت به فرا طبیعت و انتقال از سجن دنیا به خُلد آخرت است.


این احیای تام جامعه منحصراً در دست انسان کامل است و سرّ حیات‏بخشی امام معصوم هر زمان، آن است که دیگران گاهی واجد علم و فاقد فضائل عدل‏اند و گاه عکس چنین قضیه‏ای صادق است و زمانی می‏شود که فی الجمله هم عالم باشند و هم عادل؛ اما در هیچ‏کدام به نصاب مطلوب کمال نرسیده‏اند. ایشان انسان‏های شایسته و وارسته‏ای هستند که خودشان را نجات می‏دهند و شاید درمانگر برخی بیماران باشند؛ اما انسان کامل چون علمش و عدلش کامل و در مقام مظهریت اسم اعظم خداوند است همه برکات را به همراه دارد، پس به تنهایی کار آب زندگانی می‏کنند.


برای روییدن یک بذر لازم است تا آب، نور، هوا و املاح معدنی، همگی کار خویش را انجام دهند، تا جوانه‏ای از دل آن خاک سر زند، وگرنه آب هرچه زلال و سرشار از املاح معدنی، کار نور و هوا را نمی‏کند و نیز دیگر عناصر، کار دیگری را؛ امّا آب زندگانی به تنهایی کار همه عوامل رشد و احیاء را انجام می‏دهد.


ولایت و امامت، حقیقت آب زندگانی است و تمام شئون علمی و عملی وجود مبارک ولی الله الاعظم امام زمان(عج) آب زندگی است، از این‏رو با ظهورش دل‏ها و زمینه‏های مرده را احیا می‏کند.


امام عصر(عج) به نمایندگی و مظهریت حق سبحانه سبب تام احیاء دل‏ها و زمینه‏های مرده است و وظیفه بشر عرضه کردن زمین و زمینه دل خویش به حضور مبارک آن حضرت است، به گونه‏ای که در پرتو فیض معرفت و هدایتش از سرچشمه زلال چشمه حیات بهره‏مند و احیا شود.



پی نوشت:


1 ـ سوره حدید، آیه 17/


2 ـ سوره انبیاء،آیه 30/


3 ـ سوره انفال، آیه 24/


4 ـ کمال الدین، ج2، ص 81؛ مناقب آل ابی‏طالب، ج3، ص251 ـ 250؛ بحار الانوار، ج32، ص331/


5 ـ کمال الدین، ج 2، ص 385/

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 4:17 - 0 تشکر 517200

آیات قرآنی ظهور حجت


ظهور




قرآن کریم به عنوان راهنمای سعادت انسانها هر آنچه برای هدایت بشر لازم بوده است در خود گنجانده و از این حیث هیچ کوتاهی نکرده است. یکی از لوازم هدایت و سعادت انسان محقق شدن حکومت عادلانه جهانی است که توسط آخرین منجی و خلیفه و حجت الهی حضرت بقیة الله انجام خواهد شد. بنابراین لازم است در قرآن این کتاب هدایت به این موضوع مهم نیز اشاره شده باشد هر چند با تأویل آیات از سوی مفسران واقعی قرآن یعنی اهل بیت علیه السلام؛ آنچه در ذیل می آید آیاتى قرآن می باشد كه در روایات اهل بیت تأویل بظهور امام زمان (عج) شده است‏.


1-     سوره هود آیه هشتم:


وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى‏ أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ یعنى: اگر عذاب را تا مدت معینى (ظهور امام زمان) بتأخیر بیاندازیم‏ لَیَقُولُنَّ ما یَحْبِسُهُ‏ با استهزاء خواهند گفت: چه چیز آن را باز داشت (و مانع ظهور امام زمان چیست؟) أَلا یَوْمَ یَأْتِیهِمْ لَیْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ یَسْتَهْزِۆُنَ. بدانید روزى كه عذاب مى‏آید از آنها برداشته نمیشود، بلكه بر آنان فرود آمده و آنچه را استهزاء به آن میكردند خواهند دید.


از امیر المۆمنین روایت شده كه در تأویل این آیه شریفه فرمود: أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ اصحاب قائم آل محمد است كه سیصد و سیزده نفر میباشند. و در تفسیر عیاشى از حضرت صادق علیه السّلام روایت میكند كه فرمود: خداوند اصحاب قائم ما را در یك لحظه مانند ابرهاى پراكنده فصل پائیز جمع میكند.


و در غیبت نعمانى از اسحاق بن عبد العزیز از آن حضرت روایت نموده كه فرمود:


«لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى‏ أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ» این عذاب قیام امام زمان و امت معدوده یاران او میباشند. كه برابر با سپاه اسلام در جنگ بدر هستند (یعنى 313 تن میباشند). (1)



2- سوره انبیاء آیات 12 تا 15 :


فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا إِذا هُمْ مِنْها یَرْكُضُونَ‏ یعنى چون (بنى امیه) عذاب ما را (كه بوسیله ظهور قائم آل محمد بر آنها فرو فرستیم) احساس كنند، از آن میگریزند لا تَرْكُضُوا وَ ارْجِعُوا إِلى‏ ما أُتْرِفْتُمْ فِیهِ وَ مَساكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْئَلُونَ‏. فرار نكنید و بازگردید تا شما را از آن نعمتها و جایگاه ها كه به خوشگذرانى سرگرم بودید باز- خواست كنند.




وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشى‏ یعنى: قسم بشب هنگامى كه پوشیده دارد. محمد بن مسلم از حضرت امام محمد باقر علیه السّلام روایت نموده كه فرمود: مقصود امیر المۆمنین علیه السّلام است كه در دولت باطل مستور گشت و ناگزیر بصبر گردید. وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى‏. یعنى: قسم بروز هنگامى كه بدرخشد. فرمود: این روز روشن قائم ما اهل بیت است كه چون قیام كند بر دولت باطل پیروز گردد. خداوند در قرآن براى مردم مثلها زده و پیغمبرش و ما ائمه را مخاطب بآن ساخته و جز ما كسى عالم بتأویل آن نیست




در حدیث است كه چون امام زمان ظهور كند، بنى امیه از ترس به روم میگریزند حضرت آنها را از روم بیرون مى‏آورد و گنجهائى كه پنهان كرده‏اند از آنها طلب میكند قالُوا یا وَیْلَنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِینَ فَما زالَتْ تِلْكَ دَعْواهُمْ حَتَّى جَعَلْناهُمْ حَصِیداً خامِدِینَ‏.


بنى امیه میگویند: واى بر ما كه قومى ستمكار بودیم. پس همچنان بدین سخن تكلم كنند تا آنكه (بوسیله قائم آل محمد و سپاه او) همه را درو كنیم و از دم شمشیر بگذرانیم! این آیات هر چند لفظش ماضى است ولى در معنى مستقبل است و این از آیاتى است كه چنان كه گفتیم تأویلش بعد از نزول میباشد. (2)




امام زمان

3- سوره حج آیه 39 :


ابو بصیر از امام صادق علیه السّلام روایت كرده كه در تأویل فرمایش خداى تعالى كه مى‏فرماید: أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا- الخ: «به آنان كه مورد خطر نبرد دشمنند، رخصت (در قتال) داده شده، چه آنان مورد ستم واقع شده‏اند و همانا خداوند بر یارى آنان مسلّما توانا است» آن حضرت  فرمود: این آیه در باره قائم علیه السّلام و یاران او نازل شده است». (3)


4. سوره حج آیه 41:


الَّذِینَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ یعنى: كسانى كه اگر آنها را در زمین ساكن نمودیم نماز بپا دارند و زكاة دهند و امر بمعروف و نهى از منكر كنند. امام محمد باقر علیه السّلام فرمود: این آیه متعلق بآل محمد است. یعنى دوازده امام و شخص مهدى موعود و یاران او كه خداوند آنان را در شرق و غرب جهان جاى دهد، و دین اسلام را غالب گرداند و هر بدعت و باطلى را بوسیله او و یارانش محو كند همان طور كه سفیهان حق را از میان برده باشند و آنچنان عالم در آسایش بسر برد كه اثر ظلم در جایى دیده نشود.(4)



5. سوره لیل آیات یکم و دوم:


وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشى‏ یعنى: قسم بشب هنگامى كه پوشیده دارد. محمد بن مسلم از حضرت امام محمد باقر علیه السّلام روایت نموده كه فرمود: مقصود امیر المۆمنین علیه السّلام است كه در دولت باطل مستور گشت و ناگزیر بصبر گردید. وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى‏. یعنى: قسم بروز هنگامى كه بدرخشد. فرمود: این روز روشن قائم ما اهل بیت است كه چون قیام كند بر دولت باطل پیروز گردد. خداوند در قرآن براى مردم مثلها زده و پیغمبرش و ما ائمه را مخاطب بآن ساخته و جز ما كسى عالم بتأویل آن نیست. (5)




لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى‏ أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ» این عذاب قیام امام زمان و امت معدوده یاران او میباشند. كه برابر با سپاه اسلام در جنگ بدر هستند ،یعنى 313 تن میباشند




6. سوره ملک آیه سی:


قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماۆُكُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیكُمْ بِماءٍ مَعِینٍ. یعنى: اى پیغمبر! بمردم بگو: بمن بگوئید: اگر آبى كه در دسترس دارید در زمین فرو رود كیست كه آب روان براى شما بیاورد؟ در این آیه امام زمان تعبیر به آب شده (كه موجب حیات همه اشیاء است)...از حضرت امام رضا علیه السّلام روایت است كه فرمود: «مائكم» یعنى (ابوابكم) كه ائمه هستند و ائمه ابواب (و درهاى رحمت الهى) میباشند «فَمَنْ یَأْتِیكُمْ بِماءٍ مَعِینٍ‏» یعنى كیست كه علم امام را براى شما بیاورد؟ (و آن درها را بروى شما بگشاید)؟ [6]


ابو بصیر از امام باقر علیه السّلام روایت كند كه در تفسیر این كلام خداى تعالى‏ «قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماۆُكُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیكُمْ بِماءٍ مَعِینٍ‏» فرمود: این آیه در باره امام قائم علیه السّلام نازل شده است مى‏فرماید: اگر امامتان از شما غائب شود و ندانید كه او كجاست، چه كسى امام ظاهرى براى شما خواهد آورد؟ تا اخبار آسمان و زمین و حلال و حرام خداى تعالى را براى شما بیاورد، سپس فرمود: به خدا سوگند تأویل این آیه هنوز نیامده است و ناگزیر باید بیاید. (7)



7. سوره حدید آیه هفدهم:


سلّام بن مستنیر از امام باقر علیه السّلام روایت كند كه در تفسیر این كلام خداى تعالى: اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها، فرمود: خداى تعالى زمین را به واسطه قائم علیه السّلام زنده مى‏كند از آن پس كه مرده باشد. و مقصود از مردن آن، كفر اهل آن است و كافر همان مرده است. (7)



پی نوشت:


1. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى - دوانى، على، مهدى موعود (ترجمه جلد 51 بحار الأنوار)، ص246، اسلامیه - تهران، چاپ: بیست و هشتم، 1378 ش.


2. مهدى موعود (ترجمه جلد 51 بحار الأنوار) ؛ ص250 و251


3. غیبت نعمانى-ترجمه غفارى، ص341،نشر صدوق‏ تهران‏، چاپ:دوم 1376 ش 1418 ق‏


4. مهدى موعود؛ ص252


5. همان؛ ص255


6.همان، ص255 و 256


7. كمال الدین-ترجمه پهلوان،ج‏1،ص 595 ، ناشر: دار الحدیث‏ قم،چاپ اول: 1380 ش‏


8. همان،ج‏2، ص: 586

what`s life?life is love.
برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.