• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن مهدویت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
مهدویت (بازدید: 502)
شنبه 28/5/1391 - 4:2 -0 تشکر 517178
امام عصر (عج) در روایات

چگونه مورد توجه امام عصر(عج) قرار گیریم؟

امام زمان

چگونه مورد توجه امام عصر(عج) قرار گیریم؟

پاسخ: در قرآن و روایات به صورت صریح تاکید شده است که پس از برخورداری انسان از اعتقاد صحیح، نوبت به عمل می‌رسد و آنچه می‌تواند آدمی را به خدا و حجت او نزدیک و نزدیک‌تر کند، تلاش در راه انجام دادن وظایف(تعهد به واجبات و ترک محرمات الهی) است.

حضرت مهدی(عج) بر اساس  یکی از توقیعات رسیده از ایشان فرمودند:

«اگر شیعیان ما- که خداوند آنها را به اطاعت خویش موفق بدارد- بر ادای عهد و پیمان ما یک دل و همراه می‌شدند، هرگز سعادت دیدار ما از ایشان به تاخیر نمی افتاد».(1)

همچنین فرمودند:

«هر یک از شما به گونه‌ای عمل کند که به محبت ما نزدیک شود و از کارهایی که او را به خشم و غضب ما نزدیک می کند، برحذر باشد».(2)

این سخنان نورانی می‌رساند که بهترین وسیله برای نزدیکی به خدا و جلب عنایت امام عصر(عج) تلاش برای سازندگی فردی است. البته یاد امام عصر(عج) در هر شب و روز در این مسیر بسیار راهگشا خواهد بود. چه خوب است که روزمان را با یاد آن حضرت و توسل به او شروع کنیم و به همین گونه به پایان برسانیم. و چه زیباست که پیوسته ساعتی را برای عرض سلام و ارادت به ساحت مقدسش اختصاص دهیم و چه بجاست که به نیابت از آن حضرت، کارهای عبادی(مثل نماز، روزه و صدقه) انجام دهیم.

هر یک از شما به گونه‌ای عمل کند که به محبت ما نزدیک شود و از کارهایی که او را به خشم و غضب ما نزدیک می کند، برحذر باشد

البته در کنار خودسازی و یاد امام عصر(عج) لازم است به دنبال تحقق اهداف امام در عرصه اجتماعی باشیم و در این راستا برای زمینه سازی ظهور آن حضرت، بستر سازی برای بروز ارزش های اسلامی و انسانی در جامعه، و تلاش برای فراگیر شدن فرهنگ انتظار و ضرورت حاکمیت الهی تلاش کنیم.

به راستی آیا می شود آدمی این گونه زندگی کند و مورد توجه و عنایت امام عصر(عج) قرار نگیرد؟!

 

پی نوشت:

1 - الاحتجاج، طبرسی، ج2، ص315.

2 - همان، ص323-324.

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 4:5 - 0 تشکر 517180

شهادت می دهم که تو حجت خدایی


امام زمان

مولای من! آقای من!


اکنون می خواهم اعتقادات خود را برایت بیان کنم، من باورهای خود را نزد تو امانت می گذارم.


اشهد ان لا اله الا الله، خدایی جز الله نیست.


من تو را گواه می گیرم که به خدای یگانه ایمان دارم. من خداپرست هستم و از همه بت ها بیزارم.


هر لحظه بتی می خواهد دل مرا را از آن خود کند، دل من باید حرم خدا باشد.


من همه بت ها را از وجود خود بیرون می کنم و فقط خدای یگانه را می پرستم.


وقتی می گویم: «لا اله الا الله»، در واقع همه بت ها را از دل خود بیرون می کنم. من فقط خدای یگانه را می پرستم.


خدایی را ستایش می کنم که بی نیاز است. او که از چیز دیگری وجود نیافته و وجودش از خودش است.


هیچ کس نمی تواند چگونگی او را بفهمد و آن را بیان کند، در عظمت و بزرگی او، همه اندیشه ها حیران هستند.


او نه می زاید و از کسی هم زاده نشده است. او همسر و فرزند و شریکی ندارد.


او زنده ای است که هرگز نمی میرد، توانایی است که هرگز ناتوان نمی گردد، قدرتمندی است که هرگز شکست نمی خورد، بردباری است که عجله نمی کند، او هرگز نابود نمی شود و پایان نمی پذیرد.


خدای من هرگز نیازمند نمی شود، عزیزی است که هرگز ذلیل و خوار نمی شود، دانایی است که هرگز نادان نمی گردد.


او عادل است و هرگز ستم نمی کند، او به بندگان خود عطا و بخشش می کند و هرگز بخل نمی ورزد.


او همه جا هست و لحظه ای از بندگان خود بی خبر نیست. هر چه در جهان هستی هست آفریده اوست و فقط اوست که آفریده نشده است.


فقط اوست که آغازی و پایانی ندارد. قبل از او هیچ آفریده ای نبود و بعد از او نیز هیچ آفریده ای نیست.


خدای من هرگز از آفریده های خود دور نیست، تا من سوال کنم که او کجاست.




وقتی می گویم: «لا اله الا الله»، در واقع همه بت ها را از دل خود بیرون می کنم. من فقط خدای یگانه را می پرستم. خدایی را ستایش می کنم که بی نیاز است. او که از چیز دیگری وجود نیافته و وجودش از خودش است




فقط اوست که گذر زمان، او را دگرگون نمی کند، او بزرگواری و ستایش را از آن خود نمود و در بزرگی و عظمت بی همتاست.


من حضرت محمّد (صلی الله علیه آله وسلم) را پیامبر خدا می دانم:


اشهد ان محمداً رسول الله.


شهادت می دهم که محمّد، بنده خدا و فرستاده اوست. همه زیبایی ها و خوبی ها در وجود خود جای داده است، او پیامبر مهربانی هاست، او نور خدا در آسمان ها و زمین است.


من شهادت می دهم که خدا، محمّد و علی و فاطمه و فرزندان معصوم آنان را بیش از همه دوست دارد.


آری! خدا مقامی بس بزرگ به آنان داده است، جایگاه آنان از جایگاه همه فرشتگان و مقرّبان بالاتر است.


خدا مقام و جایگاه آنان را برای دیگران بیان کرده است و همه زیبایی  ها و خوبی  های آن ها را به همه خبر داده است، این پیام خدا برای همه است:


ای فرشتگان من! ای پیامبران من! ای بندگان من! با همه شما هستم، بدانید که محمّد و آل محمّد را برتری دادم، مقام آن ها از همه و همه بالاتر و والاتر است.


خدا آنان را به بزم مخصوص خود راه داده است، و کس دیگری را به آنجا راه نیست، هیچ کس نباید آرزوی رسیدن به آن جایگاه را بنماید که این یک آرزوی دست نایافتنی است.


من به امامت دوازده امام اعتقاد دارم، نه کمتر نه بیشتر. امامان من فقط داوازده نفر هستند که نام آنان چنین است:


امام علی، امام حسن، امام حسین، امام سجاد، امام باقر، امام صادق، امام کاظم، امام رضا، امام جواد، امام هادی، امام حسن عسکری، امام مهدی (علیهما السلام).


امام زمان

این دوازده نفر، رهبرانی هستند که خدا آنان را به عنوان حجّت خود انتخاب نموده است. آنان از همه لغزش ها و زشتی ها و پلیدی ها به دور هستند، خدا به آنان مقام عصمت را داده است، همه آن ها معصوم هستند و هرگز فکر گناه هم به ذهن خود راه نمی دهند.


مهدی جان! من تو را امام زمان خود می دانم و اعتقاد دارم که تو حجّت خدا هستی. خدا راه سعادت را برای مردم روشن نمود، به آنان دستور داد تا ولایت تو را قبول کنند و از تو پیروی کنند، هر کس از تو اطاعت کند، اهل بهشت خواهد بود و هر کس با تو دشمنی کند، غضب خدا در انتظار او خواهد بود.


من بار دیگر بر محمّد و آل محمّد، صلوات و درود می فرستم، و خطاب به شما چنین می گویم:


ای سروران من! شما اوّلین آفریده خدا هستید، خدا آفرینش را با شما آغا نمود، خدا همه خوبی ها، همه زیبایی ها، همه کمالات را با شما آغاز نمود. شما سبب خلقت جهان هستید، اگر شما نبودید، خدا و آسمان ها و زمین فرشتگان و جهان هستی را خلق نمی کرد.


شما واسطه فیض خدا هستید، وقتی خدا می خواهد به بندگان خود خیر و رحمتی بدهد، ابتدا آن را به وجود شما نازل می کند و بعد به واسطه شما آن خیر به دیگران می رسد.


شما همه کاره جهان هستید، در جهان هستی، حرف اوّل و آخر را شما می زنید، خدا شما را محور قرار داده است، از اوّل هستی شما بوده اید و تا آخر هم شما خواهید بود.


هر کس که با خدا کار دارد باید به در خانه شما بیاید، به اذن خدا، شما همیشه و همواره، همه کاره جهان هستی می باشید.


به واسطه شما خدا رحمت خود را بر بندگانش نازل می کند و بلاها را از آنان دور می کند، شما ستون جهان هستی هستید، اگر شما نباشید، زمین و زمان در هم می پیچد.




مهدی جان! من تو را امام زمان خود می دانم و اعتقاد دارم که تو حجّت خدا هستی. خدا راه سعادت را برای مردم روشن نمود، به آنان دستور داد تا ولایت تو را قبول کنند و از تو پیروی کنند، هر کس از تو اطاعت کند، اهل بهشت خواهد بود و هر کس با تو دشمنی کند، غضب خدا در انتظار او خواهد بود




من به «رجعت» شما باور دارم، اعتقاد دارم که شما قبل از قیامت، به دنیا باز می گردید و در این دنیا حکومت می کنید.


«رجعت»، همان زنده شدن دوباره شما می باشد، آری! خدا شما را (قبل از برپا شدن قیامت) زنده خواهد نمود تا بر این دنیا حکومت کنید، آری! باور داشتن به رجعت، نشانه شیعه واقعی بودن است.


من می دانم که قرآن هم از رجعت سخن گفته است. من بارها و بارها این آیه قرآن را خوانده ام:


(أو کالّذی مر علی قریة و هی خاویة علی عروشها... فاماته الله ماته عام ثمّ بعثه...).


قرآن، داستان عزبر(یکی از پیامبران) را برایم بیان می کند، او از شهری عبور کرد که استخوان های مردگان زیادی در آنجا افتاده بود. آن، شهر ویران شده بود.


او مدّتی به آن استخوان ها و جمجمه ها نگاه کرد و با خود گفت: در روز قیامت، خدا چگونه این مردگان را زنده خواهد نمود؟


در این هنگام، خدا به عزرائیل دستور داد تا جان او را بگیرد، مرگ عزیر فرا رسید. صد سال گذشت. خدا بعد از صد سال، دوباره او را زنده کرد، او به سوی شهر خود حرکت کرد، وقتی به شهر خود رسید دید همه چیز تغییر کرده است، آری! صد سال گذشته بود، همسر او از دنیا رفته بود و...


آری! رجعت، همان زنده شدن بعد از مرگ است و قرآن از رجعت و زنده شدن دوباره عزیر سخن گفته است.


خدایی که من او را می پرستم به هر کاری تواناست، او وعده داده که بار دیگر شما را به این دنیا بازگرداند و شما در این دنیا حکومت کنید و خدا به وعده های خود عمل می کند.


من می دانم که در روزگار رجعت شرایط عوض خواهد شد، اگر کسی قبل از رجعت کافر باشد، ایمان او در روزگار رجعت قبول نخواهد شد، زیرا در آن هنگام پرده ها کنار می رود و آیات خدا آشکار می شود، انسان ها تا قبل از فرا رسیدن روزگار رجعت، فرصت دارند که حق و حقیقت را انتخاب نمایند.

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 4:6 - 0 تشکر 517181

سلام برتو زمانی که از دیده ها پنهانی



امام زمان



مهدی جان!


دوست دارم همیشه سلام خویش را هدیه ات کنم، در همه لحظه ها بر تو سلام می کنم.


سلام بر تو زمانی که به امر خدا قیام می کنی، سلام بر تو زمانی که از دیده ها پنهان و در پس پرده غیبت هستی.


سلام بر تو هنگامی که قرآن می خوانی و برای دیگران سخن می گویی، سلام بر تو زمانی که نماز می خوانی و با خدای خویش سخن می گویی و به رکوع می روی و در مقابل خدا به سجده می افتی.


سلام بر تو هنگامی که شعار توحید بر زبان جاری می کنی و خدا را به بزرگی یاد می کنی،


سلام بر تو زمانی که حمد و ثنای خدا به جا می آوری!


هر صبح و شام بر تو سلام می کنم.


من یاد آن روزی هستم که تو به نماز می ایستی و عیسی (علیه السلام) هم همراه تو نماز می خواند آن روز تو به سرزمین فلسطین می روی، تو با یاران خود به آنجا سفر می کنی و منتظر می شوی تا روز جمعه فرا رسد.


مسیحیان زیادی در این شهر جمع شده اند و منتظرند تا اتّفاق مهمّی روی بدهد. روز جمعه فرا می رسد، اجتماع با شکوهی می شود، نگاه ها به او خیره می ماند.


ابری سفید دیده می شود که جوانی بر فراز آن ابر قرار گرفته است. دو فرشته کنار آن جوان ایستاده اند.


آن ابر به سوی زمین می آید. در «بیت المقدس» غوغایی برپا می شود، آن جوان، عیسی (علیه السلام) است.


عیسی (علیه السلام) به زمین بازگشته است. مسیحیان که از شادی در پوست خود نمی گنجند به طرف او می روند و می گویند که ما همه یاران و انصار تو هستیم. همه منتظرند تا عیسی (علیه السلام) جوانی بدهد، عیسی (علیه السلام) می گوید: «شما یاران من نیستید».


همه مسیحیان تعجّب می کنند. عیسی (علیه السلام) بدون توجّه به آنان، حرکت می کند. و تو در محراب «مسجد الاقصی» ایستاده ای و همه یاران، پشت سر تو صف بسته اند و منتظرند تا وقت نماز شود.


عیسی (علیه السلام) به سوی تو می آید، او به تو نزدیک می شود و سلام می کند و با تو دست می دهد.


تو به او رو می کنی و می گویی: «ای عیسی! جلو بایست و امام جماعت ما باش».


عیسی (علیه السلام) می گوید: «من به زمین آمده ام تا وزیر تو باشم، نیامده ام تا فرمانده باشم، من نماز خود را پشت سر شما می خوانم».




شنیده ام وقتی هم پا به عرصه گیتی نهادی، سر به سجده نهادی! آری! وقتی تو به دنیا آمدی، بوی خوش بهشت، تمام فضا را فرا گرفت، پرندگانی سفید همچون پروانه، بالای سر تو پرواز می کردند و تو سر به سجده نهاده بودی. بعد از لحظاتی، سر از سجده برداشتی و رو به آسمان نمودی و گفتی: اشهد ان لا اله الا الله و اشهد انّ جدّی رسول الله... شهادت می دهم که خدایی جز الله نیست




عیسی در صف اوّل، کنار یاران تو می ایستد، وقتی مسیحیان این منظره را می بینند، گروه زیادی از آنان مسلمان می شوند.


و تو به نماز می ایستی و چه شکوهی دارد این نماز!


سلام من به نماز تو!


چرا من بارها به نماز تو سلام می کنم؟ چرا فریاد می زنم: سلام بر لحظه ای که تو سجده می کنی؟


من می خواهم بگویم که تو بنده خدا هستی، او را عبادت می کنی و در مقابل او سر به خاک می نهی، خدا مقام تو را گرامی داشته است و تو جز سخن خدا چیزی نمی گویی، هر چه او به تو دستور بدهد، با تمام وجود آن را می پذیری.


من می خواهم این گونه از غلّو و زیاده گویی پرهیز کنم. من می دانم که تو بنده خدا هستی و در مقابل او به خاک می افتی. تو مخلوق خدا هستی، مبادا من در حقّ تو، گزافه بگویم! مبادا به چیزی باور داشته باشم که با یکتاپرستی منافات دارد.


امام زمان

شنیده ام وقتی هم پا به عرصه گیتی نهادی، سر به سجده نهادی! آری! وقتی تو به دنیا آمدی، بوی خوش بهشت، تمام فضا را فرا گرفت، پرندگانی سفید همچون پروانه، بالای سر تو پرواز می کردند و تو سر به سجده نهاده بودی.


بعد از لحظاتی، سر از سجده برداشتی و رو به آسمان نمودی و گفتی: اشهد ان لا اله الا الله و اشهد انّ جدّی رسول الله...


شهادت می دهم که خدایی جز الله نیست.


گواهی می دهم که جدّ من، محمّد پیامبر خداست و...


سلام بر تو هنگامی که صبح فرا می رسد! سلام بر تو هنگامی که شب آغاز می گردد!


شاید یکی سوال کند چرا به تو سلام خود را این گونه تقدیم می کنم. راز این سلام چیست؟


تو به اذن خدا از آنچه در جهان هستی می گذرد، یا خبر هستی، تو شاهد و ناظر برکردار من هستی.


خدا در قرآن می فرماید:


«و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و و المومنون...».


بگو هر آنچه می خواهید انجام دهید، ولی بدانید که خدا و رسول خدا و مومنان، عمل شما را می بینند.


امروز منظور از «مومنان» در این آیه، تو هستی، تو بر آنچه بندگان خدا انجام می دهند، آگاه هستی، اعمال و کردار شما هر روز به من عرضه می شود.


آری! هر صبح و شام، پرونده اعمال من را به نزد تو می آورند، تو به کردار من نگاه می کنی، اگر در آن کارهای زیبا بینی، خوشحال می شوی، برایم دعا می کنی، امّا اگر من گناهی انجام داده باشم، تو ناراحت می شوی، آخر چرا شیعه من این گونه باشد؟




من یاد آن روزی هستم که تو به نماز می ایستی و عیسی (علیه السلام) هم همراه تو نماز می خواند آن روز تو به سرزمین فلسطین می روی، تو با یاران خود به آنجا سفر می کنی و منتظر می شوی تا روز جمعه فرا رسد




تو دست به دعا بر می داری و برای من استغفار می کنی، رو به آسمان می کنی و می گویی: خدایا! این شیعه من است، شیطان او را فریب داده است، از تو می خواهم از گناهش درگذری!


سلام بر تو آن لحظه ای که برای شیعیانت طلب آمرزش و بخشش می کنی!


سلام بر تو در هر صبح و شام که کردار شیعیان بر تو عرضه می شود.


مولای من! آقای من!


من می دانم گنهکارم، خطا کارم، من با گناهانم قلب شما را به درد می آورم، امّا بدان با همه گناهانم، تو را دوست دارم، آقایی جز تو ندارم، فقط تو را دارم و بس!


برایم دعا کن، دعا کن خدا گناهانم را ببخشد، دعایم کن که شیطان دیگر نتواند فریبم بدهد.


دعایم کن! دعایم کن!


من بارها و بارها به تو سلام می کنم. آن قدر به تو سلام می کنم تا به من نگاه کنی و لطف تو شامل حالم شود.


سلام بر تو ای که خدا وعده داده است تو را از همه بلاها حفظ کند تا روزگار ظهور تو فرا رسد و تو به امر او قیام کنی.


سلام بر تو ای که همچون پدر برای شیعیان خود دلسوزی می کنی و از هر کس که به سویت بیاید، دستگیری می نمایی، تو پناه شیعیان و فریادرس درماندگان هستی.


تو امام و پیشوای من هستی، تو آرزوی همه هستی، آرزوی همه خوبان!


خوشا به حال من که تو آرزوی من شده ای و من از همه آرزوهای دیگر دل کنده ام، آرزوهای دیگر، سراب هستند، تو تنها حقیقت این دنیای خاکی هستی!


باید در هوای تو باشم، در جستجوی تو باشم، در خیال وصال تو باشم.


وقتی آرزوی انسان بزرگ بشود، خود او هم بزرگ می شود، بعضی ها را می بینم که در آرزوی ثروت و شهرت و ... هستند، ارزش آنان به همان مقدار است، امّا کسی که تو آرزوی او باشی، چقدر ارزش دارد؟ این را فقط خدا می داند.

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 4:6 - 0 تشکر 517182

جلوه مهربانی الهی


امام زمان

خدا علم خویش را به قلب تو نازل کرد و این گونه بود که تو خزانه دار دانش خدا شدی. تو را برگزید و علم غیب را به تو یاد داد.


من شنیده ام که هر کس این علم غیب را بداند، می تواند کارهای بزرگی انجام دهد، شنیده ام که سلیمان علیه السلام با خبر شد در کشور «سبا» مردم خورشید را پرستش می کنند. سلیمان متوجّه شد که در آن کشور ملکه ای به نام «بلقیس» حکومت می کند و او هم خورشید را می پرستد و او تختی با شکوه دارد که بر روی آن جلوس می کند.


سلیمان علیه السلام تصمیم گرفت تا زمینه هدایت آن ملکه را فراهم سازد برای همین نامه ای به او نوشت و او را به خداپرستی دعوت کرد.


در یکی از روزها، سلیمان به اطرافیان خود رو کرد و گفت: چه کسی می تواند تخت ملکه سبا را برایم حاضر کند؟


بین سلیمان که در فلسطین حکومت می کرد و بین کشور «سبا» (که در یمن واقع شده بود)، صدها کیلومتر فاصله است، سلیمان می خواست یک نفر تخت آن ملکه را برای او حاضر کند.


آصف که یکی از بهترین یاران سلیمان بود به سلیمان گفت: من در کمتر از یک چشم بر هم زدن، آن تخت را برای تو حاضر می کنم.


سلیمان نگاه کرد، دید که تخت ملکه در کمتر از یک لحظه در جلوی او قرار گرفته است. همه از کاری که آصف کرد، تعجّب کردند.


آصف فقط قسمتی از علم غیب را داشت و توانست کار به آن بزرگی را انجام دهد، امّا خدا به تو همه آن علم غیب را داده است. این لطفی است که خدا در حقّ تو نموده است.




تو جلوه مهربانی خدا هستی، اگر بخواهم مهربانی خدا را به سوی خود جلب کنم، باید به سوی تو بیایم، زیرا خدا تو را جایگاه رحمت خویش قرار داده است




هر کس بخواهد از علم بهره ای داشته باشد، باید درس بخواند و زحمت بکشد تا مقداری علم و دانش را کسب کند، امّا علم و دانش تو با همه فرق می کند، خدا قلب تو را جایگاه علم خودش قرار داده است.


تو جلوه مهربانی خدا هستی، اگر بخواهم مهربانی خدا را به سوی خود جلب کنم، باید به سوی تو بیایم، زیرا خدا تو را جایگاه رحمت خویش قرار داده است.


وقتی خدا می خواهد بر بندگان خود مهربانی کند، خیر و برکتی را بر آنان نازل نماید، آن رحمت را ابتدا نزد تو نازل می کند، زیرا که خداوند تو را واسطه میان خود و بندگانش قرار داده است.


آری! هیچ کس نمی تواند رحمت خدا را به طور مستقیم دریافت دارد، زیرا این لیاقت و شایستگی خاصّی می خواهد که خدا این شایستگی را فقط و فقط به تو داده است.


تو واسطه فیض و رحمت هستی، تو اصل هر رحمتی هستی که بر بندگان خدا نازل می شود.


تو شیعیان خود را بسیار دوست داری و آنان را کمک می کنی، وقتی شیعیان در گرفتاری ها تو را صدا بزنند، به یاریشان می روی، هم در این دنیا و هم در روز قیامت تو آن ها را مدد می کنی، وقتی قیامت بر پا شود، آن روز همه مهربانی تو را خواهند دید، وقتی که همه مردم از یکدیگر فرار کنند و هیچ کس پناهی نداشته باشد، تو پناه شیعیان خود خواهی بود.


سلام بر تو ای که تو وعده حتمی خدا هستی!

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 4:6 - 0 تشکر 517183

پیمان بزرگ الهی


امام زمان

سلام بر تو که پیمان بزرگ خدایی! همان پیمانی که خدا بر آن تأکید زیادی کرده است.


من بر سر آن پیمان بزرگ هستم، پیمانی که خدا از من گرفته است. آن روزی که خدا روح مرا را آفرید، از من پیمان گرفت. من بر تو و بر پدرت تو درود می فرستم تا اعلام کنم که بر سر آن پیمان خود هستم.


روزی که خدا هم در قرآن از آن این گونه یاد می کند:


«الست بربکم قالوا بلی».


خدا آن روز با همه سخن گفت، او به همه چنین گفت: آیا من خدای شما نیستم؟ همه در جواب گفتند: آری! شهادت می دهیم که تو خدای ما هستی.


بعد از آن، خدا پیامبران خود را معرفی کرد و سپس نوبت به معرّفی کسانی رسید که جانشینان پیامبران بودند. خدا آنان را نیز معرّفی کرد، او به همه دستور داد تا از پیامبران و جانشینان آن ها اطاعت کنند.


آن روز خدا از تو سخن گفت. این سخن خدا بود: «من با مهدی، دین خود را یاری خواهم نمود».


آن روز بود که من با نور تو آشنا شدم، تو را شناختم و به مقام تو اعتراف نمودم.


آن روز، من پیامبری محمّد صلی الله علیه واله وسلم و امامت دوازده امام را پذیرفتم، عهد کردم که از آنان اطاعت کنم.


آری! خدا از من پیمان گرفت، همان گونه که از تو پیمان گرفت و تو پیمان خدا را قبول نمودی. تو عهد کردی که بر مشکلات غیبت صبر کنی، همه تنهایی ها و غربت ها را تحمّل کنی. آری! تو عهد کرده ای که از همه پیامبران و امامان، صبر بیشتری داشته باشی! قلب تو، آماج غم ها و غصّه ها باشد.




آن روز مسجد الحرام پر از صفت های طولانی فرشتگان می شود. جبرئیل با کمال ادب نزد تو می آید و سلام می کند و می گوید: آقای من! اکنون دعای شما مستجاب شده است




خدا به تو خبر داد که تو روزگاری دراز در پس پرده غیبت خواهی بود، در آن روزگار، شیعیان تو به سختی ها و بلاهای زیادی گرفتار می شوند، تو همه آن بلاها را با چشم می بینی و باید صبر کنی!


تو می بینی که دشمنان چه ستم ها می کنند و خون دوستان تو را به زمین می ریزند، قلب تو از آن همه بلاها سخت به درد می آید، امّا توعهدی با خدای خویش داری که صبر کنی. تو راضی به رضای خدا هستی، صبر تو، صبری زیباست، صبر می کنی تا آن زمانی که خدا خودش به تو اجازه ظهور بدهد.


آن وقت تو به میدان می آیی و همه ظلم و ستم ها را نابود می کنی، و چه شکوهی خواهد داشت آن روز که خدا به تو اجازه ظهور بدهد.




تو می بینی که دشمنان چه ستم ها می کنند و خون دوستان تو را به زمین می ریزند، قلب تو از آن همه بلاها سخت به درد می آید، امّا توعهدی با خدای خویش داری که صبر کنی. تو راضی به رضای خدا هستی، صبر تو، صبری زیباست، صبر می کنی تا آن زمانی که خدا خودش به تو اجازه ظهور بدهد




روزی که تو کنار کعبه خواهی بود، فرشتگان برای یاری تو خواهند آمد.


آن روز مسجد الحرام پر از صفت های طولانی فرشتگان می شود. جبرئیل با کمال ادب نزد تو می آید و سلام می کند و می گوید: «آقای من! اکنون دعای شما مستجاب شده است».


و تو رو به آسمان می کنی و با خدای خود چنین سخن می گویی: «بار خدایا! تو را حد و ستایش می کنم که به وعده خود وفا کردی و من را وارث زمین قرار دادی».


و تو یاران خود را صدا می زنی و می گویی: «ای یاران من! ای کسانی که خدا شما را برای ظهور من ذخیره کرده است به سویم بیایید».


با قدرت خدا، یاران تو، خود را به مسجد الحرام می رسانند. همه آن ها کنار در کعبه، دور تو جمع می شوند و با تو بیعت می کنند...

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 4:6 - 0 تشکر 517184

پرچم دار الهی


امام زمان

تو موعودی هستی که خدا وعده آن را به اهل ایمان داده است. خدا وعده داده که سرانجام در روزی زمین، بندگان خوب او حکومت کنند و عدالت را بر پا کنند. تو همان وعده خدایی هستی!


وقتی خدا اراده کند که تو ظهور کنی، همه پیامبران کنار بیت المعمور جمع خواهند شد، چه مراسم با شکوهی خواهد بود!


شنیده ام که بیت المعمور، کعبه فرشتگان است و در آسمان چهارم است، همواره هزاران فرشته گرد آن طواف می کنند، «بیت المعمور» به معنای «خانه آباد» است.


اجازه ظهور تو آنجا صادر می شود و همه دنیا آباد می شود، آری! در روزگاری که تو از دیده ها پنهان باشی، دنیا خراب و ویران است، اما وقتی که تو ظهور کنی، دنیا آباد می شود، برای همین، آبادی دنیا از کنار خانه آباد(بیت المعمور) آغاز می شود.


آن شب با شکوه، همه پیامبران در کنار بیت المعمور جمع می شوند، آدم و نوح و عیسی و موسی و ابراهیم علیهم السلام و... همه می آیند. گروهی از مومنان هم در آنجا خواهند بود. همه نگاه ها به آن سو خیره می ماند. فرشتگان چند منبر نورانی را به سوی «بیت المعمور» می آورند.



چهار منبر نورانی!


پیامبر، علی، حسن و حسین علیهم السلام به سوی این منبرها می روند و بالای آن ها می نشینند. شوری در میان این فرشتگان و انبیاء و مومنان بر پا می شود.


لحظاتی بعد، درهای آسمان گشوده می شود، پیامبر دست های خود را برای دعا رو به آسمان می گیرد، همه فرشتگان و پیامبران نیز با پیامبر هم نوا می شوند.


پیامبر چنین می گوید: «خدایا! تو وعده دادی که بندگان خوبت را فرمانروای زمین گردانی. دیگر لحظه عمل به آن وعده فرا رسیده است».




آری! پیامبر با خدا در مورد تو سخن می گوید، تو همان وعده ای هستی که خدا به بندگان خویش داده است. و خدا در آن شب، دعای پیامبر را مستجاب می کند و تو در حالی که پرچم عدالت در دست داری به سوی کعبه می شتابی و از کنار کعبه فریاد بر می آوری: من مهدی هستم!




سپس پیامبر، علی، حسن و حسین علیهم السلام در بالای آن منبرها به سجده می روند ...


آری! پیامبر با خدا در مورد تو سخن می گوید، تو همان وعده ای هستی که خدا به بندگان خویش داده است.


و خدا در آن شب، دعای پیامبر را مستجاب می کند و تو در حالی که پرچم عدالت در دست داری به سوی کعبه می شتابی و از کنار کعبه فریاد بر می آوری: من مهدی هستم!


تو همچون مهتاب در تاریکی ها می درخشی و راه را برای ما روشن می کنی، نور تو هدایت گر همه است و هر کس می خواهد به رستگاری رسد باید از نور تو بهره ببرد.


تو صاحب پرچمی هستی که خدا آن را برافراشته می سازد، پرچم تو پرچم فتح و پیروزی است، همان پرچمی که جبرئیل برای پیامبر در جنگ بدر از آسمان آورد.


آن پرچم تاکنون، فقط دو بار مورد استفاده قرار گرفته است، اوّلین بار زمانی بود که جبرئیل آن پرچم را برای پیامبر آورد و او هم در جنگ بدر آن را باز نمود و لشکر اسلام در آن جنگ به پیروزی بزرگی دست یافت.


پیامبر بعد از جنگ بدر، آن پرچم را جمع کرد و دیگر در هیچ جنگی آن را باز نکرد و تحویل حضرت علی علیه السلام داد. آن حضرت نیز فقط در جنگ جمل، آن پرچم را باز نمود و دیگر از آن استفاده نکرد.


خدا آن پرچم را برای تو ذخیره کرده است و تو صاحب آن پرچم هستی، و سرانجام روزی آن را به اهتزاز در می آوری

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 4:7 - 0 تشکر 517185

در جستجوی ذخیره خدا در روی زمین


امام زمان

سلام ای ذخیره خدا در روی زمین!


این سخن خدا در قرآن است: «بقیّة الله خیر لکم ان کنتم مومنین»


اگر شما اهل ایمان هستید بقیة الله برایتان بهتر است.


آری! خدا پیامبران زیادی برای هدایت بشر فرستاد. آن ها برای سعادت بشر زحمات زیادی کشیدند، عدّه زیادی از آنان در این راه شهید شدند. اکنون که پیامبران، همه از این دنیا رفته اند و مهمان خدا شده اند، فقط تو تنها یادگار آن ها هستی،


آری! تو بازمانده خدا و ذخیره او در روی زمین هستی. من دیده ام که بعضی افراد، وسایل قیمتی تهیّه کرده و آن را در جایی مطمئن قرار می دهند. آن وسایل، ذخیره های آن ها هستند.


تو هم ذخیره هستی. تو «بقیه الله» هستی!


و این نام چقدر زیباست!


بی جهت نبود که پدر تو را برای شیعیان به این نام معرفی نمود، آن روزی که مردی از شهر قم به شهر «سامرا» آمده بود.


او مهمان پدرت بود، نام او، احمد قمّی بود، او به سامرا آمده بود تا بداند امام دوازدهم کیست. او مهمان امام عسکری علیه السلام شده بود و نمی دانست چگونه سوال خود را بپرسد.


بعد از لحظاتی، امام عسکری علیه السلام او را صدا زد و گفت: «از آغاز آفرینش دنیا تا به امروز، هیچ گاه دنیا از حجّت خدا خالی نبوده است و تا روز قیامت هم، دنیا بدون حجّت خدا نخواهد بود. نعمت های خدا که بر شما نازل می شود و هر بلایی که از شما دفع می شود به برکت وجود حجّت خداست».




اگر شما اهل ایمان هستید بقیة الله برایتان بهتر است. آن روز صدای تو در همه دنیا خواهد پیچید: من بقیة الله و حجّت خدا هستم




احمد قمّی رو به امام عسکری علیه السلام کرد و گفت: «آقای من! امام بعد شما کیست؟».


امام عسکری علیه السلام لبخندی زد و از جا برخاست و از اتاق خارج شد و بعد از مدّتی همراه با تو، وارد اتاق شد و چنین گفت: «این پسرم مهدی علیه السلام» است که سرانجام همه دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد، او امام بعد از من است».


اشک در چشم احمد قمّی حلقه زد، گریه او از سر شوق بود، او نمی دانست چگونه شکر خدا کند که توانسته تو را ببیند.


در این هنگام تو با احمد قمّی چنین سخن گفتی: «انا بقیة الله: من ذخیره خدا هستم».


آن روز تو بیش از سه سال نداشتی، خود را بقیة الله معرّفی کردی، فردا نیز خود را این گونه معرّفی خواهی کرد.


فردای ظهور را می گویم. فردایی که همه جهان در انتظارش است.


وقتی که خدا به تو اجازه ظهور بدهد، به کنار کعبه می آیی، آن روز فرشتگان دسته دسته برای یاری تو می آیند.


جبرئیل با کمال ادب به نزد تو آمده و چنین می گوید: «آقای من! وقت ظهور تو فرا رسیده است».


و تو به کنار در کعبه رفته و به خانه توحید تکیه خواهی زد و این آیه را خواهی خواند:


« بقیة الله خیر لکم ان کنتم مومنین»


اگر شما اهل ایمان هستید بقیة الله برایتان بهتر است.


آن روز صدای تو در همه دنیا خواهد پیچید: «من بقیة الله و حجّت خدا هستم».

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 4:7 - 0 تشکر 517187

سلام بر تو که خلیفه خدا هستی!


امام زمان

تو جانشین خدا در آسمان ها و زمین می باشی، این لقبی است که خدا به تو داده است.


روزی هم که تو ظهور کنی و حکومت عدل خویش بر پا سازی، خدا فرشته ای را به روی زمین خواهد فرستاد. آن فرشته، پیشاپیش تو این چنین ندا خواهد داد: «مهدی، خلیفه خداست. از او اطاعت کنید».


تو حجّت خدا بر همه هستی. حجّت خدا بر همه آفریده های خدا، تو حجّت خدا در آسمان ها و زمین هستی.


وقتی شخصی سخن مرا را قبول ندارد، من برای اثبات سخن خود، دلیل می آورم، در زبان عربی، به این دلیل من، «حجّت» می گویند.


روز قیامت که بر پا شود، خدا به مردم چنین می گوید: ای مردم! من مهدی را به عنوان رهبر شما انتخاب نمودم، چرا از او بیرون نکردید؟ چرا بیراهه رفتید؟ چرا به سخنان او گوش فرا ندادید؟ چرا دیگری را امام خود قرار دادید و دین مرا تباه ساختید؟


به همین جهت است که تو را «حجّت خدا» می گویند، یعنی تو دلیل و برهان خدا هستی، خدا راه سعادت را برای مردم روشن نمود، به آنان دستور داد تا ولایت تو را قبول کنند و از تو پیروی کنند، هر کس از تو اطاعت کند، اهل بهشت خواهد بود و هر کس با تو دشمنی کرده باشد، خشم خدا را برای خود خریده است.


مهدی جان! تو جلوه اراده خدا هستی!


اگر بخواهم بدانم خدا چه اراده کرده است، کافی است بدانم که تو چه اراده کرده ای.


اگر من بخواهم بفهمم که خدا چه چیزی را دوست دارد، باید ببینم که تو چه را دوست داری.


اگر تو را خوشحال کنم، خدا را خوشحال نموده ام، اگر به سوی تو بیایم، به سوی خدا رفته ام. تو جلوه صفات خدا هستی.




قرآن را اگر تو تفسیر کنی، مایه هدایت می شود، هیچ کس نمی تواند مانند تو پیام های قرآن را برای بشر بیان کند. خوشا روزی که من صدای دلربای تو را بشنوم که برایم قرآن بخوانی و آن را تفسیر کنی




تو همواره اطاعت خدا را می کنی وچیزی را انجام می دهی که خدا اراده نموده است، تو از خود اراده ای نداری، هر چه خدا برای تو بخواهد تو همان را انجام می دهی، تو تسلیم فرمان خدای خود هستی.


خداوند صفات زیادی دارد، او مهربان است، دارای علم زیادی است، قدرت دارد و ...، همه این صفات زیبای خدا را می توانم در تو بیابم.


صفات و خوبی های خدا، حد و اندازه ندارد، امّا من می توانم آن مقدار از صفات خدا را (که می شود در این دنیا جلوه کند)، در وجود تو بیابم!


تو جلوه صفات خدا هستی، تو از خود هیچ نداری، هر چه داری، خدا به تو داده است.


تو همچون آینه ای هستی که من می توانم صفات و زیبایی های خد در آن بیابم. هیچ موجودی به اندازه تو این همه زیبایی را در خود جای نداده است!


تو نور خدا در آسمان ها و زمین هستی، تو مایه هدایت اهل آسمان ها و زمین هستی، اگر هدایت تو نباشد، هیچ کس نمی تواند به سعادت و رستگاری برسد.


تو قاری قرآن و مفسّر آن هستی، من تفسیر آن را باید از تو بشنوم!


قرآن را اگر تو تفسیر کنی، مایه هدایت می شود، هیچ کس نمی تواند مانند تو پیام های قرآن را برای بشر بیان کند. خوشا روزی که من صدای دلربای تو را بشنوم که برایم قرآن بخوانی و آن را تفسیر کنی.

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 4:7 - 0 تشکر 517188

فقط این راه به خدا می رسد



امام زمان



مهدی جان! سلام بر تو که «باب الله» هستی!


هر کس می خواهد به سوی خدا برود، باید به سوی تو رو کند، هر کس می خواهد به هدایت برسد باید با تو آشنا شود. فقط از راه تو می توان به خدا رسید.


اگر کسی تو را نشناسد و با تو بیگانه باشد و در راهی که تو به آن رهنمون هستی گام بر ندارد، هرگز به مقصد نخواهد رسید و چیزی جز پشیمانی نصیب او نخواهد شد.


هر کس محبّت تو را به دل داشته باشد، محبّت خدا را در دل دارد، هر کس بغض و کینه تو را داشته باشد، بغض خدا را دارد. هر کس به تو پناه بیاورد، به خدا پناهنده شده است.


آری! خشنودی تو، خشنودی خداست، خشم تو، خشم خداست.


سلام بر تو که دین خدا را زنده می کنی، تو یاری کننده دین خدا هستی. تو پرچم «توحید» را در سرتاسر دنیا به اهتزاز در می آوری. تو نام خدا و یاد او را جهانی خواهی کرد، تو به جنگ همه سیاهی ها و ظلم ها خواهی رفت و زیبایی ها را به تصویر خواهی کشید.


چه روز با شکوهی خواهد بود آن روز!


روزی که همه اهل آسمان ها و تمام مردم زمین در شادی و نشاط باشند و عدالت همه جا را فرا گیرد، دیگر از ظلم و ستم هیچ خبری نباشد.




اگر کسی در این دنیا عمر طولانی کند و سالیان سال، عبادت خدا را به جا آورد و نماز بخواند و روزه بگیرد و به اندازه کوه بزرگی، صدقه بدهد و هزار حجّ هم به جا آورد و سپس در کنار خانه خدا مظلومانه به قتل برسد، با این همه اگر ولایت تو را قبول نداشته باشد، وارد بهشت نخواهد شد




آن روز فقر از میان رفته باشد، مردم، دیگر فقیری را نیابند تا به او صدقه بدهند.


آن روز مردم به جای عشق به دنیا، عاشق عبادت شوند و کمال خویش را در عبادت و بندگی خدا جستجو کنند.


در آن روزگار، فرشتگان همواره بر انسان ها سلام کنند و در مجالس آن ها شرکت کنند. قلب مردم آن قدر پاک شود که بتوانند فرشتگان را ببینند و خداوند دست رحمت خویش را بر سر مردمان کشد و عقل همه انسان ها کامل شود.


روزی که در هیچ جای دنیا، شخص بیماری دیده نشود و همه در سلامت کامل زندگی کنند و هیچ اختلافی در سرتاسر دنیا به چشم نیاید و مردم از هر قبیله و قومی که باشند در صلح و صفا با هم زندگی کنند.


خدا به تو مقامی بس والا داده است، هر کس از تو روی برگرداند و با تو دشمنی کند، از دین خدا بیرون رفته است.


خداوند در مورد ولایت تو سفارش بسیار زیادی نموده است، اسلام بر پنج ستون بنا شده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت تو، اما خداوند اهمیّتی را که به ولایت تو داده است به هیچ کدام از نماز و روزه و حج و زکات نداده است!


اگر کسی در این  دنیا عمر طولانی کند و سالیان سال، عبادت خدا را به جا آورد و نماز بخواند و روزه بگیرد و به اندازه کوه بزرگی، صدقه بدهد و هزار حجّ هم به جا آورد و سپس در کنار خانه خدا مظلومانه به قتل برسد، با این همه اگر ولایت تو را قبول نداشته باشد، وارد بهشت نخواهد شد.


آری! ولایت تو نزد خدا از همه چیز مهم تر است.

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 4:8 - 0 تشکر 517190

سلام برآل یس



امام زمان



سلام بر «آل یاسین»!


این اوّلین سلام من است، این گونه بر تو و خاندان تو سلام می کنم. شما «آل یاسین» هستید.


خدا در قرآن، پیامبر را «یاسین» نامیده است، و شما هم خاندان او هستید، «آل یاسین»، همان «آل محمّد» است. آری! «یاسین» نامی از نام های پیامبر می باشد.


من در روز بارها و بارها بر شما درود می فرستم، در تشهّد نماز می گویم: «اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد، بار خدایا! بر محمّد و آل محمّد درود بفرست».


می دانم وقتی صلوات می فرستم، خداوند رحمت خود را بر من نازل می کند، صلوات نور است و باعث روشن شدن دل من می شود و تاریکی ها را از دل می زداید.


من در اینجا، به چهارده معصوم پاک سلام و درود می فرستم.


سلام من بر پیامبر صلی الله علیه واله وسلم، علی، فاطمه، حسن، حسین و همه امامان معصوم علیهم السلام که از نسل حسین علیه السلام هستند.


مهدی جان! سلام بر تو که مرا به سوی خدا فرا می خوانی!


تو دست مرا می گیری و به سوی خدا می بری. فقط تو هستی که می توانی راه خدا را به من نشان بدهی، راهی که درست است و هیچ گمراهی ندارد.


تو هدایت گر همه آفریده های خدا هستی، فرشتگان هم اگر بخواهند به خدا نزدیک شوند، باید نزد تو بیایند. تو حجّت خدا بر همه هستی.


علم و دانش تو فراتر از دیگران است، خدا به تو مقامی بس بزرگ داده است و برای همین است که تو می توانی همه را به سوی خدا ببری.




مهدی جان! سلام بر تو که مرا به سوی خدا فرا می خوانی! تو دست مرا می گیری و به سوی خدا می بری. فقط تو هستی که می توانی راه خدا را به من نشان بدهی، راهی که درست است و هیچ گمراهی ندارد




آری! در جهان هستی، معلّمی همچون تو پیدا نمی شود، هر کس بخواهد به کمال و رستگاری برسد، باید شاگردی تو را بنماید، همان گونه که فرشتگان همه از تو درس آموخته اند.


خدا نور تو را قبل از خلقت آسمان ها و زمین آفرید، آن وقتی که هنوز خدا عرش خود را هم خلق نکرده بود.


آری! وقتی خدا اراده کرد که جهان هستی را بیافریند، ابتدا نوری آفرید. آن نور، حقیقت شما بود. تو و پدران پاک تو، نوری واحد هستید.


شما بودید و غیر از شما هیچ آفریده دیگری نبود، آن روز، شما حمد و ستایش خدا را می گفتید. چهارده هزار سال بعد از آن، خداوند عرش خود را آفرید، آن وقت نور شما را در عرش خود قرار داد.




می دانم وقتی صلوات می فرستم، خداوند رحمت خود را بر من نازل می کند، صلوات نور است و باعث روشن شدن دل من می شود و تاریکی ها را از دل می زداید




آری! من سخن از خلقت نور شما می گویم، سخن در مورد خلقت جسم شما نیست، خدا نور شما را خلق کرد و هزاران سال بعد زمین را آفرید و سپس جسم شما را خلق کرد.


سخن من پیرامون آفرینش نور شماست، نوری که جسم نبود، آن نور، در واقع، روح شما بود، روح، از جنس خاک نیست، این جسم است که از خاک آفریده شده است. خداوند روح شما را هزاران سال قبل از خلقت عرش خود آفرید.


نور شما سالیان سال، در عرش خدا و ملکوت خدا بود، نور شما در آنجا عبادت خدا را می نمود، بعد از آن خدا بر بندگانش منّت نهاد و شما را به این دنیای خاکی آورد.


شما آمده اید تا راه خدا را نشان ما بدهید، آمده اید تا این دنیای تاریک را با نور خود روشن کنید، آمده اید تا دستگیری کنید و همه را به سعادت و رستگاری برسانید.

what`s life?life is love.
شنبه 28/5/1391 - 4:8 - 0 تشکر 517191

خیلی وقت است منتظر تو هستیم


امام زمان

مردم این شهر تو را فراموش کرده اند، تو را از یادها برده اند، من هم تو را فراموش کرده ام!


اکنون در این بیابان غربت گرفتار شده ام، هیچ کس نیست تا به فریادم برسد، من چه باید بکنم؟ کجا بروم؟


تو که می دانی من هیچ پناهی ندارم، از مردم شهر فراری شده ام، آخر در شهر، کسی به فکر تو نیست، من در جستجوی تو هستم.


درست از تو دور مانده ام، اما هنوز در قلب من، عشق تو شعله می کشد.


تو خود می دانی که من دوستت دارم، می دانی که عشق تو را با همه دنیا عوض نمی کنم.


می دانم که این دنیا، هیچ وفا ندارد، باور کرده ام که دیر یا زود باید از اینجا بروم، دل بستن به اینجا کاری بیهوده است، آیا آدم عاقل به «سراب» دل می بندد؟


تو خودت از حال من با خبر هستی. می دانی که من از دل بستن به این «سراب ها» خسته شده ام!


مولای من! من راه را گم کرده ام، می خواهم به سوی تو بیایم. می خواهم با تو سخن بگویم.


خدا تو را «مهدی» نام نهاده است و تو را امام من قرار داده است، تو همان کسی هستی که اگر من به سوی تو نیایم و به راه دیگری بروم، گمراه خواهم شد.


آیا تو دست روی دست می گذاری و برای من هیچ کاری نمی کنی؟ آیا تو فقط منتظر می مانی تا من به سوی تو بیایم؟




می دانم که این دنیا، هیچ وفا ندارد، باور کرده ام که دیر یا زود باید از اینجا بروم، دل بستن به اینجا کاری بیهوده است، آیا آدم عاقل به «سراب» دل می بندد؟




نه، این طور نیست، تو همانند پدری مهربان مرا دوست داری، این باور من است. وقتی پدری می بیند که فرزند به بیراهه می رود، دست روی دست نمی گذارد، پدر وقتی می بیند که فرزندش به سوی گمراهی می رود، برمی خیزد، فرزندش را کمک می کند، دستش را می گیرد و او را نجات می دهد، آری، تو هم دست مرا گرفتی و نجاتم دادی، زودتر از این که من سوی تو بیایم، تو به سوی من آمدی!!


من دیگر نگران نیستم، من تو را دارم، چرا نگران باشم؟ من مهربانی تو را باور دارم.


شاید اگر سراب ها را تجربه نمی کردم، قدر حقیقت را نمی دانستم. اکنون می دانم سراب چیست، حقیقت چیست. این تجربه ارزشمندی است که به آسانی آن را به دست نیاورده ام. من جوانی خویش را فروخته ام و این تجربه را خریده ام.



من به سوی تو می آیم...


من دل شکسته ام، من را ببخش اگر به یاد تو نبودم، من شرمندام، اشک مرا ببین...


من فدای تو شوم! همه هستی من فدای تو باد، من خوب می دانم هر کس بخواهد به سوی خدا برود، باید به سوی تو آید و به تو توجّه کند، هر کس راه غیر تو را برود، هرگز به مقصد نمی رسد.


اکنون می خواهم به سوی خدا و به سوی تو آیم...




من چهل بار به تو سلام می کنم، می خواهم بگویم که همواره به یاد تو هستم، من از آن تو هستم و در گروه تو هستم. من با تو سخن می گویم، من زائر تو هستم، گویی در روبروی تو ایستاده ام و به تو سلام می کنم. سلام برتو که آقای من و امام من هستی...




گفتی که می خواهی به سوی من بیایی، پس «بسم الله» را بر زبان جاری کن و «زیارت آل یاسین» را بخوان!


تو این گونه با من سخن بگو! این گونه راز دل خود بیان کن! هر وقت که دل در آغاز هر کاری نام خدا را به زبان جاری کن! تو باید مهربانی خدا را یاد کنی، باید بار دیگر به خودت یادآور شوی که خدا در اوج زیبایی و مهربانی  است. او بوده است که تو را آفریده و نعمت های زیادی به تو داده است، او در حقّ تو مهربانی کرده است که تو توانستی راه را از چاه تشخیص دهی و به این سو بیایی.


اکنون که خدا را یاد نموده ای تو می خواهی به سوی خدا بروی، تو می خواهی به سوی من بیایی، پس سخن آغاز کن، این گونه با من سخن بگو:


سلام علی آل یاسین!


من آماده ام تا تو را با «زیارت آل یاسین» زیارت کنم. من می خواهم چهل بار بر تو سلام کنم.


چرا چهل سلام؟


من می خواهم عشق و ولای خود را به تو که  امام من هستی، نشان بدهم. درست است که در روزگار «غیبت» گرفتار شده ام و تو از دیده ها پنهان هستی، اما من تو را در مقابل خود می بینم و به تو سلام می کنم.


من چهل بار به تو سلام می کنم، می خواهم بگویم که همواره به یاد تو هستم، من از آن تو هستم و در گروه تو هستم.


من با تو سخن می گویم، من زائر تو هستم، گویی در روبروی تو ایستاده ام و به تو سلام می کنم.


سلام برتو که آقای من و امام من هستی...

what`s life?life is love.
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.