• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن خانواده > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
خانواده (بازدید: 1147)
جمعه 27/5/1391 - 6:53 -0 تشکر 516080
تربیت کودک

فواید دوران پادشاهی

 


در ارتباط با موضوع تربیت کودکان، بحثی مهم و اساسی وجود دارد که بیانگر این است که تربیت باید به گونه ای باشد که کودک در هفت سال اول زندگی، پادشاه، سرور و امپراطور باشد.

پدر و مادر و کودک

مباحث و نظریات بسیاری در این باره مطرح است که چه نوع رفتاری با کودک در این دوران باید صورت گیرد که بر مبنای سروری کردن او باشد، بدون اینکه به تربیت و ادب او لطمه ای بزند. آنچه برای هر پدر و مادری مهم است، شناخت حد و مرزهای موجود در این زمینه است که والدین را دچار رفتارهای افراطی و تفریطی نکند.

در مطلبی به چند مورد از موارد مربوط به مهیا بودن شرایط پادشاهی کودک در هفت سال اول زندگی، سخن گفتیم. در این نوشتار به ذکر ادامه این موارد خواهیم پرداخت.

 

ثمرات ارزشمند سروری کردن کودک در هفت سال اول زندگی را می توان به این صورت بیان کرد:

**شکوفایی استعدادهای نهفته در کودک

**اعتماد کودک به والدین

**مهیا شدن کودک برای پذیرش روحیه اطاعت

این موارد در بخش اول این موضوع، به طور کامل بیان شدند و توضیحاتی درباره آنها ارائه شد. اما مورد بعدی که باید بیان شود عبارتست از:

**آرامش روحی و روانی کودک در دوران بعدی

همانطور که قبلا نیز گفته شد، شرایط و وضعیتی که در هفت سال اول زندگی برای کودک ایجاد می شود و میزان بهره گیری کودک از شرایطی بهتر با داشتن احساس آزادی، می تواند به عنوان منشا و عاملی برای ایجاد آرامش درونی او در دوره های بعدی زندگی اش باشد.

آرامش و بردباری در جوانی، مرهون فعالیتها و جست و خیزهای دوران کودکی است.

و لذا رسول اکرم (صل الله علیه و آله) فرمودند: "چه خوب است که کودک در خردسالی پرتحرک و پر جنب و جوش باشد تا در بزرگسالی آرام و خویشتندار گردد." 1

 

از دیگر نتایج هفت سال پادشاهی کودک عبارتست از:

** ایجاد روحیه اعتماد به نفس و پرورش شخصیتی مستقل

در این رابطه باید گفت که والدین باید تمامی تلاش خود را بکنند تا احساس آزادی و استقلال در کودکان تقویت شود. چرا که کودک در سالهای اول زندگی نیاز دارد که برخی از موارد را تجربه کند و مورد آزمون قرار دهد. بدون اینکه خطری او را تهدید کند. همین مسئله موجب می شود تا کودک به نتایج و تجربیاتی دست پیدا کند که به او اعتماد به نفس دهد. آنچه مهم است اینکه برای کودک شرایطی غنی و کامل مهیا شود تا بتواند هر چه بیشتر تجربه و کشف کند، بهتر و سریعتر می تواند به روحیه اعتماد به نفس دست پیدا کند.نکته مهمی که باید درباره دوران پادشاهی کودک گفت این است که در این دوران ممکن است والدین برای خود سختیها و مشکلاتی را احساس کنند که بیشتر به خودشان ارتباط دارد. چرا که در اغلب اوقات حوصله وقت گذاری برای کودک را ندارند.

هر یک از اعضای خانواده باید شرایط را طوری فراهم کنند که کمترین آسیب را به خودشان و کودکشان برسانند. اگر به آینده کودک خود علاقه مند هستید و رشد استعدادهای او برای تان اهمیت دارد، باید تلاش کنید که به سیادت و سروری کودک، خدشه ای وارد نشود

 

از طرف دیگر شرایط زندگی در حال حاضر به گونه ای است که کودکان باید در محیطی محدود و کوچک، با وجود انواع و اقسام وسایل زندگی، به بازی بپردازند و احساس آزادی بکنند.

 

این شرایط بیش از آنکه مطابق میل کودکان باشد با سلیقه بزرگترها تطابق دارد و مسلما این شرایط نمی تواند برای فعالیتهای آزاد کودک مناسب باشد و آنها را آزار می دهد. در چنین شرایطی کودک ممکن است در هر قدمی که برمی دارد با فریاد "دست نزن" از سوی والدین و اطرافیان مواجه شود. چنین شرایطی با سلامت روحی و روانی کودک در تضاد است و موجب سرکوب شدن خواسته های کودک می شود و مانع بروز استعدادهای او می شود.

در چنین شرایطی به نظر می رسد که بهترین کار این است که والدین بعد از تولد کودک به ایجاد تغییراتی در محیط خانه بپردازند و مثلا برخی از وسایل را برای مدتی جمع کنند تا  هم خودشان و هم کودکشان، احساس آرامش بیشتری داشته باشند.

به هر حال هر یک از اعضای خانواده باید شرایط را طوری فراهم کنند که کمترین آسیب را به خودشان و کودکشان برسانند.

اگر به آینده کودک خود علاقه مند هستید و رشد استعدادهای او برای تان اهمیت دارد، باید تلاش کنید که به سیادت و سروری کودک، خدشه ای وارد نشود.

پدر و مادر و کودک

چنانچه والدین با موقعیتی مواجه شدند که کودک از آنها خواسته ای طلب کرد که برآورده کردن آن امکان پذیر نیست و یا برای او خطر دارد، باید به دنبال راهکاری بود تا بدون لطمه زدن به حس سروری او، توجه او را به سمت و سویی دیگر جلب کرد.

هفت سال اول زندگی برای کودکان، دوران حسی و آشنایی و برقراری ارتباط با دنیای محسوسات است. توجه داشته باشید که به طور ناخودآگاه، مانعی برای فعالیت های سازنده کودک نباشید. بنابراین در این دوران باید بخش مهم و اعظم فعالیت والدین و مربیان، بر این راستا باشد که فضایی آزاد به همراه غنی کردن محیط برای آموزش و کسب تجربه و بازی را برای کودکان فراهم کنند.

همچنین به خواسته ها و نیازهای کودکان توجه کنند و آنان را از آنچه که موجب تحقیر و تخریب شخصیت شان می شود، دور نگه دارند.

به این ترتیب آنچه مسلم است اینکه نقش نهادهای تربیتی و خانواده در درجه اول، در تعالی و رشد آینده یک جامعه بسیار مهم است.

 

 

پی نوشت:

1-وسائل،ج15،ص198) به نقل از کتاب آنچه والدین و مربیان باید بدانند. نوشته رضا فرهادیان

what`s life?life is love.
جمعه 27/5/1391 - 6:53 - 0 تشکر 516081

می خواهم کودکم را بشناسم





در این مقاله سعی داریم با شناخت مراحل رشد یک کودک پیش دبستانی، معضلات موجود در روابط بین والد و فرزندی را که گاها بر اثر ندانستن مراحل رشد می باشد را بررسی کنیم.



آموزش به کودک

در طی فرآیند رشد شناختی، كودك به تدریج مهارتهای لازم برای یادگیری و درك تجارب جدید را می‌‌آموزد. با پیشرفت تكلم، كودك تعامل بیشتری با محیط پیدا می‌‌كند. وی هر روز از طریق بازی، تماشای تلویزیون و مشاهده اطراف خود اطلاعاتی به دست می‌‌آورد. وی بتدریج به كمك كلمات و نشانه‌ها به حل مسائل و ابراز افكار و احساسات خود می‌‌پردازد و با پرسشهای مختلف به سراغ شما می‌‌آید، او با كسب اطلاعات جدید، به صورت مداوم درك خود را از دنیای اطرافش ساماندهی می‌‌كند.



كودك در سن پیش‌دبستانی، دنیا را همانند یك فرد بزرگسال نمی‌‌‌بیند، در طی صحبت با اوباید به یاد داشته باشید كه وی نگرش‌ها و دریافتهای متفاوتی از شما دارد. به همین علت باید تلاش نمایید كه در سطح ادراك و شناخت وی با او گفتگو كنید.


تفكر كودك پیش دبستانی شما چه ویژگیهایی دارد؟


تفكر عینی: كودك در سنین3 تا 5 سالگی معمولاً دارای تفكر عینی است. یعنی این كه وی آنچه را می‌‌تواند لمس، مشاهده و تجربه كند به سادگی درك می‌‌كند. بنابراین اگر موضوعی انتزاعی را برایش شرح می‌‌دهید باید آن را با مثالهایی عینی در باره تجربیات ملموس زندگی او همراه كنید. مثلاً اگر در باره ضرورت رعایت بهداشت و نحوه بروز بیماری در اثر فعالیت میكروبی برایش توضیح می‌‌دهید بهتر است از كتاب یا كارتون با نقاشی‌ها و تصاویر كارتونی از میكروب استفاده كنید و حرفهایتان را با تصاویر عینی و ملموس همراه سازید.


تفكر سحرآمیز: كودك در این سنین فكر می‌‌كند كه اعمال، آرزوها و احساساتش بر حوادث و وقایع اطراف تأثیر می‌‌گذارد. علی كودك 4 ساله ممكن است تصور كند كه بیماری خواهر كوچكترش سارا به علت آرزوی وی «كاش سارا اصلاً وجود نداشت» شكل گرفته است. بنابراین در گفتگو با كودكان در این سنین حتماً باید از برداشت و درك آنان از وقایع اطرافشان به ویژه در موارد خاص مانند بیماری كودك یا وجود بیماری در اعضای خانواده از آنان سوال كنید و تا حد ممكن، تفكرات غیرمنطقی آنان راكه می‌‌تواند موجب احساس گناه یا اضطراب آنها شود اصلاح سازید.


خود محوری: كودك در سنین پیش دبستانی، تفكر خود محور دارد. وی تصور می‌‌كند كه مركز دنیا است و همه حوادث و اتفاقات در جهان برای او رخ می دهندمثلاً زمانی كه به علی گفته می‌‌شود آرامتر بازی كند تا برادر بزرگش بتواند درس بخواند، وی قادر نیست خود را به جای برادرش تجسم كند و رفتارش را به خاطر او تغییر دهد. نه بدین علت كه وی خودخواه است، بلكه به این علت كه توانایی شناختی لازم برای این كار را پیدا نكرده است تا دریابد هر تجربه‌ای در دیگران چه احساسی به وجود می‌‌آورد. او تنها دنیا را از زاویه دید خود می‌‌نگرد.




كودك پیش دبستانی نمی‌‌‌تواند طول مدت زمان را دقیقاً درك كند. وی زمان را در ارتباط با برنامه روزانه اش درك می‌‌كند، مثلاً برای اینكه به وی نشان دهید 10 روز دیگر به مسافرت خواهید رفت، می‌‌توانید از یك تقویم بزرگ استفاده كنید و گذشت هر روز را با یك علامت مشخص كنید




زنده پنداری: كودك در سنین پیش دبستانی، ویژگی‌‌های انسانی را به اشیای بی جان نسبت می‌‌دهد. بنابراین زمانی كه علی در هنگام دویدن، با میز برخورد می‌‌كند و به زمین می‌‌خورد ممكن است بگوید این میز است كه عمداً موجب زمین خوردن وی شده است.


درك زمان: كودك پیش دبستانی نمی‌‌‌تواند طول مدت زمان را دقیقاً درك كند. وی زمان را در ارتباط با برنامه روزانه اش درك می‌‌كند، بنابراین وقتی می‌‌خواهید زمان انجام كاری را به او یادآوری كنید نیاز دارد كه آن را در رابطه با كارهای روزانه بیان كنید: مثلاً «وقتی پدر از سركار برگردد، به پارك می‌‌رویم» كودك مفاهیم زمان گذشته، حال و آینده را درك می‌‌كند مثلاً ممكن است جملات «وقتی بزرگ شدم» یا «وقتی خیلی كوچك بودم» را به كار ببرد ولی برای درك دقیق تر زمان و دروه‌‌های زمانی طولانی نیاز به كمك دارد. مثلاً برای اینكه به وی نشان دهید 10 روز دیگر به مسافرت خواهید رفت، می‌‌توانید از یك تقویم بزرگ استفاده كنید و گذشت هر روز را با یك علامت مشخص كنید.


كمك به یادگیری و رشد شناختی كودك:


كودك در سنین پیش‌دبستانی، بسیار كنجكاو است. وی ممكن است هر روز دهها پرسش را با شما مطرح كند. بكوشید پاسخهایتان، ساده و در حد درك كودك باشد. تشویق كودك به فكر كردن درباره موضوعات مختلف و فرصت دادن به وی برای ابراز نظر خود، می‌‌تواند اعتماد او را به خود بیشتر كند.


هدف، یافتن پاسخ درست نیست بلكه تشویق كودك به اندیشیدن و تفكر است. بنابراین تلاش وی را تحسین كنید و پیشرفتهای او را هر چند كودك تر غیب نمایید.


رشد هیجانی


پس از هیجانات اولیه مانند شادی و غم و ترس، با رشد كودك بتدریج دامنه وسیعتری از هیجانات بارز می‌‌شوند. كودك در سنین پیش دبستانی هیجانات پیچیده تری مانند احساس گناه، شرم و خجالت را ابراز می‌‌كند.


آموزش به کودک

در این زمان وی مهارت بیشتری در تكلم بدست آورده و برای ابراز احساسات به جای حركات فیزیكی از كلمات استفاده می‌‌كند. كودك ممكن است در نامگذاری احساسات خود مشكل داشته باشد. به علاوه كودك در این سنین در برخورد با احساسات منفی شدید ممكن است دچار سردرگمی و ترس شده، قادر به كنترل این هیجانات نباشد. بنابراین كودكان برای شناخت درست احساسات و نیز برای كنار آمدن با احساسات منفی و دشوار نیاز به حمایت و یاری والدین دارند.



كمك به رشد هیجانی كودك


كودكان باید بدانند كه هیجاناتشان واقعی و قابل قبول هستند، فقط باید به شیوه‌ای درست ابراز شوند. بنابراین در باره احساسات و هیجانات مختلف با كودك خود صحبت كنید. مثلاً می‌‌توانید تصاویری از مجلات را تهیه كرده و در باره احساسات افراد در موقعیتهای مختلف با وی گفتگو كنید.


برای كودكتان تصاویری از صورتهای ساده با احساسات مختلف بكشید و به او كمك كنیدهیجانات هر یك از نامگذاری كرده و برای هر یك داستانی بسازد. در صورتش كه كودك احساسات منفی خود را ابراز كند، احساسات كودك را تأیید كنید و برای مواجهه با آن، راه حل‌‌هایی به وی پیشنهاد كنید.


تعیین حد و مرز برای كودك به او كمك می‌‌كند دریابد چه رفتاری قابل قبول و چه رفتاری غیرقابل قبول است. مثلاً می‌‌توانید به او بگویید: «وقتی عصبانی هستی، می‌‌توانی با من حرف بزنی و بگویی عصبانی هستی، اما اجازه نداری كسی را بزنی یا وسایلت را پرت كنی. »


به یاد داشته باشید شما الگوی اصلی رفتار كودكتان هستید، بنابراین در باره احساسات خود با كودك صحبت كنید و هیجانات را به صورتی مناسب ابراز كنید. زمانی كه فرزندتان توانست احساس خود را بیان كند بدون این كه كنترل خود را از دست بدهد، حتماً او را تشویق كنید.


رشد اخلاقی


كودك در سنین پیش‌دبستانی، تمایل شدیدی به تأیید شدن توسط والدین دارد. او می‌‌خواهد بچه خوبی باشد تا پدر و مادر به او محبت كنند. بسیاری از رفتارهای كودك در این سنین به فرآیند تكاملی وی مربوط است نه غیراخلاقی بودن شخصیت وی. كودك در این سنین خود محور بوده، كنترل تكانه‌ها برایش دشوار است.



او به كاری كه شما انجام می‌‌دهید، بیشتر توجه می‌‌كند تا به آنچه كه به وی می‌‌گویید بنابراین اگر دوست دارید فرزندتان به دیگران احترام بگذارد به خود و كودكتان احترام بگذارید



بتدریج با تلاش والدین در تعیین قوانین روشن و ثابت در منزل مانند «خشونت، كتك زدن و گاز گرفتن ممنوع است» كودك به نوعی آگاهی دست می‌‌یابد و مجموعه‌ای از عادتهای درونی در وی شكل می‌‌گیرد كه بنیان اخلاقی كودك را می‌‌سازد. شیوه برخورد والدین با رفتارهای كودك و نیز طرز رفتار آنان با دیگران، راهنمای كودك در این فرآیند است. در ابتدا كودك برای جلب رضایت والدین و تأیید آنان از قوانین تبعیت می‌‌كند و سرانجام این قانونها تبدیل به اصول اخلاقی درونی شده و جزیی از شخصیت وی خواهد بود.

كمك به رشد اخلاقی كودك


تعیین مرزها و قوانین رفتاری را به صورتی یكنواخت و پیگیرانه دنبال كنید. اجرای قوانین اصلی باید در مكان های دیگر مثلاً در مهمانی یا مكانهای عمومی نیز علاوه بر منزل پیگیری شود. به یاد داشته باشید كودك همراه با آموختن پیروی از قوانین نیاز به شنیدن توضیحاتی در مورد بعضی از قوانین خاص دارد و مثلاً این كه چرا كتك زدن دیگران ممنوع است یا این كه گفتن كلمات زشت به دیگران چه احساسی در آنها به وجود می‌‌آورد. این گفتگوها بهتر است بدون ارتباط با كار بد كودك صورت گیرد توضیحات در حد فهم و درك كودك بوده و خیلی مفصل و طولانی نباشند


او به كاری كه شما انجام می‌‌دهید، بیشتر توجه می‌‌كند تا به آنچه كه به وی می‌‌گویید بنابراین اگر دوست دارید فرزندتان به دیگران احترام بگذارد به خود و كودكتان احترام بگذارید.


در مقاله بعدی شما را با چالش ها و مشکلات رفتاری کودک پیش دبستانی و راه حل های مقابله با آن را یادآور می شویم.

what`s life?life is love.
جمعه 27/5/1391 - 6:53 - 0 تشکر 516082

همبازی دیجیتالی من





ابتداد باید فهمید زمانی را که کودک به بازی های کامپیوتری اختصاص می دهد چه مدت از زندگیش را تحت تاثیر قرار می دهد؟



کنترل بازی های کامپیوتری در کودکان

بسیاری از متخصصین معتقدند كه بهتر است كودكان زیر 3 سال اصلا با كامپیوتر و بازیهای ویدیویی آشنا نشوند و تا آنجا كه ممكن است با اسباب بازی های قابل لمس و واقعی مثل لگو و خانه سازی و ... سرگرم شوند.


بعبارت دیگر اسباب بازیهای انتزاعی برای این سن مناسب نیست . اما اگر كودك زیر 5 سال شما قبلا دسترسی به این بازیها پیدا كرده است و این امر بعنوان عادتی برای او در آمده است ، باید هم اكنون به فكر شروع قانون و تعیین حدود برای بكارگیری این بازی ها باشید.


ابتداد باید فهمید زمانی را که کودک به بازی های کامپیوتری اختصاص می دهد چه مدت از زندگیش را تحت تاثیر قرار می دهد؟


اغلب متخصصان رشد كودك پیشنهاد می كنند كه مجموع زمان استفاده از صفحه نمایشگركه شامل صفحه تلویزیون ، تماشای فیلم ویدیو و كارتون ، جستجو در اینترنت ( برای كودكان بزرگتر ) و بازیهای ویدیوئی ، باید بین یك ساعت تا حداكثر دو ساعت در روز تعیین شود.


اگر كودك شما 45 دقیقه در روز ، بازی كامپیوتری دارد و بعد یك برنامه تلویزیونی می بیند و مدتی را هم مشغول فعالیت فیزیكی و جست و خیز است ، عملا جای نگرانی نیست . ولی اگر ساعت ها جلوی كامپیوتر باشد و به دسته بازی بچسبد ، یعنی بیش از حد مشغول بازی كامپیوتری است .


چند پیشنهاد برای کنترل بازی های رایانه ای کودکان:


قبل از ارائه بازی كامپیوتری یك محدودیت زمانی مشخص را به كودك اطلاع دهید . برای كودكان در این محدوده سنی می توانید از ساعتهای زمان دار كه معمولا در آشپزخانه ها بكار می رود ، استفاده كنید . مثلا به او بگویید تا این ساعت زنگ بزند می توانی بازی كنی و عدد آن را برای مثال روی 30 دقیقه قرار دهید . وقت بازی كه به سر آمد اگر كودك به قانون اهمیت داد او را تشویق كنید و برای تمام كردن بموقع بازی پاداش دهید .ولی اگر زمان را ندیده گرفت یا برای زمان بیشتری وارد چانه زنی شد ، به آرامی قوانین بازی را به او توضیح دهید . اگر مخالفت ادامه داشت می توانید بازی با كامپیوتر را به عنوام نتیجه قانون شكنی ، برای مدت محدودی متوقف كنید ، مثلا زمان بازی فردای كودك را بگیرید . 


برای این اعتراص كودك كه " الان من وسط بازی ام . اینجا جای خیلی حساس بازی است و .. " راه حلی بیندیشید . اغلب بازی های كامپیوتری ، قابلیت ذخیره سازی بازی را دارند . بنابراین ، بدون خراب شدن بازی، كودك قادر است وسط بازی هم، همه چیز را دست نخورده برای نوبت بعدی ذخیره كند . شاید لازم باشد كه این ذخیره سازی را به او یاد بدهید . 



چند سرگرمی دیگر برای وقتی كه "زمان بازی تمام شده است " برای كودك در نظر بگیرید . مثل كمك در آشپزی به مامان یا كتاب خواندن با بابا یا مامان ، نقاشی كشیدن و ...این كار به انحراف توجه او از بازی كمك می كند و راحت تر دست از كامپیوتر می كشد


به او بگویید قبل از بازی كامپیوتری باید همه كارهایش مثل جمع كردن اتاق و اسباب بازیهایش را انجام داده باشد .


از قرار دادن كامپیوتر در اتاق كودك و هرجائی كه او بتواند دور از چشم شما به بازی مشغول شود ، خودداری كنید . بطور كلی بهتر است كه كامپیوتر در محلی كه جنبه عمومی تر دارد مثل اتاق نشمین قرار داده شود و جلوی آن نیز امكان نشستن برای دو تا سه نفر فراهم آید تا هم كاربرد این وسیله زیر نظر باشد و هم بعنوان یك وسیله، به اجتماعی شدن كودك كمك كند.


عده ای معتقدند كه كامپیوتر باعث ایزوله شدن كاربر و ایجاد بیماریهایی مثل چاقی و تغییر بافت اسكلت بدن ( قوز، انحراف مهره های ستون فقرات و ... ) می شود و البته جنبه های مثبت به كارگیری كامپیوتر در آموزش كودكان نیز غیرقابل انكار است : مواردی مثل دیكته، ریاضی و درك متون و خیلی از مهارتهای دیگر . همچنین تقویت مهارت حركتی ظریف كودكان و سرعت عمل آنها با این بازیها عملی است .


اما چراغ خطر مهم این است كه كامپیوتر جای روابط اجتماعی كودك را بگیرید و كودك به جای پیدا كردن دوست با این وسیله ارتباط برقرار كند.


نكاتی در مورد خرید بازیهای  كامپیوتری 


البته بازی باید برای كودك جذاب و لذت بخش باشد تا كودك بتواند از محتوای آن نیز مسائلی را بیاموزد . این چند نكته به شما كمك می كند انتخاب صحیح تری در خرید این بازی ها داشته باشید. 


کنترل بازی های کامپیوتری در کودکان

بهتر است اول از همه  به فكر سرگرم كننده بودن بازی باشید، زیرا كه در سن زیر 5 سال خط مشخصی بین آموختن صرف و تفریح نمی توانید برای كودك بكشید . پس برای اینكه كودك چیزهائی یاد بگیرد لازم است قبل از آن لذت ببرد . مطمئن باشید كه كودك بیشتر دوست دارد كه زمان خوشی را سپری كند بجای آنكه اهداف آموزشی بزرگترها را برآورده كند .


بازیهایی را انتخاب كنید كه  بیش از یك بازیكن در آنها تشویق شده و باعث می شود كه دو یا سه نفر با هم بازی كنند . به توصیه مركز ملی رسانه ها و خانواده ها، بهتر است خانواده ها كامپیوتر را به یك وسیله اجتماعی تبدیل كنند . بهترین نرم افزار موجود در این خصوص Lapware  ذكر شده است كه به شما و  كودكتان اجازه می دهد تجربه ای مشترك از كامپیوتر داشته باشید.



بازیهایی را انتخاب كنید كه به كودك فرصت های پیروزی را با روش های مختلف می دهد . بعبارت دیگر لازم نباشد كه برای ادامه یافتن بازی، كاربر حتما از یگ مهارت به خصوص كه تكرار آن برای كودك دشوار است، استفاده كند . تصویرهای كم تحرك و طولانی كه حتما با رمز و راز تغییر خواهد كرد، كودك را خسته می كند . مزرعه های اعداد یا جنگل های پر از موسیقی كه كودك را بدنبال خود بكشد .


به یاد داشته باشید نسخه نوشتاری یا دیداری - شنیداری در یادگیری كودك از نسخه نرم افزاری می تواند بهتر باشد، مثلا كتاب یك قهرمان خاص، آموزنده تر از بازی آن قهرمان خاص برای كودك است .


هنگام خرید همیشه احتمال برگرداندن و پس دادن بازی خریداری شده را با فروشنده مطرح كنید ، چرا كه این احتمال  وجود دارد با سیستم سخت افزاری شما متناسب نباشد یا بازی خریداری شده مانند لباس ، یك شماره كوچكتر به تن فرزند شما در آید ! یا شما آن بازی را برای كودكتان مناسب ندانید .



بنابر تحقیقات انجام شده، بازی هایی كه محتوای خشن دارند، كودك را در معرض افزایش رفتارهای پرخاشگرانه قرار می دهند ، بخصوص اگر به صورت همیشگی بازی شوند و عملا كودك، زمان خیلی زیادی را به این بازیها اختصاص دهد . این نكته ارزش یادآوری دارد كه همه بازیهای ویدیویی و كامپیوتری بد نیستند . بازیهای پر كیفیت به كودك فرصت حل مسائل مختلف زندگی و مهارت تفكر منطقی را آموزش می دهد . همچنین بازی كامپیوتری به تقویت مهارتهای حركتی ظریف، مهارت، سرعت عمل و سرعت انتقال می انجامد . البته كودك را به تكنولوژی اطلاعات علاقه مندتر می سازد .



بهترین كار برای شما این است كه تا فرصت باقی است و كودك هنوز اولین تجربه ها را در به كارگیری این وسیله درك می كند، به او كمك كنید تا قوانین استفاده سالم و بی ضرر از آن را بیاموزد


به یاد داشته باشید كودكان به آسانی به مسائل مختلف عادت می كنند ولی به سختی عادت نادرست را ترك می كنند . نكته آخر اینكه یك مصرف كننده هوشیار باشید، آنچه را به صلاح كودكتان هست انتخاب كنید چیزی كه مناسب سن او باشد و پیغام های نادرست به او ندهد.








what`s life?life is love.
جمعه 27/5/1391 - 6:54 - 0 تشکر 516083

بد و خوب این غریبه‌ی آشنا





دوران کودکی ، از مهمترین مراحل زندگی است که در آن شخصیت فرد پایه ریزی شده و شکل می گیرد. بسیاری از کارشناسان بر این اعتقادند که اغلب اختلالات و ناسازگاریهای رفتاری پس از دوران کودکی ، ناشی از کمبود توجه به این دوران حساس و عدم هدایت صحیح آن در مسیر رشد و تکامل است.



کودک و تلویزیون

در طی دوران کودکی ، به خصوص از زمان تولد تا سن 5 سالگی ،کودک به طور فعالانه ای رشد می کند و می آموزد. این دوران به دلیل رشد بدنی و مغزی سریع کودک ، از جایگاه ویژه ای در بین سایر مراحل زندگی برخوردار است. بنابراین آن دسته از شیوه های رفتاری که در این دوران در کودک شکل می گیرند بی شک ، تا حد زیادی تعیین کننده ی سطح سلامت جسمانی و روانی آتی وی خواهند بود. یکی از عواملی که امروزه از همان بدو تولد کودک ، وی را با خود مانوس می کند و تا حد زیادی سبک رفتاری وی را شکل می دهد ،  تلویزیون است.


زندگی در دنیای امروز، وضعیتی را ایجاد کرده است که تلویزیون یکی از ارکان خانواده محسوب می شود. اهمیت این رکن برای کودکان تا آنجا افزایش یافته است که در بسیاری از مواقع ، از حیث انتخاب تجارب، نقش والدین را و از لحاظ تحریک تخیل، نقش همسالان را ایفا می نماید. امروزه کودکان در سراسر جهان در معرض پیامهای مستقیم و غیر مستقیم تلویزیون هستند. البته همه افراد جامعه اعم از بزرگسالان و کودکان، به طور پیوسته در معرض تاثیرات تلویزیون قرار دارند اما این مسئله در مورد کودکان از اهمیت خاصی برخوردار می شود . چرا که کودکان به دلیل نداشتن تجربه ی کافی و ویژگیهای شناختی خاص مرحله تحولی شان ، درکی متفاوت از بزرگسالان دارند که همین امر سبب تاثیر پذیری بیشتر آنها نسبت به تماشای برنامه های تلویزیونی می شود.


مطالعات درباره مدت زمان تماشای برنامه های تلویزیون توسط افراد در سنین مختلف نشان می دهد که حتی نوزادان هم روزانه حدود نیم ساعت در معرض تماشای تلویزیون قرار دارند. این مسئله که نشان دهنده ی آغاز یک عادت غیر مفید در کودکان است به آنجا منجر می شود که بر اساس آمار سازمان مدیریت و برنامه ریزی ایران در سال 1386 ، میزان 1/19 تا 5/19 ساعت تماشای تلویزیون در هفته ، در بین دانش آموزان ابتدایی را به خود اختصاص می دهد . و این در حالی است که اختصاص  بیش از 10 ساعت در هفته به تماشای تلویزیون در هر کودک ، به عنوان تماشای افراطی تلویزیون تلقی می گردد. بنابراین می توان چنین برآورد کرد که اغلب کودکان ما، بیش از حد مفید تلویزیون تماشا می کنند.


در اینجا چند سوال مطرح می شود:


1. منظور از میزان مفید تماشای تلویزیون برای کودکان چیست؟ آیا تماشای تلویزیون فایده ای را نیز عاید کودک می کند ؟


2. مضرات تماشای زیاد یا افراطی تلویزیون در کودکان چیست؟


3. چه عواملی می توانند عادت به تماشای تلویزیون را در کودکان تحت تاثیر قرار دهند ؟


4. کودکان از چه سنی می توانند از تماشای برنامه های مناسب تلویزیونی نفع ببرند؟


5. چه راهکارهایی برای کنترل عادت تماشای تلویزیون کودکان وجود دارد؟



برنامه های آموزشی، می توانند مکانهای جدید ، حیوانات وحشی و دور از دسترس، گیاهان مختلف و به طور کلی تجربه های جدیدی را برای کودک به نمایش بگذارد. همچنین تلویزیون می تواند درک کودکان را از جهان افزایش داده و رفتارهای مثبت اجتماعی را به آنها بیاموزد


فواید تماشای تلویزیون:


تلویزیون ، امکاناتی را در اختیار کودکان در سنین مختلف قرار می دهد که دسترسی به آنها در زندگی واقعی دشوار و بلکه بعید به نظر می رسد. برنامه های آموزشی، می توانند مکانهای جدید ، حیوانات وحشی و دور از دسترس، گیاهان مختلف و به طور کلی تجربه های جدیدی را برای کودک به نمایش بگذارد. همچنین تلویزیون می تواند درک کودکان را از جهان افزایش داده و رفتارهای مثبت اجتماعی را به آنها بیاموزد.تماشای برنامه های مفید تلویزیون مهارتهای زبانی کودکان را ارتقا بخشیده و آمادگی آنها را برای ورود به مدرسه بیشتر کند.


مضرات تماشای زیاد تلویزیون برای کودکان


مطالعات بسیاری که در مورد تاثیر تماشای تلویزیون در کودکان بسیار خردسال ( قبل از سه سالگی ) به انجام رسیده اند ، نشان داده اند که تماشای تلویزیون در این سنین با مشکلات تمرکز و توجه در سن 7 سالگی و افزایش احتمال ابتلا به اختلال بیش فعالی همراه با نقص توجه  (ADHD) ، در ارتباط است. همچنین مشخص شده است که کودکان کمتر از 2 سال که بیشتر تلویزیون تماشا می کنند نسبت به کودکانی از همین سن و با شرایطی مشابه که کمتر تلویزیون تماشا می کنند، از رشد شناختی کمتری برخوردارند. از این جهت ، نتایج پژوهشهایی که تماشای زیاد تلویزیون در کودکی را به عنوان پیش بینی کننده ی مهمی از عدم دستیابی آتی به تحصیلات دانشگاهی دانسته اند قابل تبیین به نظر می رسد. به طور کلی از این شواهد چنین بر می آید که فواید تماشای تلویزیون برای کودکان کمتر از 2 سال ، نه تنها حتی با مضرات آن برابری نمی کند بلکه به دلیل آثاری منفی بسیاری که از لحاظ رشد سالم درکودکان بر جا می گذارد، در سطحی بسیار پایین تر از زیانهای آن قرار می گیرد. از این رو ، توجه بیشتر به توصیه ی آکادمی کودکان امریکا در سالهای 1999 و 2011 ، که والدین را به احتیاط در اجازه تماشای تلویزیون به کودکان کمتر از 2 سال فراخوانده است، منطقی و ضروری می نماید.


کودک و تلویزیون

به علاوه ، تحقیقات گوناگونی این نتیجه را خاطر نشان کرده اند که کودکانی که در طی 5 سال نخست زندگی شان وقت بیشتری را به تماشای تلویزیون اختصاص می دهند، با عملکرد ضعیف تری در مدرسه مواجه شده و از قدرت تخیل ، طرح ریزی و خلاقیت کمتری برخوردارند ، و به دلیل عادات تغذیه ای و تحرکی نادرستی که با آن خو گرفته اند بیشتر در معرض ابتلا به چاقی، نزدیک بینی ، دیابت نوع 2 و برخی از انواع سرطان قرار دارند.


افزایش ساعات تماشای تلویزیون، با افزایش سطح افسردگی و اضطراب در کودکان همراه است ، و در یک دور باطل، این افزایش سطح افسردگی و اضطراب، خود نیز به افزایش روی آوردن کودک به برنامه های تلویزیون منجر می شود. همچنین تماشای زیاد تلویزیون، فرصت کسب مهارتهای ارتباطی کودک را کاهش داده و او را از بازیهای اکتشافی که در پرورش و تقویت قدرت خلاقیت وی بسیاری موثر است محروم می کند.


کاهش رشد اخلاقی ، اجتماعی و هیجانی کودکان از دیگر زیانهای تماشای زیاد و بدون نظارت تلویزیون است. کودکانی که از تلویزیون شخصی در اتاق خوابشان  برخوردارند در معرض اختلالات خواب نیز قرار دارند. بدیهی است که اختلال خواب در کودکان، خلق، رفتار و یادگیری های آنان را به شکلی منفی تحت تاثیر قرار می دهد.


تماشای زیاد تلویزیون، بالطبع ،تعداد آگهی های بازرگانی را که کودک در معرض آن قرار می گیرد ، افزایش می دهد.  پژوهشها نشان می دهند که اکثر قریب به اتفاق والدین معتقدند که تماشای این تبلیغات ،کودکان آنها را بسیار مادی گرا کرده و باعث فشار بیشتر کودکان برای وادار کردن آنها به خرید کالاهای بی مورد و یا بسیار گران قیمت شده است.


مسئله به اینجا ختم نمی شود و از آنجا که اغلب کودکان، در معرض برنامه های تلویزیونی نامتناسب با سن شان نیز قرار می گیرند، به تدریج تاثیر روانی تماشای صحنه های خشونت آمیز تلویزیونی که اغلب با روشهایی پر جاذبه و هیجان انگیز نیز نمایش داده می شوند ، خود را نشان می دهد. صحنه هایی که از لحاظ فراگیری خشونت برای کودکان زیر هفت سال ، مخاطرات زیادی به همراه دارد. زیرا آنان به خوبی نمی توانند واقعیت را از خیال تمیز دهند و لذا خشونت در فیلمهای تخیلی را بیشتر واقعی تلقی می کنند.


تاثیر تماشای خشونتهای تلویزیونی در افزایش خشونت در کودکان ، مقوله ای است که تاکنون موضوع بیش از هزار پژوهش را به خود اختصاص داده است.


در یکی از بزرگترین این مطالعات که در سال 2000 و با همکاری 6 سازمان عمده سلامت در امریکا انجام شد، نتایج زیر به عنوان پیامدهای تماشای خشونت در تلویزیون و فیلمها به دست آمد:


**کاهش حساسیت روانی کودکان نسبت به خشونت


**خودداری از کمک کردن به فردی که کودک شاهد وقوع خشونت در مورد وی است.


**اعتقاد کودک به این که خشونت اجتناب ناپذیر است.


**اعتقاد به این مطلب که خشونت، یک راه حل قابل قبول برای حل تعارض در روابط بین فردی است.


**پرورش این باور که جهان، مکانی خشن است . این مسئله به افزایش اضطراب، رفتارهای خود محافظتی افراطی و بدبینی نسبت به دیگران منجر می شود.


**افزایش رفتارهای خشونت آمیز و پرخاشگرانه در کودکان و احتمال آسیب دیدن کودک و یا آسیب رساندن به دیگران. برخی تحقیقات نشان داده اند که این گروه از پیامدها می تواند حتی تا 15 سال بعد نیز پایدار باقی بماند.


**افزایش افکار پرخاشگرانه و غیر دوستانه



به منظور کنترل عادت تماشای تلویزیون در کودکان به والدین توصیه می شود که از قرار دادن تلویزیون در اتاق کودک پرهیز کنند. همچنین ، آنها می توانند از طریق علاقمند کردن کودکان خود به فعالیتهایی غیر از تماشای تلویزیون ، عادت به تماشای طولانی مدت این رسانه را در آنها مدیریت کرده و آن را با فعالیتهای لذت بخش دیگری جایگزین کنند


البته ذکر این نکته در اینجا مهم است که تماشای خشونت در همه کودکان منجر به بروز آثار فوق نمی شود و این برنامه ها بیشتر بر روی کودکانی تاثیر گذارند که به نوعی نسبت به این مسائل آسیب پذیرترند. از این رو توجه بیشتر والدین به ویژگیهای روانی و شخصیتی کودک خود و در نظر گرفتن برنامه های تلویزیونی مناسبی برای وی الزامی است. در کنار در نظر گرفتن محتوای مناسب با ویژگیهای کودک ، عواملی مانند مدت زمان تماشای برنامه ها و همچنین حضور یکی از والدین در زمان تماشای تلویزیون توسط کودک، می تواند کمیت و کیفیت یادگیری وی از این جعبه جادویی را تعدیل کند. در این میان نگرش والدین نسبت به تاثیر تلویزیون بر روان کودک ، نقش زیادی ایفا می کند. این نگرش که به عوامل اجتماعی ، تحصیلی و اقتصادی والدین وابسته است نشان می دهد که والدینی که ارزش بیشتری برای آموزش به کودک شان قائل می شوند ، بیشتر آنها را به دیدن برنامه های آموزشی تشویق می کنند ، و بر عکس ، والدینی که از چنین دیدگاهی برخوردار نیستند اجازه تماشای هر نوع برنامه ای را که کودک می خواهد ، به او می دهند.


به منظور کنترل عادت تماشای تلویزیون در کودکان به والدین توصیه می شود که از قرار دادن تلویزیون در اتاق کودک پرهیز کنند. همچنین ، آنها می توانند از طریق علاقمند کردن کودکان خود به فعالیتهایی غیر از تماشای تلویزیون ، عادت به تماشای طولانی مدت این رسانه را در آنها مدیریت کرده و آن را با فعالیتهای لذت بخش دیگری جایگزین کنند. از آنجا که کودکان، رفتارهای عملی سایر اعضای خانواده را ملاک رفتار خود قرار می دهند ، تعدیل عادات تماشای تلویزیون در والدین و خواهر و برادرهای کودک ، می تواند در کاهش طول مدت تماشای تلویزیون وی موثر باشد.


what`s life?life is love.
جمعه 27/5/1391 - 6:54 - 0 تشکر 516084

سوالاتی که والدین را سرخ می کند





مادر و پدر، اعضای تعیین کننده ی خانواده اند که نقشی موثر در پرورش صحیح رفتارهای جنسی فرزندان شان بر عهده دارند. آنان باید سعی کنند با شناخت مراحل رشد جنسی کودکان و نوجوانان، واقعیت های ظریف و آداب تربیتی مرسوم فرهنگ و جامعه ی خود را به فرزندان شان منتقل کنند.



کودک

آموزش های زود هنگام و ناشیانه ی مسائل جنسی به کودکان و نوجوانان، گاه آنان را چنان دچار دلهره و اضطراب می کند که اصول بهداشت روانی خانواده را خدشه دار می سازد از طرف  دیگر، اگر این آموزش ها دیر هنگام. ناکافی و غیرواقعی باشند، نمی توانند مفید واقع گردند.


اگر پدر و مادر بتوانند به پرسش ها و کنجکاوی های جنسی فرزندان خود پاسخ های مناسب و سنجیده بدهند می توانند مانع انحراف فکری، سرکوب جنسی و منفی کاری آنان شوند.


پدر و مادر و مراقبان نزدیک کودکان می توانند با برقراری رابطه ای دوستانه، همراه با اعتماد و احترام، درباره ی مسایل و موضوعات مختلف از جمله امور جنسی، اطلاعات و آگاهی لازم و صحیحی به آنان دهند.




توصیه هایی که والدین به فرزندان شان (چه دختر و چه پسر) می کنند، باید شامل اطلاعات و دانسته هایی درباره ی روابط انسانی، هویت جنسی، رعایت مسائل بهداشتی، مهارت های زندگی، ارزش ها و اخلاقیات انسانی، بیان احساسات و نیازها، تصمیم گیری های مسوولانه و حفظ و افزایش عزت نفس آنان باشد.


کودکان، نیازمند شرایط و موقعیت هایی اند که بتوانند مهارت های اساسی زندگی را براساس اصل احترام گذاشتن به اخلاقیات و دیدگاه های خانوادگی بیاموزند و تجربه کنند پایه ریزی ارزش های سالم اخلاقی در خانواده به بچه ها کمک می کنند در هنگام بلوغ و نوجوانی، بهتر تصمیم بگیرند و مسوولیت زندگی شان را بپذیرند.


فراگیری موضوعات جنسی مانند سایر درس ها، باید به تدریج و گام به گام باشد گفت وگو و پاسخ گویی به پرسش های جنسی فرزندان هم باید متناسب با سن، شیوه ی آموزش و درک آنان باشد.


برخی از پدر و مادران به دلیل عقاید و بینش های خود علاقه ای به صحبت درباره ی مسائل و آموزه های جنسی ندارند زیرا اعتقاد دارند که ارائه ی اطلاعات در این زمینه، موجب بیداری غریزه ی جنسی می شود، در حالی که هر چه اطلاعات در این زمینه، بیش تر و صحیح تر باشد فرزندان، رفتارهای جنسی آگاهانه تری از خود بروز می دهند.


پدر و مادر بهتر است هنگام صحبت در مورد مسائل جنسی، به رفتارهای خود توجه بیشتری داشته باشند  با اخم کردن یا عصبانی شدن، موجب نشوند فرزندان شان دیگر رابطه ی صمیمانه ای با آنان نداشته باشند و برای آگاه شدن، از دیگران اطلاعات بگیرند یا در صدد سرکوب سوالات خود برآیند.



تذکر این نکته به نوجوان ضروری ست که تغییرات جسمانی بدن او، همراه با تغییرات عاطفی، شناختی و رفتاری خواهد بود و تمام این حالات، هیجانات و احساسات او، کاملاً طبیعی ست


چگونه با سوالات جنسی فرزندان رو به روشویم؟


کودکان


**درباره اعضای مختلف بدن و کارکرد هر یک، توضیحات ساده و قابل فهمی به کودک بدهید.


** کودک را در آغوش بگیرید و اجازه دهید علاقه و محبت شما را از این طریق درک کند.


** به تدریج به فرزندتان تفاوت و خصوصی بودن بعضی از اندام های بدنش را یاد بدهید.


** سعی کنید وقتی درباره ی این اعضا صحبت می کنید، احساس گناه یا شرمساری نداشته باشید.


**کودک را تشویق کنید اگر سوالی در این مورد دارد، از شما یا افراد قابل اطمینان خانواده بپرسد.



کودک


نوجوانان:



** در باره ی بلوغ و تغییراتی که نوجوانان در این سن دچار آن می شوند، اطلاعات کافی به فرزندان بدهید و بگویید که این تغییرات، عادی و طبیعی ست.


در این دوره دختران حالات خود را زودتر بروز می دهند اما پسران دچار عصبیت ها و پرخاش گری های شدید می شوند. حمایت، ایجاد امنیت روانی و حضور دائم در کنار نوجوانان می تواند مانع بروز بسیاری از انحرافات، کج روی ها، بزهکاری ها و آسیب های اجتماعی شود.


** به حریم خصوصی فرزندتان، در حالی که سعی می کنید رابطه ی نزدیک و صمیمانه ای با او داشته باشید، احترام بگذارید.



**تذکر این نکته به نوجوان ضروری ست که تغییرات جسمانی بدن او، همراه با تغییرات عاطفی، شناختی و رفتاری خواهد بود و تمام این حالات، هیجانات و احساسات او، کاملاً طبیعی ست.



بیان شفاف و واضح دیدگاه ها و نگرش های خانواده درباره ی اهمیت دادن به موازین و مقررات زندگی مشترک، از اهمیت زیادی برخوردار است. فرزندان باید بدانند تا زمانی که توانایی تصمیم گیری برای آینده شان را ندارند و قادر به پذیرش مسوولیت های سنگین خانه و خانواده نیستند، از ازدواج های تا به هنگام و برقراری روابط نزدیک تر با افراد غیر هم جنس خود بپرهیزند.

what`s life?life is love.
جمعه 27/5/1391 - 6:54 - 0 تشکر 516085

دعواهای خواهر و برادرانه!





بچه ها با هم دعوا می کنند. به همین سادگی. این رفتار کاملاً عادی است. بچه ها به دلایل مختلفی با هم دعوا می کنند؛ والدین معمولاً نمی دانند چه زمان باید اجازه بدهند دعوای آنها روند عادی خودش را طی کند و چه زمان باید دخالت کرده و وارد عمل شوند.


دعواهای خواهر و برادرانه!

بچه ها ممکن است به احمقانه ترین دلایلی که واقعاً غیرمنطقی به نظر می رسند با هم دعوا کنند””دلایلی که ممکن است حتی برای والدین خنده دار باشد””اما به نظر بچه ها دلایل خوبی برای دوست شدن یا دعوا کردن با همدیگر است. خواهر و برادرها ممکن است به خاطر ظاهری ترین مسائل با هم دعوا کنند: مثل اینکه کجا بنشینند، کی به کی دست می زنه، پدر کدامیک را بیشتر دوست داره... به نظرتان آشنا می رسد؟ بله چون دعوای بچه ها رفتاری است که بخشی از بزرگ شدن آنهاست.


دعوا، یکی از مزایای داشتن خواهر یا برادر در خانه است. دعوای بین خواهر و برادرها به اندازه تغییر فصول سال طبیعی است. برخلاف آنچه بیشتر والدین تصور می کنند، دعوای میان فرزندان نشان دهنده سلامت روانی در خانواده است. چون چنین کودکی، قبل از ورود به جامعه، خواهر یا برادری داردکه با او اختلاف سلیقه و اختلاف نظر دارد و با درگیری هایی روبرو می شود که باید سعی کند آنها را حل کند. والدین باید به فرزندان خود اجازه رویارویی با چنین مشکلاتی را بدهند...


اما در بعضی مواقع این مسأله طبیعی و سازنده تبدیل به مشکل می شود و نمی توانیم از عهده آن بر بیاییم. برای کنترل اوضاع در این طور مواقع و به حداقل رساندن دعوای بچه ها ، به کاربردن هشت روش می تواند کارساز باشد.


بچه ها از شما یاد می گیرند که چطور اختلافشان را با هم حل کنند. اگر این کار را به آنها آموزش نداده اید، انتظار نداشته باشید بلد باشند به خوبی از عهده این کار بربیایند.


دعوای بچه ها را نادیده بگیرید: البته این توصیه باید با این احتیاط همراه باشد که در دعوای آنها با هیچ آسیبی (جسمی، احساسی یا فکری) همراه نباشد. در این موارد حتماً باید مداخله کنید. اما بیشتر دعواهای بچه ها فقط کل کل و مشاجره عادی است و مداخله والدین فقط حل کردن مشکل توسط خود بچه ها و آشتی کردنشان را کندتر می کند. خیلی وقت ها دعوا کردن راهی برای بچه ها برای جلب توجه است و برای بعضی از آنها، توجه منفی از توجه نکردن بهتر است. اگر والدین دعوای آنها را نادیده بگیرند و اجازه ندهند آن به مرکز خانه تبدیل شود، آنها دیگر دلیلی برای دعوا کردن نخواهند داشت. مادری بود که یکی از اتاق های خانه را اتاق دعوا نامیده بود و هروقت بچه ها می خواستند دعوا کنند او از آنها می خواست که به آن اتاق بروند و تازمانیکه مشکلشان را حل نکرده اند از اتاق بیرون نیایند. تنها دلیلش هم این بود که دوست نداشت سروصدا و مشاجره بشنود.


در برخورد با رفتارها و دعوای بچه ها، حفظ برابری دو طرف ضروری است:  یکی از دام هایی که ممکن است والدین در آن گرفتار شوند این است که تلاش کنند بفهمند چه کسی دعوا را شروع کرده است، و کی چه گفته است و بعد چه چیز باعث بدتر شدن دعوا شده است. جانب گیری کردن یا تعیین مجازات های متفاوت زمینه را برای برچسب قربانی و قلدر زدن فراهم می کند. در اکثر موارد، مجازات بچه ها باید یکسان باشد: بدون هیچ استثنا. هدف باید این باشد که میل به برد و باخت را در دعواهای بچه ها از بین ببرید.



تحسین و تمجید کمک بسیار زیادی به ایجاد رفتارهای مثبت در بچه ها دارد. رمز کار این است که دعوای آنها را نادیده گرفته و وقتی درست رفتار می کنند به آنها توجه کنید. بچه ها خیلی زود متوجه این موضوع می شوند



به بچه ها راه هایی آموزش دهید که با آرامش و همکاری برای مشکلاتشان راه حل پیدا کنند:  حتی بچه های خیلی کوچک مسائل ابتدایی عدالت و جنگ نکردن را درک می کنند. درمورد دعوا کردن و راه های دیگر برای حل مشکلات با فرزندانتان صحبت کنید. همیشه قوانینی برای کارهایی که برای حل مشکلاتشان می توانند بکنند و نمی توانند بکنند تعیین کنید (مثلاً داد کشیدن، گریه کردن، زد و خورد). از آنها بخواهید ایده های خود را مطرح کنند و بعد امتحانشان کنند. ممکن است از راهکارهایی که پیشنهاد می کنند متعجب شوید ولی آنها خودشان خوب می دانند که چه چیزی برایشان موثرتر است. بچه های یک خانواده همیشه سر اینکه شب چه فیلمی تماشا کنند دعوا داشتند. والدین گفتند که دخالتی در این قضیه نمی کنند اما هر فیلمی که هر دو بچه ها تمایلی به دیدن آن نداشتند را در لیست "ندیدنی ها" قرار می دادند. اگر بچه ها همه فیلم هایی که پیشنهاد می شد را رد می کردند، آنوقت آن شب بدون دیدن فیلم باید می خوابیدند. بعد از اینکه این اتفاق یکبار افتاد، خواهر و برادر تمایل بیشتری برای توافق کردن سر یک فیلم پیدا کردند.

وقتی بچه ها با هم کنار می آیند، آنها را تشویق کنید. تحسین و تمجید کمک بسیار زیادی به ایجاد رفتارهای مثبت در بچه ها دارد. رمز کار این است که دعوای آنها را نادیده گرفته و وقتی درست رفتار می کنند به آنها توجه کنید. بچه ها خیلی زود متوجه این موضوع می شوند.


الگوی خوبی باشید:  وقتی خودتان مدام با هم دعوا کنید، نمی توانید انتظار داشته باشید که بچه هایتان اصلاً با هم دعوا نکرده و خوشرفتاری کنند. والدین باید الگوی بچه ها در طریقه برخورد و رفتار با هم باشند.


در زمان های فشار هم آرامش خود را حفظ کنید: بچه ها با دقت می بینند که والدینشان چطور در زمان عصبانیت، مخالفت با چیزی یا بررسی مشکلات رفتار می کنند. در زمان هایی که تحت فشار هستید هم خوددار باشید و خونسردیتان را حفظ کنید تا الگوی خوبی برای فرزندانتان باشید.


دعواهای خواهر و برادرانه!

اگر بچه ها اینقدری بزرگ هستند که درک کنند، می توانید با آنها درمورد احساسی که در زمان عصبانیت در بعضی موقعیت ها دارند با آنها حرف بزنید. از بچه ها بخواهید که نمایشی بازی کنند که مثلاً عصبانی هستند و از آنها بخواهید ببینند به جز دعوا کردن و داد کشیدن چه رفتارهای دیگری می توانند از خود نشان دهند.


بچه ها به دلایل مختلفی با هم دعوا می کنند و واکنش والدین به آنها در زمانیکه باید مداخله کنند به شکل دادن وضعیت دعوا کردن آنها در آینده کمک می کند: اگر والدین داد بزنند، دست پاچه شوند یا عصبانی شوند و از الفاظ زشت استفاده کنند، نتیجه این خواهد شد که آن رفتار آزاردهنده در دعواهای بچه ها دوباره تکرار خواهد شد.


سعی کنید موقعیت های دعوا کردن را از بین برده یا به حداقل برسانید: همه دلایل دعوا کردن بچه ها را پیدا کنید و تلاش کنید آن دلایل را از میان بردارید. اگر هر شب سر اینکه چه کسی روی چه صندلی بنشیند دعوا می کنند، سعی کنید برای آنها سر میز جا مشخص کنید و بعد اگر لازم بود به صورت چرخشی جایشان را عوض کنید. آیا سر رنگ چیزهای مختلف دعوا می کنند؟ برای آنها رنگ ها ی مشابه بخرید. اگر سر اندازه تکه پیتزا یا دسری که به آنها داده اید این دعوا دارند، قانون بگذارید که کسی که به تکه کردن غذا کمک می کند می تواند خودش تکه موردعلاقه خودش را انتخاب کند.


باید بدانید که چه زمان فرزندانتان در بدترین حالت خود هستند، مثلاً کی خسته یا گرسنه هستند یا روز بدی را پشت سر گذاشته اند، و تا جایی که ممکن است موقعیت دعوای آنها را از بین ببرید. بچه ها باید بدانند که آنها را به یک اندازه دوست دارید و صرفنظر از رفتارشان، به یک اندازه خاص هستند. گاهی اوقات یک آغوش و یک بوسه تنها چیزی است که فرزندتان به آن نیاز دارد.



what`s life?life is love.
جمعه 27/5/1391 - 6:54 - 0 تشکر 516086

یورش به عزت نفس کودکانه





در حالی که پاداش به بچه ها یاد می دهد چیزی را به دست آوردند، تنبیه به بچه ها می آموزد که خشمگین شوند. تنبیه رابطه ای را که بر مبنای ترس است تضمین می کند. تنبیه حمله به عزت نفس کودک است و معمولا شورش و طغیان را فرا می خواند.



پرخاشگری کودکان

در حالی که پاداش به بچه ها یاد می دهد چیزی را به دست آوردند، تنبیه به بچه ها می آموزد که خشمگین شوند. تنبیه رابطه ای را که بر مبنای ترس است تضمین می کند. تنبیه حمله به عزت نفس کودک است و معمولا شورش و طغیان را فرا می خواند.



تنبیه ممکن است با موارد زیر توام باشد:


تهدید کردن: که معمولا والدین آن را اعمال می کنند.


فریاد زدن: که اغلب به بچه ها می آموزد بی توجه باشند مگر وقتی فریاد والدین بلند شود.


واکنش بیش از حد: که ممکن است با بزرگ جلوه دادن اهمیت آنها، مشکلاتی بدتر ایجاد کند.


سرکوفت زدن: که شامل توهین کردن، لقب گذاشتن، متهم کردن، مقایسه نامطلوب کردن با سایر بچه ها می شود.


عقب نشینی:  از امتیازاتی که با سورفتار که ایجاد خشم می کند ارتباط واضح ندارد.


کتک زدن: زدن بچه ها به آنها می آموزد که حل مشکلات از طریق کتک زدن کاری خوب است. پیام به این صورت است که اگر تو بزرگتری، با زدن کوچکترها می توانی حرفت را به کرسی بنشانی. با ایجاد دردهای جسمانی در بچه ها فقط به انها می اموزیم که از والدین بترسند. گرچه ممکن است کتک زدن برای مدتی کوتاه باعث توقف سو رفتار شود، در طول زمان تاثیر خود را به عنوان راهی برای کنترل رفتار از دست می دهد. بسیاری از والدین پس از آن احساس گناه می کنند. بعضی از بچه ها یادمی گیرند که پس از کتک خوردن از احساس گناه والدین استفاده کنند و همه گونه امتیازی به دست آورند.


وقتی ما به بچه ها پاداش می دهیم یا تنبیه شان می کنیم، به آنها می آموزیم که به بزرگسالی توجه کنند که مسئول رفتار آنان است. با این حال، پرورش بچه های همیار بدون پاداش و تنبیه امکان پذیر است.


پژوهشگران می‌گویند تنبیه جسمی کودکان به پیامدهای نامناسب درازمدتی مانند پرخاشگری منجر خواهد شد.


یک بررسی که به تجزیه و تحلیل پژوهش‌های انجام شده درباره تنبیه جسمی کودکان پرداخته است،‌ بیانگر آن است که هیج کدام از این پژوهش‌ها پیامد مثبتی برای تنبیه جسمی کودکان نشان نداده‌اند.



پژوهشگران عنوان می کنند در حالیکه معدودی از این پژوهش‌ها نشان می‌داد تنبیه جسمی اثر چندانی بر آینده کودک ندارد، اغلب پژوهش‌ها بیانگر بروز طیفی از عواقب منفی از افزایش پرخاشگری تا بزهکاری در سنین بالاتر هستند


به گفته این پژوهشگران با توجه به این نتایج کارشناسان می‌توانند راه‌های سازنده‌تری را  برای منضبط کردن کودکان به والدین آموزش دهند.


آنها یادآور می‌شوند که تنبیه جسمی کودکان حتی تا همین اواخر به طور گسترده‌ای شیوه‌ای مورد قبول بود،‌ و نه تنها تنبیه جسمی را نوعی کودک‌آزاری شناخته نمی‌شد، بلکه آن را راهی "مناسب" برای واداشتن کودک به انجام رفتارهای مطلوب تصور می‌کردند.


اما پژوهش‌هایی که از  آن هنگام به بعد انجام شدند،‌ شروع به مرتبط دانستن تنبیه جسمی و پرخاشگری در کودکی و بزهکاری و خشونت نسبت به همسر در سنین بعدی کردند.


یک پرسش مهم این بود که جهت این رابطه سببی چیست: آیا پرخاشگری کودکان باعث تنبیه جسمی آنها می‌شود یا تنبیه جسمی به پرخاشگری می‌انجامد؟


بررسی‌های بزرگ آینده‌نگر که در آنها نقش رفتارهای ضداجتماعی کودکان و مجموعه‌ای عوامل موثر دیگر در نظر گرفته شده بود، نشان داد که تنبیه جسمی کودکان پیش‌بینی‌کننده بروز رفتار ضداجتماعی در آنها در سنین بعدی است.



تنبیه کردن کودکان



همچنین در یک کارآزمایی تصادفی‌شده درباره مداخله برای کاهش رفتار نامناسب کودکان، به والدین آموزش داده شد تا از انجام تنبیه جسمی دست بر دارند. نتایج نشان داد که تغییرات رفتاری والدین با کاهش قابل‌توجه در رفتارهای مشکل‌‌آفرین در کودکان همراهی دارد.


پژوهش‌های بعدی نشان‌دهنده ارتباط میان تنبیه جسمی و سلامت روانی، خطر آسیب جسمی، رابطه بد میان والد و فرزند و خشونت خانوادگی در سنین بزرگسالی بود.


تنبیه جسمی با انواع گوناگونی از اختلالات روانپزشکی در کودکان و بزرگسالان مرتبط دانسته شده است،‌ از جمله افسردگی،‌اضطراب، مصرف مواد مخدر. پژوهش‌های اخیرتر نشان می‌دهد که تنبیه جسمی رشد شناختی کودک را کند می‌کند و باعث ایجاد مشکلات تحصیلی می‌شود.


همچنین تصویربرداری‌های از مغز نشان می‌دهد که تنبیه جسمی واقعا حجم ماده خاکستری در مناطقی از مغز را کاهش می‌دهد که با کارکرد فرد در آزمون‌های هوش مرتبطند، و نیز باعث تغییراتی در مناطق از مغز می‌شود که ناقل عصبی دوپامین در آنها عمل می‌کند و با سوءمصرف مواد نیز مرتبطند.


به گفته این پژوهشگران نتایج این پژوهش‌ها باعث شده است که سازمان‌های حرفه‌ای به مخالفت با تنبیه جسمی بپردازند و روان شناسان می‌گوید: "‌تنبیه جسمی کارآیی چندانی ندارد و اثرات جانبی بالقوه زیانباری خواهد داشت."


what`s life?life is love.
جمعه 27/5/1391 - 6:54 - 0 تشکر 516087

سالاران کوچک خانه!!!





برخی معتقدند فرزندسالاری دقیقا از وقتی شروع شد كه برخی پدر و مادرها تصمیم گرفتند جای صمیمت و احترام را در خانواده با بگو و بخند و ارتباط نادرست عوض كنند.



سالاران کوچک خانه!!!

والدینی كه در خانواده‌های بسیار سنتی بزرگ شده‌اند، اگر نخواهند به همان سبك و سیاق پدر یا مادرسالاری ادامه بدهند، به شكل افراطی سعی می‌كنند تجربه گذشته خود را در فرزندسالاری جبران كنند.در اغلب خانواده‌های سنتی معمولا پدر حرف اول را می‌زند و در دوران قدیم كه ابهت و قدرت پدرها در سختگیری و كمی خشونت تعریف می‌شد، رابطه‌ها رسمی و كمی غیرصمیمانه بود.كسی جلوی پدر شوخی و خنده نمی‌كرد، اولین كسی كه غذا می‌كشید، پدر بود و خلاصه همه چیز در تصمیمات پدر خانواده خلاصه می‌شد. در خانواده‌های مادرسالار نیز همین نقش در قالب مادر تعریف می‌شود و فرزندان در خانواده‌های والدین‌سالار به گونه‌ای رشد می‌كنند كه باید با سلیقه و نظر آنها تصمیم بگیرند.


فرزندانی كه در این خانواده‌ها رشد پیدا كرده بودند، وقتی خودشان در نقش والدین قرار گرفتند ترجیح می‌دادند كه روابط از آن حالت خشك و رسمی خارج شود، اما تنها راهی كه به ذهنشان می‌رسید، الگوی مقابل همان والدین‌سالاری خشك و رسمی بود. نتیجه به اینجا ختم می‌شد كه فرزندان جایگاه والدین را با دوست و همكلاسی مدرسه‌شان اشتباه می‌گرفتند و روابط فرزندان و والدین بیشتر به زورگویی و اعتراض فرزندان می‌رسید.



فرزندسالاری در 70 درصد از خانواده‌های ایرانی


براساس تحقیقات صورت گرفته در مركز پژوهش دانشگاه شهید بهشتی 70 درصد خانواده‌های ایرانی فرزندسالار هستند. خانواده‌ها سعی می‌كنند نیازها و انتظارات فرزندان را مقدم برتمامی سلسله فعالیت‌های خانواده قرار دهند و فرزندان در این‌گونه خانواده‌ها ارجحیت پیدا كرده و برای این‌كه اختلالات رفتاری و خلقی در آنان ایجاد نشود، سعی می‌كنند انعطاف بیشتری با فرزندانشان داشته باشند.


در خانواده‌های فرزندسالار پس از گذشت مدتی فرزند، خود را محور و مركز تمام فعل و انفعالات خانواده می‌داند و براین اساس، خواسته‌های خود را در اولویت خواست خانواده تلقی می‌كند و خانواده با هر مشكلی كه دارد، سعی می‌كند آن را برآورده كند.


غلامرضا علیزاده، روان‌شناس در این خصوص به خبرگزاری مهر می‌گوید: فرزندسالاری مقوله‌ای است كه در خانواده‌های متوسط و بالای شهری ایجاد شده و در حال حاضر افزایش یافته است. اكثر این والدین در كودكی در خانواده‌های پدرسالار رشد كرده‌اند، به همین دلیل احساس می‌كنند كه آن شیوه رفتاری را نباید در مورد فرزندان خود بازتولید كنند و به نوعی می‌كوشند فضای لازم را برای تحقق خواسته‌های فرزندان فراهم كنند.



كودكان خانواده‌های فرزندسالار همان انتظاری را كه از خانواده خود دارند، از جامعه نیز دارند؛ به همین دلیل پس از ورود به جامعه دچار یاس و ناامیدی و دلمردگی شده و همچنین شكننده و دچار آسیب می‌شوند و این مساله باعث می‌شود ارتباط خود را با جامعه قطع كنند كه عوارض و عواقبی را به دنبال دارد


چرا فرزندسالاری پسندیده نیست؟


كارشناسان معتقدند فرزندسالاری ظلم بزرگی به فرزندان است، چون باعث می‌شود كودكان به بلوغ اجتماعی دست نیابند و به دلیل این‌كه خواسته‌هایشان بسرعت برآورده می‌شود و در عین حال برای این‌كه فرزندان رنجش نداشته باشند، خانواده‌ها همه مسئولیت‌ها را به عهده می‌گیرند و در این موارد هیچ عرصه‌ای برای تمرین و تجربه‌اندوزی برای فرزندان به وجود نمی‌آید و كسب مهارت‌های زندگی برای آنها ایجاد نمی‌شود.


علیزاده ادامه می‌دهد: كودكان خانواده‌های فرزندسالار همان انتظاری را كه از خانواده خود دارند، از جامعه نیز دارند؛ به همین دلیل پس از ورود به جامعه دچار یاس و ناامیدی و دلمردگی شده و همچنین شكننده و دچار آسیب می‌شوند و این مساله باعث می‌شود ارتباط خود را با جامعه قطع كنند كه عوارض و عواقبی را به دنبال دارد.


به اعتقاد او، این درحالی است كه در خانواده‌های روستایی فرزندان‌سالاری حاكم نیست و رابطه سنتی وجود دارد. این فرزندان مهارت‌های زندگی را می‌آموزند و احساس مفید بودن می‌كنند و چون با سهولت چیزی را به دست نمی‌آورند، از به دست آوردن آن احساس خوشحالی و شادی می‌كنند، اما فرزندان شهری این‌گونه نیستند. مطالعات نشان می‌دهد روستاییان احساس خوشبختی بیشتری نسبت به شهرنشینان دارند.



سالاران کوچک خانه!!!


چرا والدین به فرزندسالاری رو می‌آورند؟


دلیل والدین برای ابراز بیش از حد محبت به فرزندشان این است كه احساس می‌كنند جامعه و محیط‌های مختلفی كه وجود دارد، برای فرزندشان خطرناك‌ شده و می‌ترسند مبادا كودكانشان در انجام وظایف خود و حضور در اجتماع شكست بخورند. والدین به اشتباه تصور می‌كنند با محبت زیاد و اولویت‌دهی به نیازهای آنها سبب می‌شوند فرزندشان از مسیر درست منحرف نشود و گرفتار دوستان ناباب و آسیب‌های اجتماعی نشود، این در حالی است كه فرزندسالاری حتی می‌تواند به بروز آسیب‌هایی در فرزندان منجر شود. دلیل دیگر نیز این است كه والدین تصور می‌كنند اگر بچه‌ها مستقل شوند و كارهایشان را خودشان انجام بدهند، از آنها بی‌نیاز شده و تنهایشان می‌گذارند.در گذشته والدین برای بچه‌ها محدویت اعمال می‌كردند. حالا پدر و مادرهای امروز، چون در آن سیستم تربیتی پرورش یافته‌اند، می‌خواهند به گونه دیگری عمل كنند و كودكان خود را كاملا آزاد می‌گذارند.


فرزندسالاری نوین


فرزندسالاری نوین اما در خانواده‌هایی شروع شد كه لزوما سنتی نبودند، بلكه بیشتر قصد داشتند مدرن باشند و مفهوم مدرن بودن برایشان در این تعریف می‌شد كه فرزندانشان باید در همه امور خانواده یعنی از چه بخوریم و چه بپوشیم تا با چه كسانی رفت و آمد داشته باشیم، نظر بدهند.در این خانواده‌ها فرزندسالاری از همان دوران كودكی فرزندان شروع می‌شود. روحیه كودكان در به دست آوردن و خواستن همه چیز، والدین را تسلیم می‌كند و همین روش تا بزرگسالی فرزندان ادامه پیدا می‌كند و كار به جایی می‌رسد كه والدین اعتماد به نفس اظهار نظری خلاف فرزندانشان را از دست می‌دهند و به اشتباه می‌اندیشند كه حتما حق با فرزندشان است.در خانواده‌های تك‌فرزندی نیز این مساله می‌تواند بروز بیشتری داشته باشد.


الگوی درست روابط فرزندان و والدین


آنچه به عنوان الگوی درست روابط فرزندان و والدین عنوان می‌شود، جمله «نه والدین‌سالاری و نه فرزندسالاری» است.این روزها همه می‌دانیم كه خردمندی و هوشمندی لزوما در سن و سال و جنس تعریف نمی‌شود. از طرفی خردمندی نمی‌تواند به همه مسائل و تنها در یك شخص تعریف شود.اگر شما راهنمای خوبی برای خرید خودرو محسوب می‌شوید، لزوما نمی‌توانید در خصوص روان‌شناسی دوست‌یابی هم راهنمای خوبی شوید. اگر شما در كار با رایانه موفق و زبانزد هستید، توقعی وجود ندارد كه بتوانید همه خوب و بد‌های زندگی را هم تشخیص دهید.



به گفته محمد جمال نژاد مشاور خانواده، والدین‌سالاری سبب می‌شود فرزندان بدون اعتماد به نفس و نامهربان با جامعه روبه‌رو شوند و می‌تواند اثرات منفی و جبران‌ناپذیری بر آینده فرزندان بگذارد. از طرف دیگر، فرزندسالاری اعتماد به نفسی كاذب را در فرزندان به وجود می‌آورد كه نتیجه‌اش عدم موفقیت در زندگی خواهد بود



بر همین اساس، محمد جمال‌نژاد، مشاور خانواده می‌گوید: خانواده خوب، خانواده‌ای معتدل است.او در تعریف خانواده‌ای كه اعتدال را رعایت می‌كند، ادامه می‌دهد: همه اعضای خانواده می‌توانند در امور خانواده مشاركت داشته باشند و هیچ‌وقت نمی‌توان یكی از شیوه‌های فرزندسالاری یا والدین‌سالاری به عنوان شیوه مناسب برای داشتن خانواده‌ای گرم را تعریف كرد.به گفته این مشاور خانواده، والدین‌سالاری سبب می‌شود فرزندان بدون اعتماد به نفس و نامهربان با جامعه روبه‌رو شوند و می‌تواند اثرات منفی و جبران‌ناپذیری بر آینده فرزندان بگذارد. از طرف دیگر، فرزندسالاری اعتماد به نفسی كاذب را در فرزندان به وجود می‌آورد كه نتیجه‌اش عدم موفقیت در زندگی خواهد بود.

به اعتقاد این كارشناس، والدین در جایگاهی هستند كه می‌توانند خیر و صلاح خانواده را تعیین كنند، اما در عین حال فرزندان نیز حق اظهارنظر دارند و دست‌كم در مسائل خانواده اجازه حضور دارند، اما این حضور نباید به اندازه‌ای پررنگ باشد كه فرزندان صاحب‌نظر اصلی باشند.


سالاران کوچک خانه!!!

جمال‌نژاد درخصوص مضرات فرزندسالاری در خانواده‌ها می‌گوید: فرزندسالاری در هیچ كجای دنیا پسندیده نیست، فرزندان مسلما دارای جایگاه ویژه در هر خانواده هستند، اما این جایگاه نباید همعرض با جایگاه والدین باشد، بلكه جایگاه آنها در طول جایگاه و نظرات والدین است، بها دادن بیش از حد به فرزندان هم در خانواده سبب می‌شود آنها دچار اشتباه شده و همین جایگاه نادرست را در میان جمع دوستان، مدرسه، دانشگاه و محیط‌های مشابه برای خود متصور شوند.


چه باید كرد؟


مهم‌ترین كاری كه والدین باید انجام بدهند، این است كه روش‌های تربیتی خود را اصلاح كنند. اگر والدین تربیت فرزند خود را به همین سبك و سیاق، ندانم‌كاری‌ها، افراط در محبت و درك نادرست از تربیت پی بگیرند، جامعه روز به روز بیشتر به سمت انحراف حركت می‌كند.روان‌شناسان معتقدند تربیت مانند موم است كه هر قدر زمان می‌گذرد، تغییر شكلش دشوار و دشوارتر می‌شود. زمانی كه فرصت‌های دوران كودكی را برای تربیت بچه‌ها با ترویج این عقیده كه «باید بگذاریم بچه آزاد باشد»، از دست می‌دهیم، دیگر برای اصلاح این رفتارها در زمان نوجوانی دیر می‌شود.

what`s life?life is love.
جمعه 27/5/1391 - 6:56 - 0 تشکر 516088

تربیتی از نوع تک والدی!





تربیت فرزندان والدینی که از یکدیگر جدا شده‌اند یا یکی از آنها فوت کرده است ، کار بسیار دشواری است و همت مضاعفی نیاز دارد.



پدر و کودک

این افراد برای شکل‌دهی به رفتار فرزندشان و کمک به آن‌ها در گرفتن تصمیمات درست ، خود را تحت فشار می‌بینند. چنین والدینی مسئولیت بیشتری بر روی دوش خود احساس می‌کنند و در تصمیم گیری‌ها دچار مشکل می‌شوند، با به کار بستن توصیه‌های زیر می‌توانید رفتار فرزند خود را به درستی کنترل کنید:

با کودکانتان وقت بگذرانید


بهترین کاری که برای فرزندتان می‌کنید این نیست که شرایط مادی زندگی او را فراهم کنید. یادتان باشد هر لحظه‌ای از عمرتان اگر با کودکتان بگذرد، به حساب می‌آِید. در این شرایط سخت شما می‌توانید بهترین لحظات زندگی را با فرزندتان داشته باشیدکه حتی ممکن است قبلا تجربه نکرده باشید. سعی کنید برای فرزندانتان لحظات شادی و خنده ایجاد کنید. با آنها شوخی و بازی کنید و نه تنها در غمها بلکه در شادی آنها هم شریک شوید.


همیشه در دسترس باشید


وقتی کودک به کمک شما احتیاج دارد همیشه در دسترس او باشید. نگویید کار دارم و نمی‌توانم. اجازه دهید کودک بتواند به راحتی با شما احتیاجاتش را در میان بگذارد و از شما کمک بخواهد نه اینکه مدام فکر کند مزاحم است و شما را خسته می‌کند.


تدوین مجموعه‌ای از قوانین


تلاش برای نادیده گرفتن محدودیت‌ها بخشی طبیعی از روند رشد کودکان است ولی شما باید در این زمینه برنامه ریزی داشته باشید. شاد بودن با کودکان و گوش دادن به درددل آنها نباید باعث شود که شما از قوانین کوتاه بیایید و نظم را زیر پا بگذارید. یادتان باشد قوانین چیزهایی هستند که همیشه باید به آنها احترام گذاشت و پایبند بود. اگر فکر می‌کنید می‌توانید از دستورالعملی کوتاه بیایید آن را قانون نکنید. درباره قوانین با کسی نمی‌شود شوخی کرد و در مورد نظم و اجرای قانون باید جدی و سخت گیر باشید.


شما چه انتظاراتی از فرزندتان دارید؟ سه تا پنج قانون کلی وضع کنید که حتی در غیاب شما نیز باید اجرا شوند. در ضمن اگر به همراه فرزندتان هر از گاهی به مرور این قوانین بپردازید او نسبت به رفتار خود آگاهی بیشتری پیدا خواهد کرد.


استفاده از ابزار تشویق


تشویق به موقع تاثیر مثبتی بر روی رفتار فرزندتان می‌گذارد و در ضمن اعتماد به نفس او را تقویت می‌کند کودکان در واقع به دنبال جلب رضایت شما هستند و برای گرفتن تاییدتان تلاش می‌کنند.


بنابراین به فرزند خود اطمینان دهید که رفتارش را تحت نظر دارید و از هر فرصتی برای تشویق او استفاده کنید.


به کار بردن لحن مناسب


والدین باید بدانند فریادکشیدن بر سر کودک نتایج منفی به بار می‌آورد. توصیه می‌شود برای مقابله با رفتار ناپسند او لحن جدی به کار ببرید ولی بر سرش فریاد نکشید. هر زمان که قصد دارید به فرزند خود هشدار دهید حتما از این لحن استفاده کنید.



مدت تنبیه کودکان باید با توجه به سن ن‌ها تعیین شود. به عنوان مثال برای یک کودک سه ساله، سه دقیقه کافی است، یک صندلی انتخاب کنید و فرزندتان را روی ن بنشانید. یادتان باشد در این مدت از حرف زدن با او خودداری کنید


تعیین مرزبندی‌ها


گاهی کودکان رفتار ناپسندی به نمایش می‌گذارند زیرا می‌خواهند والدینشان مرزبندی‌ها را به آن‌ها یادآوری کنند. کودکان با مشاهده مرزبندی‌ها به این نتیجه می‌رسند که به عقیده شما می‌توانند در چارچوب خاصی عمل کنند. به عنوان مثال شما می‌توانید بگویید: «تو می‌توانی بیرون از اتاق بازی کنی ولی از حیاط خلوت بیرون نرو.»


با تعیین مرزبندی‌ها کودک این پیام را دریافت می‌کند که می‌تواند به درخواست‌های ما جامه عمل بپوشاند.


جلب توجه کودک به مسائل دیگر


گاهی بهترین راه این است که توجه فرزند خود را به سوی مسائل دیگری معطوف کنید. این کار به ویژه در مورد کودکان کم سن و سال مفید است که علی‌رغم کنجکاوی مستقیما با درخواست‌های شما مخالفت نمی‌کنند. به عنوان مثال اگر نمی‌خواهید فرزند خردسالتان به صفحه کلید کامپیو‌تر دست بزند توجه او را به یک مسئله دیگر جلب کنید.


نادیده گرفتن برخی از رفتار‌ها


گاهی تنها کافی است که رفتار ناپسند کودکتان را نادیده بگیرید تا او به اصلاح آن بپردازد. به عنوان نمونه اگر فرزند شما هنگام خرید به اصطلاح «نق» می‌زند به وی بگویید: «تا زمانی که ناله می‌کنی نمی‌توانم حرف‌های تو را بشنوم» و تا زمانی که دست از ناله‌کردن بر نداشته وی را نادیده بگیرید. مدت زیادی طول نمی‌کشد که فرزندتان به این مسئله پی می‌برد که برای جلب توجه شما- که هدف اصلی اوست- باید دست از «نق» زدن بردارد.


تنبیهات کوتاه مدت


تنبیهات کوتاه‌مدت می‌تواند راه بسیار موثری برای تربیت کودکان باشد. البته مدت تنبیه کودکان باید با توجه به سن آن‌ها تعیین شود. به عنوان مثال برای یک کودک سه ساله، سه دقیقه کافی است، یک صندلی انتخاب کنید و فرزندتان را روی آن بنشانید. یادتان باشد در این مدت از حرف زدن با او خودداری کنید.



مادر و کودک


محرومیت از امتیازات


محروم کردن کودک از امتیازات یکی دیگر از راه‌های موثر برای آموختن نظم به اوست. شما می‌توانید برای تنبیه کودکتان برای مدتی اسباب بازی مورد علاقه‌اش را از او بگیرید. در مورد کودکان بزرگ‌تر می‌توانید آن‌ها را از انجام بازی‌های ویدیوئی و یا پوشیدن لباس خاصی محروم کنید.


مطمئن باشید از اثرات مثبت این کار شگفت زده خواهید شد! هنگام به کار بردن این روش حتما میان «امتیاز» و «حق» تمایز قائل شوید.


رویارویی با عواقب طبیعی


گاهی بهتر است اجازه دهید فرزندتان عواقب طبیعی اقدامات خود را بپذیرد. به عنوان مثال اگر فرزندتان به علت برهم زدن نظم کلاس تنبیه‌شده دخالت نکنید و به دنبال تخفیف مجازات او نباشید. به جای این کار بگذارید فرزندتان عواقب طبیعی عمل خود را بپذیرد، گاهی این کار بهترین «درس» را به او می‌آموزد.


آگاهی از نتایج رفتار


فرزند شما باید از نتایج رفتار خود کاملاآگاه باشد. فرض کنید شما می‌خواهید فرزندتان به مسواک‌زدن توجه بیشتری نشان دهد. یک نمودار در حمام نصب کنید و از کودکتان بخواهید هر بار که مسواک می‌زند بر روی آن یک علامت بگذارد. پس از اینکه تعداد علامات مزبور به 10 رسید می‌توانید پاداشی برای او در نظر بگیرید، مثل رفتن به پارک.


این روش نتایج مثبت زیادی به همراه دارد.


ما امیدواریم که همه ی کودکان از نعمت زندگی در کنار پدر و مادر برخوردار باشند و هیچ خانواده ی تک والدینی موجود نباشد.

what`s life?life is love.
جمعه 27/5/1391 - 6:56 - 0 تشکر 516089

 ادب کودکتان را بسنجید





به یک بچه سه یا پنج ساله چه نوع از قوانین ادب را می توان آموخت؟ به صورت تئوری در کتاب ها نوشته شده که در این سنین کودک قادر است سلام کند، با افراد ناشناس دست بدهد، پدربزرگ و مادربزرگش را بغل کند و... ولی در عمل طور دیگری است! باید گفت که این دوره برای کودک دوره دشواری است.



ادب در کودکان

صورتش را با دست هایش می پوشاند، با لجبازی ادای لال ها را درمی آورد، یک کلمه هم حرف نمی زند، انگار کر است و صدای پدر و مادرش را نمی شنود که او را تشویق می کنند: "برو جلو عزیزم، بچه خوبی باش و بگو سلام"... آیا این کودک واقعا خجالتی است یا دوباره نوبت ما پدر و مادرهاست که یکی دیگر از خوان های تعلیم و تربیت کودکمان را پشت سر بگذاریم؟


"متشکرم"، "سلام"، "خداحافظ"... ما به تدریج و کم کم این چیزها را به کودک یاد می دهیم. اینکه موقع غذاخوردن لم ندهد، از دستمال و چنگال استفاده کند، مرتب وسط حرف دیگران نپرد، اگر به دیگران تنه زد معذرت خواهی کند، حرف های زشت نزند و... بله، درست است. این قوانین که مانند قراردادهایی بین بزرگ ترها وضع شده اند، نشانه ادب هستند ولی برای کودک هنوز مفهوم زیادی ندارند. کودک در این سن دوره خودمحوری را می گذراند که دوره ای کاملا طبیعی و نرمال است، بنابراین ابتدا باید از دوره خودمحوری خارج شود تا بتواند شخصیت افراد دیگر را نیز مورد توجه قرار دهد.


قوانین ادب یک روزه به دست نمی آیند. کودک کم کم به حرف شما گوش می دهد و در برابر خواسته شما تسلیم خواهد شد. او این کار را می کند چون می خواهد دنباله رو شما باشد و شما را خوشحال کند. بنابراین فراموش نکنید که برای این کار به او تبریک بگویید.


ادب به سادگی یک کلمه است: سلام


آیا صحیح است بگوییم این روش گذشتگان بوده که درباره ادب کودک سخت می گرفتند؟ آیا با ادب بودن دیگر قدیمی شده است؟ نه، به هیچ وجه. با ادب بودن حتی در نظر بسیاری از پدر و مادرها به عنوان یک "سیستم ارزشی" استنباط می شود که باعث شرف و بزرگی خانواده است. آنها ادب را نزد کودک خود بیشتر از یک کلمه ساده می دانند. با ادب بودن از نظر دیگران نشانه یک تربیت خوب است. (باید قبول کنیم که وقتی خانم همسایه درباره بچه ما می گوید "این بچه چقدر باتربیت است!" واقعا برای ما دلپذیر است...) همچنین با ادب بودن مثل دانستن رمز قفل دل ها است و البته رمز جا بازکردن در اجتماعات و ورود در گروه دوستان (مثلا اگر دختر کوچولویی با لجبازی بخواهد خود را به مادر دوستش خشن نشان بدهد، مسلم است که این مادر دیگر دختر کوچولو را به خانه شان دعوت نخواهد کرد). و از همه مهمتر اینکه ادب روشی است که به دیگری نشان دهیم برایش احترام قائلیم.


آیا سن مشخصی برای با ادب شدن وجود دارد؟


به یک بچه سه یا پنج ساله چه نوع از قوانین ادب را می توان آموخت؟ به صورت تئوری در کتاب ها نوشته شده که در این سنین کودک قادر است سلام کند، با افراد ناشناس دست بدهد، پدربزرگ و مادربزرگش را بغل کند و... ولی در عمل طور دیگری است! باید گفت که این دوره برای کودک دوره دشواری است. او در وجود خود توفان های داخلی مانند بحران تضاد و بحران وابستگی شدید به پدر و مادر را دارد که موجب می شود رفتارهای عجیبی از خود بروز دهد. او گاهی پرخاشگر و گاهی مثل "یک شیشه عسل" است، گاهی برون گرا و مهربان و گاه متواضع و خجالتی است.



برای کودک به این سادگی ها هم نیست که همیشه آنطور که پدر و مادرش می خواهند، باادب باشد. مثلا ممکن است خودداری او از سلام کردن، روشی برای تقویت اقتدار درونی باشد. این نوع مخالفت را در این دوره از سن کودک، اراده مخرب می گوییم


رعایت ادب کم کم آموخته می شود...


واقعیت این است که رفتار کودکان ما عینا مانند رفتارهای ما نیست. مثلا ما وقتی طرف مقابل خود را می بینیم، حتی اگر از او خجالت بکشیم یا به نظرمان خیلی مهربان نیاید، تقریبا به طور غیر ارادی و بلافاصله به او سلام می کنیم. ولی کودکان بلافاصله با دیگران ارتباط برقرار نمی کنند؛ مگر اینکه مدت زمانی بگذرد، او را نگاه کنند و سپس به محض اینکه احساس اعتماد کنند، رابطه برقرار می کنند. در این موقع است که کودکان سلام می کنند، ولی به روش خودشان و به خصوص با استفاده از کلماتی غیر از کلمات معمول و مرسوم.


آنها چنین شروع می کنند: "من، من کفش نو دارم" یا "خواهر کوچولوی من همه اش گریه می کند" یا ممکن است اسباب بازی که در دست دارند را به طرف مقابل نشان دهند یا حتی نقاشی خود را که در خانه کشیده اند به او هدیه بدهند. بنابراین هیچ فایده ای ندارد که کودک را مجبور کنیم مثل یک آدم بزرگ بگوید: "سلام". اگر کودک را مجبور کنیم مثل این است که با اسلحه او را نشانه گرفته ایم و می خواهیم با او بجنگیم؛ در حالی که اصلا به جنگ نیازی نیست. وقتی کودک از سلام کردن به آشنایان خودداری می کند، این موضوع را خیلی بزرگ نکنید، در عوض به او چنین بگویید: عزیزم، این دفعه من به جای تو سلام می کنم، ولی دفعه بعد تو باید خودت سعی کنی که سلام کنی. یا وقتی می خواهید با هم به مهمانی بروید از قبل او را آماده کنید: "داریم می رویم به منزل خانم احمدی؛ من خیلی دوست دارم تو به او سلام کنی چون این کار تو او را واقعا خوشحال می کند"...


پرسشنامه ای جهت سنجش میزان ادب کودک


احترام فضیلتی است که باعث بوجود آمدن قانون طلایی می‌شود، رفتار کردن به گونه‌ای که دوست داریم به همان روش با ما رفتار شود، به ما کمک می‌کند تا دنیایی اخلاقی‌تر داشته باشیم. کودکانی که احترام به صورت بخشی از زندگی روزمره آن‌ها در می‌آید، به احتمال بیشتری حقوق دیگران را رعایت می‌کنند.


از آنجا که احترام، بر این مبنا استوار است که باید با همه مردم با ارزش و شان ذاتی شان رفتار شود، این ویژگی اساس جلوگیری از پرخاشگری، بی عدالتی و نفرت را بنا می نهد. در حقیقت این ویژگی برای موفقیت در همه زمینه های زندگی کودک، چه در حال حاضر و چه در آینده، حیاتی است.



ادب در کودکان


اما فرزند شما تا چه حد مودب و محترم است؟


والدین عزیز به این پرسشنامه جواب دهید تا دریافتی دقیق تر از میزان ادب فرزندتان داشته باشید . شاید نیاز باشد در تربیت فرزندتان تجدید نظر کنید .


همیشه= 5 نمره


اغلب اوقات= 4 نمره


گاهی اوقات= 3 نمره


به ندرت= 2 نمره


هرگز=1 نمره


- با دیگران بدون توجه به سن، باورها، فرهنگ یا جنسیت آن ها محترمانه رفتار می کند. .........


- لحن صدایش محترمانه است و از غیبت کردن و صحبت های گستاخانه اجتناب می کند. .........


- با خودش محترمانه رفتار می کند. .........


- به خلوت دیگران احترام می گذارد؛ قبل از ورود به اتاق در می زند. .........


- از بدگویی یا حرف زدن درباره دیگران با الفاظ نامناسب، خود داری می کند. .........


- با دارایی های دیگران و متعلقات دیگران، با احترام رفتار می کند. .........


- وقتی به حرف های دیگران گوش می دهد، حالت بدنی او با احترام همراه است( رو برنمی گرداند، پوزخند نمی زند، سرش را تکان نمی دهد، به گوینده پشن نمی کند، ...) ........


- رفتار صحیح دارد بدون نیاز به تذکر دیگران، عبارت های محترمانه ای مانند« ببخشید»،


«خواهش می کنم» و «عذر می خواهم» را به کار می برد. ........


- بی تعصب و بدون اینکه حرف های دیگران را قطع کند، به عقاید آن ها گوش می کند. ........


- دشنام و حرکت های بدنی نامناسب به کار نمی برد. ........


جمع نمره ها ........


در مقابل هر عبارت امتیازی را که فکر می کنید، نمایانگر بهترین سطح فعلی فرزندتان است، یادداشت کنید و سپس امتیازها را جمع کنید تا امتیاز کل به دست بیاید.


اگر جمع امتیازهای فرزندتان بین 40 تا 50 باشد، او در بهترین حالت را دارد.


اگر جمع امتیازهای او بین 30 تا 40 باشد می تواند این فضیلت ها را در خود پرورش دهد.


اگر جمع امتیازهای او بین 20 تا 30 باشد نشانگر علائمی از خطر بالقوه است.


اگر جمع امتیازهای او بین 10 تا 20 باشد، نشان دهنده آن است که او در این زمینه ها در معرض خطر بالقوه قرار دارد و لازم است در مورد اصلاح رفتار های او در پی کمک از متخصص بود.


البته لازم به ذکر است که این پرسشنامه در ایران هنجاریابی نشده است و لازم است در مورد نتایج کمی شک کرد اما اگر نمره فرزندتان در طیف 10 تا 20 و 20 تا 30 بود لازم است نسبت به شیوه تربیتی خود و رفتارهای فرزندتان حساس تر باشید.


what`s life?life is love.
جمعه 27/5/1391 - 6:57 - 0 تشکر 516090

خدای کودکان ما





برای والدین، لحظه لحظه رشد کودکان، اهمیت و زیبایی خاصی دارد. در سالهای اول تولد، این تغییرات به طور مرحله به مرحله رخ می دهند و با جذابیت های زیادی همراهند.



عبادت کودکان

اولین تحول زیبای بچه ها برای والدین، مربوط به زمانی است که کودک برای اولین بار، راه می رود. مدتی بعد ازاین اتفاق، برایش چهارچرخه ای کوچک می خرند و او می تواند با این وسیله حرکت کند. بعد از مدتی، توانایی سوار شدن بر سه چرخه را پیدا می کند و سپس به سنی می رسد که قدش کمی بلندتر شده و می تواند رکاب بزند. دوچرخه ای برایش می خرند با دو چرخ کوچک کمکی، که در قسمت عقب دوچرخه نصب شده است. وقتی یاد بگیرد که چطور تعادلش را حفظ کند، چرخ های کوچک را باز می کنند تا بتواند رکاب بزند و حرکت کند. برای یک کودک، تجربه چنین لحظه ای بسیار لذت بخش است. لحظه ای که قادر است به تنهایی چندین متر را رکاب بزند و از این موضوع شاداب باشد.




همه این مقدمات برای این گفته شد که به ذکر این نکته بپردازیم که: "حس خداپرستی در کودکان به این ترتیب شکل گرفته و ریشه دار می شود."


به نظر می رسد کودکان موجودات لطیف و بی گناهی هستند که در میان سایر مخلوقات، وابستگی و نیاز بیشتری به باور داشتن به وجود خداوند دارند. خدایی که بزرگ ومهربان است و انها را دوست دارد.


از دست دادن عزیزان برای کودکان بسیار سخت است اما در برخی مواقع انگار کودکان راحت تر از بزرگترها می توانند این واقعیت را بپذیرند. چون آنها با تمام وجود باور دارند که عزیز از دست رفته شان به آغوش همان خدایی رفته، که خیلی مهربان است و مراقب همه ماست. پس مراقب باشیم که کودکان مان را در این مراحل اولیه باورشان نسبت به خداوند، یاری و همراهی کنیم.


این یک حقیقت است که کودکان از بدو تولد، خداپرست به دنیا می آیند و این احساس به صورت ناخودآگاه در انها وجود دارد که در جستجوی نیرویی عظیم و آسمانی هستند که نشانه های او را در وجود خود پیدا کرده اند. وقتی کودکان به طور تدریجی به یافتن این نشانه ها موفق می شوند، به تائید و توجه و راهنمایی بزرگترها نیاز دارند و دوست دارند تا خدا ر در زندگی اطرافیان ببینند.



کودکی که برای اولین بار شاهد نماز خواندن مادرخویش است، یا از تلویزیون و ضبط ماشین پدرش، صوت روضه و عزاداری اهل بیت را می شنود و در طول روز، سه مرتبه شنونده صدای اذان و شنیدن نام خدا و پیامبرش می باشد، همین ها می توانند نشانه هایی باشند که یاد خدا را در قلب و ذهن او زنده کنند


از طرف دیگر در مواردی عکس این وضعیت وجود دارد که برخی از والدین باور کودکشان به خداوند را انکار می کنند و آنرا کمرنگ می کنند. این در شرایطی است که همین والدین نسب  به آموختن زبان انگلیسی، رقص و موسیقی و نقاشی، به کودکشان حساس ترند و همه اینها در حالی است که حس خداباوری را در کودک خود سرکوب کرده اند و به این ترتیب او را از داشتن موهبتی بزرگ، محروم کرده اند. گویا توانایی راه رفتن را از کودک بگیرید و یا فرصت یادگیری کلمات را به او ندهید و یا به کودکی بگوئید با آغوش گرم مادرش آرام نگیرد... واین یعنی محروم کردن کودکی معصوم از احساسی که در ذات و فطرت او وجود داشته است...


بیائید نگاهی دیگر به این موضوع بیندازیم. خدا را از کودکانمان نگیریم. همان خدایی که ما را آفریده و آفریننده همه چیز است.خدایی که ما را دوست دارد و راه سعاتمندی را برای ما روشن کرده است.


عبادت کودکان

خدایی که ما را به این دنیا آورد و با شیر گوارای مادرانی مهربان، جسم تشنه مان را سیر کرد و از همان ابتدای تولد ما را در کنار پرستاری عاشق به نام مادر قرار داد و عشق واقعی را از همان ابتدا به ما اموخت.


مراقب باشیم که خدا را از کودک مان نگیریم. این کار را برای خود او انجام دهیم. برای آینده ای که در پیش رو دارد. برای فردایی که نمی دانیم چگونه از راه می رسد و روزگارانی که شاید کنار او نباشیم و او تنها بماند. کودک ما باید خدایی را بشناسد که همیشه یاور اوست و هرگز تنهایش نمی گذارد. خدایی که در همه مراحل زندگی، مسیر درست را به اونشان می دهد.


خدا را از کودکمان نگیریم چرا که خیلی زود، لحظاتی می رسند که اسطوره قدرتمندی که کودک ما از ما، در ذهن خود ساخته است، ممکن است با یک اتفاق، فرو ریزد و انگاه ما و او، نیازمند آغوش امنی هستیم و نیازمند نوری هستیم که در ظلمت بر ما بتابد و راه را برایمان روشن و جانمان را آرامش بخشد.


این حق کودکان است که باور کنند همه چیز آنها و یاور تمامی لحظه هایشان، باید خداوند باشد.

what`s life?life is love.
برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.