• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن خانواده > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
خانواده (بازدید: 2173)
جمعه 27/5/1391 - 3:1 -0 تشکر 515835
مهارت‌های زندگی

حل اختلافات زناشویی چه زمانی و کجا؟

سروصدایشان، در همه ساختمان شنیده می شد؛ البته بار اول شان نبود و همسایه ها هم به دعواها و دادوبیدادهای هرازگاه شان عادت کرده بودند و برای آشتی دادن زن و شوهر جوان، پیش قدم نمی شدند. فقط دل شان برای پسر کوچولویشان می سوخت و هر بار که او را در راهرو یا حیاط می دیدند، با تاسف، سر تکان می دادند و زیر لب می گفتند: «طفلکی چی می کشه وسط این همه جروبحث.»

 

این بار هم، تفاوت زیادی با دفعه های قبل نداشت، ولی همین که خواستم پنجره را ببندم، فریادهای مادر جوان را شنیدم که از پسرش می خواست از او دفاع کند و بگوید که پدرش اشتباه کرده است. دخالت دادن یک پسر کوچک پنج ساله، در دعوای دوتا آدم بزرگ که دست کم، شش برابر او سن دارند، واقعا کار عاقلانه ای است؟

وقتی والدین، فرزندشان را در اختلاف میان خود دخالت می دهند، کودک فکر می کند که «بابا و مامان که دوتا آدم بزرگ هستن، نمی تونن مشکل خودشون رو حل کنن. پس، چه طوری می خوان مراقب من باشن؟» به نظر می رسد تنها نتیجه وارد کردن کودک در جروبحث های زن و شوهری، بی اعتبار شدن والدین باشد.

● شهادت می دهد، اما…

بروز اختلاف میان والدین، امری طبیعی و اجتناب ناپذیر است، اما مشکل از جایی شروع می شود که این اختلاف نظر، در حضور کودکان، مطرح و حتی گاهی از آن ها، به عنوان ابزاری برای قضاوت میان شان، دفاع یا طرد یکی از والدین مورد استفاده قرار گیرد. وقتی کودک، تحت فشاری که والدین به او وارد می کنند، مجبور می شود علیه پدر یا مادرش حرف بزند، نتیجه اش آزردگی شدید و به وجود آمدن این ذهنیت در اوست که «من، بابا یا مامان رو ناراحت کردم و دیگه نمی تونم روی حمایت اون حساب کنم.»

● ترفندهای کودکانه

وقتی بچه ها، ناظر جروبحث والدین هستند، به خصوص وقتی می شنوند که پدر یا مادر می خواهد خانه را ترک کند یا درباره طلاق حرف می زند، احساس خطر کرده و بدون این که از او خواسته شده باشد، خودش را قاطی دعوای بزرگ ترها می کند. مثلا تصمیم می گیرد میانداری کند، خودش را به مریضی می زند، صدای تلویزیون را بیش از حد بلند می کند یا هرکار دیگری که توجه پدر و مادر را جلب کرده و دعوا را خاتمه می دهد؛ ولی چرا او، دست به دامن این راه حل ها و ترفندها می شود؟ چون از اختلاف نظر شما وحشت کرده و احساس ناامنی می کند؛ بنابراین به هر روشی متوسل می شود تا شما را دوباره آرام و مهربان ببیند.

● حل اختلاف؛ چه زمانی و کجا؟

همان طور که پیش از این اشاره شد، بحث و اختلاف نظر، در همه خانواده ها به وجود می آید، اما مهم این است که این اختلاف ها، چگونه و کجا مطرح شود. شما می توانید زمانی که فرزندتان در منزل نیست، مشکلات تان را با همسرتان درمیان بگذارید یا حتی از کودک بخواهید که برای مدتی کوتاه، شما را تنها بگذارد تا بتوانید با هم حرف بزنید. در هر صورت، فرزند شما باید مطمئن باشد که هنوز دوستش دارید و قرار نیست تنهایش بگذارید؛ بلکه مثل همه بزرگ ترها احتیاج دارید که کمی با هم تنها باشید.

● آیا کودک، مقصر است؟

پیش از وارد کردن کودک به مشاجرات یا بحث های خانوادگی، به این موضوع فکر کنید که آیا این اختلاف نظر، به طور مستقیم، به کودک مربوط است؟ متاسفانه، در بسیاری از موارد، کودک، هیچ نقشی در مشاجرات والدین ندارد و به خاطر باورهای والدین در مورد این که «بچه ما، از همین الان، باید بدونه در خانواده اش چی می گذره»، وارد بحث می شوند.

تعبیر اشتباه والدین هم این است که «وقتی در جریان مشکلات ما قرار بگیره، بیش تر قدرمون رو می دونه یا راحت تر با مشکلات کنار میاد»، اما آیا این والدین، هیچ وقت از خودشان پرسیده اند که آیا حضور کودک، کمکی به حل این مشکلات می کند یا نه. خیلی وقت ها، سهیم کردن کودک در مشکلات و اختلاف نظرهای بزرگ ترها، نه تنها باری از دوش پدر و مادر برنمی دارد، بلکه باعث وارد شدن آسیب روانی به کودک نیز می شود؛ به ویژه وقتی این اختلافات، به شکلی غیراصولی، همراه با گفتن حرف ها و القاب زشت، داد و بیداد یا زد و خورد باشد.

● وقتی اختلاف نظر، کلاس درس می شود

درست است که نمی توانیم همیشه و همه جا، شرایط را کنترل کنید و گاهی فرزندتان، شاهد اختلاف نظر شما می شود یا به کدورت میان تان پی می برد، اما اگر نظرتان را به شیوه ای محترمانه و بدون داد و فریاد و بی احترامی مطرح کنید، در واقع، به شیوه ای غیرمستقیم، به کودک می آموزید که ابراز عقیده، حق طبیعی هر انسان است که در هیچ شرایطی، از او سلب نمی شود.

● وقتی هوای خانه، آفتابی است

اختلاف، مثل تگرگی است که تند و غیرمنتظره، در آسمان خانه شما ظاهر می شود، ولی این جروبحث ها، همیشگی نیستند. پس، وقتی مشکلات حل می شود، اجازه دهید فرزندتان، علاقه و احترام شما و همسرتان را نسبت به یکدیگر ببیند. همدیگر را با عناوین محبت آمیز خطاب کنید و به کودک بفهمانید که چه قدر همدیگر را دوست دارید. این کار باعث از بین رفتن نگرانی های احتمالی کودک می شود و به او، احساس آرامش خاطر و امنیت می بخشد.

● یک تجربه پدرانه

پسرمان، سپر بلای مان

هنوز کیف دستی ام را زمین نگذاشته بودم. پسرم، هنوز جلو نیامده بود تا کیف را از دستم بگیرد که همسرم جلو آمد. سلام و خسته نباشیدش، بیش از هر روز، طول کشید و این، بوی خطر می داد، اما سرانجام فهمیدم که میهمان داریم؛ دوست مشترک مان که دل خوشی هم از او ندارم. جمله های همسرم، در ذهنم، این طور معنی می شد: «امشب، مهمون داریم. مهم نیست که تو، از اون، خوشت بیاد یا نه، ولی باید مودب و خونگرم باشی تا به همه خوش بگذره.»

حرفی نزدم، اما رنگ رخسارم، همه چیز را نشان می داد. توی چشم هایم زل زد: «دوباره من مهمون دعوت کردم، تو رنگت پرید.»به آشپزخانه رفت و شروع کرد به صحبت کردن؛ نه با من، با پسر پنج، شش ساله مان: «ببین بابا، از مهمون خوشش نمیاد، اما تو بگو؛ عمو اینا، وقتی میان این جا، بهت خوش می گذره؟ تو ببین که من دوست دارم با دوستای قدیمی مون ارتباط داشته باشیم، اما…»

هنوز داشت از واکنش های بچه کمک می گرفت. گفتم: «بس کن. می رم میوه می خرم، ولی لطفا بدون هماهنگی با من، مهمون دعوت نکن.» اصلا انگار نشنیده باشد، حرف هایش را ادامه داد: «از همین الان که خیلی بزرگ نشدی، تمرین کن که به خانواده ات احترام بگذاری. بگذاری اونا…» صدای بسته شدن در را پشت سر خودم شنیدم. امیدوارم که او هم شنیده باشد و دست از سر پسرکم برداشته باشد. دوست ندارم هیچ وقت او، میانجی گر دعواهایی باشد که برایش خیلی زود است.
        
    
    
مجله شهرزاد

what`s life?life is love.
جمعه 27/5/1391 - 3:1 - 0 تشکر 515837

نکاتی که می تواند ازدواج ما را بادوام کند


مشکلات مربوط به ازدواج یکی از مسائل مهم پیش روی جامعه ماست که حتی برخی از آن به عنوان «بحران طلاق» در جامعه نام می برند. به هر حال این یک واقعیت کتمان ناپذیر است که مواردی از ازدواج های امروز به مشکل می خورند


اما چگونه باید این مشکل بزرگ را حل کرد؟




به نظر می رسد دقت در انتخاب همسر مناسب و سپس داشتن ویژگی های مناسب شخصیتی برای حل مشکلات معمول زندگی زناشویی مهم ترین گام ها در این باره هستند.


● سن مناسب ازدواج


در خصوص ازدواج، فرد در مرحله اول باید به بلوغ همه جانبه رسیده باشد، یعنی باید به بلوغ فکری، بلوغ عاطفی، بلوغ اجتماعی، بلوغ روانی و بلوغ شخصیتی دست یافته باشد. به عنوان مثال رسیدن به یک سن خاص شرایطی ایجاد می کند که فرد را محک بزنیم و ببینیم به بلوغ لازم برای ازدواج رسیده است. مثلا انتظار می رود این فرد که به فرض یک خانم ۲۱ساله است رفتار، کردار، شخصیت و نگاهش به زندگی از لحاظ اجتماعی دیگر کودک صفتی نداشته باشد. پس در اینجا باید گفت ۲۱ سالگی دوران پایان دادن به کودک صفتی هاست.


این دختر ۲۱ساله دیگر نوجوان نیست و در اصل جوان محسوب می شود. این فرد زمانی که به غیر از خودش دیگری را دوست دارد به بلوغ عاطفی رسیده است. اگر رفتارهای اجتماعی اش منطبق بر آنچه جامعه می پسندد، باشد و به لحاظ اجتماعی به پختگی رسیده باشد، یعنی بلوغ اجتماعی یافته و می خواهد ازدواج کند.


در خصوص بلوغ روانی باید گفت زمانی که فرد از رفتارهای غیرطبیعی فاصله می گیرد، دچار رفتارهای تکانشی و پرخاشگری نمی شود و خیلی زود اصطلاحا از کوره در نمی رود و در اصل پس از تفکر و سنجش تصمیم می گیرد یا سخن می گوید در اصل به بلوغ روانی رسیده است.


این سه محور بلوغ عاطفی، بلوغ اجتماعی و بلوغ روانی لازم است اما بلوغ اقتصادی نیز اهمیت دارد.در بسیاری شاید بلوغ اقتصادی به آن شکل که باید، رخ ندهد و مقداری پس انداز دارد اما خانه و ماشین ندارد ولی حداقل ها را دارد و برای امرارمعاش می تواند از کم شروع کند. البته برای ازدواج به سه جنبه اصلی بلوغ عاطفی، روانی و اجتماعی بیشتر از اقتصادی نیاز داریم.


● هم سطح ها باید با هم ازدواج کنند


نکته مهم دیگر همسان بودن، هم طراز و هم شأن بودن زوجین است. اینکه از نظر اقتصادی، خانوادگی، فرهنگی، تحصیلی، مذهبی، اعتقادی و از هر نظر که فکر می کنیم باید سمت و سوی مشابهی وجود داشته باشد.


خوب نیست که فردی از طبقه خیلی بالای جامعه با فردی طبقه خیلی پایین ازدواج کند. اینها بی شک از نظر فرهنگی، فکری و آداب و رسوم با هم تفاوت دارند.


اختلاف طبقاتی بی شک مشکل آفرین خواهد بود. از سوی دیگر ممکن است دو نفر از نظر اقتصادی هم سطح باشند ولی از نظر فرهنگی تفاوت های فراوانی داشته باشند. در کشورمان خرده فرهنگ های متعددی وجود دارد، قومیت های متفاوتی چون ترک، لر، کرد، عرب، گیلک، فارس و… که هر یک آداب و رسوم خاص خود را دارند.


به عنوان مثال ۲ نفر قصد ازدواج دارند، از نظر اقتصادی همانند، از نظر تحصیلی هم سطح و از لحاظ وضعیت اجتماعی شبیه یکدیگرند اما یکی فارس و دیگری کرد است. هر کدام یک فرهنگ حاکم متفاوت دارند. این پرسش مطرح می شود که آیا به واقع نمی شود با این تفاوت کنار آمد و زندگی کرد و آیا این ازدواج صد درصد محکوم به شکست است؟ یا اینکه راهکاری وجود دارد؟ چنانچه بتوانیم فرهنگ فرد مقابل را به طور کامل مطالعه کرده و بدانیم چه انسان هایی هستند، چه خلق و خویی داشته و به چه چیزهایی بیشتر اهمیت می دهند و آداب و رسوم شان چگونه و نحوه فرزندپروری یا همسرداری آنان چطور است؟ می توان به نتایج خوبی دست یافت. باید خیلی دقیق و موشکافانه وارد عمل شد. اینکه بگویم من دوستی داشتم که مثلا ترک یا لر بود و حالا می دانم آنها چه اشخاصی هستند، کافی نخواهد بود. حالا به یک فرصت طلایی می رسیم که باید از خود بپرسیم با این ویژگی های فرهنگی می توان با این خانواده سازش و وصلت داشت یا خیر؟


به عنوان مثال نحوه برخورد این قوم با عروس یا دامادی که تازه وارد جمع خانواده می شود، چگونه است؟ چه انتظاراتی داشته و چه رسم و رسومی دارند؟ رسم آنها این است که عروس بنشیند و از او پذیرایی کنند یا برعکس… یا اینکه توقع دارند عروس تازه وارد مانند دختر خانواده با آنها یکی شده و در نشست و برخاست، پذیرایی، مهمانی و کارهای مختلف منزل همگام آنان شود؟ در اینجا نمی توان گفت که نه! من رسم دیگری دارم… حالا دیگر شما یک نفر و درحال ورود به یک خانواده جدید هستید. درحال ورود به یک فرهنگ و طایفه هستید. باید یاد بگیرید خود را وارد آن کنید. حتی ممکن است آنها زبان متفاوتی داشته باشند که باید آن را نیز یاد بگیرید. زبان خیلی مهم است، با فراگیری آن وارد دنیای دیگری شده اید، یک دنیای بسیار وسیع و جدید.


● صفتی که می تواند ازدواج ما را بادوام کند


فردی که با شما ازدواج می کند هم با فرهنگ شما بیگانه است و او نیز باید همین کارها را انجام دهد. اگر او هم دچار سختی و دشواری می شود اما باید بدانید که این قراردادی است که از ابتدا میان دو نفر بسته می شود.خوشبختانه در موارد زیادی شاهد این بودیم که دو فرد با فرهنگ های متفاوت ازدواج کرده اند اما چون مطالعه قبلی و پذیرش های لازم را داشته اند، بسیار هم موفق بوده اند. انعطاف پذیری یک ویژگی خیلی خوب است که اگر همه بتوانیم در خود ایجاد کنیم صاحب پیشرفت های ارزشمندی شویم. لجباز و یک دنده نباشیم، بدون انعطاف پذیری نمی شود خلاق بود. نمونه هایی وجود دارد که افراد انعطاف پذیر در شرایط بسیار دشوار، آنچنان خود را وفق دادند که موجب تعجب همگان شد! به طور حتم نقطه مقابل آن که آفت زندگی محسوب می شود یک دندگی، لجبازی و کله شقی است.


● مشکلی که افسرده ها دارند


افرادی با شخصیت افسرده ویژگی هایی دارند که از هیچ چیز لذت نمی برند، بسیار ساکت اند، زود خسته شده و پیوسته احساس نیاز به خواب و استراحت دارند، علاقه ای به حضور درجمع ندارند به ویژه جمع هایی که در آن غریبه نیز وجود دارد، برای آنان سنگین است.


البته شخصیت افسرده با بیماری افسردگی متفاوت است و این بیماری افسردگی با دارو یا روان درمانی برطرف می شود اما شخصیت افسرده اینطور نیست. در افراد با شخصیت افسرده حالت کناره گیری در تعاملات اجتماعی دیده می شود. بروز بحران های اضطرابی، تبدیل اضطراب به خشم، فریاد زدن، دعوا کردن و ناتوانایی در برقراری ارتباط کلامی و غیرکلامی به ویژه با همسر خود از دیگر علائم این انسان هاست.


این افراد حتی دربیان دوست داشتن کلامی به همسر خود مشکل دارند، نمی توانند بگویند چقدر همسرشان زیباست و از اینکه با او ازدواج کرده اند، چقدر خوشحال هستند مثلا فکر می کنند اگر اینگونه ابراز محبت کنند، یعنی چاپلوسی کرده اند درصورتی که اینها چیزهای اولیه زندگی زناشویی است. تفاوت دیگر افراد دچار شخصیت افسرده با افراد دچار عارضه افسردگی این است که افراد افسرده این بینش را دارند که با پای خود به کلینیک و مشاور روانشناس یا روانپزشک برای درمان مراجعه کنند. افراد افسرده می گویند از چیزی لذت نمی برند، پیوسته دچار سردرد، دل درد، سرگیجه، خستگی و افسردگی هستند که دراصل عارضه افسردگی آنها موجب بروز عوارض فیزیکی و جسمانی برایشان شده است.


● با کلاه بردارها زندگی نکنید


افرادی که از نظر شخصیتی مشکل دارند به این باور نمی رسند که نیاز به درمان دارند و اصلا قبول ندارند که اضطراب، بی اعتمادی، ترس از اجتماع و هرمشکل آنان قابل پیشگیری یا برطرف شدن است و پیوسته می گویند نیازی به پزشک ندارند.


اینها علائم خوبی برای تشخیص افتراقی افراد دچار اختلال شخصیت است که در تعیین همسر آینده می تواند با وجود اینکه نکته کوچکی است اما سرنوشت ساز باشد. در دانش روانشناسی سخت ترین گروه همین افراد هستند که با وجود مشکل فراوان گمان می کنند که هیچ مشکلی ندارند.


نوع دیگر شخصیت دارای مشکل برای ازدواج، افرادی هستند که به خلاف کردن گرایش دارند. این افراد پیوسته درحال انجام کارهای خلاف، کلاه بر سردیگران گذاشتن، دروغ گفتن و… هستند و با وجود اینکه ظاهر بسیار آراسته ای دارند و کسی گمان نمی کند که آنها دچار مشکل باشند اما پیوسته دروغ می گویند و تخلف می کنند. آنان پیوسته درحال زیرپا گذاشتن قوانین و مقررات هستند و اگر هم کسی برخلاف میلشان رفتار کند، عصبانی می شوند، پرخاشگری کرده به طوری که افراد را مجبور به کوتاه آمدن می کنند. آنان نه تنها با قانون و مقررات مشکل دارند بلکه دربسیاری موارد اهل موادمخدر و سایر خلاف ها هستند. معتاد نیستند ولی پیوسته اذعان می کنند برای آرامش و رفع اضطراب به صورت تفننی از موادمخدر استفاده می کنند. مواردی که ذکر شد عظیم ترین مشکلات در خصوص این افراد است و مواجهه با این موارد بی شک موجب طلاق و جدایی می شود. حتی اگر هم به جدایی منجر نشود، زندگی آنها ناراحت کننده ، دشوار، غیرلذت بخش و طاقت فرسا می شود که به جز سوختن و ساختن، درگیری و نزاع راه دیگری مطرح نمی شود. البته درصورت مراجعه به روانپزشک یا روانشناسان با پیگیری های طولانی مدت قابل معالجه و درمان هستند.


تاکید فراوان من برای مراجعه به روانشناس و انجام تست های تعیین شخصیت برای هر دو نفر قبل از ازدواج به این دلیل است که تعداد زیادی از زوجین که کار آنها به طلاق می انجامد با کسانی که نشانه های مخفی عارضه اختلال شخصیت دارند زندگی می کنند، این گروه آرام هستند ولی خوشحال نیستند . درخصوص افرادی که تازه ازدواج کرده اند یا به تازگی متوجه مشکل شخصیتی همسر خود شده اند، به آنها توصیه می کنم از روش های انطباقی و سازشکارانه استفاده کنند.


● مشکلی که شکاک ها دارند


یکی دیگر از موارد بااهمیت در انتخاب همسر درنظر گرفتن سلامت شخصیتی است. اگر می خواهید راحت و آسوده بوده و زندگی خوبی داشته باشید باید از سلامت شخصیت مطمئن باشید. شخصیت در اینجا رفتار، طرزتفکر، اندیشه، نحوه برخورد، نحوه برقراری ارتباط و ایدئولوژی، احساس، انگیزه و عواطف و دراصل ویژگی های فردی محسوب می شود.


برای درک بهتر این مسئله مهم مثالی می زنیم:


با زوجی برخورد می کنیم که می گویند از نظر تحصیلی، اقتصادی، مذهبی و… با یکدیگر تفاوت چندانی ندارند اما متاسفانه با هم سازگاری ندارند…


می پرسد که چرا نمی توانم با همسرم برسر یک موضوع بحث و تبادل نظر کنم و به نتیجه برسم؟!


اذعان می کند که همسرش جو و فضای گفت وگو را سنگین و متشنج می کند. احساس راحتی با او ندارد.


این دقیقا به این معناست که شخصیت همسر مشکل دارد. اصلا باید گفت اینگونه همسران در بیشتر موارد یا بسیار بدبین و منفی هستند که همیشه فکر می کنند طرف مقابل دروغ می گوید یا به هر نوعی می خواهند با شکاکی مچ همسر خود را بگیرند.


روان بودن درون که بر اساس اعتماد و اطمینان تامین می شود در اینگونه افراد وجود ندارد. زندگی با این افراد پیوسته مظنون و شکاک بسیار دشوار است! مثلا ایشان به نامزدش می گوید: دیشب کجا رفته بودی؟ چه پوشیده بودی؟ آنجا چه کسانی بودند و با چه کسی حرف زدی؟ با چه افرادی حرف نزدی و نحوه برخورد آنها با تو چگونه بود؟ کنار چه کسی نشسته بودی؟ تا چه ساعتی آنجا بود؟ و… .


آنقدر از اینگونه پرسش ها که طرف مقابل کلافه می شود و ادعا می کند با این پرسش ها و احساسات تو را خیلی دوست دارم و… در هر صورت این شک و تردیدی است که در وجود او ریشه دارد


در اصل این نمونه ای از فردی است که دچار اختلال شخصیتی شده است.



مجله زندگی ایده آل

what`s life?life is love.
جمعه 27/5/1391 - 3:2 - 0 تشکر 515838

رعایت اصول ادب و نزاکت هنگام رفتن به رستوران


امروزه در دنیا، روابط اجتماعی یکی از اصول و شرایط پیشرفت در هر زمینه ای می باشد. برخورداری از روابط صحیح، رعایت اصول ادب و نزاکت اجتماعی، آداب غذا خوردن، ارتباط کلامی و حتی راه رفتن، خندیدن و بسیاری از رفتارهای روزانه نه تنها برای فرد و مجموعه ارزش به حساب می آید بلکه توجه به آن ضروری و واجب نیز هست.



یکی از مهمترین رفتارها، آداب غذا خوردن است که در تمامی روابط فردی تا روابط دیپلماتیک مهم و ضروری بوده و مورد قضاوت قرار می گیرد. بدون شک غذا خوردن حتی در یک میهمانی ساده، معیار بسیار مهمی برای قضاوت در رابطه با شخصیت فردی و اجتماعی یک انسان است. آیا تا بحال از غذا خوردن فردی، در مورد او را قضاوت کرده اید؟ مخصوصاً وقتی بار اول بیرون می روید!


روانشناسان از نحوۀ غذا خوردن یک فرد به زوایای شخصیت وی پی می برند و آن را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهند. پس بهتر است هر فرد در هر جایگاه و مقامی، آداب صحیح غذا خوردن را بداند و آن را رعایت کند.


بهتر دیدم، این هفته مطالبی را در باب آداب غذا خوردن برایتان جمع آوری کنم و آنهایی را که اهمیت بیشتری دارند را با یکدیگر مرور کنیم.



برخی از نکاتی که ذکر خواهد شد، هنگام صرف غذا خوردن در رستوران بکار گرفته می شوند که عبارتند از:


در زمان ورود به رستوران ابتدا میزبان برای راهنمایی وارد رستوران می شود. میزبان باید درب رستوران را برای میهمان باز نگه دارد.


در رستوران های خاص، راهنمایی انتخاب صندلی با میزبان است. اگر میهمان فرد مهمی باشد باید وی سمت راست خانم میزبان و همسرش سمت راست میزبان آقا نشانده شود.


بهتر است آقا و خانم میزبان (دعوت کنندگان ضیافت) در دو انتهای میز غذا خوری و یا در وسط میز روبروی یکدیگر بنشینند.


به طور کلی باید نحوه نشستن مهمانان طوری ترتیب داده شود که هیچ دو مرد و دو زنی کنار یکدیگر قرار نگیرند.


زوج متأهل باید روبروی یکدیگر و زوج نامزد کنار یکدیگر بنشینند.


بهتر است گروه های سنی در کنار یکدیگر بنشینند به طوری که بزرگترها در رأس میز و جوان ترها سمت دیگر حضور یابند.


اگر تعداد میهمانان کم است، میزبان باید دستور غذا را از میهمانان گرفته به پیشخدمت انتقال دهد و سپس مخلفات بیشتری سفارش دهد.


غذا باید در جهت خلاف عقربه های ساعت و از سمت چپ افراد سرو شده و ظروف غذا از سمت راست میهمانان جمع آوری شود.


دستمال سفره، هنگام آغاز صرف غذا باید روی زانو قرار داده شود و تا انتهای صرف غذا باید همان جا باقی بماند. از دستمال سفره باید تنها برای تمیز کردن مختصر دهان استفاده کرد نه صورت یا پیشانی


اگر خواستید صندلی خود را برای مدت کوتاهی ترک نمایید باید دستمال سفره را روی صندلی خود قرار دهید تا دیگران و پیشخدمت متوجه بازگشت شما شوند. هنگام پایان یافتن صرف غذا باید دستمال سفره را به طور مرتب روی میز و سمت راست بشقاب خود قرار دهید. (آن را تا یا مچاله نکنید)


پیش از آنکه میزبان شروع به صرف غذا نکرده و یا اجازه صرف غذا را نداده نباید شروع به غذا خوردن نمایید.


در حین صرف غذا نباید میز غذا را ترک کنید مگر در موارد اضطراری مانند رفتن به دستشویی و یا داشتن حالت تهوع، در این هنگام عذرخواهی کنید و میز را ترک نمایید.


اگر از روی میز چیزی خواستید که دست تان به آن نمی رسید سعی نکنید خودتان آن را بردارید بلکه از فردی که به آن نزدیک است بخواهید که آن را به شما بدهد.


هنگامی که غذا خوردنتان پایان یافت هیچ گاه بشقاب تان را به سمت جلو هل ندهید، این عمل خلاف آداب تشریفات است.


برای بریدن و خرد کردن غذا، چنگال را با دست چپ و کارد را با دست راست گرفته و سپس با چنگال آن چیزی را که می خواهید ببرید محکم نگاه داشته و آن را با کارد ببرید، سپس چنگال را به دست راست منتقل کرده و میل کنید.


بر روی صندلی راست و مستقیم بنشینید، هیچ گاه به جلو و یا عقب خم نشوید.


در هنگام صرف غذا مشغول محاوره های دلنشین و مطبوع باشید و از موضوعات بحث انگیز پرهیز کنید.


اگر تکه هایی از غذا میان دندان هایتان گیر کرد با عذرخواهی میز را ترک کرده به دستشویی بروید و آن را خارج کنید.


آرام و با حوصله غذا بخورید، غذا خوردن شتاب زده بی حرمتی به میزبان می باشد.


لقمه های کوچک برداشته و با دهان بسته غذای خود را بجوید. با دهان باز غذا را نجوید و یا با دهان پر صحبت نکنید.


هیچ گاه پیش از چشیدن غذا به آن ادویه اضافه نکنید. این عمل بی احترامی به میزبان و آشپز می باشد.


هرگز سر میز سیگار نکشید.


هنگامی که از غذا خوردن فارغ شدید، دست تان را روی زانو و یا میز (مچ دست روی لبه میز) قرار دهید. هنگام صرف غذا آرنج خود را روی میز قرار ندهید.


هنگامی که در رستوران مهمان هستید، هیچ گاه باقیماندۀ غذایتان را به خانه نبرید.


زمانی که میهمان هستید برای سفارش غذا سعی کنید از گرانترین غذا به خاطر رعایت صرفه جویی برای میزبان و از ارزانترین غذا برای رعایت احترام خود استفاده نکنید.


در رستوران بهتر است غذایی سفارش دهید که صرف آن با کارد و چنگال مقدور باشد. غذاهایی که باید با دست خورده شوند را به موقعیت های غیر رسمی اختصاص دهید.


برای پر کردن قاشق سوپ خوری آن را به سمت بالای بشقاب حرکت دهید. اگر سوپ داغ بود برای خنک کردن به آن ندمید بلکه صبر کنید تا خودش خنک گردد.


چای را نیز برای خنک شدن در نعلبکی نریزید.


توجه داشته باشید که قاشق سوپ خوری گرد و قاشق غذاخوری بیضی شکل است.


هنگام صرف سوپ، پهلوی قاشق تان را به دهان برده و از پهلوی قاشق سوپ را اندک اندک بنوشید (هورت نکشید).


سعی کنید قاشق یا چنگال به دندان های تان نخورد و صدا ندهد.


هنگام سفارش غذا در رستوران، اگر از نوع و محتویات غذای مورد نظر آگاهی نداشتید از پیشخدمت کمک بخواهید.


برای خارج کردن استخوان و یا غضروف غذا از دهان، از قاشق و یا چنگال کمک بگیرید (نه با دست) و آن را گوشه بشقاب خود قرار دهید.


غذاهایی را که شما مجاز هستید با دست بخورید عبارتند از: تکه نان، بلال، گوشت دنده ها، صدف و خرچنگ خوراکی، مرغ سوخاری، ساندویچ، میوه های کوچک، شیرینی، سیب زمینی سرخ کرده، چیپس و پیتزا


اگر نمی دانستید چگونه باید غذایی را میل کنید بهتر است به دیگران نگاه کنید. کارد، چنگال و قاشقی را که استفاده کرده اید مجدداً روی میز قرار ندهید بلکه آنها را روی بشقاب بگذارید.


هنگام صرف غذا خم نشوید و صورت خود را به سمت غذا نبرید بلکه غذا را توسط قاشق و چنگال به سمت دهان خود ببرید.


اگر قاشق و یا کارد و چنگال شما به زمین افتاد آن را بردارید به پیشخدمت بدهید و تمیز آن را درخواست کنید.


هرگاه چیزی را سهواً روی لباس میهمان دیگری ریختید با خونسردی از وی عذر خواهی کرده و بگذارید خود فرد و یا پیشخدمت آن را تمیز کند خودتان اقدام به تمیز کردن لباس فرد نکنید.


اگر میهمانی از شما درخواست نمک و یا فلفل نمود، هر دو را به وی بدهید حتی اگر میهمان تنها یکی از این دو را درخواست کرده باشد.


پیش از نوشیدن مایعات، لب های خود را با دستمال پاک کنید تا جای لک چربی روی لیوان شما نمایان نگردد.


هنگام نوشیدن آب یا مایعات دیگر سعی کنید لب بالای خود را داخل مایع نگه دارید، این عمل باعث می شود هوای اضافی همراه مایع داخل گلو نشده که صدا دهد.


از واژه های «متشکرم» و «لطفاً» در سر میز غذا بسیار استفاده کنید.


اگر حشره، تار مو و یا هر چیز دیگری را در غذای خود یافتید آن را اعلام نکنید بلکه مخفیانه آن را از غذایتان خارج کنید و یا آهسته به پیشخدمت نشان داده و دستور تعویض غذا دهید.


همیشه در انتهای صرف غذا، از میزبان و یا آشپز تشکر کرده و از غذا تعریف کنید، حتی اگر غذا زیاد هم خوشایند نبود باز تشکر کنید. لازم نیست دروغ بگوئید، بلکه می توانید مثلاً از سس غذا تعریف کنید.


هنگام صرف غذا خود را نخارانید و بینی خود را تمیز نکنید. هرگاه خواستید عطسه و یا سرفه کنید حتماً جلوی دهان و بینی خود را با دستمال بگیرید.


سعی کنید رومیزی را تا انتهای صرف غذا تمیز نگاه دارید. هنگامی که صرف غذایتان پایان یافت، کارد و چنگال خود را به صورت موازی در سمت راست روی بشقاب قرار دهید. اگر خواستید میز را برای مدت کوتاهی ترک کنید و یا غذای شما نیمه تمام بود، باید کارد و چنگال را به صورت ضربدری روی بشقاب قرار دهید تا دیگران و پیشخدمت مطلع گردند که شما باز خواهید گشت.


فراموش نکنید در رستوران و به طور کلی فضاهای سربسته نباید کلاه و دستکش بپوشید.در پایان، ابتدا از میزبان تشکر نموده سپس اجازه رفتن بگیرید. در موقع خروج همهمه نکنید، بلکه با متانت و آهسته رستوران را ترک کنید. جابجایی صندلی ها و اشیاء دیگر را به عهده پیشخدمت ها بگذارید.


آفتاب

what`s life?life is love.
جمعه 27/5/1391 - 3:2 - 0 تشکر 515839

راه حلی برای تفسیر حرف های خانم ها !!


بسیاری از آقایان از پیچیدگی رفتار و گفتار خانم ها شکایت دارند و می گویند در تفسیر حرف های خانم ها به مشکل بر می خورند. به خصوص در روزهای اولیه نامزدی و آشنایی، شاید بسیاری از آقایان در برقراری ارتباط با طرف مقابل چندان موفق نباشند.



کارشناسان می گویند توجه به زبان بدن یک خانم می تواند بعضی حقایق را روشن کند، با این حال شاید توجه به تمامی حرکات او حواس شما را پرت کند طوری که تمرکز خود را بر آنچه که می گوید از دست بدهید.


خوشبختانه راه های دیگری نیز برای پی بردن به آنچه در ذهن او می گذرد وجود دارد. توجه به آنچه یک خانم می گوید و طریقه بیان آن هر دو می توانند به رمزگشایی صحبت های او کمک کنند. ممکن است راجع به هوا یا کارش صحبت کند، ولی در صحبت های او اشاراتی ظریف در مورد نگرشش نسبت به شما وجود داشته باشد.


پس اگر می خواهید بدانید در جلب نظر او موفق بوده اید یا نه، به نکات زیر توجه کنید:


● چه می گوید؟


مسلما اولین چیزی که باید به آن توجه کرد محتوای حرف های اوست. به بیان ساده تر، او راجع به چه چیزی صحبت می کند؟ معمولا یک خانم در اولین روزهای آشنایی به شما نمی گوید که چقدر موردتوجهش قرار گرفته اید، یا برعکس چقدر روی اعصابش راه می روید! با این حال آنچه او می گوید می تواند چیزهایی را روشن کند.


به عنوان مثال، اگر او راجع به روابط انسانی و عاطفی گذشته شما می پرسد، مطمئنا می خواهد موقعیت شما را بررسی کند و جایگاه خود را بیشتر بشناسد. این اصلا نشانه بدی نیست.اما اگر او را نسبت به چنین مسائلی بی تفاوت می یابید، عکس این قضیه درست است.


چیزهای دیگری نیز وجود دارند که می توانند به شما کمک کنند تا به آنچه در ذهن او می گذرد بیشتر واقف شوید. آیا از شما راجع به زندگی و علایقتان می پرسد؟ شاید پرسیدن سوالی راجع به شغل شما در وهله اول چندان مهم به نظر نرسد، ولی اگر چنین سوالی یا سوالات مشابه به آن چندبار تکرار شوند، شاید بتوان نتیجه گرفت که او می خواهد بداند شما چه طور مردی هستید. اما اگر نسبت به شما بی تفاوت باشد مسلما چنین سوالاتی را مطرح نخواهد کرد.


به طور مشابه آنچه در مورد خودش می گوید نیز می تواند حاوی نکاتی باشد. اگر جزئیات زندگی خود را نزد شما بازگو می کند، مسلم است که می خواهد او را بیشتر بشناسید.


حتی اگر احساس کردید که می خواهد فخرفروشی کند خوشحال باشید، چون نشاندهنده آن است که او می خواهد شما را تحت تاثیر قرار دهد.


● چگونه می گوید؟


روانشناسان معتقدند تنها محتوای صحبت های شخص مهم نیست، بلکه چگونه گفتن نیز از اهمیت بالایی برخوردار است.


شاید ظاهرا موضوع صحبت او هوا یا کارش باشد، ولی آنچه مهم است کلمات کوچک و به ظاهر بی اهمیتی هستند که همه ما در صحبت روزانه از آنها استفاده می کنیم ولی هیچ کس به آنها توجه نمی کند: من، یک، آن، این.


این کلمات که در واقع به پر کدن جملات کمک می کند، به یک دلیل از اهمیت برخوردارند. رواشناسان می گویند تحلیل گفته های افراد راه مناسبی برای پیش بینی آینده رابطه آنها است.


روانشناسان در یکی از مطالعات خود دریافتند که وقتی طرز صحبت کردن دو نفر با هم هماهنگ باشد –یعنی کسانی که کلمات پرکننده را به طور مشابه به کار می برند ارتباط بهتر و پایدارتری بین آنها برقرار خواهد شد.


آیا او مثل شما صحبت می کند؟ پاسخ به چنین سوالی همیشه ممکن نیست، اما توجه به بعضی جملات و عبارات می تواند ما را پاسخ این سوال نزدیک کند. اگر شما از جملاتی مانند “به نظر من…” یا “بعد…” یا “درست است” استفاده می کنید و او هم متقابلا از آنها استفاده می کند، احتمال اینکه موردتوجه او قرار گرفته باشید زیاد است، زیرا او به طور ناخودآگاه طریقه حرف زدن خود را تغییر می دهد تا با روش صحبت کردن شما همخوانی داشته باشد.


● آیا دروغ می گوید؟


دانستن اینکه آیا او دروغ می گوید یا تنها می خواهد با سیاست پیش برود (حتی به این دلیل که می خواهد ملاحظه احساسات شما را بکند) همیشه سودمند است. آیا واقعا دوست دارد شما را بیشتر بشناسد؟ آیا برای ادامه رابطه تلاش خواهد کرد؟


اگر در مورد قصد و نیت خود به طور شفاف صحبت نمی کند نا امید نشوید. به هرحال او هنوز تعهدی نسبت به این ارتباط ندارد، و چنین چیزی در اولین روزهای آشنایی به خودی خود خطری را متوجه ارتباط نمی کند.


اگر در مورد چیزی دروغ می گوید، ممکن است معذب باشد و احساس راحتی نکند. برای کاهش این مسئله، به جای کلمات خاص از کلمات عام استفاده کنید. از گفتن کلمه “من” بپرهیزید. همین طور ممکن است با صدایی آرام تر از حد معمول صحبت کند چون انسان ها به طور ناخودآگاه دوست ندارند دروغ های خود را فریاد بزنند، بلکه ترجیح می دهند آنها را پنهان نگه دارند.


● چه راهی را برای برقراری ارتباط ترجیح می دهد؟


چیز دیگری که لازم است در روزهای اول آشنایی به آن توجه کنید روشی است که او برای برقراری ارتباط ترجیح می دهد. دوست دارد کتبا صحبت کند؟ مثلا از طریق ای میل یا پیامک، یا ترجیح می دهد به طور رو در رو با شما صحبت کند؟


اگر ایمیل را ترجیح می دهد، شاید بتوان نتیجه گرفت که او دوست دارد آنچه را که می گوید بررسی و ویرایش کند. او می خواهد بر آنچه می گوید کنترل داشته باشد و بتواند آنها را تصحیح کند. در واقع چنین گرایشی می تواند نشاندهنده عدم تمایل او به نشان دادن خودِ واقعی اش باشد. او نمی تواند به تماس تلفنی یا حتی چت اعتماد کند چون از گفتن سخنان نسنجیده و زودهنگام می ترسد. البته این لزوما به معنای عدم علاقه یا توجه او به شما نیست، بلکه می تواند نشاندهنده این باشد که او حداقل در حال حاضر دوست دارد فاصله خود را با شما حفظ کند.


از سوی دیگر، اگر او چت یا تماس تلفنی را ترجیح می دهد، شاید بتوان گفت که به ایجاد صمیمیت بیشتر تمایل دارد.


با توجه به نکات بالا می توان نتیجه گرفت که برای پیش بینی آینده یک رابطه، توجه به آنچه یک خانم می گوید و طریقه بیان آن لازم است. ممکن است مکالمه شما با او کم اهمیت و پیش پا افتاده به نظر برسد، ولی لایه های معنایی پنهانی نیز وجود دارند که باید مورد توجه قرار بگیرند

what`s life?life is love.
جمعه 27/5/1391 - 3:2 - 0 تشکر 515840

چگونه با ازدواج قبلی همسرتان کنار بیایید


حتی اگر سال های سال با همسرتان زندگی کرده باشید ممکن است بازهم نتوانید با ازدواج قبلی همسرتان کنار بیایید. در حقیقت این مساله در دراز مدت بیشتر شما را اذیت می کند در حالیکه روز اولی که تصمیم به این ازدواج گرفتید آنقدر این موضوع برایتان مهم، پیچیده و آزاردهنده نبود.



اگر همسر قبلی به هر دلیلی باز هم در زندگی شما سرک بکشد تحمل این وضعیت برای شما سخت تر نیز می شود.با این حال شما می توانید تاثیرات این حضور نامریی را در زندگی زناشویی تان کم کنید.


● چه کنید؟


۱ـ موقعیت تان را ارزیابی کنید: اگر همسرتان فرزندی از رابطه گذشته اش داشته باشد شما چاره ای ندارید که این ارتباط را بپذیرید. فرقی نمی کند که این بچه با شما یا با والد دیگرش زندگی می کند در هر صورت او نیاز به پدرومادرش دارد و شما باید نه تنها حضور بچه را به عنوان یک فرد سوم،بلکه حضور والدش را به عنوان یک فرد چهارم در زندگی تان بپذیرید.در گام اول باید تمام تلاشتان را بکنید تا با سازش و همکاری پیش بروید. حتی اگر به هر دلیلی این فرد نتوانست با شما همکاری و سازش کند، شما نباید به رویش شمشیر بکشید. «من کاری نمی توانم بکنم جز اینکه با این فرد کنار بیایم»! هرچقدر زودتر به این نتیجه برسید آرامش بیشتری خواهید داشت.


اگر او سعی می کنددر زندگی شما مشکلی ایجاد بکند کاری از دست شما بر نمی آید جز این که حضورش را در زندگی تان نادیده بگیرید. این بهترین روش مبارزه شما با مشکلات و معضلاتی است که او برایتان فراهم می کند. مطمئن باشید زمانی که او هیچ واکنشی از شما نمی بیند بعد از مدتی دست از تلاش برای خراب کردن زندگی تان خواهد برداشت.


۲ـ ریشه نگرانی هایتان را بررسی کنید: آیا این فرد واقعاً منبع مشکلات شماست؟ اگر شما از سوی همسرتان احساس امنیت نکنید و یا به احساسات خودتان اعتماد نداشته باشید،وجود رابطه قبلی در زندگی همسرتان فقط یک بهانه برای توجیه مشکلات شخصی خودتان است. یا گاهی احساس می کنید همسرتان هنوز در فکر رابطه گذشته است؟آیا او شما را با همسر سابقش مقایسه می کند؟آیا همسرتان همیشه راجع به زندگی گذشته اش با شما حرف می زند؟آیا درباره رابطه همسرتان زیاد کنجکاوی می کنید؟ آیا نگران رجوع همسرتان به رابطه قبلی اش هستید؟اگر نگرانی های شما مربوط به این مسایل است در واقع شما باید به دنبال راه حلی برای مشکلات خودتان باشید.نسبت به این مسایل واقع بینانه فکر کنید و سپس آنهارا رفع کنید مثلاً:


ـ از خودتان بپرسید اگر قرار بود همسرتان با آن فرد زندگی کند چه لزومی داشت تا رابطه اش را برهم بزند و با شما ازدواج کند؟آنچه شما باید برآن تکیه کنید یک اعتماد خاص و واقعی به همسرتان است.پس به جای پرداختن به این مساله که همسرتان هنوز در رابطه قبلی اش مانده است از او بپرسید که چرا او آن را رها کرده است و یک زندگی تازه را با شما شروع کرده است. موقعیتی که در آن هستید،فرصت خوبی است تا میزان اعتمادتان را بسنجید.


ـ آیا آن فرد سعی کرده است با ابراز احساس به همسرتان خودش را به او نزدیک کند و این مساله شما را نگران کرده است؟ شما می توانید از همسرتان بخواهید تا رفتارش را مطابق میل شما تنظیم کند تا احساس امنیت روانی بیشتری داشته باشید.


ـ آیا در گذشته تجربه مشابهی داشته اید که در آن فردی سعی کرده است شما را از فرد مورد علاقه تان دور کند؟در این موارد سعی کنید تجربه هایتان را تعمیم ندهید و هر لحظه از زندگی تان را متفاوت زندگی کنید.


ـ آیا شما ترس از دست دادن دارید؟مثلا ترس از دست دادن والدین، فرزند و یا همسر؟اگر نگرانی های شما ناشی از این مشکلات روانی است به دنبال رفع و درمان نگرانی هایتان باشید؟


ـ آیا برایتان سخت است که راجع به زندگی و تجربه رابطه قبلی با همسرتان حرف بزنید؟سعی کنید این حصار را بشکنید و آنچه نیاز دارید تا به آرامش برسید را بپرسید.


ـ همیشه به خودتان یادآوری کنید که کسی که باید احساساتش را در این موارد مدیریت کند همسرتان است نه شما. زیرا او است که در این روابط سرگردان بوده است.


۳ـ با فرزند همسرتان کنار بیایید:سعی نکنید شبیه یک مادر یا پدر واقعی به نظر بیایید. به جای این کار نقش خودتان را به عنوان یک نامادری یا ناپدری خوب و مهربان بپذیرید. اگر به کودک فرصت و زمان بدهید او به شما نزدیک خواهد شد و جایگاه شما را در زندگیش درک خواهد کرد. با وجود همه مشکلات روحی و رفتاری ای که کودک خواهد داشت، مهربانی شما و درک بالای شما از موقعیت می تواند او را آرام کند.


ـ به همسرتان گلایه نکنید که باید از فرزندش مراقبت کنید.زیرا شما پیش از این می دانستید شرایط چه ازدواجی را پذیرفته اید.حقیقت این است که شما نمی توانید همان احساس واقعی پدر یا مادر بودن را در کنار این فرزند تجربه کنید. اما همیشه احساساتی فراتر و ناب تر از احساس مادر یا پدر بودن وجود دارند و آن هم احساس بزرگواری، گذشت و محبت به یک موجود نیازمند است. علاوه بر این همیشه می توانید یک موقعیت سومی را تجربه کنید و آن هم شرایطی است که در آن فرزند مشترک شما و همسرتان در این موقعیت قرار بگیرد. شما چه انتظاری از یک ناپدری یا نامادری در برابر فرزندتان دارید؟


ـ اگر احساس می کنید همه مسئولیت های تربیت و رسیدگی به کودک به دوش شما و همسرتان افتاده است و والد دیگرش وظایفش را انجام نمی دهد و از این موقعیت سوءاستفاده می کند این مساله را غیرمستقیم با همسرتان مطرح کنید و از او بخواهید تا به آن رسیدگی کند.البته اگر می دانید والد اصلی صلاحیت تربیت فرزند را ندارد از این فرصت استفاده کنید و بی جهت او را با دردسرهایش وارد امور تربیتی کودک نکنید.


۴ـ مراقب آزارهای همسر سابق باشید.مساله همیشه این نیست که شما چگونه یک رابطه سالم زناشویی را با همسرتان و فرزند و همسر سابقش مدیریت کنید.در بعضی از موارد آن فرد می تواند زندگی شما را تخریب کند و رابطه عاطفی ای که شما برقرار کرده اید را بر هم بزند.در این موارد بی اعتنایی و نادیده گرفتن روش درستی نیست و شما و همسرتان باید با استفاده از راهکارهای مناسب روابط تان را از زهر این فرد سمپاشی کنید. برخی از رفتارها می توانند نشانه های تلاش برای تخریب رابطه شما باشند.



در این موارد جدی برخورد کنید:


ـ اگر این فرد به خودش اجازه می دهد پنهانی یا آشکارا به بهانه دیدن کودکش به خانه شما بیاید با آن جدی برخورد کنید.


ـ اگر او تلاش می کند به هر شکلی از زندگی شما سر در بیاورد و راجع به آن نظر بدهد و آن را کنترل کند با آن مقابله کنید.


ـ اگر او سعی می کند از گذشته اش با شما حرف بزند و ذهن شما را نسبت به همسرتان مسموم کند رابطه را قطع کنید.


ـ اگر او سعی می کند از طریق فرزندش به شما آسیب بزند، مثلا به کودک یاد بدهد که به شما توهین و گستاخی کند از همسرتان بخواهید لااقل برای مدتی رابطه والد و فرزند را محدود کند.


ـ اگر او سعی می کند شما را وارد مشکلات مالی یا روحی اش بکند و سعی می کند همسرتان را عامل این آسیب ها جلوه بدهد از او فاصله بگیرید.


اگر او سعی می کند تجربه هایش را از زندگی با همسرتان به شما انتقال بدهد مثلا بگوید «اون عادت نداره زیر سرش بالش بذاره» «اون از غر زدن متنفره» «از این رنگ استفاده نکن» «اون به من می گفت این لباسو بپوش». و یا از روش زندگی شما انتقاد کند و مثلا بگوید «ما عادت نداشتیم زیاد به سفر بریم» «ما تصمیم داشتیم برای بچه پس انداز کنیم»…در مقابلش بایستید وبه او بفهمانید که روش زندگی شما با او فرق می کند و لزومی ندارد که او در آن دخالت کند.


ـ به ندرت پیش می آید که فردی بعد از قطع رابطه بتواند مدیریت درستی باهمسر سابق داشته باشد.بنابراین از همسرتان توقع نداشته باشید که بتواند در همه موقعیت ها درست و ایده آل رفتار کند و همیشه به این فکر کنید این وضعیت برای همسرتان نیز جدید و پیش بینی نشده است.


۵ـ گذشته را رها کنید: اینکه همسرتان در گذشته چه رابطه ای با همسرش داشته است و چه طور زندگی می کرده است،هیچ نفعی برای زندگی امروزتان ندارد. جز اینکه رابطه شما را پرتنش، بی اعتماد و سرشار از نگرانی می کند. به جای کنکاش در گذشته همسرتان یک رابطه بی نظیر را با هم بسازید.البته نه به این معنا که روی این واقعیت در گذشته اش سرپوش بگذارید اما نیازی نیست که بر این بخش خاص از زندگی او اصرار کنید اگر قرار است حرفی از گذشته بزنید به خاطرات دیگری بپردازید.


۶ـ شاد بودن را بیاموزید:از اینکه شما و همسرتان با هم آشنا شده اید و یک زندگی را ساخته اید خوشحال باشید.جایگاه خودتان را در زندگی همسرتان جدی بگیرید و خودتان را در جایگاه همسر دوم قرار ندهید. حتی از اینکه می توانید یک حامی برای کودکی باشید که از یک زندگی نابه سامان آمده است خوشحال باشید. زیرا هیچ چیز مثل محبت نمی تواند شما را آرام و خوشحال نگه دارد.


● این نکته ها را به یاد داشته باشید:


ـ سازگار شدن با گذشته همسرتان کار بسیار مشکلی است به ویژه اگر او زندگی نابسامان و پیچیده ای داشته باشد و یا در فرایند دادگاه و دادرسی از همسرش جدا شده باشد. صبور باشید و از همسرتان حمایت کنید زیرا طلاق یک تجربه بسیار تلخ است.


ـ به همسرتان یادآوری کنید، تجربیاتی که می تواند با شما به دست بیاورد متفاوت هستند، پس او باید شکرگزار زندگی گذشته اش باشد که باعث شد شما اکنون در کنار هم باشید. البته این موضوع به این معنا نیست که هر موضوعی ارزش آن را دارد که به آن فکر کند و یا آنکه بخواهد گذشته را با همه خوبی ها و بدی هایش فراموش کند.


● یادتان باشد:


اگر برای اولین بار است که ازدواج کرده اید و خاطراتی از زندگی با شخص دیگری را به زندگی زناشویی تان نیاورده اید، باید سعی کنید که بعضی از افکارتان را برای خودتان نگاه دارید. همچنین سعی کنید افکار مثبت داشته باشید و از منفی بافی در مورد زندگی گذشته همسرتان بپرهیزید.


اگر نمی توانید ذهن خود را از افکار آزار دهنده در مورد زندگی قبلی همسرتان خالی کنید سعی کنید با کسی صحبت کنید که بتواند به شما در این زمینه کمک کند. اگر همسر قبلی همسرتان آزارتان می دهد،خشونت می کند و می خواهد از شما یا همسرتان انتقام بگیرد، لازم است که شما نیز عکس العمل نشان دهید. ممکن است شما مجبور باشید با او مرافعه کنید، از او شکایت کنید و یا از یک میانجی استفاده کنید.



ریحانه دوستدار     
روزنامه اطلاعات

what`s life?life is love.
جمعه 27/5/1391 - 3:3 - 0 تشکر 515841

واقعا زیبایی چقدر مهم است؟


روانشناسان با تحقیق روی روابط زوج های جوان به این نتیجه رسیده اند مردانی که چهره ای زیباتر از همسرشان دارند بیشتر احتمال دارد طی زندگی احساس نارضایتی کنند و نسبت به زندگی زناشویی شان چندان احساس خوبی نداشته باشند و حتی در مواردی احساس منفی هم داشته باشند.



راستش وقتی ما هم با این عبارت مواجه شدیم، کمی تردید کردیم و گمان بردیم که احتمالا نتیجه این تحقیق تنها ناشی از باورهای عامیانه است، اما با کمی جست وجو به این نتیجه رسیدیم که موضوع علمی است تا حدی که مقاله هایی با این مضمون در مجلات علمی معتبر به چاپ رسیده است. ما هم سراغ همین مقالات رفتیم و با استفاده از آنها این مطلب را برای شما تدوین کردیم.


در واقع در همه آنها دانشمندان متفق القول بودند که در یک ازدواج موفق یا باید زن زیباتر باشد یا مرد و زن از نظر زیبایی در یک حد باشند اما بی گمان دلایل آنها خواندنی است.


● تاریخ شهادت می دهد


در زوج هایی که خانم زیباتر است، معمولا هر دو طرف از زندگیشان خرسند تر هستند. این نتیجه پژوهشی است که در ژورنال روانشناسی خانواده انگلستان در امسال منتشر شده و در آن آمده است که طی تاریخ و فرایند تکاملی بشر نیز خانم ها هنگام انتخاب همسر کمتر به ظاهر او توجه می کردند و در عوض قدرت باروری همسرشان برایشان در اولویت بود اما مردها اینگونه نبودند آنها به دنبال همسری می گشتند که بتوانند در او جوانی، سلامت و زیبایی را بیابند تا فرزندانشان سالم تر و زیباتر شوند. البته یک بار دیگر در سال ۱۹۷۹ روانشناسی به نام دکتر هوک نیز ضمن تحقیقاتش متوجه شد در ازدواج هایی که خانم زیباتر از مرد است احتمال شکست کمتر است البته این به این معنا نیست که اگر مرد خوش تیپ و زیباتر از زن باشد حتما رابطه ناموفق خواهد بود اما در سال های اخیر بار دیگر دانشمندان این تحقیقات را تکرار کرده اند.


● زیبایی سلیقه ای هم استاندارد دارد


شاید در مرحله اول بگویید زیبا دیدن تنها یک امر سلیقه ای است و هر فردی بنا به سلیقه خودش یک نفر را زیبا می بیند یا زشت اما به هر صورت نمی توان منکر وجود برخی از استانداردهای رایج شد، استاندارهایی که در همه دنیا به عنوان معیارهای زیبایی تعریف می شوند مثل چشمان درشت، صورت معصوم و بچگانه، صورت متناسب که همه اجزا در هماهنگی با هم باشند و…


● ازدواج با زنان بسیار زیبا یعنی…


گروهی از دانشمندان در دانشگاه لیور پول ۱۰۰عکس از زنان را بررسی کرده اند؛ بعضی از این زوج ها تنها چند ماه با هم زندگی کرده بودند و بعضی دیگر چند سال. محققان ویژگی های ظاهری هرکدام از این زن ها و مردها را به ترتیب فهرست کردند تا بتوانند بهتر آنها را با هم مقایسه کنند. نتیجه به دست آمده از تحقیقات در ژورنال علمی روانشناسی اجتماعی و شخصیتی منتشر شد که در آن آمده است اگر مرد خیلی خوش تیپ باشد عاملی برای ناپایداری ازدواج نیست ولی اگر زن خیلی زیبا باشد تا حدی که زیبایی او بیش از اندازه به چشم آید، احتمالا ازدواج با دوامی نخواهد داشت. زن های خیلی زیبا گاهی این جسارت را دارند که به راحتی ازدواج ها را ترک کنند.


● ازدواج موفق یعنی همسان گزینی


گروهی از دانشمندان انگلیسی تحقیقات خود را روی انتخاب زوج توسط افراد مختلف متمرکز کرده اند، سؤال اصلی آنها در این تحقیق این بوده است که آیا افراد هنگام انتخاب زوج بیشتر به دنبال کسانی هستند که شبیه خودشان باشند؟ آنها در ضمن تحقیق به جواب مثبت رسیدند و اعلام کردند افراد تمایل دارند با شخصی مانند خودشان ازدواج کنند و حتی با این نتیجه، ازدواج های آنجلینا جولی را توضیح می دهند، آنها می گویند به همین دلیل است که ازدواج او با جانی لیمیلر و بیلی باب تورنتون بسیار کوتاه و کمتر ۲ سال بوده است ولی در عوض ازدواج او با براد پیت یعنی یکی از معروف ترین چهره های حال حاضر دنیا بیشتر از ۶ سال است که دوام پیدا کرده است.


● واقعا زیبایی چقدر مهم است؟


این تحقیقات نشان می دهد که انسان های با ظاهر بسیار زیبا به سمت هم جذب می شوند و وقتی با هم ازدواج می کنند، زندگی خانوادگیشان بسیار عالی خواهد شد اما از آنجا که این تحقیقات بیشتر روی زوج های جوان انجام شده است می تواند نشان دهنده این باشد که زیبایی مطلق در مراحل اولیه رابطه اهمیت دارد. اما نقش زیبایی ظاهری در دوام بیشتر ازدواج و در سنین پیری تقریبا همچنان یک راز است. البته یک تحقیق جدید نشان می دهد ظاهر بعد از آن جذب شدن اولیه هم همچنان دارای اهمیت است اما به طریقی متفاوت.


● عمر ازدواج آنها کوتاه است


در تحقیق ذکر شده زوج هایی که مرد ظاهر بهتری نسبت به زن داشت، هر دو طرف چندان حمایت کننده نبودند. یکی از محققان این تحقیق می گوید که زن ها معمولا درجه حمایتی که از طرف مرد دریافت می کنند را به خود او منعکس میکنند. مردی که ظاهر پایین تری نسبت به زن خود دارد، چیزی بیشتر از آنچه انتظارش را داشته در اختیار دارد به همین دلیل همه تلاشش را می کند تا آن رابطه را پابرجا نگه دارد. مردهایی که ظاهر بهتری نسبت به همسران خود دارند، ممکن است تعهد کمتری داشته باشند و این ممکن است باعث کمتر بودن عمر ازدواج آنها شود.


● تفاوت معیارهای خانم ها و آقایان


از آنجا که خانم ها دنبال مردی برای زندگی هستند، ممکن است کسی را انتخاب کنند که از نظر ظاهری پایین تر از آنها باشد و حتی تحقیقات جدید نشان می دهد که ازدواج هایی که در آن زن از نظر ظاهری بهتر از مرد است، بسیار پردوام تر و مثبت تر است. تصور محققان از دلیل آن، این است که مردها اهمیت زیادی به زیبایی می دهند و به زیبایی زن بسیار سریع واکنش نشان می دهند در حالی که خانم ها بیشتر می خواهند همسری داشته باشند که به خوبی از آنها حمایت کند، قابل اطمینان باشد و توان تامین خانواده را داشته باشد. محققان قبول دارند که مسئله زیبایی بسیار شخصی و نسبی است اما تحقیقات نشان می دهد که استانداردهای عمومی برای زیبایی وجود دارد مثل چشمان درشت، داشتن صورت متقارن و بینی کوچک و…


● روند تحقیق چگونه بود؟


این تحقیق در دانشگاه تنسی ایالات متحده روی گروهی از زوج های همان کشور انجام شده است.


▪ انتخاب زوج ها بر چه اساس بوده است؟


تیم تحقیقاتی روی ۸۲ زوج کار کردند؛ زوج هایی که طی ۶ ماه قبل ازدواج کرده و حدود ۳ سال قبل از ازدواج با هم آشنا شده بودند. شرکت کننده های تحقیق بین ۲۰ تا ۲۵ سال داشتند. محققان گفت وگوی هر زوج در مورد یک مشکل شخصی را به مدت ۱۰ دقیقه فیلمبرداری کردند. فیلم ها بعدا از این جهت ارزیابی شد که آیا زوج ها درمورد مشکلشان یکدیگر را حمایت می کردند و پشت هم را داشتند یا نه؟ این مشکلات مسائلی از قبیل تصمیم به داشتن تغذیه سالم تر،شروع یک کار جدید و ورزش بیشتر را شامل می شد.


▪ رتبه بندی زوج ها


یک شوهر منفی احتمالا در چنین موقعیتی می گوید، این مشکل توست و خودت باید حلش کنی. اما یک شوهر مثبت خواهد گفت: من با توام، کاری از دستم برمیاد برات انجام بدم؟


یک گروه از محققان زیبایی های ظاهری هر زوج را بین یک تا ۱۰ کدگذاری کردند که عدد ۱۰ بهترین و کامل ترین ظاهر را نشان می داد. تقریبا در یک سوم زوج ها، زیبایی زن ها بیشتر بوده، در یک سوم زیبایی مرد بیشتر بوده و سایر زوج ها ظاهری تقریبا هم ردیف داشتند.


▪ نتیجه تحقیق


به طور کلی، در مواردی که زن ظاهر بهتری نسبت به مرد داشت، زن و مرد مثبت تر رفتار می کردند.نتیجه این تحقیق بسیار منطقی به نظر می رسد؛ چراکه باورهای عمومی نشان می دهد که مردها حساسیت زیادی به زیبایی خانم ها دارند و زن ها بیشتر به قد و درآمد مردها اهمیت می دهند.



مجله زندگی ایده آل

what`s life?life is love.
جمعه 27/5/1391 - 3:3 - 0 تشکر 515842

راه های صحیح انتقاد از همسر


چگونه از همسرمان انتقاد کنیم         


بسیاری از ما دوست نداریم دیگران از ما انتقاد کنند زیرا به دلیل آنچه انجام داده ایم، فکر کرده ایم یا برنامه ریزی کرده ایم زیر سوال می رویم و باید به فکر اصلاح خود بیفتیم. بیشتر افراد نمی توانند موقعیتی را که در آن مورد انتقاد قرار گرفته اند، فراموش کنند. این درحالی است که در زندگی اجتماعی و روابط انسانی مشاهده واکنش منفی دیگران و شنیدن انتقاد امری اجتناب ناپذیر است.


به ویژه این که رشد و پیشرفت فرد در تعاملات اجتماعی به میزان زیادی از انتقاد البته انتقاد مثبت و سازنده دیگران ناشی می شود. انتقادکردن در زندگی زناشویی نیز، موضوعی بااهمیت است که باید به ظرایف آن پرداخته شود زیرا حتی همسرانی که زندگی مشترک آرامی را تجربه می کنند، ممکن است در موقعیت انتقاد نتوانند یکدیگر را تحمل کنند. برای ورود به بحث بهتر است به موانع برقراری ارتباط اشاره کنیم و سپس به نحوه انتقاد صحیح بپردازیم.


● موانع برقراری ارتباط


به طور کلی باید گفت در زندگی مشترک برای برقراری ارتباط صحیح «نبایدهایی» وجود دارد که باید آن ها را شناخت. با شناسایی این نبایدها تازه مشخص می شود که چه باید بکنیم. دکتر شهرام ناصری روان پزشک و مشاور خانواده با بیان این نکته به خراسان می افزاید: بسیاری از زوج ها نمی دانند که برای استفاده از واژه های «همیشه» و «هرگز» باید دقت زیادی کنند. این ۲ کلمه بسیار ساده یکی از بزرگ ترین موانع برقراری ارتباط سالم بین زوج هاست.


تعمیم دادن یک رفتار همسر به تمام رفتار و شخصیت وی ضربه بزرگی به سلامت روان خانواده می زند. گاهی همسران تلاش می کنند یکدیگر را مقصر یک اتفاق قلمداد کنند در صورتی که هیچ کس کامل نیست بنابراین هیچ کس دوست ندارد به دلیل اشتباهش سرزنش شود و همیشه مورد قضاوت منفی قرار بگیرد. وقتی یک نفر همیشه سرزنش کند، طرف مقابل به لاک دفاعی فرو می رود و هر دو از برقراری رابطه سالم باز می مانند.گاهی متهم کردن و تهدیدکردن زوج رابطه را مخدوش می کند و حتی مطرح کردن آن در قالب شوخی ممکن است واکنش خصمانه طرف مقابل را به دنبال داشته باشد.


دکتر ناصری با اشاره به این که اختلاف نظر در زندگی مشترک امری کاملا طبیعی است، تصریح می کند: در رابطه مشترکی که بیان اختلاف نظر وجود نداشته باشد، همه چیز تصنعی است و یک نفر همیشه کوتاه می آید. این نوع رابطه در درازمدت به بن بست می رسد و یکی از طرفین به حالت انفجاری خشمش را بیرون می ریزد، در عین حال وقتی یک طرف همیشه عادت داشته باشد دعوا راه بیندازد در طول زمان رابطه قطع می شود. همسران باید بدانند رفتار قاطع با رفتار تهاجمی فرق دارد. داد و بیداد راه انداختن یک رفتار تهاجمی است، نه قاطع. گاهی همسران فکر می کنند که اگر بلندتر صحبت کنند، سخنشان شنیده می شود. این امر نشانه وجود نقص در رابطه سالم زوج در زندگی مشترک است. گاهی هم همسران به هنگام گفت وگو به یکدیگر توصیه اخلاقی می دهند.


در صورتی که وقتی به همسرمان توصیه اخلاقی می کنیم، وی تصور می کند ما می خواهیم رئیسش باشیم یا برایش تعیین تکلیف کنیم. موضع گیری، اولین کاری است که طرف مقابل انجام می دهد، از این رو این کار در هنگام گفت وگوی همسران هیچ فایده ای ندارد.همچنین باید دانست ازدواج برقراری یک رابطه عاطفی و احساسی است تا قانونی، از این رو تذکر قانونی دادن بسیار اشتباه است. گاهی همسران فکر می کنند می توانند با تذکر قانونی طرف مقابل را مجاب کنند در صورتی که یک رابطه احساسی و عاطفی را نباید تا سطح یک دعوای حقوقی پایین آورد. زندگی در چنین شرایطی مانند صحنه دادگاه می شود و از آن جا که در دادگاه دو طرف رابطه خوبی با هم ندارند، در زندگی مشترک هم نمی توانند با طرح دعاوی حقوقی از هم رضایت کسب کنند. گاهی همسران به هم اجازه حرف زدن نمی دهند زیرا خود را محق می پندارند حتی اگر ادله طرف مقابل منطقی هم باشد. حال که موانع برقراری رابطه را شناختیم بهتر است نگاهی به مدل های مختلف ارتباطی بیندازیم تا دریابیم که انتقاد کردن در چه رابطه ای سالم و سازنده است.


● شیوه های ارتباطی


دکترناصری از ۳ رابطه امن، اجتنابی و اضطرابی به عنوان ۳ مدل رفتاری همسران با یکدیگر نام می برد و توضیح می دهد: در یک رابطه امن زن و شوهر از طرد شدن نمی ترسند زیرا نمی هراسند که یکدیگر را از دست بدهند. آن ها به یکدیگر دلبستگی دارند نه وابستگی. می توانند به هم نه بگویند ولی همدیگر را دوست داشته باشند و با تفاهم کامل با هم زندگی کنند.


ریشه این نوع رابطه به دوران کودکی بر می گردد. دسته دوم همسرانی هستند که رابطه اجتنابی دارند یعنی افرادی که یاد گرفته اند برای این که آسیب نبینند، به کسی اعتماد نکنند. این افراد بهایی را که برای آسیب ندیدن می پردازند، بسیار سنگین است و در زندگی زناشویی از ترس آسیب دیدن از بسیاری از رفتارها چشم پوشی می کنند. چنین همسری نمی تواند صمیمیت را تجربه کند و به محض ایجاد صمیمیت، ناخودآگاه به یک باره از او فاصله می گیرد زیرا تجربه صمیمیت به او می گوید نباید به رابطه عمیق و عاطفی ادامه بدهد و گرنه ضربه می خورد. دسته سوم رابطه اضطرابی همسران است. در این نوع رابطه همسران به هم وابستگی شدید دارند، کنترلگر هستند، بیان عشق اجباری دارند و تمام این کارها در واقع داروی ضداضطراب آن هاست. در این رابطه معمولا یکی از همسران به دوست داشتنی بودن خودش اطمینان ندارد و باید مرتب تایید بگیرد.


در این رابطه عشق و احساس، ناامنی و ترس شدید با هم ترکیب شده است که به هیچ عنوان پایدار نیست و در آن احساسات به کمال نمی رسد. این روان پزشک با اشاره به این که با این مقدمه طولانی می توان نتیجه گرفت که انتقاد کردن به شرط حذف موانع برقراری ارتباط در زندگی زناشویی، فقط در شیوه ارتباطی امن کارساز است و همسران می توانند از هم انتقاد سازنده کنند، می افزاید: در شیوه ارتباطی اجتنابی همسران می خواهند از شر هم راحت شوند و در شیوه اضطرابی انتقاد کردن برای فرو نشاندن اضطراب همسران به کار می رود. انتقاد در شیوه ارتباطی امن میسر است زیرا در دو شیوه اضطرابی و اجتنابی، افراد درگیر مشکلات خود هستند و به فکر اصلاح طرف مقابل نیستند.


● توانایی مخالفت همسران با هم، اصل اساسی است


مروی همسران به منظور برقراری ارتباط سالم با یکدیگر باید ظرفیت خود را برای شنیدن «نه» بالا ببرند. دکترشهرام ناصری با بیان این مطلب به خراسان می گوید: قاطعیت یعنی نه گفتن و مخالفت کردن جزو حقوق فردی هر انسانی است و این امر در زندگی مشترک هم صادق است اما مخالفت کردن برای همسران کار دشواری است زیرا مخالفت کردن را با مهاجم بودن یکی می دانند در صورتی که می توان بدون تهاجم، مخالفت کرد. متاسفانه نه فقط مخالفت کردن بلکه شنیدن نظر مخالف همسر هم برای بسیاری از زوج ها کار دشواری است، زیرا با شنیدن نظر مخالف همسر احساس می کنند دچار خلاء عاطفی و روانی شده اند، در صورتی که نه گفتن احترامی است که هر فرد به مرزها و حریم خود می گذارد.



نویسنده: عظیمی مروی     
روزنامه خراسان

what`s life?life is love.
جمعه 27/5/1391 - 3:3 - 0 تشکر 515844

با این ۵ نکته رابطه خود را قوی تر کنید


رابطه سالم نیازمند توجه و مراقبت است، به مانند بذری که پس از کاشته شدن نیاز به مواظبت و نگهداری دارد تا به بار نشیند، رابطه نیز درصورت توجه و عشق ورزیدن طرفین، به رشد و شکوفایی می رسد.



این پنج نکته به شما کمک می کند تا از اصولی که رابطه تان بر آن بنا شده اطمینان حاصل کنید و یا با رعایت آن ها، رابطه تان را قوی تر نمایید.


صداقت بهترین سیاست


صادق باشید، مهم نیست که در چه موقعیتی قرار دارید. اگر درمورد گذشته خود روراست نباشید و پنهان کاری کنید، عواقب و تاثیرات منفی ناشی از آن را در رابطه و حتی اهداف مشترک آیندتان شاهد خواهید بود.


هنگامیکه عدم صداقت آشکار شود، سلب اعتماد، رابطه را به تنگنا می کشاند و دیگر نباید امیدی به نجات آن داشت. هر رابطه باید براساس اعتماد ساخته شود و پایه و اساس اعتماد، صداقت است.


دنبال مقصر نگردید


یکی از شایع ترین مواردی که رابطه را تهدید می کند مقصر دانستن و سرزنش طرف دیگر است. این هنگامی است که یکی از طرفین بخاطر هر اشتباهی که رخ می دهد طرف دیگر را مقصر بداند و یا همیشه لحن سرزنش آمیزی داشته باشد.


اگر از جملاتی از قیبل: «تو همیشه اشتباه می کنی»، «تقصیر توست»، «هیچ وقت دقت نمی کنی»، «چرا اینطور رفتار می کنی» و … زیاد استفاده می کنید، باید دست نگه دارید، چون نتایج فاجعه باری درپی خواهد داشت. این جملات طرف مقابل را به اجبار درحالت تدافعی قرار می دهد و باعث تنش در گفتگو می شود. در عوض حتی اگر واقعاً مقصر بوده و اشتباه کرده است هم، از جملاتی شبیه: «من احساس می کنم تقصیر تو نبوده»، «اتفاقی است که افتاده»، «شاید من هم مقصر باشم»، «دفعه دیگر حتما موفق می شوی» و … استفاده کنید.


ببخشید


یکی از اسرار کلیدی در رابطه های ناگسستنی، بخشش بی قید و شرط است. همه ما اشتباه می کنیم، پس برای پشت سر گذاشتن اشتباهات و حرکت به سمت زندگی مسالمت آمیز، یکدیگر را ببخشید.


با دقت گوش دهید


ارتباط موثر زمانی رخ می دهد که طرفین به دقت به حرف های یکدیگر گوش دهند و فقط متکلم نباشند. گوش دهید و با تصدیق وی به طرف بفهمانید که حرفهایش را فهمیده اید. سعی کنید شنونده خوبی باشید و هیچ چیز تمرکز شما را در توجهتان به وی، به هم نزند.


ترک مجادله


هنگامیکه جر و بحث بالا می گیرد و راهی برای تمام شدن ماجرا نیست، بهتر است برای مدتی محل را ترک کنید. به یکدیگر زمان بدهید تا عصبانیتی که عامل جدال شده فروکش کند. پس از فروکش کردن عصبانیت بهتر می توانید فکر کنید و تصمیم گیری کنید.


***


وقتی زوجین در رابطه خود، عوامل منفی که منجر به ناراحتی و فاصله گرفتن از یکدیگر شده است را بشناسند، می توانند با متوقف کردنشان و صرف زمان برای شکوفا شدن رابطه خود درهر شرایطی موفق باشند.

what`s life?life is love.
جمعه 27/5/1391 - 3:4 - 0 تشکر 515846

ببینم همسرت را دوست داشتی؟


همین جا باید تاکید کنم که در یک ازدواج خوب و بیشتر از آن تحقق خواهد یافت البته وقتی عینک مناسبی به چشم داشته باشیم و لیزروار به درون و معنا سفر کنیم. وقتی متن شما را می خواندم ناخودآگاه به یاد داستانی از روانشناس معروف آقای ویکتور فرانکل افتادم.



وی در کتاب بسیار پرمحتوای انسان در جستجوی معنا می گوید: روزی پیرمرد پزشکی را پیش من آوردند و گفتند او چند هفته است که لب به غذا نمی زند وقتی دلیل آن را جویا شدم گفتند: چند هفته پیش همسرش در گذشته است و بعد از این فراق غذا نمی خورد. دانستم با کسی مواجه هستم که به اندازه کافی هم مفهوم سلامتی را می داند و هم آنقدر باتجربه است که اگر بخواهد می تواند با این فراق کنار بیاید و آنچه می تواند او را نجات دهد “نگرش” و”معنای” مناسبی است که باید پیدا کند بنابراین از او پرسیدم. ببینم همسرت را دوست داشتی؟


بله خیلی زیاد!


چقدر؟ آیا حاضر بودی قبل از او بمیری؟


بله!


خوب حالا که همسرت زودتر از تو مرده است چه رنجی می کشی؟


بسیار زیاد!


آیا حاضر بودی که زودتر از بمیری و او این غم سنگین را تحمل کند؟


البته که نه! من حاضر نیستم رنج و غم شدیدی که من حالا می کشم او بکشد.


و بعد از همین مکالمه کوتاه او به زندگی بازگشت. چون حالا او برای این “رنج عظیم” معنایی پیدا کرده بود. معنایی که او را قادر می کرد آن را تحمل کند و از درون راضی باشد.


خب از این داستان به اولین نتیجه ای که می رسیم این است که ازدواج یک معامله و یک خرید و فروش نیست. و در حقیقت باید به معنای ازدواج رسید و به قول آقای فرانکل انسان در جستجوی معناست و به شما حق می دهم که نخواهید در یک استخر با عمق نیم متری که همان خواسته های معمولی است شیرجه بزنید. و نسبت به آن احساس نگرانی داشته باشید.


راه حل چیست؟


شاید اولین تصوری که ایجاد می شود این باشد که باید به دنبال چه کسی بگردم که با او زندگیم احساس معنا پیدا کند؟ و البته این درست همان انگاره شبهه انگیزی است که خطر جواب اشتباهی ما را تهدید خواهد کرد. چرا؟ چون اگر به معنای واقعی قرار باشد در جستجوی معنا باشیم، منشا این معنا و مفهوم نه از دیگران بلکه از درون خودمان نشات می گیرد، این همان سرابی است که شما از آن یاد کردید. بنابراین اولین و مهمترین کاری که باید برای یک ازدواج موفق بکنید نه شخصیت شناسی دیگران بلکه شناخت عمیق خودمان است. خودسازی و پیدا کردن معنای زندگی برای خودمان تکلیف ما را در بسیاری از اتفاق ها و از مهم ترین انتخاب که همان ازدواج است کمک خواهد کرد.


ببینید شما می توانید پزشک شوید، اگر برای رشته انسان دوستانه پزشکی معنایی پیدا نکرده باشید بی گمان علی رغم پرستیژ بالای آن روزی به خود نفرین خواهید فرستاد که چرا این شغل پر دردسر را انتخاب کرده ام؟


بگذارید با یک مثال از خودم ادامه دهم: من معنای زندگی خودم را در این یافتم که تا آنجا که می توانم عمق زندگی خودم را بالا ببرم و بعد این عمق را به دیگران منتقل کنم. در دنیا هیچ لذتی بالاتر از اینکه عمق زندگی خودم و دیگران افزایش پیدا کند برایم لذتبخش نیست و علت اینکه الان علی رغم فشارهای کاری حرفه ای که دارم در حال نوشتن پاسخ به مطلب شما هستم همین است. و اما این چه کمکی به یک ازدواج معنادارتر من خواهد کرد؟



خب حالا من یک همسر دارم. یک فرزند دارم و یک شانس بزرگ که عمق زندگی خودم و آن ها را افزایش بدهم، با هم برای وقایع زندگیمان، ارتباطاتمان و … معنا پیدا کنیم. تصور کنید من در یکی از بهترین رستوران های شهر تک و تنها درحال خوردن بهترین غذای ممکن هستم. عمق این لذت چقدر است؟ در حالی که در خانه و در کنار ویانا کوچولو و مادرش غذایی را که او پخته است و در لحظه های پختنش به این فکر می کرده که چطور درست کنم تا مهدی خوشش بیاید را در حال خوردن باشم. لذتی که از این خوردن برای من حاصل می شود اصلا قابل مقایسه با آن اولی نیست! خب این یعنی معنای زندگی! معنایی که پول، ثروت، مقام و امثال آن به تنهایی نمی تواند برای ایجاد کند.


البته خود شما به یک موضوعی اشاره کردید و آن لذت مادر شدن بود. ولی چون با دو دوتایی ریاضی و حساب کتابی آن را بررسی کردید به این نتیجه رسیدید که آن هم با زحمت فراوانی که دارد نمی ارزد! ولی تصورش را بکنید وقتی مادر می شوید و احساس می کنید یک موجود کوچک و ضعیف چقدر به شما وابسته است معنایی عمیق در شما زنده می شود و وقتی او در آغوش شماست زندگی برای شما معنای دیگری دارد.


خب اجازه بدهید یک جمع بندی بکنیم:


۱ نگرانی شما درست و بجاست.


۲ مشکل شما در جستجوی معنا بودن است.پ


۳ دریافت معنا از دیگران روش کامل و موفقی برای معنادار کردن زندگی نیست.


۴ معنای زندگی را خودتان و فقط خود شما باید به زندگی تان وارد کنید.


و اما راه حل نهایی:


باید خودسازی کنید. به درون خود سفر کنید و این کار شاید به تنهایی امکان پذیر نباشد. بنابراین باید از بهترین مربیان مطرح جهان استفاده کنیم و آن هم با هزینه نزدیک به صفر!


کتاب های خوب در این زمینه بخوانید.


این کتاب ها را حتما بخوانید:


۱ انسان در جستجوی معنا – دکتر فرانکل


۲ سیری در تکامل فردی کنت بلانکارد


۳ هفته عادت خانواده موفق – دکتر استفان کاروی


۴ ( و قبل از ازدواج): آیا تو همان گمشده من هستی؟ – دکتر باربارا دی آنجلس


نویسنده: مهدی مالکی نژاد     
مقالات ارسالی به آفتاب

what`s life?life is love.
جمعه 27/5/1391 - 3:6 - 0 تشکر 515849

بعد از طلاق و آغاز زندگی جدید این کار ها را نکنید


بعد از طلاق و آغاز زندگی جدید، افراد ممکن است تازه متوجه کمبودهایی در زندگی شان شوند که تا چند مدت قبل نه به آنها فکر کرده بودند و نه پیش بینی های لازم را برای مقابله با آنها را در نظر داشتند. هجوم افکار ناخوشایند و احساس تنهایی یا احساس گناه، تنها بخشی کوچک از رنجی است که این افراد می برند.



برای کنترل این ناراحتی، افراد دست به انتخاب های گوناگون می زنند و فعالیت های متعددی را امتحان می کنند. تعدادی از این کارها در مورد برخی افراد بسیار خوب جواب می دهد و می تواند آرامش را تا حد زیادی دوباره به آنها بازگرداند. برخی کارها اما انتخابی نامناسب برای غالب افراد است و البته تنها بعد از مدتی، آنها متوجه عوارض و مشکلات آن انتخاب می شوند. در این شماره می خواهیم به ۷ مورد از این انتخاب های نامناسب بپردازیم. راه هایی که بهتر است دور آنها را برای مدتی خط بکشید و اجازه دهید در فرصتی مناسب در مورد آنها تصمیم گیری کنید.


۱ به طور افراطی دنبال کارهای خیر نباشید


برخی افراد بعد از طلاق، به خاطر عصبانیت زیادی که دارند دست به کارهای عجیب می زنند. یکی از این کارها انجام دادن کارهای خیر و بشردوستانه به صورت افراطی است. اینکه آدم به کار خیر بپردازد نه تنها بد نیست که خیلی هم خوب است اما مشکل این گروه این است که بدون حساب و کتاب، پول هایشان را برای کارهای خیر خرج می کنند. مثلا خانم مهریه ای را که به کمک دادگاه و با کلی دعوا و جدل گرفته به مرکز نگهداری از معلولین می دهد یا آقا که حالا پیش پدر و مادر برگشته، پول پیش خانه را برای ساخت مدرسه در نقاط محروم هزینه می کند.


این کار شاید از نظر روانی در آن لحظه احساس خوبی ایجاد کند و باعث شود فرد احساس کند مرهمی برای زخم هایش پیدا کرده است اما می تواند ایرادی اساسی داشته باشد چرا که معمولا تازه چند ماه بعد، وقتی فرددر جمع و تفریق صورت حساب ها به مشکل برمی خورد، متوجه می شود که آن موقع از روی عصبانیت تصمیمی عجولانه گرفته است و حالا نمی تواند مشکلات مالی را به درستی حل و فصل کند. فراموش نکنید که غالبا خرج زندگی بیش از آن چیزی است که در ابتدا تصور می کنیدو در نتیجه، شاید بهتر باشد بعد از طلاق تا مدتی بذل و بخشش نکنید وبگذارید بعد از فروکش کردن عصبانیت و در زمانی بهتر فقط در راه خدا و نه چیزی دیگر به کار خیر بپردازید.


اگر بلافاصله بعد از طلاق هم دوست دارید در کارهای خیر شرکت کنید، شاید بهتر باشد به گزینه های دیگری مثل صرف وقت در مراکز نگهداری سالمندان و نگهداری معلولان فکر کنید. خوبی این گزینه ها این است که هم زمان شما را پر می کند، هم شما را از درگیر شدن با افکار خودخواهانه دور می کند و هم می تواند باعث شود یادتان باشد که خدا چه نعمت های زیادی به شما داده است و طلاق گرفتن به معنای بیچارگی نیست.


۲ رابطه جدیدی را شروع نکنید


بررسی ها نشان داده آغاز رابطه ای جدید بلافاصله بعد از طلاق احتمال به شکست کشیده شدن آن را افزایش می دهد و در عین حال، امکان شناخت درست و واقعی مسائلی را که باعث شکست رابطه قبلی شما شده کم می کند و البته استرس و تنش را در طولانی مدت در شما افزایش می دهد.


پس بهتر است بین طلاق و آغاز رابطه جدید حداقل چند ماهی فاصله بیندازید و اگر این روزها احساس تنهایی و بی پناهی به شدت شما را آزار می دهد، به فکر راه های بهتری برای کنار آمدن با آن باشید، راه هایی مثل ورزش، صرف وقت با دوستان و اقوام، و یادگیری هنر و مهارت های جدید.


۳ سر خودتان را زیادی شلوغ نکنید


برخی افراد برای فراموش کردن ناراحتی ها و از همه مهمتر، پر کردن تنهایی خود، بعد از طلاق آنقدر کار برای خود می تراشند که دیگر وقتی برای تفریح ندارند. اضافه کار ایستادن، رفتن سر کار دوم یا شرکت در کلاس های آموزشی از جمله کارهایی است که این افراد انجام می دهند. البته بعد از مدتی بیشتر این افراد متوجه می شوند که بیش از قبل مریض می شوند، سرما می خورند یا احساس ضعفی عمومی به سراغ آنها می آید.


باید توجه داشت که بدن در زمان استرس و تنش دچار تغییراتی می شود و یکی از اولین تغییرات کاهش قدرت ایمنی بدن است. زمانی که بعد از طلاق فرد به صورتی افراطی سر خود را شلوغ می کند، هر چند ممکن است دیگر استرس و تنش را در سطح بالا احساس نکند، باعث می شود بدنی که از قبل دچار ضعف بوده، فرصت بهبود را از دست بدهد.


بعد از طلاق، افراد حتما باید زمان مناسبی را برای استراحت و خواب کافی اختصاص دهند. این کار باعث می شود بدن خود را بازیابی و ازت ابتلای شخص به بیماری جلوگیری کند. از طرفی، رسیدگی به تغذیه و حتی زیبایی خود می تواند به شما این امکان را بدهد تا بخشی از اعتماد به نفسی را که طی طلاق از دست داده اید بازیابی کنید.


۴ سراغ هر تفریحی نروید


تنهایی بعد از طلاق یکی از آن مشکلاتی است که تا تجربه نشود، غالبا افراد متوجه شدت آن نمی شوند. افراد تا پیش از آن شاید چندان به این موضوع فکر نکرده باشند و در صورتی که کشمکش ها بالا بوده باشد، اصلا در آرزوی تنهایی به سر ببرند اما بعد از طلاق این تنهایی تازه ابعاد گسترده خود را می تواند نشان دهد، به ویژه زمانی که بچه ای نیز در میان نباشد.پدر مورد روش های اشتباه مقابله کردن با این تنهایی در شماره های گذشته مطالبی داشتیم اما این بار می خواهیم روی یکی از انتخاب های اشتباه شایع تمرکز بیشتری کنیم. برخی افراد بعد از طلاق زمان زیادی را صرف گشت زدن در اینترنت و سایت های نامناسب یا دیدن برنامه های نامناسب ماهواره می کنند. این کار غالبا همراه با دیدن صحنه ها و تصاویری است که می تواند از نظر جنسی تحریک کننده باشد. تصور کنید فردی را که به تازگی طلاق گرفته، احساس تنهایی به سراغش آمده و حالا از نظر جنسی نیز تحریک می شود. تجربه این وضعیت، هر چند برای هیچ کس خوب نیست، افرادی که به تازگی طلاق گرفته اند به خاطر به هم ریختگی ذهن و بالا بودن سطح تنش در آنها، در این شرایط ممکن است بیش از سایرین تن به رفتارهای اشتباه و پرخطر بدهند. برنامه ریزی مناسب برای پر کردن اوقات تنهایی یکی از نکاتی است که به هیچ عنوان نباید از نظر دور داشت و اهمیت آن را دست کم گرفت.


۵ خانه تکانی نکنید


دور ریختن عکس های یادگاری یکی از اولین کارهایی است که برخی بعد از طلاق انجام می دهند. درست است که کنار گذاشتن نشانه های روشن زندگی گذشته می تواند به ما در کنار آمدن با شرایط جدید کمک کند، اما مواظب باشید از آن طرف بام نیفتید. اینکه تمام لباس هایی را که در طول سال های زندگی مشترک خریده اید کنار بگذارید یا اینکه بسیاری از وسایل زندگی تان را به این دلیل که شما را یاد خاطرات تان می اندازد به دیگران ببخشید، این موضوع می تواند تنها بعد از مدتی باعث پشیمانی شود.


همانطور که گفتیم بعد از طلاق غالبا پیش بینی های مالی اشتباه از آب در می آید و خرج ها بیشتر از آن چیزی است که افراد تصور می کردند. در این شرایط خرج تراشی برای خود اشتباه است. سعی کنید تا حد امکان از همان وسایل قدیمی خود استفاده کنید و اگر هجوم خاطرات شما را بسیار آزار می دهد، در عوض دور ریختن، از راهکارهای دیگری استفاده کنید؛ مثلا ایجاد تغییراتی کوچک در لباس، مثل کوتاه کردن، تغییر دکمه ها و یا تنگ کردن آنها.


در نهایت، اگر احساس کردید در زمان استفاده آنقدر وضعیت بدی به شما دست می دهد که احساس خفگی می کنید، می توانید برای مدتی بخشی از آنها را کنار بگذارید و بعد از التیام زخم ها دوباره سراغ آنها بروید. گزینه دیگر ایجاد خاطرات جدید با وسایل است. مثلا پوشیدن لباسی که برای اولین بار بعد از طلاق با آن به سینما رفتید یا در مهمانی شرکت داشتید یا به موزه شهرتان سر زدید و یا به زیارت رفتید. تکرار این خاطرات جدید، به ویژه اگر عکسی نیز از آن داشته باشید، به ذهن کمک می کند تا خاطرات قدیم را زودتر به بایگانی بفرستد.


۶ دورهمه خط نکشید


بعد از طلاق رابطه خویشاوندی هر کدام از همسران با عده ای قطع می شود و در نتیجه، افرادی که تا چندی پیش با آنها رفت و آمد داشتند غالبا در لیست سیاه قرار می گیرند اما برخی افراد در مورد روابط اجتماعی بعد از طلاق خود به صورت افراطی تری تصمیم می گیرند و در واقع، به صورت فله ای ناگهان ارتباط خود را با دوستان سابق، همسایه ها یا حتی همکاران خود قطع می کنند. البته برای این کار خود دلایلی نیز می آورند. آنها می گویند نمی خواهند در مورد وضعیت زندگی خانوادگی خود مجبور به توضیح باشند. البته یکی دیگر از دلایل نیز دور شدن از افرادی است که آنها را یاد زندگی گذشته می اندازند اما واقعیت این است که این روش می تواند به هیچ عنوان گزینه خوبی نباشد.


از دست دادن دوستان و افرادی که تا مدتی پیش با آنها رابطه عاطفی داشتیم، می تواند احساس تنهایی بعد از طلاق را به نحو قابل توجهی تشدید کند. در عین حال، برخی افراد امکان درد دل با خانواده و خویشاوندان نزدیک خود را نیز ندارند و احساس می کنند در صورتی که در مورد مشکلات خود با آنها صحبت کنند، باعث می شود بیشتر غصه بخورند. در این شرایط شاید روش بهتر انتخاب برخی دوستان برای ادامه و البته تقویت رابطه است.


بد نیست به این نکته توجه داشته باشید که در بسیاری از موارد این تصور ماست که دوست ما می خواهد دائم در مورد همسر سابق یا زندگی گذشته ما سوال کند و بعد از گذشت مدتی، ممکن است متوجه شویم که دیگر صحبت های ما به آن سمت کشیده نمی شود. در عوض این پیش داوری ها، سعی کنید حتما دوستانی را برای خود نگه دارید و با ادامه دادن رابطه با آنها از منزوی شدن بیش از اندازه خود جلوگیری کنید.


۷ به شهر دیگری نروید


یکی از انتخاب هایی که می تواند بعد از طلاق برای برخی وسوسه کننده باشد، دور شدن از محل زندگی قبلی تا حد ممکن است. برخی افراد ترجیح می دهندمحل زندگی خود را به کلی تغییر دهند. رفتن به شهری دیگر یا حتی کشوری دیگر می تواند رویای برخی ها باشد، اما این تغییر دادن محل زندگی می تواند گاهی اوقات به هیچ عنوان گزینه خوبی نباشد. اگر افراد بعد از طلاق ترجیح می دهند نزدیک پدر و مادر، خویشاوندان یا دوستان زندگی کنند، نه تنها بد نیست که به دلیل برخورداری از حمایت های جدید مفید هم هست. اما زمانی که افراد به نوعی می خواهند از تمام گذشته خود فرار کنند و به مکانی بروند که هیچ آشنایی ندارند، ممکن است یکی از بدترین انتخاب های خود را انجام داده باشند.


از دست دادن حلقه حمایت ها می تواند وضعیت را بدتر کند و باعث شود افرادی که به تازگی طلاق گرفته اند تنهایی بیشتر را احساس کنند و در صورت مواجه شدن با مشکلات نتوانند از دیگران کمک بگیرند. اگر شما نیز چنین تصمیمی دارید، بهتر است تغییر محل زندگی و رفتن به جایی غریب را به بعد از مستقل شدن کامل خود و گذشت حداقل چند ماه از زندگی مجزا عقب بیندازید و برای تصمیم گیری در مورد آن عجله نکنید.


● چکیده مطلب


به صورت افراطی دنبال کارهای خیر بودن، شروع کردن رابطه های جدید، پرکاری بیش از حد، تفریحات ناسالم، دور ریختن یادگاری ها، قطع ارتباط با همه آشناهای قبل از طلاق، مهاجرت به شهر دیگر، کارهایی است که تا مدتی بعد از طلاق نباید آنها را انجام دهید.



 ماهنامه سپیده دانایی    

what`s life?life is love.
جمعه 27/5/1391 - 3:6 - 0 تشکر 515851



آیا پیامک و ایمیل همسرتان را چک میکنید ؟


آیا لازم است به همسرمان اجازه بدهیم پیامک ها و ایمیل هایمان را بخواند؟ آیا متقابلا باید پیامک ها و یا ایمیل های او را بخوانیم؟ آیا کارهایی از این قبیل نشان دهنده ضعف ارتباط و عدم اعتماد به طرف مقابل است؟




● تکنولوژی مقصر است؟


تکنولوژی های جدید به افراد اجازه می دهد به راحتی و بدون ترس از لو رفتن به همسرشان خیانت کنند. دیگر کسی نیازی به تلفن های ثابت ندارد و می تواند اطلاعات خصوصی خود را در موبایل یا اینترنت ذخیره کند. بنابراین احتمال لو رفتن به اندازه ای نیست که قبلا بود.همه می توانند سریعا با تلفن همراه خود پیامک بدهند، یا پشت کامپیوتر یا لپ تاپ بنشینند و ای میل ارسال کنند. وجود امکاناتی مثل رمز عبور احتمال لو رفتن را تا حد بسیارزیادی کاهش داده است.


همه اینها دلایلی است که باعث می شود بعضی از همسران چک کردن تلفن و کامپیوتر همسر خود را الزامی بدانند. خیلی ها با دیدن موبایل همسرشان که در اتاق جا گذاشته شده نمی توانند در برابر وسوسه چک کردن و مطمئن شدن دوام بیاورند.


البته تکنولوژی همیشه قابل اعتماد نیست، مثلا همه ما ماجراهایی راجع به پیامک های اشتباهی شنیده ایم که اشتباها برای کس دیگری ارسال شده اند!


● معنای این کار چیست؟


نکته جالب این است که بسیاری از زنان و مردان “کنجکاو”، دلیلی برای شک کردن به همسرشان ندارند. در واقع نیازی که این افراد به چک کردن تلفن همسرشان احساس می کنند، نیازی ناسالم است. بعضی روانشناسان می گویند چنین نیازی نشان دهنده تجارب تلخ گذشته و ضربه ای است که این افراد در روابط عاطفی پیشین خود تجربه کرده اند.


بعضی از افراد همیشه بدون دلیلی خاص به چک کردن می پردازند، و بعضی دیگر با مشاهده یا احساس تغییری (اگرچه کوچک) در رفتار همسرشان، شروع به چک کردن می کنند.


به عبارت دیگر، وقتی خانم یا آقایی تلفن همراه یا ای میل همسرش را چک می کند، ممکن است دلیلی برای این کار داشته باشد یا نداشته باشد. اگر کسی دلیلی برای این کار نداشته باشد ولی همچنان به چک کردن ادامه بدهد، ممکن است هنوز تحت تاثیر شکست های قبلی و روابط ناموفق گذشته باشد.


اگرچه بسیاری از همسران با هم صمیمی و نزدیک هستند، ولی به هر حال هر شخص نیازمند داشتن یک حریم خصوصی است، و تمایل به تجاوز به این حریم به هر دلیلی که باشد حرکت شایسته ای نیست. بررسی تلفن همراه یا کامپیوتر همسر می تواند دلایلی مانند عدم اعتماد، احساس ناامنی یا گرایش به کنترل و سلطه بر اتفاقات پیرامون داشته باشد. ولی همه این موارد از راه های دیگری نیز انجام پذیرند.


اگر شما یا همسرتان احساس می کنید که به چک کردن پیامک ها یا ای میل های دیگری نیازمندید ، راجع به آن با هم صحبت کنید. کنجکاوی و تجاوز به حریم شخصی می تواند رابطه همسران را در معرض خطر قرار دهد.


● یک خطر دیگر


اما خواندن ای میل ها و پیامک های همسر خطر دیگری هم دارد، به این معنا که یک همسر شکاک چیزهایی را می بیند، و چیزهایی را حس می کند که واقعا وجود ندارند. یک علامت یا اشاره کافی است تا چنین کسی مطمئن شود که همسرش در حال خیانت کردن است.


به عنوان مثال، لحن اکثر افراد در پیامک ها غیررسمی تر از برخوردهای رو در رو است. گاهی خواندن پیامکی که شوخ و غیر رسمی به نظر می رسد باعث ایجاد سوتفاهم می شود. به خصوص که افراد شخصیت ها و برداشت های متفاوت دارند و می توانند یک جمله را به شکل های گوناگون تفسیر کنند.


گاهی حتی یک علامت تعجب یا خنده می تواند معنای نادرستی را به ذهن تداعی کند.

what`s life?life is love.
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.