• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن خانواده > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
خانواده (بازدید: 473)
چهارشنبه 25/5/1391 - 0:13 -0 تشکر 513166
بهشت خانواده

سپاس و ستایش بیكران ، خداوند یگانه رحمان را سزاست كه در روى كره اى متحرك و لرزان ، معلق و آویزان ، كوه و صحرا رقم زد، جزیره و دریا ترسیم نمود، گیاه و جاندار آفرید و انسان و بشر پدید آورد، تا ظلمتكده تیره و تاریك زمین را به نور و صفا زینت بخشد و در میان خرابى و ویرانى ، عمران و آبادى آرد.
اراضى موات و بائر را به بوستان و گلستان سبز و خرم تبدیل كرد. از میان كره زمینى كه بصورت جمادى بى حس و بى شعور ساخته شده بود، نبات و حیوان برافراشت و بر تارك سرش انسانى خردمند گذاشت و او را بر همه اقطار جهان حاكم و فرمانروا ساخت ، تا از میان كره اى خاكى و تاریك ، جنبش و حركت ، سعادت و عزت و عیش و عشرت پدید آورد. مشك و عنبر، ریاحین معطر، نور و صفا، عشق و وفا، نغمه و نوا، تمدن و ترقى ، تكامل و تعالى ، دستگیرى و رحمت و نوازش و عطوفت ، همگى از میان همین كره تیره و ظلمانى برخاست و همگى از بركت عقل و احساسى بود كه به انسان عنایت فرمود.
خداوند رحمان ، به انسان ستمگر ناسپاس ، جفتى از جنس او به صورت زن عنایت فرمود، تا با وى انس و الفت گیرد. میان دختر و پسرى بیگانه و ناآشنا، مودت و رحمت مقرر داشت تا یكدیگر را در آغوش گیرند، توالد و تناسل نمایند، تشریك مساعى كنند، خانه و مدرسه بسازند، آموزش و پرورش دهند، محیط آبادى را كه از پدران و مادران خود، به ارث گرفته اند، آبادتر كنند و باز هم براى آبادى بیشتر به فرزندان خود تحویل دهند.
و درود و رحمت بى پایان خداوند متعال ، به روان مطهر رسولان و پیغام آورانش ، مخصوصا اشرف و خاتم آنها حضرت محمد مصطفى و بر خاندان و عترت معصومین آنحضرت ، كه همگان ، عمر عزیز خویش را در راه رسانیدن به اوج تكامل و سعادت مصروف داشتند و در پیمودن این راه ، هر گونه بلا و مصیبتى تحمل نموده و حتى از بذل جان شریف دریغ نفرمودند - صلوات الله علیه اءجمعین من الان الى قیام یوم الدین -
اما بعد: پسر و دخترى كه با یكدیگر ازدواج مى كنند، در حقیقت تولد تازه اى مى یابند و در اقیانوس تازه اى وارد مى شوند كه یا باید كار آموزى و تجربه قبلى كسب كرده و یا داراى هوش و فراستى باشند كه بتوانند خود را با جزر و مد دریا هماهنگ نموده ، همچون مرغان و ماهیان با محیط سازگار شوند و گرنه عمرى كوتاه و پر مشقت دارند و به زودى در گردابها غرقه و هلاك مى شوند.
دین مقدس اسلام كه براى راهنمائى و تامین سعادت بشر، نازل گشته و تمام ابعاد وجودى او را در تمام مراحل زندگیش رعایت كرده است ، دختر و پسرى را كه مى خواهند در آینده پدر و مادر خانواده و ركن اجتماع انسانى باشند، در این وادى خطرناك بدون راهنما رها نكرده ، بلكه با كمال لطف و عنایت ، دست ایشان را گرفته و قدم به قدم رهبرى و راهنمایى نموده و آنان را از خطرات طوفانها و گردابها بر حذر داشته است .
نویسنده براى تامین این هدف ، روابط زن و شوهر را در مراحل زندگى مشتركشان ، از قرآن مجید، نهج البلاغه ، وسائل ، بحار، وافى و مستدرك استخراج و عرضه نموده است . اگر در این راه موفق گشته خدا را سپاسگزار است و اگر فتور و قصورى پیش آمده ، بر سستى قلم و كوتاهى فكر حمل مى شود و در همه حال از خوانندگان محترم امید راهنمائى و خیر خواهى دارد.
مباحث این كتاب شامل هفتاد درس است كه مهمترین آنها را پنج بخش زیر تشكیل مى دهد:
1- عوامل الفت و محبت میان زن و شوهر.
2- عوامل اختلاف و كدورت آنها و راه علاج آن .
3- موقعیت واقعى زن در خانواده از نظر اسلام و تحلیل و بررسى آیات و روایاتى مانند (ضعف عقل او، شر بودن او، استخوان كج بودن او، تادیب او، مشورت با او، بر حذر بودن از خوبانشان و مانند اینها).
4- موضوع حجاب و نظر اسلام نسبت به مقدار محدویت زن .
5- اظهار مطالب غریزه جنسى و تعیین مرز بین حرام و جایزش و مطالب متفرقه بسیار دیگرى ، مانند سواد آموزى زن ، داشتن فرزند، ضرب المثلها، پزشكیها و روابط فامیلى ، در این كتاب بحث مى شود كه به خاطر تنوع مطالب و تفنن خاطر خوانندگان ، تمام این مباحث درهم و آمیخته و معجونوار بررسى شده است . در پایان این مجموعه را (( بهشت خانواده )) نامیدیم به سه اعتبار:
1- آیات قرآن مجید و احادیثى كه از زادگاه منابع وحى صادر شده و در این كتاب آمده است در حقیقت بهشتى است كه در خانواده موجود است .
2- عمل به این آیات و احادیث محیط خانواده را بهشت برین مى سازد.
3- بیشتر مباحث این كتاب مربوط به زن است و زن مسلمان متعهد، بهشت آفرین خانواده است .
در هر حال به كسانى كه ذوق و عاطفه ندارند خواندن این كتاب را توصیه نمى كنیم و براى كسانى كه همسر ندارند، مطالعه این كتاب تضییع عمر و اتلاف وقت است اما كسانى كه بخواهند در پرتو تعالیم اسلام ، یك عمر با همسر خود با محبت و صفا زندگى كنند، این مطالعه را لازم مى دانیم و انتقاد را از كسانى كه تمام كتاب را خوانده باشند، با كمال حوصله گوش ‍ مى كنیم . و لا حول و لا قوه الا بالله العلى العظیم .


سید جواد مصطفوى

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

چهارشنبه 25/5/1391 - 0:14 - 0 تشکر 513167

درس اول : صدا زدن


هر یك از زن و شوهر باید همسر خود را به نامى صدا كند كه او بیشتر دوست دارد و خوشترش مى آید، چه اسم كوچك باشد و یا نام خانوادگى ، یا القاب مذهبى و عناوین اجتماعى .
بهتر است پیش از آنكه زن و شوهر لقب و عنوانى پیدا كنند؛ یعنى سالهاى اول ازدواج كه هنوز دكتر و مهندس و حاجى نشده اند و یكدیگر را به اسم كوچك یا نام فامیل مى خوانند، چاشنى محبتى بر آن بیفزایند و مثلا (( حسین جان و مریم جان )) بگویند یا (( على آقا و زهرا خانم )) صدا زنند.
صدا زدن به اسم تنها توهین آمیز است و توهین آمیزتر آنكه مردى مثلا نامش ابوالحسن یا ابوالقاسم باشد و همسرش او را به نیمه اول اسمش صدا زند.
ممكن است بگویید كه اگر میان زن و شوهر خلوص و صفا باشد، این نامها توهین به حساب نمى آید و مانعى ندارد.
میگویم ، درست است در آن صورت توهین نیست و مانعى ندارد، ولى مانند آقا جان و خانم جان ، ایجاد محبت نمى كند، و چون اسلام به همه مسلمین مخصوصا به زن و شوهر درس محبت مى دهد، سفارش مى كند: مخاطب را به نامى بخوان و با كلمه اى صدا بزن كه او را خوشتر و دوست تر آید.
شاید بعضى از مردان كه داراى عنوان حاجى و رئیس و دكتر و مانند آن هستند از همسرشان شنیدن این عناوین را دوست نداشته باشند و كلمه (( احمد جان )) را مثلا از او بهتر بپسندند؛ در آنصورت همسر باید همان كلمه یى را بگوید كه او بیشتر دوست دارد، همچنین نامها و عناوین از لحاظ زشتى و زیبایى و خوش آمدن و بد آمدن همسر، در خلوت یا پیش مردم فرق مى كند در شهر یا روستا فرق مى كند. در لغات و زبانهاى مختلف فرق مى كند.
جانم به فداى پیغمر اسلام صلوات الله علیه كه معیارى ثابت و غیر قابل تغییر، براى ایجاد محبت بیان مى كند و مى فرماید:
او را به نام و عنوانى بخوان كه خوشترش مى آید. بعضى از مردان عناوین شعرى جالبى انتخاب كرده ، همسر خود را به آن عنوان صدا میزنند، مانند (( امانت خدا )) در آینده خواهیم گفت كه پیغمبر و امیرالمومنین صلوات الله علیهما فرموده اند كه زنان امانت خدا هستند نزد مردان . پیداست كه زن از شنیدن این عنوان احساس افتخار مى كند و مرد هم به وظیفه سنگین خود كه نگهدارى امانت الهى است متوجه مى شود.
بعضى از مردان عارف و ظریف را دیدم كه همسر خود را به عنوان (( ولى من ، سرپرست من )) صدا میزند، یا زنى شوهرش را به عنوان (( خداى من )) مى نامید. همه مى دانند و خود زن و شوهر هم مى دانند كه این عناوین پوششى از مزاح و ظرافت ، روى واقع و حقیقت دارد. با وجود این شنونده احساس افتخار مى كند و میان زن و شوهر گرمى و صفا و محبت و وفا ایجاد مى شود و از دستورات شرع مقدس دانسته ایم كه او مى خواهد همواره تنور عشق و محبت و صفا میان زن و شوهر گرم باشد. البته مى بایست عارفان روشن دل ، در برابر مقدس نمایان كج اندیش ، همسر خود را به این عناوین صدا نزنند، آنها مى توانند - و اسلام هم مى خواهد كه - در خلوت همسر خود را به عنوان ، (( دلبر، عزیز، جان و روان )) و ظریفتر و لطیفتر از اینها بخوانند و اگر شنونده خوشش آید علاوه بر اینكه مانعى ندارد، پیغمبر اسلام هم بیشتر خوشش مى آید.
خود آن حضرت یكى از همسرانش را كه جوانتر بود (( حمیرا )) مى نامید. حمیرا را مى توان به گل سرخ یا (( سرخك عزیزم )) ترجمه نمود، اگر چه لطافتى را كه در كلمه (( حمیرا )) هست با هیچ تعبیرى در فارسى نمى توان بیان كرد. (1)

دلیل
1- ثلاث یصفین ود المر لاخیه المسلم : یلقاه بالبشر اذا لقیه و یوسع له فى المجلس و یدعوه باءحب الاسماء الیه .
سه چیز است كه دوستى مسلمان را با مسلمان دیگر، صافى و خالص ‍ كند:
1- هنگامى كه او را ملاقات مى كند، با خوشرویى با وى برخورد نماید.
2- زمانى كه خواست كنار او بنشیند برایش جا باز كند.
3- به بهترین نامى كه دوست دارد، او را صدا زند. (2)
این روایت مانند تمام روایات و احادیث دیگرى كه روابط اجتماعى مسلمین را بیان مى كند، هدفش یا یكى از اهدافش این است كه میان مسلمین ، الفت و محبت ایجاد شود و بسیار روشن است كه ایجاد الفت میان زن و شوهر لازم تر و ضرورى تر از سایر مسلمین است و عواقب وخیم تخلف از این دستور براى زن و شوهر، شدیدتر و دردناكتر از دیگران است .
دلیل دیگر ما در این مورد قضاوت روشن و صریح عقل است كه در زندگى مشترك همسران ، محبت و صفا و صمیمیت و یكرنگى لازم است ، و صدا زدن دوست را به نامى كه مطلوب و محبوب او است ، ایجاد محبت مى كند و قضاوت عقل در مقام ارزش و اهمیت ، مقدم بر شرع است ، زیرا ما شرع اسلام را به حكم عقل پذیرفته ایم . چون آنرا تامین كننده سعادت ، دنیا و آخرت و پاسخ دهنده نیازهاى مادى و معنوى و جسمى و روحى خود یافته ایم و در مقام مقایسه با ادیان دیگر، به قضاوت عقل سلیم خویش ‍ اسلام را كاملتر و جامعتر یافته ایم ، بنابراین ، عقل و اسلام برادر یكدیگرند و عقل برادر بزرگتر است .
هر حكمى كه عقل بدهد، اسلام آنرا تصویب كرده است و اسلام هم حكم و دستورى بر خلاف عقل ندارد. اگر به طور نادر، مخالفتى میان حكم و عقل و دستور قاطع و معتبر شرع مشاهده شود، در آن صورت باید نسبت به عقل قضاوتش تردید كرد و تجدید نظر نمود، براى اینكه قطعا آن عقل ، عقل سلیم و مصفا نیست . بلكه عقلى است ، تیره ، ناسالم و در پرده . (3)
خوشبختانه ، مطالبى كه در این كتاب مى خوانید، با قطع نظر از آیات قرآن و احادیثى كه به عنوان دلیل آورده مى شود، همگى موافق عقل و خرد همگان است . چه مسلمین و چه غیر مسلمین ، و در سراسر این كتاب ، حكم و دستورى مخالف عقل مشاهده نمى شود.
این مطلب را هم بدانید كه اگر عقل سلیم موضوعى را پسندیده تشخیص ‍ داد و آنرا مطلوب و محبوب به حساب آورد و مردم هم به آن عمل كردند و از شریعت اسلام ، منع و انكارى نسبت به آن نرسیده بود، آن موضوع مورد موافقت شارع هم هست و مثل گفته پیغمبر و امام صادق (علیه السلام ) مى توان به آن عمل نمود. یعنى منع نكردن شارع اسلام از كارى كه عقلا آنرا انجام میدهند، دلیل تصویب شارع است و دلیل امضاى او است نسبت به صحت و درستى آن .

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

چهارشنبه 25/5/1391 - 0:14 - 0 تشکر 513169

درس دوم : سلام كردن


سلام كردن مسلمانى به یكدیگر، ایجاد انس و الفت میكند، كینه ها و كدورتها را مى زداید، اخم پیشانى ها را باز مى كند، بنابراین ، زن و شوهرى كه نیاز به انس و الفت و صفا و صمیمیت بیشترى دارند، این دستور را باید بیشتر رعایت كنند. شوهر كه از در منزل وارد مى شود، باید به همسرش ‍ سلام كند و هر گاه كه از خواب بر مى خیزند، زن به شوهرش سلام كند و بهتر آنكه در سلام كردن ، هر یك بر دیگرى سبقت گیرد.
سلام باید با صداى بلند و واضح باشد، نه آهسته و نهان . زن و شوهر نباید این موضوع را كه اسلام به آن اهمیت زیاد داده است ، كوچك شمرند و كم اهمیت گیرند و بگویند: سلام كردن براى بیگانگان است ، نه زن و شوهر كه با هم یگانه و نزدیكند.
واعظى مى گفت : دوستى داشتم ثروتمند و مرفه . روزى به من گفت : نمى دانم چه سرى در كار است ، كه زندگى من و همسر و فرزندانم با وجود آماده بودن همه گونه وسائل زندگى ، روح و نشاط ندارد، در صورتى كه زندگى شما و امثال شما كه یك دهم در آمد و توسعه و رفاه ما را ندارید، پر از شور و عشق و شادى و نشاط است شما از ما بیشتر مى خندید و گونه هاى شما سرختر است و فرزندان شما با نشاطتر و زنده دل ترند.
به او گفتم شما با همسرت سلام و خداحافظى مى كنى ؟ گفت نه ، گفتم حال چند وقتى این موضوع مهم اسلامى را آزمایش كن . در آنجا سرى تكان داد، به علامت اینكه مثلا من از مرض سل و سرطان مى گویم و او قرص آسپرین تجویز میكند، ولى چندى بعد تشكر كنان نزد من آمد و گفت : به راستى نصیحت تو معجزه كرد. یك سلام كردن كوچك و ناقابل ، در خانواده ما روح و نشاط آورد، وقتى سلام نمى كردم ، من در گوشه یى مى نشستم و همسرم دنبال كارهاى خانه مى رفت ، ولى از وقتى سلام مى كنم ، همسرم مجبور است جوابى بدهد. همین سلام و جواب آسان و بى مایه ، اخم و گرفته رویى ما را به نشاط و گشاده رویى تبدیل كرد و دهان بسته ما را باز كرد. بعد از سلام و جواب ، قهرا سخنى از این در و آن در گفته شد، غصه ها و ناراحتیهاى بازار و خانه فراموش گشت ، خلاصه زندگى افسرده و مرده ما را با یك دستور كوچك رونق و حیات تازه اى بخشیدى و عشق و شور و شعف به خانه ما آوردى .
این را هم بدانید كه سلام كردن مستحب و جواب آن واجب است ، پس اگر همسرى سلام كند و همسر وى جوابش ندهد، علاوه بر عواقب وخیم زندگى خانوادگى یعنى اختلاف و كینه و نزاع و جدایى ، خداوند عادل در روز قیامت ، كسى را كه جواب سلام نداده است ، عذاب مى كند.
امیدوارم در میان خوانندگان این كتاب ، زن و شوهرى نباشند كه به خاطر كدورت و اختلاف ، به یكدیگر سلام نكنند یا اگر یكى سلام مى كند، دیگرى جواب ندهد یا جواب سردى دهد، ولى اگر خداى نكرده چنین افرادى باشند، باید بدانند كه شیطان بر آنها سوار شده و مغلوب هواى نفس خود گردیده اند.
در درسهاى آینده خواهیم گفت : طبق دستور اسلام زن و شوهرى كه با یكدیگر اختلاف پیدا كرده اند، اولا باید خودشان بدون دخالت دیگران آن اختلاف را حل كنند ثانیا به حكمین مراجعه كنند و اگر اصلاح آنها مفید نیفتاد، براى آخرین بار، صورت یكدیگر را ببوسند و از هم جدا شوند.
بنابراین به زن و شوهر، هر كدام شجاعت اخلاقى و صراحت لهجه بیشترى داشته و مى تواند بر شیطان و هواى نفس خود غالب شود، توصیه مى كنیم : به همسر خود - اگر چه با او كدورت دارد - سلام كند و سپس بگوید: سلام مرا دلیل ضعف و تسلیم من ندان . راجع به كدورت و اختلافى كه با تو دارم ، در دادگاه شكایت خواهم كرد، یا در قیامت ، در محكمه عدل الهى خواهم گفت ، ولى سلام مى كنم ، براى اینكه مى خواهم ، اطاعت شیطان را نكنم ، مغلوب هواى نفس نشوم و دستور اسلام را اجرا كرده باشم .

دلیل
2- و اذا حییتم بتحیه فحیوا باءحسن منها اءوردوها، ان الله كان على كل شى ء حسیبا.
هر گاه كسى شما را سلام و ستایشى كرد، آن سلام و ستایش را به بهتر از آن یا مانند آن پاسخ دهید، كه خدا حسابگر هر چیز است . (4)
3- تحیتهم فیها سلام
اهل بهشت یكدیگر را با سلام كردن خوش آمد گویند. (5)
4- فاذا دخلتم بیوتا فسلموا على انفسكم تحیه من عندالله مباركه طیبه كذلك یبین الله لكم الایات لعكم تعقلون .
هر گاه به خانه یى وارد شوید (كه كسى در آنجا نباشد) به خودتان سلام كنید كه سلام خوش آمدى است مبارك و پاك از جانب خدا، خداوند این گونه آیات خود را براى شما روشن بیان مى كند، باشد كه در آنها تعقل كنید. (6)
عن اءبیجعفر علیه السلام قال : اذا دخل الرجل منكم بیته فان كان فیه احد یسلم و ان لم یكن فیه احد فلیقل : السلام علینا من عند ربنا، یقول الله : تحیه من عند الله مباركه طیبه .
در تفسیر آیه شریفه ) امام باقر (علیه السلام ) فرمود: هر گاه مردى به خانه خود وارد شود و كسى در آنجا باشد، به (او یا به ) آنها سلام كند و اگر كسى نباشد، باید بگوید (( السلام علینا من عند ربنا )) یعنى سلام بر ما از جانب پروردگار ما، كه این سلام تحیتى است مبارك و پاك از جانب خدا (7)
6- قال رسول الله (ص ) اءن اعجز الناس من عجز من الدعاء و ان ابخل الناس من بخل بالسلام .
پیغمبر (ص ) فرمود: ناتوانترین مردم ، كسى است كه از دعا كردن ناتوان باشد و بخیل ترین مردم كسى است كه از سلام كردن دریغ ورزد. (8)
7- عن ابى جعفر علیه السلام : قال ان الله یحب اطعام الطعام وافشاء السلام
امام باقر (ع ) فرمود: خداوند دوست دارد اطعام طعام (مهمانى كردن و غذا دادن ) و افشاء سلام (بر همه مسلمین سلام كردن ) را (9)
8- قال رسول الله (ص )...افشاء السلام ان لا یبخل بالسلام على احد من المسلمین .
پیغمبر (ص ) فرمود: افشاء سلام این است كه مسلمان از سلام كردن بر هیچ مسلمانى بخل نورزد. (10)
9- و عنه علیه السلام : قال یسلم الرجل اذا دخل على اهله و اذا دخل یضرب بنعلیه و یتنحنح یصنع ذلك حتى یؤ ذنهم انه قد جاء، حتى لا یرى شیئا یكرهه .
امام صادق (ع ) فرمود: وقتى شوهر به خانه وارد مى شود باید به خانواده اش ‍ سلام كند، قبلا كفشش را به زمین بزند و سرفه كند تا خانواده را از آمدن خود خبر دهد، مبادا چیزى بیند كه او را ناخوش آید. (11)
این هم دستور دیگرى است براى شوهر كه نباید سرزده و آهسته و بدون خبر مانند جاسوسان ، وارد خانه بشود، بلكه باید در پشت در سرفه كند و پایش را بر زمین زند تا زن و فرزندش از آمدن او آگاه شوند، هر چند خانه ، خانه خود اوست ، ولى زن و فرزند كه بنده و كنیز او نیستند. آنها هم شخصیت دارند. شاید همسر یا فرزند بخواهد در غیبت او صداى ناهنجارى داشته باشد كه در حضور او خجالت بكشد و شنیدن آن صدا براى خود او هم كسر شان و كسر شخصیت باشد. جانم به فداى اسلام كه چه نكته بین و موشكاف است . چه دلسوز و مهربان است .
10- عن على (علیه السلام ) قال السلام سبعون حسنه ، تسعه و ستون للمبتدى و واحده للراد.
على (علیه السلام ) فرمود: سلام كردن هفتاد حسنه دارد كه شصت و نه تاى آن براى سلام كننده و یكى براى جواب دهنده است . (12)
11- قال رسول الله (ص ) خمس لا ادعهن حتى الممات : الاكل على الحضیض مع العبید و ركوبى الحمار موكفا و حلبى العنزبیدى و لبس ‍ الصوف و التسلیم على الصبیان لتكون سنه من بعدى .
پیغمبر (ص ) فرمود، پنج چیز را تا زمان مرگ ترك نمى كنم : 1- در جاى پست با بردگان غذا خوردن 2- بر الاغ بى پالان سوار شدن 3- بز را با دست خود دوشیدن 4- لباس خشن پوشیدن 5- سلام كردن بر كودكان ، تا پس از من سنت شود (و مسلمین و به ویژه رهبرانشان این اعمال را انجام دهند) (13)
روانشناسان بصیر و با انصافى كه درباره شخصیت دادن به كودك دستورها مى دهند، كتابها مى نویسند و فواید و مزایایى براى آن نقل مى كنند، آیا دستورى ساده تر، شخصیت دهنده تر، ریشه دارتر از سلام كردن رهبر به كودك براى شخصیت دادن به او پیدا كرده اند؟
و همچنین جمله اى كه امام چهارم ، زین العابدین (علیه السلام )به كودكان مى گفت ، كه (( مرحبا به كودكان امروز و بزرگان آینده ما )) .

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

چهارشنبه 25/5/1391 - 0:14 - 0 تشکر 513170

درس سوم : پیشباز و بدرقه رفتن


زن باید گاهى كه كار لازمى ندارد، هنگام بیرون رفتن شوهر از خانه ، او را بدرقه كند، چند قدمى پشت سرش برود، مرد خداحافظى كند و خانم شوهر خود را به خدایش بسپارد، و نیز هنگام وارد شدن مرد به خانه ، گاهى باید زن به استقبال شوهر رود و پس از مراسم سلام و جواب ، اگر آقا چیزى براى خانه خریده و زیر بغل دارد، خانم مهربانش از او بگیرد و تشكر كند. شاید تعجب كنید اگر بگویم : اینها دستور اسلام است ، حدیث پیغمبر (ص ) است ، ولى تعجب نكنید كه اسلام همه اینها را گفته است و كوچكتر از اینها هم گفته است ، اگر نمى گفت دین ناقصى بود فقط مسلمین باید دنبالش ‍ بروند، سوال كنند، مطالعه كنند، لااقل همین كتاب كوچك را تا به آخر بخوانند سپس عمل كنند و با عمل خود غیر مسلمین را تشویق به اسلام نمایند، نه آنكه دیگران در عمل كردن به این دستورات متقن آسمانى از آنها جلو بیفتند و آنان را خشن ، زمخت و خشك معرفى كنند و عصبانى و بى عاطفه بدانند.
بانوى محترم ! به استقبال و بدرقه شوهر رفتن ، براى هیچ كس سودى ندارد، جز براى خودت ، كه پیغمبر مهربان و دلسوزت به تو دستور مى دهد و تو را در این كار، عامل الهى مى خواند، یعنى كسى كه براى خدا كار مى كند، و نیز تو را اهل بهشت مى داند. علاوه بر اینكه این عمل ، محبت و صفا و صمیمیت تو را با شوهرت مستحكم تر مى كند. شوهرت اگر چه نادان و بى سواد باشد، ولى انسان است و انسان بنده احسان است . یكبار نه بار دیگر تلافى مى كند، محبت مى كند، او هم خوش زبان مى شود، لغزشها را نادیده مى گیرد و عینك خوش بینى به چشم مى زند. گاهى اتفاق مى افتد كه چند قدم پشت سر كسى رفتن و با او خداحافظى كردن ، او را كه كافر است متمایل به اسلام مى كند، چنانكه ضمن دلیل بیان مى شود.

دلیل
12- جاء رجل الى رسول الله (ص ) فقال : ان لى زوجه اذا دخلت تلقتنى و اذا خرجت شیعتنى و اذا راءتنى مهموما قالت لى : ما یهمك ؟ ان كنت تهتم لرزقك فقد تكفل لك به غیرك و ان كنت تهتم لامر آخرت فزادك الله هما. فقال رسول الله (ص ): ان لله عمالا و هذه من عماله لها نصف اجر الشهید.
مردى خدمت رسول خدا (ص ) آمد و عرض كرد: همسرى دارم كه هر گاه وارد خانه مى شوم به استقبالم مى آید و چون خارج مى شوم بدرقه ام مى كند و زمانى كه مرا اندوهگین مى بیند، مى گوید: اگر براى روزى (مخارج زندگى ) غصه مى خورى . بدانكه دیگرى (خداوند متعال ) آنرا به عهده گرفته است و اگر براى آخرت غصه مى خورى ، خدا اندوهت را زیاد كند (بیشتر به فكر آخرت باش .)
رسول خدا (ص ) فرمود: خداوند در روى زمین عاملان و كارگزارانى دارد و این زن یكى از عاملان خدا است . او نصف پاداش شهید را دارد. (14)
13- ان امیرالمومنین (ع ) صاحب رجلا ذمیا فقال له الذمى اءین ترید یا عبدالله ؟ فقال ارید الكوفه ، فلما عدل الطریق بالذمى عدل معه امیرالمومنین (ع )... و كذلك اءمرنا نبینا
امیر المومنین (ع ) در راهى با مردى ذمى (نصرانى ) همراه گشت . مرد ذمى گفت : قصد كجا را دارى اى بنده خدا؟ فرمود: قصد كوفه دارم ، چون مردم ذمى سر دو راهى رسید و به راه خود رفت . امیرالمومنین (ع ) همراه او گشت . مرد ذمى گفت : مگر تو قصد كوفه نداشتى ؟ فرمود: چرا. گفت : از راه كوفه گذشتى . فرمود: میدانم گفت ، اگر مى دانى پس چرا همراه من مى آیى ؟ فرمود: از كمال همراهى و رفاقت این است كه وقتى انسان از همراهش جدا مى شود، اندكى پشت سر او برود. پیغمبر ما به ما چنین دستور داده است . ذمى گفت پیغمبر شما چنین گفته است ؟ فرمود آرى . ذمى گفت به خاطر همین كردار شریف او بود كه مردم پیروش گشتند. من تو را گواه مى گیرم كه دین تو را پذیرفتم . سپس با امیرالمومنین (ع ) برگشت و چون او را شناخت مسلمان شد. (15)

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

چهارشنبه 25/5/1391 - 0:14 - 0 تشکر 513171

درس چهارم : خداحافظى


خداحافظى هم مانند سلام كردن ، ایجاد محبت و الفت مى كند. بذر دوستى و مودت مى كارد. شوهران نباید از این امر به ظاهر كوچك و در واقع بزرگ و ارزشمند غفلت كنند. زنان طبق عواطف و احساسات لطیفترى كه دارند اگر گاهى از خانه بیرون روند و شوهر در خانه باشد، خداحافظى مى كنند، شوهران هم باید همیشه وقتى از منزل خارج مى شوند، این كلمه كوچك (( خداحافظ شما )) را كه در باطن بسى پر محتوا و محبت انگیز است فراموش نكنند.
شوهر با گفتن این جمله كوتاه ، چشم هسمرش را روشن و دلش را گرم نگه مى دارد. زن هم كارهاى خانه را با دلگرمى و شوق و رضایت انجام مى دهد، خانه را تمیزتر و غذا را لذیذتر مى سازد، و از همه مهمتر نشاط و سرورى است كه در اثر خداحافظى شوهر، نصیب زن مى شود. این خداحافظى ، بدن زن را سالم و روحش را شادمان و احساساتش را بیدار نگه مى دارد. براى این نعمت ها ارزشى نمى توان پیدا كرد. شادى روح و شوق و شعف و انبساط وجه بالاترین نعمتهاى الهى است كه در اینجا شوهر با گفتن یك جمله كوتاه به همسرش هدیه مى كند.

دلیل
علاوه بر آنكه هیچ گونه دلیلى پیدا نمى شود كه آیات و احادیثى كه روابط اجتماعى مسلمین را بیان مى كند، منحصر به غیر زن و شوهر باشد، دلیل عقل مى گوید: چون زن و شوهر نیاز به محبت و الفت بیشترى دارند، این آیات و اخبار درباره آنها روشنتر و واضحتر است ، و زنان و شوهران در عمل كردن به این روایات از دیگران سزاوارتر مى باشند، لذا در سراسر این كتاب گاهى از این گونه آیات و روایات عمومى استفاده مى شود.

اینك در رابطه با ادله خداحافظى :
14- امیرالمومنین (علیه السلام ) در حال احتضار و قبل از شهادتش ، نصایحى سودمند به خانواده و جمیع اصحابش مى كند و در آخر مى فرماید:
14- وداعى لكم وداع امرى مرصد للتلاقى .
با شما خداحافظى مى كنم ، مانند كسى كه منتظر دیدار است (در قیامت (16) )
15- در روایات و اخبار بسیارى وارد است كه اصحاب ائمه علیهم اسلام خدمت ایشان مى رسیدند و چون مسائل خود را مى پرسیدند و مى خواستند بروند، با آنها خداحافظى مى كردند، از آن جمله :
15- الف : عن الریان بن الصلت ، قال : لما اءردت الخروج الى العراق عزمت على تودیع الرضا (علیه السلام )...
ریان بن صلت گوید: هنگامى كه عازم عراق شدم ، تصمیم گرفتم كه با امام رضا (علیه السلام ) خداحافظى كنم ... (17)
ب - فلما قمت لاخرج و اءردت اءن اودعه ...
هشام عباسى گوید: چون خواستم از نزد حضرت رضا (علیه السلام ) برخیزم و با او خداحافظى كنم (18)
16- سرور آزادگان جهان ، حضرت سیدالشهدا، حسین بن على علیهما السلام ، كه پدر و مادرم به قربانش باد چون در روز عاشورا، اصحاب و اعوانش شهید شدند و به نفس شریف عازم میدان گشت ، سوى اهل بیت خویش آمد و بنا به نقل مجلسى رضوان الله علیه كه در كتابى دیده چنین آمده است .
16- ان الحسین لما نظر الى اثنین و سبعین رجلا من اءهل بیته صرعى ، التفت الى الخیمه و نادى یا سكینه یا فاطمه ، یا زینب ، یا ام كلثوم ، علیكن منى السلام ...
هنگامى كه حضرت حسین (علیه السلام )، هفتاد و دو تن از اهل بیتش را دید، كه روى زمین افتاده اند، متوجه خیمه زنان شد و با صداى بلند فرمود: اى زینب و اى ام كلثوم سلام آخرم بر شما باد... (19)
آنچه در این چهار مورد به عنوان دلیل شرعى براى خداحافظى بیان كردیم ، مواردى است كه از میان اخبار و روایات بسیار، در یاد نگارنده بوده است ، و اگر همه آن موارد استقصا شود و به ده ها روایت و حدیث بالغ گردد، باز هم مواردى را نشان مى دهد كه انگیزه خاصى ، براى راوى پیدا شده است كه موضوع خداحافظى را بیان كند، و گرنه یقین بدانید كه پیغمبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) و ائمه اطهار، هر گاه كه از منزل بیرون مى رفته اند یا اراده مسافرتى داشته اند، با همسر و فرزندان خود خداحافظى مى كرده اند.

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

چهارشنبه 25/5/1391 - 0:14 - 0 تشکر 513174

درس پنجم : نگهدارى اموال منزل


همانطور كه وجود زن ، امانت خداست در دست مرد، اموال مرد هم امانت او است در دست زن . پیداست كه خود زن هم از آن اموال استفاده مى كند، بلكه زن بیشتر از مرد، استفاده مى كند، از آن جهت كه او بیشتر در خانه است ، بنابراین در حفظ و نگهدارى آنها كوشش خواهد كرد، لیكن در روایاتى كه نقل خواهیم نمود، آمده است كه از سعادت مرد مسلمان اینست كه همسرى داشته باشد كه در غیبت او اموالش را نگه دارد.
شاید این تذكر براى این است كه زن غالبا مغلوب احساسات و عواطف قرار مى گیرد و گدایان حرفه ئى و جادوگران حقه باز و دعانویسان دروغگو، مى توانند به بهانه ایجاد محبت میان زن و شوهر و بهانه هاى دیگر عواطف زنان را تحریك كنند و قسمتى از پول یا مال شوهر را از آنها بگیرند، از این جهت در شرع اسلام این تذكر داده شده است ، تا زنان مواظب این شیادان باشند و در نگهدارى اموال شوهر، كوشش و مراقبت بیشترى كنند.
هم چنین زنان در حفظ و نگهدارى اموال از دستبرد سارقین و شكستن و ریختن و اسراف كردن كوتاهى نكنند و مسامحه روا ندارند، اگر احیانا زنى اشتباه كرد و مالى را تلف نمود، شوهر آقامنش و عالى طبع ، هیچگاه به زن پرخاش نمى كند و نق نمى زند بلكه سخنى مى گوید كه از خجالت زن بكاهد، زیرا مى داند كه او عمدا چنین كارى را نكرده است .
اگر یكبار به واسطه تلخى ضرر، به همسرش سخن تلخى گفت ، بعدا پشیمان مى شود و عذرخواهى مى كند، و اگر هم شوهر نادانى كرد و دوباره پرخاش نمود، خانم عاقل ، تحمل مى كند و با كنترل اعصاب جواب عاقلانه مى دهد و مى گوید: من كه عمدا چنین كارى را نكرده ام ، از دستم افتاد و شكست ، خودم هم غصه خوردم و مانند این كلمات را مى گوید، نه آنكه خداى نخواسته ، زن هم مقابله به مثل كند: پرخاش كند، كلمات تند و درشت گوید تا درگیرى و نزاعى برپا شود.

دلیل
17- عن اءبى الحسن على بن موسى الرضا (علیه السلام ) قال : ما اءفاد عبد فائده خیرا من زوجه صالحه اذا راها سرته و اذا غاب عنها حفظت فى نفسها و ماله .
على بن موسى الرضا (علیه السلام ) فرمود: هیچكس فایده ئى به دست نیاورده است كه بهتر باشد از همسر شایسته ئى كه چون به او بنگرد، شاد گردد و چون از نزد او غایب شود، عفت خویش و مال او را نگهدار باشد.
مرحوم شیخ حر عاملى ، به همین مضمون چهار روایت دیگر، در همین باب ، از امام باقر و امام صادق علیهما السلام نقل مى كند.

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

چهارشنبه 25/5/1391 - 0:14 - 0 تشکر 513175

درس ششم : انتخاب غذا


اگر زن و شوهر در تعیین غذایى كه مى خواهند بخورند، اختلاف سلیقه پیدا كردند و هر كدام غذاى مخصوصى را پیشنهاد نمودند، طبق قانون اجتماعى ، حق اولویت براى مرد است ؛ زیر تحمل مخارج و تهیه لوازم و مواد اولیه بر عهده اوست ، ولى دین اسلام ، در این مورد، جانب زن را رعایت كرده و به شوهر دستور مى دهد: همان غذایى را بخورد كه همسرش ‍ مایل است (در صورتى كه یكى از آنها براى حفظ سلامت خویش رژیم غذایى مخصوصى نداشته باشد.)
مردى كه چنین كند، از نظر اسلام مومن است ، و مردى كه غذاى مطابق میل خود را بر زنش تحمیل كند منافق است . چه زیباست كه چون صبح ، شوهر از خانه بیرون مى رود، زن سوال كند: براى ظهر چه غذایى درست كنم ؟ و شوهر بگوید هر غذایى را كه خودتان میل دارید و درست كردید، من هم مى خورم ، من مسلمانم ، طبق دستور امامم رفتار مى كنم . من كه منافق نیستم ، (معناى منافق و مناسبت آن را با مورد بحث ، ضمن دلیل بیان خواهیم كرد.)

دلیل
18- المومن یاءكل بشهوه عیاله (اءهله ) و المنافق یاءكل اءهله بشهوته .
مومن مطابق میل عیالش (خانواده اش ) غذا مى خورد، و منافق ، خانواده اش ‍ مطابق میل او غذا مى خورند. (20)
هر مسلمانى ، عقد ازدواجش مطابق مقررات اسلام است ، مرد مسلمانى كه با همسرى مسلمان ، ازدواج نموده ، قبول كرده است كه مطابق دستور اسلام ، با زنش رفتار كند و زن را امانت خدا بداند؛ بعلاوه چون بانو ضعیفتر از مرد است ، شوهر باید همواره جانب او را رعایت كند، اسلام هم همین گونه دستور داده است ؛ بنابراین مردى كه غذاى خواست خود را بر همسرش تحمیل كند، در واقع نفاق ورزیده است و عملش با زبان و نیتش ‍ كه مى گوید من مسلمانم مخالف گشته است .

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

چهارشنبه 25/5/1391 - 0:14 - 0 تشکر 513176

درس هفتم : سخن محبت آمیز


گفتگو و سوال و جواب زن و شوهر باید مودبانه و محبت آمیز باشد، نه خصمانه و نفرت انگیز. یك مطلب مخصوص را مى توان طورى ادا كرد كه شنونده را خوش آید و پاسخ نیكو دهد و همان مطلب را مى توان به نحوى ادا كرد كه شنونده یا جواب ندهد یا جواب زشت و تند بدهد - در اینجا مثال (( بنشینید، بفرمایید و بتمرگید )) را فراموش نفرمایید.
خانم محترمه ، لیوانى براى خانه لازم دارد، او مى تواند به شوهرش ‍ بگوید:
1- اگر به بازار بلور فروشها رفتید، لیوانى بخرید.
2- لیوان نداریم ، عیب ندارد، توى چیز دیگرى آب مى خوریم .
3- چرا براى خانه لیوان نمى خرى .
4- مرد باید عاقل باشد، وقتى دید لیوان نداریم خودش بخرد.
براى خرید یك لیوان ، ده ها جمله زشت تر و مودبانه تر از این مى توان به زبان آورد. ولى توصیه اسلام این است كه بانوى محترم باید جمله ئى را كه از همه زیباتر و مودبانه تر است ، انتخاب كند و به شوهرش بگوید، تا جوابى همانگونه زیبا و مودبانه بشنود.
همچنین شوهر براى دوختن دكمه لباسش بگوید: مریم جان یا مریم خانم ، نخ و سوزن را لطف كنید تا دكمه ام را بدوزم ، در آنصورت بانوى محترمه خواهد گفت : عزیزم لطف كنید، من بدوزم ، ولى اگر شوهر بگوید: زن مگر كورى ؟ دكمه افتاده لباس مرا نمى بینى ؟ زن هم خواهد گفت : مگر قانون اسلام را نخوانده ئى و نمیدانى كه زن وظیفه ندارد دكمه بدوزد؟
و نیز در تقاضاى لیوان اگر چند روز گذشت و شوهر لیوان نخرید، بانوى مسلمان مى گوید: مثل اینكه این روزها گرفتارى شما زیاد است و یا هنوز از بازار بلور فروشها گذر نكرده اید و جملاتى از این زیباتر كه شما خواننده محترم بهتر از نویسنده مى دانید، نه آنكه بگوید: چند بار باید بگویم لیوان ، تو كه مرا خسته كردى ، چرا وظیفه شناس نیستى و امثال این كلمات كه زن مسلمان متعهد هیچگاه بر زبان نمى راند.
گاهى ضمن صحبت ، زن یا شوهر كلمه ئى از دهنش مى پرد و به همسرش ‍ مى گوید كه اثر بدش تا سالهاى متمادى در ذهن او باقى مى ماند؛ مثل اینكه زنى به شوهرش بگوید: اگر مى دانستم سوادت كم است ، همسر تو نمى شدم ، یا مردى به زنش بگوید: اگر مى دانستم پستانت كوچك است ، با تو ازدواج نمى كردم .
اینها باید بدانند كه با گفتن این كلمات سالهاى متمادى همسر خود را ناراحت كرده اند، بلكه افسرده و دلسرد از زندگى نموده اند.
آن زن خیال كرده است كه با گفتن آن جمله ، دانش دوستى خود را به شوهرش فهمانیده است یا آن مرد گمان كرده است ، كه ذوق سرشار خود را به همسرش نشان داده است ، ولى هر دو در اشتباهند. نخستین اثرى كه این گونه جملات ، در روح همسر باقى مى گذارد، كدورت و انزجار است ، تنفر و دلسردى است رفتن صفا و صمیمیت است . گوینده این كلمات بعدا خود را ملامت مى كند و مى گوید: این چه غلطى بود كه كردم و نسنجیده و فكر نكرده سخنى گفتم ، كاش زبانم لال مى شد و این جمله را نمى گفتم . البته ما به شنوندگان این سخنان هم توصیه مى كنیم كه بلند همت باشند و سعه صدر داشته باشند و این كلمات را در فكر خود نگه ندارند. نشنیده انگارند و به كار خود مشغول باشند.
زن و شوهر باید در برابر كلمات تند و خشنى كه از همسر خود مى شنوند متانت و سعه صدر نشان دهند و صحنه نزاع را به مجلس مزاح تبدیل كنند. مثلا اگر زن عصبانى شود و بگوید: (( من از كار زیاد این خانه خسته شدم ، زانوهایم رمق ندارد، چادرم را بر مى دارم و مى روم به خانه پدرم )) شوهر بگوید (( شما زنان به قدرى قدرت دارید كه پهلوانان و قهرمانان جهان از مكیدن پستانتان نیرو گرفته اند!! تو مى خواهى از خانه خودت بروى به خانه پدر زن من ؟! )) و امثال این كلمات و اگر شوهر عصبانى شود و بگوید (( من از دست تو خانم مى خوام سرم را به دیوار بزنم و یقه ام را پاره كنم )) خانم جواب دهد اما سرت را به سر سخت من بزن كه شوهرم را عصبانى مى كنم و اما یقه ، اول برو یك پیراهن كهنه و دور افتاده بپوش تا زحمت دوختنش به گردن من نیفتد )) خلاصه طرف مقابل باید با حوصله و متین باشد تا بتواند همسر عصبانى خود را كه بر خر شیطان سوار شده است ، پیاده كند و او را خلع سلاح نماید، از همان الفاظ درشت او جملاتى ملایم و محبت آمیز بسازد و تحویل دهد تا میدان رزم به حجله بزم تبدیل شود و شخص ‍ عصبانى شده نتواند به خشونت خود ادامه دهد. (21)
مهمتر از كلمات و واژه ها، در ایجاد محبت یا نفرت ، آهنگ صدا و حركات دست و چشم و لب و ابرو، هنگام سخن گفتن است . آهنگ نرم و ملایم ایجاد محبت مى كند، چنانكه صداى كلفت و خشن ، ملال و نفرت مى آورد، لب خندان و چهره شكفته و باز، شنونده را جلب مى كند، چنانكه ترشرویى و اخم ، هنگام سخن گویى ، مخاطب را دلسرد و افسرده مى كند، زن و شوهر باید در مكالمات روزمره خود مراعات این نكات را بنمایند. و نیز گفتن كلمه (چشم ) در برابر تقاضاى همسر، در ایجاد محبت ، معجزه مى كند. شما كه تكبر دارید و مى ترسید از گفتن این كلمه ، از شخصیتتان بكاهد، آنرا به عنوان طنز بگویید.
19- اءجملوا فى الخطاب تسمعوا جمیل الجواب .
زیبا سخن گویید تا پاسخ زیبا بشنوید. (22)
20- ایاك و مستهجن الكلام فانه یوغر القلب .
از گفتن سخن زشت بپرهیز كه دل را پر از خشم و كینه كند. (23)
21- بعیدا فحشه ، لینا قوله .
(مومن ) از فحش بدور است و گفتارش نرم و ملایم است . (24)
22- عود لسانك لین الكلام و بذل السلام ، یكثر محبوك و یقل مبغضوك .
زبانت را به سخن ملایم و سلام كردن عادت بده تا دوستانت زیاد و دشمنانت كم شوند. (25)
23- عن الصادق عن آبائه علیهم السلام ، قال : حسن البشر للناس نصف العقل
امام صادق (علیه السلام ) فرمود: نیكرویى نمودن با مردم نصف عقل است . (26)
كسى كه با مردم خوشرویى داشته باشد. مردم با او رفت و آمد دارند، راهنمائیش مى كنند، پرسشش را پاسخ مى گویند. در نتیجه معلوماتش زیاد مى شود و این همان نصف عقل است كه شخص گشاده رو، از راه اكتساب و تجربه بدست مى آورد و نصف دیگرش ذاتى و خدادادى است . یا اكتساب از راهى دیگر است .
24- و قال (علیه السلام )... و تبسمك فى وجهه حسنه .
و فرمود: برخورد كردن با لب خندان ، با برادر مسلمانت ثواب یك حسنه دارد. (27)

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

چهارشنبه 25/5/1391 - 0:15 - 0 تشکر 513177

درس هشتم : احكام اولیه و ثانویه در همسرى


دیانت مقدس اسلام ، در امر مربوط به خانه و كارهاى مختلف خانواده ، احكامى اولیه و احكامى ثانویه دارد: احكام اولیه ، آنهایى ست كه زن و شوهر باید در مرحله نخست به آن عمل كنند، سپس اگر تخلف ورزیدند، نوبت به احكام ثانویه مى رسد، ولى بسیارى از مسلمین را مى بینیم كه حكم ثانویه را به جاى حكم اولى مى گیرند و در مقابل عمل ، دچار محذور و سرگردانى مى شوند. (28)
آنها مى گویند: دستور اسلام این است كه زن در خانه شوهر وظیفه ندارد، هیچگونه كارى انجام دهد: نه بر او واجب است غذائى بپزد، نه ظرفى بشوید، نه دكمه یى بدوزد و نه نظافتى بكند، حتى براى شیر دادن كودكش ‍ هم مى تواند، تقاضاى دایه یا اجرت نماید و شوهر هم مى تواند به زن بگوید: راضى نیستم بدون اجازه من ، پایت را از خانه بیرون گذارى ، اگر چه پدرت بمیرد یا مادرت فلج شود، یا بیشتر از دو دست لباس تابستانى و زمستانى وظیفه ندارم برایت بخرم سپس مى بینید اگر این دستور اسلام در خانواده ها عملى شود، زن در میان خانه اسیرى در قفس مى گردد و مرد رئیسى بدون خوراك و پوشاك و خانه مزبله یى غیر قابل زیست .
درست است : حكم اسلام همین است ؛ ولى این حكم در مرحله دوم است و به اصطلاح حكمى است ثانوى و در مورد تخطى زوجین از حكم اول در زمان درگیرى و نزاع است .
حكم اول اسلام كه براى همگان است و حكمى است اصلى و قاطع و طبق عدالت و فطرت ، این است كه : خود زن و شوهر با آزادى و رضایت كامل ، امور خانه را میان خود تقسیم كنند و هر یك قسمتى را به عهده بگیرد.
على و فاطمه علیهما السلام كه این موضوع را مطرح كردند، پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) حاضر بود و این گونه تقسیم نمود كه كارهاى بیرون خانه به عهده على (علیه السلام ) و كارهاى درون خانه به عهده فاطمه (س ) باشد. هر دو راضى شدند و فاطمه (س ) فرمود: بسیار خوشحال شدم كه پدرم ، كارهاى مربوط به مبارزه زندگى و درگیرى با مردان را از گردن من برداشت ، ولى اسلام نظر به آنكه آزادى و رضایت زوجین را در مرحله اول دستورات خود قرار داده است ، این تقسیم را حتمى و الزامى نفرموده است . اگر زن و شوهرى بر عكس كنند و مرد متصدى كارهاى درون خانه شود و زن كارهاى بیرون خانه را با رعایت عفت بر عهده گیرد، از نظر اسلام مانعى ندارد و عقد مزاوجت آنها باطل نمى شود، همچنین نسبت به بیرون رفتن زن از خانه ، هر گاه شوهرى عاقل باشد و زن خود را عفیف بیند و به او بگوید: در بیرون رفتن از خانه آزادى ، از نظر اسلام مانعى ندارد؛ بلكه باید چنین كند تا صفا و یكرنگى باقى بماند.
فرض كنید چند نفر رفیق به مسافرت مى روند. آنها كارهاى چند روز مسافرت خود را به دو گونه مى توانند انجام دهند:
اول آنكه در كمال خلوص و صفا، هر كس هر كارى كه پیش آمد و معطل مانده بود، انجام دهد.
دوم اینكه از اول كارها را تقسیم كنند كه یكنفر مثلا باید خرید كند، دیگرى غذا بپزد، سومى ، ظرفها را بشوید و چهارمى مركب را آماده كند و براند. اسلام به زن و شوهر اختیار داده است كه نسبت به كارهاى خانه هر یك از این دو طریق را كه بخواهند انتخاب كنند.
اسلام هیچگاه به شوهر نمى گوید: تو باید زن خود را در خانه محبوس كنى و به او اجازه ندهى ، از خانه بیرون رود.
حال اگر زن یا شوهرى از این آزادى و حكم متین اسلام ، سوء استفاده كند و مثلا شوهر بگوید راضى نیستم به عروسى خواهرت بروى با وجود اینكه هیچ اشكالى هم در بین نباشد در آنصورت مقررات اسلام در 1400 سال قبل ، چاره این اشكال را نموده و ضامن اجرائى محكم و قاطع و فورى برایش معین كرده است ، یعنى به زن اجازه داده است كه بگوید: به عروسى خواهرم نمى روم ، ولى از فردا نه وظیفه دارم غذا بپزم ، نه جارو كنم ، نه لباس ‍ بشویم ، نه نظافت كنم و نه بچه ات را شیر دهم . آنجاست كه مرد خام و مغرور سیلى مى خورد و فورا مى گوید: من شوخى كردم كه گفتم به عروسى نرو!
خلاصه آنچه فقهاء عظام در رساله ها مى نویسند كه شوهر به زن اجازه ندهد از خانه بیرون رود یا زن مى تواند، در خانه هیچ كارى انجام ندهد. قانون و دستورى است كه حق و اختیارى به زن و شوهر مى دهد و این گونه قوانین براى زمان اختلاف و نزاع است ، نه براى همیشه ، مانند قوانین جزائى و كیفرى دادگسترى یا قوانین حدود و قصاص و دیات كه در رساله ها نوشته مى شود، همگى براى زمان تخلف و جنایت است ، براى زمان درگیرى و نزاع است و براى چاره جویى و حل اختلاف است ، نه به عنوان برنامه زندگى و وجوب شرعى ، فقهاء مى گویند: (( حق دارد، مى تواند )) نه آنكه واجب است و حتما باید چنین كند.
به نظر اینجانب بعضى از مردان كه به همسرشان اجازه نمى دهند، از خانه بیرون برود، به خاطر عقده حقارتى است كه در وجود ایشان است . آن گونه مردان در خانواده پست و كم سوادى بزرگ شده اند هیچگاه آقایى و بزرگوارى ندیده اند، از اینرو به محض اینكه زن ضعیفى تحت اختیار آنها درآمد، مى خواهند بر او تحكم و زورگویى كنند؛ لذا گاهى باد به غبغب مى اندازند و مى گویند بدون اجازه من حق ندارى پایت را از در خانه بیرون گذارى ، آنها حقارت خویش را با این سخن نشان مى دهند.
مردانى دیگر، دل چركین و بدگمانند و خیال مى كنند، همه مردان هرزه و همه زنان سست و ضعیفند. و بزودى فریب مى خورند؛ ولى در بیرون رفتن از خانه در دو صورت تقصیر با زن است .
اول : در جائى كه شهر شلوغ است . در محل رفت و آمد زن ، جوان یا جوانان هرزه ئى هستند یا كوچه تاریك و خلوت است و زن جلف و سبك است وقار و سنگینى ندارد، در اینجا عقل هم مى گوید: مرد حق دارد، زن خود را از بیرون رفتن جلوگیرى كند یا خودش همراه او برود و خلاصه به نحوى او را كنترل كند.
دوم : زنى كه بعد از ازدواج مى خواهد مانند قبل از ازدواج آزاد باشد، هر روز به خانه پدر و مادر و فامیل خود برود، چنین زنى باید بداند كه زمان كودكى گذشته و اكنون كدبانو شده است ، او باید بعد از این مادر شود، او با همسرى قرارداد بسته است كه طبق مقررات اسلام زندگى كند، تمام مخارجش را شوهر تحمل كند و او هم وظائفى به عهده گرفته است كه یكى از آنها جلب رضایت شوهر در بیرون رفتن از خانه است . حفظ مال شوهر و حتى مال خودش در خانه محتاج به مراقبت و تحفظ است و نمى شود هر روز به بهانه ئى از خانه بیرون رفت .
در هر حال ، تا زمانى كه زن بدون اجازه شوهر در خارج خانه است ، حق نفقه ندارد.

دلیل
25- عن اءبیعبدالله عن اءبیه - علیهماالسلام - قال : تقاضى على و فاطمه الى رسول الله - صلى الله علیه و آله و سلم - فى الخدمه ، فقضى على فاطمه - (علیها السلام ) - بخدمتها ما دون الباب و قضى على على - (علیه السلام ) - بما خلفه ، قال : فقالت فاطمه : فلا یعلم ما دخلنى من السرور الا الله باكفائى رسول الله - صلى الله علیه و آله و سلم - تحمل اءرقاب الرجال .
امام صادق از پدرش امام باقر علیهما السلام نقل مى فرماید كه : على و فاطمه درباره خدمات خانه از رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) داورى خواستند، پیغمبر قضاوت فرمود كه خدمت درون خانه بر عهده فاطمه باشد و خدمت بیرون خانه بر عهده على . فاطمه گفت : جز خدا كسى نمى داند كه چه سرورى به من دست داد، اینكه رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) دست به گریبان شدن با مردان را از عهده من برداشت . (29)
26- و قال (علیه السلام ): ما من امراءه تسقى زوجها شربه من ماء الا كان خیرا من عباده سنه : سیام نهارها و قیام لیلها و یبنى الله لها بكل شربه تسقى زوجها مدینه فى الجنه و غفرلها ستین خطیئه .
و آنحضرت فرمود: هر زنى كه به شوهرش شربت آبى دهد، براى او بهتر است از اینكه یكسال عبادت كند و نیز خداوند در برابر هر شربت آبى كه به شوهرش مى دهد، شهرى در بهشت برایش بنا مى كند و شصت گناه او را مى آمرزد. (30)
از این روایت و روایات دیگرى كه به این مضمون رسیده و در كتاب وسائل نقل شده است ، دانسته مى شود كه كمك كردن به شوهر بر زن واجب نیست ، بلكه مستحبى است كه خداوند مهربان ، آن همه ثواب به زن مى دهد.
27- ایما اءمراه خرجت من بیتها بغیر اذن زوجها فلا نفقه لها.
هر زنى كه بدون اجازه شوهرش از خانه خارج شود، حق نفقه ندارد. (31)

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

چهارشنبه 25/5/1391 - 0:15 - 0 تشکر 513178

درس نهم : عفت و عشوه


مقررات اسلام با فطرت پاك انسان ، هماهنگى كامل دارد؛ زیرا طراح هر دو یكى است و هر دو به یك چشمه باز مى گردد. وجود انسان را با فطرت پاكش خداوند متعال آفریده و مقررات تابناك اسلام را هم همان خداوند طراحى كرده و به وسیله فرستاده امینش براى بشر ارسال داشته است .
دین اسلام ، بلكه هر دین آسمانى ، به پنج موضوع اجتماعى اهمیت زیادى داده و حفظ و نگهدارى آنها را از واجبات شمرده و براى نا فرمایان و مخالفت كنندگان آن ، مجازات هاى سخت و شدیدى مانند دست بریدن و شلاق زدن ، گردن زدن و سنگسار كردن ، معین كرده است . آن پنج چیز عبارتست از:
1- حفظ دین و عقیده 2- حفظ عقل 3- حفظ جان 4- حفظ نسب و حلال زادگى 5- حفظ مال .
بحث ما در این درس درباره حفظ نسب و حلال زادگى است .
از نظر مقررات اسلام ، صحت روابط زناشویى و حلال زادگى اولاد، تا آنجا اهمیت دارد كه براى زنا و لواط و قیادت و انحرافهاى جنسى دیگر، مجازاتهاى شدیدى معین كرده است كه در كتب فقها به تفصیل بیان شده است .
این اسلام است و آن هم مكاتب دیگر كه تمام انحرافات جنسى ، حتى برهنه بودن زن و مرد، استمناء، همجنس بازى تبادل همسران و ازدواج مردان را با یكدیگر تجویز مى كنند ولى دین مقدس اسلام ، علاوه بر اینكه زنا و لواط را از گناهان كبیره مى شمارد، به عنوان پیشگیرى و حفظ صحت نسب ، مقدمات آنها را هم حرام دانسته است . حجاب را براى زن واجب دانسته و چشم چرانى را بر مردان حرام كرده است . بودن زن و مرد نامحرم را در جایى خلوت ناروا دانسته و از سخن گفت زن با آهنگ مهیج و وسوسه انگیز منع فرموده است و به زنان دستور مى دهد: كمتر از خانه بیرون بروند و راه رفتن مهیج نداشته باشند. از كنار دیوار راه بروند نه از وسط كوچه تا در اولین نگاه جلب نظر نكنند.
عارفان آزاد اندیش ، در برابر این احكام ، سر تعظیم فرود مى آوردند و از خداوند رحمان تشكر مى كنند كه براى حلال زادگى و صحت انساب ، زنا را حرام فرمود و براى پیشگیرى از زنا، از مقدمات و انگیزه هایش هم پیشگیرى نمود، تا باز ایستادن از آن آسان باشد. اگر خداوند متعال ، از مقدمات هوس انگیز زنا جلوگیرى نمى فرمود و فقط خود زنا را حرام مى كرد، تكلیف به مالایطاق كرده بود، مانند كسى كه نزدیك شدن كبریت به بنزین را تجویز كند، ولى از شعله ور شدن آتش منع نماید.
قرآن مجید، عفت چشم و پاكدامنى را به مرد و زن ، با یك تعبیر و در دو آیه پشت سر هم توصیه مى كند، ولى در آیه نسبت به زن ، سفارش و تاكید بیشترى دارد این تاكید براى این است كه :
اولا در این مقام زن فاعل است و مرد مفعول ، زن مى كشد و مرد كشیده مى شود، یك سر ریسمان بدست زن است و سر دیگر به گردن مرد.
خلاصه بى حجابى و عشوه گرى زن است كه باعث شعله ور شدن آتش ‍ غریزه مى شود نه حركات غیر عادى مرد. از این رو قرآن مجید، به زن كه عامل و علت این مفسده مى شود، تاكید بیشترى مى كند كه دام مفسده انیگزت را مینداز، و به مرد هم هشدار مى دهد كه مواظب باش تا در این دام نیفتى .
ثانیا: تاكید اسلام ، در امر حجاب ، نسبت به زن براى این است كه اگر در اثر بى مبالاتى زن ، مردى به دام افتاد و زنائى رخ داد، عواقب وخیم این عمل زشت ، متوجه زن مى شود نه مرد، ازاله بكارت و باردارى و كورتاژ یا وضع حمل نامشروع و بى آبروئى تا آخر عمر همگى متوجه زن است نه مرد. از این رو خداوند مهربان ، زن را متوجه مى كند كه دامى را كه براى ربودن مرد مى اندازد، بالاخره به گردن خودش مى افتد خالق مهربان انسان ، همه این حسابها را كرده است كه به زن دستور مى دهد، حیا و عفت و حجاب خویش را مراعات كند و براى او پوششى بیشتر از پوشش مرد و رفتارى سنگین تر و با وقارتر از رفتار مرد توصیه مى كند.
امام صادق (علیه السلام )، مى فرماید: بهترین زنان زنى است كه چون با شوهرش خلوت كند لباس حیا از تن بكند و چون جامه بپوشد و از خانه بیرون رود، لباسى از حیاء و عفت بر تن كند كه مانند سپر و زرهى براى او باشد، یعنى در كوچه و خیابان ، چنان با وقار و سنگین راه برود كه تیرهاى نظر جوانان هرزه اجازه ورود به شخصیت او را نداشته باشند. زن مسلمان از حضرت زهرا و زینب كبرى صلوات الله علیهما پیروى مى كند.
آنكه را پیشواى دین زهراست         پیروى از زنان غرب خطاست
نسزد از تو اى زن روشن         پیروى از زنان تر دامن
آنكه خود هست در كمند فساد         كى تواند تو را كند آزاد
(شفق )
تا اینجا آنچه گفتیم مربوط به جمله دوم روایت است كه زن باید هنگامى كه از خانه خارج مى شود، با حیا و سنگین و باوقار باشد و اما جمله اول روایت هم متضمن معنایى لطیف و داراى لفظى بلیغ است.
امام صادق (علیه السلام ) مى فرماید: زن خوب آن است كه در حال خلوت با شوهرش حیا را كنار گذارد و حالتى مخالف و متناقض با حالت لباس ‍ پوشیدن داشته باشد، یعنى در حال خلوت با شوهر، هر گونه ظرافتكارى و طنازى و عشوه گرى ، براى زن جایز، بلكه ارجح است . بهترین زن مسلمان زنى است كه در زمان خلوت با شوهرش خوش زبان و شیرین حركات باشد و هر گونه پرده و حجابى را از میان خود و شوهرش بردارد. آن چیزى كه زن را در ردیف بهترین زنان مسلمان مى گذارد، همین است كه بتواند این دو حالت متناقض را در وجود خود حفظ كند: در حالت خلوت با شوهر، كاملا حیا و خجالت را كنار گذارد و تا از خلوت خانه بیرون آمد، لباس حیا بر تن كند و مجسمه عفت و وقار باشد، پس اگر همیشه با حیا باشد، بهترین زنان نخواهد بود، چنانچه اگر همیشه طناز و عشوه گر باشد. خلاصه آنكه زن باید لباس رزم و بزم خود را بشناسد و هر یك را در جاى خود بپوشد.
اگر تمام اندیشمندان و سخن سنجان جهان ، گرد آیند و بخواهند براى بهترین زن ، عبارتى بلیغ و رسا به عنوان تابلو و شعار بگویند، بهتر از آنچه امام صادق (علیه السلام ) فرموده نتوانند (در این باره باز هم در درسهاى 10 و 13 و 26 و 27 و 54 سخن خواهیم گفت .)
در آن درسها پیغمبر و ائمه اطهار صلوات الله علیهم اجمعین تعلیماتى به زن و شوهر مى دهند كه غریزه جنسى آنها در خلوتخانه و با شكلى حلال و زیبا، عمیق و با صفا اشباع گردد، تا زمانى كه از خانه بیرون مى روند، زنان و مردان كوچه و بازار، نظر ایشان را جلب نكنند و فكر آنان را از كار و زندگى خود مصروف ندارند، و متوجه خویش نسازند.

دلیل
28- شهید اول ، محمد بن مكى - رضوان الله تعالى علیه - مى گوید: الوسیله الرابعه ما هو وصله الى حفظ المقاصد الخمسه و هى النفس ‍ والدین و العقل و السنب و مال ، التى لم یاءت تشریع الا بحفظها و هى الضروریات الخمس .
وسیله چهارم چیزى است كه سبب حفظ مقاصد پنجگانه مى شود و آن پنج مقصد: جان ، دین ، عقل ، خانواده و مال است كه هیچ دینى (از جانب خداوند) نیامده است ، مگر براى حفظ این پنج چیز و اینها ضروریات پنجگانه دین است . (32)
29- قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفظو فروجهم ذالك اءزكى لهم ان الله خبیر بما یصنعون
به مردان مومن بگو دیدگان خویش را بازگیرند و دامن خود نگه دارند كه این براى آنها پاكیزه تر است و خدا از آنچه مى كنند آگاه است (33)
30- قل للمومنات یعضضن من اءبصارهن و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها...
به زنان مومن بگو: دیدگان خویش باز گیرند و دامن خود حفظ كنند و زینت خویش نمایان نكنند جز آنچه آشكار است (مانند انگشتر و دست بند) و سر پوشهاى خود را روى گردن و سینه اندازند و زینت خویش نمایان نكنند، مگر براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدر شوهرانشان یا برادرانشان یا پسر برادرانشان یا پسر خواهرانشان یا زنانشان (زنان مسلمان ) یا آنچه مالك شده اند (غلامان و بردگان ) یا مردان بى رغبت وابسته ، یا اطفالى كه از نگفتنیهاى زن خبر ندارند و آنگونه پاى به زمین نكوبند كه زینتهاى نهانشان معلوم شود. اى گروه مومنان همگى بسوى خدا توبه برید، شاید رستگار شوید. (34)
31- عن اءبیعبدالله علیه السلام ، قال : خیر نسائكم التى اذا خلت مع زوجها خلعت له درع الحیاء و اذا لبست ، لبست معه درع الحیاء.
امام صادق (علیه السلام ) فرمود: بهترین زنان شما كسى است كه چون با جفتش خلوت كند، پیراهن حیا بركند و چون بپوشد و همراه او شود، زره حیا بر تن كند. (35)
32- قال رسول الله (ص ): خیر نسائكم العفیفه الغلمه : العفیفه فى فرجها الغلمه على زوجها.
بهترین زنان شما زن پاكدامنى است كه دامن و شرمگاه خود را از نامحرم حفظ كند و براى شوهرش ، شهوتران و حشرى باشد. (36)

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

چهارشنبه 25/5/1391 - 0:15 - 0 تشکر 513180

درس دهم : تمیزى شوهر


موضوع نظافت از اهم مسائل اسلامى است و بیش از یكهزار و هشتصد آیه و روایت درباره آن وارد شده است ، و باید هم چنین باشد، زیرا كسانى كه دین اسلام را از روى برهان و استدلال پذیرفته و با بررسى و كنجكاوى شخصى به آن رسیده اند، مى دانند كه اسلام هر یك از امور مربوط به زندگى انسان را به مقدارى كه اهمیت دارد، اهمیت داده است ، نه یك نقطه كمتر و نه یك نقطه بیشتر.
نظافت از اركان زندگى انسان است ، كه حیات و لذت بردن از حیات ، بستگى به آن دارد، نظافت در خانه و كوچه و بازار و خیابان و اداره و مغازه ضرورى و اجتناب ناپذیر است ، نظافت با خوردن و نوشیدن و پوشیدن و حتى نفس كشیدن انسان ، ارتباط دارد، و چنین موضوع با اهمیتى را اسلام نمى تواند با گفتن چند كلمه كلى مانند (( النظافه من الایمان ، و تنظفوا واغتسلوا )) خاتمه دهد.
دین اسلام ، باید راه نظافت كردن مو و دندان و ناخن و ظرف و لباس و همه وسائل مورد احتیاج انسان را بیان كند و خوشبختانه این كار را هم كرده است . اكنون سخن ما درباره نظافت شوهرى است كه همسرى دارد.
خداوند متعال در اصل خلقت ، زنان را زیبا پسند و نظافت دوست آفریده و على بن ابیطالب (ع ) فرموده است ، همت و كوشش زنان به زینت دادن زندگى دنیا متوجه است ، از این رو زنان در مورد نظافت محتاج به سفارش ‍ زیاد نیستند، ولى مردان به خاطر همت گماشتن به مبارزه زندگى و كسب و حرفه و كار، كمتر به نظافت اهمیت مى دهند و نیاز به سفارش ‍ دارند.
خواهر و برادرى كه از یك پدر و مادر هستند و در یك خانه بزرگ شده اند. برادر را مى بینى كه اگر دستش كثیف شود، تحملش بر باقى ماندن بر كثافت و نشستن دست ، بیشتر از خواهر است ، و خواهرش براى پاكیزه كردن دست و صورت و لباس و شیشه و ظرف ، صبر و حوصله بیشترى دارد.
روزى به خانه یكى از دوستان رفتم ، در اتاق پذیرایى نشسته بودم و هنوز صاحبخانه نزد من نیامده بود صداى گفتگویى مى شنیدم ، وقتى صاحبخانه آمد، گفت : قدرى كه دیر آمدم براى این بود كه لباس توى خانه را پوشیده بودم و مى خواستم بیایم ، خانم اصرار داشت كه لباست را عوض كن ، اینطور نزد مهمان نرو، و من مى گفتم فلانى خودمانى است ، آخر مرا مجبور كرد تا لباسم را عوض كنم ، پیغمبر محترم اسلام (ص ) به شوهران مسامحه كار و بى قید مى فرماید: مردانى از یهود نظافت را رعایت نكردند، در نتیجه زنانشان زنا مى دادند، یعنى با مردان پاكیزه هر چند بیگانه همبستر مى شدند.

دلیل
33- ان النساء همهن زینه الحیاه الدنیا.
همت زنان به آراستن زندگى دنیا متوجه است . (37)
34- اغسلوا ثیابكم و خذوا من شعوركم و استاكوا و تزینوا و تنظفوا، فان بنى اسرائیل لم یكونوا یفعلون ذلك فزنت نساؤ هم .
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: لباسهاى خود را تمیز كنید و موهاى خود را كم كنید، مسواك بزنید و آراسته و پاكیزه باشید، كه بنى اسرائیل چنین نكردند تا زنانشان زنا كار شدند. (38)
35- تنظفوا بكل ما استطعتم ، فان الله تعالى بنى الاسلام على النظافه ولن یدخل الجنه الا كل نظیف.
هر چه مى توانید پاكیزه باشید، زیرا خداوند اسلام را بر پاكیزگى بنیان نهاده و جز مردم پاكیزه كسى به بهشت نمى رود. (39)
36- عن الحسین بن الجهم قال راءیت اءبا الحسن (ع ) اختضب فقلت جعلت فداك اختضبت ؟ فقال : نعم ، ان التهیه مما یزید فى عفه النساء و لقد ترك النساء العفه بترك ازواجهن التهیه ...
حسن بن جهم گوید: حضرت ابوالحسن (ع ) را دیدم كه موهاى خود را خضاب كرده بود، گفتم فدایت گردم ، شما هم خضاب مى كنید؟ فرمود: آرى ، اصلاح و آمادگى مردان بر عفت زنان مى افزاید، زنانى بودند كه عفت را رها كردند، از آن جهت كه شوهرانشان اصلاح تن و آمادگى را ترك كردند. سپس فرمود: اگر زمانى كه نا آماده هستى ، همسرت را مانند خودت ببینى ، خوشت مى آید؟ گفتم نه فرمود او نیز چنین است ، (یا دلیل گفتار من همین است ) سپس فرمود: نظافتگرى و استعمال بوى خوش و تراشیدن مو... از اخلاق پیغمبران است . (40)
37- عن على (ع ) قال : تنظفوا بالماء من نتن الریح یتاءذى به ، تعهدوا اءنفسكم ، فان الله یبغض من عباده القاذوره الذى یتاءنف به من جلس ‍ الیه
على (ع ) فرمود: بوى گند مردم آزار را بویسله آب بزدائید و پاك كنید. از بدن خویش مراقبت كنید كه خدا مبغوض دارد بنده پلیدى را كه هر كس كنارش ‍ بنشیند، بینیش را بگیرد. (41

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.