• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن سياسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
سياسي (بازدید: 97)
سه شنبه 24/5/1391 - 1:20 -0 تشکر 511142
اشتباهات تركیه در سودای احیای یك امپراتوری مرده

در گفت و گو با حسین شیخ الاسلام بررسی شد:

اشتباهات تركیه در سودای احیای یك امپراتوری مرده

امیر حمزه نژاد

 

در خصوص وضعیت سوریه و آینده این كشور نیز به نظر می رسد كه آقای بشار اسد مقاومت و استحكام خوبی از خود دراین زمینه انجام داده است و با اصلاحاتی كه انجام داده توانسته است به نوعی افكار عمومی را به نفع خود تغییر دهد، ضمن اینكه در كشور سوریه با توجه به كشتاری كه انجام شده است مردم سوریه شناخت خوبی از دوست و دشمن و نحوه كار معارضین و حمایت های آشكار غربی ها و حكومت های عربستان سعودی و تركیه پیدا کرده اند.

سه شنبه 24/5/1391 - 1:21 - 0 تشکر 511143

مركز اسناد انقلاب اسلامی - امیر حمزه نژاد: شروع بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه و سقوط دیكتاتورهای عربی سبب ساز تغییرات اساسی در این منطقه شد. دخالت قدرت های بزرگ در وقایع منطقه كه منافع حیاتی و اساسی خود را در آن می دیدند و هر یك سعی داشتند توازن را به نفع خود تغییر دهند سبب پیچیده تر شدن اوضاع  منطقه خاورمیانه و بروز اتفاقات دیگری شد. یكی از این كشورها كه در این روند قرار گرفت، كشور سوریه بود. با شروع اختلافات داخلی در سوریه بسیاری از كارشناسان بر این عقیده بودند كه جنس این حوادث با جنس خیزشهای مردمی در كشورهای دیگر اسلامی متفاوت است. این موضوع با دخالت های برخی از حكام عربی و حمایت غرب از معارضین سوری رفته رفته آشكارتر شد. از سوی دیگر تركیه كه به عنوان همسایه سوریه و شریك ناتو به شمار می آید خود را وارد بازی كرد كه تا آن زمان با رفتار و راهبردی كه سران این كشور در سطح منطقه دنبال می كردند، تعارض داشت. بدین ترتیب بود كه یك هجمه سنگین علیه حكومت بشار اسد در سوریه بوجود آمد كه تا به امروز ادامه یافته است. كشورهای غربی در اجلاسی كه به دعوت رئیس جمهور فرانسه در پاریس برگزار شد آخرین تلاش خود را برای براندازی حكومت بشار اسد به كار بردند كه با حضور نیافتن چین و روسیه در این اجلاس و مخالفت برخی از كشورهای تاثیرگذار به بن بست رسید.
احمد داود اغلو، وزیر امور خارجه تركیه كه كشورش تلاش زیادی برای ساقط كردن حكومت بشار اسد از خود نشان داد نیز طی اظهار نظر به شكست در خصوص این مساله اعتراف كرد و بیان داشت: هر چه در توان داشتیم را به كارگرفتم تا دولت بشار اسد را سرنگون كنیم اما همه تلاش هایمان شكست خورد.
در همین رابطه برای بررسی بیشتر تنش های اخیر در سوریه و عملكرد كشورهای مختلف برای برانداز حكومت این كشور با حسین شیخ الاسلام ، مشاور امور بین الملل رئیس مجلس شورای اسلامی به گفت و گو نشسته ایم كه مشروح این گفت و گو در ادامه می آید:

سه شنبه 24/5/1391 - 1:22 - 0 تشکر 511144

با توجه به تنش های موجود میان تركیه و سوریه ریشه و علل این تنش را در چه مواردی می دانید، قدرت های بین المللی در شكل گیری این درگیری ها چه نقشی دارند؟
تركیه و سوریه روابط پر فراز و نشیبی داشتند. حزب اقای اردوغان از اوائل كه در تركیه آمده بود با نام حزب عدالت و توسعه رشد كرد. در زمان آقای حافظ اسد، تركیه از دست ژنرال ها در آمده بود و پآن تركیسم را دنبال می كرد و بر روی آن سرمایه گذاری كرد. كشور ما هم  از آن زمان  قدرتمند شدن یك حزب اسلام گرا در تركیه را مد نظر داشت. چرا كه برای ما ضعیف شدن نظامیان و لائیك های تركیه و قدرتمند شدن اسلام گرایان مساوی بود با قدرتمند شدن اسلام گرایان كه در این زمینه  ما علی الخصوص به آقای اربكان (از حزب اسلامگرای رفاه) خیلی دید خوبی داشتیم و برای نزدیك شدن به آنها كار كردیم و من در همان زمان سفیر سوریه بودم و یادم هست كه یك جلسه مفصل با آقای بشاراسد در رابطه با تركیه صحبت داشتم و این درواقع خطی بود كه هم سوریه و هم ما دنبال می كردیم. سیاست سوریه در این راستا عدم ایجاد تنش با تركیه بود كه سیاست خوبی بود و تركیه هم خیلی از آن بهره برد.


به طور مثال وقتی در روابط سوریه و تركیه ضمن ماجرای حضور آقای اوجالان در سوریه تنش ایجاد شد آقای حافظ اسد اوجولان را از سوریه بیرون كرد و رابطه میان این دو عادی شد. به هر صورت بهبود رابطه تركیه و سوریه جزو سیاست های ما بود. و در این زمینه هم ما با هم سوریه و هم با تركیه رابطه خوبی برقرار كردیم  و گام های مثبتی برداشتیم. این روابط حسنه ادامه داشت و تا سمتی پیش رفت كه تا همین چند وقت پیش آقای اردوغان، بشاراسد را برادر عزیزم خطاب می كرد و این دو كشور قرار داد تجارت آزاد با هم منعقد كردند و رابطه آنها خیلی خوب پیش می رفت،  تا اینكه قضیه اخیر پیش آمد. آقای اردوغان هم چون حركت های خوب ضد اسرائیلی انجام داد، مورد تایید ملت تركیه قرار گرفت و سبب مطرح شدن حزب آقای اردوغان و تركیه شد و این حركت در زمینه كار جبهه سیاسی تبلیغی مقاومت خوب پیش رفت، ولی خیلی در این زمینه استوار نبود اما به هر صورت كار با ارزشی انجام داد. البته اینها با توجه به اینكه سبقه اسلامی گری درونشان بود در طول حیات سیاسی شان به سمت مسائل اسلامی گرایش داشتند.


حتی خود اردوغان اولین باری كه به زندان رفت به سبب شركت در جلسه ای بر ضد لائیك ها بود كه سبب شد اردوغان را به عنوان كسی كه علیه لایك شعر گفته و تبلیغ كرده است متهم و زندانی كنند و برای آقای عبدالله گل هم مشكلاتی ایجاد كردند. البته حزب عدالت و توسعه هم به خاطر اینكه مرید آقای اربكان بود مطرح شد. آقای اربكان در زمینه گرایش به كشورهای اسلامی خوب عمل كرد و تا قبل از اینكه در كودتا حكومتش سقوط كنند روابط خوبی را با كشور ما برقرار كرد و در زمان ایشان بود كه قرار داد صادرات گاز ایران به تركیه امضا شد.


این روابط میان تركیه و سوریه وجود داشت تا اینكه مبارك سقوط كرد. وقتی مبارك سقوط كرد غرب و اسرائیلی ها  زخم  عمیقی از بیداری اسلامی خوردند و موازنه در این زمان به سمت اسلامگرایان و مقاومت سنگین شد و غربی ها در این راستا تصمیم گرفتند كه این موازنه را تغییر دهند و در این زمینه ضعیف ترین نقطه ای كه پیدا كردند سوریه بود، زیرا بیش از این  به ایران كه فشار آورند و از پس ایران بر نیامدند در لبنان و غزه تلاش كردند و در جنگ 33 و 22 روزه شكست خوردند و ثابت شد كه این محورها شكست ناپذیر هستند و این شد كه سوریه انتخاب شد. البته سوریه برای غرب و رژیم صهیونیستی محور حساسی بود چراكه تا پیش از این میان سوریه و اسرائیل جنگ هایی صورت گرفته بود كه تا به امروز هم این نزاع ها وجود دارد و هنوز هم سوریه با اسرائیل سازش نكرده است. این موضوع سوریه را در كانون توجه قرار داد. در داخل سوریه نیز مسائلی پیش آمد كه بشار اسد تحت  تاثیر انقلابات مردمی در كشورهای اسلامی دست به اصلاحاتی زد به طور مثال مطبوعاتی كه تا آن زمان تماما دولتی بودند را كمی آزادی داد و با معارضینی كه تا به آن روز 40 نفر بودند به تعامل نشست. 
به این نكته نیز باید اشاره كنم كه همواره میان خط مقاومت اسلامی و استكبار در منطقه نزاع و درگیری وجود داشته است. غربی ها در مبارزه با اسلام گرایی و برای تحقق اهدافشان كه می خواستند آقای جهان باشند پدیده وحشی و افراطی چون رژیم صهیونیستی را بوجود آورند. با شكل گیری رژیم صهیونیستی یك درگیری جدی میان اسرائیل و اعراب بوجود آمد. رژیم صهیونیستی برای مقابله با اعراب شروع به شناسایی افراد خائن در میان اعراب كرد تا این خائنین در منطقه بتوانند در راستای اهداف اسرائیل هماهنگی های لازم را انجام دهند. دو خائن بزرگ در آن زمان یكی شاه سعودی و یكی دیگری شاه ایران بودند. یك تضادی هم بین ایران و عربستان سعودی یعنی میان عرب و فارس بود و دیگر تضاد میان اعراب و اسرائیل بود. البته نفرت از اسرائیل در آن زمان میان مسلمانان به شدت زیاد بود تا حدی كه شاه ایران هم كه نوكری آمریكایی ها را می كرد نمی توانست در روند كلی ضد اسرائیلی موضع گیری كند و در داخل ایران نیز حضرت امام (ره) و انقلابیونی كه حضور داشتند در این امر بسیار تاثیر گذار بودند. غرب در این زمینه یك كار اساسی انجام داد و آن انعقاد قرارداد كمپ دیوید بود. قراردادی كه یك ملت پنجاه میلیونی را از گردونه مبارزه با اسرائیل خارج كرد و با این معاهده شرایط بیشتر به نفع استكبار و اسرائیل تغییر كرد. انقلاب ایران درست عكس این ماجرا را رقم زد و وزنه از این طرف سنگین شد. غرب در این زمینه برای اینكه جلوی پیشرفت اسلام گرایی را بگیرند طرح ساقط كردن انقلاب ایران را در سر می پروراند كه سناریوهایی كه در این زمینه چیدند با شكست روبرو شد و آنها فهمیدند كه این مساله انجام شدنی نیست و سپس نقشه ریختند كه خود مسلمانان را به هم مشغول كنند. در همین راستا تلاش كردند كه جنگ اعراب و اسرائیل را به سمت جنگ عرب و فارس سوق دهند. حافظ اسد در این زمان بسیار خوب موضع گرفت و به خوبی خط اصلی را متوجه شد. ایران نیز خط اسرائیل و اعراب را حفظ كرد.


در مقابل این حركت نیز طرحی ریخته شد تا اعراب امنیت اسرائیل را به عنوان یك كشور مستقل تامین كنند. كنفرانسی هم برای این موضوع ترتیب دادند و سوریه را نیز در این زمینه دعوت كردند. البته این جلسه بیشتر به سبب حضور سوریه و حافظ اسد تشكیل شده بود زیرا بقیه كشورهای عربی با اسرائیل صلح كرده بودند. اما حافظ اسد در این اجلاس حضور نیافت. در واكنش به این موضوع در آن زمان شاه سعودی بوسیله یكی از عوامل خود در سوریه كه به عنوان امام سوم سلفی ها مطرح بود جنجالی را ایجاد كرد و به وسیله وی یك جنگ مسلحانه علیه اسد ایجاد كردند كه به شدت نیز سركوب شد. اسرائیل هم در سال 82 تا بیروت پیش آمد و لبنان را اشغال كرد و امریكایی ها، ایتالیایی ها، انگلیسی ها و فرانسوی ها را به نام برگزاری اجلاس به بیروت كشاند. غربی ها هم  به اسم حافظ صلح اما به معنای واقعی برای حمایت همه جانبه در این اجلاس شركت كردند.
قدرت گرفتن رژیم صهیونیستی و تنش های داخلی كه  با سرمایه گذاری سعودی ها در سوریه بوجود آمد سبب شد تا حافظ اسد بازبینی در سیاست خود داشته باشد. اسد بعد از این موارد مجاب شد كه در اجلاس مراكش باید شركت كند. در اجلاس مراكش شركت كرد چراكه حس می كرد اگر در این زمینه فعال نباشد دچار مشكلات داخلی می شود. در این اجلاس نیز طرحی تایید شد كه دوباره وزنه را به سمت غرب سنگین تر كرد. بعد از این با رشد حماس و حزب الله و مسائلی كه پیش آمد دوباره وزنه به سمت مقاومت سنگین شد. حضور حزب الله سبب شد كه در سال 2000 اسرائیل از بیروت خارج شود. اینجاست كه آمریكایی ها در سال 2001 مساله یازده سپتامبر را می آفریند تا بتوانند تمام توانایی های مسیحیت و غرب را علیه اسلام بسیج كنند و با تمام قوا به منطقه می آیند تا این توازن را نفع خود تغییر دهند.


از سوی دیگر بیداری اسلامی بوجود می آید و باز هم وزنه به نفع اسلامگرایان سنگین می شود. درواقع در همه این موارد سوریه مورد توجه بوده است. سوریه در منطقه همواره محل و نقطه توطئه هاست به این خاطر كه ممر و مكان پشتیبانی از مقاومت است. در سال 82 و فشار اسرائیل بر مبارزین فلسطین سبب شد كه بسیاری از مبارزین به سوریه پناهنده بشوند. یك عده ای از فلسطینینان نیز مانند یاسر عرفات به تونس رفتند. اما پشتیبان اصلی مقاومت سوریه بود؛ یعنی سوریه همیشه مامن مقاومت بوده است. مشكلات اخیر سوریه هم به این خاطر بود كه چون مبارك خارج شد غرب می خواست دوباره این وزنه را به نفع خود بكشاند و به خاطر این مساله دوباره سوریه دچار مشكل شد.


سه شنبه 24/5/1391 - 1:22 - 0 تشکر 511145

اهداف طرف های درگیر بخصوص تركیه در زمینه مشكل آفرینی برای حكومت بشار اسد چه بوده است؟
برای ایجاد این مشكل در سوریه هر كسی به دلیلی وارد شد. امریكا به این خاطر وارد شد كه بگوید آقای دنیا هنوز من هستم  و من هستم كه می گویم چه كسی بماند وچه كسی برود. عربستان سعودی نیز به این سبب كه ممكن است بیداری اسلامی دامن حكومت آل سعود را بگیرد وارد معركه شد. زیرا خود آل سعود هم می دانست كه یكی از حكومت هایی كه شرایط آن در زمینه وقوع بیداری اسلامی مهیا بود این كشور است كه به سبب حكومت پادشاهی واستكباری كه داشت و بی عدالتی كه خاندان سعودی موجب آن مستعد این جریان بود . اسرائیل هم می خواست كه حكومت مقاومت تبدیل به حكومت ضد مقاومت بشود. از سوی دیگر قطر هم پایگاه صهیونیست در منطقه شده است و صهیونیست ها در منطقه هر طرحی كه داشتند پیش از همه برای عملیاتی كردن آن به قطر فكر می كنند.

قطری ها در این زمینه برای اینكه بتوانند برای خود وجهه دست و پا كنند به آمریكایی ها و صهیونیست ها كه تصور می كنند آنها خدا و آقای جهان هستند اظهار بندگی می كردند. تركیه هم با توجه به تضمینی كه ناتو داده بود كه بشار اسد رفتی است و با تصور اینكه بتواند امپراتوری عثمانی را بازسازی كند وارد این جریان شد. علی الخصوص كه مسلمانان به اردوغان پس از واقعه كشتی مرمره در اسرائیل خوش آمد گفته بودند و تركیه در این زمینه توانست برای خود وجهه ای دست و پا كند. از همین منظر سران حكومت تركیه سودای احیای امپراتوری عثمانی- اگر چه از نظر جغرافیایی امكان پذیر نیست بلكه از نظر سیاسی - را در سر پروراندند و به این ورطه افتادند و كسی را كه تا دیروز برادر خطاب می كردند، امروز صریحا موضع گرفتند كه باید برود و گفتند كه مساله سوریه به عنوان مساله خارجی برای ما محسوب نمی شود بلكه به عنوان یك موضوع داخلی برای ما مطرح است.


تركیه هم با ارتباطی كه با حزب اخوان سوریه  برقرار كردند، معارضات را دامن زدند. اخوان سوریه از گذشته مشكلاتی با بشار اسد داشتند اما به سبب پشتیبانی سوریه از حماس و پیروزی حماس، اخوانی ها موضع خود را نسبت به حكومت تعدیل كرده بودند تا جایی كه یكی از اعضای ارشد اخوان سوریه گفت ما مشكلاتی با بشار اسد داریم ولی به خاطر افتخاراتی كه حماس و پشتیبانی كه حكومت بشار اسد از مقاومت داشت فعلا مشكلاتمان را منجمد می كنیم. اما دو مرتبطه در مسائل اخیر سوریه با تحریك عربستان و تركیه این گروه نیز فعال شد و برای اهداف خودشان ولی در راستای اهداف غرب بر ضد حكومت اسد تحركاتی انجام داد.



سه شنبه 24/5/1391 - 1:22 - 0 تشکر 511146

با این وجود یك سئوال كلیدی در این زمینه ایجاد می شود وآن این است كه آیا تركیه در زمین بازی خود عمل می كند و برای اهداف خود تلاش می كند یا اینكه از غربی ها بازی خورده و در راستای اهداف آنها حركت می كند؟
تركیه فكر می كرد كه می تواند توانایی های غرب را برای اهداف خودش استخدام كند اما عكس این ماجرا بوجود آمد و این تركیه بود كه درجهت اهداف غرب گام بر می داشت. سودای احیای امپراتوری عثمانی سبب شد كه تركیه راهبردش مبنی بر تعامل و صلح با همسایگان خود را تغییر دهد و تنش هایی در این زمینه ایجاد شد. در رابطه تركیه با عراق و الهاشمی مشكلاتی بوجود آمد و با ایران هم به خاطر اینكه این كشور با ناتو و تربیت تروریست هایی برای ایجاد ناامنی در سوریه مشاركت داشت اختلاف ایجاد شد و این در شرایطی بود كه همه فعالیت های كه تركیه انجام می داد در راستای اهداف و منافع این كشور نبود. به طور مسائل تضعیف وحدت ملی عراق خط عربستان بود. عربستان پس از بیداری اسلامی تضاد میان ملت ها را برای تضعیف بیداری اسلامی راهبرد خود قرار داده بود و می خواست تضاد میان ملت های عرب وحكومت ها را به تضاد میان ملت ها تبدیل كند. به عنوان مثال بیداری اسلامی را به تضاد شیعه و سنی و یا علوی سنی مبدل سازد تا در این میان مبارزه علیه استبداد و اسرائیل فراموش شود. این  موضوع از طریق مبارزه و ایجاد جنگ داخلی در سوریه و ایجاد تنش در عراق  پی گیری شد.
البته اشتباهی كه ترك ها و عربستانی ها كردند این بود كه كار را نظامی كردند یعنی بعد از اینكه فشار آورند و موفق نشدند به مدد اینكه سوریه سخت ایستاد و بشار اسد با اصلاحاتی كه در سوریه انجام داد كفایتی از خود نشان داد اینها راهبرد نظامی را در پیش گرفتند. ضمن اینكه در جریان صدور قعطنامه علیه سوریه، كشورهای چین و روسیه یك وتوی موثر كردند كه  اینها مساله را به سمت نظامی گری بردند. بدین ترتیب با دادن پول و اسلحه و فرستادن مواد منفجره و احداث اردوگاه نظامی در كشورهای همسایه و آموزش تروریست ها، معارضه ای كه می توانست به صورت مدنی باشد را نظامی كردند.

اما تا به امروز با توجه به فشاری كه تركیه و عربستان و غرب بر سوریه آوردند و هر كدام تاكتیك خاصی را در پیش گرفتند و به نوعی هر كدام متقبل قسمتی از فعالیت های ضد سوری شدند حكومت بشار اسد همچنان مقاومت كرده است. عربستان در زمینه نظامی فعالیت بسیاری را انجام داد و با تزریق پول به معارضین و همچنین تربیت نوجوانانی كه از كشورهای مختلف آنها را برای كارهای تروریستی می خرید و پولی كه برای انجام عملیات انتحاری داده بودند سعی كرد كه حكومت سوریه را ساقط كند. پیوند نامیمون وهابیت و آل سعود هم در وقایع سوریه خودش را به این صورت نشان داد و به حملات تروریستی در سوریه منجر شد و قتل عام عمومی و خانوادگی در سوریه راه افتاد كه به طور مثال چون رئیس یك عشیره در انتخابات مجلس شركت كرده و پیروز انتخابات شده است پس خانواده وی بایستی قتل عام بشود.
یك همچنین وحشی گری هایی را به راه انداختند و گستره وحشی گیری ها بیشتر شد و آن قشری كه طرفدار آقای بشار اسد بود قوی تر شد و قشر خاكستری نیز به سمت وی آمد و هنوز چیزی نشده میان معارضین اختلافاتی بوجود آمد كه حتی منجر به كتك كاری در جلساتشان شد و از سوی دیگر دخالت خارجی شدیدتر و دست های آلوده آنها برای مردم سوریه آشكار و آشكار تر شد. آقای بشار اسد در این زمینه تلاش كرد جلوی خشونت را بگیرد و اصلاحات انجام بدهد و اصلاحات خوبی هم انجام شد . ایشان قانون احزاب را تغییر داد و قانون انتخابات را عوض كرد و انتخابات شوراها را انجام داد و 60 درصد مردم هم آمدند و رای دادند. اگرچه به طور قطعی نمی توان گفت كه این 60 درصدی كه رای دادند طرفدار بشار اسد بودند اما به هر حال به نوعی موافقت خود را با این تغییرات نشان دادند. اما این اصلاحات فقط از سوی آقای اسد صورت گرفت و معارضه در این زمینه مشاركت نكرد. زیرا معارضه به قول آل سعود و  غربی ها با ساقط شدن حكومت بشار اسد معنا پیدا می كرد و هدف كلی معارضه را این موضوع قرار دادند. اینها باعث شد كه مردم كمی در این زمینه خوشبین تر بشوند و هر چه گذشت آقای بشار اسد توانست اصلاحات مثبتی انجام بدهد و این منجر شد كه نگاه ها در این مورد تغییر كند.
با همه این موارد تركیه خودش را در یك مخمصمه خیلی جدی انداخته است. سازمان امنیت تركیه كه دارای مشكلات اساسی است. این سازمان مجبور است خود مهمات و اسلحه ها را از مرز سوریه به داخل این كشور هدایت كند به خاطر اینكه نمی خواهد این اسلحه ها به خاك خودش رسوخ كند و اقوام  و مذاهب داخل تركیه به این سلاح ها دست یابند و امنیت این كشور مختل شود. همانطور كه می دانید 20 میلیون علوی و 18 میلیون كرد در این كشور زندگی می كنند.
از طرف دیگر تركیه خودش را وارد بازی كرده كه آینده آن معلوم نیست. اگر آقای بشار اسد خارج بشود، چه كسی خواهد آمد؟ حكومت داخلی سوریه به چه صورت خواهد شد؟ ترك ها در این زمینه هیچ جوابی ندارند. ما نیز در این زمینه وارد شدیم و با آقای اردوغان مذاكره كردیم و گفتیم در این قضیه چهار طرف مهم وجود دارد؛ یكی از طرف ها معارضین و دیگری حكومت سوریه است طرف سوم تركیه و طرف چهارم نیز ما هستیم. گفتیم كه ما قبول داریم فضای سوریه نامطلوب است و جای مطلوب را هم ترسیم كردیم و نقشه راه را نیز تعیین كردیم و گفتیم كه این قدم ها نیز باید برداشته شود. یك قدم را حكومت سوریه و قدم بعدی را معارضه باید بردارد. گفتیم كه تركیه قدمهایی كه معارضه باید بردارد را تضمین كند و ما نیز گام های سوریه را تضمین می كنیم. آقای اردوغان این مساله را قبول كردند و سپس رفتند و تغییر موضع دادند. آقای داود اغلو ، وزیر امور خارجه تركیه نمی خواست كه این مساله انجام بگیرد و در این مطلب هم كلی كارشكنی كرد.
از سوی دیگر تركیه متاسفانه طوری رفتار می كند كه سبب شده نفوذ خارجی و قدرت های خارجی در تصمیم گیری منطقه ای افزایش یابد. این موضوع برای ما و تركیه ای كه فكر می كند پشتیبانی ناتو را  دارد خیلی خطرناك است. اشتباه ترك ها باعث شد روسیه ای كه در منطقه حذف شده بود دوباره به عنوان یك قدرت موثر وارد صحنه شود و این هم همزمان شد با انتخابات پوتین كه هم خودش می خواهد این اقتدار را نشان دهد و هم می خواهد اقتدار شوروی سابق را باز سازی كند.




سه شنبه 24/5/1391 - 1:23 - 0 تشکر 511147

آیا جنگ علیه سوریه عملی است و پروژه براندازی حكومت سوریه كه از سوی غربی ها رهبری می شود به گزینه نظامی ختم خواهد شد؟
طرفداران براندازی حكومت بشار اسد برای اینكه در سوریه عملیات نظامی كنند، نیاز به قعطنامه شورای امنیت دارند و این مطلب نیز شدنی نیست به این خاطر كه روسیه و چنین سخت در مقابل این مساله ایستاده اند؛ در سازمان ملل كمتر پیش می آید كه این دو كشور به طور مشترك قطعنامه ای را وتو كنند و وقتی با هم به طور مشترك قطعنامه ای را وتو می كنند، می خواهند نشان دهند كه چقدر مصمم هستند كه طرف مقابل این پیام آنها را بفهمد و اینكه فشار سیاسی وتو را تقسیم كردند، یعنی آماده سرمایه گذاری سیاسی هستند.
مخالفین بشار اسد آمدند و در آخرین تلاشی كه برای ساقط كردن حكومت او انجام دادند یك مجموعه ای را به عنوان دوستان سوریه در اجلاس پاریس جمع كردند. البته قبلا از این اقدامات زیاد انجام شد. به عنوان مثال یك شورای ملی ساختند در این زمینه و یك ارتش آزاد . این ارتش نه ارتش بود نه آزاد ، آزاد نبود به این خاطر كه پول از خارج می گرفت و ارتش نبود به این سبب كه كار تروریستی می كرد. این شورای ملی هم كه نتوانست همه معارضین را كنار هم جمع كند. بعد از این ماجرا اینها آمدند و در یك اجلاسی به اصطلاح دوستان سوریه را كه اكثرا دشمنان حكومت سوریه بودند را جمع كردند. اجلاس پاریس درواقع واكنشی بود به اجلاس ژنو. بعد از وتوی قطعنامه علیه سوریه ، روس ها كه ثابت كردند كه موثر هستند آمدند كنفراس ژنو را راه اندازی كردند. در این كنفرانس غربی ها هم شركت داشتند به این دلیل كه می دانستند كارشان بدون روسیه به نتیجه  نمی رسد و باید بیایند با روسیه و چین تفاهم كنند. اما روسیه در این اجلاس بحث عدم اجرای عملیات نظامی علیه سوریه را باز مطرح كرد و موضع محكم و صریح خود را در این زمینه نشان داد.
عربستانی ها هم به این خاطر كه دنبال جنگ داخلی در سوریه بودند و می خواستند سلاح و مهمات برای ایجاد عملیات نظامی به سوریه بفرستند وارد كنفرانس ژنو نشدند. ارتش آزاد نیز انتقادات زیادی را نسبت به كنفرانس ژنو به راه انداخت زیرا می خواست همچنان به فعالیت نظامی در سوریه ادامه بدهد. بدین ترتیب این تحركات سبب ایجاد اجلاس قاهره شد كه عربستان و قطر پایه ریز آن بودند و به سبب اینكه در قاهره، اخوان المسلمین سوریه كه مخالف بشار اسد هستند هم حضور داشتند و یار مصریشان پیروز میدان بودند این اجلاس در قاهره برگزار شد اما در انتهای امر به نزاع و درگیری فیزیكی میان معارضین ختم شد و این كنفرانس نیز بی نتیجه ماند.
غربی ها نیز كه احساس كردند در این زمینه دستشان خالی است تلاش كردند و كشورهایی را در پاریس جمع كردند تا از این مسیر تاكید كنند كه مساله سوریه از راه قوای مسلح باید حل شود و اقای بشار اسد باید برود. اما در این اجلاس چین و روسیه شركت نكردند و كشورهایی تاثیرگذاری چون آفریقای جنوبی ، ایران، برزیل، لبنان و عراق نیز در این كنفراس حضور نداشتند. دلیل عدم حضور این كشورها در اجلاس پاریس این بود كه عقیده داشتند خود ملت سوریه بایستی در مورد مسائل داخلی این كشور تصمیم گیری كنند و نباید كشورهای خارجی در مسائل داخلی كشوری دخالت كنند. حرف روسیه و چین حرف منطقی بود و این حرفی بود كه ما از اول زدیم. این مساله با توجه به عدم حضور حدود 100 كشور دیگر در این كنفرانس و تناقض آشكار اهداف این كنفرانس با قوانین بین المللی بی نتیجه ماند و طرح غرب در پاریس نیزشكست خورد.
در خصوص حمله نظامی ناتو به سوریه هم مساله تا حدودی منتفی است به این خاطر كه با كاری كه تركیه كرد و حریم هوایی سوریه را نقض كرد و واكنش سوریه و زدن هواپیمای تركیه نشان داد كه سوریه از لحاظ نظامی مستحكم است. اگر ناتو بخواهد كاری كند حتما باید از طریق هوایی حمله ای را صورت دهد. غربی ها در این زمینه آمدند و آمادگی ضد هوایی های سوریه را آزمایش كردند كه تجربه تلخی بود و هواپیما نیز ساقط شد و دو خلبان نیز از بین رفتند. آقای بشار اسد نیز در این ماجرا بسیار هوشیاری از خود نشان داد و علی رغم اینكه تجاوز هوایی را تركیه انجام داده بود و حریم هوایی سوریه را نقض كرده بود از مردم تركیه عذرخواهی كرد. اردوغان در اوائل امر واكنش تندی در این زمینه انجام داد اما چاره ای جز پذیرش این مطلب نداشت و ناتو هم در این زمینه به خاطر نقض قوانین بین المللی از سوی تركیه كاری نتوانست انجام دهد.

هوشیاری بشار اسد در این زمینه كه از مردم تركیه عذرخواهی كرد و مصاحبه ای هم با یكی از رسانه های تركیه انجام داد، بسیار موثر بود. وی در این مصاحبه بیان كرد كه من اگر بخواهم مثل برخی از افراد (منظور سران تركیه) در حكومت باقی بمانم با اسرائیلی ها و امریكایی ها كنار می آمدم نه اینكه از فلسطین و خط مقاومت حمایت كنم و می آمدم سپر موشكی را در كشورم قرار می دادم ( كنایه به آقای اردوغان). این معذرت خواهی در میان مردم تركیه خیلی جا افتاد به این خاطر كه علی رغم اینكه در مساله  كشتی مرمره كه رژیم صهیونیستی بر خلاف قوانین بین المللی  چند تن از اتباع ترك را  به قتل رساندند تا امروز با تمامی فشار ها معذرت خواهی نكردند و در مقابل كاری كه بشار اسد انجام داد این موضوع خیلی در افكار عمومی تركیه اثر گذاشت و به مردم تركیه نشان داد كه چه كسی دوست و چه  كسی دشمن است. با این حال اگرچه معارضین نیز دعوت به علمیات نظامی می كنند به نظر نمی رسد كه عملیات نظامی علیه سوریه انجام گیرد. سوریه نیز در همین راستا موشك های برد بلند در خاك خود قرار داده است كه به نوعی در زمینه عملیات نظامی علیه این كشور بازدارنده است.


سه شنبه 24/5/1391 - 1:23 - 0 تشکر 511148



با همه این مواردی كه ذكر كردید، آینده حكومت بشار اسد را چگونه پیش بینی می كنید؟




در خصوص وضعیت سوریه و آینده این كشور نیز به نظر می رسد كه آقای بشار اسد مقاومت و استحكام خوبی از خود دراین زمینه انجام داده است و با اصلاحاتی كه انجام داده توانسته است به نوعی افكار عمومی را به نفع خود تغییر دهد، ضمن اینكه در كشور سوریه با توجه به كشتاری كه انجام شده است مردم سوریه شناخت خوبی از دوست و دشمن و نحوه كار معارضین و حمایت های آشكار غربی ها و حكومت های عربستان سعودی و تركیه پیدا كرده اند. به نظر می رسد كه اگر آقای بشار اسد بتواند در سوریه اصلاحات را ادامه دهد و عملكرد مثبتی از  خود نشان دهد، می تواند به نوعی این شرایط را تحت كنترل خود درآورد.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.