• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن روانشناسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
روانشناسي (بازدید: 690)
دوشنبه 23/5/1391 - 13:11 -0 تشکر 509556
روانـشنـاسـی و زنـدگی بـهتر

به نام خدا
سلام
در این تاپیک مجموعه نکات مفید مربوط به روانشناسی و زندگی بهتر و پیرامون آن در این قسمت قرار می گیرد
کاربران علاقه مند می توانند از عوامل مهم و ضروری در رابطه با خانواده و زندگی اجتماعی شخصی و... آگاهی های لازم را کسب کنند
موفق و موید باشید

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

دوشنبه 23/5/1391 - 13:15 - 0 تشکر 509596

نکات مهم و ضروری در روابط جنسی زن و مرد






۱-رابطه جنسی یکی از ابعاد ارتباطی بین زن و مرد می باشد( بعد اقتصادی،بعد عاطفی ، بعد فکری، بعدجنسی) و رابطه جنسی مساله عجیب و غریب و چندش آوری نیست که خانواده ها نسبت به آن بی توجه باشند. متاسفانه بسیاری از خانواده ها در آموزش مسئله رابطه جنسی به فرزندان خود کوتاهی می کنند.


 ۲- خانمها توجه کنند رابطه جنسی یک قسمت از رابطه زن و مرد هست و قسمت شروع هم می باشد پس راجع به آن واقع بین باشیم.آقایان هم توجه کنند که رابطه جنسی تنها رابطه بین زن و مرد نیست.


 ۳- رابطه جنسی یک رفتار است ولی پانتومیم نیست و ما باید در  رابطه جنسی هم، از کلام و بیان استفاده کنیم و به طرف مقابلمان بگوییم و از او بشنویم که ما برای یک رابطه جنسی لذت بخش به چه چیزی نیاز داریم.


 ۴- باورهای غلط را در مورد رابطه جنسی که از بچگی در ذهن ما نقش بسته با مطالب جدید علمی عوض کرده و رابطه جنسی لذت بخش را به رابطه جنسی خرافاتی تبدیل نکنیم.


۵- هیچوقت از رابطه جنسی به عنوان سلاح استفاده نکنیم (گاهی مردها رفتاری از خود بروز می دهند که بعضی از زنها فکر می کنند که رابطه جنسی یک اسلحه در دست آنهاست.و از رابطه جنسی برای رسیدن به بعضی از خواسته های خود استفاده می کنند) البته شاید این کار در ابتدا مفید به نظر برسد ولی اثرات تخریبی آن در آینده نزدیک تمام ابعاد زندگی را در بر خواهد گرفت.


۶- برای یک رابطه جنسی موفق باید اضطرابها و ترسها کنار گذاشته شوند: مهمترین آنها ترس از بچه دار شدن در طی رابطه جنسی است این ترس می تواند به صورت کاهش لذت جنسی، عدم لذت جنسی در زن، انزال زودرس و بسیاری مشکلات دیگر بروز نماید .


توجه شود که بر خلاف عقیده عوامانه با بچه، هیچ مردی را نمی شود به زندگی پایبند کرد اینکه می گویند تا ازدواج کردی بچه دار شو کاملاً تحریف شده است . باید اجازه داد وجوه مختلف ارتباطی بین زن و مرد (با چاشنی رابطه جنسی لذت بخش) آرام آرام مستحکم شود .


۷- خانمها معمولاً نگران رابطه جنسی در شب زفاف هستند. مسائلی از قبیل : آیا درد دارد؟ آیا خون دارد؟ و غیره.پس آقایان بدون توجه به خرافات شب زفاف و شب اول زندگی مشترک را به رضایت همسر خود اختصاص دهند و سعی نکنند با زور و فشار و اذیت اهداف از پیش تعیین شده خود را دنبال کنند چه بسا همین مسئله عواقب وخیمی را در زندگی آینده آنها پیش می آورد(پس لذت برای شبهای دیگر و رضایت برای شب زفاف )



۸- رابطه جنسی تنوع زیادی دارد و هیچ ارتباطی به شرط رعایت بهداشت آن، از نظر علمی و حتی شرعی مضر نمی باشد.پس زن و مرد با مشورت هم همه ارتباطها را می توانند امتحان کنند و آنها را که لذت بخش تر است ادامه و بعضی ها را متوقف کنند. فهمیدن اینکه طرف مقابل از چه چیزی لذت می برد یک هنر است و زن و مرد هر چه هنرمندتر باشند زندگی خوب و لذت بخش تری خواهند داشت. نوازش سینه ها ، لمس با زبان ، نوازش رانها ، لمس کلیتوریس، لمس نقطه g ، ارتباط دهانی وبسیاری مسائل دیگر … پس خانمها و آقایان سعی کنند سفرهای اکتشافی در طرف مقابل خود داشته باشند.


۹- کانال واژن،حفره ای روی هم خوابیده می باشد که بعد از ازدواج طول و قطر آن با آلت تناسلی همسر تطابق پیدا میکند پس آقایان وخانمها استرس کوچکی و بزرگی آلت را از خود دور کنند و به نکات دیگر و مهمتر ارتباط جنسی توجه کنند.


۱۰- برعکس آقایان که معمولاً فقط از طریق نزدیکی به اوج لذت جنسی می رسند خانمها از طرق دیگر مثل لمس و غیره هم می توانند به این امر برسند این را از بابت این گفتم که آقایان همیشه در استرس این نباشند که آیا خانم هم مثل من لذت می برد و چکار کنیم که با هم به اوج برسیم (خصوصاً در اول ازدواج معمولاً این امر شدنی نیست) و به تدریج شاید عملی شود.


ولی آقایان می توانند حتی بعد از اینکه خود به اوج لذت رسیدند با ادامه دادن مطالب پیش گفته راه رسیدن خانم به نقطه اوج را فراهم نمایند.و دست آخر اینکه رابطه جنسی زیاد و مکرر با همسر هیچ عارضه ای ندارد و روی قوای جسمانی و سلامتی فرد نه تنها مضر نیست بلکه بسیار هم مفید می باشد به شرط اینکه به رابطه جنسی به عنوان یکی از ابعاد بسیار مهم زندگی نگاه شود.


استفاده از تریاک، مواد نیروزا و غیره هیچ اثر مثبتی بر روی رابطه جنسی ندارد و در آینده صدمات برگشت ناپذیری را سبب خواهد شد ، پس بهتر است هر مشکلی در معاشقه پیدا کردید سریعاً به پزشک خود اطلاع داده و درمان متناسب را بگیرید. و هیچوقت رابطه جنسی را مسئله بی اهمیت تلقی نکنید.





اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

دوشنبه 23/5/1391 - 13:15 - 0 تشکر 509600

استخر و بیماری های پوستی ناشی از آن


استخر: آب تحت مراقبت های جدی است
آب استخرها به طور اتوماتیک تحت مراقبت است و به طور مرتب تصفیه و فیلتر می‌شود. هدف از این کار پایین آوردن غلظت موادی است که باعث کاهش اثر گذاری کلر می‌شوند. آب استخر نه برای چشم ها و نه برای مخاط نباید تحریک کننده باشد.

به همین علت است که PH آب بین 6.9 تا 8.2 نگه داشته می‌شود. آنالیزهای باکتری شناسی مرتبی دربارۀ اطمینان از عدم وجود کلیفروم مدفوعی، ذرات پاتوژن، و استافیلوکوکوس اورئوس بر روی آب انجام می‌گیرد. علاوه بر این استخرها چندین بار در سال، زهکشی و تمیز می‌شوند. به طور خلاصه، خطر ابتلا به بیماری های شدید مانند منانژیت یا التهاب روده و یا اسهال و استفراغ در استخر تقریباً صفر است.

انواع عوارض و مشکلات
با این حال در صورت بروز بیماری نمی‌توان استخرها را کاملاً مبرا و بی تقصیر دانست. حضور افراد و پرسنلی که ضد عفونی نشده اند، می‌تواند اکوسیستم پوستی را به میزان اندکی تغییر دهد. شایع ترین اتفاقی که بعد از استخر رفتن رخ می‌دهد، خشک شدن پوست است. از نظر برخی متخصصان پوست، این جایگزینی هیدرولیپیدیک توسط باکتری ها و قارچ ها باعث عفونت می‌شود. شناگران باید نسبت به اپیدمی های عفونی قارچی آگاه باشند، این عفونت های انگلی خود را به شکل پلاک های قرمز بین پنجه ها نشان می‌دهند.

برای اجتناب از این عفونت ها، کافی است که بعد از دوش گرفتن تمام بدن را به خوبی خشک کنید. برای درمان هم می‌توانید، به مواضع مبتلا، پماد ضد قارچ بمالید، این کار تا حد زیادی مفید خواهد بود. "گرانولوم استخر شنا" یکی دیگر از بیماری های نادری است که در اثر میکرو باکتری ها به وجود می‌آید.

این عارضه غالباً به شکل پلاک های زگیل مانند بر روی زانوها مشاهده و به مرور زمان ناپدید می‌شود. و در آخر، در موارد واقعآً استثنا، برخی افراد حساس ممکن است دچار اگزمای تماسی شوند. در موارد بروز خارش، کافی است موضع مبتلا را کمی مرطوب کنید. اما باز هم تأکید می‌کنیم که این مورد واقعاً نادر است!

شکار پاپیوم ها
در واقع آب استخر، محل امنی برای انواع میکروب هاست. با این حال باید به پلاژها و حوضچه ها مشکوک بود. برخی میکروب های قوی به راحتی در آنجا رشد می‌کنند، خصوصاً ویروس های پاپیوم که عامل بروز زگیل هستند. از سوی دیگر متخصصان پوست ارتباطی میان زگیل های کف پا و دفعات به حوضچه رفتن مشاهده کرده اند.

در بسیاری موارد، زگیل ها روی دست ها یا کف پاها دیده می‌شوند. گاهی اوقات، خودبه‌خود از بین می‌روند اما در اغلب موارد باید به درمان توسط سرما متوسل شد.


بنابراین به خاطر این محدودیت های اندک نباید از استخر بترسید. وانگهی، شناگران سطوح بالا، با هیچ یک از این عوارض و مشکلات روبه‌رو نمی‌شوند. مطمئناً این افراد به خوبی خود را با عینک می‌پوشانند و قبل و بعد از ورود به استخر دوش می‌گیرند. مثل همه، از زیر دوش بگذرید، پاهای تان را به خوبی بشویید و در نهایت بدن را با دقت خشک کنید!

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

دوشنبه 23/5/1391 - 13:15 - 0 تشکر 509607

آیا چک کردن ایمیل ها واس ام اس های همسرمان کار درستی است؟



آیا لازم است به همسرمان اجازه بدهیم پیامک ها و ایمیل هایمان را بخواند؟
آیا متقابلا باید پیامک ها و یا ایمیل های او را بخوانیم؟
آیا کارهایی از این قبیل نشاندهنده ضعف ارتباط و عدم اعتماد به طرف مقابل است؟

تکنولوژی مقصر است؟
تکنولوژی های جدید به افراد اجازه می دهد به راحتی و بدون ترس از لو رفتن به همسرشان خیانت کنند. دیگر کسی نیازی به تلفن های ثابت ندارد و می تواند اطلاعات خصوصی خود را در موبایل یا اینترنت ذخیره کند. بنابراین احتمال لو رفتن به اندازه ای نیست که قبلا بود. همه می توانند سریعا با تلفن همراه خود پیامک بدهند، یا پشت کامپیوتر یا لپ تاپ بنشینند و ای میل ارسال کنند. وجود امکاناتی مثل رمز عبور احتمال لو رفتن را تا حد بسیار زیادی کاهش داده است.


همه اینها دلایلی است که باعث می شود بعضی از همسران چک کردن تلفن و کامپیوتر همسر خود را الزامی بدانند. خیلی ها با دیدن موبایل همسرشان که در اتاق جا گذاشته شده نمی توانند در برابر وسوسه چک کردن و مطمئن شدن دوام بیاورند.
البته تکنولوژی همیشه قابل اعتماد نیست، مثلا همه ما ماجراهایی راجع به پیامک های اشتباهی شنیده ایم که اشتباها برای کس دیگری ارسال شده اند!

معنای این کار چیست؟
نکته جالب این است که بسیاری از زنان و مردان " کنجکاو "، دلیلی برای شک کردن به همسرشان ندارند. در واقع نیازی که این افراد به چک کردن تلفن همسرشان احساس می کنند، نیازی ناسالم است. بعضی روانشناسان می گویند چنین نیازی نشان دهنده تجارب تلخ گذشته و ضربه ای است که این افراد در روابط عاطفی پیشین خود تجربه کرده اند.

بعضی از افراد همیشه بدون دلیلی خاص به چک کردن می پردازند، و بعضی دیگر با مشاهده یا احساس تغییری ( اگر چه کوچک ) در رفتار همسرشان، شروع به چک کردن می کنند.به عبارت دیگر، وقتی خانم یا آقایی تلفن همراه یا ای میل همسرش را چک می کند، ممکن است دلیلی برای این کار داشته باشد یا نداشته باشد. اگر کسی دلیلی برای این کار نداشته باشد ولی همچنان به چک کردن ادامه بدهد، ممکن است هنوز تحت تاثیر شکست های قبلی و روابط ناموفق گذشته باشد.


اگرچه بسیاری از همسران با هم صمیمی و نزدیک هستند، ولی به هر حال هر شخص نیازمند داشتن یک حریم خصوصی است، و تمایل به تجاوز به این حریم به هر دلیلی که باشد حرکت شایسته ای نیست. بررسی تلفن همراه یا کامپیوتر همسر می تواند دلایلی مانند عدم اعتماد، احساس ناامنی یا گرایش به کنترل و سلطه بر اتفاقات پیرامون داشته باشد. ولی همه این موارد از راه های دیگری نیز انجام پذیرند.
اگر شما یا همسرتان احساس می کنید که به چک کردن پیامک ها یا ای میل های دیگری نیازمندید ، راجع به آن با هم صحبت کنید. کنجکاوی و تجاوز به حریم شخصی می تواند رابطه همسران را در معرض خطر قرار دهد.

یک خطر دیگر
اما خواندن ای میل ها و پیامک های همسر خطر دیگری هم دارد، به این معنا که یک همسر شکاک چیزهایی را می بیند، و چیزهایی را حس می کند که واقعا وجود ندارند. یک علامت یا اشاره کافی است تا چنین کسی مطمئن شود که همسرش در حال خیانت کردن است.


به عنوان مثال، لحن اکثر افراد در پیامک ها غیر رسمی تر از برخوردهای رو در رو است. گاهی خواندن پیامکی که شوخ و غیر رسمی به نظر می رسد باعث ایجاد سوتفاهم می شود. به خصوص که افراد شخصیت ها و برداشت های متفاوت دارند و می توانند یک جمله را به شکل های گوناگون تفسیر کنند.
گاهی حتی یک علامت تعجب یا خنده می تواند معنای نادرستی را به ذهن تداعی کند.

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

دوشنبه 23/5/1391 - 13:16 - 0 تشکر 509611

تصوراتی اشتباه درمورد ازدواج



تصورات بسیاری که ذهن شما را احاطه کرده می تواند موجب بوجود آمدن انتظاراتی غیر واقعی شود. مطمئنا اگر دائما به دنبال یک زندگی سیندرلایی تا ابد شاد باشید، ناامید خواهید شد.

تلویزیونی نباشید
اگر شب ها تا دیر وقت تلویزیون نگاه می کنید و به فیلم های کلاسیک علاقه مندید، اگر آهنگهای عاشقانه گوش می دهید یا اگر رمان های عاشقانه می خوانید، بنابراین شاید تصویری از ازدواج در ذهن خود بسازید که با واقعیت در تعارض باشد.


به این موضوع فکر کنید که تقریبا تمام خانواده ها در این فیلم ها، خانواده های سنتی هستند. آنها ظاهرا با مشکلات جدی ای روبرو نیستند، چرا که موضوعاتی از قبیل ازدواج زود هنگام، مشکلات فرزندان با نامادری و ناپدری ها، خیانت، مواد مخدر، سرکشی های اجتماعی، بیکاری، مشکلات سخت اقتصادی، تهدیدات و حتی طلاق محور داستان قرار نمی گرفتند. پدر نان آور خانه بود و مادر خانواده را تر و خشک می کرد.


شاید این فیلم ها این فکر را به شما القا کند که زندگی همیشه عالی بوده و تمامی نیازهایتان می بایست توسط همسرتان برآورده شود، با آمدن بچه ها همیشه زندگی بهتر می شود ( بچه ها شیرینی زندگی اند )، ازدواج تمام مشکلاتتان را حل می کند و از این پس با شادی زندگی خواهید کرد.

عوامل یک ازدواج موفق
ازدواج شما برای موفقیت نیاز به عشق، حمایت، شکیبایی، ارتباط متقابل، انتظارات معقول، مراقبت و نگهداری و کمی هم حس شوخ طبعی دارد.

تصورات و واقعیات ازدواج
در این جا چند نمونه از تصورات رایج درباره ازدواج و واقعیت آنها را به شما می گوییم.
تصور : با ازدواج درد تنهایی مرتفع می شود.
واقعیت : بسیاری از متأهل ها هستند که هنوز هم احساس تنهایی می کنند.

تصور : بعد از ازدواج یک انسان کامل می شوید.
واقعیت : یک زوج می توانند مکمل یکدیگر باشند، اما شاید در تکامل فردی هم تاثیری نداشته باشد. شما بخش عمده تکامل فردی تان را باید در دوران تجرد به دست آورید نه این که به امید کسی باشید که از راه برسد و در کنار او تکامل پیدا کنید.

تصور : اگر ازدواج نکنم بیچاره و بدبخت می شوم.
واقعیت : ازدواج ضرورت است و توصیه دین ما. اگر موقعیت مناسب ازدواج داشتید، حتما ازدواج کنید اما اگر حس می کنید از سن ازدواجتان گذشته و فرصت مناسبی ندارید، لازم نیست خودتان را سرزنش کنید یا احساس کنید زندگی تان به پایان رسیده است. افراد مجرد بسیاری وجود دارند که واقعا شاد هستند و مشکلی ندارند. شما هم یکی از آنها باشید.

تصور : عشق همیشه در زندگی پا برجا خواهد ماند.
واقعیت : تقریبا تمامی افراد در روابط خود پستی و بلندی هایی را تجربه می کنند. مشکلات و سختی های روزمره  زندگی مشترک اغلب، احساسات عاشقانه را تحت الشعاع قرار می دهد. این را به یاد داشته باشید که در طول زندگی شکل و شمایل عشق تغییر می کند و شاید در ظاهر از تب و تاب آن کاسته شود اما عمق بیشتری می گیرد و به صورتی دیگر نمود پیدا می کند.

تصور : ازدواج موجب شادی فرد می شود.
واقعیت : نمی توانید انتظار داشته باشید که همسرتان برای شما منبع شادی باشد. شادی درون باید از خود شما نشأت بگیرد. شاید ازدواج، قسمتی از شادی فردیتان را پر کند، اما نمی تواند منبع اصلی شادمانی باشد.

تصور : اگر واقعا عاشق هم باشید، هیچ مشکل اساسی ای نخواهید داشت.
واقعیت : یک ازدواج موفق بدون مراقبت، تعهد و تلاش و صرفا با عشق بدست نمی آید.

تصور : همسرم باید تمام نیازهای مرا بدون بازگو کردن من بشناسد.
واقعیت : حال، چون ازدواج کرده اید بدین معنا نیست که بتوانید ذهن ها را بخوانید. باید به همسر خود بگوئید که نیازهای شما چیست.

تصور : هر نوع ناسازگاری و کشمکش نشان دهنده  فقدان عشق است.
واقعیت : ناسازگاری در هر ازدواجی وجود دارد. سعی کنید عاقلانه و در جهت بهبود رابطه تان با آن برخورد کنید. مبارزه سالم با این تنش ها این است که در آن تنها به فکر برنده شدن نباشید.

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

دوشنبه 23/5/1391 - 13:16 - 0 تشکر 509616

راه حل های تشخیص اعتیاد به اینترنت



مقاله ای در نیوزویک منتشر شده بود که در مورد اثرات زیان‌آور اینترنت روی زندگی و روان کاربران توضیح داده بود و این مقاله بازتاب خبری زیادی در خبرگزاری‌ها و سایت و وبلاگ‌های معتبر فناوری داشت، به همین خاطر تصمیم گرفتم خلاصه‌ای از آن را منتشر کنم:

رؤیایی در رؤیا یا یک دیوانگی
 جیسون راسل، پیش از آنکه ویدئویی در اینترنت پست کند که مبدل به یکی از پربیننده‌ترین‌ ویدئوهای تاریخ اینترنت شود، حضور نصف و نیمه‌ای در اینترنت داشت. در یوتیوب تقریبا فعالیتی نمی‌کرد و در صفحه توییتر او به جز تصاویر بچه‌ها و باغچه خانه‌اش، چیز نمی‌شد، پیدا کرد. ولی در ماه مارچ پیش، همه چیز عوض شد، او یک مستند شخصی در مورد یک جنگ‌سالاران آفریقایی درست کرد و لینک‌اش را در پروژه Kony 2012 ارسال کرد، این ویدئو در کمتر از یک هفته، هفتاد میلیون بار دیده شد، اما ظاهرا این موفقیت دیجیتال، باعث شد روان راسل مختل شود.


 او کمتر از چهار ساعت در روز می‌خوابید و توییترش را به شکل ناهنجاری به‌روز می‌کرد، با هر چیزی که تصورش را بکنید: مصاحبه ویدئویی جان لنون، تصویری از تاتوی خودش یا حتی عکسی که از پیامک مادرش گرفته بود.
 کار به جایی رسید که او زندگی دیجیتال خود را با فیلم تلقین Inception مقایسه می‌کرد و آن را رؤیایی در رؤیا می‌دانست.


 آخرین توییت او سخن قصار زیبایی از مارتین لوترکینگ بود: «اگر نمی‌توانی پرواز کنی، بدو، اگر نمی توانی بدوی، راه برو، اگر نمی‌توانی راه بروی، سینه‌خیز برو، اما هر کاری که می‌کنی، سعی کن حرکت به جلو را ادامه بدهی.»
 بعد از بازنشر این سخن قصار در توییتر بود که او لباس‌هایش را از تن درآورد، به چهارراه شلوغی در نزدیکی خانه‌اش در سن دیه‌گو رفت و با کف دستانش به جان بلوک‌های سیمانی خیابان افتاد!


 تشخیص داده شد که او جنون واکنشی reactive psychosis دارد، که نوعی موقتی از جنون است. همسر راسل در وبلاگش نوشت که او عادت به مصرف الکل یا داروی خاصی نداشت، پزشکان می‌گویند که این تجربه معمولی است، زمانی که ناگهان شخصی از گمنامی به در می‌آید و در کانون توجه جهانی قرار می‌گیرد، ممکن است این حالت پیش آید. چهار ماه بعد، راسل از بیمارستان مرخص شد، همسرش در توییتر چیزی در مورد او نمی‌گوید و راسل حضوری در شبکه‌های اجتماعی ندارد.

دوپامین، دوای درد
 مقاله دیگری در نیوزویک در مورد تحقیق تازه‌ای بود که نشان می‌داد، اینترنت ممکن است ما را تنها و افسرده کند و حتی اشکال شدید بیماری‌های ذهنی در ما ایجاد کند، در همین راستا نشریه آتلانتیک از یک معتاد به اینترنت خواست که در نوشته کوتاهی، داستان زندگی‌اش را روایت کند:
 یکی از شب‌های اوایل جولای، الکسیس مادریگال، از خواب آشفته‌ای بیدار شد. گربه‌اش به پاهایش در زیر پتوها، حمله کرده بود، او می‌بایست صبح زود، برای شرکت در کنفرانسی بیدار می‌شد. او نگران و مضطرب بود. در جستجوی «دوپامین»، او آی‌فون‌اش را که با خود به همه جا می‌برد، از گوشه بسترش برداشت. در تاریکی آی‌فون را جلوی صورتش گرفت، دستانش به طور خودکار آیکون توییتر را پیدا کردند.


 با رفتن به توییتر، گویی او همه چیز را پیدا کرده بود، دوای دردش را، آواتارهای دوستانش را. با مرور توییت‌ها، درست مثل اینکه او LSD‌ مصرف کرده باشد در طول زمان به جلو و عقب حرکت کرد و در پهنه زمین گردش کرد، مقالاتی را انتخاب کرد و ترتیبی داد که بتواند صبح، سر فرصت بخواند، اینگونه بود که آرام و خسته به خواب رفت.
 عمری، وقت گذراندن در اینترنت باعث شده بود سیم‌کشی مغز او عوض شود، او را در نظر آورید که در تاریکی در جستجوی چیزی برای آرام کردن اعصابش فیدهای توییتر را بالا و پایین می‌کند.


 اگر او را در همین لحظه می‌توانستید در یک دستگاه اسکن مغزی قرار بدهید، می‌توانستید ببینید که مغز او نسبت به کسانی که کاربر حرفه‌ای اینترنت نیستند، تفاوت‌هایی دارد. مناطقی که مسئول درک پاداش، مهارت‌های ارتباطی، تفکر سریع هستند بزرگ شده‌اند و مناطقی که مسئول لذت بردن از برنامه‌های تلویزونی و مجلات هفتگی‌اند، تحلیل رفته‌اند!

نترسید، ما همه سایبورگ هستیم!
 اینترنت یک رسانه قوی است که ما را خوشحال‌تر و خلاق‌تر می‌کند، اما آیا می‌توان آثار بدی را هم برایش متصور بود؟ آیا اینترنت روی احساسات و تفکر ما اثر می‌گذارد؟
 نتایج یک تحقیق تازه نشان می‌دهند که اینترنت ممکن است ما را خاموش و تنها، افسرده و مضطرب و به بیماری وسواسی جبری یا اختلالات کمبود توجه مستعدتر کند.


 در سال ۱۹۹۶، هفت پژوهشگر MIT دست به کاری زدند که در آن زمان جالب به نظر می‌رسید، آنها سعی کردند با زندگی همزمان در دنیای فیزیکی و مجازی، مرز بین انسان و کامپیوتر را محو کنند، برای این کار آنها کیبوردهای ویژه‌ای را جیبشان گذاشتند، در جیب پشتشان پخش‌کننده رادیویی گذاشتند و نمایشگرهایی را هم حاوی چشمهایشان قرار دادند. آنها خود را سایبورگ نامیدند، اما اگر خوب فکر کنیم، در حال حاضر همه ما سایبورگ هستیم. همه با اتصال دائم به اینترنت به سایبورگ‌هایی بدل شده‌ایم که خودمان خبر نداریم.


 تکست زدن، این روزها مانند پلک زدن شده است، یک شخص عادی، صرف‌نظر از سن، در طول ماه، ۴۰۰ پیام رد و بدل می‌کند، که نسبت به سال ۲۰۰۷، ۴ برابر شده است. اما یک نوجوان، در طول یک ماه ۳۷۰۰ پیام رد و بدل می‌کند که دو برابر سال ۲۰۰۷ است. دو سوم این سایبورگ‌ها، حس کاذب ویبره شدن گوشی‌شان را دارند؛ یک حس خیالی که شدت وابستگی آنها را به گوشی‌هایشان نشان می‌دهد.

اینترنت، افیون توده‌ها
تحقیقات نشان می‌دهند اینترنت را نمی‌توان صرفا یک رسانه دیگر تلقی کرد، بلکه اینترنت یک محیط ذهنی کاملا جدید درست کرده است. نه فناوری و نه محتوای اینترنت، هیچ کدام مستقیم باعث جنون ما نمی‌شود، اما مروری بر یافته‌های یک دو جین کشور نشان می‌دهد که کامپیوتر چیزی شبیه کوکایین الکترونیک شده است. اینترنت دوره‌های سرخوشی را تقویت می‌کند و افسردگی به دنبال آن را شدت می‌دهد.
 اینترنت باعث ناآگاهی مردم نسبت به علایقشان می‌شود، آنها را مضطرب و به کارهای وسواس‌گونه تشویق می‌کند.
 برای اولین بار، زمانی که نسخه تازه معیارهای تشخیصی اختلالات ذهنی موسوم به DSM سال آینده منتشر شود، اعتیاد به اینترنت جزو اختلالات روانی طبقه‌بندی خواهد شد.

 در یکی دو سال اخیر خبرهای عجیب و غریبی از کشورهای مختلفی رسانه‌ای شده‌اند:

 - زوجی از فرزند شیرخوارشان غفلت کردند و باعث مرگش شدند، علت غفلت این زوج مشغله آنها به یک بازی آنلاین و کودک مجازی‌شان بود.

 - پسری که مادرش را به صورت مهلکی کتک زد به خاطر اینکه به او گفته بود از اینترنت دست بکشد و بعد از کارت اعتباری‌اش برای آنلاین شدن بیشتر استفاده کرد.

 - 10 کاربر افراطی که ساعت‌های طولانی پای کامپیوتر نشسته بودند و به خاطر جمع شدن لخته در بدنشان مرده بودند.
 رسانه اینترنت، ماده مخدر خیلی‌ها شده است، در آزمایشی که در سال ۲۰۱۰ توسط دانشگاه مریلند انجام شد، از ۲۰۰ محصل خواسته شد که روزی را بدون اینترنت و موبایل سر کنند، بیشتر آنها آثار محرومیت از اینترنت را از خود بروز دادند.
 از هر ده نفر کاربر موبایل یکی به شدت به گوشی‌اش وابسته است، شش درصد سطوحی از اختلال وسواسی- جبری را دارند و سه درصد هم اجازه نمی‌دهند کسی به گوشی‌شان دست بزند.

قدرت پاداش‌های دل‌خوش‌کنک کوتاه‌مدت:
 لری روزن، کتابی در مورد اعتیاد به فناوری به نام iDisorder نوشته است، در این کتاب ذکر شده بیشتر آدم‌های زیر 50 سال در امریکا، به صورت دایم یا هر ۱۵ دقیقه یک بار پیامک‌ها، ایمیل‌ها و وضعیت شبکه‌های اجتماعی را چک می‌کنند. آنهایی که بیشتر آنلاین می‌مانند، بیشتر خصوصیات شخصیت وسواسی را دارند. کاربران در واقع خودشان به میل خودشان تمایل ندارند که همیشه متصل باشند و اراده آزادی در این مورد در این مورد ندارند. چیزی که بیشتر ما را به این سمت سوق می‌دهد، قدرت پاداش‌های کوتاه مدت است.


 ما سیستم پاداشی در مغزمان داریم، سیستمی که با ترشح دوپامین باعث احساس سرخوشی در ما می‌شود، چیزهای مختلفی می‌توانند این سیستم را فعال کنند، اینترنت یکی از آن‌هاست. پیدا کردن یک خبر، فید، ایمیل، پیامک یا لایک که مطابق سیلقه‌مان باشد، می‌تواند در حکم پاداش کوچکی باشد که اندک دوپامینی در مغزمان آزاد می‌کند، ما به تدریج به این پاداش‌های کوچک معتاد می‌شویم و بعد از ان بی‌اراده برای دستیابی به آنها، در وب سرگردان می‌شویم.

اینترنت سیم‌کشی مغزمان را تغییر داده است :
 این چیزها فقط به صورت تئوری نیستند، چرا که ما به تازگی موفق شده‌ایم سیم‌کشی مجدد مغزمان را توسط اینترنت، ببینیم! در سال ۲۰۰۸، گری اسمال رئیس مرکز پژوهش‌های حافظه و سالخوردگی دانشگاه UCLA، آثار تغییرات مغز حتی به دنبال کاربری متوسط اینترنت را ثبت کرد.


 او ۲۴ آدم را که نیمی از آنها کاربران باسابقه اینترنت و نیمی از آنها کاربران تازه بودند، انتخاب و مغزشان را اسکن کرد، آنهایی که کاربران باسابقه بودند، به وضوح قشر پره‌فرونتال ( پیش‌پیشانی ) مغزشان تغییر پیدا کرده بود. اما نكته جالب‌تر این بود که یک هفته استفاده از اینترنت در گروه دوم، مغز گروه دوم را هم تغییر داد.


 مغز معتادان به اینترنت و ویدئوگیم‌ها تا حدوی شباهت به مغز معتادان به مواد مخدر و الکل دارد! ممکن است مقدار ماده سفید کاهش داشته باشد و مراکزی از مغز که مسئول پردازش گفتار، حافظه، کنترل فعالیت‌های حرکتی، احساسات و حس هستند به میزان ۱۰ تا ۲۰ درصد تحلیل بروند. مورد بدتر این است که این تحلیل رفتن، متوقف نمی‌شود و روندی ادامه‌دار است. یکی از نخستین علایم اعتیاد، آنلاین بودن به میزان بیشتر از ۳۸ ساعت در هفته است، مطابق این تعریف بسیاری از ماها معتاد هستیم!


 استفاده افراطی از وب ارتباطاتی با اضطراب و افسردگی هم دارد، تحقیق سال ۹۸ دانشگاه کارنیگی ملون نشان داد که یک دوره استفاده دو ساله از اینترنت می‌تواند موجب تنهایی، افسردگی و از دست دادن دوستان دنیای واقعی شود. این بهایی است که در ازای عضویت در دهکده جهانی و پیدا کردن دوستانی در این دهکده می‌پردازیم. استفاده از اینترنت، حتی خواب و ورزش و ارتباطات چهره به چهره ما را دگرگون می‌کند.


 اختلالات روانی دنیای دیجیتال ممکن است، شدیدتر از دنیای واقعی باشند، زندگی در شبکه بزرگ اینترنت ممکن است، رابطه یک فرد را با واقعیت قطع کند و باعث هذیان و توهم و حتی روان‌گسیختگی بشود، همان طور که در مورد جیسون راسل پیش آمد.

از این همه حرف چه نتیجه‌ای می‌گیریم؟ آیا اینترنت زندگی آدم‌های نرمال را بهم می‌زند یا برعکس طوری است که آدم‌هایی با روان‌های غیرطبیعی را بیشتر جذب خود می‌کند؟!
 در واقع فرقی نمی‌کند، چیزی که مهم است این است که ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که مصرف داروهای ضد اضطراب در ان نسبت به دهه ۹۰، بسیار بیشتر شده است، اما اینترنت هنوز مال ماست و ما هنوز توانایی شکل دادن به آن را داریم.


 زندگی دشوار است و روابط انسانی پر از ریسک. از سوی دیگر فناوری جلوه‌ای ساده دارد، که امید و خوشبینی را القا می‌کند و همیشه تر و تازه است. با آنلاین بودن و انتخاب یک آواتار، می‌توانیم حلقه دوستان تحسین‌کننده خودمان را داشته باشیم و با اعتماد به نفس و بدون پریشان‌حالی بابت بدشکل بودن بدنمان یا موقعیت اجتماعی‌مان، زندگی مجازی خوبی داشته باشیم، ما به سمت عشق مجازی کشیده شده‌ایم،


به بازیهای کامپیوتری‌‌ای که دنیایی در دنیا و رؤیایی در یک رؤیای دیگر هستند، رو آورده‌ایم. ما به جای اینکه با دوستانمان بیرون برویم، عصرمان رو پشت یک شبکه اجتماعی می‌گذرانیم. ولی این وهم و خیال برایمان گران تمام شده و حالا همه ما باید مرکز توجهمان را بگذاریم بر روی راه‌های زیادی که فناوری می‌تواند زندگی‌های واقعی‌مان را به خودمان، به بدن‌مان، به اجتماعات‌مان و به زمین خودمان برگرداند.

 بیایید راجع به این صحبت کنیم که چگونه می‌توانیم از فناوری، برای ساختن زندگی‌هامان، طوری که دوستش داریم، استفاده کنیم.

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

دوشنبه 23/5/1391 - 13:17 - 0 تشکر 509623

نکاتی بسیار جالب در مورد خواب انسان




هفته پیش در چنین روزی شام چه خوردید؟ به احتمال زیاد دقیقا به یاد نمی‌آورید، اما جالب است كه مدت كوتاهی پس از صرف هر وعده غذایی می‌توانید محتویات بشقاب‌تان را با تمام جزئیات به خاطر آورید. در این میان چه اتفاقی روی می‌دهد. آیا خاطراتی از این دست، كم‌كم محو می‌شوند یا به طور ناگهانی از بین می‌روند؟

خاطرات دیداری مثل بشقاب غذا در حافظه دیداری (visual memory) ذخیره می‌شود. ذهن ما از حافظه تصویری برای ساده‌ترین عملكردها استفاده می‌كند.

مثلاً برای یادآوردن چهره كسی كه بتازگی دیده‌ایم، از این حافظه بهره می‌بریم. بدون حافظه دیداری، قادر به ذخیره آنچه دیده‌ایم و بازیابی آن در آینده نخواهیم بود.

ظرفیت حافظه تصویری انسان با برخی توانایی‌های شناختی مهم‌تر نظیر موفقیت درسی، هوش سیال (توانایی حل مسائل به شكلی نوآورانه) و درك كلی ارتباط تنگاتنگ دارد.

درك این كه چگونه حافظه دیداری، عملكردهای ذهنی را تسهیل و از سویی محدودیت‌ ایجاد می‌كند، مفید خواهد بود. با این كه مدت‌هاست این پرسش‌های مهم مطرح است، اما هنوز در آغاز راه پاسخگویی به آن هستیم.

خاطراتی نظیر وعده‌های غذایی در حافظه دیداری كوتاه‌مدت ـ بویژه در نوعی حافظه تصویری با نام حافظه عملكرد دیداری (visual working memory) ـ ذخیره می‌شود.

این نوع حافظه جایی است كه تصاویر وقتی مغز در حال كار روی چیزهای دیگر است، به صورت موقت در آن ذخیره می‌شوند؛ درست مثل تخته سیاهی كه چیزهایی به صورت خلاصه روی آن نوشته و سپس پاك می‌شود.

هنگام یادآوری مطالب مختلف در فواصل زمانی كوتاه (مثلا وقتی یك دانشجو، نكاتی را كه استاد روی تخته سیاه نوشته در دفترش وارد می‌كند) از حافظه عملكرد دیداری استفاده می‌شود.

حال این پرسش مطرح است: این خاطرات چه وقت پاك می‌شوند و وقتی پاك می‌شوند، آیا ردپایی از خود بر جای می‌گذارند یا اصلا چیزی باقی نمی‌ماند؟ اگر خاطرات كوتاه‌مدت تصویری كم‌كم حذف شود، باقیمانده این خاطرات باید قابل بازخوانی باشد، ولی اگر بكلی پاك شود، به هیچ وجه نمی‌توان آن را بازخوانی كرد.

بتازگی پژوهشگران به مطالعه‌ای در این زمینه دست زده‌اند. در این پژوهش، از افراد شركت‌كننده خواسته شد سه مربع رنگی چشمك زن را مدتی كوتاه روی نمایشگر مشاهده كنند سپس از آنها خواسته شد رنگ هر مربع را بگویند. بعد از یك، چهار و 10ثانیه، بار دیگر این مربع‌ها ظاهر شده، اما این بار فقط مربع‌های سیاه با حاشیه سفید دیده می‌شد. از شركت‌كنندگان خواسته شد كار ساده‌ای انجام دهند و رنگ یكی از مربع‌ها را به یاد آورند. البته شركت‌كنندگان از قبل نمی‌دانستند، رنگ كدام مربع پرسیده می‌شود.

این پژوهشگران فرض را بر این گذاشته بودند كه عملكرد حافظه دیداری در این بازه‌های زمانی (یك، چهار یا 10 ثانیه) كاركرد این حافظه را بیشتر نمایان كند.

اگر خاطرات كوتاه‌مدت دیداری كم‌كم از بین بروند، دقت شركت‌كنندگان در یادآوری رنگ‌ها حتی پس از بازه زمانی طولانی‌تر باید زیاد بماند و فقط اندكی با رنگ اصلی مربع تفاوت داشته باشد، ولی اگر خاطرات یكباره از بین رود، شركت‌كنندگان باید بتوانند پاسخ‌های دقیقی بیان كنند و بعد از این كه بازه زمانی طولانی شد، فقط به حدس‌های خود تكیه كنند و نتوانند رنگ مورد نظر را به خاطر آورند.

نتیجه آزمایش این شد كه شركت‌كنندگان پاسخ بسیار دقیقی می‌دادند یا فقط آن را حدس می‌زدند. یعنی رنگ مربع را بدقت به خاطر می‌آوردند یا كاملا آن را فراموش كرده بودند.

ذهنشان درست همانند فایل‌های موجود در رایانه عمل می‌كرد. یك فایل متنی در گذر زمان از تعداد حرف‌هایش كم نمی‌شود و یك تصویر دیجیتال هم بعد از گذشت زمان، زرد نمی‌گردد و تا وقتی از روی رایانه حذف نشده، كامل باقی می‌ماند.

البته این مطلب برای خاطرات صادق نیست. دانشمندان ام.آی.تی و دانشگاه هاروارد به این یافته رسیدند كه اگر یك خاطره آنقدر دوام بیاورد كه به «حافظه بلندمدت دیداری» بدل شود، حذف كلی آن، امری ناممكن است.

این دانشمندان به گروهی از شركت‌كنندگان، 3000 تصویر از مناظر مختلف نظیر امواج اقیانوس، زمین گلف یا پارك بازی نشان دادند سپس به این شركت‌كنندگان 200 جفت عكس نشان داده شد.

هر جفت از عكس‌ها شامل یكی از عكس‌هایی كه قبلا نشان داده شده بود و یك عكس جدید بود. از شركت‌كنندگان خواسته شد بگویند كدام عكس جدید است.

شركت‌كنندگان در این مطالعه در تعیین عكس جدید و قدیمی بسیار دقیق عمل كردند و در 96درصد از موارد، پاسخ درست بود. به عبارت دیگر، با این كه می‌بایست 3000 عكس به یاد آورده می‌شد، این كار را به بهترین نحو انجام دادند.

با این حال مشخص شد كه این افراد، تنها در مواردی كه عكس جدید و قدیم به دو منظره متفاوت تعلق داشت (مثلا یك زمین گلف در كنار یك پارك بازی) بخوبی عمل می‌كردند.

برای تعیین میزان دقت این خاطرات، پژوهشگران به بررسی مواقعی پرداختند كه دو عكس نشان داده شده به یك منظره (مثلا دو پارك بازی متفاوت) تعلق داشت.

از آنجا كه دو عكس از یك منظره، تفاوت كمتری نسبت به مواقعی داشتند كه دو عكس از دو منظره مختلف بودند، شركت‌كنندگان تنها زمانی می‌توانستند تفاوت‌ها را تشخیص دهند كه جزئیات بسیاری را از تصاویری كه دیده بودند، به یاد می‌آوردند.

همان ‌طور كه انتظار می‌رفت، عملكرد شركت‌كنندگان در تشخیص تفاوت‌ تصاویری كه در یك گروه جای داشتند، ضعیف‌تر بود، ولی چندان هم كم نبود.

در 84 درصد موارد، آنها پاسخ درست داده بودند. در واقع، وقتی آزمایش‌كنندگان، تعداد تصاویری را كه شركت‌كنندگان می‌بایست ابتدا برای هر منظره به یاد می‌آوردند، افزایش دادند، عملكرد مطلوبی در تشخیص تصاویر جدید از قدیمی داشتند و فقط اندكی از كارایی آنان كاسته شد.
‌لحظاتی كه خوابیده‌ایم مغز به فعالیتی مشغول است كه نقش كلیدی در فعالیت‌های خلاقانه دارد، مغز خود را
ویرایش می‌كند و گاه اطلاعات بسیاری را دور می‌ریزد

كاهش كارایی حافظه، در كنار این مطلب كه خاطرات ما جزئیات فراوانی دارند، نشان می‌دهد كه این خاطرات تصویری (photographic) نیستند.

این دو آزمایش مجزا متناقض به نظر می‌رسد. چرا ما می‌توانیم در برخی موارد، آن حجم زیاد از تصاویر را با جزئیات فراوان به خاطر آوریم اما نمی‌توانیم چند تصویر دیگر را پس از چند ثانیه به خاطر آوریم؟ چه چیزی تعیین‌كننده جای گیری یك تصویر در حافظه بلند‌مدت یا كوتاه‌مدت است؟

پژوهشگران دانشگاه هاروارد و ام.آی.تی اخیرا بیان كرده‌‌اند كه عامل اساسی، معنادار بودن تصاویر به یادآورده شده است. یعنی این كه آیا محتوای تصاویری كه می‌بینیم به دانش قبلی ما در مورد آنها اتصال می‌یابد یا خیر.

در آزمایش اول، شركت‌كنندگان سعی می‌كردند رنگ‌های بی‌معنا و بی‌ربط را به یاد آورند، لذا ارتباطی با دانش قبلی‌شان ایجاد نمی‌شد. مثل این كه قبل از این‌كه بتوانید نوشته‌های روی تابلو را در دفتر خود یادداشت كنید، همه‌شان پاك می‌شوند، ولی در آزمایش دوم، شركت‌كنندگان تصاویری می‌دیدند كه قبلا در مورد آنها اطلاعات معناداری داشتند؛ مثلا این كه چرخ و فلك در چه ارتفاعی نسبت به زمین قرار می‌گیرد.

این دانش قبلی، سبب تغییر نحوه پردازش این تصاویر می‌گردد و در نهایت باعث می‌شود، هزاران عدد از آنها از تخته سیاه حافظه كوتاه مدت به مخزن بزرگ حافظه بلندمدت منتقل و در آنجا با دقت فراوان ذخیره شود.

با كنار هم قرار دادن این دو آزمایش می‌توان گفت چرا خاطرات به طور یكسان از بین نمی‌روند و برخی خاطرات هرگز از یاد نمی‌روند. همین مساله نشان می‌دهد كه چرا در یادآوری برخی خاطره‌ها ناتوان هستیم و برخی خاطره‌های دیگر را با دقت زیاد به یاد می‌آوریم.

پیكسل‌های اشباع‌شده

یادگیری وقتی روی می‌دهد كه یك تجربه (مثل گوش‌كردن به یك موسیقی جدید یا گردش در شهری ناآشنا) الگویی جدید به گروهی از نورون‌ها (رشته‌های عصبی) می‌دهد.

این الگوها سبب تغییر ارتباط بین سلول‌ها می‌شود؛ یعنی پیوند بین نورون‌هایی كه با یكدیگر فعالیت می‌كنند، قوی‌تر و پیوند نورون‌های غیرمرتبط ضعیف می‌شود.

به این صورت، سلول‌ها از نظر عملكردی به هم پیوسته می‌شوند. پیوند میان نورون‌هایی خاص، سبب حفظ قسمتی از یك تجربه (خاطره) می‌شود.

هنگام خواب، این تجربه بارها و بارها تكرار می‌شود و سبب تغییرات سلولی و تثبیت آن الگوی خاص از ارتباطات عصبی می‌شود و در نتیجه، آن تجربه خاص بیش از پیش در حافظه جای می‌گیرد.

روان‌شناسان حدود یك دهه قبل، خواب را تكرار یادگیری روزانه می‌دانستند، اما تونونی ایراداتی در این دیدگاه یافته است.

وی می‌گوید: اگر اتصالات نورون‌ها (سیناپس‌ها) در طول روز و شب‌های متوالی، محكم‌تر و قوی‌تر شود، در نهایت اشباع می‌شوند. درست مثل پیكسل‌های اشباع شده در یك تصویر بسیار روشن كه وقتی تعداد سیناپس‌های یكسان به نهایت خود می‌رسد، اطلاعات چندانی تولید نمی‌كند در این صورت، مغز دیگر فضایی برای ذخیره اطلاعات نخواهد یافت.

این پژوهشگر، برخی ویژگی‌های امواج مغزی را ـ كه او و بسیاری دیگر از پژوهشگران در افراد در حال خواب به دست آورده‌اند ـ ذكر می‌كند. مدت‌های زیادی است كه دانشمندان، خواب با امواج آهسته (slow wave sleep) را می‌شناسند. این نوع خواب، نوعی حالت استراحت است و بیدار كردن افراد در این مرحله، سخت‌تر از سایر مراحل است. این نوع خواب ضروری و بازسازنده است.

تونونی به دو پدیده دیگر نیز اشاره می‌كند؛ اول این كه وقتی افراد از خواب با امواج آهسته محروم می‌شوند، بعدها آن را با مراحل شدیدتر و طولانی‌تر از همین نوع خواب جبران می‌كنند.

در ضمن او به این نتیجه رسید كه شدت این نوع خواب عمیق ـ كه با استفاده از بزرگی امواج مغزی تعیین می‌شود ـ با طی زمان در شب كم می‌شود. این دو پدیده، از نظر او نوعی هم‌ایستایی بود.

بین این دو نیروی مخالف، نوعی رقابت وجود دارد كه به تعادل در سیستم زیستی می‌انجامد. خواب با امواج آهسته مغز را به سمت نوعی تعادل سوق می‌دهد و بیدار ماندن سبب برهم خوردن این نوع تعادل می‌شود.

تونونی بررسی كرد كه كدام فرآیند زیست‌شناختی، دلیل تغییرات در خواب با امواج آهسته است. شدت این نوع خواب با قدرت سیناپس‌ها رابطه دارد.

وقتی نورون‌ها با هم فعالیت می‌كنند، این اتصالات عصبی به صورت هماهنگ فعال می‌شوند. جریان الكتریكی كه در میان آنها جریان دارد، سیگنال امواج آهسته را تولید می‌كند كه توسط الكترودهای متصل به سر افراد ثبت می‌شود.

تونونی نتیجه‌گیری می‌كند كه بیدار ماندن سبب تكثیر یا تقویت سیناپس‌ها می‌شود و شدت اولیه این خواب با امواج آهسته نشان‌دهنده قدرت این شبكه‌های سلولی است بنابراین تضعیف یا درهم شكسته شدن سیناپس‌ها، دلیل كاهش سیگنال‌های خواب در طول شب است.

این پژوهشگر برای دفاع از این فرضیه ـ كه خودش آن را هم‌ایستایی سیناپسی (synaptic homeostasis) می‌نامد ـ تصمیم گرفت تفاوت سیناپس‌ها را بین حالت بیداری و خواب بررسی كند. در پژوهشی كه نتایج آن در سال 2008 منتشر شد، او و همكارانش بافت‌هایی را كه از مغز موش‌های بیدار و خوابیده گرفته بودند، در آزمایشگاه كشت دادند.

در نمونه‌های بافتی، پژوهشگران از پادتن‌های رادیواكتیو برای انتخاب و علامت‌گذاری برخی پروتئین‌های خاص ـ كه فقط در سیناپس‌ها موجود است ـ استفاده كردند. نتیجه آن شد كه بسیاری از پروتئین‌ها در موش‌های خوابیده، بسیار كمتر از موش‌های بیدار بود.

این پژوهشگران نتیجه گرفتند كه تعداد سیناپس‌ها در مغز خوابیده كمتر است یا این سیناپس‌ها چندان امكان ارتباط موثر را ندارند و به كلامی دیگر، ضعیف‌تر هستند.

پژوهشی كه سال 2010 از سوی برخی دانشمندان دانشگاه ییل صورت گرفت، تائید دیگری بر این فرضیه بود. این تیم پژوهشی با همكاری تونونی به بررسی فعالیت الكتریكی تك‌ نورون‌ها در قطعات بافت مغزی به دست آمده از موش‌های خواب و بیدار پرداخت.

نورون‌ها به صورت مرتب از طریق جریان‌های الكتریكی كوچكی كه به سیناپس‌های خود می‌فرستادند، با یكدیگر ارتباط برقرار می‌كردند.

هر قدر سیناپس‌ها قوی‌تر بودند، جریان بیشتری به آنها فرستاده می‌شد. نورون‌های موش‌هایی كه بیدار بودند، جریان بیشتری نسبت به موش‌هایی كه خواب بودند، داشتند.

به عبارتی، نورون‌های مغزی در حال خواب با سیناپس‌های كمتر یا ضعیف‌تری به هم متصل هستند. این نتیجه نشان می‌دهد كه در چرخه روز و شب، مغز حالت‌هایی از اتصال نورونی قوی و ضعیف را تجربه می‌كند.

مگس‌های بی‌خواب
اگر خواب سبب تغییر شكل سیناپس‌ها می‌شود، پژوهشگران باید بتوانند نشانه‌های ساختاری این تغییر را مشاهده كنند.

سیناپس‌هایی كه نورون‌ها از طریق آنها ارتباط برقرار می‌كنند، ممكن است از نظر تعداد و اندازه با هم متفاوت باشند.

هر قدر تعداد سیناپس‌ها بیشتر باشد و این سیناپس‌ها بزرگ‌تر باشد، اطلاعات بیشتری در قالب جریان الكتریكی بین دو نورون انتقال می‌یابد. دانشمندان با اتصال مواد درخشنده به پروتئین‌هایی كه در دو طرف سیناپس هستند، می‌توانند سیناپس‌ها را مشاهده كنند.

سال 2011 تونونی همراه دو دانشمند عصب‌شناس، اندازه و تعداد سیناپس‌های موجود در مغز مگس سركه را تعیین كردند.

آنها تعدادی از این مگس‌ها را با قراردادن در جعبه‌ای چرخان، مجبور به بیدار ماندن كردند. هدف آزمایش این بود كه ببینند محرومیت از خواب، سبب تضعیف سیناپس‌ها می‌شود یا خیر.

نتیجه آزمایش این بود كه مگس‌های محروم از خواب، سیناپس‌های زیادتر و بزرگ‌تری داشتند. در برخی موارد، سیناپس‌های مغز مگس‌های سركه محروم از خواب، دو برابر سیناپس‌های مغز مگس‌های سركه معمولی بود.

تونونی و همكارانش این آزمایش را با موش‌ها هم انجام دادند. در این آزمایش، نورون‌های موجود در كورتكس مغز موش، با نشانگر‌های فلورسنت نشانه‌گذاری شدند و پژوهشگران می‌توانستند رشد یا تضعیف قسمتی از نورون را كه در آنجا سیناپس‌ها ساخته می‌شوند، مشاهده كنند.

پژوهشگران مشاهده كردند، تعداد كل سیناپس‌ها در واحد حجم هنگام بیداری افزایش می‌یافت و تا وقتی موش‌ها از خواب محروم بودند، این تعداد همچنان زیاد باقی می‌ماند و مدت كوتاهی پس از این‌كه موش‌ها اجازه خواب می‌یافتند، كاهش می‌یافت.

اثرات خواب
نظریه هم‌ایستایی سیناپسی، از جذابیت‌های زیادی برخوردار است، اما برای این‌كه این نظریه دلیل اصلی خواب مطرح شود، پژوهش‌های دیگری نیز باید صورت گیرد تا اثرات ناشی از تضعیف سیناپس‌ها بر یادگیری، حافظه و ادراك روشن‌تر گردد.

اگر این شواهد یافت شود، اندیشه‌های تونونی اطلاعات بسیاری را به دانسته‌های فعلی ما درباره خواب خواهد افزود.

همه به طور غریزی می‌دانیم كه خواب، سبب تجدید قوا می‌شود. قطعات ادبی زیادی برای بیان این مفهوم در طول سالیان شكل یافته است. شكسپیر در نمایشنامه مكبث، خواب را «بازكننده رشته‌های درهم بافته ذهن» خواند.

احتمالا او نمی‌دانست كه مغز ما، با باز كردن برخی رشته‌هایی كه در طول روز در هم بافته، تجدید قوا می‌كند تا به این ترتیب بتوانیم روزی دیگر را برای آموختن آغاز كنیم.

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

دوشنبه 23/5/1391 - 13:17 - 0 تشکر 509628

روشهای موثر در دعواهای زن و شوهری



 چرا زن و شوهرها دعوا می کنند؟
دلیل اصلی و عمده اختلافات و جروبحث های زناشویی را باید در اختلافات فرهنگی دانست و اینکه تعریف ارزش ها از دید هر کدام از زن و شوهرها متفاوت است. بسیار زیاد شاهد هستیم که سردرگمی بین سنت و مدرنیته، محل اختلاف در زندگی زناشویی است.


از دیگر عواملی که می توان به آن اشاره کرد، نداشتن مهارت های ارتباطی و حل مسئله در زن و شوهر است. با دانستن مهارت های زندگی، همسران می توانند یکدیگر را به راحتی درک کنند.یکی دیگر از علل مشاجره و دعوا بین همسران، تلاش برای تغییر دادن رفتارهای یکدیگر است، وقتی یکی از همسران درصدد تغییر رفتار شریک زندگی اش برمی آید، ناخودآگاه باعث می شود که شریکش از خود مقاومت نشان دهد که این مقاومت و سپر دفاعی در دست گرفتن باعث جرو بحث در زندگی می شود.

کی دعوا کنیم؟
نمی شود یک زمان مشخص را به عنوان مناسب ترین زمان جر و بحث و مشاجره ذکر کرد، زیرا این بستگی به نوع سبک زندگی و تفاوت های فردی دارد و نمی توان برای همه زوج ها نسخه واحدی پیچید و مثلا گفت جر و بحث در صبح ها بهتر از شب هاست یا برعکس.


مثلا ممکن است همسر تا دیر وقت سرکار باشد در نتیجه مسلما نمی توان در ساعات شب یا نیمه شب مشکلات را با او مطرح کرد یا اینکه اگر شریک زندگی مان علاقه مند به بازی های فوتبال یا سریال های تلویزیونی باشد، نمی شود در حین تماشای برنامه های مورد علاقه با او مشاجره کرد اما باید این مسئله را یادآوری کرد که زن و مرد در صورت امکان در حضور والدین شان، در مهمانی های خانوادگی و دوستانه، مقابل فرزندان شان، در اماکن عمومی و در زمانی که سر کار هستند از مشاجره دوری کنند و اجازه ندهند که مسائل و مشکلات زندگی از حریم خصوصی شان تجاوز کند.

من نه تو
هنگام جر و بحث تلاش کنید از جملات « پیام من » استفاده کنید تا از جملات « پیام تو ». جملات در بردارنده « پیام من » یعنی اینکه از احساسات و هیجانات خودتان صحبت کنید، مثلا من حالا احساس خوبی ندارم، زمانی که از جملاتی استفاده می کنیم که همسرمان را مورد خطاب قرار می دهیم مانند تو درست رفتار نمی کنی این بلافاصله باعث می شود که شریک مان در حالت دفاعی قرار بگیرد و از خود مقاومت نشان دهد و به جای آنکه اوضاع آرام شود، بیشتر به سمت
تنش پیش رود.

بعد از دعوا بنویسید
نامه نوشتن بعد از پایان دعوا و مشاجره در برخی از مواقع برای آرام شدن سنگین جو حاکم در خانه بسیار مفید است. از آن جهت که قبل از خواندن نامه توسط همسرمان، خودمان چند بار احساسات و عقایدمان را که روی کاغذ نوشته ایم، می خوانیم و جملاتی را که بار منفی دارد، اصلاح می کنیم و هنگامی که همسرمان مشغول خواندن نامه است به دلیل حضور نداشتن ما، او خودش را جای ما می گذارد که این کار به حل مسئله و پایان مشاجره کمک می کند.


گاهی اوقات تنها گذاشتن همسرمان بعد از جر و بحث (به اصطلاح روانشناسان به غار خود فرو رفتن ) در آرام کردن اوضاع مفید است، به خصوص در برخی از مشاجره ها که بعد از آن زن و شوهر نیاز به زمان دارند، باید این اجازه را داد که مدتی تنها باشند نه اینکه یکی از طرفین فضا را ترک کند و به خانه والدینش برود بلکه به بهانه خرید کردن یا پیاده روی مدتی از فضای خانه دور شوند.


البته این پیشنهاد همیشه مفید نیست، زیرا ممکن است برخی از همسران دوست نداشته باشند که بعد از دعوا تنها باشند، زیرا آن را دلیل بی توجهی به خود می دانند و می خواهند با لحن آرام تر و به دور از تنش با شریک زندگی شان گفت وگو کنند.

کی آشتی کنیم؟
آنچه بعد از مشاجر ه ها باید در نظر گرفت، زمان مناسب برای آشتی کردن است. زن و شوهر ابتدا باید به خود اجازه دهند تا هیجانات شان فروکش کند زیرا وقتی در اوج هیجانات هستند، رابطه بین قشر عالی مغز ( کورتکس ) با قسمت مغز میانی ( مغز اولیه ) قطع می شود که در این مواقع فرد رفتارهای بدون فکر می کند در این اوقات هیچ کدام از زوج ها نباید به آشتی کردن رو آورد بلکه باید به خود و همسرشان زمان دهند و خود را آرام کنند و بعد از فروکش کردن احساسات با در نظر گرفتن مواضع طرف مقابل، مصالحه و مذاکره را آغاز کنند.

قهر نکنید
زنان به دلیل آنکه نسبت به مردان جزئی نگر و ریزبین هستند، احتمال آنکه مشکل را زودتر ببینند و شروع کننده بحث باشند، بیشتر است اما اینکه بگوییم همیشه زن ها آغاز کننده دعوا و مشاجرات هستند، تفکر قالبی است که متاسفانه جامعه به این مسئله دامن زده است. ما در فیلم و سریال ها بارها دیده ایم که زنان جر وبحث را راه انداخته اند اما در واقعیت همیشه به این صورت نیست، زیرا در مراجعان ما دیده شده که خیلی از آقایان نیز شروع کننده بحث و مشاجر ه ها هستند.


شیوه عصبانیت زن و مرد در گذشته های بسیار دور متفاوت بوده اما امروزه می بینیم که واکنش های زنان و مردان حین و بعد از دعوا و مجادله چندان تفاوتی ندارد. البته باید توجه داشت زنان از خشونت روانی بیشتری نسبت به مردان استفاده می کنند. قهر کردن از شیوه هایی است که زنان بعد از جر و بحث به کار می گیرند که در واقع سنگین ترین نوع خشم همین قهر کردن است، زیرا قهر رابطه را به سمت سردی و سنگینی می کشاند.

یک روش ساده برای حل همه دعواها
مناسب ترین شیوه برای آشتی کردن و پایان دادن به مشاجره های زناشویی استفاده از روش دیالکتیک است. پیش فرض این روش آن است که یک فکر یا یک جمله هم می تواند هم درست باشد و هم غلط. به کار بردن قیدهای احتمالی مانند گاهی، برخی اوقات و... در این روش بسیار دیده می شود و از قیدهای مطلق مثل همیشه، هیچ وقت پرهیز می شود.


در روش دیالکتیک، مطلق اندیشی و باید و نباید ها وجود ندارد. در دل این شیوه همدلی وجود دارد و احترام به تفاوت های فردی در آن نهفته است. این روش به ما می گوید همسر ما حتی بعد از دعوا هم انسان بدی نیست و مسلما دارای برخی ویژگی های مثبتی است که باعث برتری او نسبت به دیگران در انتخاب مان شده که می توان با تکیه روی آن خصوصیات پیشقدم آشتی کردن شد.


مثلا اگر زوجی در باره مسئله پیش پا افتاده ای مثل اینکه عید امسال اول باید به خانه کدامیک از والدین بروند مشاجره کنند، به راحتی با این دیدگاه می توانند مسئله را حل کنند. مثلا عید امسال اول به منزل خانواده تو می رویم و عید سال آینده به دیدن خانواده من می رویم.

یک نسخه عالی برای آرام کردن همسر خشمگین
برای آرام کردن همسر عصبانی بعد از پایان مشاجره چند راهکار وجود دارد که به کاربردن آنها ثمربخش است. تکنیک آینه یکی از این راهکارهاست. در این روش ما فقط نقش یک مشاهده گر که فعالانه گوش می دهد را اجرا می کنیم. به بیان دیگر در این شیوه شما احساسات همسرتان را تایید می کنید بدون آنکه به آن چیزی را اضافه یا کم کنید. با استفاده از این تکنیک به شریک زندگی مان این مسئله را گوشزد می کنیم که او را درک می کنیم. استفاده از تکنیک آینه جلوی تشدید عصبانیت را می گیرد.


این در حالی است که اگر شروع کنیم به انتقاد کردن از همسرمان، او را تحریک کرده ایم که بیشتر عصبی شود و در این حالت او موضع دفاعی می گیرد و دفاع کردن باعث می شود که فرد عصبانی از گذشته ها و خاطرات برخی مسائل ناخوشایند را بیرون کشد و دوباره جر و بحث شدیدتر شود.

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

دوشنبه 23/5/1391 - 13:17 - 0 تشکر 509630

آیا فرزند پسر دارید؟



ابراز احساسات و هیجانات، صحبت کردن درباره مسائل و مشکلات، توانایی برقراری ارتباط قوی با دیگران و... از جمله مسائل تربیتی حساس و ظریفی است که والدین باید به آن توجه داشته باشند.

به گزارش گروه خواندنی های باشگاه خبرنگاران، معمولا پسرها با مادران خود راحت ارتباط برقرار کرده و از مسائل و مشکلاتشان می گویند. اگر شما هم از آن دسته مادران هستید که در مورد تربیت و پرورش فرزند پسر خود احساس نگرانی می کنید این مطلب را بخوانید.

بیش از حد از او انتقاد نکنید
پسر کوچولوی شما در برابر انتقادها بسیار حساس است؛ خصوصا در مورد مسایلی که به رفتارش مربوط می شود. کارهای نادرست و بد را به او خاطر نشان کنید اما افراطی رفتار نکنید. به عنوان مثال از گفتن جملاتی مانند «خواهر کوچولوی تو هیچ وقت از این کارها نمی کند! تو مامان را کلافه و خجالت زده می کنی...» بپرهیزید.

زبان مناسب را انتخاب کنید!
«مردان مریخی، زنان ونوسی» شاید همه ما این عبارت را شنیده ایم و حتما گوینده آن دلیل روشنی برای این ادعا دارد. مسلما شیوه رفتاری با هر کدام متفاوت است. وقتی با پسرها صحبت می کنید، جملات واضح، روشن، منطقی و به دور از هر توضیح اضافی و حاشیه را انتخاب کنید.

به او کمک کنید تا احساساتش را بروز دهد
مامان ها معمولا بیشتر با دخترانشان صحبت می کنند. در نتیجه، به طورکلی پسرها دیرتر صحبت کردن را یاد می گیرند و قدرت کلامی پایین تری از دخترها دارند.
آنها دوست دارند که احساسات را در دل خود نگه دارند. در مواقع ناراحتی، دختر بچه ها گریه می کنند و پسرها دعوا و کتک کاری را انتخاب می کنند. باید او را از سنین خیلی پایین تشویق کرد که در مورد هیجانات درونی صحبت کند، از سکوت و خاموشی بیرون بیاید و عکس العملش را با سخن گفتن نشان دهد.

نیمه دیگر شخصیت او را نیز در نظر بگیرید
به او بیاموزید که در لباس پوشیدن مرتب باشد و رنگ ها را با هم ست کند، به آرایش موهایش برسد، مراقب سلامت و ظاهر خود باشد... اینها مسائلی است که شاید همه پدران به آن توجه نداشته باشند. چنین شرایطی برای او بسیار مفید است؛ چرا که او بعدا مردی خواهد شد و به این ترتیب می تواند نظر دیگران را به خود جلب کند. از این که احساس «زنانه» پیدا کند نترسید. احساس مرد بودن از والد هم جنس خودش به او منتقل می شود.

محدودیت وضع کنید
از آنجا که مادر جذابیت و شیفتگی بیشتری برای پسرش دارد و به علاوه اینکه نمی تواند خیلی با او صمیمی باشد، برقراری ارتباط این دو، پیچیدگی های خاصی دارد. اما به هرحال، اعمال برخی محدودیت ها لازم و غیرقابل اجتناب است.

همه کارهایش را انجام ندهید
دلیلی ندارد که زیپ شلوارش را ببندید، درحالی که خودش می خواهد این کار را انجام دهد. او را ترغیب کنید که خودش لباس هایش را بپوشد، دوش بگیرد و به کارهای شخصی اش برسد. بپذیرید که روزی از شما دور خواهد شد. احساس نیازی که به شما دارد را بیش از حد تقویت نکنید.

 یک نمونه «اجتماعی» برای او باشید
امروزه مادر علاوه بر جایگاه مهم خود می تواند مدلی برای شناخت هویت اجتماعی فرزندش باشد. او می تواند پسرش را به سمت اهدافش سوق دهد. بسیار رایج است که پسر بچه ها می گویند «می خواهم درآینده شغل مادرم را داشته باشم!»

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

دوشنبه 23/5/1391 - 13:18 - 0 تشکر 509634

اعتماد به نفس خود را تقویت کنید



1 - درست نشستن؛
بررسی اخیر توسط دانشگاه ایالتی اوهایو نشان داده صاف نشستن به طور چشم گیری بر اعتماد به نفس فرد تاثیر می گذارد.

۲ - به نکات مثبت توجه کنید؛
رو به روی یک آینه قدی بایستید و به ویژگی های مثبتی که دوست دارید اشاره کنید. ویژگی های جسمی ( چشم، لب، مو، پا، خنده و ... ) و شیوه پوشش (آرایش مو، لباس، طرز ایستادن و نشستن، آرایش، کفش و ... ) را در نظر بگیرید.

۳ - عرق ریختن؛
به هنگام احساس ناراحتی به ورزش بپردازید. یک ورزش ساده مانند پیاده روی دور ساختمان ( که مدت، شدت و زمان آن مهم نیست ) به طور لحظه ای باعث احساس اعتماد به نفس می شود.

۴ - به ظاهرتان برسید؛
متخصصان معتقدند، کوتاه کردن مو یا رسیدگی به ظاهر به طور چشم گیری روی اعتماد به نفس فرد تاثیر می گذارد.

۵ - کمک کنید؛
اگر قصد تقویت اعتماد به نفس خود را دارید در سازمان و گروه کمکی داوطلب شوید. آن احساس خشنودی که به دست خواهید آورد، اعتماد به نفس شما را استحکام خواهد بخشید.

۶ - همیشه جنبه مثبت کار را در نظر بگیرید؛
چند تجربه تلخ و شیرینی که چند روز پیش تجربه کرده اید را به یاد بیاورید. به عنوان مثال سوزاندن شیرینی هایی که با بچه ها تهیه کرده بودید و فرصتی بود که زمانی را با هم بگذرانید.

۷ - فهرستی تهیه کنید؛
پرهیز کردن از چیزهایی که باعث استرس، افزایش اضطراب و از بین رفتن اعتماد به نفس می شود.

۸ - هدف های کوچک تعیین کنید؛
یکی از راه های موثر ایجاد اعتماد به نفس تقسیم بندی اهداف بزرگ تر به هدف های کوچک تر است. به عنوان مثال اگر قصد کاهش وزن دارید، خوردن روزانه حداقل ۳ وعده سبزی را فراموش نکنید.

۹ - موضوعات جدیدی را تجربه کنید؛
مواجه شدن با انجام کاری که از آن بیم دارید و یا سخت به نظر می آید، احساس سلامت فرد را افزایش می دهد. کارهایی از قبیل یادگیری زبان جدید و ...

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

دوشنبه 23/5/1391 - 13:20 - 0 تشکر 509653

هرگز این جملات را به فرزندانتان نگویید



 هرگز به فرزندتان نگویید که از بعضی دوستانش خوشتان نمی آید و نباید با آنها دوست باشد. این نظر شما هر دلیلی داشته باشد، باعث می شود که توجه فرزندتان نسبت به آن شخص خاص بیشتر شود.

شاید جالب باشد بدانید که بعضی جملات بی ضرر به نظر می رسند ولی گفتنشان کم کم کودک را دچارخودکم بینی و احساسات منفی می کند.

 در اینجا شما را با 10 مورد از این جملات نادرست آشنا می کنیم:

گفتن بعضی حرف ها یا نظرات به کودکان تاثیرات بسیار بدی بر ذهن آنها دارد. بعضی از این صحبت ها آنقدر بد هستند که اکثر ما بد بودنشان را تشخیص می دهیم و از گفتن آنها به کودک خودداری می کنیم، مثلا جملاتی مانند "کاش هیچ وقت به دنیا نمی آمدی" یا "ما تو را نمی خواستیم".

ولی شاید جالب باشد بدانید که چیزهای دیگری هم وجود دارد که بی ضرر به نظر می رسند ولی گفتنشان کم کم کودک را دچارخودکم بینی و احساسات منفی می کند. در اینجا شما را با 10 مورد از این جملات نادرست آشنا می کنیم:

1.بیشتر تلاش کن، تو می توانی
ممکن است احساس کنید که فرزندتان در مدرسه، در ورزش یا در مهارت های دیگر آن طور که باید و شاید از توانایی هایش استفاده نمی کند. هر گونه اظهارنظری که نارضایتی شما را نشان بدهد نه تنها او را دلسرد می کند بلکه می تواند نتیجه عکس داشته باشد. وقتی چیزی از فرزندتان می خواهید، دقیقا مشخص کنید که توقعتان چیست. مثلا بگویید "وقتی اتاقت را کاملا تمیز کردی اجازه داری کارتون تماشا کنی."

2. کمتر غذا بخور
بهتر است از هر جمله ای که ذهنیت کودک را نسبت به ظاهرو بدنش تحت تاثیر قرار می دهد بپرهیزید. مثلا نگویید "مطمئنی که باید یک کیک دیگر بخوری؟" . همین طور از به کار بردن هر صفتی خود داری کنید. مثلا نگویید فرزندتان "پرخور" یا "بهانه گیر" است. در عوض، سعی کنید به نکات مثبت اشاره کنید و به جای کلی گویی، منظور دقیقتان را بیان کنید مثلا بگویید "چه خوب که سوپ مرغ را امتحان کردی."

3. تو همیشه... تو هیچ وقت ...
هرگز از کلماتی مثل "همیشه" یا "هیچ وقت" استفاده نکنید. در پس این کلمات تاثیراتی وجود دارد که می توانند تا آخر عمر با کودکتان بمانند. جمله ای مانند "تو همیشه وسائلت را گم می کنی" باعث می شود که او احساس بدی راجع به خودش پیدا کند و واقعا تبدیل به کودکی شود که همیشه وسائلش را گم می کند. به جای به کار بردن جملات منفی از فرزندتان بپرسید که چگونه می توانید به او کمک کنید تا رفتارش را تغییر دهد. مثلا بگویید "من احساس می کنم گاهی فراموش می کنی وسائلت را کجا گذاشته ای. ما چگونه می توانیم کمکت کنیم؟"

4. چون من می گویم!
گفتن چنین جمله ای شما را رئیس مطلق معرفی می کند و به حس استقلال و لیاقت کودک ضربه می زند. همچنین باعث می شود کودک شما یکی از فرصتهای یادگیری را از دست بدهد. مثلا تصور کنید که بچه های شما دوست دارند به جای آمدن به خانه خاله تان به پارک بروند و بازی کنند. به آنها بگویید " می دانم دوست دارید بازی کنید ولی خاله دوست دارد شما را ببیند و ما باید به بزرگترها احترام بگذاریم."

5. به تو گفته بودم...
تصور کنید چندین بار به پسرتان گفته اید که اگر همه بعدازظهر بازی کند وقت کافی برای امتحان ریاضی اش نخواهد داشت. و حالا پسرتان نمره اش را گرفته و شما از آن ناراضی هستید. گفتن جمله "به تو گفته بودم" باعث می شود او فکر کند همیشه حق با شما است و او همیشه اشتباه می کند. در عوض سعی کنید به نتایج مثبت کارهای او اشاره کنید، مثلا وقتی به حرفتان گوش می کند و اتاقش را تمیز می کند بگویید " حالا اتاقت بهتر به نظر می رسد نه؟ پس بهتر است همیشه اتاقت را تمیز کنی."

6. تو بهترینی
اگر همیشه کودکتان را تحسین کنید و به او بگویید که چقدر با هوش و زرنگ است، کم کم در مورد امتحان چیزهای تازه یا سخت تر دچار تردید خواهد شد چون می ترسد که نتواند مثل همیشه خوب و باهوش باشد. همچنین وقتی فرزند شما درگیر کاری باشد و به مشکل برخورده باشد، گفتن جمله ای مانند"اما تو خیلی زرنگ هستی" نتیجه عکس خواهد داشت، چون احساس می کند که لیاقت صفت های خوبی که به او می دهید را ندارد. بهتر است تنها به تلاش و کوشش او بها بدهید و بگویید "تو خیلی تلاش می کنی پس حتما موفق می شوی" یا "کارت عالی بود آفرین."

7. نگران نباش
اشکالی دارد اگر به کودک مضطرب و نگرانتان دلداری بدهید؟ بله، چون اگر به او بگویید که نباید نگران باشد احساس او را نادیده گرفته اید. همین طور جملاتی مثل "گریه نکن" یا "آرام باش" نتیجه ای مشابه خواهند داشت. در عوض بگویید " می دانم نگران هستی. می توانی به من بگویی چه چیزی بیشتر از همه نگرانت کرده است؟ "

8. بهتر است با او دوست نباشی
هرگز به فرزندتان نگویید که از بعضی دوستانش خوشتان نمی آید و نباید با آنها دوست باشد. این نظر شما هر دلیلی داشته باشد، باعث می شود که توجه فرزندتان نسبت به آن شخص خاص بیشتر شود. در عوض بکوشید با او صریح و مستقیم صحبت کنید تا بتوانید مکالمه ای راحت و روشن در مورد ارزش ها و چیزهای خوب و بد با فرزندتان داشته باشید. مثلا بگویید "چه چیز آن دوست برای تو جذاب است؟ شما دونفر چه کار می کنید؟".

9. این طوری نه. بگذار نشانت بدهم
تصور کنید که از فرزندتان خواسته اید کاری را انجام دهد، ولی او در انجام آن چندان موفق نبوده است. مسلما سخت است که جلوی خودتان را بگیرید و در انجام آن کار دخالت نکنید. ولی این کار اشتباه است چون فرصت یادگیری را از او می گیرد،


ضمن اینکه در صورت تکرار باعث می شود که او کم کم از امتحان چیزهای تازه بترسد. سعی کنید به جای اینکه آن کار را خودتان اجام دهید، با او همکاری کنید و بگویید "مادر من به من یاد داده که چگونه حوله ها را تا بزنم. بگذار به تو نشان بدهم."

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.