• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن روانشناسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
روانشناسي (بازدید: 133)
جمعه 20/5/1391 - 23:0 -0 تشکر 502820
تاثیرات گفتارى یا رفتارى انسان‏ها بر همدیگر

استادمحمدتقى‏مصباح


تاثیرات گفتارى یا رفتارى انسان‏ها بر همدیگر

 

بدون شك، همه انسان‏هادر زندگى اجتماعى خود به صورت‏هاى گوناگون، بریكدیگر آثار مطلوب یا غیر مطلوب مى‏گذارند.

بیش‏تر این تاثیرها از راه گفتار است، تنها یكى از آن‏ها از راه‏رفتار مى‏باشد و دیگران را تحت تاثیر قرار مى‏دهد.

این موضوع بحث گسترده‏اى در چندین رشته از علوم انسانى است كه اصل‏آن مربوط به روان‏شناسى است.

بنابراین، با ذكر چند جمله نمى‏توان تمام جوانب این موضوع را موردبحث قرار داد.

اما به اجمال، به چند نكته اشاره مى‏شود:

الف تاثیر گفتارى‏تاثیر گفتارى انسان‏ها بر یكدیگر گاهى به صورت تعلیم و تعلم جلوه‏مى‏كند و رابطه بین معلم و متعلم را مى‏سازد، خواه به صورت تعلیم وتعلم رسمى باشد و خواه غیر رسمى، اما گاهى ارتباط تعلیمى به‏صورت‏هاى دیگرى بین افراد برقرار مى‏شود.

بنابراین، دایره تعلیم و تعلم بسیار گسترده است.

یكى از اشكال آن «تبلیغ‏» است.

تاثیرى كه دستگاه‏هاى تبلیغاتى بر افراد دارند از دیگر دستگاه‏هاى‏تعلیم و تربیت كم‏تر كه نیست، بلكه گاهى بیش‏تر هم هست‏گاهى بدون این‏كه خودمان توجه داشته باشیم كه از كجا تاثیرپذیرفته‏ایم، احساس مى‏كنیم كه رفتارمان تغییر كرده است، دیروز طوردیگرى بوده‏ایم و امروز جور دیگرى شده‏ایم.

بسیارى از اوقات تصور مى‏كنیم خودمان خواسته‏ایم تغییر كنیم و عاملى‏بر ما تاثیر نگذاشته، اما واقع آن است كه تحت تاثیر واقع شده‏ایم‏و رفتارمان را از جایى اقتباس كرده‏ایم.

دامنه تاثیرگذارى‏هاى رفتارى بر دیگران بسیار وسیع است‏نمونه بارز آن گروه‏هایى است كه چه پیش از انقلاب و چه پس از آن‏تشكیل شد.

در سطح پایین، اگر بخواهیم مثال برنیم، نمونه‏اش گروه‏هاى خودجوش‏دانش‏آموزى است; مثلا، دانش‏آموزى كه موقعیت‏بهترى از لحاظ بیان یاجاذبه گفتارى یا مانند آن دارد مى‏تواند بیش از نود درصددانش‏آموزان را تحت تاثیر قرار دهد.

از لحاظ جامعه‏شناسى، تحقیق و اثبات شده است كه یك دانش‏آموزمى‏تواند از نظر طرز فكر و رفتار، یك كلاس را عوض كند; از لحاظ نوع‏لباس، نشستن در كلاس و مانند آن.

به عنوان مثال، دانش‏آموزى كه لباس خاصى مى‏پوشد، در مدت كوتاهى‏دیگران هم با آن لباس علاقه‏مند مى‏شوند و از او تقلید مى‏كننددر سایر زمینه‏هاى رفتارى و یا گفتارى نیز مساله به همین صورت است‏به دلیل این‏گونه تاثیرگذارى‏ها رفتارى یا گفتارى است كه اسلام‏مساله دعوت، ارشاد و تبلیغ را به صورت «امر به معروف‏» و «نهى‏از منكر» مطرح كرده است.

ب تاثیرات رفتارى‏اصولا در زمینه بحث نظرى و فكرى، گاهى كسى مساله‏اى را مطرح مى‏كندو برایش استدلال منطقى ارائه مى‏كند.

در این صورت، اگر بحث استدلال محكمى داشته باشد در شنونده تاثیرمى‏گذارد.

اما گاهى استدلال محكم نیست، اما نحوه بیان و برخورد گوینده طورى‏است كه مخاطب را تحت تاثیر قرار مى‏دهد; مثلا، گوینده شخص درستكارو وزینى است، وقتى حرف مى‏زند، پنجاه درصد تاثیر حرفش به دلیل‏شخصیت مقبول او و موقعیتى است كه نزد مخاطب دارد.

عكس این مطلب هم صادق است نكته دیگرى كه باید به آن توجه داشت این‏است كه بخصوص جوانان، دوست دارند وقتى سخن تازه‏اى مى‏شنوند از آن‏تاثیر بپذیرند و آن را براى دیگران نقل كنند; مثلا، اگر سخن‏شگفت‏انگیز و مهمى باشد كه دیگران نشنیده‏اند دوست دارند آن را نقل ‏كنند.

جمعه 20/5/1391 - 23:1 - 0 تشکر 502824

ضرورت توجه به سطح مخاطب در گفتار



اما در مطالبى كه مى‏خواهیم براى دیگران نقل كنیم، باید به نوع‏مخاطبمان هم توجه داشته باشیم و دقت كنیم كه آیا سخن ما در اوتاثیر به جا مى‏گذارد یا تاثیر غیر مطلوب، آیا اگر مطلبى علمى‏است، مخاطب توان درك آن را دارد یا نه؟ بسیارى از معارف براى همه‏مردم قابل درك نیست.


بنابراین، در نقل مطالب، باید به ظرفیت ذهنى و پایه معرفتى افرادتوجه داشت; همه چیز را نباید براى همه كس گفت.


به همین دلیل، در كتب روایى، بابى تحت عنوان «كتمان سر» وجوددارد.


روایات بسیارى از ائمه هدى: در این زمینه ورد شده است كه اسرار مارا كتمان كنید و به دیگران نگویید.


شاید سؤال شود كه مگر اسرار آن‏ها چه بوده است كه نباید به دیگران‏گفته شود و نباید موجب اذاعه و فاش شدن آن‏ها شویم؟ یا چرا بعضى ازافرادى كه اسرار آن‏ها را فاش كرده‏اند مورد لعن واقع شده‏اند؟ یاچرا اگر بر برخى افراد بلاهایى نازل شده علت آن افشاى اسرار آن‏هاذكر شده است؟ آیا ما هم اسرارى مى‏دانیم كه باید از دیگران كتمان‏كنیم آیا این روایات شامل حال ما هم مى‏شود یا فقط شامل عده‏اى ازاصحاب سر مى‏شود كه باید آن‏ها را كتمان كنند؟ آیا همه چیز رامى‏توان همه جا گفت؟ ملاك این مطلب چیست؟این روایت‏به این مطلب‏اشاره دارد كه انسان در مقام راهنمایى دیگران، یابد به ظرفیت‏مخاطب توجه داشته باشد نباید همه مطالب را یكجا به مخاطب منتقل‏كرد. ممكن است افراد به دلیل ضعف عقل، تحمل درك برخى مطالب رانداشته باشند.


علاوه بر این، برخى از موضوعات از جمله معارف بلند درباره توحید یامقامات انبیا: و اولیاست كه همه كس توان درك آن را ندارندبنابراین، از جمله اسرار محسوب مى‏شود كه نباید به همه كس گفت، وگرنه موجب گمراهى آن‏ها مى‏شود.


به عنوان مثال، پیامبر(ص) در روایتى مى‏فرمایند: «لو علم ابوذر وما فى قلب سلمان لقتله.» (2) اگر ابوذر بدانچه در دل سلمان مى‏گذرد آگاهى یابد او را مى‏كشداین با وجود آن است كه پیامبر(ص) بین آن‏ها برادرى ایجاد كرده بودو آن‏ها هر دو از نظر پایه ایمان و معرفت، در سطحى بالا و نزدیك به‏هم قرار داشتند.


از این مطلب به دست مى‏آید كه معارف بلندى وجود دارد كه به لفظ درنمى‏آیند; وقتى به صورت لفظ درآید، مردم معناى دیگرى از آن مى‏فهمندبنابراین، نباید آن‏ها را پیش هر كس مطرح كرد، و گرنه یا گوینده رامتهم به كفر مى‏نمایند یا خودشان به كفر كشیده مى‏شوند و یا نسبت‏به‏دیگران سوءظن پیدا مى‏كنند.


این مساله در مورد كتاب‏ها نیز صادق است; همه چیز را نباید در هركتابى نوشت، و گرنه ممكن است موجب انحراف برخى از مردم شود یاآن‏ها را مطابق معناى در خور فهمشان تفسیر كنند.


به عنوان مثال، عبارت «وحدت وجود» در فلسفه مطرح است‏عرفا هم مى‏گویند ما قایل به وحدت وجودیم.


اما برخى دیگر معنایى از این كلمه مى‏فهمند كه با معناى فلاسفه وعرفا فرق دارد.


به همین دلیل، عرفا را متهم به كفر مى‏كنند; مى‏گویند:اگر «همه چیزخداست‏» یا «مجموع عالم وقتى با هم تركیب شود خدا خواهد شد»،این كفر است.


اما عرفا هیچ‏گاه «وحدت وجود» را به این معنا نمى‏دانسته‏اندممكن است ما آنچه را عرفا مى‏گویند، نفهمیم.


اما این معنایش آن نیست كه آنان معناى غلطى اراده كرده‏اندممكن است معناى بلندى مورد نظر باشد كه لفظ از ترسیم آن عاجز است‏نظیر این مطلب درباره مقامات انبیا و اولیا: نیز وجود داردبر حسب روایتى، روزى پیامبر اكرم(ص) در جایى نشسته بودند كه حضرت‏على(ع) از مقابل ایشان عبور كرد.


حضرت فرمودند: «اگر نمى‏ترسیدم كه مردم درباره برادرم، على(ع)،چیزهایى را بگویند كه نصارا درباره عیسى‏بن مریم(ع) مى‏گفتند،مقامات اورا به درستى بیان مى‏كردم.» (3) یعنى:حضرت على(ع) مقاماتى دارد كه اگر رسول خدا(ص) هم مى‏خواست‏آن‏ها را براى مردم بگوید موجب سوء فهم مى‏شد و همان‏گونه كه مسیحیان‏عیسى(ع) را خدا دانستند، مردم ما هم على(ع) را خدا مى‏خواندنداما عده‏اى نمى‏توانند حقیقت مقام او را درك كنند و «على‏اللهى‏»شده‏اند.


پس حتى رسول خدا(ص) هم همه مقامات حضرت على(ع) را برى اصحاب خاص‏خودبیان نكرده‏اند.


اگر مى‏بینیم امروزه درباره برخى از شخصیت‏هاى بزرگ اختلاف‏هایى بین‏افراد وجود دارد به دلیل تفاوت مراتب فهم آن‏هاست; مثلا، همه‏نمى‏توانند عظمت مقام حضرت زهرا(س) را درك كنند.


اما معنایش این نیست كه العیاذ بالله مبغض اهل‏بیت: هستند،بلكه‏فهمشان بیش از این نیست. نباید توقع داشت همه مردم در مرتبه‏معرفت‏خواص اولیاى خدا باشند

جمعه 20/5/1391 - 23:2 - 0 تشکر 502827

«اسرار» یا گفتار بیرون از حد تحمل



بنابراین، در مقام ارشاد و تعلیم، باید ظرفیت‏شنونده را در نظرداشت و چیزهایى را به او گفت كه‏صلاحیت آن را دارد. آن‏چه را شنونده‏صلاحیت‏شنیدنش را ندارد از «اسرار» است‏یكى از مطالبى كه ازاسرار است و نباید پیش همه اظهار كرد همان‏گونه كه ذكر شد معارفى‏درباره توحید، انبیا و اولیا(صلى الله علیهم اجمعین) است اگر به‏این مساله توجه نكنیم موجب گمراهى دیگران شده‏ایم و به اختلاف میان‏امت دامن زده‏ایم. اما اسرار مختص همین مسائل نیست. گاهى برخى‏اسرار مربوط به مسائل اجتماعى و سیاسى است‏ائمه پس از امام حسین علیهم السلام بیش‏تر عمرشان را در حال تقیه‏گذراندند; زیرا حكومت نمى‏توانست‏سخن آنان را مبنى بر ادعاى به حق‏بودن و شایستگى بر خلافت‏بپذیرد.


اگر آنان همه‏جا به این واقعیت تصریح مى‏كردند با آن‏ها به همان‏صورتى برخورد مى‏كردند كه با ائمه پیش از آنان:; همه آن‏ها را به‏زودى به شهادت مى‏رساندند.


بنابراین، براى اظهار این مطالب، ابتدا اهل آن پیدا مى‏كردند، سپس‏ظرفیت او را مى‏سنجیدند، پس از آن به تدریج او را آماده مى‏كردند،بعد توضیح مى‏دادند كه امام حقیقى كیست، چرا مدعیان دروغین خلافت،شایستگى این منصب را ندارند،....


ما بحمدالله، در یك كشور شیعى زندگى مى‏كنیم و برخى از این مطالب‏رابه راحتى مى‏توانیم مطرح كنیم.


اما همین مطالب را هنوز هم در دیگر كشورهاى مسلمان نمى‏توان به‏صورت‏عریان مطرح كرد.


بنابراین، حفظ این اسرار یكى از واجبات است، و گرنه ممكن است‏درخون امام معصوم شریك شویم.


از این رو، در روایت امام صادق(ع)، از یك سو، از كسانى كه روش‏صحیحى در ارشاد دیگران دارند به صورت تلویحى، تعریف شده است و ازسوى دیگر، از كسانى كه اسرار آن‏ها را فاش مى‏كنند نكوهش گردیده است‏در زمان امام صادق(ع) تعداد معدودى از مردم امامت ایشان را قبول‏داشتند، سایر مردم از حقانیت ایشان مطلع نبودند.


یا حتى در بین امامزاده‏ها هم برخى از آن‏ها با وجود آن‏كه افرادصالحى بودند، اما مسائل امامت را به درستى نمى‏دانستندامام راحل; یكى دوبار در بیاناتشان این مطلب را فرمودند كه:مساله‏ائمه اثنى عشر، كه براى ما روشن است، خیال‏نكنید كه از روز اول‏براى‏همه مردم این چنین روشن بود.


در روایتى آمده است كه میان امام باقر(ع) و زیدبن على‏بن الحسن(ع)بحثى‏واقع شد.


(حضرت زید از شهداى بزرگوار اسلام است كه روایات متعددى در مدح‏ایشان رسیده، براى خدا قیام كرد و با حكومت غاصب جنگید)بحث‏بر سر این بود كه پس از امام زین‏العابدین(ع) چه كسى باید امام‏شود؟حرت زید استدلال مى‏كرد كه «پدرم به من بسیار علاقه‏مند بود، حتى‏غذا را لقمه مى‏گرفت و در دهان من مى‏گذاشت.»


امام زین‏العابدین(ع) هم در پاسخ مى‏گفتند: اگر امامت پس از ایشان‏حق شما بود، پس چرا به من نگفتند؟ بر حسب این روایت، مساله امامت‏حضرت باقر(ع) براى زید روشن نبوده است.


اما آنچه مورد نظر است این‏كه حضرت زید پاسخ مى‏دهند: پدرم براى این‏امامت مرا برایت روشن نكرد كه دچار فتنه یا شك و نكار نشوى‏این‏كه سند این روایت چه‏قدر صحیح است، بحث دیگرى است، اما نكته دراین است كه در زمان خود ائمه هدى: هم مطالبى وجود داشته كه حتى‏گاهى براى نزدیكانشان روشن نبوده و به صورت محرمانه بیان‏مى‏كرده‏اند البته این مسائل به همین صورت در زمان ما مطرح نیست،اما به هر حال، چیزهایى مطرح مى‏شود كه باید در اظهار آن‏ها سطح‏مخاطب را در نظر گرفت.


امام صادق(ع) مى‏فرمایند:«رحم الله قوم كانوا سراجا و منارا»;خداوند رحمت كند (آن دسته از شیعیان ما را) آن‏ها را كه چراغ‏هایى‏نور افشان بودند.«(سراج‏» اعم از چراغ كوچك یا بزرگ است.


اما وقتى در كنار «منار» قرار گیرد به معناى چراغ كوچك است و«منار» به معناى چراغ پرنورى است كه در جاى بلندى قرار مى‏دهندتا رهروان راه خود را بدان بیابند.


با این وصف، معلوم مى‏گردد كه «منار» به معناى «ماذنه‏» نیست)منظور از این سخن حضرت آن است كه خدا رحمت كند كسانى را كه هم‏نزدیكان خود را راهنمایى مى‏كردند و هم كسانى را كه از آن‏ها دوربودند

جمعه 20/5/1391 - 23:3 - 0 تشکر 502828

توافق گفتار با كردار; شرط اصلى تاثیر گفتار



از دیگر نكاتى كه در مقام ارشاد و تعلیم دیگران، به خصوص در تربیت‏و تبلیغ مذهب صحیح، باید بدان توجه داشته باشیم.


این است كه رفتار و گفتارمان با همدیگر توافق داشته باشد«نور» به آرامى و ملایمت در دیان اثر مى‏گذارد، در حالى كه‏«نار» مى‏سوزاند و آزار دهنده است.


در مقام ارشاد و هدایت دیگران، باید مثل نور بود، نه نارنباید طورى حرف بزنیم كه مخاطب و شنونده اذیت‏شود، نباید با تندى‏و خشونت‏برخورد نماییم، باید با ملایمت رفتار كنیم تا حرف حق درشنونده اثر كند.


امام صادق(ع) در ادامه حدیث مى‏فرمایند: «كانوا دعاتا الیناباعمالهم و مجهود طاقتهم‏»; آنان (نه با زبان تنها)، بلكه بااعمالشان و نهایت توانشان مردم را به سوى ما دعوت مى‏كنند.


همان‏گونه كه اشاره شد، گاهى رفتار یك شخص موجب مى‏شود كه دیگران به‏او متمایل شوند و بدون این‏كه بر سخن خود استدلال محكمى ارائه كندگفتارش مؤثر واقع مى‏شود.


بنابراین، در مقام ارشاد و نصیحت، تاثیر عمل كم‏تر از گفتار نیست‏به همین دلیل، مى‏فرماید: خدا رحمت كند گروهى را كه تمام توان خودرا صرف هدایت مردم كردند.


باید توجه داشته باشیم كه وظیفه ما فقط عمل فردى به دستورات اسلام‏نیست; یكى از بزرگ‏ترین وظایف ما هدایت دیگران است، چه روحانى‏باشیم كه رسما این مسوولیت را پذیرفته‏ایم و چه غیر روحانى‏هر كس باید به قدر توان خود، دیگران را هدایت كند.


اگر بینى كه نابینا و چاه است اگر خاموش بنشینى گناه است وقتى مى‏بینیم دیگران گمراه مى‏شوند، باید دست آن‏ها را بگیریم وراهنماییشان‏كنیم. اما این راهنمایى وقتى مؤثر واقع مى‏شود كه رفتارما با گفتارمان‏همراه باشد.


گاهى حتى اگر رفتار ما درست‏باشد، به گفتار هم نیازى نیست، به شرط‏آن‏كه هدایت را وظیفه خود بدانیم و مراقب رفتار و گفتارمان باشیم‏باید توجه كنیم كه ما مى‏توانیم براى همسر، فرزند، دوستان‏ونزدیكانمان الگو باشیم. ولى امام(ع) در بخش دیگرى از سخنانشان به‏صورت تلویحى، از كسانى كه مى‏خواهند مردم را به سوى ائمه اطهار:


هدایت كنند اما كارشان نتیجه منفى دارد، نكوهش مى‏كنند: «لیس كمن‏یذیغ اسرارنا»; نه مانند كسانى‏كه اسرار ما را فاش مى‏كنند. چنین‏كسانى به جاى این‏كه به شیوه‏اى صحیح، مردم را به راه درست رهنون‏شوند، با افشاى اسرار اهل‏بیت:، از هدایت آن‏ها جلوگیرى مى‏نمایندبنابراین، باید مراقب باشیم و بكوشیم كه رفتارمان در دیگران‏اثرمطلوب داشته باشد، نه اثر نامطلوب.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.